<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آلان محمدی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a2%d9%84%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/آلان-محمدی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Aug 2024 10:04:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>آلان محمدی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/آلان-محمدی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>آلان با کلاشینکف در برج نگهبانی چیکار می‌کرد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61389</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61389#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Aug 2024 07:46:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[کودک سرباز]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61389</guid>

					<description><![CDATA[<p>بنا به سندی که در ژانویه 1999 سازمان عفو بین الملل منتشر کرد، کودک سربازی یکی از بدترین انواع سوءاستفاده از کودکان کار است. مشارکت کودکان در نیروهای مسلح، به ویژه در شرایط درگیری مسلحانه، اثرات مخربی بر جسم و روح آنها دارد. به دلیل جثه کوچک و چابکی کودکان ممکن است از آنها در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61389">آلان با کلاشینکف در برج نگهبانی چیکار می‌کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بنا به سندی که در ژانویه 1999 سازمان عفو بین الملل منتشر کرد، کودک سربازی یکی از بدترین انواع سوءاستفاده از کودکان کار است. مشارکت کودکان در نیروهای مسلح، به ویژه در شرایط درگیری مسلحانه، اثرات مخربی بر جسم و روح آنها دارد. به دلیل جثه کوچک و چابکی کودکان ممکن است از آنها در عملیات‌های بسیار خطرناک استفاده شود و بی تجربگی و عدم آموزش احتمال بروز آسیب‌ها را شدیدتر می‌کند. اما درست در همان سالها بود که تشکیلات مجاهدین خلق در حال قاچاق کودکان اعضای خود از اروپا و امریکا به عراق، برای عضویت در ارتش به اصطلاح آزادی بخش بود.</p>
<p>امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق با انتشار عکسی از آن دوران، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:</p>
<p>&#8220;مجاهدین مدعی است که کودک سرباز نداشته. این عکس من هست در سن ۱۴ سالگی در لباس فرم نظامی در کمپ اشرف. پس از ۱ سال مغزشویی فعال توسط مسئولین در سال ۱۹۹۸ میلادی از پاریس به عراق منتقل شدم و این اسارت ۶ سال طول کشید تا آمدن نیروهای آمریکایی.&#8221;</p>
<div id="attachment_60497" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-60497" class="size-full wp-image-60497" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yaghmaei-Ashraf-s.jpg" alt="امیر یغمایی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yaghmaei-Ashraf-s.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yaghmaei-Ashraf-s-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yaghmaei-Ashraf-s-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-60497" class="wp-caption-text">امیر یغمایی با لباس فرم نظامی</p></div>
<p>بنا به تعریف عفو بین الملل، کودک سربازی معمولاً یک شغل تمام وقت است که دلالت بر ساعات طولانی کار دارد. امکان کمی برای بازگشت به خانه برای بچه ها وجود دارد. بر اساس این گزارش، کودک سربازان معمولا از خانه و خانواده خود جدا شده اند و به ندرت آموزش می بینند.</p>
<p>در مورخ 7 آگوست 2024، در بخش نظرات مطلب امیر یغمایی و برای صحه گذاشتن بر آن، کودک سرباز پیشین دیگری به نام آزاده معصوم عکس دیگری از خود و دو کودک سرباز دیگر مجاهدین خلق منتشر می‌‎کند. در این عکس چهره مشهور کودک سربازان قربانی مجاهدین خلق، آلان محمدی، در کنار آزاده به چشم می‌خورد. آزاده ذیل عکس در چند جمله کوتاه به مفاهیمی از کودک سربازی در مجاهدین خلق اشاره می‌کند:</p>
<p>&#8220;اینم عکس آلان ۱۳ یا ۱۴ ساله که مجاهدین میگفتن با سلاحش خودکشی کرد. آخه دست بچه ۱۳، ‌۱۴ ساله سلاح چکار میکرد؟ منم که ‌کنارشم ۱۷ سالم بود، مریم ذوالجلال هم ‌که سمت چپ من نشسته حدس میزنم ۱۷ سالش بود چون بچه که بودیم همکلاسی بودیم.&#8221;</p>
<div id="attachment_59975" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-59975" class="wp-image-59975 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-1-s.jpg" alt="آلان محمدی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-1-s.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-1-s-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-1-s-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-59975" class="wp-caption-text">آلان محمدی و آزاده معصوم</p></div>
<p>بر اساس سند عفو بین الملل، اکثر کودکانی که به عنوان سرباز در درگیری‌ها شرکت می‌کنند یا هرگز به مدرسه نرفته اند یا در سالهای اولیه مدرسه ترک تحصیل کرده اند.‌این مفهوم را می‌توان در یک جمله از آزاده معصوم به اثبات رساند. او دقیقا نمی‌داند که نفر سمت چپش یعنی مریم ذوالجلال چند ساله است اما بر این اساس حدس می‌زند که همسن او و هفده ساله است که در کودکی همکلاس بوده‌اند. این بدین معناست که این دو دختر نوجوان در 17 سالگی دیگر مدرسه نمی‌رفته‌اند و در حالی که زیر سن قانونی بودند، از تحصیل محروم شده بودند. وضعیت آلان که وخیم‌تر بود. او هنگامیکه به کمپ اشرف آورده شد، سیزده سال بیشتر نداشت.<br />
محمدرضا ترابی نیز با اشتراک دوباره عکس آزاده معصوم بر واقعیت کودک سربازی آلان و مخالفت او به ماندن در محیط سرکوب و خفقان کمپ اشرف تاکید می‌کند:</p>
<p>&#8220;یکی دیگر از جنایات مجاهدین. آزاده که مثل من تونست از چنگ فرقه مجاهدین فرار کنه، داره در مورد آلان محمدی صحبت می‌کنه. دختری که در ۱۳-۱۴ سالگی گول مجاهدین رو خورد و از اروپا به عراق و کمپ اشرف فرستاده شد. مثل همه ماها، از همون روزهای اول شروع به دریافت آموزش نظامی کرد و کلاشینکف به دستش دادن تا همراه فرمانده‌ اش تو برج‌های اطراف کمپ نگهبانی بده. آلان از همون روزهای اول ورودش به فرقه مجاهدین فهمید که وارد چه جهنمی شده ولی مجاهدین راه برگشت رو برای همه ما بسته بودن. نهایتا یک شب آلان از شدت فشارهای تشکیلات مجاهدین تصمیم میگیره با چکوندن ماشه کلاشینکفش تو برج نگهبانی به زندگیش پایان بده. اون مرگ رو به ادامه حضور در فرقه مجاهدین ترجیح داد.<br />
حالا مجاهدین هی بگن ما کودک سرباز نداشتیم. پس آلان با کلاشینکف تو برج نگهبانی چیکار میکرد؟<br />
لعنت بر مجاهدین و رجوی!&#8221;</p>
<p>حضور دختر نوجوان کم سن و سالی در برج نگهبانی یک پادگان نظامی، با کلاشینکف مصداق بارز کودک سربازی در محیط خطرناک است. خطرناک و حادثه زا بودن محیط یکی از معیارهایی است که مفصلا در ماده قانون سوم سند عفو بین الملل به آن پرداخته شده است.</p>
<p>در تعیین انواع کار یا فعالیت در شرایط خطرناک در این ماده قانون آمده است:</p>
<p>الف) کار و فعالیت‌هایی که کودکان را در معرض آزار جسمی، عاطفی یا جنسی قرار می دهد.<br />
ب) کار در زیر زمین، زیر آب یا در ارتفاعات خطرناک<br />
ج) کار با ماشین آلات، تجهیزات و ابزار خطرناک، یا جابجایی دستی یا حمل بارهای سنگین<br />
د) کار در یک محیط ناسالم که برای مثال ممکن است کودکان را در معرض مواد، عوامل یا فرآیندهای خطرناک قرار دهد، یا کار در دما، سطح سر و صدا، یا ارتعاشاتی که به سلامت آنها آسیب می‌رساند<br />
ه) کار در شرایط خاص دشوار مانند کار برای ساعات طولانی یا در طول شب یا کاری که امکان بازگشت هر روز به خانه را نمی دهد.</p>
<p>موارد بالا تماما مواردی هستند که کودک سربازان مجاهدین خلق در قرارگاه های مجاهدین خلق از جمله کمپ اشرف در معرض آن بودند. در بسیاری از عکس‌های موجود از کودک سربازان کمپ اشرف به طور واضح لباس نظامی بر تن آنها، کلاشینکف در دستهایشان و سوار بر تانک و دیگر وسایل نقلیه نظامی هستند.</p>
<p>در خاطرات کودک سربازان مدام از خطراتی که هر لحظه روح و جسم و حیثیت کودکان را تهدید می‌کرد می‌شنویم و می‌خوانیم. سند عفو بین الملل در همان سال 1999 توصیه‌هایی به جامعه جهانی مبنی بر لزوم ممنوعیت شرکت کودکان در جنگ دارد. این توصیه‌ها وجود بند جداگانه‌ای در این خصوص در کنوانسیون حمایت از کودکان کار را الزامی می‌داند.</p>
