<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خشونت در فرقه رجوی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/خشونت-در-فرقه-رجوی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 17 Jun 2026 09:00:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>خشونت در فرقه رجوی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/خشونت-در-فرقه-رجوی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 09:00:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68881</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعلام خبر درگذشت یزدان تیموریان، ۷۴ ساله و اهل ورامین، در تاریخ ۲۵ خردادماه بار دیگر توجه افکار عمومی و نهادهای مدافع حقوق بشر را به وضعیت ساکنان اردوگاه مانز در آلبانی جلب کرده است. بر اساس اطلاعیه منتشرشده، وی بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داده است. این سومین مورد فوت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881">پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعلام خبر درگذشت یزدان تیموریان، ۷۴ ساله و اهل ورامین، در تاریخ ۲۵ خردادماه بار دیگر توجه افکار عمومی و نهادهای مدافع حقوق بشر را به وضعیت ساکنان اردوگاه مانز در آلبانی جلب کرده است. بر اساس اطلاعیه منتشرشده، وی بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داده است.</p>
<p>این سومین مورد فوت گزارش‌شده در میان ساکنان اردوگاه مانز از آغاز سال ۱۴۰۵ به شمار می‌رود. پیش از این نیز کبری مختار، ۷۰ ساله اهل تهران، در سوم فروردین‌ماه و فرهاد دورودیان، ۷۱ ساله اهل تهران، در ششم اردیبهشت‌ماه جان باخته بودند. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۴ نیز دست‌کم ۱۱ مورد مرگ ناشی از بیماری‌های صعب‌العلاج، از جمله سرطان، در این اردوگاه ثبت شده است.</p>
<p>اگرچه مرگ افراد سالخورده یا مبتلا به بیماری‌های مزمن امری غیرمعمول نیست، اما آنچه نگرانی‌های جدی حقوق بشری را برمی‌انگیزد، شرایط زندگی و میزان دسترسی ساکنان این اردوگاه به حقوق بنیادین انسانی است. پرسش اصلی این است که آیا افراد ساکن در این مجموعه از حق ارتباط آزاد با خانواده، دسترسی مستقل به خدمات درمانی، آزادی رفت‌وآمد و امکان تصمیم‌گیری آزادانه درباره سرنوشت خود برخوردار هستند یا خیر.</p>
<p>اردوگاه مانز که در حومه تیرانا، پایتخت آلبانی قرار دارد، پس از انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق به این کشور ایجاد شد. طی سال‌های گذشته خانواده‌های بسیاری از اعضای ساکن این اردوگاه بارها خواستار برقراری تماس تلفنی، مکاتبه یا ملاقات حضوری با بستگان خود شده‌اند. با این حال، منتقدان و خانواده‌ها مدعی‌اند که این ارتباطات با محدودیت‌های گسترده مواجه بوده و بسیاری از ساکنان عملاً از ارتباط مستقیم و آزاد با نزدیکان خود محروم هستند.</p>
<p>از منظر حقوق بشر، حق برخورداری از زندگی خانوادگی یکی از حقوق شناخته‌شده در اسناد بین‌المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است. محروم کردن افراد از تماس با خانواده، در صورتی که بدون رضایت آزادانه آنان و خارج از چارچوب‌های قانونی صورت گیرد، می‌تواند موضوع نگرانی جدی نهادهای حقوق بشری باشد. همچنین حق دسترسی به مراقبت‌های درمانی مناسب، حق برخورداری از کرامت انسانی و حق انتخاب آزادانه محل زندگی و رفت‌وآمد از دیگر اصول بنیادینی هستند که باید درباره وضعیت ساکنان چنین اردوگاه‌هایی مورد بررسی مستقل قرار گیرند.</p>
<p>افزایش شمار مرگ‌ومیرها در میان ساکنان سالخورده اردوگاه مانز، صرف‌نظر از علت مستقیم هر مورد، ضرورت انجام تحقیقات شفاف و بی‌طرفانه را بیش از پیش آشکار می‌سازد. افکار عمومی، خانواده‌های ساکنان و مدافعان حقوق بشر حق دارند بدانند که وضعیت سلامت، شرایط نگهداری، امکانات درمانی و میزان آزادی فردی افراد حاضر در این اردوگاه چگونه است و آیا استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر در مورد آنان رعایت می‌شود یا خیر.</p>
<p>بنابراین مرگ یزدان تیموریان، همانند دیگر موارد مشابه، تنها یک آمار یا خبر کوتاه نیست؛ بلکه یادآور مسئولیتی است که جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری، دولت آلبانی و تمامی طرف‌های ذی‌ربط در قبال حفظ کرامت انسانی و حقوق بنیادین ساکنان این اردوگاه بر عهده دارند. شفافیت، نظارت مستقل و تضمین حقوق انسانی، حداقل انتظاری است که در قبال این افراد باید محقق شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881">پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 11:04:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68829</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد. آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: تا این که بعد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829">سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمود آسمان پناه در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68800">قسمت قبل</a> خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد.</p>
<p>آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است:</p>
<p>تا این که بعد از حمله آمریکا به عراق و سرنگون شدن صدام که حامی مسعود رجوی بود و تضعیف قدرت مجاهدین خلق و فرار تعدادی زیادی از افراد و پیوستن به آمریکایی ها، من هم دنبال شرایطی بودم که موقعیت مناسبی پیش بیاید و از سازمان جدا شوم و به کمپ آمریکایی ها بروم. سازمان که از فرار افراد ضربه شدیدی خورده بود به فکر چاره ای بود که جلوی این فرارها را بگیرد و فرماندهانی که به آن ها اعتماد داشت را شبانه روز نگهبان و بپای نفرات حلقه ضعیف گذاشته بود و برای همین دیگر سخت شده بود که بتوانم شبانه فرار کنم و خودم را به کمپ آمریکایی ها برسانم.</p>
<p>افرادی که فرار کرده بودند به آمریکایی ها گفته بودند که مسئولین سازمان نفرات را به اجبار نگه داشته اند و آمریکایی ها هم در پی این بودند که سازمان از هم بپاشد و به اطلاعات درون سازمان پی ببرند. به سازمان ابلاغ کردند که باید با تمام نیروها مصاحبه کنیم. سازمان اول نمی ‌خواست قبول کند ولی چون دیگر قدرتی نداشت و صدامی هم در کار نبود نمی توانست هر بلایی خواست سر نفراتش بیاورد. عراق هم دیگر در تسلط آمریکا بود بنابراین مجبور شد قبول کند.</p>
<p>و از آن روز رفتارشان با نفراتی که در سازمان آنها را حلقه ضعیف می دانستند، عوض شد. به طوری که همان مسئولینی که تا چند ماه قبل از سرنگونی صدام من و دیگران را زندانی شکنجه و ضرب و شتم می کردند، می آمدند کنارمان می‌ نشستند و با خوش رویی و تعریف و این که چیزی نیاز داری به ما بگو و از این قبیل ترفندها، احساسات نفرات را به بازی می‌ گرفتند تا شخص آن شکنجه ها و زندانی شدن ها را فراموش کند و برود در مصاحبه ها از انقلاب مریم رجوی دفاع کند. جوری برخورد می کردند که آمریکایی ها فکر کنند نیروها به صورت داوطلب در سازمان حضور دارند و تا پای جان در سازمان می مانند.</p>
<p>آن لحظه ای که حسین ابریشمچی و فریدون سلیمی و قدرت حیدری می ‌آمدند کنارم و خوش و بش می کردند، تمام لحظاتی که توسط آنها شکنجه می شدم جلوی چشمانم می آمد و در دلم می گفتم آن زمان که شما ما را شکنجه می ‌کردید نمی دانستید این روزهم می رسد که از موضع ضعف به پای ما می افتید. آن زمان من خیلی دلم می خواست که این روز برسد و من هم مثل خودشان نقش بازی می کردم و طوری رفتار می کردم که آن ها دیگر به من شک نداشته باشند و اسمم را برای مصاحبه بدهند. چون سر به نیست کردن من و امثال من برای سازمان کاری نداشت. در آن زمان آمریکایی ها آمار ما را نداشتند و البته برایشان هم مهم نبود و سازمان در نهایت می ‌گفت که سکته کرده و فوت کرده است.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829">سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:25:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68822</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان مجاهدین خلق تلاش گسترده‌ای را برای ارائه تصویری کاملاً سیاه، خشن و غیرانسانی از وضعیت زندان‌ها و زندانیان در ایران دنبال کرده است. رسانه‌های وابسته به این جریان، همواره با انتشار گزارش‌ها، پیام‌ها و روایت‌های هدفمند، سعی داشته‌اند این گزاره را القا کنند که در زندان‌های ایران هیچ‌گونه امکان ارتباط، بیان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822">روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان مجاهدین خلق تلاش گسترده‌ای را برای ارائه تصویری کاملاً سیاه، خشن و غیرانسانی از وضعیت زندان‌ها و زندانیان در ایران دنبال کرده است. رسانه‌های وابسته به این جریان، همواره با انتشار گزارش‌ها، پیام‌ها و روایت‌های هدفمند، سعی داشته‌اند این گزاره را القا کنند که در زندان‌های ایران هیچ‌گونه امکان ارتباط، بیان نظر یا حداقل حقوق انسانی برای زندانیان سیاسی و امنیتی وجود ندارد. اما گاه خودِ این جریان، ناخواسته اسنادی منتشر می‌کند که روایت تبلیغاتی‌اش را زیر سؤال می‌برد.</p>
<p>نمونه اخیر آن، انتشار پیامی منتسب به یک زن از زندان مرکزی یزد در سایت رسمی مجاهدین است؛ فردی که بنا بر ادعای خود این رسانه‌ها، به دلیل ارتباط و وابستگی به این گروه، به هشت سال و نیم حبس محکوم شده است. نکته قابل توجه آنجاست که این فرد در یک تماس تلفنی توانسته آزادانه با بیرون از زندان ارتباط برقرار کرده و پیامی با مضامین کاملاً سیاسی و حتی توهین‌آمیز علیه مسئولان جمهوری اسلامی منتقل کند؛ پیامی که سپس بدون هیچ محدودیتی در رسانه رسمی این سازمان منتشر شده است.</p>
<p>همین موضوع، نخستین پرسش جدی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند: اگر آن‌گونه که مجاهدین ادعا می‌کنند، زندان‌های ایران محیطی کاملاً بسته، سرکوبگر و فاقد هرگونه امکان ارتباطی هستند، چگونه یک زندانی امنیتی قادر است چنین تماسی برقرار کرده و پیام سیاسی خود را به رسانه‌های خارجی منتقل کند؟ این اتفاق، ناخواسته نشان می‌دهد که برخلاف تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز و تبلیغاتی، حتی زندانیان امنیتی نیز از حداقلی از امکان تماس و ارتباط برخوردارند؛ موضوعی که خودِ مجاهدین سال‌ها آن را انکار کرده‌اند.</p>
<p>اما تناقض اصلی زمانی آشکارتر می‌شود که شرایط درون تشکیلات این سازمان مورد توجه قرار گیرد. پرسش اساسی این است که آیا همان میزان آزادی ارتباطی که امروز مجاهدین ناچار به اذعان غیرمستقیم آن در زندان‌های ایران شده‌اند، در درون ساختار بسته و فرقه‌ای خود این سازمان نیز وجود دارد؟</p>
