<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>تیم های عملیاتی مجاهدین</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/تیم-های-عملیاتی-مجاهدین</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 07 Jan 2024 12:09:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>تیم های عملیاتی مجاهدین</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/تیم-های-عملیاتی-مجاهدین</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>روایت زندان مخوف ابوغریب زخم و خیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا &#8211; قسمت یازدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58050</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58050#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jan 2024 12:09:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابوغریب]]></category>
		<category><![CDATA[تیم های عملیاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[حمید دهدار حسنی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58050</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل از ورود فرد جدیدی به ابوغریب گفتم که حسن نام داشت&#8230; حسن در مورد خبر مهمی از درون تشکیلات گفت: یادت هست که سال 79 سازمان اعلام کرد دو زن عضو تیم عملیاتی در ورود به ایران با نیروهای امنیتی درگیر و بعد از کشتن صدها تن از آنها خودشان قهرمانانه شهید [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58050">روایت زندان مخوف ابوغریب زخم و خیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا &#8211; قسمت یازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57847">قسمت قبل</a> از ورود فرد جدیدی به ابوغریب گفتم که حسن نام داشت&#8230;</p>
<p>حسن در مورد خبر مهمی از درون تشکیلات گفت: یادت هست که سال 79 سازمان اعلام کرد دو زن عضو تیم عملیاتی در ورود به ایران با نیروهای امنیتی درگیر و بعد از کشتن صدها تن از آنها خودشان قهرمانانه شهید شدند. بعد از آن چه داستان سرایی از کشته شدن آنها درست کردند؟ یادت هست در هر نشستی رجوی و مسئولین کشته شدن آن دو زن را چماقی کرده بودند برای کوبیدن بر سر ما؟ جواب دادم آره یادم هست. اسم یکی از آنها &#8220;م&#8221; بود ( چون این خانم سالهاست از فرقه جدا شده از بردن اسم کامل او معذورم ) گفتم مگر چه شده؟ حسن گفت هیچی فقط بعد از مدت ها مشخص شد که بینه های ساختگی انقلاب مریم زنده و اتفاقا علیه سازمان هم موضع گرفتند و باعث بی آبرویی رجوی شدند. آنقدر مسخره بود که حتی نشریه مجاهد شماره &#8230; که تمام صفحات آن به موضوع کشته شدن دو زن تیم عملیاتی اختصاص داده شده بود را جمع کردند. من خندیدم و گفتم خوب شد، تف سربالا شد برای رجوی می گویند چوب خدا بی صداست حالا قضیه این موضوع شده&#8230;</p>
<p>موضوع آن دو زن که عضو تیم عملیاتی مجاهدین بودند و اینکه چه اتفاقاتی بعد ازاعلام کشته شدن آنها در مناسبات افتاد، را خواهم گفت اما لازم می بینم کمی در مورد سابقه امر و اصلا اینکه جریان تیم های عملیاتی در مجاهدین چه بود و چه هدفی را رجوی دنبال می کرد بطور خلاصه توضیح دهم.</p>
<p>رجوی بعد از فرار از ایران در سال 65 با این تفکر احمقانه که عراق پیروز میدان جنگ با ایران است بطور رسمی به عراق رفت و علنا با دشمن متجاوز پیمان همکاری و در واقع مزدوری بست. به این امید که شاید به کمک صدام بتواند قدرت در ایران را بدست بگیرد. او بعد از ورود به عراق با فراخواندن هواداران ساده دل خود ارتشی تحت حمایت ارتش صدام ایجاد و شروع به انجام عملیات مرزی کرد و به آنها وعده تحقق زودهنگام سرنگونی داد، تا دو سال رجوی درهمین توهم بود. تا اینکه در سال 67 اعلام شد قرار است بین ایران و عراق آتش بس ایجاد شود که معادلات رجوی برای تحقق رویاهایش به هم خورد و اوضاع درون مناسبات هم از این خبر متشنج شد . اما یک هفته قبل از 3 مرداد سال 67 وی نشستی اضطراری حدودا 2 ساعته با کل نیروها در کمپ اشرف گذاشت و ابتدا کمی تحلیل های کشکی خود را از موضوع آتش بس ارائه داد و بعد با یک ژست توخالی اعلام کرد زمان عملیات سرنگونی فرا رسیده! اسم آن را هم گذاشت &#8220;عملیات فروغ جاویدان&#8221;</p>
<p>او در ادامه گفت : با اعلام آتش بس از سوی ایران من نزد سیدالرئیس (صدام ) رفتم و اوضاع داخل ایران را برایش تشریح و به او گفتم حکومت ایران از لحاظ نظامی &#8211; سیاسی از هم پاشیده و لحظه یکسره کردن کار آن توسط ما فرا رسیده و از وی خواستم یک هفته پاسخ به درخواست آتش بس را به تاخیر بیاندازید تا ما حکومت را سرنگون کنیم و آن وقت شما بیآئید با ما قرارداد صلح دائم ببندید! بنابراین سیدالرئیس هم موافقت کرده و از الان شما یک هفته برای آماده شدن فرصت دارید. طرح عملیات هم با فرماندهان شما مشخص شده و باصدای بلند به منظور تهییج کردن اعضا گفت می خواهیم شهاب وار ظرف 72 ساعت خودمان را به تهران برسانیم و کار رژیم را یکسره کنیم!!</p>
