<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خشونت در فرقه رجوی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/خشونت-در-فرقه-رجوی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Oct 2026 08:42:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>خشونت در فرقه رجوی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/خشونت-در-فرقه-رجوی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از &#8220;نه به اعدام&#8221; تا تهدید به اعدام اعضای ناراضی در مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69822</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69822?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2026 08:42:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[جدا شده های مجاهدین از اوج خشونت می گویند]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69822</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین به سرکردگی مریم رجوی، به مناسبت سالروز کارزار &#8220;نه به اعدام&#8221;، بار دیگر بساط تبلیغات رسانه‌ای خود را به راه انداخته است. این تشکیلات با استفاده از موضوع اعدام تلاش می‌کند خود را مدافع حقوق بشر و مخالف مجازات اعدام معرفی کند؛ اما پرسش اساسی اینجاست که آیا می‌توان در بیرون از تشکیلات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69822">از &#8220;نه به اعدام&#8221; تا تهدید به اعدام اعضای ناراضی در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین به سرکردگی مریم رجوی، به مناسبت سالروز کارزار &#8220;نه به اعدام&#8221;، بار دیگر بساط تبلیغات رسانه‌ای خود را به راه انداخته است. این تشکیلات با استفاده از موضوع اعدام تلاش می‌کند خود را مدافع حقوق بشر و مخالف مجازات اعدام معرفی کند؛ اما پرسش اساسی اینجاست که آیا می‌توان در بیرون از تشکیلات از حق حیات انسان‌ها سخن گفت، ولی در درون آن  اعضای ناراضی و خواهان جدایی را با تهدید به مرگ و ارعاب روبه‌رو کرد؟</p>
<p>پس از آغاز جنگ اخیرآمریکا علیه ایران، مسعود رجوی برای تحولات پیش رو حساب ویژه‌ای باز کرده بود و با تحلیل‌های خود، چشم‌انداز تازه‌ای را برای اعضای تشکیلاتش  ترسیم می‌کرد. با این حال، آنچه در عمل اتفاق افتاد، با انتظارات و محاسبات او همخوانی نداشت. به اعتقاد من، اکنون که این تحلیل‌ها به نتیجه مورد نظر رجوی نرسیده‌اند، برگزاری کارزارهایی مانند &#8220;نه به اعدام&#8221; تلاشی برای بازگرداندن نام سازمان او به فضای رسانه‌ای و جلوگیری از به حاشیه رفتن آن است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>خاطراتم از تهدیدهای مهدی ابریشمچی </strong></h3>
<p>البته مخالفت با سلب حیات از انسانهای بی‌گناه به‌خودی‌خود موضوعی انسانی و قابل دفاع است؛ اما نمی‌توان درباره چنین مسئله مهمی تنها به شعار و تبلیغات بسنده کرد. برای سنجش اعتبار ادعاهای یک جریان سیاسی، باید به رفتار آن با اعضا و مخالفان خودش نیز نگاه کرد.</p>
<p>من به‌عنوان کسی که سال‌ها در مناسبات مجاهدین حضور داشته‌ام، تجربه‌هایی دارم که با ادعاهای امروز رهبری آن  درباره حقوق بشر فاصله زیادی دارد. یکی از تلخ‌ترین آن‌، برخورد با اعضایی بود که دیگر نمی‌خواستند در تشکیلات بمانند و خواهان جدایی بودند.</p>
<p>در یکی از دادگاه‌های تشکیلاتی که برای من و تعدادی دیگر از اعضای خواهان جدایی برگزار شد، مهدی ابریشمچی تهدیدهایی را مطرح کرد که هنوز در خاطرم مانده است. مضمون سخنان او این بود که اگر حضور ما دیگر برای سازمان فایده‌ای نداشته باشد، حتی از جسد ما نیز برای تبلیغات تشکیلاتی استفاده خواهد شد.</p>
<p>او می‌گفت خودم تیر خلاص به سرتان خالی میکنم، چند بیل آهک روی جسدتان می‌ریزم، روی قبرتان آرم سازمان نصب میکنم؛ همچنین تهدید کرد که اگر زنده ‌بودن ما سودی برای سازمان نداشته باشد، از جنازه‌مان در سیمای سازمان و نشریات استفاده خواهند کرد.</p>
<p>این سخنان، در شرایطی مطرح می‌شد که ما تنها می‌خواستیم از تشکیلات جدا شویم و دیگر در مناسبات آن حضور نداشته باشیم. همین تجربه برای من این پرسش را به وجود می‌آورد که چگونه تشکیلاتی که اعضای ناراضی خود را با چنین تهدیدهایی روبه‌رو می‌کند، در بیرون از مناسباتش مدعی دفاع از حق حیات و مخالفت با اعدام می‌شود؟</p>
<p>در مناسبات تشکیلات  رجوی، اعضایی که خواهان جدایی بودند، بارها با اتهام‌هایی مانند خیانت روبه‌رو می‌شدند و حتی به مرگ و &#8220;اعدام انقلابی&#8221; تهدید می‌شدند. در چنین فضایی، حق انتخاب فرد و حق ترک تشکیلات، به مسئله‌ای پرهزینه تبدیل می‌شد؛ در حالی که هر انسانی باید بتواند بدون ترس از تهدید و مجازات، درباره ادامه یا پایان عضویت خود تصمیم بگیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>خانم رجوی حق حیات را برای همه قائل باش!</strong></h3>
<p>اکنون مریم رجوی با برگزاری کارزار &#8220;نه به اعدام&#8221; می‌خواهد تصویری از خود و تشکیلاتش به‌عنوان مدافع حقوق بشر ارائه دهد. اما دفاع از حقوق بشر با انتشار بیانیه و راه‌اندازی کمپین رسانه‌ای به اثبات نمی‌رسد. معیار واقعی، رفتاری است که یک تشکیلات با انسان‌ها، به‌ویژه با اعضای ناراضی و کسانی که دیگر نمی‌خواهند در آن بمانند، دارد.</p>
<p>اگر مخالفت با اعدام یک اصل انسانی است، این اصل نباید به بیرون از تشکیلات محدود شود. حق حیات، امنیت جانی و آزادی انتخاب اعضای ناراضی نیز به همان اندازه اهمیت دارد که حقوق افرادی که سازمان در کارزارهای تبلیغاتی خود از آنان سخن می‌گوید.</p>
<p>مسئله اصلی این است: مریم رجوی که امروز از مخالفت با اعدام سخن می‌گوید، درباره تهدیدهایی که اعضای خواهان جدایی با آن روبه‌رو شده‌اند، چه پاسخی دارد؟ آیا اعضای تشکیلات او حق ندارند آزادانه تصمیم بگیرند که دیگر نمی‌خواهند در آن حضور داشته باشند؟ آیا درخواست جدایی باید با اتهام خیانت، فشار تشکیلاتی و تهدید به مرگ پاسخ داده شود؟</p>
<p>از نظر من، تا زمانی که به این پرسش‌ها پاسخ روشنی داده نشود، کارزار &#8220;نه به اعدام&#8221; نمی‌تواند به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش پایبندی رهبری سازمان به حقوق بشر باشد.</p>
<p>حقوق بشر را نمی‌توان گزینشی مطالبه کرد. نمی‌توان در بیرون از تشکیلات از حق زندگی سخن گفت و در درون آن، حق انتخاب و امنیت اعضای ناراضی را نادیده گرفت. دفاع واقعی از حق حیات، پیش از هر چیز، مستلزم احترام به جان، آزادی و کرامت انسانی همه افراد است؛ حتی کسانی که دیگر حاضر نیستند از رهبری یک تشکیلات تبعیت کنند.</p>
<p>داریوش (یبر) قنواتی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69822">از &#8220;نه به اعدام&#8221; تا تهدید به اعدام اعضای ناراضی در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69822/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تقابل اردوگاهی ها و نفرات تشکیلاتی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 06:01:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اسرای جنگ ایران و عراق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69358</guid>

					<description><![CDATA[<p>من غلامعلی میرزایی در مهر سال 59 بدست نیروهای بعثی اسیر و به مدت 9 سال در اردوگاه های صدام بسر بردم و با این فکر و اندیشه که بتوانم از این اسارت رهایی یابم با وعده و وعید های سازمان مجاهدین که مستمر بر روی ما کار می کردند، به سازمان پیوستم و حدود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358">تقابل اردوگاهی ها و نفرات تشکیلاتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من غلامعلی میرزایی در مهر سال 59 بدست نیروهای بعثی اسیر و به مدت 9 سال در اردوگاه های صدام بسر بردم و با این فکر و اندیشه که بتوانم از این اسارت رهایی یابم با وعده و وعید های سازمان مجاهدین که مستمر بر روی ما کار می کردند، به سازمان پیوستم و حدود 28 سال از ایام زندگانی ام را به نوعی دیگر اسیر فکری و جسمی تشکیلات مجاهدین بودم و این در حالی بود که در اردوگاه های صدام فقط اسیر جسمی بودم و در کنار دیگر اسرا با فکر آزاد و حب وطن بسر میبردم .</p>
<p>نکته ای که باید یادآوری کنم این است که مسعود رجوی قبل از پیوستن ما به تشکیلات در یک نشست با افراد سازمان عنوان کرده بود، این افراد تازه وارد نفرات اردوگاهی هستند و معلوم نیست از چه طبقه ای از جامعه باشند، پس مناسبات قبل را کنار میگذاریم و از این به بعد مناسبات جدید در سازمان اجرا میکنیم. مثلا قبل از پیوستن ما سالن های غذاخوری بصورت همگانی (زن و مرد) بود اما با ورود ما جدا سازی اجرا و مردها مجزا از زنان در سالن ها پذیرایی میشدند و یا از لحاظ تشکیلات ما در رده های پایین بوده و هیچگاه در چارت تشکیلات از فرمانده دسته بالاتر نداشتیم که فقط سرگروه 3 نفر می شدی و یا در هر نشستی ما را راه نمیدادند مانند نشست های لایه بالاتر ما نبودیم و اخبار آن را در نشست های عمومی به اطلاع ما میرساندند .</p>
<p>این تبعیض ها بعضی مواقع موجب درگیری بین اردوگاهی ها و دیگر نفرات سازمان میشد که در یک نشست خود مسعود رجوی عنوان نمود اینها (اردوگاهی ها) لمپن های جامعه بودند که حالا دارند مناسبات ما را خراب میکنند. بعد از این گفته بسیاری از اسیران پیوستی اعتراض نمودند. که بعد از آن رجوی عنوان نمود منظورم آنها نبوده بلکه دعوا کننده ها لمپن می باشند .</p>
<p>کلا این برخورد ها در داخل سازمان معظلی برای تشکیلات بود که این معظل با انقلاب ایدئولوژیک مریم وارد فاز بزرگ تری شد و بسیاری از به اصطلاح اردوگاهی های مخالف و تشکیلات آنها را تحت فشار قرار داد و مراقبت مینمود و کار به جایی رسید که بعضی را بایکوت و در داخل تشکیلات طرد کرد و با این ترفند فشار روحی روانی زیادی به آنان آورد. این بایکوت به لحاظ وسایل یا پوشاک و یا موارد صنفی و یا موضع کاری نیز ادامه داشت و فرد را در تنگنا قرار میدادند. خود من نیز چند مورد طرد تشکیلات شده و بایکوت شدم فقط بخاطر اینکه وارد انقلاب نشده و دستورات روزانه را اجرا نکرده بودم .</p>
<p>این بود شمه ای از رفتار سازمان انقلابی و مدعی جامعه بی طبقه توحیدی برای مردم ایران که با نفرات داخل تشکیلات خودش چه کرد! وای بحال مردم عادی و بقول خودشان افراد طبقات پایین جامعه .</p>
