<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اکبر خسروی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%b1-%d8%ae%d8%b3%d8%b1%d9%88%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/اکبر-خسروی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 20 Dec 2023 04:45:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>اکبر خسروی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/اکبر-خسروی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>شرایط دیدار با برادرم اکبر خسروی در اردوگاه فرقه رجوی را برایم فراهم کنید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57625</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57625?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Dec 2023 08:11:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57625</guid>

					<description><![CDATA[<p>در روزهای اخیر آقای حجت خسروی با حضور در دفتر انجمن نجات استان، ضمن دیدار با مسئول  دفتر نمایندگی انجمن نجات در شهر ارومیه از مقامات دولت آلبانی خواست تا شرایط دیدار با برادرش اکبر خسروی گرفتار در اردوگاه فرقه رجوی در خاک این کشور را برایش فراهم کنند. آقای حجت خسروی در ادامه گفت؛ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57625">شرایط دیدار با برادرم اکبر خسروی در اردوگاه فرقه رجوی را برایم فراهم کنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای اخیر آقای حجت خسروی با حضور در دفتر انجمن نجات استان، ضمن دیدار با مسئول  دفتر نمایندگی انجمن نجات در شهر ارومیه از مقامات دولت آلبانی خواست تا شرایط دیدار با برادرش اکبر خسروی گرفتار در اردوگاه فرقه رجوی در خاک این کشور را برایش فراهم کنند.</p>
<p>آقای حجت خسروی در ادامه گفت؛ خواست ما از دولت آلبانی صرفا یک موضوع انسانی وحقوق بشری است و دولت آلبانی باید به این خواسته توجه کند. خانواده هایی که به واسطه ممنوعیت سفر به آلبانی از سوی دولت این کشور همچنان در بلاتکلیفی بسر می برند.</p>
<p>ما از دولت آلبانی می خواهیم در ارتباط با اعضای مجاهدین صرفا جنبه های انسانی و حقوق بشری آن را مد نظر قرار  داده و از سیاسی کاری در این رابطه خودداری کند.</p>
<p>همچنانکه مقامات وقت دولت آلبانی نیز دلیل حضور اعضای مجاهدین در این کشور را صرفا موضوع انسانی و نه سیاسی اعلام کرده بودند. اکنون نیز باید به وظیفه  انسانی خود عمل کرده و شرایط دیدار خانواده ها با عزیزانشان در اردوگاه این فرقه را به دور از فشارها و جوسازیهای رسانه‌ ای سران مجاهدین فراهم کنند.</p>
<p>تشکیل انجمن نجات آلبانی را نیز به فال نیک می گیرم ومطمئن هستم که این کار می تواند در تحقق خواست خانواده ها نقش و کارآیی زیادی داشته باشد. از همین جا به تمامی دست اندرکاران و کسانی که در راستای تسهیل شرایط و جلب توجه دولت مردان آلبانی به خواست مشروع خانواده ها تلاش می کنند درود می فرستم.</p>
<p>گفتنی است آقای اکبر خسروی متولد ۱۳۵۳ و اهل نقده می باشد.او اکنون در سن ۴۹ سالگی و گرفتار در اروگاه این فرقه در آلبانی است. طی این مدت سران فرقه رجوی اجازه هیچگونه تماس و یا ملاقاتی را به خانواده وی با ایشان را نداده اند.</p>
<p>خانواده آقای اکبر خسروی بعد از سقوط صدام حسین دیکتاتور عراق، تلاش های فراوانی را انجام دادند تا شاید بتوانند اکبر را از دست این فرقه بدنام نجات دهند ولی تاکنون موفق نشده اند.</p>
<p>خانواده آقای اکبر خسروی می گویند: اکبر هرگز فردی سیاسی نبود. وی در سن ۱۷ سالگی و در حالیکه در کلاس سوم دبیرستان در شهر نقده  مشغول تحصیل بود، در شهریور سال ۱۳۷۰ به همراه یکی از دوستانش برای رسیدن به شرایط مطلوب و کسب درآمد بیشتر می خواستند از طریق مرز عراق به کشورهای اروپایی بروند.</p>
<p>آقای اکبر خسروی بعد از رفتن  نامه ای از خود بجا گذاشته بود. وی در آن نامه نوشته بود؛&#8221;من و دوستم برای کار می خواهیم به اروپا برویم و حتما روزی برخواهیم گشت. در آنجا کاری خوب و پردرآمد پیدا می کنیم تا خانواده خود را از نظر مادی تامین کنیم.&#8221;</p>
<p>از آن تاریخ به بعد خانواده آقای خسروی هیچ اطلاعی از وضعیت اکبر نداشتند. تا اینکه از طریق جداشده هایی که در سال ۱۳۸۳ وارد ایران شدند به خانواده وی اطلاع می دهند که اکبر در نزد مجاهدین اسیر می باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57625">شرایط دیدار با برادرم اکبر خسروی در اردوگاه فرقه رجوی را برایم فراهم کنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57625/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>استمداد خانواده های استان آذربایجان غربی از مقامات دولت آلبانی &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49729</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49729?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Mar 2022 04:51:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[بهمن محمد نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49729</guid>

					<description><![CDATA[<p>اخیرا تعدادی از خانواده های استان آذربایجان غربی در پیام های ویدئویی از مقامات دولت آلبانی خواستند شرایطی را فراهم کنند تا آنها بتوانند با عزیزان شان در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی دیدار کنند. خانواده ها درخواست های خود را به شکل پیام های ویدئویی تهیه و از طریق ایمیل به دولت مردان آلبانی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49729">استمداد خانواده های استان آذربایجان غربی از مقامات دولت آلبانی &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اخیرا تعدادی از خانواده های استان آذربایجان غربی در پیام های ویدئویی از مقامات دولت آلبانی خواستند شرایطی را فراهم کنند تا آنها بتوانند با عزیزان شان در اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی دیدار کنند. خانواده ها درخواست های خود را به شکل پیام های ویدئویی تهیه و از طریق ایمیل به دولت مردان آلبانی از جمله؛ ادی راما نخست وزیر آلبانی و ایلیر متا رئیس جمهور آلبانی ارسال کردند. حرف مشترک خانواده ها این است که دولت آلبانی باید شرایطی را فراهم آورد تا آنها بتوانند بدون فشارهای فرقه رجوی با عزیزانشان را در بیرون از اردوگاه این گروه در آلبانی ملاقات کنند.</p>
<p>گفتنی است خانواده های استان آذربایجان غربی طی سال ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ در مجموع با ۱۲۰۰ امضا در طوماری درخواست ملاقات خود را به گوش مقامات آلبانیایی رسانده اند. اما تا به امروز هیچ پاسخی به درخواست آنها داده نشده است. در دی ماه امسال نیز خانواده های استان آذربایجان غربی در یک ارتباط تصویری با انجمن آسیلا (انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی) خواسته خود مبنی بر ملاقات عزیزانشان در خاک آلبانی را برای چندمین بار تکرار کرده و به گوش دولت مردان آلبانیایی رساندند.</p>
<p>اکنون از میان انبوه پیام های ویدئویی خانواده ها برای ملاقات عزیزانشان به درخواستهای خانواده های آقایان؛ خسروی، محمدنژاد (سعید محمدنژاد و خانم سهیلا محمدنژاد، برادر زاده های آقای بهمن محمدنژاد) گرفتار در فرقه رجوی اشاره می کنیم. این خانواده ها در سالهای گذشته تلاش های فراوانی کرده اند تا از عزیزان گرفتارشان در فرقه رجوی خبری به دست آورده و با آنها ملاقات کنند.<br />
اکبر خسروی متولد ۱۳۵۳ اهل نقده در سال ۱۳۷۰ در حالیکه بیشتر از ۱۷ سال سن نداشت به همراه یکی از دوستانش برای کار در خارج از کشور از مرز اشنویه وارد خاک عراق شد تا از آنجا به یکی ازکشورهای اروپایی برود. ولی متاسفانه آنها توسط عوامل عضو بگیر فرقه رجوی تحت عنوان شرکت کاریابی فریب داده شده و نهایتا سر از اردوگاه این گروه در قرارگاه اشرف در نزدیکی شهر خالص درآوردند. در طول سالیان اسارت، خانواده اکبر تلاش های زیادی کردند تا بتوانند اکبر را از چنگ مجاهدین خارج کنند ولی هنوز موفق نشدند.</p>
<p>بخشی از تلاش های این خانواده به قرار زیر است:<br />
• تماس لیلا صمدی دختر عمه ی اکبر خسروی با مقام مسئول کمپ آمریکا در عراق (تیف) در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۸۵<br />
• ارسال نامه توسط خانواده خسروی به کمپ آمریکا (تیف) در قرارگاه اشرف در تاریخ ۷ دی ۱۳۸۵<br />
• ارسال نامه توسط پدر و مادر اکبر ، آقای سیف الله خسروی و بتول سلطانی به خانم تورلاک مقام مسئول کمپ آمریکا در عراق در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۶<br />
• ملاقات مهدی خسروی با مقامات صلیب سرخ در تهران در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۸۶ با هدف ایجاد ارتباط با برادرش اکبر خسروی در قرارگاه مجاهدین<br />
• تلاش نافرجام جعفر خسروی جهت ملاقات با برادرش اکبر خسروی در قرارگاه اشرف ـ عراق در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۸۸<br />
• ارسال نامه توسط آقای حجت خسروی به برادرش اکبر از طریق دفتر تهران صلیب سرخ در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۹۰<br />
• ارسال نامه مجدد توسط آقای جعفر خسروی از کانال صلیب سرخ به برادر اسیرش در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۹۱</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-49729-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Orumiyeh-Fa-202203-2.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Orumiyeh-Fa-202203-2.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Orumiyeh-Fa-202203-2.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Orumiyeh-Fa-202203-2.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>آقای بهمن محمدنژاد گرفتار در فرقه رجوی متولد ۱۳۴۱ و اهل شهر نقده می باشد. لازم به توضیح است که یکی از برادران ایشان به نام سیاوش که در قرارگاه اشرف در عراق بودند به خاطر زیاده خواهی های فرقه رجوی در عملیات کشته شد و دو برادر دیگر ایشان به نام های رسول و علیرضا بعد از دیدن خیانت های سران فرقه رجوی از اردوگاه این فرقه در خاک عراق فرار کردند و اکنون در کشور سوئد زندگی آزادی دارند. خانواده بهمن تلاش های زیادی کردند که بتوانند بهمن را نیز مانند دو برادر دیگرش از چنگال فرقه رجوی نجات دهند و همواره دوست دارند که بهمن بتواند مانند سایر افراد جامعه زندگی خوب و مرفهی داشته باشد و صاحب زندگی و فرزند شود.</p>
<p>اکنون به بخشی از فعالیت های این خانواده در طی سالیان اسارت بهمن اشاره می کنیم.<br />
• نامه آقای محمدرضا برادر بهمن خطاب به سازمان صلیب سرخ در سال ۱۳۸۷<br />
• ملاقات آقای محمدرضا محمدنژاد با آقای آرمان نماینده بین المللی صلیب سرخ در ایران<br />
• اعزام طوبی محمدنژاد به قرارگاه اشرف در عراق جهت ملاقات با برادرش بهمن محمد نژاد در سال ۱۳۸۹<br />
• نامه به ارگان های بین المللی طی سالیان گذشته تا به امروز<br />
• ارسال نامه به بهمن محمدنژاد از طریق پست و سایتهای مختلف در سالیان گذشته<br />
