<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جعفر ادیب پور</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a8-%d9%be%d9%88%d8%b1/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/جعفر-ادیب-پور</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 20 Sep 2021 04:14:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>جعفر ادیب پور</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/جعفر-ادیب-پور</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گفتگوی انجمن نجات با خانواده جعفر ادیب پور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46907</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46907?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Sep 2021 04:14:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر ادیب پور]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46907</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانواده ادیب پور در همایش سراسری انجمن نجات که در مرداد امسال برگزار شد شرکت کردند و از نحوه اسارت و دلتنگی هایشان  و از رنج دوری سالیان برای برادر عزیزشان جعفر ادیب پور گفتند. درد رنج بیست سال دوری از برادری که خاطرات زیادی را در ذهنشان تداعی می کند. برای دانلود اینجا را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46907">گفتگوی انجمن نجات با خانواده جعفر ادیب پور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانواده ادیب پور در همایش سراسری انجمن نجات که در مرداد امسال برگزار شد شرکت کردند و از نحوه اسارت و دلتنگی هایشان  و از رنج دوری سالیان برای برادر عزیزشان جعفر ادیب پور گفتند. درد رنج بیست سال دوری از برادری که خاطرات زیادی را در ذهنشان تداعی می کند.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-46907-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Jaafar-fa-202108.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Jaafar-fa-202108.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Jaafar-fa-202108.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Jaafar-fa-202108.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>متن پیاده شده مصاحبه:</p>
<p>خواهر آقای جعفر ادیب پور:</p>
<p>جعفر جان، داداش، خیلی دلم می خواد ببینمت. چندین ساله که چشم به راهتم. جعفر جان ازت خواهش می کنم بیا. همه منتظریم تا تو بیایی. شرایط هم خیلی خوبه. از هیچی نترس. فقط تو بیا. ما فقط تو رو می خواهیم. حتی یک لحظه فقط ببینمت. خیلی دلتنگتیم. بچه ها همه سراغ تو را می گیرن. بچه های خودم، بچه های داداش، همه سراغ تو را می گیرن و می پرسن پس چرا عمو جعفر نیومد. دایی جعفر نیومد. پس چرا نمیاد؟ می گویم که میاد به امید خدا.</p>
<p>جعفر جان یادته وقتی می اومدی خونمون، به رسول می گفتی چشات چقدر قشنگه، میشه چشامون رو عوض کنیم، چشاتو بهم بدی، خیلی از چشات خوشم میاد. یادته به زهرا میگفتی می خوام بینی امو بسابم به بینیت تا بینی تو هم مثل بینی من بشه. زهرا هم گریه می کرد. یادت هست؟ پس چرا نمیای جعفر؟ داداش بیا. خیلی دلتنگتم به خدا. چندین ساله که چشم انتظارمون گذاشتی. همه چشم به راهتیم و دوستت داریم بخدا. حتی برای یک لحظه دیدن. جعفر جان، داداش از هیچی نترس. از اون گروه خیلی ها برگشتن، آزاد شدن و اومدن. ما باهاشون صحبت کردیم. می دونیم قضیه چیه. الان برگشتن به لطف خدا صاحب زندگی هستن، زن و بچه دار شدن، تو هم داداش سعی کن از گروه جدا شی و برگردی. یه سری خانواده ها بر علیه فرقه رجوی شکایت کردن، ما هم موافقیم. ما هم هستیم. پشت ات هستیم. از هیچی نترس. اینجا مسئولین هم اجازه برگشت دادن. حمایتت می کنن. اونجا رو رها کن و برگرد. خودتو آزاد کن در کنار هم باشیم. خواهر، برادر، پدر … ما رو خوشحال کن. بیا به وطن خودمون، به کشور خودمون، از اونا جدا شو. ازت خواهش می کنم. یعنی روز جدائیت رو می خوام. منتظرت هستیم. از اون گروه جدا شو و برگرد.</p>
