گفتگو با آقای سجاد افسری عضو جدا شده ی مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی

روان شناسان اجتماعی چون اتو کلاین برگ و آلپورت معتقدند اثرات حضور مناسبات جمعی در رفتار آدمی برای فهم و تبیین این موضوع که افکار، احساسات، یا رفتار افراد چگونه تحت تاثیر حضور واقعی، تصوری یا تلویحی دیگران قرار میگیرد در حوزه ی روانشناسی اجتماعی بسیار حائز اهمیت است.
روش علمی کار با طرح یک سوال آغاز می شود تا موضوع مورد بحث مورد کنکاش و تحلیل قرار گیرد از این منظر میزان تاثیر فشار گروهی یا ساختار فرقه ای بر روی افراد را می توان سنجید و ارزیابی کرد و سپس پرسش بنیادین و کلیدی را طرح کرد: " آیا فشار گروه یا فرقه بر یک شخص می تواند سبب همرنگی او با جماعت و سایر افراد فرقه یا گروه گردد؟"
اندیشمندان روان شناسی اجتماعی معتقدند روش علمی دارای یک رشته ویژگی هایی ست و اهدافی را مد نظر قرار داده است. از ویژگی های روش علمی، رویکرد عینی آن است و همین ویژگی آن را از روش کار هنرمند یا نویسنده متمایز می سازد. یعنی در روش علمی بین مشاهده کنندگان با خوانندگان مختلف اتفاق نظر وجود دارد و هر کسی نمی تواند بنا به میل یا سلیقه ی خود واقعیت، رویداد یا مفاهیم را تعبیر و تفسیر کند. در این میان روش های تحقیق در روانشناسی اجتماعی حائز اهمیت است و تحقیق زمینه یابی یکی از متدهای تحقیق در عرصه ی فعالیت های گروهی، فرقه ای و مناسبات درون تشکیلاتی آن است.
تحقیق زمینه یابی عمدتا مبتنی بر نظر خواهی از افرادی ست که در گروه یا سازمان یا فرقه ها مدتهای مدیدی سپری کرده اند و در مناسبات درون تشکیلاتی به فعالیت پرداخته اند به شکلی حرفه ای و تمام مدت.
از مزایای روش تحقیق زمینه یابی این است که با پرسش و پاسخ و نظر خواهی می توان اطلاعات دقیقی راجع به یک جمعیت، گروه یا فرقه بدست آورد. هر چند روش زمینه یابی کاری تخصصی ست و نیاز به توانمندی ها و مهارت های علمی دارد اما به نظر من یکی از شیوه های مواجه شدن مستقیم و بی واسطه با واقعیت و مناسبات موضوع تحقیق است.
گفتگو با آقای سجاد افسری از اعضای جدا شده ی مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی که در قرارگاه اشرف با اسم مستعار سینا شناخته می شد تلاشی ست برای شناخت عمیق و همه جانبه و تامل در ماهیت و ساختار فرقه گرایانه ی مجاهدین که در عصر تحولات دموکراتیک و دنیای مدرن همچون وضعیت و پدیده ای غیر متعارف شناخته شده اند. این روزها گروههای خشونت طلبی چون القاعده و مجاهدین دغدغه ی اصلی جوامع انسانی هستند که سعی دارند با توسل به روش های غیر دموکراتیک و خشن جامعه بشری را مورد تهدید قرار دهند.
آرش رضایی گفتگو با آقای سجاد افسری عضو جدا شده ی مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی آرش رضایی: با تشکر از شما که در این بحث و گفنگو شرکت کردید. آقای سجاد افسری پرسشی همیشه ذهن مرا در باره ی مجاهدین و مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف و آنچه که در لایه های زیرین و تو در توی تشکیلات مجاهدین میگذرد، سخت به خودش مشغول کرده است. اینکه چرا مجاهدین علیرغم تسلط همه جانبه ای که بر افراد و کادرهای تشکیلاتی دارند و در طی بیش از سه دهه به مجاب سازی و یا به عبارتی دقیق تر به شستشوی ذهنی نیروهای تشکیلاتی خویش در محیطی کاملا