<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ابوالحسن بنی صدر</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d9%86%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%b1/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/ابوالحسن-بنی-صدر</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 06 Apr 2025 12:14:04 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>ابوالحسن بنی صدر</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/ابوالحسن-بنی-صدر</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>در دادگاه فراری‌دهندگان بنی‌صدر و رجوی چه گذشت؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64626</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64626#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Apr 2025 06:46:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64626</guid>

					<description><![CDATA[<p>در ساعت ۲۰ و ۱۵ دقیقه الی ۲۰ و ۳۰ دقیقه مورخ ۶۰/۶/۶ بنی‌صدر و رجوی به همراهی چند تن از مجاهدین خلق از طریقی که قبلا تدارک دیده و آماده نموده بودند به داخل هواپیما هدایت و در داخل توالت جاسازی شدند. ساعت نه و سی دقیقه صبح روز دوشنبه ۱۵فروردین ۱۳۶۲ محاکمه ۸ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64626">در دادگاه فراری‌دهندگان بنی‌صدر و رجوی چه گذشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در ساعت ۲۰ و ۱۵ دقیقه الی ۲۰ و ۳۰ دقیقه مورخ ۶۰/۶/۶ بنی‌صدر و رجوی به همراهی چند تن از مجاهدین خلق از طریقی که قبلا تدارک دیده و آماده نموده بودند به داخل هواپیما هدایت و در داخل توالت جاسازی شدند.</p>
<p>ساعت نه و سی دقیقه صبح روز دوشنبه ۱۵فروردین ۱۳۶۲ محاکمه ۸ تن از عاملان شرکت در توطئه هواپیماربایی و فراری دادن بنی‌صدر، رجوی و کلاهی در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارتش به ریاست حجت‌الاسلام محمدی ری‌شهری آغاز شد. در ادامه شرح دادگاه را به نقل از اطلاعات مورخ سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۶۲می‌خوانید:</p>
<p>در ابتدای جلسه دادگاه، آیاتی از کلام‌الله مجید تلاوت شد و سپس دادستان دادسرای انقلاب ارتش متن کیفرخواست را قرائت کرد. در کیفرخواست متهمان آمده است:</p>
<p>۱- همافر یکم علیرضا مسعودی فرزند حسن (با نام مستعار مسعود) دارای شناسنامه شماره ۵۱۰ صادره از بجنورد متولد سال ۱۳۳۱بازداشت از تاریخ ۶۰/۶/۵</p>
<p>۲- همافر دوم یعقوب چوداری خامنه‌ای فرزند اسماعیل (با نام مستعار بابک) دارای شناسنامه شماره ۶متولد سال ۱۳۳۲ بازداشت از ۶۰/۵/۱۸</p>
<p>۳- همافر (بازخریدشده) احمد بوشی فرزند رضا (با نام مستعار احسان) دارای شناسنامه شماره ۷۳۲۴ متولد سال ۱۳۲۹ بازداشت از تاریخ ۶۰/۱۰/۱۶</p>
<p>۴- همافر محمدحسین حسینی فرزند محمدعلی (با نام مستعار تقی) دارای شناسنامه شماره ۲۲۰ متولد ۱۳۲۵ بازداشت از تاریخ ۷/۶/ ۶۰</p>
<p>۵- همافر ۲ علی‌اکبر کمالان فرزند علی (با نام مستعار احمد) دارای شناسنامه شماره ۳۸۴ متولد سال ۱۳۳۴بازداشت از تاریخ ۲۱/ ۹/ ۶۰</p>
<p>۶- همافر ۲ ایرج برنگی فرزند حسین (با نام مستعار اکبر) دارای شناسنامه شماره ۸ متولد ۱۳۳۲بازداشت از تاریخ ۲۰/ ۹/ ۶۰</p>
<p>۷- همافر حسینعلی شهیدی فرزند علی دارای شناسنامه شماره ۵۱۷ متولد ۱۳۲۶ بازداشت از تاریخ ۱۷/۱۰/ ۶۰.</p>
<p>۸- همافر مسعود صادق‌نیا فرزند حبیب‌الله (با نام مستعار صادق) دارای شناسنامه شماره ۴۸۱ متولد سال ۱۳۳۱ بازداشت از ۳۰/۵/۶۱</p>
<h3>ب – موضوع اتهامات</h3>
<p>شرکت در توطئه هواپیماربایی و فراری دادن بنی‌صدر خائن و رجوی تروریست تبهکار.</p>
<p>دادستان سپس ادامه داد: خداوند حکیم در کتاب مقدس آسمانی ما ضمن تشریح خدعه‌ها و دسیسه‌های مجاهدین خلق و فتنه‌هایی که علیه رسول اکرم و مسلمانان به پا کردند، پلیدی‌های اخلاقی آنان را یادآور شده است. من‌ جمله آنان را مردمانی دروغ‌گو، بدکار، فاسق، نادان، نفهم و مستکبر معرفی می‌فرماید. خداوند می‌فرماید: منافقین مردمانی هستند که قسم‌های دروغ خود را سپر جان خویش و مایه فریب مردم قرار داده، بدین وسیله راه خدا را بر روی خلق می‌بندند، مردمانی هستند که اجسامی زیبا و فریبنده و سخنانی جاذب و شیرین دارند ولی به خاطر نداشتن باطنی مطابق ظاهر، در مثل مانند چوبی می‌مانند که به چیزی تکیه داشته باشد و اشباحی بدون روح‌اند. همان‌طور که آن چوب نه خیری دارد و نه فایده‌ای، بر آن مترتب می‌شود، اینان نیز همین‌طورند زیرا که نفهمند و فاقد درک. [&#8230;] آری انفجار حزب جمهوری اسلامی و به شهادت رساندن بهشتی مظلوم و ۷۲ تن از یاوران و ناصران اسلام نیز برق ساطعی بود که مجاهدین خلق را رسوا و فساد و استکبار آنان را به جهانیان ثابت کرد.</p>
<p>توجه به چگونگی حادثه فرار بنی‌صدر خائن و رجوی جنایتکار و شناسایی خطوط هماهنگ‌شده‌ای که در این ماجرا دست داشته‌اند، می‌رساند که شرق و غرب با چه اندیشه‌ فاسدی درصدد بوده‌اند که این منفورترین را از مهلکه قطعی و حتمی‌شان نجات داده و در زمان مناسب از خدمتگزاران خویش بیش از پیش بهره‌گیری کنند، اما زهی تصور باطل، زهی خیال محال.</p>
<p>هرچند با شهادت این بزرگواران خلأیی ایجاد شد که هیچ چیز قادر به پر کردن آن نیست، لیکن درخت اسلام از خون این عزیزان بارورتر شد که در مذهب عشق جز نکو را نکشند.</p>
<h3>ماوقع جریان فرار</h3>
<p>دادستان سپس افزود: پس از این‌که بنی‌صدر و رجوی خائن دریافتند که از شدت قهر مردم، زندگی در سرزمین پاک اسلامی زیر لوای حکومت الله به رهبری روح‌الله امکان‌پذیر نیست، تصمیم به فرار از کشور اسلام گرفتند که در این رابطه محل فرار، پایگاه یکم ترابری انتخاب می‌شود و بدین جهت کلیه نیروهای خود اعم از تشکیلاتی و غیرتشکیلاتی را به کار می‌گیرند.</p>
<p>همافر رضا بزرگانفر با نام مستعار امیر، سردسته مجاهدین خلق پایگاه (که از ابتدای انقلاب در حرکت‌های ضد اسلامی و ضد انسانی نقش فعالی داشته و بنا بر گزارشات واصله و قریب به یقین در یک لانه تیمی بمبی در دستش منفجر و معدوم گشته) با همکاری مجاهدین خلق ذیل و عده‌ای دیگر شروع به شناسایی‌های لازم و آماده نمودن مقدمات فرار می‌نمایند:</p>
<p>۱- همافر علیرضا مسعودی با نام مستعار مسعود.</p>
<p>۲- همافر یعقوب چوداری خامنه با نام مستعار بابک.</p>
<p>۳- همافر احمد بوشی با نام مستعار احسان.</p>
<p>۴- همافر محدحسین حسینی با نام مستعار تقی.</p>
<p>۵- همافر علی‌اکبر کمالان با نام مستعار احمد.</p>
<p>۶- همافر ایرج برنگی با نام مستعار اکبر.</p>
<p>۷- همافر حسینعلی شهیدی با نام مستعار احمد.</p>
<p>۸- همافر مسعود صادق‌نیا با نام مستعار صادق.</p>
<p>دادستان آن‌گاه ادامه جریان فرار را این‌گونه تشریح کرد:</p>
<p>این مزدوران شناسایی‌های لازم را از نحوه ورود به پایگاه و محل پرواز به عمل آورده و با سرقت کارت شناسایی پرسنل ازجمله دو کارت شناسایی که شباهت زیادی به بنی‌صدر و رجوی داشته‌اند و همچنین تهیه لباس نظامی بخصوص لباس پرواز و تدارک سایر برنامه‌های عادی‌سازی، این سران جنایتکار را وارد پایگاه و نهایتا داخل هواپیما می‌نمایند و به خاطر این‌که پس از پرواز هواپیما و انحراف در مسیرش چنان‌چه موضوع افشا شد، هواپیماهای شکاری آماده نتوانند او را دنبال کرده و مجبور به فرود نمایند در این هواپیماها نیز عملیات تخریبی را که اصطلاحا اف. او. دی گفته می‌شود انجام می‌دهند.</p>
<p>هریک از این مجاهدین خلق در رابطه با انجام کارهای مذکور مسئولیت‌هایی به عهده داشته‌اند که به شرح ذیل می‌باشد:</p>
<p><strong>۱- علیرضا مسعودی با نام مستعار مسعود –</strong> حدود دو الی سه هفته قبل از فرار از طریق مسئول خود (بزرگانفر) ماموریت می‌یابد که گزارشی از وضعیت حفاظت و نگهبانی خط پرواز شامل (تعداد دژبان، پاسدار، گروه ضربت و&#8230;) تهیه نماید که وی نیز این کار را انجام داده همافر ورمزیاری یکی از مجاهدین خلق فراری یک دست لباس نظامی به منزل نام‌برده آورده تا روی آن درجه بدوزد و در مقابل مسعودی که سوال می‌کند &#8220;تو که فراری هستی و به پایگاه نمی‌آیی، لباس برای چه می‌خواهی؟&#8221; جواب می‌دهد: &#8220;اشتباه می‌کنی ما رفت و آمد داریم و کارهای سخت مال ما می‌باشد.&#8221;</p>
<p>(لازم به تذکر است که این لباس در فرار مورد استفاده قرار گرفته است)</p>
<p>در زمان فرار، مسئولیت عادی‌سازی به عهده وی بوده به این صورت که از ساعت ۷ و نیم الی ۱۲ شب کنار تلفن نشسته و به هیچ وجه از شعبه خارج نشود و به کلیه تلفن‌ها جواب دهد و چنان‌چه اشکالی هنگام ورود به پایگاه پیش آمد و دژبان تلفنی سوال کرد افراد را تایید نموده و رفع اشکال و ابهام نماید.</p>
<p><strong>مسئول اسم شب</strong></p>
<p>۲- یعقوب چوداری خامنه با نام مستعار بابک چوداری با تهیه اتومبیل و اسم شب، به همراه یکی دیگر از مجاهدین خلق به نام ملاحاجی (متواری) شب قبل از فرار جهت شناسایی هواپیماهای آلرت (مسلح) به منطقه رفته و با مشورت هم بهترین روش برای از کار انداختن هواپیماها را اف. او. دی تشخیص می‌دهند و در شب فرار، علیرغم این‌که شیفت نبوده با تعویض شیفت خود در پایگاه حاضر شده و به کمک ملاحاجی و به وسیله پیچ و مهره‌هایی که از قبل تهیه کرده بودند هواپیماها را اف. او. دی کرده و یا قسمت‌های حساس آن را از کار می‌اندازند. وی همچنیت کارت شناسایی دو نفر از همافران پایگاه یکم را دزدیده و به بزرگانفر ارائه داده تا در شب فرار مورد استفاده قرار گیرد.</p>
<p>(لازم به تذکر است که یکی از این همافران شبیه بنی‌صدر بوده و دیگری شبیه رجوی)</p>
<p><strong>سرقت و تهیه کارت شناسایی</strong></p>
<p>۳- احمد بوشی با نام مستعار احسان – مسئولیت بوشی عبارت بوده از سرقت و تهیه کارت شناسایی و همچنین شناسایی عوامل و مواضع موجود از در پایگاه ترابری تا محل پرواز. ضمنا پس از فرار اعلامیه‌هایی را که سازمان به تایید معزی تهیه نموده بود تا جریان فرار بنی‌صدر و رجوی را با خلبان شاه به گونه‌ای توجیه کند، پخش می‌کند.</p>
<p><strong>پخش اعلامیه</strong></p>
<p>۴- محمدحسین حسینی با نام مستعار تقی حسینی کارت شناسایی خود را به منظور استفاده از آن در فرار در اختیار سازمان قرار داده و پس از آن نیز اعلامیه‌های توجیهی فرار را پخش می‌نماید.</p>
<p><strong>تهیه لباس و کارت شناسایی</strong></p>
<p>۵- علی‌اکبر کمالان با نام مستعار احمد – مسئولیت کمالان نیز تهیه کارت شناسایی و چند دست لباس نظامی بوده که در زمان فرار از آن استفاده شده است: ضمنا در شب فرار نیز مسئولیت عادی‌سازی را در شعبه به عهده داشته، به این صورت که در غیاب مسعودی او جواب تلفن‌ها را می‌داده و اشکالات احتمالی را رفع می‌کرده است.</p>
<p><strong>تهیه گزارش تردد پرسنل</strong></p>
<p>۶- ایرج برنگی با نام مستعار اکبر – مسئولیت برنگی تهیه لیست و گزارش تردد پرسنل در محدوده هواپیمای تانکر در رمپ بوده و چنان‌چه کسی با ماشین از آشیانه به هواپیما نزدیک می‌شده، وی با چراغ قوه علامت می‌داده، ضمنا کارت شناسایی و اتومبیل خود را به هنگام فرار در اختیار سازمان قرار داده است.</p>
<p><strong>اطلاع حفاظتی</strong></p>
<p>۷- حسینعلی شهیدی با نام مستعار احمد – دادن اطلاعات مورد نیاز راجع به وضعیت حفاظتی رمپ پرواز و چگونگی وارد شدن به هواپیما و اطلاع از تهیه و جمع‌آوری کارت شناسایی.</p>
<p><strong>عملیات تمرینی</strong></p>
<p>۸- مسعود صادق‌نیا با نام مستعار صادق – مسئولیت صادق‌نیا شناسایی و چگونگی تردد در رمپ پرواز و همچنین مناسبترین زمان برای ورود به هواپیمای تانکر بوده ضمنا شب قبل از فرار نیز عملیات فرار را به همراه دیگر مجاهدین خلق به صورت تمرین انجام می‌دهند.</p>
<p><strong>نحوه فرار</strong></p>
<p>هواپیمای انتخابی از نوع بویینگ ۷۰۷ (تانکر) بوده و سرنشینان آن عبارت بودند از: خلبان سرهنگ معزی، کمک‌خلبان سروان اسکندریان، همافر قاضی‌عسگر (مسئول سوخت‌رسانی)، استوار رحیم دهقان (گروچیف)، همافر وکیلی (مهندس پرواز)، بنی‌صدر خائن، رجوی جنایتکار، همافر محمدجعفر بابویی (از سردمداران مجاهدین خلق پایگاه)، محمدرضا کلاهی (عامل انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی).</p>
<p>(لازم به تذکر است که همافر قاضی‌عسگر و استوار رحیم دهقان به ایران بازگشتند.)</p>
<p>در ساعت ۲۰ و ۱۵ دقیقه الی ۲۰ و ۳۰ دقیقه مورخ ۵/ ۶/ ۶۰ بنی‌صدر و رجوی به همراهی چند تن از مجاهدین خلق از طریقی که قبلا تدارک دیده و آماده نموده بودند به داخل هواپیما هدایت و در داخل توالت جاسازی شدند. این هواپیما ماموریت سوخت‌رسانی داشته و به علت اضطراری و عجله‌ای که معزی داشته، حدود نیم ساعت زودتر از وقت مقرر عازم پرواز می‌گردند.</p>
<p>استوار دهقان پس از این‌که شروع به بررسی داخل هواپیما می‌کند، متوجه قفل بودن در یکی از توالت‌ها می‌شود به محض این‌که برمی‌گردد تا به خلبان اطلاع دهد، متوجه می‌شود که یک نفر اسلحه به دست، با لباس پرواز او را تهدید به سکوت نموده و می‌گوید هواپیما کاملا بمب‌گذاری شده، در همین حین همافر قاضی‌عسگر نیز که مشغول بررسی قسمت سوخت‌گیری بوده، یک نفر مسلح او را تهدید به سکوت می‌کند و در همین حال متوجه می‌شود که در توالت باز شد و دو نفر دیگر که آنان نیز لباس پرواز به تن دارند از آن خارج شدند. یکی از آنان خود را رجوی معرفی می‌کند و هواپیما نیز با حالتی کاملا غیرعادی به پرواز درمی‌آید. در این هنگام یک نفر عرق‌ریزان و مضطرب از توالت خارج می‌شود و رجوی او را دکتر بنی‌صدر رئیس‌جمهور معرفی می‌کند.</p>
<p>هواپیما در ساعت ۲۱ و ۴۱ دقیقه از زمین بلند شده و چند دقیقه پس از پرواز، معزی به خاطر توجیه مسیر انحرافی پروازش به برج کنترل اطلاع می‌دهد که یکی از موتورهایش از کار افتاده و لذا باند را جهت نشستن آماده کنند.</p>
<p>پس از چند دقیقه مجددا اطلاع می‌دهد که یکی دیگر از موتورهایش نیز از کار افتاده، در این حال تماس برج با هواپیما قطع می‌شود و به علت این‌که خود را به پشت کوه‌های البرز رسانده بود از دید رادار کرج نیز محو می‌شود.</p>
<p>رادار بابلسر او را در میانه می‌گیرد که پس از تماس با خلبان معزی چون دیگر توجیهی نداشته، اظهار می‌دارد که هواپیما را با تهدید کردن خلبان دزدیده‌اند.</p>
<p>ضمنا جریان قطع تماس با هواپیمای ۷۰۷ به اطلاع پست فرماندهی و عملیات پایگاه می‌رسد. در ساعت ۲۳ و یک دقیقه یک فروند هواپیمای اف – ۱۴ (دانا، خفاش) به منظور کمک به ۷۰۷ از پایگاه به پرواز درمی‌آید و پنج دقیقه پس از آن‌که متوجه فرار بوئینگ ۷۰۷ می‌گردند، یک فروند اف – ۴ دیگر نیز از پایگاه نوژه به منظور تعقیب آن به پرواز درمی‌آید ولی به علت حداکثر اوج و سرعتی که ۷۰۷ گرفته بود، هواپیماهای شکاری موفق به گرفتن او نشدند بدین ترتیب ۷۰۷ از مرز خارج شده و وارد ترکیه می‌شود. زمانی که هواپیما نزدیک مرز ایران و شوروی در پرواز بوده و فاصله چندانی نداشته تا وارد خاک ترکیه شود، افسر عملیات رادار تبریز به خاطر تغییر جهت هواپیما و نتیجتا تاخیرش در خروج از مرز تا این‌که هواپیماهای شکاری به او برسند، به خلبان می‌گوید میگ‌های روسی به سمت تو در پروازند و هواپیما را هدف قرار می‌دهند. این موضوع را معزی با وحشت به رجوی و بنی‌صدر می‌گوید. همافر قاضی‌عسگر که خود شاهد این موضوع بوده می‌گوید، رجوی با آسودگی خاطر اظهار داشت اگر میگ‌های روسی هستند اشکالی ندارد، بدهید تا من با آن‌ها صحبت کنم.</p>
<p>با توجه به عبور یک هواپیمای نظامی از قلمروی فضایی ترکیه بدون مانع و اشکالی و تماس بنی‌صدر از داخل هواپیما با نخست‌وزیر فرانسه و اظهارات رجوی در مورد میگ‌های روسی، چنین استنباط می‌شود که این بار نیز این توطئه با هماهنگی کامل شرق تجاوزگر و غرب جنایتکار و به دست مجاهدین خلق بدسیرت صورت گرفته است.</p>
<p>دادستان سپس گفت: بدین وسیله رسیدگی نهایی و صدور حکم شرعی درباره هریک از متهمان مورد تقاضاست.</p>
<p>دادستان انقلاب اسلامی ارتش – اتابکی</p>
<p><strong>جریان فرار از زبان متهم ردیف اول</strong></p>
<p>پس از قرائت کیفرخواست، رئیس دادگاه خطاب به علیرضا مسعودی متهم ردیف اول گفت: شما قبلا نیز یک بار به طور انفرادی محاکمه شده‌اید، حالا جریان فرار بنی‌صدر را تا آن‌جا که اطلاع دارید شرح دهید.</p>
<p>متهم گفت: شب قبل از فرار بنی‌صدر مسئولم به من گفت که باید فردا وارد پایگاه شوی تا ساعت ۱۱ الی ۱۲ شب از پای تلفن تکان نخوری. وظیفه تو این است که هرکسی تلفن کرد و گفت فلان کس را می‌شناسی؟ باید جواب مثبت دهی.</p>
<p>وقتی من گفتم منظور از این کارها چیست؟ گفت: مانور است و بیشتر از این کنجکاوی نکن. من هم این کار را کردم. آن شب هیچ اتفاقی رخ نداد. کسی به من تلفن نکرد.</p>
<p>دادگاه سوال کرد: از چه موقع همکاری خود را با سازمان مجاهدین خلق آغاز کردی؟</p>
<p>متهم در پاسخ گفت: در همان اوایل انقلاب، فرم‌هایی چاپ کرده بودند و مردم را به همکاری دعوت کرده بودند، من هم یکی از آن فرم‌ها را پر کردم.</p>
<p>اردیبهشت یا خردادماه سال ۵۹ فعالیتم را آغاز کردم. به این صورت که یکی دو تن از دوستانم مرا دعوت کردند هفته‌ای یکی دو جلسه دور هم بنشینیم و روزنامه بخوانیم. در این جلسات آن‌ها سیاست روز را برای من و دیگران تحلیل می‌کردند. ما مجموعا ۵ نفر بودیم. گاهی یک نفر غیرنظامی هم در جلسات ما شرکت می‌کرد.</p>
<p>سوال شد: در رابطه با جریان فرار بنی‌صدر و امکاناتی که از طریق شما برای این کار خواسته شد، توضیح دهید.</p>
<p>متهم در پاسخ به این سوال گفت: من نمی‌دانستم موضوع از چه قرار است. من همان‌طوری که گفتم آن شب نگهبانی دادم و یک بار هم به دستور همان رابط از آقای شهیدی پرسیدم برای نزدیک شدن به هواپیما چه موانعی هست؟ ولی در رابطه با مسائل دیگر قبل از ۳۰ خرداد اعلامیه پخش می‌کرم که این اعلامیه‌ها را دو تن از رابطین به من می‌دادند.</p>
<p><strong>قصد خرابکاری نبوده!</strong></p>
<p>س – این‌که می‌گویی از من خواسته شد هرکسی تلفن کرد و گفت فلان‌کس را می‌شناسی باید جواب مثبت بدهی از این موضوع چه استنباطی کردی؟</p>
<p>وی در پاسخ گفت: می‌دانستم یک کاری می‌خواهد انجام شود که غیرقانونی است، ولی ماکسیمم این‌که مانور است. فکر می‌کردم به این وسیله می‌خواهند به سایرین بگویند ما نیرویی هستیم و اگر بخواهیم می‌توانیم کاری بکنیم و خلاصه این‌که می‌خواهند قدرت‌نمایی بکنند. در ضمن مطمئن بودم که قصد خرابکاری ندارند.</p>
<p>رئیس دادگاه: این جریان بعد از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق با دولت جمهوری اسلامی بود و شما اطلاع داشتی که آن‌ها چقدر خرابکاری کرده‌اند. شما می‌دانستید می‌خواهند کار خلافی انجام هند، ولی نمی‌دانستید آن کار خلاف چیست. شما به یک عملیات کمک کردید که نمی‌دانستید آن عملیات چیست، خوب بفرمایید به سازمان مجاهدین خلق کمک مالی هم می‌کردید؟</p>
<p>ج – بله من ماهانه ۵۰۰ تومان کمک می‌کردم. البته از موقعی که عملا به صورت تشکیلاتی درآمدیم و صحبت از کمک مالی شد من این کار را کردم.</p>
<p>س- شما چند کارت شناسایی برای سازمان تهیه کردید؟</p>