<p>او با سوء استفاده از بی خبری اعضا به دروغ گفت وارد ایران که شدید مردم شما را روی دوش خود تا تهران خواهند برد ! آنقدر که واقعا ما فکر کردیم کار تمام است و همه خوشحال شدیم که بالاخره می رویم ایران. حال صدام هم نمی دانم چه تفکری داشت و یا اینکه فریب رجوی را خورد که با درخواست او موافقت کرد و کلی تجهیزات و تسلیحات را هم در اختیار نیروهای سازمان قرار داد. به هرحال بعد از یک هفته شبانه روز کار طاقت فرسای آماده سازی در شب 3 مرداد سال 67 رجوی فرمان حرکت به سمت ایران برای انجام عملیات به اصطلاح سرنگونی را صادر کرد. اما در نهایت بعد از چند روز ماجراجویی رجوی سرانجامی جز شکست وکشته و مجروح و مفقود شدن بیش از 1400 نفر از نیروهایش را نداشت و تعداد کمی که توانستند به عراق برگردند همه سرخورده شده بودند. صدام هم که از رجوی نا امید شده بود آتش بس را پذیرفت و متعاقب آن تمامی تحرکات مجاهدین درداخل خاک عراق و بخصوص در مرزها را محدود و ممنوع کرد. حتی رادیو و تلویزیون آن را هم بست و این موضوع باعث ایجاد سرخوردگی و مسئله داری اعضا شد. بطوریکه زمزمه اینکه دیگر ماندن در عراق بی فایده است و کار سازمان تمام است در تشکیلات بالا گرفت و خیلی از اعضا اعلام جدایی کردند.</p>
<p>واقعا هم عقل و منطق حکم می کرد که رجوی خود به شکست اعتراف کند و به نیروهایش صادقانه اعلام می کرد که ما برای سرنگونی تلاش کردیم ولی نشد. بنابراین ماندن ما دیگر درعراق ضرورتی ندارد و هر کس که می خواهد می تواند پی زندگی خود برود . البته اگر چنین هم می گفت می بایست اول حساب خون هایی که بیهوده و به دلیل خیره سری هایش ریخته بود و زندگی هایی را که نابود کرده بود پس می داد. اما دریغ از داشتن یک ذره صداقت و منطق. رجوی فردی خودخواه و تشنه قدرت بود به همین دلیل وی بجای پذیرش اشتباهاتش اول نیروهایش را مقصر شکست ماجراجویی اش دانست و با کمال بی شرمی گفت چون شما در فکر زن و زندگی بودید عملیات سرنگونی شکست خورد !! و بعد از آن هم برای اینکه اذهان را نسبت به اشتباهات خود گمراه کند، بحث های سرکاری انقلاب ایدئولوژیک با محور طلاق همسر را در تشکیلاتش جاری کرد که خود این موضوع باز بحران مسئله داری دیگری برای اعضا ایجاد کرد و درخواست ها برای جدایی بیشتر شد .</p>
<p>اما رجوی باز بجای حل صورت مسئله اینبار روش سرکوب و ایجاد جو خفقان در تشکیلات را با موضوع نشست های <strong>عملیات جاری</strong> در پیش گرفت و از آن زمان به بعد با هرکس که با بحث های انقلاب کذایی او زاویه پیدا می کرد و یا خواهان جدایی می شد برخورد شدید می کرد و کلا راه خروج از تشکیلات را برای اعضا بست که تا حدود زیادی هم موفق شد از فروپاشی تشکیلاتش جلوگیری کند . علاوه بر این رجوی سعی کرد با برخی اقدامات نظامی نیروهایش را سرگرم کند این بود که درسال 73 با موافقت صدام اعزام تیم های شناسایی به درون مرزهای ایران را شروع کرد و با این ترفند تمامی نیروها را با جوسازی وارد آموزش های نظامی کرد. اما با اولین درگیری تیم های مجاهدین با نیروهای مرزی ایران دوباره صدام کار تیم های اعزامی سازمان را متوقف کرد ( البته رجوی به ما نمی گفت که صدام ما را محدود کرده ) که باز بحران مسئله داری اعضا شروع شد. بطوریکه رجوی اینبار به بهانه سرکوب و ترساندن اعضا از ادامه اعتراض و طرح تناقض خود اعلام کرد تعدادی از نفوذیان رژیم را گرفتیم و نشریه شماره 370 خود را هم به این موضوع اختصاص داد.</p>
<p>رجوی در ادامه بند های من درآوردی دیگری از انقلاب ایدئولوژیک کذایی خود را طرح و در پی آن مجددا نشست های سرکوب را شروع و جو اختناق را افزایش داد و حدودا سال 74 بود که برای زهر چشم گرفتن از دیگر اعضا و سرکوب اعتراضات و تناقضات تعداد زیادی از اعضا را تحت عنوان چک امنیتی بازداشت و زیر شکنجه برد که چند نفر از آنها از جمله پرویز احمدی، قربانعلی ترابی، جلیل بزرگهمر و.. زیر شکنجه های بازجویان رجوی کشته شدند. تقریبا تا 2 سال جو سرکوب و خفقان شدید در تشکیلات ادامه داشت.</p>
<p>اما در سال 76 با اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری ایران که با شعار گفتگوی تمدن ها و دادن یکسری آزادی ها در داخل کشور آمده بود و اکثر کشورها این موضوع را برای گسترش روابط خود با ایران به فال نیک گرفتند، مناسبات درون تشکیلات رجوی را دچار بحران کرد. همزمان با بحث های انتخابات ریاست جمهوری، رجوی که معلوم بود وحشت کرده است در نشست های عمومی وخبری خود تحلیل کرد که هرگز خاتمی برنده انتخابات نخواهد بود و اصلا مردم در انتخابات شرکت نخواهند کرد. اما در نهایت وقتی خبر شرکت گسترده مردم ایران درپای صندوق های رای گیری و مهمتر از همه پیروزی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ایران به گوش اعضا رسید آنها متوجه شدند که تحلیل های رجوی پوچ بوده و نه تنها از سرنگونی خبری نیست بلکه دیگر ماندن در عراق هم ضرورتی ندارد.</p>
<p>رجوی که خود آچمز شده بود در وحشت از فروپاشی تشکیلاتش بعد از انتخاب خاتمی در کمپ اشرف به مدت 15 شبانه روز از 8 صبح تا 11 شب برای تمامی اعضا نشست گذاشت و با به راه انداختن یک خیمه شب بازی مضحک با حضور چند تن از مسئولین در بالای سن سعی کرد ابتدا دروغ بودن تحلیل هایش را توجیه کند و در ادامه با یک چرخش بلاهت بار خاتمی را جام زهر رژیم عنوان کرد و با بافتن یکسری چرندیات حول این موضوع سعی کرد بقول خودش اعضا را از بحران خاتمی زدگی خارج کند. و در آخر مثلا برای تهییج و روحیه دادن به نیروها گفت: چون با انتخاب خاتمی قطعا جناح های درونی با هم جنگ خواهند کرد بنابراین شما از الان باید برای عملیات سرنگونی آمادگی کسب کنید و برای اینکار باید تیم های راهگشایی با هدف پیدا کردن مسیر مناسب برای حرکت ستون های نظامی خودمان تشکیل و به درون مرزها بفرستیم و دستور داد آموزش ها در رابطه با این موضوع شروع شود.</p>
