<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>احمد رضاعی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/احمد-رضاعی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 14 Aug 2024 08:44:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>احمد رضاعی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/احمد-رضاعی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مرگ دردناک احمد رضاعی و حقایقی که مجاهدین خلق کتمان می کنند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61443</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61443?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2024 08:44:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61443</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز 13 مرداد 1403، سایت فرقه تروریستی رجوی خبر داد که احمد رضاعی یکی از اعضای گرفتار در فرقه به علت ایست قلبی فوت کرده است. وی پنجمین عضو گرفتاری است که در سال جاری به علت بیماری فوت می کند و دومین نفری است که علت مرگ وی ایست قلبی اعلام شده است. درباره [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61443">مرگ دردناک احمد رضاعی و حقایقی که مجاهدین خلق کتمان می کنند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز 13 مرداد 1403، سایت فرقه تروریستی رجوی خبر داد که احمد رضاعی یکی از اعضای گرفتار در فرقه به علت ایست قلبی فوت کرده است. وی پنجمین عضو گرفتاری است که در سال جاری به علت بیماری فوت می کند و دومین نفری است که علت مرگ وی ایست قلبی اعلام شده است. درباره علت این مرگ ها و اینکه بسیاری از آنها قابل پیشگیری هستند پیش از این در مطالبی با عناوین &#8220;<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59979">مرگ اعضا برای بیماری هایی قابل پیشگیری در فرقه مجاهدین</a>&#8221; و &#8221; <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60366">چرا در فرقه رجوی بیماری سخت مختص اعضاست</a> و سران دچارش نمی شوند؟&#8221; توضیحاتی داده ام که علاقمندان می توانند با مراجعه به آنها نسبت به این موضوعات اطلاعات و آگاهی کسب کنند. در این مطلب اما می خواهم به فریبکاری رجوی ها در بکارگیری سربازان اسیری که در کمپ اسرای جنگی در عراق حضور داشتند و همچنین ظلمی که رجوی در حق خانواده اعضای فرقه و بخصوص ظلم مضاعفی که در حق همسر و دختر احمد رضاعی انجام دادند بپردازم.</p>
<p>در بخشی از مطلبی که در سایت فرقه درباره خبر فوت احمد رضاعی درج شده بود چنین آمده است: &#8220;در آبان ۱۳۵۹ به اسارت نیروهای عراقی درآمد و در تیر ۱۳۶۸ به درخواست و با اصرار خودش به مجاهدین پیوست.&#8221;</p>
<p>همین جمله مشخص می کند مجاهدین خلق به دستور صدام اجازه حضور در اردوگاه های اسیران جنگی ایرانی در عراق را داشتند. رجوی برای رفع کمبود نیرو که در نتیجه شکست کمرشکن در عملیات فروغ جاویدان متحمل شده بود از اربابش صدام خواست تا درب اردوگاه های اسیران جنگی ایرانی در عراق را به روی این فرقه باز کند و آنان بتوانند با وعده های سرخرمن، اسیرانی که به گفته خودشان از بسیاری چیزها محروم بودند، وحشیانه کتک می خوردند، ماه ها و سال ها بود که ستارگان را ندیده بودند و بسیاری محرومیت ها و محدودیت های دیگر را تحمل کرده بودند را بفریبند و در این راه تعدادی از جمله احمد را نیز فریب دادند و به درون فرقه مجاهدین کشاندند.</p>
<p>حضور مسئولین فرقه مجاهدین خلق در اردوگاه های اسیران جنگی خلاف کنوانسیون های بین المللی بود و تنها به لطف ارباب شان صدام بود که آنها اجازه حضور و برقراری ارتباط با اسیران جنگی را یافتند. صدام در حالی به سران فرقه مجاهدین خلق که فرماندهان ارتش خصوصی او تحت عنوان ارتش آزادیبخش بودند اجازه ورود به اردوگاه های اسیران جنگی ایرانی را می داد که نام تعداد زیادی از اسرا را به صلیب سرخ نداده بودند و صلیب سرخ از وجود آنها بی خبر بود و به این اردوگاه ها نرفته بودند.</p>
<p>اما نصیب احمد و امثال او چیزی جز اسارت و افتادن از چاله به چاه نشد با این تفاوت که در درون فرقه مجاهدین با مغزشویی مستمر مواجه شدند آنچنان که احمد تحت تاثیر این مغزشویی ها جزء معدود نفراتی بود که وقتی در سال 1382 خانواده ها با تحمل مشکلات و سختی های زیاد برای ملاقات با فرزندان و همسران و . . . که در قرارگاه اشرف بودند، به این قرارگاه رفتند، احمد حاضر به انجام ملاقات نشد و فریبکاری سران فرقه که می گفتند این خانواده ها عضو وزارت اطلاعات ایران هستند را باور کرد. هر چند به گفته برخی دوستان جداشده احمد بعداً پشیمان شده بود اما رجوی ها با مغزشویی های شان و فریب دادن احمد، ستم مضاعفی در حق همسر و دختر جوان او کردند.</p>
<p>بارها خانم باقری (همسر احمد رضاعی) را از نزدیک دیده بودم. زنی بسیار با وقار، محترم و زحمت کش که علیرغم دوری همسر یک تنه و با زحمت و تلاش فراوان فرزندش که از خردسالی پدر را دیگر ندیده بود بزرگ نمود. دستش پیش هیچ کس دراز نبود و از کار و تلاش خودش درآمد زندگی را تامین می کرد و با مشکلات زندگی می سوخت و می ساخت. خودش را وقف فرزندش کرد و توانست او را به خوبی بزرگ نموده و حالا صاحب نوه ای شیرین زبان است.</p>