<p>ج – من اصلا در جریان تهیه کارت شناساسیی نبودم.</p>
<p><strong>سخنان متهم ردیف دوم</strong></p>
<p>پس از پاسخ‌های متهم ردیف اول، یعقوب چوداری خامنه‌ای (متهم ردیف دوم) به سخن پرداخت. وی گفت: یک هفته قبل از فرار بنی‌صدر، من در جریان موضوع قرار گرفتم. شب قبل از حادثه رابط من همراه یکی دیگر از بچه‌ها به منزل ما آمد و گفت که شیفت خود را عوض کن. من هم این کار را کردم.</p>
<p>س- آیا کارت شناسایی هم برای سازمان تهیه کردید؟</p>
<p>ج- بله، من دو کارت شناسایی متعلق به دو همافر را موقعی که لباس کارشان به جالباسی آویزان بود برداشتم و در اختیار سازمان قرار دادم. منظور آن‌ها را هم نمی‌دانستم. پس از این کار، رابطم به من گفت که کارت را خوب انجام دادی، راجع به این موضوع با کسی صحبت نکن.</p>
<p>س- شما می‌دانید که کارت شناسایی برای تردد در محیط نظامی است؟</p>
<p>ج- بله.</p>
<p>س- آیا کمک مالی هم به سازمان می‌کردید؟</p>
<p>ج – بله، من کلا هزار تومان به سازمان مجاهدین خلق کمک کردم و فقط مدت دو ماه و چند روز با آن‌ها همکاری داشتم.</p>
<p>در مورد گرایش به سازمان مجاهدین خلق، متهم گفت: من فکر می‌کردم که سازمان مجاهدین خلق با آن سابقه مبارزاتی که از رژیم گذشته داشته، یک سازمان خوب است.</p>
<p>س- چرا شب قبل از فرار بنی‌صدر هواپیما را شناسایی کردید؟</p>
<p>ج- آن شب آمدند و به من گفتند برو هواپیماها را شناسایی کن. من با اصرار آن‌ها این کار را کردم، ولی مرا در جریان قرار ندادند.</p>
<p><strong>متهم ردیف سوم</strong></p>
<p>متهم ردیف سوم &#8220;احمد بوشی&#8221; در مورد اتهامات خود گفت: من از سال ۵۸ توسط برادرام با یکی از مجاهدین خلق آشنا شدم. از سال ۵۹ با ایشان و چند تن از دوستان فعالیتم را آغاز کردم. ما با هم روزنامه می‌خواندیم. دوستان خبرنامه می‌آوردند و ما می‌خواندیم. این همکاری تا عید ادامه داشت. شخصی که نام مستعارش احسان بود، به جای رابط قبلی من، همکاری خود را با من آغاز کرد. این همکاری تا ۳۰ خرداد ادامه یافت.</p>
<p>دو هفته قبل از فرار بنی‌صدر احسان به منزل من آمد و گفت برو پیش شهیدی و به اتفاق او داخل هواپیما را بازدید کن. من پس از این‌که این کار را کردم، موضوع را به او اطلاع دادم و گفتم بازدید کردم و در بین راه هیچ مانعی نبود. آن‌ها از من کارت شناسایی خواستند. با وجود این‌که به‌راحتی می‌توانستم کارت شناسایی تهیه کنم، ولی این کار را نکردم و گفتم نتوانستم. به هر حال من از آن‌ها خواستم توضیح دهند که این کارها برای چیست؟ آن‌ها گفتند می‌خواهیم دو بسته را از پایگاه خارج کنیم. بعد از اصرار زیادی که کردم گفتند منظور از دو بسته دو شخصیت سیاسی است. من به آن‌ها گفتم اگر بخواهند با اسلحه این کار را بکنند مقدور نیست. بعدا اعلامیه آمد وسیله همافران قهرمان و معزی و غیره بنی‌صدر فرار کرد و بعد از فرار بنی‌صدر شخصی به نام مهدی رابط ما شد. وی دو هفته بود که با ما رابطه داشت، بعد بمب‌گذاری شد، مهدی ۸ عدد اعلامیه به من داد که من آن‌ها را پخش کردم.</p>
<p>س- آیا به سازمان کمک مالی هم می‌کردید؟</p>
<p>بله – یک بار ده هزار تومان، یک بار ۳۰ هزار تومان و یک بار هم ۱۰ هزار تومان قبل از دستگیری‌ام. یک روز احسان نزد من آمد و گفت منزلت را عوض کن وگرنه دستگیر می‌شوی.</p>
<p>این متهم در خاتمه گفت: به هر حال من مرتکب اشتباهاتی شده‌ام و منکر نیستم و دادگاه هر حکمی صادر کند، قبول دارم. سازمان ارتباط ما را با روحانیت قطع کرد و ما را به چنین وضعی دچار ساخت.</p>
<p><strong>متهم ردیف چهارم</strong></p>
<p>متهم ردیف چهارم &#8220;محمدحسین حسینی&#8221; نیز در دفاع از خود گفت: من از فرار بنی‌صدر اطلاع نداشتم. وقتی آن‌ها فرار کردند از طریق یکی از بستگانم متوجه موضوع شدم.</p>
<p>س- آیا شما ارتباط تشکیلاتی داشتید؟</p>
<p>ج – بله، من در نیمه دوم سال ۵۸ وسیله یکی از دوستانم که اصرر زیادی می‌کرد، به سازمان راه یافتم.</p>
<p>س- شما مسئولیت چند نفر را به عهده داشتید؟</p>
<p>ج- من چون در مردادماه ۶۰ از خدمت فرار کرده بودم، به همین دلیل ناراحت بودم. مسئولم گفت یکی دو نفر هستند که اگر این‌ها خواستند کمکی به سازمان بکنند پول‌های‌شان را بگیرد و بیاور. من دو سه هفته‌ای بود که با آن‌ها ارتباط برقرار کرده بودم که دستگیر شدم.</p>
<p>س- در مورد تهیه کارت شناسایی و ارائه آن‌ها به سازمان توضیح دهید.</p>
<p>ج- من وقتی از خدمت فرار کردم، قرار شد وسیله یکی از اقوام نزدیک خودم را معرفی کنم. به ستاد نیروی هوایی رفتم در قسمت سیاسی – ایدئولوژیک برادری به من گفت این کاری که تو کرده‌ای حداقل چند سال زندانی دارد و ما می‌توانیم همین حالا تو را بازداشت کنیم. من به ایشان گفتم می‌روم و خودم را به دادستانی معرفی می‌کنم. آمدم موضوع را با رابطم در میان گذاشتم. او گفت اگر بروی خودت را معرفی کنی فوری اعدامت می‌کنند. کارت خودت را به من بده، من کارتم را به او دادم و نمی‌دانستم منظور از گرفتن کارت چیست.</p>
<p>س- به سازمان کمک مالی هم می‌کردید؟</p>
<p>ج- بله جمعاً ۱۵ هزار ریال کمک کردم. از دیگران هم تقریبا معادل این مبلغ را گرفتم و به سازمان دادم.</p>
<p>س – آیا شما ماموریت داشتید افراد حزب‌اللهی پایگاه را شناسایی و به مجاهدین خلق معرفی کنید؟</p>
<p>ج- من کسی را شناسایی نکردم. یکی از بچه‌ها لیستی از افراد را به من داد و گفت به مجاهدین خلق رده‌بالا بگو با این افراد تماس نگیرند. من این اسامی را پاره کردم و دور ریختم.</p>
<p>س- تشکیل صندوق مالی به منظور تامین خانواده‌های مجاهدین خلق ازجمله اتهامات شماست. در این خصوص توضیح دهید.</p>
<p>ج- قرار بود چنین کاری صورت بگیرد، به این نحو که چند نفر از بچه‌ها مقداری پول جمع کنند هرکس که به پول احتیاج داشت، آن پول را در اختیارش قرار دهیم.</p>
<p>س- بعد از فرار بنی‌صدر چه کردید؟</p>
<p>ج- من همچنان فراری بودم.</p>
<p><strong>متهم ردیف پنجم</strong></p>
<p>متهم ردیف پنجم &#8220;علی‌اکبر کمالان&#8221; در دفاع از خود گفت: من حدودا موقعی که امام خمینی مجاهدین خلق را به حضور نپذیرفت. به سازمان مجاهدین خلق ملحق شدم. در آن موقع با مسعودی و چوری و غیره روزنامه مجاهدین خلق را می‌خواندم.</p>
<p>همچنین شماره دو اتومبیل را در اختیار مجاهدین خلق قرار دادم. اعلامیه پخش کردم. در آن شب که مسعودی در اداره پای تلفن نشسته بود، من هم نزد او بودم. در تظاهرات مادران مجاهدین نیز شرکت داشتم. به مجاهدین خلق هم کمک مالی می‌کردم.</p>
<p><strong>متهم ردیف ششم</strong></p>
<p>متهم ردیف ششم ایرج برنگی گفت: من از اوایل سال ۵۹ توسط یک همافر فعالیت خود را آغاز کردم. ماهانه بین ۱۰۰ الی ۳۰۰ تومان به سازمان مجاهدین خلق کمک می‌کردم. اعلامیه چاپ و در پایگاه پخش می‌کردم. روی در و دیوار شعار می‌نوشتم. موقعی که بنی‌صدر قرار بود عزل شود من شعارهایی به نفع او روی دیوارها می‌نوشتم.</p>
<p>ماموریت دیگری که داشتم این بود که به من گفته بودند برو نزدیک هواپیما، هرکس به طرف هواپیما رفت با چراغ‌قوه علامت بده.</p>
<p>من علت این کار را از مسئولم پرسیدم، او گفت: قرار است کودتا بشود و بعد گفت که مرخصی بگیرد و از تهران خارج شو. من این کار را کردم. موقعی که حادثه رخ داد، من در مشهد بودم.</p>
<p>س- شما اتومبیل و کارت شناسایی خود را در اختیار مجاهدین خلق قرار داده بودی؟</p>
<p>ج- بله مسئولم از من خواست این کار را بکنم. من هم کردم.</p>
<p>س- شما مسئول پید کردن خانه تیمی بودید؟</p>
<p>ج- مسئولم به من گفته بود با بنگاه‌های معاملات ملکی تماس بگیرد و چند منزل پیدا کن تا اجاره کنیم. من تماس گرفتم و آدرس چند منزل اجاره‌ای را گرفتم ولی مسئولم گفت گران است و به درد ما نمی‌خورد.</p>
<p><strong>متهم ردیف هفتم</strong></p>
<p>متهم ردیف هفتم &#8220;حسینعلی شهیدی&#8221; در مورد اتهامات خود گفت: من حدود دو الی سه ماه با مسعودی بودم. بعد با شخصی که نام مستعار احسان داشت، آشنا شدم. من همیشه به آن‌ها می‌گفتم چرا در خط امام نیستید. آن‌ها می‌گفتند مطالعه تو کم است، بیشتر مطالعه کن.</p>
<p>رئیس دادگاه از وی پرسید: آیا در این مدت به سازمان کمک مالی هم می‌کردی؟</p>
<p>وی در پاسخ گفت: دو بار هر بار ۳۰۰ هزار تومان کمک مالی کردم.</p>
<p>سوال شد: در مورد پخش اعلامیه توضیح دهید.</p>
<p>وی گفت: دو بار به من اعلامیه داده شد که پخش کنم: یک بار پخش کردم، یک بار هم اعلامیه‌ها را بیرون ریختم. قبل از ۳۰ خرداد هم به آن‌ها گفتم من از ادامه این کار معذورم. از من خواسته شد کتباً بنویسم. من هم کتباً نوشتم و به آن‌ها دادم. راجع به هواپیما هم هر سوالی از من کردند گفتم نمی‌دانم و نمی‌توانم.</p>
<p>از من خواستند کارت شناسایی تهیه کنم، من این کار را هم قبول نکردم.</p>
<p>س- آیا کمک جنسی هم به مجاهدین خلق کرده‌ای؟</p>
<p>ج- من کلا ۲ کیلو قند و شکر و یک کوپن بنزین به آن‌ها داده‌ام.</p>
<p><strong>متهم ردیف هشتم</strong></p>
<p>متهم ردیف هشتم &#8220;صادق‌نیا&#8221;در مورد اتهامات خود چنین توضیح داد: در خردادماه ۱۳۶۰ همزمان با عزل بنی‌صدر در سطح پایگاه اعلامیه پخش کردم، همچنین به نفع او شعارنویسی می‌کردم.</p>
<p>دیگر این‌که دو بمب صوتی در انجمن اسلامی پایگاه و ارشاد کار گذاشتم البته با کمک یکی دیگر از همکارانم. در مهرماه ۱۳۶۰ از نیروی هوایی بازخرید شدم. در آذرماه ۱۳۶۰ به خانه‌های تیمی رفتم. تا مردادماه در خانه تیمی بودم. من و همسرم به عنوان پوشش خانه تیمی در کادرهای سازمان بودیم. در آن‌جا افراد رده‌های بالای سازمان هم بودند. یکی از آن‌ها از اعضای کادر مرکزیت بود و بقیه از اعضا بودند. در مرداد ۶۱ ما به شهرستان قزوین رفتیم و خانه‌ای اجاره کردیم، ۱۲ روز بعد گفتند باید به شهرستان بروید. سفر بعدی ما زنجان و بعد تبریز و ارومیه بود. در بین راه بین سلماس و ارومیه به ما ایست دادند و تیراندازی شد. سه نفر از همراهان ما با سیانور خودشان را کشتنتد من هم سیانور خوردم ولی نجات یافتم.</p>
<p>س- در رابطه با فرار بنی‌صدر شما چه نقشی داشتید؟</p>
<p>ج- در اواسط تیرماه به من گفته شد باید به پایگاه ترابری که قرار است در آن‌جا عملیاتی انجام شود بروم. من همراه برنگی به آن‌جا رفتم. مسئولیت ما شناسایی دو طرف آشیانه پایگاه بود. برنگی می‌ترسید، من موضوع ترس برنگی را به رابطم گفتم. او خیلی ناراحت شد. من علت این کار را پرسیدم. رابط گفت می‌خواهیم هواپیما را منفجر کنیم. من باور نکردم، چون با این کار فرودگاه به آتش کشیده می‌شد. بالاخره بر اثر اصرار من گفت که می‌خواهند بسته‌ای را داخل هواپیما بگذارند. بعد از دو سه شب اطلاع دادند که برنامه کنسل شد چون هوا مهتابی است.</p>
<p>حدود ۱۰ یا ۱۲ روز بعد آمدند سراغ من و گفتند مجدداً باید جریان را پیگیری کنیم. شب قبل از پرواز، تمرین بود و نقش من علامت دادن به وسیله فندک بود. من این کار را کردم. ساعت ۱۰ دیدم هواپیما روشن شد و حدود ساعت ۱۰ و نیم با عجله پرواز کرد.</p>
<p>س- در مورد به کار گذاشتن بمب‌ها توضیح دهید؟</p>
<p>ج- یکی از اعضا با ما در میدان آزادی قرار ملاقات گذاشت. در آن‌جا بمب‌ها را که به صورت کتاب قطور درست شده بود، تحویل گرفتیم. من یکی از بمب‌ها را روی قفسه کتاب انجمن اسلامی جاسازی کردم. البته برای این‌که شناسایی نشوم، مقداری وسایل تغییر قیافه همراه داشتم. یکی دیگر از مجاهدین خلق هم بمب دیگری را نزدیک در ارشاد کار گذاشت. من چون شیفت شب بودم قبل از انفجار از پایگاه خارج شدم و بعد متوجه شدم منفجر شده است.</p>
<p>پس از پایان اعترافات متهمین، رئیس دادگاه خطاب به آن‌ها گفت، اگر مطالبی به عنوان آخرین دفاع دارند بگویند. همه آن‌ها صریحا گفتند که کیفرخواست را قبول دارند و مرتکب عمل خلاف شده‌اند و از خداوند متعال خواستند گناهان‌شان بخشوده شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64626">در دادگاه فراری‌دهندگان بنی‌صدر و رجوی چه گذشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64626/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود رجوی معتاد قدرت پرستی و دروغ پردازی بود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62777</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62777#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2024 10:21:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62777</guid>

					<description><![CDATA[<p>اگر جملات زیر را ملاحظه کنید، شاید گوینده آنها را بشناسید: &#8220;شورای ملی مقاومت ، آلت دست مجاهدین است، آنها تعهد به استقلال و آزادی را بالکل زیر پا گذاشتند، شورا را هم به ستون پنجم عراق مبدل کردند، او معتاد قدرت پرستی است و دچار انحطاطی است که حد نمی شناسد، در دروغ پردازی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62777">مسعود رجوی معتاد قدرت پرستی و دروغ پردازی بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اگر جملات زیر را ملاحظه کنید، شاید گوینده آنها را بشناسید:</p>
<p>&#8220;شورای ملی مقاومت ، آلت دست مجاهدین است، آنها تعهد به استقلال و آزادی را بالکل زیر پا گذاشتند، شورا را هم به ستون پنجم عراق مبدل کردند، او معتاد قدرت پرستی است و دچار انحطاطی است که حد نمی شناسد، در دروغ پردازی گوی سبقت را ربوده است، در مونتاژ و قلب سازی به آنجا رسیده است که در ایران هیچ شخص ، دسته و یا سازمانی ، نظیر آنرا انجام نداده است، خود، ایشان را بسیار گستاخ، دروغگو زورمدار و دارای اخلاق منحط سیاسی خوانده که بسا فراتر از آن اصل استالینی، عنداللزوم دعاوی مشابه &#8221; ادعای خدائی &#8221; دارم. پس از آنکه او نتوانست ما را همانند خودشان به موضع ستون پنجم عراق بکشاند و پس از انتشار مقاله ی دروغ های طارق عزیز، تصمیم به جدائی گرفتم، او دروغ های بسیار بهم بافته است ، توتالیتاریست ها و هژمونی طلب ها را ببینید، اینقدر آزادی نمی دهند که آدم حرفش را بزند، اگر از من بپرسید رفتن به عراق خودکشی است، فکر می کنید میلیون ها نفر می ریزند ، اسلحه بدست؟ چرا این نیروها درکردستان جمع نشدند؟ کدام ملت در حال پیروزی است که برود در خاک بیگانه با ملت خودش از خاک بیگانه بجنگد؟ هیچ دولتی نباید روی آلترناتیو مسلط باشد، من این رفتن به عراق را معارض استقلال می دانم، از راههای نامطلوب نمی توان به هدفهای مطلوب رسید، هیچ راهی برای مشروع گرداندن سازش با رژیم عراق نمی بینم و این کار را خودکشی می دانم. شورائی درست کردید که کسی نمی آید، باید اخلاق و بیانتان را درست کنید تا اعتماد کنند و بیایند، ایران خدای ناکرده قبرستان هم بشود شما در آن کاره ای نمی شوید، چگونه بتوانم متنی را امضاء کنم و به شورائی متعهد گردم که اصل هژمونی را زیرپا گذاشته است&#8230;&#8221;</p>
<p>این صحبت ها مربوط به بیش از 40 سال قبل در مورد مسعود رجوی و شورای کذائی او است، کسی این صحبت ها را گفته است که مدت زمانی ، پدرزن مسعود هم بود، از نزدیک او را می شناخته است و به شخصیت وطن فروش مسعود رجوی آگاه بوده است، این صحبت ها از زبان ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور مخلوع حکومت ایران بوده است که در سال 1360 در لباس مبدل با مسعود رجوی ایران را ترک کرد. شعبده باز گروه مجاهدین خلق ، پس از مدت کوتاهی که اشرف همسر اولش در ایران کشته شد، فیروزه بنی صدر 16 ساله را با حقه بازی به عقد خود درآورد! هنوز چله اشرف زن اول مسعود درآمده یا نیامده بود، او شروع به فریب این دختر جوان 16 ساله کرد. فیروزه که مثل بقیه نفرات دور و اطراف مسعود ، خام حرفها و شعارهای او شده بود، وارد بزرگترین انتخاب اشتباه زندگی خود شد. مهریه اش را هم آزادی و استقلال ایران قرار داد، فیروزه با سن کم و با اینکه نزدیک به 20 سال از مسعود رجوی کوچکتر بود، می فهمید که استقلال یک اپوزیسیون همیشه باید حفظ شود، اما مسعود رجوی این مهم را هرگز نفهمید. مسعود رجوی وقتی نتوانست بنی صدر را زیر قبای خودش بیاورد ، شروع کرد به ناسازگاری با او و البته بزرگترین استفاده را از ابولحسن بنی صدر کرد و خود را در رسانه های خارجی و داخلی تا حدودی مطرح کرد، بنی صدر، خیلی زود به این نتیجه رسید که مسعود رجوی فقط در پی قدرت و شهرت و پول است. وقتی مسعود رجوی ادامه حیات ننگین خود را در آویختن به آغوش صدام حسین دید، بنی صدر خود را کنار کشید و این حداقل شرافت را داشت که با بیگانه ها بصورت علنی وارد وحدت نشود. فیروزه در این میان نمی توانست خودرایی های مسعود رجوی را قبول کند، در یکی از مصاحبه های فیروزه بنی صدر همسر دوم مسعود رجوی آمده است :</p>
<p>من و پدرم ساعت ها گفتگو و بحث با مسعود رجوی داشتیم و او را از عواقب رفتن به عراق و همکاری با متجاوز بر حذر کردیم و حتی می دونست که این، عامل اصلی طلاق ما خواهد بود ولی هیچ فایده ای نداشت و او به صورتی دگم و هیستریک دنبال مطرح شدن و قدرت در ایران بود، او بر تصمیم گرفته شده خودش اصرار ورزید و همین عامل اصلی طلاق و جدائی ما شد.</p>
<p>دکتر فیروزه بنی صدر در مصاحبه‌ای با بتول سلطانی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق، در نقد مسعود رجوی گفته: &#8220;مگر فرقه اسماعیلیه نبود که رهبری این فرقه در ایام ماه رمضان همه مریدان خود را جمع کرده و می‌گوید که به من وحی شده که الان باید شراب بنوشیم و زنان و مردان با یکدیگر آمیزش جنسی داشته باشند؟ بنابراین آقای رجوی نیز از این امر مستثنی نیست چرا که عینا به مثابه رهبر یک فرقه عمل می‌کند، بنابراین مطالب حزن‌انگیز شما نه تنها عجیب نیست، بلکه روند قانونمند و تکاملی رشد یک فرقه است.&#8221;</p>
<p>البته در آنزمان مریم قجر عضدانلو رئیس دفتر مسعود رجوی بود و معاشقه هایی بین آن دو نیز درجریان بود که همسر دوم مسعود ، به این موضوع زیاد نپرداخته است، حتی شواهد متقن و مستند هست که در آنزمان مریم از مسعود حامله شده و برای سقط جنین به بیمارستان برده شده بود، این مطلب را کاملا مستند از قول یکی از محافظین مسعود رجوی نوشته ایم.</p>
<p>مسعود خدابنده : &#8220;مسعود رجوی و مریم عضدانلو هیچ وقت بصورت رسمی ازدواج نکردند. طلاق مریم عضدانلو از مهدی ابریشمچی هم رسمی و شرعی نبود. البته باز من بخاطر کارم (حفاظت) بخاطر دارم که مریم قبل از ازدواج با مسعود از وی باردار بود و برخی هم فهمیده بودند. انتقال مریم به بیمارستان برای کورتاژ توسط برادرِ مسعود رجوی (صالح رجوی) انجام شد و من هم حفاظت را به عهده داشتم.&#8221;</p>
<p>شناخت شخصیت شخیص و نادرالوجود مسعود رجوی ، کار آسانی نیست، دهها، صدها و بلکه هزاران انسان صادق و وطن پرست ، خام شعارهای او شدند و چه بسا سالهای مدیدی از زندگی شان تلف شد. سپاس مندی بیکران مسعود رجوی از خود، رفته رفته او را به این دروغ بزرگ رهنمون شده بود که گویا برای خودش &#8220;خدایی&#8221; است .</p>
<p>شخصیت ابوالحسن بنی صدر، اصولی نبود و در جریان بالا و پائینی های بعد از انقلاب ، دوام نیاورد و در چاله مجاهدین خلق افتاد. اما در جریان لغزش تاریخی مسعود رجوی به آغوش صدام حسین ، هوشیاری به خرج داد و وارد بازی این کلاهبردار نشد.</p>