• ارسال پیام ویدئویی محمدرضا محمدنژاد برای برادرش بهمن در سال ۱۳۹۸<br />
• درخواست اعضای خانواده از بهمن برای برقراری ارتباط با آنان در ویدئویی که از خود تهیه بودند در سال ۱۳۹۹<br />
• امضای طومار خانواده ها و درخواست از دولت آلبانی برای ملاقات با بهمن در سال ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49729">استمداد خانواده های استان آذربایجان غربی از مقامات دولت آلبانی &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49729/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Orumiyeh-Fa-202203-2.mp4" length="20198778" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>مستند در دام فریب &#8211; اکبر خسروی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49363</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49363?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Feb 2022 10:56:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49363</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکبر خسروی متولد ۱۳۵۳ اهل نقده در سال ۱۳۷۰ در حالیکه بیشتر از ۱۷ سال سن نداشت به همراه یکی از دوستانش برای کار در خارج از کشور از مرز اشنویه وارد خاک عراق شد تا از آنجا به یکی ازکشورهای اروپایی برود. ولی متاسفانه آنها توسط عوامل عضو بگیر فرقه رجوی تحت عنوان شرکت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49363">مستند در دام فریب &#8211; اکبر خسروی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>اکبر خسروی</strong> متولد ۱۳۵۳ اهل نقده در سال ۱۳۷۰ در حالیکه بیشتر از ۱۷ سال سن نداشت به همراه یکی از دوستانش برای کار در خارج از کشور از مرز اشنویه وارد خاک عراق شد تا از آنجا به یکی ازکشورهای اروپایی برود. ولی متاسفانه آنها توسط عوامل عضو بگیر فرقه رجوی تحت عنوان شرکت کاریابی فریب داده شده و نهایتا سر از اردوگاه این گروه در قرارگاه اشرف در نزدیکی شهر خالص درآوردند.<br />
در طول سالیان اسارت، خانواده اکبر تلاش های زیادی کردند تا بتوانند اکبر را از چنگ مجاهدین خارج کنند ولی هنوز موفق نشدند.<br />
بخشی از تلاش های این خانواده بقرار زیر است:</p>
<p>• تماس لیلا صمدی دختر عمه ی متواری اکبر خسروی با مقام مسئول کمپ آمریکا در عراق (تیف) در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۸۵<br />
• ارسال نامه توسط خانواده خسروی به کمپ آمریکا (تیف) در قرارگاه اشرف در تاریخ ۷ دی ۱۳۸۵<br />
• ارسال نامه توسط پدر و مادر اکبر خسروی، آقای سیف الله خسروی و بتول سلطانی به خانم تورلاک مقام مسئول کمپ آمریکا در عراق در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۶<br />
• ملاقات مهدی خسروی با مقامات صلیب سرخ در تهران در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۸۶ با هدف ایجاد ارتباط با برادرش اکبر خسروی در قرارگاه مجاهدین<br />
• تلاش نافرجام جعفر خسروی جهت ملاقات با برادرش اکبر خسروی در قرارگاه اشرف ـ عراق در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۸۸<br />
• ارسال نامه توسط آقای حجت خسروی به برادرش اکبر خسروی از طریق دفتر تهران صلیب سرخ در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۹۰<br />
• ارسال نامه مجدد توسط آقای جعفر خسروی از کانال صلیب سرخ به برادر اسیرش در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۹۱</p>
<p>از جدیدترین تلاش های این خانواده برای رهایی فرزندشان از اسارتگاه فرقه رجوی مصاحبه آقای جعفر خسروی به همراه دو تن از خواهرانش با خبرنگار آلبانیایی به نام اولسی یازچی در هیجدهم مهر ۱۳۹۹بود که از مقامات دولت آلبانی و سایر ارگانهای حقوق بشری برای آزادی فرزندشان درخواست کمک کردند.</p>
<p>در ادامه این فعالیت ها آقای حجت خسروی نیز برای دیدار با برادرش اکبر در آلبانی در تاریخ ۱۱ دیماه ۱۴۰۰ یک پیام ویدئویی به مقامات دولت آلبانی ارسال کرد.<br />
آنچه که در این ویدئو مشاهده می کنید مصاحبه ای کوتاه با آقای <strong>حجت خسروی</strong> برادر اکبر خسروی در شهر نقده است که از نحوه فریب برادرش توسط مجاهدین و تلاش های این خانواده برای آزادی وی از چنگال فرقه رجوی حکایت می کند.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-49363-2" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Khosravi-Akbar-202202.mp4?_=2" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Khosravi-Akbar-202202.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Khosravi-Akbar-202202.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Khosravi-Akbar-202202.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49363">مستند در دام فریب &#8211; اکبر خسروی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49363/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Azarbayjan_Gharbi/Khosravi-Akbar-202202.mp4" length="16496847" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>رهبران مجاهدین و سرکوب احساسات عاشقانه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6400</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6400?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/04/08/%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم لیلا صمدی در نامه ی خویش کوشیده است با ارائه ی تصویری واقعی از دنیای مجاهدین، اشتباه ادراک تروریست ها را از واقعیت های پیرامونی تصحیح کند. در واقع ایشان سعی دارد با بیان ابعاد فاجعه ی حیرت آوری که در مناسبات مجاهدین در جریان است، به نامزدش اکبر تصریح کند تا هر چه زودتر به دنیای آزاد و خارج از حصارهای ذهنی و فیزیکی مجاهدین بازگردد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6400">رهبران مجاهدین و سرکوب احساسات عاشقانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Mail.jpg" alt="mail" align="left" /><br />
برای چندمین بار در طی یک سال اخیر خانم لیلا صمدی نامزد آقای اکبر خسروی (مستقر در قرارگاه اشرف) نامه ای خطاب به ایشان می نویسد و از وی می خواهد تا با یک تماس تلفنی چند دقیقه ای او را که سالهای طولانی ست در انتظار وی، لحظه های رویایی را سپری می کند، از ابهام ذهنی و دلمشغولی های درونی و آزار دهنده رهایی دهد. شاید خانم لیلا صمدی نیز به خوبی واقف است که رهبران بی رحم مجاهدین بوئی از احساسات انسانی نبرده اند. زیرا تاکنون می بایست به اکبر اجازه می دادند با او تماس بگیرد تا در باره ی آینده خویش با هم حرف بزنند. پر واضح است محتوای نامه ی خانم لیلا صمدی دربرگیرنده و بازتاب کشمکش ها و سرخوردگی های درونی و ذهنی خانمی عاشق و صبور است که با توانایی تمام روح مخاطب خویش را به درد می آورد و علیرغم همه ی محدودیت های اعمالی از سوی رهبری مجاهدین در جلوگیری از هر گونه تماس نامزدش با وی، با امید و اشتیاق از احساس عاشقانه ای که در درونش موج می زند، سخن می گوید و به خواسته مشروع و طبیعی خویش مبنی بر رهایی نامزدش اکبر از سیطره رهبرای مجاهدین و دنیای تاریک و سیاه قرارگاه اشرف تاکید و اصرار دارد. متن این نامه روایت یکدست و سنجیده ای ست از احساسات عاشقانه و نیز بیان دردناک و تلخ آرزوهای سرکوب شده از سوی رهبران مجاهدین. شاید این نامه ذهن رهبران مجاهدین را برای چندمین بار به چالش و آشوب کشد اگر از سلامت روانی و عقلی برخوردار باشند. زیرا بی توجهی، عدم پاسخگویی و یا حاشیه پردازی های اغواگرانه و فریبکارانه ی مکرر از سوی رهبری سازمان نسبت به نامه های منتشر شده ی خانواده های افراد مستقر در قرارگاه اشرف در سایت انجمن نجات، حکایت تلخ و درخوری ست از بی مسئولیتی انسانی و نبود اخلاق مدنی در میان رهبری مجاهدین. خانم لیلا صمدی در نامه ی خویش کوشیده است با ارائه ی تصویری واقعی از دنیای مجاهدین، اشتباه ادراک تروریست ها را از واقعیت های پیرامونی تصحیح کند. در واقع ایشان سعی دارد با بیان ابعاد فاجعه ی حیرت آوری که در مناسبات مجاهدین در جریان است، به نامزدش اکبر تصریح کند تا هر چه زودتر به دنیای آزاد و خارج از حصارهای ذهنی و فیزیکی مجاهدین بازگردد.</p>
<p>به امید آن روز</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p>14/1/1387</p>
<p><strong> نامه خانم لیلا صمدی به آقای اکبر خسروی:</strong></p>
<p>بنام خدا</p>
<p>اکبرم:</p>
<p>خواستم بی خیال همه گذشته ها شوم همه خیالها و واقعیت هایی که بوده و هست و مسیر زندگیم را انتخاب کنم ولی تا تصمیم می گیرم یک حسی از درون به من می گوید که صبر کن.</p>
<p>ولی تا کی؟ نمی دانم آخر، تو خودت را جای من بگذار، تا حالا که بودم و هستم به یاد روزهای گذشته و به عشق روزهای آینده بوده است. اکبر. یک سال از آخرین مصاحبه ات گذشت. می خواهم فقط تکلیف من را روشن کنی تا من نیز مسیر زندگیم را تامین کنم. تو فقط کافی است با یک تلفن که بارها برایت نوشته ام تماس بگیری و برایم بودن و یا نبودن خود را در این مسیر مشخص کنی.</p>
<p>اکبر: تو چطور جائی هستی که یک تلفن هم ندارید؟ مگر آنجا آخر دنیاست. کمی به خود بیا و فکر کن، تصمیم بگیر، هستی؟ یا نه؟</p>
<p>جائی که چهاردیواری بسته است و به هیچ دنیائی باز نیست چطور می تواند تو را به آرمانهایت برساند.</p>
<p>جائی که در آن هیچ خبری از بهداشت و تلویزیون و روزنامه و خبر و پیشرفت نیست،چطور می توان تو را به رفاه و آزادی برساند؟</p>
<p>آیا این 17 سال برای رسیدن به آزادیت کافی نبود و شاید تو از آزادی مفهوم دیگری داری</p>
<p>اکبر. مشخص کن می خواهی تا آخر عمر در آن زندانی بمانی؟</p>
<p>به این جمله خوب فکر کن: برای دو کبوتر عاشق جای زندگی مهم نیست. چیزی که مهم است پرواز آن دو باهم است.</p>
<p>لیلا صمدی</p>
<p style="text-align: justify;" align="center"><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/samadi-lila-87-1.jpg" /></p>
<p style="text-align: justify;" align="center">
