<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%88%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/تحلیل-های-عمومی-در-رابطه-با-مجاهدین</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 06 Jun 2026 08:13:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/تحلیل-های-عمومی-در-رابطه-با-مجاهدین</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مواضع مجاهدین خلق در قبال تهاجم اسرائیل و امریکا علیه ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 07:51:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68773</guid>

					<description><![CDATA[<p>موضوع مواضع «سازمان مجاهدین خلق» (MEK) در قبال تنش‌های اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، یکی از مباحث بسیار بحث‌برانگیز در فضای سیاسی است. منتقدان این گروه، هم از سوی تحلیل‌گران سیاسی داخلی و هم از سوی مخالفان اصلی این سازمان، معتقدند که مواضع آن‌ها فراتر از یک اپوزیسیون سیاسی، به لایه‌هایی از همکاری یا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773">مواضع مجاهدین خلق در قبال تهاجم اسرائیل و امریکا علیه ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>موضوع مواضع «سازمان مجاهدین خلق» (MEK) در قبال تنش‌های اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، یکی از مباحث بسیار بحث‌برانگیز در فضای سیاسی است. منتقدان این گروه، هم از سوی تحلیل‌گران سیاسی داخلی و هم از سوی مخالفان اصلی این سازمان، معتقدند که مواضع آن‌ها فراتر از یک اپوزیسیون سیاسی، به لایه‌هایی از همکاری یا جهت گیری استراتژیک در رابطه با منافع قدرت‌های خارجی می‌انجامد.</p>
<p>برای بررسی مبسوط این انتقادات، می‌توان آن‌ها را در چند محور اصلی دسته‌بندی کرد:</p>
<h3>-نقد «تعهد به منافع آمریکا و اسرائیل»: ماهیت نئورئالیسم (Neorealism) یا به طور دقیق‌تر در آن سیاق، «نئورئالیسم تهاجمی»</h3>
<p>نکته:<br />
نئورئالیسم Neorealism) ) چیست؟<br />
در علوم سیاسی، «نئورئالیسم» (که به آن واقع‌گرایی ساختاری نیز می‌گویند) نظریه‌ای است که معتقد است رفتار دولت‌ها و گروه‌ها، نه بر اساس اخلاق یا ارزش‌ها، بلکه بر اساس «قدرت» و «بقا» در یک محیط رقابتی تعیین می‌شود.<br />
وقتی منتقدان به مجاهدین خلق می‌گویند آن‌ها دچار نوعی «نئورئالیسم» شده‌اند، منظورشان این است که:</p>
<p>1. فقدان اخلاق و ارزش (Amoralism) آن‌ها دیگر از اصول اخلاقی (مثل حمایت از فلسطین یا استقلال ملی) پیروی نمی‌کنند، بلکه فقط به دنبال این هستند که «کدام حرکت، بیشترین قدرت یا حمایت را برای آن‌ها فراهم می‌کند».<br />
توضیح:<br />
واژه Amoralism)) آمورالیسم که در فارسی معمولاً به «اخلاق‌گریزی» ترجمه می‌شود، به معنای &#8220;عدم پایبندی یا بی‌اعتنایی به اصول اخلاقی&#8221; است.</p>
<p>برای درک دقیق‌تر این مفهوم، باید میان آن با مفهوم مشابه دیگر تفاوت قائل شد:</p>
<p>الف. تفاوت با «غیراخلاقی بودن» Immorality))</p>
<p>بسیاری این دو را اشتباه می‌گیرند، اما تفاوت مهمی دارند:<br />
غیراخلاقیImmoral): ) یعنی کسی می‌داند اصول اخلاقی چیست، اما عمداً آن‌ها را زیر پا می‌گذارد (مثلاً دزدی می‌کند در حالی که می‌داند دزدی بد است). در اینجا فرد نظام اخلاقی را قبول دارد اما به آن عمل نمی‌کند.<br />
اخلاق‌گریزAmoral):) یعنی فرد اصلاً «نظام اخلاقی» را به رسمیت نمی‌شناسد. برای او مفاهیمی مثل «خیر»، «شر»، «درست» و «غلط» یا بی‌معنا هستند و یا در محاسبات او هیچ جایگاهی ندارند. او خارج از چارچوب اخلاق عمل می‌کند.</p>
<p>ب. ریشه‌ها و کاربردها</p>
<p>این مفهوم در فلسفه و علوم سیاسی معانی ظریفی دارد:</p>
<p>در فلسفه: به دیدگاهی اشاره دارد که معتقد است هیچ مرجع مطلق یا جهانی برای «خوب و بد» وجود ندارد. بنابراین، فرد اخلاق‌گریز بر اساس میل شخصی، غریزه یا منطق محض خود عمل می‌کند، نه بر اساس ارزش‌های اجتماعی یا دینی.</p>
<p>در سیاست (واقع‌گرایی سیاسی): در تحلیل‌های سیاسی نئورالیسم، سیاستِ «آمورال» به این معناست که سیاست‌مدار برای رسیدن به هدف (مثلاً بقا در قدرت یا پیروزی در یک جنگ)، هیچ توجهی به اخلاقِ انسانی یا ارزش‌های اخلاقی ندارد. در اینجا، «مصلحت» جای «اخلاق» را می‌گیرد. فردِ آمورال در سیاست معتقد است: «هر چیزی که من را به هدفم برساند، درست است؛ اخلاق فقط یک مانع یا ابزار تزئینی است.»</p>
<p>در واقع آمورالیسم به معنای «سلب مسئولیت از اخلاق» است؛ به این معنی که فرد، سازمان یا دولت، هنگام تصمیم‌گیری، به جای سنجشِ «خوب یا بد بودنِ» یک اقدام، فقط به «کارآمد بودن یا نبودنِ» آن برای رسیدن به هدفِ خود فکر می‌کند.</p>
<p>وقتی گفته می‌شود سازمان مجاهدین خلق رویکردی «آمورالیستی» (یا واقع‌گرایی سرد) دارد، منظور این است که آن‌ها برای رسیدن به هدف سرنگونی، مرزهای ایدئولوژیک و اخلاقیِ گذشته خود (مثل حمایت از فلسطین و منافع ملی) را کنار گذاشته و صرفاً بر اساس محاسبات ابزاری و سود و زیانِ سیاسی حرکت می‌کنند؛ یعنی اخلاق دیگر در تصمیم‌گیری‌های آن‌ها نقشی ندارد و فقط استراتژیِ خالصِ قدرت حاکم است.</p>
<p>2. هدف‌گرایی محض (Goal-oriented) : در نگاه نئورئالیستی، «هدف، وسیله را توجیه می‌کند». یعنی اگر برای سقوط نظام ایران، لازم باشد با اسرائیل (که قبلاً با آن در تضاد بودند) همکاری کنند، بدون توجه به پیامدهای انسانی یا تناقض‌های ایدئولوژیک، این کار را انجام می‌دهند.</p>
<p>3. محور قرار دادن قدرت بر هویت: آن‌ها هویت سیاسی خود را بر پایه «ارزش‌ها» یعنی منافع ملی بنا نکرده‌اند، بلکه آن را بر پایه «موقعیت در بازی قدرت جهانی» تنظیم کرده‌اند.</p>
<p>به عبارتی دقیق تر مواضع مجاهدین خلق دیگر از جنس «ایده و اعتقاد» نیست، بلکه از جنس «محاسبات سرد و فاکتور احساسِ قدرت» است تا بتوانند در بازی بین قدرت‌های بزرگ (آمریکا، اسرائیل و ایران) جایگاهی برای رسیدن به هدف خود پیدا کنند.<br />
بزرگترین انتقاد به مجاهدین خلق این است که مواضع آن‌ها در قبال جنگ یا درگیری‌های منطقه‌ای، به جای تمرکز بر منافع ملی ایران، بر محور «تضعیف نظام جمهوری اسلامی» می‌چرخد؛ حتی اگر این تضعیف به قیمت درگیری گسترده، ویرانی زیرساخت‌ها یا دخالت مستقیم نظامی آمریکا و اسرائیل باشد.</p>
<p>موضع سازمان: مجاهدین خلق معمولاً از هرگونه فشار یا اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی استقبال می‌کنند و آن را راهی برای «آزادی ایران» می‌بینند.<br />
منتقدان می‌گویند این رویکرد، ماهیت «ملی» را از جنبش آن‌ها سلب می‌کند. از نظر آن‌ها، حمایت از اقداماتی که می‌تواند منجر به جنگ ویرانگر در خاک ایران شود، با منافع مردم ایران در تضاد است. منتقدان معتقدند این گروه به جای تلاش برای تغییر از درون یا از طریق فشار مدنی،<br />
به دنبال «تغییر از طریق قدرت خارجی» (Regime Change via Foreign Power) هستند که خود نوعی وابستگی سیاسی مطلق محسوب می‌شود.</p>
<h3> نقد «توجیه اقدامات اسرائیل»</h3>
<p>در جریان درگیری‌های اخیر میان ایران و اسرائیل و امریکا، مواضع مجاهدین خلق با حمایت از اقدامات اسرائیل و امریکا (مانند حملات به تاسیسات یا اهداف مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران) جدی‌ترین موج انتقاد را برانگیخته است.</p>
<p>موضع تشکیلات رجوی: آن‌ها حملات اسرائیل و امریکا را به عنوان ضربات موثری به «رژیم ایران» توصیف می‌کنند.</p>
<p>منتقدان استدلال می‌کنند که اسرائیل و امریکا، بر اساس منافع ملی خود عمل می‌کنند و لزوماً به دنبال منافع مردم ایران نیستند. حمایت از عملیات‌های اسرائیل و امریکا که می‌تواند امنیت منطقه و ایران را به خطر بیندازد، از نظر منتقدان نشان‌دهنده این است که مجاهدین خلق، خود را به عنوان بازوی سیاسی یا ابزار اطلاعاتی/جغرافیایی برای مقاصد اسرائیل و آمریکا تعریف کرده‌اند. این موضوع باعث شده است که آن‌ها در نظر بسیاری از ایرانیان، نه یک جریان اپوزیسیون، بلکه یک «عامل نفوذ» (Agent) تلقی شوند.</p>
<h3>نقد «عدم توجه به پیامدهای انسانی و اقتصادی جنگ»</h3>
<p>یکی از ابعاد مهم انتقادها، فقدان نگاه واقع‌بینانه به پیامدهای جنگ است.</p>
<p>موضع تشکیلات رجوی: تمرکز آن‌ها بر «پیروزی نظامی آمریکا/اسرائیل» و «سقوط نظام» است.</p>
<p>منطق انتقاد: منتقدان می‌گویند مجاهدین خلق به طور کامل از پیامدهای جانبی جنگ (مانند فروپاشی اقتصادی، ویرانی زیرساخت‌ها، تلفات انسانی گسترده و بی‌ثباتی منطقه‌ای) چشم‌پوشی می‌کنند. این نگاه «نتیجه‌گرا» (The end justifies the means) باعث می‌شود که آن‌ها در تحلیل‌های خود، ابعاد انسانی و اجتماعی جنگ را نادیده بگیرند. منتقدان می‌گویند: «چه فایده دارد که نظام سقوط کند اما کشور به ویرانه‌ای تبدیل شود که هیچ ساختار مدنی در آن باقی نمانده باشد؟»</p>
<h3> نقد «تضاد با هویت ملی و حاکمیت ملی»</h3>
<p>در ادبیات سیاسی ایران، مفهوم «حاکمیت ملی» (National Sovereignty) بسیار کلیدی است.</p>
<p>موضع مجاهدین خلق: آن‌ها معتقدند حاکمیت فعلی مشروع نیست و لذا هر اقدامی علیه آن (حتی توسط قدرت‌های خارجی) مشروع است.</p>
<p>منطق انتقاد: منتقدان می‌گویند این نگاه، مرز بین «تغییر رژیم» و «تسلیم حاکمیت ملی» را از بین می‌برد. وقتی یک گروه سیاسی از حملات خارجی به خاک کشور حمایت می‌کند، در واقع دارد اصل «استقلال ملی» را زیر سوال می‌برد. این موضوع باعث شده است که حتی برخی از مخالفان دولت، اما طرفدار حاکمیت ملی، با مجاهدین خلق اختلاف شدید داشته باشند.</p>
<p>تغییر پارادایم در مواضع سیاسی سازمان مجاهدین خلق: از ایدئولوژی رادیکال تا واقع‌گرایی ابزاری.</p>
<p>به طور کلی، انتقادات حول محور این است که مواضع مجاهدین خلق در قبال جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، از فاز «اپوزیسیون سیاسی» خارج شده و به فاز «شریک استراتژیک در جنگ» تغییر جهت داده است. از نظر منتقدان، این رویکرد باعث می‌شود که آن‌ها در نظر افکار عمومی، به جای «جایگزین برای آینده ایران»، به عنوان «ابزاری برای اجرای منافع قدرت‌های بزرگ در منطقه» شناخته شوند.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773">مواضع مجاهدین خلق در قبال تهاجم اسرائیل و امریکا علیه ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فریب و کنترل نیرو در مجاهدین خلق در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 May 2026 10:03:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68695</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق ایران، از دهه ۱۳۶۰ به بعد وارد مرحله‌ای از فعالیت شد که بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی، جامعه‌شناسان فرقه‌ها و اعضای جداشده، آن را نمونه‌ای از &#8220;ساختار فرقه‌ای ـ نظامی&#8221; توصیف کرده‌اند. این سازمان پس از استقرار در عراق و نزدیکی به حکومت صدام حسین، به‌تدریج از یک تشکل سیاسی ـ ایدئولوژیک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695">فریب و کنترل نیرو در مجاهدین خلق در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق ایران، از دهه ۱۳۶۰ به بعد وارد مرحله‌ای از فعالیت شد که بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی، جامعه‌شناسان فرقه‌ها و اعضای جداشده، آن را نمونه‌ای از &#8220;ساختار فرقه‌ای ـ نظامی&#8221; توصیف کرده‌اند. این سازمان پس از استقرار در عراق و نزدیکی به حکومت صدام حسین، به‌تدریج از یک تشکل سیاسی ـ ایدئولوژیک به ساختاری بسته، سلسله‌مراتبی و مبتنی بر کنترل شدید ذهنی و تشکیلاتی تبدیل شد.</p>
<p>در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، گزارش‌های متعددی از سوی اعضای جداشده، خانواده‌ها، برخی نهادهای حقوق بشری و پژوهشگران منتشر شد که در آن‌ها به روش‌های جذب، انتقال، نگهداری اجباری و کنترل روانی نیروها اشاره شده بود. اگرچه درباره بخشی از این روایت‌ها اختلاف نظر سیاسی وجود دارد، اما مجموعه شهادت‌های مستقل جداشدگان، تصویری نسبتاً مشابه از سازوکارهای جذب و حفظ نیرو در این سازمان ارائه می‌دهد.</p>
<p><strong>زمینه تاریخی تحول سازمان</strong></p>
<p>سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ با ترکیبی از آموزه‌های اسلامی و اندیشه‌های انقلابی شکل گرفت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تشدید اختلافات با جمهوری اسلامی، این سازمان وارد فاز مسلحانه شد و در دهه ۱۳۶۰ درگیر عملیات‌های خشونت‌آمیز و ترور گردید. بعدها رهبری سازمان به عراق منتقل شد و اردوگاه‌هایی مانند &#8220;اشرف&#8221; و سپس &#8220;لیبرتی&#8221; به مرکز اصلی فعالیت تشکیلات تبدیل شدند.</p>
<p>بسیاری از پژوهشگران معتقدند که شکست‌های نظامی و سیاسی، به‌ویژه پس از عملیات &#8220;فروغ جاویدان&#8221; در سال ۱۳۶۷، باعث شد ساختار درونی سازمان به سمت انسداد تشکیلاتی و کنترل شدید ایدئولوژیک حرکت کند. در همین دوره، مفاهیمی مانند &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221;، &#8220;طلاق اجباری&#8221;، &#8220;قطع ارتباط خانوادگی&#8221; و &#8220;اطاعت مطلق از رهبری&#8221; در ساختار داخلی سازمان تثبیت شد.</p>
<p>برخی منابع پژوهشی و گزارش‌های رسانه‌ای نیز به روند &#8220;فرقه‌ای شدن&#8221; ساختار سازمان اشاره کرده‌اند.</p>
<p><strong>روش‌های جذب نیرو در دهه </strong><strong>۱۳۷۰</strong><strong> و </strong><strong>۱۳۸۰</strong></p>
<p><strong>۱</strong><strong>. </strong><strong>سوءاستفاده از شرایط مهاجرت و پناهندگی </strong>یکی از مهم‌ترین روش‌های جذب، شناسایی ایرانیان آسیب‌پذیر در کشورهای همسایه، اروپا و به‌ویژه ترکیه، پاکستان و امارات بود. بسیاری از افرادی که قصد مهاجرت یا دریافت پناهندگی داشتند، با وعده انتقال به اروپا، دریافت اقامت، کار یا زندگی بهتر با شبکه‌های وابسته به سازمان ارتباط پیدا می‌کردند.</p>
<p>در برخی روایت‌های جداشدگان آمده است که افراد در ابتدا تصور می‌کردند با یک شبکه کمک‌رسان مهاجرتی یا سیاسی مواجه هستند، اما پس از انتقال به عراق، امکان خروج آزادانه از آنان سلب می‌شد.</p>
<p>این شیوه مبتنی بر چند عنصر بود:</p>
<ul>
<li>بهره‌گیری از بحران اقتصادی و ناامیدی اجتماعی</li>
<li>استفاده از پوشش‌های سیاسی یا حقوق بشری</li>
<li>وعده اشتغال، اقامت یا آینده بهتر</li>
<li>انتقال تدریجی فرد به محیط بسته تشکیلاتی</li>
</ul>
<p><strong>۲</strong><strong>. </strong><strong>جذب اسرای جنگی ایرانی در عراق</strong></p>
<p>یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات مربوط به دهه ۱۳۷۰، نحوه جذب بخشی از اسرای جنگ ایران و عراق بود. طبق روایت برخی اعضای سابق، تعدادی از اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق، تحت فشار روانی، تبلیغات ایدئولوژیک یا وعده آزادی و زندگی بهتر، به همکاری با سازمان سوق داده شدند.</p>
<p>منتقدان سازمان این روند را نوعی سوءاستفاده از وضعیت انسانی اسرا می‌دانند، زیرا اسرا در شرایط روحی و جسمی دشوار قرار داشتند و قدرت انتخاب آزادانه محدودی داشتند.</p>
<p>برخی گزارش‌های رسانه‌ای و شهادت‌های جداشدگان نیز به جذب اجباری یا نیمه‌اجباری نیرو اشاره کرده‌اند. (vista.ir)</p>
<p><strong>۳</strong><strong>. </strong><strong>بهره‌گیری از شبکه‌های خانوادگی و عاطفی</strong></p>
<p>در بسیاری از موارد، سازمان از روابط خانوادگی برای جذب استفاده می‌کرد. اعضای قدیمی‌تر، بستگان یا دوستان خود را با انگیزه‌های سیاسی، احساسی یا عاطفی به همکاری دعوت می‌کردند.</p>
<p>روش رایج این بود که ابتدا ارتباطی عاطفی و مبتنی بر اعتماد شکل می‌گرفت و سپس فرد به جلسات محدود، نشست‌های سیاسی یا فعالیت‌های رسانه‌ای دعوت می‌شد. پس از مدتی، وابستگی تشکیلاتی ایجاد می‌گردید.</p>
<p>در برخی روایت‌ها آمده است که سازمان تلاش می‌کرد خانواده را به‌عنوان&#8221;مانع مبارزه&#8221; معرفی کند و به‌تدریج فرد را از شبکه حمایتی طبیعی خود جدا سازد.</p>
<p><strong>۴</strong><strong>. </strong><strong>استفاده از تبلیغات آرمان‌گرایانه</strong></p>
<p>سازمان در تبلیغات خود تلاش می‌کرد تصویری قهرمانانه، انقلابی و نجات‌بخش از خود ارائه دهد. این تبلیغات معمولاً بر محورهای زیر استوار بود:</p>
<ul>
<li>مبارزه برای آزادی و عدالت</li>
<li>دفاع از مردم ایران</li>
<li>مقابله با استبداد</li>
<li>ارائه تصویر رمانتیک از مبارزه مسلحانه</li>
<li>ایجاد حس مأموریت تاریخی در مخاطب</li>
</ul>
<p>برای بسیاری از جوانان ناراضی یا سرخورده سیاسی، این ادبیات می‌توانست جذاب باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که فرد احساس بی‌هویتی، خشم سیاسی یا انزوای اجتماعی داشت.</p>
<p><strong>تکنیک‌های کنترل ذهن و حفظ نیرو</strong></p>
<p><strong>۱</strong><strong>. </strong><strong>قطع ارتباط با خانواده</strong></p>
<p>یکی از پرتکرارترین موضوعات در شهادت جداشدگان، ممنوعیت یا محدودیت شدید تماس با خانواده بود. در اردوگاه‌های سازمان، تماس تلفنی، نامه‌نگاری یا دیدار خانوادگی غالباً محدود یا کنترل‌شده گزارش شده است.</p>
<p>هدف از این اقدام، کاهش وابستگی عاطفی فرد به دنیای بیرون و افزایش وابستگی به تشکیلات عنوان می‌شود.</p>
<p><strong>۲</strong><strong>. </strong><strong>نشست‌های اعتراف‌گیری و فشار روانی</strong></p>
<p>بسیاری از اعضای سابق از جلساتی سخن گفته‌اند که در آن افراد مجبور بودند افکار، تردیدها یا احساسات شخصی خود را در جمع بیان کنند. این نشست‌ها معمولاً با فشار روانی، سرزنش جمعی و تحقیر فرد همراه بود.</p>
<p>در ادبیات مطالعات فرقه‌ها، چنین روش‌هایی به‌عنوان ابزار &#8220;شکستن هویت فردی&#8221; شناخته می‌شود.</p>
<p>برخی گزارش‌ها و روایت‌های رسانه‌ای به وجود روش‌های شست‌وشوی مغزی و کنترل روانی در سازمان اشاره کرده‌اند.</p>
<p><strong>۳</strong><strong>. </strong><strong>ایجاد ترس از جهان بیرون</strong></p>
<p>یکی از روش‌های رایج در ساختارهای فرقه‌ای، ترسیم دنیای بیرون به‌عنوان محیطی خطرناک و دشمن‌محور است. طبق شهادت برخی جداشدگان، به اعضا گفته می‌شد که در صورت خروج:</p>
<ul>
<li>بازداشت یا اعدام خواهند شد</li>
<li>خانواده آنان را طرد می‌کند</li>
<li>کشورهای خارجی آنان را تحویل ایران می‌دهند</li>
<li>زندگی مستقلی نخواهند داشت</li>
</ul>
<p>این ترس دائمی باعث وابستگی بیشتر فرد به تشکیلات می‌شد.</p>
<p><strong>۴</strong><strong>. </strong><strong>کنترل اطلاعات</strong></p>
<p>در اردوگاه‌های سازمان، دسترسی آزاد به رسانه‌ها، اینترنت، اخبار مستقل و ارتباطات خارجی محدود گزارش شده است. کنترل اطلاعات باعث می‌شد اعضا تنها روایت رسمی سازمان را دریافت کنند.</p>
<p>این روش یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای کنترل ذهن در گروه‌های بسته ایدئولوژیک محسوب می‌شود.</p>
<p><strong>۵</strong><strong>. </strong><strong>حذف تدریجی هویت فردی</strong></p>
<p>برخی اعضای جداشده گفته‌اند که در ساختار تشکیلاتی سازمان:</p>
<ul>
<li>تصمیم‌گیری فردی تضعیف می‌شد</li>
<li>ازدواج و روابط عاطفی محدود یا ممنوع بود</li>
<li>وفاداری مطلق به رهبری تشویق می‌شد</li>
<li>انتقاد از رهبری نوعی خیانت تلقی می‌گردید</li>
</ul>
<p>در این چارچوب، هویت فردی به‌تدریج در هویت جمعی تشکیلات حل می‌شد.</p>
<p><strong>نقش فضای بسته اردوگاه اشرف</strong></p>
<p>اردوگاه اشرف در عراق، مهم‌ترین مرکز تشکیلاتی سازمان تا سال‌ها محسوب می‌شد. جداشدگان معمولاً از اشرف به‌عنوان محیطی با کنترل شدید امنیتی و ایدئولوژیک یاد می‌کنند.</p>
<p>ویژگی‌های مهم این ساختار عبارت بودند از:</p>
<ul>
<li>کنترل شدید رفت‌وآمد</li>
<li>سلسله‌مراتب سخت تشکیلاتی</li>
<li>نظارت مستمر بر رفتار اعضا</li>
<li>جلسات ایدئولوژیک روزانه</li>
<li>محدودیت ارتباطات خارجی</li>
</ul>
<p>برخی نهادهای بین‌المللی و رسانه‌های غربی نیز درباره وضعیت حقوق بشری اعضا و ساختار بسته سازمان ابراز نگرانی کرده‌اند. (cfr.org)</p>
<p><strong>تحلیل روان‌شناختی روش‌های جذب</strong></p>
<p>از منظر روان‌شناسی اجتماعی، روش‌های جذب سازمان را می‌توان در چارچوب چند مفهوم تحلیل کرد:</p>
<p><strong>۱</strong><strong>. </strong><strong>آسیب‌پذیری روانی</strong></p>
<p>افرادی که دچار بحران هویت، مهاجرت، انزوای اجتماعی، فشار اقتصادی یا سرخوردگی سیاسی هستند، بیشتر در معرض جذب توسط گروه‌های افراطی قرار می‌گیرند.</p>
<p><strong>۲</strong><strong>. </strong><strong>تکنیک تعهد تدریجی</strong></p>
<p>در این روش، ابتدا درخواست‌های کوچک مطرح می‌شود و سپس فرد قدم‌به‌قدم وارد ساختار عمیق‌تر تشکیلاتی می‌گردد.</p>
<p><strong>۳</strong><strong>. </strong><strong>ایجاد هویت جمعی</strong></p>
<p>گروه تلاش می‌کند هویت فردی را با هویت جمعی جایگزین کند تا فرد احساس کند بدون سازمان معنایی ندارد.</p>
<p><strong>۴</strong><strong>. </strong><strong>دوگانه‌سازی جهان</strong></p>
<p>در این الگو، جهان به دو بخش &#8220;ما&#8221; و &#8220;دشمن&#8221; تقسیم می‌شود. چنین تفکری قدرت نقد و تحلیل مستقل را کاهش می‌دهد.</p>
<p><strong>پیامدهای انسانی و اجتماعی</strong></p>
<p>بسیاری از جداشدگان پس از خروج از سازمان با مشکلات متعددی روبه‌رو شدند، از جمله:</p>
<ul>
<li>اختلالات روانی ناشی از فشار تشکیلاتی</li>
<li>قطع ارتباط طولانی‌مدت با خانواده</li>
<li>بحران هویت</li>
<li>مشکلات معیشتی و اجتماعی</li>
<li>دشواری بازگشت به زندگی عادی</li>
</ul>
<p>در سال‌های اخیر، برخی مستندها، مصاحبه‌ها و گزارش‌های رسانه‌ای به روایت اعضای سابق و فرزندان جداشده از این سازمان پرداخته‌اند.</p>
<p><strong>جمع‌بندی</strong></p>
<p>بررسی روند جذب و کنترل نیرو در سازمان تروریستی و کنترل گر مجاهدین خلق طی دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ نشان می‌دهد که این سازمان، به‌ویژه پس از استقرار در عراق، به سمت ساختاری بسته و مبتنی بر کنترل شدید ایدئولوژیک حرکت کرد.</p>
<p>روش‌هایی مانند بهره‌گیری از آسیب‌پذیری مهاجران، استفاده از فشار روانی، قطع ارتباط با خانواده، کنترل اطلاعات، ایجاد وابستگی تشکیلاتی و ترس از جهان بیرون، از جمله مهم‌ترین ابزارهایی بودند که در روایت‌های جداشدگان و برخی مطالعات پژوهشی تکرار شده‌اند.</p>
<p>با وجود اختلافات سیاسی درباره سازمان مجاهدین خلق، بخش قابل توجهی از پژوهشگران و اعضای سابق، بر این باورند که ساختار درونی این سازمان در دوره مورد بحث، ویژگی‌های یک فرقه سیاسی ـ ایدئولوژیک را پیدا کرده بود؛ ساختاری که در آن، حفظ انسجام تشکیلاتی بر استقلال فردی اعضا اولویت داشت.</p>
<p>سالاری</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695">فریب و کنترل نیرو در مجاهدین خلق در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68695/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفت‌و‌گو با مسعود خدابنده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 May 2026 04:44:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68641</guid>

					<description><![CDATA[<p> از &#8220;صدام و رجوی&#8221; تا &#8220;نتانیاهو و پهلوی&#8221; مسعود خدابنده، مسئول پیشین تیم حفاظت مسعود رجوی گفت: بحث تقابل با ایران بعد از انقلاب همیشه بر پاشنه تجزیه ایران و نه جابجائی قدرت بوده و هست. تئوری غالب در پنج دهه گذشته همیشه بر این اساس بوده که مجموعه‌ای از فشار نظامی از خارج و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641">بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفت‌و‌گو با مسعود خدابنده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3> از &#8220;صدام و رجوی&#8221; تا &#8220;نتانیاهو و پهلوی&#8221;</h3>
<p>مسعود خدابنده، مسئول پیشین تیم حفاظت مسعود رجوی گفت: بحث تقابل با ایران بعد از انقلاب همیشه بر پاشنه تجزیه ایران و نه جابجائی قدرت بوده و هست. تئوری غالب در پنج دهه گذشته همیشه بر این اساس بوده که مجموعه‌ای از فشار نظامی از خارج و هرج و مرج و تضعیف حکومت از داخل می‌تواند در بهترین وجه ایران را تجزیه کرده و یا حداقل باعث امتیاز دادن حکومت شود.</p>
<p>در روز‌هایی که سایه جنگ، عملیات روانی و دوقطبی‌های سیاسی فضای ایران را متاثر کرده است و دشمن در پوشش تغییر حکومت، هدف تجزیه ایران را دنبال کرده و عده‌ای قلیل را با همین ترفند به همکاری ترغیب می‌کند؛ یک پرسش بیش از هر زمان دیگری در اذهان عمومی مطرح است: مرز میان &#8220;اعتراض&#8221;، &#8220;انتقاد&#8221;، &#8220;مخالفت سیاسی&#8221; و &#8220;خیانت به وطن&#8221; کجاست؟ در این زمینه با مسعود خدابنده که درگذشته مسئولیت حفاظت از مسعود رجوی را بر عهده داشت و در حال حاضر به عنوان تحلیلگر مسائل اقتصادی، سیاسی و امنیتی مشغول به فعالیت است، به گفت‌و‌گو نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد.</p>
