<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>حمید نوری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/حمید-نوری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 29 May 2022 04:00:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>حمید نوری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/حمید-نوری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نامه مدیرعامل انجمن نجات به خانواده حمید نوری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50415</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50415?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 May 2022 06:47:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[حمید نوری]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50415</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام خدمت خانواده محترم آقای حمید نوری ابراهیم خدابنده مدیر عامل انجمن نجات در ایران هستم. انجمن نجات متشکل از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و همچنین خانواده های اعضای فعلی می باشد که در جهت آشکار نمودن ماهیت واقعی فرقه رجوی تلاش می کند. من 23 سال از عمرم را (1359 تا 1382) [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50415">نامه مدیرعامل انجمن نجات به خانواده حمید نوری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام خدمت خانواده محترم آقای حمید نوری</p>
<p>ابراهیم خدابنده مدیر عامل انجمن نجات در ایران هستم. انجمن نجات متشکل از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و همچنین خانواده های اعضای فعلی می باشد که در جهت آشکار نمودن ماهیت واقعی فرقه رجوی تلاش می کند. من 23 سال از عمرم را (1359 تا 1382) به صورت شبانه روزی و بی وقفه با سازمان مجاهدین خلق و عمدتاً در بخش روابط بین الملل به فعالیت علیه جمهوری اسلامی مشغول بودم. به بسیاری از کشورها سفر کرده و مأموریت های متعددی را برای این سازمان به انجام رساندم.</p>
<p><a href="https://www.mashreghnews.ir/news/1377057/%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C">گزارش گفتگوی پایگاه خبری &#8211; تحلیلی مشرق</a> نیوز با شما خانواده محترم آقای حمید نوری را در سایت مربوطه به دقت مطالعه کردم که حاوی نکاتی افشاگرانه و آموزنده بود.</p>
<p>لازم دیدم در تکمیل گزارش مربوطه، مطالبی را به عنوان یک شاهد عینی از شنیده ها و دیده های خودم، بدون تحلیل و نتیجه گیری از آن ها، به عرض برسانم. شاید این مطالب تکراری باشند یا شاید جایی گفته نشده باشند، ولی لازم است که نه برای دفاع از آقای حمید نوری بلکه برای ثبت در تاریخ ملت مظلوم ایران و ثبت در پرونده سنگین جنایت ها و خیانت های فرقه رجوی مکتوب شوند.<br />
حوزه کار من در بخش روابط بین المللی سازمان مجاهدین خلق در اروپا و عمدتاً در لندن بود. اما من بارها و بعضاً به مدت های طولانی در زمان صدام حسین به عراق و مقر مجاهدین خلق سفر کردم و در نشست ها شرکت نموده و با اعضا در قرارگاه اشرف گفتگو داشتم. در محل سازمان واقع در بغداد که به جلال زاده معروف بود جایی به عنوان <strong>موزه</strong> در نظر گرفته شده بود که یک بخش به هدایای زندانی های مجاهد خلق در ایران اختصاص داشت. مثلاً زندانیان از داخل زندان ها در ایران با هسته خرما تسبیح درست کرده و به عنوان هدیه برای مسعود رجوی فرستاده بودند. یا نامه هایی داده بودند یا وصیت هایی کرده بودند که در این به اصطلاح موزه نگهداری و عرضه می شد.</p>
<p>مسعود رجوی در نشست ها مشخصاً از تشکیلات مجاهدین خلق در زندان ها صحبت می کرد. یعنی تا قبل از سال 1367 سازمان در داخل زندان های ایران تشکیلات و سلسله مراتب و فرماندهی داشت و از طریق ملاقات های خانوادگی خط و خطوط به زندانیان داده و گزارشات گرفته می شد. زندانیان مجاهد خلق در زندان های ایران با خانواده های خود به صورت مرتب دیدار حضوری داشتند و می توانستند نامه و اشیاء دیگر رد و بدل کنند. اما جالب است بدانید که اعضای سازمان مجاهدین خلق در درون تشکیلات، حق هیچگونه ارتباطی با خانواده و دوستان خود نداشته و ندارند.</p>
<p>در پادگان اشرف در عراق عده ای که تعدادشان کم نبود معروف به<strong> زندانیان سابق</strong> بودند (همان هایی که ظاهراً در دادگاه آقای حمید نوری شهادت داده اند) که رجوی در هر نشستی آنان را به خیانت متهم می کرد و از آنان طلبکاری می نمود. چرا و ماجرا چه بود؟<br />
بعد از عملیات موسوم به فروغ جاویدان که سازمان مجاهدین خلق با پشتیبانی و همکاری ارتش رژیم بعث عراق در اوایل مرداد ماه سال 1367 علیه ملت ایران به انجام رساند، که پاتک آن از جانب نیروهای ایرانی به مرصاد معروف است، مشخص شد که به تشکیلات زندان خط داده شده است که همزمان با عملیات، در هر شهری در داخل زندان ها شورش به راه بیندازند و از داخل کار را یکسره کنند که این خط در مواردی هم اجرا شد. مسعود رجوی بارها در نشست ها به این موضوع اذعان نمود.</p>
<p>کشف این ماجرا، ناگهان جمهوری اسلامی را از خواب غفلت بیدار کرد و قرار بر این شد که تکلیف زندانیان مجاهد خلق را که همچنان بر سر موضع بودند روشن کنند. حکم این افراد بر اساس قوانین کشور به دلیل شرکت در اقدامات تروریستی و حمایت از یک سازمان تروریستی، خصوصا در زمانی که بخشهایی از خاک کشور در اشغال نیروهای متجاوز خارجی قرار داشت، علی القاعده اعدام بود.<br />
در جنگ جهانی دوم در انگلستان حکم دزدی اعدام بود. آنان چنین استدلال می کردند که وقتی قوای نظامی و انتظامی کشور درگیر دفع تجاوز خارجی است، حتی یک دزدی ساده اقدامی امنیتی و در راستای همکاری با دشمن متجاوز و لذا خیانت ملی محسوب می شود.</p>
