<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/اصرار-مجاهدین-بر-استراتژی-خشونت</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 18 Oct 2026 11:35:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/اصرار-مجاهدین-بر-استراتژی-خشونت</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>تحلیل رفتار رسانه‌ای و بحران مشروعیت مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69886</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69886?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2026 11:34:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69886</guid>

					<description><![CDATA[<p>بار دیگر رسانه‌های تبلیغاتی مجاهدین خلق سناریویی تازه را برای بازگشت به صدر اخبار رسانه‌های فارسی‌زبان ساخته اند؛ سناریویی که شباهت‌های بسیار با الگوهای تبلیغاتی پیشین این تشکیلات دارد. این اقدامات بیانگر این نکته مهم است که تشکیلات رجوی با بحران جدی اعتبار اجتماعی روبه‌رو است. سال گذشته، زمانی که اعتراضات دی ماه در جریان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69886">تحلیل رفتار رسانه‌ای و بحران مشروعیت مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بار دیگر رسانه‌های تبلیغاتی مجاهدین خلق سناریویی تازه را برای بازگشت به صدر اخبار رسانه‌های فارسی‌زبان ساخته اند؛ سناریویی که شباهت‌های بسیار با الگوهای تبلیغاتی پیشین این تشکیلات دارد. این اقدامات بیانگر این نکته مهم است که تشکیلات رجوی با بحران جدی اعتبار اجتماعی روبه‌رو است.</p>
<p>سال گذشته، زمانی که اعتراضات دی ماه در جریان بود، مجاهدین خلق با طرح ادعای حمله به بیت رهبری تلاش کردند توجه رسانه‌ها را به خود جلب کنند. اکنون نیز پس از حواشی تجمعات نیویورک، پاریس و شکست تبلیغاتی ماراتن ۱۰ اکتبر، تشکیلات بار دیگر با ادعای حمله به ستاد مرکزی قوه قضائیه جمهوری اسلامی وارد میدان شده است.</p>
<p>انتشار اخبار دروغ از سوی رسانه‌های مجاهدین در شرایطی رخ می‌دهد که این تشکیلات با پرسشی اساسی از سوی افکار عمومی مواجه‌اند: &#8220;بدنه اجتماعی واقعی این سازمان کجاست؟&#8221; سازمانی که سال‌هاست خود را آلترناتیو اصلی جمهوری اسلامی معرفی می‌کند و ادعا می‌کند که &#8220;کانون‎های شورشی&#8221; و &#8220;هسته‌های مقاومت&#8221; فعال در ایران دارد، هر روز با این چالش مواجه است که ثابت کند از حمایت واقعی مردم ایران برخوردار است؛ حمایتی که با تبلیغات رسانه‌ای، برگزاری تجمعات پرهزینه، حضور سیاستمداران بازنشسته خارجی و انتشار بیانیه‌های پرطمطراق قابل اثبات نیست.</p>
<p>پدیده انتشار اخبار و ادعاهای مربوط به &#8220;عملیات‌های نظامی&#8221; یا &#8220;حملات درون‌شهری به نهادهای حکومتی&#8221; بدون ارائه هیچ‌گونه سند تصویری، مدرک مستند یا تاییدیه مستقل، یکی از الگوهای تکرارشونده در تاریخ سازمان مجاهدین خلق است. در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای از این پدیده با عنوان جنگ روانی، پروپاگاندای رسانه‌ای یا انحراف دهنده افکار عمومی یاد می‌شود. بر اساس پژوهش‌های تاریخی و علوم سیاسی درباره گروه‌های شبه‌نظامی و فرقه‌ای، این‌گونه اقدامات سناریوهای ازپیش‌تعیین‌شده‌ای هستند که اهداف مشخصی را دنبال می‌کنند.</p>
<p>برای درک چرایی انتشار اخبار عملیات‌های ساختگی از سوی مجاهدین خلق، می‌توان دلایل زیر را مدنظر قرار داد:</p>
<h3>بقا در فضای رسانه‌ای و مقابله با بحران هویت و مشروعیت:</h3>
<p>هنگامی که یک سازمان سیاسی یا شبه‌نظامی با ریزش شدید نیرو، جدایی کادرهای قدیمی، شکست‌های پی‌درپی سیاسی (مانند ناکامی‌های تجمع‌های پاریس و نیویورک یا چالش‌های استقرار در آلبانی) و از فقدان پایگاه اجتماعی در طول سالیان مواجه می‌شود، برای زنده نگه داشتن نام خود در سپهر رسانه‌ای دست به تولید &#8220;رویدادهای ساختگی&#8221; می‌زند. در غیاب حمایت مردمی در داخل کشور، تولید &#8220;عملکرد&#8221; برای مصرف درون سازمانی و حفظ نیروها و گزارش‌دهی به حامیان مالی و سیاسی خارجی، به یک ضرورت حیاتی برای بقای تشکیلاتی تبدیل می‌شود.</p>
<h3>حفظ انسجام درونی و روحیه دادن به بدنه تشکیلاتی:</h3>
<p>در ساختارهای با ماهیت فرقه‌ای، بدنه هوادار و اعضای باقی‌مانده که تحت کنترل شدید اطلاعاتی و فکری قرار دارند، به طور مداوم نیازمند اثبات پویایی و کارآمدی سازمان هستند. ادعای انجام عملیات در امنیتی‌ترین نقاط پایتخت (مانند محدوده نهادهای عالی حاکمیتی چون بیت رهبری و ستاد مرکزی قوه قضاییه) تلاشی است برای القای این مفهوم به نیروهای درون تشکیلات که سازمان همچنان قدرتمند، فعال و دارای توان رزمی است تا از ریزش بیشتر نیروها جلوگیری شود.</p>
<h3>جنگ روانی، پروپاگاندا و ایجاد سروصدای رسانه‌ای:</h3>
<p>هدف اصلی این‌گونه سناریوها نه پیروزی نظامی &#8211;که با توجه به واقعیات میدانی غیرممکن است&#8211; بلکه تسخیر موقت ترندهای شبکه‌های اجتماعی و کشاندن بحث رسانه‌ها به سمت توانایی‌های ادعایی این گروه است. ایجاد هیاهو پیرامون موضوعاتی چون &#8220;حمله به مراکز حساس&#8221; ابزاری برای تحت‌الشعاع قرار دادن اعتراضات مردمی اصیل یا انحراف توجه از شکست‌های سیاسی مجاهدین خلق است.<br />
سازمان مسعود رجوی با انتشار اخبار دروغین درباره عملیات‌های ساختگی تلاش می‌کند تا بر بحران شدید مشروعیت، انزوای سیاسی و ریزش نیروهای خود سرپوش بگذارد. این‌گونه سناریوهای رسانه‌ای، فراتر از یک تاکتیک نظامی، تلاشی نمایشی برای حفظ انسجام درونی تشکیلات و بقا در سپهر رسانه‌ای محسوب می‌شوند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69886">تحلیل رفتار رسانه‌ای و بحران مشروعیت مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69886/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق از &#8220;راه طی‌شده&#8221; تا &#8220;راه انحراف&#8221;</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69879</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69879?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2026 04:52:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69879</guid>

					<description><![CDATA[<p>بهمن 1357 صرفاً تاریخ سقوط یک شاه و جابه‌جایی هیئت حاکمه در صحنه سیاست ایران نبود؛ بلکه زلزله‌ای معرفتی بود که بنیان مشروعیت و حاکمیت و معنویت را در تاریخ معاصر دگرگون کرد. هرچه زمان گذشت، نور معنویت اسلام و آزادی‌خواهی برخاسته از انقلاب، بیش از پیش در جهان انعکاس یافت و ابعاد تازه‌ای از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69879">مجاهدین خلق از &#8220;راه طی‌شده&#8221; تا &#8220;راه انحراف&#8221;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بهمن 1357 صرفاً تاریخ سقوط یک شاه و جابه‌جایی هیئت حاکمه در صحنه سیاست ایران نبود؛ بلکه زلزله‌ای معرفتی بود که بنیان مشروعیت و حاکمیت و معنویت را در تاریخ معاصر دگرگون کرد. هرچه زمان گذشت، نور معنویت اسلام و آزادی‌خواهی برخاسته از انقلاب، بیش از پیش در جهان انعکاس یافت و ابعاد تازه‌ای از پیام آن آشکار شد. حقیقت گفتمان انقلاب اسلامی به‌رهبری امام خمینی، حرکتی توحیدی علیه تمام مظاهر حاکمیتی نظام سلطه و استعمار جهانی با تمام پشتوانه فلسفی‌اش بود؛ حرکتی بنیادی که سرنگونی استبداد پهلوی را نه هدف نهایی، بلکه گام نخست برای اقامه حاکمیت مطلق الهی و ابتناء تمام ساحات فردی و اجتماعی بر شریعت اسلامی می‌دانست.</p>
<p>در این منشور فکری، انقلاب اسلامی پیام‌آور گسست کامل از نظامات حکمرانی مبتنی بر اومانیسم، استبداد و سلطه بود و از طرف دیگر بر حکمرانی با محوریت مردم و مرجعیت دین برای اداره عادلانه جامعه تأکید می‌کرد، بدین ترتیب، انقلاب 57 نه‌فقط یک تغییر حکومت، بلکه رستاخیزی عقیدتی و تجدیدعهد تاریخی ملتی بود که سعادت و حیات سیاسی خویش را ذیل حاکمیت اسلام جست‌وجو می‌کرد. اما برای برخی جریان‌های دیگر انقلاب بیش از آنکه یک دگرگونی بنیادین در مبانی حاکمیت باشد، می‌توانست در حد انتقال قدرت و دستیابی به آزادی‌های سیاسی و اصلاح ساختارها معنا پیدا کند.</p>
<h3>مرز اعتراض و ترور شکسته شد</h3>
<p>سازمان رجوی پیش از ورود رسمی به فاز مسلحانه نیز درگیر رویارویی سیاسی با جمهوری اسلامی شده بود؛ اما پس از 30 خرداد 1360، صورت مسئله تغییر کرد، مخالفت سیاسی دیگر تنها در قالب سخنرانی، بیانیه و رقابت سیاسی دنبال نمی‌شد، ترور، بمب‌گذاری و عملیات مسلحانه به ابزار اصلی بخشی از مخالفان تبدیل شد.</p>
<p>هفتم تیر، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت ده‌ها تن از مسئولان و نیروهای انقلاب؛ هشتم شهریور، انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر؛ و سپس موجی از ترورهای خیابانی، فضای کشور را به‌شدت امنیتی و ملتهب کرد، در این میان، مسئله فقط حذف چند مقام سیاسی نبود، ترور به سطح جامعه کشیده شده بود؛ به خیابان، بازار، محل کار و محله‌ها، و کاسب و کارمند و شهروند عادی، هر یک می‌توانست قربانی عملیات مسلحانه شود،</p>
<p>اما شاید یکی از تلخ‌ترین ابعاد این ماجرا، قربانی شدن نسلی از جوانان بود؛ نسلی که بخشی از آنان در فضای تبلیغاتی و هیجانی سازمان قرار گرفته بودند و در فاصله‌ای کوتاه از فعالیت سیاسی به مواجهه مسلحانه با جامعه و حکومت رسیدند،</p>
<p>در چنین شرایطی، دیگر بحث فقط بر سر مخالفت سیاسی نبود، پرسش مهم‌تری شکل گرفته بود؛ چگونه می‌توان جوانی را که دیروز با شعار آزادی وارد میدان شده بود، به جایی رساند که امروز اسلحه به‌روی مردم خود بکشد؟ اگر یک جریان سیاسی سلاح به‌دست بگیرد، آیا همچنان باید با زبان اعتراض سیاسی درباره آن سخن گفت؟</p>
<h3>تریبونی در میانه انفجار و ترور</h3>
<p>15 مهر 1360، یکی از پاسخ‌های مناقشه‌برانگیز به همین پرسش را در برابر افکار عمومی قرار داد، بازرگان، پشت تریبون مجلس شورای اسلامی رفت تا در جایگاه ناطق پیش از دستور سخن بگوید، کشور هنوز در شوک ترورها و انفجارهای ماه‌های گذشته بود، پیکر قربانیان یکی پس از دیگری تشییع می‌شد و جامعه درگیر خشونتی بود که دیگر نمی‌شد آن را صرفاً یک منازعه میان گروه‌های سیاسی نامید، با این حال، بازرگان در سخنان خود درباره اعضای مسلح سازمان مجاهدین خلق، ادبیاتی به‌کار برد که واکنش شدید نمایندگان را برانگیخت، اما بخش حساس نطق او از جایی آغاز شد که درباره نیروهای درگیر در خشونت‌های سیاسی سخن گفت. بازرگان، جوانان هوادار و وابسته به جریان‌ رجوی را قربانیان این وضعیت معرفی کرد و آنان را نونهالان دختر و پسرکان وابسته و هوادار خواند؛ جوانانی که به‌تعبیر او، در درگیری‌های خیابانی و دادگاه‌های انقلابی قربانی شده‌اند.</p>
<p>توصیف او از این جوانان نیز قابل تأمل بود، بازرگان آنان را جگرگوشه‌ها و پرورش‌یافتگان امید این مملکت دانست و درباره وضعیتشان گفت؛ &#8220;عاشق‌وار یا دیوانه‌وار، فداکار یا گناهکار، در طاس لغزنده افتاده‌اند.&#8221;، حتی در برابر اتهام وابستگی به آمریکا نیز تصریح کرد که جوانان جانباز در خانواده‌های آمریکایی، زاده و بزرگ نشده‌اند که بتوان آنان را مزدور خواند.</p>
<p>آیا وقتی یک جریان سیاسی اسلحه به‌دست می‌گیرد و مردم را هدف قرار می‌دهد، می‌توان خشونت او را همچنان در چارچوب ادبیات اعتراض سیاسی توضیح داد؟</p>
<p>تنش در صحن مجلس بالا گرفت و سرانجام بلندگوی تریبون بازرگان قطع شد، این اتفاق بعدها به یکی از سوژه‌های مهم جنگ روایت‌ها درباره جمهوری اسلامی تبدیل شد، روایتی که بعدها درباره این حادثه ساخته شد، ساده بود: بازرگان منتقد حکومت بود؛ مجلس تحمل انتقاد نداشت؛ بلندگوی او را قطع کردند؛ پس جمهوری اسلامی مخالف آزادی بیان بود، اما این روایت، یک حلقه مهم را از داستان حذف می‌کرد، مسئله خانه ملت فقط انتقاد از حکومت نبود، در آن روز، موضوع سخن درباره جریانی بود که پس از ورود به فاز مسلحانه، عملیات تروریستی انجام داده بود و قربانیان آن غیر از مسئولان میان مردم عادی نیز دیده می‌شدند، بنابراین، اختلاف بر سر این نبود که آیا بازرگان حق انتقاد دارد یا نه؛ اختلاف بر سر این بود؛</p>