<p>در جنگ اخیر (جنگ رمضان) بسیاری از مردم به دلیل مخالفت با حکومت یا از سر غفلت، تطمیع یا ارعاب به همکاری با دشمن روی آوردند که در هر سه صورت در ادبیات سیاسی، این افراد با عبارت &#8220;وطن فروش&#8221; و &#8220;خائن&#8221; توصیف می‌شوند؛ آیا مخالفت با حکومت مستقر توجیه مناسبی برای خیانت به وطن و هموطن حساب می‌شود؟</p>
<p>برای پاسخ به این سؤال لازم است که مقدمه‌ای عرض کنم، در جریان تحولات اخیر برآورد احتمال &#8220;سقوط جمهوری اسلامی&#8221; (سقوط به مفهوم از بین رفتن با مجموعه‌ای از فشار اقتصادی و سیاسی، حملات نظامی، کودتا و تحرکات تجزی طلبانه یا مشابه آنها &#8211; بدون در نظر گرفتن جایگزین یا جایگزین‌های احتمالی) در بین مجموعه‌ای از تحلیلگران اقتصادی در هیچ مقطعی به بیش از سی در صد نرسید و البته از نظر من بسیار کمتر از این رقم‌هاست؛ شاهد و دلیل آن هم عدم تغییر جدی در میزان &#8220;خروج سرمایه&#8221; از ایران یا تغییر چشمگیر در &#8220;نرخ ارزی&#8221; و یا کمبود جدی در وجود &#8220;مایحتاج ضروری مردم&#8221; است.</p>
<p>حتی اگر حکومت سقوط می‌کرد که بسیار نامحتمل بود و هست، برآورد قریب به اتفاق تحلیلگران اقتصادی این بود که امکان تصاحب قدرت توسط سلطنت‌طلبان یا مجاهدین خلق تقریبا صفر بود. در چنین صورتی تجزیه احتمال اصلی است که سران آنها هم افرادی خواهند بود مثل احمد الشرع (جولانی)، یعنی جوانانی که هم سابقه مستقیم جنگی و قتل و خشونت داشته باشند و هم توانائی بالای اپورتونیستی.</p>
<p>اگر چه در رویاروئی با ایران تفاوت جدی بین آمریکا، انگلستان و اسرائیل نیست ولی این پروژه اساسا با تبعیت ترامپ از نتانیاهو (احتمالا بخاطر منافع شخصی) کمی زود کلید خورد؛ بسیاری از تحلیلگران نیز علت شکست را در شروع زودرس آن می‌دانند.</p>
<p>به عبارتی نتانیاهو سعی کرد که قبل از رسیدن میوه آن را بِچینَد. تا تمرکز را از فاجایعی که در لبنان و فلسطین رقم زده بود به سمت دیگری معطوف کند.</p>
<p>نتانیاهو برای پیاده کردن این نقشه روی قیام کردها، توان عملیاتی مجاهدین خلق، پاسیو بودن مردم به خاطر تحریم‌ها و ادعا‌های غیر واقعی &#8220;موساد&#8221; به خاطر تحلیل‌های اغراق‌آمیز امثال پهلوی، رجوی، مهتدی و. حساب کرده بود که البته اشتباه از آب درآمد.</p>
<h3>از ۳۰ خرداد تا ۱۸ دی؛ تئوری دهه شصتی دشمن</h3>
<p>تئوری &#8220;زدن سران نظام منتهی به قیام مردمی می‌شود&#8221; همان ادامه تئوری‌هایی است که &#8220;۳۰ خرداد و ۷ تیر&#8221; را رقم زد و در این مقطع، موساد نقش صدام را داشت.</p>
<p>به هر ترتیب بحث حمله خارجی همزمان با بلوای داخلی (با پشتوانه فشار اقتصادی) از شروع انقلاب تا به حال ادامه داشته و حدود پنج بار به طور جدی کلید خورده است &#8211; گاهی شروع  آن با جنگ خارجی، گاهی با اولویت بلوای داخلی و گاهی هم همزمان  است- که هر بار منتهی به شکست شد؛ با در نظر گرفتن همین الگو باید مسائل قبل جنگ، حین جنگ و پس از جنگ رمضان را تحلیل کرد.</p>
<p>پیش از جنگ رمضان، واقعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ ابتدا از انتقاد به حق بازاریان در اعتراض به وضعیت اقتصادی کشور شروع شد. آنچه مشخص نبود، دستی بود که این &#8220;ضعف&#8221; کشور را تشخیص داده و روی آن برنامه‌ریزی کرد.</p>
<p>جریانی که امید داشت تا این خواسته به حق با جرقه‌ای به آشوب تبدیل شود &#8211; در حقیقت با امیدوار کردن مردم به ورود رضا پهلوی به عنوان ناجی با پشتیبانی غرب و اتمام خصومت اسرائیل، وعده حذف همه تحریم‌ها و حتی کمک مالی آمریکا و بازسازی صنایع &#8211; اذهان جامعه را فریب می‌داد.</p>
<p>حداقل شش سرویس اطلاعاتی خارجی، یک دهه با مخارج و انرژی عظیمی این برنامه مشترک را طراحی کرده بودند.</p>
<p>این برنامه عمدتا &#8220;اجتماعی- تروریستی&#8221; بود؛ البته با ورود سیستم‌های امنیتی، اقتصادی و فرهنگی کشور و با استقبال ملت (برخلاف برآورد‌های اطلاعاتی دشمن) و از جمله مقابله خود بازاریان با عناصر جَوساز و هیجان‌آفرین به بن‌بست رسید، در نتیجه دشمن مجبور شد حمله نظامی و فشار سیاسی-تبلیغاتی را قبل از زمان برنامه‌ریزی شده، کلید بزند که بقول معروف تنور پروژه &#8220;فریب&#8221;، &#8220;دروغ&#8221; و &#8220;رویا فروشی&#8221; سرد نشود؛ بنابراین حمله نظامی در کنار پروژه تبلیغاتی &#8220;حمایت اسرائیل از مردم ایران&#8221; شروع شد.</p>
<p>همزمان با فروش رویا‌ها و وعده‌های پوچ &#8211; رضا پهلوی، ترامپ و نتانیاهو &#8220;تظاهرات ایرانیان&#8221; را به عنوان Plan A کلید زدند و وقتی که عمل نکرد و رو به سردی گذاشت؛ ترامپ و نتانیاهو برای گرم نگه داشتن تنور Plan B  را شروع کرده و ایران را بمباران کردند &#8211; در خارج هم &#8220;تظاهرات ایرانیان&#8221; به &#8220;عمو ترامپ بمباران کن&#8221; و &#8220;رقص زیر پرچم اسرائیل&#8221; تغییر یافت و حتی &#8220;چاقوکشی&#8221; و تهدید و فشار هم به چشم می‌خورد؛ البته رضا پهلوی بعد‌ها منکر شد و گفت من نگفتم و هم نتانیاهو مدعی شد که در تحلیل نهائی ایرانیان باید تصمیم بگیرند.</p>
<h3> باوطن یا بی‌وطن؛ تبارشناسی ایرانیان خارج از کشور</h3>
<p>برای اینکه مفهوم خیانت را توضیح بدهم و بگویم که چه امری خیانت است و چه کسی به عنوان خائن شناخته خواهد شد باید توضیح مختصری داد.</p>
<p>لازم است دقت کنیم که ایرانیان خارج (با نسل دوم و سوم آنها) چیزی بالای ده میلیون نفر تخمین زده می‌شوند. در این میان تعداد افراد ضد‌ایرانی فعال به نیم درصد هم نمی‌رسد؛ اما افرادی که با &#8220;آرم ساواک&#8221; و &#8220;پرچم اسرائیل&#8221; در خارج از کشور تظاهرات کردند – علی‌رغم مشارکت کم- بیش از &#8220;تظاهرات ضد جنگ&#8221; مورد توجه رسانه‌ها بودند؛ همانطور که تعدادی انگشت‌شماری در ایران بلوا بپا کردند و پوشش خبری در رسانه‌های خارجی را به خود معطوف کردند، اما تجمع شبانه مردم که حدود دو ماه در تداوم بوده و هست مورد توجه رسانه‌های معاند خارجی نبود.</p>
<p>با توجه به این موضوع، می‌توان نتیجه گرفت که تظاهرات موافق با ایران و ضد جنگ در خارج از کشور بیش از تظاهرات ضد ایران بوده و واکنش مردمی علیه پرچم اسرائیل بیش از تظاهرات در حمایت از پرچم اسرائیل بوده است؛ اما در رسانه‌های خارجی سرسپرده بازتابی نداشته است. این در حالی است که بقول معروف تأمین نان و آب در خارج کشور مشروط به مخالفت با ایران است.</p>
<p>به عنوان نمونه، هفته پیش صاحب نشریه &#8220;پلیتیکو&#8221; عملا بخشنامه صادر کرد که کسانی که بخواهند از اسرائیل انتقاد و یا از ایران حمایت کنند، باید به دنبال کار جدید بگردند.</p>
<p>علی ای حال به نظر من، فارسی زبانان ضد ایران که مفهوم &#8220;خیانت&#8221; را می‌توان از اعمال آنها مستفاد کرد را باید به چند دسته تقسیم کرد: ۱- گروهی که جزو نقش آفرینان اصلی هستند، شامل رضا پهلوی، مریم رجوی، عبدالله مهتدی (کومله) و امثال آنها به علاوه حلقه اول اطرافشان؛ این گروه تا کمی قبل خود را &#8220;مستقل&#8221; نشان می‌دادند ولی از زمان شروع جنگ در عمل وابستگی به اسرائیل را نه‌تنها نفی نمی‌کنند بلکه به آن افتخار هم می‌کنند؛ به عنوان مثال قتل عمد کودکان مدرسه -که خود آمریکا به آن اذعان کرد را &#8211; در مطبوعات، شعار‌ها و نوشته‌هایشان به جمهوری اسلامی نسبت می‌دهند یا می‌دادند. یا برخی افراد که در داخل حضور دارند به صورت تلویحی سعی می‌کنند که به نوعی ایران را باعث حمله مشترک آمریکا و اسرائیل نشان دهند؛ این گروه به این امید که &#8220;کسی از نیروی پیروز سوال نمی‌کند&#8221; دست خودشان را رو کردند ولی با شکست در این پروژه، عملا &#8220;اپوزیسیون خارج کشور&#8221; را برای مدت مدیدی از بین بردند؛ یعنی سرمایه‌ای که انجمن‌های صهیونی لندن و واشنگتن طی چهل سال برای مقابله با ایران اجیر کرده بود، امروز کاملا مصرف شد و از بین رفت.</p>
<p>گروهی که همراه می‌شوند بخاطر منافع مانند شیرین عبادی یا &#8220;مسیح علی‌نژاد&#8221; و دیگران (یا فعالان ایران اینترنشنال). این گروه طبعاً آب از سرشان گذشته و امکان نه گفتن به ارباب را نداشته و ندارند. حتی تقسیم کار بین نفرات رجوی و نفرات پهلوی هم این روز‌ها مشخص کرد که نه از سر تفاهم با یکدیگر بلکه از بالا و به صورت دستوری به آنها ابلاغ شده بود و بعد از شکست کودتا دستور منتفی شد و الان مجددا به جان هم افتاد‌ه‌اند.</p>
<p>در این میان البته استثنا هم وجود دارد. مثلا فردی مثل امیر طاهری که سابقه طولانی در حمایت از اسرائیل و تقابل با ایران را دارد صف خودش را از پهلوی جدا می‌کند و اخیرا حتی از شهید علیرضا تنگسیری هم بخاطر دفاع از کشور تجلیل کرد یا اندیشمندانی مثل دکتر محمد سلیمی و رضا فانی و&#8230; هم هستند که ممکن است کمتر صدایش در بلندگو‌ها باشد ولی با همه انتقاد‌ها و مخالفت‌هایشان با سیاست‌های حکومتی همیشه عرق ملی و میهنی خودشان را حفظ کرده‌اند.</p>
<p>۲- گروهی که بخاطر روابط اجتماعی خود دنباله‌ رو می‌شوند. این گروه اساساً در جامعه‌ای بسته در کشور‌های اروپائی یا آمریکائی زندگی می‌کنند و یک نوع رابطه ارباب رعیتی یا &#8220;قبیله‌ای&#8221; با سران قبیله‌شان دارند.</p>
<p>به طور مثال مجاهدین خلق به دلیل زندگی تیمی به صورت شدیدتر و سلطنت‌طلبان به دلیل زندگی بازتر دنباله‌روی را به عنوان یک شیوه زیست، حیات و زندگی در خارج از کشور تبلیغ و افراد را به آن تشویق می‌کنند -حتی کسب و کار و روابط مالی هم فقط در درون همان قبیله کوچک تعریف می‌شود و داد و ستد زیادی با بیرون ندارند &#8211; در نتیجه خواسته و ناخواسته دنباله ‌رو دستورات &#8220;خان&#8221; یا &#8220;سر قبیله&#8221; هستند چرا که حیات و زیست آنها وابسته به پیروی از دستورات است.</p>
<p>شاخص این افراد این روز‌ها کسانی هستند که اگر بپرسید چرا زیر پرچم اسرائیل تظاهرت می‌کنی خودشان هم می‌گویند که موافق نیستند ولی بخاطر این که در جمعشان &#8220;بایکوت&#8221; نشوند، حاضر نیستند در چنین تظاهراتی شرکت نکنند. بهای شرکت نکردن بالاست. به طور مثال حتی فروشگاه‌ها و رستوران‌های ایرانی را می‌شود مثال زد که بخاطر از دست ندادن مشتری‌های فلان گروه مجبور می‌شوند پرچم سلطنت‌طلبان را نصب کنند. البته این شامل همه ایرانیان خارج از کشور نمی‌شود و همانگونه که گفتم نیم درصد از فارسی‌زبانان که در خارج از کشور مستقر هستند، ضد ایران و ایرانی به حساب می‌آیند و گوش به سخن رئیس قبیله دارند.</p>
<p>۳- گروهی که جوگیر شده یا می‌شوند؛ این افراد کسانی هستند که بخاطر سابقه فرهنگی (و یا شاید بی‌فرهنگی) با فرهنگ ایرانی-اسلامی مشکل دارند و در خیالات‌شان آرزو می‌کنند که مردم ایران با فرهنگ آنها منطبق شوند. این گروه جوگیر شده را من گروه &#8220;سردرگم&#8221; می‌نامم. شاخصه‌های این گروه &#8220;پناهندگی اقتصادی&#8221; آنها در نقطه مقابل &#8220;پناهندگی سیاسی&#8221; (مثلا قبل از انقلاب و یا حتی سال‌های اول بعد از انقلاب) است. اگر شاخصه پناهندگی فردی، چون دکتر شریعتی، فلسفه، جامعه شناسی و نبوغ سیاسی بود شاخصه پناهندگی این گروه &#8220;لودگی&#8221;، &#8220;لومپن بازی&#8221;، &#8220;فحاشی&#8221;، &#8220;چاقوکشی&#8221; و امثال آن است. دقت بفرمائید که حتی کسانی که بعد از سقوط شاه به غرب پناهنده شدند و ضد حکومت ایران هستند هم در این تجمعات به هیچ وجه دیده نشده‌اند. مثلا دکتر علیرضا نوری زاده (رابطه نزدیک با عربستان) یا خانم نازنین انصاری (سردبیر کیهان لندن و همکلاسی رضا پهلوی) یا دکتر مهرداد خوانساری (سفیر ایران در لندن در زمان شاه و چندین دهه فعال سیاسی در لندن) و &#8230; در این تظاهرات در لندن نه شرکت کردند و نه اساسا خودشان را قاطی کردند.</p>
<h3>بی‌وطن یا وطن‌فروش!</h3>
<h3>تعریف شما از خیانت به وطن چیست؟</h3>
<p>بنظرم برای &#8220;وطن‌فروشی&#8221; اول باید وطن‌پرستی را به رسمیت شناخت. اجازه بدهید در این مورد برخی سلبریتی‌ها در داخل کشور را مثال بزنم. کسی که بخاطر ویزای آمریکا یا کانادا کشتار بچه مدرسه‌ای‌ها را محکوم نمی‌کند خائن به وطن نیست، بی وطن است. این نوع بی وطنی خاص ایران نیست و من در کشور‌های دیگر هم دیده‌ام. البته نه در زمان جنگ، چون اینجا دیگر بحث مخالفت با حکومت نیست بحث دشمن خارجی است و تجزیه ایران. شخصا معتقدم سلبریتی‌ای که در داخل کشور بخاطر منافعش حاضر نیست قتل عمد دختران در مدرسه را محکوم کند حتما اگر خارج زندگی می‌کرد جزو افرادی می‌شد که از &#8220;عمو ترامپ&#8221; تقاضای بمباران خواهران و مادران‌مان را می‌کرد.</p>
<p>خارج از ایران، شاید خیانت به انسانیت بیشتر مفهوم پیدا کند تا خیانت به وطن (با همان فرض تعریف متفاوت از وطن). اینجا یک فعال ضد جنگ الزاما ایرانی نیست بلکه به عنوان یک انسان با &#8220;قتل برای حفظ منافع اقتصادی و سیاسی&#8221; مخالفت می‌کند و به همین ترتیب کسی که خواستار بمباران پدر و مادر خودش می‌شود عملا انسانیتش زیر سوال می‌رود و نه ملیتش.</p>
<h3> رجوی قبح وطن‌فروشی را از بین برد</h3>
<p>آیا پیشینه خیانت به وطن به صورت گسترده و سازمان یافته در تاریخ ایران وجود داشته است؟ می‌توانید مثال بزنید؟ در ۱۰۰ سال گذشته گروه، سازمان یا طبقه اجتماعی را سراغ دارد که به وطن خیانت کرده باشد؟</p>
<p>وطن‌فروشی با خیانت فرق می‌کند؛ مثلا در زمان استقرار شوروی افرادی در غرب به سیستم حکومت‌های غربی خیانت کردند و اطلاعات جمع کردند و به کمونیست‌ها دادند به دلیل رابطه اعتقادی که داشتند. ولی وطن‌فروشی به مفهوم ضرر زدن به کشور و ملت در ازای دریافت مزد متفاوت است. در ایران در زمان کودتا علیه مصدق و یا در زمان شروع مشروطه نمونه‌های بارزی از وطن‌فروشی هست.</p>
<p>البته از زمان انقلاب فرانسه و تاثیر آن بر عثمانی و بعد ایران، تاریخ ایران شاهد انواع خیانت به وطن و انواع وطن فروشی بود ولی اگر قرار گرفتن در کنار دشمن را در نظر بگیریم &#8211; مثل امروز که دسته‌ای در زمان جنگ برای موساد ماموریت اجرا می‌کنند یا در خارج از اسرائیل و آمریکا دفاع می‌کنند &#8211; این موضوع در کشور ما کمتر اتفاق افتاده است که به نظرم شاخص‌ترین نمونه آن را می‌شود مجاهدین خلق دانست؛ یعنی رجوی بود که با همکاری با صدام (و دریافت مزد) قبح وطن‌فروشی را از بین برد.</p>
<p>البته همراهان رجوی را هم شاید بتوان به همان چند گروه بالا تقسیم کرد. برخی می‌دانستند، برخی چشم بر هم گذاشتند که نبینند، چون منافعشان ایجاب میکرد، برخی راه پس نداشتند و غرق در آن جمع شده بودند و برخی هم جوگیر شده و آرزوی تطبیق ملت با رویاهایشان را داشتند. نه آنها متوجه بودند که رجوی از صدام به ازای هر نفر سرانه می‌گیرد و نه اینها متوجه‌اند که نتانیاهو بخاطر برآورد رویا‌های چند پناهنده سراغ بمباران ایران نرفته است.</p>
<h3>&#8220;صدام و رجوی&#8221; و &#8220;نتانیاهو و پهلوی&#8221;</h3>
<p>کودتا یا انقلاب برای جابجایی قدرت سیاسی است و با همکاری با دشمنی که قصد تصرف و جدا کردن بخشی از کشور را دارد متفاوت است، با توجه به این نکته همکاری سازمان مجاهدین با صدام خیانت به وطن محسوب می‌شود یا تلاش برای تغییر حکومت؟ با توجه به این مسئله عملیات فروغ جاویدان را چگونه می‌توان تفسیر کرد؟</p>
<p>به نظر من تلاش برای کودتای اخیر که رضا پهلوی به دنبال آن بود و هم فروغ جاویدان (رجوی) برای ایجاد هرج و مرج، تضعیف حکومت و برای امتیازگیری بود.</p>
<p>بحث تقابل با ایران بعد از انقلاب همیشه بر پاشنه تجزیه ایران و نه جابه‌جایی قدرت بوده و هست. تئوری غالب در پنج دهه گذشته همیشه بر این اساس بوده که مجموعه‌ای از فشار نظامی از خارج و هرج و مرج و تضعیف حکومت از داخل می‌تواند در بهترین وجه ایران را تجزیه کرده و یا حداقل باعث امتیاز دادن حکومت شود.</p>
<p>۳۰ خرداد و ۷ تیر &#8211; عملیات ترور همزمان با جنگ هشت ساله &#8211; بر این تئوری استوار بود. شبه کودتای اخیر هم در کنار موشک‌باران کشور توسط آمریکا و اسرائیل بر همین تئوری تکیه داشت. بحث فروغ جاویدان البته شاید متفاوت باشد، چون در کنار و همزمان با زدن هواپیمای مسافربری، فشار‌های بین‌المللی و &#8230; در محتوا &#8220;تهاجمی&#8221;نبود و &#8220;تدافعی&#8221; بود و قصدش کم کردن تاثیر پیروزی ایران در جنگ با عراق بود و در نتیجه ندادن امتیاز پیروزی به ایران.</p>
<p>البته دشمن در هر دو مورد یعنی &#8220;صدام و رجوی&#8221; و این بار &#8220;نتانیاهو و پهلوی&#8221; اشتباه محاسباتی داشته و شکست خوردند و بنیان این شکست‌ها هم به نظر من به عدم اشراف دشمنان به ابعاد &#8220;تاریخ ایرانی&#8221; و &#8220;فلسفه شیعه&#8221; بر می‌گردد.</p>
<p>فکر می‌کنم برای اسرائیل و آمریکا تغییر حکومت به سبک رجوی یا به سبک پهلوی اساسا نه مطلوب و مورد علاقه است و نه امکانپذیر. آمریکا مشخصاً اشراف دارد که سقوط حکومت شاه با دست از کار کشیدن کارگران، پیوستن سربازان به مردم و در نهایت با خواست مردم انجام شد و نه کودتای خارجی و مشخصاً هدفش هم از پنج دهه حمله نظامی خارجی همزمان با بلوای داخلی (با چاشنی تحریم و فشار اقتصادی)، تجزیه ایران و بخصوص جدا کردن مناطق نفت‌خیز است.</p>
<h3>نقش مجاهدین خلق در جنگ‌های اخیر</h3>
<p>سازمان مجاهدین در حوادث دی ماه (۱۸ و ۱۹) یا جنگ ۱۲ روزه با دشمن در چه زمینه‌هایی (تبلیغاتی، اطلاعاتی یا عملیاتی) همکاری داشت؟</p>
<p>برای من این جالب بود که برای اولین بار تقسیم کار بین همه نیرو‌های نیابتی را دیدم. این هم به نظرم بخاطر روش کار ترامپ و نتانیاهو بود. هر دوی آنها صرفاً دستوری عمل می‌کنند و با نیابتی‌هایشان شوخی ندارند و هر دوی آنها کوتاه‌مدت فکر می‌کنند و سرمایه‌هایشان را می‌سوزانند و به قول معروف راه دومی برای خودشان نمی‌گذارند.</p>
<p>این بار در تقسیم کار چهره انتخاب شده توسط نتانیاهو رضا پهلوی بود. اولین باری بود که رُک اعلام شد و عمل کردند و بقیه موضعی نگرفتند. مجاهدین و مشابهان قبول کردند یا چاره‌ای نداشتند که به شکلی دیگر عمل کنند.</p>
<p>یادم هست اولین بار مجاهدین این کار را برای بنی‌صدر کردند. یعنی به عنوان &#8220;هواداران بنی‌صدر&#8221; فعالیت کردند. می‌دانیم که جریان پهلوی فاقد تشکیلات منسجم است. زمینه‌سازی‌های ترور‌های موساد (هم اطلاعات و پشتیبانی و تجهیزات) و حتی برخی از ترور‌های مستقیم توسط مجاهدین خلق انجام شد.</p>
<p>‌می‌دانیم که سیستم‎های اطلاعات را از دو روند &#8220;منابع عمومی و جمع‌بندی&#8221; و روند &#8220;نفوذ و کسب اطلاع مستقیم&#8221; جمع‌آوری می‌کنند (البته هوش مصنوعی هم این روز‌ها مشخصا کمک موثری در تسریع جمع‌بندی قبل از سوختن اطلاعات می‌کند).</p>
<p>مجاهدین خلق در هر دو شکل اگر تنها نیروی اصلی نبوده باشند حتما با یکی از نیرو‌های اصلی همکاری داشتند. سابقه تخلیه تلفنی، سابقه چریک شهری، سابقه زندگی مخفی و تعلیماتی که بعد‌ها از سرویس‌های مختلف گرفته‌اند این نیرو را به شبکه‌ای کارآمد تبدیل کرده است ولی تاریخچه آنها باعث شد که آمریکایی‌ها ترجیح بدهند پهلوی را جلو بیاندازند که تا امروز علنی در کنار دشمن خارجی ننشسته بود (که البته با این کار او را هم مثل رجوی سوزاندند).</p>
<p>در این مدت مشخص بود که کانال‌های تلگرامی و توییتری و &#8230; مجاهدین تقلیل یافته و سلطنت‌طلبان بالا گرفته است. مشخص بود که سیستم‌های مجاهدین عملا تغییر کاربردی داشته و بجای تبلیغ خودشان به تبلیغ پهلوی مشغول بودند؛ که البته الان تمام شده.</p>
<h3> در همه کشور‌ها مجازات خیانت در زمان جنگ اعدام است</h3>
<h3>در کشور‌های اروپایی مجازات خائن به وطن چیست؟</h3>
<p>در تقریبا همه کشور‌های جهان ماکزیمم مجازات خیانت در زمان جنگ اعدام است. در بسیاری از کشور‌ها این احکام سریع و از طریق دادگاه‌های نظامی داده می‌شود و برخی خیر.</p>
<p>به خاطر دارم که حدود سه دهه قبل به یک افسر اطلاعاتی انگلیس در جبل‌الطارق از پشت شلیک کرده و  او را کشتند؛ انگلستان مشخصاً اطلاعیه داد که این فرد در حالی که قصد داشت از طریق اسپانیا و مسیر جبل‌الطارق فرار کند به جرم &#8220;خیانت&#8221; اعدام شد. توضیح بیشتری هم داده نشد.</p>
<p>در موارد خفیف‌تر مانند &#8220;آشپزی برای دشمن&#8221; یا &#8220;کار در دفتر دشمن&#8221; به خاطر دریافت غذای بهتر نیز مجازات وجود داشت، بعد از جنگ جهانی دوم این دست از افراد را با سر تراشیده در شهر چرخاندند و تنبیه‌های مشابه آن را در نظر گرفتند.</p>
<p>امروز در اوکراین &#8220;طفره رفتن از مبارزه با دشمن&#8221; عملا جرم است و در مواردی خیانت محسوب می‌شود؛ رسیدگی آن هم با دادگاه نظامی است؛ همچنین فیلم‌های از انواع شکنجه متهمین در وسط خیابان در اوکراین می‌بینیم که قابل تأمل و توجه است.</p>
<p>اگر از بحث خیانت که به عنوان جرم نابخشودنی تلقی می‌شود، گذر کنیم به بحث جرایم در غرب می‌رسیم که بسیار ایدئولوژیک است مانند تظاهرات بدون اجازه برای فلسطین در انگلستان که زندان دارد. یا عدم پر کردن برگه‌ای که در سفر به آمریکا مشخص کند که شما &#8220;اعتقاد کمونیستی&#8221; ندارید. در فرانسه توهین به سکولاریزم جرم است. داشتن روسری در مدارس جرم محسوب می‌شود.</p>
<p>همین الان آقای &#8220;یوسف عزیزی&#8221; از دانشگاهیان ایرانی معروف در آمریکا صرفاً به خاطر مصاحبه (و گفتن واقعیت و نه حمایت از ایران) به صورت نامحدود در زندان آمریکایی‌ها است.</p>
<p>پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- بهنام علیپور</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641">بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفت‌و‌گو با مسعود خدابنده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیلی بر سرنوشت مجاهدین در سناریوی توافق ایران و آمریکا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 May 2026 11:47:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68636</guid>

					<description><![CDATA[<p>چکیده: توافق پایدار میان ایران و قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، در ادامه می‌تواند منجر به بازتعریفی اساسی در روابط بین‌الملل و منطقه‌ای شود. این بازتعریف، پیامدهای مستقیمی بر وضعیت و حمایت از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی بویژه مجاهدین خواهد داشت. یافته‌ها نشان می‌دهد که در سناریوی توافق پایدار، حمایت غرب از مجاهدین کاهش یافته و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636">تحلیلی بر سرنوشت مجاهدین در سناریوی توافق ایران و آمریکا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>چکیده:</h3>
<p>توافق پایدار میان ایران و قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، در ادامه می‌تواند منجر به بازتعریفی اساسی در روابط بین‌الملل و منطقه‌ای شود. این بازتعریف، پیامدهای مستقیمی بر وضعیت و حمایت از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی بویژه مجاهدین خواهد داشت.<br />
یافته‌ها نشان می‌دهد که در سناریوی توافق پایدار، حمایت غرب از مجاهدین کاهش یافته و ماهیت آن تغییر می‌کند؛ از ابزارهای فشار نظامی و آشوب‌زا به سمت اهرم‌های سیاسی-حقوق بشری محدود و با هزینه کمتر سوق پیدا می‌کند.<br />
به‌طور خاص، موضوع استرداد سران مجاهدین، به‌ویژه با توجه به محاکمات غیابی آنها در پرونده سران و ۱۰۴ تن از مسئولین این گروه ، و همچنین مسئله وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی که گزارش‌هایی از گروگان گرفته شدن آن‌ها و عدم دسترسی خانواده‌ها حکایت دارد، به یکی از نقاط تنش‌زا و در عین حال، نقاط احتمالی مذاکره و چانه‌زنی در چارچوب توافق تبدیل خواهد شد.<br />
بنظر می رسد در واکنش سران مجاهدین به این تغییرات، احتمالاً شامل تلاش برای حفظ پایگاه حمایتی، ادعای قربانی بودن، و استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و حقوق بشری در غرب خواهد بود.</p>
<h3>مقدمه: معمای گروه‌های مخالف در چشم‌انداز توافق:</h3>
<p>گذار از تنش به تنش‌زدایی در روابط ایران و غرب، به‌ویژه با آمریکا، سناریوهای متعددی را در برابر بازیگران غیردولتی مخالف جمهوری اسلامی قرار می‌دهد. پرسش اساسی این است که آیا در چارچوب یک توافق پایدار، غرب به حمایت از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان اهرم فشار ادامه خواهد داد، یا منافع حاصل از توافق، اولویت را به مهار این بازیگران خواهد داد؟<br />