<p>بعد از عملیات فروغ جاویدان دیگر کاملاً مشخص بود که سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی در همکاری کامل اطلاعاتی و نظامی با دشمن متجاوز به خاک میهن، علیه مرزبانان و مدافعان خاک وطن قرار دارد. یعنی مسعود رجوی آشکارا دست به بدترین و شنیع ترین نوع خیانت ملی که می توان تصور کرد زده بود. حتی کشورهایی که در آن ها مجازات اعدام لغو شده است یک استثنا وجود دارد و آن همکاری با دشمن متجاوز در حال جنگ است که مجازات آن بی تردید اعدام می باشد.</p>
<p>آنطور که من از زندانیان آزاد شده و برگشتی از ایران به قرارگاه اشرف در عراق شنیدم، قرار بر این شده بود که تمام زندانیان به اصطلاح سر موضع که عضو تشکیلات زندان مجاهدین خلق بودند را یک بار تعیین تکلیف کنند و اولاً به آن ها تفهیم نمایند که سر موضع و هوادار رجوی بودن یعنی حمایت از همکاری مستقیم و عملی در تجاوز دشمن خارجی علیه ملت که مجازات آن اعدام است، و ثانیاً از آن ها بخواهند که تکلیف خود را شخصاً و بی واسطه و با زبان اشهد خود مشخص نمایند. در این رابطه صرفاً اقرار خود متهم به گفته زندانیان سابق که با آن ها صحبت کردم کافی بود. آنان گفتند که هر کس که خود را مبرا دانست (مانند همین جماعت زندانیان سابق در قرارگاه اشرف) آزاد شد که اکثریت بالایی را تشکیل می داد و هر کس که طبق خط داده شده از جانب سازمان خود را همچنان مدافع همکاری با تجاوز دشمن به ملت معرفی نمود اعدام گردید که اقلیت کوچکی بودند.</p>
<p>آنطور که زندانیان سابق می گفتند بر اساس خطی که از عراق به تشکیلات زندان و به همه زندانیان داده شده بود می بایست افراد به توضیحات قاضی توجهی نکرده و همچنان خود را مدافع سازمان مجاهدین خلق و شخص مسعود رجوی معرفی کنند. حتی به آن ها گفته شده بود که در دادگاه اعلام کنند که اگر سلاح به دستشان برسد به آخوندها و پاسدارها امان نخواهند داد. سازمان در نشریات خود علنا افتخار می کرد که وقتی از زندانی سؤال می شد که در حال حاضر چه موضعی دارد او جواب می داد که &#8220;کاش اسلحه داشتم و با سلاح جواب سؤالتان را می دادم.&#8221;</p>
<p>اما چرا سازمان مجاهدین خلق این عمل را هنوز که هنوز است خیانت تلقی کرده و حتی چنین افرادی را بر اساس اعلام مسعود رجوی، مستحق اعدام توسط خود سازمان می داند؟ چون هدف رجوی کشته سازی بود و پشیزی برای جان اعضای سازمان ارزش قائل نبود. او به خون برای ادامه حیات خفیف و خائنانه اش نیاز داشت. مسعود رجوی بارها اعلام کرد که مجاهدین خلق واقعی کسانی بودند که در زندان ها اعدام شدند و آنان که آزاد شدند مستحق اعدام به دست خود سازمان هستند.</p>
<p>موضوع دیگری که قابل توجه است این است که این جماعت<strong> زندانیان سابق</strong> در قرارگاه اشرف که حدود 700 نفر می شدند در حدود سال 1373 همگی بر اساس یک پروژه کشف نفوذی جمهوری اسلامی، زندان و شکنجه شدند که بحث مفصلی دارد و مصداق عینی جنایت علیه بشریت است. در این رابطه سران فرقه رجوی تمامی کسانی که در داخل ایران سابقه زندان داشتند و بعد آزاد شده و سپس به مجاهدین خلق پیوسته بودند را زندانی کرده و تحت بازجویی قرار دادند. مسعود رجوی یقین داشت که در میان آنان حتماً نفوذی های وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هم هستند. این افراد به شدت شکنجه شدند تا به نفوذی بودن خود اعتراف کنند. سؤال اصلی از آنان این بود که چرا اعدام نشدند؟ مگر خط داده شده ایستادگی بر سر مواضع نبود؟ چرا خیانت کرده و جان خود را به در بردند؟ آیا فرستاده و نفوذی رژیم نیستند؟ ناگفته نماند که بالاخره هیچ مورد نفوذی در میان آنان یافت نشد.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق در پادگان اشرف در عراق در اوایل دهه 70 شمسی و خصوصاً در سال 1373 به صورت سیستماتیک و گسترده مسئول قتل، حبس انفرادی، شکنجه، اعدام ساختگی، ایجاد آسیب های جسمی و روحی، ترغیب به خودکشی، تجاوز، . . . تعداد کثیری از اعضای خود تحت عنوان <strong>زندانیان سابق</strong> جمهوری اسلامی است که ده ها شاهد که توانسته اند جان خود را نجات دهند در این خصوص وجود دارد. بعد از تکمیل این پروژه از همه این افراد تعهد گرفته شد که هرگز سخنی در این رابطه با کسی، حتی در میان خود، به میان نیاورند و غیبت طولانی خود از یکان هایشان را صرفاً رفتن به مأموریت عنوان کنند.</p>
<p>برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا به مقاله<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45943"><strong> سازمان مجاهدین خلق و جنایت علیه بشری</strong><b>ت </b></a>در سایت نجات در بخشی تحت عنوان &#8220;جنایات سال 1373 در پادگان اشرف&#8221; رجوع شود.</p>
<p>در خصوص بلاهایی که سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در عراق بر سر اعضای وفادار خود که عنوان زندانی سابق را داشتند آورده گفته ها و نوشته ها از قول شاهدان عینی بسیار است که هرگز جوامع و دادگاه های بین المللی کمترین توجهی به آن ها نشان نداده اند. حق است که سران فرقه رجوی برای ارتکاب به جنایت علیه بشریت، خصوصا علیه اعضای خود، محاکمه شوند که صدها شاهد آمادگی شهادت در دادگاه های بین المللی را دارند.</p>
<p>سؤالی که من بارها شنیده ام که در داخل ایران در محافل و رسانه ها از قوه قضائیه پرسیده می شود این نیست که چرا این تعداد افراد اعدام شدند. بلکه سؤال اصلی و اساسی اینست که چرا عده کثیری از زندانیان مجاهد خلق نه تنها اعدام نشدند بلکه بدون در نظر گرفتن سوابق و جرائم آنها آزاد گردیدند تا بخشی از آنها بتوانند فورا، از آنجا که تشکیلاتا وصل بودند، به عراق و قرارگاه اشرف رفته و مجددا در حملات مرزی و ترورها شرکت نمایند.</p>