<p>مصطفی ادیب پور برادر آقای جعفر ادیب پور:</p>
<p>بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام خدمت برادر کوچکترم جعفر ادیب پور. من مصطفی ادیب پور برادر جعفر ادیب پور هستم. دو سال از من کوچکتره. علاوه بر اینکه برادر بودیم خیلی رفیق صمیمی و جون جونی با هم بودیم. هر کاری که می خواستیم بکنیم هر جا که بودیم با هم بودیم اکثر وقتها رو. نشون به او نشون که آخرین خاطراتمون این بود که آخرین آخرینش این بود که مادرمون فوت کرده بود این اومد منو بغل کرد تو کوچه. از دست برادرم یه خورده دلخور بود منم از دست اون یکی برادرم دلخور بودم. منو بغل کرد. گریه کرد. نشون به اون نشون برادرم بغلم کردی گفتی مادرم تو رو به من سپرده. من گفتم چطوره تو کوچکتر از منی. اصلاً چنین چیزی امکان نداره. گفتی نه. گفت مواظب داداشت باش. این یه خاطره داداش عزیزم.</p>
<p>تو کوچه زلف خانی یادت باشه پشت کوچه حسینیه. خاطرات بعدیمون قبل از این یادت باشه رفته بودیم بساط شاه عبدالعظیم، مادرمون مریض بود خونه حسن داداشمون بود. گفتی بیا مأمورا رو یه خورده اذیت کنیم در بریم. در رفتیم. مأمورا گرفتنمون. یادته. جعفر جان داداش منم مصطفی. دو سال از خودت بزرگتر. خاطرات دیگمون تو باغ. خاطراتمون تنهایی می رفتیم بهشت زهرا. یادته برادرم. عزیز دلم یادت میاد. یادت میاد از من پول گرفتی، می گفتی یه روز می دم. ولی یه روز بر می گردم ولی 20 ساله هنوز نیومدی. یادته.</p>
<p>نشون به اون نشون اون موقع هم از من پول گرفتی. نشون به اون نشون زنگ هم زدی بارها بمن گفتی بیا. من گفتم نه. اینجا شرکت کار می کنم. من هیچ جا نمی یام. برادرم، عزیز دلم منم مصطفی. فدات بشم. دورت بگردم. چی بگم آخه. چه جوری قانعت کنم منم. جعفر جان حسنمون از دنیا رفت. خودت می دونی مجروح جنگی بود. دوام نیاورد. علت رفتن اینم والا توی خدمت بود توی سپاه که خدمت میکرد هی اومدن رفیقاش نمی دونم کی بودن. هی گفت رفیقام هستن. با اونا بر خورد. نفهمید گفت می خوام برم. گفتم کجا می خوای بری. گفت می خوام برم خارج. گفتم خوبه چون منم رفته بودم ترکیه تا مسیر یونان که برم کار کنم برگردم. برای کار می خواست بره. حالا نمی دونم چی شد مغز اینو کی شستشو داد. این رفیقاش چند نفر، آخه چه جوری شد. گفتم جعفر جان با چی می خوای بری. آخه هزینه می خواد رفتن تو پول می خواد. من رفتم این راه رو رفتم. برگشتم مادرم مریض شد نتونستم. کار کردم یه مدت نزدیک چند ماهی اونور بودم اومدم.</p>
<p>جعفر جان چه جوریه این رفیقات کیان چه جوریه. گفت هیچی رفیقامن. اونور آدم دارن می برن. اصلاً اشاره نکرد که می خواد بره تو این گروهک. چه جوریه داستان که حتی بعد از اونکه رفت بمن هم بارها زنگ زد. یه خانمی هم هی بمن زنگ می زد، مدام به من زنگ میزد بیا ترکیه. بیا آلمان ما بلیط می گیریم. گفتم نه من اصلاً کاری با اونا ندارم که. داداش منم گول زدید بردید واقعیتش. کاری با شماها ندارم. من کاری با اونا ندارم که. اصلاً به هیچ وجه من از جعفر خبر ندارم. فقط یکبار با من اون اوایلش تماس گرفت همین. دیگه من اصلاً از جعفر خبر ندارم. ولی یه خانمه چند بار اون اوایل سال 82 بود هی زنگ می زد مدام زنگ می زد که بیا اینجا. داداشت اینجاست. که ما فهمیده بودیم دیگه. خب بچه که نبودیم بالاخره چشم و گوشمون باز بود. چه جوریه، رو چه حسابی این می خواد ما رو ببره اونجا. بعد که فهمیدیم اصلاً جزو این گروهک شده. این گروهک هم بالاخره دور و نزدیک اطلاعات داشتیم. هر چند هم که آدم بد باشه، گوشت از استخون جدا نمیشه.</p>