بسته مشغول هستند اما هرگز موفق نشده اند که مانع ریزش فراگیر و گسترده نیروهای خود بشوند. ما در قبل و بعد از فروپاشی رژیم مستبد بعثی شاهد جدایی گسترده ی کادرهای تشکیلاتی از فرقه ی مجاهدین بودیم. البته بعد از سرنگونی رژیم صدام که روزنه هایی به فضای بسته و اختناق َآمیز قرارگاه اشرف باز شد و امکان ارتباط گیری و اطلاع رسانی هر چند تحت کنترل شدید سران مجاهدین و ارتش امریکا پدید آمد، نظاره گر ریزش وسیع نیروهای مجاهدین بودیم و اینکه در طی چند سال نزدیک به هزار نفر از کادرهای تشکیلاتی مجاهدین در سطوح و لایه های گوناگون جدا شده و به آغوش خانواده هایشان در ایران و اقصی نقاط جهان بازگشتند.
در این گفتگو دوست دارم شما از مشاهدات و تجربه های منحصر به فرد خود برای ما بگویید اینکه در قرارگاه اشرف و مناسبات مجاهدین خلق چه میگذرد؟ و چرا شما از این گروه جدا شدید؟ چه عواملی باعث شد که شما از مجاهدین بیزار شوید؟ و زندگی در دنیای خارج از قرارگاه اشرف را انتخاب کنید؟ آقای سجاد افسری: تشکر می کنم که این فرصت را به من دادید تا در مورد مناسبات غیر انسانی تشکیلات مجاهدین به طرح مسائلی بپردازم. من شخصیت منحصر به فردی داشتم به هیچ وجه تمایل نداشتم فردیت خودم را از دست بدهم. در شرایط و فضای قرارگاه اشرف دچار تناقضات فراوان شدم و تحت فشار مستقیم و غیر مستقیم مسئولین اشرف بودم آنان مرا به بهانه های واهی بشدت مورد آزار قرار میدادند، تهمت های ناروا میزدند و سعی داشتند فردیت مرا از بین ببرند. به این خاطر در یکی از روزهای سال 82 درخواست نشست کردم به فرمانده خود گفتم هر کس از من انتقاد دارد باید در جمع بگوید و به صراحت از من انتقاد کند. اینکه اگر دزدی کردم یا مسائل و مشکلات اخلاقی داشتم به من بگویند و افراد انتقادهای خود را در نشست جمعی یا عملیات روزانه آشکارا اعلام کنند. اما نباید شما مسئولین به من انگ بزنید چون انتقاداتی را به خط مشی مجاهدین دارم این کاری غیر اخلاقی است. از فرماندهان خواستم تا به افراد قرارگاه بگویند بدون ریل و بی مقدمه به من تهمت نزنند. این موضوع نیز مسبوق به سابقه بود در پذیرش نیز که مسئولیت هایی را بر عهده داشتم مدام به من تهمت می زدند در این رابطه بود که دو ماه پس از جنگ و خلع سلاح نیروها و اجتماع افراد در قرارگاه اشرف درخواست نشست کردم. پس از اینکه نشست انتقاد از من ترتیب داده شد کسی حرفی نزد و همرزمانم از من انتقادی نکردند!!
بنابراین به فرماندهان خویش هشدار دادم دیگر با من کاری نداشته باشند ولی پس از مدتی دوباره همان مسائل تکرار می شد و فرماندهان قرارگاه مدام مرا به بهانه های گوناگون محدود می کردند و من ناگزیر با آنان کنتاکت داشتم مسئولین و فرماندهان قرارگاه از اینکه من نسبت به روابط و شرایط حاکم بر قرارگاه انتقاد اصولی و منطقی داشتم بسیار ناراحت شدند و این امر باعث شد که تضادهای مسئولین با من شروع شود.
ادامه دارد…

دیگر مطالب
2 نظرات
  1. سجاد افسری می گوید

    اگر فکر میکنید
    با شبیه کردن من به خودتان
    اعتبار میگیرید

    بیهوده دلخوش هستید

    در سراب خود را غرق کردید

  2. سجاد افسری می گوید

    شماره تلفن انجمن را برایم اس کنید
    ایمیل ندارم
    پاس فراموش کردم
    09144141080
    منتظرم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.