<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>حسن رضایی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%db%8c%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/حسن-رضایی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 08:44:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>حسن رضایی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/حسن-رضایی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گفتگوی فواد بصری با برادر حسن رضایی اسیر مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68495</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68495?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 May 2026 08:44:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68495</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای حسین رضایی یکی از خانواده هایی است که همیشه همراه انجمن نجات بوده و هست. زمانی که مجاهدین خلق در عراق مستقر بودند، آقای حسین رضایی چندین بار همراه با خانواده ها به عراق سفر کرد و در کنار پادگان اشرف فعالیت و تلاش زیادی برای آزادی برادرش انجام داد. فرصتی بدست آمد تا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68495">گفتگوی فواد بصری با برادر حسن رضایی اسیر مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای حسین رضایی یکی از خانواده هایی است که همیشه همراه انجمن نجات بوده و هست. زمانی که مجاهدین خلق در عراق مستقر بودند، آقای حسین رضایی چندین بار همراه با خانواده ها به عراق سفر کرد و در کنار پادگان اشرف فعالیت و تلاش زیادی برای آزادی برادرش انجام داد. فرصتی بدست آمد تا گفتگوی کوتاه و مختصری با آقای حسین رضایی داشته باشیم .</p>
<p>فواد بصری: آقای رضایی سلام احوال شما؟ سلامتید؟ فرصتی بدست آمد گپی با هم بزنیم .<br />
آقای رضایی: من هم خدمت شما سلام عرض می کنم پاینده باشید .</p>
<p>بصری: از برادرتان حسن برای ما بگویید. زمانی که در ایران بود چکار می کرد؟ چی شد که جذب فرقه رجوی شد؟<br />
رضایی: بله، حسن زمان انقلاب 57 دانشجو بود. درس می خواند و بچه درس خوانی هم بود. کاری به کار کسی نداشت و به لحاظ اخلاق همه از او تعریف می کردند. اگر صبح ها برای تحصیل می رفت، بعد از ظهرها خانه بود و درسش را می خواند و اگر بعد از ظهرها برای تحصیل می رفت صبحها در خانه درسش را می خواند. در زمان انقلاب شهر ما شلوغ شده بود و جنگی بود بین مجاهدین و نیروهای حزب اللهی. ما کلا سیاسی نبودیم و زندگی خودمان را می کردیم .</p>
<p>بصری: آقای رضایی ببخشید. برادر شما حسن در آن زمان در شلوغیها فعالیتی داشت ؟<br />
رضایی: خیر . به موقع به منزل می آمد و به موقع تحصیل می کرد. بعد از مدتی متوجه شدیم حسن به موقع به خانه نمی آید و این روند ادامه داشت. بعضی مواقع یکی دو شب خانه نمی آمد. از او سئوال می کردیم در جواب می گفت منزل دوستانم بودم. باهم درس می خواندیم. ما هم حرفهای او را باور می کردیم. به مرور زمان غیبت حسن طولانی شد و حسن را شاید ماهی یک بار می دیدیم. اما دیگر حسن را ندیدیم. غیبت حسن را پیگیری کردیم و کسی جواب درستی به ما نمی داد و کاری از دست ما بر نمی آمد. خلاصه به شما بگویم بعد از چند سال به ما خبر دادند که برادر شما عضو مجاهدین خلق است و الان در پادگان اشرف در عراق است. من تعجب کردم با خودم می گفتم برادرم حسن در پادگان اشرف چکار می کند؟ چند سال از برادرم بی اطلاع بودیم تا زمان تغییر تحولات در عراق فرا رسید. و ما توانستیم به عراق سفر کنیم. روز حرکت به سمت مرز حرکت کردیم و وارد کشور عراق شدیم. با خودرو به بغداد رفتیم و از بغداد به سمت پادگان اشرف حرکت کردیم. در مسیر اطراف را نگاه می کردم تا چشم کار می کرد بیابان بود. وقتی به پادگان اشرف رسیدیم کمی استراحت کردیم و بعد همراه با یک سری از خانواده ها کنار فنس پادگان اشرف رفتیم. چند نفری آن طرف فنس بودند که به آنها گفتم آمدم برادرم را ببینم. آقای بصری رفتارشان عجیب غریب بود. در جواب گفتند برادر شما اینجا نیست سریع از اینجا بروید. در جواب به آنها گفتم برادر من اینجاست چرا می گویید اینجا نیست. می خواهم برادرم را ببینم. به سمت ما سنگ پرتاب کردند و به ما بد و بیراه می گفتند. پدر و مادرانی در کنار من ایستاده بودند که سالها فرزندان خود را ندیده بودند. آنها به پدران و مادران سنگ می زدند.</p>
<p>فواد بصری: آقای رضایی چند روز در کنار پادگان اشرف بودید ؟<br />
رضایی: فکر کنم پانزده روز .</p>
<p>فواد بصری: بعد از پانزده روز به ایران برگشتید .<br />
رضایی: بله به ایران برگشتیم. من چندین بار به عراق سفر کردم. تلاش می کردم برادرم را آزاد کنم .</p>
<p>فواد بصری: آقای رضایی چه پیامی برای برادرتان دارید .<br />
رضایی: می خواهم به برادرم بگویم چندین سال دوری از خانواده ات بس نیست؟ واقعا خسته نشدی؟ تا کی می خواهی ادامه بدهی؟ اگر می خواهی زندگی درستی داشته باشی در کنار خانواده ات زندگی درست را می فهمی نه در کمپ بسته مجاهدین. این همه سال به چه نتیجه ای رسیدی؟ آیا به هدف رویایی که در ذهنت بود رسیدی ؟ همه خانواده ات منتظر آمدنت هستند. تصمیم عاقلانه بگیر و خودت را نجات بده .</p>