<p>رجوی مدعی است که مسلمان است (هر چند که دروغی بیش نیست) اما با این فرض مگر در اسلام گفته نمی شود که دروغ یکی از بزرگترین و زشت ترین گناهان است. مگر از کودکی همه ما ایرانیان نیاموختیم که &#8220;دروغگو دشمن خداست&#8221;. رجوی ها شاید امروز از پاسخگویی برای این دروغ ها و دیگر ستم ها و جنایات خود به ظاهر در رفته اند که آن هم معلوم نیست و همچون بسیاری از ستمگران ممکن است روزی مجبور باشند پاسخ تمام جنایت ها و خیانت های خود را بدهند، اما در روز قیامت چگونه می خواهند این دروغ که همسر و دختر احمد رضاعی عضو وزارت اطلاعات بودند و نباید با آنها ملاقات کرد را جواب دهند. چگونه جواب این همه سال تنهایی و درد این همسر و مادر و آن دختری که از خردسالی در انتظار دیدن یا شنیدن صدای پدرش بود را خواهند داد؟ من نمی دانم رجوی ها چه جوابی دارند اما قرآن درباره چنین افرادی می گوید که بد سرنوشتی در انتظار آنان است.</p>
<p>رجوی ها طبق چه مرام و دین و قانونی، 35 سال احمد رضاعی را از داشتن ارتباط و دیدار با همسر و فرزندش ممنوع کردند؟</p>
<p>سایت فرقه درباره احمد رضاعی نوشته است که وی 35 سال سابقه مبارزه داشته است!!!</p>
<p>آیا 35 سال مبارزه یا 35 سال تحمل اسارت و محدودیت؟ در این 35 سال احمد رضاعی چند روز و چند ساعت توانسته خودش آزاد باشد، آزاد تصمیم بگیرد، آزادانه تردد کند و آزاد فکر کند؟ کسی که خودش حتی نمی تواند برای یک ساعت برای خودش برنامه ریزی کند و چنین حقی ندارد، چگونه می تواند برای دیگران آزادی بیاورد؟</p>
<p>بهتر است بجای سابقه مبارزه کشکی رجوی ها در سایت شان می نوشتند که در این 35 سال احمد چند هزار بار در نشست تفتیش عقاید روزانه تحت عنوان &#8220;عملیات جاری&#8221; شرکت کرد؟ و چند صد بار در این نشست ها سوژه شد و توهین و فحش شنید؟<br />
چند صدبار در نشست ها به او سرکوفت زدند و گفتند اسیر جنگی بوده که اگر مجاهدین و رجوی او را نجات نمی دادند آینده اش تباه بود؟</p>
<p>بهتر بود سایت فرقه می نوشت که در این 35 سال چقدر احمد را شستشوی مغزی دادند که باور کرد همسر و فرزندش عضو وزارت اطلاعات ایران هستند و با خانواده اش ملاقات نکرد؟</p>
<p>چند هزار بار در این 35 سال به او گفتند &#8220;خانواده کانون فساد&#8221; است؟ چگونه او را مجبور کردند که غیاباً همسرش را طلاق بدهد؟ همسری که در نبود او با زحمت و رنج فرزندش را بزرگ کرد. زندگی و جوانی خود را به پای آرزوی هایش گذاشت و خود را فدا نمود. به راستی کدامیک مبارزه کردند، همسر احمد که تسلیم شرایط نشد و فرزندش را به سرانجام رساند یا احمدی که اسیر و گرفتار بود و حتی نمی توانست برای یک ساعت خودش تصمیم بگیرد و مانند ابزار و برده در دست رجوی ها مورد سوء استفاده قرار گرفت؟<br />
بهتر است سایت مجاهدین خلق درباره سابقه احمد رضاعی و دیگر اعضای گرفتار بنویسند که چند صد بار احمد و امثال او را به نشست های هفتگی موسوم به &#8220;غسل هفتگی&#8221; بردند تا در جلوی جمع و به اصطلاح خودشان &#8220;تناقضات جنسی شان&#8221; را بیان کنند و آنها بنویسند.</p>
<p>بهتر است رجوی ها درباره سابقه احمد بگویند که چند دقیقه در تمام این 35 سال به او فرصت مطالعه، دیدن تلویزیون، شنیدن رادیو و یا دسترسی به اینترنت و وسایل ارتباط جمعی را داده اند.</p>
<p>رجوی و مسئولین مجاهدین خلق 35 سال در حق احمد و همسر و فرزندش جنایت و ظلم کردند. همانطور که در حق دیگر اعضای گرفتار و خانواده های شان این چنین کردند. روزی چه ما باشیم یا نباشیم، اسناد درونی مجاهدین خلق، فیلم های نشست های طعمه و شکنجه هایی که بر اعضا اعمال کردند، تعهد نامه هایی که به زور گرفته می شوند، مصاحبه هایی که با فریب و یا از سر ناچاری انجام می شوند و خلاصه همه حقایق این فرقه مخوف رو خواهد شد. در آن روز رجوی ها بیشتر از امروز مورد لعن و نفرین مردم و تاریخ قرار خواهند گرفت و نام شان به عنوان لکه ننگ و سیاهی در کتاب ها به عنوان درس عبرت درج خواهد گردید.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61443">مرگ دردناک احمد رضاعی و حقایقی که مجاهدین خلق کتمان می کنند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61443/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درگذشت احمد رضاعی یادآور خاطرات تلخی است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61318</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61318?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Aug 2024 11:25:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61318</guid>

					<description><![CDATA[<p>پرونده احمد رضاعی هم بسته شد و بر کورسوی امید خانواده ای فعال، تلاشگر، صبور برای دیدار او نقطه پایانی گذاشته شد . این حقیر نگارنده با شنیدن خبر درگذشت احمد رضاعی آهی عمیق با حسرتی در دل از عمق وجود کشیدم . من احمد را از روزهای آغازین جنگ ایران و عراق، در اردوگاههای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61318">درگذشت احمد رضاعی یادآور خاطرات تلخی است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پرونده احمد رضاعی هم بسته شد و بر کورسوی امید خانواده ای فعال، تلاشگر، صبور برای دیدار او نقطه پایانی گذاشته شد .</p>
<p>این حقیر نگارنده با شنیدن خبر درگذشت احمد رضاعی آهی عمیق با حسرتی در دل از عمق وجود کشیدم . من احمد را از روزهای آغازین جنگ ایران و عراق، در اردوگاههای اسرای ایرانی در عراق میشناسم . احمد هرگز مجاهد نبود . او یک درجه دار نظامی کادر ارتش، راننده تانک چیفتن و یک سرباز وطن بود که برای دفاع از حریم آب و خاک میهن و این سرزمین مادری به جبهه های جنگ رفت. جنگید و اسیر شد و با هم حدود 9 سال تمام رنج و مشقت ، کتک و شکنجه های روحی و جسمی عراقیها را در اردوگاههای مختلف تحمل کردیم . احمد نیز چون من و امثال من قربانی اهداف شوم و پلید رجوی شد .</p>