<p>واقعیت آن است که طی سال‌های گذشته، گزارش‌های متعددی از وضعیت اعضای سازمان در اردوگاه مانز آلبانی منتشر شده که همگی بر وجود محدودیت‌های شدید ارتباطی تأکید دارند. اعضای ساکن در این اردوگاه، حتی در مواردی از ساده‌ترین حق انسانی یعنی تماس آزادانه با خانواده، ارسال نامه یا ارتباط مستقل با دنیای بیرون محروم بوده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها سال‌هاست هیچ ارتباط مستقیمی با فرزندان یا بستگان خود در این تشکیلات ندارند و هرگونه تماس، تحت کنترل کامل ساختار سازمانی انجام می‌شود.</p>
<p>این تناقض، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند: چگونه جریانی که خود در درون مناسبات تشکیلاتی‌اش کمترین تحملی نسبت به آزادی ارتباط، استقلال فردی و حق انتخاب اعضا ندارد، مدعی دفاع از آزادی و حقوق بشر در ایران می‌شود؟ آیا می‌توان ادعای آزادی‌خواهی را از گروهی پذیرفت که اعضای خود را در حصاری بسته و دور از ارتباط طبیعی با خانواده و جامعه نگه می‌دارد؟</p>
<p>از همین زاویه است که بسیاری از تحلیلگران، پروژه رسانه‌ای مجاهدین درباره وضعیت حقوق بشر و زندان‌ها در ایران را نه یک کنش حقوق بشری مستقل، بلکه بخشی از یک عملیات سیاسی و تبلیغاتی سازمان‌یافته ارزیابی می‌کنند؛ پروژه‌ای که عمدتاً در راستای فشارهای خارجی علیه ایران تعریف شده و همسو با اهداف سیاسی حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی این جریان حرکت می‌کند.</p>
<p>بی‌تردید نقد وضعیت زندان‌ها یا بررسی عملکرد نهادهای مختلف در هر کشوری، امری طبیعی و حتی ضروری است؛ اما زمانی که یک جریان سیاسی با استانداردی دوگانه عمل می‌کند و حاضر نیست همان معیارهایی را که برای دیگران مطالبه می‌کند، در درون تشکیلات خود رعایت کند، اعتبار ادعاهایش به‌شدت زیر سؤال می‌رود.</p>
<p>شاید مهم‌ترین نتیجه ماجرای اخیر این باشد که گاهی بزرگ‌ترین تناقض‌ها نه توسط منتقدان، بلکه از دلِ روایت‌ها و تبلیغات خودِ جریان‌های سیاسی آشکار می‌شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822">روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:10:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68821</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقاله‌ &#8220;راه‌حل سوم&#8221; که از سوی مریم رجوی در میانه‌ دهه‌ هشتاد خورشیدی در *هرالد تریبیون* منتشر شد، را می‌توان تلاشی برای بازتعریف هویت سیاسی سازمان مجاهدین خلق در شرایطی دانست که بنیان‌های پیشین قدرت، مشروعیت و امکان کنش میدانی آن به‌شدت تضعیف شده بود. این متن در ظاهر بر ضرورت «تغییر دموکراتیک» در ایران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821">راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقاله‌ &#8220;راه‌حل سوم&#8221; که از سوی مریم رجوی در میانه‌ دهه‌ هشتاد خورشیدی در *هرالد تریبیون* منتشر شد، را می‌توان تلاشی برای بازتعریف هویت سیاسی سازمان مجاهدین خلق در شرایطی دانست که بنیان‌های پیشین قدرت، مشروعیت و امکان کنش میدانی آن به‌شدت تضعیف شده بود. این متن در ظاهر بر ضرورت «تغییر دموکراتیک» در ایران تأکید می‌کرد، اما در سطح تحلیلی، بیش از آنکه نشانه‌ی تحول واقعی در راهبرد سازمان باشد، بیانگر کوششی تبلیغاتی برای انطباق با نظم جدید منطقه‌ای و بین‌المللی پس از سقوط رژیم صدام حسین بود.</p>
<p>از منظر تاریخ سیاسی سازمان، چنین چرخشی را نمی‌توان جدا از میراث طولانی خشونت سازمان‌یافته، عملیات مسلحانه، و ترور سیاسی ارزیابی کرد. سازمان مجاهدین خلق از آغاز فاز مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مسیر خود را بر مبنای تقابل قهرآمیز با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تعریف کرد و بدین‌سان، منطق حذف فیزیکی و ارعاب را بر منطق رقابت سیاسی و اجتماعی ترجیح داد. در نتیجه، هرگونه ادعای بعدی درباره‌ی گذار به کنش دموکراتیک، ناگزیر با پرسش بنیادین درباره‌ی مسئولیت تاریخی سازمان در قبال خشونت‌های گذشته مواجه می‌شود.</p>
<p>تحولات پس از سقوط صدام حسین این تناقض را آشکارتر ساخت. با خلع سلاح نیروهای سازمان در عراق، از هم پاشیدن زیرساخت‌های نظامی پیشین، و سپس انتقال تدریجی اعضا به آلبانی، روشن شد که سازمان دیگر از ظرفیت عملیاتی سابق برای ایفای نقش به‌عنوان یک بازیگر شبه‌نظامی برخوردار نیست. در چنین شرایطی، تولید گفتمان‌های تازه نظیر «راه‌حل سوم» را باید بخشی از راهبرد بقا و بازسازی وجهه دانست، نه لزوماً محصول یک بازاندیشی انتقادی در بنیان‌های ایدئولوژیک و رفتاری سازمان.</p>
<p>از این منظر، مسئله‌ اصلی در ارزیابی سخنان مریم رجوی، نه صرفاً محتوای اعلامی آن، بلکه شکاف میان ادعای &#8220;تغییر دموکراتیک&#8221; و سابقه‌ی ساختاری سازمان است. سازمانی که در طول دهه‌ها بر مدار خشونت، اطاعت تشکیلاتی، و بازتولید اقتدار کاریزماتیک رهبر عقیدتی عمل کرده است، تنها در صورتی می‌تواند مدعی تحول واقعی شود که ابتدا نسبت خود را با گذشته‌ی مسلحانه، تروریستی و حذف‌گرایانه‌ی خویش به‌روشنی تعیین کند.</p>
<p>با این حال، شواهد تاریخی و سیاسی نشان می‌دهد که چنین بازنگری‌ای در سطح رهبری سازمان به‌طور جدی صورت نگرفته است. استمرار زبان ایدئولوژیک، تداوم ساختارهای بسته‌ی تشکیلاتی، و اتکای مکرر به بازنمایی‌های تبلیغی، حاکی از آن است که تغییرات مورد ادعا بیشتر در سطح تاکتیکی و رسانه‌ای رخ داده‌اند تا در سطح استراتژیک و معرفتی. در نتیجه، &#8220;راه‌حل سوم&#8221; را باید تلاشی برای عبور از بن‌بست سیاسی سازمان دانست؛ تلاشی که بدون نقد صریح گذشته و پذیرش مسئولیت تاریخی، ظرفیت آن را ندارد که به یک تحول اصیل و معتبر در مناسبات سازمان با سیاست، جامعه و مفهوم دموکراسی منجر شود.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821">راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آزموده را آزمودن، خطاست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2026 06:23:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68813</guid>

					<description><![CDATA[<p>دیروز پیامچه ای از درون قبر دجال مجاهدین، مسعود رجوی، با عنوان &#8220;سخنگوی مجاهدین&#8221; بیرون آمد. مسعود مجازی، که از سال 1382 حضوری موثر و حقیقی در عرصه های سیاسی ندارد، مدعی شد که مردم آلبانی گویا، فرش قرمز برای حضور آنها در آلبانی پهن کرده بودند. گویا آن چند صد نفر پلیس هم در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813">آزموده را آزمودن، خطاست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز پیامچه ای از درون قبر دجال مجاهدین، مسعود رجوی، با عنوان &#8220;سخنگوی مجاهدین&#8221; بیرون آمد. مسعود مجازی، که از سال 1382 حضوری موثر و حقیقی در عرصه های سیاسی ندارد، مدعی شد که مردم آلبانی گویا، فرش قرمز برای حضور آنها در آلبانی پهن کرده بودند. گویا آن چند صد نفر پلیس هم در 30 خرداد 1402، شبح و روح بودند که به مقر اشرف 3 وارد شدند و با مجاهدین چشم و گوش بسته، درگیر شدند. گویا مردم آلبانی درخواست داده بودند که مجاهدین به تیرانا آمده و دروازه های تمدن قرون وسطائی مریم رجوی را به روی آنها باز کنند!<br />
گویا این سخنگوی بی حافظه، فراموش کرده است که اربابش آمریکا، به دولت آلبانی یک کمک 20 میلیون دلاری سالانه تعیین کرد که این تروریست ها را در گوشه ای از یک روستا و در مقری حصار شده ، نگهداری کند تا به تدریج وارد زندگی شوند و از اعمال تروریستی و خشن نظامی ، دست بکشند.</p>
<p>سازمان در سال 60 در خیابانهای شهرهای مهم ایران، دست به اعمال تروریستی گسترده زد، تخریب اماکن عمومی تا ترور مسئولین و مردم. اما راه به جائی نبردند، اعمال کور مجاهدین در آن سالها، زیاد بود، از ترورهای خیابانی ، تا بمب گذاری حزب جمهوری اسلامی و ترور رهبر و رئیس جمهور و نخست وزیر. بازهم نتیجه نداد و دولتی سرنگون نشد. اکنون که این سخنگوی ابله و فراموش کار می گوید:</p>
<p>&#8221; مجاهدین قول می‌دهند در همه تجمعات شبانه رژیم در هر کجا و در هر خیابانی حضور بهم رسانند&#8230; تمامیت رژیم را خودمان سرنگون می کنیم&#8221;!</p>
<p>سالهای 60 به بعد را فراموش کن، نزدیک به 30 سال هم در جوار خاک میهن، با سلاح ها و تانک های اهدائی ارباب وقت شما در عراق، باز هم نتوانستید کاری از پیش ببرید و حتی یک وجب از خاک ایران را اشغال کنید، پس من توصیه می کنم، شما به همان امور مقدس سرکوب اعضایتان و زندانی و شکنجه آنها، مشغول باشید و تا می توانید ، یک نسلی را از بین ببرید، نه یک نسل ، بلکه چند نسل را از بین بردید، امور &#8221; سرنگونی&#8221; و &#8221; لوله کردن&#8221; و &#8221; زباله دان &#8221; و &#8230; پیش کش تان.</p>
<p>آقای سخنگو! گویا فراموش کردی آنروزی را که یک مجاهد خلق ، بر گوش مجاهد دیگری در قرارگاههایت، سیلی نواخت و دربهای سلول انفرادی را برایش گشود، شما همانروز نابود شدید، شما همانروز کمر به نابودی ایدئولوژی منحط و قرون وسطائی خود بستید. حتی همین امروز هم ، شما اسیرانتان را در درون حصارهای بلند ، با تهدید و تحقیر حفظ کردید.</p>
<p>آقای سخنگو! لابد فراموش کردی که در سال 1350 ، وقتی کروکی منزل و محل اختفای بنیانگذار سازمان محمد حنیف نژاد را برای ساواک شاه ، ترسیم می کردی، همه ی ارزشهای انسانی را زیر پا له کردی ! همه شرافت و غیرت یک رفاقت را فدای جان بی مقدار خود کردی ! این زندگی بخدا ارزش این همه بی شرفی و بی غیرتی را ندارد، یک کلام می گویم و تمام . از قول تنها پسرت مصطفی که همین چند سال پیش گفت:</p>