<p>فواد بصری: آقای رضایی ممنون از شما که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.<br />
رضایی: من هم از شما تشکر می کنم . خداحافظ شما</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68495">گفتگوی فواد بصری با برادر حسن رضایی اسیر مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68495/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن در کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68172</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68172?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2026 04:27:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68172</guid>

					<description><![CDATA[<p>برادرم حسن سلام سال جدید را به شما تبریک می گویم. 2 سالی می شود که تماسی با ما نگرفته ای! خانواده نگران شما هستند و از وضعیت شما اطلاعی ندارند. برای من سئوال شده که شما در کمپ چه کار می کنید؟ کمپی که شما را با دنیای بیرون قطع کرده است. زمانی که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68172">پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برادرم حسن سلام</p>
<p>سال جدید را به شما تبریک می گویم. 2 سالی می شود که تماسی با ما نگرفته ای! خانواده نگران شما هستند و از وضعیت شما اطلاعی ندارند. برای من سئوال شده که شما در کمپ چه کار می کنید؟ کمپی که شما را با دنیای بیرون قطع کرده است. زمانی که در عراق بودید دور تا دور پادگان اشرف سیم خاردار بود و شما را در حصار بسته نگه داشته بودند، از عراق به کشور آلبانی رفتید و آنجا نیز در کمپ شما را محصور کردند. این چه زندگی است که شما دارید. من برادرتم و دلم به حالت می سوزد. دلم از این می سوزد که عمر خودت را برای هیچ و پوچ تلف می کنی. اگر پیش خانواده ات بودی الان وضعیت خوبی داشتی اما متاسفانه شما را فریب دادند و دوران جوانی شما را گرفتند. ماندن در کمپ مجاهدین را تمام کن. به کشوری  دیگر برو و زندگی خودت را داشته باش و از زندگی لذت ببر .</p>
<p>با امید به اینکه در سال جدید تصمیم درستی بگیری و خودت را نجات دهی .</p>
<p>برادرت حسین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68172">پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68172/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67349</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67349?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Nov 2025 09:31:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67349</guid>

					<description><![CDATA[<p>برادرم حسن سلام امیدوارم که حال شما خوب باشد و تندرست و سلامت باشید. خبری از شما نیست! یادم می آید قبلا تماسی با خانواده خود می گرفتی اما مدت زمان زیادی می گذرد که تماسی با خانواده خود نگرفتی. این موضوع همه خانواده را نگران کرده است چرا که اطلاعی از وضعیت جسمیت نداریم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67349">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برادرم حسن سلام</p>
<p>امیدوارم که حال شما خوب باشد و تندرست و سلامت باشید. خبری از شما نیست! یادم می آید قبلا تماسی با خانواده خود می گرفتی اما مدت زمان زیادی می گذرد که تماسی با خانواده خود نگرفتی. این موضوع همه خانواده را نگران کرده است چرا که اطلاعی از وضعیت جسمیت نداریم انشاالله که سالم باشی. چرا این جور شد و چندین سال از خانواده ات دور شدی؟ گاهی به یاد قدیم که وقتی با هم بودیم در کنار هم خوش بودیم، می افتیم. چقدر خوش می گذشت. اما خوشی ما ادامه دار نبود. راهی برای خودت انتخاب کردی که باعث شد خانواده خودت را کنار بگذاری. من هم خانواده دارم و در کنار خانواده ام زنده هستم. شما در کمپ آلبانی چکار می کنید. ای کاش خانواده داشتی و می فهمیدی من به شما چه می گویم. امیدوارم هر چه زودتر به این نتیجه برسی و راه خودت را تغییر بدهی و معنی خانواده و آزاد بودن را بفهمی. من همین را از شما می خواهم هر چه باشد من برادر شما هستم دلم به حال برادرم می سوزد.</p>
<p>برادرت حسین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67349">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67349/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62820</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62820?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Nov 2024 06:31:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62820</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسن سلام حال شما خوب است؟ خیلی وقت است که از شما خبری ندارم. قبلا گاه گاهی تماسی می گرفتی اما تماس را با خانواده ات قطع کردی. زمانی که شما در عراق بودی من به عراق سفر کردم و دلم به حال شما می سوخت و می خواستم شما را از زندان آزاد کنم. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62820">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حسن سلام</p>