<p>بدنبال آن البته نشست های مغزشویی و سرکوب را هم ادامه داد و متاسفانه 4 سال با همین روش اذهان اعضا را مشغول کرد تا اینکه خاتمی مجددا برای بار دوم بعنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شد و تمامی تحلیل ها ونقشه های رجوی به هم ریخت و در پی آن بدتر از هر زمان دیگر موج مسئله داری اعضا و درخواست های آنها برای جدایی از تشکیلات بالا گرفت. رجوی که حسابی کلافه شده بود اینبار ابتدا نشستی با حضور بخشی از مسئولین فرقه اش برگزار کرد و با کمال وقاحت ابتدا دروغ بودن تحلیل هایش را توجیه و بعد اعلام کرد باید در عمق خاک ایران عملیات انجام دهیم تا رژیم را مجبور به تقابل قهرآمیز کنیم و مریم رجوی هم بیانیه آن را خواند و گفت: &#8220;<strong>عملیات داخله با شاخص عملیات انتحاری</strong>&#8220;. بلافاصله مسئولین برخی از تیم ها را سراسیمه و به داخل اعزام کردند که برخی از آنها خودشان تسلیم و برخی هم کشته شدند و تیم هایی از جمله تیم سه نفره گرشاسب سلمانیان، امیر گودرزوند و مسعود بخشی (وی تازه به مناسبات آمده بود) که وقتی پیام داده بودند نزدیک مرز عراق هستیم مسئولین بنا به دستور مریم عمدا با آنها ارتباط بلند گرفتند تا در تله نیروهای نظامی ایران گرفتار و کشته شوند. چون مریم گفته بود عملیات داخله با شاخص عملیات انتحاری یعنی تیمی نباید سالم به عراق برگردد. چون به خون آنها برای تهییج اعضا نیاز داشتند.</p>
<p>برخی هم از جمله دو زن عضو تیم عملیاتی مورد اشاره در بالا بنام خانم &#8221; م &#8220;و&#8221; ح&#8221; در اصل دستگیر می شوند اما به فرقه خبر می رسد آنها کشته شدند که بعد از کشته شدن آنها مسئولین داستانهایی را برای قهرمان سازی از آنها درست کردند، عکس های آنها را در مقرها نصب کردند، چند صفحه از نشریه مجاهد آن زمان را همراه با تعریف وتمجید از رشادت های آنها اختصاص دادند و مسئولین در هر نشستی موضوع به اصطلاح کشته شدن آنها را تبدیل به چماقی برای کوبیدن بر سر دیگر اعضا کرده بودند تا مثلا در دیگر اعضا ایجاد انگیزه کنند. اما این ترفند های رجوی نتوانست اعتراضات وموج مسئله داری اعضا را کاهش دهد به همین خاطر او مجبور شد در 27 تیرماه سال 80 نشستی عمومی یک روزه در مقر باقرزاده برگزار کند تا شاید بتواند بطور مستقیم خزعبلاتش را بعنوان ایجاد انگیزه در اعضا به خورد آنها بدهد.</p>
<p>درهمان نشست یک روزه رجوی مهوش سپهری (نسرین) بعنوان جانشین رجوی در ارتش او در تعریف وتمجید از دو زن کشته شده عضو تیم عملیاتی بنام &#8220;م &#8220;و &#8220;ح&#8221; با شیادی تمام به رجوی گفت : اگر دست من بود نمی گذاشتم خواهر&#8221;م&#8221; به عملیات برود واقعا حیفم آمد که او را برای عملیات فرستادیم چون اگر می بود بدلیل توانمندی فردی و ذوب در انقلاب خواهر مریم الان می توانست یکی از اعضا ارشد شورای رهبری باشد! اما باز همانطور که گفتم ترفند استفاده از کشته سازی از تیم عملیاتی دیگر نتوانست در اعضا و بخصوص کسانی که درخواست جدایی داده بودند انگیزه ایجاد کند بطوریکه در تشکیلات مسئولین با مسئولیت مهوش سپهری برای اعضای خواهان جدایی نشست به اصطلاح تعیین تکلیف گذاشتند و سعی کردند تا آنها را با ایجاد رعب و وحشت از درخواست جدایی خود منصرف کنند. بنده هم به مدت 9 شبانه روز یکی از سوژه های نشست این زن شیاد بودم. در ادامه اوضاع درون تشکیلات آنقدر متشنج شده بود که رجوی مجبور شد نشست های عمومی تعیین تکلیف تحت عنوان نشست &#8221; طعمه &#8221; برای کلیه اعضا بگذارد که در آن برخی از اعضای مسئله دار را عمدا سوژه نشست کرد تا بقیه را بترساند .</p>
<p>بهرحال داستان دو زن عضو تیم عملیاتی مورد بحث اینطور بود که آنها بعد از ورود به ایران در یک رستوران مرزی بدون هیچ مقاومتی در تله نیروهای امنیتی ایران افتاده و دستگیر می شوند. آنها مدتی بعد از دستگیری به حقایق سوء استفاده رجوی از آنها پی برده و ابراز ندامت می کنند و درپی آن علیه فرقه دست به افشاگری می زنند. من خودم بعد از بازگشت به ایران با دو زن عضو تیم عملیاتی دیدار کردم. آنها گفتند حقیقتا ما در خارج کشور هوادار بودیم و از اتفاقات درون تشکیلات اطلاعی نداشتیم. ما را از خارج وارد عراق کردند بدون اینکه وارد یگان ها شویم ما را به قرنطینه بردند و مدتی روی مغز ما کار کردند بطوریکه برای رفتن به عملیات اعلام آمادگی کردیم. حتی مریم هم با ما جلسه داشت تا به ما روحیه بدهد. بنابراین ما را به ایران فرستادند اما در اولین رستوران مرزی نیروهای امنیتی ما را دستگیر کردند. بعد از دستگیری ما را شکنجه نکردند بلکه حقایق را برای ما بازگو کردند وحتی دو عضو تیم عملیاتی که قبل از ما دستگیر شده بودند نزد ما آمده وآنها هم برای ما توضیح دادند که فریب خوردند، بعد از آن ما شهر تهران را گشتیم و دیدیم که اصلا خبری از سازمان مجاهدین و هواداران فرضی آنها نیست و واقعا پی بردیم رجوی برای پیشبرد اهداف خودش از ما سوء استفاده کرده است. الان هم که ما را در ایران آزاد زندگی می کنیم.</p>
