<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%ae%d9%88%d8%af%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%a7%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/خودکشی-و-خودسوزی-نتیجه-مناسبات-فرقه-ای</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 31 May 2026 07:33:18 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/خودکشی-و-خودسوزی-نتیجه-مناسبات-فرقه-ای</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>فرمان سبعانه خودسوزی اعضا توسط مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68727</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68727#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 May 2026 07:33:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی در فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[17 ژوئن 2003]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68727</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از خلع سلاح مجاهدین در عراق و ادامه روند جدایی اعضاء، مریم رجوی در پاریس بهمراه تعدادی دیگر در 17 ژوئن دستگیر شدند. خبر دستگیری مریم شوک بزرگی به اعضا وارد کرد. چرا که هیچ یک از اعضا درجریان رفتن مریم به پاریس نبودند. همه تصور می کردند که وی به اتفاق مسعود رجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68727">فرمان سبعانه خودسوزی اعضا توسط مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از خلع سلاح مجاهدین در عراق و ادامه روند جدایی اعضاء، مریم رجوی در پاریس بهمراه تعدادی دیگر در 17 ژوئن دستگیر شدند. خبر دستگیری مریم شوک بزرگی به اعضا وارد کرد. چرا که هیچ یک از اعضا درجریان رفتن مریم به پاریس نبودند. همه تصور می کردند که وی به اتفاق مسعود رجوی در عراق می باشد و شرایط سخت زندگی سنگری و بمبارانها را در کنار اعضاء تجربه می کنند. برای اعضا این موضوع غیر قابل باور بود، در حالیکه آنها تحت شدیدترین بمبارانها بودند و بسیاری از اعضا بر اثر بمباران توسط ارتش آمریکا در نفربرها و سنگرها به کلی سوخته بودند، مریم رجوی به محل امنی در پاریس پناه برده باشد!</p>
<p>مسئولین مجاهدین خلق به ناچار تشکیل جلسه دادند و خبر دستگیری مریم را اعلام کردند. در جریان آن نشست مسئولین تشکیلات گفتند که برای آزادی مریم دست به هر کاری خواهند زد. یکی از مسئولین که از قبل توجیه شده بود، گفت: من پیشنهاد می کنم دست به خودسوزی بزنیم؟! بدنبال آن از اعضای شرکت کننده در جلسه خواسته شد که هر کدام از آنها درخواست خودسوزی بدهند. آن روز تمامی اعضای شرکت کننده در جلسه را مجبور کردند درخواست خودسوزی بدهند. این سناریو در گام بعد در دیگر نشست ها تکرار شد. بعد از تحویل گرفتن برگه درخواست خودسوزی اعضا به مسئولین گفته شد منتظر دستور باشید، تا در صورت درخواست در اشرف دست به خودسوزی بزنید.</p>
<p>زمینه تماس آن دسته از اعضا که خانواده هایشان در کشورهای اروپایی زندگی می کردند را نیز فراهم ساختند تا از خانواده هایشان بخواهند در مقابل سفارت فرانسه در کشورهای مختلف جمع شده و در صورت لزوم دست به خودسوزی بزنند. شرایط وحشت آلودی بر فضای قرارگاه اشرف و اعضا فراهم شده بود. اعضایی که طی سالیان به آنها اجازه تماس با خانواده هایشان داده نشده بود و ارتباط با خانواده عملی غیر اخلاقی و ضد مبارزه بشمار می رفت به پای تلفن آورده میشدند تا ضمن تماس با خانواده هایشان خط سازمان را پیش ببرنند.</p>
