با توجه به دادههای استخراج شده از رسانههای تشکیلات مجاهدین خلق همچون سیمای آزادی و ایران افشاگر، مروری داریم بر روایتی که این رسانهها در ماههای اخیر (از اواخر تیر ۱۴۰۵) ارائه دادهاند. این بررسی از طریق رصد اخبار، بررسی آخرین تیترها و گزارشهای منتشر شده، سپس استخراج روایت، شناسایی موضوع اصلی –شامل فعالیت های میدانی، انتقاد از دولت ایران یا مسائل داخلی خود سازمان—و تحلیل انتقادی یعنی مقایسه این روایت با واقعیت های ژئوپولیتیک و تحلیل استراتژیهای تبلیغاتی (پروپاگاندا) صورت میگیرد. این تحلیل بر سه رکن اصلی روایت سازی از اعتراضات صنفی و معیشتی، استراتژی مشروعیت بخشی بین المللی و تکنیکهای بازگشت به تاریخ تمرکز دارد.
تحلیل محتوای سیمای آزادی: سهم خواهی از اعتراضات صنفی
سیمای آزادی متعلق به سازمان مجاهدین خلق در گزارشهای اخیر خود تمرکز ویژهای بر پوشش اعتراضات صنفی گروه های مختلف (بازنشستگان، کارگران، نانوایان و…) دارد. این رسانه از یک استراتژی کلاسیک استفاده می کند: ادغام اعتراضات پراکنده در یک روایت واحد. در حالی که اعتراضات ذکر شده (مانند اعتراض بازنشستگان یا کارگران فولاد) دارای مطالبات اقتصادی و صنفی مشخص و اغلب پراکنده هستند، سیمای آزادی با چیدن آنها در کنار هم سعی میکند اعتراضات صنفی را به عنوان بخشی از یک موج واحد تقابل با نظام نشان دهد. این کار با هدف ایجاد این تصور انجام می شود که سازمان مجاهدین سخنگو یا پیشران این نارضایتیهای صنفی است در حالی که این گروه ها هیچ پیوند ایدئولوژیک یا ساختاری با سازمان ندارند. این نوع پوشش خبری مرز بین گزارشگری خبری و تبلیغات سیاسی را کمرنگ می کند.
تحلیل سایت مجاهدین خلق: تکیه بر تایید خارجی و استفاده از نمادهای سیاسی
تیترهایی مانند اظهارات پارلمان بریتانیا (نه به شاه، نه به شیخ) و اخبار مربوط به تحریمهای آمریکا نشان دهنده تمرکز سایت سازمان بر لایه دیپلماتیک است. سازمان تلاش می کند با برجسته کردن حمایتهای خارجی مانند اظهارات مقامات غربی در مدح تشکیلات، به خود اعتبار بین المللی ببخشد. این رویکرد تلاش دارد نوعی تایید بیرونی را جایگزین تایید داخلی کند. در حالی که سازمان در رسانههای خود بر اعتراضات صنفی داخلی (که در سیمای آزادی میبینیم) تاکید دارد در سایت رسمی خود بر حمایت های پارلمانی و فرامرزی تمرکز میکند. این دو رویکرد نشان دهنده یک استراتژی دوگانه است: استفاده از اعتراضات صنفی برای جلب توجه جهانی و استفاده از حمایت جهانی برای نشان دادن قدرت خود در برابر ایران.
تحلیلی بر شگردهای ایران افشاگر: بازسازی تاریخی و مشروعیت سازی از طریق گذشته
مشاهده محتواهایی مانند “قیام سی تیر در حمایت از مصدق” یا “ضربه ساواک به مجاهدین”، نشان دهنده استفاده از نوستالژی سیاسی است. این رسانه ها با بازگشت به وقایع تاریخی (مانند دوره مصدق یا سال های ۵۰) سعی دارند یک تداوم تاریخی برای خود ایجاد کنند. آن ها می خواهند به مخاطب القا کنند که مبارزه آنها بخشی از یک زنجیره طولانی و مشروع مبارزه برای آزادی ایران است. این تکنیک برای پر کردن خلاء مشروعیت در زمان حال است. وقتی سازمان در داخل کشور با چالش های جدی مواجه است با پیوند زدن خود به نمادهای ملی (مثل مصدق) یا مبارزات تاریخی سعی می کند از بحران ارتباط با تودههای امروز فرار کند و به جای آن بر یک هویت تاریخی از پیش تعریف شده تکیه کند.
بدین ترتیب، اگر بخواهیم این قطعات پازل را کنار هم بگذاریم تصویری پدیدار می شود که نشان میدهد ماشین پروپاگاندای مجاهدین در حال اجرای یک استراتژی مدیریت بحران هویت هستند. آنها میدانند که در داخل ایران نفوذ مستقیم و گستردهای ندارند از این رو از اعتراضات صنفی پراکنده داخلی (که ماهیت اقتصادی دارند) برای نشان دادن بی ثباتی نظام استفاده می کنند. از حمایت های پارلمانی غرب برای نشان دادن قدرت و اعتبار خود استفاده می کنند. از وقایع تاریخی برای نشان دادن اصالت و ریشه دار بودن خود استفاده کنند. رسانه های مجاهدین خلق به جای اینکه آینه مردم باشند سعی در ساختن یک تصویر فریبکارانه از مردم دارند. تصویری که در آن اعتراضات اقتصادی و صنفی به طور خودکار به اعتراضات سیاسی سازمان تبدیل شود.
در نهایت باید دانست که آنچه در رسانههای مجاهدین خلق مشاهده میشود نه گزارشگری خبری بلکه یک عملیات مهندسی شده برای بازسازی واقعیت است. آن ها با استفاده از تکنیکهای مصادره مطالبات و نوستالژی سیاسی سعی دارند شکاف میان خود و توده ای مردم را با پوشیدن جامه کلامی اعتراضات دیگران بپوشانند. این رسانهها به دنبال نمایش حقیقت نیستند. آن ها به دنبال ساختن یک واقعیت موازی و دروغین هستند تا بتوانند از میان خاکستر بحرانهای اجتماعی، اعتبار کاذبی برای خود و اهداف سیاسیشان بنا کنند. اینها را آینه راستین جامعه نیستند بلکه صرفا ابزاری برای کژنمایی واقعیت و فریبکاری محض هستند.
آرش رضایی