<p>این بود داستان تیم های اعزام رجوی به عملیات داخل ایران که در اصل او می دانست با چنین اقداماتی نمی تواند سرنگونی را به قول خودش محقق کند. هدف او فقط زمان خریدن برای خود و جلوگیری از فروپاشی تشکیلاتش بود&#8230;</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>حمید دهدار حسنی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58050">روایت زندان مخوف ابوغریب زخم و خیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا &#8211; قسمت یازدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58050/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جاسوسی برای ترور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57125</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57125#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Nov 2023 11:09:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تیم های عملیاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57125</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از ترور چند دانشمند ایرانی سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) متهم به دست داشتن در این عملیات می‌شود. به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هابیلیان، چند روز پس از ترور دو دانشمند هسته‌ای کشورمان، مجاهدین خلق به مشارکت در شناسایی آنان اعتراف کرده و نوشتند: &#8220;نقش شهریاری و عباسی، در پروژه تسلیحات اتمی جمهوری اسلامی، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57125">جاسوسی برای ترور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از ترور چند دانشمند ایرانی سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) متهم به دست داشتن در این عملیات می‌شود.</p>
<p>به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هابیلیان، چند روز پس از ترور دو دانشمند هسته‌ای کشورمان، مجاهدین خلق به مشارکت در شناسایی آنان اعتراف کرده و نوشتند: &#8220;نقش شهریاری و عباسی، در پروژه تسلیحات اتمی جمهوری اسلامی، پیش از این، بارها توسط مقاومت افشا‌ شده است.&#8221; اما اسناد زیر، نشان می‌دهد دانشمندان شهید دکتر شهریاری و دکتر عباسی و بسیاری دیگر از دانشمندان هسته‌ای کشورمان همچنان در تیررس جاسوسی مجاهدین خلق و ترور به دست موساد هستند.</p>
<p><strong>۱- سند اول؛</strong> در تاریخ ۳۰ آبان سال ۱۳۸۶ شبکه تلویزیونی فاکس نیوز آمریکا در پایگاه اینترنتی خود مقاله‌ای به قلم یکی از سرکردگان مجاهدین خلق منتشر نمود که به زعم خود در آن به بررسی امتیازهای البرادعی مدیرکل سابق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران پرداخته است.</p>
<p>در این مقاله آمده است: &#8220;درتاریخ ۱۵ نوامبر ـ برابر با ۲۴ آبان ۸۶ ـ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گزارش خود را در رابطه با آخرین وضعیت برنامه اتمی ایران ارائه داد. از هنگام انتشار این گزارش، هم تهران و هم منتقدین آن ها اعلام پیروزی کرده اند. تهران مدعی می شود برنامه اتمی‌اش یک برنامه صلح‌آمیز است &#8230; متخصصان اتمی عالی‌رتبه که افسران سپاه پاسداران می‌باشند،‌ محسن فخری‌زاده و فریدون عباسی،‌ برنامه تحقیقاتی اتمی نظام را در دانشگاه موسوم به امام حسین (ع)اداره می‌کنند.&#8221;</p>
<p><strong>۲ – سند دوم؛</strong> در تاریخ ۱۲ آذر همان سال سایت مجاهدین خلق در گفتگو با یکی از عوامل خود اعلام کرد: &#8220;دانشگاه امام حسین(ع) یک مرکز تحقیقاتی و پشتیبانی تولید سلاح‌های هسته‌ای می‌باشد که برخی از فعالیت‌های انجام شده در آن به قرار زیر است؛</p>
<p>۱ – با استفاده از یک دستگاه ژنراتور نوترون، آزمایش‌هایی درباره پرتاب نوترون با قدرت بالا زیر نظر پاسدار &#8220;فریدون عباسی&#8221;ازمتخصصان بالای سپاه پاسداران صورت گرفته است.</p>
<p>۲ –&#8230; در این نوشته همچنان به سوابق تحصیلی و آدرس محل کار دکتر عباسی اشاره کاملی شده است.</p>
<p><strong>۳ – سند سوم؛</strong> در تاریخ ۲۱ آذر سال ۸۶ یکی از سایت‌های مجاهدین خلق اعلام کرد که در صبح روز سه‌شنبه ۱۱ دسامبر ۲۰۰۷، در ساختمان ملی مطبوعات در واشنگتن دی سی، یکی از سران مجاهدین خلق در یک کنفرانس مطبوعاتی، از کنترل برنامه سلاح اتمی نظام توسط سپاه پاسداران و مخفی کردن برنامه در تونل‌های زیرزمینی پرده برداشت. وی گفت دانشگاه امام حسین(ع) در تهران در برگیرنده متخصصان اصلی اتمی رژیم می‌باشد. فریدون عباسی و محسن فخری‌زاده که هر دو تحت تحریمات قطعنامه‌های ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ شورای امنیت ملل متحد می‌باشند از افسران عالیرتبه سپاه پاسداران می‌باشند که اصلی‌ترین پروژه‌های اتمی جمهوری اسلامی را اداره می‌کنند.</p>
<h3>برنامه رئیس جدید موساد</h3>
<p>پس از ترور چند دانشمند ایرانی سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) متهم به دست داشتن در این عملیات می‌شود.</p>
<p>اشپیگل آنلاین از قول یک منبع آگاه نوشت این نخستین برنامه‌ پر سر و صدای رئیس جدید موساد است.</p>
<h3>موساد و سیا در پس ترور دانشمند هسته‌ای</h3>