<p>ما یه خانواده انقلابی هستیم. ما برادرم جنگ بودن. یکیش مجروح جنگی بود. اون یکی هم مجروح جنگیه. ما 7 تا برادریم. نزدیک 20 سال به این مملکت خدمت کردیم. مشکلی با اینا نداریم که. مشکلمون اون بی پدر و مادریه که داداشه منو گول زد. نمیدونم به چه نحوی گول زد آخه. چه جوری مغز اینو شستشو داد رفت. خیلی بچه آرومی بود. خیلی بچه فنی ای بود. الانم فقط توصیه ام اینه برگرد برادر. از نظر مالی ناراحت نباش. همه جوره تأمینت می کنیم. اون خواسته هایی که دوست داشتی. ماشین بود. اصلاً یادته می گفتی همش یه تراکتور بگیرم با بابام تو کشاورزی کمک کنم اون موقع. الان هم برگردی علم پیشرفت کرده بهتر از اونو می تونی واسه خودت تهیه کنی. ما واست تهیه می کنیم نگران نباش. از نظر مالی تأمینت می کنیم. به اون آرزوهایی که دوست داشتی می رسی. تازگیها شنیدم که بابت اون آقایونی که تو اون عضو بودن تو اون گروهک بودن یه سری هاشون برگشتن و یک سری شکایت کردن بر علیه اونها. ما هم به اون کمپین، برادرم جزوی از خانواده خودمه. همه اونهایی که هستن جزوی از خانواده ما هستن فرقی نمیکنه. برادرای ما و خواهرای ما هستن. علیه اونها شکایت شده. ما پیگیرش هستیم. ما هم به این کمپین می پیوندیم. و همه جوره و تا جایی که باشه. تا جایی که از نظر مالی. هر جوری که من در توانم باشه، بتونم کمک کنم، برای همشون برای برادرم علی الخصوص که برگرده حمایت می کنم و حامیشون هستم. تا آخرش هستم. برادرمه بالاخره پوست و استخون منه.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46907">گفتگوی انجمن نجات با خانواده جعفر ادیب پور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46907/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Jaafar-fa-202108.mp4" length="81811162" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>خانواده جعفر ادیب پور: از کمپین شکایت علیه سران فرقه مجاهدین حمایت می کنیم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46269</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46269?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Aug 2021 08:53:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر ادیب پور]]></category>
		<category><![CDATA[همایش سراسری انجمن نجات مرداد 1400]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46269</guid>

					<description><![CDATA[<p>خواهر آقای جعفر ادیب پور عضو گرفتار در فرقه مجاهدین در روز سوم همایش سراسری انجمن نجات بیان کرد: جعفر جان، داداش، خیلی دلم می خواد ببینمت. چندین ساله که چشم به راهتم. جعفر جان ازت خواهش می کنم بیا. همه منتظریم تا تو بیایی. شرایط هم خیلی خوبه. از هیچی نترس. فقط تو بیا. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46269">خانواده جعفر ادیب پور: از کمپین شکایت علیه سران فرقه مجاهدین حمایت می کنیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خواهر آقای جعفر ادیب پور عضو گرفتار در فرقه مجاهدین در روز سوم همایش سراسری انجمن نجات بیان کرد:</p>
<p>جعفر جان، داداش، خیلی دلم می خواد ببینمت. چندین ساله که چشم به راهتم. جعفر جان ازت خواهش می کنم بیا. همه منتظریم تا تو بیایی. شرایط هم خیلی خوبه. از هیچی نترس. فقط تو بیا. ما فقط تو رو می خواهیم. حتی یک لحظه فقط ببینمت. خیلی دلتنگتیم. بچه ها همه سراغ تو را می گیرن. بچه های خودم، بچه های داداش، همه سراغ تو را می گیرن و می پرسن پس چرا عمو جعفر نیومد. دایی جعفر نیومد. پس چرا نمیاد؟ می گویم که میاد به امید خدا.</p>
