<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آنتوان گسلر</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a2%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%da%af%d8%b3%d9%84%d8%b1/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/آنتوان-گسلر</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 03 Nov 2012 20:30:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.1</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>آنتوان گسلر</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/آنتوان-گسلر</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>معرفی کتاب« دزد روح» تازه ترین اثر&#8221; آنتوان گسلر&#8221; در باره مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13354</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13354?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Nov 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آنتوان گسلر]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/11/04/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b2%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%a2%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آنتوان گسلر، نویسنده، محقق و روزنامه نگار سوئیسی، در آخرین اثر تحقیقاتی خود بر روی سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان« دزد روح»، برای بار سوم مطالعات خود را اختصاص داده به این گروه تروریستی که بسوی هزارتوی یک فرقه مافیایی لغزیده است.وی در این اثر، با تعدادی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین مصاحبه کرده است تا در اعماق روابط ایدئولوژیک و مناسبات درونی از میزان دیکتاتوری مسعود و مریم رجوی، رهبران این فرقه خطرناک پرده بردارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13354">معرفی کتاب« دزد روح» تازه ترین اثر&#8221; آنتوان گسلر&#8221; در باره مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آنتوان گسلر، نویسنده، محقق و روزنامه نگار سوئیسی، در آخرین اثر تحقیقاتی خود بر روی سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان&laquo; دزد روح&raquo;، برای بار سوم مطالعات خود را اختصاص داده به این گروه تروریستی که بسوی هزارتوی یک فرقه مافیایی لغزیده است. <img decoding="async" hspace="10" vspace="10" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/Writer/Gessler_Antoine/Gessler_Antoine_1.jpg"  />وی در این اثر، با تعدادی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین مصاحبه کرده است تا در اعماق روابط ایدئولوژیک و مناسبات درونی از میزان دیکتاتوری مسعود و مریم رجوی، رهبران این فرقه خطرناک پرده بردارد. رهبرانی که زندگی شان با کیش شخصیت سپری می شود و به همراه نزدیک ترین یاران متعصب و متحجر خود، تصویری پر مخاطره از سازمان به نمایش می گذارند. این کتاب که بیشتر یک تحقیق نامه است در قطع جیبی با ۱۹۶ صفحه و توسط انتشارات &laquo;دوگس&raquo; سوئیس در ژوئن ۲۰۱۲ منتشر گردیده است.کتاب دزد روح در هشت فصل نگاشته شده که هر یک از آنها، نگاهی عمیق و تاریخی دارد بر روی عملکردهای این فرقه و آنچه که اعضا و تشکیلات آنان را به بیراهه برده است. عملکردهایی مانند کنترل ذهن، مغزشویی، شهید پروری، شهید پرستی، تبلیغات و &hellip; روابط سازمان مجاهدین خلق با جندالله آنتوان گسلر در کتاب &laquo;دزد روح&raquo; به دوستی اسرار آمیز سازمان مجاهدین خلق با &rdquo; عبدالمالک ریگی&rdquo; فرمانده گروه تروریستی &rdquo; جندالله&rdquo; پرداخته وهمچنین رابطه مجاهدین خلق با جنگ طلبان آمریکایی را زیر سوال می برد. در بخش هایی از این اثر نیز به نقش سازمان مجاهدین در ایجاد شعارهای تحریک آمیز در جریان اعتراضات خیابانی به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در سال ۲۰۰۹ اشاره شده است. تروریسم و کرد کشی در عراق نویسنده همچنین به تحرکات سازمان مجاهدین در عراق برای ایجاد آشوب های شهری پس از سقوط صدام حسین می پردازد.در قسمت دیگری از کتاب به مسئله کردکشی اشاره نموده و چگونگی مشارکت سازمان مجاهدین خلق با صدام حسین در سرکوب اکراد و شیعیان قیام سال ۱۹۹۱ را برای خوانندگان تشریح می نماید. ترور دانشمندان هسته ای ایران گسلر در کتاب &laquo;دزد روح&raquo; ضمن پرداختن به قتل دانشمندان هسته ای ایران توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق و سازمان موساد،معتقد است که حفظ سازمان مجاهدین خلق در مرزهای عراق، در راستای جهت گیری جنگی سیاست آمریکا در قبال ایران می باشد.