در محدوده زمانی 9 هفته ، بدلیل سیاست های ضد انسانی حاکم بر تشکیلات مجاهدین خلق و ممنوعیت ها و محدودیت هایی که در این تشکیلات بر اعضا اعمال می شود، پنج تن از اعضای گرفتار در ارودگاه مانز بدلیل بیماری فوت شدند. برای اعضای جداشده از این تشکیلات مثل روز روشن است که عامل اصلی این مرگ و میرهای بی پایان ، فرمان رجوی مبنی بر این که «مجاهد بیمار نداریم» و در نتیجه عدم رسیدگی های مکفی به افراد بیمار است.
در همه جای دنیا وقتی فردی بیمار است معمولاً به پزشک مراجعه می کند و در صورت نیاز آزمایش یا اقدامات لازمی که دکتر تجویز کرده را اجرا می نماید. سپس دارو را تهیه و آن را مصرف می کند و در صورت لزوم استراحت می کند.
در تمام این مراحل اعضای خانواده در کنار بیمار هستند و تلاش می کنند تا محیط مناسبی برای او مهیا کنند تا او بتواند این دوره را به خوبی طی نموده و به سلامتی مجدد دست یابد.
اما در تشکیلات مجاهدین خلق با بیمار شدن فرد علاوه بر مشکلاتی که بیماری و عوارض آن بر او وارد می کند، مصائب و مشکلات زیادی از سوی تشکیلات بر فرد بیمار تحمیل می شود. به این صورت که در وحله اول به راحتی بیمار بودن او بدلیل همان ضابطه تشکیلاتی یعنی «مجاهد بیمار نداریم» که رجوی اجرای آن را اجباری کرده است، پذیرفته نمی شود. بخصوص اگر بیماری مثل سردرد یا درد معده نِمُود ظاهری نداشته باشد، یا فردی که می گوید بیمار هستم از نظر سران تشکیلات فرد مسئله دار محسوب شود. در این موارد بجای رسیدگی به فرد اتهام «تمارضم زده شده و او را مجبور به انجام کارهای یومیه می کنند. علاوه بر این سران تشکیلات برخی بیماری ها مانند مشکلات عصبی یا روانی را اصلاً به رسمیت نمی شناسند و آن را به مشکلات تشکیلاتی بیمار ربط می دهند! و بیمار را بجای آن که به نزد پزشک ببرند به نشسست جمعی می برند و آن قدر به او فشار می آورند تا اعتراف کند بیمار نیست و تمارض کرده است.
در گام بعد چنانچه بیماری فرد مورد تایید قرار گرفت او نمی تواند به موقع و به پزشکی که خودش مناسب تشخیص می دهد مراجعه کند. زیرا این تشکیلات است که برای او مشخص می کند در چه زمانی و به چه پزشکی می تواند مراجعه نماید.
در ادامه اگر دکتر برای بیمار استراحت نوشته باشد به او اجازه اینکار را نمی دهند و اگر در شرایطی ناچار باشند به بیمار اجازه استراحت بدهند، زمان استراحت را نسبت به توصیه پزشک خیلی کم می کنند. در واقع در تشکیلات مجاهدین خلق بجای این که پزشک برای بیمار تصمیم بگیرد، این مسئولین تشکیلات هستند که برای بیمار تصمیم می گیرند.
دسترسی به دارو و گذراندن دوران نقاهت نیز از دیگر مشکلات بیماران است و بیمار در شرایط بیماری بایستی حتماً در نشست های روزانه و اجباری موسوم به «عملیات جاری» که نوعی تفتیش عقیده است، شرکت نماید.
همچنین باید در نظر داشت که خانواده در مجاهدین وجود ندارد و بیمارانی که بیماری های صعب العلاج دارند حتی اگر اجازه استراحت هم بیابند بجای آن که در این شرایط بحرانی با مهربانی از سوی اعضای خانواده مواجه باشند، با برخوردهای تشکیلاتی که در بهترین حالت بی روح هستند مواجه می باشند.
نکته قابل توجه دیگر این است که فرد بیمار را مجبور می کنند تا هرچه سریعتر به محیط کار بازگردد چرا که به دستور رجوی ها افراد نباید تنها بمانند و فرصت فکر کردن داشته باشند.
به این دلایل رجوی ها اعضای این تشکیلات مخوف که اکثر قریب به اتفاق شان سنین بالا و مشکلات جسمانی دارند را به سمت مرگ سوق می دهند.
نظر به اینکه سیاست های اعمال شده از سوی رجوی ها و سران دست نشانده آنها موجب شده تا اکثر اعضای گرفتار در اردوگاه مانز بیمار بشوند، لازم است دولت آلبانی برای نجات جان آنها و ممانعت از مرگ و میرهای بیشتر، مداخله نموده و با ایجاد شرایط مناسب، امکان دسترسی آزادنه آنها به پزشک و امکانات پزشکی و گذراندن دوران نقاهت را فراهم نماید.
ایرج صالحی