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6400">رهبران مجاهدین و سرکوب احساسات عاشقانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6400/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا این رسم مروت و مردانگی است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6205</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6205?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/02/14/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d8%b3%d9%85-%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکبر جان، از همین فرصت استفاده می کنم و خطاب به رهبران سازمان مجاهدین می گویم واقعاً اگر شما رهبران سازمان مجاهدین به خانواده ما و پدر و مادر پیر و چشم انتظار که سالهاست در حسرت دیدار و شنیدن صدای فرزندشان اکبر بسر می برند و چه شب ها صدای گریه شان همه ما را از خواب بیدار کرده است، ارزشی قائل بودید. به خواسته آنها تن داده و اجازه می دادید تا برادرم اکبر حداقل پس از شانزده سال یکبار هم که شده برای چند دقیقه با پدر و مادر درد کشیده اش تلفنی تماس می گرفت و با هم حرف می زدند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6205">آیا این رسم مروت و مردانگی است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" alt="نامه آقای جعفر خسروی به برادرش اکبر خسروی" hspace="15" align="left" vspace="15" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Mail.jpg" />وجه غالب نامه آقای جعفر خسروی درباره ی انتقاد از عملکرد غیر دموکراتیک و پرسش بر انگیز رهبران فرقه ی تروریستی مجاهدین و نیز محکومیت اخلاقی آنان است. </p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>این نامه در حقیقت حکایت درخور و تلخی ست از رفتارهای غیر مسئولانه فرماندهان قرارگاه اشرف و نیز یک مقاله ی افشاگرانه و در عین حال پراحساس و متفکرانه در باره نقد اتوریته، قدرت طلبی، و ویژگی انتقاد ناپذیری رهبری عقیدتی فرقه مجاهدین است.</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>بی شبهه رهبران فرقه ستیزه جوی مجاهدین برای همیشه، نه می توانند این نامه انتقادی و سایر نامه های اعضای خانواده های عضو انجمن نجات در طرح خواسته مشروع شان برای تماس با بستگان و عزیزان تحت سیطره ی شان در قرارگاه اشرف را انکار نمایند و نه می توانند در باره ی خواسته طبیعی و به حق آنان غیر مسئولانه سکوت کنند. در حقیقت نامه های اعضای خانواده های عضو انجمن نجات در انتقاد تند و گزنده از اعمال محدودیت های تشکیلاتی در جهت جلوگیری از تماس افراد مستقر در قرارگاه اشرف با اعضای خانواده های شان، روزی همچون تلنگری بر ذهن رهبران خشونت طلب مجاهدین فرو خواهد آمد.</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>بدون اغراق بایستی اذعان نمود مطالعه محتوای نامه آقای جعفر خسروی خطاب به برادرش اکبر و سایر نامه های اعضای خانواده های عضو انجمن نجات که در نقد عملکرد و رفتارهای مستبدانه و غیر دموکراتیک رهبران فرقه مجاهدین نوشته شده و تاکنون در سایت انجمن نجات و سایر سایت های فارسی زبان داخلی و خارجی درج و منتشر شده است، یک بررسی تفکر برانگیز در ابعاد سیاسی، اخلاقی و تاریخی فرقه ی تروریستی مجاهدین و تلاش برای مقابله با آن می باشد.</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>با آرزوی رهایی آقای اکبر خسروی و همه ی عزیزان و هم وطنان تحت سیطره فرقه رجوی و بازگشت آنان به میهن عزیزمان ایران و کانون گرم خانواده هایشان.</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>نامه آقای جعفر خسروی به برادرش اکبر خسروی:</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>اکبر جان، برادر بزرگوار و عزیزم </p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>با سلام</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>امیدوارم در سایه حق تعالی شاد و خرم و سلامت باشی. برادرم، تاکنون چندین نامه از طرف مادر و سایر اعضای خانواده برای شما نوشته شده است در این رابطه از آقای آرش رضایی مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی تقاضا کردیم تا نامه ها را جهت اطلاع شما در سایت انجمن نجات منتشر کند. اما متاسفانه تا حال که نامه ای برای شما می نویسم هیچ پاسخی یا تماسی از سوی شما نداشتیم.</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>البته من کاملا شرایط شما را در قرارگاه اشرف درک می کنم و می توانم تصور کنم چقدر در محدودیت بسر می برید. اما خیلی مهم است بدانم کسانی که به شما در قرارگاه اشرف اجازه تماس تلفنی یا نوشتن نامه و امکان دادن پاسخ نامه های اعضای خانواده ات از جمله مادر چشم انتظار و زجر کشیده مان و نیز پدر نابینایت را نمی دهند چه حس و حالی دارند؟ و چگونه طرز تفکری؟</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>اکبر جان اگر این نامه به دست شما برسد و احتمال کمی می دهم چون وقتی پاسخ نامه های مادر و سایر اعضای خانواده را ندادی، بر ما معلوم شد که نامه ها به دستت نمی رسد و نامه اولی را نیز به طور کامل نشانت نداده بودند و صرفاً برای اینکه رهبران مجاهدین تو را سوژه تبلیغاتی کنند و به جای اجازه دادن به شما برای تماس تلفنی با خانواده که سالهاست از شنیدن صدایت محروم بوده ایم متاسفانه شما را در برنامه تلویزیونی وادار نمودند تا مسائلی را مطرح کنی که هیچگونه واقعیتی نداشت و ما می دانستیم شما تحت فشار مجبور بودی حرف هایی بزنی که از صمیم قلب نگفتی.</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>اکبر جان، از همین فرصت استفاده می کنم و خطاب به رهبران سازمان مجاهدین می گویم واقعاً اگر شما رهبران سازمان مجاهدین به خانواده ما و پدر و مادر پیر و چشم انتظار که سالهاست در حسرت دیدار و شنیدن صدای فرزندشان اکبر بسر می برند و چه شب ها صدای گریه شان همه ما را از خواب بیدار کرده است، ارزشی قائل بودید. به خواسته آنها تن داده و اجازه می دادید تا برادرم اکبر حداقل پس از شانزده سال یکبار هم که شده برای چند دقیقه با پدر و مادر درد کشیده اش تلفنی تماس می گرفت و با هم حرف می زدند. چه شده است شما رهبران سازمان مجاهدین به عواطف انسانی و احساسات خانوادگی هیچ بهایی نمی دهید؟</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>آیا این رسم مروت و مردانگی است!</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>من به نوبه خودم از اینکه شما به عاطفه انسانها ارزشی قائل نیستید بشدت متاسفم و معتقدم با این نوع طرز رفتار و تفکر و به هیچ گرفتن عواطف خانوادگی در میان خانواده های افرادی که در قرارگاه اشرف حضور دارند، هیچگونه جایگاهی نخواهید داشت. پس به خود آئید و بیش از این به رفتارهای زشت و نادرست خویش ادامه ندهید.</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>خواسته و انتظار مشروع و به حق خانواده ما این است هر چه زودتر شما رهبران سازمان مجاهدین امکان تماس تلفنی برادرم اکبر خسروی را با خانواده مهیا سازید و اگر به مفهوم آزادی فردی و انتخاب انسانها پایبندید به او فرصت دهید تا با تماس و گفتگو و تبادل نظر با اعضای خانواده و به خصوص پدر و مادر چشم انتظار و زجر کشیده اش، سرنوشت و آینده ی خویش را خود رقم زند.</p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>در پایان دوست دارم به برادرم اکبر بگویم: </p>
<p>      &nbsp;</p>
<p>برادر عزیزم اکبرجان، همه اعضای خانواده پدر و مادر و خواهران و برادرانت برای در آغوش کشیدنت لحظه شماری می کنند و از خداوند برای رهایی شما برادر نازنینم یاری می طلبند.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p>قربانت برادر کوچکت جعفر خسروی</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p>رونوشت به:</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p>1- کمیته بین المللی صلیب سرخ &#8211; دفتر تهران</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p>2- خانم کلنل تورلاک مقام محترم حقوقی و قضایی کمپ امریکا</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p>3- سازمان دیده بان حقوق بشر دفتر واشنگتن &ndash; نیویورک &#8211; پاریس- لندن</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p>4- عفوبین الملل دفتر واشنگتن- نیویورک &#8211; پاریس- لندن</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p>5- حقوق بشر عراق</p>
<p>    <span> </p>
<p>6- انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</span>Tahoma; ></p>
<p> <img decoding="async" alt="نامه به اکبر خسروی" hspace="15" align="bottom" vspace="15" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Khosravi_Akbar/E_Khosravi_Akbar-1.jpg" /></p></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6205">آیا این رسم مروت و مردانگی است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6205/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خانه عنکبوتی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5491</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5491?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Sep 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/09/05/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b9%d9%86%da%a9%d8%a8%d9%88%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکبر جان یک سوال از تو و سازمانت دارم، که امیدوارم پاسخ قانع کننده داشته باشید که چرا نیروهای سازمان که برای جان دادن آمده بودند و میخواستند همه چیز خود را فدای آن بکنند، او را ترک کردند، آیا سازمان لیاقت و صلاحیت آن را نداشت که نیروهایش را حفظ بکند؟ اگر یک یا دو نفر بودند هیچ مشکلی نبود و کسی سوالی نمیکرد ولی وقتی بیش از پانصد 500 نفر یکباره آن را ترک میکنند آیا جای سوال نیست؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5491">خانه عنکبوتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>خانه عنکبوتی مجاهدین</B><br />چندی پیش در پی نامه های اعتراضی و انتقادی خانواده آقای اکبر خسروی خطاب به سرمداران فرقه ستیزه جوی مجاهدین که در سایت انجمن نجات منتشر گردید ، رهبران فرقه مجاهدین در پی سکوتی طولانی و عدم پاسخگویی به خواسته مشروع خانواده آقای اکبر خسروی و نامزد ایشان که خواستار تماس تلفنی فرزند تحت اسارتشان با اعضای خانواده بودند و اینکه مدت پانزده سال است از دیدار و یا حداقل تماس تلفنی با وی به علت اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی سران فرقه رجوی محروم مانده اند ، در واکنشی هیستریک و غیر منطقی با پخش چهره آقای اکبر خسروی در تلویزیون وابسته به فرقه و وادار نمودن آقای اکبر خسروی به طرح مسائلی که با واقعیت های موجود ناسازگاری داشت به جای اجابت خواسته مشروع و قانونی اعضای خانواده آقای خسروی ، متاسفانه اکبر را وادار کردند تا به یکی از همرزمان سابقش به نام آقای سعید باقری دربندی تهمت های ناروا بزند و او را به خاطر جدایی از گروه فرقه تروریستی رجوی و بازگشت به آغوش خانواده اش به خیانت متهم کند.<br />آقای سعید باقری دربندی عضو سابق به اصطلاح ارتش آزادیبخش ملی طی نامه ای جهت اطلاع رسانی و روشنگری آقای اکبر خسروی و سایر افرادی که تحت سیطره تشکیلات مخوف و تبهکار رجوی و دارودسته اش قرار دارند و نیز برای آگاهی افکار عمومی در ایران و همه کسانی که به نوعی برای محو همه اشکال تروریسم و خشونت طلبی در اقصی نقاط جهان مبارزه می کنند ، با طرح نکات افشاگرانه و نقد ماهیت تروریستی مجاهدین و زشتی فضای حاکم بر مناسبات قرارگاه اشرف که به مثابه خانه عنکبوتی مجاهدین تلقی می گردد و هر آن و هرلحظه بنیادهای متزلزل آن در حال فروپاشی و از هم گسیختگی ست ، از سردمداران فرقه تروریستی رجوی خواست تا بیش از این در مسیر انحطاط مطلق و در ضدیت با منافع ملی ایرانیان تلاش نکنند ، زیرا جریحه دار نمودن احساسات ملی و میهنی و دینی میلیونها ایرانی رفتاری زشت و بسیار سخیف است که جز ننگ ابدی برای آنان عایدی نخواهد داشت.<br />بی شک سران کژاندیش فرقه تروریستی مجاهدین با اتخاذ شیوه های ماکیاولیستی و روش های نخ نما و کلیشه ای و کهن هرگز نخواهند توانست برای همیشه آفتاب حقیقت را در پس ابرهای تیره پنهان نمایند و بزودی همه آزاد اندیشان و پیروان واقعی دموکراسی ، صلح و عدالت نظاره گر نابودی و محو همه ستیزه جویان شب پرست و خشونت طلبان بدخواهی چون گروه جنایت پیشه القاعده و فرقه تبهکارمجاهدین خواهند بود.<br />آرش رضایی <br />مسئول انجمن نجات دفتر آدربایجانغربی</P></p>