<p>حال شما خوب است؟ خیلی وقت است که از شما خبری ندارم. قبلا گاه گاهی تماسی می گرفتی اما تماس را با خانواده ات قطع کردی. زمانی که شما در عراق بودی من به عراق سفر کردم و دلم به حال شما می سوخت و می خواستم شما را از زندان آزاد کنم. همان زمان تماس با خانواده ات گرفتی و گفتی چرا حسین به عراق می آید و &#8230;.. . من خودم تصمیم می گرفتم به عراق سفر کنم. حال اگر از من ناراحتی چرا به مادرت زنگ نمی زنی و احوال او را جویا شوی؟ مادرت به گردنت حق دارد. مادرمان خیلی برای من و شما زحمت کشید. زحمات او را تا اندازه ای با یک تماس جبران کن. برادرم حسن در کمپ بسته راهی به جایی نمی بری. من نمی گویم ایران بیا برو کشورهای اروپایی آزاد زندگی کن. من خیر شما را می خواهم. من برادرت هستم و نه دشمنت. من چند بار به عراق سفر کردم که فقط از نزدیک ببینمت. امیدوارم صحیح و سالم باشی .</p>
<p>برادر حسین &#8211; محلات</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62820">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62820/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مانز</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59244</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59244?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Mar 2024 10:23:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تبریک نوروزی خانواده های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59244</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانواده رضایی، از جمله خانواده های فعال عضو انجمن نجات اراک هستند که سالهاست چشم انتظار رهایی یکی از عزیزان شان هستند که در تشکیلات رجوی گرفتار شده است. حسن رضایی، چند دهه است که در  بند تشکیلات مجاهدین خلق گرفتار است و ارتباطی با خانواده ندارد. حسین رضایی، برادر حسن رضایی به منظور دیدار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59244">پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مانز</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانواده رضایی، از جمله خانواده های فعال عضو انجمن نجات اراک هستند که سالهاست چشم انتظار رهایی یکی از عزیزان شان هستند که در تشکیلات رجوی گرفتار شده است.</p>
<p>حسن رضایی، چند دهه است که در  بند تشکیلات مجاهدین خلق گرفتار است و ارتباطی با خانواده ندارد.</p>
<p>حسین رضایی، برادر حسن رضایی به منظور دیدار با برادر بارها به عراق سفر کرد اما سران فرقه ، به او اجازه ملاقات ندادند.</p>
<p>در حال حاضر حسن رضایی، در کنار دیگر اسیران فرقه در آلبانی و در کمپ مانز به سر می برد. حسین رضایی به مناسبت سال نو، پیامی ویدئویی برای برادرش آماده کرد تا در سایت انجمن نجات منتشر شود به این امید که به طریقی به دست برادر برسد.</p>
<p>.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59244">پیام تبریک سال نو حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مانز</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59244/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطرات حسین رضایی از سفر به عراق و پادگان اشرف و لیبرتی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57325</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57325?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Dec 2023 06:46:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57325</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام، من حسین رضایی هستم. برادر من حسن رضایی چندین سال است در فرقه رجوی اسیر است. زمانی که برادرم در عراق و در پادگان اشرف بود من چندین بار در گرما و سرما و با مشکلاتی که داشتم به عراق سفر کردم. هدف من از سفرهایم ملاقات با برادرم بود. اولین بار که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57325">خاطرات حسین رضایی از سفر به عراق و پادگان اشرف و لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام، من حسین رضایی هستم.</p>
<p>برادر من حسن رضایی چندین سال است در فرقه رجوی اسیر است. زمانی که برادرم در عراق و در پادگان اشرف بود من چندین بار در گرما و سرما و با مشکلاتی که داشتم به عراق سفر کردم. هدف من از سفرهایم ملاقات با برادرم بود. اولین بار که به عراق سفر کردم و به کنار درب پادگان اشرف رفتم فکر نمی کردم برادرم در چنین جایی زندگی کند! اطراف پادگان اشرف را که نگاه می کردم خاکریز بود و روی خاک ریز سیم خاردار نصب کرده بودند. در واقع یک زندان بود که نام آن را گذاشته بودند پادگان . یک سری آدمها پشت سیم خاردار داخل پادگان بودند که اخلاق و کردارشان خیلی برای من عجیب بود. وقتی نام برادرم را به زبان می آوردم و او را صدا می زدم گویی که می خواستم جان آنها را بگیرم. آداب و معاشرت بلد نبودند و شروع می کردند حرفهای بی ربط و توهین کردن به من و می گفتند شما اینجا برادری ندارید برادر شما متعلق به اینجاست.حرفهای آنها برای من قابل فهم نبود.</p>