یکی از چالش‌های کلیدی در این میان، موضوع استرداد اعضا و سران گروه‌های مخالف است که تحت پیگرد قضایی ایران قرار دارند؛ به‌ویژه پرونده‌های مربوط به مجاهدین ، مانند محاکمه غیابی رهبران و ۱۰۴ تن از مسئولین این سازمان، و همچنین گزارش‌هایی مبنی بر وضعیت نامشخص و احتمال گروگان‌گیری اعضا در اردوگاه مانز آلبانی که مانع دسترسی خانواده‌ها به آن‌ها می‌شود، می‌تواند به یک اهرم فشار یا نقطه چانه‌زنی مهم در مذاکرات تبدیل شود. واکنش سران این گروه‌ها به این تغییرات، احتمالاً تلاش برای حفظ بقا و توجیه اقدامات گذشته از طریق روایت‌سازی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های حقوق بشری در غرب خواهد بود.<br />
این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی مشخصا به ارزیابی سرنوشت مجاهدین در صورت شکل‌گیری یک رابطه پایدار میان تهران و واشنگتن می‌پردازد.</p>
<h3>از اهرم فشار تا چالش های پیش روی غرب (آمریکا):</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق با سابقه فعالیت مسلحانه و تشکیلات منسجم، سال‌ها به‌عنوان یکی از ابزارهای فشار غرب بر ایران عمل کرده است. نکته کلیدی در اینجا، پرونده‌های قضایی گسترده علیه سران این سازمان در ایران است، از جمله محاکمه غیابی سران و ۱۰۴ تن از مسئولین کلیدی که به اتهامات سنگینی چون ترور، همکاری با دشمن، و اقدام علیه امنیت ملی متهم هستند. علاوه بر این، گزارش‌ها و ادعاهایی مبنی بر وضعیت نامناسب و محدودیت‌های شدید برای اعضا در اردوگاه مانز آلبانی وجود دارد. طبق این گزارش‌ها، این اردوگاه توسط سران سازمان اداره می‌شود و اعضا در آن &#8220;گروگان&#8221; تلقی می‌شوند؛ به این معنا که از اختیار لازم برای انتخاب نحوه زندگی خود برخوردار نیستند و تحت کنترل شدید سران سازمان قرار دارند. خانواده‌های این اعضا نیز علیرغم تلاش‌های فراوان، دسترسی به فرزندان یا عزیزان خود در این اردوگاه ندارند و از وضعیت واقعی آن‌ها بی‌اطلاع هستند. این وضعیت، نقض آشکار حقوق اولیه انسانی و عدم دسترسی به نهادهای مستقل حقوق بشری را برجسته می‌سازد.</p>
<p>در صورت دستیابی به توافق پایدار میان ایران و آمریکا، حمایت علنی غرب از سازمان مجاهدین با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. این امر به دلایل زیر محتمل است:</p>
<p>الف &#8211; کاهش حمایت علنی غرب: ادامه حمایت از گروهی که سران آن تحت پیگرد قضایی سنگین در ایران هستند و همچنین گزارش‌هایی از نقض حقوق اعضای خود (مانند وضعیت اسفبار در مانز) دارند، با منطق تنش‌زدایی و ایجاد ثبات که از اهداف توافق پایدار است، سازگار نیست. غرب ممکن است ناگزیر شود حمایت خود را کاهش دهد تا از پیامدهای منفی احتمالی در روابط با ایران اجتناب کند.</p>
<p>ب &#8211; پرونده قضایی و مسئله اردوگاه مانز به اهرم چانه‌زنی: پرونده‌های قضایی علیه سران سازمان و همچنین وضعیت اعضا در اردوگاه مانز، می‌تواند به یکی از اهرم‌های اصلی ایران در مذاکرات تبدیل شود. هدف ایران در این میان، نه لزوماً استرداد فیزیکی تک‌تک اعضا، بلکه ایجاد شرایطی است که این افراد بتوانند آزادانه و بدون هیچ‌گونه اجبار یا تحمیل از سوی سران مجاهدین، سرنوشت خود را انتخاب کنند. ایران ممکن است پیگیری وضعیت اعضا در آلبانی و اطمینان از آزادی عمل آن‌ها را به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اصلی توافق یا اعتمادسازی مطرح کند.</p>
<p>ج &#8211; دوراهی غرب: غرب با یک دوراهی دشوار روبرو خواهد بود. یا باید فشارهای ایران برای شفاف‌سازی و بهبود وضعیت اعضا در مانز را بپذیرد (که پیامدهای سیاسی داخلی و بین‌المللی برای غرب دارد)، یا باید از حمایت خود از این سازمان بکاهد و ریسک شکست توافق یا ایجاد تنش‌های جدید را بپذیرد.</p>
<p>د &#8211; واکنش سران سازمان: احتمالاً تلاش خواهند کرد با روایت‌سازی مبنی بر &#8220;قربانی بودن&#8221; و &#8220;پایداری بر اصول&#8221;، پایگاه حمایتی باقی‌مانده را حفظ کنند. استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و لابی‌های حقوق بشری در غرب برای مقابله با فشارهای ایران و توجیه وضعیت اعضا در مانز، از اولویت‌های آن‌ها خواهد بود. ممکن است ادعا کنند که فشارهای ایران علیه آن‌ها، بخشی از معامله پنهان با غرب است و وضعیت اعضا در مانز را نیز «اختیاری» و «داوطلبانه» جلوه دهند، در حالی که شواهد حاکی از کنترل شدید و عدم دسترسی خانواده‌ها است.</p>
<p>هـ &#8211; سناریوی «تقلیل نقش»: با توجه به این چالش‌ها، محتمل‌ترین سناریو برای سازمان مجاهدین ، «تقلیل نقش» و «قطع حمایت آشکار» از سوی غرب است. غرب ممکن است تلاش کند از طریق سکوت در قبال درخواست ایران برای شفاف‌سازی وضعیت اردوگاه مانز یا دلایل حقوقی، از درگیر شدن مستقیم در این پرونده اجتناب کند، اما در نهایت، حمایت از گروهی با چنین پرونده قضایی سنگینی و با اتهامات نقض حقوق اعضای خود (در قالب گروگان‌گیری و سلب اختیار)، برای غرب غیرممکن یا بسیار پرهزینه خواهد بود.</p>
<h3>سناریوهای احتمالی برای حمایت غرب، وضعیت اردوگاه مانز و مسئله استرداد:</h3>
<p>چند سناریوی کلیدی برای نحوه ادامه حمایت غرب از این گروه‌ها، مدیریت وضعیت مانز و پرونده استرداد در صورت توافق پایدار قابل تصور است:</p>
<p>سناریوی ۱: اولویت‌بندی توافق بر حمایت و حقوق اعضا: در این سناریو، منافع حاصل از توافق پایدار، اولویت بالاتری نسبت به ادامه حمایت از گروه‌هایی با پرونده‌های قضایی سنگین (به‌ویژه مجاهدین) و همچنین ادعاهای نقض حقوق اعضا (مانند وضعیت مانز) پیدا می‌کند. غرب ممکن است به تدریج حمایت را قطع کرده و در برابر درخواست استرداد، با سکوت یا دلایل حقوقی روبرو شود. احتمالاً فشار بر آلبانی برای شفاف‌سازی وضعیت مانز نیز افزایش خواهد یافت.</p>
<p>سناریوی ۲: استفاده از استرداد و مانز به‌عنوان اهرم چانه‌زنی: ایران ممکن است استرداد سران گروه‌ها (به‌ویژه مجاهدین) و همچنین شفاف‌سازی و رسیدگی به وضعیت اعضا در مانز را به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اصلی توافق یا اعتمادسازی مطرح کند. این امر غرب را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد و می‌تواند به بن‌بست در مذاکرات منجر شود.</p>
<p>سناریوی ۳: تبدیل به ابزار اطلاعاتی و امنیتی با رویکرد حقوق بشری: غرب ممکن است حمایت از گروه‌ها را به جمع‌آوری اطلاعات محدود کند و همزمان، در صورت توافق بر سر همکاری‌های امنیتی، اطلاعات مربوط به اعضای تحت پیگرد را در اختیار ایران قرار دهد. در مورد گروه‌هایی مانند مجاهدین، ممکن است با استناد به گزارش‌های نقض حقوق اعضا، بر لزوم «شفافیت کامل» در وضعیت مانز تأکید شود.</p>
<p>سناریوی ۴: برون‌سپاری و مدیریت غیرمستقیم با تمرکز بر ثبات: حمایت از گروه‌ها به بازیگران منطقه‌ای واگذار شده و پرونده استرداد و وضعیت اعضا (مانند مانز) در چارچوب همکاری‌های امنیتی دوجانبه یا چندجانبه مدیریت شود، با تأکید بر حفظ ثبات منطقه‌ای.</p>
<h3>نتیجه‌گیری: تنش‌زدایی، استرداد، مانز، و پایان دوران اهرم‌های پرهزینه</h3>
<p>شکل‌گیری یک توافق پایدار میان ایران و آمریکا، منطق حمایت از گروه‌های مخالف بویژه مجاهدین را دگرگون خواهد ساخت. موضوع استرداد سران این گروه‌ها، به‌خصوص در پرونده مجاهدین خلق با ۱۰۴ مسئول تحت پیگرد، و همچنین وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی، به یکی از نقاط حساس و تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. گروه‌هایی که صرفاً ابزار فشار نظامی یا آشوب‌زا محسوب می‌شدند، یا کارایی خود را از دست می‌دهند و به حاشیه رانده می‌شوند (مانند مجاهدین)، یا به سمت مطالبات حقوق بشری و سیاسی هدایت می‌گردند (مانند کردها)، یا حتی به تهدیدی مشترک تبدیل می‌شوند که باید مهار گردند (مانند گروه‌های شرق کشور). سلطنت‌طلبان نیز با حفظ ظرفیت رسانه‌ای و بسیج نرم، به کانال‌های حمایتی غیرمستقیم و کم‌هزینه منتقل خواهند شد. واکنش سران این گروه‌ها به این تغییرات، نقش مهمی در آینده آن‌ها ایفا خواهد کرد؛ از تلاش برای حفظ بقا و روایت‌سازی تا تمرکز بر مطالبات حقوق بشری. در نهایت، دوران اهرم‌های پرهزینه و علنی به پایان رسیده و بازیگران خارجی به سمت ابزارهای دقیق‌تر، کم‌ریسک‌تر، و هم‌راستا با منافع کلان تنش‌زدایی و همکاری‌های امنیتی (به‌ویژه در مورد گروه‌های تروریستی) حرکت خواهند کرد، اما چالش استرداد مجرمین، به‌ویژه سران مجاهدین، و مسئله وضعیت اعضا در مانز، می‌تواند به یکی از موانع یا نقاط کلیدی در مسیر شکل‌گیری و پایداری توافق تبدیل شود.</p>
<p>مسئله وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی، از جمله مشکلات حقوقی، عدم دسترسی به نهادهای مستقل حقوق بشری، و فقدان اختیار در انتخاب سبک زندگی، و همچنین هدف ایران مبنی بر فراهم آوردن شرایط انتخاب آزادانه سرنوشت بدون تحمیل سران مجاهدین، به یکی از نقاط حساس و تعیین‌کننده در معادلات سیاسی مرتبط با مجاهدین تبدیل می‌شود. در صورت دستیابی به توافق پایدار میان ایران و آمریکا، احتمال کاهش حمایت‌های بین‌المللی از مجاهدین ، محتمل خواهد بود. این امر می‌تواند منجر به بازنگری اساسی در استراتژی و ساختار این فرقه شود.</p>
<p>نویسنده: سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636">تحلیلی بر سرنوشت مجاهدین در سناریوی توافق ایران و آمریکا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>استاد مطالعات خاورمیانه در کانادا: مجاهدین گروهی شرور و فاسد است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68297</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68297?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Apr 2026 10:37:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68297</guid>

					<description><![CDATA[<p>در روزهای نخست حمله آمریکا و اسراییل به ایران که بسیاری در توهم سقوط حکومت ایران و جایگزینی اپوزیسیون‌ها به سر می‌بردند، روزنامه‌نگاری به نام الیس گجوری (Elis Gjevori) در نشریه میدل ایست آی (Middel East Eye) از &#8220;توطئه مجاهدین خلق برای رسیدن به قدرت با حمایت آمریکا&#8221; نوشت. این مطلب با وجود اشتباهات اساسی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68297">استاد مطالعات خاورمیانه در کانادا: مجاهدین گروهی شرور و فاسد است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای نخست حمله آمریکا و اسراییل به ایران که بسیاری در توهم سقوط حکومت ایران و جایگزینی اپوزیسیون‌ها به سر می‌بردند، روزنامه‌نگاری به نام الیس گجوری (Elis Gjevori) در نشریه میدل ایست آی (Middel East Eye) از &#8220;توطئه مجاهدین خلق برای رسیدن به قدرت با حمایت آمریکا&#8221; نوشت. این مطلب با وجود اشتباهات اساسی درباره پیش بینی آینده ایران روایت نسبتا دقیق و منصفانه ای از ماهیت، سوابق و وضعیت فعلی تشکیلات مجاهدین خلق به خواننده می‌دهد.</p>
<p>در ابتدای مقاله، نویسنده میدل ایست آی وضعیت امروز تشکیلات تروریستی رجوی را چنین توصیف می‌کند:</p>
<p>مجاهدین خلق ایران که مدت‌ها در سیاست ایران حاشیه‌نشین بودند، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل به ایران حمله می‌کنند، به دنبال جایگاهی هستند. جنگ علیه ایران به یک گروه مخالف که مدت‌ها برای جایگاهی در تبعید تلاش می‌کرد، فرصتی داده است تا ردای تاریخ را به تن کند و خود را به عنوان جایگزینی آماده برای جمهوری اسلامی معرفی کند. هنگامی که اسرائیل و ایالات متحده در ۲۸ فوریه شروع به حمله به ایران کردند، مجاهدین خلق وارد عمل شدند. مریم رجوی، رهبر ۷۲ ساله این گروه، تشکیل چیزی را که &#8220;دولت موقت&#8221; توصیف کرد، اعلام کرد. دولت موقت کذایی وظیفه نظارت بر سقوط رژیم ایران و جایگزینی آن با یک جمهوری دموکراتیک به رهبری او را بر عهده دارد.</p>
<p>وی سپس به مروری بر تاریخچه و سوابق مجاهدین خلق پرداخت:</p>
<p>بیش از یک دهه است که ۳۰۰۰ عضو مجاهدین خلق در روستایی کوچک در خارج از تیرانا، پایتخت آلبانی، زندگی می‌کنند و این کشور بالکان را به هدف یک درگیری دوردست برای ایران تبدیل کرده‌اند. این گروه که در دهه ۱۹۶۰ به عنوان یک گروه شبه‌نظامی دانشجویی اسلام‌گرا-مارکسیست تأسیس شد، زمانی که آلبانی به درخواست واشنگتن موافقت کرد آنها را که قبلاً در عراق مستقر بودند، بپذیرد در سال ۲۰۱۳ به روستای مانز نقل مکان کرد.</p>
<p>الیس گجوری حمله آمریکا و اسراییل به خاک ایران را فرصتی دانست که مدت‌ها از دست مجاهدین خلق خارج شده بود؛ &#8220;فرصتی که می‌تواند آنها را از آلبانی خارج کند و به اصطلاح به جایگاهشان بازگرداند.&#8221; اما در رد این فرصت طلبی، از تحلیلگران نقل قول کرد که &#8220;مشکل این است که این گروه نسبت به دوران انقلاب ۱۹۷۹ که نقش مهمی در آن ایفا کرد، بسیار از قدرت دور شده است.&#8221;</p>
<p>در ادامه مقاله میدل ایست آی به اظهارات توماس جونو، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه اتاوا، استناد می‌کند که می‌گوید: &#8220;مجاهدین خلق جایگزین جدی برای جمهوری اسلامی نیستند. این گروه یک فرقه شرور و فاسد است که در داخل ایران محبوبیتی ندارد.&#8221;</p>
<h3>نقش مجاهدین خلق در درگیری اخیر</h3>
<p>نویسنده میدل ایست آی درباره نقش مجاهدین خلق در درگیری‌های اخیر در ایران چنین می‌نویسد:</p>
<p>ایران در دهه‌های اخیر موج‌های مکرر اعتراضات را تجربه کرده است. با این حال، اپوزیسیون، چه در داخل و چه در خارج از کشور، همچنان چندپاره باقی مانده است و جناح‌های ایدئولوژیک و سیاسی متعددی برای نفوذ در آن رقابت می‌کنند. مجاهدین خلق که حیات خود را به عنوان یک گروه به شدت ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی آغاز کرد، اکنون تا حدی به دلیل تمایلش به همکاری با ایالات متحده و اسرائیل برای این کشورها در دسترس است. به گفته تحلیلگران، این اتحاد، به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا این گروه علیرغم محبوبیت محدود داخلی‌اش، همچنان توجه‌ها را به خود جلب می‌کند.</p>
<p>در پاسخ به این پرسش، گجوری از سجاد صفایی، متخصص ایران و خاورمیانه، نقل قول می‌کند: &#8220;این اتفاق به این دلیل نمی‌افتد که مردم فکر می‌کنند مجاهدین خلق دموکراسی به ارمغان خواهند آورد یا آینده‌ای دارند بلکه به این جهت است که چون مجاهدین خلق آینده‌ای ندارند، برای خدمت به منافع مثلاً ایالات متحده یا اسرائیل عالی هستند.&#8221;</p>
<p>روزنامه نگار میدل ایست آی تشکیلات مجاهدین خلق را به لحاظ سازمانی دارای ساختار بسیار و شبکه‌هایی برای نفوذ در میان فارسی زبانان معرفی می‌کند و در این باره می‌نویسد: &#8220;طبق گزارش‌ها، این مجتمع در آلبانی اتاق‌های رسانه‌ای و مراکز ارتباطی را در خود جای داده است که برای نظارت بر تحولات ایران و توزیع محتوای آنلاین استفاده می‌شوند.&#8221;</p>
<p>و به نقل از صفایی می‌نویسد: &#8220;این شوخی رایج در میان فارسی‌زبانان وجود دارد. هر وقت می‌خواهید یک حساب توییتر یا شبکه‌های اجتماعی را رد کنید، همیشه به یاد داشته باشید که با یک حساب مجاهدین خلق در تیرانا صحبت می‌کنید.&#8221;</p>
<p>تحقیقات نویسنده مقاله، او را به این نکته رسانده است که فراتر از تبلیغات، تحلیلگران معتقدند مجاهدین خلق ممکن است در شکل‌دهی روایت‌هایی که در دفاع از سیاست‌های غرب علیه ایران است، نقش داشته باشد.</p>
<p>به نوشته او، چنین فعالیتی می‌تواند چیزی را ایجاد کند که صفایی آن را به عنوان فضایی سهل‌گیرانه توصیف می‌کند که استدلال‌ها را برای اقدام نظامی تقویت می‌کند. اما کاربرد بالقوه آن ممکن است فراتر از این باشد. صفایی به میدل ایست گفت: &#8220;بنابراین می‌توانم تصور کنم که مجاهدین احتمالاً در خرابکاری، جاسوسی، تحریک به خشونت، خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای، ترورها، بسیار دخیل هستند.&#8221;</p>
<p>در مقاله مذکور به شبکه لابی‌گری مجاهدین خلق در واشنگتن نیز پرداخته شده است:</p>
<p>سال گذشته، حامیان آنها در کنگره قطعنامه‌ای را تصویب کردند که از &#8220;طرح 10 ماده‌ای&#8221; رجوی برای ایران حمایت می‌کرد، طرحی که خواستار تبدیل شدن این کشور به یک &#8220;دولت دموکراتیک، سکولار و غیر هسته‌ای&#8221; است.</p>
<p>جونو در این باره به میدل ایست میگوید: &#8220;باید یک تمایز اساسی قائل شد. اگرچه این گروه ممکن است برای قدرت‌های خارجی مفید باشد، اما این بدان معنا نیست که آینده سیاسی واقع‌بینانه‌ای در داخل ایران دارد. بسیار مهم است که این نقش را (مفید بودن را) از این توهم که می‌تواند نقش سیاسی سازنده‌ای در ایران پس از جمهوری اسلامی ایفا کند، متمایز کنیم.&#8221;</p>
<h3>قمار قدرت</h3>
<p>در ادامه مطلب میدل ایست آی آمده است که سال‌هاست که مجاهدین خلق در میان سیاستمداران غربی که آن را ابزاری مفید علیه تهران می‌دانند، برای خود پایگاهی ایجاد کرده است. از جمله کسانی که در رویدادهای این گروه حضور داشته‌اند، می‌توان به لیز تراس، نخست‌وزیر سابق بریتانیا، مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور سابق آمریکا، جو لیبرمن، سناتور سابق، جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی، نیوت گینگریچ، رئیس سابق مجلس نمایندگان و رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک اشاره کرد.</p>
<p>نویسنده درباره رسوایی‌های مالی حامیان مجاهدین خلق در ایالات متحده می‌نویسد:</p>
<p>به برخی از چهره‌ها برای سخنرانی، هزینه‌های قابل توجهی پرداخت شده است. بولتون برای سخنرانی در یک تجمع در پاریس در سال ۲۰۱۷، ۴۰ هزار دلار دریافت کرد، در حالی که پنس برای سخنرانی در آلبانی در سال ۲۰۲۲، ۱۹۰ هزار دلار دریافت کرد.</p>
<p>تحقیقات نویسنده مقاله در روزهای اول جنگ درباره &#8220;تغییر رژیم&#8221; در ایران و رقابت‌های بین اپوزیسیون‌هایی چون مجاهدین خلق و سلطنت طلبان به موارد زیر رسیده است:<br />
جولیانی، متحد نزدیک مجاهدین خلق، در ۱ مارس در شبکه اجتماعی ایکس به رضا پهلوی حمله کرده‌است. او نوشت: &#8220;رضا پهلوی وارث رژیمی فاسد و وحشی است که توسط بیگانگان بر مردم ایران تحمیل شده است.&#8221; او افزود که پسر شاه زندگی یک &#8220;شاهزاده&#8221; خودخوانده را داشته که با پول دزدیده شده از مردم اداره می‌شود. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده، نیز در این زمینه اظهار نظر کرد و نوشت: &#8220;اپوزیسیون دموکراتیک ایران آماده است تا پا پیش بگذارد و رهبری کند&#8221;، و از مریم رجوی نقل قول‌هایی آورد.</p>
<p>با این حال، میدل ایست آی تاکید می‌کند که واشنگتن رسماً از مجاهدین خلق حمایت نکرده است. جمله مهم و درست جونو در پایان مقاله: &#8220;گذشته نشان می‌دهد که حمایت ایالات متحده از گروه‌هایی که مشروعیت کمی دارند یا اصلاً مشروعیت ندارند در کشورهایی که به آنها حمله می‌کند، می‌تواند عواقب منفی داشته باشد.&#8221;</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>پی‌نوشت: این مقاله در ۱۰ مارس ۲۰۲۶ در میدل ایست آی منتشر شده است، زمانی که برخی از روزنامه‌نگاران و تحلیلگران در توهم سقوط جمهوری اسلامی بودند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68297">استاد مطالعات خاورمیانه در کانادا: مجاهدین گروهی شرور و فاسد است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68297/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پاسخ به اظهارات محمد محدثین در مصاحبه با صدای آمریکا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68274</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68274?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Apr 2026 11:09:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد سید المحدثین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68274</guid>

					<description><![CDATA[<p>در شامگاه شنبه 22 فروردین ماه 1405، شبکه صدای آمریکا، در اولین قسمت از برنامه‌ای با عنوان &#8220;عمق میدان&#8221; به میزبانی فهیمه خضر حیدری، به گفته خود او، &#8220;یک تابوی بزرگ در سپهر سیاسی ایران&#8221; شکسته شد. این روزنامه نگار در توضیح این برنامه نوشت : &#8220;این اولین بار در نزدیک‌ به چهار دهه‌ گذشته [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68274">پاسخ به اظهارات محمد محدثین در مصاحبه با صدای آمریکا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در شامگاه شنبه 22 فروردین ماه 1405، شبکه صدای آمریکا، در اولین قسمت از برنامه‌ای با عنوان &#8220;عمق میدان&#8221; به میزبانی فهیمه خضر حیدری، به گفته خود او، &#8220;یک تابوی بزرگ در سپهر سیاسی ایران&#8221; شکسته شد. این روزنامه نگار در توضیح این برنامه نوشت : &#8220;این اولین بار در نزدیک‌ به چهار دهه‌ گذشته است که یک مقام بلندپایه‌ سازمان مجاهدین خلق ایران در یک رسانه (به جز رسانه‌های خودِ مجاهدین) حاضر می‌شود و پای یک گفت‌وگوی چالشی اختصاصی می‌نشیند و به پرسش‌ها و سؤظن‌ها درباره‌ این سازمان پاسخ می‌دهد.&#8221;</p>
<p>خضر حیدری مهمان برنامه خود، محمد محدثین را چنین معرفی می‌کند: &#8221; بالاترین مقام شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق در سیاست خارجی،‌ سیاست‌گذاری‌ها و امور بین المللیِ این سازمان پس از مریم رجوی&#8221;.</p>
<p>در گفتگوی صدای آمریکا با محدثین که نزدیک به یک ساعت طول کشید، میزبان برنامه تلاش کرد، تقریبا با رعایت اصل بی طرفی برخی سوالاتی که در تمام سالهایی که تشکیلات مجاهدین خلق بی پاسخ و غیرشفاف باقی گذاشته بود را از میهمان خود بپرسد. اما علیرغم آنکه هواداران تشکیلات مجاهدین خلق در شبکه‌های اجتماعی برای پوشش تبلیغاتی این مصاحبه کمپین وسیعی به راه انداخته‌اند، پاسخ‌های محدثین از سوی بسیاری از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و اعضای پیشین مجاهدین خلق مورد نقد فراوان قرار گرفت.</p>
<h3>واکنش اعضای پیشین و روزنامه نگاران به مصاحبه</h3>
<p>قربان‌علی حسین نژاد از اعضای پیشین مجاهدین خلق که اکنون در فرانسه زندگی می‌کند، نقد مفصلی به سخنان محدثین در صدای آمریکا نوشت. او پس از جدایی از مجاهدین خلق دست به افشاگری علیه این تشکیلات زد و به سرعت برچسب همکاری با حکومت ایران را از سوی تشکیلات دریافت کرد. حسین نژاد در مورخ 26 فروردین ذیل پست فهیمه خضر حیدری برای معرفی این قسمت از برنامه عمق میدان، در شبکه اجتماعی ایکس چنین می‌نویسد:</p>
<p>&#8220;من سی سال در تشکیلات مجاهدین در فرانسه و بیشترش در عراق از جمله سالیان تحت مسئول ایشون و ابریشمچی و همکار و دستیارشان در رابطه با جهان عرب و دولت و ارتش عراق بودم. در عمرم کسی را ندیدم که اینقدر دروغهای آشکار آن هم جلوی میلیونها بیننده بگوید&#8230;شما از ما جدا شدگان دعوت کنید با ایشان مناظره کنیم. جدا شدگان هزاران صفحه کتاب در مورد زندانها و شکنجه‌های روانی و جسمی و تجاوزهای رجوی به زنان و قطع ارتباط با خانواده و دنیای بیرون و جدایی جنسی نوشته‌اند.&#8221;</p>
<p>حسین نژاد که مترجم عرب زبان مسعود رجوی بوده است، درباره منابع مالی مجاهدین خلق خطاب به میزبان برنامه می‌نویسد: &#8220;نود و نه درصد سلاح‌های سبک و سنگین ما را عراق داده بود و زیر نظر ارتش عراق هم آموزش می دیدیم. از کوپن ارزاق مردم عراق سهمیه مثل ارتش عراق داشتیم. روزانه صد هزار بشکه از نفت عراق با امضای شخص صدام به صورت کوپن برای فروش در بازارهای جهانی سهمیه داشتیم که بیشترش توسط بخش مالی سازمان سرمایه گذاری شده و این منبع اصلی مالی آنها است که فیلم‌های آنها در یوتیوپ هست که توسط اطلاعات عراق ضبط می‌شد. خانم گرامی باید می پرسیدید کدام سازمان غیر دولتی در جهان می تواند آنهمه سلاح و تانک و حتی هلی کوپتر نظامی از بازار جهانی بخرد؟؟!!!&#8221;</p>
<p>این عضو پیشین مجاهدین خلق با استناد به اطلاعیه‌های تشکیلات، به صدای آمریکا هشدار می‌دهد که فریب دروغ‌های محدثین را نخورد : &#8220;شرم هم نکند که به خودش هم اینقدر دروغ می گوید. اعضای خودشان داخل تشکیلات وقتی اینها را بشنوند در دل خودشان کلی خواهند خندید که عجب کلاهی سر بلندگوی امپریالیسم آمریکا گذاشتیم و چقدر برادر بهنام (اسم تشکیلاتی ایشون) با زیرکی جواب داد و نگذاشت حرف راست و واقعی از زبان ایشان شنیده شود.&#8221;</p>
<p>محمدرضا ترابی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق نیز که پس از جدایی از تشکیلات و آغاز زندگی مستقل و آزادانه در آلمان، با مرور خاطرات و تجربیات خود از دوران کودک سربازی نقدهای شدیدی به تشکیلات داشته است، در واکنش به این برنامه نوشت:</p>
<p>&#8220;خانم فهمیه خضر حیدری هر چند مصاحبه شونده یک دروغگوی حرفه‌ای است و تمام تلاشش برای عدم شفافیت بود، اما شما سوالات بسیار خوبی مطرح کردید و مصاحبه را خیلی خوب پیش بردید. به عنوان یک عضو سابق مجاهدین خلق و مخالف جدی آنها، منصفانه می‌دونم که صدای من و ما هم شنیده شود چون محدثین در مصاحبه با شما به ما اتهام خیلی جدی وارد کرد. در این رابطه حاضرم در برنامه شما شرکت کنم و به هر سوالی پاسخ دهم.&#8221;</p>