<p>در پایان جنگ و برقراری آتش بس یک سال گذشت و نا امیدانه چشم به سیم خاردارهای درب اردوگاه دوخته بودیم تا باز شود و آزاد شویم اما بطور ناگهانی درب اردوگاه باز شد و نمایندگان مجاهدین با چهره های فریبنده ، دلسوزی و نوع دوستی هایی که بعدها مشخص شد تماما دروغ و نیرنگ با قصد جذب ریاکارانه نمایش میدادند، در پی ربودن و جذب اسرای جنگی بودند .</p>
<p>مجاهدین در آن دوران در عملیات فروغ جاویدان شکست خورده بودند و عمده نیروی خود را از دست داده بودند و با هر ترفند و ریاکاری در صدد جذب نیرو بودند. احمد و من و احمد های دیگر با قصد رهایی از اسارت و از این ستون تا آن ستون فرجی است و البته اکنون با اعتراف به اشتباه بودن این تصمیم غلط و پایین بودن آستانه تحمل با امید به وعده های دروغین سران مجاهدین مبنی بر اعزام ما به اروپا در طی دو الی سه ماه به آنها پیوستیم . پیوستن همانا و افتادن در چاه ویل همان .<br />
از آنجائیکه در مقالات و مطالب قبلی بسیار زیاد به این موضوع پرداخته شده از تکرار آن صرف نظر میکنم .</p>
<h3>اما داستان و خاطراتی از احمد رضاعی :</h3>
<p>من و احمد 9 سال اسارت را با هم گذراندیم و همواره خاطرات گذشته و عشق و علاقه به خانواده و کشور و شهرهای خودمان را صد باره در ذهنمان تکرار میکردیم . احمد بسیار عاطفی و دلسوز بود . همیشه از خانواده و همسرش و فرزندش تعریف میکرد و علیرغم مخوف بودن تشکیلات رجوی و جرم بودن تجدید خاطره و بازگو کردن خاطرات خانوادگی، اما من و احمد بخاطر دوستی بیست و چند ساله و اشتراکات فکری همواره با هم ارتباط داشتیم و این ارتباط دوستی و صمیمی بعلت مخالفت شدید تشکیلات رجوی اسم رابطه محفلی روی آن گذاشته میشد! اما ما این رابطه محفلی را همواره با هم حفظ میکردیم .</p>
<p>در سال های 82 تا 83 که مصادف بود با سقوط صدام دیکتاتور عراق، باز شدن مرزها و ورود برخی خانواده ها به عراق با هدف دیدار با فرزندان گرفتارشان در تشکیلات مجاهدین ، روزی مرا صدا زدند و به جلسه فرشته یگانه بردند . در این نشست فرشته یگانه با دیدن من خندان شد و برای اولین بار با زبان محلی مرا همشهری خطاب نمود . من از این برخورد متعجب شدم زیرا تا کنون چنین لطف و محبت و همشهری گری را از او ندیده بودم و همچنین صحبت با گویش محلی در سازمان جرم بود . مقداری جا خوردم و البته متوجه ترفند و نیت شوم او شدم .</p>
<p>او در ادامه تلاش کرد مرا از دیدار با ملاقات کنندگانی که از ایران با همه مشکلات به قصد دیدن من آمده بودند منصرف کند، اما من قاطعانه زیر بار نرفتم .هنوز نمیدانستم چه کسی به دیدار من آمده و فرشته و سایر مسئولین هم به قصد اذیت به من نمی گفتند ملاقات کنندگان کدامیک از اعضای خانواده ام هستند.</p>
<p>خلاصه علیرغم تلاش زیاد فرشته یگانه و علی اکبر انباز (یوسف) و احمد وشاق، من اصرار و پافشاری بر ملاقات داشتم و اینکار بنظرم بسیارعادی و طبیعی بود و آنرا حق مسلم خود میدانستم. زیرا علیرغم 9 سال اسارت و حدود 14 سال حضور در تشکیلات رجوی، بسیار تشنه دیدار خانواده بودم و حقیقتا تاب تحمل نداشتم و از طرفی هیچ انگیزه ایدئولوژیکی نیز برای مقابله با ملاقات نداشتم .</p>
<p>من به ملاقات رفتم ، دوتن از برادرانم را دیدم و در قسمت ورودی پادگان اشرف چیزهای عجیبی دیدم که نگو و نپرس !!!</p>
<p>در قسمت ورودی متوجه شدم <strong>بتول رجایی</strong> از عناصر اصلی سرکوب نیرو و مخالفان اصلی ملاقات، خود در اتاقی با خانواده اش در حال ملاقات است .</p>
<p>در قسمت دیگر خانواده <strong>احمد وشاق</strong> بودند از محافظین رجوی و افسران اطلاعات عملیات قرارگاه که به ملاقاتش آمده بودند و حتی به داخل قرارگاه اشرف دعوت شدند و کلی از آنها پذیرایی شد .</p>
<p>در قسمت دیگر حاشیه سیم خاردار خانمی را دیدم که با گلوی خشک شده و آه و افسوس فریاد میزند احمد احمد !!! اما کسی نیست پاسخ فریادهایش را بدهد.</p>
<p>آنقدر احمد احمد گفت که در لحظات آخر دیگر نای تکرارش را نداشت .</p>
<p>الان دقیقا حضور ذهن ندارم که آیا همسر احمد تنها بود یا فرزندش را نیز بهمراه داشت .</p>
<p>من با دیدن این صحنه بخصوص که احمد رضاعی هم از دوستان قدیمی من بود توجه ام جلب شد و سخت در فکر فرو رفتم اما نفهمیدم چرا احمد نمی آید او را ملاقات کند . اما متوجه شدم که احمد هم در بین افرادی بود که زیر بازجویی و شستشوی مغزی فرشته یگانه و سایر مسئولینش بود تا او را از ملاقات با خانواده اش منصرف کنند .</p>
<p>خلاصه آنروز با آن کارزار ملاقات و حضور گسترده خانواده ها و اتوبوس های ایرانی تمام شد و غروب بعد از بازگشت به یگانها ، کابوس نشست ها شروع شد . افرادی که برای ملاقات خانواده هایشان اقدام کرده بودند با سرافکندگی و شرمندگی باید پشت میکروفون قرار میگرفتند و علیه خانواده هایشان صحبت میکردند و وانمود میکردند که اصلا تحت تاثیر عاطفی قرار نگرفته اند و خود را وابسته و عاشق مسعود و مریم نشان می دادند.</p>
<p>تعدادی از افراد ملاقات رفته مانند گناهکاران و نفرین شدگان پشت میکروفون قرار گرفتند و از خودشان گفتند . در این حین اما فرمانده احمد بلند شد و از دلاوری احمد گفت که به ملاقات و دیدار با همسرش نه گفته است.او این کار غیر انسانی را از زبان احمد اینطور توصیف کرد:</p>
<p>برادر احمد گوهر بی بدیل خواهر مریم است و با طلاق همسر سابق خود با مریم پیمان خون و نفس بسته است و &#8230;<br />