<p>غلامعلی میرزایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358">تقابل اردوگاهی ها و نفرات تشکیلاتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69358/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Aug 2026 07:15:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مقر 49 مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69268</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد ازسرنگونی صدام حسین توسط نیروهای آمریکایی، دولت جدید در عراق روی کار آمد. آمریکایی ها در همه جای عراق حضور نظامی داشتند. از آنجائی که اشرف تسلیم نیروهای آمریکایی و تحت محاصره آنان شد، آنها با تانک هایشان وارد اشرف شدند و با فرماندهان بالای سازمان مذاکره کردند، البته مذاکره نبود بلکه تسلیم بی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268">مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد ازسرنگونی صدام حسین توسط نیروهای آمریکایی، دولت جدید در عراق روی کار آمد. آمریکایی ها در همه جای عراق حضور نظامی داشتند. از آنجائی که اشرف تسلیم نیروهای آمریکایی و تحت محاصره آنان شد، آنها با تانک هایشان وارد اشرف شدند و با فرماندهان بالای سازمان مذاکره کردند، البته مذاکره نبود بلکه تسلیم بی قید و شرط سازمان بود. بعد از آن نیروهایی آمریکایی بلافاصله خلع سلاح را شروع و حفاظت قرارگاه را به عهده گرفتند . نیروهایی آمریکایی در قسمت شمالی قرارگاه اشرف مستقر شدند و روزانه در داخل قرارگاه اشرف گشت و کنترل رفت و آمدها را بدست گرفتند. گاهی اوقات هم سرزده برای کنترل و چک به مقررات مختلف می رفتند. حتی آسایشگاه های زنان را هم سر زده کنترل و بازرسی می کردند. در آن شرایط مسئولین سازمان جرات اعتراض هم نداشتند و به شدت از آمریکایی ها می ترسیدند. سازمان برای این که دل آمریکایی ها را بدست بیاورد فرماندهان و افسران آمریکایی را به صرف شام یا نهار در داخل قرارگاه دعوت میکردند و پذیرایی گرمی از آنها بعمل می آوردند. از این نقطه به بعد سازمان تبدیل شده بود به آلت دست آمریکایی ها.</p>
<p>رجوی هدفش این بود که به جای صدام، خودش را به آمریکائیها وصل کند و به همین دلیل بیدریغ به آمریکایی ها خدمت کرد و سعی نمود اطلاعاتی هم در داخل عراق به آنها بدهد.<br />
بعد از گذشت 4 الی 5 سال اشغال آمریکا در عراق و حضور در قرارگاه اشرف ، نیروهای آمریکایی قرار شد کنترل قراگاه اشرف را تحویل دولت عراق بدهند و طبق توافق فی ما بین، قرار بر این شد که آمریکا نیروهای خودش را در عراق کم کند و روز 5 مرداد تلویزیون العراقیه خبری را پخش کرد که طبق توافق طرفین ، منبعد مسئولیت قرارگاه اشرف را نیروهای عراقی عهده دار می شوند. علی دباغ سخنگوی رسمی دولت عراق خاطر نشان کرد دولت به برخورد انسانی با افراد موجود در قرارگاه اشرف بر اساس آنچه که قوانین بین المللی تعیین شده است ملتزم است تا زمانی که قوانین جاری عراق رعایت شود. دولت اقدام به کوچ دادن هیچ یک از آنها یا اخراج اجباری آنان از عراق نمی کند .</p>
<p>از وقتی مسئولیت قرارگاه اشرف بر عهده عراقی ها شد کشمکش سازمان با دولت عراق بالا گرفت. عراقی ها می گفتند ما باید مانند آمریکایی ها داخل قرارگاه اشرف شویم و کنترل قرارگاه را در دست بگیریم. در واقع قصد آنها ایجاد یک ایستگاه در داخل قرارگاه اشرف بود تا کنترل قرارگاه را بدست بگیرند. اما سازمان به خواسته عراقی ها تن نداد و قبول نداشتند آنان کنترل قرارگاه را بدست بگیرند. در حالی که با حضور نیروهای آمریکایی هیچ مخالفتی نداشتند. مسئولین عراقی چندین بار درخواست مذاکره کردند اما مسئولین سازمان زیر بار نمی رفتند. آنان نمی خواستند قوانین عراق را به رسمیت بشناسند و تابع قوانین عراق جدید باشند و بطور مداوم سنگ اندازی می کردند. در نهایت مذاکره به نتیجه نرسید و دولت عراق به زور متوسل شد. رجوی که فرصت را مناسب می دید به نیروهایش دستور داد با دست خالی در مقابل نظامیان عراقی مقاومت کنند و این گونه درگیری 6 و 7 مرداد در اشرف رخ داد .</p>
<p>رجوی همواره به ما پیام می داد و می گفت باید در مقابل نیروهای عراقی مقاومت کنیم و شعار بیا بیا را سر می داد. بیا بیا رجوی منظور نیروهای عراقی بودند و رجز خوانی می کرد. در حالی که خودش را در سنگرهای بتونی و ضد بمب پنهان کرده بود، طبق معمول بایستی نیروهایش کشته می شدند. تا خودش در امان باقی بماند. وقتی نیروهای عراقی وارد قراگاه اشرف شدند، مسئولین سازمان به ما گفتند نباید اجازه بدهیم حتی پای یک سرباز عراقی به داخل کمپ اشرف باز شود و می گفتند حفاظت از اشرف مخصوصاً مقر 49 برای تک تک مجاهدین اصل است و ورود نیروهای عراقی به این مقر مرز سرخ مجاهدین محسوب می شود. این مقر همان جائی بود که رجوی در آنجا مستقر بود. آن موقع که ما در قرارگاه اشرف بودیم خبر نداشتیم رجوی در آن محل استقرار دارد، بعدها فهمیدیم .</p>
<p>نظامیان عراقی در نهایت از درب شمالی کمپ اشرف وارد قرارگاه اشرف شدند و نیروهای سازمان به دستور رجوی با آنها درگیر شدند. رجوی همواره پیام می داد عقب نشینی نکنید. در نتیجه این درگیری نیروهای سازمان حدود 12 نفر کشته و 36 نفر زخمی به جای گذاشت. رجوی با لجاجت و مقاومت هیچ و پوچ تعدادی را به کشتن داد و تعداد زیادی هم زخمی شدند تا بدین وسیله در نزد مجامع بین المللی مظلوم نمایی کند. او فکر می کرد با به کشتن دادن نیروهایش می تواند در اشرف باقی بماند. اما بعد از چند سال شاهد خروج خفت بارش از اشرف بودیم در حالی که نیازی به این کار نبود و رجوی مسئول مرگ افرادی بود که در 6 و 7 مرداد جانشان را از دست دادند .</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268">مسبب درگیری های 6 و 7 مرداد سال 88 در قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69268/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تناقض گفتار و رفتار، در سازمان تروریستی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69177</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69177?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Jul 2026 07:42:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69177</guid>

					<description><![CDATA[<p>در همه جای دنیا این دوگانگی در بیان و اقدام حکمرانان و حتی مردم عادی وجود دارد، اما نه باندازه ای که در سازمان مجاهدین خلق می باشد. روز اول مدام تکرار می کردند که سردر پادگان اشرف ، زده شده است که : &#8221; صداقت و فدا&#8221;! اما من هرگز در عمل ، طی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69177">تناقض گفتار و رفتار، در سازمان تروریستی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در همه جای دنیا این دوگانگی در بیان و اقدام حکمرانان و حتی مردم عادی وجود دارد، اما نه باندازه ای که در سازمان مجاهدین خلق می باشد. روز اول مدام تکرار می کردند که سردر پادگان اشرف ، زده شده است که : &#8221; صداقت و فدا&#8221;!</p>
<p>اما من هرگز در عمل ، طی 10 سالی که در مجاهدین بطور شبانه روز حضور اجباری داشتم، ذره ای صداقت و فدا ندیدم ، در اعضای سازمان کمابیش وجود داشت، اما در مسئولین سازمان هرگز!</p>
<p>بطور مثال چون حضور من در پذیرش مصادف بود با ورود میلیشاهای سازمان از اروپا و بطور خاص محمد رجوی ، پسر رهبر سازمان و دیگران. تبیعض در بین ما ( داوطلبینی که از ایران آمده بودیم) و آنها( بچه های سازمان که از اروپا آمده بودند) بسیار زیاد بود، حتی پروسه هایمان نیز فرق می کرد، خیلی زود برای آنها مرکزی تاسیس کردند و مرکز 13 برای آنها با امکانات ویژه و غذاهای ویژه و &#8230; راه اندازی شد. گویی کسانی که از ایران آمده بودند همه به نوعی دشمن سازمان محسوب می شدند و از جنس سازمان نبودند.</p>
<p>سازمانی که ادعا می کرد مناسباتش الگو گرفته شده از &#8220;جامعه بی طبقه توحیدی&#8221; می باشد ، برج های چند ده طبقه آنچنانی داشت در کنار حلبی آباد های متعدد. همه چیز برای همه متفاوت بود، برای ما زندان و انفرادی و شکنجه وجود داشت و برای آنها هدیه های گرانبهای رهبری و مسئولین. آنها عزیز کرده بودند و ما را با مشت و سیلی و زندان و شکنجه و سلول انفرادی پذیرائی می کردند.</p>
<p>برای آنها ذره ای دوگانگی ما اصلا مورد قبول نبود، باید جواب پس می دادیم و بعنوان عنصر وزارت اطلاعات بازجوئی می شدیم ، اما هر گونه رفتار ناشایست آنها (خودی ها) با یک گزارش نویسی ، خطائی جزئی تلقی می شد و بخشش و باز هم پیش پیش &#8230;<br />
خودشان با ما هر طور می خواستند رفتار می کردند، اما امروز می بینیم که به محکومیت کسانی که سلاح برداشتند و با حکومت در داخل ایران جنگیدند و یکی دو سال زندان گرفتند ، خرده می گیرند که آی و وای که حقوق بشر در ایران نقض شد، حقوق انسانی پایمال شد! که اساسا در هر کشوری سلاح به دست گرفتن و مراکز حکومتی را آتش زدن ، البته که جرمی نابخشودنی است و مجازات خواهد داشت. یا کشتن یک نفر ، البته که قصاص دارد، اما در منطق آنها ، ابدا اینطور نیست و حکومت ایران حق ندارد با فعل های خشن برخی مخالفان ، برخورد قضائی داشته باشد.</p>
<p>در منطق مسعود رجوی، او خدای مطلق است، وحی منزل است، کلام مسعود از سوی خداوند است و توسط فرشته وحی بر او نازل شده است و گاهی اوقات هم او خدای خدایان است!</p>
<p>اگر اغراق نکنم این دوگانگی محض رهبری که در ذهن خودش هم این توهم را ایجاد کرده است که تمام دروغ هایش ، راست است. در درجات کمتر در اعضای سازمان هم نمود دیگری دارد، همه دارای دو دستگاه فکری در درون و بیرون خود هستند، همه دوگانه هستند، دوگانگی رهبران، به اعضای زیر دستی هم سرایت کرده و همه دوزیست هستند، اعضای سازمان در مناسبات روزانه و نشست های جمعی ، یک شخصیت دارند، اما در خلوت یک شخصیت مخالف با رهبری سازمان دارند. همه می دانند که سالهاست سرکار هستند و مدام در حال عقب گرد می باشند، اما در نشست های سیاسی هفتگی ، مدعی هستند که در نوک قله هستند و به سرنگونی رسیدند، در هر نشست سیاسی هم بارها ، رژیم و حکومت ایران را سرنگون می کنند و باز هم روز از نو و روزی از نو&#8230;</p>
<p>مخلص کلام اینکه ، از قدیم هم گفتند که :<br />