<p>اما جملات بنی صدر در خصوص مسعود رجوی ، آنهم 40 سال پیش ، البته که جای تامل و تفکر دارد، تک تک این جملات باید بارها و بارها مرور شود تا به شخصیت دجال گونه مسعود رجوی بیشتر پی برد.</p>
<p>در نمایشگاههایی که انجمن های نجات استان ها در برخی دانشگاهها و مراکز فرهنگی – اجتماعی برگزار کرده اند، اکثر مراجعه کننده ها اذعان می کردند که سازمان مجاهدین را اینگونه نمی شناختند. اصولا فرقه ها در فریب آدم ها ، ید طولایی دارند، از هر قشر را می توانند با استفاده از ویترین های شیک بیرونی شان گرفته تا حرفهای پرطمطراق شان براحتی فریب دهند، هیچ کس نمی تواند براحتی از گزند ترفند های این فرقه ها و رهبران شیاد آنها ، جان سالم بدر ببرد، راه کار اول و آخر هم تحقیق و مطالعه و تفحص، حول هر موضوعی، قبل از انتخاب است، با ذکر مجدد برخی کدهای بالا در مورد مسعود رجوی ، مطلب را به پایان می برم ، به این امید که همیشه کسب آگاهی و آگاهی بخشی در هر موضوعی را حق خود بدانیم.</p>
<p>&#8220;مسعود رجوی ، معتاد قدرت پرستی است و دچار انحطاطی است که حد نمی شناسد، در دروغ پردازی گوی سبقت را ربوده است، در مونتاژ و قلب سازی به آنجا رسیده است که در تاریخ ایران هیچ شخص ، دسته و یا سازمانی ، نظیر آنرا انجام نداده است.&#8221;</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62777">مسعود رجوی معتاد قدرت پرستی و دروغ پردازی بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62777/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا بنی صدر با مجاهدین خلق همکاری کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53429</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53429#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Mar 2023 05:53:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53429</guid>

					<description><![CDATA[<p>چهاردهم اسفند ماه ۱۳۶۰ همزمان با سالروز درگذشت محمد مصدق نامبارک‌ترین ائتلاف سیاسی ایران  جلوه گر شد، از یک طرف نخستین رییس جمهور ایران بود و از طرف دیگر سازمان مجاهدین خلق با اقدامات منافقانه خود به آرامی در میان مردم به منافقین مشهور می‌شدند. بنی صدر به بهانه برگزاری مراسم بزرگداشت مصدق در دانشگاه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53429">چرا بنی صدر با مجاهدین خلق همکاری کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چهاردهم اسفند ماه ۱۳۶۰ همزمان با سالروز درگذشت محمد مصدق نامبارک‌ترین ائتلاف سیاسی ایران  جلوه گر شد، از یک طرف نخستین رییس جمهور ایران بود و از طرف دیگر سازمان مجاهدین خلق با اقدامات منافقانه خود به آرامی در میان مردم به منافقین مشهور می‌شدند.</p>
<p>بنی صدر به بهانه برگزاری مراسم بزرگداشت مصدق در دانشگاه تهران حضور یافت. در این مراسم نیرو‌های طرفدار مجاهدین خلق و بنی صدر حضور یافتند و در نهایت این مراسم که با شعار‌های مرگ بر بهشتی و توهین به شخصیت‌های انقلابی توام بود به زد و خورد کشیده شد.</p>
<p>بنی صدر با تحریک حضار طی سخنانی گفت: &#8220;این‌که رئیس جمهوری برای صحبت بیاید و عده‌ای با اسلحه سرد و گرم برای اخلال بیایند، این جمهوری، جمهوری نیست که بتواند دوام بیاورد. مگر این که شما مردم همان طور عمل بکنید که کردند، از این پس هم باید به این چماق‌دار‌ها که معلوم است چه کسانی هستند بگویم که: بدانید و چماق‌هایتان را هم بشکنید. مگر از کار مغز چه زیانی دیدید که آن را با چماق عوض کردید؟ به‌جای چماق‌های‌تان مغزهای‌تان را به‌کار بیندازید! آن‌وقت خواهید دید که جوّ اجتماعی ما تا کجا سالم، پاک و منزه خواهد شد. این جمهوری به خواست خدا و با پشتیبانی بی‌دریغ شما مردم از خطر‌ها خواهد گذشت و پیروز خواهد شد&#8221;.</p>
<p>رفته رفته تنش و درگیری بالا و بالاتر گرفت تا جایی که نیرو‌های هوادار رئیس جمهور به نیرو‌های خط آیت الله خمینی و حزب اللهی حمله‌ور شدند. بعد‌ها روشن شد که سازمان مجاهدین خلق، حزب توده، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و اتحادیه کمونیست‌ها در به وجود آمدن این تنش‌ها سهم بسزایی داشته‌اند.</p>
<p>اما ماجرا از این قرار بود که بنی‌صدر در بهمن۵۸با رأی اکثریت مردم، به عنوان اولین رئیس‌جمهور کشور بعد از انقلاب انتخاب شد. در حالی بنی صدر توانست نظر مردم را جلب کند که مردم وی را به واسطه‌ی برخی از سخنرانی‌هایش در برخی از محافل عمومی بیشتر به عنوان یک متفکر دینی می‌شناختند و به همین دلیل نیز وی را کاندیدای مناسب ریاست‌جمهوری تشخیص دادند.</p>
<p style="text-align: center;"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-49443 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi-1.jpg" alt="رجوی و بنی صدر" width="700" height="369" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi-1-300x158.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>اما مواضع و دیدگاه‌های بنی‌صدر بعد از انتخابات با دوران قبل از انتخابات تغییرات اساسی کرد. وی، که در ابتدا خود را مدافع آرمان‌های انقلاب و آیت الله خمینی معرفی کرده بود، بعد از انتخابات به گروه‌ها و جناح‌های معاند انقلاب به‌خصوص مجاهدین خلق نزدیک گردید.</p>
<p>اما پرسش اینجاست که چرا بنی صدر به عنوان رییس جمهور مردم به یک گروه رادیکال نزدیک شد مظفر شاهدی درباره علت این ائتلاف می‌گوید: واقعیت این است که ابوالحسن بنی‌صدر در آغاز امر، نظر مساعد و همگرایانه‌ای نسبت به‌سازمان مجاهدین خلق نداشت. این سازمان را جریانی التقاطی و احیاناً دارای نفاق فکری و سیاسی ارزیابی می‌کرد و بار‌ها هم در سخنرانی‌ها و اظهارات خود از این سازمان به‌عنوان جریان التقاط و عباراتی مشابه یاد کرده بود.</p>
<p>تصور من این است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین بار رهبر و بنیانگذار انقلاب اسلامی به‌صراحت از سازمان مجاهدین خلق به‌مثابه جریان نفاق یاد کرد. علی‌ایحال آنچه بود، بنی‌صدر به‌رغم آن که سازمان مجاهدین خلق را جریانی مؤثر در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور تصور می‌کرد، اما، حتی‌المقدور و به‌ویژه تا هنگامی که در مقام ریاست جمهوری قرار بگیرد، تلاش می‌کرد، فاصله خود را از آن سازمان حفظ کند.</p>
<p>البته شاید درست‌تر و مقرون به‌واقعیت‌تر بود که صفت نفاق را به‌خود بنی‌صدر نسبت بدهیم که با وجود تعارض فکری و سیاسی‌اش با جریان اسلامگرای تحت رهبری آیت الله خمینی، حداقل از همان آستانه پیروزی انقلاب و حتی قبل‌تر، خود را به‌این جریان سیاسی بزرگ و تعیین‌کننده گره زده بود و اتفاقاً از قِبَل چسباندن خود به‌جریان اسلامگرای تحت رهبری آیت الله خمینی هم بود که توانست رأی اکثریت مردم ایران را کسب کرده و در مقام ریاست جمهوری قرار بگیرد.</p>
<p>هیچ تردیدی نبود که هر گاه از همان آغاز، به‌صراحت و آشکارا از تعارض فکری و سیاسی‌اش با رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی سخن به‌میان می‌آورد مطلقاً امکان نداشت رأی قاطع مردم ایران را کسب کند که اکثریت کسانی که به‌بنی‌صدر تمایل نشان دادند، به‌گمان تبعیت تمام و کمال او از رهبری انقلاب، با رأی خود، او را در مقام ریاست جمهوری نشاندند!</p>
<p>اما، هم‌چنان که می‌دانیم روند تحولاتِ جاری و ساری در کشور چنان‌که بنی‌صدر خوش می‌داشت پیش نرفت و با آشکارتر شدن تدریجی اختلافات و بلکه تعارضات سیاسی و فکری او با جریان بزرگ و تعیین‌کننده اسلامگرای تحت رهبری آیت الله خمینی، موقعیت او در میان مردم ایران، آسیب‌پذیرتر شده و در نهایت به‌حداقل ممکن رسیده و بلکه کاملاً زایل شد.</p>
<p>در چنین شرایطی بود که هم‌زمان با آشکارتر شدن تعارضات بنی‌صدر با جریان اسلامگرا و رهبری انقلاب، سازمان مجاهدین خلق، دریافت که فرصتِ کم‌سابقه‌ای برای نزدیک و نزدیک‌تر کردن خود به‌بنی‌صدر و جریان‌های سیاسیِ دگراندیشِ تحت حمایت او فراهم آمده است.</p>
<p>بالاخص این‌که بنی‌صدر هم، با وجود پرهیز‌های سیاسی و مصلحت‌اندیشانه قبلی و در شرایطی که موقعیتش را در نزد جریان اسلامگرا و شخص رهبری از دست می‌داد، خواسته یا ناخواسته و ولو مصلحت‌جویانه، سازمان مجاهدین خلق را در قامتِ متحدی ارزیابی کرد که خواهد توانست در صورت تقابلِ احتمالیِ حتی قهرآمیز و خشونت‌آفرینِ با کلیت نظام جمهوری اسلامی، رویِ حمایت‌های مؤثرش، به‌اصطلاح، حساب باز کند؛ که تصور می‌کرد هم نیروی نظامی (میلیشیای) متشکلی دارد و هم از ساختار سازمانی و تشکیلاتی قابل‌اتکاتری برخوردار است.</p>
<p>به همین دلیل هم بود که هر چه دامنه تعارضات و اختلافات فیمابین بنی‌صدر با کلیت نظام جمهوری اسلامی (با محوریت جریان تعیین‌کننده اسلامگرا و رهبری نظام) گسترش پیدا می‌کرد، او نیز بر گستره رابطه پیدا و پنهان خود با رهبری سازمان مجاهدین خلق می‌افزود.</p>
<p>تا جایی که در حوالی اسفند ۱۳۵۹ و آستانه سال ۱۳۶۰ که بنی‌صدر در هماوردی غیرسالم و خردگریز و بیش‌تر دشمنانه با جریان اسلامگرا و بلکه رهبری نظام، بیش از هر زمان دیگری، به‌اصطلاح شمشیر را از رو بسته بود، دیگر همگان می‌دانستند که در میان تمام جریان‌های سیاسی دگراندیش مخالفت و منتقد جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین خلق در جایگاه یک سازمان شبه‌نظامیِ مخالف کلیت جمهوری اسلامی، بیش‌ترین و نزدیک‌ترین رابطه را با شخص بنی‌صدر و اطرافیان او پیدا کرده است.</p>
<p>بدین‌ترتیب، طی دو سه ماهه نخست سال ۱۳۶۰ که تعارضات بنی‌صدر با کلیت نظام جمهوری اسلامی به‌مرحله بازگشت‌ناپذیری رسید، سازمان مجاهدین خلق در نقش نزدیکترین متحد و همراه و پشتیبانِ سیاسی، اطلاعاتی و شبه‌نظامی و بلکه نظامی او ظاهر شد.</p>
<p>چنان‌که تقریباً هم‌زمان با اعلام برکناری بنی‌صدر از مقام ریاست جمهوری (۳۰ و ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)، سازمان مجاهدین خلق نیز در حمایت از او، به‌نظام جمهوری اسلامی، اعلان جنگ مسلحانه داد.</p>
<p>عباس سلیمی نمین در مورد اینکه بنی صدر چرا به مجاهدین خلق نزدیک شد می‌گوید: متأسفانه بنی‌صدر به دلیل ضعف در بنیان‌های فکری و اخلاقی  (منظورم انحرافات اخلاقی نیست بلکه عدم تواضع است) مورد طمع مجاهدین خلق قرار گیرد.</p>
<p>برای مثال یک بار بنی‌صدر در حسینیه ارشاد سخنرانی می‌کرد. در میان صحبت هایش حضار به شیوه مجاهدین خلق برای او کف زدند و مادر رضایی‌ها (عزیز رضایی که فرزندانش از اعضای ارشد سازمان بودند) بلند شد و خطاب به او گفت که الهی تو رئیس جمهور مادام العمر ما باشی! در آنجا بنی صدر به آن خانم نگفت که مثلا این چه حرفی است که شما می‌گویید، یا این خلاف قانون اساسی است. این یعنی بنی صدر خودش را فوق قانون می‌دانست و این مسئله در دوران ریاست‌جمهوری او هم کاملاً خودش را نشان داد.</p>
<p>بنی صدر بازی مجاهدین خلق را خورد در حالی که آن‌ها را قبول نداشت. آن‌ها به بنی صدر اینگونه القا کردند که جایگاهش در میان ملت بالاتر از امام است و به او گفتند تو مقبول‌تر هستی و بهتر است که خودت مستقلاً در عرصه سیاست ایران عمل کنی.</p>
<p>این القائات تاثیر خودش را گذاشت و از آنجا که بنی صدر خودش هم ضعف‌های شخصیتی داشت مجاهدین خلق توانستند به تدریج او را تحریک کنند تا در برابر امام بایستد؛ لذا وقتی که امام از این موضوع مطلع شدند و فهمیدند که بنی صدر ارتباطاتی با مجاهدین خلق دارد، به او تذکراتی دادند که مورد توجه قرار نگرفت و آن حادثه تلخ ۱۴ اسفند رقم خورد که آنجا مجاهدین خلق صحنه گردان بودند. آن زمان دیگر برای همه مشخص شد که بنی صدر در پشت‌صحنه با مجاهدین خلق ارتباط گرفته است.</p>
<p>مجاهدین خلق همانطور که گفتم یک نیروی برانداز بودند و به دنبال فرصتی می‌گشتند که با فراهم شدن زمینه، یک حرکت نظامی بکنند. اصلا برای همین سلاح‌های خودشان را در دوران پیروزی انقلاب جمع‌آوری کرده بودند.</p>
<p>در مقطع انقلاب، نیرو‌های آن‌ها پادگان‌ها را اشغال می‌کردند و اسلحه‌ها را می‌ربودند و مخفی می‌کردند. در زمان دفاع مقدس هم همین کار را می‌کردند. در واقع انبار‌های سلاح داشتند تا اینکه یک زمانی نیرو‌های خود را مجاب کنند تا در برابر انقلاب اسلامی بایستند.</p>
<p>پیوند آقای بنی صدر با مجاهدین خلق قابل تحمل نبود، به هر حال رئیس‌جمهوری که سوگند یاد می‌کند که حافظ منافع ملت و  قانون اساسی باشد وقتی با گروهی که سلاح مخفی کرده و به قانون پایبند نیست و به هیچ وجه خلع سلاح را پس از پیروزی انقلاب نپذیرفت هم‌پیمان می‌شود مخاطره انگیز بود و امام خمینی از این بابت اخطار‌ها و تذکرات زیادی به بنی صدر دادند، اما او به هیچ یک از این اخطار‌ها توجه نکرد.</p>
<p>امام می‌دانستند که بنی صدر در حال بازی خوردن است و خودش میدان‌دار نیست. درست است که بنی صدر ذاتاً آدم قدرت طلبی بود، ولی در این اقدام و ائتلاف، این مجاهدین خلق بودند که او را بازی دادند لذا شما می‌بینید در روز‌هایی که مسائل عزل بنی‌صدر در مجلس مطرح شد و پس از آن مسعود رجوی او را در خانه تیمی مخفی کرد، امام به او توصیه کردند که در بازی مجاهدین خلق قرار نگیرد و در کشور بماند و کار علمی و تحقیقاتی انجام دهد، اما متأسفانه او تصور دیگری داشت و از ایران خارج شد.</p>
<p>مسعود رجوی در ایامی که در ایران بود- در فاصله پیروزی انقلاب تا اردیبهشت سال ۶۰ &#8211; ارتباطات سری با سرویس‌های جاسوسی کشور‌های خارجی برقرار کرده بود و مشخص بود که با صدام پیوند خورده است چراکه یکی از شرایط پذیرش مسعود رجوی طبعاً همراه شدن با صدام بود. پس از خروج بنی صدر و مسعود رجوی از ایران هم ارتباطات آن‌ها با عراق کاملا عیان شد.</p>
<p>مجاهدین خلق پس از خروج بنی صدر از کشور با تشکیل شورای ملی مقاومت، او را به عنوان رئیس‌جمهور و رجوی را نیز به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد.  آقای بنی صدر در خاطراتش اذعان می‌کند که اجازه مذاکره رجوی با طارق عزیز را داده است، ولی به او تاکید کرده که باید از موضع بالا با او برخورد کند. خوب این توجیهی بیش نبود یعنی بنی صدر قطعا به مهاجم اتکا داشت؛  مهاجمی که خودش قبلا در برابر او ایستاده بود.</p>
<p>بنی صدر وقتی در جبهه‌ها در خط مقدم می‌رفت هر لحظه ممکن بود جان خودش را در این مسیر بدهد. اما همین آقای بنی صدر که روزی انگیزه رویارویی با بیگانه را داشت، قدرت طلبی او را آرام آرام به سمتی برد که با همان بیگانه که به ایران تجاوز کرده بود به نوعی همکاری کند و انحرافاتی اساسی در او بوجود بیاید.</p>
<p>خبرگزاری آنا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53429">چرا بنی صدر با مجاهدین خلق همکاری کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53429/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران چه حادثه ای رخ داد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53421</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53421#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Mar 2023 05:38:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53421</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از انتخاب بنی ‏صدر به ریاست جمهوری اسلامی ایران، وی درصدد حذف نیروهای انقلابی بود که پس از اشغال لانه جاسوسی آمریکا، به عنوان نیروهای خط امام متشکل شده بودند. ولی تحولات جنگ، موقعیت را برای بنی‏‌صدر و تحقق اهداف سیاسی او دشوار کرد. او می‌‏خواست با خاتمه دادن جنگ مورد حمایت غرب قرار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53421">در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران چه حادثه ای رخ داد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از انتخاب بنی ‏صدر به ریاست جمهوری اسلامی ایران، وی درصدد حذف نیروهای انقلابی بود که پس از اشغال لانه جاسوسی آمریکا، به عنوان نیروهای خط امام متشکل شده بودند. ولی تحولات جنگ، موقعیت را برای بنی‏‌صدر و تحقق اهداف سیاسی او دشوار کرد. او می‌‏خواست با خاتمه دادن جنگ مورد حمایت غرب قرار گیرد و همچنین با بهره‏‌گیری از اهرم‏‌های مختلف،حمایت مردم را به خود جلب کند. باوجود تلاش‏‌های بنی‌‏صدر در سازمان‏دهی ارتش و اجرای عملیات نظامی به منظور کسب پیروزی سیاسی نظامی، این اقدامات با شکست و ناکامی همراه شد. این ناکامی وی، برنامه‏‌های دیگری را پیش ‏روی نیروهای شناخته شده مخالف نظام قرار داد. در این روند، حادثه ۱۴ اسفند در دانشگاه تهران، نشانه سرفصل جدیدی از تلاش ضد انقلاب در داخل کشور محسوب می‌شد.</p>
<div id="attachment_53430" style="width: 660px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53430" class="size-full wp-image-53430" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Uni-1359.jpg" alt="حمله چماقداران بنی صدر و مسعود رجوی به مردم در سال 1359" width="650" height="365" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Uni-1359.jpg 650w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Uni-1359-300x168.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Uni-1359-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /><p id="caption-attachment-53430" class="wp-caption-text">حمله چماقداران بنی صدر و مسعود رجوی به مردم</p></div>
<p>در این روز و در ادامه دشمنی‌های بنی‌صدر و گروه تروریستی مجاهدین خلق با طرفداران آیت الله خمینی و جمهوری اسلامی، در مراسمی که به مناسبت سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران برگزار شده بود، بنی‌‏صدر در سخنرانی خود، به شخصیت‌‏های انقلاب و نهادهای انقلابی توهین کرد و در راستای اهداف استکبار جهانی سخن راند که با اعتراض امت انقلابی مواجه شد. پس از آن گارد شخصی بنی‌‏صدر و مجاهدین خلق مسلح طی یک برنامه از پیش تنظیم شده، به دستور بنی‌صدر، به مردم انقلابی حمله کرده و گروه بی‏‌شماری را زخمی و دستگیر کردند. این حادثه منجر به وقوع حوادث و رخدادهایی شد که سرانجام منتهی به درگیری مسلحانه در داخل کشور و در نهایت شکست ضد انقلاب و حذف آنها از صحنه سیاسی شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53421">در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران چه حادثه ای رخ داد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53421/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۱۴اسفند ۱۳۵۹؛ اتحاد مجاهدین خلق و بنی‌صدر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49442</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49442#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Mar 2022 06:39:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[14 اسفند 1359]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49442</guid>