<p>آیا تریبون رسمی مجلس می‌تواند محل تئوریزه کردن خشونت مسلحانه و تبدیل عاملان ترور به قربانیان سیاسی باشد؟ مجلس شورای اسلامی نمی‌توانست بپذیرد که از تریبون رسمی، نظامی که روزانه پیکرهای قربانیان ترور را تشییع می‌کند، جنایات قاتلان‌شان تحت پوشش تلافی‌های ناچارانه تطهیر شود. برخورد نمایندگان، مرزبندی شفاف میان نقد سیاسی در چارچوب قانون و سفیدشویی جنایات یک گروه تروریستی بود.</p>
<p>انتشار اخبار این نطق، موجی از اعتراض را در افکار عمومی به‌راه انداخت. این سخنان، در جامعه‌ای که هر روز شاهد تشییع قربانیان ترور بود، با اعتراض‌های گسترده‌ای روبه‌رو شد و جایگاه نهضت آزادی و شخص بازرگان را در افکار عمومی بیش از پیش در معرض سؤال قرار داد،</p>
<p>در سطح رهبری و مسئولان نظام نیز پاسخ به این رویکرد کاملاً شفاف بود؛ همان‌گونه که حضرت امام خمینی پیشتر و پس از آن اتمام‌حجت کرده بودند، مادامی که یک گروه اسلحه به‌روی ملت و اسلام کشیده است، سخن از آزادی مبارزه مغالطه‌ای بیش نیست و قلم‌هایی که خشونت مسلحانه را مشروعیت می‌بخشند، در جنایات همان تفنگ‌ها شریکند.</p>
<p>پس از این حادثه که بازرگان با واکنش قاطع مجلس و افکار عمومی مردم مواجه شد، اما در روایت‌هایی که بعدها از این حادثه ساخته شد، ماجرا به‌تدریج صورت دیگری پیدا کرد؛ روایتی که می‌کوشید برخورد مجلس با بازرگان را نه در متن خشونت‌های مسلحانه سال 1360، بلکه به‌عنوان نمونه‌ای از سرکوب آزادی بیان توسط مجلس ارتجاع بازنمایی کند. محور اصلی این عملیات بر این فرض استوار بود که جمهوری اسلامی با هرگونه نقد، مخالفت و با آزاداندیشی سر جنگ دارد و برخورد مجلس با مهندس بازرگان و قطع بلندگوی او، دلیل اثبات انسداد سیاسی و سرکوب آزادی بیان در نظام است.</p>
<p>در پاسخ به این شایعه‌پراکنی و فریب رسانه‌ای، بازخوانی دقیق اسناد تاریخی نشان می‌دهد که برخورد مجلس، برخورد با آزادی اندیشه نبود، بلکه ایستادگی در برابر تئوریزه‌کردن و مشروعیت‌بخشی به تروریسم بود. هیچ نظام سیاسی و هیچ جامعه عاقلی به تریبون رسمی خود اجازه نمی‌دهد که به ابزاری برای تطهیر جنایتکاران مسلح و مشروعیت‌بخشی به کشتار مردم تبدیل شود.</p>
<p>پاسخ بنیادی نظام اسلامی به این خط خبری، منطبق بر منطق صریح حضرت امام خمینی بود. ایشان در اتمام‌حجت‌های خود صراحتاً بیان داشتند که نمی‌توان هم‌زمان دست به اسلحه برد، به‌روی ملت تیغ کشید، خشونت خیابانی راه انداخت و آن‌گاه پشت نقاب آزادی بیان و مظلومیت پنهان شد. گفتگو و آزادی سیاسی تنها زمانی معنا دارد که سلاح‌ها به زمین گذاشته شوند؛ زیرا قیام مسلحانه علیه امنیت ملت، محاربه است نه نقد و آزاداندیشی.</p>
<h3>بذرهای یک التقاط؛ از بازرگان تا سازمان</h3>
<p>اما برای فهم اینکه چرا سخنان بازرگان در 15 مهر چنین اهمیتی پیدا کرد، هنوز یک سؤال اساسی بی‌پاسخ مانده است؛ بازرگان چرا در برابر سازمانی که وارد مبارزه مسلحانه شده بود، چنین ادبیات عاطفی به‌کار برد؟ و از آن مهم‌تر این‌که؛ چه‌نوع دستگاه فکری می‌تواند در مواجهه با یک جریان مسلح، ماهیت خشونت آن را نادیده بگیرد و از آنان پدرانه حمایت کند؟</p>
<p>پاسخ این سؤال را نمی‌توان فقط در فضای سیاسی سال 1360 جست‌وجو کرد، برای یافتن ریشه‌های آن، باید به سال‌های پیش از انقلاب برگشت، سال‌هایی که جریان موسوم به روشنفکری دینی جدید در ایران در حال شکل‌گیری بود. یکی از مهم‌ترین چهره‌های این جریان، مهندس مهدی بازرگان بود. بازرگان تحت‌تأثیر شدید دستاوردهای علوم تجربی غرب قرار داشت، روش‌شناسی فکری او بر این فرض استوار بود که علوم تجربی و پوزیتیویستی عالی‌ترین مرجع قضاوت‌ها در ساحات زندگی بشر حتی در قلمرو دین است. بازرگان تلاش می‌کرد معارف توحیدی، مفاهیم غیبی و احکام شرعی را ذیل قوانین علم تجربی تحلیل کند؛ تا جایی که وجود روح را در قالب فعل‌وانفعالات سلولی و مادی توجیه می‌کرد و معاد و قیامت را نه امری فرامادی، بلکه پرده‌ای از تحولات مادی جهان طبیعت می‌دانست.</p>
<p>شاخص‌ترین اثر فکری بازرگان، کتاب&#8221;راه طی‌شده&#8221; بود. تز مرکزی این کتاب بر این ادعا استوار بود که بشر از روی دانش و کوشش و با پای خود راه سعادت در زندگی را یافته است و این راه سعادت تصادفاً همان است که انبیاء نشان داده بودند.</p>
<p>بازرگان سیر تکامل بشر را جاده‌ای خطی روایت می‌کرد که در آن انسان ابتدا از مرحله حیوانی به اخلاق اجتماعی سکولار می‌رسد و در آخر به عبادت خالق نائل می‌شود. در این الگوی تفکر، عبودیت و توحید نه مبدأ، اساس و علت غایی حرکت انسان، بلکه حاصل پایانی یک سیر تجربی و سکولار تلقی می‌شد.</p>
<p>نقد اصلی به بازرگان از سوی منتقدان فکری او، صرفاً استفاده از علم نبود؛ مسئله، جایگاه معرفتی‌ای بود که برای علم تجربی در تبیین دین قائل می‌شد. این انحراف با نقد جدی فیلسوفان و اندیشمندان اصیل حوزه علمیه روبه‌رو بود. علامه طباطبایی با نقد روحیهٔ حسی در مفسّران تجربی‌گرا، هشدار می‌دهد که غرق‌شدن در علوم طبیعی حس‌محور موجب شده است این افراد تمام معارف غیبی قرآن مانند عرش، لوح، وحی و فرشتگان را به امور مادی یا متغیرهای روانی و اجتماعی تنزل دهند.</p>
<p>شهید آیت‌الله مطهری نقد تفصیلی خود را بر اثر &#8220;راه طی‌شده&#8221; در اصول فلسفه و روش رئالیسم و مباحث معاد ارائه کرد. شهید مطهری تأکید کرد که مطالعه حسی طبیعت صرفاً تا مرز ماوراءالطبیعه پیش می‌رود و هرگز قادر نیست ذات الوهیت، غیب و معاد را اثبات کند و این روش در نهایت به تسلیم در برابر ماتریالیسم منجر می‌شود،</p>
<p>اما اهمیت تاریخی این بحث زمانی بیشتر می‌شود که ببینیم همین الگوی فکری چگونه به نسل مبارز جوان منتقل شد. در آموزش‌های اولیه سازمان مجاهدین، آثار بازرگان کنار قرآن، نهج‌البلاغه و دیگر منابع اسلامی مورد استفاده قرار گرفتند. در برخی اسناد و پژوهش‌های تاریخی، &#8220;راه طی‌شده&#8221; در شمار متون مهم آموزشی سازمان آمده است. نسلی که می‌خواست اسلام را با زبان علم و مبارزه توضیح دهد، به‌تدریج با دستگاه‌های فکری جدیدی مواجه شد که می‌کوشیدند تاریخ، جامعه و انسان را با الگوهای مادی توضیح دهند، و درست در همین نقطه، مسئله التقاط شکل گرفت و در نهایت، سازمانی پدید آمد که بذری با ادبیات اسلام را در قلب‌ها می‌کاشت اما ریشه آن به‌سمت ایدئولوژی اومانیسم و مارکسیسم و مادی‌گرایی حرکت می‌کرد، چنین جریانی، خواه ناخواه، می‌توانست در میدان رقابت قدرت‌های بزرگ نیز مورد بهره‌برداری قرار گیرد؛ زیرا جریان‌های التقاطی، از یک سو توانایی سخن گفتن با مخاطب مذهبی را داشتند و از سوی دیگر، به‌دلیل بهره‌گیری از الگوهای فکری بیگانه، قابلیت هم‌زبانی با گفتمان‌های رقیب و حتی بهره‌برداری قدرت‌های بیرونی را پیدا می‌کردند،</p>
<p>با این همه، نمی‌توان نقطه آغاز سازمان مجاهدین را با آنچه سال‌ها بعد از آن ساخته شد یکسان دانست، حلقه اولیه سازمان، خود را مسلمان و مبارز می‌دانست؛ جوانانی که با انگیزه دینی وارد میدان مبارزه شده بودند و در فضای فکری آن روز، پای منبر آیت‌الله طالقانی در مسجد هدایت می‌نشستند، نام امام خمینی نیز برای بسیاری از آنان، نماد مبارزه با استبداد و دفاع از اسلام بود، اما میان آن نقطه آغاز و آنچه بعدها بر سر سازمان آمد، فاصله‌ای شکل گرفت؛ فاصله‌ای که فقط یک تغییر سیاسی نبود.</p>
<h3>جایی که نفاق، جای التقاط را گرفت</h3>
<p>آن بذر کاشته‌شده، برای آنکه به یک جریان سیاسی اثرگذار تبدیل شود، به مرحله دیگری نیاز داشت؛ مرحله‌ای که در آن، اسلام از قلب‌ها حذف شود، اینجاست که نام مسعود رجوی وارد این روایت می‌شود، یک ماه قبل از دستگیری گسترده اعضای سازمان، مسعود رجوی در کمال همکاری با ساواک همه اعضا را معرفی کرد. پس از ضربه‌های سنگین ساواک و دستگیری گسترده اعضای سازمان، تشکیلات با خلأ رهبری و بحران ایدئولوژیک مواجه شد، بخشی از نیروها سرانجام به مارکسیسم گرایش پیدا کردند و راه خود را آشکارا از اسلام جدا کردند؛ اما مسعود رجوی مسیر دیگری را رفت. او فهمیده بود که فاصله گرفتن صریح از زبان اسلام، به‌معنای از دست دادن بخش مهمی از سرمایه اجتماعی و مذهبی سازمان است، بنابراین، به‌خلاف کسانی که تغییر ایدئولوژی خود را آشکارا اعلام کردند، رجوی زبان اسلامی سازمان را حفظ کرد و کوشید مفاهیم مارکسیستی و مادی را در همان ادبیات اسلامی بیان کند. جریان مارکسیستی می‌توانست صریحاً بگوید که دین متعلق به گذشته است؛ اما سازمان رجوی می‌توانست همچنان از قرآن، توحید، جهاد و شهادت سخن بگوید، بخشی از اعتماد مخاطب مذهبی را حفظ کند ولی عقیده آنان را تغییر دهد و شریعت را حذف کند، این یعنی مبارزه با اسلام، در امتداد همین مسیر بود که مسعود رجوی کتاب اصلی ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق را تحت عنوان &#8220;راه انبیاء، راه بشر&#8221; را دقیقاً بر الگوی &#8220;راه طی‌شده&#8221; نوشت، صراحت این پیوند فکری تا آنجا بود که مسعود رجوی رسماً اعلام کرد مهندس بازرگان از نظر ایدئولوژیک، یکی از نمایندگان فکری سازمان به‌شمار می‌آید و مجاهدین نیز خود را از این نظر مدیون او می‌دانند.</p>
<p>شاید درس امروز 15 مهر همین باشد که در جنگ روایت‌ها، نباید تنها به واژه‌ها اعتماد کرد؛ باید پشت واژه‌ها را دید. بازرگان و رجوی، با همه تفاوت‌های‌شان، در یک زنجیره فکری قابل بررسی قرار می‌گیرند؛ زنجیره‌ای که در آن اسلام از جایگاه مبنای مستقل فاصله گرفت و در دستگاه‌های فکری جدید قرار می‌گیرد، بازرگان این مسیر را در صورت‌بندی خاص خود از نسبت علم و دین دنبال کرد و رجوی آن را به ایدئولوژی سازمانی و سپس به عرصه عمل سیاسی و مسلحانه کشاند. تجربه بازرگان و رجوی نشان داد که حفظ واژگان دینی، لزوماً به‌معنای حفظ مبانی دینی نیست؛ ممکن است زبان اسلام باقی بماند، اما اسلام از جایگاه معیار و مبنا کنار گذاشته شود.</p>
<p>تجربه تاریخی نشان داد تفکری که دین را در قالب علوم تجربی محدود، فرمول‌های مادی و الگوهای توسعه سکولار تقلیل می‌دهد، در بزنگاه‌های سخت تاریخ، به‌جای آنکه راهنما باشد، خود می‌تواند به سرچشمه حیرت و انحراف تبدیل شود.</p>
<p>انقلاب اسلامی از گرداب‌های سنگین سال 1360 عبور کرد و یک حقیقت را به میدان آورد: راه رهایی و سعادت، در آمیختن دین با مکاتب وارداتی و الگوهای مادی نیست؛ در بازگشت به اسلام ناب، ایمان، باور به غیب، حاکمیت الهی و معارف اصیل قرآن و اهل‌بیت(ع) است؛ همان مسیری که انقلاب را از دل آن بحران‌ها عبور داد و همچنان معیار تشخیص راه از بیراهه است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69879">مجاهدین خلق از &#8220;راه طی‌شده&#8221; تا &#8220;راه انحراف&#8221;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69879/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شباهت‌ تروریست‌های جیش الظلم با تروریست‌های رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69880</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69880?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Oct 2026 07:09:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69880</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی به ترورهای اخیر تروریست‌های جیش‌الظلم در شرق کشور نگاه می‌کنیم، می‌توان دریافت عملیات‌های تروریستی این مزدوران با ترورهای سازمان مجاهدین خلق در دهه 60 و 61 شباهت‌های بسیار زیادی با هم دارد. از جمله می‌توان ترور اعضای خانواده در مقابل چشم کودکان‌، حمله به ماشین‌های گشت‌، حمله به مردم بی‌گناه و &#8230; همه در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69880">شباهت‌ تروریست‌های جیش الظلم با تروریست‌های رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی به ترورهای اخیر تروریست‌های جیش‌الظلم در شرق کشور نگاه می‌کنیم، می‌توان دریافت عملیات‌های تروریستی این مزدوران با ترورهای سازمان مجاهدین خلق در دهه 60 و 61 شباهت‌های بسیار زیادی با هم دارد. از جمله می‌توان ترور اعضای خانواده در مقابل چشم کودکان‌، حمله به ماشین‌های گشت‌، حمله به مردم بی‌گناه و &#8230; همه در راستای ایجاد ترس و رعب و وحشت است تا از این طریق مردم را بترسانند و بتوانند به اهداف خود برسند. جنایت‌هایی که معنای واقعی واژه ترور هستند.</p>