<p>با این وجود، در همان سالها یعنی بین سالهای 1997 تا 2002، سازمان مجاهدین خلق دست کم 300 کودک سرباز را از کشورهای غربی به عراق کشاند. بسیاری از آنان هنوز در قرارگاه مجاهدین خلق در آلبانی گرفتارهستند، بسیاری از آنها در جریان درگیری‌های خشونت آمیز کشته شدند و برخی مانند آلان محمدی دست به خودکشی زدند. شماری مانند امیر، آزاده و محمدرضا نیز بازماندگان شجاع و خودساخته آن دوران هستند که نه به کمک کنوانسیون های حقوق بشری و سازمان عفو بین الملل بلکه با کمک اندکی از سازمان ملل و با تلاش و همت خود زندگی در جهان آزاد را برگزیدند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61389">آلان با کلاشینکف در برج نگهبانی چیکار می‌کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61389/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک خش &#124; دقیقا منظور چیست؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59974</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59974#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 May 2024 07:50:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[یاسر اکبری نسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59974</guid>

					<description><![CDATA[<p>آلان محمدی کودکی بود که مسعود رجوی خائن و وطن فروش بانی اصلی ریختن خون این کودک شد. آلان وقتی که کودکی بیش نبود در سال1368 و بعد از عملیات فروغ جاویدان! ( بخوانید غروب جاویدان رجوی )، به همراه دیگر بچه ها و هنگام طلاق اجباری پدر و مادر ها به خارج فرستاده شد، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59974">یک خش | دقیقا منظور چیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آلان محمدی کودکی بود که مسعود رجوی خائن و وطن فروش بانی اصلی ریختن خون این کودک شد.</p>
<p><strong>آلان</strong> وقتی که کودکی بیش نبود در سال1368 و بعد از عملیات فروغ جاویدان! ( بخوانید غروب جاویدان رجوی )، به همراه دیگر بچه ها و هنگام طلاق اجباری پدر و مادر ها به خارج فرستاده شد، آلان به فرانسه رفت و وقتی که هنوز کودکی بیش نبود، در سن حدود 16 سالگی به پادگان مخوف اشرف برگردانده شد، البته به میل خودش نه، بلکه به اصرار سازمان به اشرف کشانده شد.</p>
<p>مادر آلان در عملیات فروغ جاویدان کشته شده بود و پدرش نصرالله محمدی در تعمیرگاه مکانیکی بردگی می کرد و شاید هر 6 ماه یکبار هم دخترش را نمی دید، آلان در اشرف و در میان حصارهای چند لایه ، تنها بود و کسی را نمی شناخت. پدرش و مادرش اهل شمال بودند و او هم بوی دریا می داد.</p>
<p>دریا همیشه خروشان بود و دریای آرام دریا نیست، مرداب است، آلان هم نمی خواست مرداب باقی بماند، راه نجاتی متصور نبود، همه درخواست های خروج با مشت آهنین مسعود رجوی و تشکیلات پاسخ داده می شد، آلان راه نداشت و نمی توانست به اروپا برگردد، نمی توانست فرار کند. او یک دختر جوان و بی تجربه بود و عراق هم یک کشور طاعون زده، ولی باید می رفت اما چگونه؟<br />
یک شب آلان به همراه فرمانده اش نگهبان بود، او در یک لحظه تصمیم به پرکشیدن گرفت، آلان ماشه اسلحه را کشید و با یک شلیک، به زندگی خودش پایان داد و از قفس پرید، بعدها در ادعائی کاملا مضحک گفتند : که نیروهای 9 بدر آلان را کشتند! در حالی که محل نگهبانی آلان داخل محوطه و درون حصارها بود و 3 پست دیگر دورتر و بیرون تر از او قرار داشتند، قبر آلان در قطعه مروارید در اشرف می باشد. این قبر لکه ننگی بر دامان رجوی هاست که او را وادار به خودکشی کردند. آلان هیچ عشقی را تجربه نکرده بود.<br />
آلان محمدی یکی از دهها و صدها نمونه است که در اشرف توسط شخص مسعود رجوی به خاک و خون افتاد.</p>
<p>نمونه دیگر مرحوم <strong>یاسر اکبری نسب</strong> که کودک سرباز رجوی بود نیز در داخل چاله ای با دست های بسته ، در یک ظهر بسیار گرم توسط مزدوران رجوی به آتش کشیده شد.</p>
<div id="attachment_59975" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-59975" class="wp-image-59975 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-1-s.jpg" alt="آلان محمدی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-1-s.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-1-s-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-1-s-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-59975" class="wp-caption-text">آلان محمدی ، بخاطر هوا و هوس های شیطانی مسعود رجوی ، به کام مرگی تلخ کشیده شد.</p></div>
<p>نمونه دیگر <strong>بهزاد</strong> که به بهزاد خیاط مشهور بود، آذری بود اما ساکن تهران، او نیز توسط مسعود رجوی در محوطه ی تعمیرگاه به آتش کشیده شد. مرجان اکبری ، سهیل ختار ، معصومه غیبی پور، هما&#8230;، مهری موسوی، مینو فتحعلی ، و &#8230;</p>
<div id="attachment_59977" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-59977" class="size-full wp-image-59977" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori-Enghelab-26-1.jpg" alt="اعضا کشته شده مجاهدین" width="700" height="368" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori-Enghelab-26-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori-Enghelab-26-1-300x158.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-59977" class="wp-caption-text">مرجان اکبری ، سهیل ختار ، معصومه غیبی پور، هما..، مهری موسوی، مینو فتحعلی و &#8230;</p></div>
<p>در 19 فروردین 1390 ، 35 اسیر دربند رجوی به دستور شخص وی ، با تیروکمان به جنگ تیربارها رفتند و همه کشته شدند! بی هیچ دستاوردی &#8230;</p>
<div id="attachment_59976" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-59976" class="size-full wp-image-59976" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek-Viktim-12.jpg" alt="اعضا کشته شده مجاهدین" width="700" height="366" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek-Viktim-12.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek-Viktim-12-300x157.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-59976" class="wp-caption-text">افرادی که به کام مرگ فرستاده شدند</p></div>
<p>اگر این کشته شده ها کودک سرباز نیستند ، پس چه عنوانی باید برایشان نوشت؟</p>
<p>مسعود رجوی در این باره گفت:<br />
&#8220;در این جنگ پیروز شدیم و بردیم اگر اگر حتی 500 نفر هم کشته می دادیم باز به سود ما بود و برد با ما بود و ارزش آن را داشت . الان در تمام دنیا اشرف به رسمیت شناخته شده ودیگر کسی نمی تواند به اشرف چپ نگاه کند و این بیمه نامه ما شده است&#8230;&#8221;<br />
کدام بیمه نامه ؟ کدام جنگ ؟</p>
<p>در حالیکه با فضاحت تمام و با یک اردنگی از اشرف بیرون رانده شدند.<br />
مسعود رجوی دیوانه وار قصد داشت همه را به کشتن بدهد، اگر عراقی ها دلشان به رحم نیامده بود، این آمار به قول مسعود رجوی می توانست تا 500 تن نیز افزایش یابد.</p>
<p>حال نگاه کنید صحبت های امروز سخنگوی سازمان که همان مسعود رجوی است که جرات آوردن اسم خود را نیز ندارد:<br />
&#8221; این همان رژیمی است که با دم و دنبالچه‌های اطلاعات و سپاهش در خارج از ایران، علیه مجاهدین ساز و دهل &#8220;کودک سرباز&#8221; می‌زند، در حالی‌که احدی از مدعیان حتی یک خش هم در نزد مجاهدین برنداشته است&#8230;&#8221;</p>
<p>برای همین سئوال می کنم : یک خش ، دقیقا به چه معنائی است &#8230;؟<br />
این فقط یک وجه از جنایات مسعود رجوی سرکرده جنایتکار سازمان مجاهدین است، بنابه شواهد متقن و خاطرات زنان جداشده ، زنان و دختران در کمپ مجاهدین خلق ، مورد تعدی و تجاوز رهبر فرقه نیز قرار گرفتند. آنها به دستور مریم رجوی در نشستی امر به کشف حجاب شدند، همه به نوبت خدمت رهبر رسیدند، مریم در آن نشست گفته است: شما همه زنان مسعود هستید، برای چه در مقابل او حجاب بر سر کردید!؟</p>
<p>زهی وقاحت و بی شرمی&#8230;</p>
<p>حال با حمله به جداشده ها نظیر آقایان بخشعلی علیزاده و حمید آتابای و دیگران &#8230; که جز حقیقت را نگفتند و با شهامتی مثال زدنی ، در مقابل این خونخوار دست به افشاگری زدند، با هوچیگری خاص خود آنها را متهم به همکاری با حکومت ایران می کند، که از اصل مسئله فرار کند.</p>