هر چیزی را که برای خودت می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند &#8230;</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69177">تناقض گفتار و رفتار، در سازمان تروریستی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69177/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندانهای مجاهدین با تمام دنیا تفاوت دارد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69152</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69152?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Jul 2026 08:20:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69152</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تمام دنیا اگر از جانب فردی یا گروهی جرمی صورت گیرد، سپس در دادگاهی با حضور وکیل مدافع محاکمه شده و در نهایت طبق قانون حد معین گردد، در نهایت مجرم زندانی می شود. اما در تشکیلات رجوی بر خلاف قانونمندیهای دنیا افراد را بدون این که جرمی مرتکب گردد، بازداشت و زندانی می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69152">زندانهای مجاهدین با تمام دنیا تفاوت دارد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تمام دنیا اگر از جانب فردی یا گروهی جرمی صورت گیرد، سپس در دادگاهی با حضور وکیل مدافع محاکمه شده و در نهایت طبق قانون حد معین گردد، در نهایت مجرم زندانی می شود. اما در تشکیلات رجوی بر خلاف قانونمندیهای دنیا افراد را بدون این که جرمی مرتکب گردد، بازداشت و زندانی می کنند! سئوال این است به چه جرمی زندانی می شود؟ به جرم قبول نداشتن بندهای انقلاب درونی سازمان مجاهدین خلق، به جرم انتقاد به رهبری سازمان، بالاترین جرم جدا شدن از سازمان و ادامه ندادن به مبارزه است. به همین دلیل در زندان های رجوی تعدادی را کشتند و سر به نیست کردند و همچنین تعداد بسیار زیادی را به عراقی ها تحویل دادند تا در زندان ابوغریب به مدت بیشتر از 8 سال زندانی شوند و نهایتا معلوم نبود از آن زندان مخوف جان سالم در می برند یا نه !</p>
<p>در تمام دنیا زندانی می تواند با خانواده خودش و با دوستان و اقوام خودش ملاقات کند اما در زندان رجوی مطلقاً زندانی نمی تواند با دوستان خودش ملاقات کند و ملاقات ممنوع است. اگر کسی در داخل تشکیلات درخواست ملاقات با زندانی را بدهد آن نفر را هم زیر سئوال می برند و می گویند پس شما هم با زندانی هم فکر هستید و مسئولین سازمان کاری می کنند تا آن فرد از کرده خودش پشیمان شود. این نکته را هم اضافه کنم که در داخل تشکیلات رجوی حتی به خانواده هایی که برای دیدار عزیزانشان به عراق می آمدند، اجازه ملاقات نمی داد!</p>
<p>در تمام دنیا، در صورت لزوم به زندانی مرخصی می دهند. اما در تشکیلات رجوی فردی را که می خواهند زندانی کنند به گونه ای این کار را انجام می دهند که بقیه اعضای سازمان از زندانی شدن آن فرد خبردار نشوند و در واقع با مخفی کاری تمام افراد را در تشکیلات زندانی می کردند به این دلیل که فضای اعتراضی به دیگران منتقل نشود و بقیه اعضای سازمان یاد نگیرند که رهبری سازمان را به باد انتقاد بگیرند. چرا که مسئولین سازمان همواره در نشست ها می گفتند رجوی با شما خیلی فرق دارد. او در جایگاهی است که حداقل 20 سال جلوتر را می خواند در نتیجه چنین فردی هرگز اشتباه نمی کند !</p>
<p>در تمام دنیا افراد می توانند با خارج زندان تماس داشته باشند و حتی بارها خود سازمان مجاهدین به این موضوع اذعان داشتند که مثلا فلان زندانی از داخل زندان ایران نامه داده است، اما این کار آنها هم فقط در جهت منافع خودشان است و به هر نوعی می خواهند که از فردی که در زندان است سوء استفاده کنند و مقاصد خود را پیش ببرند.</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69152">زندانهای مجاهدین با تمام دنیا تفاوت دارد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69152/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شکنجه سیستماتیک و کشتار در کمپ اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69004</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69004?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jun 2026 07:12:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[جدا شده های مجاهدین از اوج خشونت می گویند]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69004</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه اتهامات مربوط به شکنجه و قتل در سازمان مجاهدین خلق، به‌ویژه در دوران موسوم به &#8220;چک امنیتی&#8221; در قرارگاه اشرف در سال 1373، موضوعی پیچیده و مناقشه‌برانگیز است. برای بررسی دقیق این موضوع، نیاز به تحقیق گسترده و بی‌طرفانه با در نظر گرفتن منابع مختلف است. &#8220;چک امنیتی&#8221; اصطلاحی است که جداشدگان از سازمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69004">شکنجه سیستماتیک و کشتار در کمپ اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>مقدمه</h3>
<p>اتهامات مربوط به شکنجه و قتل در سازمان مجاهدین خلق، به‌ویژه در دوران موسوم به &#8220;چک امنیتی&#8221; در قرارگاه اشرف در سال 1373، موضوعی پیچیده و مناقشه‌برانگیز است. برای بررسی دقیق این موضوع، نیاز به تحقیق گسترده و بی‌طرفانه با در نظر گرفتن منابع مختلف است.</p>
<p>&#8220;چک امنیتی&#8221; اصطلاحی است که جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق برای توصیف دوره‌ای از تصفیه داخلی در این سازمان به کار می‌برند.</p>
<p>در ربطه با این رویداد، مقاله‌ای تحقیقی درباره ادعاهای مربوط به شکنجه سیستماتیک و کشتار اعضای خواهان جدایی و یا منتقد در سازمان مجاهدین خلق (به‌ویژه در قرارگاه اشرف در سال ۱۳۷۳، در دوران موسوم به &#8220;چک امنیتی&#8221;) ارائه می‌شود. این مقاله بر اساس اطلاعات موجود از منابع مختلف، از جمله گزارش‌های خبرنگاران و نهادهای بین المللی حقوق بشری، خاطرات جداشدگان و تحلیل‌های مستقل تدوین شده است. هدف این تحقیق، بررسی این موضوع با رویکردی بی‌طرفانه و مبتنی بر شواهد است، بدون جانبداری از هر یک از طرف‌های درگیر.</p>
<h3>دوران موسوم به چک امنیتی</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق ایران از زمان تأسیس در دهه ۱۳۴۰ به‌عنوان یک گروه سیاسی-نظامی با هدف مبارزه با رژیم پهلوی و سپس جمهوری اسلامی شناخته شده است. پس از انتقال پایگاه اصلی این سازمان به عراق در سال ۱۳۶۵ و استقرار در قرارگاه اشرف، این گروه وارد فاز جدیدی از فعالیت‌های خود شد. با این حال، گزارش‌ها و روایت‌هایی از جداشدگان این سازمان، به‌ویژه در دهه ۱۳۷۰، ادعاهایی جدی درباره نقض حقوق بشر، شکنجه سیستماتیک، و حتی کشتار اعضای منتقد یا خواستار جدایی مطرح کرده‌اند. یکی از دوره‌های کلیدی که این اتهامات به آن اشاره دارد، سال ۱۳۷۳ و رویدادهایی است که تحت عنوان &#8220;چک امنیتی&#8221; در قرارگاه اشرف رخ داده است. این مقاله به بررسی این ادعاها، شواهد موجود، و تحلیل زمینه‌های تاریخی و سازمانی آن می‌پردازد.</p>
<h3>زمینه تاریخی</h3>
<p>قرارگاه اشرف، واقع در استان دیاله عراق، پس از توافق مسعود رجوی (رهبر سازمان) با صدام حسین در سال ۱۳۶۵ به‌عنوان پایگاه اصلی مجاهدین تأسیس شد. این قرارگاه به‌تدریج به یک شهر کوچک با حدود ۳۲۰۰ نفر جمعیت تبدیل شد و به‌عنوان مرکز عملیات نظامی و تشکیلاتی سازمان عمل می‌کرد. در اوایل دهه ۱۳۷۰، پس از شکست عملیات &#8220;فروغ جاویدان&#8221; (۱۳۶۷) و تضعیف موقعیت سازمان در داخل ایران، مجاهدین با چالش‌های داخلی فزاینده‌ای مواجه شدند. بسیاری از اعضا، به‌دلیل شرایط سخت زندگی در قرارگاه، فشارهای روانی و ناامیدی از اهداف اعلام‌شده سازمان، خواستار جدایی شدند.</p>
<p>دوران &#8220;چک امنیتی&#8221; در سال ۱۳۷۳ به‌عنوان یک عملیات داخلی برای شناسایی و سرکوب افرادی توصیف می‌شود که به گفته رهبری سازمان، &#8220;نفوذی رژیم ایران&#8221; بودند یا قصد جدایی داشتند. جداشدگان ادعا می‌کنند که این دوره با بازداشت گسترده، بازجویی‌های خشن و شکنجه همراه بود و در مواردی به مرگ برخی اعضا منجر شد.</p>
<h3>روایت‌ها و افشاگری جداشدگان، شکنجه و کشتار</h3>
<p>روایت‌های متعددی از جداشدگان سازمان وجود دارد که مدعی شکنجه سیستماتیک در این دوره هستند. این روایت‌ها با گزارش دیده بان حقوق بشر درباره استفاده سیستماتیک از شکنجه برای سرکوب افرادی که درخواست جدایی از سازمان را داشتند هم‌خوانی دارد به‌عنوان مثال:</p>
<p>منصور تنهایی، عضو با سابقه مجاهدین خلق در مصاحبه با سایت نیم نگاه در فروردین سال 1396 می گوید:<br />
&#8220;در دوران موسوم به چک امنیتی در سال ۷۳ ، جلیل بزرگمهر یکی از همرزمان و دوست صمیمی ام جزء دستگیرشدگان بود متاسفانه او زیر شکنجه بازجویان رجوی جان خود را از دست داد. جلیل اهل کرمانشاه بود و ۲۵ سال داشت که به علت فقر مالی و وضعیت نابهنجار خانوادگی و نداشتن پدر و مادر به اتفاق برادر کوچکترش خلیل و خواهرش در سال ۷۰ ، به امید زندگی بهتر اغفال شده و به تور تشکیلات رجوی افتادند. من و جلیل در یگان توپخانه در مرکز ۳۵ با هم کار می کردیم. در جریان دستگیریهای سال ۷۳ ، جلیل و برادرش خلیل نیز به اتفاق پرویز احمدی ، قربانعلی ترابی و شهاب اختیاری در زندان قرارگاه اشرف در یک سلول زندانی بودند. جلیل به دلیل اینکه در بازجویی به دروغ اعتراف نکرد که نفوذی است حین شکنجه بازجوهای سازمان مجاهدین کشته شد. من و جلیل در یگان توپخانه در مرکز ۳۵ با هم کار می کردیم.<br />
سعید باقری دربندی، عضو پیشین مجاهدین، در خاطرات خود شرح می‌دهد که در سال ۱۳۷۳ به دلیل ابراز تمایل به جدایی، به همراه حدود 300 الی 500 نفر دیگر بازداشت شد و سه ماه در زندان اشرف محبوس بود. او از شرایط غیرانسانی زندان‌های داخل قرارگاه، از جمله نبود تهویه، ضرب و شتم با مشت و لگد، و فشار برای اعتراف به &#8220;جاسوسی&#8221; سخن گفته است.&#8221;</p>
<p>محمود آسمان پناه، یکی دیگر از جداشدگان، توضیح می دهد که پس از انقلاب ایدئولوژیک، سازمان که دیگر شکل تشکیلاتی نداشت و فرقه ای تمام عیار بود نیاز به تصفیه درونی داشت. بنابراین بهانه ای برای اعمال فشار بر افرادی که به نوعی ساز مخالف می زدند تراشیده شد و آن”چک امنیتی” بود. من نیز از افرادی بودم که در چک امنیتی فراخوانده شدم. این گونه بود که فرد را به تنهایی برای شرکت در عملیاتی محرمانه از داخل یگان فرا می خواندند. اما به جای ماموریت، جلسات بازجویی و شکنجه در انتظار وی بود. شکنجه ها انواع مختلفی داشت.</p>