چراکه این گروه خلع سلاح شده، خیلی سریع می تواند مجددا مجهز به اسلحه شده و برای تجاوز به خاک ایران فعال گردد. مصاحبه با اعضای جداشده مجاهدین خلق در خلال این کتاب، آنتوان گسلر به نقش زنان در سازمان مجاهدین خلق می پردازد و معتقد است چون کنترل آنها ساده تر از مردان بوده، مسعود رجوی مردها را بجز عده ای معدود، خلع درجه کرده و درجه های فرماندهی را به زنان اعطا کرده است. زنانی که می بایست روحا و جسما تحت امر مسعود رجوی قرار می گرفتند. مصاحبه خانم بتول سلطانی، عضو جدا شده از این فرقه بیانگر نکاتی جدید و تکان دهنده می باشد که در این کتاب درج شده است. خانم بتول سلطانی می گوید: &laquo; &hellip; در شورای رهبری مجاهدین خبری از مردان نبود. فقط زنان حضور داشتند و همه اختیارات در دست زنان بود. برای آزمودن زنانی که می بایست همه چیزشان را به مسعود می بخشیدند، تحت نظارت مریم رجوی ما به دو گروه تقسیم شدیم. دستور این بود که کاملا لخت شویم و برقصیم. ما باید موفق می شدیم این کار را انجام بدهیم در حالیکه فرهنگ ما همیشه ما را به حیا عادت داده بود. زنانی که موفق به انجام این آزمایش نمی شدند مثل این بود که بین آنها و مسعود مانعی وجود دارد که باید از آن عبور می کردند&hellip; هر یک از ما می بایست دوش می گرفتیم و غسل می کردیم. همه از خودمان می پرسیدیم قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ به ما گفته بودند که این یک ازدواج نمادین با مسعود است &hellip; این یک مسئله بسیار محرمانه بود که هیچ یک از مردان گروه نمی بایست از آن باخبر می شدند. هیچ کس نباید حرفی می زد! مسعود همه نمادها را به نفع خودش منحرف می کرد &hellip;&raquo;  مسعود رجوی و زنان خانم بتول سلطانی در بخشی از کتاب &laquo;دزد روح&raquo; که بنام &laquo;همسر نمادین&raquo; ذکر شده،از نزدیک ترین رابطه خود با شخص مسعود رجوی پرده برداری نموده است. &laquo; &hellip;همه زن ها می بایست از شوهرانشان طلاق می گرفتند و بصورت نمادین به همسری مسعود در می آمدند.روی یک کاغذ نوشته بودم که مایل هستم با مسعود تماس مستقیم داشته باشم.آن موقع فکر می کردم کار من یک آزمایش بدون نتیجه خواهد بود.یکی از دوستانم به من گفته بود که رابطه ای با مسعود داشته و او یک مرد کاملا عادی است.دوست من که انتظار داشته با یک مرد خداگونه روبرو شود،حسابی سرخورده شده بود.یک سال پس از این اتفاقات،مریم رجوی به من خبر داد که مسعود مرا احضار نموده است.مریم اطاق خواب را به من نشان داد.همه چیز آماده بود.او به من گفت چه می خواهی؟ می توانی دوش بگیری،مطالعه کنی یا تلویزیون ببینی!من خیلی تعجب کردم وقتی دیدم درب را طوری ساخته اند که فقط به بیرون باز شود. یک تخت دو نفره همراه با تجملات زیادی در داخل اطاق قرار گرفته بود.اطاقی رویایی مانند فیلم های سینمایی، اطاقی شاهانه&hellip; من خیلی منتظر ماندم. تقریبا نزدیک نیمه شب مسعود آمد.عصبانی بود. مرا نشاند و از من خواست تا از تناقضات ام بگویم. اما من حرف هایم را فرو خوردم. او از من پرسید: آیا چیزی برای گفتن داری؟ من به مسعود جواب دادم که فقط می خواستم با او باشم. مسعود رو به من کرد و گفت: راست نمی گویی. تو به من باور نداری! یکی از معیارهای عاشقی این است که وقتی یکدیگر را می بینیم چیزهای زیادی برای به هم گفتن داشته باشیم. اما تو هیچ چیزی برای گفتن نداری&hellip;مسعود از من پرسید آیا شوهرت را دوست داری؟ وقتیکه به او گفتم: بله،مسعود گفت: بین من و شوهرت چه کسی را انتخاب می کنی؟من به دروغ گفتم: مسعود را! او به من گفت برایش بیگانه هستم و باید خودم را پاک نموده و لخت برگردم. بعد به من توضیح داد که باید با او ازدواج مذهبی کنم&hellip;من و مسعود رجوی از نیمه شب تا پنج صبح با هم بودیم. من باید تا آخر این راه را می رفتم و فهمیدم که این مسئله یک آزمایش ایدئولوژیک نیست. بعد از آن شب او چند بار مرا صدا کرد و همیشه می گفت که با تو احساس خوبی ندارم! &ldquo;وقتی از اطاق می روی تبدیل به یک بیگانه می شوی. اینطوری نمی شود&hellip;&rdquo;من تحت فشار بودم و از اینکه در حریم خصوصی او باشم اذیت می شدم. این سخت ترین دوران زندگی من بود. دیگر قادر به حرف زدن با بقیه نبودم. خیلی می ترسیدم و وضعیت من بسیار خطرناک شده بود. دیگر نمی دانستم چطور زندگی کنم؟ دوبار اقدام به خودکشی کردم. یک بار رگ دست چپ ام را بریدم. بار دوم قرص مصرف کردم. بعدها شنیدم که زنان زیادی در داخل سازمان مجاهدین این مسیر را طی نموده اند. مریم رجوی می داند که مسعود معتاد به سکس است و باید این موضوع را بپذیرد و با آن کنار بیاید&hellip; &raquo; بجز خانم سلطانی،شهادت تعدادی از جدا شدگان فرقه تروریستی رجوی مانند آقایان کریم غلامی، روح الله تاج بخش، علی جهانی فرد و مهرداد ساغرچی نیز در قسمت های پایانی کتاب وارد شده و تصویر روشنی از مناسبات درونی این دالان تو در تو بنام سازمان مجاهدین خلق ایران به خواننده ارائه می دهد. در صفحات آغازین کتاب، آنتوان گسلر این نوشته را تقدیم می کند: &laquo; به همه زنان و مردانی که یک روز بالاخره شجاعت &laquo; نه&raquo; گفتن به خودکامگی را پیدا کردند.&raquo;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13354">معرفی کتاب« دزد روح» تازه ترین اثر&#8221; آنتوان گسلر&#8221; در باره مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13354/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه با آنتوان گسلر روزنامه نگار سوئیسی و محقق در زمینه فرقه مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9576</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9576?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Aug 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آنتوان گسلر]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/08/28/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%da%af%d8%b3%d9%84%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%a6/</guid>