<p>دولت عراق مدعی بود که مسعود رجوی زمین های کشاورزی اطراف اشرف را به زور صدام حسین از مردم عراق قبض کرده است، بهمین خاطر هم با دستور مقامات دادگستری عراق 19 فروردین 1390 شکل گرفت. اما این هم اصل مسئله نیست، مسئله اصلی اصرار بی مورد به ماندن در اشرف و در عراق ، بعد از سرنگونی دیکتاتور عراق بود. کردکشی مسعود رجوی در جریان انتفاضه اول عراق ، هرگز نمی توانست به مردم عراق این اجازه را بدهد که جنایتکاری مثل مسعود رجوی که دم و دنبالچه صدام حسین بود در عراق نفس بکشد.</p>
<p>اکنون وجدان های بیدار جهان ، که همه چیز را نظاره کردند ، منتظر روز محاکمه مسعود رجوی و مریم رجوی هستند تا بلکه ذره ای از جنایات بیشمار این مرد و زن ، جبران شود که البته با هیچ چیز قابل جبران نیست.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59974">یک خش | دقیقا منظور چیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59974/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به بهانه عکسی تازه از آلان محمدی، کودک سرباز قربانی رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59668</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59668#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Apr 2024 12:27:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[مستند کودکان کمپ اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[کودک سرباز]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59668</guid>

					<description><![CDATA[<p>در پی اکران مستند &#8220;کودکان کمپ اشرف&#8221;، انتشار اسناد و شواهد درباره کودک سربازی در تشکیلات مجاهدین خلق بار دیگر اوج گرفت. چنان که انتظار می‌رفت، با انتشار محتوایی دیگر درباره کودکان مجاهدین خلق، رسانه‌ها و عوامل مجاهدین خلق سخت بر آشفتند و به سازندگان و شرکت کنندگان در مستند &#8220;کودکان کمپ اشرف&#8221; حمله بردند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59668">به بهانه عکسی تازه از آلان محمدی، کودک سرباز قربانی رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در پی اکران مستند &#8220;کودکان کمپ اشرف&#8221;، انتشار اسناد و شواهد درباره کودک سربازی در تشکیلات مجاهدین خلق بار دیگر اوج گرفت.</p>
<p>چنان که انتظار می‌رفت، با انتشار محتوایی دیگر درباره کودکان مجاهدین خلق، رسانه‌ها و عوامل مجاهدین خلق سخت بر آشفتند و به سازندگان و شرکت کنندگان در مستند &#8220;کودکان کمپ اشرف&#8221; حمله بردند. عوامل فیلم را به مزدوری برای حکومت ایران متهم کردند و حتی پیش آن که فیلم برای اولین بار به نمایش در بیاید بنای اعتراض و تظاهرات گذاشتند.</p>
<p>عاطفه سبدانی، امیر یغمایی، پروین حسین نیا و حنیف بالی که طی شش سال گذشته زندگی شان درگیر ساخت مستند سارا معین بود، بیش از گذشته به دفاع از حقیقت پرداختند. بر هراس از حملات مجاهدین خلق غلبه کردند و اقدام به نوشتن و گفتن از رنج ها و احساس های پنهان خود در طول سالهای آوارگی در سوئد کردند.</p>
<p>در حالی که سه تن از افرادی که در فیلم، زندگی‌شان مستند شده است عملا کودک سرباز نبوده‌اند، ذکر این نکته لازم است که برنامه تشکیلاتی مسعود رجوی برای همه کودکانی که از عراق به اروپا و آمریکا قاچاق کرد، این بود که روزی به عراق و کمپ اشرف باز گردانده شوند و به عنوان نیروی نظامی مجاهدین خلق به کار گرفته شوند. بنابراین حنیف، پروین و عاطفه اگرچه احتمالا به دلیل مراقبت‌های اجتماعی دولت سوئد، دیگر به عراق بازنگشتند اما از نظر تشکیلات سربازان بالقوه‌ای بودند که ممکن بود روزی همچون امیر یغمایی به عراق قاچاق شوند و در آنجا لباس نظامی بپوشند و دچار سرنوشت‌های تلخ تری چون سرنوشت آلان محمدی بشوند.</p>
<p>از سوی دیگر، دیگر کودک سربازان و اعضای پیشین مجاهدین خلق نیز ساکت نماندند و در حمایت از سارا معین و چهار کودک سربازی که سرگذشتشان در این فیلم مستند نگاری شده است، مطالبی منتشر کردند. در این موج ایجاد شده توسط اعضای پیشین و در دایره مطالبی که منتشر شد، شواهد و اسناد دیگری رو شد که جالب توجه است. برای نمونه در حاشیه مطالب محمدرضا ترابی و زینب حسین نژاد حول مستند &#8220;کودکان کمپ اشرف&#8221; می‌توان به شواهد بیشتری از کودک سربازی در تشکیلات مجاهدین خلق دست یافت.</p>
<p>محمدرضا ترابی از کودک سربازان سابق مجاهدین خلق که سالهای کودکی، نوجوانی و جوانی خود را در مجاهدین خلق گذراند، در پاسخ به ادعای یکی از عوامل مجاهدین خلق مبنی بر اینکه کودک سربازان حاضر در کمپ اشرف هیچ کدام به اجبار نیامده بودند و فیلم سارا معین به سفارش وزارت اطلاعات حکومت ایران ساخته شده است، متنی در حساب‌های کاربری شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کرد. او در این متن اعلام کرد که حاضر است به عنوان یک کودک سرباز در هر دادگاه بین‌المللی شهادت بدهد که خود و دیگر کودک سربازان مجاهدین خلق در &#8220;فعالیت نظامی ارتش آزادی بخش&#8221; حضور داشته اند.</p>
<p>نکته جالب توجه در نظرات ذیل مطلب محمدرضا ترابی به چشم می‌خورد: اعضای پیشین تشکیلات که شهادت می‌دهند کودک سربازان را در کمپ اشرف دیده‌اند و با آنها سر و کار داشته‌اند. در این میان فردی با نام کاربری آزاده معصوم با انتشار عکسی از دوران کودک سربازی خود در قرارگاه مجاهدین خلق در عراق می‌نویسد:</p>
<p>&#8220;نمیدونم تا به حال این عکس جایی بیرونی شده یا نه ولی این آلان محمدی که وقتی به اشرف رفت ۱۳ یا ۱۴ سالش بود، کناریشم منم که ۱۷ سالم بود.&#8221;</p>
<p>آلان محمدی سه ساله بود که به دستور مسعود رجوی همراه با دیگر کودکان مجاهدین خلق به اروپا قاچاق شد، او به مدت ده سال در یتیم‌خانه‌های مجاهدین و در میان خانواده‌های هوادار سرگردان بود. عوامل رجوی در 13 سالگی این نوجوان آسیب دیده را بار دیگر به عراق قاچاق کردند و در کمپ اشرف تحت فشارهای روانی و ایدئولوژیک به عنوان سرباز ارتش به اصطلاح آزادی بخش به کار گرفتند. فشارهای روانی بر سر ممنوعیت بازگشت آلان به اروپا، اجبار به رعایت حجاب، قطع رابطه با جنس مخالف و حتی محدودیت‌های ارتباطی با هم‌جنس در کنار آموزشهای نظامی و ایدئولوژیک، آلان را به کام مرگ کشاند. او یک شب در حالی که به پست نگهبانی اشرف گمارده شده بود با اسلحه‌ای که در دست داشت جان خود را گرفت.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59668">به بهانه عکسی تازه از آلان محمدی، کودک سرباز قربانی رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59668/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>میلیشیای مجاهدین خلق به روایت علی قزلقارشی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49057</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49057#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Feb 2022 09:47:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[علی قزل قارشی]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49057</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#8220;آلان محمدی از هم استانی های من بود. دختری کم سن و سال که از اروپا به کمپ اشرف کشانده شده بود. سال 80 یا 81 بود که شنیدم آلان در پست نگهبانی و به هنگام تنظیف اسلحه به ضرب گلوله کشته شده است. این چیزی بود که سازمان گفت اما ما متوجه شدیم که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49057">میلیشیای مجاهدین خلق به روایت علی قزلقارشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;آلان محمدی از هم استانی های من بود. دختری کم سن و سال که از اروپا به کمپ اشرف کشانده شده بود. سال 80 یا 81 بود که شنیدم آلان در پست نگهبانی و به هنگام تنظیف اسلحه به ضرب گلوله کشته شده است. این چیزی بود که سازمان گفت اما ما متوجه شدیم که آلان در اثر سختگیریهای سازمان خودکشی کرده است!..&#8221;</p>
<p>علی قزلقازشی با سابقه ی 11 سال حضور در مناسبات سازمان مجاهدین خلق از مشاهدات عینی خود در رابطه با میلیشیای مجاهدین خلق مطالبی بیان کرد.</p>
<p>سران سازمان مجاهدین خلق در زمان حضورشان در پادگان اشرف و همزمان با جنگ عراق و کویت، فرزندان کم سن و سال اعضا خود را به بهانه در امان ماندن آنها، از طریق اردن به کشورهای اروپایی فرستاد تا راحت تر بتواند جسم و جان و روح اعضا را استثمار کند. هدف اصلی رهبر فرقه، انهدام کانون خانواده بود و اولین قدم در این راه از میدان خارج کردن کودکان بود یعنی نقطه اتصال همسران.</p>