<p>یک روزنامه‌نگار مخالف جمهوری اسلامی و از اعضای تحریریه شبکه ایران اینترنشنال نیز در نقد این مصاحبه نوشت: &#8221; هر چقدر پرسش‌ها چالشی بود و بی‌لکنت، پاسخ‌ها کلی بود و تکرار مکررات. معتقدم این نماینده بلند‌پایه مجاهدین نه تنها نتوانست حتی به یک سوال پاسخ سر راست بدهد. این شیوه، محبوب نهادها و افرادی است که وقتی نقد می‌شوند، جای پاسخ منتقدانشان را متهم می‌کنند تا نقد را به حاشیه ببرند.&#8221;</p>
<h3>نکاتی دیگر در نقد مصاحبه با محدثین</h3>
<p>به هر روی، از جنبه روزنامه‌نگاری و رسالت رسانه‌ای مجاب کردن نماینده‌ای از تشکیلات مجاهدین خلق برای حضور در یک رسانه تلویزیونی گام مفیدی در راستای شفاف‌سازی ماهیت و عملکرد این تشکیلات است. اما هر چند سوالاتی که سالهاست درباره مجاهدین خلق و رهبرانش در اذهان مردم است، مطرح شد، لازم بود میزبان برنامه برای دریافت پاسخ‌های روشن و دقیق مهمان خود را بیشتر به چالش بکشد.</p>
<p>شاید مهم‌ترین عامل محدودیت زمانی بود اما در همین زمان کم می‌شد ‌پرسش‌ها را دقیق‌تر و با ذکر مصادیقی از نقض حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان در تشکیلات مسعود و مریم رجوی مطرح کرد تا امکان حاشیه‌ رفتن پاسخ‌دهنده به حداقل برسد. به عنوان مثال درباره کودکان مجاهدین خلق مجری می‌توانست به مستندها و شواهد مستقل موجود در این باره اشاره کند. یا در بحث پوشش زنان مجاهد می‌شد رفتار سران تشکیلات در قبال موضوع زن‌زندگی‌آزادی و حذف زندگی از این شعار را مطرح کرد.</p>
<p>همچنین، اگر برخی پرسش‌های مستقیم با پاسخ بله یا خیر مطرح می‌شد، در ادامه می‌شد به تناقض‌های بسیاری در پاسخگویی رسید. برای نمونه درباره علت پنهان شدن مسعود رجوی که مصاحبه شونده ادعا می‌کند برای &#8220;حفظ امنیت&#8221; اوست، می‌شد به مریم رجوی و چرایی پنهان نشدنش با وجود شرایط مشابه اشاره کرد و چنین مطرح کرد که آیا امنیت مریم رجوی در خطر نیست؟ اگر بله، چرا او پنهان نشده است؟ و حتی در تنگنای وقت با ذکر یک جمله، تناقض شعارهای رجوی درباره برابرای زنان و مردان، هژمونی زنان و فمینیسم را مطرح کرد.</p>
<p>محمد محدثین،عضو ارشد سازمان مجاهدین خلق در این مصاحبه بار دیگر نشان داد که چرا اتهامات به مجاهدین خلق دور از واقعیت نیست. هیچ پرسشی پاسخ روشن و شفاف نگرفت. پاسخ‌ها همان‌هایی بودند که هواداران و عوامل تشکیلات همواره با ادبیات مشابه در همه جا تکرار می‌کنند.</p>
<p>تکرار همیشگی این ادعاها: &#8220;مسعود رجوی به دلایل امنیتی ناپدید شده است. تصویرش نیست ولی صدایش که هست! ما خیلی دمکراتیک هستیم! ورود به سازمان سخت و خروج از آن ساده است! همه اعضای پیشین که نقدی بر سازمان دارند، با حکومت ایران همکاری می‌کنند. در جنگ ایران و عراق با صدام همکاری نکردیم و هیچ کمک مالی و لجستیکی دریافت نکردیم!&#8221;</p>
<p>محمد محدثین یک ساعت فرصت سخن راندن در یک رسانه بزرگ را پیدا کرد و موفق شد هیچ چیز تازه‌ای نگوید. برای کسانی که تاریخ مجاهدین خلق را مطالعه کرده‌اند و نگاه بی‌طرفانه‌ای به این تشکیلات دارند هم هیچ چیز جدیدی در این گفتگو وجود نداشت. اما این مصاحبه برای اعضای پیشین تشکیلات که با پوست و گوشت خود نقض حقوق بشر را در آن تجربه کرده‌اند، محرکی تازه برای خشم درونی شان از سران مجاهدین خلق بود. با این حال، برای کسانی که هرگز یک عضو پیشین سازمان مجاهدین یا یک کودک سرباز پیشین این تشکیلات را از نزدیک ندیده‌اند، گپی با او نزده‌اند، خاطراتش را نخوانده‌اند، شاید دروغ‌های محدثین حرف تازه‌ای باشد که از جنبه روزنامه نگاری مستقل لازم است در فرصت‌های دیگر به دقت راستی آزمایی و کالبدشکافی شود.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68274">پاسخ به اظهارات محمد محدثین در مصاحبه با صدای آمریکا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68274/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تداوم یک استراتژی یا آغاز یک فاز جدید؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68249</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68249?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Apr 2026 07:45:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68249</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصاحبه اخیر محمد محدثین در برنامه &#8220;میدان&#8221; از صدای آمریکا (۲۲ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱ آوریل ۲۰۲۶)، با عنوان &#8220;سازمان مجاهدین خلق در عمق میدان&#8221;، در شرایطی پخش شد که تنش‌های منطقه‌ای، اعتراضات داخلی و رقابت میان نیروهای اپوزیسیون ایران به اوج تازه‌ای رسیده است. این گفت‌وگو را می‌توان تلاشی هدفمند از سوی شورای ملی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68249">تداوم یک استراتژی یا آغاز یک فاز جدید؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصاحبه اخیر محمد محدثین در برنامه &#8220;میدان&#8221; از صدای آمریکا (۲۲ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱ آوریل ۲۰۲۶)، با عنوان &#8220;سازمان مجاهدین خلق در عمق میدان&#8221;، در شرایطی پخش شد که تنش‌های منطقه‌ای، اعتراضات داخلی و رقابت میان نیروهای اپوزیسیون ایران به اوج تازه‌ای رسیده است. این گفت‌وگو را می‌توان تلاشی هدفمند از سوی شورای ملی مقاومت ایران برای بازتعریف موقعیت خود در معادلات سیاسی ایران دانست.</p>
<h3>زمینه سیاسی و هدف‌گذاری مصاحبه</h3>
<p>محمد محدثین به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی دیپلماسی شورای ملی مقاومت ایران، سال‌هاست نقش سخنگوی بین‌المللی این جریان را ایفا می‌کند. حضور او در این برنامه، ادامه همان خط رسانه‌ای و سیاسی است که اخیراً در کنفرانس‌های اروپایی—به‌ویژه در بروکسل—دنبال شده است.<br />
محور اصلی این روایت، ادعای تشکیل یک &#8220;ارتش آزادی‌بخش ملی&#8221; مخفی در داخل ایران است؛ مفهومی که برنامه &#8220;میدان&#8221; نیز با انتخاب عنوان &#8220;عمق میدان&#8221; تلاش کرده آن را برجسته کند. در این چارچوب، &#8220;میدان&#8221; نه به‌معنای دیپلماسی خارجی، بلکه به‌معنای حضور عملیاتی در داخل کشور تعریف می‌شود.</p>
<h3>محتوای کلیدی مصاحبه</h3>
<p>با وجود نبود متن کامل رسمی، بر اساس اظهارات اخیر محدثین، می‌توان محورهای اصلی این گفت‌وگو را چنین جمع‌بندی کرد:<br />
ادعای حضور سازمان‌یافته در داخل ایران: تأکید بر فعالیت &#8220;کانون‌های شورشی&#8221; و تبدیل تدریجی آن‌ها به یک ساختار نظامی منسجم.<br />
ترکیب میدان و دیپلماسی: طرح این ایده که فشار بین‌المللی باید با &#8220;مقاومت داخلی&#8221; هماهنگ شود.<br />
تحلیل وضعیت جمهوری اسلامی: تأکید بر ضعف ساختاری حکومت و آمادگی شرایط برای تغییر.<br />
پیام به غرب: درخواست حمایت سیاسی از اپوزیسیون، به‌ویژه شورای ملی مقاومت ایران، به‌جای مذاکره یا مداخله نظامی.<br />
این چارچوب، ادامه همان خطی است که این جریان در ماه‌های اخیر با عنوان &#8220;گذار از درون&#8221; دنبال می‌کند.</p>
<h3>آیا این رویکرد جدید است؟</h3>
<p><strong>از نگاه مجاهدین</strong></p>
<p>این رویکرد به‌عنوان یک «تغییر کیفی» معرفی می‌شود؛ یعنی عبور از فعالیت صرفاً سیاسی و رسانه‌ای به سمت حضور مستقیم در «میدان» داخل کشور.</p>
<p><strong>از منظر تحلیلی</strong></p>
<p>اما بررسی تاریخی نشان می‌دهد:<br />
ایده «ارتش آزادی‌بخش» سابقه‌ای طولانی در این جریان دارد (از دهه ۱۳۶۰). پس از خلع سلاح، این مفهوم به «کانون‌های شورشی» تغییر شکل داد. ادعای کنونی را می‌توان بازگشت به همان الگو، اما در قالبی جدید و مخفی دانست.<br />
بنابراین، این تحول را باید بیشتر یک بازتعریف تاکتیکی دانست تا یک تغییر بنیادین در استراتژی.</p>
<h3>ارزیابی بی‌طرفانه</h3>
<p>نقاط قوت (از نگاه حامیان)<br />
انسجام تشکیلاتی و توانایی تولید پیام هماهنگ در سطح بین‌المللی<br />
استفاده مؤثر از رسانه‌هایی مانند صدای آمریکا برای رساندن پیام<br />
تلاش برای ارائه خود به‌عنوان یک آلترناتیو &#8220;سازمان‌یافته&#8221;</p>
<p>نقاط ضعف و انتقادات<br />
کمبود شواهد مستقل: ادعاهای مربوط به «ارتش مخفی» تاکنون با مدارک قابل راستی‌آزمایی همراه نبوده است<br />
چالش مشروعیت داخلی: بخش قابل توجهی از جامعه ایران نسبت به این جریان نگاه انتقادی دارد<br />
شکاف در اپوزیسیون: عدم همکاری مؤثر با دیگر نیروها، مانع شکل‌گیری یک جبهه گسترده شده است<br />
ماهیت یک‌سویه برنامه: این قسمت از «میدان» بیشتر به یک تریبون تبدیل شده تا یک گفت‌وگوی انتقادی</p>
<h3>نقش دیپلماتیک در بستر جدید</h3>
<p>شورای ملی مقاومت ایران طی سال‌های اخیر تلاش کرده از طریق:<br />
لابی‌گری در آمریکا و اروپا<br />
افشاگری‌های امنیتی<br />
بسیج رسانه‌ای و تجمعات گسترده<br />
خود را به‌عنوان یک آلترناتیو سیاسی معرفی کند. با این حال، این فعالیت‌ها عمدتاً در سطح خارج از کشور باقی مانده و هنوز به پشتوانه اجتماعی گسترده در داخل تبدیل نشده است.</p>
<h3>پایان سخن</h3>
<p>مصاحبه محمد محدثین در برنامه &#8220;میدان&#8221; را باید بخشی از یک تلاش گسترده‌تر برای بازتعریف جایگاه سازمان در شرایط بحرانی کنونی دانست. تأکید بر «عمق میدان» و «ارتش آزادی‌بخش» نشان‌دهنده تمایل این جریان برای نمایش نقش فعال در داخل ایران است.</p>
<p>با این حال، در یک ارزیابی واقع‌بینانه:</p>
<p>این رویکرد ادامه همان استراتژی دیرینه است، نه یک تغییر بنیادی<br />
موفقیت آن به میزان تطابق ادعاها با واقعیت‌های داخل ایران بستگی دارد<br />
و مهم‌تر از همه، به توانایی این جریان در عبور از شکاف‌های عمیق درون اپوزیسیون و کسب مشروعیت اجتماعی<br />
در نهایت، این مصاحبه بیش از آنکه یک نقطه عطف قطعی باشد، تلاشی برای تثبیت روایت خود در رقابت سیاسی اپوزیسیون ایران است.</p>
<p>مسعود شب افروز، سایت اخبار روز</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68249">تداوم یک استراتژی یا آغاز یک فاز جدید؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68249/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ترور و نفاق از ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۴</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67886</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67886?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Jan 2026 09:24:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67886</guid>

					<description><![CDATA[<p>کمتر از سه هفته از حوادث ۱۸ تا ۲۰ دی‌ ماه در کشور می‌گذرد؛ رخدادهایی که بار دیگر پرده از نقش‌آفرینی خون‌آشامانی برداشت که سال‌هاست در قامت پیاده‌نظام سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه، از موساد تا سیا، علیه امنیت ملت ایران فعال‌اند. حضور و تحرک جریان مجاهدین خلق در این حوادث، یادآور واقعیتی تلخ اما آشناست؛ اینکه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67886">ترور و نفاق از ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کمتر از سه هفته از حوادث ۱۸ تا ۲۰ دی‌ ماه در کشور می‌گذرد؛ رخدادهایی که بار دیگر پرده از نقش‌آفرینی خون‌آشامانی برداشت که سال‌هاست در قامت پیاده‌نظام سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه، از موساد تا سیا، علیه امنیت ملت ایران فعال‌اند.</p>
<p>حضور و تحرک جریان مجاهدین خلق در این حوادث، یادآور واقعیتی تلخ اما آشناست؛ اینکه ترور و خشونت همچنان ابزار اصلی گروهی است که سابقه‌ای سیاه از جنایت علیه مردم ایران در کارنامه خود دارد.</p>
<p>در گفت‌وگو با دکتر سید محمدجواد هاشمی‌نژاد، دبیرکل بنیاد هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)، تلاش کردیم ابعاد پنهان‌تر عملکرد این گروه در وقایع اخیر را مورد بررسی قرار دهیم.</p>
<p>نقش مجاهدین خلق را در وقایع دی ماه چگونه ارزیابی می‌کنید؟</p>
<p>نه‌تنها در این فتنه، بلکه در فتنه‌های گذشته نیز بارها شاهد اعلام رسمی مقامات کشور درباره حضور مجاهدین خلق بوده‌ایم. تجربه نشان داده هر جا پای طراحی‌های پیچیده، نقش‌آفرینی اجانب و پروژه‌های ضدایرانی و سرانجام خشونت‌های خیابانی و ترور در میان است، مجاهدین خلق یکی از ارکان اصلی اجرای سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده‌اند.<br />
در فتنه اخیر، این مسئله حتی با شفافیت بیشتری همراه بود؛ جایی که آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به صراحت حضور و دخالت خود را اعلام کردند و طبیعتاً مجاهدین خلق به‌عنوان یکی از ابزارهای اصلی آن‌ها وارد میدان شدند. سابقه بیش از چهار دهه سازماندهی در خراب‌کاری، جاسوسی، همکاری مستقیم با سیا و موساد و نقش‌آفرینی در ترور دانشمندان هسته‌ای، به‌روشنی نشان می‌دهد این گروه در هر نقطه‌ای که منافع ملت ایران هدف قرار می‌گیرد، پای ثابت خیانت است.</p>
<p>با توجه به این سابقه طولانی ترور از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تاکنون، راهکار مؤثر جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با این گروه چیست؟</p>
<p>جمهوری اسلامی ایران در این سال‌ها به‌خوبی راه‌های تقابل با چنین گروه‌هایی را آموخته است. شاید در دهه‌های ابتدایی، مجاهدین خلق بدون اعلام رسمی وابستگی خود به سرویس‌های جاسوسی وارد میدان می‌شدند، اما امروز تقابل‌ها کاملاً شفاف شده و ما به طور مستقیم با رژیم صهیونیستی و آمریکا روبه‌رو هستیم. وقتی کشور در سطح کلان توان خنثی‌سازی فتنه‌های طراحی ‌شده توسط دشمنان را پیدا می‌کند، عوامل میدانی آن‌ها نیز طبیعتاً ضربه‌پذیر می‌شوند؛ همان ‌طور که در فتنه اخیر نیز شاهد برخورد قاطع با عناصر وابسته به مجاهدین خلق بودیم. علاوه بر برخورد امنیتی، تبیین سوابق سیاه، جنایات و وطن‌فروشی این گروه برای نسل‌های جدید، یکی از مؤثرترین راهکارهای مقابله است.</p>
<p>آگاهی‌بخشی چقدر می‌تواند در خنثی‌سازی اهداف مجاهدین خلق مؤثر باشد؟</p>
<p>بسیار تعیین‌کننده است. بخش قابل ‌توجهی از نسل جوان امروز، حوادث دهه ۶۰ و جنایات مجاهدین خلق را از نزدیک ندیده‌اند. اگر بتوان وقایع امروز را در کنار گذشته این گروه قرار داد و تصویر روشنی از ماهیت و عملکرد آن‌ها ارائه کرد، بخش بزرگی از پروژه فریب دشمن خنثی می‌شود. نشان دادن پشت ‌پرده اقدام‌ها و معرفی دست‌های آلوده‌ای که با اهداف ناپاک امنیت و آرامش جامعه را نشانه گرفته‌اند، می‌تواند به روشنگری افکار عمومی و جلوگیری از تکرار چنین فتنه‌هایی کمک جدی کند.</p>
<p>با وجود این سوابق سیاه، چرا همچنان شاهد روایت‌سازی‌های مجاهدین خلق در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و بعضاً مورد توجه قرار گرفتن این روایت‌های جعلی در فضای مجازی هستیم؟</p>
<p>امروز مجاهدین خلق به‌ دلیل کارنامه ننگین خود، دیگر جرئت حضور با نام و نشان رسمی ندارند. آن‌ها نه با آرم و شعارهای گذشته، بلکه به ‌صورت پنهان، بدون هویت آشکار و تحت هدایت سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کنند. فریب ذهنی برخی جوانان هجده تا بیست و پنج ساله نیز دقیقاً از همین مسیر پنهان‌کاری صورت می‌گیرد.<br />
راهکار اصلی، افزایش آگاهی و افشای پشت ‌پرده این شبکه‌هاست؛ اینکه به نسل جوان نشان دهیم این جریان‌ چگونه شکل گرفته، چگونه هدایت شده و در نهایت چگونه ابزار دست دشمنان ملت ایران شده است. آگاهی‌بخشی مستمر، مهم‌ترین سد در برابر جذب نیرو توسط چنین گروه‌هایی است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67886">ترور و نفاق از ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67886/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Jan 2026 08:55:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67874</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده عضو پیشین مجاهدین خلق بار دیگر در برنامه اینترنتی کلید واژه حضور یافت. او که در زمان عضویت در تشکیلات رجوی، محافظ شخصی او بود بر این باور است که در حوادث اخیر که با اعتراض بازاریان در ایران آغاز شد، اپوزیسیون ایران به طور خاص رجوی و رضا پهلوی ثابت کردند که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874">اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده عضو پیشین مجاهدین خلق بار دیگر در برنامه اینترنتی کلید واژه حضور یافت. او که در زمان عضویت در تشکیلات رجوی، محافظ شخصی او بود بر این باور است که در حوادث اخیر که با اعتراض بازاریان در ایران آغاز شد، اپوزیسیون ایران به طور خاص رجوی و رضا پهلوی ثابت کردند که مهره های غرب برای از بین بردن استقلال ایران هستند که او اصطلاح &#8220;نوکر&#8221; را برای این افراد به کار میبرد.</p>
<p>به گفته خدابنده، در گذر حوادث این روزهای اخیر دو مهره مریم رجوی و رضا پهلوی سوختند چرا که آنها در ارکستری شرکت کردند که با سوار شدن روی خواسته های مردم ایران، هر کس در آن نقشی داشت. به باور او مریم رجوی به دلیل روسری ای که بر سر دارد نمیتوانست چهره این ارکستر باشد و بدین ترتیب وظیفه ایجاد خشونت و آوردن سلاح به میدان را به عهده گرفت.</p>
<p>محافظ پیشین مسعود رجوی، وجه تمایز ملت ایران با ترامپ، نتانیاهو و نوکرانشان را در استقلال طلبی برای وطن میداند. او به درستی اشاره میکند که &#8220;منافع معترضین در استقلال است&#8221; .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874">اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با بهزاد علیشاهی در تلویزیون ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67859</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67859?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Jan 2026 12:16:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاد علیشاهی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67859</guid>

					<description><![CDATA[<p>بهزاد علیشاهی عضو پیشین مجاهدین خلق در صدا و سیمای ایران حضور یافت. او که امروز از مسئولان انجمن نجات است در برنامه &#8220;به افق فلسطین&#8221; در شبکه افق به ماهیت خیانتکار و خشونت طلب عناصر مجاهدین خلق و نقش آنها در اعتراضات اخیر پرداخت. بهزاد علیشاهی که امروز کارشناسی مسائل تروریسم است، در این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67859">گفتگو با بهزاد علیشاهی در تلویزیون ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بهزاد علیشاهی عضو پیشین مجاهدین خلق در صدا و سیمای ایران حضور یافت. او که امروز از مسئولان انجمن نجات است در برنامه &#8220;به افق فلسطین&#8221; در شبکه افق به ماهیت خیانتکار و خشونت طلب عناصر مجاهدین خلق و نقش آنها در اعتراضات اخیر پرداخت.</p>
<p>بهزاد علیشاهی که امروز کارشناسی مسائل تروریسم است، در این گفتگو مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق از بدو تاسیس و لو دادن خانه‌های تیمی همرزمان خود به ساواک تا همکاری با صدام حسین و سرویس‌های جاسوسی غربی، داشت.</p>
<p>این عضو پیشین مجاهدین خلق توضیح داد که مجاهدین خلق از سالهای 58 تا کنون به کشته سازی و مظلوم نمایی حاصل از خشونت خویش عادت داشته اند. به گفته وی تشکیلات در مقاطع مختلف با به کشتن دادن جوانان و قربانی کردن آنها سعی در مظلوم نمایی و ادامه چرخه خشونت داشته است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67859">گفتگو با بهزاد علیشاهی در تلویزیون ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67859/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بررسی تجربه آذر وطن‌پرست در شناخت ماهیت واقعی سازمان مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67403</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67403?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Dec 2025 11:45:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[آذر وطن پرست]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67403</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل گفتگوی آذر وطن‌پرست با سیامک نادری و ضرورت سیاسی-اجتماعی شناخت سازمان مجاهدین در ایران امروز در سه دهه اخیر بسیاری از جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق از «طلاق های اجباری» یا «طلاق های ایدئولوژیک» در این تشکیلات صحبت کرده اند. همچنین افکار عمومی، کم و بیش، اصطلاح «ازدواج تشکیلاتی» در درون این سازمان را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67403">بررسی تجربه آذر وطن‌پرست در شناخت ماهیت واقعی سازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>تحلیل گفتگوی آذر وطن‌پرست با سیامک نادری و ضرورت سیاسی-اجتماعی شناخت سازمان مجاهدین در ایران امروز</h3>
<p>در سه دهه اخیر بسیاری از جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق از «طلاق های اجباری» یا «طلاق های ایدئولوژیک» در این تشکیلات صحبت کرده اند. همچنین افکار عمومی، کم و بیش، اصطلاح «ازدواج تشکیلاتی» در درون این سازمان را شنیده، اما از جزئیات آن بی خبر است. آذر وطن پرست از زنان جدا شده از سازمان مجاهدین می باشد که با استناد به تجربه خود، از «ازدواج اجباری» در درون این تشکیلات سخن می گوید.</p>
<p>گفت‌وگوی صمیمانه، روشنگرانه و تاثیر گذار او با سیامک نادری را می توانید اینجا ببینید. در این ویدئو، عکس بسیاری از افرادی که او از آنها صحبت می کند نشان داده می شود. سیامک نادری در جای جای این گفتگو با توضیحات تکمیلی، نکات روشنگرانه دیگری را هم اضافه می کند. در برخی موارد برای روشن شدن تناقض های مسعود و مریم رجوی، تناقض آنچه ادعا می کنند با آنچه در واقعیت هستند، بریده فیلم های کوتاهی از سخنان آنها نیز پخش می شود.</p>
<p>آذر وطن پرست دختر بزرگ مادر عصمت وطن پرست است. یازده نفر از اعضای این خانواده اعدام شدند. آذر وطن پرست از سال 1358 فعالیت خود با سازمان مجاهدین را آغاز می کند. خانه آنها در شهر جهرم در استان فارس در سال‌های اول انقلاب تا تیرماه 1360 به ستاد سازمان مجاهدین تبدیل شده بود. او تا زمان خروج از ایران، مخفیانه در خانه های تیمی مختلف سازمان مجاهدین در شیراز و از تابستان 1361 در تهران زندگی می کرد. در تهران بطور مستقل 55 نفر از هوادارانی که ارتباطشان قطع شده بود را سازماندهی و متشکل می‌کند. او پس از جدائی از سازمان مجاهدین، زندگی را در سوئد ادامه داد. به تحصیل پزشکی پرداخت و موفق شد سه تخصص مختلف کسب کند و توانست علیرغم ضربات سختِ روحی-عاطفی که از سازمان مجاهدین خلق دریافت کرده بود، خود را دوباره ساخته و زندگی اش را در خدمت به انسان ها ادامه دهد. در این گفتگو او از بالا و پایین شدن های سخت عاطفی اش سخن می گوید.</p>
<p>این مقاله تلاش می‌کند از خلال تجربه زیسته‌ی یک عضو سابق، ساختار، مناسبات و پیامدهای عملی سازمان مجاهدین را بازخوانی کرده و با اتکا به روایت‌های عینی، نسبت میان ادعا و عملکرد این سازمان را محک بزند؛ با این امید که ثبت این تجربه‌ها بتواند درک تاریخی دقیق‌تری برای امروز و فردای ایران فراهم کند.</p>
<h3>برای گفتن حقیقت هیچگاه دیر نیست</h3>
<p>آذر وطن پرست می توانست مانند هزاران عضو دیگر سازمان مجاهدین که سرکوب و تحقیر را پذیرفته بودند، سرسپاری خود به رجوی ها را نشان داده، در آنجا بماند و آنگونه که در این تشکیلات مرسوم است مدارج ارتقا مقام را یکی بعد از دیگری طی کند.<br />
همچنین او می توانست تا زمانی که در تشکیلات مجاهدین بود اعتراض نکرده و سکوت کند، اما چنین نکرد. او تصمیم به جدائی از این سازمان گرفت. ایدئولوژی اسلامی را کنار گذاشت. با وجود جدائی، به خاطر عشقش به ایران و مردم و بخاطر جدیتش در مبارزه با جمهوری اسلامی، همچنان ده سال دیگر، با حفظ مواضع شخصی، یک رابطه محدود با دفتر سازمان مجاهدین در سوئد را حفظ کرد. اما هنوز نمی توانست پیوندهای عاطفی اش با این تشکیلات را قطع کند و ساده انگارانه فکر می کرد این سازمان تنها نیروی مبارز جدی بر علیه رژیم حاکم است. او امیدوار بود حمایتش از مجاهدین، پایان رژیم اسلامی را سریع تر کند. پس از ده سال، سرانجام این ساده انگاری را هم کنار گذاشت و هرگونه رابطه با این تشکیلات را بطور کامل قطع کرد. و امروز سی و چند سال بعد از جدائی از این سازمان، لب به سخن باز کرده و از تجارب سخت و دردناکش می گوید.</p>
<p>او سخن می گوید، چون اینک توانسته بر موانع درونی‌اش که مانع روشنگری‌اش می‌شدند، چیره شود. او باور دارد که حق مردم ایران است که از حقایق مربوط به این سازمان آگاه شوند. همچنین او امیدوار است مردم ادعاهای دروغین این سازمان را باور نکرده و با مقایسه تطبیقی ادعاهای سازمان مجاهدین با تجارب جداشدگان، ادعاهای سازمان مجاهدین راستی آزمائی کنند.</p>