<p>روزنامه انگلیسی ایندیپندنت ( در شماره 9 آذر 1389) درباره ترور دانشمند هسته‌ای ایران، نوشت: &#8220;دیروز سه رویداد ظاهراً نامرتبط رخ داد. افشای اسناد وزارت خارجه آمریکا که بسیاری از آ‌ن‌ها به آنچه به عنوان نگرانی‌های جهانی درباره برنامه هسته‌ای ایران خوانده شده مرتبط بود، ترور مرموزانه یک دانشمند هسته‌ای ایران در تهران و مجروح شدن یک دانشمند دیگر و انتصاب تامیر پاردو به عنوان رئیس موساد، سازمان جاسوسی خارجی اسرائیل، اما بین این رویدادها ارتباط وجود دارد.&#8221;</p>
<p>این روزنامه انگلیسی ادامه داده است: آن‌ها بخشی از تلاش‌های بی‌پایان جامعه اطلاعاتی اسرائیل همراه با همتایان غربی آن از جمله‌ MI6 انگلیس و سیا، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، برای مختل کردن، به تأخیر انداختن و در صورت امکان بازداشتن ایران از تحقق هدفش در دستیابی به تکنولوژی هسته‌ای‌ است.</p>
<p>حمله به آن دو دانشمند که نام یکی از آن‌ها به عنوان یک دانشمند هسته‌ای عالی‌رتبه ذکر شده است، بخشی از این تلاش‌هاست. هیچ سازمانی مسئولیت آن حملات را بر عهده نگرفته است اما نباید شک کرد که ،نه فقط به علت اتهامات مقامات و رسانه‌های ایران ، اسرائیل در پس آن بوده است.</p>
<p>اکثر کارشناسانی که جریانات سیاسی در خاورمیانه و تاریخچه موساد را دنبال می‌کنند با این نظر موافق اند. این حداقل چهارمین تلاش برای ترور دانشمندان ایرانی مرتبط با برنامه هسته‌ای این کشور طی چهار سال است.</p>
<p>در گذشته موساد در عملیات مشابهی دخالت داشته است که معروف‌ترین نمونه آن در سال 1995 در والتا واقع در مالت بود که طی آن یک گروه ترور، دکتر فتحی شقاقی رهبر جهاد اسلامی را ترور کرد.</p>
<p>ایندیپندنت در ادامه این مطلب افزوده است: این مسئله بیشتر با سیاست موساد برای ضربه زدن به برنامه هسته‌ای ایران مرتبط است.</p>
<h3>شرح جزئیات ترور دانشمند هسته‌ای ایران</h3>
<p>دکتر علی محمدی استاد دانشگاه تهران در پی انفجار یک موتورسیکلت بمب‌گذاری شده در 12 ژانویه 2010 میلادی، در تهران، پایتخت ایران شهید شد. این انفجار در نزدیکی خانه وی در منطقه قیطریه در شمال تهران صورت گرفت.</p>
<p>دکتر علی محمدی در پی انفجار موتورسیکلت بمب‌گذاری شده که از راه دور کنترل می‌شد، به شهادت رسید.</p>
<p>آنچه که در ادامه می‌آید، متن اعترافات جمالی فشی، جوان 26 ساله‌ای است که عملیات ترور دانشمند هسته‌ای ایرانی به نام مسعود علی محمدی را انجام داده است.</p>
<p>جمالی فشی که در رشته کیک بوکسینگ فعالیت می‌کرد، در اکتبر 2007 میلادی به منظور اخذ پناهندگی از یک کشور اروپایی به ترکیه رفت. وی در ترکیه با چند ایرانی تبعیدی ملاقات می‌کند که در این ملاقات‌ها توجه یکی از آن‌ها نسبت به وی جلب می‌شود:&#8221;یکی از افرادی که در سفر اول خود به ترکیه با وی آشنا شدم، مرد مسنی بود که به من پیشنهاد داد به کنسولگری اسرائیل برویم. او گفت می‌توانیم آنجا کار کنیم. آن‌ها پول خوبی به کارکنان خود می‌دهند و هزینه‌های ما را تأمین می‌کنند. به هرحال رفتیم.&#8221;</p>
<p>وی به شرح آموزش‌هایی که در اسرائیل دیده و نحوه ترور دکتر علی محمدی در ژانویه 2010 میلادی پرداخته و می گوید: &#8221; صبح زود از خواب بیدار شدم و طبق همان مراحلی که آموزش دیده بودم، به انبار رفتم. باید کارهایی را روی جعبه بمب به منظور آماده کردنش انجام می‌دادم. موتور را از خانه خارج کردم و رسیدم به محلی که باید تماس می‌گرفتم. وارد کوچه شدم، خلوت بود و کسی در آن تردد نداشت. موتور را در پیاده رو برده و جلوی در خانه دکتر پارک کردم. آن‌ها به من گفتند که عملیات انجام شده، شما وسایلی که در اختیار دارید از بین ببر و برو.&#8221;</p>
<p>جمالی فشی دلیل همکاری‌های اولیه خود با سازمان جاسوسی اسرائیل را مسائل مالی بیان می‌کند:&#8221;یکی از دلایلی که با سازمان موساد همکاری کردم این بود که در آن زمان وضع مالی خوبی نداشتم. دوم اینکه، از نظر روحی این ‌نوع کارها را دوست داشتم. یعنی بعضی‌ها برای این کار ساخته شده‌اند و این نوع کارها را دوست دارند. البته الان این مسئله را کاملا رد می‌کنم چون می‌فهمم که فرق خیلی بزرگی بین فیلم‌ها و واقعیت و چیزهایی که می‌شنویم با چیزهایی که می‌بینیم وجود دارد.&#8221;</p>
<p>وی خاطرنشان می کند: &#8220;مدت زیادی طول کشید تا اسرائیلیها به من اعتماد کنند. یعنی سیر خیلی بلندمدتی را طی کردم و از فیلترهای بسیار زیادی رد شدم. آزمایش‌های خیلی زیادی روی من انجام دادند. آزمایش اینکه اگر سختی بکشم باز هم برمی‌گردم. ارتباطم مستمر است یا خیر. دروغ می‌گویم یا راست می‌گویم. دستگاه دروغ سنج به من وصل کردند، خیلی چیزها بود. از فردای روزی که ارتباطم را قطع نکردم و تماس گرفتم، تا لحظه‌ای که با من دیدار حضوری داشتند، حدود یک سال طول کشید. یعنی یک سال فقط مرا آزمایش کردند. هیچ دیداری نبود.&#8221;</p>