<p>از طرفی حق را به آنها می دادم. سالها در یک حصار بسته زندگی کرده اند و در جامعه نبودند. از پشت سیم خاردار با آنها صحبت می کردم و می گفتم من کاری با شما ندارم آمده ام برادرم را ببینم. اما آنها با سنگ و اشیاء فلزی به من تهاجم می کردند. رفتارشان تنها با من اینگونه نبود و با تمامی خانواده هایی که در کنار پادگان اشرف تجمع کرده بودند چنین رفتار می کردند. خانواده ها و مادرانی به دیدار فرزندانشان می آمدند که وقتی آنها را می دیدم از درون می سوختم. وقتی به کنار سیم خاردارها می رفتیم چند نفر منتظر ما بودند که بر علیه ما شعار دهند و به من و مابقی خانواده ها می گفتند مزدور!</p>
<p>آیا پدر و مادر و یا برادر و خواهری که می خواهد با عزیزترینش دیداری داشته باشد مزدور است؟ سازمان مجاهدین این همه نفر را در پادگان زندانی کرده بود و اجازه نمی داد با خانواده خودشان دیداری داشته باشند و حتی به آنها اجازه نمی داد تماسی با خانواده خودشان بگیرند آیا این ظلم نیست ؟ در کدام کتاب یا بیانیه سازمان حقوق بشر قید شده ملاقات با پدر و مادر یا برادر ممنوع است؟<br />
در چند سفری که به عراق داشتم، در هر سفر شناخت من به سازمان مجاهدین خلق بیشتر می شد و کلی تجربه کسب کردم. اولین بار که به عراق سفر کردم مادرم به من گفت من مشکل دارم و نمی توانم به عراق سفر کنم. حسن را که دیدی سلام مرا خیلی به او برسان و از طرف من او را ببوس. من فکر می کردم خودم را که به پادگان اشرف برسانم می توانم با برادرم دیداری داشته باشم ولی عکس آن ثابت شد . سازمان مجاهدین خلق یک سازمان بسته است و ارتباطی با خارج از خودشان ندارند. برای من روشن شد شعارهایی که می دهند پوشالی است و آنها به شدت مخالف آزادی هستند .</p>
<p>یکی دو سفر هم به لیبرتی نزدیک بغداد رفتم. بعد از اینکه دولت عراق پادگان اشرف را از سازمان مجاهدین تحویل گرفت تمام نفرات را به محلی بنام لیبرتی منتقل کرد تا آنها را تعیین تکلیف کند. در اطراف لیبرتی هم سیم خاردار کشیده بودند و نفرات را در مقر محصور کرده بودند. سازمان مجاهدین بدون سیم خاردار و زندانی کردن اعضای خود نمی تواند خودش را حفظ کند . در لیبرتی هم موفق نشدم با برادرم دیداری داشته باشم! همان اهانت هایی که در کنار پادگان اشرف به ما می شد در لیبرتی تکرار شد. وقتی برگشتم به ایران به من خبر رسید کشور آلبانی سازمان را پذیرفته و برادرت با اولین پرواز به آلبانی رفته است . در حال حاضر راه من بسته است و نمی توانم به کشور آلبانی سفری داشته باشم . فقط امیدوارم در آینده نزدیک با آزادی تمامی اسیران در بند چشم پدران و مادران و برادران و خواهران روشن شود .</p>
<p>به امید آن روز .</p>
<p>حسین رضایی</p>
<div id="attachment_57326" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-57326" class="wp-image-57326 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-1-1.jpg" alt="حسین رضایی " width="500" height="515" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-1-1.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-1-1-291x300.jpg 291w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-57326" class="wp-caption-text">حسین رضایی در کنار پادگان اشرف در عراق</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57325">خاطرات حسین رضایی از سفر به عراق و پادگان اشرف و لیبرتی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57325/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57187</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57187?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Nov 2023 04:21:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57187</guid>

					<description><![CDATA[<p>برادرم حسن سلام ، امیدوارم حال شما خوب باشد. خیلی وقت است که با من و خواهرانت تماسی نگرفته ای! همه نگران حال شما هستند بخصوص مادر . خبری از وضع و حالت نداریم و این برای همه ما نگران کننده است. من می دانم به شما اجازه تماس با خانواده را نمی دهند. می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57187">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برادرم حسن سلام ، امیدوارم حال شما خوب باشد.</p>
<p>خیلی وقت است که با من و خواهرانت تماسی نگرفته ای! همه نگران حال شما هستند بخصوص مادر . خبری از وضع و حالت نداریم و این برای همه ما نگران کننده است. من می دانم به شما اجازه تماس با خانواده را نمی دهند. می دانم شما را در یک کمپ بسته زندانی کرده اند و هیچ ارتباطی با بیرون از کمپ ندارید. ما که دسترسی به تو نداریم. نامه می نویسیم و منتشر می کنیم شاید راهی پیدا کردی و توانستی این نامه ها را ببینی و بدانی که ما هیچ وقت فراموشت نکرده ایم.</p>