<p><b>نامه آقای </SPAN>سعید باقری دربندی به آ</SPAN>قای اکبر خسروی:</SPAN></B></P></p>
<p>سلام بر دوست قدیمی و غریبه امروز آقای اکبر خسروی<br />اکبر جان چند وقت پیش از طریق ماهواره دیدم که در برنامه پرونده در رابطه با من صحبت میکنی که برایم خیلی جای تعجب داشت چون حرفهائی را که میزدی من از هیچ کدام از آنها اطلاعی نداشتم و خانواده ات در این رابطه شاهد و گواه هستند. که من هم لازم دیدم چند نکته ای را برایت بنویسم. <br />اول از اینکه تو من را خائن خطاب میکنی کاملاً در اشتباه هستی ، چون خودت خوب میدانی که اولاً تو قبل از اینکه وارد سازمان بشوی یک آدم عادی بودی که از سازمان هیچ چیزی نمی دانستی و این من بودم که تو را با آنها آشنا کرده و بعد با خودم به داخل آنها بردم. پس من نسبت به تو آگاهیم بیشتر بود و انگیزه ام هم بیشتر از تو بود. ولی وقتی مناسبات سازمان را از نزدیک دیدم پی به پوشالی بودن آنها بردم و خودت خوب میدانی که در داخل مناسبات جز تحقیر و تو سری زدن و تهدید افراد چیز دیگری نبود که الان تو بخواهی به آنها بنازی و ادعا داشته باشی چون من با تمامی وجودم و انگیزه ام به آنها پیوسته بودم پس یک قضاوت درستی بکن که چه کسی خیانت کرده است من یا سازمان و یا بهتر بگویم « رجوی »!<br />اکبر جان من که تو را از نزدیک سالیان درازی میشناسم و به خصوصیات فردی و اخلاقی تو آگاهم میدانم که این حرفها را از ته دلت نمیگوئی ولی این سازمان لعنتی است که مجبورت کرده تا آنطوری در تلویزیون ظاهر شده و پشت سر من حرفهای غیرواقعی را بگوئی. من که ترسی ندارم چون از همینجا اعلام میکنم هر خانواده ای را که من رفته و درب خانه آنها را زده و گفته باشم بروید و فرزندانتان را از سازمان بیرون بکشید میتواند نامه نوشته و بگوید که ادعای من درست نیست ولی چون کسی نیست که این نامه را بنویسد پس دروغ پردازیها و لجن پراکنیهای سازمان بیرون میزند ، من که سالیان در مناسبات بودم این شگردها و لجن پراکنیهای گند گاو چاله دهان های شورای رهبری و رهبری سازمان کاملا برایم آشناست ، پس تو نیز سعی کن خودت را گول نزنی و با واقعیات زندگی بکنی ، واقعیتی که سازمان تو را از آن محروم کرده است و ارتباط تو را از بیرون خودت قطع کرده تا در داخل آن چهاردیواری آنقدر بمانی که فکر بکنی تمام دنیا همین است که هست ، داستان ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی را بیاد بیاور که در گفتگو با قورباغه ای که تمام دنیا را همان محیط زندگی خودش که در برکه ای کوچک بود ، میپنداشت. در حالیکه دنیا خیلی بزرگتر از اشرفی است که تو در آن زندانی هستی. <br />اکبر جان یک سوال از تو و سازمانت دارم ، که امیدوارم پاسخ قانع کننده داشته باشید که چرا نیروهای سازمان که برای جان دادن آمده بودند و میخواستند همه چیز خود را فدای آن بکنند ، او را ترک کردند ، آیا سازمان لیاقت و صلاحیت آن را نداشت که نیروهایش را حفظ بکند ؟ اگر یک یا دو نفر بودند هیچ مشکلی نبود و کسی سوالی نمیکرد ولی وقتی بیش از پانصد 500 نفر یکباره آن را ترک میکنند آیا جای سوال نیست ؟ آنهم زمانی که صدام که پشتیبان قوی سازمان دیگر نبود و درب قلعه اشرف شکسته شده بود و انگار که زندانیها به آزادی رسیده بودند که یکباره همه بیرون رفتند. آیا اینبار اشکال در افراد و نیروهاست و یا در سازمان و رهبری آن ؟ آیا کسی پیدا میشود که به این سوال جواب بدهد. اگر در جائی بحث و گفتگوی آزادی باشد که مسئولین سازمان هم آنجا حضور داشته باشند و به این سوالات و کارهائی که در اشرف میکردند پاسخ بدهد حاضرم در آن بحث شرکت بکنم چون میدانم که شما محکوم هستید. ولی شما دورادور همه نیروهائی که از شما جدا شده اند را خائن صدا میکنید ولی چرا خودتان را از این امر مبرا میدانید. شما که خودتان میگفتید خارجه جای زندگی نیست و هر کس میخواهد دنبال زندگی اش برود ، ایران بهترین جاست و حالا که ما به ایران آمده ایم میگوئید که خیانت کرده ایم ، خیانت به چی و به کجا ؟ آیا خیانت ما بالاتر از خیانت شما به ماست ؟<br />خیانتی که شما به ما و به نیروهائی که مجبورند در اشرف بمانند آنقدر بزرگ هست که هیچ وقت نه در دنیا و نه در آخرت قابل بخشش نخواهد بود ، چون شما به اعتماد ما خیانت کردید و در زیر سایه صدام و زندان ابوغریب هر بلائی که خواستید بر سر ما آوردید و کسی جرئت اعتراض کردن را نداشت و بخاطر این کارنامه سیاهی که دارید محکوم به نابودی هستید. البته قبلا که مزدور صدام بودید و الان هم میخواهید مزدوری امپریالیزم یعنی آمریکا را بکنید و برای شما فرقی نمیکند که اربابتان کی میباشد و فقط برای شما بقاء مهم است. <br />اکبر جان چند تذکر هم بد نیست که بگویم ، نامه هائی را که خانواده و فامیلهایتان برایت نوشته اند ، هیچ ربطی به من ندارد و من در جریان هیچکدام از آنها نبوده ام ، ولی این سازمان لعنتی در ذهنت آنقدر فرو کرده که فکر میکنی نامه خانواده ات را هم من برایت نوشته ام ، و من بعداً که از طریق خانواده ات فهمیدم که نامه برادرت قاسم را در سازمان گفته اند که خواهرت نوشته است درحالیکه قاسم برایت نامه نوشته بوده حداقل وقتی به چیزی هم که میخواهی استناد بکنی مطمئن باش و بعد استناد بکن. <br />به هر حال امیدوارم باز هم خوب فکرهایت را بکنی و به تو خالی بودن و لجن بودن مناسباتی که در آن هستی پی ببری و زود تر خودت را از آن خلاص بکنی و به آغوش گرم خانواده ات که سالیان چشم به راه تو اند بر گردی و بیشتر از این خودت را با ننگ سازمان آلوده نکنی. به امید آنروز. قربانت سعید. <br />سعید باقری دربندی<br />23/5/1386</P></p>
<p><b><a href=https://www.nejatngo.org/others/saeid-bagheri.pdf target= rel="noopener noreferrer">لینک به متن اصلی نامه</A></SPAN></B></P></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5491">خانه عنکبوتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5491/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پسر عزیزم، فرزند دلبندم اکبر جان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5218</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5218?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Jul 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/07/04/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%84%d8%a8%d9%86%d8%af%d9%85-%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>دنیای غریبی ست" دارودسته مجاهدین خلق به رهبری رجوی از اجابت خواسته به حق و مشروع خانواده هایی که فرزندان و بستگانشان سالیان دراز در برزخ قرارگاه اشرف بسر می برند و شرایط زندگی و زیست برای آنان بنا به شهادت عده زیادی از جداشدگانی که به ایران بازگشته و یا در کشورهای اروپایی پناهندگی گرفته اند، بسیار رقت انگیز و ناامید کننده است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5218">پسر عزیزم، فرزند دلبندم اکبر جان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دنیای غریبی ست &quot; دارودسته مجاهدین خلق به رهبری رجوی از اجابت خواسته به حق و مشروع خانواده هایی که فرزندان و بستگانشان سالیان دراز در برزخ قرارگاه اشرف بسر می برند و شرایط زندگی و زیست برای آنان بنا به شهادت عده زیادی از جداشدگانی که به ایران بازگشته و یا در کشورهای اروپایی پناهندگی گرفته اند، بسیار رقت انگیز و ناامید کننده است، همچنان امتناع و سر سختانه و به شکلی کاملا حماقت آمیز نسبت به تغییر رفتارهای بیمارگونه خویش مقاومت می کنند و کمترین بهائی به خواسته های مشروع خانواده ها نمی دهند.</p>
<p><strong>مادر آقای اکبر خسروی(فرد مستقر در قرارگاه اشرف) در سومین نامه خویش</strong> به فرزند دلبنش از رهبران مجاهدین می خواهد که بیش از این رفتارهای غیر دموکراتیک و غیر اخلاقی از خود بروز ندهند و از واکنش های هیستریک دوری جسته و امکان تماس فرزندش را با او و سایر اعضای خانواده که سالهای طولانی ست از هر گونه ارتباط با وی و نیز پدر، برادران و خواهرانش بنا به اعمال محدودیت های دهشتناک و توجیه ناپذیر تشکیلاتی محروم مانده اند، فراهم نمایند. </p>
<p><strong>خانم سلطانی با طرح پرسش هایی رفتار زشت و مستبدانه رهبران فرقه تروریستی مجاهدین را به نقد می کشد</strong> و با استناد به عواطف و احساسات مادرانه خویش از آنها می خواهد بیش از این در مسیری گام ننهند که جز نابخردی برای آنان بهره ای نخواهد داشت. ایشان در نامه خویش می گویند: &quot; من به مسئولین مجاهدین که پسرم را در زندان اشرف و در بیابانی برهوت به زور و اجبار نگه داشته اند، می گویم اگر ریگی در کفش ندارند و بویی از مردانگی برده اند چرا به او اجازه نمی دهند علی رغم اصرار من و پدر و برادران و خواهرانش، دقایقی با ما تماس تلفنی بگیرد و پس از 16 سال جدایی و بی خبری محض با ما صحبت کند؟</p>
<p><strong>مادر آقای اکبر خسروی اطمینان دارد که پسرش را در شرایط فشار روانی و با ترفندها و شیوه های فریبکارانه وادار کرده اند</strong> تا در تلویزیون متعلق به فرقه مجاهدین سخنانی بگوید که عاری از حقیقت و نشانگر روش های غیر انسانی رهبران مجاهدین در وادار نمودن افراد مستقر در قرارگاه اشرف برای مقابله جویی با خانواده هایشان است.</p>
<p>آنچه که مشهود است، ناسازگاری بی پرده و عریان عناصر فکری و رفتاری رهبران فرقه رجوی در سالهای اخیر در مواجهه با خواسته های به حق و مشروع خانواده هایی ست که فرزندانشان در برزخ بیابان اشرف گیر کرده اند.</p>
<p>بی شبهه ساختار تشکیلاتی فرقه رجوی سرشتی متفاوت با سازمان های دموکراتیک در جهان دارد و می&zwnj;تواند سراسر نظام مدرن و گفتار (</span><font size="3"><span>Discourse</span></font>) های برآمده از آن و حاکم بر آن را درهم شکند و از آن فراگذرد و سرانجام &laquo;سیاستی فاشیستی&raquo; یا &laquo;سیاست آمرانه و بنیادگرایانه&raquo; را در مقام بدیلی برای سیاست دموکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر، پیش نهد.</p>
<p><strong>آرش رضایی</strong></p>
<p><strong>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</strong></p>
</p>
<p><strong><font color="#008080">نامه خانم سلطانی به فرزندش آقای اکبر خسروی:</font></strong></p>
<p><strong><font color="#008080">بسمه تعالی</font></strong></p>
<p><strong><font color="#008080">پسر عزیزم، فرزند دلبندم اکبر جان</font></strong></p>
<p>من از شما انتظار داشتم پس از نوشتن دو نامه به شما فرزند عزیزم که در سایت انجمن نجات نیز منتشر شد و در آن نامه درد دلی با شما داشتیم و از آرزوهای خود سخن گفتیم، اینکه شما فرزند عزیزم به خانه بازگشته و بیش از این مادر و پدر چشم براهت را در انتظار نگذاری. </p>