<p>این پایان ماجرا نبود.با اتمام جنگ کویت و گذشت زمان و زمانی که رهبر خائن فرقه، مسعود رجوی با بحران نیرو مواجه شد باز به سراغ این کودکان رفت. کودکانی را که زمانی آواره کرده بود الان به سنین نوجوانی رسیده بودند. بهترین راه جذب مجدد آنها را استفاده از پدران و مادرانی دید که شیفته دروغ های رجوی بودند و با این روش توانست بسیاری از افراد جوان خارجه نشین را به پادگان اشرف فرا بخواند. یکی از این افراد آلان محمدی دختر فرشته محمدی بود که مادرش او را به بهانه ملاقات و دیدار به عراق فراخواند تا او را تحویل سران فرقه رجوی بدهد و بتواند خوش خدمتی خود به اربابش مسعود رجوی را به حد اعلاء برساند.</p>
<p>آلان محمدی که بیش از ده سال در کشوری آزاد زندگی کرده بود، به یکباره از بیابانهای عراق و بدتر از آن به پادگان نظامی که سران آن هیچ نوع انساندوستی و رفتار مناسب با آدمها را تجربه نکرده بودند سر در آورد. آلان محمدی چاره ای بجز ماندن در اردوگاه اشرف را پیدا نکرد که البته این چاره جویی او با مردن به اتمام رسید. آلان محمدی بنا به گفته بسیاری از افراد جدا شده از سازمان مجاهدین، از همان زمان ورودش به اردوگاه اجباری مجاهدین خلق در عراق ، بارها و بارها اظهار پشیمانی کرد و چندین بار خواست جدا شود ولی سران خائن فرقه رجوی به او چنین اجازه ای ندادند تا اینکه او یکروز در برجک نگهبانی با شلیک گلوله به مغز خود به زندگیش پایان داد. تا بازهم ثابت شود که سازمان ضد انسانی مجاهدین ذهن آدمها بخصوص افراد جوان را به شدت شستشو داده و تمامی حقوق اولیه آنها را نادیده می گیرد.</p>
<p>توضیحات علی قزلقارشی در رابطه با میلیشیای مجاهدین خلق:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-49057-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Ghezel-Gharshi-202202.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Ghezel-Gharshi-202202.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Ghezel-Gharshi-202202.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Ghezel-Gharshi-202202.mp4">برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49057">میلیشیای مجاهدین خلق به روایت علی قزلقارشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49057/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Golestan/Ghezel-Gharshi-202202.mp4" length="56802410" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; آلان محمدی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42114</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42114#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2020 07:05:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=42114</guid>

					<description><![CDATA[<p>سه ساله بود که مادرش را در عملیات فروغ جاویدان از دست داد. در سال 1370 او را به همراه دیگر کودکان مجاهدین خلق از کمپ اشرف عراق به اروپا فرستادند. پس ازگذشت ده سال، در عنفوان نوجوانی آلان را برای پیوستن به ارتش آزادی بخش &#8211; البته به بهانه دیدار با پدرش &#8211; از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42114">سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; آلان محمدی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سه ساله بود که مادرش را در عملیات فروغ جاویدان از دست داد. در سال 1370 او را به همراه دیگر کودکان مجاهدین خلق از کمپ اشرف عراق به اروپا فرستادند. پس ازگذشت ده سال، در عنفوان نوجوانی آلان را برای پیوستن به ارتش آزادی بخش &#8211; البته به بهانه دیدار با پدرش &#8211; از آلمان بازگرداندند و <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778">دوباره به عراق اعزام کردند</a>.</p>
<div id="attachment_42115" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-42115" class="size-full wp-image-42115" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-Fa.jpg" alt="آلان محمدی " width="600" height="340" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-Fa.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-Fa-300x170.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mohammadi-Alan-Fa-390x220.jpg 390w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-42115" class="wp-caption-text">آلان محمدی</p></div>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36385">یاسر عزتی</a> که خود از کودکان قربانی مجاهدین خلق است درباره وضعیت زندگی کودکان مجاهدین در اروپا خاطرات مشترکی با آلان دارد. او در بخشی از خاطراتش درباره شرایط آلان در آن دوره می نویسد:</p>
<p>«<em><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24701"> آلان</a> در کشور آلمان، در شهر کلن در پانسیون ( مهرگان ) مجاهدین بسیار زیر فشار روحی و روانی بود. بارها مظلوم را میدیدم که انقدر پنجه روی دستانش میزد تا خون روانه میشد. آلان را بارها در سن 12 سالگی با افرادی که 19 سال داشتند و نامناسب بودند می‌دیدم. آلان از مدرسه فرار می‌کرد و از سن 11 سالگی شروع به سیگار و&#8230; . اینها در اثر کمبودهای عواطفی بود که آلان سالها در سینه فریاد می‌زد و به صورت انفجاردیده می‌شد. او دست به هر کاری می‌زد تا شاید خلأ کمبود عواطف خود را بتواند جایگزین کند. ولی چون چیزی جای عواطف را پر نمی‌کرد، مظلوم از این شاخه به آن شاخه می‌پرید. رد زخم ‌هایی که روی دستانش آلان به چشم می خورد بقدری بود که مربیان مدرسه فکر میکردند در خانه او را کتک میزنند.</em>»</p>
<p>به شهادت چندین تن از اعضای جدا شده آلان پس از دیدار با پدرش <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36490">تمایلی برای ماندن در عراق نداشت</a> و بارها تقاضای بازگشت به اروپا داده بود اما هربار با ارعاب و نشست های شستشوی مغزی از سوی سران تشکیلات مجبور به ماندن می‌شد.</p>
<p>محمد کرمی در این باره می نویسد:</p>
<p>«<em>چند ماهی بود که درخواست برگشتن به خارج را داده بود ، برخوردشان با این نوجوان هم مانند بقیه بود ، دائم نشست‌های مختلف برای او تشکیل می‌شد . در این یک ماه آخر آلان تبدیل به یکی از سوژه‌های اصلی نشست‌های عملیات جاری شده بود . یک روز عصر که داشتم با خودرو در خیابان ۱۰۰ به طرف ستاد اشرف می‎رفتم ، دیدم که نسرین مسیح فرمانده یگان وی به همراه دو زن دیگر آلان را آورده بودند پشت سالن نشست فیافی او را کتک می‌زدند . آلان هم نشسته بود و با دست‌های کوچکش حفاظی برای سرش درست کرده بود که از ضربات آنها در امان بماند..</em>.»</p>
<p>فشارهای روانی و جسمی که سران تشکیلات در نشست‌های عملیات جاری و حتی در زندگی روزمره به این نوجوان 15 ساله تحمیل می‌کردند، نهایتا منجر به فروپاشی روانی او شد تا آنجا که به زندگی خود خاتمه داد.</p>
<p>میلاد آریایی درباره مرگ او چنین می گوید:</p>
<p>« <em>در سال 1380، حراست و نگهبانی از ضلع شرقی قرارگاه اشرف را به یگانی از زنان سپرده بودند و محل حادثه دقیقاً اولین برج نگهبانی سمت راست درب شرقی قرارگاه بود. آن ایام، نگهبانان می بایست با سلاح و تجهیزات بر سر پست نگهبانی می‌رفتند اما کسی حق نداشت سلاحش را از ضامن خارج نماید، چه برسد به این که مسلح کند، چرا که خطر جدی کسی را تهدید نمی‌کرد. به همین دلیل، حفاظت این بخش از قرارگاه را به یگانی از زنان جوان که اصطلاحاً میلیشیا خوانده می‌شدند، سپردند. نگهبانی‌ها به صورت 24 ساعته بوده که در هر پست نگهبانی دو نفر به عنوان نگهبان و سرتیم حضور داشتند. در روز حادثه که ساعت 10 صبح بود، سرتیم آلان برای آوردن غذای بعد از صبحانه، از برجک دیدبانی پایین آمده و آلان محمدی که تنها در پست نگهبانی حضور داشت، از فرصت استفاده کرده و با مسلح کردن مسلسل کلاشینکف خود آن را به زیر چانه‌اش قرار داد و ماشه‌اش را چکاند و به این ترتیب به زندگی کوتاهش خاتمه داد</em>.»</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778">نسرین ابراهیمی</a> در خاتمه مطلب مفصلی که درباره آلان محمدی منتشر کرد، می نویسد: «<em> آلان در زندگی کوتاه خود روز خوشی به خود ندیده بود، از کردستان و در به دری در کردستان گرفته تا در اروپا و مدرسه مجاهدین و دست به دست شدن در خانواده های ایرانی و آلمانی و بیگاری کشیدن از او و تا نزد مجاهدین و در اشرف که رجوی به خاطر خودخواهی‌ها و قدرت طلبی‌های خودش دفتر زندگی این دختر 16 ساله را اینگونه بست</em>.»</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42114">سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; آلان محمدی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42114/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قتل آلان محمدی و حلق آویز کردن مجتبی میرمیران شاعر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24701</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24701#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Feb 2018 06:50:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=24701</guid>