<p>وی همچنین به مسافرت‌های زیاد خود به کشورهای مختلف پیش از رفتن به اسرائیل اشاره می‌کند:&#8221; یک پاسپورت اسرائیلی به من نشان دادند که وقتی به آن دقت کردم، یکبار مهر ورود به آذربایجان در صفحات آن دیده می‌شد. یعنی یک مهر ورود به آن خورده بود و قرار بود من با آن خارج شوم. یک پاسپورت کاملا اسرائیلی و یک شخص اسرائیلی که در تل‌آویو به دنیا آمده بود. پاسپورت با عکس خودم ولی با نام مستعار &#8220;رام سلیمانی&#8221; بود و سرانجام به اسرائیل رفته و در هرتزلیا واقع در شمال تل‌آویو، آموزش‌های نظامی تکمیلی را در یک مرکز ویژه گذراندم.&#8221; وی سپس به عملیاتی فرستاده شده که فرمانده از آن به عنوان یک آزمون مهم یاد کرده است:&#8221; فرمانده به طور خصوصی با من صحبت کرده و از من تعریف و تمجید زیادی کرد و گفت این عملیات بسیار مهم بود و ما برای آن مبلغ زیادی هزینه ‌کرده‌ایم، افراد خیلی زیادی در این کار دست دارند و تو کسی هستی که ما بهش تکیه کرده‌ایم. یعنی اگر تو در این عملیات ناموفق باشی تمام این آدمها از بین می‌روند.&#8221;</p>
<p>جمالی فشی پس از ترور دکتر علی محمدی سفر دیگری به خارج از کشور داشت تا عملیات خود را انجام دهد:&#8221; وقتی در ایران بودم، از ابزار خاصی از جمله لپ‌تاب شخصی خود برای ارتباط با اسرائیلی‌ها استفاده می‌کردم. این لپ‌تاب با بقیه لپ‌تاب ها فرق می‌کرد. آنها به من اطمینان خاطر صددرصد داده بودند که دولت جمهوری اسلامی ایران به هیچ‌وجه نمی‌تواند حتی یک کلمه از مطالبی را که برای ما می‌فرستی کشف کرده و یا بخواند. این سیستم دوتا ویندوز داشت. ویندوز سفید و قرمز. من می‌رفتم در ویندوز قرمز، پیام خود را می‌نوشتم و ارسال می‌کردم. البته به صورت زنده و چت نبود. ممکن بود من پیامی را امروز بفرستم و فردا به دستشان برسد، به همین دلیل هیچ‌گاه همزمان با هم در ارتباط نبودیم. یک وقفه زمانی بین ارتباط ما وجود داشت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57125">جاسوسی برای ترور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57125/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تلاش مجاهدین خلق برای ترور سید هادی خسروشاهی در ایتالیا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53420</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53420#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Mar 2023 05:30:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تیم های عملیاتی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53420</guid>

					<description><![CDATA[<p>استاد خسروشاهی از مورخان برجسته و مبارزان نهضت اسلامی، پس از پیروزی انقلاب به عنوان اولین سفیر جمهوری اسلامی در واتیکان انتخاب شد. او درباره فعالیت‌های مجاهدین خلق در اروپا و اقدامات آن‌ها برای ترور او می‌گوید: مجاهدین خلق و گروه‌های ضد انقلاب در کل اروپا و از جمله ایتالیا، فعالیت گسترده‌ای داشتند و حتی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53420">تلاش مجاهدین خلق برای ترور سید هادی خسروشاهی در ایتالیا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>استاد خسروشاهی از مورخان برجسته و مبارزان نهضت اسلامی، پس از پیروزی انقلاب به عنوان اولین سفیر جمهوری اسلامی در واتیکان انتخاب شد.</p>
<p>او درباره فعالیت‌های مجاهدین خلق در اروپا و اقدامات آن‌ها برای ترور او می‌گوید: مجاهدین خلق و گروه‌های ضد انقلاب در کل اروپا و از جمله ایتالیا، فعالیت گسترده‌ای داشتند و حتی روزنامه &#8220;مجاهد&#8221; را به زبان ایتالیایی هم منتشر‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند&#8230; برادران ما در مرکز فرهنگی ایتالیا، دو سه کتاب و رساله درباره‌ی مجاهدین خلق از دکتر بنی‌صدر و دکتر سروش منتشر ساختند و یک کتابی هم تحت عنوان &#8220;تروریسم در ایران&#8221; به زبان‌های ایتالیایی و انگلیسی منتشر نمودند و بین مسئولین احزاب و محافل سیاسی توزیع کردند&#8230; تا آن تاریخ مجاهدین خلق به ظاهر با من کاری نداشتند، اما پس از نشر این کتاب، به تخریب و سپس تهدید پرداختند&#8230; و حتی یک روز، گروهی از آن‌ها به سفارت ما حمله کردند. یعنی از راه ورودی کنسولگری سفارت، وارد ساختمان سفارت ما در واتیکان شدند&#8230; و پس از شکستن در و پنجره و نوشتن شعارها بر در و دیوار و کتک زدن چند نفر، به دنبال من آمدند و وقتی با درِ بسته اتاق من روبه‌رو شدند، آن را شکستند و باز مرا نیافتند! درحالی‌که به‌طور یقین می‌دانستند که من همه روز در اول ساعات اداری، در محل کارم حاضر‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوم! دلیل اینکه مرا نیافتند این بود که دو روز قبل از آن، آیت‌الله شیخ محمدعلی تسخیری همراه حجت‌الاسلام شیخ عبدالحسین معزی برای شرکت در کنفرانس اندیشه‌ی اسلامی الجزایر، از تهران به ایتالیا آمدند و میهمان من بودند تا عازم الجزایر بشوند و من گفتم که اتفاقاً من هم دعوت دارم و پس فردا‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آیم&#8230; حضرت تسخیری گفتند حالا که دعوت دارید، بیایید با هم برویم؟&#8230; و من فرستادم تاریخ بلیت را که وزارت شئون دینی الجزایر آن را فرستاده بود عوض کردند و همراه آقایان، یک روز زودتر از موعد، رهسپار الجزایر شدم&#8230; و این یک روز، همان روزی بود که آقایان به سفارت حمله کردند و مرا نیافتند!</p>