<p>عزیز دلم، من و پدرت و نیز برادران و خواهرانت بی صبرانه مشتاق دیدار روی ماهت هستیم. من به خوبی می دانم سخنانی که شما در تلویزیون مجاهدین در سال قبل زدید حرفهای خودت و سخنان دلت نبود و شما را تحت فشار گذاشته بودند تا حرفهایی بزنی که هیچگونه واقعیتی نداشت. </p>
<p>پسر عزیزم چون من موقعیت سخت تو را در قرارگاه اشرف درک می کنم از شما گله ای ندارم که چرا حرفهایی در واکنش به نامه خانواده ات زدی که نباید می زدی. پسر عزیزم ما نه تنها در اینجا تحت فشار نیستیم بلکه با میل خویش و تمایل قلبی همه اعضای خانواده به خصوص پدرت برای تشویق شما به بازگشت به آغوش خانواده ات آن دو نامه را نوشتیم. </p>
<p>از این فرصت استفاده کرده می خواهم به عنوان مادری دلسوز و چشم انتظار که به مدت 16 سال در فراق فرزند دلبندش می سوزد و می سازد با سران و رهبران مجاهدین سخنی بگویم. </p>
<p>من به مسئولین مجاهدین که پسرم را در زندان اشرف و در بیابانی برهوت به زور و اجبار نگه داشته اند، می گویم اگر ریگی در کفش ندارند و بویی از مردانگی برده اند چرا به او اجازه نمی دهند علی رغم اصرار من و پدر و برادران و خواهرانش، دقایقی با ما تماس تلفنی بگیرد و پس از 16 سال جدایی و بی خبری محض با ما صحبت کند؟</p>
<p>آیا این است صداقت و مردانگی شما؟ آیا بی توجهی به خواسته من و پدر اکبر مبنی بر امکان تماس او با ما که سالیان دراز است از وضعیت و حال و احوال او (فرزندم) کاملاً بی خبریم، خواسته ای ناحق و بی جاست. </p>
<p>رهبران سازمان مجاهدین به چه حقی و با استناد به کدام قانون انسانی و الهی اجازه نمی دهند تا فرزند دلبندم اکبر با خانواده اش و مادر و پدر چشم براهش که در غم دوری او حال و روزی ندارند دقایقی تماس تلفنی بگیرد.؟ امیدوارم که رهبران مجاهدین به خود آیند و بیش از این رفتارهای زشت خود را ادامه ندهند. من همچنان منتظر تماس پسرم هستم. </p>
<p><strong><font color="#008080">مادر چشم براه و منتظرت بطول سلطانی</font></strong></p>
<p><strong>2/4/1386</strong></p>
<p><strong>1- رونوشت به آقای آندریاس مسئول محترم کمیته جستجوی صلیب سرخ در تهران</strong></p>
<p><strong>2- رونوشت به آقای اشرف قاضی مسئول حقوق بشر عراق</strong></p>
<p><strong>3- رونوشت به خانم کلنل تورلاک مقام محترم حقوقی و قضایی کمپ امریکا</strong></p>
<p><strong>4- رونوشت به سازمان دیده بان حقوق بشر دفتر واشنگتن و نیویورک</strong></p>
<p><strong>5- رونوشت به عفو بین الملل دفتر نیویورک </strong></p>
<p><strong>6- رونوشت به انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی</strong></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5218">پسر عزیزم، فرزند دلبندم اکبر جان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5218/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خواهشمندیم که چشمانت  را به روی حقایق بازکنی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4947</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4947?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 May 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/05/20/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af%db%8c%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%86%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%ad%d9%82%d8%a7%db%8c%d9%82-%d8%a8%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>با عرض سلام و آرزوی توفیق و سربلندی خدمت برادر عزیز و بزرگوارم اکبر جان امیدوارم در هر جا و مکانی که هستی سالم و سلامت باشی و عید نوروز و فرارسیدن سال جدید را هم از طرف پدر و مادر و خودم (قاسم)، زیبا، زهرا، جعفر، مهدی، حجت و میلاد برایت تبریک عرض مینمایم و همه، به یمن این سال جدید آرزومندیم که هر چه زودتر جدایی ها و دوری از تو به اتمام رسیده و امسال سال وصل و برگشتن تو نزد خانواده ات باشد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4947">خواهشمندیم که چشمانت  را به روی حقایق بازکنی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانواده گرامی و محترم آقای اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف پس از مشاهده فیلم سخنان اکبر که در تلویزیون متعلق به فرقه رجوی پخش شده است. در نقد و ارزیابی محتوای سخنان دیکته شده به آقای اکبر خسروی به نکات قابل تاملی اشاره کرده اند که حاکی از نهایت برخوردهای قرون وسطایی، تنگ نظرانه و مستبدانه رهبران فرقه رجوی با افراد مستقر در قرارگاه اشرف به خصوص اکبر می باشد. خانواده محترم خسروی در نامه خویش به برادرشان از اینکه رهبران فرقه رجوی علیرغم اصرار خانواده برای فراهم نمودن امکان تماس تلفنی و یا حضوری اکبر با خانواده پس از مدت پانزده سال، (با تحت فشار قرار دادن اکبر برای حضور در تلویزیون وابسته به فرقه و بیان القائات دیکته شده از سوی رهبران فرقه و طرح تناقض گویی های آشکار و نیز ادعاهای دروغ)، سعی در لاپوشانی نمودن حقایق و اختلاف افکنی بین اکبر و اعضای خانواده اش دارند بشدت ابراز انزجار نموده و فرقه رجوی را به باد مذمت و انتقاد گرفته اند. خانواده آقای اکبر خسروی مجددا از رهبران فرقه می خواهد که اگر ریگی در کفش ندارند و به کمترین پرنسیب های اخلاقی و اصول دموکراتیک پایبندند، امکان تماس تلفنی اکبر با آنها را پس از پانزده سال بی خبری محض و عدم هیچگونه ارتباط فیمابین که بر اثر اعمال محدودیت های تشکیلاتی فرقه رجوی روی داده است، با آنها میسر سازند. </p>
<p>آنجا که برادر اکبر اشاره دارد: &quot; حال روی سخن من با سازمانی است که ندای آزادی و آزادیخواهیش گوش فلک را کر کرده منتها به فردی (اکبر) که از 17 سالگی خانواده خود را در یک شرایط سخت و بسیار بد اقتصادی و مالی با پدری نابینا و پیر و مادری مریض احوال و با 7 برادر و خواهر کوچکتر از خود ترک نموده است و در عصر ارتباطات بعد از 15 سال به این دلیل که امکان دارد حقایقی روشن شود اجازه یک تماس تلفنی هر چند کوتاه را نمیدهد و ما خانواده خسروی به عنوان یک حق مسلم از سازمان می خواهیم که به برادرمان اجازه داده شود که با خانواده خود تماس تلفنی داشته باشد و این نامه و سایر نامه های ما بدون هیچ کم و کاست در اختیار برادرمان گیرد.&quot;</p>
<p>بی شک تشخیص رفتار درست از نادرست و کنش اخلاقی با کنش غیر اخلاقی و پایبندی به اصول دموکراتیک و یا مستبدانه کاری ست که هنوز اهمیت و اعتبار خود را از دست نداده است، تنها باید با روش صحیحی آن را اعمال نمود و راه صحیح انتقاد از خود و مناسبات درون گروهی را از منظر عقلانیت مدرن و مولفه های فکری دنیای کنونی مورد بازکاوی مجدد قرار داد.</p>
<p>به امید بازگشت اکبر خسروی به آغوش گرم خانواده و میهن عزیزمان ایران</p>
<p><strong><font color="#008080">آرش رضایی</font></strong></p>
<p><strong><font color="#008080">مسئول دفتر انجمن نجات آذربایجان غربی</font></strong></p>
<p><strong>&nbsp;</strong></p>
<p><strong>نامه به آقای اکبر خسروی:</strong></p>
<p><strong>با نام و یاد خداوند بزرگ و مهربان</strong></p>
<p>با عرض سلام و آرزوی توفیق و سربلندی خدمت برادر عزیز و بزرگوارم اکبر جان امیدوارم در هر جا و مکانی که هستی سالم و سلامت باشی و عید نوروز و فرارسیدن سال جدید را هم از طرف پدر و مادر و خودم (قاسم)، زیبا، زهرا، جعفر، مهدی، حجت و میلاد برایت تبریک عرض مینمایم و همه، به یمن این سال جدید آرزومندیم که هر چه زودتر جدایی ها و دوری از تو به اتمام رسیده و امسال سال وصل و برگشتن تو نزد خانواده ات باشد. </p>
<p>اکبرجان وقتی نوار ضبط شده تو توسط آقای رضایی به دستمان رسید نمی دانی چقدر خوشحال شدیم به خصوص مادرم که وقتی تصویر تو را در تلوزیون دید ناخودآگاه تلوزیون را بغل کرده و صورت تو را غرق در بوسه کرد انگار که خودت برگشته ای خدا شاهد است که همه به خصوص پدر و مادرم دیگر تحمل دوریت را ندارند اکبرجان اگر امروز به فکر چاره ای نباشی شاید فردا دیگر دیر شده باشد. </p>
<p>اکبر جان من نمیدانم نامه ای که برایت نوشته بودم چگونه و به چه صورت به دست تو رسیده و در اختیارت قرار گرفته است منتهی بدان که نامه از طرف خانواده ات بوده و از طرف اداره اطلاعات و اشخاص دیگر و آقای رضایی نبوده و اطمینان داشته باش که آقای رضایی در حق خانواده ما بسیار زحمت کشیده و با تلاشها و زحمات ایشان است که ما هر روز امیدوارتر از دیروز منتظر بازگشت تو می شویم. </p>
<p>اکبر جان حال بر فرض که نامه از طرف خانواده ات نباشد منتهی اگر نامه به صورت کامل در اختیارت قرار گرفته باشد در انتهای نامه شماره تلفن تماس با منزل نوشته شده بود و اگر به شما اجازه می دادند می توانستید با یک تماس تلفنی صحت نامه را که از طرف خانواده بوده را بدانید و ما را از احوال خودت آگاه کنی ولی من مطمئن هستم سازمانی که دم از دمکراسی و آزادیخواهی میزند این حق ناچیز را هم از شما سلب نموده است و این نه گفته من بلکه سعید و صدها سعیدی است که بیشتر از نصف عمر خود و بهترین سالهای زندگی و جوانی خود را صرف آرمانها و اهدافی نموده ولی بعد از تحمل مشقات فراوان به این نتیجه رسیدند که این آرمانها سرابی بیش نبوده و ساخته و پرداخته افرادی بوده که به عنوان سردمداران این سازمان حتی به خود اجازه نمیدهند که در کنار افراد خود باشند و به صورت بهانه های واهی در سایر کشورها در حال گذران زندگی در کنار خانواده خود هستند. </p>
<p>حال روی سخن من با سازمانی است که ندای آزادی و آزادیخواهیش گوش فلک را کر کرده منتها به فردی که از 17 سالگی خانواده خود را در یک شرایط سخت و بسیار بد اقتصادی و مالی با پدری نابینا و پیر و مادری مریض احوال و با 7 برادر و خواهر کوچکتر از خود ترک نموده است و در عصر ارتباطات بعد از 15 سال به این دلیل که امکان دارد حقایقی روشن شود اجازه یک تماس تلفنی هر چند کوتاه را نمیدهد و ما خانواده خسروی به عنوان یک حق مسلم از سازمان می خواهیم که به برادرمان اجازه داده شود که با خانواده خود تماس تلفنی داشته باشد و این نامه و سایر نامه های ما بدون هیچ کم و کاست در اختیار برادرمان گیرد اکبر جان از شما نیز عاجزانه خواهشمندیم که چشمانت خود را به روی حقایق بازکنی و آگاه باشی که بیشتر از آنچه که فکر میکنی ذهنیت ات را نسبت به اهداف و تفکرات خود ادا نموده ای و در حال حاضر شرایطی پیش آمده که دیگر شاید تکرار نشود و به راحتی می توانی از طریق حضور در کمپ آمریکاییها نزد خانواده برگردی پس توکل به خداکن و فرصت را از دست نده. </p>
<p>برادر جان کلام آخر اینکه ما با هر تفکر و هدف و از هر نژاد و مذهبی که باشیم یک تفکر و آرمان مشترک و مقدس داریم و آن هم بندگی خداوند است ولاغیر اکبر جان تو را به خداوند می سپارم خداوند پشت و پناهت باشد. </p>
<p><strong>از طرف خانواده ات</strong></p>
<p><strong>24/1/1386</strong></p>
<p><span >&nbsp;</p>
<p>رونوشت:</p>
<p>1- آقای آندریاس مسئول محترم کمیته جستجوی صلیب سرخ دفتر تهران</p>
<p>2- خانم کلنل تورلاک مقام محترم حقوقی و قضایی کمپ آمریکا موسوم به تیف</p>
<p>3- سازمان دیده بان حقوق بشر</p>