					<description><![CDATA[<p>آلان محمدی که بود؟ زنده یاد خانم آلان محمدی وقتی که کودکی بیش نبود در سال 68 و بعد از عملیات مرصاد به همراه دیگر بچه ها و هنگام طلاق پدر و مادرها زمانی که کودکی خردسال بود، نزد مادرش در کمپ اشرف بود، به هنگام جداکردن فرزندان از پدر و مادرهایشان و فرستادن آنها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24701">قتل آلان محمدی و حلق آویز کردن مجتبی میرمیران شاعر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>آلان محمدی که بود؟</h2>
<p>زنده یاد خانم آلان محمدی وقتی که کودکی بیش نبود در سال 68 و بعد از عملیات مرصاد به همراه دیگر بچه ها و هنگام طلاق پدر و مادرها زمانی که کودکی خردسال بود، نزد مادرش در کمپ اشرف بود، به هنگام جداکردن فرزندان از پدر و مادرهایشان و فرستادن آنها به کشورهای خارجی او را هم در حالیکه کودکی ۴-۵ ساله بود به کشورهای خارجی فرستادند! آلان، به فرانسه رفت و وقتی که بزرگ شد و حدود 17 سال بیشتر نداشت، به اشرف برگردانده شد! حوالی سال های ۷۶الی ۷۷ که سران سازمان به دنبال جذب نیرو و زیاد کردن نفرات بودند، به فکر بازگرداندن کودکان افتادند!</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-23925 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_6.jpg" width="800" height="554" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_6.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_6-300x208.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult_6-768x532.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /><br />
آنها اکنون کمی بزرگتر شده بودند و بعنوان یکی از کانال های جذب نیرو برای سازمان تبدیل شده بودند. سپس با حقه و فریب تعدادی از کودکان را ازخارج کشور به کمپ اشرف بردند اکثر آنان از همان بدو ورود متوجه محدودیت های خفقان آور تشکیلات شده و تحمل فضای موجود را نداشتند و در رنج و عذاب بسیار بودند!<br />
آلان محمدی با اینکه در آن زمان دخترکی ۱۴ ساله بود از همان روزهای اول بنای مخالفت را گذاشته و نمی توانست با فضای سخت و سنگین تشکیلات فرقه ای کنار بیاید و بطور مستمر مشکلات زیادی با سران فرقه داشت. او قبول کرده بود فقط برای مدتی کوتاهی (۶ماه) به عراق برود و پس از دیدار با پدر و گذراندن یک دوره کوتاه مجددا&#8221; به خارج کشور برود، ولی افسوس که نمی دانست قدم در راه بی برگشت گذاشته و دیگر اجازه بازگشت به وی داده نخواهد شد!<br />
مادرآلان در عملیات مرصاد کشته شده بود و پدرش نصر ا.. محمدی در تعمیرگاه مکانیکی در اشرف کارمی کرد و شاید هر 6 ماه یکبار هم دخترش را نمی دید! آلان در اشرف تنها بود و کسی را نمی شناخت، آلان از پدر و مادری اهل شمال بود و او هم بوی دریا می داد!<br />
آلان مثل دریا همیشه خروشان بود و اعتقاد داشت که دریای آرام دریا نیست، مرداب است! آلان نمی خواست مرداب باقی بماند! اما راه برگشت نداشت! نمی توانست به اروپا برگردد! باری وی یکی ازافراد ناراضی بود و بشدت زیر کنترل تشکیلات بود و برخوردهای زیادی با او می شد! آلان بسختی فضای تشکیلات را تحمل می کرد وعلیرغم سن کم اش که زیر ۱۸سال بود او را در یگان های نظامی سازماندهی کرده بودند و سلاح های پر از فشنگ هم در اکثر زمان ها در اختیار نفرات بود، اما نمی توانست فرار کند، او یک دختر بود و عراق هم یک کشور طاعون زده ولی باید می رفت، اما چگونه؟<br />
در سال ۱۳۸۰ اتفاق دلخراش که نباید اتفاق می افتاد، رخ داد!<br />
یک شب ظاهرا آلان همراه فرمانده اش نگهبان محوطه بود، که در یک لحظه تصمیم به پرواز می گیرد! ماشه اسلحه را کشیده و با یک رگبار به زندگی خودش پایان داد و از اسارت به سوی آزادی پرکشید! آلان، بطرز دردناک ومرموزی با شلیک گلوله به مغزش کشته شده بود! بعدها گفتند که نیرو های 9 بدر آلان را کشته اند! در حالی که محل نگهبانی آلان داخل قرارگاه بود و 3 پست دیگر دور آن بود! قبر آلان دخترک تنها! در قطعه مروارید در اشرف می باشد!<br />
آلان محمدی توسط فرقه رجوی کشته شد! وی از کودکی در آوارگی و دربدری بود!<br />
تشکیلات اعلام نمود: وی در هنگام پست و نگهبانی در حال بازی با سلاح مسلح، بعلت شلیک ناخواسته کشته شده است! و عاقبت، دخترکی که با تطمیع دیدار خانواده به اشرف برده شده بود و او را به اجبار نگه داشته بودند و هنوز به سن قانونی نرسیده در یگان های نظامی سازماندهی نمودند، سرانجام به سرنوشتی دردناک دچارشد!<br />
آلان محمدی از بچه های بزرگ شده در سازمان مجاهدین بود!سازمان او را فریب داد، از کشور آلمان به منطقه جنگی در قرارگاه اشرف اعزام کرد! وقتی که آلان متوجه شد که او را فریب دادند، چنیدن بار اعتراض کرد و خواهان جدایی از سازمان شد در حالی که سازمان در جواب به او، او را مزدور خمینی معرفی کرد و به او مارک نفوذی زد! این در حالی بود که آلان بچه سازمان بود و از بدو تولد در خانواده سازمان رشد کرده بود! آلان کم سن و سال بود با این حال بر خواست جدایی خود اصرار کرد باز هم سازمان روی او فشار بیشتر وارد کرد تا او را وادار به پس گرفتن این خواسته بکند، که سر انجام آلان مجبور به خودکشی شد. در همان زمان سازمان این اقدام آلان را شلیک ناخواسته اعلام کرد! سازمان در آن هنگام در مناسبات خود دستور داد تا دراین رابطه کسی با دیگری هیچ گونه صحبتی نداشته باشد! بعد از مدتی سازمان او را شهید خطاب کرد و از او قهرمان درست کردند تا نان کشته شدن او را هم بخورند!</p>
<h2>قتل مجتبی میر میران درعراق به دستور مسعود رجوی</h2>
<p>مجتبی میر میران شاعر ونویسنده جوانی که به فرقه رجوی پیوست اما سرانجام دردناکی داشت! مجتبی علاووه برسرایندگی درنشریه مجاهد کار می کرد و همچنین گویندگی رادیو و سردبیری اخبار تلویزیون فرقه رجوی را بعهده داشت! مجتبی میر میران پس از انقلاب ایدئولوژیک ودستور طلاق های اجباری حاضر به طلاق همسر خود نشد وبه مخالفت برخواست وبهمین دلیل مدتی درزندان تحت برخورد بود وپس از آزادی فرمان قتل او بعنوان یک معترض به انقلاب ازجانب مسعود رجوی صادر گردید! مجتبی میر میران حدود یک سال پس از انقلاب ایدئولوژیک بدلیل ناراحتی ومخالفت مدتی عزلت وگوشه گیری را انتخاب کرد وهمین فرصت باعث شد مسعود رجوی فرمان قتل اورا صادر کند و درهمین راستا جلادان فرقه به اتاق اورفتند ونامبرده را درکمال شرارت وبیرحمی حلق آویز نمودند!<br />
گرچه درگزارش خاطرات اعضای سابق فرقه آمده است که از مجتبی کتابی بنام&#8221; قبیله سبزپوشان&#8221; منتشر شده ولیکن هیچ اثری ازاین کتاب موجود نیست! بنابرخاطرات اعضای سابق، مسعود رجوی پس از حلق آویز کردن مجتبی دستور داد، هراثری ازاین فعال ادبی وجود دارد برچیده ونابود شوند! بهمین دلیل امروزه علیرغم گسترش وسائل ازتباط جمعی از جمله اینترنت کوچکترین اثری از اشعار ویا عکس این هنرمند مقتول وجود ندارد که این خود می تواند بهترین دلیل حلق آویز نمودن این فعال ادبی اسیر درچنگال خونین فرقه تبهکار رجوی باشد!<br />
این شعرکوتاه و زیبا توسط یکی از دوستان نزدیک این شاعر مقتول به یادگار مانده است:<br />
خشکی تا ناکجا &#8211; سروده مجتبی میرمیران:<br />
آب هم دراین دفینه متروک،<br />
تیره وتار است!<br />
گویی همه چشمه ها در شلاق گرم خورشید،<br />
بادهان باز خشک شده اند!<br />
چه آسمانی دارد این حصار درحصار،<br />
همه پرنده ها قهر کرده اند!<br />
ازچشم تاچشم آسمان،<br />
سواره سکوت می تازد!<br />
ومن بدنبال غیبت ستاره ها،<br />
همه جارا گشته ام!<br />
آه ای خورشید،<br />
هنگام دوروگم شدن،<br />
مراهم باخود ببر!<br />