<p>آنانکه می‌خواهند از سازمان مجاهدین جدا شوند، از زمانی که این تصمیم را می گیرند تا زمانی که آن را عملی می کنند، باید در درون خود موانع عاطفی شدیدی را حل کنند. بعد از جدائی نیز بخشی از این پیوندهای عاطفی همچنان باقی می ماند. همچنین به دلیل ترس از اتهام زنی های سازمان مجاهدین، بسیاری از جداشدگان که نیاز به آرامش روحی دارند، مایل نیستند با این تشکیلات درگیر شوند. اما هستند بخش کوچکی از جداشدگان که با حفظ مواضع خود بر علیه جمهوری اسلامی، به نقطه ای می رسند که بخاطر وظیفه اخلاقی نسبت به مردم، سکوت خود را می شکنند. آذر وطن پرست از این دسته می باشد. نمونه او نشان می دهد که هیچگاه برای گزارش حقایق پنهانِ درون سازمان مجاهدین به مردم، دیر نیست. این روشنگری ها بی تردید آگاهی عمومی را بالا برده و مانع می شود تا سازمان مجاهدین یا دیگر نیروهای ایدئولوژی زده بتوانند جوانان عاشق ایران را مورد سوء استفاده قرار داده و از آنها استفاده ابزاری کنند.</p>
<p>جدا شدن از سازمان مجاهدین و سخن گفتن از تجارب شخصی خود، یک پروسه عاطفی- روحی- روانی است که ممکن است سال ها طول بکشد. هرگاه فرد جدا شده به اقناع و باور درونی برسد، آنگاه در او یک احساس مسئولیت ملّی-اخلاقی ایجاد می شود که می تواند با اتکا به آن، به دور از انگیزه انتقام گیری و ضدیت شخصی، حقایقی را که در قلب و ضمیر خود انباشت کرده، با مردم به اشتراک بگذارد. باشد تا همه آنانی که از حقایق درون سازمان مجاهدین یا دیگر نیروهای سیاسیِ ایدئولوژی زده ی مدعی آلترناتیوی مطلع هستند، آن را به اطلاع مردم برسانند.</p>
<h3>برخی نکات مهم گفتگو</h3>
<p>وطن پرست در صحبت هایش نکات زیادی را در رابطه با سازمان مجاهدین مطرح می کند، در اینجا فقط به برخی از آنها اشاره می شود:</p>
<h3>30 خرداد 1360 و نابودی بدنه اجتماعی سازمان</h3>
<p>آذر وطن پرست توضیح می دهد، زمانی که سازمان مجاهدین پس از 30 خرداد 1360، بر علیه رژیم اعلام جنگ مسلحانه کرد، ده ها هزار نفر بدنه اجتماعی هوادار این سازمان که نزدیک دو سال و نیم فعالیت علنی داشته و در شهر و محله خود شناخته شده بودند را یکباره در سراسر کشور در معرض خطر دستگیری قرار داد. بی آنکه آنها فرصت کافی برای مخفی شدن داشته باشند. پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر و کشته شدن سید محمد بهشتی رئیس قوه قضائیه و دبیرکل حزب جمهوری اسلامی، اقدامات رژیم برای دستگیری، زندان، شکنجه و اعدام هواداران مجاهدین تشدید شد. این در حالی بود که مسعود رجوی یک ماه بعد، در 7 مرداد به پاریس فرار کرد. پس از او نیز بسیاری دیگر از مسئولین مجاهدین به تدریج ایران را ترک کردند. برای رجوی مهم نبود که هزاران هزار نفر از افراد بدنه اجتماعی سازمانش با یک تصمیم اشتباه به چنگ جمهوری اسلامی گرفتار شده، شکنجه و اعدام شوند.</p>
<h3>جامعه بی طبقه توحیدی و تبعیض و بی عدالتی درون تشکیلات</h3>
<p>یکی از شعارهای آرمانی سازمان مجاهدین خلق، شعار &#8220;جامعه بی طبقه توحیدی&#8221; است. بسیاری از نوجوانان و جوانانی که هوادار مجاهدین شده بودند فکر می کردند سازمان مجاهدین خواهان عدالت اجتماعی و رفع تبعیض طبقاتی است و نگاه برابر به انسان ها دارد. وطن پرست توضیح می دهد که چطور در حالی که هواداران این سازمان در ایران یا در اسپانیا و فرانسه به سختی زندگی می‌کردند و کمترین میزان مواد غذائی را مصرف می‌کردند، مسئولین بالای مجاهدین از بهترین شرایط مادی برخوردار بوده و کمبودی از نظر مواد غذایی یا مراقبت‌های پزشکی نداشتند. این تناقض بزرگ، جرقه پرسشگری را در ذهن آذر وطن پرست ایجاد کرده و به آن اعتراض کرد.<br />
آنانی که در سازمان مجاهدین بوده‌اند، بخوبی شاهد موارد متعدد تبعیض مادی (غذا، پوشاک، دسترسی به امکانات پزشکی) بین مسئولین بالا و اعضای پائین‌تر بوده اند. این تبعیض ساختاری، نشانگر فریبکاری رجوی درباره عدالت اجتماعی است. سیامک نادری در همین ارتباط در ویدئوی گفتگوی خود، بُریده‌ای از سخنان مسعود رجوی در مورد جامعه بی طبقه توحیدی و ضرورت برابری دسترسی فرماندهان و رزمندگان به امکانات برابر را پخش می کند. به این ترتیب بیننده بخوبی می تواند عمق تضاد و تناقض و البته دروغ و فریبکاری در این سازمان را ببیند.</p>
<h3>پاسخ رجوی به نامه انتقادی</h3>
<p>در سال 1363 آذر وطن پرست که دیگر در اسپانیا بود، در اعتراض به تبعیض و تناقض‌هایی که در اسپانیا از سوی مسئولین بالای دفتر سازمان مجاهدین نسبت به اعضای پائین‌تر و هواداران اِعمال می شد، ابتدا به خود آنها اعتراض می‌کند. وقتی از آنها پاسخ قانع کننده‌ای دریافت نمی‌کند، با ذکر مواردی که شاهد بوده، نامه ای برای مسعود رجوی ارسال می کند تا او را مستقیم در جریان این مسائل قرار دهد. نتیجه؟ رجوی یک نفر از مسئولین بالای سازمان، منصور بازرگان را برای صحبت با او مامور می کند تا موضوع را توجیه کنند. اما وطن پرست قانع نمی‌شود. او از همان زمان متوجه فساد و فریبکاری و تضاد و تناقض ساختاری در سازمان مجاهدین شده و اعتمادش را به این سازمان از دست می‌دهد. از آن زمان به بعد او بیشتر و بیشتر اعتراض می کند و مسئولین مجاهدین نیز برای بی اثر کردن اعتراضاتش، او را طوری سازماندهی می‌کنند که مسئولیت مهمی نداشته و دایره ارتباطاتش با دیگران محدود باشد.</p>
<h3>تنبیه درون تشکیلاتی و خاموش کردن معترضین</h3>
<p>آذر وطن پرست از تنبیهات مختلفی که شخصا تجربه کرده یا شاهد آن بوده حرف می زند. سازمان مجاهدین افرادی که در این تشکیلات اعتراض می کنند را به روش‌های مختلف تنبیه می‌کند، از جمله: خلع سلاح یا خلع لباسِ فُرم (تا زمانی که در عراق بودند)، خلع رده و مسئولیت‌های تشکیلاتی، به کار گماردن فردِ معترض در کارهای سخت در مقابل دیدگان دیگران برای &#8220;عبرت کردن&#8221; او تا دیگران ترسیده و به فکر اعتراض نیافتند. ایزوله کردن فرد معترض، محبوس کردن او برای روزها یا هفته‌ها در اتاق یا کانکس جداگانه. محرومیت از شرکت در مراسم صبحگاه و شامگاه، ممانعت از ارتباط بقیه با فردِ معترض، تحقیر او در جمع، سرکوب فرد معترض در نشست‌های کوچک و بزرگ و اتهام زنی‌های مختلف به فرد معترض با هدف خرد کردن او تا زمانی که بر علیه خودش اعتراف اجباری کند(این را می گویند انتقاد از خود). در ادامه و تشدید این روند، در اواخر سال 1373 و سال 1374 حدود 700 نفر از اعضای معترض مجاهدین در عراق، دستگیر و در قرارگاه اشرف زندانی و شکنجه شدند. برخی از جداشدگان حتی از کشته شدن چند نفر در حین شکنجه سخن گفته اند. بسیاری از این افرادِ معترض تهدید می‌شدند که به ارتش عراق تحویل داده شده و در زندان ابوغُریَب گرفتار خواهند شد. یا افراد معترض را تهدید می‌کردند که در مرز ایران و عراق در نقطه صفر مرزی، آنهم در میدان‌های مین گذاری شده، رها خواهند شد(زمانی که مجاهدین هنوز در عراق بودند).<br />
هدف اول این تنبیهات آن است که فرد معترض دست از اعتراض بردارد. هدف دوم اینکه با تنبیه و تحقیر و اتهام زنی علنی در نشست‌های کوچک و بزرگ، دیگر افراد معترض، فکر هر نوع اعتراض علنی را از مغز خود بیرون کنند. با توجه به آنکه مجاهدین در روابط بسته پادگانی زندگی کرده و امکان خروج از این تشکیلات برای آنها ممکن نیست، می‌توان حدس زد که چنین روش‌هایی می‌تواند به مرور زمان این افراد را به اعضای مطیع و سر به زیر تبدیل کرده که هرنوع صدای اعتراض را قورت می‌دهند. همین موضوع باعث شد تا بعد از سرنگونی صدام حسین در عراق و همین که کنترل سازمان مجاهدین بر اعضایش مانند سابق امکان پذیر نبود، بیش از 700 نفر از مجاهدین در قرارگاه اشرف از این سازمان فرار کرده و خود را به نیروهای آمریکائی در کمپ &#8220;تیف&#8221; معرفی کنند. از این تعداد حدود 300 نفر جمهوری اسلامی را به سازمان مجاهدین ترجیح داده و به ایران رفتند. بقیه افراد در کردستان عراق مانده یا به تدریج خود را به اروپا رساندند. همچنین از زمانی که اولین گروهای سازمان مجاهدین از عراق به آلبانی منتقل شدند تا کنون، حدود 500 نفر از این تشکیلات فرار کرده‌اند. برخی از این افراد، بویژه کودک سربازانی که اجبارا در تشکیلات مجاهدین نگه داشته شده بودند، در سال‌های اخیر در مورد تجارب خود، با خبرنگاران خارجی گفتگو کرده یا در گفتگوهای مختلف که در اینترنت قابل دسترس است، از سرنوشت خود سخن گفته اند.</p>
<h3>ازدواج اجباری، تجربه شخصی آذر وطن پرست</h3>
<p>آذر وطن پرست در بخشی از گفتگویش توضیح می‌دهد که در اواخر سال 1364، زمانی که در پایگاه‌های مجاهدین در پاریس بود از سوی مسئولین تشکیلات با او صحبت می شود که قرار است با یکی از اعضا به ازدواج در آید. او مخالفت کرده و می گوید آمادگی ندارد. با این وجود زیر فشار گذاشته می شود تا با ازدواج موافقت کند. زمانی که مسئولین مجاهدین نمی‌توانند با صحبت، او را قانع کنند، او را برای مدت 5 هفته در یک اتاق کوچک زندانی می کنند تا بالاخره در اوائل سال 1365 به این ازدواج تن می دهد. وطن پرست در این گفتگو در حالی که اشک می‌ریزد می‌گوید: &#8220;اینطوری در هم شکستم&#8221;. واضح است که ضربه روحی ناشی از این ازدواج اجباری چقدر عمیق و سنگین بوده، که هنوز هم بعد از 40 سال، وقتی از آن سخن می گوید بهم ریخته و دردش زنده می شود. وطن پرست می پرسد: آخر چطوری دو نفر که همدیگر را تا حالا ندیده و همدیگر را نمی شناسند می توانند با هم ازدواج کنند؟</p>
<p>سیامک نادری در این ویدئو، پس از صحبت‌های آذر وطن پرست، بُریده ای از یکی از سخنرانی‌های مریم رجوی را پخش می کند که در آن رجوی می گوید: ما خواهان آزادی و برابری کامل زن و مرد و انتخاب آزاد در طلاق و ازدواج هستیم.<br />
نگاهی به برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی &#8211; (ماده ۵): &#8220;برابری کامل زنان و مردان در حقوق سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، لغو هرگونه تبعیض، حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال. منع بهره‌‌کشی از زنان تحت هر عنوان&#8221;.</p>
<p>تجربه شخصی آذر وطن پرست نشان می دهد که ادعاهای مریم رجوی تا کجا دروغ و فریبکاری است. آذر وطن پرست یک &#8220;تک مورد&#8221; نیست. صدها و هزاران زن و مرد در درون سازمان مجاهدین بدون انتخاب آزاد، مجبور به ازدواج و طلاق شده‌اند. این افراد هنوز زنده‌اند و برخی از آنان تجارب خود را با افکار عمومی به اشتراک می‌گذارند، آنوقت مریم رجوی از برابری کامل حقوقی زن و مرد و از &#8220;آزادی انتخاب در ازدواج و طلاق و&#8230;&#8221; حرف می‌زند!<br />
همچنین باید در نظر داشت که سازمان مجاهدین هیچ موقعیت رسمی- اداری برای ثبت ازدواج افراد با همدیگر ندارد. در نتیجه، آنچه در این سازمان به آن &#8220;ازدواج تشکیلاتی&#8221; می گویند، پیوند اسلامی اعضای یک سازمان بسته است که مجاهدین به مددِ آموزه‌های اسلامی- شیعی خود، بر آن کلاه شرعی گذاشته و آن را ازدواج می خوانند.</p>
<p>سازمانی که در پاریس و در مرکز اروپا، زن عضو خود را برای ازدواج اجباری زیر فشار گذاشته و وقتی اعتراض می‌کند، او را پنج هفته زندانی و محبوس کرده تا به چنین ازدواجی تن در دهد، نمی تواند مدعی &#8220;آزادی زن&#8221; باشد.</p>
<h3>تنبیه کودکان</h3>
<p>آذر وطن پرست در گفتگوی خود با سیامک نادری از موارد متعددِ ظلم به کودکان سخن می گوید. او در یک مورد از مادری سخن می گوید که در آغاز دهه شصت در ایران برای آنکه به مجاهدین وصل شود، تشکیلات به او دستور می دهد بچه شیرخوار تازه به نیا آمده‌اش را در کنار خیابان رها کرده و با فرزند دیگرش که دو سال داشته به سازمان بپیوندد.<br />
وطن پرست همچنین از کودکانی که در کودکستان و مدرسه ابتدائی مجاهدین در پاریس مورد سرکوب و تحقیر قرار گرفته اند، از جمله از تجارب خواهر کوچکترش، مثال‌ها‌یی می‌آورد. نمونه‌هایی که نشان می‌دهند این تشکیلات تا کجا با کودک و حقوق کودکان بیگانه است.</p>
<h3>تحلیل گفتگو</h3>
<p>آنچه آذر وطن پرست در مورد سازمان مجاهدین می گوید را می توان از جوانب مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار داد. در زیر به چند نکته اشاره می شود:</p>
<p>بی ارزش بودن انسان، کرامت انسانی، آزادی و حق انتخاب فردی</p>
<p>تجربه آذر وطن پرست، چه تجربه شخصی و چه مشاهداتی که او از آنها سخن می‌گوید، نشان می‌دهند سازمان مجاهدین تا کجا با &#8220;حقوق‌بشر، انسان، کرامت انسانی و حق انتخاب فردی&#8221; بیگانه و مخالف است. این سازمان به افراد نگاه ابزاری دارد. به رسمیت شناختن حق فرد و فردیت و احترام به آن، از دستاوردهای نظام‌های لیبرال و دنیای آزاد است که با آن، دوره قرون وسطائی به پایان می رسد. اما این مفاهیم در سازمان مجاهدین به رسمیت شناخته نمی‌شوند. در این سازمان همه چیز در ارتباط با ایدئولوژی و &#8220;رهبر عقیدتی&#8221; که همردیف ولایت فقیه است، معنی و مفهوم پیدا می کند. زندگی فردی در این تشکیلات معنی نداشته و همه احساسات باید به سمت &#8220;رهبر عقیدتی&#8221;، یعنی مسعود و مریم رجوی جهت گیری شوند. هر چیزی غیر از این، پذیرفته نشده و سرکوب می شود. اینها همه نشانه‌های یک فرقه هستند. (آیا سازمان مجاهدین خلق &#8220;فرقه&#8221; است؟)<br />
سازمان مجاهدین با رفتارهای فرقه‌ای، اعضای خود را شستشوی مغزی داده و با ساختاری مافیائی، آنها را کنترل کرده و مانع ارتباطِ آزاد آنها با دنیای بیرون است. این تشکیلات با ترویج کیش شخصیت و با سلب آزادی‌های فردی و حق انتخاب آزاد اعضایش، آنها را به رُبات‌هایی بی احساس و مطیع تبدیل کرده است. در چنین وضعیتی، ادعاهای مریم رجوی در برنامه ده ماده‌ای‌اش در مورد &#8220;تضمین آزادی‌ها و حقوق فردی و اجتماعی طبق اعلامیه جهانی حقوق‌بشر&#8221;، وقاحت بار و توهینی آشکار به شعور مخاطبین است.<br />
نمونه آذر وطن پرست نشان می‌دهد که این سازمان هر چقدر هم با مکانیزم‌های پیچیده عاطفی- روحی- روانی یا از طریق سرکوب آشکار و ارعاب و اتهام زنی، موفق شود اعضای خود را به سکوت و انفعال بکشاند، اما سرانجام روزی خواهد رسید که باقی مانده ذرّاتِ انسانیت در دل این افرد دوباره زنده شده و برای احقاق حقوق فردی سرکوب شده خود، اعتراض کرده و لب به سخن خواهند گشود.</p>
<h3>مناسبات غیر دمکراتیک</h3>
<p>تجارب، مشاهدات و شهادت‌های آذر وطن پرست نشان می‌دهد که سازمان مجاهدین، یک نیروی غیردمکراتیک است. فرد اجازه و حق تصمیم گیری و اعتراض ندارد. تشکیلات بطور سیستماتیک آزادی‌های فردی و اجتماعی افراد را از آنها گرفته و راه هرگونه اعتراض را نیز بر آنها بسته است. تشکیلات برای افراد تصمیم گرفته و به آنها دیکته کرده و اعضا نیز باید اطاعت کنند. سازمان مجاهدین امکان ارتباط گیری اعضایش با دنیای خارج را بسته و به خبرنگاران مستقل نیز اجازه دیدار از کمپ آنها در آلبانی یا دفاترشان در کشورهای مختلف را نداده و مانع گفتگوی خبرنگاران آزاد با اعضای خود می شود. چنین تشکیلاتی غیردمکراتیک بوده و نمی‌تواند مدعی مبارزه برای برقراری آزادی و دمکراسی در ایرانِ بعد از جمهوری اسلامی باشد.<br />
مناسبات حاکم بر سازمان مجاهدین بر آموزه های اسلامی- شیعی استوار است که مسعود رجوی آنها را تئوریزه می کند. این تشکیلات، یک نیروی جهادی و اسلامگرا بوده که در آن رهبر عقیدتی، نقش &#8220;امام»&#8221; را بازی کرده و همه باید از او پیروی کنند. چنین نیروی اسلام گرا، با سابقه قتل و زندانی کردن اعضایش، ماهیتا اسلام و سیاست را بهم گره زده و نمی‌تواند نیرویی دموکرات باشد.</p>
<h3>فریبکاری در بیرون با ادعاهای دروغین</h3>
<p>سازمان مجاهدین برای بیرون از خود یک چهره روتوش شده ایجاد کرده و در سال‌های اخیر این چهره ریاکارانه را پشت نام &#8220;شورای ملی مقاومت&#8221; به نمایش می‌گذارد. مردم و نیروهای سیاسی ایران با این سازمان و ترفندهای فریبکارانه‌اش آشنا هستند. به همین خاطر این سازمان در بین بخش بزرگی از ایرانیان تقریبا ایزوله شده و هیچ گروه دموکرات یا ملّی گرای واقعی ایرانی نمی‌خواهد با این سازمان ارتباط داشته باشد. با این وجود این سازمان توانسته به کمک پول‌های هنگفتی که در اختیار دارد پارلمانترهای کشورهای مختلف در اروپا و آمریکای شمالی را تا حدودی به خود جذب کند. این سازمان تلاش دارد از این طریق و با کمک دستگاه تبلیغاتی عظیمش، جایی برای خود در معادلات سیاسی ایرانِ آینده باز کند. وظیفه نیروهای سیاسی ایرانی است تا با روشنگری در مورد ماهیت واقعی سازمان مجاهدین، امکان تاثیرگذاری این تشکیلات بر معادلات سیاسی- اجتماعی را به حداقل برسانند. در عین حال باید گفت با توجه به سابقه این تشکیلات، واضح است که میدان را خالی نکرده و با کمک منابع مالی قوی و نیروی سازماندهی، تلاش خواهد کرد به ایجاد تنش و راه‌های انحرافی دامن بزند. هر چقدر مردم ما، بویژه نسل جدید با این سازمان بهتر آشنا شوند، میزان تاثیرگذاری منفی این سازمان در تحولات سیاسی- اجتماعی ایران کم و کمتر خواهد شد.<br />
تجارب آذر وطن پرست و دیگر جداشدگان از سازمان مجاهدین اسناد قوی و غیر قابل انکاری در مورد ماهیت این سازمان بوده و کمک می کند تا آنها که این سازمان را نمی‌شناسند یا فقط از کانال تبلیغات این سازمان با آن آشنا شده‌اند، به این فاکت‌ها دقت کرده، به تناقضاتی که بین ادعاهای این سازمان و عمل آن وجود دارد بیشتر آشنا شده و سپس تصمیم بگیرند.</p>
<h3>چرا شناخت ماهیت واقعی سازمان مجاهدین اهمیت دارد؟</h3>
<p>ممکن است عده ای فکر کنند، سازمان مجاهدین منفورِ بخش بزرگی از ملتِ ایران است و در معادلات سیاسی- اجتماعی ایران هم نیروی اثرگذاری محسوب نمی‌شود. بهتر است آنها را به حال خود رها کرد، پرداختن به چنین نیروئی چه اهمیتی دارد؟</p>
<p>هرچند چنین ارزیابی در مورد سازمان مجاهدین درست است، اما به دلایل زیر، شناختِ ماهیت واقعی این سازمان، اتفاقا قبل از سرنگونی رژیم اسلامی حاکم بر کشور، خیلی هم ضرورت دارد:</p>
<h3>شناخت حقایق تاریخی برای ذخیره کردن خون</h3>
<p>تاریخ معاصر ایران چه در مورد حکومت ها و قدرت حاکم و چه در مورد نیروهای سیاسی مختلف، دقیق، علمی و همه جانبه بررسی و ثبت نشده است. همین کمبود باعث تکرار خیلی از اشتباهات در نسل‌های بعدی شده است. بنابراین برای وفاداری به تاریخ و ثبت حقایق تاریخی، مستند کردن آنچه به نیروهای سیاسی ایران، از جمله سازمان مجاهدین خلق بر می گردد، لازم و ضروری است. نسل کنونی و آیندگان با آگاه شدن نسبت به این حقایق، می‌توانند با درس‌گیری از این تجاربِ تلخ و خونین، سنجیده‌تر و پخته‌تر وارد فعالیت سیاسی شوند. از این طریق می‌توان خون ذخیره کرد و مانع شد که انسان‌های دیگری باز هم رنج و دردهای تکراری را تجربه کنند.</p>
<h3>جلوگیری از ورود به قدرت سیاسی در آینده بعد از جمهوری اسلامی</h3>
<p>سازمان مجاهدین به عنوان یک نیروی اسلامگرا با مشخصات فرقه‌ای و ساختار مافیایی، نیرویی ضد ارزش‌های دموکراتیک است و نباید در قدرت سیاسی آینده ایرانِ بعد از جمهوری اسلامی نقشی داشته باشد. این سازمان قبل از هر چیز باید به دلیل سیاست‌ها و اَعمالی که ناقض حقوق‌بشر است، از جمله: قتل، شکنجه، کودک سربازی، طلاق و ازدواج اجباری و نقض حقوق فردی و خانوادگی افراد، از هم پاشاندن خانواده و جدا کردن کودکان از والدین، نفرت پراکنی و اتهام زنی‌های شخصی به مخالفان، سلب آزادی‌های فردی با محبوس کردن افراد در کمپ‌های بسته و ممانعت از آزادی ارتباط اعضایش با خانواده‌هایشان و جلوگیری از ارتباط آنها با دنیای بیرون، همکاری با یک دولت خارجی و دریافت دستور از آن برای انجام عملیات‌های مورد نظر آن و &#8230;، باید محاکمه شده و پاسخگوی اعمالش باشد. سازمان مجاهدین با وجود چنین کارنامه‌ای همچنان تلاش می‌کند به یاری پول و سرمایه بی‌پایان مالی‌اش در معادله قدرت سیاسی در آینده ایران نقش بازی کند. روشنگری در مورد این سازمان کمک می کند تا دایره مانور آن برای پیشبرد اهداف سیاسی‌اش محدودتر شده و مردم با شناخت بهتر از ماهیت این نیرو، از آن فاصله بگیرند.</p>
<h3>بستن راه تنش آفرینی‌های سیاسی- اجتماعی از سوی نیروهای سیاسی- ایدئولوژیک</h3>
<p>نیروهای ایدئولوژیک، غیردمکراتیک می‌باشند. سازمان مجاهدین یکی از همین نیروهاست. آشنایی با ماهیت واقعی سازمان مجاهدین کمک می کند تا مردم بتوانند نیروهای سیاسی ایدئولوژی زده- چه آنها که با سازمان مجاهدین همکاری یا همسویی دارند و چه دیگر نیروها- را بهتر بشناسند. این آگاهی کمک می‌کند تا مردم از این نیروها دوری بگیرند و این، زمینه‌های تنش آفرینی در ایرانِ بعد از جمهوری اسلامی، که این نیروها مایلند به آن دامن بزنند را پائین می آورد.</p>
<h3>گامی در راستای دادخواهی</h3>
<p>سازمان مجاهدین با سیاست‌های خودش در 50 سال گذشته نقش تعیین کننده ای در وقایع سیاسی- اجتماعی داشته است. صدها هزار نفر به امید خدمت به ایران، به این سازمان دل بسته و با آن همکاری کردند. این سازمان با سیاست‌هایش موجب دستگیری، شکنجه و کشته شدن بسیاری از اعضا، هواداران و مردم عادی شد. این سازمان باید هم به لحاظ سیاسی- اجتماعی و هم در آینده ایرانِ بعد از جمهوری اسلامی، به لحاظ حقوقی- توسط دستگاه قضایی مستقل و دارای صلاحیت- بخاطر همه جرم و جنایت‌هایش به پاسخگویی کشیده شود. این، گامی در راستای دادخواهی و دفاع از آن جان‌های از دست رفته است.</p>
<h3>نقد، لازمه دمکراسی است</h3>
<p>عده ای بر این باورند که پرداختن به سازمان مجاهدین و روشنگری در مورد آن، تمرکز مبارزه با جمهوری اسلامی را منحرف می کند، آیا چنین است؟<br />
اگر بپذیریم ایرانِ فردای بعد از جمهوری اسلامی باید یک ایران آزاد و دموکراتیک باشد، بنابراین باید از هم‌اکنون در مورد نیروهای خودکامه و غیردموکراتیک که ادعای آلترناتیو بودن دارند، اندیشید و تلاش کرد تا به دور از جنجال آفرینی، در مورد آنها روشنگری کرد. روشنگری با جنگ یا ضدیت تفاوت دارد و باید در زندگی روزمره برای آن در یک حدِ معقول، جا باز کرد. چنین هوشیاری می تواند شناخت از روند تحولات سیاسی- اجتماعی و ماهیت نیروهای سیاسی را غنی‌تر کرده و قوام گرفتن دمکراسیِ ایرانِ آزادِ فردا را بیشتر تضمین کند.</p>
<h3>پیش زمینه</h3>
<p>سیامک نادری زندانی سیاسی سابق و از جان به دربردگان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 است. او پس از آزادی از زندان به سرعت خودش را به مجاهدین در عراق رساند. طی 26 سال حضور در مجاهدین و بخاطر تن ندادن به آنچه آنها را باور نداشت، زندان و شکنجه شد. بارها در برابر جمع‌های چند ده نفره تحقیر شد. سال 2015 و در پی انتقال نیروهای سازمان مجاهدین به آلبانی، توانست از این سازمان جدا شود. در ده سال گذشته بطور مستمر تحولات درونی سازمان مجاهدین را دنبال می کند. وی توانسته در این مدت با بیش از900 نفر از جداشدگان از سازمان مجاهدین گفتگو کرده و حاصل کار تحقیقی- پژوهشی‌اش را در مقاله‌ها یا گفتگوهای تلویزیونی انتشار داده است.</p>
<p>نادری در سری گفتگوهای ویدئویی، با عنوان &#8220;پادزهر اپوزیسیون&#8221;، با جداشدگان از سازمان مجاهدین به گفتگو می‌نشیند. این گفتگوها در فضائی دوستانه برگزار می‌شوند. نادری به دلیل احاطه‌اش بر مسائل درونی مجاهدین، در این گفتگوها توضیحات و نمونه‌هایی را اضافه می‌کند که عمق و ابعاد بیشتری از موضوع را روشن می کند. گفتگو با آذر وطن پرست، دهمین مورد از همین دست می باشد.</p>
<p>حنیف حیدرنژاد &#8211; گویا نیوز</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67403">بررسی تجربه آذر وطن‌پرست در شناخت ماهیت واقعی سازمان مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67403/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق؛ تطور از &#8220;سازمان&#8221; به &#8220;کالت&#8221;</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66425</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66425?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Sep 2025 08:08:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66425</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با استاد عبدالله شهبازی درآمد: استاد عبدالله شهبازی مورّخ و مبارز پیش از انقلاب است. وی از اوائل دهه‌ی ۱۳۶۰ در عرصه‌ی تحقیقات مردم‌شناختی، تاریخی و سیاسی فعال بود. دو کتاب&#8221;ظهور و سقوط سلطنت پهلوی&#8221; و &#8220;خاطرات نورالدین کیانوری&#8221; از جمله آثار اوست. اما کتاب پنج جلدی&#8221;زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران&#8221; [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66425">مجاهدین خلق؛ تطور از &#8220;سازمان&#8221; به &#8220;کالت&#8221;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گفت‌وگو با استاد عبدالله شهبازی</p>