					<description><![CDATA[<p>ریاست جمهوری سید ابوالحسن بنی صدر و عزل وی از ریاست جمهوری، یکی از موضوعات مناقشه انگیز در تاریخ انقلاب است و دوران 17 ماهه ریاست جمهوری وی از اسفند 58 تا خرداد 1360 یکی از پرحادثه ترین دوره های انقلاب اسلامی است. اما شاید بتوان 14 اسفند سال 1359 را واقعه ای دانست که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49442">۱۴اسفند ۱۳۵۹؛ اتحاد مجاهدین خلق و بنی‌صدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ریاست جمهوری سید ابوالحسن بنی صدر و عزل وی از ریاست جمهوری، یکی از موضوعات مناقشه انگیز در تاریخ انقلاب است و دوران 17 ماهه ریاست جمهوری وی از اسفند 58 تا خرداد 1360 یکی از پرحادثه ترین دوره های انقلاب اسلامی است.</p>
<p>اما شاید بتوان 14 اسفند سال 1359 را واقعه ای دانست که چهره ای بدون روتوش از ابوالحسن بنی صدر به تصویر کشیده شد؛ بنی صدر که توانسته بود خود را در میان چهره های برجسته انقلابی جا بزند، درنهایت در مصدر قوه مجریه قرار گرفت، او از همان آغاز تعارضات بسیاری در سخن، عمل و اعتقادات با جریان اصیل انقلاب داشت، هرچند سعی کرد که این دیدگاه های خود را در ابتدای کار پنهان کند.</p>
<p>بنی صدر بازیگر اصلی ماجرای 14 اسفند 59 در دانشگاه تهران با طرح توطئه براندازی حکومت اسلامی و قبضه حاکمیت و قدرت سیاسی، از طریق تمسک به نام مرحوم مصدق، جلب حمایت تمامی گروه ها و شخصیت های سیاسی و با پشت گرمی به آن ها حتی افراد و احزابی مانند بازرگان، جبهه ملی، چریک های فدائی، پیکار و مجاهدین که تا قبل از این رسماً با وی مخالفت می کردند، به میدان آمد.</p>
<p>البته بنی صدر در سخنرانی 17 شهریور 1359 در میدان شهدا، با یک عقب گرد ملی گرایانه، اولین برخورد غیرمکتبی را در یک جمع عمومی از خود نشان داد و پس ازآن در اجتماعات دیگر که بعد از آن ترتیب یافت، همچنان روش خود را ادامه داد و حزب الله مجبور شد که با این رویه غیرانقلابی بنی صدر مقابله کند.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-49443 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi-1.jpg" alt="رجوی و بنی صدر" width="700" height="369" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi-1-300x158.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<h3>*شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه در دوران ریاست جمهوری بنی صدر</h3>
<p>شروع ریاست جمهوری بنی صدر را می توان به نوعی تداوم حاکمیت میانه روها و لیبرال ها دانست که از زمان نخست وزیری بختیار، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده بود؛ در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری، با توجه به کنار رفتن جلال الدین فارسی (کاندیدای حزب جمهوری اسلامی)، میدان مبارزه انتخاباتی بدون وجود رقیب سرسختی به انحصار بنی صدر و طیف او درآمد و از این رو توانست با رأی بالایی (نزدیک به 11 میلیون از 14 میلیون رأی اخذشده) به ریاست جمهوری برسد. متعاقب آن، نیروهای انقلابی و خصوصاً حزب جمهوری اسلامی، تمام توان خود را برای کسب کرسی های مجلس به کار بردند و توانستند اکثریت را در مجلس به دست آورند.<br />
از آن زمان به بعد با توجه به حوادث متعددی که ایجاد شد، درگیری و اختلافات عمده بین ریاست جمهوری و مجلس شکل گرفت، مواردی که از این زمان تا پایان کار بنی صدر، باعث اختلاف و درگیری او و جناحش با نیروهای انقلابی شد. هر چند رهبری انقلاب بدون آنکه مستقیماً موضع گیری خاصی به نفع یکی از طرفین داشته باشند، به نصیحت و ارائه رهنمود پرداختند اما هر یک از طرفین از بیانات ایشان برداشت های خاص خود را کرده و از یک پیام ایشان، تیترهای متفاوت و بعضاً متضادی را در روزنامه های تحت کنترل خود چاپ کردند.</p>
<h3>*زمینه سازی برای غائله 14 اسفند</h3>
<p>برنامه مراسم چهارده اسفند با تمهیدات و فضاسازى‏ هایى بعد از سخنرانى غوغاگرانه 22 بهمن بنی صدر در میدان آزادى و سخنرانی های همراه با درگیرى 4 نماینده نهضت آزادى در امجدیه در هفتم اسفند و هماهنگى گروه‏هاى مؤتلف وى طراحی شده بود. روزنامه انقلاب اسلامى بدون ذکر نام گروه ‏هاى مارکسیست و مائوئیست اسامى گروه‏ هاى اصلى را که براى شرکت در این مراسم اعلام آمادگى و مشارکت کرده بودند به این شرح انتشار داد: «جاما، نهضت آزادى ایران، حزب ملت ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، انجمن تعاون هنر مردمى ایران، جمعیت ملى استادان دانشگاه‏ هاى ایران.»</p>
<h3>*پلاکاردهای اعتراض آمیز انقلابیون علیه بنی صدر</h3>
<p>مجاهدین، گروهک ها و جریان های انحرافی ابتدای پیروزی انقلاب که حامی بنی صدر بودند، با شعارهایی که بر ضد روحانیون مخصوصاً شهید مظلوم آیت الله بهشتی و روحانیون حزب جمهوری سر می دادند، نیروهای حزب الله و انقلابی را مورد حمله قراردادند. مهم ترین شعار آنان در این روز، «درود بر مصدق سلام بر بنی صدر» بود.<br />
در این میان گروه انقلابیون مذهبی نیز در داخل و خارج دانشگاه با در دست داشتن پلاکاردهایی که بر روی آن شعارهای ضد طرفداران بنی صدر نوشته شده بود و چاپ عکس های مصدق به صورت مختلف ـ ازجمله عکس وی در حال بوسیدن دست ثریا بود و با شعارهایی از قبیل «حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله»، «مرگ بر لیبرال»، «بنی صدر مرگت باد» به شعار دادن علیه بنی صدر و حامیان وی پرداختند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-49444 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Mosadegh.jpg" alt="بنی صدر در کنار عکس مصدق" width="700" height="420" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Mosadegh.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Mosadegh-300x180.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<h3>*آغاز یک جنجال</h3>
<p>سخنرانی بنی صدر در زمین چمن دانشگاه آغاز شد و کف زدن‏ و سوت زدن های متوالى رییس جمهور را به وجد آورد. شعار «مرگ بر ارتجاع» و «درود بر بنى‏ صدر» فضا را پرکرده بود که با درگیرى کوچکى در گوشه محوطه بین مخالفان و موافقان، دو طرف به جان هم افتادند. بنی صدر هم که این هرج ومرج و درگیری را که البته خود او ایجاد کرده بود، بهترین فرصت برای ادامه سوءاستفاده هایش می دانست، در میان بلوایی که میان طرفداران او و نیروهای انقلابی شکل گرفته بود سه ساعت سخنرانی کرد و از همان آغاز سخنانش از مصدق نام می برد. بنی صدر در آن سخنرانی جنجالی تأکید کرد: «در اینجا گرد هم نیامده ایم تا از مصدق بتی سازیم که او خود بنا بر برنامه ای که نوشت از بت سازی بیزاری جست &#8230;، در این روز مایلم به این امر تأکید مجدد بکنم ازنظر من خط عمومی که مصدق بر ضدانقلاب عمل کردن بیرون از فلسفه زندگی است و کسانی که چنین گفتند آن ها هستند که می خواهند از نام مصدق برای پیشبرد مقاصد خود استفاده کنند.»</p>
<h3>*چماق به دستانی را که می خواهند جمهوری را به لجن بکشند تنبیه کنید!</h3>
<p>او در جای جای سخنان خود در روز 14 اسفند 1359 از تحریک طرفداران خود نیز غافل نبود و در لا به لای سخنانش مکرر این جمله را تکرار می کرد که «عده ای برای اخلال اینجا آمده اند، اگر دست از اخلال برندارند من از شما مردم خواهم خواست چماق به دستانی را که می خواهند جمهوری را به لجن بکشند، تنبیه کنید.»<br />
در همین روز، گارد ریاست جمهوری، به همراه میلیشیای سازمان مجاهدین خلق و عده ای که با پوشیدن لباسی شبیه لباس پاسداران و افراد حزب اللهی درحالی که از چند روز قبل آماده شده بودند به نیروهای انقلابی مخالف رئیس جمهور حمله بردند و آنان را مورد ضرب و شتم قراردادند؛ در این میان حتی تعدادی از آنان را نیز بازداشت کردند. ‏</p>
<h3>* 14 اسفند نقطه عطف اتحاد لیبرالیسم و مجاهدین خلق</h3>
<p>از فرداى آن روز تحلیل‏ ها و تفسیرها شروع شد و روز 14 اسفند 59 به عنوان نقطه عطفى در اتحاد لیبرالیسم، مجاهدین خلق و مائوئیست‏ها ثبت شد. سازمان مجاهدین خلق که با برنامه ‏ریزى قبلى و تدارک کافى، گروه‏هاى بیست تا سی نفره میلیشیا را براى شرکت در مراسم چهارده اسفند سازمان دهی کرده بود، در جمع بندی درون گروهی بعد از مراسم، گفتند «در داخل دانشگاه خوب کتک زدیم ولى در خارج از دانشگاه بعضى از میلیشیاها کتک خوردند.»</p>
<h3>*رجوى: هدف از مشارکت در مراسم 14 اسفند «قدرت نمایى» در مقابل نهادهاى انقلابى بود</h3>
<p>رجوى هم در یک تحلیل درون گروهی اظهار داشت که هدف اصلى سازمان از مشارکت در مراسم 14 اسفند و درگیرى‏ هاى سازمان دهی شده آن، «قدرت نمایی» در مقابل نهادهاى انقلابى بود.</p>
<h3>*شرکت ‏کنندگان در مراسم 14 اسفند</h3>
<p>بخش سازمان دهی شده و متشکل جمعیتى که در 14 اسفند در دانشگاه تهران اجتماع کردند، هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند. آن ها روز قبل از مراسم به وسیله سرتیم‏ها از تمام افراد میلیشیا و هواداران سازمان خواسته شد که از صبح پنجشنبه برنامه خود را شروع کنند و تیم‏ها با فرماندهى مشخص و آمادگى کامل براى درگیرى تقسیم شده بودند.<br />
ازجمله شعارهایى که از طرف سازمان با تمرکز بر حملات شدید به حزب جمهورى اسلامى به عنوان نماد متشکل نیروهاى پیرو خط امام، به میلیشیا و دیگر هواداران ابلاغ شد، چنین بود: «بنی صدر، بنی صدر، افشاکن»، «مرگ بر چماقدار»، «مرگ بر حزب چماق به دستان»، «حزب چماق به دستان ـ باید بره گورستان»، «نصر من‏اللّه‏ و فتح قریب ـ مرگ بر این حزبک مردم فریب»، «تا حزب سقط نشود ـ این وطن وطن نشود»، «صداوسیمای ما، از انحصار حزبى، آزاد باید گردد»، «مرگ بر بهشتى»، «بهشتى، بهشتى، طالقانى را تو کشتى»، «تا بهشتى کفن نشود ـ این وطن وطن نشود».<br />
میلیشیا و دیگر هواداران سازمان به صورت منسجم و منظّم قبل از شروع مراسم وارد دانشگاه شدند؛ جلوى تریبون را اشغال کرده و قسمت‏هاى در نظر گرفته شده زمین چمن را پوشاندند؛ پس از شروع سخنرانى بنى ‏صدر و از آغاز برنامه ریزی شده درگیرى ‏ها، گروه ضربت سازمان که از افراد قوى متشکّل بود، با کلیه توان و نیرو در درگیرى و هدایت آن شرکت کردند.</p>
<h3>*دستور سرکوب مخالفان از سوی رئیس جمهور وقت</h3>
<p>طرف مجاهدین و بنى‏ صدر این بار با هماهنگى و انسجام بیشترى در درگیرى شرکت و مخالفان را به شدت کتک زدند و سرکوب کردند. درگیرى به بیرون از دانشگاه و خیابان‏ها کشیده شد. رییس جمهور هم از پشت میکروفون دستور سرکوب می داد و بین مردم و مجاهدین خلق و هواداران بنى‏ صدر چیزى شبیه جنگ رخ داد. خیابان‏هاى اطراف دانشگاه تهران تا ساعت‏ها حالت جنگ زده داشت. هواداران سازمان، حزب رنجبران و احتمالاً گروه‏هاى مخالف دیگر در مسیر خیابان‏ها به بعضى فروشگاه‏ها، ماشین‏هاى دولتى و حتى پلیس حمله کردند. بعضى شخصیت‏هاى سیاسى، وکلاى مجلس و افسران پلیس در این ماجرا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند؛ نهایتاً پلیس بعد از ساعت‏ها همکارى با کمیته و سپاه بر اوضاع شهر مسلط شد.</p>
<h3>*آغاز بی اعتنایی مردم به فراخوان های بنی صدر</h3>
<p>عدم حمایت اکثریت مردم از فراخوان‏ هاى بعدى بنى ‏صدر و گروه‏هاى سیاسى مؤتلف وى، غائله 14 اسفند را به نقطه عطف سرنوشت سیاسى بنى ‏صدر تبدیل کرد و پس از آن عملاً رییس ‏جمهور کاملاً به رییس یک جبهه محدود گروه‏هاى سیاسى براى مقابله با نیروهاى پیرو خط امام مبدل شد. حبیب الله‏ پیمان در نشریه «امت» در مقاله‏ اى تحت عنوان «سراب پایگاه توده ‏اى جبهه متحد لیبرالى، خط امپریالیسم و مشکل توده ها» که در کتاب «سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام» نیز آمده ارزیابى و تحلیل خود را از ماجراى 14 اسفند این گونه ارائه داده است:</p>
<p>«هدف مشترک همه عناصر و گروه‏هاى تشکیل دهنده این جبهه [جبهه متحد لیبرالى] که در روز پنجشنبه [14 اسفند] متفقاً در دانشگاه حضور یافتند، ساقط کردن دولت [رجایى] و بیرون کردن حزب جمهورى [اسلامى] از صحنه حیات سیاسى جامعه و روى کار آوردن یک حاکمیت لیبرالى به رهبرى رییس جمهور [بنی صدر] است. تا این مرحله همه اتفاق‏نظر دارند، اگرچه پس ازآن هر گروه و شخصیت راه و هدف خاص خود را دنبال خواهد کرد. سازمان مجاهدین [خلق] بعد از یک تردید کوتاه مدت، در ادامه حمایت از بنى‏صدر، مجدداً در ائتلاف کامل با وى و دیگر اعضاى جبهه متحد لیبرال‏ها قرار گرفت و همان طور که قبلاً بارها تحلیل کردیم، در حقیقت جایگزینى بنى‏صدر و لیبرال‏ها را در مرحله اول پذیرفته و جایگزینى خود را به مرحله دوم موکول کرده ‏اند.<br />
نهضت آزادى که چندان بى‏ میل نیست مستقلاً نقش رهبرى جبهه را مانند پیش به دست گیرد باوجودی که سعى مى‏ کند که گاه به طور مستقل ابراز وجود کند و با بنى ‏صدر مرزبندى کند (سخنرانى بازرگان در مجلس و میتینگ امجدیه) ولى مطمئن است که بدون قبول رهبرى بنى ‏صدر در این مرحله راه نجاتى ندارد.<br />
ما مطمئن بودیم که در اولین فرصت که مرزبندى قاطع‏ ترى به عمل آید، اکثریت توده ها در صف انقلاب قرارگرفته، لیبرال‏ها و متحدین آن ها را به کلی تنها میگذارند و تنها همان اقشار سرمایه ‏دار و متوسط برایشان باقى مى‏ ماند.<br />
اجتماع روز پنجشنبه [14 اسفند] این پیش بینی را ثابت کرد و دیدیم که زمین چمن دانشگاه را عمدتاً همین اقشار به اضافه هواداران سازمان [مجاهدین خلق] پر کردند و از آن توده ‏هاى میلیونى و چند صدهزارنفری خبرى نبود.»</p>
<h3>*واکنش مسئولان وقت به حادثه 14 اسفند</h3>
<p>یک روز پس ازاین حادثه آیت الله خامنه ای در ضمن خطبه نماز جمعه در 15 اسفند، این گروه های ضدانقلاب را، گروه هایی ضد اسلام و سیاستمدارانی ورشکسته، که از دستگاه اداره کشور رانده شده اند توصیف کردند و گفتند: «همه این گروه ها باهم یک طیف واحد را به وجود آورده اند برای اینکه در اجتماعات بی نظمی ایجاد کنند تا بدین وسیله بتوانند صدایشان که همراه با اهانت به مقدسات مردم و انقلاب است از رادیو به گوش مردم برسانند.»</p>
<p>شهید آیت الله بهشتی نیز در 22 اسفند 1359، در نامه ای خطاب به امام خمینی دوگانگی موجود میان مدیران کشور را ناشی از وجود دو بینش متفاوت میان آن ها معرفی و ضمن توضیحاتی درباره این دو بینش نوشت: «&#8230; شاید برای شنیدن، این خبر تلخ و دشوار باشد که بسیاری از کسانی که در طول این سال ها به مقتضیات طبیعت و ماهیت نظام اداری و رژیم شاهی، در همه سازمان های لشکری و کشوری همواره در اقلیت بوده و زیر فشار اکثریت غرب گرا یا شرق گرا بر این سازمان ها به سر می برده اند، هم اکنون در جمهوری اسلامی&#8230;. دوباره تحت همان اکثریت قرارگرفته اند ولی این بار زیر حمایت همه جانبه رئیس جمهور و فرمانده نیروهای مسلح &#8230; امروز در جمهوری اسلامی با حمایت رئیس جمهور و همفکران ایشان در جبهه ملی و نهضت آزادی و با همدستی خلقی ها همه جا سرکوب می شوند که به سرنوشت مؤمنان در جنگ اصحاب اخدود دچار گردند.»</p>
<p>بر اساس تحقیقاتی که از سوی دادگستری پس ازاین واقعه انجام گرفت، محرز شد که واقعه 14 اسفند‏‎ ‎دانشگاه تهران حرکتی سازمان یافته و از پیش طراحی شده علیه انقلاب اسلامی و خط‎ ‎امام بوده است؛ هرچند نشانه هایی از تقابل و تعارض جدی بنی صدر با خط اصلی انقلاب اسلامی که همان خط امام بود قبل از این واقعه نیز بروز یافته بود اما می ‏توان غائله ‏14 اسفند 1359 را روز تقابل آشکار و دشمنی محرز بنی صدر و هم پیمانان او با نظام جمهوری اسلامی و رهبری امام قلمداد کرد. بنابراین غائله 14 اسفند، تنها یکی از جنجال آفرینی ها و بحران سازی هایی بود که بنی صدر بر مملکت تحمیل کرد؛ البته بعد از این ماجرا نیروهای انقلابی به ویژه نمایندگان متعهد مجلس شورای اسلامی مقابل زیاده خواهی بنی صدر ایستادند و طرح عدم کفایت سیاسی وی را تصویب و امام نیز آن را تأیید کردند و بنی صدر در 20 خرداد سال 60 معزول و سپس متواری شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49442">۱۴اسفند ۱۳۵۹؛ اتحاد مجاهدین خلق و بنی‌صدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49442/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحقیر و کنایه سنگین بنی صدر به مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47282</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47282#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Oct 2021 10:46:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47282</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر ابوالحسن بنی صدر اولین رییس جمهور ایران که این هفته در پاریس و در سن 88 سالگی در گذشت در کلیپی که بتازگی از وی منتشر شده در رابطه با حضور مسعود رجوی در خاک عراق گفته می شود. بنی صدر در این کلیپ می گوید از طرف یکی از دوستانم که بشدت هم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47282">تحقیر و کنایه سنگین بنی صدر به مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دکتر ابوالحسن بنی صدر اولین رییس جمهور ایران که این هفته در پاریس و در سن 88 سالگی در گذشت در کلیپی که بتازگی از وی منتشر شده در رابطه با حضور مسعود رجوی در خاک عراق گفته می شود.</p>
<p>بنی صدر در این کلیپ می گوید از طرف یکی از دوستانم که بشدت هم عصبانی و بهم ریخته بود به من گفته شد که فلانی (رجوی) به وی گفته می خواهد به عراق برود که من پاسخ دادم بیخود می کند! مگر دست خودش هست. ما نخواهیم گذاشت تا اینکه خود رجوی آمد و گفت ما می خواهیم به عراق برویم و درآنجا و در نوار مرزی یک مقر بگیریم و برعلیه ایران دست به عملیات نظامی بزنیم و بعد از مدتی مردم به ما خواهند پیوست.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-47282-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4">برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>من به او گفتم مطمئن هستی حالت خوب است! نیاز نداری به نزد یک روانشناس بروی! آخر چطور مردم ایران به یک گروهی که با دشمن کشورشان همکاری می کنند خواهند پیوست؟ قدرت شما را کور و کر کرده است. وجدان خودت را قاضی کن! بعد از طرف وزیر کشاورزی فرانسه به من پیام داده شد که طارق عزیز وزیر خارجه عراق می خواهد با شما ملاقات کند که من نپذیرفتم  و گفتم من با متجاوز به خاک وطن ملاقات نمی کنم. رجوی آمد و گفت می خواهد با طارق عزیز ملاقات کند. من با او برخورد تندی کردم و گفتم چگونه می خواهید با دشمن متجاوز ملاقات کنید؟ بعد چرا شما با کسی مشورت نکردی؟ که او پاسخ داد بمدت نیم ساعت ملاقات خواهد کرد تا بار دیگر موضوع متجاوز بودن عراق را به وی یادآوری کند. ولی بعد متوجه شدیم که ملاقات از 10 صبح تا 5 بعد از ظهر طول کشید و یک بیانیه هم دادند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-46046 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi.jpg" alt="بنی صدر و رجوی" width="600" height="378" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi-300x189.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>من همان موقع این توافق را محکوم و تاکید کردم مذاکره با دشمن متجاوز یک خیانت است و مردم ایران ممکن است هر خیانتی را فراموش کنند ولی خیانت به خاک را هرگز. بعد از این موضع گیری رجوی در یک نامه 14 صفحه ای اعلام کرد با من قطع همکاری کرده است. از همین جهت من رفتن آنها به عراق را یک خیانت میدانم و بعد هم دیدیم که چگونه از طرف مردم ایران منزوی شدند.</p>
