نماد سایت انجمن نجات

اشک تمساح گروه رجوی بر سرنوشت زندانیان

تبلیغات مجاهدین

گروه رجوی که سال‌هاست بقای سیاسی خود را در گرو تبلیغات، فریب افکار عمومی و بهره‌برداری از رنج انسان‌ها قرار داده، این روزها با کارزار موسوم به “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” می‌کوشد چهره‌ای حقوق‌بشری از خود به نمایش بگذارد. اما پشت این ویترین پر زرق‌وبرق، تناقضی بزرگ نهفته است: گروهکی که متهم به سوق‌دادن افراد به فعالیت‌های پرخطر است، چگونه می‌تواند بدون پاسخ‌گویی درباره پیامدهای این فعالیت‌ها، خود را ناجی همان افرادی معرفی کند که سرنوشتشان را دستمایه تبلیغاتش قرار داده است؟

دستگاه تبلیغاتی رجوی با هیاهوی رسانه‌ای، انتشار بیانیه و تکرار شعارهای احساسی، تلاش می‌کند نقش خود را از یک جریان سیاسی ذی‌نفع به مدافع بی‌طرف حقوق زندانیان تغییر دهد. این همان بازی آشنای وارونه‌نمایی است؛ جایی که به‌جای پاسخ‌گویی درباره عملکرد خود، دیگران را در جایگاه متهم می‌نشاند و از رنج انسان‌ها برای بزک‌کردن چهره تشکیلاتی استفاده می‌کند که کارنامه‌اش باید زیر ذره‌بین نقد و بررسی قرار گیرد.
موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که فعالیت‌های مجازی و آنچه این سازمان “کانون‌های شورشی” می‌نامد، به میان می‌آید. افراد، به‌ویژه جوانان داخل کشور، از طریق تبلیغات اینترنتی شناسایی و به فعالیت‌هایی ترغیب می‌شوند که ممکن است پیامدهای امنیتی و قضایی سنگینی برای آنان داشته باشد.

نمی‌توان افراد را به میدان فعالیت‌های پرخطر کشاند، اما هنگام روبه‌روشدن آنان با پیامدهای احتمالی، پشت بلندگوهای تبلیغاتی پنهان شد و نقش قهرمان و حامی را بازی کرد. اگر رهبران گروه واقعاً نگران سرنوشت این افراد هستند، باید روشن کنند که تا چه اندازه آنان را از خطرها آگاه می‌کنند، چه مسئولیتی در قبال پیامدهای تصمیم‌هایشان می‌پذیرند و برای جلوگیری از قربانی‌شدن نیروهای جوان چه اقدام عملی انجام می‌دهند.
در این میان، آنچه بیش از همه آزاردهنده است، تبدیل ‌شدن رنج انسان‌ها به ابزار تبلیغاتی است. زندانی، متهم و خانواده نگران او نباید به سوژه‌ای برای تولید خبر، نمایش رسانه‌ای و کسب اعتبار سیاسی تبدیل شوند. مخالفت با اعدام، دفاع از حق حیات و تأکید بر دادرسی عادلانه، اصولی انسانی‌اند؛ اما هیچ سازمانی حق ندارد این اصول را به انحصار خود درآورد یا از آنها سپری برای فرار از پاسخ‌گویی بسازد.

رجوی نمی‌تواند از یک سو با زبان حقوق بشر سخن بگوید و از سوی دیگر، درباره مسئولیت احتمالی تشکیلاتش در قبال سرنوشت افرادی که به فعالیت‌های پرخطر ترغیب می‌شوند، سکوت کند. معیار صداقت یک جریان سیاسی، تعداد بیانیه‌ها، حجم تبلیغات یا تکرار شعارها نیست؛ معیار واقعی، میزان پایبندی آن به جان انسان‌ها، آزادی انتخاب، آگاهی از پیامدها و پذیرش مسئولیت است.

تشکیلات رجوی باید بداند که با تکرار شعارهای حقوق‌بشری، گذشته و عملکردش از نقد مصون نمی‌شود. اگر خود را مدافع زندانیان معرفی می‌کند، باید درباره شیوه‌های جذب نیرو، نحوه هدایت فعالیت‌ها و مسئولیت رهبران در برابر پیامدهای آن شفاف باشد. نمی‌توان هم از رنج انسان‌ها سرمایه تبلیغاتی ساخت و هم از پاسخ‌گویی درباره سهم احتمالی خود در شکل‌گیری آن رنج گریخت.

سرانجام، حقیقت را نه با بلندگوهای تبلیغاتی می‌توان تغییر داد و نه با جابه‌جاکردن جایگاه قربانی و آمر. حقوق بشر ابزار بقای هیچ سازمانی نیست؛ جان انسان‌ها میدان مانور سیاسی نیست؛ و رنج زندانیان نباید به سوخت ماشین تبلیغاتی هیچ جریان سیاسی تبدیل شود.

داریوش قنواتی

خروج از نسخه موبایل