					<description><![CDATA[<p>کار سازمان مجاهدین بیشتر شبیه گروه‎‎های تروریستی است تا سازمان‎های آزادی‎بخش. بنابراین، کنجکاو شدم که بیشتر در این زمینه تحقیق کنم و به‎سراغ افرادی بروم که بر این موضوع اشراف دارند تا بتوانم اطلاعات بیشتر تهیه کنم. چیز‎هایی که کشف کردم، واقعا حیرت‎انگیز بود؛ نه به این معنا که چیزی را کشف کرده باشم که دیگران ندیده بودند، بلکه تنها کسانی آن را می‎بینند که میل به دیدن آن داشته باشند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9576">مصاحبه با آنتوان گسلر روزنامه نگار سوئیسی و محقق در زمینه فرقه مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<div>این مصاحبه را هفته نامه پنجره با آنتوان گسلر روزنامه نگار سوئیسی و محقق در زمینه فرقه مجاهدین انجام داده است که کانون هابیلیان این مصاحبه را به نقل از این هفته نامه درج کرده است.</p>
</blockquote>
<p><strong>ساکنان اردوگاه اشرف اسیر جنگی هستند</strong> آقای گسلر، لطفاً بفرمایید چه شد که گروه تروریستی مجاهدین خلق را به&lrm; صورت تخصصی بررسی کردید؟  <img decoding="async" hspace="10" alt="مصاحبه با آنتوان گسلر روزنامه نگار سوئیسی و محقق در زمینه فرقه مجاهدین" vspace="10" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/Writer/Gessler_Antoine/Gessler_Antoine_1.jpg" />تخصص من در ابتدا، رابطه میان دو بلوک شرق و غرب بود. سپس به&lrm;طور طبیعی به موضوعاتی پرداختم که به &lrm;نوعی مربوط می&lrm;شد به تنش&lrm;های میان دو بلوک شرق و غرب. به این ترتیب بود که به&lrm; موضوع گروه&lrm;&lrm;های تروریستی و گروه مجاهدین خلق ایران رسیدم. این گروه، گروه بسیار عجیبی است، در ادامه به تفصیل به این موضوع می&lrm;پردازم اما فعلاً همین&lrm;قدر بگویم که در این گروه هیچ نوع منطقی وجود ندارد و از ترکیب میان سیاست و مذهب و تقدیس شخصیت رهبر، ترکیب خطرناکی به&lrm;وجود آمده است که ممکن است در هر لحظه منفجر شود. من تا به امروز، سه کتاب درباره این گروه نوشته&lrm;ام. کتاب اول در واقع یک اثر تئوریک آکادمیک است تحت عنوان &laquo;کالبد شکافی یک انحراف&raquo;، کتاب دوم، آلبوم عکسی بود که پرتره&lrm;&lrm;های قربانیان و جلادان این گروه را در کنار هم قرار دادم و این مجموعه عکس تحت عنوان &laquo;درد مشترک&raquo; منتشر شد. کتاب سوم نیز مجموعه مصاحبه&lrm;&lrm;هایی است با اعضای سابق سازمان مجاهدین که تحت عنوان &laquo;در اسارت دروغ&raquo; منتشر شده است.  از چه سالی به تحقیق در مورد این گروه پرداختید و با توجه به تحقیقاتتان ساختار این سازمان را چگونه ارزیابی می&lrm;کنید؟  این&lrm;ها ساختار بسیار پیچیده&lrm;ای دارند. من از سال ۱۹۸۱ سرگرم تحقیق راجع به این گروه و به&lrm;خصوص، اگر بخواهم عنوان کتاب اول خود را به&lrm;کار ببرم، انحرافات آن هستم. نخستین&lrm;بار از طریق کاظم رجوی با مجاهدین آشنا شدم. کاظم رجوی قبلا نماینده ایران در سازمان ملل در ژنو بود. در آن زمان، من برای روزنامه لاسوئیس در ژنو کار می&lrm;کردم و اولین&lrm;بار برای انجام مصاحبه&lrm;ای پیش او رفتم. حرف&lrm;هایی که می&lrm;زد، اصلا مرا قانع نکرد؛ چون در آن دوران، سازمان مجاهدین و یاران آیت&lrm;ا&#8230; خمینی هم هدف بودند. درک منطق این افراد برایم خیلی دشوار بود. البته باید بگویم امروزه نیز که ۳۰ سال از آن دوران می&lrm;گذرد، هنوز موفق به درک منطق این گروه نشده&lrm;ام. درواقع می&lrm;توان نتیجه گرفت که این گروه هیچ منطقی ندارد. دائم از مذهب و سیاست دم می&lrm;زند. مدعی آزادی فردی و حقوق بشر است، اما اعضای خود را سرکوب می&lrm;کند. این گروه خود را مبارز می&lrm;داند، اما افراد غیرنظامی را می&lrm;کشد. خب از نظر من، این&lrm;&lrm;ها منطقا با هم جور درنمی&lrm;آید. اسم این کار را نمی&lrm;توان جنگ گذاشت، نام این کار تروریسم است.  چه زمانی دریافتید که کار سازمان مجاهدین بیشتر شبیه گروه&lrm;&lrm;های تروریستی است؟  به مرور متوجه شدم که کار سازمان مجاهدین بیشتر شبیه گروه&lrm;&lrm;های تروریستی است تا سازمان&lrm;های آزادی&lrm;بخش. بنابراین، کنجکاو شدم که بیشتر در این زمینه تحقیق کنم و به&lrm;سراغ افرادی بروم که بر این موضوع اشراف دارند تا بتوانم اطلاعات بیشتر تهیه کنم. چیز&lrm;هایی که کشف کردم، واقعا حیرت&lrm;انگیز بود؛ نه به این معنا که چیزی را کشف کرده باشم که دیگران ندیده بودند، بلکه تنها کسانی آن را می&lrm;بینند که میل به دیدن آن داشته باشند. اگر انسان نخواهد آن را ببیند، هرچه را در ظاهر می&lrm;بیند و به همان شکلی که رهبران سازمان خواسته&lrm;اند، می&lrm;پذیرد. با اندکی تأمل، متوجه شدم که این گروه نه تنها تروریست است، بلکه گرایش&lrm;های فرقه&lrm;ای دارد. وقتی این مطلب را فهمیدم، قضیه برایم جالب&lrm;تر شد. چون هرچه باشد، من روزنامه&lrm;نگار هستم و هر چیزی را بیشتر بخواهند از من پنهان کنند، برایم جالب&lrm;تر می&lrm;شود. وقتی کار به این&lrm;جا رسید، اعضای سازمان تلاش کردند آبروی حرفه&lrm;ای مرا ببرند و به من اتهام جاسوسی برای دولت ایران را زدند، اما من به تحقیقات خود ادامه دادم. سپس، به کمک دوستان عراقی خود، به عمق ماجرا دست یافتم.  اعضای سازمان از چه شیوه&lrm;&lrm;هایی برای جذب افراد استفاده می&lrm;کردند؟  تقدیس شخصیت رهبر، از بین رفتن نهاد خانواده، طلاق&lrm;های اجباری. سازمان، افراد را به بازی می&lrm;گیرد و حق زندگی در یک جامعه عادی را از آن&lrm;&lrm;ها سلب می&lrm;کند و جامعه&lrm;ای مصنوعی برای آن&lrm;&lrm;ها می&lrm;سازد، جامعه&lrm;ای که در آن فقط حق دیدن تلویزیون سازمان و خواندن نشریات سازمان را داشته، از دنیای عادی و آدم&lrm;های عادی به&lrm;کلی بی&lrm;خبر&lrm;ند. به این ترتیب است که سازمان موفق می&lrm;شود هر مطلبی را به اعضایش بقبولاند. اسم این عمل، شست&lrm;و&lrm;شوی مغزی است. به&lrm;دلیل وجود همین ویژگی&lrm;هاست که به جرئت می&lrm;توان گفت سازمان مجاهدین، فرقه&lrm;ای تروریستی است. از این&lrm;&lrm;ها گذشته، اصلا معلوم نیست این&lrm;&lrm;ها چه کار خاصی انجام می&lrm;دهند.  