نماد سایت انجمن نجات

‌چگونه مجاهدین قبح همکاری با بیگانگان را شکستند؟

رضا پهلوی و مسعود رجوی

رضا پهلوی و مسعود رجوی

چگونه مسعود رجوی معلم رضا پهلوی شد؟ مسعود رجوی اولین ایرانی بود که علیه وطن و هموطن خود با دشمن همکاری کرد. همکاری مسعود رجوی با صدام حسین که دشمن در حال جنگ با ایران بود، در هشت سال جنگ تحمیلی، خیانتی است که از ذهن ایرانیان پاک نمی‌شود. او اگرچه در طول 47 سال مبارزه با جمهوری اسلامی به هیچ دستاوردی دست نیافت، راه خیانت را برای اپوزیسیون‌های دیگر گشود. کارنامه خالی از دستاورد مجاهدین خلق، ثمره‌اش اپوزیسیونی کینه توز، جنگ طلب و ویرانی طلب شد.

در ادبیات سیاسی مخالفان جمهوری اسلامی، موضوع رابطه با قدرت‌های خارجی همواره یکی از مباحث چالش‌برانگیز بوده است. مجاهدین خلق به نوعی الگوی دیگر اپوزیسیون‌ها در همکاری با دشمن هستند. گویی رضا پهلوی در راس اپوزیسیون سلطنت طلب در همکاری و همدلی با اسراییل و آمریکا علیه ایران از مسعود رجوی الگو برداری کرده است.

مسعود رجوی، پس از آغاز مبارزه مسلحانه در خرداد ۱۳۶۰ و خروج از ایران، ابتدا در پاریس شورای به اصطلاح ملی مقاومت را تأسیس کرد و سپس در سال ۱۳۶۵ به عراق رفت. همکاری این سازمان با دولت صدام حسین در دوران جنگ ایران و عراق، به‌ویژه استقرار در پادگان اشرف و تشکیل ارتش به اصطلاح آزادیبخش ملی ایران، نقطه عطفی در تاریخ این سازمان بود که با انتقادات گسترده و حتی تنفرعمیق در میان طیف‌های مختلف مردم و جریانات سیاسی ایران مواجه شد. این اقدام رجوی مصداق بارز همکاری با دشمن متجاوز در زمان جنگ و مطابق قوانین بسیاری از کشورهای دنیا مستوجب اشد مجازات بود. این در حالی است که هواداران این سازمان آن را مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی توجیه کرده‌اند، توجیهی که امروز رضا پهلوی و همفکرانش نیز از آن بهره می‌برند.

رویکرد جریان سلطنت طلب در جلب حمایت دولت‌های خارجی (مانند ایالات متحده و اسرائیل) و اقدامات پیشین سازمان مجاهدین خلق از یک جنس هستند. رویکردهای براندازانه مبتنی بر تکیه بر قدرت‌های خارجی با مبارزه سیاسی از نوع آزادی خواهی و دمکراسی خواهی اختلاف ماهوی دارد.

ابعاد مختلف رویکرد دشمن‌یاری اپوزیسیون‌های ایران برای مسعود رجوی و رضا پهلوی قابل تطبیق است. مجاهدین خلق در طول دوران حضور در عراق و تا زمان سرنگونی صدام، در خاک عراق از امکانات مالی و نظامی گسترده‌ای که پیشکش حکومت بعث بود بهره بردند و ارتش خصوص صدام را تشکیل دادند. طبق اسناد موجود و کاملا قابل دسترس در فضای اینترنت، مجاهدین خلق ماهانه مبلغ 15 تا 30 میلیون دلار نقدا از استخبارات عراق دریافت می‌کردند و این مبلغ سوای سهم 36 میلیون بشکه‌ای از نفت عراق بود که صدام حسین از برنامه نفت در برابر غذا در اختیار مجاهدین قرار می‌داد.

با همه این ثروت اندوزی عظیم که هنوز برای مجاهدین خلق تولید ارزش افزوده می‌کند، نتیجه این همدستی گسترده با صدام حسین، انزوای سیاسی شدید در ایران و شکل‌گیری احساسات منفی عمومی علیه تشکیلات مجاهدین خلق بود، به طوریکه در شرایطی که مردم ایران نارضایتی شدید از شرایط حکمرانی کشور داشته باشند نیز حاضر نیستند پرچم مجاهدین خلق را در تجمعات اعتراضی تحمل کنند.

برای رضا پهلوی، همکاری با دشمن از سفرهای به اصطلاح دیپلماتیک به کشورهای غربی به ویژه اسرائیل آغاز شد و با درخواست فشارهای حداکثری، تحریم و حمله نظامی به ایران ادامه یافت. کشته شدن غیرنظامیان ایرانی برای رضا پهلوی هیچ گاه محلی از اندوه و تاسف نبود. همچنین، ادعای “کمک در راه است” که با تکیه بر دشمن خارجی بود، موجب شد که رضا پهلوی جوانان ایران را در خیابان‌ها به کام مرگ بکشاند. نتیجه اتکا به دشمن خارجی برای رضا پهلوی این بود که اندک پایگاه مردمی که در سالهای اخیر کسب کرده بود، فرو ریخت.

اتهاماتی که روزی متوجه مسعود رجوی شد، به مرور زمان با سرنگونی صدام حسین و با افشای اسناد استخبارات عراق، به جرائم اثبات شده، تبدیل شدند. این جرائم اعتبار سیاسی رجوی را در میان ایرانیان به صفر رساند. رضا پهلوی و دیگر جریان‌های اپوزیسیون باید از سرنوشت رجوی عبرت بیاموزند چراکه او به دلیل سوابق سیاهش، از ناکام ترین رهبران اپوزیسیون است که سالهاست در صحنه سیاسی ایران نقشی ندارد و تهدیدش بیش از همه متوجه اعضای داخلی تشکیلاتش است که گرفتار کیش شخصیتی او هستند.

مزدا پارسی

خروج از نسخه موبایل