دراین محدوده دلتنگ،<br />
جایی برای نفس کشیدن نیست!<br />
می نویسم وخط می زنم وپاره می کنم،<br />
من فراموش شده ترین،<br />
قلم بردست تاریخم&#8230;<br />
درود بیکرانم را نثار روح تمامی شیرمردان و شیرزنانی می کنم که مظلومانه در حصارهای رجوی، جان به جان آفرین تسلیم کردند! امیدوارم روزی برسد که رجویها به سزای اعمال ننگین شان برسند و انتقام خون های به ناحق ریخته شده همه دوستان سفرکرده، گرفته شود&#8230;<br />
پایان<br />
فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/24701">قتل آلان محمدی و حلق آویز کردن مجتبی میرمیران شاعر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/24701/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>راهی بی بازگشت، آلان محمدی قربانی در فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Jan 2013 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/01/31/%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%8c-%d8%a2%d9%84%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آلان و تعدادی دیگر از همین بچه ها از سازمان می خواستند که به قول خودش وفا کند و حالا که خانواده هایشان را دیدند از اشرف بروند ولی رجوی می گفت که اشرف دربهای ورودش باز است ولی خروجی در کار نیست من یادم هست که مهوش سپهری به صفت نفر شماره یک مجاهدین بعد از مریم رجوی می گفت که دربهای اشرف به روی همه باز هستند ولی خروجی در کار نیست و حتی می گفت که مگر چشمتان نمی دید که کجا می آیید! اینجا مبارزه و سختی است و همه این را می دانند و ما نقل و نبات اینجا پخش نمی کنیم</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778">راهی بی بازگشت، آلان محمدی قربانی در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان زیادی چه از طریق ایمیل و چه حضوری در مورد آلان محمدی دختر 16 ساله ای که رجوی او را قربانی قدرت طلبی های خودش کرد می پرسند تا حالا جدا شده های مختلفی در مورد آلان گفته اند ولی معمولا بچه های جدا شده از شنیده هایشان در مورد آلان صحبت کرده اند و تنگاتنگ در کنار او نبوده اند که دقیقا ببینند بر او چه گذشته است. من و آلان در یک محل بودیم و از نزدیک شاهد آنچه بر این دختر جوان گذشت بودم.</p>
<p>آلان در کوههای کردستان به نام آلان به دنیا آمده بود و پدر و مادرش اسم آلان یعنی اسم کوههای کردستان را برایش انتخاب کرده بودند و او جزو بچه هایی بود که رجوی به بهانه جنگ خلیج او را به اروپا فرستاد و از پدر و مادرش جدا کرد (در مورد این بچه ها و اینکه بر آنها چه گذشته می شود می شود کتابها نوشت البته از خاطرات و گفته های خود همین بچه ها که بارها و به کرات صحبت کرده اند که حالا من به نمونه هایی که خود همین بچه ها مطرح کرده اند اشاراتی خواهم داشت).</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/Women_MEK/MKO_Women_2.jpg" width="250" height="316" align="left" hspace="10" vspace="10" />همانطوری که گفتم آلان جزو بچه هایی بود که رجوی به بهانه جنگ خلیج او را به اروپا و کشور آلمان فرستاد تعدادی را در یک محل سرجمع کرد و با تأسیس موسسه ای برای پولشوئی و سوء استفاده از این کودکان برای اخاذی های مالی و مدرسه معروف مجاهدین در آلمان و بنیادهائی که بعدا معلوم شد پولش بجای هزینه شدن برای این کودکان در کیسه رجوی سرریز می شود و گند آن در آمد و بعد از سرگردانی و بی خانمانی و دست به دست شدن بین خانواده های ایرانی و آلمانی و بیگاری کشیدن و کار کشیدن از این بچه های معصوم در خانه های این خانواده ها رجوی باز هم دست از سوء استفاده از این بچه ها بر نداشت.</p>
<p>این بار برای اضافه کردن نیرو به افراد در اشرف و برای گرفتن پولهای کلان به اسم این افراد از صدام و دیگران دست به فریبکاری دیگری زد و با وعده دیدار خانواده به این بچه ها و اینکه اشرف به اندازه اروپا مدرن شده است و همه چیز آنجا آزاد است و حتی اگر کسی می خواهد با دوست پسر و دوست دخترش بیاید مشکلی نیست و فقط می توانید مدتی مهمان باشید در اشرف و خانواده هایتان را ببینید و&#8230; بار دیگر به فریب این بچه ها پرداخت و آنها را به اشرف اعزام کرد.</p>
<p>بچه هایی که از فریب و دجالگری رجوی خبر نداشتند گول وعده های رجوی را می خوردند و اعتماد کرده و به راهی می رفتند که هرگز راه برگشتی نداشت.</p>
<p>اولین باری که آلان و یا صبا و آسیه و نصرت و&#8230; را دیدم ,بچه هایی 12 , 13 یا 14 ساله بودند که فکر می کردند که به دیدار پدر و مادرشان آمده اند و حالا چند روز دیگر اشرف را ترک کرده و می روند , وقتی که از یکی از این بچه ها پرسیدم که برای چی به اشرف آمده است، گفت که برای دیدن مادرش و 3 هفته دیگر به آمریکا بر می گردد! از آنجا که من ماهیت سازمان را شناخته بودم فهمیدم که این بچه ها هرگز بر نخواهند گشت و سازمان اینها را به زور نگه خواهد داشت.</p>
<p>بعد از مدتی که بچه ها درخواست برگشت می کنند به کشورهایشان به آنها گفته می شود که بیشتر بمانند و کمی سازمان را بیشتر بشناسند سازمان از آنجا که می دانست این بچه ها در خانواده هایی که در اروپا بودند اذیت شدند و به آنها محبتی نشده است , لذا از این خلاء عاطفی که در این بچه ها بود استفاده کرد و تلاش کرد با محبت کردن به این بچه ها آنها را نگه دارد از جمله دادن کادوهای رنگارنگ از طرف رجوی ها و یا با دعوتهای خصوصی توسط مسئولین و&#8230;<br />
این نوع برخورد برای تعدادی از بچه ها کار کرد و یکسری گول این محبتها را خورده و در اشرف ماندند تعدادی دیگر مثل آلان همواره خواستار رفتن از اشرف بودند و نه گول محبتهای دروغینشان را می خورد ونه گول جیغ و دادهای مزخرفشان را.</p>
<p>آلان و تعدادی دیگر از همین بچه ها از سازمان می خواستند که به قول خودش وفا کند و حالا که خانواده هایشان را دیدند از اشرف بروند ولی رجوی می گفت که اشرف دربهای ورودش باز است ولی خروجی در کار نیست من یادم هست که مهوش سپهری به صفت نفر شماره یک مجاهدین بعد از مریم رجوی می گفت که دربهای اشرف به روی همه باز هستند ولی خروجی در کار نیست و حتی می گفت که مگر چشمتان نمی دید که کجا می آیید! اینجا مبارزه و سختی است و همه این را می دانند و ما نقل و نبات اینجا پخش نمی کنیم حالا که آمدی پس می دانستی کجا آمدی پس می خواستی نیایی پس چشمت کور و دندت نرم و باید بمانی!فکر می کنم که اغلب جدا شده ها باید این جمله ها را از این زن چادر به کمر رجوی شنیده باشند.</p>
<p>برای همین این بچه ها را وارد بحثهای به اصطلاح انقلاب یا همان مغزشویی کردند که شاید به این وسیله آنها را نگه دارند , در حقیقت بچه هایی که با محبت کردن فریب نخوردند رجوی آن روی سکه خودش را به آنها نشان داد با زورگویی، تهدید و ارعاب و ترساندن!</p>
<p>بعد از مدتی که از آمدن این بچه ها می گذشت، نشستهای انقلاب یا همان مغزشویی برای این افراد شروع شد که البته ما هم در این نشستها بودیم (در قرارگاه پارسیان و باقرزاده) و در حقیقت برای ما هم بود ولی از آنجا که ما یعنی لایه ما , که کمی زودتر از این بچه ها وارد اشرف شده بودند قبلا یک بار این نشستها را گذرانده بودیم هدف اصلی دیگر ما نبودیم ولی به هر حال ما در این نشستها بودیم.</p>
<p>آلان یکی از نفراتی است که همه کسانی که در آن نشستها بودیم به یاد داریم که بر او چه گذشت. زنی به نام شیدا طاهری مسئول آلان بود آلان که قرار بوده فقط پدر و مادرش را در اشرف ببیند و به آلمان برگردد حالا از او می خواهند اول روسری سر کند وآستینهایش را بپوشاند لباس نظامی بپوشد و با اون پاهای ظریفش پوتینهای سنگین نظامی را بپوشد! و بعد هم از پدر و مادر خود جدا شود و دیدن و دوست داشتن آنها را بر خود حرام کرده و در اشرف بماند و مبارزه کند! جوانی که هنوز نوشتن کلمه مبارزه را هم نمی داند! از او می خواهند که به هیچ پسر و مردی فکر نکند و در ذهن خود حتی طلاق بدهد , جوانی که هنوز به دنبال بازیها و درس و مشق خودش است و هنوز در سنی نبوده که به پسر و یا مردی فکر کند!</p>
<p>از او می خواهند که با کسی دوست نباشد , یعنی با دوستان خودش که از آلمان می شناخت مثل نصرت نظری و&#8230; , و با کسی حرفی نزند , هر محفلی با تشکیل شعبه سپاه پاسدارن در داخل اشرف فرقی نخواهد داشت! آلانی که اصلا نمی داند سپاه کی هست و چی هست! و&#8230;</p>