<p>سازمانی که مدعی آزادی و برابری است، آزادی را حتی در حد یک تماس با خانواده از شما دریغ می کند! تا حال با خودت فکر کرده ای چندین سال چگونه زندگی کرده ای؟! خانواده را رها کردی و خودت را در راه بدون هدفی انداخته ای. جاده ای خاکی و پر از دست انداز. ته این راه بن بست است. تا کی می خواهی این راه را ادامه دهی؟</p>
<p>شما بهتر می دانی سازمان مجاهدین خلق به بن بست خورده است. خودت را نجات بده و چشمانت را به دنیای آزاد باز کن. دنیای آزاد خیلی قشنگ است. انسان از دنیای آزاد لذت می برد. برادرم حسن با خانواده ات تماس بگیر .</p>
<p>برادرت &#8211; حسین رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57187">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57187/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55327</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55327?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jul 2023 08:11:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55327</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسن جان سلام امیدوارم که حالت خوب باشد و در سلامتی کامل باشی. خبر یورش پلیس آلبانی به کمپی که در آن زندگی می کنی را خواندم و به شدت نگرانت شدم. تماسی با ما نمی گیری که از اوضاع و احوالت با خبر شوم. دو سه سالی است که تماست را کاملاً قطع کرده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55327">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حسن جان سلام</p>
<p>امیدوارم که حالت خوب باشد و در سلامتی کامل باشی. خبر یورش پلیس آلبانی به کمپی که در آن زندگی می کنی را خواندم و به شدت نگرانت شدم. تماسی با ما نمی گیری که از اوضاع و احوالت با خبر شوم. دو سه سالی است که تماست را کاملاً قطع کرده ای و با من تماس نمی گیری. حداقل به مادرت زنگ بزن که بسیار دلتنگ توست.</p>
<p>متاسفانه در کمپی که زندگی می کنی آن قدر فضا بسته است و آن قدر روز ذهن تان کار می کنند که یا دسترسی به امکانات لازم برای تماس با ما نداری و یا ذهنت را از ما دور کرده اند. اما من باورم نمی شود که خانواده ات را فراموش کرده باشی. باورم نمی شود مادرت را از یاد برده باشی.</p>
<p>برادر جان مادر خیلی دلتنگ شنیدن صدایت است. ما همه دلمان می خواهد روزی برسد که تو را آزاد و رها ببینیم . روزی که دیگر اسیر تشکیلات رجوی نباشی. من نمی گویم پس از رهایی به ایران نزد خانواده ات برگرد.اگر چه اگر بیایی بسیار خوشحال می شویم اما چیزی که مهم است رهایی تو است. تو خودت را نجات بده و در یکی از کشورهای اروپایی پناهنده شو و زندگی آزاد داشته باش. از زندگی آزاد لذت ببر. حق تو این نیست که تمام عمر اسارت بکشی. فکری بکن و خودت را نجات بده. من هر کمکی از دستم بربیاید برایت انجام می دهم.</p>
<p>برادرت &#8211; حسین رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55327">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55327/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام نوروزی حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53936</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53936?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Apr 2023 08:34:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تبریک نوروزی خانواده های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53936</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام حسن جان سال نو بر شما مبارک باشه برادر جان امیدوارم حالت خوب باشد و سال خوبی داشته باشی. قبلا تماسی با خانواده خود می گرفتی اما مدت زیادی است تماسهایت قطع شده است و این مسئله خانواده را نگران کرده. برادر جان لطفا تماسی با ما بگیر. حسن جان مادر خیلی نگران تو [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53936">پیام نوروزی حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام حسن جان</p>
<p>سال نو بر شما مبارک باشه برادر جان</p>
<p>امیدوارم حالت خوب باشد و سال خوبی داشته باشی. قبلا تماسی با خانواده خود می گرفتی اما مدت زیادی است تماسهایت قطع شده است و این مسئله خانواده را نگران کرده.</p>
<p>برادر جان لطفا تماسی با ما بگیر. حسن جان مادر خیلی نگران تو هست.</p>
<p>راستی زندگی در کمپ چگونه می گذرد؟ از این همه سال دوری تنها دلتنگی و دل نگرانی نصیب ما شده. تو چه چیزی به دست آورده ای؟! مادر بر سر سفره هفت سین برای شما دعا کرد. برای شما دعا کرد که هر چه زودتر خودت را نجات دهی و آزاد باشی.</p>
<p>امسال در سال جدید سال خوبی را برای خودت خلق کن . امیدوارم در سال جدید خبر آزادی ات را بشنویم.</p>