<p>پدر من غرق در هوس بازیهای خود شده است و از زنان سازمان سوءاستفاده می کند و دیگران را به تجرد اجباری فرا می خواند. او یک دیکتاتور است. . .</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813">آزموده را آزمودن، خطاست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jun 2026 06:11:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[جدا شده های مجاهدین از اوج خشونت می گویند]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68752</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از ورود به کمپ اشرف در تیپ 200 به فرماندهی حسین ابریشمچی سازماندهی شدم. چیزی نگذشت که آموزش های رزمی جدید و مانورهایی که بوی انجام عملیات جدیدی می داد، شروع شد. نوروز سال 67 فرا رسید و روز اول عید همه ما را در زمین صبحگاه مرکزی جمع کردند. لحظاتی بعد مسعود و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752">رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از ورود به کمپ اشرف در تیپ 200 به فرماندهی حسین ابریشمچی سازماندهی شدم. چیزی نگذشت که آموزش های رزمی جدید و مانورهایی که بوی انجام عملیات جدیدی می داد، شروع شد. نوروز سال 67 فرا رسید و روز اول عید همه ما را در زمین صبحگاه مرکزی جمع کردند. لحظاتی بعد مسعود و مریم رجوی بر روی سن جلوی ما حاضر شدند. حقیقتا تا آن زمان من که آنها را از نزدیک ندیده بودم خوشحال شده و ذوق کردم. رجوی گفت: از این به بعد می خواهیم عملیات را با فرماندهی واحد و در ابعاد بزرگتر پیش ببریم تا هرچه زودتر مسئله سرنگونی را محقق کنیم. مراسم خیلی زود تمام و ما به مقرهایم برگشتیم و برای آخرین بار به انجام مانوری رفتیم و طراحی عملیات جدید به ما اعلام شد. روز 7 فروردین همان سال اولین عملیات با فرماندهی خود رجوی در منطقه فکه و دو ماه بعد یعنی در 27 خرداد عملیات چلچراغ در منطقه مهران انجام شد. این دو عملیات با موفقیت و منجربه پیروزی نیروهای رجوی البته با کمک همه جانبه ارتش عراق شد. پیروزی دراین دو عملیات رجوی را مغرور و ما نیروها را هم خام این کرد که بزودی سرنگونی محقق می شود .</p>
<p>اما با اعلام آتش بس بین ایران و عراق تمامی معادلات رجوی که روی پیروزی صدام در جنگ برای رسیدن به اهداف خودش حساب باز کرده بود، را برهم زد. به همین خاطر او که متوهم شده بود تحلیل خام خیالانه دیگری از پذیرش آتش بس داشت و به همین خاطربا فریب دادن صدام یک هفته از او مثلا برای تمام کردن مسئله سرنگونی وقت گرفت.</p>
<p>رجوی چند روز قبل از سوم مرداد 67 برای ما نشست گذاشت و با ژست به ما اعلام کرد: رژیم در منتهای ضعف نظامی خودش است و بهترین زمان است که ما کار او را یکسره کنیم و مردم هم منتظر شما هستند! وی نام ماجراجویی خودش را عملیات فروغ گذاشت و ظاهرا صدام هم قول هایی برای کمک به او درعملیات داده بود. واقعا هم رجوی که از پیروزی در دو عملیات قبلی متوهم شده بود فکر می کرد در این ماجراجویی اش هم پیروز می شود. اما ماجراجویی احمقانه رجوی چیزی جز شکست برای او نداشت و اندک نیروهایی که از این عملیات بازگشتند، مایوس و سرخورده و نسبت به نوع ماجراجویی رجوی مسئله دار شدند. به همین خاطر خیلی ازاعضا با استفاده از شرایط به هم ریخته تشکیلات خط خود را جدا و به خارج کشور رفتند .</p>
<p>رجوی که خطر افزایش ریزش نیروهایش را حس کرد نشستی بنام تنگه و توحید گذاشت و درآن بی شرمانه اعضا را مقصر شکست ماجراجویی اش دانست! واتفاقا این موضوع بیشتر اعضا را مسئله دار کرد و درخواست ها برای جدایی بیشتر شد. رجوی که خطر فروپاشی تشکیلاتش را بیشتر حس کرد، اینبار بحث موسوم به انقلاب ایدئولوژیک با محوریت طلاق همسر در تشکیلات راه انداخت و درپی آن جو اختناق و سرکوب افراد ناراضی و خواهان جدایی و محدود کردن آزادی عمل اعضا را در پیش گرفت. افراد خواهان جدایی را خائن و تهدید به فرستادن به زندان ابوغریب کرد. با هرکس که از پذیرش ورود به انقلاب خودساخته و طلاق همسر مقاومت می کرد برخورد های خشن تری در پیش گرفت و برایش هم فرق نمی کرد که فرد در چه موضعی است. بعنوان مثال مهدی افتخاری که طراح فرار رجوی از ایران به فرانسه و درعراق هم یکی از فرماندهان مقرها بود وقتی که با موضوع انقلاب ایدئولوژیک مخالفت کرد، رجوی تمامی رده های تشکیلاتی و مسئولیت هایش را گرفت و او را منزوی و حتی درجمع نفرات تحقیرش کرد .</p>
<p>مهدی افتخاری سالها روی موضع مخالفت خود با انقلاب رجوی ایستاد و در نهایت در عراق براثر بیماری فوت کرد. و یا علی نقی حدادی (فرمانده کمال) که از فرماندهان برجسته سازمان بود ومدتی هم فرمانده لشکر 26 از محور یک به فرماندهی فرح حاج یوسف مختار (سارا) بود. وقتی با جریان انقلاب ایدئولوژیک رجوی مخالفت کرد به دستور رجوی در کانکسی زندانی و بعدا او را به طریقی سر به نیست کردند .</p>
<p>و در مقرها هم برای اعضای پائین ترکه مسئله دار و یا درخواست جدایی داده بودند نشست های رعب انگیز جمعی برگزار و زیر شدیدترین فشارهای روحی می برد تا مجبور به تسلیم شوند. رجوی در ادامه سرکوب هایش سال 73 تعداد زیادی ازاعضا را به بهانه چک امنیتی زندان و زیر شدیدترین شکنجه ها برد. بطوریکه برخی از آنها از جمله محمدرضا ترابی و جلیل بزرگمهر و چند نفر دیگر زیر شکنجه های ماموران رجوی کشته شدند. این رفتار رجوی اعضا را درسکوت خفقان آوری فرو برد بطوریکه فشارها را در درون خود نگاه دارند. هر چند تعدادی که این شرایط را نتوانستند تحمل کنند از جمله آلان محمدی و خدامعلی و تعدادی دیگرکه اسامی آنها را به یاد ندارم برای خلاصی از فشارهای تشکیلات به طرق مختلف دست به خودکشی زدند. بهرحال رجوی هر روز و هر دوره بحث جدیدی از انقلابش را رو و نشستی برگزار می کرد و با آن عرصه خفقان افزایش و آزادی عمل اعضا را محدود می کرد. بطوریکه تقریبا همه مایوس از نجات از جهنم رجوی شده بودند و فقط منتظر پیش آمدن فرجی برای نجات خود بودند و این وضعیت تا سالها بعد یعنی تا زمان سقوط صدام بعنوان حامی رجوی ادامه داشت .</p>
<p>آری امثال من روزی فریب شعارهای رجوی را خورده و جذب تشکیلات او شدیم و در نهایت هم صادقانه با گذشتن از همه عمر، جوانی، خانواده و همه موقعیت های اجتماعی خودمان را به خیال همراهی با رجوی برای رهایی خلق به عراق رسانده و وارد به اصطلاح ارتش او شدیم اما رجوی که فریبکارانه شعار آزادی خلق را سر می داد در ادامه وقتی در بن بست های ایدئولوژیک و استراتژیک قرارگرفت بجای رهایی خلق اعضایش را به بند کشید و آزادی عمل را ازآنها برای پیشبرد اهداف پلیدش سلب و زندگی آنها را تباه کرد .</p>
<p>حمید دهدار</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752">رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 May 2026 08:30:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68729</guid>

					<description><![CDATA[<p>سال 1380 ما را برای نشستی به مقر مخوف باقرزاده بردند. هیچ کس خبر نداشت که رجوی و دار و دسته اش چه خوابی برای ما تدارک دیدند! خبر نداشتیم چه روزهای سختی در انتظار ماست. در مقر باقرزاده مستقر شدیم و محل استراحت ما سوله هایی بود که محل زندگی کبوترها بود. سوله ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729">ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سال 1380 ما را برای نشستی به مقر مخوف باقرزاده بردند. هیچ کس خبر نداشت که رجوی و دار و دسته اش چه خوابی برای ما تدارک دیدند! خبر نداشتیم چه روزهای سختی در انتظار ماست. در مقر باقرزاده مستقر شدیم و محل استراحت ما سوله هایی بود که محل زندگی کبوترها بود. سوله ها محل استراحت نبود و کبوترها روی سقف سوله رژه می رفتند. شقاوت رجوی در رابطه با ما به اوج رسیده بود و صدایمان به جایی نمی رسید. رجوی خودش را مالک ما می دانست و هر بلایی که دلش می خواست بر سر ما نازل می کرد. حق اعتراض را نداشتیم و اعتراض کردن در سازمان مجاهدین ممنوع بود.</p>
<p>در مقر مخوف باقرزاده ما را در سوله های غیر بهداشتی جا دادند و دو ساعتی به ما استراحت دادند. بعد از استراحت رفتیم برای چادر زدن در محوطه. باز هم کسی نمی دانست نصب چادر در محوطه برای چیست؟! هر مقری تعداد چادربنا کرد و بصورت یگانی در چادرها نشست برگزار می شد. نشست سرکوب و تحقیر ما توسط سران رجوی در چادرها!</p>
<p>سران رجوی نهایت برخورد فیزیکی را با ما داشتند. در نشست رجوی هم نفرات مسئله دار سوژه می شدند و نفرات توجیه شده به سوژه فحش های رکیک می دادند و برخوردهای فیزیکی داشتند. در مقر مخوف باقرزاده چند بار مرا سوژه کردند و تا توانستند مرا کوبیدند و فحش و بد و بیراه به من می گفتند. کسانی که مسئله دار بودند و محفل در مناسبات می گذاشتند با آنها به شدت برخورد می کردند.</p>
<p>یک روز در سوله دراز کشیده بودم که سراغم آمدند و گفتند بعد از ظهر در سالن میله ای نشست داری. من هم سر ساعت به سالن میله ای رفتم. وارد سالن شدم، چند نفری روی صندلی نشسته بودند. سه نفر از آنها را می شناختم. ربع ساعتی در سالن میله ای نشسته بودم که مهوش سپهری (نسرین)، مهدی ابریشمچی، احمد واقف، عباس داوری ( رحمان ) و دو سه نفر دیگر که نمی شناختم، آمدند. مهوش سپهری زنی بود که حرف درست از دهان آن بیرون نمی آمد. مدام فحش می داد و بد و بیراه می گفت. مهوش سپهری و دار و دسته اش سر جایشان نشستند. مهوش سپهری شروع به حرف زدن کرد و گفت: می دانید شما برای چی اینجا هستید؟ کسی نمی دانست. در ادامه گفت: خیلی ها مثل شما هستند که می خواهیم آنها را در سازمان تعیین تکلیف کنیم. بصورت نوبه ای آنها را صدا می زنیم.</p>
<p>فکر کنم دومین نفر مرا سوژه کردند. مهوش سپهری به من گفت از جان سازمان چه می خواهی؟ چرا مناسبات ما را شخم می زنی؟ چرا به چشم بد به خواهران ما نگاه می کنی؟ با توجه به گزارشی که به من دادند نمره تشکیلاتی تو صفر است. معلوم است در سازمان چه غلطی می کنی؟ شریف (مهدی ابریشمچی) گفت: خواهر نسرین اجازه می دهی حرفی بزنم؟ رو به من کرد و گفت: فلان فلان شده به خواهران ما نگاه چپ می کنی؟ مگر اینجا چاله میدان است؟ تکه تکه ات می کنیم و آمد سراغم. شروع کرد به برخورد فیزیکی.</p>
<p>در این رابطه مهوش سپهری که باصطلاح مسئول نشست بود هیچی به ابریشمچی نگفت، معلوم بود دار و دسته مهوش سپهری از قبل نسبت به سوژه توجیه شده بودند. پشت سر مهدی ابریشمچی، احمد واقف آمد سراغم. آن هم مرا بست به فحش های رکیک و باز هم برخوردهای فیزیکی. نسرین آنها را صدا زد و به من گفت: می بینی کارهایی در سازمان کردی که برای مسئولین قابل تحمل نیست. حرفت را بزن. چرا در سازمان خراب کاری می کنی؟ من هم گفتم کدام خراب کاری؟ عباس داوری از جایش بلند شد و هر چه از دهنش در آمد به من گفت و آمد نزدیک من. با پایش چند تا لگد به من زد و رو به مهوش سپهری کرد و گفت: خواهر نسرین اجازه بده این را سوار ماشین کنیم و ببریم در بیابانهای عراق دفنش کنیم. پرونده خیلی بدی در سازمان دارد .</p>
<p>در ادامه نسرین گفت: فکر نکن من نمی توانم باهات برخورد فیزیکی کنم. برادر به من ابلاغ کرده که می توانی با برادران برخورد فیزیکی داشته باشی. کاری نکن بیایم سراغت و یا بگم چندتا از فرماندهان خشن به سراغت بیایند. دو جلسه مرا در سالن میله ای سوژه کردند و رمق برای من نگذاشتند . در نهایت در جلسه دوم نسرین گفت: یک فرصت به تو می دهم. برو گزارش خراب کاری هایت را بنویس. گزارش که نه کتاب بنویس. اگر یک بار دیگر از تو گزارشی به دستم برسد این بار کارت را تموم می کنم.</p>
<p>اما مهدی ابریشمچی ول کن نبود. به نسرین می گفت این فرد را نباید فرستاد در جمع. اگر اجازه دهید او را در مقر زندانی کنیم و روزی یک وعده غذا به او بدهیم تا آدم شود. نسرین در جواب ابریشمچی گفت من با او اتمام حجت کردم که اگر دست از پا خطا کند آن کار ی که نباید انجام دهیم. وبعد از دو جلسه با حالت گیجی خودم را خلاص کردم .</p>