<p>4- انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4947">خواهشمندیم که چشمانت  را به روی حقایق بازکنی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4947/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بر فراز معبد عشق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4637</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4637?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Mar 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/03/15/%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b9%d8%a8%d8%af-%d8%b9%d8%b4%d9%82/</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر تفکر و عملی برای تلاشی عشق بین دو انسان و نفی و طرد دوست داشتن به هر توجیهی و تفسیری بیهوده و رفتاری غیر انسانی ست. زیرا راز زندگی و زیستن، پیوند قلبهاست و بی آن آدمی جسمی لش و بیروح است. وقتی که رهبران فرقه رجوی آقای اکبر خسروی نامزد خانم لیلا صمدی را بعد از هفده سال دوری و بیخبری محض در تنگنا قرار می دهند و او را وادار می کنند تا در مقاله ای که انتساب آن به وی نیز مورد تردید است و در سایت وابسته به فرقه انتشار یافته است، از طرد و انکار عشق و دوست داشتن سخن گوید و نکاتی را مطرح کند که با واقعیات در تضادی آشکار است. باید در ماهیت تفکر و مناسبات درونی فرقه رجوی شک و تردید نمود. زیرا رهبران فرقه رجوی امکان یک تماس تلفنی را از آقای خسروی بعد از هفده سال بی خبری ایشان از خانواده و نامزدش نیز دریغ می کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4637">بر فراز معبد عشق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>بر فراز معبد عشق</B><br />&nbsp;<br /><b>برای زندگی کردن دو قلب لازم است قلبی که دوست داشته باشد و قلبی که دوستش داشته باشند</B></P></p>
<p><b>احمد شاملو شاعر فقید ایرانی</B><br />&nbsp;<br />کجا ایستاده اید؟ زندگی از نظر خانم لیلا صمدی بی عشق بی معناست.<br />هر تفکر و عملی برای تلاشی عشق بین دو انسان و نفی و طرد دوست داشتن به هر توجیهی و تفسیری بیهوده و رفتاری غیر انسانی ست. زیرا راز زندگی و زیستن ، پیوند قلبهاست و بی آن آدمی جسمی لش و بیروح است. وقتی که رهبران فرقه رجوی آقای اکبر خسروی &nbsp;نامزد خانم لیلا صمدی را بعد از هفده سال دوری و بیخبری محض در تنگنا قرار می دهند و او را وادار می کنند تا در مقاله ای که انتساب آن به وی نیز مورد تردید است و در سایت وابسته به فرقه انتشار یافته است ، از طرد و انکار عشق و دوست داشتن سخن گوید و نکاتی را مطرح کند که با واقعیات در تضادی آشکار است. باید در ماهیت تفکر و مناسبات درونی فرقه رجوی شک و تردید نمود. زیرا رهبران فرقه رجوی امکان یک تماس تلفنی را از آقای خسروی بعد از هفده &nbsp;سال بی خبری ایشان از خانواده و نامزدش نیز دریغ می کنند.<br />خانم لیلا صمدی ترفندهای مسئولین قرارگاه اشرف را بازگو می کند و به درستی &nbsp;با دیده شک و تردید به ادعاهای مسئولین فرقه رجوی که ارتباط بین افراد مستقر در قرارگاه اشرف با خانواده هایشان در ایران را امکانپذیر می دانند ، می نگرد او در بخشی از نامه اش می نویسد: عزیزتر از جانم ، اکبرم ، من در شک و تردید هستم که آیا نامه های قبلی من به دست شما رسیده است یا نه، اگر رسیده است چرا شما به من زنگ نزدی در حالی که من شماره تلفن خودم را در ذیل نامه هایم جهت تماس تو نوشته بودم تا از حال خود مرا با خبر کنی ، در حالی که من 17 سال به امید شنیدن صدایت بودم ، نمی توانستم و نمی خواستم که احساس و عشقم را طرد و انکار کنم. و در قسمتی دیگر از نامه اشاره دارد به اینکه: من یقین دارم که زندگی من و تو در هم آمیخته است. دوست دارم نامه هایی که برایت نوشته ام ، با دقت بخوانی و جواب آنها را برایم بدهی چون این جوابی که در یک خط برای 3 عدد نامه داده ای منطقی نیست.<br />خانم لیلا صمدی در نامه خود خطاب به آقای اکبر خسروی، با تاکید بر جزئیات دیدگاه و تمایلات درونی خویش، بیان عمیق ترین احساسات متقابل خود و اکبر در گذشته ، طرح احساسات درونی چون توصیف تمناها ، آرزوها و رویاهایش به دنیائی پا می نهد که برای همه انسانهای آزاد و رها ملموس ، منطقی و لذتبخش است. <br />تجربه زیست در خارج از حصارهای ذهنی و فیزیکی قرارگاه اشرف و در دنیائی که دارای آزادی و امکان انتخاب آزادانه و عشق ورزی وجود دارد، خواه ناخواه تاثیر خود را بر آدمی و افکار و احساساتش خواهد گذاشت و طبعا دریچه هائی به تحول درونی و ذهنی می گشاید که نتیجه آن از جمله نوعی جست و جوی خود ، توجه به نیازهای عاطفی و طبیعی و توانائی های مردانه و زنانه است. امید است که بزودی آقای اکبر خسروی همچون سایر رهاشدگان فرقه رجوی از سیطره ذهنی و فیزیکی فاشیسم رجوی رهائی یافته و در کنار نامزد خویش خانم لیلا صمدی زندگی نوینی را آغاز کند ، زندگی سرشار از عشق و دوست داشتن.</P></p>
<p>&nbsp;</P></p>
<p>آرش رضائی<br />مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی</P></p>
<p>&nbsp;</P></p>
<p><b>نامه خانم لیلا صمدی</SPAN> به آقای اکبر خسروی:</SPAN></B><br />بنام خدایی که ذکر نام او آرامش دهنده قلبهای عاشق است. <br />اکبر عزیزم : وقتی شنیدم که نامه ات در سایت است خیلی خوشحال شدم و دوســت داشتم هرچه زودتر نامه ات را بخوانم وقتی آن را مطالعه کردم متوجه شدم از نامه هایی که برایت نوشته بودم و در سایت انجمن نجات منتشر شده بود فقط اسم و نسبت من را به اطلاع تو رسانده اند برای اینکه در نامه ات اشاره کرده ای به اینکه از وضعیت من اطلاعی نداری در حالیکه من در نامه های خودم برایت نوشته بودم که دوست دارم با هم باشیم و با هم زندگی کنیم که این حاکی از آن است که ، هنوز که هنوز است منتظر تو هستم و دلم می خواهد رویاهایم به واقعیت بپیوندد. شاید من نیز مانند دختران جوان احساس خوشبختی کنم و به این مورد نیز اشاره کردم که من خودم شاغل هستم و تو نگران تامین آینده و زندگی مشترکمان نباشی. <br />عزیزتر از جانم ، اکبرم ، من در شک و تردید هستم که آیا نامه های قبلی من به دست تو رسیده است یا نه اگر رسیده است چرا به من زنگ نزدی در حالی که من شماره تلفن خودم را در ذیل نامه هایم جهت تماس تو نوشته بودم تا از حال خود مرا با خبر کنی ، در حالی که من 17 سال به امید شنیدن صدایت بودم ، نمی توانستم و نمی خواستم که احساس و عشقم را طرد و انکار کنم. <br />اکبر دوست داشتنیم از دیدن عکس ات خیلی خوشحال شدم و کمی هم جا خوردم چون در این عکس خیلی لاغر و بی روح به نظر میرسی ، در حالی که تو یک پسر شاد و سرزنده ای بودی <br />عزیزم : این خواست خدا بود که من توانستم با تو ارتباط برقرار کنم من یقین دارم که زندگی من و تو در هم آمیخته است دوست دارم نامه هایی که برایت نوشته ام با دقت بخوانی و جواب آنها را برایم بدهی چون این جوابی که در یک خط برای 3 عدد نامه داده ای منطقی نیست. اکبرم : نزدیک عید است از خداوند می خواهم که جشن عید 86 را با جشن دیدار تو یکجا با هم بگیریم شاید این بهترین عیدی است که من از خداوند می خواهم. <br />اکبر جان : در نامه ات اشاره به این داشته ای که ارتباط من و تو مانند یک خواهر و برادر بوده است درحالی که می دانم و یقین دارم که تو این نامه را ننوشته ای چرا که این نامه را سران سازمان نوشته اند چون تو خودت خوب می دانی مرا دوست داری و من نیز در لحظه لحظه زندگیم به تو اندیشیده ام و هنوز عشقت در قلبم زنده است اگر ارتباط ما خواهر و برادری بود بارها برایم کادو نمی گرفته ای و عکس نمی گرفتی و کاست ترانه نمی دادی و مستند تر اینکه آخرین روز قبل از رفتنت آمدی خانه برادرم و آن روز از صبح تا ساعت 6 بعدازظهر یک روز جمعه بود با هم بودیم ، من و تو <br />آیا این یک دلیل منطقی برای دوست داشتن نیست اگر چنین نیست چرا فردای آن روز خواهرت سراغ تو را از من می گرفت و می گفت که اکبر حتما به تو گفته که کجا می رود. <br />این موضوع را هم چنین متذکر می شوم که هیچ کس به من فشار نیاورده که این نامه ها را برای تو بنویسم. من خودم شخصا و از طریق صلیب سرخ دنبال موضوع را گرفتم تا انشاء الله نتیجه ای بگیرم. <br />اکبر ، عشق میان قلبها امری درونی و احساس انسانی است. یقین دارم این جمله من را با تمام وجودت می فهمی چون تو یک عاشق تمام عیار بودی ، عاشق من ، امید است که هر چه زودتر من و تو زندگی مشترکمان را در میهن عزیزمان ایران و در کنار اعضای خانواده مان شروع کنیم. فقط تو باید همت کنی و از جهنم قرارگاه اشرف بیرون بیایی. <br />اکبر عزیزم : نترس و مطمئن باش من هر کاری برای رهایی تو انجام خواهم داد. <br />دوستدار اکبر عزیز<br />لیلا صمدی<br />20/12/1385<br />رونوشت :<br />1- خانم تورلاک مقام محترم کمپ امریکا<br />2- آقای آندریاس مسئول کمیته جستجوی صلیب سرخ دفتر تهران <br />3- انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی</P></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4637">بر فراز معبد عشق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4637/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محرومیت از یک ارتباط ساده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4444</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4444?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Feb 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/02/07/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>دومین نامه خانم لیلا صمدی نامزد آقای اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف اشاره صریحی به ذهن بیمار و زشت سردمداران دارودسته تروریست رجوی است. رهبری فرقه رجوی امکان پاسخ به اولین نامه خانم لیلا صمدی و یا حداقل یک تماس تلفنی چند دقیقه ای را به اکبر خسروی نداد. دومین نامه خانم لیلا صمدی بیانگر اوج حماقت مسئولین قرارگاه اشرف و سردی آزار دهنده حاکم برمناسبات درونی تشکیلات رجوی ست. خانم صمدی بر اساس احساس انسانی ناب و در چارچوب فکری خویش که زائیده زیست در فضای دنیای مدرن، شرایط آزاد و روابطی نرمال است، به درستی حیرت و شگفتی خویش را از مناسبات محدود کننده، بسته و ناهنجاری طرح می کند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4444">محرومیت از یک ارتباط ساده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دومین نامه خانم لیلا صمدی نامزد آقای اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف اشاره صریحی به ذهن بیمار و زشت سردمداران دارودسته تروریست رجوی است. رهبری فرقه رجوی امکان پاسخ به اولین نامه خانم لیلا صمدی و یا حداقل یک تماس تلفنی چند دقیقه ای را به اکبر خسروی نداد. دومین نامه خانم لیلا صمدی بیانگر اوج حماقت مسئولین قرارگاه اشرف و سردی آزار دهنده حاکم برمناسبات درونی تشکیلات رجوی ست. خانم صمدی بر اساس احساس انسانی ناب و در چارچوب فکری خویش که زائیده زیست در فضای دنیای مدرن ، شرایط آزاد و روابطی نرمال است، به درستی حیرت و شگفتی خویش را از مناسبات محدود کننده ، بسته و ناهنجاری طرح می کند که از نظر زمانی در قرن بیست و یکم و در گوشه ای از دنیای کنونی و در محیطی چون قرارگاه اشرف به منصه ظهور رسیده و سردمداران فاشیست و توتالیتر آن در عصر تحولات دموکراتیک مذبوحانه برای بقاء خویش و ادامه خط مشی ستیزه جوئی تلاش می کنند. در حالیکه آنان طی سالیان متمادی همواره همواره با منش تروریستی و ستیزه جویی سبعانه درآزار و اذیت نیروهای تشکیلات خویش به طور مستقیم دست داشته و نیز افراد مستقر در قرارگاه اشرف را ازهمه حقوق مسلم و طبیعی شان که از جمله امکان تماس با اعضای خانواده هایشان می باشد ، با توجیهات بیمارگونه و مالیخولیائی محروم نموده اند.<br />