<p>تروریست‌ها افراد جنایت‌کاری هستند که به هیچ چیز و هیچ کس رحم نمی‌کنند. از همین روست که دقیقا در مقطعی که کشور درگیر حملات آمریکا و اسرائیل است، شاهد رشد و فعال شدن تروریست‌های جیش الظلم در مناطق شرقی کشور هستیم.</p>
<p>تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق هم در تمام سالهای جنگ ایران و عراق، با حمایت صدام حسین برای ایجاد رعب و وحشت در میان ملت ایران، دست به ترورهای کور می‌زدند. از ترور مغازه‌دار گرفته تا ترور اعضای خانواده در جلوی چشم زنان و کودکان بی‌گناه.</p>
<p>اما حالا بعد از شکست تاکتیک ایجاد ترس و رعب و وحشت توسط تروریست‌های رجوی و داعش اکنون تروریست‌های جیش الظلم سعی دارند راه شکست خورده را باز امتحان کنند.<br />
چیزی که در عملکرد سازمان مجاهدین در مورد دیگر تروریست ها صادق است حمایت تبلیغاتی از آنان می باشد، تروریست های داعش باید عشائر انقلابی نامیده شوند و تروریست های جیش الظلم با عنوان یاران شورشگر و یا سر بدار معرفی شوند و با درج اطلاعیه هایشان عملاٌ از جنایت های انجام گرفته حمایت می کنند. چون خودشان اکنون قدرت ترور در داخل کشور را ندارند به تروریستهای دیگر خط داده تا این گونه ماهیت جنایت کارانه و دشمنی خود را علیه مردم ایران نشان دهند .</p>
<p>در ضمن شباهت دیگر گروه‌های تروریستی مانند رجوی، داعش و جیش‌الظلم در حمایت همه جانبه صهیونیست‌های کودک‌کش از آنان است. سازمان مجاهدین با مشورت و رهنمود دادن به صهیونیست‌ها فکر می‌کنند می‌توانند با ایجاد آشوب در کشور فتنه دیگری تولید کنند.</p>
<p>تروریست‌ها آنقدر کوته فکر هستند که ملت ایران را نمی‌شناسند. مردم ایران نشان داده‌اند در مقابل ترورها و جنایت تروریست‌ها اتحاد‌شان بیشتر می‌شود و هرگز اجازه نخواهند داد که تروریست‌ها بیشتر به جنایت خود ادامه دهند.</p>
<p>حال باید دید که تروریست‌های جیش الظلم در انجام جنایت تا کجا پیش خواهند رفت چون هر کسی که با رجوی همکاری نمود در نهایت شکست و مرگ بر سر راهش خواهد بود .<br />
تفاوتی بین تروریست‌های رجوی با داعش و جیش الظلم وجود ندارد. همه آنان تشنه به خون مردم هستند و جان مردم هیچ ارزشی برایشان ندارد و همه آنان مانند نوکر همیشه در خدمت اربابان جنایت کار خود هستند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69880">شباهت‌ تروریست‌های جیش الظلم با تروریست‌های رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69880/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سقوط گفتمان در تشکیلات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69855</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69855?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2026 08:37:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69855</guid>

					<description><![CDATA[<p>یادداشت منتشر شده تحت عنوان سخنگوی مطبوعاتی مجاهدین در یکی از وب سایت های مجاهدین به تاریخ ۲۰ تیر ۱۴۰۵، بیش از آنکه یک بیانیه سیاسی باشد یک سند گویا از سقوط اخلاق گفتمانی در تشکیلات مجاهدین خلق است. استفاده از ادبیاتی مشمئزکننده، بهره گیری از فحاشی های رکیک و تقلیل یک منتقد سیاسی به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69855">سقوط گفتمان در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یادداشت منتشر شده تحت عنوان سخنگوی مطبوعاتی مجاهدین در یکی از وب سایت های مجاهدین به تاریخ ۲۰ تیر ۱۴۰۵، بیش از آنکه یک بیانیه سیاسی باشد یک سند گویا از سقوط اخلاق گفتمانی در تشکیلات مجاهدین خلق است. استفاده از ادبیاتی مشمئزکننده، بهره گیری از فحاشی های رکیک و تقلیل یک منتقد سیاسی به صفاتی چون نجاست و پاچه لیس، نشان دهنده بن بستی است که این سازمان در آن گرفتار شده است. وقتی یک تشکیلات برای پاسخگویی به یک نقد مشخص (موضوع حجاب اجباری) به جای استدلال به هتک حرمت پناه می برد در واقع بر ناتوانی ذاتی خود در درک ابتدایی ترین اصول دموکراسی اعتراف کرده است.<br />
این متن مجاهدین خلق، یک نمونه موزه ای از ادبیات تمامیت خواه است. برای تحلیل این متن باید از سطح محتوا فراتر برویم و به لایه های زیرین این زبان نگاه کنیم. وقتی سازمان از این ادبیات استفاده می کند در واقع بیش از آنکه به منتقد ضربه بزند مشروعیت ادعاهای دموکراتیک خود را نابود می کند. در واقع این متن نه یک نقد سیاسی بلکه یک سلاح واره کلامی است که کارکرد آن، نه اقناع مخاطب بلکه تخریب و تحقیر مطلق سوژه است. این نوشتار کالبدشکافی این زبان تمامیت خواه و چرایی بازگشت سازمان به ادبیات دهه های گذشته است.</p>
<h3>بحران اخلاقی و زبانی مجاهدین خلق</h3>
<p>ادبیات غیراخلاقی استفاده از واژگانی نظیر نجاست، گندیده، استفراغات و لجن پراکنی، نشان دهنده یک مکانیسم دفاعی روانی-سیاسی است. وقتی سازمان یک منتقد یا مخالف را از مقام انسان به مقام نجاست یا زباله تنزل می دهد عملا به هواداران خود مجوز می دهد که دیگر با او وارد بحث منطقی نشوند. در ایدئولوژی تمامیت خواه دشمن حق شنیده شدن ندارد بلکه باید پاک سازی شود. این ادبیات پیش درآمدی است برای توجیه خشونت فیزیکی در دنیای واقعی.<br />
عجیب است جریانی که مدعی مدرنیته و آزادی است از دایره واژگانی استفاده می کند که شباهت غریبی به ادبیات دادگاه های تفتیش عقاید قرون وسطی یا ادبیات لمپنی دهه های ۲۰ و ۳۰ شمسی دارد (چکمه لیس، پاچه لیس، شعبان بی مخ). در واقع بهره گیری از واژگان بدوی و تکفیرگرایانه. این انتخاب واژگان نشان می دهد که سازمان در زمان منجمد شده است یعنی سازمان نه تنها در جغرافیا (آلبانی) بلکه در تاریخ نیز در سال های ۱۳۳۲ یا ۱۳۵۷ متوقف مانده است.</p>
<h3>چرا مجاهدین خلق به ادبیات لمپنی پناه می برد؟</h3>
<p>بخش قابل تامل متن، واکنش تند به موضوع حجاب اجباری است. وقتی سازمان در پاسخ به یک پرسش حقوق بشری (حجاب اجباری) به جای استدلال به فحاشی ناموسی و شخصیتی روی می آورد در حال انحراف افکار عمومی است. این واکنش نشان می دهد که آن ها در برابر یک نقد ساختاری هیچ پاسخ مدرن و دموکراتیکی ندارند لذا برای فرار از پاسخ گویی به ترور شخصیت متوسل می شوند.<br />
نویسنده متن مدام در حال دوقطبی سازی است: مقاومت در برابر شاه یا شیخ. این متن سعی دارد به مخاطب القا کند که هیچ راه سومی وجود ندارد. استفاده از عباراتی مانند ژنرال آیرون ساید یا کودتای ۲۸ مرداد یک پروپاگاندای کلاسیک است تا هر مخالفتی را به استعمار خارجی پیوند بزند. این یعنی: هر کس با ما نیست یا مزدور است یا در حال توطئه برای بازگرداندن دیکتاتوری.<br />
این نوع ادبیات از سه جهت برای جامعه ایران خطرناک و دهشتناک است:<br />
&#8211; سم زدایی از گفتگوی ملی: این ادبیات، فضای سیاسی را به میدان جنگ حیثیتی تبدیل می کند. وقتی سیاست به جای گفتگو به تصفیه حساب خونین تبدیل شود هزینه تغییر سیاسی بسیار بالا می رود.<br />
&#8211; بازتولید استبداد همزاد: این متن نشان می دهد که سازمان مجاهدین از درون به همان الگوی اقتدارگرایی مبتلاست که سال ها شعار می دهد علیه آن می جنگد. سران مجاهدین خلق از همان زبان فحاشی و تحقیر استفاده می کنند که رژیم های فاشیستی و تمامیت خواه علیه مخالفانشان به کار می برند.<br />
&#8211; بی اعتباری مدنی: این ادبیات، سازمان را به یک فرقه تبدیل می کند که قادر نیست با دنیای مدرن، رسانه های آزاد و نهادهای دموکراتیک پیوند بخورد. این یعنی سازمان در جزیره توهمات خود چنان دیواری از خشم و انزجار دور خود کشیده که هیچ نسیم اصلاح یا تفاهمی از آن عبور نمی کند.</p>
<h3>کلام آخر</h3>
<p>این متن بیش از آنکه یک پاسخ سیاسی باشد یک اعتراف نامه است. اعتراف به اینکه مجاهدین خلق در فقدان توانایی برای رقابت در میدان گفتمان دموکراتیک به تنها ابزار باقی مانده شان یعنی ادبیات هتک حرمت پناه برده اند. آن ها با این کلمات، نه دیگران که ماهیت دمکراتیک نداشته خود را به لجن می کشند.<br />
آرش رضایی  (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69855">سقوط گفتمان در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69855/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تطابق نقض حقوق بشر در مجاهدین خلق با استانداردهای بین المللی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69846</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69846?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Oct 2026 08:33:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69846</guid>

					<description><![CDATA[<p>چندی پیش در مطلبی از ژینا (زینب) حسین نژاد، درباره ابعاد مختلف سانسور در تشکیلات مجاهدین خلق، دریافتیم که سانسور سازمان یافته در سطوح مختلف در این تشکیلات در جریان است.   بر اساس خاطرات ژینا حسین‌نژاد، کودک سرباز پیشین مجاهدین و اسناد معتبر تاریخی و حقوق بشری درباره وضعیت داخلی این تشکیلات در کمپ اشرف [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69846">تطابق نقض حقوق بشر در مجاهدین خلق با استانداردهای بین المللی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چندی پیش در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69741">مطلبی</a> از ژینا (زینب) حسین نژاد، درباره ابعاد مختلف سانسور در تشکیلات مجاهدین خلق، دریافتیم که سانسور سازمان یافته در سطوح مختلف در این تشکیلات در جریان است.   بر اساس خاطرات ژینا حسین‌نژاد، کودک سرباز پیشین مجاهدین و اسناد معتبر تاریخی و حقوق بشری درباره وضعیت داخلی این تشکیلات در کمپ اشرف از جمله گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر، ابعاد گوناگون و سیستماتیک سانسور و نقض حقوق بشر را می‌توان با صورت بندی زیر دسته بندی و تحلیل کرد:</p>
<p>انقطاع کامل ارتباط با دنیای خارج: قطع دسترسی به رسانه‌های مستقل، مطبوعات آزاد، رادیو و تلویزیون‌های بیرونی و محدود کردن تمام اطلاعات به منابع داخلی سازمان (شبکه تلوزیونی و وبسایت انحصاری مجاهدین)، باعث ایجاد یک محیط کاملاً ایزوله و کنترل‌شده شده است.</p>
<p>سانسور و دست‌چین کردن اطلاعات: اخبار و اطلاعات بیرونی پیش از رسیدن به بدنه اعضا، به شدت پالایش، سانسور و تحریف می‌شوند تا صرفاً در راستای منافع رهبری سازمان و توجیه خط‌مشی‌های آن قرار گیرند .<br />
کنترل ابزارهای ارتباطی و بولتن‌های محدود: انتشار اخبار صرفاً در قالب بولتن‌های گزینشی محدود یا برنامه‌های رسانه‌ای سازمانی، مانع از آگاهی اعضا از تحولات واقعی جهان خارج و حتی سرنوشت عزیزانشان می‌گردد.</p>
<h3>انطباق ابعاد سانسور در مجاهدین خلق با مصادیق نقض حقوق بشر</h3>
<p>با مطالعه اعلامیه ها و پیمان های بین المللی حقوق بشر، این شیوه از کنترل همه‌جانبه و سانسور شدید اطلاعات در تشکیلات مجاهدین خلق، مصداق بارز مواردی از نقض حقوق بشر در حقوق بین‌الملل است:<br />
نقض حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات: طبق ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، هرکس حق دارد آزادانه به جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات بپردازد. انحصار مطلق رسانه‌ای و محروم کردن افراد از اخبار آزاد، نقض صریح این حق بنیادین است.</p>
