نماد سایت انجمن نجات

نان به نرخ روز خوردن رجوی

شکست مجاهدین

امسال در روز تولد کوروش کبیر یعنی هفتم آبان، رجوی سعی نمود برای کوروش سنگ تمام بگذارد، فردی که هیچ اعتقادی به کوروش نداشت به یکباره طرفدار پر و پا قرص وی شد و تمام تبلیغاتش روی همین روز یعنی تولد کوروش متمرکز شده بود .

سئوال این است که آیا رجوی اعتقادی به کوروش دارد یا خیر؟ از دیدگاه من که نزدیک به دو دهه در مناسبات سازمان بودم جواب منفی است. رجوی به هیچ چیز به غیر از خودش اعتقاد ندارد. اما سئوال دیگری که به ذهن می زند اینست که چرا رجوی در این مقطع سنگ کوروش را به سینه می زند؟

در مدتی که در مناسبات سازمان حضور داشتم هیچ وقت یادم نمی آید در ماه آبان و سالروز تولد کوروش، رجوی حرفی از وی بزند. حتی در نشست ها نیز هرگز اسمی از کوروش برده نشد.
البته این نه فقط در مورد کوروش، بلکه در مورد سایر بزرگان و فرماندهان ایران که در جنگ با دشمنان حماسه آفریدند نیز صادق بود. آنچه که در مناسبات بسیار رواج داشت تعریف کردنهای مستمر از زندانیان زمان شاه و اینکه چقدر شکنجه شدند و مقاومت نمودند بود. البته بعد مشخص شد که خود رجوی از خیانت کاران اصلی بوده است.

اما زیاد از بحث دور نشویم در مورد کوروش و یاد کردن از وی تقریبا چند سالی است که رجوی خودش را حامی کوروش جا می زند. در سالهای اخیر رجوی احساس ترس نسبت به رشد جریان طرفدار پهلوی نمود که خود را منتسب به کوروش معرفی می کند. او همچنین متوجه شد که سیاستمردان غربی وی را با تمام خوش رقصی که داشت، تحویل نگرفتند.

رجوی بعد از جریان اغتشاشات سالهای اخیر احساس کرد که در ایران جایگاهی ندارد و باید در نوع نگرش به مسائل تغییراتی بدهد. رجوی همیشه می دانست که در داخل ایران به خاطر خیانتهایی که انجام داده هرگز نمی تواند پایگاه مردمی داشته باشد.

رجوی برای ادامه خوشرقصی به سراغ قرآن رفت و در سوره و آیه ها به دنبال نام ذوالقرنین گشت تا ردی از نام کوروش پیدا کند. اگر قرآن چنین نوشته است پس چرا رجوی تاکنون اسمی از کوروش در نشست ها نیاورد؟ رجوی عکس کوروش را کنار مصدق قرار داده است. یعنی قبلا دکان کاسبی مصدق را باز کرده بود، الان دکان کوروش را هم اضافه کرده است.
رجوی سعی دارد از هر چیزی در هر مقطعی به نفع خود استفاده کند. از پرچم شیر و خورشید گرفته تا بیرق امام حسین (ع). این بار فکر می کند با یاد کردن از کوروش می تواند از میزان منفوریتی که در آن گرفتار شده بکاهد.

مردم ایران به ماهیت ضد ایرانی و قدرت طلبی مستبدانه رجوی پی برده اند. حال هر چقدر می خواهد اندر باب کوروش به تعریف و تمجید بپردازد. قطعا هیچ دردی از بیشمار دردهایش درمان نخواهد شد.
این نان به نرخ روز خوردن رجوی نشان از اوج درماندگی وی دارد که سعی می کند با آویزان شدن به کوروش خود را در دل کسانی که ممکن است به سمت پهلوی بروند جا کند. برای ما روشن است که او به غیر از به قدرت رسیدن خود به هیچ چیز دیگری اعتقاد ندارد.

هادی شبانی

خروج از نسخه موبایل