خانم لیلا صمدی با توجه به اینکه سردمداران فرقه تروریست رجوی طی پانزده سال گذشته ازهرگونه تماس بین بین او و نامزدش اکبر خسروی آن دو ترس و واهمه شدیدی داشته و مانع یک تماس و یا دیدار حتی چند دقیقه ای شده اند، به وضعیت نابهنجاری می پردازد که افرادی همچون اکبر خسروی در آن گرفتار شده اند. آنجا که می نویسد :  من در تعجبم که شما حتی برای احوال پرسی که یک ارتباط ساده بشری است از خود اراده ندارید.<br />
و یا اشاره دارد به این امر مشهود در مناسبات فرقه رجوی که  ولی متاسفانه کسانی که دم از آزادی می زنند حتی این آزادی ابتدایی را از شما گرفته اند&#8230;&#8230; و اکبر من تو را یک پسر باهوش می شناسم و تعجب می کنم که چطور در این سالها در قرارگاه اشرف دوام آوردی و ماندی. در جائی که انسان هیچ اختیاری از خود نداشته باشد. هر کاری که سران قرارگاه اشرف دیکته کنند آن را انجام دهد. تو اینقدر ضعیف نبودی و حرف زور قبول نمی کردی حالا چه شده است یعنی تا این اندازه در شما نفوذ دارند و با حرفها و وعده های پوچی که هیچ وقت به واقعیت نخواهد پیوست شما را فریب می دهند.<br />
خانم لیلا صمدی به نکته مهمی نیز اشاره دارد ، به مفاهیمی چون عشق و دوست داشتن و اینکه برای زندگی کردن دو قلب لازم است قلبی که دوست داشته باشد و قلبی که دوستش داشته باشند. او به واقعیتی می پردازد که سردمداران بی احساس فرقه رجوی از درک آن عاجزند. آنجا که در نامه اش تصریح دارد: می دانم دلت برایم تنگ شده چون این احساس را در وجودم دارم همانطوری که من برایت دلم تنگ شده است و دوست دارم بعد از 15 سال دوری و جدائی تو را ببینم.<br />
البته 15 سال کم نیست بعضی وقتها فکر می کنم اگر ناغافل همدیگر را ببینیم همدیگر را نشناسیم ولی یقین دارم که این احساسهایمان خواهد بود که مانند آهن ربا ما را به همدیگر خواهد رساند.<br />
خانم لیلا صمدی با یادآوری سالها دوری و فراق و انتظار برای شروع یک زندگی امید بخش از زخم عمیقی یاد می کند که ناشی ازاعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی رهبران فرقه رجوی و ایدئولوژی بنیادگرایانه و طالبانیستی رایج در مناسبات درونی آن گروه تبهکار است. او در این نامه با جسارت و شهامت بی نظیری روابط و فضای قرون وسطائی قرارگاه اشرف و آنچه که در لایه های زیرین آن جریان دارد را واکاوی و افشاء می کند. او در برابر آزمونی قرار گرفته است و می خواهد به فاشیست های تشکیلات رجوی نشان دهد که از پس این آزمون با نیروی ایمان و عشق بر خواهد آمد. به امید آن روز.<br />
آرش رضائی<br />
مسئول دفتر انجمن نجات اذربایجانغربی<br />
17/11/1385</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><b>نامه خانم لیلا صمدی به آقای اکبر خسروی</b></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به نام خدا<br />
سلام کردن مستحب ولی جواب سلام واجب است.<br />
میدانم که تا حدودی پایبند به مذهب خودمان هستی این موضوع را پیش کشیدم که راحت بپرسم که چرا جواب نامه ام را ندادی.<br />
آیا باید حتما سران سازمان این اجازه را به شما بدهند که جواب نامه را بدهی یا با شماره تماسی که داده بودم تماس بگیری.<br />
من در تعجبم که شما حتی برای احوال پرسی که یک ارتباط ساده بشری است از خود اراده ندارید.<br />
البته جسارت نشود ولی آنطوری که من از دوستانت شنیده ام شما دوست داری و حتی من خودم این حس را دارم که می خواهی با من و خانواده ات تماس داشته باشی ولی متاسفانه کسانی که دم از آزادی می زنند حتی این آزادی ابتدایی را از شما گرفته اند.<br />
می دانم دلت برایم تنگ شده چون این احساس را در وجودم دارم همانطوری که من برایت دلم تنگ شده است و دوست دارم بعد از 15 سال دوری و جدائی تو را ببینم.<br />
البته 15 سال کم نیست بعضی وقتها فکر می کنم اگر ناغافل همدیگر را ببینیم همدیگر را نشناسیم ولی یقین دارم که این احساسهایمان خواهد بود که مانند آهن ربا ما را به همدیگر خواهد رساند.<br />
اکبرم : از زمانی که تو رفتی خیلی اتفاقات افتاده است. انشاءالله روزی خواهی آمد و می بینی که فامیل چه خوب و صمیمی با هم زندگی می کنند.<br />
اکبرم : اگر برگردی تا در کنار هم زندگی کنیم از آینده نگران نباش چون من خودم مشغول کار هستم و کارمند می باشم و از نظر مالی تامین خواهیم بود و از تو نیز حمایت خواهم کرد.<br />
اکبر : من که تو را یک پسر باهوش می شناسم و تعجب می کنم که چطور در این سالها در قرارگاه اشرف دوام آوردی و ماندی. در جائی که انسان هیچ اختیاری از خود نداشته باشد. هر کاری که سران قرارگاه اشرف دیکته کنند آن را انجام دهد تو اینقدر ضعیف نبودی و حرف زور قبول نمی کردی حالا چه شده است یعنی تا این اندازه در شما نفوذ دارند.<br />
و با حرفها و وعده های پوچی که هیچ وقت به واقعیت نخواهد پیوست شما را فریب می دهند.<br />
اکبرم : می دانم که قلبت مانند قلب یک کبوتر در قفس اسیر شده می تپد هم بخاطر وطنت و هم به خاطر خانواده ات برایت دعا می کنم که هر چه زودتر اراده کنی و از درون آن قفس آزاد شوی و مفهوم واقعی آزادی را بدانی و با تمام وجود آن را حس کنی و ببینی که آزادی یعنی 15 سال قرار گرفتن در یک قرارگاه چند کیلومتری با کاری پر مشقت و بیکاری و بدون داشتن علم و هنر نیست زیرا در قرارگاه اشرف و سپری کردن در یک محیط بی مهر و محبت و عاطفه که حرف زدن از دوستی و محبت و عشق ورزیدن به همنوع خود و ابراز علاقه کردن به جنس مخالف جرم و گناه نابخشودنی محسوب می شود و ضمناً باید بگویم همه احساسات و عواطف در محیط بسته قرارگاه اشرف از بین می رود و کسی نباید حتی جرات فکر کردن به مفاهیمی چون دوست داشتن و عشق را داشته باشد. اگر چنین اجازه ای به خود بدهد از طرف اطرافیانش مؤاخذه خواهد شد و شاید هم تنبیه شود. من همه اینها را از سعید باقری شنیده ام که اخیراً به آغوش خانواده اش باز گشته و دوست صمیمی تو بوده و تو را به قرارگاه اشرف برده و یکسال پیش نیز ازدواج کرده و اکنون مشغول کار و زندگی است و به تازگی دارای فرزند پسری به نام سینا شده است.<br />
سعید باقری دربندی نیز همانند سایر جداشدگان همچون قادر رحمانی و خانم مرضیه قرصی و منصور تنهائی شهادت می دهند که مسئولین قرارگاه اشرف اجازه نمی دهند که شما حتی عکس خانوادگی خود را در دست داشته باشید که مبادا بتوانید عواطف و احساسات خود را زنده نگه دارید.<br />
اکبرم : با امید و آرزوی دیدارت<br />
14/11/1385<br />
رونوشت به سازمان صلیب سرخ دفتر تهران<br />
رونوشت به خانم کلنل تورلاک مقام حقوقی کمپ آمریکا موسوم به تیف</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/others/samadi-1.pdf" target="rel="&quot;noopener&quot; noopener noreferrer" noreferrer"="">متن اصلی نامه خانم لیلا صمدی</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4444">محرومیت از یک ارتباط ساده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4444/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دریغ ها و آرزوها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4316</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4316?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/15/%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%ba-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%d9%87%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانواده آقای اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف در نامه ای که برای وی نوشته اند از آرزوها و رویاهایشان و نیز دریغ ها و دغدغه هایشان سخن گفته اند و از اینکه بنا به اعمال محدودیت های غیراخلاقی از سوی دارو دسته رجوی طی سالیان دراز از دیدار و یا کوچکترین تماس با اکبر محروم مانده اند، شدیدا ناراحتی خویش را بیان می کنند. خانواده آقای اکبر خسروی با در هم ریختن قواعد نامتعارف و حاکم بر افکار زشت سردمداران فرقه تروریستی رجوی و بیان واقعیات زندگی خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند نکات تکاندهنده ای را مطرح می‌کنند که آدمی را به تاملی ژرف‌ فرو می‌برد و نه تنها مخاطب را از دنیای واقعی دور نمی‌کند بلکه چشمانش‏ را بر واقعیت‌ هایی باز می‌کند که در شرایط حاکم بر قرارگاه اشرف و مناسبات تشکیلات رجوی شاید بی‌توجه از کنارشان بگذرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4316">دریغ ها و آرزوها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دریغ ها و آرزوها<br />
خانواده آقای اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف در نامه ای که برای وی نوشته اند از آرزوها و رویاهایشان و نیز دریغ ها و دغدغه هایشان سخن گفته اند و از اینکه بنا به اعمال محدودیت های غیراخلاقی از سوی دارو دسته رجوی طی سالیان دراز از دیدار و یا کوچکترین تماس با اکبر محروم مانده اند ، شدیدا ناراحتی خویش را بیان می کنند. خانواده آقای اکبر خسروی با در هم ریختن قواعد نامتعارف و حاکم بر افکار زشت سردمداران فرقه تروریستی رجوی و بیان واقعیات زندگی خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند نکات تکاندهنده ای را مطرح می‌کنند که آدمی را به تاملی ژرف‌ فرو می‌برد و نه تنها مخاطب را از دنیای واقعی دور نمی‌کند بلکه چشمانش‏ را بر واقعیت‌ هایی باز می‌کند که در شرایط حاکم بر قرارگاه اشرف و مناسبات تشکیلات رجوی شاید بی‌توجه از کنارشان بگذرد. آنجا که یکی از برادران وی می گوید : برادر عزیزم این نامه را برایت می نویسیم و امید آن را داریم که لااقل این به اصطلاح طرفداران حق و حقیقت و ناجیان مردم ایران این حق را نه برای تمام مردم ایران بلکه فقط برای تو قائل شوند و اجازه دهند که این نامه به دستت برسد و حداقل از اوضاع خانواده ات خبردار شوی و بدانی که واقعیت آنگونه که تو فکر می کنی نیست. اگر حقی برای کسی قائل می شوی ذره ای از این حق را برای پدر و مادرت قائل شو و با خانواده ات لااقل یک تماس تلفنی داشته باش و نگذار تنها آرزوی پدر و مادر پیرمان در دلشان باقی بماند.<br />
این رنجنامه در حقیقت اشاره و حکایت روان و صریحی است از ستمی که فرقه تروریست رجوی بر خانواده آقای خسروی روا داشته و احساسات پاک خانواده را له کرده و به سخره گرفته است.<br />
نامه اعضای خانواده آقای خسروی در عین اینکه ساده و روشن نوشته شده است، اما آگاهی‌های سودمند و باریک‌بینانه‌ای از ماهیت فاشیستی و ضد انسانی سردمداران فرقه رجوی و پس‌زمینه‌های ضد دموکراتیک تشکیلات مذکور به دست داده است.<br />