<p>این طعنه سنگین و تحقیر آمیز آن هم از جانب نزدیک ترین متحد رجوی نشان می دهد که رجوی تا کجا در جریان تصمیم گیری رفتن به عراق و همکاری با صدام در جنگ تجاوز کارانه اش بر علیه ایران تنها بوده است و صرفا بدلیل خوی قدرت طلبی و ریاست خواهی تصمیم به حضور در خاک عراق گرفت. رجوی بعدها و قبل از ورود به عراق در ویدئویی که از وی در فرانسه پخش شد گفته بود به عراق می رود تا آتش برافروزد و تعادل نظامی جنگ را بر علیه ایران تغییر دهد.</p>
<p>وی بعد از حضور در عراق و مصاحبه با صدام هم بطرز عجیب و بیشرمانه ای اعلام کرد که خون سربازان عراقی و مجاهد در یک جوی جاری خواهد شد و ما حضور در خاک عراق و قرار گرفتن در کنار دولت عراق را یک افتخار و وظیفه ملی و میهنی می دانیم. رجوی بعدها با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادیبخش ملی که یک ارتش کوچک در دل ارتش عراق بود و تماما از طرف ارتش و دولت عراق تغذیه و حمایت میشد، عملیات هایی در طول نوار مرزی بر علیه نیروهای ایرانی را سازماندهی و به اجرا گذاشت.</p>
<p>در تاریخ معاصر کمتر جریان سیاسی و به اصطلاح اپوزیسیون را می توان پیدا کرد که برای سرنگونی نظام حاکم بر کشورش با دشمنان آن دولت و کشور همکاری کند و مجاهدین خلق در این زمینه پیشرو هستند. برغم تمامی تبلیغات دروغین رجوی که مجاهدین خلق در عراق از استقلال سیاسی، نظامی و ایدئولوژیکی برخوردار است، عملیات های نظامی آنها تماما توسط ارتش عراق شناسایی، طراحی و پشتیبانی میشد.</p>
<p>واحدهای شناسایی نظامی مجاهدین قبل از انجام هر عملیات توسط عناصر استخبارات ارتش عراق به نوار مرزی و مناطق عملیاتی برده میشدند و با باز کردن میادین مین و معبرها نیروهای مجاهدین خلق را تا نزدیک ترین پایگاههای نظامی ایران همراهی می کردند. عملیات ها تمام در سطح بالاترین مسئولین مجاهدین یعنی رجوی و وزیر دفاع عراق تصمیم گیری میشد! قبل از هر عملیات مسعود رجوی به همراه مهدی ابریشم چی وعباس داوری از ستاد روابط و ابراهیم ذاکری، مهدی برایی و محمود عطایی مسئولین ستادهای امنیت، اطلاعات و رئیس ستاد به اصطلاح ارتش آزادیبخش با وزیر دفاع عراق و مسئول استخبارات ملاقات می کردند و طرح عملیات را بررسی و هماهنگ می کردند.</p>
<p>در جریان همین ملاقات ها مسئولین اطلاعات و امنیت مجاهدین تمامی اطلاعاتی که در ایران از طریق شنود و یا کانال های داخلی و یا اعترافات سربازان و درجه داران ایرانی که ضمن دستگیری و شکنجه آنها بدست آورده بودند را تحویل مسئولین ارتش و استخبارات ارتش عراق میدادند. در صحنه عملیات هم که خیانت به نقطه اوج خود می رسید با هماهنگی های انجام شده توپخانه ارتش عراق مواضع نیروهای ایران را بشدت و چندین ساعت می کوبید تا نیروهای مجاهدین در پناه آتش سنگین توپخانه ارتش عراق بسمت پایگاههای ایران پیشروی کنند و بعد از عملیات هم در نهایت اسیران را تحویل استخبارات عراق می دادند.</p>
<p>این همان خیانتی بود که آقای بنی صدر بدرستی پیش بینی کرده بود، تمامی انسانها و جریانات در مسیر زندگی دچار اشتباه میشوند و آقای بنی صدر هم نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد ولی زرین ترین برگ زندگی آقای بنی صدر ایستادگی در مقابل رجوی و خائن دانستن همکاری او با دشمن متجاوز و صدام بود و حاضر نشد علیرغم موضع مخالفتش در قبال جمهوری اسلامی خودش را به این ننگ آلوده کند .</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47282">تحقیر و کنایه سنگین بنی صدر به مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47282/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4" length="9519771" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>فوت بنی صدر و سکوت فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47231</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47231#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Oct 2021 11:00:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[شورای ملی مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47231</guid>

					<description><![CDATA[<p>به قرار اطلاع دکتر سید ابوالحسن بنی صدر اولین ریاست جمهوری اسلامی ایران در بیمارستانی در پاریس در سن 88 سالگی بعد از طی دوره طولانی بیماری درگذشت. فرقه رجوی که برای مرگ هر سناتور آمریکایی فوراً پیام تسلیت صادر می کند حتی از انعکاس خبر این موضوع هم امتناع ورزید، گویی که هرگز چنین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47231">فوت بنی صدر و سکوت فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به قرار اطلاع دکتر <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d9%86%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%b1">سید ابوالحسن بنی صدر</a> اولین ریاست جمهوری اسلامی ایران در بیمارستانی در پاریس در سن 88 سالگی بعد از طی دوره طولانی بیماری درگذشت.</p>
<p>فرقه رجوی که برای مرگ هر سناتور آمریکایی فوراً پیام تسلیت صادر می کند حتی از انعکاس خبر این موضوع هم امتناع ورزید، گویی که هرگز چنین فردی وجود نداشته است. جا داشت که مسعود رجوی از مخفی گاه خود حداقل پیام تسلیتی برای فوت متحد و پدرزن سابقش می فرستاد.</p>
<p>واقعیت تاریخی اینست که مسعود رجوی توانست بنی صدر را که بالاترین حد اعتماد به وی شده بود &#8211; به طوری که تنها رئیس جمهوری اسلامی ایران بود که از جانب ولی فقیه به سمت فرماندهی کل قوا منصوب گردید &#8211; فریب دهد و او را با خود به پاریس ببرد و از نام او برای حفظ و ارتقای موقعیت بین المللی خودش استفاده کند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-46046 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi.jpg" alt="بنی صدر و رجوی" width="600" height="378" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Rajavi-300x189.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>بنی صدر از همان ابتدای تأسیس شورای ملی مقاومت و فرار به پاریس با سیاست های انحصارطلبانه مسعود رجوی مخالف بود و بارها موضوع کناره گیری از شورای ملی مقاومت را مطرح کرده بود. مسعود رجوی با فریب دختر کم سن و سال بنی صدر و ازدواج با وی تلاش کرد تا به شیوه دیگری او را همراه نگاه دارد.</p>
<p>گفته می شود که مسعود رجوی بارها گفته بود: &#8220;بعد از انقلاب، نفوذی های خود را به همه جا فرستادیم. هر جا توانستیم تأثیر گذاشتیم مانند دفتر رئیس جمهور بنی صدر، و هر کجا نتوانستیم تأثیر بگذاریم منفجر کردیم مانند دفتر حزب جمهوری اسلامی.&#8221;<br />
سازمان مجاهدین خلق انواع ترفندها برای تشدید تضاد بین بنی صدر و شهید بهشتی را به کار برد. از جمله نشریه مجاهد تیتر زد: &#8220;جان رئیس جمهور بنی صدر در خطر است.&#8221; و طوری القا نمود که گویی جناح رقیب قصد کشتن او را دارد.</p>
<p>رجوی به شیوه تمامی رهبران فرقه ها به تدریج یک ترس کاذب و فوبیا در دل سوژه اش که بنی صدر باشد کاشت و سپس به بهانه حفظ امنیتش او را به پایگاه های خود برد و اختیار وی را به طور کامل به دست گرفت و بعد او را از کشور خارج کرد و نهایت سوءاستفاده را از نام و موقعیت وی به عمل آورد.</p>
<p>بنی صدر زمانی به خود آمد که دید دارند او را به گماشتگی دشمن متجاوز به میهن می برند که در اینجا دیگر راه خود را از مسعود رجوی و همکاری با متجاوزین به خاک وطن جدا کرد. جالب است که بلافاصله بعد از جدایی بنی صدر، مسعود رجوی هم دختر او را طلاق داد.</p>
<p><em>می گویند که در جلسه شورای ملی مقاومت، بنی صدر از رجوی پرسیده بود که: &#8220;گیرم با رفتن به عراق و همکاری با صدام حسین پیروز شدید و حاکمیت ایران را به دست گرفتید، جواب مردم را چه خواهید داد و این خیانت را چگونه توجیه خواهید کرد؟&#8221; در این رابطه مسعود رجوی پاسخ هیتلر را به او داده بود که: &#8220;هرگز کسی از پیروز سؤال نمی پرسد.&#8221; البته هیتلر در ادامه گفته بود: &#8220;کسی که شکست می خورد هم نمی ماند تا به سؤالات پاسخ بدهد.&#8221;</em></p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-47231-2" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4?_=2" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4">برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>در خلال جدایی بنی صدر از شورای ملی مقاومت، مسعود رجوی با او به توافق رسیده بود که علیه یکدیگر حرفی به میان نیاورند. اما بنی صدر بعداً خود را ملزم به افشاگری علیه ماهیت سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن دید و به این ترتیب تلویحاً اعلام داشت که رجوی او را فریب داده بوده است.</p>
<p>به جرأت می توان گفت که ابوالحسن بنی صدر عاقبتی به مراتب بهتر از مسعود رجوی داشت. باشد که عدم همراهی اش با فرقه رجوی در خیانت آشکار ملی و عدم همکاری اش با دشمن متجاوز به ملت ایران و گذشتن از دلارهای صدام و سعودی، سبب آمرزش روح او گردد.</p>
<h4>حرف بنی صدر با رجوی در مورد عراق چه بود؟</h4>
<p>یکی از اعضای جداشده از فرقه رجوی در کرمانشاه از خاطرات خود در پادگان اشرف در عراق این چنین نقل می کند:<br />
یک روز در یکی از جلسات عمومی مسعود رجوی در قرارگاه اشرف که همه اعضا حضور داشتند، مقوله ای در نشست مطرح شد که ظاهرأ گزارشات جمع بندی شده ای بود که علت موج بریدگی اعضا و به صفر رسیدن جذب نیرو و خصوصاً دافعه حامیان خارجی از استراتژی ستون پنجمی سازمان به روی میز رجوی رسیده بود.</p>
<p>مسعود رجوی در این خصوص مستقیماً روی حرف حق بنی صدر در خصوص رفتن به عراق رفت و در همین رابطه هیستریک شده بود و با عصبانیت عجیبی گفت: &#8220;بنی صدر را رئیس جمهور قلابی شورای خود گذاشته بودیم تا او را دل خوش کنیم. مردک فکر کرده بود که رئیس جمهور واقعی ماست. به ما امر و نهی می کرد و کار را به جایی رسانده بود که می گفت به عراق نروید، صدام سربازان ایرانی را می کشد و با موشک و بمب شهروندان ما را به خاک و خون می کشد، می گفت نروید و رادیو مجاهدتان هم که درعراق است را بردارید.&#8221;</p>
<p>رجوی گفت: &#8220;از بنی صدر سؤال کردم رادیوی مان را کجا مستقر کنیم هیچ کشورهمسایه ایران این امکان را به مجاهدین خلق نمی دهد.&#8221;</p>
<p>بنی صدر گفته بود: &#8220;حتی اگر یک کشتی کرایه کنید و رادیو را روی آن مستقر کنید و در آب های آزاد باشد و به جای 24 ساعته دایر بودن، روزی یک ساعت برقرار باشد بهتر است. چون همان رادیو که شاید فکر کنید نه اسلحه است و نه بمب و فقط حرف است و خبر، اما رادیویی که در عراق باشد و در راستای جنگ فعال باشد از بمب و موشک های صدام جدا نیست.&#8221;<br />
رجوی این اعتراف را ناخواسته در جلسه عمومی کرد و ثابت شد که بعضی از اعضای شورا، آن هایی که یک جو غیرت داشتند و حاضر به مزدوری برای صدام نبودند، با رفتن به عراق مخالف بودند.</p>
<h4>دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با ابوالحسن بنی صدر</h4>
<p>در اواخر خرداد ماه سال 1394 اعضای انجمن زنان <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/20160">خانم ها بتول سلطانی، زهرا معینی و حمیرا محمد نژاد با دکتر سید ابوالحسن بنی صدر در پاریس دیدار کردند.</a> در این دیدار خانم ها درباره مسأله انحرافی و قدرت طلبانه مسعود رجوی و تفسیر به رأی رجوی سؤال هایی را مطرح و در خصوص وابستگی به صدام حسین و وجه المصالحه شدن و همچنین وضعیت کنونی فرقه رجوی به بحث و تبادل نظر پرداختند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47232 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr_IranZanan.jpg" alt="انجمن زنان و بنی صدر" width="500" height="359" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr_IranZanan.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr_IranZanan-300x215.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<h4>ملاقات هیأتی از شرکت کنندگان در سمینار پاریس با ابوالحسن بنی صدر</h4>
<p>روز 30 خرداد سال 1389 هیأتی به نمایندگی از <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9325">شرکت کنندگان در سمینار خانواده ها و جداشدگان در پاریس با آقای دکتر سید ابوالحسن بنی صدر ملاقات نمود.</a> در ابتدای این دیدار دکتر بنی صدر به میهمانان خوش آمد گفت و از ملاقات با خانم بتول سلطانی و خانواده محمدی و آقای محمد حسین سبحانی استقبال نمود. سپس آقای محمد حسین سبحانی ضمن تشکر از دکتر بنی صدر برای این که این فرصت را فراهم کرده اند به معرفی اعضای هیأت پرداخت و هدف از این ملاقات را مطلع کردن وی از قطعنامه و نتایج سمینار پاریس، تشکر از کمک ایشان در رساندن پیام و فریاد خانواده های قربانیان مجاهدین خلق به گوش نهادهای بین المللی و حقوق بشری و شخصیت های سیاسی اعلام نمود.</p>
<p>هیأت یاد شده شامل بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق، مصطفی محمدی، محبوبه حمزه، حوریه و مرتضی محمدی و محمد حسین سبحانی مطالب خود پیرامون شرایط اسفناک خانواده های قربانیان فرقه رجوی در مقابل کمپ اشرف در عراق و بحث استثمار جنسی در مناسبات فرقه ای مجاهدین خلق را مطرح نمودند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47234 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Paris_Defectors_Families_12.jpg" alt="بنی صدر و جداشده ها و خانواده ها" width="400" height="236" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Paris_Defectors_Families_12.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Paris_Defectors_Families_12-300x177.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /></p>
<h4>ملاقات اعضای انجمن زنان با ابوالحسن بنی صدر</h4>
<p>در اسفند ماه سال 1391 اعضای انجمن زنان خانم ها بتول سلطانی، زهراسادات میرباقری و نسرین ابراهیمی بهمراه نماینده کانون ایران قلم آقای محمد حسین سبحانی با آقای دکتر سید ابوالحسن بنی صدر دیدار کردند. دکتر بنی صدر در این دیدار به آنها خوش آمد گفت و از کار آنها در راستای آزادی و استقلال استقبال نمود و برای آنها آرزوی موفقیت کرد.<br />
در این دیدار که به مدت دو ساعت بطول انجامید، اعضای انجمن زنان در حمایت از حقوق زنان و همینطور آخرین اخبار و شیوه های کنترلی و به اسارت در آوردن جسم و روح انسانها در تمامی پایگاههای وابسته به تشکیلات فرقه مجاهدین خلق و شیوه های مقابله و روشنگری مردم در این خصوص صحبت نمودند.<br />
در ادامه این دیدار دکتر بنی صدر سخنان مبسوطی حول توتالیتاریسم و رهبری های خودکامه نظیر مسعود رجوی در تاریخ معاصر ایران بیان کردند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47233 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-IranZanan.jpg" alt="انجمن زنان و بنی صدر" width="504" height="334" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-IranZanan.jpg 504w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-IranZanan-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-IranZanan-300x199.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 504px) 100vw, 504px" /></p>
<h4>دیدار بتول سلطانی با فیروزه بنی صدر</h4>
<p>فیروزه بنی ‌صدر، همسر سابق مسعود رجوی، در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9881">دیداری که با بتول سلطانی</a>، یکی از اعضای سابق شورای رهبری فرقه رجوی داشت، جنایات متعدد مسعود رجوی را در یک گفت و شنود مورد بحث و بررسی قرار داد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47235 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr_Firooze_Soltani.jpg" alt="فیروزه بنی صدر و سلطانی" width="400" height="331" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr_Firooze_Soltani.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr_Firooze_Soltani-300x248.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /></p>
<p>بتول سلطانی در این گفت و شنود با اشاره به اسارت فکری انسان ها در صورت ها و اشکال مختلف در مناسبات تشکیلاتی مجاهدین خلق گفت: &#8220;مسعود رجوی بعد از ظاهراً دادن هژمونی به زنان و برکناری مردان در سطح کل شورای رهبری و تصمیم گیری های سازمان به مرور و بعد از طلاق های اجباری در این سازمان اقدام به راه انداختن &#8220;حوض&#8221; و &#8220;رقص رهایی&#8221; که رقص برهنه اعضای زن شورای رهبری در حضور وی می باشد، کرد.&#8221;</p>
<p>وی همچنین تصریح کرد: &#8220;مسعود رجوی حتی به تجاوز جنسی به زنان در سطوح بالای فرماندهی و لایه اول زنان شورای رهبری بعد از مریم و ادامه دادن این روند با سایر زنان پرداخت.&#8221;</p>
<p>فیروزه بنی صدر نیز در این دیدار با اشاره به این که رجوی همچون رهبر یک فرقه عمل کرده و می کند، با تأیید اظهارات سلطانی تصریح کرد که از نظر او رجوی به‌ خاطر &#8220;قدرت&#8221; همه این کارها را انجام داده است؛ حتی برکناری مردان و دادن هژمونی به زنان و همین طور تجاوز به زنان سطح فرماندهی برای مشروط کردن در ابعاد بسیار عمیق تر به خودش و اجرای دستوراتش بوده است.<br />
سلطانی در این دیدار در پاسخ به پرسش فیروزه بنی صدر مبنی بر سرنوشت کودکان اعضای این فرقه از جمله فرزندان مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو گفت که اکثر فرزندان اعضای سازمان از جمله فرزندان خودش (بتول سلطانی) قربانی شده اند و فرزندان مریم و مسعود رجوی را نیز شخص رجوی در اشرف نگاه داشته و قربانی کرده است برای این که در سایرین انگیزه ماندن در پادگان اشرف ایجاد کند.</p>
<p>عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47231">فوت بنی صدر و سکوت فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47231/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4" length="9519771" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>شریک جرم رجوی هم بر وطن فروشی او شهادت داد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47243</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47243#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Oct 2021 10:30:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47243</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد ایمانی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: بنی صدر در این ویدئو می گوید مسعود رجوی، با قرار گرفتن زیر پرچم ارتش متجاوز صدام، به ایران خیانت کرد: &#8220;رجوی گفت طرح ما این است که از مرز ایران حرکت کنیم به سمت تهران. من گفتم به طبیبی، روانپزشکی مراجعه کرده ای؟! مگه دیوانه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47243">شریک جرم رجوی هم بر وطن فروشی او شهادت داد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد ایمانی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: بنی صدر در این ویدئو می گوید مسعود رجوی، با قرار گرفتن زیر پرچم ارتش متجاوز صدام، به ایران خیانت کرد:</p>