<p>شکنجه های سبک مانند حبس کردن در کانکس های تنگ و تاریک و شکنجه های سنگین مانند کتک زدن با کابل و … از این طریق فرد را مجبور به اعتراف می کردند و از او فیلم تهیه می کردند و او مجبور بود به جرم های نکرده مانند توطئه ترور مسعود رجوی، انحرافات اخلاقی و جنسی و جاسوسی برای سپاه و اطلاعات ایران اعتراف کند. این فیلم ها دو کاربرد مهم داشتند: اول اینکه ابزار مهمی بودند برای تحت فشار قرار دادن فرد، به اینگونه که در صورت کوچکترین نافرمانی و مخالفتی تهدید به انتشار فیلم می توانست فرد را بر سرجایش بنشاند. زیرا در صورت انتشار فیلم در قرارگاه معلوم نبود چه بلایی بر سرش می آمد و دوم اگر آن فرد به هر علتی می توانست از سازمان جدا شود با پخش آن فیلم برای افراد سازمان اینطور وانمود می شد که فرد خودش دارای مشکلات گوناگون بوده و از سازمان رفته است. اگر فردی از تمام این شکنجه ها و فشار های روحی و روانی جان سالم به در می برد و بازهم ساز مخالف می زد به استخبارات عراق تحویل داده می شد تا در زندان های مخوف رژیم بعث عراق حالش جا بیاید.</p>
<p>گزارش‌های دیگر از مرگ افرادی مانند پرویز احمدی، قربانعلی ترابی و نسرین احمدی در زندان‌های اشرف حکایت دارند که گفته می‌شود بر اثر شکنجه جان باختند.</p>
<p>این روایت‌ها حاکی از آن است که سازمان از روش‌های خشونت‌آمیز برای حفظ انسجام درونی و جلوگیری از فرار اعضا استفاده می‌کرد. زنان نیز از این اقدامات مستثنی نبودند؛ برخی جداشدگان از شکنجه زنان منتقد، از جمله طوبی بزرگمهر، سخن گفته‌اند که برادرش نیز در زندان‌های سازمان کشته شده بود.</p>
<h3>گزارش‌های نهادهای بین المللی حقوق بشری</h3>
<p>یکی از منابع معتبر در این زمینه، گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر Human Rights Watch در سال ۲۰۰۵ با عنوان &#8220;خروج ممنوع&#8221; است. این گزارش، بر اساس مصاحبه با ۱۲ نفر از جداشدگان سازمان تهیه شده است و تأیید می‌کند که در دهه ۱۹۹۰ (میلادی)، به‌ویژه در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴)، سازمان مجاهدین افرادی را که خواستار جدایی بودند، در زندان‌های داخلی محبوس کرده و تحت شکنجه قرار داده است. روش‌های شکنجه شامل ضرب و شتم با مشت و لگد، محرومیت از خواب، حبس انفرادی طولانی‌مدت (گاه تا چند ماه)، و فشار روانی برای اعتراف به اتهامات ساختگی بود. گزارش دقیقاً تعداد کل زندانیان را مشخص نمی‌کند، اما اشاره دارد که در سال ۱۳۷۳، به‌ویژه در جریان &#8220;چک امنیتی&#8221;، صدها نفر (حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر بر اساس روایت‌های جداشدگان) بازداشت شدند.</p>
<p>دیده بان حقوق بشر مرگ پرویز احمدی و قربانعلی ترابی را به‌عنوان موارد مستند ذکر کرده و تاکید دارد که برخی از این افراد پس از شکنجه به نیروهای عراقی تحویل داده شدند که سرنوشتشان نامعلوم باقی ماند.</p>
<p>این گزارش همچنین به ساختار فرقه گرایانه، سلسله‌مراتبی و کنترل شدید سازمان بر کادرهای تشکیلاتی اشاره دارد که در آن، انتقاد یا تمایل به خروج به‌عنوان خیانت تلقی می‌شد و با مجازات‌های شدید پاسخ داده می‌شد. این ساختار، اعضای سازمان را از ارتباط با دنیای خارج محروم کرده و آن‌ها را در انزوا نگه می‌داشت. اگرچه این گزارش به‌طور خاص تعداد کشته‌شدگان را مشخص نمی‌کند، اما وجود شکنجه سیستماتیک را تأیید می‌کند.</p>
<p>جو استورک، مدیر وقت بخش خاورمیانه دیدبان حقوق بشر، در مصاحبه‌ای با رادیو فردا در سال ۲۰۰۵ اعلام کرد که سازمان مجاهدین نتوانست هیچ مدرک معتبری برای رد ادعاهای مطرح‌شده در گزارش ارائه دهد و تلاش کرد شاهدان را به‌عنوان &#8220;عوامل رژیم ایران&#8221; بی‌اعتبار کند. او این واکنش را نشانه ضعف دفاعی سازمان دانست.</p>
<p>روایت‌های جداشدگان، مانند سعید باقری دربندی ساکن ایران و نادر نادری دو عضو با سابقه مجاهدین خلق، با گزارش دیدبان حقوق بشر هم‌خوانی دارد و جزئیاتی مانند نام زندان‌ها مثل &#8220;زندان مهمان‌سرا&#8221; و روش‌های خاص شکنجه (مانند آویزان کردن از سقف) را اضافه می‌کند.</p>
<h3>گزارش‌های دیگر و تحلیل‌های تکمیلی</h3>
<p>سازمان ملل متحد</p>
<p>اگرچه گزارش مستقیمی از سوی سازمان ملل درباره وقایع سال ۱۳۷۳ در اشرف منتشر نشده، اما ناظران سازمان ملل مواردی از نقض حقوق بشر را تأیید کرده‌اند که نشان‌دهنده الگویی از خشونت در این مکان است.</p>
<p>تحقیقات رسانه‌ای</p>
<p>روزنامه‌نگارانی مانند الیزابت روبین از نیویورک تایمز که در سال ۲۰۰۳ از اشرف بازدید کرده بود، آن را به یک فرقه تشبیه کرده و از کنترل شدید اعضا و انزوای آن‌ها از دنیای خارج سخن گفته است. این مشاهدات با گزارش‌های حقوق بشری درباره محدودیت آزادی اعضا هم‌سو است.<br />
ماریا موریگی یکی از خبرنگاران نشریه سیاسی فرهنگی ایتالیایی مارکس 21در گزارشی در مهر ماه سال 1401 می نویسد:<br />
امروز مجاهدین خلق علناً ارزش‌های سکولاریسم و دموکراسی را در ایران تبلیغ می‌کنند، با افتخار فلسفه طرفداری از اقتصاد آزاد را به نمایش می‌گذارند، رهایی زنان را موعظه می‌کنند. اما با توجه به اینکه اعضای گروه در کمپ اشرف 3 در آلبانی به روزنامه، رادیو یا تلویزیون دسترسی ندارند و هیچ کس نمی تواند رهبر را مورد انتقاد قرار دهد، در درون خود حقیقت متناقضی را پنهان می کنند. آنها همچنین قصد سرنگونی رژیم ایران و ایجاد دولتی به ریاست مریم رجوی را دارند که قبلاً توسط آنها به عنوان رئیس جمهور آینده منصوب شده است. اعضا به طور دوره‌ای تحت جلسات خودانتقادی قرار می‌گیرند که در آن‌ها اعترافات آنان به رفتار خلاف قوانین گروه فیلمبرداری می‌شود (فیلم‌ها بعداً می‌توانند علیه آنها استفاده شوند). سازمان‌های حقوق بشر به طور گسترده تخلفات درون این گروه را مستند کرده‌اند، و خود مردم ایران هیچ مشروعیتی را در آنان به رسمیت نمی‌شناسند، در واقع خصومت عمیقی در میان ملت ایران با مجاهدین خلق برای حمایت از صدام در طول جنگ ایران و عراق وجود دارد. با حجاب یا بی حجاب، برای ایرانیان سخت است تا رد خون به جا مانده از مجاهدین خلق را فراموش کنند.</p>
<h3>محدودیت‌ها و چالش‌های تحقیق</h3>
<p>عدم دسترسی مستقل: به دلیل ماهیت بسته سازمان و شرایط جنگی عراق در دهه ۱۹۹۰، دسترسی مستقل به قرارگاه اشرف برای نهادهای حقوق بشری دشوار بود. این امر تأیید دقیق‌تر تعداد قربانیان یا گستردگی شکنجه‌ها را محدود کرده است.</p>
<h3>پاسخ سازمان مجاهدین خلق</h3>
<p>سازمان مجاهدین این اتهامات را به‌طور مداوم رد کرده و آن‌ها را &#8220;پروپاگاندای رژیم ایران&#8221; برای بدنام کردن سازمان توصیف کرده است. رهبری مجاهدین مدعی است که جداشدگان یا تحت فشار رژیم ایران سخن می‌گویند یا به دلیل مشکلات شخصی از سازمان جدا شده‌اند و روایت‌هایشان غیرقابل اعتماد است. با این حال، هیچ مدرک معتبری برای اثبات این ادعاها ارائه نشده است.</p>
<h3>تحلیل و بررسی شواهد</h3>
<p>برای ارزیابی این ادعاها، باید چند جنبه را در نظر گرفت:<br />
شواهد مستند: گزارش دیدبان حقوق بشر و روایت‌های متعدد جداشدگان، هم‌خوانی قابل‌توجهی در توصیف شکنجه و شرایط زندان‌ها دارند. نام‌های مشخص (مانند احمدی و ترابی) و جزئیات مشابه در خاطرات، اعتبار این روایت‌ها را افزایش می‌دهد.<br />
زمینه سازمانی: در سال ۱۳۷۳، سازمان در موقعیت ضعف قرار داشت. شکست‌های نظامی، انزوای بین‌المللی، و وابستگی به صدام حسین، فشارهای داخلی را تشدید کرده بود. این شرایط می‌توانست رهبری را به استفاده از روش‌های سخت‌گیرانه برای کنترل اعضا سوق دهد.</p>
<h3>نتیجه‌گیری</h3>
<p>با توجه به شواهد موجود، در سال ۱۳۷۳ در قرارگاه اشرف، نوعی عملیات سرکوب داخلی تحت عنوان &#8220;چک امنیتی&#8221; رخ داده که شامل بازداشت، بازجویی خشن، و شکنجه اعضایی بوده که خواستار جدایی یا منتقد سیاست‌های سازمان بودند. گزارش‌های خبرنگاران و نهادهای بین المللی حقوق بشری و خاطرات جداشدگان، وجود شکنجه سیستماتیک را تأیید می‌کنند، و مرگ دست‌کم دو نفر (پرویز احمدی و قربانعلی ترابی) به‌عنوان نتیجه این اقدامات مستند شده است. با این حال، تعداد دقیق کشته‌شدگان و گستردگی این اقدامات به دلیل محدودیت های شدید و همه جانبه و فضای اختناق آمیز در مناسبات درون تشکیلاتی مجاهدین خلق همچنان مبهم است.<br />
اما موارد مستند مرگ (مانند احمدی و ترابی) و الگوی سرکوب نشان‌دهنده نقض جدی حقوق بشر است. این یافته‌ها با ادعاهای سازمان مجاهدین مبنی بر دفاع از آزادی و دموکراسی و رفتار آن‌ها با اعضای تشکیلات در تضاد است و پرسش‌هایی درباره مشروعیت اخلاقی آن مطرح می‌کند.<br />
بی شک شواهد موجود به اندازه کافی جدی هستند که نیاز به تحقیقات مستقل و گسترده‌تر را برجسته می‌کنند. برای تحقیقات جامع‌تر، نیاز به دسترسی به اسناد داخلی سازمان، شهادت‌های بیشتر، و بررسی بی‌طرفانه‌تر است که با توجه به وضعیت کنونی سازمان در آلبانی و انزوای آن، همچنان چالش‌برانگیز باقی مانده است.<br />
در نهایت، تاریخ قرارگاه اشرف و رویدادهای سال ۱۳۷۳ بخشی از کارنامه پیچیده و بحث‌برانگیز سازمان مجاهدین خلق باقی خواهد ماند که نیازمند بررسی بیشتر از سوی پژوهشگران و نهادهای بی‌طرف بین المللی است.<br />
این مقاله تلاش کرد با تکیه بر منابع موجود و بدون تعصب، تصویری روشن از موضوع ارائه دهد.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69004">شکنجه سیستماتیک و کشتار در کمپ اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69004/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 09:00:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68881</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعلام خبر درگذشت یزدان تیموریان، ۷۴ ساله و اهل ورامین، در تاریخ ۲۵ خردادماه بار دیگر توجه افکار عمومی و نهادهای مدافع حقوق بشر را به وضعیت ساکنان اردوگاه مانز در آلبانی جلب کرده است. بر اساس اطلاعیه منتشرشده، وی بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داده است. این سومین مورد فوت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881">پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعلام خبر درگذشت یزدان تیموریان، ۷۴ ساله و اهل ورامین، در تاریخ ۲۵ خردادماه بار دیگر توجه افکار عمومی و نهادهای مدافع حقوق بشر را به وضعیت ساکنان اردوگاه مانز در آلبانی جلب کرده است. بر اساس اطلاعیه منتشرشده، وی بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داده است.</p>