<p>رجوی برده دار بود و ما هم برده. رجوی در عراق در پادگان اشرف خدایی می کرد و در یک حصار بسته ما را نگه داشته بود و ما را سرکوب می کرد. به ذهنش نمی زد که روزی صدام سرنگون شود و نفرات خیلی زیادی جدا شوند. رجوی کسی بود که در نشست های عمومی می گفت اجازه نمی دهم یک نفر از پادگان اشرف خارج شود، ما بریده نداریم، بریده را بایستی در پادگان اشرف دفن کنیم .</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729">ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 May 2026 05:36:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات جاری]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مهندسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68722</guid>

					<description><![CDATA[<p>مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات تروریستی» ، «مزدوری برای صدام، آمریکا» ، «مناسبات درونی» ، «ممانعت از جدایی اعضا و محدود نمودن آنها» ، «مغزشویی» ، «روش برخورد با اعضای بیمار» ، «حریم شخصی» ، «تفکیک جنسیتی» و «وضعیت کودکان و کودک سربازان» معرفی نمایم تا از این طریق خوانندگان به راحتی و در سریعترین زمان ممکن به اشراف نسبی برسند؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید تا قبل از سرنگونی صدام، به دستور رجوی در قرارگاه های مجاهدین خلق در عراق گروه های واکنش سریع درست شده بود تا در صورت فرار اعضای ناراضی، به دنبال آن فرد رفته و او را دستگیر و به اشرف بازگردانند؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید به دستور رجوی تعداد زیادی از اعضای ناراضی و خواهان جدایی مجاهدین خلق در همآهنگی با حکومت صدام به زندان ابوغریب فرستاده شدند تا در آنجا نابود شوند؟</p>
<p>حمید دهدار حسنی، علی بیگلری و علی قشقاوی از جمله اعضایی بودند که به این زندان مخوف فرستاده شدند و مدت های مدیدی در آنجا زندانی بودند.</p>
<div id="attachment_50618" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-50618" class="size-full wp-image-50618" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abughraib.jpg" alt="ابوغریب" width="700" height="393" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abughraib.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abughraib-300x168.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abughraib-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-50618" class="wp-caption-text">زندان ابوغریب</p></div>
<p>&#8211; آیا می دانستید برای جلوگیری از فرار اعضا، دور تا دور قرارگاه اشرف در عراق را با فنس بسته بودند و گشت های مختلف برای جلوگیری از فرار وجود داشت و در بیرون قرارگاه نیز نیروهای ارتش صدام مستقر بودند تا کسی نتواند از قرارگاه جهنمی اشرف فرار کند؟</p>
<div id="attachment_49917" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-49917" class="wp-image-49917 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf-Family.jpg" alt="خانواده ها درب اشرف" width="700" height="417" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf-Family.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf-Family-300x179.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-49917" class="wp-caption-text">قرارگاه اشرف در عراق</p></div>
<p>&#8211; آیا می دانستید از سال 1377 به بعد اعضای مجاهدین خلق مجبور بودند یک دفترچه جیبی به نام «عملیات جاری» با خود داشته باشند و در طول روز فاکت های اشکالات و انتقادات خودشان را در این دفتر بنویسند تا شب بتوانند آنها را در نشست جلوی جمع بخوانند؟</p>
<div id="attachment_65814" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-65814" class="wp-image-65814" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1.jpg" alt="نشستهای مجاهدین" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1-768x432.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-65814" class="wp-caption-text">نشستهای مجاهدین</p></div>
<p>اگر عضوی این دفترچه را با خود نمی داشت، به منزله این بود که با تشکیلات ضدیت کرده و همان شب در نشست «عملیات جاری» او را سوژه می کردند و به شدت با او برخورد می شد.</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید در جریان عملیات موسوم به مهندسی در سال 1361، مجاهدین خلق چندین تن از مردم عادی و ماموران کمیته انقلاب اسلامی را ربوده و زیر شکنجه به شهادت رساندند؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-43983 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-2.jpg" alt="کتاب عملیات مهندسی" width="600" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-2.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-2-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-2-300x200.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>&#8211; آیا می دانستید مجاهدین خلق در هماهنگی با صدام بعد از آن که ایران در تیر ماه 1367 قطعنامه آتش بس در جنگ را پذیرفت، به ایران حمله کردند اما با جواب دندان شکن مردم ایران در عملیات مرصاد مواجه شده و هزاران تن از آنها کشته یا زخمی شدند؟</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک مجاهد خلق باید از اعدام نشدنش شرمسار باشد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 May 2026 11:25:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68591</guid>

					<description><![CDATA[<p>شاید &#8220;محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده&#8221; از زندانهای جمهوری اسلامی، مفهوم غریبی به نظر برسد اما در تشکیلات مجاهدین خلق محاکمه مجدد زندانیان سیاسی در قرارگاه اشرف در عراق، امری رایج و متداول بوده است. این افراد که روزی به جرم عضویت و همکاری با تشکیلات مجاهدین خلق در ایران زندانی شده بودند، پس از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591">یک مجاهد خلق باید از اعدام نشدنش شرمسار باشد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شاید &#8220;محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده&#8221; از زندانهای جمهوری اسلامی، مفهوم غریبی به نظر برسد اما در تشکیلات مجاهدین خلق محاکمه مجدد زندانیان سیاسی در قرارگاه اشرف در عراق، امری رایج و متداول بوده است. این افراد که روزی به جرم عضویت و همکاری با تشکیلات مجاهدین خلق در ایران زندانی شده بودند، پس از آزادی و پیوستن مجدد به تشکیلات مجاهدین خلق در عراق، بار دیگر از سوی سران تشکیلات محاکمه می‌شدند، این بار به اتهام اعدام نشدن!</p>
<p>اخیرا که بحث اعدام زندانیان مرتبط با مجاهدین خلق داغ شده است، بسیاری از اعضای جدا شده از این تشکیلات خاطراتشان از محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده مجاهد در پادگان اشرف را منتشر کرده‌اند. در کنار مطالبی که افراد جدا شده عضو انجمن نجات مکتوب کرده‌اند، خاطراتی نیز از اعضای پیشین مجاهدین که از مخالفان جمهوری اسلامی هستند، منتشر شده است که پیش از این به خاطرات ژینا حسین نژاد در این باره پرداخته شد.</p>
<p>عاطفه بانکی عضو جدا شده دیگری است که ساکن اروپاست و چندی پیش درباره نظام ایدئولوژیک حاکم بر تشکیلات رجوی مطلبی را در حساب کاربری فیس بوک خود منتشر کرد.</p>
<p>این بانوی جدا شده از مجاهدین خلق در سن 14 سالگی همکاری خود با این تشکیلات را آغاز کرد و پس از ورود به کمپ اشرف در عراق با مفهوم &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; مواجه شد که او را دچار ابهام کرد. او در این باره چنین مینویسد:</p>
<p><em>وقتی چیزی به نام &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; مطرح شد، با سرفصلی مبهم روبه‌رو شدم؛ چیزی که نمی‌توانستم درکش کنم. یکی طلاق می‌گرفت و بعد با دوست و رفیق همسرش ازدواج می‌کرد. در جلسات فرقهٔ رجوی، افرادی می‌آمدند و حرف می‌زدند؛ نوجوانانی که زندان رفته بودند، از شکستن‌هایشان می‌گفتند، از اینکه شرمسارند که زنده مانده‌اند و اعدام نشده‌اند.</em></p>
<p><em>به مانند ژینا حسین نژاد که سیاست ابتدایی سازمان برای جذب و نگه داشتن مجدد این افراد در تشکیلات، را دادن حس عذاب وجدان به آنها بود می‌دید، بانکی نیز به خاطر می‌آورد که سوالات عجیبی در ذهنش شکل گرفته بودند:</em></p>
<p><em>اینکه انسان‌ها هر رنج، هر زخم و هر احساس گناهی را به مریم رجوی تحویل بدهند تا «رها» شوند؟!!!</em></p>
<p><em>ذهنم درگیر بود. مگر زندانی‌ای که اعدام نشده و زنده مانده باید شرمسار باشد؟ !!!اعتراف برای چه؟ !!!اعتراف به اینکه توانسته زنده بماند و از شکنجه و جنایتی که بر او و یارانش گذشته سخن بگوید؟!!!</em></p>
<p><em>به نظر من، زنده ماندن یک زندانی سیاسی باید مایهٔ خوشحالی باشد، نه شرم. که مثلا؛ چرا بقیه اعدام شدند و شما زنده ماندید! پس برای جبران بار گناه به مجاهدین بپوندید، انقلاب کنید، جهاد کنید و شهادت را برگزینید تا رستگار بشوید!</em></p>
<p>چنان چه اعضای جدا شده شهادت می‌دهند محاکمه زندانیان مجاهد آزاد شده، در برابر صدها یا چند هزار نفر در قرارگاه اشرف تا نابودی کامل شخصیت فرد و فروپاشی روانی او پیش می‌رفت. بانکی مفهوم انقلاب ایدئولوژیک ساخته مسعود رجوی را نوعی &#8220;کلاه شرعی&#8221; میداند که او همیشه برای توجیه عملکرد خود در برابر نیروهایش نیاز داشت به آن چنگ میزد. حسین نژاد نیز توضیح می‌دهد که هدف از این روش رفتاری این است که از فرد آزاد شده شخصی بشدت بدهکار و مدیون بسازند تا جز شرمندگی از زنده ماندن، فداکاری جبرانی و فرمانبری مطلق از سازمان تا آخر عمر چیزی از خود نداشته باشند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591">یک مجاهد خلق باید از اعدام نشدنش شرمسار باشد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خلاصه ای از نشست های یکی از سران مجاهدین به نام نسرین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 May 2026 11:15:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68563</guid>