<p>ایجاد فضای ارعاب و کنترل ذهنی یا شکنجه روحی: منزوی کردن طولانی‌مدت و بمباران تبلیغاتی اعضا با اطلاعات جهت‌دار، نوعی اعمال فشار روانی و سلب خودمختاری از فرد است که به گفته پژوهشگران حقوق بشر، از مصادیق بارز نقض امنیت روانی و حق استقلال انسانی به شمار می‌رود.</p>
<p>پنهان‌سازی سایر موارد نقض حقوق بشر: سانسور مطلق رسانه‌ای در داخل تشکیلات، سد محکمی در برابر مستندسازی و درز اخبار مربوط به سایر موارد نقض‌ حقوق بشر مانند تجرد اجباری، طلاق اجباری، بازداشت‌های خودسرانه، زندان‌های انفرادی طولانی‌مدت، و فشارهای روانی و جسمی بر منتقدان و افراد خواهان جدایی، ایجاد می‌کند که گزارش‌های متعدد دیده‌بان حقوق بشر و موسسه رند نیز بر آن صحه گذاشته‌اند.<br />
استانداردهای جهانی حقوق بشر همواره بر حفظ استقلال فردی، آزادی اندیشه، ارتباط آزاد با دنیای خارج و عدم به کارگیری شیوه‌های شستشوی مغزی تأکید دارند.</p>
<h3>مکانیسم‌های کنترل ذهن و منزوی سازی افراد در فرقه رجوی</h3>
<p>بنا بر پژوهش‌های انجام‌شده درباره ساختارهای فرقه‌ای و به ویژه خاطرات اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق و در مورد اخیر خاطرات ژینا حسین نژاد، مکانیسم‌های کنترل ذهن و منزوی کردن اعضا، در این سازمان ابعاد گوناگونی داشته است.</p>
<p>ایزولاسیون کامل حسی و ارتباطی: همان‌طور که در خاطرات ژینا اشاره شد، قطع دسترسی به دنیای خارج، ممنوعیت استفاده از تلفن، نامه‌نگاری آزاد، رادیو و تلویزیون‌های مستقل، باعث قطع ارتباط فرد با واقعيات جامعه می‌شود. این امر مصداق بارز ایجاد حصارهای اطلاعاتی است تا فرد هیچ‌گونه مرجع مقایسه‌ای برای سنجش درستی باورهای القایی درون تشکیلات نداشته باشد.</p>
<p>کنترل محیط و زمان، اشتغال دائم به کار اجباری: اعضا در پادگان اشرف به طور مداوم با برنامه‌های فشرده، جلسات عقیدتی، کار اجباری و نشست‌های موسوم به &#8220;گزارش روزانه&#8221; و &#8220;عملیات جاری&#8221; ومشغول نگه داشته می‌شوند. هدف از این کار، گرفتن زمان و فرصت تفکر فردی از اعضا است تا مغز فرصتی برای استراحت و پردازش مستقل افکار نداشته باشد.</p>
<p>جلسات انتقاد از دیگری و خودانتقادی: برگزاری جلسات اجباری موسوم به&#8221;غسل هفتگی&#8221; ، &#8220;دیگ&#8221; و &#8220;طعمه&#8221; سطح دیگری از کنترل ذهن است.در این نشست‌های تفتیش عقاید، افراد باید افکار، احساسات و حتی رویاهای شخصی خود را در حضور دیگران اعتراف و نقد کنند. این مکانیسم باعث از بین رفتن حریم خصوصی، خرد شدن اعتماد به نفس فردی و ایجاد وابستگی مطلق به رهبری سازمان می‌شود.<br />
ایجاد احساس گناه و خودسرزنش‌گری مداوم: تشکیلات با متهم کردن مرتب افراد به داشتن ضعف‌های درون‌گروهی یا وابستگی به دنیای خارج یعنی مفاهیمی چون لیبرالیسم و بورژوازی، در افراد احساس گناه شدید ایجاد می‌کند. این تکنیک باعث می‌شد فرد پناهگاه و نجات خود را صرفاً در تبعیت کورکورانه از رجوی بداند.</p>
<h3>انتظارات از نهادهای بین المللی حقوق بشری</h3>
<p>رفتارهای حکمرانان تشکیلات مجاهدین خلق در مقایسه با استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر، حاکی از نقض فاحش حقوق بشر علیه ساکنان کمپ ایزوله اشرف 3 واقع در روستای مانز در شمال کشور آلبانی است.<br />
جدول زیر خلاصه‌ای وضعیت نقض حقوق اعضای مجاهدین خلق  بر اساس استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب دسامبر 1948 و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب دسامبر 1966 را نشان می‌دهد:</p>
<div id="attachment_69848" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69848" class="size-full wp-image-69848" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/HR-Violation-MEK.jpg" alt="جدول تطبیق نقض حقوق بشر در مجاهدین خلق با قوانین بین اللملی" width="700" height="222" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/HR-Violation-MEK.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/HR-Violation-MEK-300x95.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69848" class="wp-caption-text">جدول تطبیق نقض حقوق بشر در مجاهدین خلق با قوانین بین اللملی</p></div>
<p>در برابر نقض سیستماتیک حقوق بشر در تشکیلات و کمپ‌های وابسته به سازمان مجاهدین خلق مانند آنچه پیش‌تر در کمپ اشرف در عراق و سپس در کمپ مانزا در آلبانی گزارش شده است، انتظار می‌رود نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، دولت‌های میزبان و سازمان‌های مدنی مسئولیت‌پذیر گام‌های عملی و جدی بردارند. گزارش‌های متعدد دیده‌بان حقوق بشر و نهادهای حمایتی بر لزوم اقدام فوری در این زمینه تأکید کرده‌اند.<br />
انتظار می‌رود که نهادهای حقوق بشری و دولت‌ها با انجام تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه، تضمین آزادی تردد و ارتباط ساکنان اشرف 3 با خانواده‌ها، صیانت از حقوق افراد جداشده و مستندسازی و پیگرد قانونی موارد نقض حقوق بشر در درون قرارگاه مجاهدین خلق، نسبت به آنچه روزانه در ساختار حکمرانی مسعود و مریم رجوی رخ می‌دهد، بی تفاوت نباشند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69846">تطابق نقض حقوق بشر در مجاهدین خلق با استانداردهای بین المللی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69846/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وضعیت پیچیده مجاهدین خلق در چندگانه مبارزه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69839</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69839?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 11:07:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رضا پهلوی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69839</guid>

					<description><![CDATA[<p>مروری بر فعالیت‌های اخیر سازمان مجاهدین خلق نشان می‌دهد که این تشکیلاتی که همواره مدعی سرنگونی جمهوری اسلامی بود، اکنون تمرکز زیادی بر مبارزه با دیگر اپوزیسیون‌های حکومت ایران و به طور ویژه جریان سلطنت‌طلب دارد. تهدیدی که مریم و مسعود رجوی از سوی سلطنت طلبان احساس می‌کنند چنان است که از چشم هیچ مخاطبی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69839">وضعیت پیچیده مجاهدین خلق در چندگانه مبارزه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مروری بر فعالیت‌های اخیر سازمان مجاهدین خلق نشان می‌دهد که این تشکیلاتی که همواره مدعی سرنگونی جمهوری اسلامی بود، اکنون تمرکز زیادی بر مبارزه با دیگر اپوزیسیون‌های حکومت ایران و به طور ویژه جریان سلطنت‌طلب دارد. تهدیدی که مریم و مسعود رجوی از سوی سلطنت طلبان احساس می‌کنند چنان است که از چشم هیچ مخاطبی پنهان نمانده است. مخاطبان مستقل شاهد هستند که در حالی که رضا پهلوی مورد انتقاد و خصومت بسیاری از مردم ایران است، مجاهدین خلق مورد نفرت اکثریت مردم ایران هستند. وضعیت سازمان مجاهدین خلق در میانه این تناقضات شایان توجه و بررسی است.</p>
<p>در میانه تناقضِ مخالفت هم‌زمان با جمهوری اسلامی و چالش شدید با دیگر جریان‌های اپوزیسیون به‌ویژه سلطنت‌طلبان و شخص رضا پهلوی، وضعیت مجاهدین خلق از زوایای زیر قابل بررسی است:</p>
<h3>ریشه‌های تاریخی دشمنی میان مجاهدین خلق و جریان سلطنت</h3>
<p>تناقض بنیادین میان سازمان مجاهدین خلق و سلطنت‌طلبان ریشه در تاریخ معاصر ایران دارد. مجاهدین که مبارزات خود در دوران پهلوی را بر پایهٔ براندازی نظام پادشاهی و مبارزه مسلحانه بنا نهاده بودند، هرگز نتوانستند با گفتمان بازگشت به سلطنت به توافق برسند. از سوی دیگر، پس از انقلاب ۱۳۵۷ و رویدادهای خونین دهه ۱۳۶۰، به‌ویژه استقرار این سازمان در عراق در دوران جنگ ایران و عراق و هم‌پیمانی با رژیم صدام حسین، شکاف عمیقی میان مجاهدین و بدنهٔ عموم مردم ایران ایجاد شد. این پیشینه تاریخی باعث شده است که بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی نیز از مجاهدین خلق فاصله بگیرند، چرا که همکاری با دولت متخاصم در زمان جنگ، از نظر عرف سیاسی و ملی‌گرایانه ایرانیان خط قرمز بزرگی محسوب می‌شود.</p>
<h3>تقابل با رضا پهلوی و رقابت بر سر رهبری اپوزیسیون</h3>
<p>در سال‌های اخیر و به موازات اعتراضات مردمی، رقابت شدیدی میان مجاهدین خلق به رهبری مریم و مسعود رجوی و جریان‌های حامی رضا پهلوی شکل گرفته است. مجاهدین خلق با راه‌اندازی کارزارهای رسانه‌ای و تجمعات در شهرهای غربی تلاش می‌کنند خود را تنها نیروی منسجم و دارای &#8220;برنامه مدون&#8221; (همان طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی) معرفی کنند. رهبران مجاهدین از رشد گفتمان پادشاهی‌خواهانه احساس تهدید می‌کند چرا که آن‌ها نگرانند جریان رقیب با تکیه بر احساسات ناسیونالیستی و وجهه سنتی و باستانی پادشاهی، بتواند رهبری اعتراضات برون‌مرزی را مصادره کرده و مجاهدین را بیش از پیش به حاشیه براند. شعارهایی نظیر &#8220;نه شاه، نه رهبر&#8221; و تلاش برای متمایز کردن خود از هر دو حکومت گذشته و حال، ابزاری است که مجاهدین برای مقابله با این گفتمان به کار می‌گیرند.</p>
<h3>مسئله مشروعیت مردمی و تناقض پایگاه اجتماعی</h3>
<p>یکی از بزرگ‌ترین پارادوکس‌های سازمان مجاهدین خلق، تفاوت میان تشکیلات سازمان یافته برون‌مرزی و پایگاه اجتماعی ضعیف در داخل ایران است. از یک‌سو، مجاهدین از طریق شبکه‌های اجتماعی، و عواملی در داخل ایران موسوم به کانون‌های شورشی تلاش می‌کنند نقشی فعالی از خود به نمایش بگذارند. از سوی دیگر، به اذعان بسیاری از ناظران سیاسی و پژوهشگران، این سازمان به دلیل خاطره تاریخی همکاری با عراق، ساختار فرقه‌مانند درون‌تشکیلاتی و تناقضات ایدئولوژیک، در داخل ایران با بی‌اعتمادی و تنفر شدید عموم مردم مواجه است. همین امر باعث شده است که حتی در میان طیف‌های مختلف منتقد حکومت جمهوری اسلامی نیز مجاهدین به عنوان یک متحد قابل اعتماد شناخته نشوند.</p>
<h3>ساختار فرقه‌ای و راهبرد بقا</h3>
<p>بسیاری از پژوهشگران، روزنامه نگاران و اعضای جداشده، سازمان مجاهدین را دارای ماهیتی فرقه‌ای توصیف می‌کنند که در آن کنترل شدید بر روابط فردی، تجرد اجباری و کیش شخصیتی رهبران جریان دارد. این ساختار بسته به سازمان اجازه می‌دهد در برابر ضربات سنگین سیاسی و امنیتی دوام بیاورد و به حیات خود در خارج از کشور ادامه دهد، اما هم‌زمان مانع از انعطاف‌پذیری سیاسی و جذب بدنه‌های مدرن و مدنی جامعه ایران می‌شود. بنابراین، تمرکز کنونی مجاهدین بر تخریب و مقابله با سایر جریان‌های اپوزیسیون (مانند سلطنت‌طلبان)، در واقع بخشی از یک راهبرد بقا برای حفظ انحصار در بازارِ قدرتِ برون‌مرزی و مقابله با خطر حذف کامل از معادلات سیاسی آینده ایران است.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق در میان سایر طیف‌های اپوزیسیون نیز متحدی ندارد و به طور ویژه مورد غضب پادشاهی‌خواهان است. در سطح رسانه‌ای و تبلیغاتی تشکیلات انرژی بسیاری صرف تخریب سلطنت طلبان می‌کند، از جمله در ماجرای پرونده پرویز ثابتی، مجاهدین خلق بیش از هر رسانه دیگری این موضوع را بازتاب می‌دهد. در سطح فیزیکی و عملیاتی نیز تجمع‌های این دو گروه همواره با زد‌و‌خورد و تنش همراه بوده است.<br />
