ضرورت احترام به احساسات و عواطف خانواده ها

هر آنچه که برای انسانها مفید و امیدبخش است یک ضرورت و نیاز است. در این میان اهمیت دادن به احساسات و عواطف خانوادگی مهمترین مسئولیت آدمی ست. نفی و انکار ضرورت ها و مسئولیت های ضروری و حیاتی و اصیل که ما آدمیان به آن می بایست پایبند باشیم تحت هر شرایط و توجیهی تفکر و عملی نابخردانه است. آقای جواد مجرد چنقرالو در نامه به برادرش، که سالهاست تحت سیطره رهبری عقیدتی مجاهدین در قرارگاه اشرف بسر می برد به این امر مشهود و مهم تاکید دارد. اینکه رهبران فرقه ی مجاهدین سعی کرده اند به مهمترین و اصیل ترین نیازهای انسانها دهن کجی کنند و آن را نادیده انگارند به مسئولیت های انسانی و اجتماعی خویش به درستی و روشنی عمل نکنند، کاری و رفتاری ست که باید مورد نقد همه جانبه و عریان قرار گیرد. براستی چگونه می توان از آرمان های بشری و آزادی انتخاب انسانها سخن گفت و در این باره شعار داد اما به صریح ترین و مهمترین نیازهای انسانی پاسخ درخوری نداد؟!! نظیر این پرسش و پرسش های بیشماری که خانواده های عضو انجمن نجات تاکنون از رهبران مجاهدین به طرق گوناگون مطرح کرده اند متاسفانه بی پاسخ مانده است. دارودسته رجوی بیش از دو دهه برای کسب قدرت به هر طریقی به راه خود رفته اند، در این میان به انتخاب آزادانه ی انسانها و اصیل ترین و متعالی ترین نیازهای آنان کمترین اهمیتی نداده اند و بی آنکه به پیامدهای مخرب و ویرانگر آن بر سایر انسانها و نیز بر عناصر و کادرهای تشکیلاتی خویش فکر کنند؟ سرانجام به وضعیت غریبی دچار شده اند ” فروپاشی و انحطاط ” موقعیت تراژیکی ست که هم اکنون در آن غوطه ورند. برای زیست در دنیای کنونی مهم است رهبران مجاهدین به کرامت و شان انسانها احترام بگذارند و حق انتخاب آزادانه افراد را بیش از این نفی و انکار نکنند. همه ی خانواده ها می بایست از امکان تماس مدام و مستمر با عزیزانشان در اسارتگاه اشرف برخوردار گردند و کسی نبایستی نابخردانه مانع تراشی کند. نیم نگاهی به محتوای نامه ی آقای جواد مجرد چنقرالو در حقیقت حکایت تلخ و درخوری ست از رویکرد ستیزه جویانه رهبران مجاهدین و نقد عملکرد رهبری عقیدتی مجاهدین که به احساسات و عواطف خانوادگی ارزشی قائل نیست. آرش رضایی حضور برادر عزیزتر از جانم اکبرجان ضمن عرض سلام و ادب، حال که شروع به نگاشتن این نامه نموده ام، نمیدانم که چگونه و از کجا شروع کنم موقعی که با خود خلوت می کنم می بینم حرف های زیادی برای گفتن دارم که گاهی اوقات بغض گلویم را میفشارد و با خود می گویم که چگونه است که بعد از بیست و یک سال ما هنوز موفق به برقراری یک تماس ساده نشده ایم آخر اکبرجان چگونه می توانم احساس خود و خانواده ام را بعد از گذشت سالها که انگار قرنها می گذرد و بصورت یک کابوس و درام در آمده است بیان کنم تا آخر چه هدف والا و بزرگ ارزشمند تر از ارتباط دادن انسان ها و خانواده به یکدیگر می باشد. برادر جان، ما دیگر چند سال دیگر می خواهیم زنده بمانیم آیا باید آرزوی یک دیدار ساده را با خود به دیار باقی ببریم آیا ذات یک هدف در پروسه ی تکاملیش بغیر از خدمت به انسانها و ایجاد ارتباط عاطفی و رویش حس خانواده دوستی و شور و شعف زندگی چیز دیگری می باشد. واقعیت اینست که برادر جان نمیدانم از کجا و از چه چیز شروع کنم در درونم غوغایی برپاست اما زمانیکه میخواهم افکار و احساسم را بصورت نوشتاری نگارش کنم مات و مبهوت می مانم و حرف برای گفتن زیاد دارم که در حوصله این چند سطر نمی گنجد فقط ازت عاجزانه تقاضا دارم که یک تماس بعد از بیست و یکسال باما و خانواده ات برقرار کن در ضمن ده روز پیش با منزل قبلی تماس گرفته بودی ولی منزل ما عوض شده تمنا دارم که با این شماره ها اگر توانستی تماس بگیری. به امید دیدار برادرت جواد شماره های تماس: 09144404249
2360068
2347182 رونوشت:
انجمن دفتر آذربایجان غربی جهت درج در سایت

خروج از نسخه موبایل