<p><em>&#8220;رجوی گفت طرح ما این است که از مرز ایران حرکت کنیم به سمت تهران. من گفتم به طبیبی، روانپزشکی مراجعه کرده ای؟! مگه دیوانه شده ای؟ کدوم بی وطنی میاد به استقبال کسی که از خاک عراق داره با وطنش میجنگه؟&#8221;</em></p>
<p>در نگون بختی فرقه رجوی، همین بس که شریک جرمش هم بر وطن فروشی و حماقتش شهادت می دهد.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-47243-3" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4?_=3" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4">برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47243">شریک جرم رجوی هم بر وطن فروشی او شهادت داد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47243/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Banisadr-Abolhasan-202110.mp4" length="9519771" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>رجوی: بنی صدر هرگز تضاد اسلام با آزادی و دمکراسی و حقوق بشر را درک نکرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47241</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47241#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Oct 2021 08:14:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47241</guid>

					<description><![CDATA[<p>در روزهای اخیر آقای ابوالحسن بنی صدر در سن 88 سالگی در بیمارستانی در پاریس ، بعد از دوران طولانی بیماری درگذشت! او اولین رئیس جمهور ایران پس از انقلاب اسلامی بود! بنی صدر همچنین پدر زن دوم مسعود رجوی بود و دخترش فیروزه مدتی همسر مسعود رجوی بود که به دلایل مختلف و اختلافات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47241">رجوی: بنی صدر هرگز تضاد اسلام با آزادی و دمکراسی و حقوق بشر را درک نکرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای اخیر آقای ابوالحسن بنی صدر در سن 88 سالگی در بیمارستانی در پاریس ، بعد از دوران طولانی بیماری درگذشت! او اولین رئیس جمهور ایران پس از انقلاب اسلامی بود! بنی صدر همچنین پدر زن دوم مسعود رجوی بود و دخترش فیروزه مدتی همسر مسعود رجوی بود که به دلایل مختلف و اختلافات فراوان تصمیم به جدائی و طلاق گرفت!</p>
<p>در مقاله ی مجاهدین که بازتاب دیدگاههای شخص مسعود رجوی است ، چنین نوشته شده است :<br />
&#8221; بنی صدر تا پایان عمر، به اشتباهات خود اعتراف نکرد و از مردم ایران پوزش نخواست. بنی صدر همچنان از آرمان های انقلاب اسلامی و اقتصاد توحیدی می نوشت و علیه امپریالیسم و اسرائیل سخن می گفت&#8230; این تحصیلکرده ها با وجودی که سالها در کشورهای آزاد زندگی کردند اما هرگز تضاد اسلام با آزادی و دمکراسی و حقوق بشر را درک نکردند. فیلم بازجویی دکتر یزدی همکار بنی صدر از زنده یاد رحیمی، هنوز هست &#8221;</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-27072 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Banisadr_Moezi.jpg" alt="رجوی و بنی صدر" width="800" height="556" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Banisadr_Moezi.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Banisadr_Moezi-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Banisadr_Moezi-768x534.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>اولا چشم مان روشن که ارتشبد رحیمی جلاد زنده یاد نامیده شده است!<br />
البته در آن زمان خود رجوی ها به کم بودن تعداد اعدام سران رژیم شاه اعتراض داشته و آنرا ناشی از سازشکاری حکومت جدید میدانستند!</p>
<p>ثانیا اینکه مسعود رجوی از تضاد اسلام با آزادی و دمکراسی و حقوق بشر می گوید، دشمنی دیرینه ی او با مذهب و اسلام را عیان و آشکار می کند، این ضدیت امر جدیدی نیست و می توان به جرات گفت که مسعود رجوی هرگز اعتقادی به دین مبین اسلام نداشته و ندارد. سازمان مجاهدین خلق ایران که از بطن نهضت آزادی سربرآورد، در اوایل دهه 50 رسما اعلام کرد که مشی مارکسیستی را انتخاب کرده است. درست‌ است که بنیان‌گذاران سازمان افرادی بودند که شخصا به دین سنتی پایبند بودند ولی سازمانی را که بنیانگذاری کردند، وقتی ما آثار بنیانگذاران سازمان و کتاب‌های تئوریک شان مانند اقتصاد به زبان ساده، شناخت، راه تکامل و &#8230; را می‌بینیم مبنای‌شان اصالت مارکسیست با شاخ و برگ دینی بوده است. به همین خاطر ما فارغ از اینکه نیت بنیان‌گذاران سازمان را بدانیم از محصولات‌شان درک می‌کنیم که ایدئولوژی سازمان بیش از اینکه مبتنی بر مبانی دینی باشد مبتنی بر کتب مائوئیستی است.<br />
یعنی آنقدر که در کتب و آثارشان از لیو شائوچی( نفر دوم حزب کمونیست چین بعد از مائو و تئورسیون کمونیست چین) کد آورده‌اند، به آن اندازه از دین در اصول و مبانی شان استفاده نشده است. ساواک هم هواداران مجاهدین خلق را مارکسیسم اسلامی می‌دانست.</p>
<p>البته این تعبیر، تعبیر غلطی نبود. بدین خاطر که سازمان قبل از اینکه مسلمان باشد مارکسیسم نما بود. بارها مسعود رجوی در نشست های درونی وقتی می خواست از لزوم مرز سرخ بودن عملیات جاری بگوید به جلسات انتقاد از خود نیروهای مائو در گرماگرم نبرد و جنگ سخن می گفت و اینطور استدلال می کرد که ماهم باید عملیات جاری (انتقاد و انتقاد از خود) را هرگز تعطیل نکنیم!(فعلا اینجا به علت اصلی انجام جلسات انتقادی در مجاهدین خلق نمی پردازم که از اساس با جلسات انتقادی در زمان مائو متفاوت بود و اهرم اصلی شستشوی مغزی در دست رجوی بود)! بهمن بازرگانی از اعضای سازمان نقل می‌کند که مدت‌ها در زندان مشهد و تهران پیشنماز می‌ایستاد. می‌گوید: من آن زمانی که پیشنماز می‌ایستادم مارکسیست را قبول کرده بودم و برای حفظ ظاهر پیشنماز می‌ایستادم. برای اینکه نیرو جذب کنیم تظاهر به دینداری می‌کردیم تا جایی که پیشنماز زندان می‌ایستادم و عده‌ای هم به من اقتدا می‌کردند!</p>
<p>مسعود رجوی که هرگز مایه ی سیاسی نداشت و از این ور و آن ور چیزهائی برداشته بود، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، در مکاتباتش با بازرگان در ژستی مترقیانه نوشته بود: مارکسیست برای ما علم مبارزه است! بهرحال نتیجه این که کسانی که زمانی از عمر خود را بصورت حرفه ای در اسارت مسعود رجوی گذراندند از نزدیک دیدند که در سازمان از مبانی اسلام خبری نیست و ما با یک سازمان دیکتاتور و سکولار فرقه ای مواجه هستیم!</p>
<p>در قسمت دیگری از مقاله ی سازمان در مورد بنی صدر نکات جالب دیگری هم وجود دارد که اشاره به آنها خالی از لطف نیست! براستی چرا سخنان بنی صدر علیه برخی کشورها ، جیغ بنفش مجاهدین را در آورده است ؟! در مقاله ی سازمان نوشته شده است که:<br />
بنی صدر همچنان از آرمان های انقلاب اسلامی و اقتصاد توحیدی می نوشت و علیه امپریالیسم و اسرائیل سخن می گفت&#8230;<br />
اینکه سخن گفتن بنی صدر علیه امپریالیسم و اسرائیل ، به مذاق رجوی ها خوش نیامده است، همان دم خروس وابستگی مفرط فرقه ی رجوی به آمریکا و اسرائیل را نشان می دهد!</p>
<p>سالیان سال است که سران فرقه ی رجوی سعی می کنند روابط پنهانی خود و نوکری خود به اسرائیل ، عربستان و آمریکا را مخفی کرده و وابستگی کامل خود به این دول را لاپوشانی کنند!<br />
اگر سازمان مجاهدین و شخص رجوی ، به چند سئوال ما پاسخ صحیح بدهد ، ماهیت اصلی او که همانا مزدوری برای دشمنان ایران است ، بخوبی نشان داده می شود؟</p>
<p>1- کدام دولت درجهان ، خروج سازمان از عراق و رفتن به کشور آلبانی در ازای چندین میلیون دلار پرداخت سالیانه به دولت فقیر آلبانی را رقم زد و چرا؟<br />
2- در موارد معدودی که سازمان مجاهدین خلق ، سایت های اتمی ایران را افشاء کرد ، کدام دولت پشت این قضیه بود و چرا؟<br />
3- سه کامیون طلای اهدائی ملک عبدالله ولیعهد عربستان ، به مسعود رجوی و ساعت های رولکس با آرم سلطنتی آل سعود، در سال 1366 ، ماجرایش چه بوده است ؟<br />
4- داستان دینارها و دلارهای اهدائی صدام حسین به مسعود رجوی ، در ازای چه امتیازات و خودفروشی های رجوی بود؟<br />
5- ماجرای پیام مسعود رجوی در سال 1383 و روابط موازی با آمریکائی ها و قضیه ی دامن پوشیدن مسئولین جلوی آمریکائی ها چه بوده است ؟<br />
نمی دانم چرا وقتی درب این دیگ وطن فروشی فرقه را اندکی بلند می کنیم ، بوی وطن فروشی، خیانت ، تعفن و لجن از آن به مشام می رسد ؟ ؟ ؟</p>
<p>فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47241">رجوی: بنی صدر هرگز تضاد اسلام با آزادی و دمکراسی و حقوق بشر را درک نکرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47241/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرهنگ بهزاد معزی، فراری دهنده شاه و بنی صدر و مسعود رجوی، مرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42780</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42780#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Jan 2021 04:50:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاد معزی]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=42780</guid>

					<description><![CDATA[<p>سرهنگ خلبان بهزاد معزی، زاده ۱۳۱۶ در تهران، مرگ ۲۱ دی‌ماه ۱۳۹۹ در پاریس بود. معزی در زمان حکومت پهلوی خلبان اختصاصی شاه و همچنین فرمانده گردان پرواز هواپیماهای سی &#8211; ۱۳۰ در پایگاه هفتم ترابری بود. او برای اتمام تحصیلات و آموزش‌های خود مدتی در آمریکا تحصیل کرده و پیش از سال ۱۳۵۲ به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42780">سرهنگ بهزاد معزی، فراری دهنده شاه و بنی صدر و مسعود رجوی، مرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سرهنگ خلبان بهزاد معزی، زاده ۱۳۱۶ در تهران، مرگ ۲۱ دی‌ماه ۱۳۹۹ در پاریس بود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-42752 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi.jpg" alt="سرهنگ بهزاد معزی و مسعود رجوی" width="800" height="556" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi-300x209.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi-768x534.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>معزی در زمان حکومت پهلوی خلبان اختصاصی شاه و همچنین فرمانده گردان پرواز هواپیماهای سی &#8211; ۱۳۰ در پایگاه هفتم ترابری بود. او برای اتمام تحصیلات و آموزش‌های خود مدتی در آمریکا تحصیل کرده و پیش از سال ۱۳۵۲ به ایران بازگشت و در ستاد کل نیروی هوایی ایران مشغول به کار شد.</p>
<p>معزی، قبل از انقلاب اسلامی 22 بهمن 1357، شاه را از ایران فراری داد و او را با هواپیمای اختصاصی به مصر برد. اما بعد از مدتی خواهان بازگشت به ایران گردید و با درخواستش از جانب جمهوری اسلامی موافقت شد و لذا هواپیمای شاه را بازگرداند و مجددا در نیروی هوایی به کار گمارده شد.</p>
<p>مدتی پس از انقلاب اسلامی به هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. او در تابستان سال ۱۳۶۰، طی اقدامی که مجاهدین خلق آن را طراحی کرده ‌بودند، مسعود رجوی و ابوالحسن بنی صدر را با هواپیمای سوخت رسان نیروی هوایی به بهانه پرواز آزمایشی از ایران فراری داده و به پاریس برد و همراه با آنان به فرانسه پناهنده گردید.</p>
<p>بهزاد معزی بعد از این اقدام به عضویت شورای ملی مقاومت در آمد و تا پایان عمر با رجوی خائن و جنایتکار همکاری نمود. او مدام در جلسات و سخنرانی ها و نوشته هایش از فرقه تروریستی رجوی حمایت بعمل می آورد. معزی در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۹ در سن ۸۳ سالگی بر اثر سرطان خون در بیمارستانی در پاریس فوت نمود.</p>
<p>او بخاطر خوش خدمتی که برای سرکرده فرقه کرده بود همواره مورد حمایت مالی مجاهدین خلق قرار داشت. بر اساس خبرهای بدست آمده، او بعد از مشخص شدن بیماریش (سرطان خون) تعادل روحی و وضعیت خوبی نداشت که به این دلیل تمامی برنامه های حمایت هایش از فرقه تروریستی رجوی به حالت تعلیق در آمده بود.</p>
<p>مسعود رجوی از این گونه مرگ ها استقبال می کند. زیرا از یک طرف از دست یک عنصر تاریخ مصرف گذشته خلاص می شود و از طرف دیگر با مرگ او دوباره تبلیغاتی حول وی مطرح می گردد. این سیاست خبیثانه رجوی است که تا می تواند از زنده ها بهره کشی می کند و بعد از مرده آنان نیز استفاده می کند.</p>
<p>اگر کسی در سیستم تشکیلاتی رجوی دچار مریضی گردد فاتحه او را باید خواند زیرا مُرده تلقی شده و صرفا برای زمان مرگش لحظه شماری می شود. بهزاد معزی با سن 83 سالگی در حالی که تعادل روحی خوبی نداشت دیگر به درد رجوی نمی خورد، ولی چون دارای یک سابقه بدرد بخور بود، مرگش می توانست برای چند روزی فرقه رجوی را مطرح نماید. اطلاع داریم که فرقه رجوی از رسیدگی و هزینه کردن برای وی طفره رفت و اقدامات لازم را انجام نداد تا حدی که معزی دچار مرگ زودرس گردید. حالا او تا می تواند از مرگش استفاده می کند.</p>
<p>معزی می توانست در دوران دفع تجاوز رژیم بعث عراق در نیروی هوایی ایران مفید واقع گردد و به کشور و ملت خود خدمت کند، ولی رجوی خائن که کاری به غیر از به هدر دادن سرمایه های ملت و میهن نداشته و ندارد او را نیز چون بسیاری به انحراف کشاند به صورتی که به یک عنصر عاطل و باطل در پاریس بدون کمترین کارآیی تبدیل شد.<br />
بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42780">سرهنگ بهزاد معزی، فراری دهنده شاه و بنی صدر و مسعود رجوی، مرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42780/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عاقبت عامل فراری دادن رجوی و بنی صدر از کشور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42751</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42751#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Jan 2021 04:39:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاد معزی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=42751</guid>

					<description><![CDATA[<p>بنا بر اخبار واصله از سیمای نفاق مشخص شد که بهزاد معزی خائن عامل فراری دادن مسعود رجوی و بنی صدر در6 مرداد 1360 به فرانسه در سن 83 سالگی در اثر ابتلا به سرطان خون درگذشت و از انتقام ملت ایران در پیشگاه عدالت خلاصی یافت . سرهنگ معزی به اقرار خود مجاهدین خلبان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42751">عاقبت عامل فراری دادن رجوی و بنی صدر از کشور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بنا بر اخبار واصله از سیمای نفاق مشخص شد که بهزاد معزی خائن عامل فراری دادن مسعود رجوی و بنی صدر در6 مرداد 1360 به فرانسه در سن 83 سالگی در اثر ابتلا به سرطان خون درگذشت و از انتقام ملت ایران در پیشگاه عدالت خلاصی یافت .</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-42752 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi.jpg" alt="سرهنگ بهزاد معزی و مسعود رجوی" width="800" height="556" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi-300x209.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi-768x534.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>سرهنگ معزی به اقرار خود مجاهدین خلبان ویژه پروازهای شاه و عامل انتقال شاه به مصر و مراکش بود تا از انتقام خلق بگریزد. کما اینکه پرواز خائنانه مشابه برای نجات جان بی مقدار بزدلانی چون مسعود رجوی را در پرونده خیانت بار خود داشت که مریم رجوی بدان فخرمی فروشد که توانسته است مسعود رجوی ازعوامل به قربانگاه فرستادن 17000 نفر از مسئولین و مردمان کوچه وبازار در دهه شصت، را سالم به کشور فرانسه متواری کند.</p>
<p>با این وجود فرقه رجوی درپیام تسلیت خود در خصوص درگذشت نگون بخت مذکور به هذیان گویی روی آورده وگفته است که ایشان درمبارزه با شاه و شیخ مرزبندی داشته است !</p>
<p>درحالیکه برای سرهنگ معزی معدوم هیچ مرزی وجود نداشت که خلبان شاه باشد یا عامل انتقال مسعود رجوی و بنی صدر از خائنین به ملت ایران که در6مرداد 1360 انان را مبدل به لباس زنانه ازایران خارج کرد وبه فرانسه رساند.</p>
<p>سرنوشت شوم تمام دیکتاتورها و جنایتکاران و اعوان وانصارشان غیر از این نمیتواند باشد که به عقوبتی سخت دچار شوند و درغربت تلف شوند.</p>
<p>علی نیاکی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42751">عاقبت عامل فراری دادن رجوی و بنی صدر از کشور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42751/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت لحظه به لحظه از فرار رجوی و بنی صدر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27071</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27071#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jul 2018 05:25:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاد معزی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=27071</guid>

					<description><![CDATA[<p>درباره ماجرای خروج بنی صدر در ایران، تا کنون بسیار گفته شده است، اما یکی از خلبانانی که به دلیل موقعیت شغلی خویش اطلاعات ریز تری از این فرار بزرگ و ترفندهای به کار رفته در آن داشته است، در سایت خود، روایت دقیقی از مراحل این نقشه، نحوه خروج، اتفاقات حین پرواز و عبور [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/27071">روایت لحظه به لحظه از فرار رجوی و بنی صدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>درباره ماجرای خروج بنی صدر در ایران، تا کنون بسیار گفته شده است، اما یکی از خلبانانی که به دلیل موقعیت شغلی خویش اطلاعات ریز تری از این فرار بزرگ و ترفندهای به کار رفته در آن داشته است، در سایت خود، روایت دقیقی از مراحل این نقشه، نحوه خروج، اتفاقات حین پرواز و عبور از مرزهای هوایی و فرود در پاریس داده است که در زیر می آید.</p>
<p>خلبان بهروز مدرسی، اینک بازنشسته شده و در حال نگارش خاطرات سال ها پرواز است.</p>
<p>سرهنگ بهزاد معزی کی بود؟</p>
<p>سال 1350 وقتی من به نیروی هوایی پیوستم یک سالی می شد که سرهنگ خلبان بهزاد معزی از تهران به شیراز منتقل شده بود.</p>
<p>او از بدو ورود به عنوان فرمانده گردان پرواز هواپیماهای سی &#8211; 130 در پایگاه هفتم ترابری منصوب شده بود. آن گونه که بچه های قدیمی آن دوره و بعد ها خود من شاهد اش بودم، افسری منظم سخت گیر و با سواد بود.</p>
<p>فرماندهی که صدای خنده او را به ندرت می شد شنید. و در هنگام عصبانیت عادت به جویدن سبیل های کم پشت بورش داشت. او سپس برای طی دوره فرماندهی ستاد به کشور آمریکا اعزام می شود. و در سال 1352 به ایران برگشته و در ستاد کل نیروی هوایی در مقام معاونت عملیات در بخش&#8221; یکنواختی&#8221; مشغول به خدمت می شود و از آن جایی که رشته اصلی او خلبانی بود، طی هماهنگی های صورت گرفته او سه روز در هفته به پایگاه یکم ترابری می آمد و با هواپیماهای سی -130 به پرواز و یا ماموریت می رفت.</p>
