احمد رازانی؛ مهربان بود و همواره کمکمان می کرد

بالا خره روز پنج شنبه 27 آبان جسد آقای احمد رازانی در پی ادعای دورغین و دجالگرایانه از سوی فرقه مخوف رجوی مبنی برخود کشی آن هم بر اثر فشار روحی خانواده های متحصن جلو درب اشرف تحویل نیروهای عراقی شد از شنیدن این خبر خشکم زد. آری، او را می شناختم ایشان قبلا در قرارگاه 6 به سر می برد اویی که مهربان بود و با سکوت مهرش را همواره به ما نیروهای خواهان جدایی می فهماند که دوستمان دارد، نفر تشکیلات نبود گزارش علیه دوستان اش نمی نوشت کمکمان می کرد و دستمان را می گرفت تا امید به روز فرار و یا جدای از تشکیلات باشیم.از قرار معلوم از زمان طلاق اجباری در قعله اشرف وی تسلیم زور مداری رجوی خائن نبود و صرفا حضور دو فرزند دختر و پسرش که آنها نیز با فریب دیدار با پدرشان به اشرف کشاند ه شده بودند مجبور به حضور در قرار گاه بود.
سکوت وسکوت وسکوت هیکل ضعیف و پیرمردی در وی نفوذ کرده بود گویی در سالها ی 70 او کشته شده بود ولی فعالیت ایشان قابل احترام بود بلا شک باور کردن خودکشی او سخت است و نیاز است پزشکی قانونی دولت عراق با حساسیت لازم اقدام لازم را بعمل آورد وتیم حقیقت یابی برای بررسی تشکیل و با شاهدین اولیه وبرخی عناصر معرفی از سوی جدا شدگان ملاقات نمایند در هر حال مرگ تشکیلات رجوی فرا رسیده و به زودی پته جنایات رجوی روی آب ظاهر خواهد شد.
فرید

خروج از نسخه موبایل