<p>این سومین مورد فوت گزارش‌شده در میان ساکنان اردوگاه مانز از آغاز سال ۱۴۰۵ به شمار می‌رود. پیش از این نیز کبری مختار، ۷۰ ساله اهل تهران، در سوم فروردین‌ماه و فرهاد دورودیان، ۷۱ ساله اهل تهران، در ششم اردیبهشت‌ماه جان باخته بودند. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۴ نیز دست‌کم ۱۱ مورد مرگ ناشی از بیماری‌های صعب‌العلاج، از جمله سرطان، در این اردوگاه ثبت شده است.</p>
<p>اگرچه مرگ افراد سالخورده یا مبتلا به بیماری‌های مزمن امری غیرمعمول نیست، اما آنچه نگرانی‌های جدی حقوق بشری را برمی‌انگیزد، شرایط زندگی و میزان دسترسی ساکنان این اردوگاه به حقوق بنیادین انسانی است. پرسش اصلی این است که آیا افراد ساکن در این مجموعه از حق ارتباط آزاد با خانواده، دسترسی مستقل به خدمات درمانی، آزادی رفت‌وآمد و امکان تصمیم‌گیری آزادانه درباره سرنوشت خود برخوردار هستند یا خیر.</p>
<p>اردوگاه مانز که در حومه تیرانا، پایتخت آلبانی قرار دارد، پس از انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق به این کشور ایجاد شد. طی سال‌های گذشته خانواده‌های بسیاری از اعضای ساکن این اردوگاه بارها خواستار برقراری تماس تلفنی، مکاتبه یا ملاقات حضوری با بستگان خود شده‌اند. با این حال، منتقدان و خانواده‌ها مدعی‌اند که این ارتباطات با محدودیت‌های گسترده مواجه بوده و بسیاری از ساکنان عملاً از ارتباط مستقیم و آزاد با نزدیکان خود محروم هستند.</p>
<p>از منظر حقوق بشر، حق برخورداری از زندگی خانوادگی یکی از حقوق شناخته‌شده در اسناد بین‌المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است. محروم کردن افراد از تماس با خانواده، در صورتی که بدون رضایت آزادانه آنان و خارج از چارچوب‌های قانونی صورت گیرد، می‌تواند موضوع نگرانی جدی نهادهای حقوق بشری باشد. همچنین حق دسترسی به مراقبت‌های درمانی مناسب، حق برخورداری از کرامت انسانی و حق انتخاب آزادانه محل زندگی و رفت‌وآمد از دیگر اصول بنیادینی هستند که باید درباره وضعیت ساکنان چنین اردوگاه‌هایی مورد بررسی مستقل قرار گیرند.</p>
<p>افزایش شمار مرگ‌ومیرها در میان ساکنان سالخورده اردوگاه مانز، صرف‌نظر از علت مستقیم هر مورد، ضرورت انجام تحقیقات شفاف و بی‌طرفانه را بیش از پیش آشکار می‌سازد. افکار عمومی، خانواده‌های ساکنان و مدافعان حقوق بشر حق دارند بدانند که وضعیت سلامت، شرایط نگهداری، امکانات درمانی و میزان آزادی فردی افراد حاضر در این اردوگاه چگونه است و آیا استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر در مورد آنان رعایت می‌شود یا خیر.</p>
<p>بنابراین مرگ یزدان تیموریان، همانند دیگر موارد مشابه، تنها یک آمار یا خبر کوتاه نیست؛ بلکه یادآور مسئولیتی است که جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری، دولت آلبانی و تمامی طرف‌های ذی‌ربط در قبال حفظ کرامت انسانی و حقوق بنیادین ساکنان این اردوگاه بر عهده دارند. شفافیت، نظارت مستقل و تضمین حقوق انسانی، حداقل انتظاری است که در قبال این افراد باید محقق شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881">پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 11:04:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68829</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمود آسمان پناه در قسمت قبل خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد. آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: تا این که بعد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829">سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمود آسمان پناه در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68800">قسمت قبل</a> خاطراتش از جوانی کرمانی که ساکن آلمان بوده سخن می گوید که به اشرف آورده شده، اما پس از مدتی متوجه می شود در چه منجلابی گرفتار شده و راه بازگشتی هم وجود ندارد.</p>
<p>آقای محمود آسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است:</p>
<p>تا این که بعد از حمله آمریکا به عراق و سرنگون شدن صدام که حامی مسعود رجوی بود و تضعیف قدرت مجاهدین خلق و فرار تعدادی زیادی از افراد و پیوستن به آمریکایی ها، من هم دنبال شرایطی بودم که موقعیت مناسبی پیش بیاید و از سازمان جدا شوم و به کمپ آمریکایی ها بروم. سازمان که از فرار افراد ضربه شدیدی خورده بود به فکر چاره ای بود که جلوی این فرارها را بگیرد و فرماندهانی که به آن ها اعتماد داشت را شبانه روز نگهبان و بپای نفرات حلقه ضعیف گذاشته بود و برای همین دیگر سخت شده بود که بتوانم شبانه فرار کنم و خودم را به کمپ آمریکایی ها برسانم.</p>
<p>افرادی که فرار کرده بودند به آمریکایی ها گفته بودند که مسئولین سازمان نفرات را به اجبار نگه داشته اند و آمریکایی ها هم در پی این بودند که سازمان از هم بپاشد و به اطلاعات درون سازمان پی ببرند. به سازمان ابلاغ کردند که باید با تمام نیروها مصاحبه کنیم. سازمان اول نمی ‌خواست قبول کند ولی چون دیگر قدرتی نداشت و صدامی هم در کار نبود نمی توانست هر بلایی خواست سر نفراتش بیاورد. عراق هم دیگر در تسلط آمریکا بود بنابراین مجبور شد قبول کند.</p>
<p>و از آن روز رفتارشان با نفراتی که در سازمان آنها را حلقه ضعیف می دانستند، عوض شد. به طوری که همان مسئولینی که تا چند ماه قبل از سرنگونی صدام من و دیگران را زندانی شکنجه و ضرب و شتم می کردند، می آمدند کنارمان می‌ نشستند و با خوش رویی و تعریف و این که چیزی نیاز داری به ما بگو و از این قبیل ترفندها، احساسات نفرات را به بازی می‌ گرفتند تا شخص آن شکنجه ها و زندانی شدن ها را فراموش کند و برود در مصاحبه ها از انقلاب مریم رجوی دفاع کند. جوری برخورد می کردند که آمریکایی ها فکر کنند نیروها به صورت داوطلب در سازمان حضور دارند و تا پای جان در سازمان می مانند.</p>
<p>آن لحظه ای که حسین ابریشمچی و فریدون سلیمی و قدرت حیدری می ‌آمدند کنارم و خوش و بش می کردند، تمام لحظاتی که توسط آنها شکنجه می شدم جلوی چشمانم می آمد و در دلم می گفتم آن زمان که شما ما را شکنجه می ‌کردید نمی دانستید این روزهم می رسد که از موضع ضعف به پای ما می افتید. آن زمان من خیلی دلم می خواست که این روز برسد و من هم مثل خودشان نقش بازی می کردم و طوری رفتار می کردم که آن ها دیگر به من شک نداشته باشند و اسمم را برای مصاحبه بدهند. چون سر به نیست کردن من و امثال من برای سازمان کاری نداشت. در آن زمان آمریکایی ها آمار ما را نداشتند و البته برایشان هم مهم نبود و سازمان در نهایت می ‌گفت که سکته کرده و فوت کرده است.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829">سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68829/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:25:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68822</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان مجاهدین خلق تلاش گسترده‌ای را برای ارائه تصویری کاملاً سیاه، خشن و غیرانسانی از وضعیت زندان‌ها و زندانیان در ایران دنبال کرده است. رسانه‌های وابسته به این جریان، همواره با انتشار گزارش‌ها، پیام‌ها و روایت‌های هدفمند، سعی داشته‌اند این گزاره را القا کنند که در زندان‌های ایران هیچ‌گونه امکان ارتباط، بیان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822">روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان مجاهدین خلق تلاش گسترده‌ای را برای ارائه تصویری کاملاً سیاه، خشن و غیرانسانی از وضعیت زندان‌ها و زندانیان در ایران دنبال کرده است. رسانه‌های وابسته به این جریان، همواره با انتشار گزارش‌ها، پیام‌ها و روایت‌های هدفمند، سعی داشته‌اند این گزاره را القا کنند که در زندان‌های ایران هیچ‌گونه امکان ارتباط، بیان نظر یا حداقل حقوق انسانی برای زندانیان سیاسی و امنیتی وجود ندارد. اما گاه خودِ این جریان، ناخواسته اسنادی منتشر می‌کند که روایت تبلیغاتی‌اش را زیر سؤال می‌برد.</p>
<p>نمونه اخیر آن، انتشار پیامی منتسب به یک زن از زندان مرکزی یزد در سایت رسمی مجاهدین است؛ فردی که بنا بر ادعای خود این رسانه‌ها، به دلیل ارتباط و وابستگی به این گروه، به هشت سال و نیم حبس محکوم شده است. نکته قابل توجه آنجاست که این فرد در یک تماس تلفنی توانسته آزادانه با بیرون از زندان ارتباط برقرار کرده و پیامی با مضامین کاملاً سیاسی و حتی توهین‌آمیز علیه مسئولان جمهوری اسلامی منتقل کند؛ پیامی که سپس بدون هیچ محدودیتی در رسانه رسمی این سازمان منتشر شده است.</p>
<p>همین موضوع، نخستین پرسش جدی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند: اگر آن‌گونه که مجاهدین ادعا می‌کنند، زندان‌های ایران محیطی کاملاً بسته، سرکوبگر و فاقد هرگونه امکان ارتباطی هستند، چگونه یک زندانی امنیتی قادر است چنین تماسی برقرار کرده و پیام سیاسی خود را به رسانه‌های خارجی منتقل کند؟ این اتفاق، ناخواسته نشان می‌دهد که برخلاف تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز و تبلیغاتی، حتی زندانیان امنیتی نیز از حداقلی از امکان تماس و ارتباط برخوردارند؛ موضوعی که خودِ مجاهدین سال‌ها آن را انکار کرده‌اند.</p>
<p>اما تناقض اصلی زمانی آشکارتر می‌شود که شرایط درون تشکیلات این سازمان مورد توجه قرار گیرد. پرسش اساسی این است که آیا همان میزان آزادی ارتباطی که امروز مجاهدین ناچار به اذعان غیرمستقیم آن در زندان‌های ایران شده‌اند، در درون ساختار بسته و فرقه‌ای خود این سازمان نیز وجود دارد؟</p>
<p>واقعیت آن است که طی سال‌های گذشته، گزارش‌های متعددی از وضعیت اعضای سازمان در اردوگاه مانز آلبانی منتشر شده که همگی بر وجود محدودیت‌های شدید ارتباطی تأکید دارند. اعضای ساکن در این اردوگاه، حتی در مواردی از ساده‌ترین حق انسانی یعنی تماس آزادانه با خانواده، ارسال نامه یا ارتباط مستقل با دنیای بیرون محروم بوده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها سال‌هاست هیچ ارتباط مستقیمی با فرزندان یا بستگان خود در این تشکیلات ندارند و هرگونه تماس، تحت کنترل کامل ساختار سازمانی انجام می‌شود.</p>
<p>این تناقض، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند: چگونه جریانی که خود در درون مناسبات تشکیلاتی‌اش کمترین تحملی نسبت به آزادی ارتباط، استقلال فردی و حق انتخاب اعضا ندارد، مدعی دفاع از آزادی و حقوق بشر در ایران می‌شود؟ آیا می‌توان ادعای آزادی‌خواهی را از گروهی پذیرفت که اعضای خود را در حصاری بسته و دور از ارتباط طبیعی با خانواده و جامعه نگه می‌دارد؟</p>