خاطره&lrm;ای از دروغ&lrm;&lrm;های اعضای این سازمان در خاطرتان هست؟  بله، یک&lrm;بار من عده&lrm;ای از اعضای سازمان را دیدم که جلوی فروشگاه بزرگی داشتند پول اعانه جمع می&lrm;کردند. یک تعدادی هم عکس در اندازه&lrm;&lrm;های بزرگ در آن&lrm;جا به نمایش گذاشته بودند. عکس تعدادی بچه&lrm;&lrm;های مجروح و زخمی بود. از آن&lrm;&lrm;ها پرسیدم این عکس&lrm;ها چیست، از کجاست. گفتند این، عکس بچه&lrm;&lrm;های بی&lrm;گناهی است که توسط رژیم ایران به خاک و خون کشیده شده&lrm;اند. گفتم چرا دروغ تحویل مردم می&lrm;دهید، این عکس&lrm;ها مربوط به زلزله&lrm;ای است که دو ماه پیش در ترکیه اتفاق افتاده بود. گفتم من خودم این عکس&lrm;ها را قبلا دیده&lrm;ام، شما دروغ می&lrm;گویید. زود دست&lrm;پاچه شدند و گفتند ما این عکس&lrm;ها را به&lrm;طور پراکنده از جا&lrm;های مختلف جمع&lrm;آوری کرده&lrm;ایم و ممکن است اشتباهی رخ داده باشد. اما آن ها دروغ می&lrm;گفتند.  سازمان به چه صورت افراد را به اردوگاه اشرف منتقل می&lrm;کند؟  سازمان به افراد می&lrm;گوید ما برای&lrm;تان پروانه کار می&lrm;گیریم، امکان تحصیل&lrm;تان را فراهم می&lrm;کنیم، هرچیزی را می&lrm;توانیم برای&lrm;تان فراهم کنیم. افراد حرف آن&lrm;&lrm;ها را باور می&lrm;کنند و از قرارگاه اشرف در بیابان سر در می&lrm;آورند و از این&lrm;&lrm;ها می&lrm;پرسند کجاست آن چیز&lrm;هایی که به ما وعده&lrm;اش را داده بودید. وقتی آدم از همه&lrm;چیز دور است و از خانواده&lrm;اش و از فرهنگ خودش بریده و البته یک مقداری هم ساده&lrm;لوح باشد، این حرف&lrm;ها را قبول می&lrm;کند. در این شرایط، یک آدم منطقی وقتی می&lrm;بیند در پاسخ به اعتراضش او را تهدید به قتل می&lrm;کنند، ساکت می&lrm;شود؛ اما از آن&lrm;جا که این گروه منطق ندارد، عده&lrm;ای حاضر به سکوت نشدند و در نتیجه، دستگیر و زندانی و شکنجه شدند. من نمی&lrm;فهمم چطور می&lrm;توانند با اعضای خودشان این&lrm;طور رفتار کنند. به عقیده من، سازمان مجاهدین را فقط با ارتش سرخ ژاپن می&lrm;شود مقایسه کرد که افراد خود را به محض پیدایش کمترین اختلاف&lrm;نظر ایدئولوژیک به قتل می&lrm;رساند.  رؤسای این سازمان دارای چه شخصیت و منشی هستند؟  مسئله مریم و مسعود رجوی عشق به قدرت است. مسئله آن&lrm;ها، نوع ارتباط&lrm;شان با قدرت است. آدم این&lrm;طوری خیلی راحت&lrm;تر می&lrm;تواند میلیون&lrm;ها دلار پول دربیاورد تا این&lrm;که برود در کارخانه&lrm;ای کار بکند. خیلی راحت&lrm;تر است که آدم برود در فرانسه زندگی مرفهی داشته باشد تا این&lrm;که برای عملیات تروریستی هر روز مجبور باشد جای خود را تغییر بدهد و اوراق شناسایی تازه&lrm;ای دست و پا کند و به&lrm;طور مخفیانه زندگی کند. رجوی و زنش دنبال پول هستند. فقط پول. زندگی راحتی هم دارند. ملک و املاک فراوانی دارند و پول بسیار درمی&lrm;آورند. هر از گاهی می&lrm;روند تظاهرات می&lrm;کنند برای پناهنده&lrm;&lrm;های ساکن قرارگاه اشرف اما این&lrm;&lrm;ها که در قرارگاه اشرف هستند پناهنده نیستند این&lrm;&lrm;ها اسیر جنگی هستند. اگر مسئله به همین&lrm;جا ختم می&lrm;شد، احتمالا من هم دیگر به تحقیقاتم ادامه نمی&lrm;دادم.  گفتید که این گروه یک فرقه هستند لطفا کمی بیشتر درخصوص مشی فرقه&lrm;ای این سازمان توضیح دهید؟  همان&lrm;طور که گفتم، درباره مجاهدین به&lrm;جای مذهب باید از کلمه مسلک استفاده کرد. مسلک چیزی است که بر اساس تفسیر شخصی یک نفر از مذهب تشکیل می&lrm;شود. این را می&lrm;توان فرقه هم نامید. با این تفاوت که در فرقه&lrm;ها، عناصر دیگری هم دخیل هستند. مسلک مجاهدین درواقع ارکان فرقه&lrm;ای دارد. در این مسلک، تقدیس شخصیت فرد بر اصول دیگر مقدم است، در حالی&lrm;که در مذهب فقط خدا تقدیس می&lrm;شود. رهبر را نماینده خدا می&lrm;دانند و به&lrm;جای خدا، رهبر را پرستش و تجلیل می&lrm;کنند. این رهبر هر چیزی را در جهت تقدیس خودش نباشد، محو می&lrm;کند. هر مانعی را از سر راه خود برمی&lrm;دارد. هر کسی باید فقط رهبر را دوست داشته باشد وگرنه دچار مشکل می&lrm;شود. برای این&lrm;که افراد فقط رهبر را دوست داشته باشند، باید ارتباط آن&lrm;&lrm;ها را با خانواده و خواهر و مادرشان قطع کرد. وگرنه، افراد به&lrm;جای رهبر این&lrm;&lrm;ها را دوست دارند. در منطق آن&lrm;ها، وقتی کسی به برادرش محبت می&lrm;کند، درواقع این محبت را از رهبر دریغ و نثار برادرش کرده است. البته، درباره زن و شوهر هم این مسئله صدق می&lrm;کند. کسی که به یک مسلکی می&lrm;پیوندد، درواقع با رهبر ازدواج می&lrm;کند، خواه زن باشد و خواه مرد. به&lrm;خاطر همین است که مجاهدین دو رهبر دارند. مرد&lrm;ها با رهبر زن و زن&lrm;ها با رهبر مرد ازدواج می&lrm;کنند. مسعود درواقع نماد مرد&lrm;ها شده است و مریم، نماد زن&lrm;ها. به این ترتیب، امکان تقدیس شخصیت فراهم می&lrm;شود. اما برای چنین چیزی، نباید اجازه داد افراد نسبت به یکدیگر دلبستگی پیدا کنند. اگر یک نفر بیاید بگوید من زنم را بیشتر از مریم رجوی دوست دارم، این نمی&lrm;شود. به&lrm;خاطر همین بود که طلاق را اجباری کردند تا ارتباط افراد با شخص رهبر بهتر برقرار شود. این طرز نگرش، بسیار غیرعادی است و در تضاد کامل با حقوق بشر قرار دارد. یعنی از یک طرف مدعی حقوق بشر هستند و از سوی دیگر آن را زیر پا می&lrm;گذارند.  