من که با شنیدن این عبارات و دیدن این صحنه های ریاکارانه داشتم منفجر میشدم نگاهی به قیافه و چهره احمد انداختم و در یک ربع ساعت تنفس جلسه &#8221; آنتراکت &#8221; به سمت احمد رفتم و با رعایت های خاص و حفظ ظاهر احمد را به گوشه ای کشیدم و گفتم احمد واقعا آن حرفها که مسئولین میزنند در مورد شما صدق میکنه ؟ چرا به دیدار همسرت نرفتی ؟</p>
<p>احمد اشک در چشمانش حلقه بست و با آه و افسوسی گفت فلانی بروم ملاقات و به همسرم چه بگویم ؟<br />
بگویم این سالیان کجا بودم و چکار کردم ؟<br />
بگویم من برای دفاع از وطنم به جبهه آمدم ؟<br />
بخدا هر چقدر با خودم کلنجار رفتم دیدم پاهایم یارای ایستادن و مقاومت در مقابل این همسر صبور و رنج کشیده را نداشتند .<br />
من شرمنده ام، شرمنده و حرفی برای گفتن نداشتم .<br />
من جسارت نداشتم در چهره همسرم نگاه کنم. او فرزند مرا بدون پدر و با تمام مشکلات بزرگ کرده است. حالا به او چه بگویم و مگر میشود از او عذر خواهی کنم و با هم به ایران بازگردیم و زندگی را از نو شروع کنیم ؟!<br />
مگر نه اینکه باید به او دروغ بگویم و بعد از ساعتی او را مجددا رها کنم و به تشکیلات برگردم ؟<br />
لذا ترجیح دادم این زخم کهنه سر باز نکند و داغ دلم تازه نشود و نهایتا باز تکرار کرد و گفت فلانی بخدا که پاهایم یارای ایستادن در مقابل همسرم را نداشتند .</p>
<p>و این بود داستان احمد و سرانجام دردناکش !!!</p>
<p>امیدوارم خداوند به خانواده اش صبر و تحمل عطا نماید.</p>
<p>علی مرادی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61318">درگذشت احمد رضاعی یادآور خاطرات تلخی است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61318/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کدام اعضای فرقه رجوی دچار ایست قلبی می شوند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61323</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61323?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Aug 2024 05:22:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61323</guid>

					<description><![CDATA[<p>بار دیگر خبردار شدیم یکی دیگر از اعضای مجاهدین خلق به نام احمد رضاعی به دلیل ایست قلبی در روز 13 مرداد در آلبانی پس از 35 سال اسارت و بردگی دار دنیا را وداع کرد و از شکنجه های روحی و روانی تشکیلاتی خلاصی پیدا کرد. همچنان که در اطلاعیه سازمان آمده احمد رضاعی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61323">کدام اعضای فرقه رجوی دچار ایست قلبی می شوند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بار دیگر خبردار شدیم یکی دیگر از اعضای مجاهدین خلق به نام احمد رضاعی به دلیل ایست قلبی در روز 13 مرداد در آلبانی پس از 35 سال اسارت و بردگی دار دنیا را وداع کرد و از شکنجه های روحی و روانی تشکیلاتی خلاصی پیدا کرد. همچنان که در اطلاعیه سازمان آمده احمد رضاعی بچه بهشهر در سال 1359 در اوائل جنگ ایران و عراق در حالی که جزء پرسنل ارتش ایران بود به اسارت نیروهای عراقی در آمد و در سال 1368 به دلیل فشارهایی که در کمپ های عراقی وجود داشت تصمیم می گیرد خودش را از اردوگاههای عراقی نجات دهد و تنها راه پیش رویش را پیوستن به سازمان می بیند و با این انگیزه مانند خیلی از اسرای دیگر به سازمان پیوست. تا جایی که من میدانم او از گذشته سازمان هیچ اطلاعی نداشت. من به دلیل همشهری بودن گاهی با او صحبت می کردم. او نه هوادار بود و نه هیچ شناختی نسبت به سازمان داشت! حال پس از فوتش لقب مجاهد پاکباز اشرفی گرفت !!</p>
<p>جالب این است چرا در داخل سازمان اعضای رده پایین ناگهان دچار ایست قلبی شده و می میرند؟ چرا در سازمان جوانترها سکته می کنند در حالی که مسئولین قدیمی که بیش از 70 سال سن دارند دچار ایست قلبی نمی شوند ؟ بیشتر افرادی که در مقر مجاهدین فوت می کنند ، علت فوتشان ایست قلبی بیان می شود! به نظرم این مشکوک است. در داخل تشکیلات هر کسی مخلص و نوکر مسعود و مریم باشد حتی اگر مسن هم باشد سکته نمی کند اما جوانترها که با سازمان زاویه دارند و به قول سازمان مساله دار هستند ناگهان به سکته قلبی دچار می شوند. برای من که از بیرون به این گونه مرگ و میرها نگاه می کنم نتیجه می گیرم در اثر فشار روحی و روانی تشکیلاتی به ایست قلبی دچار می شوند و عمداً تشکیلات روی افرادی که به قول سازمان حلقه ضعیف هستند آنقدر فشار می آورد تا بمیرند !</p>
<p>حالا در کمال بیشرمی مریم رجوی فقدان احمد رضاعی را سرمایه و سرمشق و موجب افتخار مردم بهشهر می داند! باید مریم رجوی بداند اولا در بین مردم ایران جایگاهی ندارند به خصوص در بین مردم بهشهر به عنوان بدنام ترین شناخته می شوند. لازم نیست در این زمینه صحبتی داشته باشم زیرا به قدر کافی دوستان جدا شده به جنایت ها و خیانت هایی که سازمان در حق مردم ایران روا داشتند، پرداختند. یکی از جنایت های مریم رجوی که در حق احمد رضاعی روا داشت این است که از سال 82 به بعد خانواده احمد رضاعی بارها برای ملاقات به اشرف رفتند اما متاسفانه به او اجازه دیدار با خانواده را ندادند. این سازمان به رهبری مسعود و مریم آنقدر بی اعتبار و آنقدر حتی به اعضای خود بی اعتماد است که به آنها حتی اجازه تماس با خانواده را نمی دهد و احمد نیز با داغ ارتباط و دوری با همسر و فرزندش به سوی ابدیت رفت تا مرگ وی ننگ دیگری بر پیشانی رجوی ها باشد.</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61323">کدام اعضای فرقه رجوی دچار ایست قلبی می شوند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61323/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به مناسبت درگذشت احمد رضاعی در کمپ بسته آلبانی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61299</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61299?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Aug 2024 06:28:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61299</guid>