<p>از همین زاویه است که بسیاری از تحلیلگران، پروژه رسانه‌ای مجاهدین درباره وضعیت حقوق بشر و زندان‌ها در ایران را نه یک کنش حقوق بشری مستقل، بلکه بخشی از یک عملیات سیاسی و تبلیغاتی سازمان‌یافته ارزیابی می‌کنند؛ پروژه‌ای که عمدتاً در راستای فشارهای خارجی علیه ایران تعریف شده و همسو با اهداف سیاسی حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی این جریان حرکت می‌کند.</p>
<p>بی‌تردید نقد وضعیت زندان‌ها یا بررسی عملکرد نهادهای مختلف در هر کشوری، امری طبیعی و حتی ضروری است؛ اما زمانی که یک جریان سیاسی با استانداردی دوگانه عمل می‌کند و حاضر نیست همان معیارهایی را که برای دیگران مطالبه می‌کند، در درون تشکیلات خود رعایت کند، اعتبار ادعاهایش به‌شدت زیر سؤال می‌رود.</p>
<p>شاید مهم‌ترین نتیجه ماجرای اخیر این باشد که گاهی بزرگ‌ترین تناقض‌ها نه توسط منتقدان، بلکه از دلِ روایت‌ها و تبلیغات خودِ جریان‌های سیاسی آشکار می‌شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822">روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:10:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68821</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقاله‌ &#8220;راه‌حل سوم&#8221; که از سوی مریم رجوی در میانه‌ دهه‌ هشتاد خورشیدی در *هرالد تریبیون* منتشر شد، را می‌توان تلاشی برای بازتعریف هویت سیاسی سازمان مجاهدین خلق در شرایطی دانست که بنیان‌های پیشین قدرت، مشروعیت و امکان کنش میدانی آن به‌شدت تضعیف شده بود. این متن در ظاهر بر ضرورت «تغییر دموکراتیک» در ایران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821">راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقاله‌ &#8220;راه‌حل سوم&#8221; که از سوی مریم رجوی در میانه‌ دهه‌ هشتاد خورشیدی در *هرالد تریبیون* منتشر شد، را می‌توان تلاشی برای بازتعریف هویت سیاسی سازمان مجاهدین خلق در شرایطی دانست که بنیان‌های پیشین قدرت، مشروعیت و امکان کنش میدانی آن به‌شدت تضعیف شده بود. این متن در ظاهر بر ضرورت «تغییر دموکراتیک» در ایران تأکید می‌کرد، اما در سطح تحلیلی، بیش از آنکه نشانه‌ی تحول واقعی در راهبرد سازمان باشد، بیانگر کوششی تبلیغاتی برای انطباق با نظم جدید منطقه‌ای و بین‌المللی پس از سقوط رژیم صدام حسین بود.</p>
<p>از منظر تاریخ سیاسی سازمان، چنین چرخشی را نمی‌توان جدا از میراث طولانی خشونت سازمان‌یافته، عملیات مسلحانه، و ترور سیاسی ارزیابی کرد. سازمان مجاهدین خلق از آغاز فاز مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، مسیر خود را بر مبنای تقابل قهرآمیز با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی تعریف کرد و بدین‌سان، منطق حذف فیزیکی و ارعاب را بر منطق رقابت سیاسی و اجتماعی ترجیح داد. در نتیجه، هرگونه ادعای بعدی درباره‌ی گذار به کنش دموکراتیک، ناگزیر با پرسش بنیادین درباره‌ی مسئولیت تاریخی سازمان در قبال خشونت‌های گذشته مواجه می‌شود.</p>
<p>تحولات پس از سقوط صدام حسین این تناقض را آشکارتر ساخت. با خلع سلاح نیروهای سازمان در عراق، از هم پاشیدن زیرساخت‌های نظامی پیشین، و سپس انتقال تدریجی اعضا به آلبانی، روشن شد که سازمان دیگر از ظرفیت عملیاتی سابق برای ایفای نقش به‌عنوان یک بازیگر شبه‌نظامی برخوردار نیست. در چنین شرایطی، تولید گفتمان‌های تازه نظیر «راه‌حل سوم» را باید بخشی از راهبرد بقا و بازسازی وجهه دانست، نه لزوماً محصول یک بازاندیشی انتقادی در بنیان‌های ایدئولوژیک و رفتاری سازمان.</p>
<p>از این منظر، مسئله‌ اصلی در ارزیابی سخنان مریم رجوی، نه صرفاً محتوای اعلامی آن، بلکه شکاف میان ادعای &#8220;تغییر دموکراتیک&#8221; و سابقه‌ی ساختاری سازمان است. سازمانی که در طول دهه‌ها بر مدار خشونت، اطاعت تشکیلاتی، و بازتولید اقتدار کاریزماتیک رهبر عقیدتی عمل کرده است، تنها در صورتی می‌تواند مدعی تحول واقعی شود که ابتدا نسبت خود را با گذشته‌ی مسلحانه، تروریستی و حذف‌گرایانه‌ی خویش به‌روشنی تعیین کند.</p>
<p>با این حال، شواهد تاریخی و سیاسی نشان می‌دهد که چنین بازنگری‌ای در سطح رهبری سازمان به‌طور جدی صورت نگرفته است. استمرار زبان ایدئولوژیک، تداوم ساختارهای بسته‌ی تشکیلاتی، و اتکای مکرر به بازنمایی‌های تبلیغی، حاکی از آن است که تغییرات مورد ادعا بیشتر در سطح تاکتیکی و رسانه‌ای رخ داده‌اند تا در سطح استراتژیک و معرفتی. در نتیجه، &#8220;راه‌حل سوم&#8221; را باید تلاشی برای عبور از بن‌بست سیاسی سازمان دانست؛ تلاشی که بدون نقد صریح گذشته و پذیرش مسئولیت تاریخی، ظرفیت آن را ندارد که به یک تحول اصیل و معتبر در مناسبات سازمان با سیاست، جامعه و مفهوم دموکراسی منجر شود.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821">راه‌حل سوم مریم رجوی؛ تلاش برای عبور از میراث ترور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68821/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آزموده را آزمودن، خطاست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2026 06:23:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68813</guid>

					<description><![CDATA[<p>دیروز پیامچه ای از درون قبر دجال مجاهدین، مسعود رجوی، با عنوان &#8220;سخنگوی مجاهدین&#8221; بیرون آمد. مسعود مجازی، که از سال 1382 حضوری موثر و حقیقی در عرصه های سیاسی ندارد، مدعی شد که مردم آلبانی گویا، فرش قرمز برای حضور آنها در آلبانی پهن کرده بودند. گویا آن چند صد نفر پلیس هم در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813">آزموده را آزمودن، خطاست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز پیامچه ای از درون قبر دجال مجاهدین، مسعود رجوی، با عنوان &#8220;سخنگوی مجاهدین&#8221; بیرون آمد. مسعود مجازی، که از سال 1382 حضوری موثر و حقیقی در عرصه های سیاسی ندارد، مدعی شد که مردم آلبانی گویا، فرش قرمز برای حضور آنها در آلبانی پهن کرده بودند. گویا آن چند صد نفر پلیس هم در 30 خرداد 1402، شبح و روح بودند که به مقر اشرف 3 وارد شدند و با مجاهدین چشم و گوش بسته، درگیر شدند. گویا مردم آلبانی درخواست داده بودند که مجاهدین به تیرانا آمده و دروازه های تمدن قرون وسطائی مریم رجوی را به روی آنها باز کنند!<br />
گویا این سخنگوی بی حافظه، فراموش کرده است که اربابش آمریکا، به دولت آلبانی یک کمک 20 میلیون دلاری سالانه تعیین کرد که این تروریست ها را در گوشه ای از یک روستا و در مقری حصار شده ، نگهداری کند تا به تدریج وارد زندگی شوند و از اعمال تروریستی و خشن نظامی ، دست بکشند.</p>
<p>سازمان در سال 60 در خیابانهای شهرهای مهم ایران، دست به اعمال تروریستی گسترده زد، تخریب اماکن عمومی تا ترور مسئولین و مردم. اما راه به جائی نبردند، اعمال کور مجاهدین در آن سالها، زیاد بود، از ترورهای خیابانی ، تا بمب گذاری حزب جمهوری اسلامی و ترور رهبر و رئیس جمهور و نخست وزیر. بازهم نتیجه نداد و دولتی سرنگون نشد. اکنون که این سخنگوی ابله و فراموش کار می گوید:</p>
<p>&#8221; مجاهدین قول می‌دهند در همه تجمعات شبانه رژیم در هر کجا و در هر خیابانی حضور بهم رسانند&#8230; تمامیت رژیم را خودمان سرنگون می کنیم&#8221;!</p>
<p>سالهای 60 به بعد را فراموش کن، نزدیک به 30 سال هم در جوار خاک میهن، با سلاح ها و تانک های اهدائی ارباب وقت شما در عراق، باز هم نتوانستید کاری از پیش ببرید و حتی یک وجب از خاک ایران را اشغال کنید، پس من توصیه می کنم، شما به همان امور مقدس سرکوب اعضایتان و زندانی و شکنجه آنها، مشغول باشید و تا می توانید ، یک نسلی را از بین ببرید، نه یک نسل ، بلکه چند نسل را از بین بردید، امور &#8221; سرنگونی&#8221; و &#8221; لوله کردن&#8221; و &#8221; زباله دان &#8221; و &#8230; پیش کش تان.</p>
<p>آقای سخنگو! گویا فراموش کردی آنروزی را که یک مجاهد خلق ، بر گوش مجاهد دیگری در قرارگاههایت، سیلی نواخت و دربهای سلول انفرادی را برایش گشود، شما همانروز نابود شدید، شما همانروز کمر به نابودی ایدئولوژی منحط و قرون وسطائی خود بستید. حتی همین امروز هم ، شما اسیرانتان را در درون حصارهای بلند ، با تهدید و تحقیر حفظ کردید.</p>
<p>آقای سخنگو! لابد فراموش کردی که در سال 1350 ، وقتی کروکی منزل و محل اختفای بنیانگذار سازمان محمد حنیف نژاد را برای ساواک شاه ، ترسیم می کردی، همه ی ارزشهای انسانی را زیر پا له کردی ! همه شرافت و غیرت یک رفاقت را فدای جان بی مقدار خود کردی ! این زندگی بخدا ارزش این همه بی شرفی و بی غیرتی را ندارد، یک کلام می گویم و تمام . از قول تنها پسرت مصطفی که همین چند سال پیش گفت:</p>
<p>پدر من غرق در هوس بازیهای خود شده است و از زنان سازمان سوءاستفاده می کند و دیگران را به تجرد اجباری فرا می خواند. او یک دیکتاتور است. . .</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813">آزموده را آزمودن، خطاست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68813/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jun 2026 06:11:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[جدا شده های مجاهدین از اوج خشونت می گویند]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68752</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از ورود به کمپ اشرف در تیپ 200 به فرماندهی حسین ابریشمچی سازماندهی شدم. چیزی نگذشت که آموزش های رزمی جدید و مانورهایی که بوی انجام عملیات جدیدی می داد، شروع شد. نوروز سال 67 فرا رسید و روز اول عید همه ما را در زمین صبحگاه مرکزی جمع کردند. لحظاتی بعد مسعود و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752">رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از ورود به کمپ اشرف در تیپ 200 به فرماندهی حسین ابریشمچی سازماندهی شدم. چیزی نگذشت که آموزش های رزمی جدید و مانورهایی که بوی انجام عملیات جدیدی می داد، شروع شد. نوروز سال 67 فرا رسید و روز اول عید همه ما را در زمین صبحگاه مرکزی جمع کردند. لحظاتی بعد مسعود و مریم رجوی بر روی سن جلوی ما حاضر شدند. حقیقتا تا آن زمان من که آنها را از نزدیک ندیده بودم خوشحال شده و ذوق کردم. رجوی گفت: از این به بعد می خواهیم عملیات را با فرماندهی واحد و در ابعاد بزرگتر پیش ببریم تا هرچه زودتر مسئله سرنگونی را محقق کنیم. مراسم خیلی زود تمام و ما به مقرهایم برگشتیم و برای آخرین بار به انجام مانوری رفتیم و طراحی عملیات جدید به ما اعلام شد. روز 7 فروردین همان سال اولین عملیات با فرماندهی خود رجوی در منطقه فکه و دو ماه بعد یعنی در 27 خرداد عملیات چلچراغ در منطقه مهران انجام شد. این دو عملیات با موفقیت و منجربه پیروزی نیروهای رجوی البته با کمک همه جانبه ارتش عراق شد. پیروزی دراین دو عملیات رجوی را مغرور و ما نیروها را هم خام این کرد که بزودی سرنگونی محقق می شود .</p>