<p>درآمد: استاد عبدالله شهبازی مورّخ و مبارز پیش از انقلاب است. وی از اوائل دهه‌ی ۱۳۶۰ در عرصه‌ی تحقیقات مردم‌شناختی، تاریخی و سیاسی فعال بود. دو کتاب&#8221;ظهور و سقوط سلطنت پهلوی&#8221; و &#8220;خاطرات نورالدین کیانوری&#8221; از جمله آثار اوست. اما کتاب پنج جلدی&#8221;زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران&#8221; مهم‌ترین اثر ایشان در سال ۱۳۸۵ به‌عنوان &#8220;کتاب سال&#8221; برگزیده شد. استاد شهبازی از جمله مورّخانی است که نگاهی تحلیلی و انتقادی به تاریخ معاصر دارد. تحلیل‌های او نسبت به ترورهای دهه ۶۰ متفاوت است. استاد شهبازی در این گفت‌وگو سیر تطور &#8220;سازمان&#8221; به &#8220;کالت&#8221; را شرح می‌دهد.</p>
<p><strong>موگویی: آیا سازمان مجاهدین خلق بر مبنای ساختار فرقه‌ای تأسیس شد یا ابتدا بر مبنای یک سازمان یا حزب دمکراتیک بنا شد، ولی در ادامه شکل و ساختار &#8220;فرقه&#8221; به خود گرفت؟ نظم تشکیلاتی، فرمانبری از ساختار و بالادستی، وفاداری به سازمان و از این دست موارد در خاطرات بسیاری از اعضای سازمان درباره‌ی وضع سازمان در پیش از انقلاب وجود دارد؟ آیا این‌ها نشانه‌ی گرایش یا شبیه‌سازی از فرقه نیست؟</strong></p>
<p>استاد شهبازی: در کارهای اخیرم در رابطه با سازمان‌هایی چون مجاهدین خلق (از دهه ۱۳۶۰ نه پیش از آن) از عنوان &#8220;کالت&#8221; Cult استفاده می‌کنم نه &#8220;فرقه&#8221;. علت این است که &#8220;کالت&#8221; در عُرف بین‌الملل مفهوم جاافتاده و تعریف‌شده‌ای است. &#8220;فرقه&#8221; دقیقاً معنای &#8220;کالت&#8221; را نمی‌رساند. &#8220;فرقه&#8221; در زبان فارسی معانی متعدد دارد که هم می‌تواند &#8220;کالت&#8221; باشد هم نباشد؛ مانند دسته و گروه و جماعت. و الزاماً مفهوم &#8220;کالت&#8221; را متبادر نمی‌کند. در عُرف شناخته‌شده‌ی جهان، منظور ار &#8220;کالت&#8221; سازمان بسته‌ای است که بر مبنای &#8220;پرستش&#8221; و تبعیت تام از رهبریِ کاریزماتیک عمل می‌کند. واژه‌ی &#8220;کالت&#8221; هم در اصل به معنی &#8220;پرستش&#8221;‌ است. این رهبری می‌تواند مرکزیت سازمان باشد یا فرد؛ و اعضای &#8220;تشکیلات&#8221; تبعیت محض و چشم و گوش بسته دارند. اعضای &#8220;کالت&#8221; مریدانی هستند که مجذوب فرامین رهبر کالت هستند و از او تبعیت می‌کنند. یکی دیگر از مختصات &#8220;کالت&#8221; بسته بودن و انضباط شدید است در تبعیت از رهبری. &#8220;کالت&#8221; وجه دینی یا شبه‌دینی نیز دارد، به این معنی که دارای &#8220;مناسک و آداب ابداعی مختص به خود&#8221; است.</p>
<p>در عُرف جهان امروز &#8220;کالت&#8221; پدیده‌ای &#8220;منفی&#8221; تلقی می‌شود. در نظام‌های غربی نسبت به کالت‌ها، به دلیل مخاطراتی که ایجاد می‌کنند و سوءاستفاده‌هایی که از اعضا می‌شود، نگاه منفی وجود دارد و نظارت و گاه سخت‌گیری می‌شود. در آمریکا اف.بی.آی. (پلیس امنیت داخلی آمریکا) کالت‌ها را زیر نظر دارد و به کالت‌هایی مانند &#8220;کلیسای ساینتولوژی&#8221; (Church of Scientology) حساس است. در آلمان کنترل و سخت‌گیری درباره‌ی کالت‌ها بیشتر از آمریکاست. در سایر کشورهای اروپای‌غربی نیز این حساسیت کم‌وبیش وجود دارد.</p>
<p>در مقابل کالت، یک نوع ساختار تشکیلاتی وجود ندارد. وقتی می‌گوییم سازمان مجاهدین خلق در ابتدا &#8220;کالت&#8221; بود یا &#8220;حزب&#8221; یا &#8220;سازمان دمکراتیک&#8221;، باید توجه کنیم که هر حزب و سازمانی دمکراتیک نیست. شکل‌های متنوّعی از احزاب و سازمان‌های سیاسی را می‌توانیم تصور کنیم که کالت نیستند ولی دمکراتیک هم نیستند. مسأله این است که مجاهدین خلق از ابتدا با کدام الگوی سازمانی شکل گرفت؟‌</p>
<p>در ایران معمولاً حزب را سازمان کم‌وبیش بسته و منسجم و متمرکز می‌دانند. تصویری که در ایران از حزب وجود دارد تصویری است ملهم از مدل احزاب کمونیست که رفتار سازمانی خود را بر بنیاد اصل سانترالیسم دمکراتیک (Democratic centralism) اعلام می‌کنند ولی در عمل تبعیّت از تشکیلات، یعنی سانترالیسم (اقتدار مرکزیت)، بر وجه دمکراتیک غلبه دارد. در فضای سیاسی بسته و در احزاب و سازمان‌های مخفی مارکسیستی این سانترالیسم و تبعیّت از تشکیلات خیلی قوی‌تر بوده است.</p>
<p>در مقابل، احزاب اصلی اروپای غربی و آمریکای شمالی،‌ مانند احزاب دمکرات و جمهوری‌خواه در آمریکا یا احزاب محافظه‌کار و کارگر در بریتانیا، بیشتر شبیه به جناح و دسته هستند که به‌تدریج بر پایه‌ی برخی اشتراکات و سنن ایجاد شده‌اند. در انگلستان، که اولین نظام حزبی جدید غربی پدید آمد، در اصل در میان رجال سیاسی انگلیس دو طایفه یا دسته وجود داشت که مختصات خود را داشتند و حتی خالکوبی‌ها و قهوه‌خانه‌های خاص خود را. این دو طایفه یا جناح یا حزب &#8220;ویگ&#8221;‌ و &#8220;توری&#8221; نامیده می‌شدند و بین آن‌ها رقابت بود. اولین واژه‌ای که در نشریات فارسی‌زبان قرن نوزدهم میلادی برای اطلاق به احزاب انگلیس به کار می‌رفت همین &#8220;طایفه&#8221; بود. این دو طایفه به‌تدریج، در عصر ویکتوریا، به دو حزب محافظه‌کار (توری)، به رهبری بنجامین دیزرائیلی، و لیبرال (ویگ)، به رهبری ویلیام گلادستون، تبدیل شدند. در دوران پس از جنگ جهانی اول حزب ویگ به محاق رفت و حزب کارگر جای آن را گرفت.</p>
<p>این‌گونه احزاب پیرامون سلایق و علایق شکل گرفتند و احزاب loose (باز) هستند. این‌طور نیست که احزاب دمکرات و جمهوری‌خواه آمریکا، مثل احزاب کمونیست، حوزه‌ی حزبی داشته باشند و تابع اکید سلسله‌مراتب حزبی باشند. احزاب باز فقط بیان‌گر علایق و گرایشی هستند که در انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمان‌ و نهادهای محلی بروز پیدا می‌کند. این نوع احزاب خلاصه می‌شوند در چهره‌های سیاسی سرشناس و حامیان قدرتمند مالی آن‌ها و میلیون‌ها نفر رأی‌دهندگان هوادار. کارکرد این احزاب در انتخابات نمایان می‌شود و همین که کسی به نامزد فلان حزب رأی بدهد کفایت می‌کند تا هوادار آن حزب شناخته شود. آن‌چه این احزاب را متمایز می‌کند، مشی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی چهره‌های شاخص این احزاب است که به‌طور سنّتی برای آنان پایگاه اجتماعی ایجاد کرده است.</p>
<p>در ایران زیاد شنیده می‌شود که می‌گویند ما حزب و فرهنگ تحزّب نداریم و این امر به‌عنوان عاملِ توسعه‌نیافتگی سیاسی عنوان می‌شود. کسانی که چنین حرف‌هایی را بیان می‌کنند مدل احزاب کمونیست یا فاشیست و سازمان‌های متمرکز سیاسی شبیه به این دو الگو را مدّنظر دارند. وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، اوج جنگ سرد میان &#8220;بلوک شرق&#8221; (بلوک سوسیالیستی به رهبری اتحاد شوروی) و &#8220;بلوک غرب&#8221; (بلوک کاپیتالیستی به رهبری ایالات متحده آمریکا) بود. در مقابل احزاب غربی &#8220;باز&#8221;، مانند حزب دمکرات یا حزب جمهوری‌خواه آمریکا، احزاب مارکسیستی قرار داشتند که شکل عالی آن احزاب کمونیست جهان بودند که به‌طور عمده در پیرامون حزب کمونیست شوروی مجتمع بودند. در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی ما با یک پدیده‌ی جدید مواجه می‌شویم.</p>
<p>در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی برابر با ۱۳۴۰ شمسی به تأثیر از انقلاب کوبا موج مبارزات چریکی، ابتدا چریک روستایی و بعد چریک شهری، در آمریکای لاتین شروع شد و سازمان‌های چریکی شهری پیدا شدند که یکی از معروف‌ترین آن‌ها &#8220;جنبش توپاماروها&#8221; (Tupamaros Movement) در اروگوئه بود که اوج فعالیتش سال‌های ۱۹۷۰-۱۹۷۱ میلادی است برابر با سال‌های ۱۳۴۹-۱۳۵۰ شمسی، یعنی مصادف است با شروع فعالیت‌های چریک شهری دو سازمان چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین خلق در ایران.</p>
<p>در این دوران الگوی جدیدی از سازمان‌دهی رایج شد که منطبق بود با نوع مبارزه‌ی جریان‌های چریکی. این نوع سازمان، مخصوص مبارزه‌ی مخفی در فضای خفقان پلیسی است و به تبع آن بسیار متمرکز و بسته است؛ بسیار بسته‌تر و با حاکمیت بسیار بیشتر مرکزیت و تشکیلات بر اعضا در مقایسه با احزاب کمونیست.</p>
<p>این شکل سازمان‌دهی در مجاهدین خلق با برخی سنن مذهبی بومی آمیخته شد، از جمله با فرهنگ تصوّف، به این معنی که &#8220;پرستش سازمان&#8221; جای &#8220;قطب&#8221; و &#8220;مراد&#8221; را گرفت، و همین‌طور با فرهنگ سَلَفی رایج در میان بخشی از فعالین مذهبی دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ ایران. محمد حنیف‌نژاد در وارد کردن این فرهنگ به سازمانی که خود بنیان گذارد نقش مهمی داشت. او در دوره‌ی دبیرستان عضو &#8220;مکتب قرآن&#8221; تبریز و از شاگردان حاج یوسف شعار و پیرو جریانی بود که به &#8220;شعاریون&#8221; معروفند.</p>
<div id="attachment_45060" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-45060" class="size-full wp-image-45060" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohamad.jpg" alt="محمد حنیف نژاد" width="600" height="375" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohamad.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohamad-300x188.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-45060" class="wp-caption-text">محمد حنیف نژاد از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق</p></div>
<p>در اواخر دهه‌ی چهل شمسی در ایران دو جریان اصلی بر بستر موج جهانی تروریسم انقلابی، که به &#8220;جنبش چریکی&#8221; معروف شد، شکل گرفت؛ یکی چریک‌های فدایی خلق و دیگری سازمان مجاهدین خلق. پرستشِ تشکیلات و ذوب شدن در سازمان در هر دو وجود داشت، ولی در مجاهدین خلق بسیار شدیدتر از چریک‌های فدایی خلق بود. به همین دلیل، در درون مجاهدین خلق پدیده‌ی &#8220;قتل‌های درون‌گروهی&#8221; را شاهد هستیم، ولی در چریک‌های فدایی خلق خیر. در گذشته در حزب توده نیز، که حزب قدیمی کمونیستی ایران بود، این پدیده را به شکل جدّی نداشتیم. در حزب توده چند مورد متعلق به اواخر سال‌های ۱۳۲۰ دیده می‌شود که کار گروه خسرو روزبه بود که یک سازمان مخفی در درون حزب توده به‌شمار می‌رفت. معروف‌ترین آن قتل حسام لنکرانی است که عضو گروه مخفی روزبه بود و او را به‌خاطر اعتیاد و تهدید سایر اعضای گروه و ترس از لو دادن کشتند. در هیچ سازمانی به‌جز مجاهدین خلق پدیده‌ی &#8220;قتل‌های درون‌گروهی&#8221; برای &#8220;تصفیه‌ی ایدئولوژیک&#8221; را نمی‌بینیم. یعنی در حزب توده نیز انگیزه‌ی این ۴ یا ۵ قتل، اختلافات ایدئولوژیک نبود. این بستری است که بعداً زمینه را برای تبدیل شدن &#8220;سازمان&#8221; به &#8220;کالت&#8221; فراهم کرد.</p>
<p>بنابراین، هر چند فرهنگ و روان‌شناسی تشکیلاتی بنیان‌گذاران مجاهدین خلق بستری بود تا سازمان پس از انقلاب به‌دست مسعود رجوی به کالت تبدیل شود، ولی نمی‌توانیم سازمان مجاهدین خلق را قبل از دهه‌ی ۱۳۶۰ &#8220;کالت&#8221;بدانیم، چون مختصّات کالت را ندارد. اگرچه پرستش تشکیلات در آن خیلی شدیدتر از چریک‌های فدایی خلق بود، ولی مختصّاتش در کلیّت خود شبیه به سایر سازمان‌های انقلابی یا چریک شهری مشابه در تمام دنیا بود. این خیلی فرق می‌کند با آن حالت فرقه‌گونه و شبه‌دینی که مسعود رجوی ایجاد کرد. مسعود رجوی به‌تدریج به‌عنوان رهبر کاریزماتیک به خودش اجازه داد که مبانی دینی و عرفی را دستکاری کند و حتی در مسائل خانوادگی، به آن وضع عجیبی که در ماجرای موسوم به &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; شاهد بودیم، همسران اعضا را عوض کند!!</p>
<p>این وضعیت سازمان از دهه‌ی ۱۳۶۰ را نمی‌توان بر سازمان مجاهدین خلق قبل از انقلاب و حتی سال‌های ۱۳۵۷-۱۳۶۰ منطبق کرد. وضعیت دهه‌ی ۶۰ وضع جدیدی است که مسعود رجوی، بر بستر فرهنگ &#8220;تصوّف تشکیلاتی&#8221; پیشین، به آن شکل نهایی داد.</p>
<div id="attachment_53031" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53031" class="size-full wp-image-53031" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Massoud-40.jpg" alt="مسعود رجوی" width="600" height="363" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Massoud-40.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Massoud-40-300x182.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-53031" class="wp-caption-text">«مسعود رجوی» رهبر کالت مجاهدین خلق</p></div>
<p><strong>موگویی: پس زمینه‌ی کالت‌محوری سازمان از چه مقطعی در سازمان شکل می‌گیرد؟</strong></p>
<p>استاد شهبازی: این کالت پیرامون رهبری مطلقه و کاریزماتیک شکل گرفت که همان مسعود رجوی است که طی فرایندی از درون زندان (قبل از انقلاب) جایگاه خود را تحکیم کرد و پس از انقلاب این موقعیت را یافت تا خودش را به رهبر کالت تبدیل کند. او توانست سازمان را در کوران فضای جدید ناشی از ترورهای دهه ۱۳۶۰، که طبعاً زیرِ ضربه بود، به یک کالت تمام‌عیار تبدیل کند، به‌خصوص در دوران اقامت در عراقِ تحت حکومت صدام که محیطی کاملاً بسته و پلیسی بود.</p>
<p><strong>موگویی: آیا شاکله‌ی سازمان این زمینه را ایجاد کرده بود و رجوی بر مبنای این شاکله و با گذشت زمان سازمان را به کالت تبدیل کرد؟ یا خیر، کلاً کالت شدن سازمان با زمینه‌سازی و طراحی رجوی شکل گرفت؟ عرضم این است که آیا خود سازمان این زمینه را داشت یا این اتفاق محصول تصمیم و طراحی و بدون زمینه‌ی قبلی و توسط رجوی انجام گرفت؟</strong></p>
<p>استاد شهبازی: بله، قطعاً سازمان این زمینه را داشت. این بستر در درون سازمان وجود داشت که به کالت تبدیل شود. اشاره کردم به کیشِ پرستش تشکیلات در مجاهدین که حتی در مقایسه با سازمان مارکسیستی چریک شهری چون چریک‌های فدایی خلق بسیار شدید بود یا قتل‌های درون‌سازمانی که در فدائیان خلق وجود نداشت.</p>
<p>مثالی می‌زنم: در ماه‌های اولیه پس از انقلاب شخصی به نام مسعود بطحایی به‌عنوان عاملِ پرویز ثابتی، مدیرکل سابق امنیت ساواک، لو رفت. بطحایی از زندانیان سیاسی سرشناس زمان شاه بود که به منبع ساواک در زندان تبدیل شد و پس از انقلاب گویا در رهبری سازمان چریک‌های فدایی خلق مسئولیت مهمی گرفت. چریک‌های فدایی او را در ساختمان خیابان میکده، که دفتر سابق ساواک بود، بازجویی کردند ولی او را &#8220;اعدام انقلابی&#8221; (آن‌طور که در سازمان‌های چریکی دنیا معمولاً درباره‌ی خائنین عمل می‌شد) نکردند، چون در بحث‌های درونی خود سرانجام به این نتیجه رسیدند که نظام سیاسی جدیدی مستقر شده که باید قوانین آن را مراعات کرد. در نتیجه بطحایی را به کمیته انقلاب تحویل دادند و کمیته کمی بعد او را آزاد کرد. مسعود بطحایی به فرانسه رفت و در آنجا تا پایان عمر در سکوت زندگی کرد. اگر فردی شبیه به بطحایی در درون سازمان مجاهدین خلق کشف شده بود، قطعاً خودِ مجاهدین او را اعدام و سربه‌نیست می‌کردند، چون این رویه در سازمان فوق وجود داشت. پرستش تشکیلات و قتل‌های درون‌سازمانی نماد بسترهای فکری است برای تبدیل شدن &#8220;سازمان&#8221; به &#8220;کالت&#8221;.</p>
<div id="attachment_66470" style="width: 410px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-66470" class="size-full wp-image-66470" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bathaei-Masoud.jpg" alt="مسعود بطحایی" width="400" height="628" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bathaei-Masoud.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bathaei-Masoud-191x300.jpg 191w" sizes="(max-width: 400px) 100vw, 400px" /><p id="caption-attachment-66470" class="wp-caption-text">مسعود بطحایی از اعضای چریک‌های فدایی خلق</p></div>
<p><strong>موگویی: پس با توجه به توضیح شما همه‌ی سازمان‌های چریکی که مدل سازمان مجاهدین خلق را داشتند، می‌توانستند به کالت تبدیل شوند؟ یعنی پیکار یا چریک‌های فدایی خلق یا فرقان هم می‌توانستند تبدیل به کالت شوند؟ اگر پاسخ‌تان منفی است، سازمان چه ویژگی‌هایی داشت که به این مرحله رسید که در سایرین وجود نداشت</strong>؟</p>
<p>استاد شهبازی: دو عنصر مهم در کالت شدن سازمان یکی &#8220;آداب و مناسک شبه‌دینی&#8221; است و دیگری &#8220;رهبری کاریزماتیک که بتواند کل سازمان را قبضه کند&#8221;. در سازمان‌های مارکسیستی فوق، این دو عنصر وجود نداشت تا به کالت تبدیل شوند، ولی در &#8220;فرقان&#8221; این پتانسیل وجود داشت، ولی به کالت تبدیل نشد و در حد یک گروه محدود باقی ماند. یکی از مختصّات کالت «ابداع آداب و مناسک جدیدِ خاص خود» است. کالت وجه دینی یا شبه‌دینی دارد، یعنی حتی اگر شیطان‌پرست هم باشد، آداب و مناسک شبه‌دینی دارد. پس، نمی‌توان گفت هر سازمان بسته و مخفی و به‌شدّت متمرکز و منضبط، هر قدر تشکیلات درونی آن آهنین باشد، فرضاً گروه معروف به بادرماینهوف (Baader–Meinhof) در آلمان‌غربی یا گروه بریگاد سرخ (Red Brigades) در ایتالیا یا همان توپاماروها، کالت بودند یا کالت می‌شدند.</p>
<p>در آن دوران جریان‌های تروریستی چپ‌گرا و بسیار فعال و تاثیرگذار و جنجالی در غرب و حتی در ترکیه بودند که به &#8220;کالت&#8221; تبدیل نشدند. در ترکیه جنبش چپ جدید &#8220;دِوْریمجِه یُل&#8221; یا &#8220;راه انقلابی&#8221; (Devrimci Yol) در دهه ۱۹۷۰/ ۱۳۵۰ حدود ۵۰ هزار نفر هوادار، بیشتر دانشجو، داشت. آن‌ها مانند چریک‌های فدایی خلق در ایران خود را پیرو نوعی مارکسیسم لنینیسم بومی و مستقل از شوروی و چین می‌دانستند. این جنبش مانند ایران به‌شدّت سرکوب و ده‌ها نفر از فعالین آن اعدام شدند ولی به &#8220;کالت&#8221; تبدیل نشدند. در فلسطین نیز جریانات چریکی مارکسیستی بودند که مهمترین آن جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری دکتر جرج حبش بود که شخصیت فردی خیلی جذابی داشت، ولی چون وجه دینی و پرستش شخصیت و ابداع آداب و مناسک وجود نداشت به&#8221;کالت&#8221; تبدیل نشد.</p>
<p>وجه دینی یا صوفی- سَلَفی تشکیلات مجاهدین خلق آمیخته بود با الگوهای مارکسیستی و چریکی مُلهم از سازمان‌های بسته‌ی تروریستی انقلابیِ آمریکای لاتین که در همه‌ی دنیا گسترش پیدا کرده بود. ولی در ایران چون آمیخته شد با آن فرهنگ دینی و با آن پیش‌زمینه‌های تصوّف بومی ایرانی و سلفی‌گری مکتب قرآن تبریز حاج یوسف شعار، که عرض کردم، مختصّاتی ایجاد کرد که بستری مساعدی شد تا رجوی بتواند بر مبنای آن کیش و کالت خودش را ایجاد کند.</p>
<p>باید اضافه کنم پایگاه وسیع نوجوان و جوان را که پس از انقلاب به مجاهدین خلق اضافه شدند. یعنی سازمان مجاهدین خلق از یک گروه کوچک ۲۰۰- ۳۰۰ نفره، که بخش عمده‌ی آنان زندانی بودند، تبدیل شد به تشکیلاتی گسترده و دارای چند ده هزار نفر هوادار که بخش عمده‌ی آن جوانان و نوجوانان مجذوب بودند. با اتکاء بر این فضا بود که رجوی توانست رهبری کاریزماتیک و شبه‌دینی خود را حاکم کند.</p>
<p>در آن دوران نمونه‌ی دیگری را نمی‌شناسم که سازمانی بر بستر موج چریکی دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی تبدیل به &#8220;کالت&#8221; شده باشد. همه‌ی سازمان‌های چریک شهری دوران فوق در سراسر دنیا جریان واحدی بودند، ولی در هر کشور مختصّات خود را داشتند. شما می‌توانید درباره‌ی سازمان‌های چریک شهری آمریکای لاتین، که مادر جنبش‌های چریک شهری دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بودند، تحقیق کنید. هیچ‌کدام به &#8220;کالت&#8221;تبدیل نشدند، به‌رغم این‌که مبانی تشکیلاتی و نوع نگرش به تشکیلات شبیه به همان چیزی است که چریک‌های فدایی خلق یا مجاهدین خلق در ایران اقتباس کردند. پس برای شناخت علل فرارویی سازمان مجاهدین خلق به &#8220;کالت رجوی&#8221; باید به دنبال بسترهای بومی و فرهنگی داخلی رفت.</p>
<p><strong>موگویی: عضوگیری سازمان در قبل از انقلاب غالباً از قشر دانشجو و نخبه‌ی دانشگاه‌های معتبر کشور بود. چطور این اعضا زیر بار کالت شدن رفتند؟ در واقع کالت بر بستر جهل دینی و سیاسی و فردی افراد شکل می‌گیرد. چطور کسانی مثل زرکش، شاهسوندی، خیابانی و ده‌ها دانشجوی قبل از انقلاب که در طبقه‌ی بالای علمی و دینی کشور بودند و اهل خواندن نهج‌البلاغه و تفسیر قرآن، زیر بار کالت شدن سازمان رفتند؟</strong></p>
<p>استاد شهبازی: این روند تدریجی بود. ساواک در حوالی نیمه دهه‌ی ۱۳۵۰ موفق شد سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق را، که دو سازمان اصلی چریک شهری ایران بودند، در بیرون از زندان نابود کند. ساواک، هم با &#8220;عملیات نظامی&#8221; و هم با &#8220;عملیات نفوذی&#8221; و هم با &#8220;عملیات فرهنگی&#8221; توانست موفق شود از جمله با &#8220;عملیات روانی و تبلیغاتی&#8221; که در خارج و داخل زندان برای ایجاد خصومت میان &#8220;جریان مذهبی&#8221; و &#8220;جریان مارکسیستی&#8221; انجام داد. مجموعه‌ی این عملیات‌ها موفقیت‌آمیز بود.</p>
<p><strong>موگویی: می‌شود گفت چیزی که خودشان نامش را مبارزه چریکی گذاشته بودند، پس از دوران شکوفایی و تحرک در اواخر دهه‌ی ۴۰ و اوایل دهه‌ی ۵۰، در آستانه انقلاب پایان یافت و محدود شد به افرادی که در زندان‌ها بودند. یعنی در آستانه انقلاب دیگر چیزی از این جنبش باقی نمانده بود.</strong></p>
<p>استاد شهبازی: از سال‌های ۱۳۵۲-۱۳۵۳ در درون چریک‌های فدایی خلق، نه مجاهدین خلق، موج ردّ مشی چریکی و مبارزه‌ی مسلّحانه علیه رژیم پهلوی شروع شد. این موج از درون بند سیاسی زندان عادل‌آباد شیراز آغاز شد، به سایر زندان‌ها گسترش پیدا کرد، به خارج از زندان‌ها راه یافت و باور به چریکیسم یا مبارزه مسلحانه را، به‌شکلی که این‌ها عنوان می‌کردند، از نظر مبانی تئوریک مارکسیستی متلاشی کرد.</p>
<p>به این ترتیب، در آستانه انقلاب اسلامی ایران هواداران مشی چریکی در دو سازمان فوق محدود شدند به بعضی افراد که زندانی بودند و تک و توک کسانی که بیرون از زندان بودند ولی اهمیتی نداشتند، به‌خصوص پس از کودتای درون سازمانی تقی شهرام و تغییر ایدئولوژی سازمان به مارکسیسم و تبدیل شدن آن به سازمان پیکار. بخش مارکسیست شده‌ی سازمان یا همان سازمان پیکار به رهبری تقی شهرام مبارزه مسلحانه یا همان مشی چریکی را نیز ردّ کردند. این تحول تصادفاً با وقوع انقلاب ایران مصادف شد.</p>
<div id="attachment_39317" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-39317" class="wp-image-39317 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Majid_Sharif_Vaghefi.jpg" alt="تقی شهرام" width="700" height="445" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Majid_Sharif_Vaghefi.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Majid_Sharif_Vaghefi-300x191.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-39317" class="wp-caption-text">«تقی شهرام» از اعضای اصلی هسته مرکزیِ سازمان مجاهدین و مسئول تغییر ایدئولوژی مجاهدین از اسلام به مارکسیسم</p></div>
<p>همیشه درباره کارایی و تأثیرگذاری جنبش چریک شهری دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ ایران این را عرض می‌کنم که در بسیاری از کشورها موج چریکی دهه ۱۹۶۰ میلادی تأثیر گذاشت. این موج جهانی بود و به میان دانشجویان ایران نیز راه یافت و از آن اقتباس شد. ولی در هیچ جای دنیا نمی‌بینیم که جنبش چریکی فوق منجر به انقلاب شده باشد، به‌رغم این‌که در بعضی کشورها سازمان‌های چریک شهری بسیار قدرتمندتر و پرآوازه‌تر از ایران بودند و به حرکت‌های بزرگ تروریستی دست زدند. انقلاب ایران خاستگاه و بستر کاملاً متفاوتی داشت. جنبش چریکی شهری چه رخ می‌داد چه رخ نمی‌داد در ایران انقلاب می‌شد. چریک‌های شهری ایران این خوش‌شانسی را داشتند که به‌دلیل وقوع انقلاب و سقوط حکومت پلیسی شاه ناگهان با پایگاه وسیعی در بین جوان‌ها و نوجوان‌های مجذوب مواجه شوند.</p>
<p>پس از انقلاب، پایگاه اصلی مجاهدین خلق شاخه‌های دانش‌آموزی و دانشجویی آن بود. طبق تخمین من، سازمان مجاهدین خلق پس از انقلاب، در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰، حدود ۵۰ هزار نفر هوادار داشت که به‌طور عمده در دانشگاه‌ها و مدارس بودند. این بدنه تازه‌کار بود. طیف وسیعی بود که تحت تأثیر جاذبه‌های ماجراجویانه و نیمه‌اسطوره‌ای دوران مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی جذب سازمان شدند. رجوی در درون زندان موقعیت خود را به‌عنوان لیدر تحکیم کرده و توانسته بود بقیه‌ی چهره‌های سازمان را مقهور خود کرده و حاکمیت خودش را مستقر کند. آن حلقه‌ای که رجوی در اطراف خودش ایجاد کرده بود، افرادی مثل منصور بازرگان و ابریشمچی و عباس داوری و علی‌محمد تشید و غیره، گروهی از افراد سابقه‌دار سازمان ولی مطیع کامل رجوی بودند.</p>
<p>در چنین فضایی، رجوی سازمان مجاهدین را به‌سوی &#8220;تروریسم کور&#8221; علیه نظام نوخاسته‌ی جمهوری اسلامی ایران هدایت کرد. رجوی پس از فشاری که در فاز تروریستی دهه‌ی ۶۰ بر سازمان وارد آمد، در پناه حاکمیت مخوف امنیتی- پلیسی حکومت صدام در عراق توانست جایگاه خودش را به‌عنوان رهبر کالت کاملاً تثبیت کند. در این جایگاه، او کسی است مثل شیوخ و اقطاب بعضی فرقه‌های دراویش.</p>