<p>ابراهیم خدابنده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50415">نامه مدیرعامل انجمن نجات به خانواده حمید نوری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50415/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شما از کدام قتل عام جان به در بردید؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50268</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50268?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 May 2022 09:22:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[حمید نوری]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50268</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده کتاب تبار ترور می‌گوید: مجاهدینی که به عنوان شاکی در دادگاه سوئد علیه حمید نوری شهادت داده‌اند و تعدادشان کم هم نیست، ادعا می‌کنند شاهد قتل عام همفکرانشان بوده‌اند. اگر قتل‌عام بود که شما زنده نمی‌ماندید تا امروز این حرف‌ها را بزنید! دستگیری حمید نوری در فرودگاه استکهلم در ۱۹ آبان ۱۳۹۸ (۹ نوامبر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50268">شما از کدام قتل عام جان به در بردید؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نویسنده کتاب <strong>تبار ترور</strong> می‌گوید: مجاهدینی که به عنوان شاکی در دادگاه سوئد علیه حمید نوری شهادت داده‌اند و تعدادشان کم هم نیست، ادعا می‌کنند شاهد قتل عام همفکرانشان بوده‌اند. اگر قتل‌عام بود که شما زنده نمی‌ماندید تا امروز این حرف‌ها را بزنید!</p>
<p>دستگیری حمید نوری در فرودگاه استکهلم در ۱۹ آبان ۱۳۹۸ (۹ نوامبر ۲۰۱۹)، حاکی از یک تله‌گذاری و تبانی بین نظام قضایی سوئد و گروه تروریستی مجاهدین بود. داستان از این قرار بود که دو نفر از اعضای این گروه گزارشی را حاوی ادعا‌ها و اتهامات واهی علیه نوری در آبان ۱۳۹۸ از طریق یک دفتر حقوقی در انگلیس به مقامات سوئدی ارائه می‌کنند و همزمان به بهانه حل و فصل اختلاف خانوادگی دخترخوانده نوری، وی را به سوئد می‌کشانند.</p>
<p>دادستان سوئدی بدون انجام تحقیقات جامع، از دادگاه درخواست حکم دستگیری و بازداشت نوری را می‌کند که مبنای این درخواست صرفا اظهارات و خاطرات واهی چند تن از اعضای گروه تروریستی مجاهدین است.</p>
<p>از زمان دستگیری نوری تا تکمیل به اصطلاح تحقیقات و ارائه کیفرخواست در ۵ مرداد ۱۴۰۰، حدود ۲۱ ماه به طول انجامید و در تمام این مدت نیز این تبعه ایرانی در حبس انفرادی به سر برده است که این ماجرا، حاکی از یک بازداشت خودسرانه و بدون دلایل متقن و مستند است. آخرین داداگاه حمید نوری برگزار و قاضی پرونده درخواست حبس ابد برای این کارمند قوه قضاییه کرد. برای روشن شدن ابعاد این رویداد و بازخوانی رفتار سازمان مجاهدین خلق که یکی از بانیان اصلی تروریسم در ایران است با محمدصادق کوشکی استاد دانشگاه تهران و نویسنده کتاب &#8220;تبار ترور&#8221; (مروری بر تاریخچه و کارنامه تروریستی سازمان مجاهدین خلق) به گفت‌وگو نشستیم.</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-50269 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kushki-Sadegh.jpg" alt="محمدصادق کوشکی " width="700" height="358" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kushki-Sadegh.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kushki-Sadegh-300x153.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p><strong>در آغاز بفرمایید ماجرای دادگاه حمید نوری چیست؟</strong><br />
ماجرای آقای حمید نوری شاید یکی از عجیب‌ترین پرونده‌هایی باشد که طی این سال‌ها در فضای بین‌المللی مطرح شده است. او یک شهروند عادی بازنشسته قوه قضاییه است. یک شهروند عادی در هنگام بازنشستگی وقتی که وارد سوئد می‌شود، توسط پلیس این کشور با حکم قضایی و با عنوان اینکه از او شکایت شده دستگیر می‌شود.<br />
موضوع شکایت این است که حمید نوری در اعدام زندانیان مجاهدین خلق در سال ۶۷ دست داشته است. آقای نوری دستگیر می‌شود و مدت‌ها در زندان انفرادی بوده و شرایط بسیار سخت و وحشتناکی را پشت سر گذاشته و با جنجال شدیدی وارد دادگاه شده است. دادستان سوئدی کیفرخواست بسیار طولانی و سنگینی را که علیه حمید نوری نیست، بلکه علیه جمهوری اسلامی است قرائت و در آن جمهوری اسلامی را به کشتار دسته‌جمعی متهم می‌کند.<br />
اینها ادعا می‌کنند که آقای نوری در اعدام تابستان ۶۷ مجاهدین خلق نقش داشته است. جالب اینجاست که همه کسانی که علیه آقای نوری شهادت داده‌اند، حداکثر یکی دو جمله حرف زده‌اند و یا هیچ حرفی نزده‌اند. یعنی عده‌ای از شهود آمده و گفته‌اند که جمهوری اسلامی این تعداد آدم را کشته، ولی درباره اینکه موضوع چه ربطی به آقای حمید نوری دارد، حرفی نزده‌اند. فقط یکی دو نفر از شکات گفته‌اند زمانی که اعدام‌ها انجام می‌شد، ما در زندان بودیم و از زیر چشم‌بند یا بدون چشم‌بند دیدیم که این آقا در آن محوطه یا ساختمان هست. حداکثر شهادتی که درباره این فرد داده شده، این است که مثلاً من این آقا را در تیرماه سال ۶۷ در فلان زندان دیدم. همین و بس و هیچ‌کس شهادت نداده و نتوانسته شکایت کند که مثلاً من دیدم که او به یکی از مجاهدین خلق شلیک کرده و یا مثلاً حکم اعدام را امضا کرده یا درخواست حکم اعدام کرده یا حکم را اجرا کرده.<br />
هیچ‌کسی چنین چیزی را ندیده. جالب است که حتی خود شاکیان و به نوعی نظام قضایی سوئد برای اینکه جمهوری اسلامی محاکمه بشود، تا حالا رقم سنگینی در حد چند ده میلیون هزینه کرده است، و الا علیه آقای حمید نوری تا حالا حتی یک نفر شهادت نداده که ایشان فردی را اعدام کرده یا مأمور اجرای حکم بوده یا حکمی را امضا کرده یا کسی را دار زده وجود ندارد و ایشان در آنجا یک کارمند عادی بوده.</p>
<p><strong>پس شما معتقدید که&#8230;</strong><br />
من معتقد نیستم. خود اعضای شاکیان پرونده مصاحبه کرده‌اند.</p>
<p><strong>پس شواهد نشان می‌دهد که دادگاه علیه شخص خاصی تشکیل نشده، بلکه به قصد کین‌خواهی از نظام جمهوری اسلامی تشکیل شده است.</strong><br />