<p>در صدها نشست من خودم شاهد بودم که آلان با اون جثه کوچک و صورت معصومش را سوژه نشست می کردند (سوژه نشست یعنی اینکه , در این نشستها که نشست انقلاب نام داشت می بایست فرد می پذیرفت که طلاق مادام العمر بدهد ولی هم خانواده یعنی پدر و مادر و.. خود را طلاق بدهد و هم شوهر و یا زن خود را حتی اگر کسی هم شوهر نداشت می بایست در ذهن خود این را طلاق می داد و تا آخر عمر نمی بایست به مرد فکر کرد و بعد هم تمام عاطفه و محبت و&#8230; می بایست برای مسعود رجوی می بود یعنی قرار دادن مسعود رجوی به جای پدر , مادر , خواهر , برادر , زن , شوهر, مال و ثروت و&#8230;</p>
<p>و هر کسی می بایست این را در این نشستها اثبات می کرد، اگر کسی مقاومت می کرد باید فحش و فحش کاری می شد و باید همه سرش داد می زدند و باید اجبارا قبول می کرد که انقلاب کند از آنجا که آلان در مقابل مسئولین سازمان مقاومت می کرد و رو در روی همشان می گفت که من می خواهم برگردم و شما گفتید که خانواده ام را ببینم و بعد برگردم پس چرا دروغ می گوئید؟ به این خاطر بیشتر بهش فشار می آوردند و بیشتر اذیتش می کردند با آنکه جثه کوچکش می لرزید وقتی که او را به باد فحش می گرفتند و حتی پدر و مادرش را هم با یکسری توجیهات دیگر تحریک کرده و بر علیه فرزند بکار می گرفتند و می گفتند که می خواستی نیایی و حالا که آمدی خفه شو ولی باز مقاومت می کرد!</p>
<p>آلان با نصرت نظری دختر آقای هادی شمس حائری دوست بود و از آنجا که در آلمان سختیهای خیلی زیادی را با هم گذرانده بودند با هم خیلی دوست بودند رجوی به نصرت نیاز داشت به دلیل پدر نصرت آقای شمس حائری که از جدا شدگان و منتقدان رجوی بود و رجوی می خواست که نصرت را در مقابل پدرش قرار بدهد , به همین دلیل به هر شیوه ممکن در تلاش بودند که نصرت را نگه دارند و او را از آلان فاصله بدهند چون آلان روی نصرت هم تاثیر داشت و می خواستند که با هم به آلمان برگردند , برای همین تلاش می کردند که اینها را یا از هم متنفر کنند و بینشان اختلاف بندازند و یا به هر صورت ممکن اینها را از هم جدا کنند به خاطر سوء استفاده از نصرت.</p>
<p>ولی مسئولین از جمله مهوش سپهری نتوانستند حریف این دو نفر بشوند. به یاد دارم مهوش سپهری 2 تا از همین بچه هایی که 13 یا 14 ساله بودند را در یک نشستی صدا کرد و شروع به کتک زدن آنها به صورت فیزیکی کرد و با سیلی می زد توی گوششان , تا بقیه حساب کار توی دستشان بیاید , این کار به طور خاص برای ترساندن کسانی مثل آلان بود و یا می خواستند اون روی دیگرشان را هم به کسانی مثل نصرت نشان بدهند و بقیه را می ترساندند که نباید کسی در مقابل خواسته های ناحق رجوی مقاومت کند.</p>
<p>وقتی که کسانی از زنان دلسوزی می کردند برای این بچه ها با این سن و سال کم خود همان اشخاص مورد برخورد قرار می گرفتند که نباید جز برای رهبری! برای کسی دیگر دلسوزی کرد , و جالب اینجا بود که رجوی می گفت که در اشرف ما بچه نداریم , چیزی به اسم زیر سن نداریم بچه کسی است که در خانه مادرش است و نه در اشرف و همین باعث می شد که کسی جرات نکند که به این بچه ها محبت کند و بر دل زخمیشان مرحمی بگذارد. (بگذریم وقتی که دولت عراق مجاهدین را مجبور به ترک اشرف کرد مجاهدین می گفتند که ما بچه های زیر سن در اشرف داریم! آقای رجوی فراموش کردند که در دوران صدام بچه های 12 ساله تا 18 ساله اش را زیر سن حساب نمی کرد و بارها در نشستهای مختلف می گفت که بچه زیر سن نداریم و می بایست اگر کسی 12 سال و یا 14 سالش است و به اشرف آمده مثل بقیه کار کند و مثل بقیه باشد! چی شد حالا در اشرف ایشان بچه زیر سن دارند؟)</p>
<p>بعد از این نشستهای مغزشویی با تمام آزار و اذیتهایی که آلان شد ولی از حرفش کوتاه نیامد و همواره می خواست که از اشرف برود و زیر بار زور و ستم رجوی نرفت. بارها به خاطر روسریش و آستینهایش که حالا خانم سهیلا صادق از آزادی حجاب صحبت می کنند آلان و آسیه عزیز را به یاد دارم که چقدر تحت فشار بودند و چه نشستهایی به همین خاطر برایشان گذاشتند که مجبور شوند به رعایت حجاب در اشرف و اون هم در مقر زنان که از مردان جدا بود.</p>
<p>بعد از برگشت از این نشستها که ماهها به طول انجامید , آلان هرگز عوض نشد و هیچ تاثیری روی آلان نگذاشتند و فقط آلان بیشتر از همیشه مصمم به رفتن و بیشتر روی حرفش مانده بود رجوی با اون کینه ای که از آلان 16 ساله به دل گرفته بود او را به حال خود رها نکرد و برای رهایی از آلان چون رجوی از یک نفر منتقد هم می ترسید حتی یک دختر جوان 16 ساله و می ترسید روی بقیه تاثیر بگذارد و کسانی علیه رجوی بشوند , به همین دلیل آلان را تحمل نکردند و به عقیده شخصی من و به خاطر آنچه که از نزدیک ساعتها روزها و ماهها شاهدش بودم آلان را به قتل رساندند و بعد هم گفتند که آلان با او جثه کوچک و نحیفش در یکی از پستهای نگهبانی اشتباهی به خودش با مسلسل شلیک کرده است! آلان با اون جثه اش چگونه سلاح به اون بزرگی را روی شقیقه خودش گذاشت و شلیک کرد؟ حتی یک آدم بزرگ با جثه بزرگ هم نمی توانست اینگونه بر روی شقیقه خودش بگذارد و شلیک بکند چه برسد به آلان.<br />
حتی ا گر طبق ادعای مجاهدین آلان خودکشی کرده باشد کی باعث خودکشی این دختر 16 ساله بود؟ تا کجا فشار و اذیت و آزار و شکنجه و&#8230; که باید به خودکشی افراد بینجامد؟ بله در اشرف افراد زیادی از جمله خود من به خاطر ظلم و ستم و وحشی گریهای رجوی وتشکیلاتش دست به خود کشی زدیم , ولی آلان 16 ساله را به قتل رساندند.</p>
<p>به این ترتیب از او یک شهید ساختند تا به لیست شهدای رجوی اضافه شود و از طرفی هم از شر او خلاص شدند و این گونه نصرت که برای رجوی خیلی مهم بود را توانستند نگه دارند و کسانی هم به هوش آمده و حواسشان را جمع کردند که ایستادن در مقابل رجوی همین است.</p>
<p>و بعد هم به دوستان دیگرش که از آلمان آمده بودند گفتند که آلان خیلی تغییر کرده بود این اواخر و انقلاب کرده بود و حالا شما باید راهش را ادامه بدهید!</p>
<p>و اینگونه رجوی تا توانست از خونش سوءاستفاده کرد.</p>
<p>آلان در زندگی کوتاه خود روز خوشی به خود ندیده بود , از کردستان و در به دری در کردستان گرفته تا در اروپا و مدرسه مجاهدین و دست به دست شدن در خانواده های ایرانی و آلمانی و بیگاری کشیدن از او و تا نزد مجاهدین و در اشرف که رجوی به خاطر خودخواهیها و قدرت طلبیهای خودش دفتر زندگی این دختر 16 ساله را اینگونه بست جنایتی که مردم ایران از آن نخواهند گذشت و همواره به یاد خواهند داشت.</p>
<p>این بچه ها سختیهای خیلی زیادی در اروپا کشیده بودند، و به طور خاص اونهایی که در پانسیون خود مجاهدین بودند سختی های خاص خودشان را داشتند، یکی از همین بچه ها که از بردن نامش معذورم چرا که نمی خواهم بعد از این صحبت وی را به زیر فشار گذاشته و مجبور به اعترافات اجباری در تلویزیون تشکیلات رجوی بکنند تعریف می کرد که چگونه زنی به نام پری مشفق نیا آنها را تنبیه می کرده، آنها را از پانسیون بیرون می کرده و به آنها گرسنگی می داده است آنها مدتی بخاطر نداشتن جا زیر پل می خوابیدن و مدتی هم پیش کسانی می رفتند در خانه های آنها می ماندند و با این تنبیهات سخت آنها را وادار به اطاعت از خود میکردند.</p>
<p>و یا دختر دیگری که نزد یک خانواده ایرانی از هواداران سازمان بوده شکنجه می شده و می گفت که پدر خانواده او را با کمربند می زده، اول زن خانواده او را به تخت می بست و بعد مرد با کمربند او را کبود می کرد! این صحبتهایی بود که بارها و بارها من از این بچه ها شنیده بودم، زمانهایی که با هم پست بودیم همیشه دوست داشتند که از اون گذشته وحشتناکشان صحبت کنند و&#8230;</p>
<p>جنایات و خیانتهای رجوی بی حد و مرز است، رجوی فقط در کنار صدام به عنوان ارتش خصوصی صدام علیه مردم ایران نجنگید رجوی در حق افراد خودش هم از هیچ خیانت و جنایتی کوتاهی نکرد کسی که به افراد خودش این می کند دیگر به کی می خواهد رحم کند؟</p>