در حالی که هر دو گروه یکدیگر را به فحاشی و رفتار غیردمکراتیک محکوم می‌کنند، آنچه مسلم است این است که کارنامه پهلوی با بیش از نیم قرن حکومت استبدادی پیش از انقلاب 57 پیش چشم تاریخ است و کارنامه رجوی با نزدیک به نیم قرن خشونت ورزی، حملات تروریستی، استبداد درون سازمانی و فرقه گرایی کاملا مستند است و هم اکنون در قرارگاه اشرف 3 در آلبانی نیز در حال رقم خوردن است. سران مجاهدین خلق در یک چندگانه مبارزاتی گرفتار شده‌اند که رهایی از آن میسر نیست. وجدان بیدار ملت ایران می‌داند که باید از منجلاب پیچیده اپوزیسیون‌ها پرهیز کند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69839">وضعیت پیچیده مجاهدین خلق در چندگانه مبارزه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69839/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>من بارها در مناسبات سازمان، به اعدام تهدید شدم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69826</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69826?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 05:18:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69826</guid>

					<description><![CDATA[<p>سال 1376 و مهرماه بود که وارد زندان های رسمی سازمان در پادگان اشرف شدم و خیلی زود آن روی سکه سازمان و چهره اصلی و کریه سازمان برایم آشکار شد، اینجا بود که تمام رویاهایم نقش بر آب شد و به چشم دیدم که چرا این سازمان منفور عام و خاص است و سالهای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69826">من بارها در مناسبات سازمان، به اعدام تهدید شدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سال 1376 و مهرماه بود که وارد زندان های رسمی سازمان در پادگان اشرف شدم و خیلی زود آن روی سکه سازمان و چهره اصلی و کریه سازمان برایم آشکار شد، اینجا بود که تمام رویاهایم نقش بر آب شد و به چشم دیدم که چرا این سازمان منفور عام و خاص است و سالهای سال است که نوکری بیگانگان را می کند و به جائی نرسیده است.</p>
<p>تهدید اصلی در تمام بازجوئی های من در زندان اسکان ، تهدید به اعدام و سربه نیست کردن بود، شبی در آن 6 ماه حبس انفرادی نبود که من منتظر باز شدن درب سلول و بردن برای اعدام نباشم.<br />
اسدا&#8230; مثنی و فاضل سیگارودی و &#8230; کسانی بودند که می گفتند:</p>
<p>&#8221; اگر تمام آن چیزهائی را که می گوئیم با خط خودت ننویسی و امضاء نکنی و جلوی دوربین اقرار به آنها نکنی ، در همین اشرف ، اعدامت کرده و دفن می کنیم، اعلام هم می کنیم که در ماموریت مرزی مورد هدف گلوله های دشمن قرار گرفتی و شهید شدی! هم از دستت راحت می شویم و هم از خونت استفاده می کنیم که رژیم یکی از نفرات ما را شهید کرد. در همین اشرف چال می شوی و هرگز کسی خبردار نمی شود که کی و کجا و چطور کشته شدی. خودت هم می دانی که هیچ کس نمی داند تو الان اینجا و در سازمان هستی. ( این یک جمله را راست می گفت ، چون من به کسی اطلاع نداده بودم که کجا می روم و برای چه کاری).</p>
<p>بسیاری از دوستانم به سرنوشت شوم مرگ به دست شکنجه گران رجوی ، دچار شدند و امروز زیر خروارها خاک آرمیدند. هیچ وقت کسی از سرنوشت واقعی آنان خبردار نشد وشاید هم هرگز خبردار نشود.</p>
<p>این سازمانی که هر روز شعار &#8221; نه به اعدام &#8221; سر می دهد، خود اصلی ترین سازمان و ارگانی است که اعضای خودش را سر به نیست می کند، پسران و دختران جوان بسیاری تا کنون دراین بیراهه خطرناک و سیاه ، کشته شدند و گورستان بزرگ وادی السلام در بغداد، مامن آنهاست. برخی نیز وادار به خودکشی شدند، دیگرانی هم وادار به خودزنی و آتش زدن خود شدند. برخی هم که گرچه جدانشدند و اکنون در سازمان نفس می کشند، در حقیقت جنازه های متحرکی هستند که مثل ربات فقط کار می کنند. جسم دارند، اما روح نه ! این طرف و آن طرف می روند ، اما هیچ واکنشی نسبت به پدیده های پیرامون خود ندارند.</p>
<p>اعدام به معنای سلب حیات از افراد، مجازاتی ست که در تمام دنیا بحث برانگیز است و موافقان و مخالفانی دارد اما در سازمان مجاهدین خلق ، اعدام واژه‌ای کاربردی است که برای خفه کردن انسان ها و کشتن انسانیت درون آنها در زندان‌ها و قرنطینه های سازمان به وفور کاربرد دارد. مسعود رجوی ، خود زمانی می گفت از اعدام در حکومت شاه جسته است، اما گویا این فرد و رهبر عقده ای، باید هر روز در مناسبات خود ، از اعدام مصنوعی و یا اعدام واقعی بهره جوید و امورات کثیف و شیطانی خود را پیش ببرد.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69826">من بارها در مناسبات سازمان، به اعدام تهدید شدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69826/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از تغییر ایدئولوژی تا خیابان‌های خونین تهران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69779</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69779?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Oct 2026 05:30:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69779</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهرماه در تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق، یادآور بخشی از مسیری است که این سازمان طی چند سال پیمود؛ مسیری که از یک بحران عمیق ایدئولوژیک در درون تشکیلات آغاز شد و سرانجام به رویارویی مسلحانه در خیابان‌های تهران و کشته‌شدن شمار زیادی از جوانانی انجامید که بسیاری از آنان در سنین پایین جذب تبلیغات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69779">از تغییر ایدئولوژی تا خیابان‌های خونین تهران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهرماه در تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق، یادآور بخشی از مسیری است که این سازمان طی چند سال پیمود؛ مسیری که از یک بحران عمیق ایدئولوژیک در درون تشکیلات آغاز شد و سرانجام به رویارویی مسلحانه در خیابان‌های تهران و کشته‌شدن شمار زیادی از جوانانی انجامید که بسیاری از آنان در سنین پایین جذب تبلیغات و تشکیلات سازمان شده بودند.</p>
<h3>۱۰ مهر ۱۳۵۴؛ وقتی اسلام کنار گذاشته شد</h3>
<p>۱۰ مهر ۱۳۵۴ یکی از نقاط مهم تاریخ سازمان مجاهدین خلق است. در این مقطع، جریان مارکسیستی درون سازمان با انتشار &#8220;بیانیه اعلام مواضع ایدئولوژیک&#8221;، ایدئولوژی پیشین سازمان را مورد نقد قرار داد و مارکسیسم را جایگزین مبانی اسلامی کرد. متن همان بیانیه نیز به نقد ایدئولوژی مذهبی پیشین سازمان پرداخته است.<br />
این تغییر فقط یک جابه‌جایی نظری نبود. درگیری‌های درونی سازمان به حذف و تصفیه مخالفان انجامید و مجید شریف‌واقفی، از اعضای باسابقه سازمان که با این تغییر ایدئولوژیک مخالفت داشت، در همین کشمکش‌ها کشته شد.</p>
<h3>از جذب جوانان تا میدان درگیری</h3>
<p>پس از انقلاب ۱۳۵۷، سازمان مجاهدین با تبلیغات گسترده، شمار قابل توجهی از نوجوانان و جوانان را جذب کرد. تشکیل &#8220;میلیشیا&#8221; نیز زمینه‌ای برای سازماندهی هواداران جوان فراهم کرد. در ادامه، با ورود سازمان به فاز مسلحانه، بخشی از همین نیروهای جوان به میدان درگیری کشیده شدند.<br />
۵ مهر ۱۳۶۰ نقطه اوج این روند بود؛ روزی که تظاهرات مسلحانه سازمان در تهران شکل گرفت و درگیری‌های خونینی در خیابان‌های پایتخت رخ داد. منابع مختلف درباره جزئیات و شمار قربانیان روایت‌های متفاوتی دارند؛ اما اصل وقوع درگیری مسلحانه در این روز در منابع تاریخی ثبت شده است.</p>
<h3>قربانیان؛ انسان‌هایی که به &#8220;شهدای سازمان&#8221; تبدیل شدند؟</h3>
<p>یکی از پرسش‌های مهم درباره تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین این است که در میان شعارهای &#8220;فدا&#8221; و &#8220;شهادت&#8221;، سرنوشت خودِ انسان‌ها چه شد؟<br />
جوانی که با شور و هیجان جذب تشکیلات شده بود، چگونه از یک هوادار سیاسی به نیروی درگیر در عملیات مسلحانه تبدیل شد؟ و پس از کشته‌شدن او، چه کسی درباره تصمیمی که برایش رقم خورده بود پاسخگو بود؟<br />
در ادبیات سازمان، بسیاری از کشته‌شدگان با عنوان &#8220;شهید&#8221; معرفی شدند و مرگ آنان در روایت تبلیغاتی سازمان به نمادی برای ادامه مبارزه و جذب نیروهای بعدی تبدیل شد. همین مسئله، یکی از موضوعات مهم در بررسی سازوکار تبلیغاتی و تشکیلاتی سازمان است.</p>
<h3>از خیابان‌های خونین تا یک میراث پرهزینه</h3>
<p>۵ مهر را نمی‌توان جدا از حوادث ماه‌های پیش از آن و ورود سازمان به فاز مسلحانه بررسی کرد. در این مقطع، تقابل سیاسی جای خود را به خشونت مسلحانه داد و جامعه ایران هزینه سنگینی پرداخت.<br />
در کنار آن، در کارنامه سازمان مجاهدین خلق نیز عملیات مسلحانه و ترور افراد و شخصیت‌های مختلف ثبت شده است؛ بنابراین بررسی تاریخ این سازمان تنها با روایت &#8220;فداکاری اعضا&#8221; کامل نمی‌شود و باید درباره قربانیان، خانواده‌ها و پیامدهای تصمیمات تشکیلاتی نیز سخن گفت.</p>
<p>مهرماه از این منظر، تنها یک صفحه از تقویم نیست؛ روایتی است از مسیری که در آن بحران ایدئولوژیک، نفی اسلام و گرایش به مارکسیسم، جذب و سازماندهی جوانان، ورود به فاز مسلحانه و تبدیل قربانیان به نمادهای تبلیغاتی، به حلقه‌هایی از یک زنجیره تاریخی تبدیل شدند.</p>
<p>بازخوانی این تاریخ برای نسل امروز اهمیت دارد؛ نسلی که باید بداند پشت شعارهای سیاسی، گاه سرنوشت واقعی انسان‌ها و خانواده‌هایشان پنهان می‌ماند.</p>
<p>علی محمدی &#8211; جداشده از سازمان تروریستی مجاهدین</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69779">از تغییر ایدئولوژی تا خیابان‌های خونین تهران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69779/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجید محمدی از خشونت گروه مجاهدین می گوید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69748</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69748?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Oct 2026 05:53:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69748</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها به خاطرات گذشته ام فکر می کردم ، مواردی به ذهنم آمد که گفتم برای خوانندگان سایت نجات بیان کنم. واقعیت فرقه ها، نابود کردن افکار انسانها است. مخصوصا من نوعی که به صورت حرفه ای با آنها بودم. با وجود این که سالهاست از فرقه مجاهدین جدا شدم، اما هنوز آن افکار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69748">مجید محمدی از خشونت گروه مجاهدین می گوید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها به خاطرات گذشته ام فکر می کردم ، مواردی به ذهنم آمد که گفتم برای خوانندگان سایت نجات بیان کنم. واقعیت فرقه ها، نابود کردن افکار انسانها است. مخصوصا من نوعی که به صورت حرفه ای با آنها بودم. با وجود این که سالهاست از فرقه مجاهدین جدا شدم، اما هنوز آن افکار به ذهنم می آید و اذیت می شوم. داشتم فکر می کردم خسارت بسیار سنگینی را شخص رجوی به ما وارد کرد از جمله جوانی ام را از من گرفت. با احساساتم بازی شد و آسیب های بسیار زیادی به من وارد شد. اما می خواهم خصوصیات فرقه ها را بیان کنم تا قدری روشن شود فرقه ها از چه جنسی هستند.</p>
<p>سازمان مجاهدین تحت رهبری رجوی هدف بخصوصی را دنبال می کند، البته ممکن است اهداف سازمان در طول زمان تغییر یابد اما فرقه ها به علت عملکردهای خاص درونی و روابط و مناسبات ویژه ای که بر قرار می نمایند از سایر گروه ها و سازمان ها متمایز می گردند. تشخیص تفاوت های میان یک سازمان یا حزب معمولی با یک فرقه کار ساده ای نیست. هیچ تفاوتی هم بین فرقه ها نیست و روش عملکرد در همه آنها یکی است. برای روشن شدن مطلب از زبان یکی از مسئولین سازمان مجاهدین که در نشستی برای ما صحبت می کرد موضوعی را شرح می دهم.</p>