					<description><![CDATA[<p>باخبر شدیم یکی دیگر از اعضای فرقه رجوی به نام احمد رضاعی از شهرستان بهشهر فوت کرده است. مجاهدین خلق علت فوت را ایست قلبی اعلام کرده اند! سئوالی که مطرح است، اینکه چرا مسئولین بالای سازمان دچار ایست قلبی نمی شوند؟ چرا مسئولین بالای سازمان دچار بیماری های لاعلاج نمی شوند؟ در طی این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61299">به مناسبت درگذشت احمد رضاعی در کمپ بسته آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>باخبر شدیم یکی دیگر از اعضای فرقه رجوی به نام احمد رضاعی از شهرستان بهشهر فوت کرده است. مجاهدین خلق علت فوت را ایست قلبی اعلام کرده اند! سئوالی که مطرح است، اینکه چرا مسئولین بالای سازمان دچار ایست قلبی نمی شوند؟ چرا مسئولین بالای سازمان دچار بیماری های لاعلاج نمی شوند؟ در طی این سالها همیشه این اعضای رده پائین بوده اند که باید مرگ را تجربه کنند .<br />
مسبب اصلی مرگ احمد رضاعی که هیچ سنخیتی با سازمان نداشت رجوی ها هستند. او در جریان جنگ عراق علیه ایران اسیر شده و به اردوگاه های عراق فرستاده شد ولی مسئولین سازمان با فریبکاری و مغزشویی احمد را به اردوگاه اشرف بردند و با حقه بازی او را در اشرف و مناسبات شان نگهداشتند. احمد رضاعی ارتشی بوده و راننده تانک چیفتن بود.</p>
<p>درد اصلی این است که خانواده او چندین بار برای دیدار با برادرشان به اشرف رفتند. ولی هر بار با کارشکنی مسئولین سازمان مواجه شده و اجازه دیدار به احمد ندادند. همسرش طی این سالها که در ارتباط با انجمن نجات استان مازندران بود، همیشه سئوالش این بود که من و فرزندم چه گناهی کردیم که سازمان اجازه یک تماس تلفنی به شوهرم نمی دهد تا صدای فرزندش را بشنود؟! حتی چندین بار عکس فرزند و نوه اش در سایت انجمن نجات درج شد تا شاید دل مسئولین سازمان به درد آمده و اجازه ارتباط با خانواده به احمد بدهند ولی متاسفانه مسئولین سازمان دلشان از سنگ است و این آرزو را به دل همسر و فرزندش گذاشتند.</p>
<p>اکنون مریم رجوی خوشحال از این مرگ دلش را به چند خط تعریف و تمجید از احمد رضاعی خوش کرده است. اینکه احمد سرمایه و سرمشق و افتخار مردم بهشهر می باشد! این در حالی است که مردم قهرمان بهشهر تا بن دندان از سازمان مجاهدین خلق نفرت دارند. احمد 35 سال در مسیر پاکبازی و رزمندگی قرار نداشت بلکه در مسیر باطلی که رجوی مشخص کرده بود گام بر می داشت. آیا کشتن سربازان ایرانی در جنگ رزمندگی است؟ آیا جاسوسی برای اسرائیل و غرب پاکبازی است؟ آیا برای پرچم آمریکا دست زدن نشانه مبارزه است؟ آیا زدن سنگ و فحش دادن به خانواده نشانه وفای خالصانه به عهد و پیمان است؟ همه این تعاریفی که مریم رجوی از احمد رضاعی می کند دروغی بیش نیست. رجوی ها از احمد و احمدها استفاده سیاسی می کنند و از خونشان در جهت منافع خود ارتزاق می کنند. اکنون مریم رجوی خوشحال است که خانواده ای را داغدار کرده است .</p>
<p>مسئول مرگ احمد رضاعی خود رجوی ها می باشند چون اگر اجازه ملاقات و یا تماس تلفنی به او می دادند شاید این گونه فوت نمی کرد. باشد روزی که رجوی ها در دادگاه پاسخگو همه جنایاتی باشند که هر روز شاهدش هستیم و به سزای خود برسند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61299">به مناسبت درگذشت احمد رضاعی در کمپ بسته آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61299/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام نوروزی علیرضا رضاعی به برادرش احمد رضاعی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59469</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59469?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Mar 2024 07:16:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تبریک نوروزی خانواده های انجمن نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59469</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام &#8211; فرا رسیدن سال نو را به تو برادر خوبم تبریک می گویم. امیدوارم در سال جدید شاهد رهایی تو از سازمان مجاهدین در کمپ مانز آلبانی باشیم. برادر خوبم تو در زمان جنگ عراق علیه ایران، در حال دفاع از میهن بودی که اسیر شدی و با فریبکاری عوامل رجوی به اشرف [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59469">پیام نوروزی علیرضا رضاعی به برادرش احمد رضاعی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام &#8211; فرا رسیدن سال نو را به تو برادر خوبم تبریک می گویم. امیدوارم در سال جدید شاهد رهایی تو از سازمان مجاهدین در کمپ مانز آلبانی باشیم.</p>
<p>برادر خوبم تو در زمان جنگ عراق علیه ایران، در حال دفاع از میهن بودی که اسیر شدی و با فریبکاری عوامل رجوی به اشرف فرستاده شدی. تو به اجبار به آنجا رفتی و می دانم الان هم از سر اجبار آنجا مانده ای.</p>
<p>باور کن هر سال موقع تحویل سال، وقتی همه خانواده دور هم جمع می شویم جای خالی ات به شدت احساس می شود. این دلتنگی همیشه با ماست.</p>