<p>جعفر جان یادته وقتی می اومدی خونمون، به رسول می گفتی چشات چقدر قشنگه، میشه چشامون رو عوض کنیم، چشاتو بهم بدی، خیلی از چشات خوشم میاد. یادته به زهرا میگفتی می خوام بینی امو بسابم به بینیت تا بینی تو هم مثل بینی من بشه. زهرا هم گریه می کرد. یادت هست؟ پس چرا نمیای جعفر؟ داداش بیا. خیلی دلتنگتم به خدا. چندین ساله که چشم انتظارمون گذاشتی. همه چشم به راهتیم و دوستت داریم بخدا. حتی برای یک لحظه دیدن. جعفر جان، داداش از هیچی نترس. از اون گروه خیلی ها برگشتن، آزاد شدن و اومدن. ما باهاشون صحبت کردیم. می دونیم قضیه چیه. الان برگشتن به لطف خدا صاحب زندگی هستن، زن و بچه دار شدن، تو هم داداش سعی کن از گروه جدا شی و برگردی. یه سری خانواده ها بر علیه فرقه رجوی شکایت کردن، ما هم موافقیم. ما هم هستیم. پشت ات هستیم. از هیچی نترس. اینجا مسئولین هم اجازه برگشت دادن. حمایتت می کنن. اونجا رو رها کن و برگرد. خودتو آزاد کن در کنار هم باشیم. خواهر، برادر، پدر &#8230; ما رو خوشحال کن. بیا به وطن خودمون، به کشور خودمون، از اونا جدا شو. ازت خواهش می کنم. یعنی روز جدائیت رو می خوام. منتظرت هستیم. از اون گروه جدا شو و برگرد.</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-46289 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-F-1400.jpg" alt="ادیب پور" width="593" height="340" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-F-1400.jpg 593w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-F-1400-300x172.jpg 300w" sizes="(max-width: 593px) 100vw, 593px" /></p>
<p>همچنین مصطفی ادیب پور برادر آقای جعفر ادیب پور بیان کرد:</p>
<p>بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام خدمت برادر کوچکترم جعفر ادیب پور. من مصطفی ادیب پور برادر جعفر ادیب پور هستم. دو سال از من کوچکتره. علاوه بر اینکه برادر بودیم خیلی رفیق صمیمی و جون جونی با هم بودیم. هر کاری که می خواستیم بکنیم هر جا که بودیم با هم بودیم اکثر وقتها رو. نشون به او نشون که آخرین خاطراتمون این بود که آخرین آخرینش این بود که مادرمون فوت کرده بود این اومد منو بغل کرد تو کوچه. از دست برادرم یه خورده دلخور بود منم از دست اون یکی برادرم دلخور بودم. منو بغل کرد. گریه کرد. نشون به اون نشون برادرم بغلم کردی گفتی مادرم تو رو به من سپرده. من گفتم چطوره تو کوچکتر از منی. اصلاً چنین چیزی امکان نداره. گفتی نه. گفت مواظب داداشت باش. این یه خاطره داداش عزیزم.</p>
<p>تو کوچه زلف خانی یادت باشه پشت کوچه حسینیه. خاطرات بعدیمون قبل از این یادت باشه رفته بودیم بساط شاه عبدالعظیم، مادرمون مریض بود خونه حسن داداشمون بود. گفتی بیا مأمورا رو یه خورده اذیت کنیم در بریم. در رفتیم. مأمورا گرفتنمون. یادته. جعفر جان داداش منم مصطفی. دو سال از خودت بزرگتر. خاطرات دیگمون تو باغ. خاطراتمون تنهایی می رفتیم بهشت زهرا. یادته برادرم. عزیز دلم یادت میاد. یادت میاد از من پول گرفتی، می گفتی یه روز می دم. ولی یه روز بر می گردم ولی 20 ساله هنوز نیومدی. یادته.</p>
<p>نشون به اون نشون اون موقع هم از من پول گرفتی. نشون به اون نشون زنگ هم زدی بارها بمن گفتی بیا. من گفتم نه. اینجا شرکت کار می کنم. من هیچ جا نمی یام. برادرم، عزیز دلم منم مصطفی. فدات بشم. دورت بگردم. چی بگم آخه. چه جوری قانعت کنم منم. جعفر جان حسنمون از دنیا رفت. خودت می دونی مجروح جنگی بود. دوام نیاورد. علت رفتن اینم والا توی خدمت بود توی سپاه که خدمت میکرد هی اومدن رفیقاش نمی دونم کی بودن. هی گفت رفیقام هستن. با اونا بر خورد. نفهمید گفت می خوام برم. گفتم کجا می خوای بری. گفت می خوام برم خارج. گفتم خوبه چون منم رفته بودم ترکیه تا مسیر یونان که برم کار کنم برگردم. برای کار می خواست بره. حالا نمی دونم چی شد مغز اینو کی شستشو داد. این رفیقاش چند نفر، آخه چه جوری شد. گفتم جعفر جان با چی می خوای بری. آخه هزینه می خواد رفتن تو پول می خواد. من رفتم این راه رو رفتم. برگشتم مادرم مریض شد نتونستم. کار کردم یه مدت نزدیک چند ماهی اونور بودم اومدم.</p>