<p>در یک نشست تشکیلاتی که حکیمه سعادت نژاد که عضو شورای رهبری هم هست حضور داشت، او تعریف می کرد که در سال 1360 سازمان تظاهراتی راه انداخته بود و درگیریهای بین سازمان با هواداران حکومت ایران در گرفت و در طول زمان هر چه جلوتر آمدیم تضاد ها بالا گرفت و در نهایت جنگ مسلحانه را در خیابان های تهران با حکومت شروع کردیم. وی ادامه داد در آن روزها برادر افشین (عبدالوهاب فرجی معدوم) که فرمانده تیم ترور بود به همراه یکی دیگر به نام حمیدرضا حکیمی در تهران راه می افتادند و ترور می کردند. یکی از بچه ها از مسئول نشست حکیمه سعادت نژاد سئوال کرد شاخص اعدام های خیابانی چی بود ؟ چه کسانی را ترور می کردند ؟ او در جواب گفت شاخص ریش بود. هر کسی ریش و یقه گرد می داشت نشانه حزب اللهی بودن بود و ترور می شد و آنهایی که لباس سپاهی و بسیجی به تن داشتند را امان نمی دادیم . اگر حکومت ایران ادعا می کند 17 هزار نفر را ما ترور کردیم محصول همین عملیات های درون شهری بود که توسط جوخه های ترور انجام می گردید .</p>
<p>صحبت از خشونت فرقه یعنی همین ، 17 هزار نفر بیگناه را به قتل رساندند. افرادی که توسط رجوی مغزشویی شده و سپس طی ماموریتی در خیابان های تهران افرادی را چشم و گوش بسته ترور کردند ، این است ماهیت رجوی و تشکیلات فرقه گرایانه اش .</p>
<p>افراد در درون این گونه فرقه ها مانند برده باید برای سرکرده کار کنند و جان بدهند. هیچ کسی حق اعتراض و انتقاد از رهبری را ندارد. یعنی باید مانند برده برای آنان کار کرد و در نهایت مرگ و نابودی برای فرد است. این عملکرد همه فرقه ها می باشد و فرقه رجوی هم مستثنی از این واقعیت نیست .</p>
<p>مجید محمدی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69748">مجید محمدی از خشونت گروه مجاهدین می گوید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69748/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مشابهات در عملکرد دو گروه تروریستی مجاهدین خلق و داعش</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69743</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69743?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Oct 2026 10:08:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین و گروههای تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69743</guid>

					<description><![CDATA[<p>1. هردوی این جریان تروریستی اصرار دارند برای رسیدن به خواسته های ضدمردمی خود از زور، اسلحه و ترور و انفجارات استفاده کنند . 2. از منابع مالی اربابان خارجی خود همواره ارتزاق می کنند. ابتدا صدام حسین مستقیما برای گروه تروریستی مجاهدین کمک مالی می کرد و بعدها مرتبا به چند صد حساب بانکی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69743">مشابهات در عملکرد دو گروه تروریستی مجاهدین خلق و داعش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>1. هردوی این جریان تروریستی اصرار دارند برای رسیدن به خواسته های ضدمردمی خود از زور، اسلحه و ترور و انفجارات استفاده کنند .<br />
2. از منابع مالی اربابان خارجی خود همواره ارتزاق می کنند. ابتدا صدام حسین مستقیما برای گروه تروریستی مجاهدین کمک مالی می کرد و بعدها مرتبا به چند صد حساب بانکی در یکی از کشورهای غربی و متعلق به سازمان همین کار انجام می شد و هکذا از طریق حساب بانکی به اصطلاح انجمن های خیریه ایجاد شده از سوی گروه و به شکل پولشویی همین کارها ادامه یافت. برای تروریستهای داعش مستقیما کشورهای عرب و مرتجع منطقه و غرب کمک های مالی و لجستیکی و حتی تجهیزات خودشان را پیش می بردند .<br />
3. سبک ترورها و وحشیگری در هر دو این دو جریان تروریستی یکسان هست . یادتان بیاورم جریان شکنجه سه پاسدار کمیته های انقلاب در تهران و سوزاندان اجساد آنها توسط مجاهدین و مراسم سر بریدن های دسته جمعی توسط گروه داعش .<br />
4. هویت فردی و شخصی و انسانی آنها بعد از ورود افراد به مناسبات در هر دوی اینها گرفته و تخلیه شده و هویت فکری جریان تروریستی جایگزین شده است. سرسپاری و ذوب در رهبری این دو جریان تروریستی بارها تکرار می شود و اینکه خون و نفس زندگی شان متعلق به رهبری هست.<br />
5. در هر دوی این جریان افراد با ذهن کور بدنبال گرفتن تلفات بیشتر هستند تا جنایاتشان عظیم تر جلوه داده شود .<br />
6. رازآلود بودن مناسبات و حیطه رهبری در هر دوی این جریان برخلاف دیگر سازمان های سیاسی، مستقل و دموکراتیک هست .<br />
7. فساد اخلاقی در داعش با موضوع جهاد نکاح و در مجاهدین با مراسم رقص رهایی همراه هست .<br />
8. هر دو گروه عملگرایانی هستند که از فقر شدید مبانی فکری برخوردارند .<br />
سازمان تروریستی مجاهدین در بدو تشکیل داعش در عراق برای قمپز در کنی در قبال دولت عراق از حرکتهای مسلحانه و اولیه داعش در عراق بعنوان جوانان انقلابی عراق یاد برد.</p>
<p>مسعود تقی پوریان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69743">مشابهات در عملکرد دو گروه تروریستی مجاهدین خلق و داعش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69743/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گروه رجوی و تجارت خشونت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69733</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69733?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Oct 2026 07:48:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69733</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرقه رجوی چگونه مطالبات مردم را مصادره و به خشونت می‌کشاند؟ فرقه رجوی برای بقا و دستیابی به اهداف تروریستی همواره بر روی گسل های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه متمرکز می‌شود. آنها با استفاده از تکنیکهای بسیار پیچیده روان شناختی و رسانه ای مطالبات مشروع و مسالمت‌آمیز مردم را تغییر جهت داده و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69733">گروه رجوی و تجارت خشونت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرقه رجوی چگونه مطالبات مردم را مصادره و به خشونت می‌کشاند؟ فرقه رجوی برای بقا و دستیابی به اهداف تروریستی همواره بر روی گسل های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه متمرکز می‌شود. آنها با استفاده از تکنیکهای بسیار پیچیده روان شناختی و رسانه ای مطالبات مشروع و مسالمت‌آمیز مردم را تغییر جهت داده و به سمت خشونت هدایت میکنند.</p>
<p>۱- موج سواری بر نارضایتی ها<br />
شناسایی بحران‌ها: فرقه ابتدا مشکلات واقعی جامعه مانند گرانی، تبعیض یا فساد را که باعث خشم عمومی شده شناسایی میکنند.<br />
همدردی تاکتیکی: آنها خود را به عنوان تنها حامی واقعی و دلسوز مردم جا میزنند تا در میان معترضان نفوذ کرده و اعتماد اولیه را جلب کنند.</p>
<p>۲- ساده سازی بیش از حد و ایجاد تفکر دوقطبی (ما در برابر آنها)<br />
یک کاسه کردن مقصران: فرقه ریشه تمام مشکلات پیچیده ساختاری را به یک عامل واحد یا یک گروه خاص نسبت میدهند.<br />
تفکر سیاه و سفید: آنها جامعه را به دو گروه حق مطلق (خودشان) و باطل مطلق (حاکمیت) تقسیم می‌کنند . در این فضا هر گونه گفتگو اصلاح یا میانه روی مایه خیانت محسوب میشود.</p>
<p>۳- تغییر جهت مطالبات (از اصلاح به براندازی خشونت آمیز)<br />
ناامید سازی مطلق: فرقه به مردم القا میکند که راه های مسالمت‌آمیز و قانونی و اصلاح طلبانه کاملاً بن بست است و هیچ فایده ای ندارد.<br />
مقدس سازی خشونت: آنها رفتار خشونت‌آمیز را به عنوان تنها راه شجاعانه و دفاع مشروع و یا جهاد مقدس باز تعریف میکنند تا قبح اخلاقی آسیب رساندن به دیگران و اموال عمومی را از بین ببرند.</p>
<p>۴- استفاده از تکنیکهای کنترل ذهن و شستشوی مغزی<br />
تخلیه عقلانیت از طریق هیجان: با تحریک مداوم احساسات خشم و مظلومیت و انتقامجویی؛ فرصت تفکر منطقی را از افراد میگیرند.<br />
فشار جمعی: در تجمعات یا کانالهای ارتباطی خود؛ فضایی ایجاد می‌کنند که اگر کسی با خشونت مخالفت کند ترسو، خائن، یا وابسته به دشمن معرفی شود.</p>
<p>۵- مستند سازی و باز تولید خشونت (چرخه خشونت)<br />
تحریک برای واکنش تند: فرقه عمدتاً دست به اقدامات تند و تخریبی میزنند تا طرف مقابل را مجبور به واکنش شدید کنند.<br />
پروژه شهید سازی: از کشته ها یا مجروحان این درگیریها شدیدترین بهره برداری رسانه ای را میکنند تا خشم عمومی را شعله ورتر کرده و چرخه خشونت را برای مراحل بعدی حفظ کنند .</p>
<p>داریوش قنواتی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69733">گروه رجوی و تجارت خشونت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69733/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه یک رنج واقعی می‌تواند به ابزار تبلیغاتی تبدیل شود؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69707</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69707?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Sep 2026 09:21:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69707</guid>

					<description><![CDATA[<p>جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، زاهدان شاهد یکی از خونین‌ترین وقایع اغتشاشات آن سال بود. پس از نماز جمعه، درگیری و تیراندازی نیروهای امنیتی و تروریست هایی که جمعیت نمازگزار را سپر انسانی کرده بودند و از میان آنها به سمت کلانتری حوالی مصلی اهل سنت زاهدان تیراندازی می کردند و سعی داشتند کلانتری را تصرف [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69707">چگونه یک رنج واقعی می‌تواند به ابزار تبلیغاتی تبدیل شود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، زاهدان شاهد یکی از خونین‌ترین وقایع اغتشاشات آن سال بود. پس از نماز جمعه، درگیری و تیراندازی نیروهای امنیتی و تروریست هایی که جمعیت نمازگزار را سپر انسانی کرده بودند و از میان آنها به سمت کلانتری حوالی مصلی اهل سنت زاهدان تیراندازی می کردند و سعی داشتند کلانتری را تصرف و خلع سلاح کنند و متاسفانه تیراندازی دو طرف درگیری به کشته و زخمی شدن شماری از نمازگزاران اهل سنت و بلوچ که برای تماشای به صحنه درگیری نزدیک شده بودند انجامید.</p>
<p>شواهد منتشرشده در رسانه‌های رسمی سازمان تروریستی مجاهدین خلق نشان می‌دهد که این سازمان طی سال‌های گذشته به‌طور مشخص به موضوع &#8220;جمعه خونین زاهدان&#8221; پرداخته است. در سالگرد این واقعه، مطالب و گزارش‌های متعددی درباره جان‌باختگان منتشر کرده است و تصاویر آنان در فعالیت‌های تبلیغاتی این سازمان به کار می رود. در چهارمین سالگرد این روز نیز رسانه های رسمی تروریست های موسوم به مجاهدین خلق از اقداماتی در شهرهای مختلف با عنوان گرامیداشت شهدای جمعه خونین زاهدان خبر می دهند؛ اقداماتی مانند نصب پلاکارد، تصویرنگاری و انتشار تصاویر قربانیان. در برخی گزارش‌های مربوط به تجمع‌های هواداران این سازمان در خارج از ایران نیز تصاویر جان‌باختگان بلوچ در کنار شعارها و نمادهای سیاسی مجاهدین قرار گرفته است.</p>
<h3>مسئله «یادبود» نیست؛ مسئله مصادره سیاسی است</h3>
<p>باید میان یاد کردن از قربانیان و استفاده سیاسی از آنان تفاوت گذاشت. حمایت از خانواده‌های قربانیان، دفاع از حق دادخواهی، ذاتاً اقدامی سیاسی یا منفی محسوب نمی‌شود و هر فرد یا گروهی می‌تواند چنین موضعی داشته باشد.</p>
<p>اما زمانی که تصویر یک قربانی در کنار نمادها، شعارها و پیام‌های تشکیلاتی یک جریان سیاسی قرار می‌گیرد، موضوع وارد مرحله دیگری می‌شود. در چنین شرایطی، خاطره قربانی ممکن است از یک یادبود عمومی به بخشی از روایت سیاسی یک سازمان سوء استفاده گر بمانند مجاهدین خلق تبدیل شود.</p>
<p>تصاویر و نام قربانیان جمعه خونین، پیش از هر چیز متعلق به خانواده‌های آنان و جامعه‌ای است که این حادثه را تجربه کرده است. بنابراین، استفاده از این تصاویر برای تبلیغ یک جریان سیاسی می‌تواند مرز میان همدردی با قربانیان و بهره‌برداری تبلیغاتی از رنج آنان را کمرنگ کند.</p>
<h3>روایت مجاهدین خلق از زاهدان</h3>
<p>فعالیت رسانه‌ای مجاهدین درباره زاهدان را نمی‌توان صرفاً به یک اشاره گذرا محدود کرد. در سال‌های مختلف، رسانه‌های وابسته به این سازمان به مناسبت سالگرد 8مهر گزارش‌ها و مطالب متعددی منتشر کرده‌اند و در برخی موارد، تصاویر قربانیان در کنار پیام‌های رهبران و شعارهای سیاسی سازمان قرار گرفته است.</p>