<p>اما با اعلام آتش بس بین ایران و عراق تمامی معادلات رجوی که روی پیروزی صدام در جنگ برای رسیدن به اهداف خودش حساب باز کرده بود، را برهم زد. به همین خاطر او که متوهم شده بود تحلیل خام خیالانه دیگری از پذیرش آتش بس داشت و به همین خاطربا فریب دادن صدام یک هفته از او مثلا برای تمام کردن مسئله سرنگونی وقت گرفت.</p>
<p>رجوی چند روز قبل از سوم مرداد 67 برای ما نشست گذاشت و با ژست به ما اعلام کرد: رژیم در منتهای ضعف نظامی خودش است و بهترین زمان است که ما کار او را یکسره کنیم و مردم هم منتظر شما هستند! وی نام ماجراجویی خودش را عملیات فروغ گذاشت و ظاهرا صدام هم قول هایی برای کمک به او درعملیات داده بود. واقعا هم رجوی که از پیروزی در دو عملیات قبلی متوهم شده بود فکر می کرد در این ماجراجویی اش هم پیروز می شود. اما ماجراجویی احمقانه رجوی چیزی جز شکست برای او نداشت و اندک نیروهایی که از این عملیات بازگشتند، مایوس و سرخورده و نسبت به نوع ماجراجویی رجوی مسئله دار شدند. به همین خاطر خیلی ازاعضا با استفاده از شرایط به هم ریخته تشکیلات خط خود را جدا و به خارج کشور رفتند .</p>
<p>رجوی که خطر افزایش ریزش نیروهایش را حس کرد نشستی بنام تنگه و توحید گذاشت و درآن بی شرمانه اعضا را مقصر شکست ماجراجویی اش دانست! واتفاقا این موضوع بیشتر اعضا را مسئله دار کرد و درخواست ها برای جدایی بیشتر شد. رجوی که خطر فروپاشی تشکیلاتش را بیشتر حس کرد، اینبار بحث موسوم به انقلاب ایدئولوژیک با محوریت طلاق همسر در تشکیلات راه انداخت و درپی آن جو اختناق و سرکوب افراد ناراضی و خواهان جدایی و محدود کردن آزادی عمل اعضا را در پیش گرفت. افراد خواهان جدایی را خائن و تهدید به فرستادن به زندان ابوغریب کرد. با هرکس که از پذیرش ورود به انقلاب خودساخته و طلاق همسر مقاومت می کرد برخورد های خشن تری در پیش گرفت و برایش هم فرق نمی کرد که فرد در چه موضعی است. بعنوان مثال مهدی افتخاری که طراح فرار رجوی از ایران به فرانسه و درعراق هم یکی از فرماندهان مقرها بود وقتی که با موضوع انقلاب ایدئولوژیک مخالفت کرد، رجوی تمامی رده های تشکیلاتی و مسئولیت هایش را گرفت و او را منزوی و حتی درجمع نفرات تحقیرش کرد .</p>
<p>مهدی افتخاری سالها روی موضع مخالفت خود با انقلاب رجوی ایستاد و در نهایت در عراق براثر بیماری فوت کرد. و یا علی نقی حدادی (فرمانده کمال) که از فرماندهان برجسته سازمان بود ومدتی هم فرمانده لشکر 26 از محور یک به فرماندهی فرح حاج یوسف مختار (سارا) بود. وقتی با جریان انقلاب ایدئولوژیک رجوی مخالفت کرد به دستور رجوی در کانکسی زندانی و بعدا او را به طریقی سر به نیست کردند .</p>
<p>و در مقرها هم برای اعضای پائین ترکه مسئله دار و یا درخواست جدایی داده بودند نشست های رعب انگیز جمعی برگزار و زیر شدیدترین فشارهای روحی می برد تا مجبور به تسلیم شوند. رجوی در ادامه سرکوب هایش سال 73 تعداد زیادی ازاعضا را به بهانه چک امنیتی زندان و زیر شدیدترین شکنجه ها برد. بطوریکه برخی از آنها از جمله محمدرضا ترابی و جلیل بزرگمهر و چند نفر دیگر زیر شکنجه های ماموران رجوی کشته شدند. این رفتار رجوی اعضا را درسکوت خفقان آوری فرو برد بطوریکه فشارها را در درون خود نگاه دارند. هر چند تعدادی که این شرایط را نتوانستند تحمل کنند از جمله آلان محمدی و خدامعلی و تعدادی دیگرکه اسامی آنها را به یاد ندارم برای خلاصی از فشارهای تشکیلات به طرق مختلف دست به خودکشی زدند. بهرحال رجوی هر روز و هر دوره بحث جدیدی از انقلابش را رو و نشستی برگزار می کرد و با آن عرصه خفقان افزایش و آزادی عمل اعضا را محدود می کرد. بطوریکه تقریبا همه مایوس از نجات از جهنم رجوی شده بودند و فقط منتظر پیش آمدن فرجی برای نجات خود بودند و این وضعیت تا سالها بعد یعنی تا زمان سقوط صدام بعنوان حامی رجوی ادامه داشت .</p>
<p>آری امثال من روزی فریب شعارهای رجوی را خورده و جذب تشکیلات او شدیم و در نهایت هم صادقانه با گذشتن از همه عمر، جوانی، خانواده و همه موقعیت های اجتماعی خودمان را به خیال همراهی با رجوی برای رهایی خلق به عراق رسانده و وارد به اصطلاح ارتش او شدیم اما رجوی که فریبکارانه شعار آزادی خلق را سر می داد در ادامه وقتی در بن بست های ایدئولوژیک و استراتژیک قرارگرفت بجای رهایی خلق اعضایش را به بند کشید و آزادی عمل را ازآنها برای پیشبرد اهداف پلیدش سلب و زندگی آنها را تباه کرد .</p>
<p>حمید دهدار</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752">رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68752/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 May 2026 08:30:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68729</guid>

					<description><![CDATA[<p>سال 1380 ما را برای نشستی به مقر مخوف باقرزاده بردند. هیچ کس خبر نداشت که رجوی و دار و دسته اش چه خوابی برای ما تدارک دیدند! خبر نداشتیم چه روزهای سختی در انتظار ماست. در مقر باقرزاده مستقر شدیم و محل استراحت ما سوله هایی بود که محل زندگی کبوترها بود. سوله ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729">ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سال 1380 ما را برای نشستی به مقر مخوف باقرزاده بردند. هیچ کس خبر نداشت که رجوی و دار و دسته اش چه خوابی برای ما تدارک دیدند! خبر نداشتیم چه روزهای سختی در انتظار ماست. در مقر باقرزاده مستقر شدیم و محل استراحت ما سوله هایی بود که محل زندگی کبوترها بود. سوله ها محل استراحت نبود و کبوترها روی سقف سوله رژه می رفتند. شقاوت رجوی در رابطه با ما به اوج رسیده بود و صدایمان به جایی نمی رسید. رجوی خودش را مالک ما می دانست و هر بلایی که دلش می خواست بر سر ما نازل می کرد. حق اعتراض را نداشتیم و اعتراض کردن در سازمان مجاهدین ممنوع بود.</p>
<p>در مقر مخوف باقرزاده ما را در سوله های غیر بهداشتی جا دادند و دو ساعتی به ما استراحت دادند. بعد از استراحت رفتیم برای چادر زدن در محوطه. باز هم کسی نمی دانست نصب چادر در محوطه برای چیست؟! هر مقری تعداد چادربنا کرد و بصورت یگانی در چادرها نشست برگزار می شد. نشست سرکوب و تحقیر ما توسط سران رجوی در چادرها!</p>
<p>سران رجوی نهایت برخورد فیزیکی را با ما داشتند. در نشست رجوی هم نفرات مسئله دار سوژه می شدند و نفرات توجیه شده به سوژه فحش های رکیک می دادند و برخوردهای فیزیکی داشتند. در مقر مخوف باقرزاده چند بار مرا سوژه کردند و تا توانستند مرا کوبیدند و فحش و بد و بیراه به من می گفتند. کسانی که مسئله دار بودند و محفل در مناسبات می گذاشتند با آنها به شدت برخورد می کردند.</p>
<p>یک روز در سوله دراز کشیده بودم که سراغم آمدند و گفتند بعد از ظهر در سالن میله ای نشست داری. من هم سر ساعت به سالن میله ای رفتم. وارد سالن شدم، چند نفری روی صندلی نشسته بودند. سه نفر از آنها را می شناختم. ربع ساعتی در سالن میله ای نشسته بودم که مهوش سپهری (نسرین)، مهدی ابریشمچی، احمد واقف، عباس داوری ( رحمان ) و دو سه نفر دیگر که نمی شناختم، آمدند. مهوش سپهری زنی بود که حرف درست از دهان آن بیرون نمی آمد. مدام فحش می داد و بد و بیراه می گفت. مهوش سپهری و دار و دسته اش سر جایشان نشستند. مهوش سپهری شروع به حرف زدن کرد و گفت: می دانید شما برای چی اینجا هستید؟ کسی نمی دانست. در ادامه گفت: خیلی ها مثل شما هستند که می خواهیم آنها را در سازمان تعیین تکلیف کنیم. بصورت نوبه ای آنها را صدا می زنیم.</p>
<p>فکر کنم دومین نفر مرا سوژه کردند. مهوش سپهری به من گفت از جان سازمان چه می خواهی؟ چرا مناسبات ما را شخم می زنی؟ چرا به چشم بد به خواهران ما نگاه می کنی؟ با توجه به گزارشی که به من دادند نمره تشکیلاتی تو صفر است. معلوم است در سازمان چه غلطی می کنی؟ شریف (مهدی ابریشمچی) گفت: خواهر نسرین اجازه می دهی حرفی بزنم؟ رو به من کرد و گفت: فلان فلان شده به خواهران ما نگاه چپ می کنی؟ مگر اینجا چاله میدان است؟ تکه تکه ات می کنیم و آمد سراغم. شروع کرد به برخورد فیزیکی.</p>
<p>در این رابطه مهوش سپهری که باصطلاح مسئول نشست بود هیچی به ابریشمچی نگفت، معلوم بود دار و دسته مهوش سپهری از قبل نسبت به سوژه توجیه شده بودند. پشت سر مهدی ابریشمچی، احمد واقف آمد سراغم. آن هم مرا بست به فحش های رکیک و باز هم برخوردهای فیزیکی. نسرین آنها را صدا زد و به من گفت: می بینی کارهایی در سازمان کردی که برای مسئولین قابل تحمل نیست. حرفت را بزن. چرا در سازمان خراب کاری می کنی؟ من هم گفتم کدام خراب کاری؟ عباس داوری از جایش بلند شد و هر چه از دهنش در آمد به من گفت و آمد نزدیک من. با پایش چند تا لگد به من زد و رو به مهوش سپهری کرد و گفت: خواهر نسرین اجازه بده این را سوار ماشین کنیم و ببریم در بیابانهای عراق دفنش کنیم. پرونده خیلی بدی در سازمان دارد .</p>
<p>در ادامه نسرین گفت: فکر نکن من نمی توانم باهات برخورد فیزیکی کنم. برادر به من ابلاغ کرده که می توانی با برادران برخورد فیزیکی داشته باشی. کاری نکن بیایم سراغت و یا بگم چندتا از فرماندهان خشن به سراغت بیایند. دو جلسه مرا در سالن میله ای سوژه کردند و رمق برای من نگذاشتند . در نهایت در جلسه دوم نسرین گفت: یک فرصت به تو می دهم. برو گزارش خراب کاری هایت را بنویس. گزارش که نه کتاب بنویس. اگر یک بار دیگر از تو گزارشی به دستم برسد این بار کارت را تموم می کنم.</p>
<p>اما مهدی ابریشمچی ول کن نبود. به نسرین می گفت این فرد را نباید فرستاد در جمع. اگر اجازه دهید او را در مقر زندانی کنیم و روزی یک وعده غذا به او بدهیم تا آدم شود. نسرین در جواب ابریشمچی گفت من با او اتمام حجت کردم که اگر دست از پا خطا کند آن کار ی که نباید انجام دهیم. وبعد از دو جلسه با حالت گیجی خودم را خلاص کردم .</p>