					<description><![CDATA[<p>اولین بار بعد از آزادی از زندان و پس از نشست آ-77 مسعود رجوی ، قبل از اینکه به پادگان بدآب و هوای العماره در داخل فیلق (پادگان) عراقی ها در نزدیکی شهر العماره واقع در جنوب عراق اعزام شوم، یک روز صبح در پادگان اشرف گفتند همه لباس فرم سبز بپوشید ، برای یک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563">خلاصه ای از نشست های یکی از سران مجاهدین به نام نسرین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اولین بار بعد از آزادی از زندان و پس از نشست آ-77 مسعود رجوی ، قبل از اینکه به پادگان بدآب و هوای العماره در داخل فیلق (پادگان) عراقی ها در نزدیکی شهر العماره واقع در جنوب عراق اعزام شوم، یک روز صبح در پادگان اشرف گفتند همه لباس فرم سبز بپوشید ، برای یک نشست مهم آماده شوید. تا کنون به چنین نشستی نرفته بودم، بیشتر نشست های تفتیش عقاید و سرکوب ما در همان قرارگاه خودمان برگزار می شد، اما این بار گفتند برای نشست &#8220;خواهر نسرین&#8221; برده می شوید، من از ابوطالب هاشمی که فرمانده ام بود و بعدها در لیبرتی کشته شد، پرسیدم این نشست مربوطه به چیست؟</p>
<p>ابوطالب جواب داد، اگر بروید خواهید دید! دوباره سئوال کردم، گفت: دفتر یادداشت و خودکار حتما همراه داشته باش، نشست نسرین، مربوط به بحث های تشکیلاتی است، حتما برایت خیلی خوب خواهد بود.</p>
<p>دوباره طوفانی در درونم شروع شد، یعنی چه خواهند گفت، نکند دوباره من سوژه شوم، دوباره همان بحث های ضداطلاعاتی و &#8230; زندان و شکنجه و &#8230;</p>
<p>کسانی که برای نشست آماده می شدند، همه از لایه نیروهای جدید بودیم. مسئولین هم برای آماده کردن بچه ها، در یک تکاپوی شدید افتاده بودند، همه ما که حدود 20 نفر بودیم ، در پشت یک آیفای قراضه ، مثل ببخشید گوسفند ، سوارمان کردند. من که مدتها بود داخل اشرف را ندیده بودم و در چهاردیواری و پشت خاکریزهای مرکز خودمان مثل یک زندانی بسر می بردم، این خروج از قرارگاه مثل رفتن به یک مسافرت جذاب و شیرین بود، البته با دلهره های خاص خودش.</p>
<p>از مرکز خارج و به سمت جنوب غربی پادگان اشرف برده شدیم، همه مثل من بودند، همه دلهره داشتیم که قضیه چیست؟ نسرین کیست؟ اما یک حس درونی به من می گفت که حتما یک بحث جدی است که ما را از کارهای جاری مقر بیرون کشیدند و به یک نشست می برند.</p>
<p>به محل مورد نظر رسیدیم، من تقریبا تمام دوستان سابق که در پذیرش با هم بودیم را آنجا دیدیم، حتی حمید&#8230; هم آنجا بود، حمید در زندان انفرادی وقتی رگ های خودش را زده بود و قصد خودکشی داشت و بطور معجزه آسائی از مرگ نجات یافته بود، هم آنجا بود، او من را می شناخت و من او را که هر دو در زندان اسکان بوده ایم، مسئول حمید مثل مسئول من یک لحظه ما را تنها نمی گذاشتند تا با هم صحبت کنیم، البته در مقر خودمان قبل از حرکت هم کاملا توجیه شده بودیم که ممکن است تعدادی از دوستان سابق خود را در پذیرش ، آنجا ببینید. بدلیل رعایت مسائل امنیتی با یکدیگر حق صحبت و محفل زدن ندارید.(محفل به صحبت دو نفره ای گفته می شد که شامل خاطرات و &#8230; بود، درسازمان به محفل ، شعبه وزارت اطلاعات می گفتند).</p>
<p>برای همین ما فقط از طریق نگاهها ، با یگدیگر حق برقراری ارتباط داشتیم، البته فقط اجازه داشتیم ، یک سلام واحوالپرسی تلگرافی داشته باشیم.</p>
<p>من فرامرز و رضا و &#8230; چند نفر دیگر از بچه ها را که از نزدیک می شناختم هم آنجا دیدم، اما آنها هم گویا دیگر اجازه صحبت و نزدیکی با ما را نداشتند. برایم جای بسیار تعجب بود که در یک سازمان مدعی انقلابی گری و پیشتازی، چرا از یک صحبت و گپ چند دقیقه ای ما ، اینقدر وحشت دارند؟ چه اسراری دراین گفت وگوها ممکن است برملا شود که سازمان اینقدر ما را از این امر بدیهی، نهی می کند؟</p>
<p>همه در سالن نشست ، جمع شدیم، اسم آن سالن فکر کنم سالن Z بود. سالنی با سقف بلند و صندلی های مرتب و چیده شده ، روی سن هم یک میز تک نفره وسط بود و یک میز بزرگ در کنار ، چند زن از فرماندهان ما، در آن میز بزرگ نشسته و کاغذ و دفتر و خودکار جلویشان بود، معلوم بود میز وسط مخصوص همان نسرین است که می گویند.</p>
<p>نسرین ( مهوش سپهری) از درب کناری وارد شد ، او زنی سنگین وزن ، بطوریکه عرضش بر طولش غلبه می کرد، با لبخندی مشمئزکننده وارد شد و یکراست روی صندلی پشت آن میز وسط روی سن نشست و همه ی اعضای نشست را که حدود 300-200 نفر بودیم را از نظر گذراند. میکروفن روی میز او بصورت رسا و بلند صدایش را به کل سالن می رساند، یک تابلوی ولدا هم در یک طرف سن قرار داشت. نسرین ظاهر موجهی داشت و کاملا به فن بیان مسلط بود.</p>
<p>او ابتدا شروع کرد به خوش و بش با چند نفر از بچه ها که از نزدیک می شناخت. سپس گفت یکراست می روم سر اصل مطلب! بحث امروز ما تضاد مبارزه با خانواده است، همه در بحث های انقلاب زیاد این بحث را شنیدید، در هر جمله اش یکبار هم از &#8220;خار مریم&#8221; ، نام می برد!</p>
<p>کمی که صحبت کرد، دیگر کاملا از ضامن خارج شد، شروع کرد به صحبت هائی نظیر (قبلا از خوانندگان عزیز به لحاظ اخلاقی پوزش می طلبم، هدف فقط بیان عمق لمپنی و تبدیل به عفریته شدن زنی است که شرف و وجدان خود را در مسیر مغزشوئی و ایدئولوژی قرون وسطائی رجوی ها به ثمن بخس و بهای اندکی فروخته است):</p>
<h3>نسرین خطاب به جمع بچه ها:</h3>
<p>&#8221; بی غیرت ها، نامردها، اراذل و اوباش در جامعه عادی ، بیشتر از شما رگ غیرت دارند، شما حق مسعود و مریم را خوردید، شما یک مشت مفت خور هستید که فقط می خورید و می خوابید و هیچ ثمری ندارید، شما نرینه وحشی هستید، زن را یک کالا می بینید که قابل معامله و خریدن است، ایدئولوژِی جنسیت و فردیت در درون شما غوغا می کند و شما را تبدیل به حیوان کرده است، تک تک شما بدون استثناء ، حیوانی هستید که خمینی درون شما ، در درون تان تنوره می کشد ، شما همه یک خائن هستید، چرا تا حالا به سازمان نیامده بودید؟ کجا بودید؟ شما سر در آخور رژیم بودید، شما رگ و خونتان با رژیم عجین شده است، شما هرگز به درد سازمان نمی خورید، شما بار اضافی روی دوش رهبری هستید، مفت خوری تنها واژه ای است که شما را معرفی می کند و کلی بد و بیراه که شایسته خودش بود و همراهانش&#8230; &#8221;</p>
<p>من که در زندان اسکان ، بالاتر از اینها را شنیده بودم، برای من یک گوشم در بود و دیگری دروازه، اما تعداد کثیری از شنوندگان ، همه در سالن سرخ و سفید می شدند، من چهره اصلی سازمان را در زندان هایش ، آنهم نه یکی دو روز و یا چند ساعت مثل آنها، من 6 ماه در بدترین شرایط نگهداری زندان و سلول انفرادی ، شکنجه جسمی و روحی شده بودم، من که این صحبت های رذیلانه و گستاخانه را در جمع می شنیدم، این برایم عجیب بود که سران سازمان چقدر بی پرنسیب و بی شرف هستند که با تکیه بر شرایط حاکم بر عراق ، با تکیه بر دار و درفش، این چنین همه را تهدید می کنند، خوب ، اگر این جمع بدرد بخور و مفت خور است، پس چرا ولشان نمی کنید، همه بروند سراغ زندگی خود؟ چرا دربهای این اسارتگاه را باز نمی کنید تا ببینید احدی دراینجا نخواهد ماند؟</p>
<p>جالب هم اینکه هر کس می خواست به بهانه ای از سالن برای چای و دستشوئی و یا سیگار کشیدن بیرون برود، چند مزدور تشکیلات دم درب خروجی سالن ایستاده بودند و آنها را برمی گرداندند! ما شنوندگان اجباری این بحث های پوشال بودیم .</p>
<p>بعد از نزدیک به دو ساعت، 10 دقیقه آنتراکت داد، بیرون همه کله پا شده بودند، همه از تعادل خارج شده بودند، کسی حرف نمی زد، سیگاریها چنان پکی به سیگار می زدند که اگر اغراق نکنم با دو پک سیگار تمام می شد!</p>
<p>عفریته! نسرین بددهن، معلوم بود به چنان رذالتهائی دست زده است که پیش آنها این فحش کاریها برایش عادی بود. بعدها و بخصوص بعد از جدائی از سازمان ، سوابق بسیار ننگین تری از او را شنیدم که کوچکترین آنها سربه نیست کردن اعضای ناراضی بود، او صادر کننده ی حکم اعدام برای منتقدینی بود که فقط به این شرایط اعتراض کرده بودند.</p>
<p>مخلص کلام من ، رو به خانواده ها و برخی کسانی است که ظواهر این سازمان تروریستی ممکن است آنها را فریب داده باشد، این سازمان یک لجنزار متعفن است که بوی گند آن همه جا را فرا گرفته است، شاید جوانان عزیزی وجود داشته باشند که فریب شعارهای پرطمطراق ویترین های بیرونی این سازمان را شاهد بودند و فکر می کنند، رجویها مشتی انسان با شعور هستند، باید خدمت آن دسته ی معدود از جوانان عزیز ، عرض کنم که راه اشتباه ما را ، دوباره سعی نکنند که طی کنند، بیراهه ی مجاهدین ضدخلق، هرگز آن راهی نیست که در ابتدا فکرش را در رویاهای خود می پرورانید، ما با یک سازمان جهنمی مخوف و تروریست پرور مواجه هستیم، که هیچ ارزشی برای انسانیت قائل نیست. حتما حول این سازمان تحقیق و تفحص کنید ، مطالعه کنید، با جداشدگان از این سازمان مراودت کنید، کتب منتشره حول تاریخچه ی این سازمان را مطالعه کنید، اگر در خاتمه به این نتیجه رسیدید که ما گفتیم، ما دستان شما را برای افشای هرچه بیشتر این سازمان ننگین و رسوا ، می فشاریم .</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563">خلاصه ای از نشست های یکی از سران مجاهدین به نام نسرین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68563/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازجویان و شکنجه گران رجوی، تا دیر نشده خود را تسلیم دادگاه مردمی کنید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68531</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68531?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 May 2026 11:07:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68531</guid>

					<description><![CDATA[<p>عمل ننگین شکنجه یکی از بارزترین موارد نقض حقوق بشر است که به شدید ترین وجه، کرامت انسان را مورد تعرض قرار می‌دهد و در راستای مبارزه با آن اقدامات بین المللی و منطقه‌ای و ملی متعددی تاکنون صورت پذیرفته است. در اینکه سازمان تروریستی مجاهدین خلق ، اعضایش را شکنجه می کند، دیگر با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68531">بازجویان و شکنجه گران رجوی، تا دیر نشده خود را تسلیم دادگاه مردمی کنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عمل ننگین شکنجه یکی از بارزترین موارد نقض حقوق بشر است که به شدید ترین وجه، کرامت انسان را مورد تعرض قرار می‌دهد و در راستای مبارزه با آن اقدامات بین المللی و منطقه‌ای و ملی متعددی تاکنون صورت پذیرفته است.</p>
<p>در اینکه سازمان تروریستی مجاهدین خلق ، اعضایش را شکنجه می کند، دیگر با وجود افشاگریهای بیشمار جداشدگان شکی نیست. سازمان بعد از شروع حملات نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به عراق، خیلی دست پاچه و با ناشیگری ، شروع به تخریب ساختمان های زندان در پادگان مخوف اشرف در عراق کرد. به دستور شخص مسعود رجوی و مریم رجوی، سعی کردند آثار زندان و سلول های انفرادی را با لودر و بولدوزر و هر امکان دیگر تخریب و تغییر چهره دهند، چرا که خودشان می دانستند چه جنایاتی را در آن زندان ها ، مرتکب شدند.<br />