برای کینه هم نیست. تعدادی از شاکیان پرونده رسماً مصاحبه کرده‌اند و این مصاحبه‌ها پخش شده‌اند. ما اصلاً نمی‌دانیم حمید نوری کیست. ما داریم به بهانه دستگیری او جمهوری اسلامی را به محاکمه می‌کشیم.</p>
<p><strong>یعنی این دادگاه، ‌دادگاه محاکمه جمهوری اسلامی است؟</strong><br />
به صراحت این را بیان کرده‌اند. تقریباً تمام شکات و شهود از اعضای سازمان مجاهدین خلق هستند و همگی علیه جمهوری اسلامی حرف می‌زنند و حمید نوری صرفاً یک بهانه است، و الا هیچ‌ کس در مورد حمید نوری حرفی ندارد.</p>
<p><strong>نقشی هم نداشت و فقط یک کارمند بود.</strong><br />
حتی کسی به دروغ هم ادعا نکرده که ایشان حکمی را امضا کرده یا قضاوت کرده یا دادیار یا دادستان بوده. اصلاً این بحث‌ها مطرح نیست. فقط توسط یکی دو تا از شکات و شهود در محوطه دیده شده است؛ همین و بس. ولی جالب اینجاست که این آدم مدت طولانی در انفرادی و تحت فشار شدید بوده و نمی‌تواند با خانواده‌اش ارتباط داشته باشد.</p>
<p>در ابتدای دستگیری‌اش اصلاً خانواده‌اش نمی‌دانستند چه بلایی سر این آدم آمده است و حالا هم که دادستان برایش حبس ابد درخواست کرده است. جالب اینجاست که تمام حقوق طبیعی و انسانی یک فرد و خانواده‌اش زیر پا گذاشته شده است و هم دادگاه و هم شاکیان اذعان دارند که این آدم هیچ‌کاره است. یعنی یک نقض شدید حقوقی انسانی در مورد آقای حمید نوری و خانواده‌اش اتفاق افتاده؛ در حالی که عملاً دادگاه، دادستان و شاکیان و شهود دارند می‌گویند که آقای نوری کاره‌ای نیست و ما داریم به بهانه ایشان جمهوری اسلامی را محاکمه می‌کنیم و باز برای این آدم درخواست حکم ابد شده است.</p>
<p>بالاخره این آدم همسر، فرزند و خانواده دارد که حقوقشان کلاً تضییع شده و مشکل این آدم چند سال طول کشیده است. اینجا حقوق انسانی یک فرد نقض شده، چون دولت سوئد و مجاهدین خلق می‌خواهند جمهوری اسلامی را محکوم کنند و خودشان هم دارند می‌گویند که این آدم کاره‌ای نبوده و اصلاً موضوع ما او نیست. حمید نوری کیست؟ نکته مهم این است که کسانی جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر متهم می‌کنند که خودشان چون می‌خواهند با جمهوری اسلامی تسویه‌حساب کنند، عملاً و رسماً دارند حق یک انسان و خانواده‌اش را زیرپا می‌گذارند. این نکته بسیار مهم است.</p>
<p>نکته بعدی این است که در مورد کشتارهای سال ۶۷ (این تعبیر شاکیان و دادستان آن دادگاه است) هنوز هیچ‌کدامشان نتوانسته‌اند عدد بدهند که وقتی می‌گویند کشتار در تابستان ۶۷ چند نفر اعدام شده‌اند؟ یک زمانی مجاهدین خلق رقم که می‌خواستند اعلام کنند، می‌گفتند بیش از ده‌ها هزار نفر. در مطبوعاتشان هست. بعد رساندند به ۳۰ هزار نفر و گفتند در آن تابستان خونین، ۳۰ هزار نفر کشته شدند. بعد قرار شد اسامی اینها منتشر بشود؛ چون بالاخره اینها خانواده داشتند. در اروپا لیستی منتشر شد که در آن چهار هزار اسم بود. از این چهار هزار نفر کمتر از ۵۰۰ نفر مشخصات کامل دارند. یعنی نام و نام خانوادگی، نام پدر و اینکه چه مدت عضو سازمان بوده و کجا اعدام شده است.</p>
<p>بقیه به این شکل است که نام کوچک را نوشته و نام خانوادگی و سن و نام پدر و بقیه مشخصات خالی است. یعنی ده‌ها هزار فرد رسید به ۳۰ و بعد چهار هزار نفر و از این تعداد هم فقط حدود ۵۰۰ نفر مشخصات کامل دارند. اگر این چهارهزار نفری که سازمان ادعا می‌کند، واقعیت داشت، خانواده‌هایشان در این روزگاری که می‌شود هر اطلاعاتی را در فضای مجازی پخش کرد، تا به حال مشخصات کامل فرزندشان را که سازمان ادعا می‌کند در تابستان ۶۷ اعدام شده، اعلام می‌کردند. اگر بخواهیم فهرست سازمان را راست بدانیم و در آن مجادله نکنیم، حدود ۵۰۰ نفر است؛ در حالی که اسناد قضایی نشان می‌دهد که این رقم ۵۰۰ نفر هم نیست.</p>
<p>این مسأله که کمتر از ۵۰۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق اعدام شدند چه زمانی اتفاق افتاد؟ زمانی که مجاهدین خلق با نام ارتش آزادی‌بخش ملی ایران، بعد از اینکه جمهوری اسلامی ایران قطع‌نامه ۵۹۸ را قبول می‌کند، همگام با صدام، با عملیاتی به نام «فروغ جاویدان» از مرزهای غربی به ایران حمله می‌کنند.</p>
<p>سخنرانی‌های مسعود و مریم رجوی هست که می‌گویند ما عجله داریم و در تهران همدیگر را می‌بینیم. اینها راه می‌افتند و از مرزهای غربی و از کرند به اسلام‌آباد غرب و تنگه حسن‌آباد که نزدیک شهر کرمانشاه است، می‌آیند.<br />
فیلم کشتارهایی که در اسلام‌آباد غرب و کرند و در مسیر کردند، موجود است. تصاویر خانواده‌هایی که فرار می‌کردند و مجاهدین خلق با تانک‌های اسکورپیون آنها را زیر می‌گرفتند، هم هست.</p>
<p>در سه‌راهی اسلام‌آباد پیکان قرمز رنگی را دیدم و صدا و سیما هم فیلمش را ضبط کرده. شاید ۱۱ نفر که عمدتاً کودک بودند، با این ماشین داشتند فرار می‌کردند که زیر تانک مجاهدین خلق له شدند و این پیکان پرس شده و خون از همه طرف جاری بود و به زحمت جنازه‌های بچه‌ها را که در این ماشین له شده بودند، بیرون کشیدند یا بیماران بیمارستان اسلام‌آباد غرب را که بیرون آوردند و با گازوییل آتش زدند و عده زیادی زن باردار و افراد مجروح را با هم سوزاندند که فیلم‌هایش موجود است.</p>
<p>حتی عده‌ای از اعضای مجاهدین خلق که از اعمال خود پشیمان شده و عذاب وجدان گرفته بودند، موقعی که به اروپا برگشتند، خاطراتشان را نوشتند و منتشر کردند. در این مقطع، سازمان همگام با صدام، رفتاری بدین شکل با ملت ایران داشت و اگر عملیات مرصاد اتفاق نیفتاده بود، اینها چنین جنایاتی را در تهران هم انجام می‌دادند.</p>
<p>اسنادی که از افراد دستگیرشده مجاهدین خلق در آن عملیات به دست آمد، نشان داد که هریک از اینها به عنوان فرماندار نظامی بین یک تا سه هفته در شهرهایی که تصرف می‌کردند، حکم تیر داشتند. یعنی مسعود رجوی به آنها حکم داده بود که هر شهری را که تصرف کردید، فرماندار نظامی آنجا هستید و حق دارید از ۳ یا ۴ روز تا یک هفته هر کسی را که خواستید بدون دادگاه و محاکمه اعدام کنید.</p>