<p>شایان ذکر است در آن ایام فرمانده عملیات ستاد کل نیروی هوایی تیمسار آذربرزین و فرماندهی پایگاه یکم ترابری به عهده تیمسار امیرفضلی بود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-27072 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Banisadr_Moezi.jpg" width="800" height="556" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Banisadr_Moezi.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Banisadr_Moezi-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Banisadr_Moezi-768x534.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>در آن روزگار هر خلبانی مجاز به پرواز با شخصیت های طراز اول مملکتی و یا با خانواده سلطنتی نبود. فقط تعدادی معین از افسران با تجربه و تعین صلاحیت شده به عنوان کروی (V.I.P) مشخص شده بودند که بهزاد معزی از آن جمله بود.</p>
<p>در اندک زمانی کوتاه او به دربار سلطنتی راه یافته و در مقام خلبان مخصوص اعلیحضرت به انجام وظیفه می پرداخت.</p>
<p>سرهنگ معزی بارها در همان روزگار برای خرید هواپیما به عنوان کارشناس مطلع به کشورهای اروپایی سفر می کرد. سلامت نفس و رشوه نپذیری او در انجام معاملات زبانزد بود. با خرید هواپیماهای بوئینگ سوخت رسان 707 او به عنوان فرمانده گردان و در ادامه به عنوان معلم خلبان به فعالیت پرداخت.</p>
<p>در همین ایام بود که محمدرضا شاه یک فروند بوئینگ اختصاصی به نام شاهین خریداری نمود.</p>
<p>با همین هواپیما بود که بعد از قیام مردمی بر علیه خاندان سلطنتی، در تاریخ 26 دی ماه سال 57 محمد رضا شاه را به همراه خانواده اش به مصر سپس مراکش منتقل نمود.</p>
<p>بعد از مدتی با هواپیمای شاهین به ایران بازگشت. بازگشت غیر مترقبه سرهنگ بهزادمعزی با هواپیمای شاهین به کشور از او چهره ای قهرمان و متعهد به انقلاب ساخته شد. همه به چشم دیگری به او می نگریستند. خوب یادمه که اوایل جنگ بود و همانند سایر بخش های اجتماعی در پایگاه هم نیروهای مومن و انقلابی انجمن های اسلامی تشکیل داده بودند که سرهنگ معزی گل سرسبد آن ها محسوب می شد.</p>
<p>بدبین ترین افراد هم هرگز تصور نمی کردند که این افراد هم ممکن است روزی اغفال شوند. یا به دلیل اعتقادات و گرایشات پنهانشان روزی به کشور ضربه ای بزنند.</p>
<p>اگر آن روزی که یکی از خلبانان سی -130 به نام سروان&#8221; موگویی&#8221; به دلیل گرایشات ضد حکومتی خود از جمع همین افراد وابسته به انجمن اسلامی پایگاه، ایران را به قصد یکی از کشورهای اروپایی ترک کرد، قضیه کالبد شکافی دقیق می شد و این عمل او زنگ خطری برای مقامات عالی رتبه پایگاه و برادران حفاظت یا عقیدتی سیاسی تلقی می شد، هرگز این چنین کشور شوکه نمی گردید و امثال رجوی سرکرده مجاهدین که دستش به خون افراد بیشماری آلوده بود با حمایت و خیانت مشتی وطن فروش از کشور به این راحتی خارج نمی شد.</p>
<p>با روی کار آمدن بنی صدر و متعاقب آن حمله ناجوانمردانه عراق به سرزمین ما کشور در شرایط بحرانی به سر می برد.</p>
<p>درگیری مردم در دفاع از آب و خاکشان و به طبع آن سرگرم بودن مسئولان به امور برنامه ریزی تدارکات و سازماندهی جبهه های جنگ، بهترین فرصت برای عرض اندام نمودن گروه های ضد مردمی به وجود آمده بود.</p>
<p>خوب یادمه بیشترین ترور ها در همین ایام صورت می گرفت. راستش رو بخواهید به دلیل رعایت اصول بی طرفی در این گزارش، دقیقآ نمی دانم علت اختلاف بنی صدر که در آن هنگام علاوه بر رئیس جمهوری، فرماندهی کل قوا هم به او تنفیذ شده بود، با فرماندهان سپاه پاسداران و نیروهای وفادار به نظام بر سر چی بود.</p>
<p>فقط این رو می دونم نزدیکی و حمایت بنی صدر از رجوی باعث رنجش افراد مومن و حزب اللهی شده بود. به طوری که زمزمه های سلب مصونیت سیاسی او در جامعه به گوش می رسید. کار به جایی رسید که امام خمینی با عزل او موافقت فرمودند و مجلس شورای اسلامی او را از مقام ریاست جمهوری خلع ید نمود.</p>
<p>ماجرای فرار بنی صدر و رجوی</p>
<p>کشور در این هنگام به اوج نا امنی رسیده بود. عده ای به طرفداری بنی صدر و عده ای به مخالفت او قد علم کرده بودند.</p>
<p>فشار به جبهه های جنگ هر روز بیشتر می شد. در مناطق جنگی برخی از شکست ها رو به حساب خیانت بنی صدر قلمداد می کردند. به عبارت صحیح تر اوج تفرقه و دو دستگی بر ایران سایه افکنده بود. با تسلط سپاه پاسداران و نیروهای بسیجی بر اوضاع داخلی بنی صدر فراری شده و هیچ نشانی از محل سکونت او نبود.</p>
<p>همان طور که گفتم این تفرقه و دو دستگی بهترین فرصت رو برای توطئه گران بوجود آورده بود. در اون زمان هنوز ارتش پاکسازی نشده بود. و نیروهای آشوب گر و جنایت کار هم فعالیت های خود را به شکل زیرزمینی و با رخنه به سازمان های حساس ادامه می دادند.</p>
<p>در این اوضاع و احوال بود که بزرگترین نقشه فرار طرح و به مورد اجرا در آمد. سرهنگ بهزاد معزی که روزگاری با در بار شاهنشاهی مراوده داشت و عالی ترین مقامات ارشد رژیم شاهنشاهی همچون اسداالله علم (وزیر دربار)، ارتشبد طوفانیان (مسئول خرید و قراردادهای کلان تسلیحات نظامی) و&#8230;با او پرواز و نشست برخاست می نمودند، به خاطر مراجعت از مراکش و اطمینان بیش از حد به او کارگردان این نمایش گردید.</p>
<p>ارتباط سرهنگ معزی با سازمان مجاهدین</p>
<p>دقیقآ هیچ کس نمی داند ارتباط سرهنگ خلبان بهزاد معزی با سازمان تروریستی مجاهدین از کی و به چه شکلی بوده.</p>
<p>شاید هم برای نهاد های امنیتی کشور مشخص است. ولی من نمی دانم.</p>
<p>سئوال اساسی این است که چگونه او با شاخه نظامی سازمان ارتباط برقرار کرده بود؟ اگر از زاویه گرایشات سیاسی به قضیه نگاه کنیم او فردی سلطنت طلب بوده که متحول گشته و جزء افراد خاص نظام قرار گرفته بود و ارتباط با این گونه افراد که به عنوان فرمانده بزرگترین و حساس ترین گردان پروازی خدمت می نمود به راحتی میسر نبوده است.</p>
<p>آیا او از قبل از انقلاب مخالف خاندان سلطنتی بوده است؟ و یا وقتی به کشور برگشت مخالف نظام جمهوری اسلامی شد.</p>
<p>پاسخ هر دو سوال مثل روز واضح است که این چنین نبوده است. به نظر بنده (که البته نظر شخصی ام است) او پیش از این ها با سازمان های اطلاعاتی غرب در تماس بوده است.</p>
<p>حضور خواهرش در سیاسی ترین نهاد آمریکایی در ایالت تگزاس بهترین رابط می تواند تلقی شود. به عبارت صحیح تر این سازمان های اطلاعات غربی بودند که به او دستور بازگشت را دادند.</p>
<p>طراحی نقشه فرار</p>
<p>به هر حال او در ظرف مدت کوتاهی هم پشت به سلطنت طلب ها کرده و هم از جمهوری اسلامی روی برگرداند!!</p>
<p>پس همان طور که اشاره کردم به هر دلیلی که بوده او به سازمان مجاهدین وصل می شود. تمام جزئیات نقشه فرار به دقت طرح ریزی می شود.</p>
<p>به احتمال فراوان نقشه ورود بنی صدر و رجوی به داخل پایگاه با اطلاعاتی که توسط معزی و همدستان اش ارائه گردیده بود برنامه ریزی می گردد و نقشه پرواز و جزئیات فرار در آسمان تا مقصد که فرانسه باشد به عهده آقا بهزاد بوده است.</p>
<p>این عملیات که واقعآ یکی از پیچیده ترین و گسترده ترین نقشه های فرار محسوب می شود با همکاری طیف عظیمی از نیروهای فریب خورده مجاهدین و عوامل نظامی آن در نیروی هوایی صورت می پذیرد.</p>
<p>بدین صورت که یک عده وظیفه اغفال و فریب عوامل دژبانی و حراست ورودی پایگاه را به عهده می گیرند. آن ها از چند روز قبل از عملیات با یک دستگاه خودروی کاماروی زرد رنگ مرتب به پایگاه تردد می نمایند تا روز عملیات چهره این اتوموبیل عادی تلقی شود. عده ای هم با ماشین آتش نشانی در اطراف پایگاه مستقر می شوند تا برای فرار دادن سوژه در صورت لو رفتن وارد عملیات شوند.</p>
<p>عده ای هم از شاخه نظامی گروه مجاهدین با سلاح های سنگین مسئولیت عبور سوژه ها رو به داخل پایگاه به عهده می گیرند. یه گروه دیگر از افراد نظامی فریب خورده ایستگاه های رادار مسیر را مختل می نمایند. به این صورت که با قرار دادن جعبه هایی در ایستگاه، خود در لحظه آغاز عملیات تلفن زده و اعلام می کنند بمب گذاری شده است!!</p>
<p>عده ای دیگر هم با از کار انداختن 8 فروند هواپیمای شکاری اف – 4 عملآ از ره گیری و تعقیب آن ها جلوگیری می کنند. (واقعآ چه انسان های خائن ی پیدا می شوند که در زمان جنگ تنها ابزار مقابله با دشمن را از کار می اندازند. ننگ بر شما) خب بعد از همه این کار ها نوبت به اسکان سوژه ها می رسد.</p>
<p>حال یکی دیگر از عوامل سرسپرده و خائن نیروی هوایی بنام سرهنگ ناوبر اسماعیل فرخنده منزل سازمانی خویش را در اختیار آن ها قرار می دهد. (معزی خیلی سعی دارد او را بی گناه و نا آگاه از ماجرا جلوه دهد). و به این ترتیب همه چیز از قبل طراحی و آماده می شود. برنامه به این صورت بود که با یکی از پرواز های شبانه آموزش سوختگیری این عملیات آغاز شود.</p>
<p>شب عملیات</p>
<p>قرار بود فرار چند روز دیر تر صورت پذیرد اما به دلیل اعلام حکم انتقال سرهنگ معزی به شیراز مجبور می شوند در شب 6 مرداد که مطابق با 27 رمضان بود این کار را به سر انجام برسانند.</p>
<p>طبق نقشه از پیش طراحی شده سوژه ها در داخل مینی بوسی که از منازل سازمانی کروی پروازی را به رمپ پرواز می برد پنهان می شوند. یک مانع بزرگ در سر راه خود داشتند و آن عبور از دژبانی پایگاه بود که متآسفانه آقایون دژبانی و پلیس هوایی که معمولآ داخل همه خود رو ها رو بازدید می نمایند و بعد از مشاهده کارت شناسایی افراد اجازه ورود را می دهند، به خاطر احترامی که به قهرمان اتقلاب قائل بودند، با دیدن سرهنگ معزی، بدون بازدید اجازه داخل شدن را می دهد.</p>
<p>در این جا لازم می بینم به یک نکته اشاره نمایم و آن این است که معزی در خاطرات خود بیان نموده است که خلبان حسین اسکندری و مهندس پرواز بیژن وکیلی از ماجرا بی اطلاع بودند که این چنین نمی تواند باشد چون مینی بوس خلبانان همه گروه را با هم می برد پای هواپیما. مگه می شه معزی تنها با سوژه ها پای هواپیما برود؟! و بعد از پنهان کردن منتظر شاگردان خود بماند؟</p>
<p>قبل از پرواز چه گذشت؟</p>
<p>ساعت 19:35 دقیقه سوژه ها در حالی که لباس پرواز بر تن دارند و در تاریکی شب تشخیص قیافه ها ناممکن است وارد رمپ پرواز می شوند.</p>
<p>در همین حال از پست فرماندهی اعلام می کنند که پرواز یک ساعت جلو افتاده است. و به جای ساعت 10:30 شب، یک ساعت زودتر پرواز نمایند. سوژه ها همراه محافظ های خود در محوطه اتاقک سوختگیری پنهان می شوند.</p>
<p>وقتی سایر خدمه از قبیل کروچیف و بوم اپراتور (مسئول سوختگیری) برای بازدید قبل از پرواز سعی دارند محوطه را چک نمایند، با در بسته مواجه می شوند.</p>
<p>سرهنگ معزی به مسئول مربوطه می گوید چکار می کنی؟ وسعی می کند او را منصرف نماید. ولی طرف ول کن نبوده وبا تبری که در هواپیما برای مواقع اضطراری تعبیه شده است سعی در شکستن در می نماید.</p>
<p>در همین هنگام گارد ویژه در را باز کرده و با گذاشتن لوله اسلحه بر پیشانی همافر مربوطه از او می خواهد بی سر و صدا وارد شود.</p>
<p>نفر بعدی با مشاهده غیبت همکارش کنجکاو شده و تا می خواهد وارد محفظه شود، او هم به همین ترتیب غافلگیر می گردد. در این هنگام هواپیما شماره 311 موتور های خود را روشن می نماید.</p>
<p>ترفند سرهنگ معزی برای گمراه کردن مسئولین</p>
<p>سروان حسین اسکندری در صندلی چپ (خلبان اصلی) نشسته و سرهنگ معزی در صندلی سمت راست می نشیند.</p>
<p>همافر مهندس پرواز بیژن وکیلی هم در بین آن دو می نشیند. طبق برنامه ریزی قبلی، که سرهنگ معزی مشخصات مسیر را به آن ها داده بود، یکی از محافظان با اسلحه وارد کابین شده و با تهدید اسلحه از آن ها می خواهد که مختصات را به دستگاه (I.N.S) که نوعی دستگاه ناوبری کامپیوتری است وارد نمایند.</p>
<p>معزی بعد از دور شدن از تهران به برج مراقبت اعلام می کند که یکی از موتور های من آتش گرفته است.و برای همین به سمت ورامین بر می گردد.</p>
<p>بر روی ایستگاه ورامین معزی بار دیگر به برج می گوید که یک موتور دیگر هواپیما هم آتش گرفته است و متعاقب آن برای پنهان ماندن از دید رادار اعلام می کند که به سمت شمال، یعنی کوه های البرز می رود.</p>
<p>مسئولان برج با ناراحتی فریاد می زنند که مواظب باش به کوه می خوری. لطفآ به آن سمت نرو. و این دقیقآ همان چیزی بود که معزی می خواست برج تصور نماید که به کوه خورده است! و در پاسخ برج که ارتفاع را می پرسد به دروغ ارتفاع 12 هزار پا را اعلام می کند.</p>
<p>واکنش مسئولان پست فرماندهی بعد از پرواز</p>
<p>در حالی که برج مرتب فریاد می زند به کوه می خوری برگرد، هواپیما در ارتفاع 18000 پایی به مسیرش ادامه می دهد. معزی می دانست که در این مسیر ایستگاه های رادار کرج، بابلسر و تبریز قرار دارند. ولی خیالش از هر سو آسوده بود که قبلآ توسط عوامل سازمان از کار افتاده اند.</p>
<p>همچنین می دانست هیچ هواپیمای فانتومی او را تعقیب نخواهد کرد. (همان طور که قبلآ گفتم از کار انداخته بودند) و برای این که عوامل برج فکر کنند که به کوه خورده است دیگر پاسخ برج را هم نداد.</p>
<p>در همین هنگام مسئولان رادار به پست فرماندهی نیروی هوایی اطلاع می دهند که هواپیما به سمت البرز رفته و احتمالآ به کوه برخورد نموده است.</p>
<p>سرهنگ خلبان جواد وارسته که زمانی شاگرد معزی بوده با خنده به مسئول رادار می گوید معزی به کوه نمی خورد، او فرار کرده است!!</p>
<p>سرهنگ معزی برای گفتگو های احتمالی ترتیبی می دهد که هواپیما ربا گوشی های اسکندری و وکیلی را بگیرد تا شاهد مکالمه او نشوند.</p>
<p>سرهنگ معزی برای این که هر چه زودتر از خاک ایران خارج شود و به گیر شکاری های اف – 14 نیفتد، با حداکثر سرعت به هواپیما فشار می آورد.</p>
<p>پیشنهاد تآمین جانی و مالی</p>
<p>این رو هم بگم که حداکثر سرعت مجاز بوئینگ 707، چیزی نزدیک 8 تا 9 دهم سرعت صوت است. ودر این شرایط در داخل کابین بوقی مرتب به صدا در می آید.</p>
<p>در همین موقعیت بود که رجوی و بنی صدر به کابین هواپیما می آیند. در همین حال هم ستاد نیروی هوایی به یک فروند شکاری اف – 14 خود که در حال گشت زنی است ماموریت می دهد که به سوی شمال پرواز نماید.</p>
<p>در همین شرایط بود که بالاخره رادار تبریز موفق می شود هواپیما را شناسایی نماید.</p>
<p>معزی برای گمراه کردن رادار تبریز می گوید ما تقصیری نداریم چند نفر از پرسنل نیروی هوایی ما را به گروگان گرفته اند. در همین هنگام شهید رجایی که نخست وزیر بود به اتفاق شهید فکوری فرمانده نیروی هوایی در پست فرماندهی از قول حضرت امام به آن ها تآمین می دهند.</p>
<p>اما خدمه برای کش دادن زمان، بهانه می آورند که شخص آقای رجایی صحبت نماید. ولی صحبت های هیچ یک از مسئولان کار ساز نیست.</p>
<p>در همین موقع هواپیمای اف – 14 به معزی اخطار می دهد برگرد و گرنه شلیک می کنم. سرهنگ معزی که خوب خلبان شکاری را می شناخته و روز گاری از شاگردان وی محسوب می شده خطاب به خلبان آن می گوید: هواپیما ربوده شده است. لطفآ شما بیا نزدیک ما تا این ها شما را ببینند و بترسند! و در همین اثنا تمام چراغ های داخل و بیرون هواپیما را خاموش می کند و از بچه ها می خواهد از قسمت سوختگیری بیرون را نگاه کنند تا ببینند شکاری دیده می شود یا نه؟</p>
<p>در همین هنگام بنی صدر خطاب به معزی می گوید به خلبان شکاری اعلام کن که من داخل هواپیما هستم!! آن گاه او ما را نخواهد زد!! معزی که به این طرز فکر آقای رئیس جمهور خنده اش گرفته است می گوید قربان خلبان شکاری اگر بداند که چه کسانی داخل هواپیما است، یا شلیک می کند یا اگر برگردد حتمآ اعدام اش می کنند. معزی برای پرهیز از گزند موشک های هاگ ایستگاه تبریز، به سوی مرز شوری حرکت می کند. در همین حال هم دو فروند میگ روس ها لب مرز به پرواز در می آیند تا به محض ورود به خاک آن ها شلیک نمایند.</p>
<p>عبور از مرز ایران</p>
<p>معزی با اطمینان از این موضوع که هواپیماهای اف – 5 مستقر در تبریز قادر به ره گیری در شب نیستند، از مرز شوروی به صورت نیمدایره از کنار تبریز می گذرد تا گیر موشک های هاگ نگردد.</p>
<p>هواپیمای تام کت همچنان تعقیب بوئینگ 707 رو ادامه می دهد. معزی با رفتن به خاک ترکیه، اعلام می کند که قصد نشستن در آنکارا را دارد.</p>
<p>مسئولین ترکیه به او اجازه این کار را نمی دهند و با خاموش کردن چراغ های باند از آن ها می خواهند خاک ترکیه را ترک نماید. اف – 14 پشت سر بوئینگ وارد خاک ترکیه می شود. معزی به برج ترکیه می گوید یک شکاری دنبال من است به ایران بگویید برگردد و آن ها چنین می کنند و بدین ترتیب شر شکاری از سر آن ها کم می شود.</p>
<p>بنی صدر بار دیگر نطق اش باز شده خطاب به معزی می گوید بگو من داخل هواپیما هستم چراغ های باندآنکارا را روشن می کنند!!</p>
<p>معزی پاسخ می دهد قربان من که قصد نشستن به ترکیه را ندارم. سرهنگ می دانست موشک های سوریه حتمآ او را خواهند زد به همین دلیل سعی می کند به سمت قرس و یونان برود. در همین حال رادار سوریه از طریق یو اچ اف می پرسد کجا هستید؟‌</p>
<p>سرهنگ معزی به خوبی می داند پاسخ دادن از طریق یو اچ اف، صرفآ برای شناسایی موقعیت هواپیما است. تا با اعزام جنگنده ها آن ها را بر گردانند. به همین دلیل هیچ پاسخی به رادار سوریه نمی دهد.</p>
<p>در فضای یونان و پاریس</p>
<p>عاقبت با رفتن به سمت یونان و قبرس سر از آسمان پاریس در می آورد. مسئولان فرانسوی اعلام می کنند که اجازه نمی دهند.</p>
<p>سرهنگ معزی کار کشته تر از این ترفند ها است. لذا آخرین حقه خود را رو کرده و به آن ها می گوید بنزین هواپیما تمام شده است و اگر اجازه ندهید بر روی شهر سقوط خواهم کرد و به این ترتیب آن ها را به سمت فرودگاه اورلی راهنمایی می نمایند و در پایان بعد از پشت سر گذاشتن ساعت ها پرواز عاقبت در فرانسه پیاده می شوند.</p>
<p>فردای آن روز بعد از این که مشخص می شود چه خیانت هایی انجام شده است. تمام خائنین دستگیر و محاکمه می شوند و به سزای اعمال خیانت خود به وطن می رسند.</p>
<p>منبع: عصر ایران</p>
<p>تنظیم: حسینی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/27071">روایت لحظه به لحظه از فرار رجوی و بنی صدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/27071/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/20160</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/20160#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jun 2015 06:37:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/06/22/%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>همزمان با برنامه تبلیغاتی مافیای رجوی در ویلپنت پاریس اعضای انجمن زنان خانم ها بتول سلطانی، زهرا معینی و حمیرا محمد نژاد با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر در پاریس دیدار کردند در این دیدار خانم ها در باره مسئله انحرافی و قدرت طلبانه رجوی و تفسیر به رأی رجوی سوالهائی را مطرح و در خصوص وابستگی به صدام حسین و وجه المصالحه شدن و و همچنین وضعیت کنونی فرقه رجوی به بحث و تبادل نظر پرداختند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/20160">دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" style="width: 300px; height: 215px; margin: 10px; float: left;" src="https://st.nejatngo.org/Image/WebSite/Iran_Zanan/Banisadr_IranZanan.jpg" />همزمان با برنامه تبلیغاتی مافیای رجوی در ویلپنت پاریس اعضای انجمن زنان خانم ها بتول سلطانی، زهرا معینی و حمیرا محمد نژاد با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر در پاریس دیدار کردند در این دیدار خانم ها در باره مسئله انحرافی و قدرت طلبانه رجوی و تفسیر به رأی رجوی سوالهائی را مطرح و در خصوص وابستگی به صدام حسین و وجه المصالحه شدن و و همچنین وضعیت کنونی فرقه رجوی به بحث و تبادل نظر پرداختند.</p>