<p>بر این اساس، اگر چنین الگویی در سالگردهای آینده نیز تکرار شود، می‌توان آن را در چارچوب یک الگوی تبلیغاتی مشاهده‌شده در سال‌های گذشته بررسی کرد. با این حال، باید میان &#8220;آنچه مستنداً در گذشته انجام شده&#8221; و &#8220;ادعا درباره برنامه‌های محرمانه آینده&#8221; تفاوت گذاشت. بدون سند مستقیم، نمی‌توان با قطعیت از وجود یک طرح محرمانه یا برنامه مشخص سخن گفت.</p>
<h3>چرا زاهدان ظرفیت بالایی برای بهره‌برداری سیاسی دارد؟</h3>
<p>بلوچستان تنها با یک مسئله سیاسی مواجه نیست؛ مسائل قومی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی در این منطقه به یکدیگر پیوند خورده‌اند. همین پیچیدگی باعث شده حوادثی مانند جمعه خونین زاهدان ظرفیت بالایی برای روایت‌سازی سیاسی داشته باشند.</p>
<p>از یک سو، خانواده‌های قربانیان خواهان حقیقت، عدالت و پاسخگویی هستند و از سوی دیگر، جریان‌های سیاسی مختلف ممکن است تلاش کنند این مطالبات را در چارچوب روایت خود تعریف کنند. در چنین فضایی، یک تصویر، هشتگ یا پیام می‌تواند از یک یادبود ساده فراتر رفته و به ابزار تبلیغاتی تبدیل شود.</p>
<p>الگوی چنین بهره‌برداری‌ای می‌تواند شامل بازگشت گسترده به تصاویر قربانیان در سالگرد حادثه، انتشار مطالب احساسی، قرار دادن تصاویر آنان در کنار نمادهای سیاسی و تبدیل یاد قربانیان به پیام‌های تشکیلاتی باشد. چهار مورد نخست درباره فعالیت‌های گذشته مجاهدین خلق در رسانه‌های خود این سازمان قابل مشاهده است؛ اما درباره برنامه‌های آینده آن باید تنها بر اساس اسناد مستقیم قضاوت کرد.</p>
<h3>قربانیان را نباید با هیچ جریان سیاسی یکی دانست</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین نکات در این بحث، تفکیک میان مردم بلوچ، قربانیان جمعه خونین و گروه‌های سیاسی است. کشته شدگان این حادثه نماینده یک سازمان سیاسی خاص نیستند. استفاده یک گروه سیاسی از تصویر یک قربانی نیز به معنای تعلق آن فرد به آن جریان نیست.</p>
<p>گزارش‌های حقوق بشری و محلی تلاش کرده‌اند اسامی و هویت قربانیان را مستند کنند. بنابراین، نباید اجازه داد که یک جریان سیاسی فرصت طلب، آن هم تشکیلاتی بمانند مجاهدین خلق، صرفاً با بازنشر تصویر یک قربانی، برای او هویت سیاسی یا سازمانی تازه‌ای ایجاد کند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69707">چگونه یک رنج واقعی می‌تواند به ابزار تبلیغاتی تبدیل شود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69707/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واکنش اعضای پیشین مجاهدین به درگیری هواداران در نیویورک</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69698</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69698?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Sep 2026 06:41:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69698</guid>

					<description><![CDATA[<p>در پی درگیر شدن یکی از هواداران رضا پهلوی با هواداران مسعود رجوی در تجمع اخیر مجاهدین خلق در نیویورک، شماری از اعضای پیشین تشکیلات نکاتی را درباره این درگیری مطرح کنند که مرور آن جالب توجه است. برخی از افراد، همچون امیر یغمایی تلاش می‌کنند موضوع را بی‌طرفانه و با دقت به اسناد موجود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69698">واکنش اعضای پیشین مجاهدین به درگیری هواداران در نیویورک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در پی درگیر شدن یکی از هواداران رضا پهلوی با هواداران مسعود رجوی در تجمع اخیر مجاهدین خلق در نیویورک، شماری از اعضای پیشین تشکیلات نکاتی را درباره این درگیری مطرح کنند که مرور آن جالب توجه است.<br />
برخی از افراد، همچون امیر یغمایی تلاش می‌کنند موضوع را بی‌طرفانه و با دقت به اسناد موجود بررسی کنند. زاویه دوربین و توالی وقایع را در نظر بگیرند. یغمایی در بخشی از مطلبی که شبکه ایکس منتشر کرده است مینویسد: &#8220;نمی‌توان واکنش یک انسان را برجسته کرد و هم‌زمان رفتارهایی را که علیه او انجام شده، از روایت حذف کرد. بیان مسالمت‌آمیز یک عقیدهٔ سیاسی، با حمله‌کردن به دیگری یکسان نیست.&#8221; و در ادامه می‌نویسد: &#8220;اعتراض من به چگونگی روایت این ماجراست.&#8221;</p>
<p>با این حال، او تجربه خویش به عنوان یک کودک سرباز مجاهدین خلق را به وقایع رخ داده، پیوند می‌زند و می‌گوید: &#8220;من در عراق کودک‌‌سرباز بودم. از همان کودکی، مجاهدین و حتی مادرم مرا به &#8220;شهادت&#8221; تشویق می‌کردند. شاهد این تجربه، خود من هستم. برای من، شهادت فقط عنوانی نبود که پس از مرگ به کسی بدهند؛ چیزی بود که در همان کودکی تشویق می‌شدم در پی آن باشم&#8221;.</p>
<p>او تجربه‌اش را در این جمله خلاصه می‌کند: &#8220;این سازمان از خون تغذیه می‌کند و همیشه هم همین کار را کرده است.&#8221; و در ادامه مینویسد:</p>
<p>&#8220;با این جمله، نقشی را توصیف می‌کنم که در تجربهٔ من، مرگ، زخم و فداکردن خود در این سازمان داشت. منظورم احترام‌گذاشتن به کسانی که جان باخته‌اند نیست. منظورم تشویق انسان‌ها به قربانی‌کردن خود و سپس استفاده از مرگ و رنج آنان برای تقویت سازمان و زنده نگه‌داشتن آن است. موضوع فقط کشته‌شدگان نیست؛ زخمی‌ها و رفتارهای خودآسیب‌رسانی که به مرگ یا جراحت شدید می‌انجامند نیز بخشی از همین مسئله‌اند. منظورم از تغذیه‌کردن از خون همین است: اینکه رنج انسان‌ها به سرمایه‌ای برای سازمان تبدیل شود.</p>
<p>تصاویر عراق را هم به یاد دارم؛ تصاویری که در آن‌ها، بستگان کنار پیکر عزیزانشان ایستاده بودند و از افتخار به &#8220;شهادت&#8221; آنان سخن می‌گفتند. برای من، چنین تصاویری پرسش‌هایی ایجاد می‌کند که نباید پشت روایت قربانیان پنهان بمانند: پیش از آنکه دوربین به‌سوی پیکر یا زخم یک انسان گرفته شود، چه اتفاقی افتاده بود؟ چه تصمیم‌هایی گرفته شده بود؟ برای حفظ جان او چه کرده بودند؟</p>
<p>ارتباط این بحث با نیویورک، در همین ضرورت بررسی است. زخمی‌شدن یک نفر، آنچه را که ممکن است خودش پیش از زخمی‌شدن انجام داده باشد، پاک نمی‌کند. حضور دوربین‌ها ثابت نمی‌کند که درگیری از پیش طراحی شده و این کلیپ‌ها نیز تمام ماجرا را روشن نمی‌کنند. اما تصویر یک فرد زخمی، به‌تنهایی پاسخ این پرسش نیست که خشونت چگونه آغاز شد. رفتار فرد آسیب‌دیده و دیگر افراد درگیر، هر دو باید بررسی شوند.&#8221;</p>
<p>محمدرضا ترابی، کودک سرباز پیشین دیگری است که در این باره اظهار نظر کرده است. او که تلالش می‌کند در موضع یک هوادار سلطنت دمکراتیک رفتار کند در حساب کاربری ایکس خود چنین می‌نویسد: &#8221; قبلش گفتم که بر هم زدن تظاهرات هیچ سودی ندارد. مجاهدین دوست دارند که شما بروید از این کارها بکنید. اما، به هر کسی که این ویدیو را نشان بدهید حق را میدهد به آن شخصی که دارد مورد هجوم یک مشت گوسفند مغزشویی شده قرار میگیرد و لگد میخورد. اصل دفاع از خود.&#8221;</p>
<p>او نیز در واکنش به فحاشی هوادران مجاهدین در زیر مطلبش به تجربه زیسته خود در درون تشکیلات رجوی رجوع می‌کند: &#8220;عصبانیت من از این موضوع سر این است که من بارها در تشکیلات مجاهدین به چشم خودم دیدم که چطور اعضایی که نقد داشتند خیلی بدتر از این مورد هجوم سایر اعضای مغزشویی شده مجاهدین قرار گرفتند و کتک خوردند. در نشستی، زنی که حامله شده بود را روی زمین انداختند و از هر طرف بهش لگد می‌زدند و دست آخر از شدت فشار دست به خودکشی زد. بعد شما اینها را مظلوم جلوه میدهید و پز دموکراسی واسه ما می‌گیرید.&#8221;</p>
<p>اگرچه این دو عضو پیشین مجاهدین خلق، اکنون در مسیر گمراهی دیگری در صف هواداران سلطنت قرار گرفته‌اند، اما تجربه زیسته اصیل آن‌ها در تشکیلات مجاهدین خلق را نمی‌توان نادیده گرفت. تصاویر موجود از درگیری رخ داده در تجمع مجاهدین خلق شاید ثابت نکند که کدام روایت درست است و حق با کدام سوی دعوا است اما شهادت‌ها و مستندات اعضای پیشین از خشونت ایدئولوژیکی که در تشکیلات رجوی شاهد بوده‌اند یا قربانی آن بوده‌اند، بی شمار است که در این مطلب تنها به دو نمونه از آن اشاره شد.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69698">واکنش اعضای پیشین مجاهدین به درگیری هواداران در نیویورک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69698/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خشم علیه مرضیه حسینی، خشم علیه مجاهدین خلق است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69693</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69693?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Sep 2026 09:07:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69693</guid>

					<description><![CDATA[<p>در پی برگزاری تجمع مجاهدین خلق در مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک، مرضیه حسینی، خبرنگار شبکه ایران‌اینترنشنال، در اظهار نظری عجیب، هواداران سازمان مجاهدین خلق را &#8220;مردم ایران&#8221; معرفی کرد. این ادعا با انتقاد جدی از سوی بسیاری از ایرانیان روبه‌رو شده است. در پی گزارش غرض ورزانه گزارشگر ایران اینترنشنال، فضای خشم‌آلود کم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69693">خشم علیه مرضیه حسینی، خشم علیه مجاهدین خلق است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در پی برگزاری تجمع مجاهدین خلق در مقابل مقر سازمان ملل در نیویورک، مرضیه حسینی، خبرنگار شبکه ایران‌اینترنشنال، در اظهار نظری عجیب، هواداران سازمان مجاهدین خلق را &#8220;مردم ایران&#8221; معرفی کرد. این ادعا با انتقاد جدی از سوی بسیاری از ایرانیان روبه‌رو شده است.</p>
<p>در پی گزارش غرض ورزانه گزارشگر ایران اینترنشنال، فضای خشم‌آلود کم سابقه‌ای در شبکه‌های اجتماعی علیه او شکل گرفت. علت خشم ایرانیان معترض، آن اراده‌ای بود که می‌خواست صدای ایرانیان را به نام گروهی بزند که این ملت از آن متنفر است. ایرانیان مجاهدین خلق را حامل تاریک‌ترین و منفورترین فصل‌های تاریخ سیاسی خود می‌دانند.</p>
<p>اعتراض ایرانیان به شخصیت مرضیه حسینی، به اینکه او از اتباع افغانستانی زاده در ایران بود یا حتی اینکه کارمند شبکه بدنام ایران اینترنشنال است، نبود. پشت واژه‌های سراسر خشم، نفرت و حتی نژاد پرستانه علیه این گزرشگر، صدای تنفر و انزجار یک ملت از گروهی تروریستی شنیده می‌شود؛ گروهی که طی ۸ سال جنگ، دست در دست صدام، فرزندان ایران را به خاک و خون کشید، اطللاعات جاسوسی به صدام فروخت و در ازایش پول نفت از او دریافت کرد. پولهایی که امروز هزینه بسیج کردن افراد در تجمعاتش می‌شود. خشم مردم ایران به گروهی است که پس از سقوط صدام، اطلاعات هسته‌ای را به اسراییل فروخت و ترور دانشمندان هسته‌ای را به عهده گرفت.</p>
<p>موج خشمی که علیه مرضیه حسینی شکل گرفت، بار دیگر نشان داد که مجاهدین خلق نماینده ملت ایران نیستند. مجاهدین خلق حتی اگر میلیون‌ها دلار هزینه جمع کردن هوادار و اجاره سخنران کنند، نمی‌توانند تاریخ ننگینشان را از حافظه مردم پاک کنند. سرسپردگان رجوی اگر هرچه دارند صرف تبلیغات کنند، نمی‌توانند گذشته‌شان را تطهیر کنند. آنها نمی‌توانند صدای ایرانی را، حتی ایرانی معترضی که برای زندگی بهتر به خیابان آمده، به نام خود بزنند چراکه سوابقشان سراسر ضد زندگی است.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69693">خشم علیه مرضیه حسینی، خشم علیه مجاهدین خلق است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69693/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حکایت تکان‌دهنده موجودات وحشی و جنون‌زده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69675</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69675?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Sep 2026 07:51:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[5 مهر 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69675</guid>