<p>نسرین ابراهیمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778">راهی بی بازگشت، آلان محمدی قربانی در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13778/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یادی از آلان محمدی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36490</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36490#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 May 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[فریب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/36490</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها در یکی از سایتهای رنگارنگ سازمان مجاهدین بنام افشاگر تصویر فرد نظامی بنام آلان محمدی و مادر او را دیدم و مطالب مربوط به آن که از زبان مادر آلان در رابطه با آلان نوشته شده بود را خواندم. از آنجای خودم در سازمان مجاهدین بودم و با آلان را از نردیک آشنایی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36490">یادی از آلان محمدی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها در یکی از سایتهای رنگارنگ سازمان مجاهدین بنام افشاگر تصویر فرد نظامی بنام آلان محمدی و مادر او را دیدم و مطالب مربوط به آن که از زبان مادر آلان در رابطه با آلان نوشته شده بود را خواندم. از آنجای خودم در سازمان مجاهدین بودم و با آلان را از نردیک آشنایی داشتم و از سرگذشت او مطلع بودم، با خواندن این مطلب یکه خوردم و متعجب شدم که سازمان مجاهدین چقدر دروغ گو است. به جرات می توان گفت که مادر آلان هیچ گونه خبری از این مطلب ندارد بلکه سازمان مجاهدین به اسم او برای لاپوشانی جنایتهای خودشان این مطلب را نوشتند تا رسوایی خودشان را بپوشانند.</p>
<p>آلان محمدی از بچه های سازمان مجاهدین بود. سازمان او را فریب داد از کشور آلمان به منطقه جنگی در قرارگاه اشرف اعزام کرد وقتی که آلان متوجه شد که او را فریب دادند، چنیدن بار اعتراض کرد و خواهان جدایی از سازمان شد در حالی که سازمان در جواب به او، او را مزدور خمینی معرفی کرد و به او مارک نفوذی زد این در حالی است که آلان بچه سازمان بود و از بدو تولد در خانواده سازمان رشد کرد. آلان کم سن و سال بود با این حال بر خواست جدایی خود اصرار کرد باز هم سازمان روی او فشار بیشتر وارد کرد تا او را وادار به پس گرفتن این خواسته بکند که سر انجام آلان مجبور به خودکشی شده بود. در همان زمان سازمان این اقدام آلان را شلیک ناخواسته اعلام کرد سازمان در آن هنگام در مناسبات خود دستور داد تا در این رابطه کسی باکسی هیچ گونه حق صحبت ندارد که بعد از مدتی سازمان او را شهید خطاب کردند و از او قهرمان درست کردند تا نان کشته شدن او را بخورند و امروز هم می بینیم که به اسم مادر او از او بعنوان شهید قهرمان برای عوام فریبی مطلب می نویسند.</p>
<p>در همین رابطه نمونه های دیگر هستند از جمله فردی بنام سعید نوروزی که سازمان بعد از سر به نیست کردن او، او را قهرمان و شهید مقاومت اعلام کرد درحالی که بعدا نامه خواهان جدایی سعید توسط خواهرانشان در کانادا به بیرون انتشار دادند، هر انسان منصفی متواند به راحتی درک کند، که سعید نوروزی برای جدا شدن از سازمان چقدر تلاش کرد که سر انجام وقتی که سازمان متوجه تلاشهای سعید برای نجات جان خود کرده بود چطور او را سربنیست کردند و اسم او را به کشته شدگان خود اضافه نمودند.<br />
واقعا روزگار غریبی است و هنوز هیچ کس نمی داند که در آن پادگان اشرف چه گذشت و چه می گذرد. جدید ترین خبر وقتی که نیروی های بلغاری مسئولیت انتظامات قرارگاه اشرف را بعهده گرفتند، اولین چیزی که برای آنها شوکه کننده بود، تقاضای جدایی بیش از حد نفرات بود که بقول سخنگوی آن، نفرات سازمان برای جدا شده از این سازمان در صف ایستاده اند.</p>
<p>سازمان مجاهدین همیشه در خیال خود فکر می کرد با مخفی کاری و دست زدن به جنایت میتواند به کار خودش ادامه دهد ولی هنوز سازمان این را نفهمیده بود که ارباب گور به گور شده او صدام حسین با این همه مخفی کاری چه غلطی توانست بکند که این ها بتوانند بکنند.<br />
سازمان مجاهدین این را باید بداند که یک روزی باید حساب این خون های بناحق ریخته را به مردم ایران بدهد.</p>
<p>موثقی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36490">یادی از آلان محمدی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36490/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یادی از آلان محمدی از زبان یاسر عزتی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36385</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36385#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Apr 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[آلان محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/36385</guid>

					<description><![CDATA[<p>در جلسه با شکوه فرانسه،  خانمی را دیدم که از آلان محمدی(یکی از میلیشیاهای سازمان که بر اثر شکنجه ی روحی فرقه ی رجوی در سن پانزده سالگی خودکشی کرد) با دوستان خود صحبت می کرد. کنجکاو شدم ،پررویی کردم که بفهمم  از این مظلوم چه می گویند. تحمل می کردم و چیزی نمی گفتم. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36385">یادی از آلان محمدی از زبان یاسر عزتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در جلسه با شکوه فرانسه،  خانمی را دیدم که از آلان محمدی(یکی از میلیشیاهای سازمان که بر اثر شکنجه ی روحی فرقه ی رجوی در سن پانزده سالگی خودکشی کرد) با دوستان خود صحبت می کرد. کنجکاو شدم ،پررویی کردم که بفهمم  از این مظلوم چه می گویند. تحمل می کردم و چیزی نمی گفتم.<br />
برای همین تصمیم گرفتم خلاصه ای از خاطرات آلان را بنویسم تا عمق فجایع قربانیان برای دوستان آشکار شود.<br />
آلان، با سن 13 سال از کشور آلمان به عراق اعزام شد و 2 سال بعد در 15 سالگی دراثرفشار، خود کشی را تنها راه برای آزادی از جهنم رجوی انتخاب کرد.<br />
آلان در کشور آلمان، در شهر کلن در پانسیون ( مهرگان ) مجاهدین بسیار زیر فشار روحی و روانی بود. بارها اورا می دیدم که ان قدر دست روی دستانش می زد تا خون روانه می شد. آلان را بارها در سن 12 سالگی با افرادی که 19 سال داشتند و نا مناسب بودند می دیدم. او از مدرسه فرار می کرد و از سن 11 سالگی شروع به سیگار کشیدن و&#8230;کرد<br />
این ها در اثرکمبودهای عاطفی بود که  در سینه ی سال ها فریاد می زد. او دست به هر کاری می زد تا شاید بتواند کمبود محبت  خود را جبران کند. ولی چون چیزی جای عواطف را پر نمی کرد،  از این شاخه به آن شاخه می پرید.  زخم هایی که  روی دستان  آلان به چشم می خورد به قدری بود که مربیان مدرسه فکر می کردند او را در خانه  کتک می زنند.<br />
زمانی که دژخیمان جلاد رجوی در اعلامیه ای گفتند که آلان محمدی در اثرشلیک ناخواسته کشته شده است. برای من و بقیه میلیشیاها خیلی آشکار  بود که آلان خود کشی کرده. دراولین نشست مسعود رجوی در اردوگاه باقرزاده ، پشت نشست همه میلیشیاها جمع شدیم واین اخبار را همه تأیید می کردند.<br />
حالا رجوی با دروغ پراکنی می خواهد  این اتحاد را  به اختلاف تبدیل کند. البته باید بگویم در این کار خیلی هم موفق  بودند  ولی تا کی؟؟! چرا مریم رجوی دخترخود( اشرف) و دختر شهرزاده صدر را به فرانسه می آورد ولی پسر مسعود رجوی را در عراق نگه می دارد. چرا وقتی آذر غراب 1 سال و نیم سرطان دارد حاضر نیستند برادرش را به آلمان بیآورند و  می گویند که ارتش آمریکا اجازه ی خروج نمی دهد. بعد از این که من به آذر گفتم ارتش آمریکا جلوی درب قرارگاه نیستند، سپس مجاهدین گفتند دولت آلمان نمی گذارد.رجوی زمین و زمان را  به زهر کشید، چه گل های مظلومی سوختند تا تجربه به نسل ما رسید و اگر رجوی به قدرت می رسید چه گل های دیگری  می بایست می رفتند. البته رفتند تا چهره ی کفتارهایی را که زیرچتر آزادی خون می نوشیدند را بیرون آورند.<br />
مجاهدین به سنت همیشگی خود زمین و زمان را به هم می چسبانند، دریا و آسمان را تفسیر می کنند، چند خطی فحش می نویسند و سپس اتهام وزارت اطلاعات را به آن می چسباند. بگذار بنویسند و بگویند، هرچه نادان و گمراه هست را به جهنم خود دعوت کنند. این همه مجاهد از قبل و بعد از آمدن آمریکا، از مجاهدین جدا شدند.<br />
آنان که سکوت کردند نشان دادند که انتخاب و ورودشان در مبارزه چه قدر سطحی بود و آنان که افشاء کردند آگاهی و انتخاب خالصانه ی خود  را در مبارزه  بیان کردند. اگر انتخابی درست باشد فرار از آن جای سؤال ادارد.<br />
روح تمام قربانیان و شهیدان ایران زمین شاد. مخصوصأ اذر غراب و آلان محمدی.<br />
مسعود و مریم رجوی ، لعنت و نفرین بر روزی که زاده شدید و سلام و درود بر روزی که با درد و رنج چشم از جهان ببندید.</p>
<p>یاسر عزتی/ سایت روشنا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36385">یادی از آلان محمدی از زبان یاسر عزتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36385/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
