<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بابک خلیلی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/بابک-خلیلی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 18 Sep 2012 20:30:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>بابک خلیلی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/بابک-خلیلی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نامه به بابک خلیلی عضو اسیر در زندان لیبرتی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13112</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13112?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Sep 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[بابک خلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/09/19/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%84%db%8c%d8%a8/</guid>

					<description><![CDATA[<p>نامه به بابک خلیلی عضو اسیر در زندان لیبرتی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13112">نامه به بابک خلیلی عضو اسیر در زندان لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" hspace="10" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Khalili/Khalili_Babak_9106.jpg"  /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13112">نامه به بابک خلیلی عضو اسیر در زندان لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13112/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه به بابک خلیلی عضو اسیر اشرفی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13008</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13008?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Aug 2012 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[بابک خلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2012/08/28/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%da%a9-%d8%ae%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام به بابک عزیزم. دایی جانم که همیشه دایی علیرضا صدایش میکردم. سالها بود که ازت خبری نداشتیم تا اینکه ازطرف انجمن نجات گیلان همایشی که قبلا هماهنگی شده بود و در رضوانشهر برگزار شد خبرسلامتی و حضور تو را که د ر پادگان اشرف بودی آقای احمدی پور برایمان توضیح داد. برایمان سوال بود تو که برای دفاع از کشور و وطن رفته بودی چرا و چطور به اسارت آنها و سر از پادگان اشرف درآوردی. نمیدونم چطوری برایت توصیف کنم که چقدر خوشحالم که خبر سلامتیت را شنیدم. شهری که در آن بزرگ شدی خبر تو را شنیدن وهمه وهمه منتظر و خواهان کمک توهستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13008">نامه به بابک خلیلی عضو اسیر اشرفی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به بابک عزیزم. دایی جانم که همیشه دایی علیرضا صدایش میکردم. سالها بود که ازت خبری نداشتیم تا اینکه ازطرف انجمن نجات گیلان همایشی که قبلا هماهنگی شده بود و در رضوانشهر برگزار شد خبرسلامتی و حضور تو را که د ر پادگان اشرف بودی آقای احمدی پور برایمان توضیح داد. برایمان سوال بود تو که برای دفاع از کشور و وطن رفته بودی چرا و چطور به اسارت آنها و سر از پادگان اشرف درآوردی. نمیدونم چطوری برایت توصیف کنم که چقدر خوشحالم که خبر سلامتیت را شنیدم. شهری که در آن بزرگ شدی خبر تو را شنیدن وهمه وهمه منتظر و خواهان کمک توهستند. </p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" hspace="10" height="274" width="400" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/Meetings/G_20120718/Talesh_Nejat_3.jpg"  /></p>
<p> دوری این سالها کمر مامانو (خواهرت منیژه روشکسته) خیلی دوستت داشتم وهنوز دارم و منتظرت هستیم و لحظه شماری میکنیم که تو برگردی چون از خون و پوست و گوشت مایی. <br /> نگران نباش که پیروزی ازآن توست. بابک جان به خدا توکل کن وهرلحظه که برگردی حمایتت میکنیم و تنهایت نمی گذاریم. دوست دارم که زود برگردی تا در کنارهم باشیم. صورتت را میبوسم.<br /> بابک عزیزم دراین فصل گرمای تابستان که همه تو این شهربه ییلاق سفرمیکنند تنها امام زاده آقا سید صالح که همانجا است برایت نذر و دعا میکنم و همچنین در این ماه مبارک رمضان سرسفره سحری و افطاری&#8230;&#8230; به امید دیدار بابک عزیزم <br /> خواهرزاده تودخترمنیژه &#8211; طاهره نعمتی </p>
<p><img decoding="async" hspace="10" height="564" width="400" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Khalili/Khalili_Babak.jpg"  /></p>
<p></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13008">نامه به بابک خلیلی عضو اسیر اشرفی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13008/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زمان زیادی سپری شده است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5866</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5866?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Nov 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[بابک خلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/11/27/%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%8a-%d8%b3%d9%be%d8%b1%d9%8a-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بابک جان تومیدانی ما چقدرتورا دوست داشتیم ولی تو براحتی ازما دل کندی وما چه آرزوها که نداشتیم تا خوشبختی تورا ببینیم وفعلا نیزازطریق انجمن نجات اززنده بودن شما اطلاع حاصل پیدا کرده واین نامه را برایت نوشتم که امیدوارم جواب نامه را برایم بدهی تا بوسیله آنها بتوانم با تودیدارداشته باشم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5866">زمان زیادی سپری شده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نورچشم عزیز برادر بهتر از جانم بابک. ضمن عرض سلام سلامتی شما را از خداوند بزرگ میخواهم. روزی که ازما جدا شدی وبه اسارت تورا برده اند به هردری وبه هرجا مراجعه کردم و ازخبرزنده بودن شما اطلاعی پیدا نکردم. سالهای انتظارکشنده برای من و همه افراد فامیل سخت طاقت فرسا بود. بابک جان چرا اینهمه مدت برای ما نامه یا خبری ندادی تا از زنده بودن شما با اطلاع شویم. زمان زیادی سپری شده است. دراین مدت خواهر ما زرنگار فوت نمود و همسرمن مهتاب فوت نمود و برادرزاده ما اصلان بعلت تصادف فوت نمود و عموی ما ذبیع الله فوت نمود وهمه فامیل و خواهران چشم انتظار و مشتاق دیدارتو هستند. بابک جان تومیدانی ما چقدرتورا دوست داشتیم ولی تو براحتی ازما دل کندی وما چه آرزوها که نداشتیم تا خوشبختی تورا ببینیم وفعلا نیزازطریق انجمن نجات اززنده بودن شما اطلاع حاصل پیدا کرده واین نامه را برایت نوشتم که امیدوارم جواب نامه را برایم بدهی تا بوسیله آنها بتوانم با تودیدارداشته باشم.  بابک عزیزم من مجددا ازدواج نمودم،&zwnj;دارای سه فرزند هستم بنام سامان- ساعو و سوزان واسم همسرمن حمیرا رضائی است. همگی خدمت شما سلام دارند. همه خواهران و افراد فامیل برای شما سلام دارند و بی صبرانه آرزوی دیدارشما را دارند.  بابک جان چقدرتورا دوست داشتم وآرزوی من این بود که بعدازپدرخوشبختی تورا شاهد باشم ولی چرا وبه چه قیمتی ازما دل کندی که ما طول 19 سال اسارت شما خبری اززنده بودن شما نداشتم. بابک عزیز. امید وارم اجازه بدهی برادرچشم انتظارشما با دریافت جواب نامه با شما ملاقات نماید. ازخداوند آرزو مندم روزی شما را ببینم و ازنزدیک خیلی برایت حرف بزنم.  برای شما حرف و تبلیغ نادرست میگویند. نظام جمهوری اسلامی دریائی ازرحمت وگذشت است وشما هیچ مشکلی برای آمدن به وطن خود نداری. امیدوارم رزوی شما را ببینم و ازنزدیک با شما صحبت کنم.  بابک جان. عزیزی یادگار پدر نازنینم. تورا می بوسم. جواب نامه را میخواهم. قربانت چشم انتظارهمیشگی شما. اردشیرخلیلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5866">زمان زیادی سپری شده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5866/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