خبر&lrm;هایی از داخل این سازمان به بیرون آمده که حکایت از رسیدن اعضای سازمان به پوچی است. نظرتان راجع به این موضوع چیست؟  افرادی که زمانی به آرمان سازمان اعتقاد داشته&lrm;اند و به&lrm;خاطر آن، رنج&lrm;هایی را متحمل شده&lrm;اند و جوانی خود را به پای آن ریخته&lrm;اند، رنج را با پوست و استخوان خود لمس کرده&lrm;اند، این&lrm;طور مأیوس می&lrm;شوند. یأس آن&lrm;&lrm;ها دو برابر است؛ چون از یک طرف مبارزه &lrm;شان با دولت ایران به&lrm;جایی نرسیده است و از سوی دیگر، همرزمان خودشان که قرار بوده در این مبارزه همراه&lrm; شان باشند، در برابر آن&lrm;&lrm;ها قرار گرفته با آن&lrm;&lrm;ها درمی&lrm;افتند. این وضعیت واقعا جنون&lrm;آمیز است. آدم احساس پوچی می&lrm;کند. انسان از بین می&lrm;رود. بدتر از همه این است که دوستان سابق&lrm;شان بخواهند سربه&lrm;نیست&lrm;شان کنند. آدم در این وضعیت چه تصور ذهنی باید داشته باشد و چقدر باید جسارت به خرج بدهد تا بتواند به خودش بگوید من از این گروه جدا می&lrm;شوم چون به من دروغ گفته&lrm;اند. درک میزان رنج این آدم&lrm;ها کار بسیار دشواری است.  حضور نام مجاهدین در فهرست سازمان تروریستی جهان در چه وضعیتی قرار دارد؟  راجع به حضور مجاهدین در فهرست سازمان تروریستی جهان باید بگویم که سازمان در آمریکا همچنان در این فهرست قرار دارد و حذف آن&lrm;&lrm;ها از فهرست اروپا فقط ناشی از یک سوءتفاهم قضایی بود. حذف آن&lrm;&lrm;ها از این لیست به&lrm;دلیل این نیست که دیگر تروریست محسوب نمی&lrm;شوند، بلکه به&lrm;دلیل اشتباهاتی است که در روند تهیه این فهرست بروز کرد و من مطئمن هستم سازمان به&lrm;جای اصلی خود که حضور در هر دو فهرست است، بازمی&lrm;گردد؛ چون معمولا اروپا و آمریکا فهرست واحدی دارند. سازمان درواقع از ابزار قضایی استفاده کرد تا از فهرست اروپا خارج شود و این ناشی از یک مسئله قضایی بود؛ درست مثل این است که یک زندانی را موقتا از حبس درمی&lrm;آورند تا مدارک کافی به&lrm;دست بیاید، آن&lrm;وقت مجددا او را به زندان برمی&lrm;گردانند.  چه آینده&lrm;ای را برای اعضای این سازمان پیش&lrm;بینی می&lrm;کنید؟  راجع به آینده&lrm;ای که در انتظار مجاهدین است، به صراحت می&lrm;گویم که هیچ نظر خاصی ندارم و هر اتفاقی ممکن است بیفتد. هرچیزی ممکن است روی بدهد. کار من بیشتر کاری است برای تاریخ، نه برای تاریخ امروز و دیروز، بلکه کاری برای تاریخ فردا. می&lrm;خواهم نوعی ابزار شناخت و جهت&lrm;یابی برای آیندگان به&lrm;جای بگذارم تا وقتی می&lrm;خوانند، بفهمند در سال ۲۰۰۷ یا ۲۰۱۰ چه اتفاقاتی افتاده است.  به&lrm;نظر من باید هنوز خیلی کار بشود تا این&lrm;که آدم نظری راجع به آینده آن&lrm;&lrm;ها داشته باشد و این کار، دشوار و حتی غیرممکنی است. نمی&lrm;شود راجع به آینده این گروه نظر داد؛ هر اتفاقی ممکن است بیفتد و هر حادثه خوب یا بدی ممکن است روی دهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9576">مصاحبه با آنتوان گسلر روزنامه نگار سوئیسی و محقق در زمینه فرقه مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9576/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سخنان آقای آنتوان گسلر نویسنده و پژوهشگر سوئیسی در سمینار پاریس ـ قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9350</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9350?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jun 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آنتوان گسلر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش ها و نظرها در رابطه با فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/06/30/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%da%af%d8%b3%d9%84%d8%b1-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d8%b4/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین از زوریخ با من تماس گرفتند که به من توضیح بدهند سازمان مجاهدین چیز خوبی است. اون موقع هم روی این بخش کار می کند که کدام سازمانها در کدام کشورها برای آزادی کار می کنند، در رابطه با همه کشورها نه فقط ایران. سعی می کردند به من توضیح بدهند که مجاهدین مثل ملت ایران است ولی می فهمیدم که نه اصلا فرق می کنه ایدئولوژیهاشون. در سال 1990 چند تا مقاله نوشتم روی موضوع مجاهدین بعد دیدند خوب ننوشتم آنها سعی کردند کارت خبرنگاری من را بگیرند ولی نتوانستند هر چی بیشتر اذیتم می کردند من بیشتر می خواستم بفهمم چرا؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9350">سخنان آقای آنتوان گسلر نویسنده و پژوهشگر سوئیسی در سمینار پاریس ـ قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای مسعود جابانی:  میهمان بعدی آقای آنتوان گسلر نویسنده معروف سوئیسی و محقق که امروز در خدمتشون هستیم دوستان خارجی می توانند از گوشی که در اختیارشان گذاشته شده است استفاده کنند تا برایشان ترجمه شود.  ترجمه صحبتهای آقای آنتوان گسلر  من از 1981 در روزنامه های سوئیس کار می کنم اون موقع تو ژنو کار می کردم خبرنگارسیاسی بودم&nbsp; اون موقع با کاظم رجوی آشنا شدم که سفیر ایران در سازمان ملل بود، یک کنفرانسی داده بود که توضیح بدهد چرا با رژیم ایران موافق نبوده است. یک مصاحبه داشتم که در مجله سوئیس پخش شده از او یک سوال پرسیدم چرا دوسال با جمهوری اسلامی کار کردید وقیتکه می دونستید جمهوری اسلامی اینقدر بد است.؟  