<p>این احکام، فراوان از ارتش شکست‌خورده مجاهدین خلق به دست آمده و در آرشیوها نگهداری می‌شود و شاید زمانی منتشر هم بشود. در همان زمان تعدادی از اعضای مجاهدین خلق در زندان‌های مختلف بودند. سازمان با بعضی از اینها از طریق ملاقاتی‌هایی که داشتند ارتباط گرفت و به آنها خبر داد که ما به زودی قرار است به ایران حمله کنیم.</p>
<p>هر کدام از شماها این مسئولیت‌ها را دارید، باید در زندان شورش کنید و از زندان خارج شوید و عملیات قلع و قمع و کشتار را در هر شهری انجام بدهید و هر کسی را که طرفدار جمهوری اسلامی و حزب‌اللهی است، بکشید. بعضی از زندانی‌ها این را پذیرفته بودند. بعضی از گروه‌هایی که برای مشارکت با ارتش مجاهدین خلق در زندان تشکیل شده بودند، شناسایی شدند و بعضی‌ها هم نشدند.<br />
مرصاد اتفاق افتاد و مجاهدین خلق شکست خوردند و به آغوش صدام برگشتند. عده‌ای از زندانیان رسماً با ارتش رجوی متحد شده بودند و قصد داشتند ارتش رجوی به هر شهری که رسید، آنها شورش کنند و مقدمات کار هم فراهم شده بود و حتی در بعضی از زندان‌ها شورش هم کردند که از زندان بیایند بیرون و اسلحه فراهم کنند و همراه ارتش رجوی به عنوان بازوی صدام در شهرهای مختلف کشتار به راه بیندازند. این کار در عرف جهانی و حتی کشورهایی که حکم اعدام ندارند ـ مثل کشورهای اروپایی ـ خیانت به کشور تلقی می‌شود و حکم اعدام دارد.</p>
<p>در اینجا حضرت امام، رأفت اسلامی را به کار بردند؛ یعنی فرمودند بر اساس تعالیم دینی، اصل را بر این می‌گذاریم که فرد، له یا علیه خودش شهادت بدهد و طبق دستور ایشان در هر شهری که زندان داشت و در آن زندان اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند، هیأت‌هایی تعیین شدند و گفتند که این هیأت، اعضای مجاهدین خلق را تک تک بیاورند و از آنها بپرسند که آیا به سازمان مجاهدین خلق وفادار هستی یا خیر؟ اگر گفت وفادار نیستم، مشمول عفو می‌شود و با او کاری نداریم و به خانه‌اش می‌رود و یا ادامه زندانش را تحمل می‌کند.</p>
<p>چند هزار تن از اعضای مجاهدین خلق این فرآیند را طی کردند. یعنی در برابر آن هیأت گفتند که ما دیگر کاری به کار سازمان نداریم و دنبال زندگی‌شان رفتند و بسیاری از آنها هنوز هم دارند در کشور زندگی می‌کنند. اما عده‌ای هم با علم به اینکه مجاهدین خلق به عنوان بازوی صدام عمل کردند و قصد انجام کشتار و عملیات نظامی را در شهرها دارند، گفتند: کماکان به این سازمان وفادار هستیم. پس کسانی که پذیرفتند و با رژیم بعث همکاری و به کشور خیانت کردند و آماده بودند که از زندان خارج شوند و همراه ارتش مجاهدین خلق، مردم را به رگبار ببندند، علیه خودشان شهادت دادند و محکوم به اعدام شدند که تعدادشان حدود ۳۰۰ و چند نفر است.</p>
<p>جالب اینجاست از بین کسانی که گفتند دیگر به سازمان کاری نداریم، حدود ۶۰۰، ۷۰۰ نفر از کشور خارج شدند و به عراق رفتند و دوباره به مجاهدین پیوستند. اما امام براساس رأفت اسلامی فرمودند علیه اعضای سازمان مجاهدین خلق کسی شهادت ندهد و هر کسی خودش بگوید که آیا به همکاری با این گروه تروریستی تمایل دارد یا ندارد و هر کس گفت من کاری ندارم، مشمول عفو و آزاد شد و هر کس که گفت من مایلم با این سازمان کار کنم و اگر آزاد بشوم باز به همکاری با این سازمان ادامه می‌دهم و می‌خواستند به عنوان بازوی صدام علیه مردم مرتکب قتل و جنایت بشوند، طبیعی است که به خاطر حفظ امنیت مردم مستحق اعدام بودند که اعدام شدند.</p>
<p><strong>اگر مجاهدین خلق حمله نمی‌کرد، جمهوری اسلامی کاری به زندانی‌ها نداشت و آنها حبس خودشان را می‌کشیدند.</strong><br />
همین‌ طور است. حتی در سال‌های ۶۰ و ۶۱ که اوج ترورهای مجاهدین خلق بود، از ۳۰ خرداد ۶۰ تا یک‌ سال بعد یعنی ۳۰ خرداد ۶۱، مسعود رجوی در فرانسه با مجله «المصور» مصاحبه و رسماً اعلام می‌کند که از پارسال تا حالا ما حدود ۵ هزار و چند نفر از شهروندان ایرانی را کشتیم که حدود ۲۰ نفرشان مسئول و بقیه مردم عادی بودند. از بین آنهایی هم که مسئول بودند، چهار نفرشان امام جمعه و افرادی از این قبیل بودند. در سال‌های ۶۰ و ۶۱ افرادی از سازمان که آدم کشته بودند و دستگیر و اعدام شدند، رقمشان به هیچ‌عنوان به هزار نفر نمی‌رسد، در حالی که رجوی اعلام کرده بود که بیش از ۵ هزار نفر را کشته بودند. این نکته بسیار مهمی است که در جنگی که آنها علیه مردم خودشان به راه انداختند، پنج برابر کسانی که از آنها کشته شدند، آدم کشتند.</p>
<p><strong>ضعف رسانه‌ای ما هم هست که نرفتیم و خانواده‌های کسانی را که به دست مجاهدین به شهادت رسیدند، پیدا کنیم و از جنایات آنها بنویسیم. در نتیجه آنها در مقابل این ضعف رسانه‌ای ما دست به چنین اقداماتی می‌زنند و جریان‌سازی می‌کنند.</strong><br />
کسانی که به عنوان شاکی در دادگاه سوئد حضور پیدا کرده بودند و تعدادشان کم هم نیست، همگی ادعا می‌کنند که ما شاهد کشتار بوده‌ایم. سئوال این است که اگر کشتار و قتل‌عام بود که شما زنده نمی‌ماندید که امروز اینجا بیایید و این حرف‌ها را مطرح کنید. مگر شما جزو مجاهدین خلق نبودید؟ این چه جور کشتاری بود که شما زنده ماندید و کشته نشدید؟! بعضی از خبرنگاران سوئدی این مسأله را مطرح کرده‌اند که این چه جور کشتاری بوده که این همه آدم از آن جان سالم به در برده‌اند؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50268">شما از کدام قتل عام جان به در بردید؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50268/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازی با دادگاه ها و حقوق بشر، خط سیاسی مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47358</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47358?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Oct 2021 11:15:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حمید نوری]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47358</guid>