آرزوی قلبی همه فعالان انجمن نجات و خانواده های عضو این است که هر چه زودتر آقای اکبر خسروی به همراه تمامی افراد تحت اسارت در زندان موسوم به اشرف ، رهائی یافته و به آغوش گرم خانواده هایشان باز گردند.</p>
<p> آرش رضائی<br />
مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی<br />
23/10/1385</p>
<p>متن نامه خانواده آقای اکبر خسروی</p>
<p>با نام و یادخداوند بخشاینده و مهربان<br />
با عرض گرم ترین سلامها خدمت برادر عزیز و گرامیمان اکبر جان نمی دانی چقدر دلمان برایت تنگ شده است و تک تک برادرها و خواهرانت دلشان می خواهد هر چند برای لحظه ای تو را در آغوش گرفته و صورت مهربانت را غرق در بوسه کنند. برادر جان این نامه را برایت می نویسیم تا بتوانی هرچند بسیار کم از احوالات خانواده ات و ما نیز از احوالات تو با خبر شویم. برادر جان نمی دانی که در طول این سالها که هر یک سالش یک عمر بوده است ما چه کشیده ایم و هزاران بار سخت تر از ما برای پدر و مادر مان این سالها غیر قابل تحمل و طاقت فرسا بوده واقعا حالا که ما کمی بزرگ شده و تا حدودی می دانیم چه در اطرافمان می گذرد نمی دانیم چرا و به چه دلیل خانواده را در آن شرایط سخت تنها گذاشتی و رفتی. می دانیم در نامه ای که نوشته بودی علت را شرایط سخت زندگی و تنگ دستی نوشته بودی ولی آیا خودت به وجدانت رجوع کن و قضاوت کن که به حرفها و قولهایی که در نامه داده بودی واقعاً عمل کردی. پدری نابینا و مادری مریض با شش خواهر و برادر کوچک با آن شرایط سخت و غیر قابل تحمل که تو به عنوان بزرگ خانواده باید سرمشق و سنگ صبور آنها می شدی تنها گذاشتی ولی برادر جان به هر صورت شاید تو نیز دلیلی برای خودت داشته ای ولی امیدوارم که لااقل بعد از این 15 سال دوری از خانواده حقایق را فهمیده باشی.<br />
اکبر جان در هر صورت بعد از این 15 سال این چندمین نامه ای است که برایت می نویسیم و می دانیم که هیچکدام از این نامه ها بدستت نرسیده است و ما در این مدت چشم انتظار این هستیم که لااقل تلفن به صدا درآید و صدای تو را هر چند برای لحظه ای بشنویم و برای پدر و مادرم فکر می کنم که این تنها آرزویشان باشد. ضمنا نامه هایی که برایمان نوشته بودی بدستمان رسید و هر بار متقابلاً نامه ای برایت نوشتیم و حتی عکس بچه ها را هم برایت فرستادیم ولی نمی دانیم که بدستت رسید یا نه ، راستی وقتی سعید برگشت ما پیش خود فکر کردیم این چطور ایده و حرفی است که افراد را در این بدترین شرایط جذب افکار و آرمانهای خود می کنند و همین سرکردگان با بیان افکار خود چقدر زود به اهداف خود پشت می کنند. نمی خواهیم زیاد وارد چنین مسائلی شویم فقط این موارد را گفتم که بدانی خانواده ات در طول این مدت سختی های زیادی را متحمل شده اند ولی هیچ چیز برای ما و پدر و مادرمان سخت تر از این نیست که می بینیم سعید در طول این یک سال و اندی صاحب زندگی شده ، به خصوص مادرم که وقتی فرزند سعید به دنیا آمد حالا یک روز دوری از تو نه یک سال بلکه هزاران سال برایش می گذرد. برادر جان آیا واقعاً این توقع زیادی است که پدر و مادری در آخرین سالهای عمرشان در حسرت دیدن و حتی شنیدن صدای فــرزند دلبندشان باشند خدا شاهد است وقتی که مادر نماز می خواند تنها آرزویی که از خدا دارد دیدن تو و حتی برای لحظه ای شنیدن صدای تو بعد از این سالها می باشد و از این می ترسد که اجل مهلت ندهد و در آرزوی دیدن تو بماند.<br />
برادر عزیزم این نامه را برایت می نویسیم و امید آن را داریم که لااقل این به اصطلاح طرفداران حق و حقیقت و ناجیان مردم ایران این حق را نه برای تمام مردم ایران بلکه فقط برای تو قائل شوند و اجازه دهند که این نامه به دستت برسد و حداقل از اوضاع خانواده ات خبردار شوی و بدانی که آنگونه که تو فکر می کنی واقعاً نیست و اگر حقی را برای کسی قائل می شوی ذره ای از این حق را برای پدر و مادرت قائل شو و با خانواده ات لااقل یک تماس تلفنی داشته باش و نگذار تنها آرزوی پدر و مادر پیرمان در دلش باقی بماند. اکبر جان به خاطر خداوند و به خاطر رنجهایی که پدر و مادرمان در این سالها کشیده اند تصمیم قاطع بگیر و چشمهایت را بر روی حقیقت باز کن.<br />
در آخر نامه تو را به حقیقت واقعی خداوند بزرگ و مهربان می سپاریم و امیدواریم که خداوند نگهدار تو باشد در پایین نامه هم شماره تلفن منزل را برایت می نویسیم. مواظب خودت باش.<br />
از طرف خانواده و پدر و مادرت<br />
خسروی<br />
رونوشت به ریاست محترم :<br />
کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران<br />
کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر ژنو<br />
انجمن نجات آذربایجان غربی</p>
<p>لینک به متن اصلی نامه</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4316">دریغ ها و آرزوها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4316/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قصه عشق و تنهائی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4140</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4140?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 31 Oct 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر خسروی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2006/11/01/%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%a6%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>عشق و دوست داشتن توازن مطلق جسم و ذهن و روح است، شیوه برخورد و رفتار مطلوب با زندگی ست. دوست داشتن و عشق راز زندگی و بی آن دنیای روابط انسانی همچون قرارگاه اشرف سوت و کور و لش و بیروح است. خانم لیلا صمدی سالهای زیادی در انتظار بازسازی رویای فرو ریخته ای ست که سردمداران فرقه رجوی با تمامی اندیشه توتالیتر و ضد انسانی خویش در پژمردن رویاها و بلند پروازی های هر انسان عاشق و دلباخته تبحر و مهارت ویژه ای دارند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4140">قصه عشق و تنهائی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>قصه عشق و تنهائی</p>
<p>عشق و دوست داشتن توازن مطلق جسم و ذهن و روح است ، شیوه برخورد و رفتار مطلوب با زندگی ست. دوست داشتن و عشق راز زندگی و بی آن دنیای روابط انسانی همچون قرارگاه اشرف سوت و کور و لش و بیروح است.<br />
خانم لیلا صمدی سالهای زیادی در انتظار بازسازی رویای فرو ریخته ای ست که سردمداران فرقه رجوی با تمامی اندیشه توتالیتر و ضد انسانی خویش در پژمردن رویاها و بلند پروازی های هر انسان عاشق و دلباخته تبحر و مهارت ویژه ای دارند. خانم لیلا صمدی بنا به احساس و اندیشه پاکش در طی پانزده سال به عشق خویش نسبت به کسی که( اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف ) با او پیمان و وعده و قرار مقدس ازدواج را بسته بود ، پایبند مانده و همچنان امیدوار است.<br />
همواره لحظه ای وجود دارد که در آن تنشهای زمان و هیاهوی تروریست های کوردل و اندیشه های بسته و تنگ و تاریک(انقلاب ایدئولوژیک) فرقه ای همچون دارو دسته رجوی ، فرو می نشیند و از طپش زندگی کناره می گیرد و ما این لحظه را در ژرفای چهره افرادی در می یابیم که بر علیه مناسبات و فضای تیره و تار و منجمدی چون قرارگاه اشرف بر می شورند و آن را با احساس و طبیعت انسانی خویش در تضاد دیده و آن فضای بی احساس و لش را به نقد می کشند. آن گاه لحظه حضور در هنگامه زندگی ، عشق و دوست داشتن دیگر انزوا ، جدایی و جرم و گناه نابخشودنی نیست. به امید روزی که دلباختگانی چون خانم لیلا صمدی و آقای اکبر خسروی از پس سالها جدایی و فراق تحمیلی از سوی دارودسته رجوی ، به دیدار و زندگی در کنار هم نائل آیند.<br />
آرش رضائی<br />
مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی<br />
8/8/1385</p>
<p>نامه خانم لیلا صمدی:</p>
<p>به نام خدا<br />
اکبر جان ( آقای خسروی )<br />
نامه ام را با نام خدای کبیر که نامت از اسم اعظم او گرفته شده است آغاز می کنم.<br />
اکبرم می خواهم از طرف تو حرف بزنم. می دانم در این سالها برایت چه گذشته است. چون جزئیات زندگی سازمانی شما و نیز وضعیت وحشتناک محیط قرارگاه اشرف را از دوستانت از جمله سعید باقری دربندی و قادر رحمانی و خانم مرضیه قرصی که اخیرا به کشور و آغوش گرم خانواده هایشان باز گشته اند ، شنیده ام.<br />
اکبرجانم ، می دانم حرفها در دل داری ولی نمی توانی بر زبان بیاوری. می دانم می خواهی حصار آن قرارگاه نفرین شده(اشرف) را در هم شکنی و به سوی وطن و شهر و خانواده ات بیائی.<br />
یقین داشته باش همه دوستان وآشنایان مایلند که شما هم از بند و اسارت آن سازمان مخوف نجات پیدا کنی و یک زندگی جدید را شروع کنی.<br />
اکبر جان ، می دانم خانواده ات و همه فامیل را نیز از یاد نبرده ای و همه را دوست داری ولی از ترس مسئولین سازمان رجوی نمی توانی آن را ابراز کنی.<br />
اکبر جان کمی عمیقتر فکر کن ، شما را که یک عده معدودی هستید و دور از همه امکانات رفاهی و اطلاع رسانی و رسانه ای و نیز هر گونه نوآوری نگهداشته اند. شما این طرز زندگی و این نوع تفکر را در کدامین گروه و یا احزاب سیاسی پیدا می کنید و اینکه یک عده جوان ساده دل را با حرفهای پوچ و توخالی که هیچ زمانی به واقعیت نخواهد رسید ، ذهن شما را پر می کنند و شماها را که عده ای جوان با هوش و با استعداد هستید از موقعیت هائی که حق همه انسانهاست دور نگاه داشته اند و جای تاسف است که شماها را از تمایلات طبیعی و عواطف انسانی تان خالی کرده اند و دوستی و دوست داشتن را که موضوعی فطری و ذاتی همه بشریت است منکر شوند.<br />
می خواهم بدانم آیا می شود فرزند را از مادر جدا کرد؟؟؟ و محبت و عشق مادر به فرزند را منکر شد؟؟؟ این تفکر و موضوع در کدامین مذهب و اندیشه سیاسی وجود دارد( جداکردن اجباری خانم مرضیه قرصی از فرزندش در سازمان).<br />
می دانم شاید نامه های قبلی من به دستت نرسیده باشد و اگر هم رسیده باشد مسئولین سازمان نگذاشته اند جواب بدهی.<br />
ولی اکبر بدان که همه خانواده و فامیل دوستت دارند و هر لحظه برای بازگشت شما به وطن و آغوش خانواده دعا می کنند تا بتوانی از بین افکار غلط و نادرست مسئولین سازمان که سالهای جوانی ات را تباه کرده اند و شماها را به یک عده انسانهای بی عاطفه و ماشینی تبدیل کرده اند رهائی یابی و همچون سعید باقری ، رحمان قادری و خانم مرضیه قرصی به آغوش گرم خانواده ات باز گردی و زندگی جدیدی را شروع کنی.<br />
اکبر عزیزم ، این را بدان کار سازمان رجوی آب در هاون کوبیدن است و این جز به هدر دادن انرژی جوانی و زندگی شما نیست و من امیدوارم زودتر خودت را از چنگال سازمان رجوی برهانی. به امید آن روز.<br />
دخترعمه و نامزد چشم براهت لیلا صمدی<br />
1- رونوشت به ریاست سازمان صلیب سرخ جهانی<br />
2- رونوشت به ریاست سازمان صلیب سرخ جهانی ( دفتر تهران )<br />
3- رونوشت به کلنل تورلاک ( مقام حقوقی و قضائی کمپ آمریکا )</p>
<p>لینک به متن اصلی نامه خانم لیلا صمدی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4140">قصه عشق و تنهائی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4140/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