<p><a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/media/Meeting/Banisadr_IranZanan_20150622.flv" target="_blank" rel="noopener">دانلود دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/20160">دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/20160/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://st.nejatngo.org/media/Meeting/Banisadr_IranZanan_20150622.flv" length="0" type="video/x-flv" />

			</item>
		<item>
		<title>ملاقات هیئتی از شرکت کنندگان در سمینار پاریس با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9325</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9325#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Jun 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/06/24/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d9%87%db%8c%d8%a6%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%85%db%8c%d9%86%d8%a7%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز بیستم ژوئن 2010 هیئتی به نمایندگی از شرکت کنندگان در سمینار  پاریس با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر ملاقات نمود. هئیت یاد شده شامل خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین، آقای مصطفی محمدی، محبوبه حمزه، هوریه و مرتضی محمدی و محمد حسین سبحانی مطالب خود را پیرامون شرایط اسفناک خانواده های قربانیان در مقابل کمپ اشرف و  بحث استثمار جنسی در مناسبات فرقه ای رجوی را مطرح نمودند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9325">ملاقات هیئتی از شرکت کنندگان در سمینار پاریس با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز بیستم ژوئن 2010 هیئتی به نمایندگی از شرکت کنندگان در سمینار پاریس با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر ملاقات نمود. در ابتدای این دیدار آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر به میهمانان خوش آمد گفت و از ملاقات با خانم بتول سلطانی و خانواده محمدی و آقای محمد حسین سبحانی استقبال نمود. سپس آقای محمد حسین سبحانی ضمن تشکر از آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر برای اینکه این فرصت را فراهم کرده اند به معرفی اعضای هیئت پرداخت و هدف از این ملاقات را مطلع کردن آقای دکتر بنی صدر از قطعنامه و نتایج سمینار پاریس، کمک ایشان در رساندن پیام و فریاد خانواده های قربانیان مجاهدین به گوش نهادهای بین المللی و حقوق بشری و شخصیتهای سیاسی اعلام کرد. هئیت یاد شده شامل خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین، آقای مصطفی محمدی، محبوبه حمزه، هوریه و مرتضی محمدی و محمد حسین سبحانی مطالب خود را پیرامون شرایط اسفناک خانواده های قربانیان در مقابل کمپ اشرف و بحث استثمار جنسی در مناسبات فرقه ای رجوی را مطرح نمودند.</p>
<div style="text-align: center;">
<p><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Meetings/P_20100619/Paris_Defectors_Families_12.JPG" alt="روز بیستم ژوئن 2010 هیئتی به نمایندگی از شرکت کنندگان در سمینار پاریس با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر ملاقات نمود." hspace="10" vspace="10" /></p>
<p>در ادامه این ملاقات آقای مصطفی محمدی سرگذشت دردناک قربانیان این فرقه و سایر خانواده هائی که ظرف 5 ماه اخیر برای ملاقات آمده بودند را بیان نمود. آقای مصطفی محمدی بطور مشخص از چگونگی کشاندن دخترش سمیه و پسرش محمد به درون تشکیلات این فرقه سخن گفت و در ادامه به تشریح تلاش های خود برای آزادی آنها که سرانجام موفق می شود پسرش را نجات داده و از آن قلعه بیرون بکشد، پرداخت. اما سازمان بعد از این فعالیت او بر روی سمیه متمرکز شده و با شیوه گروگانگیری و توجیه و تلقینات مستمر بر روی او مانع دیدارهای بعدی می شود. وی بطور مشخص از آقای بنی صدر استمداد طلبید و این پرسش را مطرح کرد که شما چه کمکی برای آزادی دخترم از اسارت فرقه مجاهدین می توانید انجام دهید؟ آقای محمدی همچنین خطرات جدی که جان صدها نفر از افراد درون مناسبات در پادگان اشرف تهدید می کند مطرح کرد. در ادامه خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین پرده از استثمار جنسی زنان در درون مناسبات فرقه ای مسعود و مریم رجوی و شورای رهبری پرده برداشت. افشای مناسباتی که در واقع شرح آن از زبان کسی که خودش در بالاترین سطح تشکیلاتی مبتلا بوده بسیار تکان دهنده و هضم آن برای افراد خارج از مناسبات بسیار دشوار است. خانم سلطانی ضمن اشاره به اینکه دستگاه فرمانبری زیر دست مسعود متشکل از زنان معنی خاص خودش را دارد گفت که اساسا با شیوه استثمار جنسی این فرماندهی را عمق می دهد. که اسمهای خاص خودش از جمله &#8221; حوض خاص &#8221; شورای رهبری و &#8221; رقص رهایی &#8221; نام نهاده است که حجب و حیا اجازه نداد تا وی بتواند بیشتر این موضوع را برای حاضرین باز کند. خانم سلطانی در ادامه از خاطرات مدت 21 سال درون تشکیلاتی و چگونگی در اسارت گرفتن ذهن و جسم افراد و صحنه های کنترل و مانیپوله افراد صحبت نمود و همچنین اشاره به اقدامات سازمان در مورد قطع ارتباط وی با دو فرزندش بعد از فرارش از تشکیلات اشاره کرد که تشکیلات مستمرا به دنبال این موضوع بوده است که با نزدیک شدن به بچه های وی وسر پرستان سابق آنها با هر شیوه ممکن آنها را از وی دورکرده و مانع ارتباط آنها و در نهایت گرو نگهداشتن برای مجبور کردن او به سکوت و رنجاندن وی بکنند. او تعریف کرد که وی و شوهرش را توسط قاچاقچی فریب و به عراق منتقل کرده اند و با خراب کردن پل های برگشت یکی پس از دیگری با سناریو مشخصی وادار به اعلام اینکه داوطلبانه طلاق داده اند می کند بعد فرزندان آنها که یکی شیرخواره و دیگری 5 ساله بوده است از آنها جدا می کنند سازمان به دروغ به او بعنوان مادر می گوید که از او خبر دارند و نزد خانواده ایرانی است و خوشبخت است اما هرگز تا کنون به او رد و آدرسی نداده است او با بغض و اندوهی بسیار می گوید که بعد از فرار می فهمد که پسر شیرخواره اش در هلند آواره و خانه به خانه بوده و پلیس او را به یتیم خانه تحویل می دهد و بعدها توسط یک خانم هلندی به فرزندی برده می شود و دختر به یک خانواده ایرانی مقیم سوئد واگذار می گردد. این خواهر و برادر تا زمان فرار خانم سلطانی از تشکیلات از همدیگر در اروپا و پدر و مادر واقعی بی اطلاع بوده اند اما بعد از فرار وی ترتیبات ملاقات با همدیگر و دادن هدیه و همینطور ملاقات دختر که در سن قانونی رسیده است با پدرش در عراق فراهم می گردد همه این ملاقاتها که درست بعد از فرار و بعد از 18 سال صورت گرفته است به منظور قطع ارتباط این فرزندان بهر صورت ممکن با مادر صورت گرفته است. که دلیل بر گفته های خویش اسنادی هم ارائه نمودند وی ضمن اشاره به غارت دارائی و همه چیزش توسط سازمان و از همه مهمتر خیانت به اعتمادش توسط سازمان اشاره کرد و خواستارفشار آوردن به این فرقه برای پایان دادن به گروگانگیری و تفتیش عقاید در پایگاههای این فرقه در اروپا و همچنین در عراق شدند. در ادامه آقای دکتر بنی صدر در مورد ملاقات خانواده ها با فرزندانشان عنوان نمود که اگر چه مطالبی که عنوان نمودید بسیار تلخ و دردناک است، ولی اول باید دید که آیا بطور واقعی این سازمان مجاهدین است که قدرت دارد و نمی گذارد و اجازه نمی دهد که این ملاقاتها صورت گیرد یا نهادها و عوامل دیگری در کار است؟ چون مجاهدین در شرایط کنونی اساسا جایگاه مهمی برای چنین تصمیم گیری و مقاومت در مقابل خواست خانواده های قربانیان را ندارد. آقای بنی صدر بطور مشخص در پاسخ به آقای محمدی گفت شما باید هرروز و شب پیام خودت و سایر خانواده ها را به نهادهای بین المللی و کمیساریای عالی پناهندگان برسانی سپس آقای بنی صدر پرسید که سازمان مجاهدین چه توجیهی برای مخالفت با ملاقات خانواده ها با فرزندانشان را دارد و آن را چگونه مطرح می کند؟ آقای محمد حسین سبحانی در پاسخ گفتند: اساسا ملاقات خانواده های اعضای مجاهدین تا مقطع سرنگونی صدام هیچگونه سابقه ای نداشته است و بعد از سرنگونی صدام حسین و باز شدن فضای آزاد نسبی سیاسی و فشار افکار بین المللی سازمان به اجبار ملاقات هائی را بین خانواده ها در محوطه درونی در محلهائی که قرنطینه نامگذاری میشده است در نظر گرفته بوده که با تجهیزات الکترونیکی و میکروفن کنترل می شده است. حضور چشم های الکترونیکی و حفاظتی سازمان و جو موجود باعث می شد که خانواده ها نتوانند آزادانه با فرزندانشان ملاقات کنند و همیشه چند تا چشم آنها را بصورت علنی یا پنهان می پائیده است. با این حال بر اثر زنده شدن و بر انگیخته شدن عواطف در میان اعضا مجاهدین دهها تن توانسته اند خودشان را از درون مناسبات نجات دهند و مسعود رجوی در سال گذشته به این نتیجه رسید که اساسا ملاقات خانواده ها با فرزندانشان منجر به جدایی ناگهانی یا تدریجی و فرار اعضای سازمان خواهد شد، به همین دلیل ملاقات با خانواده ها را به بهانه های مختلف قطع نمود و منافذ ایجاد شده را مسدود کرد تا به بهره کشی خود همچنان ادامه دهد. دکتر بنی صدر در ادامه گفت که بایستی حامیان آنها را شناخت، چونکه اینها همواره وجه المصالحه بوده اند، من این موضوع را در زمانی که این آقا (مسعود رجوی) در پاریس بود و هنوز به عراق نرفته بود، به زبان های مختلف به وی گفته بودم. آقای محمد حسین سبحانی در این قسمت به این موضوع اشاره کرد که وی از زمانی که به علت انتقاداتش به زندان انفرادی سازمان و سپس زندان ابوغریب افتاد همیشه با این سوال مواجه بوده است که موتور محرک و انگیزه اصلی مسعود رجوی از انقلاب ایدئولوژیک در سال 64 و طلاق گرفتن مریم عضدانلو از همسرش مهدی ابریشم چی و سپس ازدواج مسعود رجوی با وی چه بوده است؟ آیا انگیزه اصلی و اولیه تمایلات جنسی وی بوده است یا برای قدرت طلبی و تثبیت هژمونی دائمی خود بر رهبری سازمان؟ من تا کنون پاسخی که برای خود داشته ام این بوده است که انگیزه مسعود رجوی قدرت طلبی بوده است هر چند که در زیر این موضوع مسئله تمایلات جنسی وی هم مطرح و حل می شده است. اما با سخنان دیروز خانم سلطانی در سمینار پاریس و پرده برداشتن وی از به عقد در آوردن کلیه زن های عضو شورای رهبری سازمان و سپس با توجیه ایدئولوژیک به آنها تجاوز کردن و راه انداختن رقص رهایی دچار تناقض های شدید در پاسخ به انگیزه های رجوی شده ام. پرسش من از شما آقا یبنی صد راین است که با توجه به اینکه مدتی با ایشان رابطه خانوادگی داشتید و مداوم چهره به چهره بوده اید و ویژگی های شخصیتی ایشان را درک کرده اید به این پدیده چگونه نگاه می کنید. آقای بنی صدر در پاسخ گفتند: این موضوع جدا از ویژگی شخصیتی افراد است. قوانین &#8221; قدرت &#8221; عمل می کند، و برای اینکه در این گرداب اسیر نشد باید تمرین و ممارست کرد. سرنوشت این آقا همه جدا از بقیه نیست. این سرنوشت رهبراین همه فرقه هاست در تاریخ ایران ده ها نمونه این چنینی وجود دارد، در دوره عباسیان، زمان هلاکو، دوره حسن صباح، همه این مسائل بوده است که سرانجام &#8221; قدرت &#8221; و &#8220;سکس &#8221; به خدمت یکدیگر در می آیند و رسیدن به &#8221; سکس &#8221; آخرین مرحله از فروپاشی &#8221; قدرت &#8221; است. آقای دکتر بنی صدر در ادامه تاکید کرد که البته به نظر من خیانت این آقا (مسعود رجوی) به ناموس افرادی که به وی اعتماد نبوده اند، یک هزارم آن خیانت بزرگتر، یعنی تجاوز به ناموس میهن نیست. وی وقتی با صدام حسین معامله کرد در خدمت او برآمد به ناموس میهن تجاوز کرد، کسی که برای قرار گرفتن در محور قدرت چنین می کند، از تجاوز به ناموس زنان مطلقه شده هم مطمئنا واهمه ای نخواهد داشت. در ادامه آقای دکتر بنی صدر رهنمودهایی برای پیشبرد بهتر کارها ارائه کرد و آمادگی خود را برای کمک در این راستا اعلام کرد. شرکت کنندگان در این ملاقات نیز از آقا بنی صدر بخاطر کمک ها و همراهی های ایشان سپاسگذاری نمودند و آقای سبحانی قطعنامه سمینار پاریس را برای مطالعه و بررسی راه کار های کمک به خانواده ها در اختیار آقای دکتر بنی صدر قرار داد.</p>
</div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9325">ملاقات هیئتی از شرکت کنندگان در سمینار پاریس با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9325/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حضور ابوالحسن بنی صدر در دادگاه برای شهادت در باره ترور اخلاقی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Mar 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالحسن بنی صدر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/03/03/%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%a8%d9%86%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از ظهر 21 فوریه، بنی صدر عازم دادگاه شد. در راه بود که از کاخ دادگستری به او تلفن شد که گروه رجوی جمعیت آورده اند و آمدن به کاخ دادگستری، ممکن است برای او خطر در برداشته باشد. با این وضعیت آیا او باز می گردد و یا می آید؟ او پاسخ داد: من برای توضیح درباره خطر تروریسم اخلاقی برای ایران به دادگاه می آیم و این گروه مدرک مشهود بر صحت اعلان خطر من تهیه کرده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294">حضور ابوالحسن بنی صدر در دادگاه برای شهادت در باره ترور اخلاقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ 2 اسفند 1386 (21 فوریه 2008، بنی صدر در کاخ دادگستری فرانسه حاضر شد و در دادگاه شهادت داد:</p>
<p>یک روزنامه نگار فرانسوی، بنام آلن شوالریاس Alain Chevalerias</p>
<p>کتابی نوشته است با عنوان «سوخته زنده » Brulé Vif نویسنده خودسوزی طبق دستور 8 تن از افراد گروه رجوی را، به دنبال دستگیری مریم رجوی و گروهی از افراد این گروه، در فرانسه، پی گرفته و این کتاب را در باره این گروه نوشته و انتشار داده است.</p>
<p>به دنبال انتشار کتاب، گروه رجوی توسط سایتی از سایتهای متعلق به خود، او را متهم کرده است که « مزدور واواک » و « مامور سازمان اطلاعات فرانسه » و&#8230; است. نویسنده این اتهامات را توهین به شخصیت و شرافت خویش تلقی کرده و به دادگاه شکایت کرده است.</p>
<p>او از بنی صدر خواست در دادگاه حاضر شود و شهادت دهد. بنی صدر به او پاسخ داد: من شما را نمی شناسم. شما دو بار نزد من آمده اید برای مصاحبه. بنا براین نمی توانم بسود شما شهادت دهم. تنها می توانم در دادگاه حاضر شوم و در باره خطر تروریسم اخلاقی برای ملتی که از آزادی محروم است سخن بگویم. بدیهی است هرگاه دادگاه بپذیرد، در آغاز خواهم گفت که شما را نمی شناسم و برای آن نیامده ام که در دعوا جانب شما را بگیرم. او نیز پذیرفت.</p>
<p><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/A_Banisar_Dadgha/Banisadr_Dadgha86-12-13.jpg" align="absMiddle" /></p>
<p><strong>در سالن دادگاه نیز آقای بنی صدر از ناسزاهای ایادی مهر تابان در امان نبود</strong></p>
<p>بعد از ظهر 21 فوریه، بنی صدر عازم دادگاه شد. در راه بود که از کاخ دادگستری به او تلفن شد که گروه رجوی جمعیت آورده اند و آمدن به کاخ دادگستری، ممکن است برای او خطر در برداشته باشد. با این وضعیت آیا او باز می گردد و یا می آید؟ او پاسخ داد: من برای توضیح درباره خطر تروریسم اخلاقی برای ایران به دادگاه می آیم و این گروه مدرک مشهود بر صحت اعلان خطر من تهیه کرده است. با وجود این مدرک، چرا باید از خطر اندیشه کنم و بازگردم؟ علاوه بر این که ترسیدن از این خطر تسلیم شدن به تروریسم فیزیکی و شخصیتی و اجازه ترور و تحمیل سکوت به ایرانیان و غیر ایرانیان دادن به یک گروه زور پرست نیز هست.</p>
<p>با ورود به محل کاخ، پلیس برگرد او حلقه ای ایجاد کرد و او را به درون کاخ برد. در هال، چماقداران گروه گرد آمده بودند و به صدای آهسته، ناسزا می گفتند. از رهگذر اعتیاد به خشونت، گمان می بردند بنی صدر و همراهان او، واکنش نشان خواهند داد و آنها بهانه و فرصت خواهند یافت به وظیفه شرارت بنحو اکمل عمل کنند. اما سیماهای مصمم و خندان خلع سلاحشان کرد.</p>
<p>در درون دادگاه، بنی صدر در جایگاه شهادت قرار گرفت و در پاسخ به پرسشهای وکلای دو طرف گفت: بر ایران یک رﮊیم استبدادی خودکامه ای حکومت می کند که خشونت را روش خویش کرده و سانسور کامل برقرار کرده و بر ایران پرده سیاه سکوت کشیده است. در بیرون از ایران نیز، گروههای زورپرست از راه ترور اخلاقی درکار تحمیل سکوت بر ایرانی و غیر ایرانی هستند. این امر، که حتی بهنگام تشکیل شدن دادگاهی که برای رسیدگی به ترور شخصیت یک روزنامه نگار و نویسنده، این گروه چماقدار بسیج می کند و به دست بسیاری از آنها دوربین های عکاسی و فیلم برداری می دهد که عکس و فیلم حتی از شماره خود رو بگیرند و همه را مأمور ناسزاگوئی می کند تا از راه تهدید اگر شد شاهد را از شهادت منصرف کند و او مجبور است در حلقه پلیس وارد دادگاه شود، همین عمل خود نیز دلیل محکمی بر خطر تروریسم اخلاقی است.</p>
<p>استفاده از اینترنت و ابزار دیگر برای ترور اخلاقی منحصر به این روزنامه نگار و نویسنده نیست. در فرانسه و کشورهای دیگر، بسیارند قربانیان این ترور. هم اکنون یک هموطن من که بهمین شیوه متهم شده به دادگاه شکایت برده است.</p>
<p>من آقای شوالریاس را نمی شناسم و برای شهادت بسود او نیز نیامده ام. آمده ام به شما قضات محترم یادآور شودم که تنها از حق انتقاد و حق اختلاف نظر و آزادی بیان نیست که دفاع می کنید. بلکه در مقام آن هستید که از تحمیل خفقان به یک ملت جلوگیری کنید. نباید گذاشت یک ملت در سکوتی که زورپرستان تحمیل می کنند، نفله شود. صاحب کتاب با من نیز نرم نبوده است اما آزادی سخن گفتن درباره ایران و جریان اندیشه ها و اطلاعات درباره ایران بدانحد است که می باید از برخی بی انصافی ها و ناراستی ها چشم پوشید.</p>
<p>بنی صدر به دیگر پرسشهای وکلای دو طرف نیز پاسخ گفت. پاسخهای او را دادگاه کافی و روشن یافت و خود را بی نیاز از طرح پرسش از بنی صدر دید.</p>
<p>سایت نگاه نو، برگرفته ازانقلاب اسلامی، دوم مارس 2008</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294">حضور ابوالحسن بنی صدر در دادگاه برای شهادت در باره ترور اخلاقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6294/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