اما دو چیز را فراموش کرده بودند، اولا عکس های ماهواره ای قبل و بعد از تخریب در دسترس بود، ثانیا و مهمتر از همه چیز زندانیان و شکنجه شده ها بودند که بدلیل کثرت آنها ، نمی شد همه را از بین برد و سر به نیست کرد.</p>
<p>جنایت هرگز از اذهان زدودنی نیست.</p>
<p>&#8211; اسد الله مثنی، پس از تاسیس ضداطلاعات سازمان، از بعد از 1364 در کردستان عراق و بعدها در پادگان اشرف، بعنوان سربازجو و شکنجه گر با اختیارات تام، یکی از این مهره های کثیف رجوی بود، اسد الله معتقد بود که اگر کسی یا کسانی هم ، در زیر شکنجه کشته شوند، به نفع رجوی است. او اکنون لباس نظامی و شکنجه گری را از تن به در آورده است و با کت و شلوار و کراوات، در سیمای زندان و شکنجه رجوی ها، کارشناس سیاسی ! شده است و با پوزخندهای مشمئزکننده ای ظاهر می شود. روزی که مسعود رجوی در سالن اجتماعات اشرف ، او را رسما به عنوان فرمانده یگان مارکسیست ها معرفی کرد، من هرگز آن روز را فراموش نمی کنم ، من که او را در زندان های رجوی از نزدیک شناخته بودم، به حال نفرات آن یگان خیلی افسوس خوردم که از آن ببعد باید سایه سیاه یک شکنجه گر را مدام بالای سر خود احساس کنند.</p>
<p>&#8211; میرحسین موسوی نیا سیگارودی ( با نامهای مستعار فاضل و پرویز) معروف به فاضل، او از نفرات پشت پرده ضداطلاعات رجوی است که ید طولایی در شکنجه و کشتار زندانیان دارد. همکاری با نیروهای صدام و جاسوسی علیه کشور خویش بخش کوچکی از جنایت های اوست.</p>
<p>&#8211; فروغ پاکدل، زنی شقی و سنگدل با عینکی ته استکانی و بی رحم است، در چشمان او من هرگز بویی از انسانیت و عاطفه ندیدم. او یکی از بددهن ترین بازجویان رجوی است و اکنون در آلبانی به سر می برد و با اسامی مستعار به کشورهای اروپائی و مقرهای مجاهدین در تردد است.</p>
<p>&#8211; برخی دیگر از شکنجه گران، و بازجویان و زندان بانان رجوی عبارتند از :</p>
<p>شهین حائری، فاطمه خردمند، سعیده شاهرخی (به درک واصل شد)، فریبا خداپرستی، سپیده ابراهیمی، محبوبه جمشیدی، پری بخشایی، لیلا سعادت نژاد، کبری حسن وند، حشمت تیفکتچی، فخری امیرعلیپور، انسیه نوید، حسین فرزانه سا، بهمن کامیاب شریفی، محمدرضا محدث، نادر رفیعی نژاد( درسال 90 بر اثر سکته ی قلبی معدوم شده است)، علی اصغر قدیری، مهدی براغی معروف به احمد واقف ، رقیه مشهدی با نام مستعار مژگان پارسائی ، سعید مهدویه، حسن رودباری، جلال منتظمی با نام مستعار کاک جلال، زهرا توکلی با نام مستعار نصرت، بتول رجائی و سعیده شاهرخی ( هر دو معدوم)، لیلا دشتی ، فریدون سلیمی ، حسین ابریشمچی(در سال 1392 به درک واصل شده است)، علی اکبر انباز با نام مستعار یوسف، عبدالوهاب فرجی نژاد با نام مستعار افشین، حسن محصل، پرویز کریمیان بانام مستعار جهانگیر، مهدی ابریشمچی، امید برومند با نام مستعار ناجی ،حجت بنی عامری با نام مستعار حکمت، فهیمه اروانی، محسن امینی ، حسام عاملی ، عباس داوری با نام مستعار رحمان، حمید یوسفی قاتل مرحوم فرهاد طهماسبی، محمد باقر شعبانی با نام مستعار باقر، بهرام جنت با نام مستعار مختار ، نعمت اولیائی ، فرزاد ، مهدی ، محمد علی جابرزاده با نام مستعار قاسم ، او احکام اعدام را صادر می کرد و به درک واصل شده است، محمد محدثین با نام مستعار بهنام جزو هیات مرگ رجوی ها است و اکنون نیز ژست های حقوق بشری می گیرد، حسن عزتی با نام مستعار نریمان، مجید عالمیان ( سال 1382 توسط نیروهای ائتلاف به درک واصل شده است)، سید محمد سادات دربندی با نام مستعار کاک عادل از روسائی زندان های رجوی ، مهوش سپهری با نام مستعار نسرین ( هند جگرخوار)باعث و بانی و عامر بسیاری از قتل ها در سازمان تروریستی رجوی، مریم قجر عضدانلو، مسعود رجوی و &#8230; سایر کسانی که اسامی آنها را به خاطر ندارم.</p>
<p>نزدیک به 57 شکنجه گر و زندان بان و از عامران و عاملان قتل و شکنجه را نام بردم، این لیست شاید بسیار طولانی تر نیز باشد، شکی ندارم که روزی این لیست برای هرکدام از آنها بسیار طولانی تر و با تشریح جنایات ضدبشری آنها تحریر خواهد شد، این نوک کوه یخی است که در یک مقال آورده شده است، بی گمان بعد از دستگیری تک تک آنها ، اعترافات بسیار رذیلانه ای را خواهیم شنید، حیف است آنها معدوم یا به درک واصل شوند، تک تک آنها گنجینه ای سیاه از جنایات را در حافظه شان ذخیره دارند، می دانم که شبها از شدت عذاب وجدان ، راحت سر بر بالین نمی گذارند، البته بعید می دانم وجدانی هم برایشان باقی مانده باشد.</p>
<p>بند 1 ماده 1 کنوانسیون حقوق بشر، شکنجه را تعریف نموده و چنین آورده؛ &#8220;عبارت شکنجه از نظر کنوانسیون حاضر به هر عمل عمدی که در اثر آن درد یا رنج شدید جسمی یا روحی علیه شخصی به منظور کسب اطلاعات یا گرفتن اقرار از او یا از شخص ثالث اعمال شود، اطلاق می‌گردد. همچنین تنبیه شخصی به خاطر عملی که وی یا شخص ثالثی انجام داده یا احتمال انجام آن می‌رود یا تهدید و یا اجبار او یا شخص ثالث، یا تنبیه شخص به هر دلیلی که مبتنی بر هر نوع تبعیض باشد شکنجه تلقی می‌گردد.&#8221;</p>
<p>تا همین امروز که من این نوشتار را به رشته تحریر در می آورم، رهبران این سازمان تروریستی ، به داشتن زندان و انجام شکنجه و قتل و کشتار، اعتراف نکردند. البته صفت شیطانی آنها چنین اجازه ای را نمی دهد، اما من بعنوان یک زندانی رجوی ها ، که 6 ماه در سلول انفرادی زندان اسکان در سال 1376 ، زندانی و شکنجه شدم، یک سند زنده از جنایات مجاهدین خلق هستم، من می توانم از حق ذاتی خودم بگذرم، اما رسالت دوستانی که در سلول های رجوی شکنجه و کشته شدند ، همیشه روی دوشم سنگینی می کند، برای همین تا جان در بدن دارم ، جلوی تک تک این شکنجه گران ایستاده و با صدای رسا و غران اعلام می کنم، تا دادگاهی کردن تک تک شما از پا نخواهم نشست ، صبرم هم زیاد است ، منتظر اجرای عدالت خداوندی در مورد تک تک شکنجه گران در این سازمان تروریستی هستم.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68531">بازجویان و شکنجه گران رجوی، تا دیر نشده خود را تسلیم دادگاه مردمی کنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68531/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گرفتن اعتراف اجباری در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68512</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68512?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 May 2026 07:09:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68512</guid>

					<description><![CDATA[<p>در اواخر سال ۶۹ بود که نشست های تشکیلاتی و طلاق اجباری در داخل سازمان مجاهدین خلق شروع شد. در ابتدا من با ورود به نشست ها مخالفت کردم و وارد نشست نشدم. آن موقع من در محور یکم ارتش آزادیبخش ملی مجاهدین خلق بودم و تعداد زیادی بودند مثل من که وارد نشست ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68512">گرفتن اعتراف اجباری در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در اواخر سال ۶۹ بود که نشست های تشکیلاتی و طلاق اجباری در داخل سازمان مجاهدین خلق شروع شد. در ابتدا من با ورود به نشست ها مخالفت کردم و وارد نشست نشدم. آن موقع من در محور یکم ارتش آزادیبخش ملی مجاهدین خلق بودم و تعداد زیادی بودند مثل من که وارد نشست ها نشدند و مخالفت می کردند. فرماندهان بالای سازمان از این موضوع می ترسیدند و می دانستند که اگر کاری نکنند تعداد مخالفین بیشتر می شود.</p>
<p>در آن زمان فردی به اسم ژاله فرمانده محور یکم بود. سازمان وقتی دید که او نمی تواند نفرات را وادار به شرکت در نشست ها کند، رقیه عباسی را به جای او گذاشت و او از یک به یک نفرات بازخواست کرد که چرا وارد نشست ها نمی شوند. یک روز مرا صدا زد و گفت مشکلت با شرکت کردن در نشست ها چیست؟ من هم گفتم مگر شما نمی گویید اجباری نیست و باید خود فرد به این موضوع برسد. من این بحث ها را نمی توانم قبول کنم و نمی خواهم نیروی کادر باشم و من مثل یک سرباز اینجا هستم.</p>
<p>وقتی این را گفتم عصبانی شد و گفت ما سرباز نمی‌خواهیم و نمی توانیم بپذیریم، یا در نشست ها شرکت می کنی و از مایی یا در صف دشمنان ما هستی و جایت اینجا نیست و اشتباهی آمده ای. الان هم برو و خوب فکرهایت را بکن که کدام طرف هستی. گزارشت از طریق فرمانده مستقیمت به دستم می رسد. من هم آمدم و یک گزارش نوشتم که من این نشست هایی که اجباری هستند را قبول ندارم و من را از همان جایی که آوردید (پاکستان) به همان جا برگردانید، و گزارش را به فرمانده ام دادم تا به رقیه عباسی بدهد.</p>
<p>بعد از یک مدتی آنهایی که مشکل تشکیلاتی داشتند را در یک سالن جمع کردند و دوباره نوارهای نشست ها را برای ما پخش کردند و از ما خواستند که هر چه از بحث ها گرفته ایم گزارش بنویسیم. من گزارش ندادم. وقتی فرمانده ام پرسید گفتم چیزی ندارم که بنویسم. بعد از آن من را از یکان رزمی به مرکز ۱۲ فرستادند که پشتیبان ۳ محور بود و در آنجا به کار تاسیسات مشغول شدم. مدتی گذشت تا این که سازمان دید تعداد مخالفان روز به روز زیادتر می شود و درخواست ها برای جدایی بیشتر می گردد. رقیه عباسی همه نفرات را جمع کرد و در نشستی که از قبل فرماندهان توجیه شده بودند تا بر سر مخالفان بریزند، گفت: برادر مسعود و خواهر مریم گفته اند ما نفر انقلاب نکرده نداریم و نمی توانیم در مناسباتمان بپذیریم و جمع را بر سر ما شوراندند. تا با این شیوه کسانی که در نشست ها شرکت نمی کنند از طریق جمع وادار به شرکت شوند. با فحاشی و این که اینها نفوذی و از طرف دشمن و پاسدار رژیم هستند و جلوی انقلاب خواهر مریم ایستادند.</p>
<p>بعد رقیه عباسی همه را ساکت کرد و گفت اسم نمی‌ برم آنهایی که باید به این جمع جواب بدهند بروند برای من گزارش بنویسند و خودشان را با جمع یکی کنند. من هم گزارش دادم که من به شما گفتم این بحث ها را قبول ندارم و می خواهم بروم، شما من را به پشتیبانی منتقل کردید و گزارش را به فرمانده ام دادم. روز بعد فرمانده ام من را صدا زد و گفت باید جایی برویم. من هم همراهش رفتم. مرا به یک انبار خالی دور از استقرار برد که این انبار قبلا انبار بازسازی باطری های زره ای بود و در آن گاز حاصل از اسید بود و کف آن خاکی و مملو از اسید بود به طوری که نفس نمی‌توانستم بکشم. به من گفت برو داخل و منتظر بنشین. می آیند و با تو کار دارند. نیم ساعتی منتطرماندم و بعد دیدم حسین ابریشمچی و قدرت حیدری و فریدون سلیمی و محمود عضدانلو از در وارد شدند و بدون هیچ مقدمه ای شروع به کتک کاری و فحاشی کردند. حسین ابریشمچی گفت بریده مزدور در چه ارگانی کارمی کردی و ماموریتت چه بود که اینجا فرستادنت و مستمر فحاشی می کردند و کتک می زدند و هرچه من می گفتم من فقط می خواهم بروم و کسی من را نفرستاده، قبول نمی کردند و تعدادی برگه A4 جلوی من گذاشتند و گفتند بنویس! مزدور همه ماموریت ها و محفل هایت را در اینجا بنویس و رفتند.</p>