<p>جعفر جان چه جوریه این رفیقات کیان چه جوریه. گفت هیچی رفیقامن. اونور آدم دارن می برن. اصلاً اشاره نکرد که می خواد بره تو این گروهک. چه جوریه داستان که حتی بعد از اونکه رفت بمن هم بارها زنگ زد. یه خانمی هم هی بمن زنگ می زد، مدام به من زنگ میزد بیا ترکیه. بیا آلمان ما بلیط می گیریم. گفتم نه من اصلاً کاری با اونا ندارم که. داداش منم گول زدید بردید واقعیتش. کاری با شماها ندارم. من کاری با اونا ندارم که. اصلاً به هیچ وجه من از جعفر خبر ندارم. فقط یکبار با من اون اوایلش تماس گرفت همین. دیگه من اصلاً از جعفر خبر ندارم. ولی یه خانمه چند بار اون اوایل سال 82 بود هی زنگ می زد مدام زنگ می زد که بیا اینجا. داداشت اینجاست. که ما فهمیده بودیم دیگه. خب بچه که نبودیم بالاخره چشم و گوشمون باز بود. چه جوریه، رو چه حسابی این می خواد ما رو ببره اونجا. بعد که فهمیدیم اصلاً جزو این گروهک شده. این گروهک هم بالاخره دور و نزدیک اطلاعات داشتیم. هر چند هم که آدم بد باشه، گوشت از استخون جدا نمیشه.</p>
<p>ما یه خانواده انقلابی هستیم. ما برادرم جنگ بودن. یکیش مجروح جنگی بود. اون یکی هم مجروح جنگیه. ما 7 تا برادریم. نزدیک 20 سال به این مملکت خدمت کردیم. مشکلی با اینا نداریم که. مشکلمون اون بی پدر و مادریه که داداشه منو گول زد. نمیدونم به چه نحوی گول زد آخه. چه جوری مغز اینو شستشو داد رفت. خیلی بچه آرومی بود. خیلی بچه فنی ای بود. الانم فقط توصیه ام اینه برگرد برادر. از نظر مالی ناراحت نباش. همه جوره تأمینت می کنیم. اون خواسته هایی که دوست داشتی. ماشین بود. اصلاً یادته می گفتی همش یه تراکتور بگیرم با بابام تو کشاورزی کمک کنم اون موقع. الان هم برگردی علم پیشرفت کرده بهتر از اونو می تونی واسه خودت تهیه کنی. ما واست تهیه می کنیم نگران نباش. از نظر مالی تأمینت می کنیم. به اون آرزوهایی که دوست داشتی می رسی. تازگیها شنیدم که بابت اون آقایونی که تو اون عضو بودن تو اون گروهک بودن یه سری هاشون برگشتن و یک سری شکایت کردن بر علیه اونها. ما هم به اون کمپین، برادرم جزوی از خانواده خودمه. همه اونهایی که هستن جزوی از خانواده ما هستن فرقی نمیکنه. برادرای ما و خواهرای ما هستن. علیه اونها شکایت شده. ما پیگیرش هستیم. ما هم به این کمپین می پیوندیم. و همه جوره و تا جایی که باشه. تا جایی که از نظر مالی. هر جوری که من در توانم باشه، بتونم کمک کنم، برای همشون برای برادرم علی الخصوص که برگرده حمایت می کنم و حامیشون هستم. تا آخرش هستم. برادرمه بالاخره پوست و استخون منه.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46269">خانواده جعفر ادیب پور: از کمپین شکایت علیه سران فرقه مجاهدین حمایت می کنیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46269/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حسین ادیب پور: پدر مدام گریه می کند و سراغ تو را می گیرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45631</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45631?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Jul 2021 04:34:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر ادیب پور]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[کمپین حمایت از شکایت علیه سران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45631</guid>

					<description><![CDATA[<p>پیام آقای حسین ادیب پور برادر جعفر ادیب پور که بیش از بیست سال است اسیر فرقه ی مجاهدین خلق می باشد و اجازه هیچ گونه تماس و ارتباطی با خانواده خود را ندارد: جعفر جان خیلی سراغ تو را می گیریم . از دوستانی که از فرقه رجوی جدا شده اند. من از این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45631">حسین ادیب پور: پدر مدام گریه می کند و سراغ تو را می گیرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پیام آقای حسین ادیب پور برادر جعفر ادیب پور که بیش از بیست سال است اسیر فرقه ی مجاهدین خلق می باشد و اجازه هیچ گونه تماس و ارتباطی با خانواده خود را ندارد:</p>