					<description><![CDATA[<p>شکست در انتخابات! از یکسال پیش، مجاهدین مهمترین فعالیت های خود را روی انتخابات 1400 متمرکز کرده بودند. هدف اصلی رجوی، سمت و سو دادن مردم به تحریم انتخابات بود. در این راستا مجاهدین از هیچ عملی فروگذار نکردند و بخصوص پس از ورود آیت الله رئیسی به عرصه رقابت ها، آنها مبحث حقوق بشر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47358">بازی با دادگاه ها و حقوق بشر، خط سیاسی مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>شکست در انتخابات!</h3>
<p>از یکسال پیش، مجاهدین مهمترین فعالیت های خود را روی انتخابات 1400 متمرکز کرده بودند. هدف اصلی رجوی، سمت و سو دادن مردم به تحریم انتخابات بود. در این راستا مجاهدین از هیچ عملی فروگذار نکردند و بخصوص پس از ورود آیت الله رئیسی به عرصه رقابت ها، آنها مبحث حقوق بشر را (به بهانه رخدادهای دهه 60) وارد کارزار تبلیغی خود علیه نظام کردند و این موضوع برایشان یک مسئله حیثیتی شده بود که به هر قیمت نگذارند مردم به ایشان رأی دهند.</p>
<p>به یاد داریم که در انتخابات 1392، مسعود رجوی با هدف خاصی به انتخابات ورود کرد و برای ایجاد شک و شبهه و اختلاف افکنی، ابتدا از آیت الله خامنه ای خواست که «راه ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را هموار سازد» و چون این تیر به هدف نخورد و سوژه از دور رقابت خارج گردید، مجدداً به دستاویز تحریم روی آورد. البته این افاضات چیز جدیدی نبود، سال ها پیش از این نیز مسعود به عمد از آیت الله منتظری حمایت می کرد و در برابر تناقض و شگفتی اعضای سازمان، مدعی شد که هدف ایجاد اختلاف بین جناح هاست و با اینکار شکاف ها را تشدید می کنیم. در هر صورت، انتخابات 1400 آنگونه که مریم رجوی می خواست پیش نرفت و استقبال باشکوه مردم بخصوص در خارج کشور به حدی برای وی دردآور و تحقیرآمیز بود که چماقداران خود را علیه هموطنان خارج کشور بسیج کرد تا با تهدید و ارعاب آنان را از حضور در پای صندوق های رأی پرهیز دهد.</p>
<p>اینکه چرا مریم حداقل پرنسیب های سیاسی هم در این دور رعایت نکرد علت خاصی داشت که می توان آنرا به طور تیز و مشخص به موضوع اعدام های 67 مرتبط دانست. مریم و مسعود رجوی سال هاست با مباحث حقوق بشری و مظلوم نمایی در کشورهای غربی کاسبی می کنند. مریم در 8 سال گذشته تلاش داشت تا از آیت الله رئیسی چهره ای ترسناک ارائه دهد و ایشان را سمبل اعدام مجاهدین جلوه دهد. ورود وی به انتخابات 1400 و یقین به پیروزی اش در رقابت ها، مسئله را از یک حالت سیاسی به یک مسئله ایدئولوژیک برای سازمان مجاهدین مبدل ساخت. اینک، مریم رجوی خود را در برابر یک مسئله هویتی و یک انتخاب «آری یا نه» مردمی بین مجاهدین و جمهوری اسلامی می دید که شکست در آن، به معنی نفی علنی و آشکار مردم نسبت به مجاهدین بود. چیزی که در انتخابات گذشته چندان مفهومی پیدا نمی کرد.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-47360 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-2.jpg" alt="انتخابات 1400" width="700" height="351" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-2-300x150.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>به زبان دیگر، مردم با انتخاب کسی که مریم رجوی او را متهم به اعدام مجاهدین می کرد، در واقع تشکل مجاهدین را نفی و نقطه مقابل آنها را تأیید می کردند. این مسئله دلیل اصلی خشم مریم از احتمال قریب به یقین پیروزی آیت الله رئیسی بود. کسانی که دستی در ایدئولوژی داشته باشند بخوبی این نکته را درک می کنند. به همین دلیل مجاهدین اینبار هیچ پرنسیبی را در خارج کشور رعایت نکردند و حتی به بانوان ایرانی نیز با چوب و چماق حمله ور شدند. البته سایر جریانات منحط و منقرض خارج کشور هم از این امر مبرّا نبودند چرا که هویت آنان نیز در خطر قرار داشت.</p>
<h3>خط تخریب!</h3>
<p>پس از این شکست بزرگ سیاسی/اجتماعی که مجاهدین از مردم ایران دریافت کردند، خط دیگری در خارج کشور در دستور قرار گرفت و آن تخریب هرچه بیشتر رئیس جمهور منتخب به هر قیمت بود. کنفرانس های تابستانی مریم رجوی با گروه زیادی از لابی ها و شخصیت های عمدتاً بازنشسته غربی و عربی در همین راستا برگزار گردید. با فرارسیدن سالروز عملیات شکست خورده فروغ جاویدان (مرصاد)، مجاهدین دوباره بحث اعدام ها را در هماهنگی کامل با سعودی و نهادهای اسرائیلی برجسته کردند که اینبار با کمک همان نهادها، موضوع را به دادگاه ارجاع دادند. دادگاه هایی که در سال های گذشته با برنامه ریزی انجمن های وابسته به صهیونیزم، نمایش «اقدام به بمبگذاری در سخنرانی مریم رجوی» را علیه جمهوری اسلامی برگزار کرده بودند، اینبار بازی حقوق بشری «اعدام ها» را با همراهی برخی از اعضای مجاهدین به نمایش گذاشتند. کلید زدن محاکمه «حمید نوری» که با دسیسه همان نهادها و سازمان مجاهدین به اجرا درآمد، بخشی از این سناریوی چند وجهی است.</p>
<p>همزمان با این دادگاه نمایشی، شاهد اکسیون های گسترده مجاهدین در شهرهای مختلف کشورهای غربی بودیم که مکمل سایر اقدامات علیه رئیس جمهور دوره سیزدهم است. قرار بود برای سفر احتمالی رئیس جمهور به نیویورک نیز سناریوی دیگر مهیا شود که عملاً با منتفی شدن این سفر، دسیسه به انجام نرسید. نمونه مشابهی نیز در اروپا تدارک دیده شده بود که باز هم به بن بست رسید. اما این بازی همچنان ادامه دارد. مجاهدین به همراه سایر جریانات وابسته در صدد هستند هرطور شده رئیس جمهور منتخب ایران را به دام بکشانند. هدف از نمایش های خیابانی، مهیا ساختن افکار عمومی ایرانیان ساکن خارج و مردم اروپاست. نمایش «شهادت دادن و ارائه سند در دادگاه» نیز برای آماده سازی مقدمات قانونی این دسیسه صهیونیستی/رجوی است.</p>