<p>من چندین بار به مقابل کمپ اشرف در عراق آمدم ولی متاسفانه سران سازمان اجازه دیدار به ما ندادند.</p>
<p>من همیشه برای تو پیام می فرستم ولی متاسفانه پیام های من را به تو نمی دهند تا مطالعه کنی ولی این را بدان که ما هرگز تو را از یاد نخواهیم برد.</p>
<p>راستی می دانستی نوه دار شده ای؟! بله فرزندت ازدواج کرده و حالا صاحب فرزند است. عکسی از زمان کودکیش برایت می فرستم.</p>
<p>برادر خوبم هرگز به فکر زن و بچه ات نیفتاده ای؟! آیا هنوز به خانواده فکر می کنی؟! ای کاش قدری به خودت بیایی و متوجه شوی که بیهوده عمرت را در راهی که هیچ سودی نداشته به هدر دادی.</p>
<p>امیدوارم که سال جدید سال خوبی ها و سال تصمیم گیری و رهایی تو از سازمان مجاهدین باشد.<br />
من و بقیه اعضای خانواده منتظر خبر شنیدن رهایی تو از سازمان مجاهدین هستیم.</p>
<p>به امید آن روز<br />
علیرضا رضاعی &#8211; بهشهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59469">پیام نوروزی علیرضا رضاعی به برادرش احمد رضاعی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59469/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیدار اعضای انجمن نجات مازندران با برادر احمد رضاعی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56454</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56454?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Oct 2023 07:31:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات مازندران]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56454</guid>

					<description><![CDATA[<p>به دیدار برادری رفتیم که تمام سعی و کوشش خود را برای رهایی برادرش احمد رضاعی انجام داده ولی تاکنون نتوانسته شاهد رهایی برادرش باشد. علیرضا رضاعی برادر احمد رضاعی ، عضو اسیر در تشکیلات مجاهدین خلق است. ابتدا آقای رضاعی از وضعیت برادرش سئوال کرد و اینکه چرا سازمان اجازه دیدار نمی دهد. مگر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56454">دیدار اعضای انجمن نجات مازندران با برادر احمد رضاعی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به دیدار برادری رفتیم که تمام سعی و کوشش خود را برای رهایی برادرش احمد رضاعی انجام داده ولی تاکنون نتوانسته شاهد رهایی برادرش باشد.</p>
<p>علیرضا رضاعی برادر احمد رضاعی ، عضو اسیر در تشکیلات مجاهدین خلق است.</p>
<p>ابتدا آقای رضاعی از وضعیت برادرش سئوال کرد و اینکه چرا سازمان اجازه دیدار نمی دهد. مگر ارتباط تلفنی چه مشکلی برای سازمان پیش خواهد آورد؟! برایش توضیح داده شد که تمام سعی سازمان برای پوشاندن واقعیت های درون سازمان است و می داند که اگر این ملاقاتها و تماس ها برقرار شود مانند عراق شاهد ریزش نیرو خواهد بود و به همین خاطر حاضر نیست به هیچ عنوان اجازه این کار را بدهد!</p>
<p>آقای رضاعی در ادامه عنوان داشت تمام تبلیغات سازمان برای فریبکاری است و ما در داخل کشور به خوبی به این مسئله اشراف داریم که همه مردم ایران از نام سازمان متنفر هستند و آنان در زمان جنگ، دست به ترور و همکاری با عراق زدند و این عملکرد از نگاه مردم ایران فراموش شدنی نیست و اگر اکنون شعارهای توخالی از آزادی خواهی می دهند برای مطرح کردن خودشان نزد لابی های غربی است.</p>
<p>آقای رضاعی در مورد تشکیل انجمن نجات در آلبانی گفت: تاسیس شعبه آلبانی انجمن نجات خبر بسیار خوشحال کننده ای بود و این یک ضرورت بود. چون کار باید دست دوستان جدا شده باشد. همانانی که زبان ما خانواده ها را می دانند. این خبر به اعضای در بند فرقه هم امیدواری می دهد که در بیرون از مناسبات دوستانی هستند که کمک کار آنها هستند و دروغ و حقه بازی سازمان هم کاری از پیش نخواهد برد. ایشان رو به اعضای انجمن نجات آلبانی گفت : من به عنوان یک خانواده از اعضای انجمن نجات در آلبانی تشکر می کنم و درخواست دارم شرایط ملاقات فراهم شود تا بتوانیم گام بزرگتری در رهایی عزیزانمان برداریم. در انتها به دوستان جدا شده در آلبانی تبریک می گویم و این اطمینان را به آنها می دهم که همیشه از حمایت ما خانواده ها برخوردار خواهند بود. راه تان درست است ادامه بدهید تا بتوانیم دیوارهای فریبکاری سازمان را در هم بشکنیم.</p>
<p>دست مریزاد و خسته نباشید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56454">دیدار اعضای انجمن نجات مازندران با برادر احمد رضاعی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56454/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه علیرضا رضاعی به برادرش احمد رضاعی در کمپ اشرف سه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55766</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55766?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 Aug 2023 10:32:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55766</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام احمد جان زمان زیادی است که تو را ندیده ام. اما زمان هیچ گاه نمی تواند یاد تو را از ذهن من ببرد. آن زمان که در عراق بودید به همراه بقیه خانواده ها به درب کمپ اشرف آمدم به این امید که ببینمت و از دلتنگیم کم بشود. ولی متاسفانه با برخوردهای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55766">نامه علیرضا رضاعی به برادرش احمد رضاعی در کمپ اشرف سه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