					<description><![CDATA[<p>در یادداشتی با بازخوانی وقایع ۵ مهر ۱۳۶۰ و عملیات مسلحانه سازمان مجاهدین خلق، این رویداد با ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ مقایسه شده و نویسنده معتقد است هر دو مقطع با تکیه بر برآوردهایی درباره آمادگی مردم برای قیام و فروپاشی نظام، به ورود نیروهای مسلح مخالف به خیابان‌ها انجامیده است؛ یادداشت همچنین بر نقش حمایت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69675">حکایت تکان‌دهنده موجودات وحشی و جنون‌زده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در یادداشتی با بازخوانی وقایع ۵ مهر ۱۳۶۰ و عملیات مسلحانه سازمان مجاهدین خلق، این رویداد با ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ مقایسه شده و نویسنده معتقد است هر دو مقطع با تکیه بر برآوردهایی درباره آمادگی مردم برای قیام و فروپاشی نظام، به ورود نیروهای مسلح مخالف به خیابان‌ها انجامیده است؛ یادداشت همچنین بر نقش حمایت خارجی و محاسبات نادرست در شکل‌گیری این تحرکات تأکید دارد.</p>
<p>وقتی در 18 و 19 دی ماه 1404، ماموران موساد و مزدوران داخلی‌شان به همراه بقایای گروه‌های ضد انقلاب مانند مجاهدین خلق و دسته‌های تجزیه‌طلب به خیابان‌ها آمدند و ماموران امنیت و مردم بیگناه را به گلوله بستند، شکم دریدند، آنها را قطعه قطعه کرده و زنده زنده در آتش سوزاندند، وقتی مساجد و قرآن‌ها و کتاب‌های دعا را به آتش کشیدند و مراکز درمانی و امدادی را تخریب کردند و با وعده اشغال شهرها و سقوط نظام جمهوری اسلامی، برخی ساده‌لوحان را هم به میان باتلاق کشاندند، کسانی که طی سالها به دفعات شاهد تلاش آمریکا و اسرائیل و گروه‌های مزدورانشان برای سرنگونی انقلاب و نظام اسلامی بودند را بیش از همه به یاد 5 مهرماه 1360 و حرکت مذبوحانه گروه تروریستی مجاهدین خلق انداخت که در آن روز 44 سال قبل هم کار نظام را تمام شده می‌دانستند و برای سرنگونی آن قرار و مدار گذاشتند!</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-27591 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK_13600705.jpg" alt="مجاهدین 5 مهر 1360" width="700" height="418" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK_13600705.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK_13600705-300x179.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<h3>او شروع به نصیحت کرد</h3>
<p>در ساعت 30/10 صبح پنجم مهرماه 1360، هواداران مسلّح گروه مجاهدین خلق، از سه نقطه مركزى تهران با شليك هوائی و آتش زدن مقدارى لاستيك اتومبيل و نيز اتوبوس‏هاى شركت واحد، حرکت خود را آغاز كردند.</p>
<p>اين افراد با شليك رگبار هوائی و گاه با شليك‏هاى مستقيم به عابران يا ساختمان‏هاى مراكز عمومی، بانك‏ها، مغازه‏ها، پاساژها و اتومبيل‏هاي عبوری، با سردادن شعارهاى تعيين شده، خطّ تظاهرات مسلحانه را پيش بردند. به واحدهاى عملياتی دستور داده شده بود كه &#8220;هركس به هر شكل خواست جلوى تظاهرات را بگيرد به رگبار ببنديد و حتی اينكه از چه موضعی از تظاهرات جلوگيرى می‌كند، فرقی ندارد.&#8221;</p>
<p>افشین برادران قاسمی از اعضای تیم‌های مسلح مجاهدین خلق درباره برخوردهای آن روز اعتراف کرد:«&#8221;&#8230; هر تیم عملیاتی متشکل از 4 نفر و 4 اسلحه ژ-3 و حدود 500 فشنگ بود. تعدادی از واحدها نیز مسلح به سلاح کمری و یا نارنجک و کوکتل بودند&#8230; ما در خیابان طالقانی پیاده شدیم و اقدام به تیراندازی هوائی کردیم که مردم با ماشین و یا هر وسیله دیگری‌گریختند&#8230; من به پاسداری به نام محمدرضا عادل ایست دادم. او سوار بر یک موتور چهار سیلندر بود و ایستاد&#8230;. کمی عقب‌تر رفتم در حالی که اسلحه‌ام به سمت وی بود، او شروع به نصیحت کرد و آنچه از مواعظ وی به یاد دارم اینکه رهبران شما فرار کرده‌اند و شما را جلو ‌انداختند، اسلحه‌هایتان را تحویل دهید. لکن من با وجود این، یک رگبار به سینه او بستم و بعد هم یکی از نیروهای حاضر تیر خلاص به وی شلیک کرده بود که منجر به شهادت او شد.</p>
<p>دو نفر عضو حزب جمهوری اسلامی به نام وحید سرشار و حسین امامی در حالی که سوار بر یک موتور وسپا بودند، توسط مجید بهاءها متوقف شده و پس از مقداری درگیری لفظی توسط وی، به شهادت رسیدند&#8230;</p>
<h3>به طرف مردم نارنجک پرتاب کردند</h3>
<p>در یکی از بولتن‌های گروه تروریستی مجاهدین خلق، بخشی از آشوب روز 5 مهر سال 1360 این‌گونه روایت شد:&#8221;&#8230; تعدادى از برادران به روى پشت‏بام سينما راديوسیتی و ساختمان‏هاى اطراف آن رفته بودند و سنگر گرفته بودند. دو پاسدار كه از دانشگاه [جامعه‏ الصّادق] بيرون آمده بودند، توسط اين برادران مغزشان به روى زمين ريخته شد. در ادامه عمليات رزمندگان، تعدادى از خواهران به درون ساختمان‏هاى اطراف رفته و از آنجا تيراندازى می‌نمودند. تيراندازى تا ساعت 15/3 ادامه داشت&#8230;&#8221;</p>
<p>افشین برادران قاسمی درباره درگیری مقابل سینما رادیوسیتی (پایین میدان ولی عصر) شرح داده است:&#8221;&#8230; از آ‌ن‌جا علاوه‌بر تیراندازی از ساختمان، به طرف مردم نارنجک پرتاب می‌کردند&#8230; در خیابان بندر انزلی و رودسر یک واحد عملیاتی دختران مستقر بود به فرماندهی پروین پرتوی که علاوه‌بر تیراندازی و شهید نمودن تعدادی به مراکز حمله نمودند&#8230; یک گروه هم به فرماندهی مهدی‌هاشمی با ژ-3 و کوکتل تعدادی اتوبوس را به آتش کشیدند و تعدادی را شهید نمودند&#8230;&#8221;</p>
<p>با رسيدن نيروهاى مردمی و پاسداران گشتی سپاه و كميته، دومين مقابله عمومیِ گسترده با تیم‌های ترور مجاهدین خلق بعد از 30 خرداد شكل گرفت. علاوه‌بر آنكه تعداد زيادى از هواداران این گروه، توسط مردم يا به كمك آنان دستگير شدند، نوعی جديد از نفرت و خشم در میان مردم نسبت به آنها شکل گرفت.</p>
<h3>گفتند یک میلیون نفر شما را روی دست می‌برند!</h3>
<p>یکی دیگر از اعضای مسلح تظاهرات پنجم مهرماه مجاهدین خلق که دستگیر شد، در اعترافاتش نوشت:&#8221;&#8230; قبل از تظاهرات گفته بودند: &#8220;براى اينكه آماده شويد از نظر بدنی، غذاى خوبی بخوريد.&#8221; همه، آن روز، صبحانه مفصّلی خوردند و وارد تظاهرات شدند. موقع شروع، ماشين را به طور عرضی پارك كرديم و پياده شديم؛ و شروع به تيراندازى و شليك هوائی كرديم. سازمان گفته بود: &#8220;شما اصلاً قرار نيست در تظاهرات شركت كنيد؛ فقط برويد شليك كنيد، يك ميليون آدم می‏آيد و شما را روى دست بلند می‏كند.&#8221; ما هم انتظار داشتيم كه يك ميليون نفر بيايند و ما را روى دست بلند كنند!&#8230;&#8221;</p>
<p>اما نه تنها با شلیک گلوله‌ها، کسی آنها را در خیابان روی دست بلند نکرد بلکه خيابان طالقانی كلاً تخليه شد و تنها آنها مانده بودند و چند ماشين، كه به طور پراكنده در خيابان به چشم می‏خورد. افرادی که آموزش چندانی هم ندیده بودند. یکی از دستگیرشدگان آن روز، شرایط‌شان را این‌گونه توضیح داده است:&#8221;&#8230; ما چون آموزش نظامی نديده بوديم كه در يك مقطع چه كار بكنيم و چه كار نكنيم، من دقيقاً يادم هست كه مثلاً از اين طرف داد می‏زدند كه &#8220;آن طرف چيزى تكان خورد&#8221;؛ تمام آن خيابان و آن قسمت را به رگبار می‏بستيم&#8230;&#8221;</p>
<p>مردم به خیابان آمدند اما نه برای اینکه تروریست‌های مجاهدین خلق را روی دست بلند کنند بلکه برای مقابله و دستگیری آنها به خیابان‌های مرکزی شهر رفتند. محمدرضا يزدی‏ زاده يکی از مسئولان سازمان‏دهی تظاهرات 5 مهر، وضعیت نیروهایش را در میانه کار این‌گونه تشریح نمود:&#8221;&#8230; گزارش‏هایی حاکی از اين موضوع داشتيم كه عده ‏اى از مردم با مشت خالی جلوى تيم‏هاى نظامی ايستادند و شعار می‏دادند و آنها هم كه بی‏  تفاوت بودند ماشين‏ها و امكاناتی را كه در خيابان داشتند، جمع می‏ كردند تا مبادا كسی پشت آنها سنگر بگيرد&#8230;&#8221;</p>
<h3>آنها هم زنده زنده می‌سوزاندند و دفن می‌کردند</h3>
<p>یکی دیگر از دستگیرشدگان آن روز، اوضاعش را چنین روایت نمود:&#8221;&#8230; برخلاف گفته سازمان، نه از جمعيت ميليونی خبرى شد و نه اينكه ما موفقيتی پيدا كرديم. ما هم همان وسط بوديم و كارى نمی‏توانستيم بكنيم. خواستيم به يکی از خانه ‏ها فرار كنيم؛ چندين خانه را زنگ زديم و هيچ كس در را باز نكرد. آخر سر، چند مرتبه با شلیک گلوله به در خانه ‏ها، در را باز كرديم كه بتوانيم فرار بكنيم؛ اما در فرار موفق نشديم و دستگير شديم&#8230; موقعی كه دستگير شديم و می‏خواستند ما را به زندان منتقل كنند، مردم جمع شده بودند جلوى خيابان طالقانی و با نقل قول از دادستان کل انقلاب اسلامی فریاد می‌زدند: &#8220;آقاى موسوى تبريزى گفته كه كسی كه ‏در تظاهرات مسلّح باشد، بايد اعدام بشود. و ما هم همين‏جا می‏ايستيم و همه آنها بايد اعدام شوند.&#8221; و حتی اين طور كه من متوجه شدم، كميته متوسّل به تير هوائی شد تا ما را از ميان جمعيت رد كند&#8230;&#8221;</p>
<p>اگرچه در آن روز دسته‌های تروریستی مجاهدین خلق مانند ماموران موساد و مزدوران سلطنت‌طلب در 18 و 19 دی ماه 1404، به مثله کردن پاسداران و ماموران حافظ امنیت نپرداخته و فرصت نکردند گلوی کسی را ببرند یا شکمش را پاره کنند و یا زنده زنده در آتش بسوزانندش، اما 3 ماه قبلش و در 30 خرداد 1360 به برخی از این اقدامات مانند گلو پاره کردن با تیغ کاتر و شکم دریدن دست زده بودند و حدود یک سال بعد و در عملیات موسوم به مهندسی، دست به شکنجه وحشیانه پاسداران کمیته و برخی مردم بیگناه زده، چشم‌شان را از حدقه بیرون آوردند، آنها را با اتو سوزاندند و پوست سرشان را کندند و بعد هم زنده زنده دفنشان کردند!</p>
<p>یعنی شیوه و سیستم عملیات وحشیانه دیروز و امروز برای درهم شکستن مقاومت مردم تغییری نکرده، تنها در آن سال‌های دهه 60 هنوز آمریکا و اسرائیل با این بی‌پردگی وارد میدان نشده و به صورت علنی از عوامل و مزدورانشان در ایران حمایت نمی‌کردند‌، اما در کودتای دی ماه 1404، دیگر خودشان رسما و علنا در کنار باندهای تروریستی‌شان، وارد عمل شدند! و به طور رسمی رئیس‌جمهوری آمریکا اعلام نمود که برایشان سلاح ارسال کرده است!</p>
<p>در آن روزهای مهرماه 1360 هم مانند دی ماه 1404 براساس تحلیل‌هایی دروغ و فریبنده به هواداران خام و ناآگاه این گروه تزریق شده بود که گویا مردم ایران سراپا آماده قیام هستند و نظام جمهوری اسلامی هم در حال فروپاشی است! به یکی از آن تحلیل‌ها توجه کنید:&#8221;&#8230; مردم كاملاً آماده قيام توده‏ اى هستند&#8230;. پيكر نظام ظرف بلورينی است كه شكسته شده و كافی است كه يك ضربه ديگر به آن وارد آيد تا ظرف ريزريز شده و هر تكّه ‏اش از هم جدا و به گوشه اى پرتاب شود&#8230;&#8221;</p>
<p>براساس امثال این تحلیل‌های پوچ و بی‌پایه، تتمه هواداران سال 60 مجاهدین خلق در 5 مهرماه به خیابان‌ها کشانده شدند تا به اصطلاح ابتدا خیابان‌ها را به تسخیر خود درآورده و سپس مراکز حساس را تصرف کنند.</p>
<p>(همان که در دی ماه 1404 هم به برخی وعده داده شد!!) خوش‌خیالی و در واقع جنون القاء شده در این افراد بدان حد بود که قرارهای بعدی، دیگر در خانه‌های به اصطلاح امن تیمی گذارده نشد بلکه به مراکز حساس مانند مجلس و صدا و سیما و ریاست جمهوری و&#8230; حواله داده شدند! قرارهایی که با حضور مردم البته نه آنگونه که می‌پنداشتند برای حمایت از آنها بلکه برای مقابله با مزدوران آمریکا و اسرائیل به شکست محتومشان انجامید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69675">حکایت تکان‌دهنده موجودات وحشی و جنون‌زده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69675/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