<p>در آخرین نمونه تلاش ها، برخی از شورای رهبری مجاهدین از جمله مهناز میمنت (جانشین مسئول اول مجاهدین) و مهری حاجی نژاد نیز به میدان کشیده شده اند که از طریق دادگاه های آلبانی بحث شهادت دادن را جلو ببرند. ظاهراً سازمان موفق نشده برای آنان ویزای ورود به سوئد را فراهم سازد و در نتیجه از طریق دادگاه های آلبانی می خواهند به این نمایش گستره بیشتری بدهند. کنفرانس مطبوعاتی مشترک شورای ملی مقاومت و استراون استیونسون (لابی اسکاتلندی مجاهدین) نیز ضلع دیگری برای تکمیل این پازل است.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-47359 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-1.jpg" alt="دادگاه نمایشی" width="700" height="316" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-1-300x135.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<h3>مزدور و هم جبهه!</h3>
<p>نکته قابل توجه دیگر، شعارهای عجیب و درهم و آشفته ای است که روی بنرهای تبلیغی اجیرشدگان در اکسیون ها به چشم می خورد. این شعارها اشاره قابل توجهی به «مزدوران» و کسانی دارد که «با رژیم هم جبهه هستند»!. «هم جبهه بودن با رژیم» اشاره به ایرج مصداقی دارد که خود بخشی از همین پازلی است که مجاهدین در آن قرار دارند. در واقع مریم رجوی احساس می کند که مصداقی رقیب او در بازی های حقوق بشری است و می خواهد گوی مجاهدین را از میدان بازی به نفع خود بیرون بکشد. مصداقی از هواداران دهه 60 مجاهدین بود که پس از اعلام برائت از رجوی از زندان آزاد گردید و به خارج کشور رفت و دوباره به صورت نیمه مستقل به همکاری با سازمان پرداخت. بعد از سقوط صدام، وی که از طریق برخی جداشدگان با فضیحت ها و جنایات رجوی در داخل مناسبات آشنا شده بود، تصمیم گرفت به جای همکاری با سازمان، خود به صورت مستقل به کسب و کار حقوق بشری بپردازد، به همین خاطر به نهادهای متصل به نمایندگان ویژه حقوق بشر ایران نزدیکتر گردید. انتقادهای او به مسعود رجوی و درگیر شدن با سازمان، زمینه را برای شهرت او فراهم آورد که یک خطر نسبی برای حضور مجاهدین در عرصه حقوق بشری بود. لذا مریم رجوی نیز برای از دور خارج کردن وی، او را وابسته به جمهوری اسلامی و هم جبهه ای با نظام خواند.</p>
<p>اشاره مجاهدین به «مزدور» نیز همان کسانی هستند که از مناسبات مجاهدین فرار کرده اند و در این سالیان دست به افشای اقدامات ضدانسانی و ضداخلاقی رجوی زده اند و بسیاری از هموطنان را نسبت به ماهیت خطرناک این فرقه آگاهی داده اند. اما بطور واقع چه کسانی «مزدور» هستند؟ آیا کسانی که سال ها از صدام حسین حقوق ماهیانه می گرفتند، و کامیون های پر از طلای اهدایی ملک عبدالله را به قرارگاه های خود در عراق می بردند، و بعد هم پنتاگون و سیا منبع مالی آنها شدند و از صهیونیسم جهانی خط گرفته اند، مزدور هستند یا کسانی که نگاه شان به اوضاع سیاسی و منطقه ای تغییر کرده و زوج تبهکار رجوی را افشا می کنند؟<br />
مریم نمی گوید خودش با چه کسانی در 35 سال گذشته هم جبهه بوده و با آنان علیه تمامیت ایران و مردم کشورش جنگیده است!؟ آیا کسانی که سیاست های ضدایرانی او را افشا می کنند لزوماً باید با جمهوری اسلامی هم جبهه باشند؟ در اینصورت سازمان تحت رهبری او که بی وقفه خط سیاسی دشمنان ایران را پیش می برده هم جبهه با چه دولت هایی است؟ چرا هم جبهه با مردم ایران شدن جرم است ولی هم جبهه شدن با اغیار و اضداد ملت ایران نشان از رشد و بالندگی است؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47361 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-3.jpg" alt="دادگاه نمایشی" width="700" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Maryam-Dadgah-14000726-3-300x155.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>با اینحال، مردم ایران سال هاست قضاوت خود را کرده اند. آنها غرور ملی خود را با هر ضعف و کمبودی که وجود داشته حفظ کرده اند و در برابر هجوم دشمن و ایادی آنها هرگز جبهه را رها نکرده اند. مواضع سفت و سخت آنها در برابر برخی اقدامات و تحرکات خارجی بیانگر این واقعیت است که هرگاه منافع ملی آنان به خطر بیفتند، هم جبهگی با جمهوری اسلامی را به خزیدن زیر پر و بال دشمن ترجیح می دهند. در قضیه تنش در مرزهای شمال غربی کشور همه جهانیان شاهد اتحاد مردم ایران در برابر دسیسه خارجی بودند. همان مردم، در انتخابات هم لگدی سخت به مریم رجوی و سازمان تحت رهبری او زدند. خشم مریم از مردم ایران و رئیس جمهور منتخب آنان هم طبیعی است. خطی که مریم در پیش گرفته هر چند نیشی بر زخم های عمیق مردم ایران باشد، اما از ابتدا محکوم به شکست است. در نهایت، دولت های غربی هم حاضر به شرط بندی روی یک اسب مرده نخواهند بود. آنها بین جمهوری اسلامی و مجاهدین، هرگز روی کسانی شرط نمی بندند که از سوی مردم ایران طرد شده و در خارج کشور هم جز تعدادی نیروی اجیر شده برای نمایش های خیابانی، کسی برایشان نمانده است.</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47358">بازی با دادگاه ها و حقوق بشر، خط سیاسی مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47358/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ادعای پوچ فرقه رجوی در مورد حقوق بشر، اعدام و شکنجه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47318</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47318?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Oct 2021 08:32:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حمید نوری]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47318</guid>