<p>جعفر جان خیلی سراغ تو را می گیریم . از دوستانی که از فرقه رجوی جدا شده اند. من از این فرقه شکایت دارم . چرا نمی گذارند تو تماسی با خانواده داشته باشی؟! ما منتظر تو هستیم. پدر مدام گریه می کند و سراغ تو را می گیرد.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-45631-2" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Hossein-202107.mp4?_=2" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Hossein-202107.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Hossein-202107.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Hossein-202107.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45631">حسین ادیب پور: پدر مدام گریه می کند و سراغ تو را می گیرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45631/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Hossein-202107.mp4" length="9755548" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>پیام ابوطالب ادیب پور به برادرش جعفر که 20 سال است اسیر رجویهاست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45629</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45629?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Jul 2021 04:30:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر ادیب پور]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45629</guid>

					<description><![CDATA[<p>ابوطالب ادیب پور برادر جعفر ادیب پور اسیر فرقه رجوی در آلبانی می باشد. ایشان در این گفتگو عنوان می کنند که بیش از 20 سال است که برادرم جعفر اسیر فرقه رجوی می باشد. او می گوید که چندین بار با پدر به قصد دیدن جعفر به عراق رفتند اما متاسفانه سران فرقه رجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45629">پیام ابوطالب ادیب پور به برادرش جعفر که 20 سال است اسیر رجویهاست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ابوطالب ادیب پور برادر جعفر ادیب پور اسیر فرقه رجوی در آلبانی می باشد. ایشان در این گفتگو عنوان می کنند که بیش از 20 سال است که برادرم جعفر اسیر فرقه رجوی می باشد.</p>
<p>او می گوید که چندین بار با پدر به قصد دیدن جعفر به عراق رفتند اما متاسفانه سران فرقه رجوی اجازه ندادند دیداری صورت بگیرد. او در آخر به برادر اسیرش توصیه می کند که هر چه سریعتر از فرقه رجوی جدا شود.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-45629-3" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Abutaleb-202107.mp4?_=3" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Abutaleb-202107.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Abutaleb-202107.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Abutaleb-202107.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45629">پیام ابوطالب ادیب پور به برادرش جعفر که 20 سال است اسیر رجویهاست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45629/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Tehran/Adibpur-Abutaleb-202107.mp4" length="14375116" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>برادر جعفر ادیب پور: حسرت دیدار در روحمان موج می‌زند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45264</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45264?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Jun 2021 06:34:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر ادیب پور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45264</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسین ادیب‌پور، خطاب به برادر اسیر خود در فرقه رجوی نوشت: حسرت دیدن شما عزیزِ دلمان در روح و ضمیرمان موج می زند. به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، برادر چشم انتظار جعفر ادیب پور نوشت: سلام برادر عزیز تر از جانم. من حسین هستم که برایت نامه می نویسم و عشق تو را در سینه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45264">برادر جعفر ادیب پور: حسرت دیدار در روحمان موج می‌زند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حسین ادیب‌پور، خطاب به برادر اسیر خود در فرقه رجوی نوشت: حسرت دیدن شما عزیزِ دلمان در روح و ضمیرمان موج می زند.<br />