مجاهدین از زوریخ با من تماس گرفتند که به من توضیح بدهند سازمان مجاهدین چیز خوبی است. اون موقع هم روی این بخش کار می کند که کدام سازمانها در کدام کشورها برای آزادی کار می کنند، در رابطه با همه کشورها نه فقط ایران. سعی می کردند به من توضیح بدهند که مجاهدین مثل ملت ایران است ولی می فهمیدم که نه اصلا فرق می کنه ایدئولوژیهاشون. در سال 1990 چند تا مقاله نوشتم روی موضوع مجاهدین بعد دیدند خوب ننوشتم آنها سعی کردند کارت خبرنگاری من را بگیرند ولی نتوانستند هر چی بیشتر اذیتم می کردند من بیشتر می خواستم بفهمم چرا؟ و الان هم سه تا کتاب نوشتم. امروز یک سوال دقیقی می خواهم بپرسم آرزو دارم زودتر که کمپ اشرف آزاد شود و اون موقع می خواهم ببینم رجوی توی عراق و توی اشرف قایم شده یا نه؟ برای من سوال این است که رجوی کجاست؟ این سوال مهمی است برام و اینکه همیشه آدم می پرسه وقتی رئیس مجاهدین نیست سازمان بعدش چی می شه؟ حالا که مسعود رجوی غیبش زده پس چه جوری این سازمان مجاهدین می تواند ادامه داشته باشه؟ الان شرایط کمی قر و قاطی (خر تو خر) است و این شرایط برای مجاهدین خوب است و می توانند یواشکی کارشون را بکنند. سوال اینه که الان مسعود رجوی کجاست و باید مسعود رجوی جواب بده و فقط مسعود رجوی میتواند جواب این سوالها را بدهد، زجر هایی که آدمها در کمپ اشرف می کشند را باید رجوی جواب بده. چرا اینقدر زجر؟ الان مسعود رجوی چکاره است تو سازمان؟ مسعود رجوی سازمان را ساخته و اون می تواند انتخاب کنه ادامه سازمان را یا نه؟ این جنگ را همیشه خواسته بود نشون بده که خودش ادامه می دهد.  آیا باید بگیم که مسعود رجوی&nbsp;کشته شده و باید برایش مراسم گرفت. ولی مجاهدین هیچ کاری را بیخودی نمی کنن خودشون هم می دانند چی شده مسعود از سال 2003 مسعود نیست هفت ساله خبری ازش نیست آدم می خواهد بداند کجاست؟ اگر زنده است چرا خودش را معرفی نمی کنه که دوباره سازمان بسازه؟ می دونم که پول دوست داره و قدرت را دوست داره نزدیکانش اصلا ازش حرفی نمی زنند هیچکی گریه نمی کند براش، و هیچکس هم به یادش نیست. پس تا الان باز هم می تواند به درد بخورد. بعضی می گویند که حرف زدند باهاش، آیا تو کمپ اشرف است، یعنی هفت سال است که یواشکی تو اشرف زندگی می کند؟ هفت سال است که می ترسد بگیرنش، اشرف پس از گوانتامو بدتره، چون توی گوانتانامو همه چیز معلوم است، مشخص است کی اونجاست و اونجا همه چیز معلومه می دونند کی اونجاست واسه مسعود رجوی نمی دونیم و یک علامت سواله. آیا قایم شده آیا تو خونه ای هست مثل صدام، آیا توی اردن است. مسعود رجوی می تواند باز هم به درد بخورد چون مجاهدین هنوز یک قدرت هستند.  مائو می گفت سربازها باید تو ملت باشند مثل یک ماهی تو آب. ولی متاسفانه مجاهدین توی یک آکواریوم هستند که اسم این آکواریوم اروپا است آکواریوم هستند. ولی باید بدانیم توی این آکواریوم چیزهای دیگه هم هست. الان که همه صحبت از تروریسم می کنند، سوال باید بپرسیم که دولت های ما&nbsp;چشم هایشان باز است؟ ولی اینها هم توی این قضیه برنده هستند. دولت ها می توانند با مجاهدین بازی کنند. می توانند با ایران بازی بکنند. با مجاهدین می توانند خبرهای دروغ یا راست را پخش کنند در مورد ایران. وقتی که هنگام جنگ کسی به کشورش خیانت می کند، در وضعیت عادی دیگر خیانت برای این گروه طبیعی است. مسعود رجوی هم از این وضعیت مستثنی نیست. باید توجه داشته باشیم که بدون قانون دمکراسی نمی تواند وجود داشته باشد نه اینجا نه جای دیگر. مرسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9350">سخنان آقای آنتوان گسلر نویسنده و پژوهشگر سوئیسی در سمینار پاریس ـ قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9350/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه خانم بتول ملکی با آقای  گسلر در سوئیس</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6496</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6496?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آنتوان گسلر]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش ها و نظرها در رابطه با فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/06/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%aa%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%b3%d9%84%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب" کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک" را من به دوستم عبدالجبار الهاشمی که از تبعیدیان رژیم صدام حسین در سوئیس بود، تقدیم کرده ام. وی از اعضای وقت حزب کمونیست عراق بود که به دلیل مخالفت با حکومت صدام حسین و سیاست های حزب بعث مورد غضب واقع شده بود. اما" کتاب کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک" برروی گروه تروریستی مجاهدین خلق در عراق که به ظاهر در مقابل رژیم تهران است، متمرکز شده است. یک سازمان سیاسی نظامی که تبدیل به یک فرقه و دیکتاتوری شده است. من فکر می کنم که جدا از تفاوت بین دیکتاتورها (حکومت صدام حسین و سازمان مجاهدین خلق) تمامی قربانیان آنان به یک اندازه رنج و عذاب می کشند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6496">مصاحبه خانم بتول ملکی با آقای  گسلر در سوئیس</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>مقدمه</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>ظاهراً یکی از اهدافی که رهبران فرقه های مذهبی و ایدئولوژیک دنبال می کنند، همگانی کردن ایده های خود برای همه مردم جهان، فارغ از پهنه جغرافیایی می باشد که فرقه در آن محدوه متولد شده و شکل گرفته است. در این راستا فرقه ها از پهنه ملی خود پا را فراتر می گذارند و رسالت جهانی برای خود قائل هستند. به همین دلیل است که رهبران فرقه ها برای اینکه پویایی!؟ ایدئولوژی حاکم بر فرقه را نشان دهند، افرادی که از ملیت ها و کشورهای مختلف با روش های خاص فریب می دهند و به فرقه می پیوند را در جایگاه و موقعیت های ویژه ای قرار می دهند. این افراد در درون و برون فرقه اهمیت ویژه به لحاظ تبلیغاتی پیدا می کنند تا رهبران فرقه ها پویایی!؟ و جهانی بودن ایدئولوژی خود را به رخ بکشند. نمونه چنین طرز تفکری را در عملکرد رهبری سازمان مجاهدین خلق قابل مشاهده است</span><span>. </p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>روشن است که هنگامیکه فرقه ها برای خود رسالت جهانی قائل هستند، بطور طبیعی و آتوماتیک منتقدینی در سطح جهان از ملیت های مختلف نیز پیدا خواهند کرد. باز به همین دلیل است که علاوه بر اینکه کادرها و اعضای سابق سازمان مجاهدین به نقد فرقه های ایدئولوژیک و تروریستی می پردازند، نویسندگان و پژوهشگران مختلفی از سایر ملل نیز وجود دارند که به نقد فرقه ها از جمله سازمان مجاهدین خلق می پردازند. آقای آنتوان گسلر سوئیسی نیز یکی از این ده ها محققی می باشد که علاوه بر پژوهش در مورد احزاب کمونیست در شوروی سابق و چین، بطور مشخص در مورد فرقه ایرانی سازمان مجاهدین خلق نیز تحقیقات گسترده ای را انجام داده است. محصول تجارب و تحقیقات آقای آنتوان گسلر در مورد فرقه سازمان مجاهدین خلق در چندین کتاب از جمله &quot; درد مشترک &quot;، &quot; اسیر در زنجیر دروغ &quot; و &quot; کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک &quot; تدوین شده است که کتاب اخیر جایگاه ویژه ای در این پژوهش ها دارد و به همین دلیل سرکار خانم بتول ملکی گفتگویی را با ایشان انجام داده است</span><span>.</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>کانون ایران قلم ضمن تشکر از آقای گسلر برای انجام مصاحبه، برای ایشان که اخیراً دچار بیماری قلبی شده بودند، آرزوی سلامتی و بهبودی می کند و توجه شما را به ترجمه گفتگوی خانم بتول ملکی با ایشان جلب می کنیم</span><span>.</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " >&nbsp;</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>کانون ایران قلم</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>ترجمه مصاحبه خانم بتول ملکی با آقای آنتوان گسلر</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>بتول ملکی</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>با تشکر از شما آقای گسلر که این فرصت را در اختیار من و دوستانم در کانون ایران قلم قرار دادید تا مصاحبه ای با شما در مورد کتاب ها و همچنین شنیدن تجربیات گرانبهای شما داشته باشم. ابتدا می خواستم که بیوگرافی مختصری از خودتان بیان کنید، هر چند که خوانندگان این مصاحبه با آثار و نوشته های شما آشنایی دارند</span><span>.</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>آنتوان گسلر</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>من یک روزنامه نگار و عکاس هستم و در کشور سوئیس در سال 1354 متولد شده ام. بعد از ادامه تحصیلات در سوئیس و پاریس در سال 1379 در رشته سیاست بین الملل فارغ التحصیل شدم. من در روزنامه های مختاف سوئیسی کار کرده ام و در حال حاضر نیز مسئول بخش بین المللی روزنامه</span><span> daily Le Nouvelliste. </span><span>می باشم. همچنین با تعدادی از موسسات مطالعاتی سیاست منطقه ای در اروپا کار می کنم. چندین کتاب نیز تا کنون نوشته ام</span><span>.</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>بتول ملکی</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>آقای گسلر، شما آثار و تحقیقات زیادی در مورد تسلط حزب کمونیست شوروی و مشخص تر دوران حکومت استبدادی بر استالین در اتحاد جماهیر شوروی سابق دارید. شما چه وجوه اشتراکی بین رهبران مختلف در حزب کمونیست شوروی یا سایر احزاب و سازمان های استالینیستی مشاهده می کنید؟</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>آنتوان گسلر</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>من فکر نمی کنم تعداد زیادی فرم در کمونیسم وجود داشته باشد. در دهه ها و جریان های اخیر، استالینیسم، تروتسکیسم، مائویسم و کاستروئیسم&#8230;، این نام ها هستند که تغییر می کنند. در واقع هنگامیکه نام ها تغییر می کنند، اسکلت و استخوانبندی و روش ها تغییر نمی کنند و همچنان باقی می مانند. رهبری در این ایدئولوژی ها به این تغییر شکل، عنوان دمکراسی می دهند و آن را ترویج می کنند تا حکومت و جایگاه خود را تداوم این ایدئولوژی ها تداوم بخشند</span><span>. </p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>بتول ملکی</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>یکی از کتاب های شما که خوانندگان بسیاری را بدست آورد، کتاب کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک بود. شما این کتاب را به آقای عبدالجبار عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست عراق که توسط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق و دیگر رهبران حزب بعث به سوئیس تبعید شد، تقدیم کردید. چه وجه مشترکی را بین قربانیان سازمان مجاهدین خلق و قربانیان دیکتاتوری صدام حسین می دیدید؟