<p>برادرت &#8211; حسین رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53936">پیام نوروزی حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53936/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برادر حسن رضایی: مادر دلتنگ توست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52695</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52695?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Jan 2023 08:44:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52695</guid>

					<description><![CDATA[<p>برادرم حسن سلام. امیدوارم که حال شما خوب باشد. مدت زمان زیادی است که تماسی از شما دریافت نکردم و بسیار نگران شما هستم. حسن جان من برادرت هستم و دوستت دارم. مگر می شود نگران حال و وضعیت برادرم نباشم. تا به حال دیده ای برادری، برادر خودش را فراموش کند؟ هرگز! شب یلدا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52695">برادر حسن رضایی: مادر دلتنگ توست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برادرم حسن سلام. امیدوارم که حال شما خوب باشد. مدت زمان زیادی است که تماسی از شما دریافت نکردم و بسیار نگران شما هستم. حسن جان من برادرت هستم و دوستت دارم. مگر می شود نگران حال و وضعیت برادرم نباشم. تا به حال دیده ای برادری، برادر خودش را فراموش کند؟ هرگز!</p>
<p>شب یلدا خانواده به فکر شما بودند وجای شما خالی بود. ای کاش پیش ما بودی و نگرانی ما از بابت تو برطرف می شد. همه خانواده دلتنگ و منتظر شما هستند. مادر دلش برایت تنگ شده است، مگر می شود مادری فرزندش را فراموش کند؟! بدان که خانواده ات خوبی تو را می خواهند. فکر نمی کنم در کمپی که هستی حال و روز آنچنان خوشی داشته باشی. مطمئن باش آرامش و دلخوشی تو فقط و فقط در کنار خانواه تامین می شود.</p>
<p>من بارها در نامه هایی که برایت ارسال کرده ام  گفتم و باز هم می گویم خودت را نجات بده. هنوز هم می توانی آزاد زندگی کنی. زندگی بیرون از کمپ بسیار شیرین است. تجربه کن.</p>
<p>دوست دار شما &#8211; برادرت حسین رضایی</p>
<div id="attachment_47638" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-47638" class="wp-image-47638 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2.jpg" alt="برادر حسن رضایی" width="600" height="409" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2-300x205.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2-220x150.jpg 220w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-47638" class="wp-caption-text">حسین رضایی</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52695">برادر حسن رضایی: مادر دلتنگ توست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52695/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ فرقه رجوی در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51972</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51972?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Nov 2022 06:48:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51972</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسن سلام . امیدوارم که حالت خوب باشد و سالم باشی. نمی‌دانی چقدر دلم برایت تنگ شده است. امروز که با مادر در مورد تو صحبت می‌کردیم، تصمیم گرفتم این نامه را برایت بنویسم. راستش را بخواهی دلم برای بازی‌هایمان در کودکی تنگ شده است. کاش می‌شد که زمان به عقب بازگردد و دوباره همه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51972">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ فرقه رجوی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حسن سلام . امیدوارم که حالت خوب باشد و سالم باشی. نمی‌دانی چقدر دلم برایت تنگ شده است. امروز که با مادر در مورد تو صحبت می‌کردیم، تصمیم گرفتم این نامه را برایت بنویسم. راستش را بخواهی دلم برای بازی‌هایمان در کودکی تنگ شده است. کاش می‌شد که زمان به عقب بازگردد و دوباره همه دور هم جمع شویم. امیدوارم چنین روزی زودتر برسد.</p>
<p>ما نگران شما هستیم نمی دانیم در چه وضعیتی هستی! مادر هم نگران شماست. تماسی با ما بگیر و ما را از نگرانی در بیاور. برای ما پذیرفته نیست که شما در کمپ مجاهدین خودت را زندانی کردی. یک انتخاب و تصمیم درست برای آینده خودت بگیر. ما از شما می خواهیم خودت را نجات دهی و ما بقی عمرت را آزاد زندگی کنی. خانواده ات منتظر چنین روزی هستند .<br />
برادر جان! امیدوارم که زودتر خودت را نجات دهی و برای دیدنمان بیایی .</p>