به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، برادر چشم انتظار جعفر ادیب پور نوشت:</p>
<p>سلام برادر عزیز تر از جانم. من حسین هستم که برایت نامه می نویسم و عشق تو را در سینه دارم. امیدوارم که حالت خوب بوده و نگرانی در بین نباشد. هر چند که ما از دوری تو لحظه ای آرام و قرار نداریم. هر لحظه و هر جایی که می رویم خاطرات با تو بودنمان جلوی چشمانمان آمده و حسرت دیدن شما عزیز دلمان در روح و ضمیرمان موج می زند.</p>
<p>جعفر جان، داداشی عزیزم این عکس ها را که می بینی، برایت فرستادم تا بدانی که هیچگاه از خیال مان بیرون نرفته ای و هنوز در قلب مان جای داری.</p>
<p>داداش خوبم، عکس هایی از خودم و داداش کوچک مان مصطفی و علی برایت به یادگار می فرستم تا ببینی که هیچ گاه ولو یک لحظه از خاطرمان خارج نشده ای. همگی منتظر دیدار تو هستیم و می خواهیم بدانی هر لحظه که اراده کنی و قصد داشته باشی که زندگی در جامعه داشته باشی ما مثل کوه پشتت ایستاده ایم.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-45265 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Jafar-Bro.jpg" alt="برادران جعفر ادیب پور" width="700" height="452" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Jafar-Bro.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Jafar-Bro-300x194.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45264">برادر جعفر ادیب پور: حسرت دیدار در روحمان موج می‌زند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45264/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برادری که بدون رسیدن به آرزوی دیدار پر کشید و رفت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44320</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44320?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Apr 2021 07:54:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر ادیب پور]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[پیام تسلیت انجمن نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44320</guid>

					<description><![CDATA[<p>با کمال تاثر و تاسف مطلع شدیم که پسر بزرگ خانواده &#8220;ادیب پور&#8221; در اواخر سال 99 دار فانی را وداع گفت و به رحمت خداوندی رفت. مرحوم آقای &#8220;حسن ادیب پور&#8221; برادر بزرگ &#8220;جعفر ادیب پور&#8221; بود که جعفر هم اکنون در اسارت فرقه رجوی در آلبانی بسر می برد. خانواده ادیب پور ارتباط [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44320">برادری که بدون رسیدن به آرزوی دیدار پر کشید و رفت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با کمال تاثر و تاسف مطلع شدیم که پسر بزرگ خانواده &#8220;ادیب پور&#8221; در اواخر سال 99 دار فانی را وداع گفت و به رحمت خداوندی رفت.</p>
<p>مرحوم آقای &#8220;حسن ادیب پور&#8221; برادر بزرگ &#8220;جعفر ادیب پور&#8221; بود که جعفر هم اکنون در اسارت فرقه رجوی در آلبانی بسر می برد.</p>
<p><img decoding="async" class="aligncenter wp-image-44322 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Hassan-2.jpg" alt="حسن ادیب پور" width="500" height="706" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Hassan-2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Hassan-2-212x300.jpg 212w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>خانواده ادیب پور ارتباط بسیار نزدیکی با انجمن نجات در تهران دارد که مستمرا جویای حال عزیزشان می باشند. برادران و خانواده آقای &#8220;جعفر ادیب پور&#8221; در تمام همایش ها و گردهمایی ها و تجمعات انجمن نجات شرکت داشته و بی دریغ حمایت نموده اند .</p>
