جلال فرخندی هم مرد؛ پرونده مرگهای خاموش در اشرف ۳ همچنان باز است. خبر دیگری از مرگ اعضای قدیمی مجاهدین در آلبانی منتشر شد. این بار جلال فرخندی، از اعضای قدیمی تشکیلات رهبر تاکسیدرمی شده، درگذشت. اطلاعیه تشکیلات علت مرگ او را “بیماری” اعلام کرده است؛ عبارتی کوتاه که بهجای پاسخگویی، پرسشهای بیشتری ایجاد میکند.
سالهاست خبر مرگ اعضای قدیمی اشرف ۳ یکی پس از دیگری منتشر میشود؛ گاه با عنوان “ایست قلبی”، گاه “سکته” و این بار “بیماری”. آیا پس از انتشار افشاگریهای متعدد درباره وضعیت اعضا، دیگر تکرار عبارت “ایست قلبی” نیز برای گردانندگان این تشکیلات به مسئلهای حساس تبدیل شده است؟ علت دقیق مرگ جلال فرخندی چه بوده و چه اطلاعات پزشکی مستقلی برای بررسی آن وجود دارد؟ بیماری جلال چه بوده است که حتی حاضر نشدهاید نوع آن را اعلام کنید؟
بلافاصله پس از اعلام خبر، مریم قجر عضدانلو به میدان آمد تا از “گوهر بیبدیل” و وفاداری او تا آخرین نفس سخن بگوید. باز هم مرگ یک انسان، فرصتی برای ستایش رهبر تاکسیدرمی شده شد؛ اما خبری از توضیحات روشن درباره شرایط درمان و سالهای پایانی زندگی او در اطلاعیه نیست.
جلال فرخندی نزدیک به پنج دهه از عمر خود را در این تشکیلات گذراند. پرسش اینجاست: حاصل این عمر طولانی چه بود و چرا امروز، بهجای پاسخ روشن درباره وضعیت سلامت و علت مرگ او، باید با انبوهی از عبارتهای پوچ و بیمحتوا روبهرو شویم؟
افزایش سن و بیماری میتواند بخشی از علت مرگ اعضای قدیمی باشد؛ اما این موضوع، ضرورت شفافیت درباره مراقبتهای درمانی و شرایط زندگی آنان را از بین نمیبرد. اعضای باقیمانده در اشرف ۳ حق دارند از خدمات پزشکی مناسب، ارتباط آزاد با خانواده و امکان تصمیمگیری مستقل درباره زندگی خود برخوردار باشند.
تبعیض وحشتناک در درون تشکیلات بیداد میکند. چرا برخی در اولویتاند و برخی دیگر نه؟ از اعضای قدیمی که در سنین هشتاد و نود سالگی هستند، خبر چندانی از مرگ منتشر نمیشود؛ اما افراد با میانگین سنی حدود ۶۵ سال، یکی پس از دیگری جان میبازند. آیا این تفاوت میتواند به رسیدگی ویژه به مسئولان قدیمی مربوط باشد؟
ما به چشم خود دیدیم که خوراک، محل خواب و چکاپهای پزشکی مسئولان ارشد، جدا از سایر اعضا بود. چرا چنین تبعیضی وجود داشت؟ چرا رسیدگیهای ویژه شامل همه اعضا نمیشد؟
چرا بهجای رسیدگی به وضعیت درمانی اعضای نگونبخت تشکیلات، باید شاهد هزینههای هنگفت برای زندگی و درمانهای لوکس مریم قجر عضدانلو باشیم؟ این موضوع صرفاً یک ادعای شخصی نیست؛ هفتهنامه فرانسوی Le Canard enchaîné در گزارشی در مارس ۲۰۲۵، هزینههای سنگین اقامتهای لوکس و درمانهای آبگرم مریم رجوی در فرانسه را افشا کرد. بر اساس این گزارش، هزینه یکی از اقامتها نزدیک به ۲۹ هزار یورو و هزینه اقامتی دیگر در سال ۲۰۲۳ حدود ۶۵ هزار یورو بوده است.
اکنون پرسش روشن است: در تشکیلاتی که اعضای قدیمی دههها از عمر خود را در آن گذراندهاند، چه نسبتی میان هزینههای هنگفت رهبر و وضعیت درمانی اعضایی وجود دارد که امروز خبر درگذشتشان یکی پس از دیگری منتشر میشود؟ چرا شفافیت درباره هزینههای رهبران و امکانات درمانی اعضا به یک مطالبه جدی تبدیل نشده است؟
جلال فرخندی رفت؛ اما پرسشها باقی ماندند.
چرا خبرهای مرگ از اشرف ۳ همچنان ادامه دارد؟ چرا علتهای اعلامشده و شرایط درمان اعضا بهصورت روشن و قابل بررسی توضیح داده نمیشود؟ و چه نهادی میتواند وضعیت سلامت و حقوق ساکنان این مجموعه را مستقلاً بررسی کند؟
مریم قجر عضدانلو! ستایش مردگان جای پاسخگویی درباره زندگان را نمیگیرد. تا زمانی که اطلاعات شفاف و قابل بررسی درباره این مرگها و شرایط زندگی اعضا ارائه نشود، پرونده پرسشهای بیپاسخ اشرف ۳ همچنان باز خواهد ماند.
عیسی آزاده