<p>رجوی برده دار بود و ما هم برده. رجوی در عراق در پادگان اشرف خدایی می کرد و در یک حصار بسته ما را نگه داشته بود و ما را سرکوب می کرد. به ذهنش نمی زد که روزی صدام سرنگون شود و نفرات خیلی زیادی جدا شوند. رجوی کسی بود که در نشست های عمومی می گفت اجازه نمی دهم یک نفر از پادگان اشرف خارج شود، ما بریده نداریم، بریده را بایستی در پادگان اشرف دفن کنیم .</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729">ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68729/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 May 2026 05:36:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات جاری]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مهندسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68722</guid>

					<description><![CDATA[<p>مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات تروریستی» ، «مزدوری برای صدام، آمریکا» ، «مناسبات درونی» ، «ممانعت از جدایی اعضا و محدود نمودن آنها» ، «مغزشویی» ، «روش برخورد با اعضای بیمار» ، «حریم شخصی» ، «تفکیک جنسیتی» و «وضعیت کودکان و کودک سربازان» معرفی نمایم تا از این طریق خوانندگان به راحتی و در سریعترین زمان ممکن به اشراف نسبی برسند؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید تا قبل از سرنگونی صدام، به دستور رجوی در قرارگاه های مجاهدین خلق در عراق گروه های واکنش سریع درست شده بود تا در صورت فرار اعضای ناراضی، به دنبال آن فرد رفته و او را دستگیر و به اشرف بازگردانند؟</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید به دستور رجوی تعداد زیادی از اعضای ناراضی و خواهان جدایی مجاهدین خلق در همآهنگی با حکومت صدام به زندان ابوغریب فرستاده شدند تا در آنجا نابود شوند؟</p>
<p>حمید دهدار حسنی، علی بیگلری و علی قشقاوی از جمله اعضایی بودند که به این زندان مخوف فرستاده شدند و مدت های مدیدی در آنجا زندانی بودند.</p>
<div id="attachment_50618" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-50618" class="size-full wp-image-50618" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abughraib.jpg" alt="ابوغریب" width="700" height="393" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abughraib.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abughraib-300x168.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abughraib-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-50618" class="wp-caption-text">زندان ابوغریب</p></div>
<p>&#8211; آیا می دانستید برای جلوگیری از فرار اعضا، دور تا دور قرارگاه اشرف در عراق را با فنس بسته بودند و گشت های مختلف برای جلوگیری از فرار وجود داشت و در بیرون قرارگاه نیز نیروهای ارتش صدام مستقر بودند تا کسی نتواند از قرارگاه جهنمی اشرف فرار کند؟</p>
<div id="attachment_49917" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-49917" class="wp-image-49917 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf-Family.jpg" alt="خانواده ها درب اشرف" width="700" height="417" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf-Family.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf-Family-300x179.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-49917" class="wp-caption-text">قرارگاه اشرف در عراق</p></div>
<p>&#8211; آیا می دانستید از سال 1377 به بعد اعضای مجاهدین خلق مجبور بودند یک دفترچه جیبی به نام «عملیات جاری» با خود داشته باشند و در طول روز فاکت های اشکالات و انتقادات خودشان را در این دفتر بنویسند تا شب بتوانند آنها را در نشست جلوی جمع بخوانند؟</p>
<div id="attachment_65814" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-65814" class="wp-image-65814" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1.jpg" alt="نشستهای مجاهدین" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1-768x432.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Meeting-Mko-1-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-65814" class="wp-caption-text">نشستهای مجاهدین</p></div>
<p>اگر عضوی این دفترچه را با خود نمی داشت، به منزله این بود که با تشکیلات ضدیت کرده و همان شب در نشست «عملیات جاری» او را سوژه می کردند و به شدت با او برخورد می شد.</p>
<p>&#8211; آیا می دانستید در جریان عملیات موسوم به مهندسی در سال 1361، مجاهدین خلق چندین تن از مردم عادی و ماموران کمیته انقلاب اسلامی را ربوده و زیر شکنجه به شهادت رساندند؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-43983 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-2.jpg" alt="کتاب عملیات مهندسی" width="600" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-2.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-2-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Amaliat-Mohandesi-2-300x200.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>&#8211; آیا می دانستید مجاهدین خلق در هماهنگی با صدام بعد از آن که ایران در تیر ماه 1367 قطعنامه آتش بس در جنگ را پذیرفت، به ایران حمله کردند اما با جواب دندان شکن مردم ایران در عملیات مرصاد مواجه شده و هزاران تن از آنها کشته یا زخمی شدند؟</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722">مجاهدین خلق این گونه بودند &#8211; قسمت دهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68722/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک مجاهد خلق باید از اعدام نشدنش شرمسار باشد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 May 2026 11:25:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68591</guid>

					<description><![CDATA[<p>شاید &#8220;محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده&#8221; از زندانهای جمهوری اسلامی، مفهوم غریبی به نظر برسد اما در تشکیلات مجاهدین خلق محاکمه مجدد زندانیان سیاسی در قرارگاه اشرف در عراق، امری رایج و متداول بوده است. این افراد که روزی به جرم عضویت و همکاری با تشکیلات مجاهدین خلق در ایران زندانی شده بودند، پس از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591">یک مجاهد خلق باید از اعدام نشدنش شرمسار باشد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شاید &#8220;محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده&#8221; از زندانهای جمهوری اسلامی، مفهوم غریبی به نظر برسد اما در تشکیلات مجاهدین خلق محاکمه مجدد زندانیان سیاسی در قرارگاه اشرف در عراق، امری رایج و متداول بوده است. این افراد که روزی به جرم عضویت و همکاری با تشکیلات مجاهدین خلق در ایران زندانی شده بودند، پس از آزادی و پیوستن مجدد به تشکیلات مجاهدین خلق در عراق، بار دیگر از سوی سران تشکیلات محاکمه می‌شدند، این بار به اتهام اعدام نشدن!</p>
<p>اخیرا که بحث اعدام زندانیان مرتبط با مجاهدین خلق داغ شده است، بسیاری از اعضای جدا شده از این تشکیلات خاطراتشان از محاکمه زندانیان سیاسی آزاده شده مجاهد در پادگان اشرف را منتشر کرده‌اند. در کنار مطالبی که افراد جدا شده عضو انجمن نجات مکتوب کرده‌اند، خاطراتی نیز از اعضای پیشین مجاهدین که از مخالفان جمهوری اسلامی هستند، منتشر شده است که پیش از این به خاطرات ژینا حسین نژاد در این باره پرداخته شد.</p>
<p>عاطفه بانکی عضو جدا شده دیگری است که ساکن اروپاست و چندی پیش درباره نظام ایدئولوژیک حاکم بر تشکیلات رجوی مطلبی را در حساب کاربری فیس بوک خود منتشر کرد.</p>
<p>این بانوی جدا شده از مجاهدین خلق در سن 14 سالگی همکاری خود با این تشکیلات را آغاز کرد و پس از ورود به کمپ اشرف در عراق با مفهوم &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; مواجه شد که او را دچار ابهام کرد. او در این باره چنین مینویسد:</p>
<p><em>وقتی چیزی به نام &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; مطرح شد، با سرفصلی مبهم روبه‌رو شدم؛ چیزی که نمی‌توانستم درکش کنم. یکی طلاق می‌گرفت و بعد با دوست و رفیق همسرش ازدواج می‌کرد. در جلسات فرقهٔ رجوی، افرادی می‌آمدند و حرف می‌زدند؛ نوجوانانی که زندان رفته بودند، از شکستن‌هایشان می‌گفتند، از اینکه شرمسارند که زنده مانده‌اند و اعدام نشده‌اند.</em></p>
<p><em>به مانند ژینا حسین نژاد که سیاست ابتدایی سازمان برای جذب و نگه داشتن مجدد این افراد در تشکیلات، را دادن حس عذاب وجدان به آنها بود می‌دید، بانکی نیز به خاطر می‌آورد که سوالات عجیبی در ذهنش شکل گرفته بودند:</em></p>
<p><em>اینکه انسان‌ها هر رنج، هر زخم و هر احساس گناهی را به مریم رجوی تحویل بدهند تا «رها» شوند؟!!!</em></p>
<p><em>ذهنم درگیر بود. مگر زندانی‌ای که اعدام نشده و زنده مانده باید شرمسار باشد؟ !!!اعتراف برای چه؟ !!!اعتراف به اینکه توانسته زنده بماند و از شکنجه و جنایتی که بر او و یارانش گذشته سخن بگوید؟!!!</em></p>
<p><em>به نظر من، زنده ماندن یک زندانی سیاسی باید مایهٔ خوشحالی باشد، نه شرم. که مثلا؛ چرا بقیه اعدام شدند و شما زنده ماندید! پس برای جبران بار گناه به مجاهدین بپوندید، انقلاب کنید، جهاد کنید و شهادت را برگزینید تا رستگار بشوید!</em></p>
<p>چنان چه اعضای جدا شده شهادت می‌دهند محاکمه زندانیان مجاهد آزاد شده، در برابر صدها یا چند هزار نفر در قرارگاه اشرف تا نابودی کامل شخصیت فرد و فروپاشی روانی او پیش می‌رفت. بانکی مفهوم انقلاب ایدئولوژیک ساخته مسعود رجوی را نوعی &#8220;کلاه شرعی&#8221; میداند که او همیشه برای توجیه عملکرد خود در برابر نیروهایش نیاز داشت به آن چنگ میزد. حسین نژاد نیز توضیح می‌دهد که هدف از این روش رفتاری این است که از فرد آزاد شده شخصی بشدت بدهکار و مدیون بسازند تا جز شرمندگی از زنده ماندن، فداکاری جبرانی و فرمانبری مطلق از سازمان تا آخر عمر چیزی از خود نداشته باشند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591">یک مجاهد خلق باید از اعدام نشدنش شرمسار باشد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68591/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