<p>برادرت حسین رضایی</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-47638 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2.jpg" alt="برادر حسن رضایی" width="600" height="409" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2-300x205.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2-220x150.jpg 220w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51972">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ فرقه رجوی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51972/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51464</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51464?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Sep 2022 05:41:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51464</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام برادر عزیزم نمی دانم نامه های پیشین مرا خواندی یا نه ! خیلی حرفها دارم که با تو بگویم اما نمی دانم از کجا شروع کنم. از دوران کودکی که با هم بودیم و یا از حال که چندین سال تو را ندیدم. شما برادر من هستید و نمی توانم برادر خودم را فراموش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51464">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام برادر عزیزم</p>
<p>نمی دانم نامه های پیشین مرا خواندی یا نه ! خیلی حرفها دارم که با تو بگویم اما نمی دانم از کجا شروع کنم. از دوران کودکی که با هم بودیم و یا از حال که چندین سال تو را ندیدم. شما برادر من هستید و نمی توانم برادر خودم را فراموش کنم. زمانی که در عراق بودی تلاش خودم را کردم که با شما دیداری داشته باشم ولی متاسفانه به شما اجازه ندادند که با برادر بزرگتر از خودت دیداری داشته باشی. چه کنم که از من خیلی دور شدی. حسن جان به نصیحت های برادرت گوش کن و خودت را از کمپی که در آن زندانی هستی نجات بده و به دنیای آزاد بیا. خیلی ها خودشان را نجات دادند و زندگی آزادی دارند. شما هم می توانید زندگی آزاد را تجربه کنید. ما همه چشم انتظار شما هستیم .</p>
<p>از راه دور برایت سلام می فرستم و امیدوارم در آینده نزدیک خبر آزادیت بدست ما برسد.</p>
<p>برادرت حسین رضایی</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47638 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2.jpg" alt="برادر حسن رضایی" width="600" height="409" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2-300x205.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2-220x150.jpg 220w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51464">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ مجاهدین در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51464/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50741</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50741?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Jun 2022 05:50:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50741</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسن سلام. امیدوارم حالت خوب باشد. مدتی است که تماس خود را قطع کرده ای! دلیلش را نمی دانم. خانواده شما نگران شما هستند و ما نمی دانیم در چه وضعیتی هستی. این همه سال خانواده خود را ترک کردی کافی نیست؟ خودت را در یک کمپ نگه داشتی! می خواهی به چه نتیجه ای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50741">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حسن سلام. امیدوارم حالت خوب باشد.</p>
<p>مدتی است که تماس خود را قطع کرده ای! دلیلش را نمی دانم. خانواده شما نگران شما هستند و ما نمی دانیم در چه وضعیتی هستی. این همه سال خانواده خود را ترک کردی کافی نیست؟ خودت را در یک کمپ نگه داشتی! می خواهی به چه نتیجه ای برسی؟ چندین سال گذشته آیا به نتیجه ای رسیده ای؟ مشکل شما این است که فکر می کنی آینده روشنی در انتظار شماست. اگر این فکر در ذهنت است اشتباه است. حسن باور کن اخبارهای کذب را به خورد شما می دهند و در واقع دارند شما را به کشتن میدهند. دنیای آزاد خیلی شیرین است. خیلی از دوستانت این تجربه را داشتند. شما هم می توانی تجربه کنی. آزاد بودن حق شماست بیشتر از این خودت را از بین نبر. خودت را از آن کمپ حصار بسته آزاد کن و در دنیای بیرون از کمپ که همان آزادیست زندگی کن و از زندگی لذت ببر. خانواده ات همین را از شما می خواهند. هر انسانی اشتباه می کند ولی قرار نیست چون اشتباه کرده خودش را از بین ببرد. من برادرت هستم و دوستت دارم. دلم می خواهد آزاد زندگی کنی. امیدوارم کمی با خودت فکر کنی و خودت را نجات دهی.</p>
<p>به امید آن روز<br />
برادرت حسین رضایی</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-46877 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-1.jpg" alt="برادر حسن رضایی" width="700" height="421" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-1-300x180.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50741">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50741/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه مادر حسن رضایی اسیر فرقه رجوی در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49173</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49173?