<p>رقبا یا مخالفین یا آدم‌های استخوان‌دار قدیمی درون سازمان مجاهدین خلق، که احتمال داشت زمانی موی دماغ رجوی شوند، به‌تدریج تصفیه شدند و باقیمانده‌ی آنان در مرداد ۱۳۶۷ به عملیات فروغ جاویدان (عملیات مرصاد) اعزام شدند تا کشته شوند. این پرسش مطرح است که چرا رجوی کادرهای باسابقه‌ی سازمان را به عملیات مرصاد فرستاد که به‌منزله‌ی قتلگاه بود؟! بالاخره هر سازمانی کادرهای قدیمی و برجسته‌ی خودش را حفظ می‌کند. از منظر من، رجوی عامدانه به‌دنبال حذف اینان بود.</p>
<p>این‌که فرمودید اعضای اولیه سازمان مجاهدین خلق آدم‌های تحصیل‌کرده بودند صحیح است. بله، عموماً تحصیل‌کرده و بسیار نخبه بودند. ولی مجذوب شدن و فراتر از آن رسیدن به مرحله‌ی ذوب در سازمان ربطی به هوش و نخبگی و تحصیلات دانشگاهی ندارد، به عوامل دیگری بستگی دارد.</p>
<p>برای نمونه به &#8220;فرقه مریمیه&#8221; نگاه کنیم. مریمیه را فردی به‌نام فریتیوف شوان بنیان نهاد و با مرگ شوان (۱۹۹۸) رهبری آن به مارتین لینگز (متوفی ۲۰۰۵) و سپس به سیدحسین نصر انتقال یافت. این فرقه به‌شدّت نخبه‌گرا است، قریب به هشتاد سال قدمت دارد و از ابتدا بسیار بسته و رازدار و در نتیجه تا سال‌های اخیر ناشناخته بود. بسیاری از اعضای آن تحصیلات عالی آکادمیک در غرب داشتند و تعدادی از آنان شخصیت‌های عالی علمی بودند که مسلمان شده و به‌شدّت شیفته‌ی اسلام بودند. شوان آنان را بر بنیاد گرایشی که در غرب به تصوف اسلامی وجود دارد، جذب کرد. یعنی آن چیزی که بیشتر موجب شد مسلمان شوند، همین جاذبه‌ی تصوف اسلامی بود. شوان توانست بر اساس این تعلّق، طریقت صوفی متشکّل از این افراد را، که بعضاً آدم‌های بزرگی بودند، از طریقتی معمولی تبدیل کند به فرقه‌ای مطیع رهبر و حتی دارای مناسک جنسی که در کتاب &#8220;مریمیه&#8221; شرح داده‌ام. مریمیه نمونه‌ای است که نشان می‌دهد افراد تحصیل‌کرده و برجسته هم می‌توانند مستعد باشند برای گروش به &#8220;کالت&#8221;.</p>
<div id="attachment_66469" style="width: 410px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-66469" class="size-full wp-image-66469" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nasr-Pahlavi.jpg" alt="سیدحسین نصر و محمدرضا پهلوی" width="400" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nasr-Pahlavi.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nasr-Pahlavi-150x150.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nasr-Pahlavi-300x300.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /><p id="caption-attachment-66469" class="wp-caption-text">سیدحسین نصر و محمدرضا پهلوی</p></div>
<p><strong>موگویی: فرمودید سازمان حدود ۵۰ هزار نفر از دانش‌آموزان و دانشجویان را عضوگیری کرد. سؤال جدّی این است که سازمان در بهمن ۵۷ با ۱۵۰ نفر از زندان آزاد می‌شود، چطور در عرض چند ماه این تعداد را جذب کردند؟ چطور در مدت کوتاهی به میلیشیا تبدیل شدند؟</strong></p>
<p>استاد شهبازی: عرض نکردم سازمان ۵۰ هزار عضو دانش‌آموز و دانشجو داشت. عرضم این بود که این حدود هوادار داشت به‌طور عمده در مدارس و دانشگاه‌ها. تفاوت است میان «عضو» و «هوادار». در سال‌های اولیه پس از انقلاب، تا استقرار در عراق، سازمان مجاهدین در عضوگیری بسیار سخت‌گیر بود و تعداد کمی را به عضویت درآورد که عمدتاً همان نیروهای قدیمی پیش از انقلاب بودند. در سال ۱۳۶۰ تعداد اعضای سازمان مجاهدین فقط ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر گزارش شده است که خیلی فاصله دارد با چند ده هزار هوادار.</p>
<p>سازمان از ابتدا جریانی بود که بر اساس مشی مسلحانه ایجاد شده و در فضای خشن پلیسی زمان شاه به اقداماتی دست زد که برای بخشی از نسل جوان آن زمان جاذبه داشت ولی این تأثیر فراگیر نبود. از زمان راهپیمایی‌های تهران در شروع انقلاب در اواخر سال ۵۶ و سال ۵۷ یادم است که مجاهدین، که تازه از زندان آزاد شده بودند، سعی می‌کردند بدون بالا بردن پرچم مستقل خود در جاهایی هدایت تظاهرات را به دست گیرند. از تیپ و شعارهایشان معلوم بود که مجاهدین خلق هستند. مردم مقاومت می‌کردند و هیچ‌وقت نتوانستند شعارهایشان را عمومی بکنند. سازمان‌یافته می‌آمدند و بلندگو و وانت داشتند.</p>
<p>انقلاب که پیروز شد، به دلیل همان جاذبه‌های مبارزه چریکی برای نسل جوان و نوجوان، پایگاه قابل توجه چند ده هزار نفره پیدا کردند که البته قابل مقایسه با پایگاه اجتماعی نظام نبود. ولی بر بنیاد همین پایگاه توانستند جامعه را به سمت تعارض ببرند و موج مهم تروریستی ۱۳۶۰ را ایجاد کنند.</p>
<p>در اینجا باید تأکید کنم که با گذشت سه دهه از ترورهای دهه‌ی ۶۰ به بازنگری درباره‌ی نقش مجاهدین خلق در حوادث پس از انقلاب نیاز داریم. برخلاف گذشته، امروزه معتقدم که &#8220;کانون‌هایی پنهان&#8221; از مجاهدین خلق برای &#8220;عملیات‌های پوششی&#8221;استفاده کردند. یعنی کانون‌هایی تلاش کردند مجاهدین خلق را به این سمت سوق دهند، البته با همدستی کامل خود رجوی، که از نظر من از درون زندان قبل از انقلاب با این کانون‌ها همکاری داشت، تا مجاهدین خلق را تبدیل کنند به «جریانی پوششی&#8221; که بتوانند تمامی &#8220;حرکت‌های تروریستی&#8221; را به نام آن استتار کنند. یعنی قبول ندارم که همه‌ی ترورهایی که شد کار مجاهدین خلق بود. بلکه آن‌ها را به این سمت بردند تا به پوشش بسیار بزرگی تبدیل کنند. همین الان هم بعضی کارهای تروریستی به مجاهدین خلق نسبت داده می‌شود در حالی که در مواردی قطعاً می‌دانیم که کار کالت رجوی نیست. در مورد فرقان نیز همین نظر را دارم، یعنی ترورهای فرقان کاملاً با نقشه و فکر انجام شد و گزینش چهره‌های هدف برای ترور، به‌ویژه شهید مطهری و سپهبد قرنی و حاج مهدی عراقی، کاملاً هدفمند بود و هر یک دلیل بسیار مهمی داشت.</p>
<p>از دوران استقرار در عراق وضع سازمان مجاهدین خلق از نظر کیفیت نیروها با وضع قبل از انقلاب و سال‌های اولیه انقلاب به‌کلّی متفاوت می‌شود. یعنی اگر در شروع کار در نیمه‌ی دوم دهه‌ی ۱۳۴۰، دانشجویان نخبه عضو سازمان شدند، در دوران جدید اعضای سازمان تقلیل پیدا می‌کند به نیروهای سطح پائین که تنها شاخص آن‌ها &#8220;اطاعت از تشکیلات&#8221; و &#8220;پذیرش رهبری کالت&#8221; (رجوی) است. در آن دوران به جذب نیرو از میان اسرای جنگی ایران از درون اردوگاه‌های بعثی روی آوردند و الان هم می‌بینید که سیاهی لشکرهای آنان در تجمّعات و راهپیمایی در اروپا و آمریکا افرادی هستند که پناهنده شدند یا می‌خواهند پناهنده شوند و در پی حمایت برای اخذ پناهندگی یا تداوم زندگی در غرب هستند و سازمان مجاهدین خلق با ایجاد چترهای حمایتی آن‌ها را جذب می‌کند. یعنی تفاوت پایگاه اجتماعی سازمان در سه دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ و ۷۰ به‌روشنی قابل مشاهده است.</p>
<p><strong>موگویی: گفتید &#8220;کانون‌هایی&#8221; سازمان را اداره می‌کنند و رجوی قبل از انقلاب در خدمت این &#8220;کانون‌ها&#8221; قرار گرفت. در این‌باره کمی توضیح دهید.</strong></p>
<p>استاد شهبازی: درباره‌ی رفتار مسعود رجوی در دهه‌ی ۱۳۶۰ تحلیل‌های مختلفی وجود دارد. یک تحلیل بسیار رایج، رجوی را فردی متوهّم می‌داند که به‌دلیل غرور افراطی و بر اساس محاسبه‌های اغراق‌آمیز و دور از واقعیت به اقدامات ماجراجویانه‌ای دست زد که در حکم خودکشی بود. منظور اعلام جنگ مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و سپس عملیات فروغ جاویدان یا همان مرصاد در مرداد ۱۳۶۷ است. ترورهای دهه‌ی ۶۰، فضای سیاسی باز و متکثّر پس از انقلاب را عمیقاً دگرگون کرد و بر حیات سیاسی و به تبع آن فرهنگی و اقتصادی ایران تأثیرات بسیار عمیق گذاشت. مورد مهم دوم همان عملیات فروغ جاویدان است که با پایان‌یافتن جنگ، قشون نظامی کوچک کالت رجوی، مرکب از چهار پنج هزار نفر یعنی در حد یک تیپ، به‌شکلی احمقانه وارد ایران شد و طبعاً قتل‌عام شدند. تحلیل اول معتقد است که غرور یا حماقت یا توهّم شدید مسعود رجوی و تبعیّت کورکورانه‌ی کالت از فرامین رجوی باعث این عملیات‌ها شد. بر اساس این تحلیل، برخی معتقدند که لابد رجوی با یقین به پیروزی و سقوط نظام، عملیات فروغ جاویدان را انجام داد و حتماً دارای پشتوانه‌ی قوی در تهران و سایر شهرها بود و با اتکاء به این پشتوانه، عملیات کرد وگرنه دیوانه نبود که چنین کاری بکند.</p>
<p>از نظر من، اقدامات ماجراجویانه و ظاهراً متوهمانه یا احمقانه رجوی، به‌ویژه &#8220;تروریسم کور&#8221; دهه‌ی ۱۳۶۰ و سپس &#8220;عملیات فروغ جاویدان&#8221; در مرداد ۱۳۶۷، معطوف به اهداف دیگری بود غیر از پیروزی سازمان مجاهدین خلق، یعنی ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران و تصرف قدرت سیاسی توسط آنان، و &#8220;کانون‌هایی&#8221; فراتر از مجاهدین خلق این اهداف را تعیین کردند و از طرق مختلف، به‌ویژه از طریق مسعود رجوی، سازمان فوق را به این سمت سوق دادند.</p>
<p>همان‌طور که گفتم، &#8220;کالت رجوی&#8221; تطوّر &#8220;سازمان مجاهدین خلق&#8221; بود بر محور &#8220;پرستش رجوی&#8221; که از درون زندان زمان شاه آغاز شد و پس از انقلاب تا زمان بنی‌صدر سیر تطوّر آن از &#8220;سازمان سیاسی&#8221; به &#8220;کالت&#8221;، به نقطه‌ی مطلوب رسید و بعداً با &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; شکل نهایی یافت. سازمانی که تبعیّت کورکورانه از رهبرش دارد می‌تواند به‌عنوان اهرمی بسیار مناسب برای رسیدن به اهداف &#8220;کانون‌های مخفی&#8221; عمل کند، یعنی همان &#8220;کانون‌هایی&#8221; که به رهبر بلامنازع شدن رجوی یاری رسانیدند و این راه را از طریق اعدام و حذف رقبایش از زمان شاه هموار کردند. اسم این کانون‌ها را &#8220;شبکه&#8221; می‌گذارم و بعداً توضیح می‌دهم که منظورم چیست.</p>
<p>این کالت دارای کارکردهای معینی است که &#8220;شبکه&#8221; برایش تعریف کرده و از طریق شخص مسعود رجوی، و هسته‌ی کوچک پیرامون او، این کارکردها را تحقّق می‌بخشید. اگر این کارکردها را آن‌گونه بدانیم که من می‌بینم، نمی‌توانیم ادعا کنیم که چون &#8220;تروریسم کور&#8221; دهه ۱۳۶۰ شکست خورد یا عملیات فروغ جاویدان به سرعت و شدّت سرکوب شد، پس این دو عملیات عظیم به اهداف خود نرسیدند. ولی اگر اهداف این دو عملیات بزرگ را همان بدانیم که اعضای کالت رجوی می‌گویند، و خیلی‌ها این‌طور تصور می‌کنند و من نیز قبلاً این‌طور می‌دیدم، یعنی &#8220;ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی&#8221;، قطعاً دو عملیات فوق با &#8220;شکست فاحش&#8221; به پایان رسیدند.</p>
<p>اما اگر اهداف این دو عملیات را کارکردی بدانیم که &#8220;شبکه&#8221; برایش تعریف کرده، باید بررسی شود که این دو عملیات به اهدافش رسیده یا خیر. برای این کار باید عملیات مجاهدین با دقت و از منظر جدیدی شناخته و تحلیل شود. از نظر من، بخشی از ترورها کار خودِ مجاهدین بود ولی بخشی، مانند انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰ دفتر نخست‌وزیری و شهادت رئیس‌جمهور (رجایی) و نخست‌وزیر (باهنر)، فراتر از مجاهدین است. این همان کارکرد واقعی مجاهدین است، یعنی استتار اقدامات تروریستی &#8220;شبکه&#8221; در چهل ساله‌ی پس از انقلاب که هماره کالت رجوی مسئولیت آن را متقبل شده تا این &#8220;کل&#8221; ناشناخته بماند.</p>
<p><strong>موگویی: هدف واقعی از &#8220;تروریسم کور&#8221; دهه‌ی ۱۳۶۰ و نیز &#8220;عملیات فروغ جاودان&#8221; مرداد ۱۳۶۷ چه بود؟</strong></p>
<p>استاد شهبازی: عرض کردم که برخلاف تحلیل رایج و جاافتاده، اهداف واقعی این دو پروژه‌ی بزرگ نمی‌توانست &#8220;ساقط کردن نظام&#8221; باشد. اگر کالت رجوی را از ابزارهای مهم &#8220;شبکه‌ی پنهانی&#8221; بدانیم که از آن استفاده می‌کند برای دو کارکرد اصلی: ۱) استتار عملیات شبکه، ۲) تأثیرگذاری و جهت‌دهی (مانیپولاسیون) نظام جمهوری اسلامی ایران، &#8220;تروریسم دهه‌ی ۱۳۶۰&#8221; و &#8220;عملیات فروغ جاویدان&#8221; یک هدف مشترک را دنبال می‌کردند که &#8220;رادیکالیزه و سکتاریزه کردن جمهوری اسلامی&#8221; بود و &#8220;مانیپولاسیون&#8221; یعنی &#8220;دستکاری در فرایند طبیعی تطوّر نظام سیاسی ایران&#8221;. می‌توان گفت که عملیات ۱۳۶۷ فاز نهایی این پروژه بود.</p>
<p>کادرها و اعضای مجاهدین این اهداف واقعی را نمی‌شناختند و مانند رعایایی مطیع به قربانگاه می‌رفتند. «کانون‌هایی» که هدایت مجاهدین خلق را به‌دست داشتند، به‌طور عمده از طریق مسعود رجوی، خود این سازمان را نیز به‌عنوان سازمانی چپ‌گرا منهدم و به گروهی مزدور شبیه به ارتش‌های خصوصی موسوم به مرسنری‌ها تبدیل کردند. «مرسنری» به مزدورانی گفته می‌شود که از سوی کمپانی‌ها و بعضی دولت‌های غربی، مانند بلژیک، برای جنگ در مستعمرات آفریقا و آمریکای لاتین استخدام و اعزام می‌شدند.</p>
<p>اگر مجاهدین خلق پس از انقلاب راهکاری شبیه به مشی حزب توده و به تبع آن سازمان فدائیان خلق (اکثریت) در پیش گرفته بود، یعنی همکاری با نظام، و بهانه‌ای به دست نمی‌داد برای تند شدن فضای سیاسی و حذف شدن سازمان فوق و به تبع آن سایر سازمان‌های چپ‌گرا، امروزه نیز حضور داشتند چون بهانه‌ای برای حذف‌شان نبود و همان فرایند سال‌های اولیه‌ی پس از انقلاب تداوم پیدا می‌کرد و شاید الان نیز در مجلس، قدرتمند یا ضعیف، حضور داشتند.</p>
<div id="attachment_66471" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-66471" class="size-full wp-image-66471" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek-Terror-202509.jpg" alt="درگیری مسلحانه " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek-Terror-202509.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek-Terror-202509-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek-Terror-202509-390x220.jpg 390w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-66471" class="wp-caption-text">درگیری مسلحانه منافقین و نیروهای کمیته در جنوب میدان ولی عصر</p></div>
<p>در تروریسم کور دهه‌ی ۱۳۶۰، هرچند مجاهدین خلق فکر می‌کردند که اهداف خود را پیش می‌برند، ولی آن&#8221;کانون‌هایی&#8221;که از این سازمان به‌عنوان اهرم مهم خود استفاده می‌کردند به‌دنبال تحقّق برنامه‌های خود بودند. یعنی &#8220;کانون&#8221; هوشمند و باتجربه‌ای وجود داشت که برای مواجهه با انقلاب و نظام جدید برنامه‌ریزی می‌کرد و از طریق امکانات وسیع و اهرم‌های متعدد و متنوّع خود این برنامه‌ها را اجرا می‌کرد.</p>
<p>در این برنامه‌ها قربانی‌کردن اعضای مجاهدین خلق اهمیّتی ندارد و رجوی با عِلم به این پیامدها از دستورات &#8220;کانون‌های فوق&#8221; پیروی می‌کرد. طبق این تحلیل، ما نباید پیامدهای عملیات تروریستی دهه‌ی ۶۰ و عملیات تهاجمی مرداد ۱۳۷۶ (عملیات مرصاد) را با فاکتور پیروزی مجاهدین، به معنی &#8220;ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران&#8221;،‌ ارزیابی کنیم، بلکه باید ببینیم پیامد این اقدامات چیست و آیا آن &#8220;کانون‌هایی&#8221; که می‌توانند برنامه‌ریزِ این دو حرکت بزرگ باشند، به اهداف خود رسیدند یا نرسیدند؟</p>
<p>همین الان نیز حمایت عجیبی که از کالت رجوی وجود دارد، احمقانه نیست. همکاری افرادی مانند رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک، و جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، با مجاهدین و حمایت قوی کانون‌هایی در غرب از این کالت بسیار قابل تأمل است. برای شناخت سیر تطوّر مجاهدین خلق از آغاز تا امروز و کارکردهای واقعی مجاهدین خلق، نباید آن را به تأویل‌هایی ساده‌اندیشانه مانند طمع جولیانی یا بولتون به دریافت چندرقاز پول بابت سخنرانی در فلان همایش مجاهدین خلق و غیره فروکاست. پرداخت پول بابت سخنرانی یا مصاحبه رفتار متعارف است در غرب و کسانی مانند جولیانی و بولتون نیازی به ده بیست هزار دلار پول بابت این سخنرانی‌ها ندارند. مسأله بسیار فراتر از این حرف‌هاست. این توجیهات را برای فریب دادن مجدّد ما مطرح می‌کنند تا مانند گذشته کارکردهای واقعی مجاهدین خلق را نشناسیم و کور بمانیم.</p>
<p>از این منظر، باید مجاهدین خلق را مهره‌ای مهم در سازوکاری بسیار عظیم و گسترده دید که کارکرد خاص خود دارد. بقیه‌ی کانون‌های ضد ایرانی نیز کارکردهای خود را دارند. همه‌ی اینها سیستمی را می‌سازند که هدفش &#8220;تخریب انقلاب و ارزش‌های آن&#8221; و &#8220;مهار کردن جمهوری اسلامی ایران&#8221; و سوق دادن آن به سمت و سوی مطلوب بوده و هست. به‌عبارت دیگر، مجاهدین خلق فقط یک بخش از این سیستم با مأموریت خاص و معین هستند که، بنا به نقش تعریف شده توسط سیستم، مأموریت خود را انجام داده و می‌دهند.</p>
<p><strong>موگویی: این تحولات به گرایش چپ مجاهدین هم ربط داشت؟</strong></p>
<p>استاد شهبازی: بله. در زمان پیروزی انقلاب، تحلیل‌گران سیاسی و اطلاعاتی غرب سازمان مجاهدین خلق را جریانی چپ‌گرا و متمایل به مارکسیسم، ولی آمیخته با ایدئولوژی اسلامی، می‌دانستند با پتانسیل بالای گرایش به شوروی. از این منظر، مجاهدین خلق مهم‌ترین پایگاه سیاسی بالقوه اتحاد شوروی در ایران ارزیابی می‌شد و به این دلیل سوژه‌ی بسیار مهم &#8220;سرویس‌های اطلاعاتی غرب&#8221; و &#8220;شبکه‌‌های مخفی پیمان ناتو&#8221; در داخل ایران بود. در فضای ۴۵ ساله‌ی &#8220;دوران جنگ سرد&#8221;، سرویس‌های غربی تمامی عملیات خود را بر محور اصلیِ &#8220;مقابله با گسترش شوروی&#8221; طراحی می‌کردند. سایر مسائل، اهمیت درجه‌ی دو داشتند و با این شاخص سنجیده می‌شدند. این فضای موسوم به &#8220;جنگ سرد اطلاعاتی&#8221; تا فروپاشی و سرانجام انحلال رسمی اتحاد شوروی در دی ۱۳۷۰ (دسامبر ۱۹۹۱) ادامه داشت. خطی که مسعود رجوی دنبال کرد، به‌سرعت این سازمان &#8220;چپ‌گرا&#8221; را به گروهی وابسته به &#8220;راست‌گراترین&#8221; کانون‌های غربی بدل کرد. به این ترتیب، از سال ۱۳۶۰ مهم‌ترین پایگاه بالقوه داخلی شوروی در ایران، از منظر سرویس‌های غربی، خنثی شد و فراتر از آن در خدمتِ کانون‌های غربی قرار گرفت.</p>
<p><strong>موگویی: درباره‌ی نقش &#8220;سرویس‌های اطلاعاتی دوران جنگ سرد&#8221; بیشتر توضیح می‌دهید؟</strong></p>
<p>استاد شهبازی: در دوران ۴۵ ساله‌ی &#8220;جنگ سرد&#8221;، در چارچوب &#8220;عملیات اطلاعاتی پیمان ناتو&#8221; در اروپای غربی و بعضی کشورهای دیگر از جمله و به‌ویژه ایران، که در همسایگی اتحاد شوروی و در حد فاصل شوروی با منطقه‌ی مهم نفتی و استراتژیک خلیج فارس قرار داشت، &#8220;شبکه‌های بسیار مخفی&#8221; ایجاد شدند. این شبکه‌ها دارای ذخایر پنهان سلاح و پول بودند و وظیفه داشتند در زمانی که خطر سلطه‌ی شوروی احساس می‌شود فعال شوند. با شروع انقلاب، که احتمال سقوط شاه مطرح شد، که غرب آن را مترادف با سلطه‌ی شوروی بر ایران می‌دید، این شبکه‌ها در ایران فعال شدند با مأموریت نفوذ در انقلاب و نظام برخاسته از انقلاب و پیشگیری از نزدیکی آن به شوروی.</p>
<p>با توجه به این‌که دنیای آن زمان دوقطبی بود، یعنی محوریت با دو قطب &#8220;غرب&#8221; به رهبری آمریکا و &#8220;شرق&#8221; به رهبری شوروی بود، ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا تأکید من بر &#8220;شبکه‌های مخفی غرب&#8221; است؟ دلیل این امر پایگاه بسیار استوار غرب در ایران است. شوروی فاقد چنین پایگاهی در ایران بود. ما حتی در قرن نوزدهم میلادی، یعنی در دوران قاجاریه نیز در درون جامعه ایران نیروهای اجتماعی مهمی را، از جمله در میان رجال بلندپایه سیاسی، به‌عنوان &#8220;پایگاه روسیه تزاری&#8221; و &#8220;روسوفیل&#8221; نمی‌شناسیم. به‌عکس، در آن زمان نیز جریانات غرب‌گرا در ایران بسیار قدرتمند بودند و به‌ویژه استعمار بریتانیا پایگاه گسترده‌ای در درون جامعه ایران و در میان رجال سیاسی قدرتمند ایران [انگلوفیل‌ها] داشت.</p>
<p>در زمان شاه، پایگاه اجتماعی و سیاسی شوروی در ایران محدود بود به بخش اندک و کم‌شماری از جامعه که به‌طور عمده هواداران حزب توده بودند که غیرقانونی شده و به‌شدّت سرکوب می‌شد. تک و توک افرادی نیز به‌عنوان جاسوس شوروی در ارتش و نیروهای نظامی و دولتی فعالیت می‌کردند که خیلی مهم نبودند. درواقع، اندکی پس از وقوع انقلاب بلشویکی روسیه در سال ۱۹۱۷ میلادی، با استقرار حکومت رضا شاه، ایران به دژی استوار و تقریباً نفوذناپذیر برای قدرت‌های غربی تبدیل شد و این وضع تا انقلاب ۱۳۵۷ ادامه یافت. بافت اقتصاد ایران غربی بود. فضای فکری و فرهنگی جامعه نیز متأثر از غرب بود. این گرایش به غرب تا الان قدرتمند است.</p>
<p>بنابراین، در ایران زمان محمدرضا شاه &#8220;سرویس‌های اطلاعاتی غرب و پیمان ناتو&#8221; از دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، در چارچوب برنامه‌ی عظیم و پرهزینه‌ای که &#8220;استی بیهایند&#8221; Stay Behind نامیده می‌شد، &#8220;شبکه‌های پنهان&#8221; بسیار مفصّلی ایجاد کردند به‌صورت هسته‌های کوچک و پراکنده و غیرمرتبط با هم که طبق پروتکل ناتو ذخایر اسلحه و پول و دستگاه‌های ارتباطاتی، به‌صورت دفینه‌های مخفی، در اختیار داشتند. &#8220;استی بیهایند&#8221; به معنی &#8220;پشت سر ماندن&#8221;‌ است. نیروهای استی بیهایند به واحدهایی اطلاق می‌شود که در سرزمین اشغال شده، در پشت جبهه، باقی می‌مانند یا مستقر می‌شوند و به عملیات اطلاعاتی و تخریبی علیه نیروهای اشغالگر دست می‌زنند.</p>
<p>تلقّی انقلابیون این بود که شاه سقوط کرده و سازمان امنیت شاه، یعنی ساواک،‌ متلاشی شده ولی کسی این شبکه‌ها را نمی‌شناخت که در درون جامعه ایران حضور قدرتمند داشتند و با شروع امواج انقلاب مأموریت آنان تازه آغاز شده بود.</p>
<p>اولین اطلاع ما از شبکه‌ها یا &#8220;ارتش‌های سرّی پیمان ناتو&#8221; در نیمه‌ی اول دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی و در فضای باز ناشی از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد و جهان دوقطبی است. وجود این شبکه‌ها ابتدا در جریان تحقیقات قضایی درباره ترورهای گسترده و مرموز ایتالیا کشف شد و جولیو آندرئوتی، نخست‌وزیر وقت، در جلسه‌ی ۲۴ اکتبر ۱۹۹۰ / ۲ آبان ۱۳۶۹ پارلمان ایتالیا به وجود آن اعتراف کرد. کمی بعد در سراسر اروپای غربی وجود این &#8220;ارتش‌های سرّی&#8221; به اثبات رسید و در برخی کشورها درباره‌ی فعالیت‌های آنان و دستکاری‌شان در تحولات سیاسی داخلی، تحقیقات پارلمانی مفصّلی انجام گرفت. یکی از بهترین این تحقیقات به کمیسیون تحقیق مجلس سنای بلژیک تعلق دارد که منتشر شده است. این شبکه‌ها یا &#8220;ارتش‌های سری پیمان ناتو&#8221; به &#8220;گلادیو&#8221; شهرت یافتند. این حوادث بسیار مهم مصادف با سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی ۱۳۷۰ در ایران است، ولی این جنجال بزرگ در ایران بازتاب نداشت و درباره‌ی احتمال وجود شبکه‌های مشابه در ایران کمترین پرسش و حساسیتی ایجاد نشد!!</p>
<p>در بعضی دستورالعمل‌های درونی &#8220;شبکه‌های سرّی&#8221;، &#8220;ایجاد آشوب در جامعه&#8221; از طریق تروریسم برای تأثیرگذاری بر ساختار سیاسی جامعه ترسیم شده که به &#8220;استراتژی تنش&#8221; شهرت یافته، به معنی &#8220;تأثیرگذاری و نفوذ و تسلّط از طریق ایجاد تنش&#8221;. هدف این است که &#8220;نظم موجود&#8221; را گیج کنند و اهداف خود را تحقّق بخشند. از زمان پیروزی انقلاب این &#8220;استراتژی تنش&#8221; دقیقاً با همان مختصاتی که در جزوات درونی &#8220;ارتش‌های سرّی ناتو&#8221; توصیف شده، در ایران شروع شد، به معنی درگیر کردن نظام برخاسته از انقلاب با ترورها و شورش‌ها و آشوب‌های محلی. مهم‌ترین وجه این &#8220;استراتژی تنش&#8221; همان &#8220;تروریسم کور&#8221; است که مجاهدین خلق در دهه‌ی ۱۳۶۰ اجرا کردند.</p>
<p>از این‌رو، برای من کاملاً معقول و قابل تصور است که بخش مهمی از موج بزرگ تروریسم کور دهه‌ی ۱۳۶۰ کار مجاهدین خلق نباشد؛ کار هسته‌های پنهان مسلح &#8220;شبکه&#8221; یا همان هسته‌های مسلّح کوچک و پراکنده‌ی مخفی باشد که انجام می‌دادند و ناپدید می‌شدند و مجاهدین خلق به ریش می‌گرفتند. شبیه به عملیاتی که در دی ۱۳۹۶ در برخی شهرهای ایران اجرا شد با هدف جرقه زدن برای شروع آشوب‌های شهری که موفق نبود.</p>
<p>عرض کردم که یکی از کارکردهای اصلی مجاهدین خلق همین بود که کلیه‌ی فعالیت‌های خرابکارانه و تروریستی هسته‌های سرّی فعال در ایران را استتار کند. در این زمینه تا به امروز بسیار موفق بودند. تشکیلات مفصّلی با بودجه‌ی کلان، در حد مهم‌ترین اداره‌ی کل معاونت امنیّت وزارت اطلاعات، برای رصد کردن فعالیت‌های &#8220;مجاهدین خلق&#8221; ایجاد شد ولی حتی در حد یک جزوه‌ی کوچک، فعالیت‌های اطلاعاتی پیمان ناتو و متحدانش و هسته‌های پنهان فعال در داخل ایران شناخته و معرفی نشدند. این همان &#8220;استتار&#8221; بلکه &#8220;کوری محض&#8221; است که با هوشمندی در پیرامون جنجال &#8220;مجاهدین خلق&#8221; ایجاد شد.</p>