<p>به مدت یک هفته من را در انبار حبس کرده بودند و روزی دو تا سه بار می آمدند و مرا کتک می‌زدند و فحاشی می‌کردند. تنفس در آنجا برای من خیلی سخت بود و هدف از این کار فقط تعهد گرفتن برای شرکت در نشست ها و ماندن در سازمان بود. بعد از یک هفته که تعهد گرفتند مرا به یگانم برگرداندند و گفتند با کسی صحبت نمی کنی و در نشست ها شرکت می کنی. وقتی در نشست شرکت کردم دیدم همه ی نفراتی که مخالف بودند داخل نشست هستند. وقتی از آنها پرسیدم گفتند مجبورمان کردند.</p>
<p>از زمان تعهد گرفتن، رجوی هر جا که می دید نفرات وارد بحث ها نمی شوند از تهمت زدن و فحاشی و شکنجه استفاده می کرد و نهایتا کسانی که تن به خواسته اش ندادند را کشت.</p>
<p>امیدوارم روزی برسد که تک تک سران سازمان تروریستی رجوی را پای میز محاکمه ببینم.</p>
<p>محمود آسمان پناه</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68512">گرفتن اعتراف اجباری در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68512/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بانک خون‌</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 May 2026 08:48:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68414</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از تئوری‌های مسعود رجوی این است که کسانی که برای عملیات نظامی می روند نباید زنده برگردند. همچنین در این تفکر، توابین در زندان و آزادشدگان نیز جایگاهی ندارند. اساساً آن‌ها نباید زنده می‌ماندند. شروع فعالیت انجمن نجات در ایران هم از همین نقطه بود که مشخص شد رجوی نفرات را می‌فرستد که کشته [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414">بانک خون‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از تئوری‌های مسعود رجوی این است که کسانی که برای عملیات نظامی می روند نباید زنده برگردند. همچنین در این تفکر، توابین در زندان و آزادشدگان نیز جایگاهی ندارند. اساساً آن‌ها نباید زنده می‌ماندند. شروع فعالیت انجمن نجات در ایران هم از همین نقطه بود که مشخص شد رجوی نفرات را می‌فرستد که کشته شوند، نه اینکه بکشند.</p>
<p>سال‌های 1996 و 1997، انبوهی از افراد را به ایران می‌فرستادند تا عمل تروریستی انجام دهند. این افراد باید مثلاً در سطل زباله بمب بگذارند، رهگذران را ترور کنند، خمپاره بزنند و آن‌قدر ادامه دهند تا کشته شوند. تعلیم هم این بود که پیش از دستگیری نارنجک بکشید یا سیانور بجوید. سیستم‌های امنیتی ایران متوجه این مسئله شدند و با هزار زحمت (و به‌خطرانداختن جان خودشان) توانستند تعدادی از این‌ها را پیش از خودکشی زنده دستگیر کنند. اولین گروه از این دستگیرشدگان دو مرد و دو زن بودند که متوجه شدند چه کلاهی سرشان رفته و رجوی به دنبال کشته‌شدن آن‌ها بوده است تا تنور داخل سازمان را گرم نگه دارد و طبق معمول چیزی برای عرضه به ولی‌نعمتان داشته باشد. این‌ها بعدها پس از گذراندن دورۀ زندان پایه‌گذاران انجمن نجات شدند. الان دو نفرشان در هلند، یکی در چین و دیگری در ایران زندگی می‌کنند.‌</p>
<p>سازمان وقتی به خود مسعود رجوی می‌رسد، هزار دلیل می‌آورد که چرا در زمان شاه همه اعدام شدند، ولی او اعدام نشد، و تمام شواهد و دلایل علیه رجوی را دروغ می‌داند. ولی وقتی به نفرات دیگر برمی‌گردد، اساساً زندانی اعدام نشده یا آزادشده را قبول ندارد. زندانی آزادشده، طبعا تمام بافته‌های سازمان دربارۀ زندان‌های ایران را پنبه می کند. از سوی دیگر، افرادی که شرایط را می‌دیدند و درمی‌یافتند که آنچه در قرارگاه مجاهدین خلق به خوردشان داده‌اند دروغ است، گرفتار تناقض می‌شدند و این زهری کشنده برای سازمان رجوی تلقی می‌شد.‌</p>
<p>دلیل عدم اعتماد رجوی به زندانی آزادشده این است که اساساً قرار نیست زندانی آزاد شود. اصلاً قرار نبود زندانی شود. قرار بود که سیانور بخورد، شهید شود و نامش در &#8220;بانک خون&#8221; آقا و خانم رجوی ثبت گردد. در قوانین سازمان رجوی، زندانی‌شدن و بعد هم آزاد‌شدن عین نقض دستور است. از نظر مرکزیت سازمان، چشم و گوش کسی که زندان رفته باشد، بازتر از آن است که بشود به او اعتماد کرد. به‌اعتقاد سازمان، نفر زندان‌رفته و نفر عملیات‌رفته (دور شدن از خانه) دیگر در خانه جایی ندارد و باید استفاده شود تا شهید شود و نامش در فهرست شهدا وارد گردد.‌</p>
<p>اما این فهرست چه کارکردی برای رجوی دارد؟ این فهرست کارکرد شگرفی برای مسعود رجوی دارد. هم دستش در مقابل ولی‌نعمتان پر است و هم تنور داخل تشکیلات را گرم نگه می‌دارد. البته تعدادی از اعضای مسئله‌دار نیز می‌توانند در این فهرست جا بگیرند.‌</p>
<p>دربارۀ اعدام‌های سال ۱۳۶۷، مسعود رجوی در آغاز مدعی شد که تعداد آن، شش‌ هزار و چهار صد نفر است؛ اما کم‌کم این آمار را تغییر داد. از این ‌رو، در مرحلۀ بعد ادعا کرد این تعداد دوازده‌ هزار نفر بوده و بعد مدعی شد که بیست ‌تا‌ سی ‌هزار نفر از اعضای سازمان توسط جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند. او حتی در این راستا کتابی هم منتشر کرد تا عدد سی‌ هزار نفر اعدامی را ثبت کند. رجوی تلاش می‌کرد با کمک این فهرست، در مجامع جهانی علیه جمهوری اسلامی اقامۀ دعوی کند.‌</p>
<p>از این ‌رو، فهرست ارسالی به سازمان ملل متحد همراه با انبوهی از اسامی تنظیم شد و گروهی نیز به‌عنوان شهود ادعا کردند که آن فهرست صحت دارد؛ اما چندی ‌بعد، تعدادی از افراد که بعدها از سازمان جدا شدند، شهادت دادند که حرف‌هایشان دربارۀ اعدام‌ها دروغ بوده است.</p>
<p>دربارۀ فهرست تنظیم‌شده از سوی سازمان امروز می‌توان ادعا کرد بسیاری از اسامی مندرج در آن اصلاً وجود خارجی نداشتند؛ برخی از اسامی کسانی بودند که در سال‌های پیش به‌دنبال جرم‌هایی مانند قتل یا قاچاق عمده مواد مخدر اعدام شده بودند و هیچ ارتباطی با سازمان نداشتند؛ تعدادی نیز در این فهرست بودند که گواهی فوت آن‌ها نشان می‌داد بر اثر تصادف مرده‌اند و تعدادی نیز در درگیری‌های مسلحانۀ سازمان کشته شده بودند. حتی سازمان اسامی تعداد درخور توجهی از کشته‌شدگانِ عملیات موسوم به فروغ جاویدان (مرصاد) را هم به این فهرست اعدامی ها اضافه کرد.‌</p>
<p>این فهرست‌سازی اولاً، به‌خاطر پشتیبانی سازمان‌های اطلاعاتی ضدایرانی از مجاهدین خلق (به‌طور مشخص سازمان سیا که رابط آن زمانش سید محمد سیدالمحدثین بود) موفق بود. سندسازی‌ها، شهادت‌های دروغین و ارقام‌ و اعداد با روش‌های اطلاعات‌شویی در نشریات به‌اصطلاح معتبر و مراکزی که تحت تأثیر بودند &#8211; مثلاً کتابخانه کنگره آمریکا که این روزها دیگر هر چیزی را تحت نام سند منتشر می‌کند و استقلالی برایش باقی نمانده &#8211; توانست به این شکل مورد استفاده دوایر ضدایرانی قرار گیرد؛ ثانیاً، نه اولین مورد کشته‌سازی بود و نه آخرین آن.‌</p>
<p>اولین نمونۀ کشته‌سازی در همان سال نخستی بود که مجاهدین خلق به عراق رفته بودند؛ حسن جزایری آن زمان محصل در لندن بود که بیماری قلبی داشت. وی برای تعلیمات به‌همراه عده‌ای به عراق اعزام شد (سازمان این افراد را تحت عنوان عضو به عراق می‌برد و سپس شروع به فهرست‌سازی می‌کرد چون به‌ازای تعداد اعضا از صدام سرانه می‌گرفت) و چندی بعد در زمین تمرین «کفری» به‌دلیل آفتاب‌زدگی و اهمال در رسیدگی و تشدید بیماری قلبی فوت کرد. (بعد از اینکه جزایری در آن گرما غش کرد، او را در خودرو رهایش کردند و بعد از تمرینات متوجه شدند که مرده است) جالب است که همسرش لیلا جزایری (نام اصلی‌اش اعظم ملاحسنی کهنه است که به‌سبب خلاف‌های متعدد مالی مجبور شد نامش را عوض کند) و پسرش (محمدحنیف جزایری) از آن زمان تا به ‌حال در نشریات و مقالات مدعی شده‌اند که حسن در ایران اعدام شده است.‌</p>
<p>از این قبیل موارد بسیار زیاد است؛ مثلاً تا زمان عملیات فروغ جاویدان، سازمان خیلی از کسانی که در درگیری‌های مسلحانه کشته می‌شدند، فهرست می‌کرد و از آن بهره‌برداری تبلیغاتی می‌نمود. مسعود رجوی نام این کار را «بانک خون» گذاشته بود و اسمی را که بعداً به فهرست اضافه می‌شد «بهرۀ بانک خون» می‌نامید.‌</p>
<p>بعد از عملیات فروغ جاویدان، سازمان پی برد که ایجاد فهرست‌های ساختگی، بازدهی چشمگیری، به‌ویژه در مجامع بین‌المللی، برای مجاهدین خلق دارد؛ از این ‌رو از آن زمان، این روند تشدید شد و این کار سیستماتیک ادامه پیدا کرد تا جایی که «کشته‌سازی» جایگاه بالاتری از «تروریسم» گرفت.‌</p>
<p>برداشت از کتاب: تهران تا تیرانا ‌</p>
<p>(خاطرات مسعود خدابنده؛ عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت از مسعود رجوی‌)</p>
<p>نگارش: محمد جعفربگلو‌</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414">بانک خون‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل ساختار بسته و توجیه خشونت و ترور در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 11:21:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68083</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل عمیق و چندوجهی درباره مبانی فکری مجاهدین خلق MEK/MKO نقد این مبانی، و بررسی رویکرد &#8220;تروریستی و خشونت‌طلبانه&#8221; در تفسیرهای ایدئولوژیک مجاهدین است. این تحلیل بر ساختار بسته، مطلق‌گرایی ایدئولوژیک و مشروعیت‌بخشی به خشونت تأکید دارد. این موضوع نیازمند بررسی سه مرحله است: مبانی فکری اولیه، تحول فکری، و نقد ایدئولوژیک با تمرکز بر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083">تحلیل ساختار بسته و توجیه خشونت و ترور در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحلیل عمیق و چندوجهی درباره مبانی فکری مجاهدین خلق MEK/MKO نقد این مبانی، و بررسی رویکرد &#8220;تروریستی و خشونت‌طلبانه&#8221; در تفسیرهای ایدئولوژیک مجاهدین است. این تحلیل بر ساختار بسته، مطلق‌گرایی ایدئولوژیک و مشروعیت‌بخشی به خشونت تأکید دارد. این موضوع نیازمند بررسی سه مرحله است: مبانی فکری اولیه، تحول فکری، و نقد ایدئولوژیک با تمرکز بر خشونت.</p>
<h3>بخش اول: مبانی فکری اولیه (تلفیق اسلام و سوسیالیسم)</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق در اواسط دهه ۱۳۴۰ خورشیدی با ترکیب منحصربه‌فردی از آموزه‌های اسلامی و جهان‌بینی سوسیالیستی/مارکسیستی تأسیس شد.</p>