احمد جان زمان زیادی است که تو را ندیده ام. اما زمان هیچ گاه نمی تواند یاد تو را از ذهن من ببرد.<br />
آن زمان که در عراق بودید به همراه بقیه خانواده ها به درب کمپ اشرف آمدم به این امید که ببینمت و از دلتنگیم کم بشود. ولی متاسفانه با برخوردهای بسیار زشت و زننده از طرف مسئولین سازمان مواجه می شدم و اصلاٌ برایم قابل تصور نبود. واقعاً چطور می شود سازمانی که مدعی حقوق خلق است، این طوری با خانواده های اعضای خود برخورد کند؟ مگر در تبلیغات خود از ما خانواده ها به عنوان طرفداران سازمان حرف نمی زنند؟ پس چرا به خواسته ما توجهی نکردند و با سنگ و میله های تیز آهنی و فحش و ناسزا از ما استقبال کردند؟</p>
<p>احمد جان باور کن عمر خود را در این سالیان در سازمانی به هدر دادی که هیچ وقت مسئله اش سرنگونی نبوده است و اصلاٌ دنبال این کارها نیست. آنان با شعارهایشان سعی می کنند به شما انگیزه ماندن در سازمان بدهند و از خانواده هایتان دورتان کنند. سعی می کنند ما را هم ناامید کنند تا دیگر به دنبال شما نباشیم ولی باید بدانند که ما خانواده ها هیچ وقت عزیزان خود را رها نخواهیم نکرد.</p>
<p>احمد جان با توجه به شناختی که از تو دارم هیچ وقت نقطه اشتراکی با سازمان نداشتی. لطفا به خودت کمک کن و خودت را از اسارت نجات بده.<br />
من از مقامات آلبانی درخواست هم درخواست کرده ام که شرایطی بوجود بیاورند تا ما خانواده ها بتوانیم با عزیزان مان ملاقات داشته باشیم.<br />
امیدوارم نامه من به دستت برسد. عکس همسر و نوه ات را می گذارم تا ببینی. مطمئنم که تو هم خیلی دلت برای خانواده تنگ شده است. امیدوارم این عکس و این نامه انگیزه مضاعفی به تو بدهد تا خودت را از اسارت مجاهدین خلق نجات بدهی. </p>
<p>قربانت &#8211; علیرضا – مازندران &#8211; بهشهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55766">نامه علیرضا رضاعی به برادرش احمد رضاعی در کمپ اشرف سه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55766/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه آقای علیرضا رضاعی به نمایندگان سازمان جهانی بهداشت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/41358</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/41358?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Sep 2020 07:55:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[استمداد از مجامع بین المللی]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان جهانی بهداشت]]></category>
		<category><![CDATA[پویش خانواده های انجمن نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=41358</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای علیرضا رضاعی که برادرش احمد در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی گرفتار است، طی نامه ای به نمایندگان سازمان بهداشت جهانی در تیرانا مراتب نگرانی خود را ابراز نموده و خواهان اقدام فوری شد. متن نامه به قرار زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم با سلام نماینده محترم سازمان بهداشت جهانی در آلبانی اینجنانب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/41358">نامه آقای علیرضا رضاعی به نمایندگان سازمان جهانی بهداشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای علیرضا رضاعی که برادرش احمد در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی گرفتار است، طی نامه ای به نمایندگان سازمان بهداشت جهانی در تیرانا مراتب نگرانی خود را ابراز نموده و خواهان اقدام فوری شد.</p>
<div id="attachment_41359" style="width: 650px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-41359" class="size-full wp-image-41359" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei_Ahmad_Family.jpg" alt="علیرضا رضاعی برادر احمد رضاعی " width="640" height="402" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei_Ahmad_Family.jpg 640w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei_Ahmad_Family-300x188.jpg 300w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /><p id="caption-attachment-41359" class="wp-caption-text">علیرضا رضاعی برادر احمد رضاعی</p></div>
<p>متن نامه به قرار زیر است:</p>
<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
با سلام<br />
نماینده محترم سازمان بهداشت جهانی در آلبانی<br />
اینجنانب علیرضا رضاعی برادر احمد رضاعی می باشم که بیش سی سال است که در فرقه رجوی گرفتار شده است.</p>
<p>پاندمی ویروس کرونا و خبرهایی که از فوت چند عضو سازمان مجاهدین در آلبانی بدلیل آلودگی به این ویروس کرونا به گوش ما رسیده است ، من و خانواده ام را بسیار نگران نموده چرا که ما بدلیل محدودیت هایی که فرقه رجوی ایجاد می کند امکان تماس با برادرم را نداریم .</p>
<p>از شما درخواست دارم تا سازمان بهداشت جهانی در آلبانی از اردوگاه آنها بازدید و وضعیت رعایت پروتکل های بهداشتی را چک نموده و همچنین امکان تماس ما با برادرم را مهیا نماید تا از نگرانی خارج شویم.</p>
<p>با سپاس فراوان<br />
علیرضا رضاعی<br />