					<description><![CDATA[<p>با دستگیری آقای حمید نوری در سوئد دستگاه دروغ پرداز رجویها شروع بکار کرد و مدعی حقوق بشر، اعدام و شکنجه شد. این برگی بود که آنان همیشه با آن بازی کرده و نمایندگان اروپایی را فریب می دهند! اما واقعیت چیست؟ آیا در درون مناسبات فرقه ای رجوی حقوق بشر برقرار بوده و هست؟ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47318">ادعای پوچ فرقه رجوی در مورد حقوق بشر، اعدام و شکنجه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با دستگیری آقای حمید نوری در سوئد دستگاه دروغ پرداز رجویها شروع بکار کرد و مدعی حقوق بشر، اعدام و شکنجه شد. این برگی بود که آنان همیشه با آن بازی کرده و نمایندگان اروپایی را فریب می دهند! اما واقعیت چیست؟ آیا در درون مناسبات فرقه ای رجوی حقوق بشر برقرار بوده و هست؟ آیا شکنجه در تشکیلات رجوی منسوخ است؟ آیا برای رجوی اعدام معنی نداشته و ندارد؟ و هزاران سئوال دیگر که می توان به تک تک آنها پرداخت .</p>
<p>اما اکنون می خواهیم در مورد اعدام و شکنجه حرف بزنیم . در مورد اعدام باید گفت که رجوی در نشست های درونی عنوان می کرد که اگر کسی خیانتی بکند باید اعدام شود و یا عنوان می کرد که اگر کسی از تشکیلات جدا شد و دست به افشاگری زد، حتی در اروپا هم شما بعنوان اعضای مجاهدین باید او را به سزای خیانتش برسانید و خیال تان راحت باشد که زندانی شدن در اروپا مشکلی ندارد. اما در مورد شکنجه باید گفت چطور تعدادی از اعضای قدیمی و جدیدتان را به ظن نفوذی بودن به زندان انداخته و به زیر شکنجه برده و تعدادی هم کشته شدند. آیا این برای مسئولین فرقه تروریستی رجوی شکنجه و مرگ نیست؟ نفراتی که خودشان ادعای زندانی و شکنجه شدن در زمان شاه را یدک می کشیدند به خاطر سیستم مغزشویی رجوی، به شکنجه گرانی تبدیل شدند و کارشان را تئوریزه می کردند که برای پیشبرد انقلاب این کار لازم است و هیچ وقت هم دچار تناقض نشدند .</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-44111 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult-29.jpg" alt="شکنجه در فرقه" width="620" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult-29.jpg 620w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Cult-29-300x194.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 620px) 100vw, 620px" /></p>
<p>چرا رجوی جنایتکار درباره تعدادی از افراد مخالف خود که به اسم عملیات از سر راه برداشت حرفی نمی زند؟ چرا به صرف خودخواهی و این که می توانست اشرف را تخلیه نموده و به لیبرتی برود و یا از عراق خارج شود تعدادی را به کشتن داد؟<br />
تمام این شامورته بازی در مورد حقوق بشر دکانی است که سالیان رجوی ها آنرا باز نموده و با آن کار می کنند و این حربه ای ست که در هر زمان خریدار خارجی دارد و آنان نیز که در فقر مطلق آگاهی قرار دارند و هر ساعت زیر بمباران تبلیغات رسانه های خود قرار دارند خیلی راحت فکر می کنند که در ایران چه خبر است!</p>
<p>رجوی ها سعی دارند با راه اندازی اکسیونها و شوهای مختلف به این مسئله دامن بزنند ولی هرگز راضی نیستند ، در مورد حقوق بشر، اعدام، زندان و شکنجه در داخل مناسباتشان حرفی زده شود و اگر کسی حرفی برای افشاگری داشته باشد به شدیدترین وجه مورد توهین و ناسزا قرار می گیرد و باید طرد شود! این سیاستی است که از همان ابتدای بنیانگذاری سازمان نهادینه شد و اکنون آنرا در بالاترین نقطه از فریبکاری و ریا کاری ادامه می دهند.</p>
<p>خانواده را از بین بردند ، پمپ بنزین را زنانه و مردانه کردنند،  اعضا از استفاده از ادکلن منع شدند، مردان حق ندارند در اتاق با زنان مسئول تنها باشند ، زنان حق ندارند مردان را به تنهایی سوار خودرو کنند. همچنین اعضاء را وادار کردند تا به خانواده های خود فحش و ناسزا بگویند.ازدواج و خانواده را ممنوع اعلام کردند.این نمونه ها که مشتی است نمونه خروار ، همه نشان از مناسبات فرقه ای حاکم بر سازمان می باشد. اکنون مریم قجر مدعی حقوق بشر و اعدام و شکنجه می شود! دروغ مسخره ای که فقط به درد خود و شوهر قاتلش می خورد و به مرحله ای رسیدیم که به جز عوامل جیره خوارش کسی دیگر باورشان ندارد .</p>
<p>پس می توان نتیجه گرفت که در فرقه رجوی حرف زدن در مورد حقوق بشر و اعدام به یک جوک شبیه است و این ابزاری است که مریم قجر با آن کار می کند .<br />
حال هر چقدر مریم قجر اکسیون و شوهای مسخره در مورد حقوق بشر و اعدام و شکنجه راه اندازی کند اولین ناقضان این کار خود مریم قجر و شوهرش می باشند و اولین نفراتی که باید محاکمه شوند خود آنان هستند .</p>
<p>رجوی از همان ابتدا می دانست که در جنگ برای سرنگونی هیچ پیروزی بدست نخواهد آورد و نیاز داشت که با ریختن خون اعضای خود بر اریکه قدرت در سازمان باقی بماند و با آن خونها زندگی کند .<br />
البته این مورد را می توان درباره ترک اشرف بعد از سرنگونی صدام هم دید که چطور با خیره سری حاضر نشد اشرف را تخلیه کند و بعد از به کشتن دادن تعداد زیادی در نهایت مجبور به ترک آن شد و اکنون خون آنان را به بازی گرفته و هر روز برایشان مراسم برگزار می کند! چون به آنها نیاز دارد و در مورد عملیات فروغ جاویدان هم این گونه بود و می توان نتیجه گرفت که عامل همه این اعدام ها و ریختن خون اعضای بی گناه در جبهه های جنگ خود رجوی ها می باشند و باید آنان را برای پاسخگویی به دادگاه کشاند و اگر اکنون مدعی اعدام و حقوق بشر می شوند بازی است که به راه انداخته تا خودشان را مبرا از هر گناهی بدانند .</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47318">ادعای پوچ فرقه رجوی در مورد حقوق بشر، اعدام و شکنجه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47318/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