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Feb 2022 07:26:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49173</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسن سلام. حالت خوب است مادر؟ خیلی وقت است با من تماس نگرفتی و من نگرانت هستم. مشکلی برایت پیش آمده؟ اگر مشکلی نداری پس چرا تماست را قطع کردی؟ من چقدر بایستی دوری تو را تحمل کنم. من مادرت هستم و حق دارم نگرانت باشم. چرا این کار را با خودت کردی؟! سالها خودت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49173">نامه مادر حسن رضایی اسیر فرقه رجوی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حسن سلام. حالت خوب است مادر؟ خیلی وقت است با من تماس نگرفتی و من نگرانت هستم. مشکلی برایت پیش آمده؟ اگر مشکلی نداری پس چرا تماست را قطع کردی؟ من چقدر بایستی دوری تو را تحمل کنم. من مادرت هستم و حق دارم نگرانت باشم. چرا این کار را با خودت کردی؟! سالها خودت را از خانواده ات دور کردی و بهترین دوران زندگی ات را از بین بردی! برای چه هدفی؟ تو چه هدفی را دنبال می کنی و تا کی می خواهی ادامه دهی؟</p>
<p>خودت را نجات بده و آزاد باش. آزاد بودن حق توست. آیا تا به حال با خودت فکر کرده ای که با خودت چکار کردی؟ دلم به حالت می سوزد سالها برای تو زحمت کشیدم، بزرگت کردم و دلم خوش بود آینده خوبی برای خودت رقم می زنی . خودت با دست خودت داری خودت را از بین می بری. برای من مشکل است ببینم فرزندم دارد در یک کشور غریب و در زندان بدون هیچ هدفی خودش را از بین می برد. حسن از تو می خواهم خودت را نجات دهی و ما بقی عمرت را آزاد زندگی کنی. منتظر تماست هستم .<br />
امیدوارم هر چه زودتر خودت را نجات دهی و من برایت جشن بگیرم .</p>
<p>مادرت فاطمه رضایی</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47440 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Mom.jpg" alt="مادر حسن رضایی" width="525" height="391" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Mom.jpg 525w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Mom-300x223.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 525px) 100vw, 525px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49173">نامه مادر حسن رضایی اسیر فرقه رجوی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49173/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48527</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48527?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Dec 2021 06:31:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسن رضایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=48527</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسن جان سلام، امیدوارم حالت خوب باشد. خیلی وقت است با ما تماسی نداشتی و من و خانواده ات نگران هستیم. وقتی با ما تماس می گرفتی ما خیلی خوشحال می شدیم به خصوص مادرمان. مدتی ست که قطع تماس داشتی و مادر می گوید چرا حسن تماس نمی گیرد. در شب یلدا دور هم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48527">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حسن جان سلام، امیدوارم حالت خوب باشد. خیلی وقت است با ما تماسی نداشتی و من و خانواده ات نگران هستیم. وقتی با ما تماس می گرفتی ما خیلی خوشحال می شدیم به خصوص مادرمان. مدتی ست که قطع تماس داشتی و مادر می گوید چرا حسن تماس نمی گیرد. در شب یلدا دور هم جمع بودیم و می گفتیم جای حسن در بین ما خالی است و چی می شد اگر حسن الان در جمع ما بود.</p>
<p>من برادرت هستم و دلم به حال بهترین دوران زندگی از دست رفته ات می سوزد. اگر در کنار خانواده ات می بودی به هر لحاظ وضعیتت به مراتب بهتر بود. در کمپی در کشور آلبانی خودت را محصور کردی و نمی دانی در دنیای بیرون از کمپ چه اتفاقات خوبی رخ می دهد. انشاالله وقتی خودت را نجات دادی خواهی فهمید.</p>
<p>خبرهایی که به شما در کمپ می دهند کذب است و واقعیت ندارد. خودت را در یک مسیر خاکی انداخته ای و آخر این مسیر بن بست است. من و خانواده ات از شما می خواهیم خودت را نجات دهی و آزاد زندگی کنی و برای آینده خودت تصمیم بگیری و مثل یک انسان آزاد زندگی خودت را ادامه دهی . شرایط کشور آلبانی با شرایطی که در کشور عراق داشتی متفاوت است! اگر تلاش کنی می توانی خودت را نجات دهی . خانواده ات منتظر آزادی شما هستند. مادر خیلی خیلی به شما سلام می رساند.</p>
<p>برادرت حسین رضایی</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47638 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2.jpg" alt="برادر حسن رضایی" width="600" height="409" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2-300x205.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rezaei-Hasan-Bro-2-220x150.jpg 220w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48527">نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48527/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