ایران – مازندران – بهشهر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/41358">نامه آقای علیرضا رضاعی به نمایندگان سازمان جهانی بهداشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/41358/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ملاقاتی شرم آور برای دولت آلبانی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/31265</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/31265?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Sep 2019 06:25:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[احمد رضاعی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[حسن شعبانپور]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=31265</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانواده های استان مازندران ملاقات ایلیرمتا رئیس جمهور آلبانی با مریم رجوی را شرم آور می دانند. تعدادی از خانواده های استان مازندران برای دیدار با دوستان جدا شده در دفتر انجمن نجات استان حضور یافتند. مسئول انجمن نجات ضمن خوشامدگویی به خانواده ها ابتدا گزارشی از فعالیت های اخیر سازمان در صحنه بین المللی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/31265">ملاقاتی شرم آور برای دولت آلبانی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">خانواده های استان مازندران ملاقات ایلیرمتا رئیس جمهور آلبانی با مریم رجوی را شرم آور می دانند.</p>



<div class="wp-block-image">
<figure class="aligncenter"><img decoding="async" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nejat_Families_Maz_201909.jpg" alt=" class=" /></figure>
</div>



<p class="wp-block-paragraph">تعدادی از خانواده های استان مازندران برای دیدار با دوستان جدا شده در دفتر انجمن نجات استان حضور یافتند. مسئول انجمن نجات ضمن خوشامدگویی به خانواده ها ابتدا گزارشی از فعالیت های اخیر سازمان در صحنه بین المللی و داخلی برای خانواده ها بیان داشت. در ضمن در مورد خبر اخراج بولتون از کاخ سفید حرف زده شد و خانواده ها از این مسئله استقبال نمودند و عنوان داشتند اکنون مریم رجوی عزادار است و باید خودش را به فرد دیگری آویزان کند.<br />در ادامه از وضعیت تشکیلات سازمان که اکنون با استقرار دائم مریم رجوی در اشرف سه عملاٌ نشان می دهد وضعیت بسیار خراب است آنان سعی می کنند بیشترین فشار را به نیروهای سازمان وارد کنند تا کسی جرات جدا شدن به ذهنش نزند به همین خاطر در این پروسه یک ماهه شاهد چندین نشست و اجرای شوهای مختلف از جانب مریم رجوی بودیم تا بتوانند با حرفهای تکراری به نیروهای خود انگیزه بدهد.<br />در ضمن دستگاه تبلیغاتی رجوی با بزرگ کردن فعالیت های سازمان در اشرف سه قصد دارد برای خود وجهه ای بخرد چون می داند تعداد زیادی از اعضای سازمان جدا شدند و اکنون در کشورهای مختلف به زندگی خود ادامه می دهند اما ترس مریم رجوی از این است که شاید روزی برسد که دیگر کار از کار گذشته باشد و دیگر هیچ نیرویی برایش باقی نماند و به همین خاطر سعی می کند بیشترین فشار را بر نیروهای خود وارد کند تا کسی جرات خارج شدن نداشته باشد. <br />اما خبری که منتشر شده در مورد ملاقات رئیس جمهور آلبانی با مریم رجوی در اشرف سه می باشد که این خبر می تواند برای سرگرمی افراد فرقه رجوی در اشرف سه مفید باشد چون اکنون بعد از ضربه اخراج بولتون از کاخ سفید این ملاقات می تواند مرهمی بر هزاران درد سازمان باشد. <br />در ادامه صحبت های مسئول انجمن نجات <strong>آقای کرمعلی شعبانپور</strong> برادر <strong>حسن شعبانپور</strong> که هنوز تحت مغزشویی فرقه رجوی قرار دارد عنوان داشت که وضعیت سازمان از آن چیزی که فکر می کنیم خرابتر است چون اخباری که به دستمان می رسد نشان از وضعیت خراب تشکیلات رجوی در اشرف سه دارد و ما نباید فریب تبلیغات رجوی را بخوریم چون من و بقیه خانواده ها مدتها در اطراف اشرف در عراق ماندیم و شاهد بودیم که رجوی ها چگونه با خانواده ها برخورد می کردند و در نهایت کار به جایی کشید که دیگر هیچ مرزی در برخورد با خانواده ها باقی نگذاشتند و شدیدترین توهین ها را به خانواده ها می کردند. اگر اعضای سازمان را به کشور آلبانی فرستادند به این خاطر بوده که دیگر خانواده ها نتوانند با نفرات خود ملاقاتی داشته باشند و از ریزش نیرو جلوگیری کنند ولی شاهد بودیم که با تمام حقه بازی و کلاشی هنوز نفرات از مناسبات جهنمی رجوی فرار می کنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند.<br />آقای <strong>علیرضا رضاعی</strong> برادر <strong>احمد رضاعی</strong> که او هم مانند بقیه نفرات اسیر تشکیلات رجوی می باشد عنوان داشت که اخراج بولتون از کاخ سفید ضربه بسیار بزرگی به رجوی و تشکیلاتش بوده است چون شاهد بودیم که سال گذشته رجوی جنایت کار چگونه استراتژی سرنگونی خود را روی حرفهای مسخره وی سوار نمود. بولتون عنوان داشت که حکومت ایران چهل سالگی انقلاب را نخواهد دید با این حرف بود که رجوی پیامی به نیروهای خود داد که دیگر سرنگونی در دسترس است و بهتر است همه نفراتی که مشکل دارند تا سالگرد انقلاب اسلامی در مناسبات باقی بمانند چون به گفته بولتون حکومت ایران سرنگون خواهد شد ولی چه شد مردم ایران سالگرد چهل سال انقلاب خود را جشن گرفتند و مشت محکمی به دهان یاوه گویان غربی زدند و اکنون هم شاهد هستیم که او از کاخ سفید اخراج شد و نحسی رجوی او را گرفت تا بتواند ادامه بازنشستگی خود را در کنار مریم رجوی بگذراند. <br />ادامه دارد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/31265">ملاقاتی شرم آور برای دولت آلبانی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/31265/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