<p>با عمق وجود به خانواده محترم &#8220;ادیب پور&#8221; تسلیت عرض نموده و خود را در غم جانسوز آنان شریک می دانیم و از خداوند متعال برایشان صبر جمیل و برای آن مرحوم مغفرت طلب می کنیم.</p>
<div id="attachment_30726" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-30726" class="size-full wp-image-30726" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur_Jafar_Family.jpg" alt="حسن ادیب پور" width="700" height="474" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur_Jafar_Family.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur_Jafar_Family-300x203.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur_Jafar_Family-220x150.jpg 220w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-30726" class="wp-caption-text">آقای حسین ادیب پور همراه با تصویر برادرش جعفر ادیب پور</p></div>
<p>همچنین به آقای &#8220;جعفر ادیب پور&#8221; که در اسارت فرقه رجوی بسر می برد نیز تسلیت گفته و امیدواریم هر چه زودتر وسایلی فراهم شود تا بتواند قدم به دنیای آزاد بگذارد .</p>
<p>اینطور که شنیده ایم مرحوم آقای حسن ادیب پور ارتباط بسیار نزدیکی با برادر کوچکترش جعفر داشت بطوریکه همیشه در کنار هم بودند و جعفر از کار کردن با برادر بزرگترش بسیار رضایت داشته و بدون او کاری انجام نمی داده است. مرحوم آقای حسن ادیب پور که از جانبازان شیمیایی در دفاع هشت ساله علیه تجاوز دشمن بعثی بود در لحظات آخر عمرش مثل گذشته نام جعفر را بر زبان داشته و خواهان دیدن برادر کوچکترش بوده که متاسفانه این آرزو را با خود به آن دنیا برد زیرا رجوی جنایتکار و ضد خانواده هر گونه ارتباط خانوادگی را برای اعضای فرقه خود ممنوع کرده و اجازه هیچگونه ارتباط به آنها نمی دهد مگر صرفا به اعضای مورد اعتماد و به صورت کنترل شده و فقط برای جذب نیرو یا کسب خبر یا جلب امکانات مالی .</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-44321" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Hassan-1.jpg" alt="حسن ادیب پور" width="500" height="625" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Hassan-1.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Adibpur-Hassan-1-240x300.jpg 240w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>بدین وسیله از تمامی کسانیکه در یکان سایبری در داخل فرقه رجوی در چند نوبت روزانه سایت انجمن نجات را رصد میکنند خواهش داریم که این خبر را به آقای جعفر ادیب پور برسانند تا جعفر بداند که خانواده اش در فراق او چه بد روزگاری می گذرانند.<br />
ممکن است که برخی جعفر را در داخل تشکیلات نشناسند. او همان نوحه خوانی است که شبیه به موذن زاده اردبیلی نوحه می خواند و همه صدایش را دوست دارند و عمدتا هم در کار خیاطی می باشد .</p>
<p>خبر رسانی در این زمینه یک وظیفه انسانی است و وجدان را آسوده میکند. فرقه رجوی از عمد خبرهای مربوط به خانواده ها را از اعضای خود مخفی نگه می دارد تا کسی با شنیدن خبرهای مربوط به خانواده اش دچار تضاد نشود زیرا همه باید بصورت تام و تمام در اختیار رجوی باشند.</p>
<p>بار دیگر به خانواده داغدار ادیب پور تسلیت می گوییم و برای آن مرحوم طلب مغفر می کنیم و برای بازماندگان صبر جمیل آرزومندیم.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44320">برادری که بدون رسیدن به آرزوی دیدار پر کشید و رفت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44320/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
