فرمانده هان فرقه رجوی تصمیم بر جدایی دارند

بعد از سه ماه ایستادگی و پایداری خانواده های اسیران اشرف، رجوی که قافیه را حسابی باخته است در اطلاعیه ای از زبان شورای خارجه نشینش مدعی شد:
«همزمان با استقرار مزدوران در ورودی اشرف، نیروی تروریستی قدس و وزارت اطلاعات در همکاری با دولت عراق و هم چنین با استفاده از مزدوران و عوامل عراقی، در صدد هستند توطئه های بیشتری را علیه مجاهدان اشرف سازمان دهند.»
البته این چند خط اساسا مصرف داخلی دارد تا او در مغز افراد اسیر که از همه جای دنیا بی خبر و از هر وسیله ارتباطی محروم هستند این را القا کند که محور کل عالم است و به این دلیل هر حرکتی که در عالم هستی اتفاق می افتد به نوعی در ارتباط با او است و تمام عالم و آدم کاری ندارند الی اینکه به فکر توطئه علیه او باشند. بعد هم کلیه آن افراد اسیر باید قدر چنین رهبری را بدانند که اگر چه تمام دنیا دارند علیه او توطئه می کنند اما او هنوز سرپا است.
اما اینکه چرا بعد از سه ماه رجوی شیاد یادش افتاده که همزمان با استقرار خانواده ها، همه در حال توطئه علیه او هستند را می توان در چند سطر پائین تر این اطلاعیه دریافت:
«برخی از این توطئه ها به شرح زیر است:
….
3- ربودن یکی از فرماندهان اشرف و استفاده تبلیغاتی از آن و ایجاد بی اعتمادی در صفوف مجاهدین جهت جدا کردن فرماندهان مجاهدین از سایر افراد در اشرف
4- پخش دروغ هایی مانند اینکه دو تن از 36 مجاهدی که در جریان حمله 6 و 7 مرداد به گروگان گرفته شده بودند از اشرف فرار کرده و هم اکنون نزد دولت عراق هستند و سپس به خانواده هایشان تحویل داده خواهند شد.»
از زمان حضور خانواده ها در جلوی درب اشرف تا امروز حداقل 6 نفر روحیه پیدا کرده و از جهنم اشرف گریخته اند که آخرین آنان آقای مهدی سجودی بوده است اما دو نکته موجود در اطلاعیه که در بالا ذکر شد بیانگر این است که اوضاع در تشکیلات فرقه فوق العاده بهم ریخته است و افراد در سطوح مختلف حتی در سطوح فرماندهی نیز خواهان جدایی از فرقه می باشند.
به نظر می رسد که رجوی دست را پیش گرفته تا پس نیافتد زیرا بر اساس گزارشاتی که به او روزانه از اوضاع افراد داده می شود فرار بسیاری و منجمله افرادی از سطوح بالا و فرماندهان اشرف بسیار محتمل است. بنابراین او می خواهد با این اطلاعیه وقتی افراد بالای فرقه گریختند با استناد به این اطلاعیه موضوع را کم رنگ کرده و با توطئه خواندن موضوع از میزان سنگینی ضربه بکاهد.
از طرفی با توجه به گستردگی مسئله دار شدن افراد و ازدیاد تعداد مخالفین در درون سازمان، او به 36 فردی که بعد از جریان اعتصاب دروغین سال گذشته برای سوء استفاده تبلیغاتی بسیار آنها را بزرگ کرده بود اشاره می کند. زیرا مطمئن شده است که از بین این افراد نیز نیروی ریزشی دارد و بنابراین برای اینکه بعدا از زیر این سوال «که تو میگفتی اینها فلان و بهمان هستند و چه شده که اینها هم جدا شده اند؟» در برود این امر را هم به توطئه نسبت می دهد.
بی شک آنچه بدست آمده حاصل پایداری خانواده هاست کما اینکه بر اثر همین پایداریها، رجوی درمانده برای رفع و رجوع، حول شده و علیرغم تمام شیادگری های قبلی اش برای پوشاندن حقیقت موجود اشرف، به منزله دروغگویی که فراموشکار شده، از یاد برده است که با چه ادعاهای غلیظی مدعی بود که اشرف یک شهر است اما در این اطلاعیه بند را آب داده و صحبت از فرماندهان اشرف می کند.
همانطور که از زمان سقوط صدام دیده ایم به دلیل دیکتاتوری حاکم بر تشکیلات فرقه، افراد با بدست آوردن هر فرصتی خود را از جهنم اشرف خواهند رهاند اما در این بین نقش حضور خانواده ها در جلوی درب اشرف یک کاتالیزور تسریع کننده مهمی بود که تاثیرات شگرف آن هر چه به جلو می رویم بیشتر نمایان می شود.

خروج از نسخه موبایل