<p>۱. محوریت اسلام (اسلام انقلابی) توحید: مبنای فکری اصلی، بر مبنای اسلام شیعی (و نه لزوماً فقه رسمی مرجعیت) استوار بود. این اسلام بر عدالت اجتماعی و نفی هرگونه استبداد (چه شاه چه سرمایه‌داری) تأکید داشت.</p>
<p>نفی مرجعیت دینی: سازمان با مراجع سنتی حوزه‌های علمیه که بر &#8220;جدایی دین از سیاست&#8221; یا &#8220;انتظار برای ظهور&#8221; تأکید داشتند، مخالفت کرده و معتقد بود که اسلام باید دین فعال سیاسی باشد.</p>
<p>۲. عنصر سوسیالیسم و مارکسیسم مبارزه طبقاتی: این سازمان تحت تأثیر فضای روشنفکری دهه ۶۰ میلادی، مفاهیمی مانند مبارزه طبقاتی و سوسیالیسم را پذیرفت.</p>
<p>توحید و طبقه: شعار اصلی آن‌ها تلفیق این دو دیدگاه بود: رسیدن به جامعه‌ی توحیدی و بدون طبقه. این ایده بیانگر تلاش برای ایجاد یک پارادایم سوم بود که نه غرب (سرمایه‌داری) باشد و نه شرق (کمونیسم مطلق)، بلکه یک اسلام سوسیالیستی باشد.</p>
<p>۳. ساختار سازمان‌دهی این ایدئولوژی اولیه، ساختار سازمان را بر پایه‌ی &#8220;تشکیلات ایدئولوژیک&#8221; بنا نهاد که در آن رهبری مرکزی دارای نقش هدایت‌کننده و تفسیری مطلق بر اصول بودند.</p>
<h3>بخش دوم: تحول فکری و شکاف‌های ایدئولوژیک</h3>
<p>مبانی اولیه در طول زمان دستخوش تغییرات بنیادین شد که به تحولات سیاسی و انشعابات بزرگ درون سازمانی منجر شد:</p>
<p>۱. انشعاب سال ۱۳۵۴ و روی آوردن به مارکسیسم</p>
<p>بزرگترین شکاف ایدئولوژیک سازمان در سال ۱۳۵۴ رخ داد. این انشعاب به دلیل اختلاف نظر بر سر دو موضوع اصلی بود:</p>
<p>مبارزه طبقاتی: بخشی از رهبران، تحت تأثیر شکست‌های پی‌درپی، به این نتیجه رسیدند که مارکسیسم علمی (بدون چارچوب اسلامی) تنها راه رهایی‌بخش است.</p>
<p>روابط رهبری: اختلافات داخلی بر سر تفسیر اصول باعث شد اکثریت اعضای باقی‌مانده (تحت رهبری رجوی) به‌تدریج بخش‌های سوسیالیستی را کم‌رنگ کرده و چارچوب اسلامی – سیاسی ستیزه جویانه خود را تقویت کنند، هرچند که ساختار دیکتاتوری‌گونه‌ی تشکیلاتی باقی ماند.</p>
<p>۲. ایدئولوژی پس از انقلاب و تغییر رویکرد</p>
<p>پس از انقلاب ۱۳۵۷ و درگیری با جمهوری اسلامی، ایدئولوژی سازمان به شدت تغییر یافت: نفی جمهوری اسلامی: آن‌ها به این نتیجه رسیدند که حکومت وقت، نماینده‌ی اسلام حقیقی نیست و اتخاذ روش های تروریستی و خشونت آمیز به منظور سرنگونی جمهوری اسلامی امری اجتناب ناپذیر و مشروع است.</p>
<p>ایدئولوژی ستیزه جویانه: سازمان، ایدئولوژی خود را از چارچوب فقهی رسمی جدا کرد و به سمتی رفت که &#8220;ستیزه جویی&#8221; بودن خود را در محور قرار دهد. مریم رجوی بعدها بر اهمیت نقش زنان و دموکراسی تأکید کرد، اما در عمل، این تغییرات بیشتر در سطح &#8220;ژست سیاسی بین‌المللی&#8221; بود تا ساختار داخلی. مجاهدین خلق پس از پروسه &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; که برخاسته از ذهنیت مسعود رجوی بود نقش زنان را در قالب های تعیین شده و اجباری و تحمیلی تعریف و تمجید می کردند و اراده آزاد آنان را حتی در انتخاب سبک و شیوه پوشش نفی و انکار کردند.</p>
<h3>بخش سوم: نقد رویکرد تروریستی و خشونت‌طلبانه</h3>
<p>در تفسیر ایدئولوژیک نقد اصلی بر مجاهدین خلق، به‌ویژه پس از سال ۱۳۶۰، بر &#8220;تفسیر خشونت‌آمیز و تروریستی&#8221; از مبارزه استوار است که با مبانی اولیه‌ی &#8220;اسلام مترقی&#8221; در تضاد قرار گرفت.</p>
<p>۱. توجیه خشونت مسلحانه و ترور تفسیر &#8220;جنگ مسلحانه&#8221;: در فاز مبارزه اولیه (پیش از انقلاب)، خشونت در چارچوب جهاد علیه ظلم (نظام شاهنشاهی) تعریف می‌شد. اما پس از انقلاب، آن‌ها از این مفهوم برای توجیه تروریسم سیاسی علیه مقامات و شهروندانی که با آن‌ها مخالف بودند، استفاده کردند.</p>
<p>مفهوم &#8220;تصفیه حساب&#8221;: در ادبیات سازمان، اقدام علیه مخالفان داخلی (چه در زمان شاه و چه در جنگ با جمهوری اسلامی) نه به عنوان ترور، بلکه به عنوان &#8220;عملیات رزمنده برای تصفیه حساب ایدئولوژیک&#8221; تفسیر می‌شد. این تفسیر، هرگونه عمل خشونت‌آمیز هدفمند علیه افراد غیرنظامی (در دوره‌هایی) یا دولتی را مشروع می‌ساخت.</p>
<p>۲. نقد خشونت‌طلبی در فاز نظامی (دهه ۶۰)</p>
<p>عملیات فروغ جاویدان: این عملیات اوج رویکرد نظامی‌محور سازمان بود. نقد اصلی بر این عملیات از منظر ایدئولوژیک این است که رهبری سازمان با اصرار بر نظریه &#8220;پیروزی محتوم&#8221; و درک نادرست از شرایط جامعه، هزاران نیرو را به یک شکست نظامی قطعی فرستاد. این نشان می‌دهد که ایده‌آل‌های ایدئولوژیک (آرمان‌گرایی مطلق) بر واقع‌گرایی سیاسی و حفظ جان نیروها ارجحیت یافت.</p>
<p>نفی گفت‌وگو: اصرار بر مبارزه مسلحانه مطلق و نفی کامل هرگونه گفت‌وگو یا راه حل سیاسی با رقیب، تفسیر ایدئولوژیک آن‌ها را به سمت انزوا و خشونت سوق داد.</p>
<p>۳. نقد رویکرد فرقه‌مانند Cultic Approach</p>
<p>نقد مدرن بر مبانی فکری آن‌ها عمدتاً بر فقدان یک &#8220;مبانی فکری منعطف&#8221; متمرکز است: تحمل ناپذیری نقد: ایدئولوژی سازمان به گونه‌ای طراحی شده که &#8220;رهبری را مساوی با ایدئولوژی&#8221; می‌داند. این امر هرگونه نقد درونی را به مثابه خیانت یا جاسوسی تلقی می‌کند. این ساختار، امکان تصحیح خطاها و تطبیق با جهان مدرن را از بین می‌برد و اعضا را به مجریان کور دستورات تبدیل می‌کند.</p>
<p>تقابل مطلق: تفکر آن‌ها بر اساس دوگانه‌های مطلق (خیر مطلق/شر مطلق، مجاهد/مرتجع، آزادی/استبداد) استوار است. این نوع تفکر، که در تضاد با تفکر تحلیلی و گفت‌وگو محور است، به‌طور طبیعی توجیهی برای حذف فیزیکی یا سیاسی طرف مقابل (دشمن) فراهم می‌آورد.</p>
<h3>کلام آخر:</h3>
<p>مبانی فکری مجاهدین خلق در ابتدا تلاشی برای تلفیق اسلام با مفاهیم نوین اجتماعی بود. اما در عمل، با گذشت زمان و به‌ویژه پس از انشعاب‌ها، این تفکر به سمت &#8220;ایده‌آل‌گرایی رادیکال، ساختار بسته فرقه‌مانند و توجیه خشونت به عنوان ابزار اصلی تغییر&#8221; متمایل شد. منتقدان مجاهدین خلق معتقدند که این گرایش به خشونت، نه یک تاکتیک موقتی، بلکه ریشه در عدم پذیرش تنوع فکری و تفسیری مطلق‌گرا و فاشیستی از ایدئولوژی و مفاهیم سیاسی دارد.</p>
<p>آرش رضایی، کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083">تحلیل ساختار بسته و توجیه خشونت و ترور در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ساکنان اشرف ۳ چگونه برای پیشی گرفتن پهلوی تنبیه می‌شوند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2026 10:09:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68040</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکنون با توجه به مسائل و اتفاقاتی که اخیرا افتاده تشکیلات رجوی حال و روز خوشی ندارد و افراد دچار بحران فاکت نویسی شده و مجبور هستند به دروغ بافی برای تشکیلات روی آورده تا خودشان را از گردابی که سرکرده در سوراخ مانده برایشان درست کرده نجات دهند. جمع شدن در برلین آلمان و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040">ساکنان اشرف ۳ چگونه برای پیشی گرفتن پهلوی تنبیه می‌شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اکنون با توجه به مسائل و اتفاقاتی که اخیرا افتاده تشکیلات رجوی حال و روز خوشی ندارد و افراد دچار بحران فاکت نویسی شده و مجبور هستند به دروغ بافی برای تشکیلات روی آورده تا خودشان را از گردابی که سرکرده در سوراخ مانده برایشان درست کرده نجات دهند.</p>
<p>جمع شدن در برلین آلمان و کرایه کردن افراد از کشورهای مختلف برای حضور در برنامه شان چیزی نبود که رجوی انتظار داشت. و پس از آن با گردهمایی بچه شاه در کشورهای مختلف و موضعگیری های غربی ها به حمایت از بچه شاه ، رجوی اکنون باید افسار پاره کرده باشد و شاهد هستیم که هر روز سعی می کند با بیان اینکه آمار آنها دروغ است خود را التیام دهد، انگار آمارهای خودشان درست بوده است!</p>
<p>اما نکته مهمی که وجود دارد رجوی به این فکر افتاده که ما این همه زحمت کشیده و مزدوری کردیم و با اسرائیل جنایت کار همکاری کردیم پس چرا باید ما را کنار بزنند؟ حتما یک جای کار را اشتباه کردیم و باید به سراغ نیروها رفت. همانگونه که در جریان شکست عملیات فروغ جاویدان و فرار مریم به فرانسه در سال 1382 برای اینکه پاسخگو نباشد یقه نیروها را گرفت که مقصر اصلی شما هستید که ما را به تهران نبردید و افراد باید فاکت‌های کارهای نکرده خود را در این زمینه بخوانند .</p>
<p>اکنون هم بعد از شکست مفتضحانه در برلین، نیروها باید فاکتهایشان را بخوانند که چرا بچه شاه از آنان پیشی گرفته است؟</p>
<p>به چند مورد از این فاکتهای احتمالی اشاره می کنم:</p>
<p>افسر آشپزخانه : در موقع شستن قابلمه کم کاری کردم و این کارم باعث شد جمعیت کمتری به برلین بیایند.<br />
افسر بند رخت : بند های بند رخت شل بود آنها را محکم نکردم به همین خاطر کار نکرده این شد که تعداد کمتری به برلین بیایند .<br />
افسر نگهبان شب : در موقع نگهبانی قدری چرت زدم و اینکارم باعث شد تعداد کمتری به تظاهرات بیایند .<br />
افسر ژنراتور : سوخت آنرا کامل نکردم و بهمین دلیل باعث شد تظاهرات برلین را جدی نگیرم و تعداد کمتری بیایند .<br />
مهدی ابریشم چی همسر اول مریم : وقتی مریم را کنار مردان غربی دیدم که اینقدر به هم چسبیده بودند دچار لحظه جیم ( جنسی ) شدم و باعث شد در انجام کار و مسئولیت کم کاری کنم .<br />
افسر صنفی : امروز دیر بیدار شدم تا صبحانه را آماده کنم به همین خاطر کار نکرده من باعث شد که تعداد کمتری به برلین بیایند .</p>
<p>البته می توان هزاران نوع از این مدل فاکت تولید کرد هر کدام از افراد به فراخور حالشان فاکت تولید می‌کنند. این افراد وقتی این فاکت‌های مسخره را می‌نویسند اصلا اعتقادی به آن ندارند. نوشتن فاکت‌ها خروجی ندارد و مشکلی از تشکیلات حل نمی کند. تنها سود رجوی از این شوهای مسخره به زنجیر کشیدن بیشتر افراد نگون بخت می باشد .</p>
<p>مصیبت زدگان اشرف سه که هنوز در خواب زمستانی سال 60 هستند فکر می کنند رجوی می تواند آنان را به سرانجام مقصود برساند ولی هیهات که رجوی با سفسطه بازی و دادن وعده های توخالی و پوشالی می خواهد با گرفتن دلارهای آغشته به خون مردم ایران به حیات خفیف و خائنانه اش ادامه دهد .</p>
<p>ما که در درون تشکیلات بودیم می توانیم درک کنیم که بیشتر اعضای مجاهدین مسئله دار هستند ولی آنقدر در منجلاب مغزشویی رجوی گرفتار شدند که قدرت تصمیم گیری نداشته و منتظرند که فرشته مرگ از راه برسد و همه چیز به یک باره تمام شود.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040">ساکنان اشرف ۳ چگونه برای پیشی گرفتن پهلوی تنبیه می‌شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