<p>بعد هم یک بمب صوتی در باغ اقامتگاه منفجر شد که پلیس گفت برای ارعاب از خیابان به محوطه انداخته شده است؟&#8230; و چندی بعد یک چمدان پر از اسلحه در یکی از اتاق‌های یک هتل کشف شد که در داخل آن اسم بنده و آدرس سفارت نوشته شده بود! و پلیس معتقد شد که کار دولت عراق است چون مسافرهای صاحب چمدان، به عربی صحبت‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کرده‌اند. و برای آخرین بار یک بمب پلاستیکی قوی در داخل یک ماشین حساب که از پاریس به نام من پست شده بود، به سفارت رسید که به علت حضور من در لندن و پاریس برای رسیدگی به امور &#8220;مؤسسه‌ی گلسرخ&#8221; که ناشر مجله‌ی &#8220;العالم&#8221; و نشریات دیگر بود، در اتاق منشی سفارت نگهداری شده بود که پس از مراجعت به رم، منشی آن را همراه نامه‌ها و نشریات، به دفتر من آورد و اظهار کرد: &#8220;امباشوتره، رگاله!، پرلی؟&#8221; جناب سفیر کادویی برای شما &#8230; و من چون شب قبل از پاریس و دیدار دوستان از جمله دکتر عادل عبدالمهدی، نائب رئیس فعلی ریاست‌جمهوری عراق و ناشر فصلنامه وزین &#8220;المنتقی&#8221; که با آن هم همکاری داشتم، برگشته بودم، به این &#8220;هدیه&#8221;! مشکوک شدم&#8230; و آقای آرام، کارمند سفارت ما در رم به پلیس خبر داد و گروه ضربت کاریبنری در عرض چند دقیقه خود را به سفارت رساند و دستگاهی روی ماشین حساب گذاشت که &#8220;آژیر&#8221; آن به صدا درآمد&#8230; و رئیس آن گروه بلافاصله ماشین حساب را به بیرون از اتاق برد و پس از خنثی‌کردن بمب، مجدداً آن را به داخل آورد و نشان داد و گفت: اگر دکمه‌ی ماشین حساب را‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زدید، بمب منفجر می‌شد و هر سه طبقه‌ی ساختمان سنگی سفارت شما منهدم‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردید!.. البته عکس و خبر این قضیه در تلویزیون و مطبوعات ایتالیا منعکس گردید و بعضی از برادران معتقد شدند که هدیه از طرف مجاهدین خلق بوده است. ولی پلیس رم اظهارنظری نکرد&#8230;</p>
<p>البته مجاهدین خلق در روزنامه‌ی فارسی &#8220;مجاهد&#8221;چاپ لندن و مجله‌ی &#8220;شورا&#8221; ارگان مقاومت! چاپ پاریس تهمت‌ها و اکاذیب زیادی علیه من منتشر ساختند که لقب &#8220;رهبری تروریست‌های خمینی در اروپا&#8221; کوچک‌ترین آن‌ها بود&#8230; و بی‌تردید اگر آن بمب در سفارت ما منفجر‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد، بلافاصله رسانه‌های وابسته به صهیونیسم و امپریالیسم، اعلام‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند که جناب سفیر! در حال ساختن بمب! در داخل سفارت کشته شد!&#8230; چون همان ایام طبق نوشته‌ی روزنامه معروف &#8220;ساندی تایمز&#8221; چاپ لندن و نقل آن در همه روزنامه‌های معروف اروپا و از جمله ایتالیا، بنده مسئول و رهبر تروریست‌های &#8220;کامیکاز&#8221; ایرانی شده بودم. البته این افسانه داستان مفصلی دارد: اصل مقاله را &#8220;امیر طاهری&#8221; مأمور معروف سیا در ایران و سردبیر&#8221;کیهان اینترناشنال&#8221; زمان شاه نوشته و در &#8220;ساندی تایمز&#8221; چاپ شده بود و من از روزنامه شکایت کردم و آن را به دادگاه عالی لندن‌ های کورت کشاندم و ضمن محکوم‌کردن روزنامه توسط دادگاه خسارت خود را گرفتم و روزنامه رسماً از نشر اتهامات کذب علیه بنده در همان صفحه، عذرخواهی کرد و از همه مهم‌تر آنکه امیر طاهری از آن تاریخ، از روزنامه‌ی ساندی تایمز اخراج شد&#8230;</p>
<p>**حجت‌الاسلام والمسلمین سید هادی خسروشاهی در 8 اسفند ماه 1398 دار فانی را وداع گفت.</p>
<p>منبع: تاریخ شفاهی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53420">تلاش مجاهدین خلق برای ترور سید هادی خسروشاهی در ایتالیا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53420/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اشک تمساح فرقه رجوی برای غلامحسین کلبی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43204</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43204#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Feb 2021 09:06:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تیم های عملیاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[غلامحسین کلبی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43204</guid>

					<description><![CDATA[<p>سایت کرونا گرفته فرقه رجوی برای غلامحسین کلبی که درایران زندانی است اشک تمساح ریخته و طی اطلاعیه ای گفته غلامحسین کلبی در زندان شیبان اهواز براثر ریختن آب جوش برگردنش دچار سوختگی شده ولی ماموران زندان از بردن او به بیرون برای مداوا خودداری می کنند! سرکردگان فرقه که طبق معمول عادت به پنهان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43204">اشک تمساح فرقه رجوی برای غلامحسین کلبی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سایت کرونا گرفته فرقه رجوی برای غلامحسین کلبی که درایران زندانی است اشک تمساح ریخته و طی اطلاعیه ای گفته غلامحسین کلبی در زندان شیبان اهواز براثر ریختن آب جوش برگردنش دچار سوختگی شده ولی ماموران زندان از بردن او به بیرون برای مداوا خودداری می کنند! سرکردگان فرقه که طبق معمول عادت به پنهان کاری در مورد جنایت خود دارند نوشتند غلامحسین کلبی در دی ماه 79 در دزفول دستگیر ودرسال 81 به حبس ابد محکوم شد جرم او این است که حاضر به ندامت و موضع گیری علیه مجاهدین نشده !</p>