<p>در این چارچوب، من &#8220;فرارهای زنجیره‌ای&#8221; بعضی زندانیان سیاسی از زندان‌های زمان شاه را،‌ که مهم‌ترین آن‌ها فرارهای سیروس نهاوندی و اشرف دهقانی و تقی شهرام بود، سناریوی &#8220;شبکه&#8221; از طریق هسته‌ی کوچکی در درون ساواک می‌بینم؛ هسته‌ی کوچکی که پرویز ثابتی از شاخص‌ترین چهره‌های آن است و الزاماً با ساواک یکی نیست. این نکته اهمیت اساسی دارد برای شناخت سیاسی- اطلاعاتی ما.</p>
<p>به این ترتیب، &#8220;شبکه&#8221; عواملی در گروه‌های سیاسی چپ مارکسیستی، مجاهدین خلق و همین‌طور در بین نیروهای هوادار نظام جمهوری اسلامی ایران داشت، به‌طور عمده از طریق زندانیان سیاسی سابق که به‌هردلیل به همکاری با تیم پرویز ثابتی روی آورده بودند، و از طریق این نیروها توانست &#8220;استراتژی تنش&#8221;را پس از انقلاب دنبال کند. همان‌طور که عرض کردم، این &#8220;استراتژی تنش&#8221; علاوه بر دستکاری و تأثیرگذاری عمیق بر فرایندهای سیاسی نظام برخاسته از انقلاب، بر خودِ سازمان مجاهدین خلق نیز دو تأثیر بزرگ داشت: یکی تبدیل شدن رجوی به رهبر مطلقه و کاریزماتیک کالت و دیگری تهی کردن پتانسیل ضد آمریکایی و ضد غربی مجاهدین خلق و تبدیل آن به تشکیلاتی شبیه به ارتش‌های مزدور خصوصی یا همان مرسنری‌ها.</p>
<p>اندیشکده مطالعات یهود</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66425">مجاهدین خلق؛ تطور از &#8220;سازمان&#8221; به &#8220;کالت&#8221;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66425/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مایکل روبین: مجاهدین خلق به دنبال انکار یا مسکوت کردن تناقضات خود هستند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66307</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66307?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Sep 2025 10:54:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[از نگاه دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66307</guid>

					<description><![CDATA[<p>مایکل روبین، روزنامه‌نگار برجسته آمریکایی و مقام سابق پنتاگون، ادعا می‌کند که مجاهدین خلق و ویترین سیاسی آن، شورای ملی مقاومت، به دنبال انکار یا مسکوت کردن مباحث درباره تناقضات در فعالیت‌های خود هستند تا اینکه در مورد آن توضیح دهند. روبین در پاسخ به نامه نماینده مجاهدین خلق، علی صفوی، به سردبیر نشریه میدل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66307">مایکل روبین: مجاهدین خلق به دنبال انکار یا مسکوت کردن تناقضات خود هستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مایکل روبین، روزنامه‌نگار برجسته آمریکایی و مقام سابق پنتاگون، ادعا می‌کند که مجاهدین خلق و ویترین سیاسی آن، شورای ملی مقاومت، به دنبال انکار یا مسکوت کردن مباحث درباره تناقضات در فعالیت‌های خود هستند تا اینکه در مورد آن توضیح دهند.</p>
<p>روبین در پاسخ به نامه نماینده مجاهدین خلق، علی صفوی، به سردبیر نشریه میدل ایست فورم (Middle East Forum) می‌نویسد: &#8220;سازمان‌هایی که توهین به شخص را بر بحث بی‌طرفانه اولویت می‌دهند، این کار را می‌کنند زیرا می‌دانند که نمی‌توانند با حقایق پیروز شوند.&#8221;</p>
<p>علی صفوی ادعا می‌کند که روبین با انتقاد از این گروه در مقالات خود، از جمله <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65539">مقاله‌ای</a> که در ۷ ژوئیه ۲۰۲۵ در میدل ایست فورم آبزرور با عنوان &#8220;سازمان مجاهدین خلق ایران اکنون بی‌اهمیت است. آیا منحل خواهد شد؟&#8221; منتشر کرد، همچنان به تقویت روایت‌های دولت ایران علیه مجاهدین خلق ادامه می‌دهد.</p>
<p>روبین با پذیرش مسئولیت آنچه نوشته بود، گفت: &#8220;آقای صفوی درست می‌گوید که من در چندین مورد بر اساس تاریخ، رفتار و ابهامات مجاهدین خلق از آنها انتقاد کرده‌ام.&#8221; با این حال، روبین به درستی تاکید می‌کند که مجاهدین خلق به جای اذعان به انتخاب‌هایشان، اغلب با حملات شخصی از مسیر اصلی منحرف می‌شوند.</p>
<p>او افزود: &#8220;اگر مجاهدین خلق و گروه‌های نیابتی مختلف آن چیزی برای پنهان کردن ندارند، باید به جای انتقاد از شفافیت، استقبال کنند.&#8221;</p>
<p>روبین به عنوان مدیر بخش تحلیل سیاسی میدل ایست فورم، از سال 2023 تاکنون، اعلام می‌کند که &#8220;میدل ایست فورم از فرصت مصاحبه عمومی و بدون پیش نوشت با مریم رجوی، رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران، برای مباحثه درباره گذشته این سازمان و پرداختن به نگرانی‌های بسیاری که این گروه همچنان از آنها طفره می‌رود، استقبال می‌کند.&#8221;</p>
<p>مایکل روبین عضو ارشد موسسه امریکن انترپرایز (AEI) است. او پیش از این به عنوان یک مقام رسمی در پنتاگون، جایی که با مسائل مربوط به خاورمیانه سروکار داشت، و به عنوان مشاور سیاسی حکومت موقت ائتلاف کار می‌کرد. او تاکنون چندین مقاله در انتقاد از مجاهدین خلق، رهبران آن و سازمان‌های پوششی آن مانند شورای ملی مقاومت نوشته است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66307">مایکل روبین: مجاهدین خلق به دنبال انکار یا مسکوت کردن تناقضات خود هستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66307/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آوارگی مجاهدین؛ بررسی وضعیت گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64549</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64549?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Mar 2025 06:44:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64549</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرایی تداوم آوارگی گروه تروریستی مجاهدین خلق به آلبانی و تاثیرهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در این کشور از موضوع‌های قابل توجه است. سیدطاهر موسوی، پژوهشگر حوزه نفاق در یادداشتی برای خبرگزاری میزان، تاثیرهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق را در آلبانی تحلیل کرد؛ مشروح این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64549">آوارگی مجاهدین؛ بررسی وضعیت گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چرایی تداوم آوارگی گروه تروریستی مجاهدین خلق به آلبانی و تاثیرهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در این کشور از موضوع‌های قابل توجه است.</p>
<p>سیدطاهر موسوی، پژوهشگر حوزه نفاق در یادداشتی برای خبرگزاری میزان، تاثیرهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق را در آلبانی تحلیل کرد؛ مشروح این یادداشت به شرح زیر است:</p>
<p>با سقوط رژیم صدام در سال ۲۰۰۳، گروه تروریستی مجاهدین خلق مجبور به ترک عراق شد و به دنبال پناهگاهی جدید در کشور‌های دیگر گشت؛ در نهایت، آلبانی به‌عنوان یکی از مقاصد اصلی این سازمان انتخاب شد؛ این یادداشت به بررسی وضعیت مجاهدین خلق در آلبانی می‌پردازد و تاثیرهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی حضور این گروه در این کشور را تحلیل می‌کند.</p>
<h3>تاریخچه حضور مجاهدین خلق در آلبانی</h3>
<p>با سقوط صدام در سال ۲۰۰۳، گروه تروریستی مجاهدین خلق که تا آن زمان در کشور عراق و زیر چتر حمایتی صدام قرار داشت، نیز به یکی از اهداف آمریکا تبدیل شد و توسط آمریکا به‌طور کامل خلع سلاح شد، اما آمریکا این سازمان را به‌طور کامل منحل نکرد، زیرا با توجه به تنش سیاسی که با ایران داشت، می‌توانست از این گروه به‌عنوان یک ابزار استفاده کند.</p>
<p>با فشار‌های جمهوری اسلامی ایران و همچنین دولت عراق مبنی بر خروج گروه تروریستی مجاهدین خلق از این کشور فشار همه‌جانبه‌ای علیه اعضای محصور گروه در پادگان اشرف به‌وجود آمد.</p>
<p>با توجه به اینکه این گروه در فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا، انگلیس و اتحادیه اروپا قرار داشت عملاً هیچ کشوری حاضر به پذیرش اعضای این سازمان نبود؛ این امر باعث شد تا برای حل این بحران نام این گروه تروریستی از فهرست کشور‌ها حذف شده تا راه خروج آن‌ها از کشور عراق هموار شود.</p>
<p>پس از خروج نام گروه تروریستی مجاهدین خلق از فهرست گروه‌های تروریستی، این سازمان به دنبال مکانی امن برای ادامه فعالیت‌های خود بود؛ در سال ۲۰۱۳، توافقی بین سازمان ملل، دولت آمریکا و دولت آلبانی صورت گرفت که براساس آن، اعضای گروه یادشده به آلبانی منتقل شدند.</p>
<p>آلبانی به دلایل مختلفی به‌عنوان مقصد نهایی انتخاب شد؛ نخست، این کشور از نظر جغرافیایی در اروپا قرار دارد و دسترسی به مراکز سیاسی و رسانه‌ای اروپایی را برای گروه تروریستی مجاهدین خلق فراهم می‌کند؛ دو، آلبانی به دلیل روابط نزدیک و وابستگی بسیار زیاد به آمریکا و ناتو، تعهدهای لازم برای برقراری امنیت اعضای سازمان فراهم می‌کند؛ سه، هزینه‌های زندگی در آلبانی نسبت به دیگر کشور‌های اروپایی پایین‌تر است و این امر به گروه تروریستی مجاهدین خلق اجازه می‌دهد تا با هزینه‌های کمتری به فعالیت‌های خود ادامه دهد.</p>
<p>همچنین طبق گزارش‌های موثق، آلبانی برای پذیرش اعضای این سازمان مبالغ هنگفتی از آمریکا کمک مالی دریافت کرده است.</p>
<h3>وضعیت کنونی گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی</h3>
<p>گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی در منطقه‌ای به نام &#8220;مانز&#8221; در نزدیکی پایتخت این کشور، تیرانا، مستقر شده است؛ این منطقه به‌عنوان پایگاه اصلی فعالیت‌های این سازمان در آلبانی شناخته می‌شود.</p>
<p>اعضای گروه در این منطقه در یک اردوگاه مسکونی زندگی می‌کنند و فعالیت‌های خود را از آنجا سازماندهی می‌کنند.</p>
<p>از نظر حقوقی، گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی به‌عنوان یک سازمان غیرقانونی شناخته نمی‌شود، اما فعالیت‌های آن تحت نظارت دولت آلبانی و نهاد‌های امنیتی این کشور قرار دارد.</p>
<p>دولت آلبانی تلاش کرده است تا تعادل مناسبی بین حمایت از این گروه و حفظ امنیت ملی خود برقرار کند؛ از یک سو، آلبانی باید محافظت و حمایت از اعضای گروه را در کشور خود تضمین کند و از سوی دیگر، دولت آلبانی باید اطمینان حاصل کند که فعالیت‌های گروه تروریستی مجاهدین خلق تهدیدی برای امنیت ملی این کشور ایجاد نمی‌کند.</p>
<h3>تاثیرهای سیاسی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی</h3>
<p>حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی تاثیرهای سیاسی قابل توجهی بر این کشور داشته است.</p>
<p>از یک طرف، این حضور باعث شده است که آلبانی در مرکز توجه دیپلماتیک و رسانه‌ای قرار گیرد؛ گروه تروریستی مجاهدین خلق از آلبانی به‌عنوان پایگاهی برای سوء تبلیغات و حمله‌های سایبری علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده می‌کند و این امر باعث شده است که روابط آلبانی با ایران تحت تاثیر قرار گیرد.</p>
<p>از سوی دیگر، حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی باعث ایجاد تنش‌هایی در روابط این کشور با ایران شده است؛ دولت ایران بار‌ها از آلبانی خواسته است که فعالیت‌های این گروه را محدود کند و حتی برخی از مقام‌های ایرانی تهدید کرده‌اند که در صورت ادامه حمایت آلبانی از این سازمان، روابط ۲ کشور به‌شدت تضعیف خواهد شد.</p>
<p>این تنش‌ها به شدت بر روابط اقتصادی و تجاری بین ۲ کشور نیز تاثیر منفی گذاشته است.</p>
<h3>تاثیرهای امنیتی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی</h3>
<p>از نظر امنیتی، حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی چالش‌هایی را برای این کشور ایجاد کرده است.</p>
<p>این گروه به‌عنوان یک موجودیت تروریستی، دارای ساختار سازمانی و منابع مالی قابل توجهی است که می‌تواند تهدیدی برای امنیت داخلی آلبانی محسوب شود؛ دولت آلبانی باید اطمینان حاصل کند که این گروه  از خاک این کشور برای انجام عملیات‌های تروریستی یا دیگر فعالیت‌های غیرقانونی استفاده نمی‌کند.</p>
<h3>تاثیرهای اجتماعی حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی</h3>
<p>حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی تاثیرهای اجتماعی نیز داشته است؛ از سوی دیگر، برخی از شهروندان نگران هستند که حضور این گروه ممکن است باعث ایجاد تنش‌های قومی و مذهبی در جامعه آلبانی شود.</p>
<p>گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی تلاش کرده است تا با انجام فعالیت‌هایی خود را به‌عنوان بخشی از جامعه آلبانی معرفی کند.</p>
<p>با وجود این، برخی از گروه‌ها و رسانه‌های محلی نسبت به اهداف واقعی این گروه تردید دارند و معتقدند که فعالیت‌های اجتماعی آن تنها یک پوشش برای اهداف سیاسی و امنیتی است.</p>
<h3>چالش‌های آینده</h3>
<p>حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی چالش‌های متعددی را برای آینده این کشور ایجاد می‌کند؛ نخست، دولت آلبانی باید حفظ امنیت ملی خود را به‌عنوان مهم‌ترین موضوع حفظ کند؛ این امر نیازمند همکاری نزدیک با نهاد‌های بین‌المللی و کشور‌های همسایه است.</p>
<p>دو، آلبانی باید به دنبال بهبود روابط خود با ایران باشد تا از تشدید تنش‌های دیپلماتیک جلوگیری کند؛ این امر می‌تواند از طریق گفت‌و‌گو‌های دیپلماتیک و ایجاد کانال‌های ارتباطی موثر با ایران انجام شود.</p>
<p>سه، جامعه آلبانی باید به‌طور فعال در مورد حضور گروه تروریستی مجاهدین خلق در کشور خود آگاه باشد و در مورد تاثیرهای این حضور به بحث و تبادل نظر بپردازد؛ این امر می‌تواند از طریق برگزاری میزگردها، کنفرانس‌ها و برنامه‌های کارشناسی انجام شود.</p>
<h3>نتیجه‌گیری</h3>
<p>گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی تاثیرهای قابل توجهی بر این کشور داشته است؛ حضور این گروه در آلبانی چالش‌های سیاسی، امنیتی و اجتماعی متعددی را ایجاد کرده است که نیازمند مدیریت دقیق و هماهنگ از سوی دولت آلبانی و نهاد‌های بین‌المللی است.</p>
<p>در عین حال، آلبانی باید به دنبال بهبود روابط خود با ایران باشد تا از تشدید تنش‌های دیپلماتیک جلوگیری کند.</p>
<p>سیدطاهر موسوی، پژوهشگر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64549">آوارگی مجاهدین؛ بررسی وضعیت گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64549/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بررسی روند اضمحلال سازمان مجاهدین خلق از سال ۶۰ تاکنون &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61877</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61877?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Sep 2024 07:01:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61877</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرقه رجوی این روزها باز هم  برای برگزاری سالگرد تاسیس تلاش می کند، آنها فکر می کنند در دنیای ارتباطات و در حالی که مردم دنیا و روشنفکران می توانند با یک جستجوی ساده به ماهیت و عملکرد هر گروه سیاسی دست یابند، بازهم قلب واقعیت نموده و اهداف وطن فروشانه خود را بپوشانند. بدیهی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61877">بررسی روند اضمحلال سازمان مجاهدین خلق از سال ۶۰ تاکنون &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرقه رجوی این روزها باز هم  برای برگزاری سالگرد تاسیس تلاش می کند، آنها فکر می کنند در دنیای ارتباطات و در حالی که مردم دنیا و روشنفکران می توانند با یک جستجوی ساده به ماهیت و عملکرد هر گروه سیاسی دست یابند، بازهم قلب واقعیت نموده و اهداف وطن فروشانه خود را بپوشانند. بدیهی است، هر چقدر هم تلاش کنند حقیقت عملکردهای خود را به دلیل صدها شاهد جدا شده، گزارشات مستند و هم چنین وقایع اتفاق افتاده در طی چهار دهه گذشته، نمی توانند تغییر داده و لاپوشانی کنند.</p>
<p>بدین مناسبت نگاهی گذرا به پروسه طی شده گروه مجاهدین خلق داشته‌ایم:</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق در سال ۶۰ با تغییر مشی خود از فعالیت سیاسی به مبارزه مسلحانه ماهیت تروریستی خود را نشان داد و هم چنین موجب اولین موج ریزش نیرویی شد.</p>
<p>اعمال افراطی و مسلحانه گروه ازجمله انفجار حزب جمهوری و دفتر ریاست جمهوری، ترور وسیع نیروهای انقلابی، دولتی، امام جمعه ها و به شهادت رساندن جمع قابل توجهی ازمردم در طول سال ۶۰ به حدی بود که تنفری عمیق از آن گروه شکل گرفت. روش شدن اهداف خصمانه سازمان و انزجار مردم باعث شد در سال ۶۱ تشکیلات نظامی فرقه  درهم کوبیده شود و باقیمانده آنها اقدام به فرار نمایند. در واقع طی سال های ۶۱ تا ۶۴ تشکیلات مجاهدین خلق در داخل کشور به طور کامل از بین رفت. لذا مجبور شدند فعالیت های خود را به شکل دیگری در خارج ادامه دهند.</p>
<p>پس از شکست در مبارزه مسلحانه که با دستگیری اکثریت اعضا شاخه نظامی و لو رفتن خانه های تیمی همراه بود سازمان فعالیت هایش را با تمرکز بر شورای جدید موسوم به ملی مقاومت درخارج کشور بنا کرد.</p>
<p>در این مرحله شورایی با شرکت سایر گروه های سیاسی و معاند تشکیل شد. رجوی، بنی صدر را رئیس جمهور و خود را نخست وزیر دولت به اصطلاح اپوزیسیون در تبعید نامید. طولی نکشید با اختلاف بر سر مسائل محتوایی از جمله جنگ، خود مختاری کردها و روابط با ایران، قریب به اتفاق گروه ها منجمله بنی صدر جدا شده و به صفی در مقابل تندروی های رجوی تبدیل شدند.</p>
<p>شورای کذایی که قرار بود متشکل از همه گروه ها، ادیان و تنوع تفکرات باشد به شورایی تک محور و در انحصار کامل مسعود رجوی تبدیل شد. حاصل، انزوا، روی گردانی و دلزدگی بیشتر سیاسیون ازمجاهدین خلق بود. تشکیل شورای متنوع برای جذب نیروهای اپوزیسیون در ظاهر و گام های اول قدم مهمی به نظر می رسید. اما با مشخص شدن ماهیت تمامیت خواه و خوی انحصارطلبی رجوی ورشکست شد.</p>
<p>اواخر سال ۶۳ انحرافی دیگر در ایدئولوژی مجاهدین خلق رخ داد. رجوی با انحراف از مواضع و عملکردهای قدیم سازمان با بحثی تحت عنوان انقلاب درونی و باصطلاح حقوق زنان مسیر دیگری را آغاز کرد. در این پروسه طلاق مریم قجر از همسرش مهدی ابریشم چی و ازدواج با رجوی باعث آشکار شدن انحراف شخص رجوی و دیدگاه های او در فضای سیاسی و انظار عمومی شد. جنجال اقدام فوق در بین سایر گروه‌ها و اعضای سازمان بازتاب منفی زیادی داشت و منجر به موج دوم ریزش نیرویی شد. تعدادی از اعضای قدیمی و رده اول فرقه در این مرحله جدا، برکنار و یا به حاشیه رفتند. از جمله علی زرکش و خواهرِ اشرف ربیعی، و پرویز یعقوبی …</p>
<p>سال ۱۳۶۵ رجوی به عراق نقل مکان کرد. با رفتن او به عراق و گسترش قرارگاه های نظامی بُعد دیگری از انحراف مرام، مزدوری و وابستگی سازمان مجاهدین خلق رو شد.</p>
<p>رجوی در عراق با فراخوان به نیروهای از هم پاشیده قدیمی ارتش نظامی موسوم به آزادیبخش را در سال ۱۳۶۶ تشکیل داد. او با حمایت از عراق در واقع طرف دشمن در حال جنگ با ایران را گرفت. در کمتر از یک سال به کمک های گسترده استخبارات عراق و پشتیبانی همه جوره نظامی و مالی دشمن بعثی، اقدام به یک سری عملیات در مرزها نمود. عملیات هایی چون آفتاب، چلچراغ و فروغ جاویدان و بعدها مروارید، در حالی که دستاورد این عملیات ها ناچیز بود اما در تعیین سرنوشت و عیان شدن ماهیت فرقه بسیار مهم بود. انتقال به عراق با واکنش منفی و گسترده مردم روبرو شد و باعث شد همگان نقش ستون پنجمی مجاهدین خلق را دریابند.</p>
<h3>عملیات فروغ جاویدان:</h3>
<p>اوج این تخاصمات حمله به مرزهای وطن پس از اعلام آتش بس بود. حمله ای که رجوی فروغ جاویدان و طرف مقابلش برای دفاع از مرزهای ایران &#8220;مرصاد&#8221; نامید. این عملیات، تبعات سنگین و جبران ناپذیری را برای رجوی رقم زد. مجاهدین خلق با ازدست دادن بیش از دو هزار عضو و به جا گذاشتن چندین هزار زخمی و از بین رفتن تمام ادوات نظامی شکست جاویدانی خوردند که هیچگاه قادر به ترمیم آن نشدند.</p>
<p>پس از شکست سنگین نظامی در سال۱۳۶۷ رجوی برای فرار از پذیرفتن مسئولیت با واقعه جنجالی دیگری خود را رهبر ایدئولوژیک فرقه اعلام کرد. او با افزایش محدودیت ها و ابداع قوانین فرقه ای چون طلاق های اجباری و جدا کردن کودکان از والدین سعی کرد بتواند جلوی ریزش نیرویی موج دوم را بگیرد و جایگاه خود را بیشتر ثبیت کند. با قطع ارتباط نیروها با دنیای بیرون درب های کمپ بسته و شرایط فرقه ای ایجاد شد. رجوی با هدف نمایش چهره ایدئولوژیکی از خویش و آرمان های شعارگونه برای حقوق زنان دست به چنین اقدامی زد. اما در حقیقت دست مردان را از قدرت و هژمونی تشکیلات کوتاه کرد. خود را به عنوان رهبر بلامنازع و مطلق اعلام کرد. نهایتاً این رویداد هم جایگاه مجاهدین خلق را در میان عموم و سایر نیروهای اپوزیسیون کاهش داد.</p>
<p>درتابستان ۱۳۷۲ مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور شورای ملی انحصاری مجاهدین خلق اعلام شد. در این دوره ظاهرا زنان درون سازمان در شورای فرقه گسترش بیشتری یافتند و مناصب کلیدی به آنان سپرده شد. که بیشتر این مسیر جهت هیاهوی تبلیغات و فریب انظار عمومی شکل می‌گرفت.</p>
<p>در حقیقت زنان درون سازمان هیچکاره و تحت سلطه رجوی بودند. سالهای بعد که تعداد کثیری از زنان و دختران از تشکیلات فرار نمودند ماهیت عملکرد مجاهدین خلق در رابطه با زنان بیشتر فاش شد.</p>
<p>در ادامه نمایش در همان سال برای رهایی از رکود و ریزش نیرویی بیشتر و جلب فضای سیاسیون، مریم رجوی را به اروپا فرستاد؛ تا تحت عنوان رئیس جمهور اپوزیسیون، فعالیت های سیاسی متنوعی را گسترش دهند که البته در هیچکدام از جبهه ها توفیق چندانی نیافتند.</p>
<p>مریم قجر به مدت چهار سال اروپا گردی نمود. شوهای مختلفی با برگزاری مهمانی های مجلل، عیاشی و شب نشنیی با خوانندگان لس آنجلسی تحت عناوین فعالیت سیاسی و دموکراسی خواهی ترتیب می داد و بدنبال جذب نیروی بیشتر بود. سایر اعضا بخش سیاسی نیز با لابی گری های مختلف و اقدامات رسانه ای به فعالیت علیه نظام ادامه می دادند اما طبق معمول دستاورد چندانی نیافتند.</p>
<h3>پولشویی و قاچاق:</h3>
<p>در این برهه پول های کلانی به واسطه همکاری با دولت صدام و قاچاق نفت بدست آورده بودند . مجاهدین خلق با تأسیس بنیادهای پوششی در اروپا، پول های حاصل از قاچاق نفت را در آن شرکت ها سرمایه گذاری نمود. ایجاد بنیاد های خیریه برای جمع آوری کمک مالی در اروپا از طریق کودکانی که از پدران و مادران خویش جدا شده و در اماکن مجاهدین خلق تحت کنترل بودند؛ از دیگر فعالیت های اقتصادی غیرقانونی در کنار بنیادهای پوششی پولشویی قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان بود.</p>
<p>بازوی نظامی هم در عراق کماکان با حمایت صدام به فعالیت های مختلف از جمله دامن زدن به بی ثباتی و امنیت زدایی اقدام می نمود. فرقه در هر مناقشه و آشوبی برای به هم ریختگی بیشتر اوضاع شرکت می کرد. تئوری رجوی بر شکل دادن تمام اعتراضات مسالمت آمیز به سمت خشونت و اعمال ستیزه جویانه بود که اکثرا با طرد گروه ها و تنفر مردم به شکست می انجامید.</p>
<p>در بین سال های ۷۴ تا ۸۰ دسته جات نظامی تحت عناوین واحدهای راهگشا تشکیل شد تا به دستور رجوی به دنبال ضربه زدن به امنیت و مشروعیت جمهوری اسلامی در دوره دولت اصلاحات عمل کنند. این روال تا زمان حمله آمریکا به عراق یعنی تا اواخر سال ۱۳۸۲ تداوم داشت.</p>
<p>اما در همان زمان با آغاز دیپلماسی جدید ایران مجاهدین خلق رو به افول رفتند و از طرف کشورهای اروپایی اقدامات مهمی علیه آنان شکل گرفت.</p>
<p>در سال۱۹۹۷ وزارت خارجه آمریکا این گروه را در لیست تروریستی قرار داد. سال۲۰۰۰ بریتانیا مجاهدین خلق را در لیست تروریستی قرار داد و آلمان هم در سال۲۰۰۱ دارایی این گروه را بلوکه کرد. در ادامه اتحادیه اروپا هم در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۲شمسی)گروه را به عنوان یک گروه تروریستی معرفی کرد. و مجاهدین خلق با از دست دادن مشروعیت بین المللی دچار ضربه دیگری شدند.</p>
<p>سقوط صدام در سال۲۰۰۳ (۱۳۸۳شمسی) یکی از مهمترین اتفاقات در تاریخ مجاهدین خلق است. حذف پشتیبانی نظامی و مالی صدام ضربه مهلکی بر پیکر مجاهدین خلق فرود آورد. با از بین رفتن موانع و حربه های محصورکردن نیروها، موج ریزش نیرویی سوم رقم خورد. حدود ۷۰۰ تن در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰5 (۱۳۸۳الی ۱۳۸۵شمسی) از کمپ اشرف گریخته و یا جدا شدند.</p>
<p>مرضیه رئیس الساداتی</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61877">بررسی روند اضمحلال سازمان مجاهدین خلق از سال ۶۰ تاکنون &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61877/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