</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>آنتوان گسلر</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>کتاب &quot; کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک &quot; را من به دوستم عبدالجبار الهاشمی که از تبعیدیان رژیم صدام حسین در سوئیس بود، تقدیم کرده ام. وی از اعضای وقت حزب کمونیست عراق بود که به دلیل مخالفت با حکومت صدام حسین و سیاست های حزب بعث مورد غضب واقع شده بود. اما &quot; کتاب کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک &quot; برروی گروه تروریستی مجاهدین خلق در عراق که به ظاهر در مقابل رژیم تهران است، متمرکز شده است. یک سازمان سیاسی نظامی که تبدیل به یک فرقه و دیکتاتوری شده است. من فکر می کنم که جدا از تفاوت بین دیکتاتورها (حکومت صدام حسین و سازمان مجاهدین خلق) تمامی قربانیان آنان به یک اندازه رنج و عذاب می کشند</span><span>. </p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>بتول ملکی</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>بسیاری از افراد که خود در گذشته عضو سازمان مجاهدین خلق بوده اند، از جمله بعضی از اعضای کانون ایران قلم، با قاطعیت مناسبات داخل این گروه را فرقه گرایانه عنوان می کنند، شما آقای گسلر به عنوان یک شهروند سوئیسی به چه میزانی به ویژگی های فرقه گرایانه در سازمان مجاهدین خلق اعتقاد دارید؟</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>آنتوان گسلر</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>من نه به عنوان اینکه یک شهروند سوئیسی هستم، بلکه به عنوان یک انسان مسئول به سؤال شما پاسخ می دهم. من فکر می کنم که &quot; انسانیت &quot; یک خانواده بزرگی است که همه در آن نسبت به یکدیگر حق و وظیفه ای دارند. اما این فرقه ها هستند که این شرافت و آزادی انسان را نابود می کنند و باید عملکرد آنها روشن و محکوم شوند. سازمان مجاهدین خلق نیز یک گروه فرقه ای است که به همین شکل عمل می کند. در سازمان مجاهدین خلق نیز روند فرقه گرایی با منزوی کردن اعضا و قطع ارتباط با خانواده و دوستان شروع می شود. آنها با تکرار شعار ها ی ساده ولی موثر (مانند ایران رجوی &ndash; رجوی ایران &ndash; مترجم) به سمت مغز شوئی اعضا گام برمی دارند. آنها از نظر فکری ضعیف هستند و با دادن غذای ذهنی به آنها، از خوابیدن آنان جلو گیری می کنند و این عمل باعث نابودی فیزیکی آنان می شود. رهبر فرقه می تواند از آنان به عنوان برده فکری، در هر کاری که می خواهد از آنها بهره برداری کند</span><span>.</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>بتول ملکی</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>شما در فصل هفتم کتاب &quot; کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک &quot; به این اشاره کرده اید که از منظر غرب نسبت به واژه &quot;ارتش&quot;، ارتش آزادیبخش ملی هرگز به عنوان یک ارتش عمل نکرده است. از سوی دیگر سازمان مجاهدین خلق در شرایط کنونی مدعی است که در آمریکا حمایت کننده های جدی برای بکارگیری آنها دارد. شما چه فکر می کنید؟</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>آنتوان گسلر</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>من فکر می کنم دروغ و خطوط ساختگی در جریان هستند. آری اگر کسی اسلحه به دستش بگیرد و علیه اشغالگران خارجی بجنگد یک آزادی خواه هست و عضو ارتش آزادی بخش. اما اگر این به منظور گرفتن قدرت سیاسی در یک کشور باشد، در آن صورت حمله مسلحانه و نظامی به دیگران تروریسم محسوب می شود. از آنجا که جلب حمایت مردم از عملیات تروریستی سخت است بنابراین با عنوان و اسم &quot; آزادی بخشی &quot; انجام می شود. در مورد سازمان مجاهدین خلق شکی نیست که آنها می خواهد رژیمی را از طریق خشونت سرنگون کنند، حتی اگر مسئله منجر به قتل انسانهای بی گناه شود. من فکر می کنم که بخشی از آمریکائی ها توسط مجاهدین فریب داده شده اند همانگونه که در افعانستان و عراق فریقته شدند. اگر این حقیقت آهسته آهسته آشکار شود خود نوعی پیروزی است. من فکر می کنم آینده مبارزان مسعود رجوی اکنون به سیاست آمریکایی ها بستگی کامل پیدا کرده است</span><span>.</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>بتول ملکی</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>من و دوستانم از شما به دلیل انجام این مصاحبه تشکر می کنیم، اگر نکته ناگفته ای وجود دارد، خودتان در پایان مصاحبه بفرمایید</span><span>.</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>آنتوان گسلر</span><span>:</p>
<div style="TEXT-JUSTIFY:   " ><span>در دنیائی که ما زندگی می کنیم با مشکلات جدی روبر و می شویم. با بحران های جدی دسته جمعی روبر و هستیم مانند حفظ محیط زیست باید بصورت جمعی عمل کرد راه حل انفرادی وجود ندارد. باید با هم برای یک آینده بهتر که از عدالت خواهی و صلح و خیر خواهی و احترام به دیگران و دوستی با مردم عبور می کند، بکوشیم</span><span>.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6496">مصاحبه خانم بتول ملکی با آقای  گسلر در سوئیس</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6496/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