<p>اما به منظوراطلاع افکار عمومی باید اعلام کنم که مقصر اصلی وضعیتی که غلامحسین کلبی در آن قرار گرفته سرکردگان فرقه و شخص مریم رجوی است که در اینباره توضیح می دهم :</p>
<p>درسال 76 آقای محمد خاتمی بعد از انتخابش بعنوان رئیس جمهور ایران تحول جدی در روابط خارجی به ویژه با کشورهای اروپایی و اعلام گفتگوی تمدن ها ایجاد کرد و در داخل کشور هم اعلام فضای باز سیاسی درحوزه مطبوعات ، جامعه و دانشگاه ها کرد که اتخاذ چنین سیاستی از سوی خاتمی در یک مورد باعث شد تا در آن مقطع کشورهای اروپایی وآمریکا حمایت خود را از گروههای مزدور و بی هویت از جمله فرقه رجوی که همواره بعنوان اهرم فشارعلیه ایران استفاده می کردند بردارند وهمین مسئله باعث شد تا این گروهها در بحران انزوا و بی هویتی قرار بگیرند.</p>
<p>یادم هست که در فرقه رجوی با انتخاب محمد خاتمی و اتخاذ سیاست هایی که داشت بحران شدید بی هویتی دربین اعضا بوجود آمد. بطوریکه اکثرا آنها عنوان می کردند با انتخاب خاتمی دیگر ماندن ما درعراق فایده ای ندارد. رجوی که موجودیت فرقه اش را در خطر می دید با زیرکی خاص خود و در اوج بی خبری اعضا از اوضاع سیاسی بیرون برای جمع کردن بحران درونی فرقه اش 15 شبانه روز در کمپ اشرف نشست گذاشت تا به اصطلاح خودش بحران خاتمی زدگی اعضا را جمع و جور کند .</p>
<p>نتیجه آن نشت های خسته کننده تشکیل تیم های عملیاتی برای اعزام به داخل کشور بود. رجوی می گفت باید پروژه رژیم را با عملیات داخله با مجبور کردن به ایجاد فضای بسته و بکارگیری خشونت شکست دهیم .</p>
<p>به همین منظور روزهای بعد در هر یگان تیم های عملیاتی داخله آماده کردند. رجوی عمدتا از نیروهای جدیدالورود که هنوز هیچ شناختی نسبت به ماهیت فرقه پیدا نکرده بودند بعنوان تیم های عملیاتی استفاده می کرد. اما ازطرف دیگر بهترین موقعیت برای رجوی این بود تا با فرستادن برخی از نیروهای مسئله دار به عملیات داخله و به کشتن دادن آنها از شرشان خلاص شود. مریم رجوی در سال 79 اعلام کرد عملیات داخله با شاخص عملیات انتحاری! یعنی نیرویی که به عملیات رفت نباید سالم برگردد عراق .</p>
<p>هدف دیگر رجوی این بود تا با کشته سازی اعضا را احساساتی و به اصطلاح خودش مجددا انگیزه دار کند. لازم به ذکر است که رجوی دراین طرح خود کاملا شکست خورد و به اهدافش نرسید و فقط توانست با به کشتن دادن تعدادی از اعضا تاحدودی جو اعتراضات درونی را خاموش کند. رجوی همواره نسبت به زندانیان آزاد شده کینه داشت وآنها را درهرنشست و یا در درون مناسبات توسط مسئولین تحقیر می کرد. می گفت هرکس که اعدام نشده حتما بخاطرهمکاری با رژیم بوده ! وی به صراحت می گفت هر فردی که ازما در زندان اعدام شود یک برد وهر زندانی که آزاد شود مایه سرشکستگی ما محسوب می شود.</p>
<p>درهمین رابطه یادم هست سال 80 که از فرقه اعلام جدایی کردم بعد از 6 ماه حبس در انفرادی فرقه مثلا خواست من وبقیه نفراتی که اعلام جدایی کرده بودیم را به ایران بفرستند. البته اول ما را به زندان ابوغریب فرستادند یادم هست که همان موقع به فهیمه اروانی از زنان شیاد و مجیزگوی مریم قجر گفتم شما که ما را می فرستید ایران ممکن است درایران اعدام شویم که وی درنهایت بی شرمی پاسخ گفت چه بهتر آنوقت سازمان از اعدام شما استفاده سیاسی می برد. وی درادامه گفت اگر زندانی شدید سعی کنید مقاومت کنید و اگر اینکار را نکردید ما هم برعلیه شما مطلب خواهیم نوشت.</p>
<p>غلامحسین کلبی که فرقه برای وی اشک تمساح می ریزد به همراه فرد دیگری بنام سعید ماسوری در قالب یک تیم برای انجام عملیات به داخل کشور ازعراق اعزام شدند. ماموریت آنها عملیات در شهر دزفول بود. اما این دو درحالیکه اسلحه و مهمات زیادی داشتند در ورودی شهر کرمانشاه دستگیر می شوند. لازم به ذکر است که سرکردگان فرقه بعد ازاینکه متوجه شدند آنها دستگیر شدند عصبانی شدند که چرا این دو نفر موقع دستگیری دست به انتحار نزدند. هرچند فرقه طی این سالیان به هرطریق مثلا با انتشار نامه های جعلی از جانب آنها درحمایت از فرقه سعی کرد کاری کنند تا این دو نفر اعدام شوند . بهرحال برخلاف انتظار فرقه آنها فقط حکم حبس ابد گرفتند و در مورد وضعیت این دونفر در زندان باید اشاره کنم که اولا سعید ماسوری وقتی که در فرقه بود شاید دیپلم هم نداشت اما در زندان توانست به تحصیلاتش ادامه و الان ظاهرا در مقطع دکترا تحصیل می کند. غلامحسین کلبی هم وقتی درزندان اوین تهران بود بنا به درخواست خانواده اش برای حل مشکلی که در رفت وامد به تهران جهت ملاقات داشتند. به زندان اهواز منتقل شد. الان وی درزندان تیم های فوتبال تشکیل داده که مرتب به مسابقات بین زندان ها رفته ودرحال حاضر مربی فوتبال است.</p>
<p>بنابراین مقصر اصلی وضعیتی که غلامحسین کلبی درآن قرار گرفته شخص رجوی و سرکردگان فرقه اش هستند که نشان دادند از افراد واعضای خود همواره به مثابه ابزاری درجهت پیشبرد اهداف خیانتکارانه فرقه سوء استفاده می کنند.<br />
حمید دهدار</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43204">اشک تمساح فرقه رجوی برای غلامحسین کلبی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43204/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