<p>خود من در چند مورد شاهد تماس اعضا بودم که به خانواده هایشان می گفتند با خودتان بنزین و دیگر مواد آتش زا ببرید و به اطراف سفارت فرانسه رفته و خود را به آتش بکشید! آنها در ضمن تماس چند بار این درخواست را تکرار می کردند و مشخص بود که خانواده هایشان از این درخواست دچار شوک عجیبی شده بودند. باورش برای خانواده ها خیلی عجیب بود که بعد از سالها بی خبری، عزیزانشان تماس گرفته و از آنها بخواهند دست به خودسوزی بزنند! البته آنها حق داشتند که در بهت و ناباوری فرو بروند، چون از مناسبات حاکم بر مجاهدین خلق که در آن رجوی بمثابه خداوند اعضا تلقی میشد و خون و نفس آنها توسط او حلال و یا حرام شمرده میشد، اطلاعی نداشتند.</p>
<p>در خارج از عراق به تحریک مسئولین خودسوزی هایی انجام شد، ندا حسنی یکی از سمپات های اهل تهران بود و تحصیلات دانشگاهی را در رشته انفورماتیک دانشگاه کارلتون اتاوا کانادا ادامه می داد. متاسفانه تحت تاثیر تبلیغات گسترده تشکیلات هواداران کانادا بهمراه برادرش جذب مجاهدین خلق شد و با وعده گذراندن یک دوره کوتاه آموزشی به عراق و کمپ اتشرف اعزام گردیده بود. دوره 6 ماهه او 5 سال طول کشید. در جریان حمله نیروهای ائتلاف به دلیل سابقه زندگی در خارج کشور و تسلط به زبان برای فعالیت های پول شویی، جعل مدارک و جذب نیرو مجددا به فرانسه انتقال یافت.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68727">فرمان سبعانه خودسوزی اعضا توسط مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68727/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سران مجاهدین، محمد گموش را به مرز خودکشی رساندند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67500</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67500#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Dec 2025 06:57:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67500</guid>

					<description><![CDATA[<p>آذر ماه سال 1366 یاد آور خاطره تلخ از خودکشی یکی از اسیران سازمان مجاهدین در اردوگاه دبس در کرکوک عراق است. در سال 1366 سازمان مجاهدین با همکاری ارتش بعث عراق و با پشتیبانی توپخانه و هوانیروز عراق به لشکر 64 ارومیه حمله کرد و با به شهادت رساندن ده ها تن از سربازان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67500">سران مجاهدین، محمد گموش را به مرز خودکشی رساندند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آذر ماه سال 1366 یاد آور خاطره تلخ از خودکشی یکی از اسیران سازمان مجاهدین در اردوگاه دبس در کرکوک عراق است.<br />
در سال 1366 سازمان مجاهدین با همکاری ارتش بعث عراق و با پشتیبانی توپخانه و هوانیروز عراق به لشکر 64 ارومیه حمله کرد و با به شهادت رساندن ده ها تن از سربازان و درجه داران تعداد 310 نفر از سربازان را به اسارت درآوردند.</p>
<p>محمد گموش اهل زنجان هم یکی از این اسیران بود که دوران خدمت سربازی خود را به پایان رسانده بود و برای تسویه حساب و گرفتن کارت پایان خدمت به منطقه آمده بود که بچه های هم سنگریش گفته بودند امشب را پیش ما بمان. محمد هم از روی دلسوزی آن شب یعنی 1/9/66 پیش بچه ها می ماند که متاسفانه همان شب سازمان مجاهدین با همکاری ارتش بعث عراق به لشکر 64 ارومیه واقع در ارتفاعات کله قندی حاج عمران پیرانشهر حمله می کنند و بعد از کشتن تعداد زیادی از سربازانی که برای دفاع از وطن مشغول پاسداری بودند تعدادی را هم به اسارت می گیرند و با خود به داخل عراق شهر کرکوک اردوگاه دبس می برند.</p>
<p>محمد گموش چندین بار به مسئولین اردوگاه یعنی سید سادات دربندی معروف به (کاک عادل ) و همچنین مجید عالمیان می گوید که من خدمت سربازیم تمام شده و مرا آزاد کنید. می خواهم به دنبال زندگی خودم بروم که آنها با فحش های رکیک و زشت به او می گویند شما همه مزدور هستید و اگر برادر مسعود اجازه می داد همه شما را اعدام می کردیم. همه شما خائن و مزدور رژیم هستید و اینقدر در این اردوگاه می مانید تا ما تهران را فتح کنیم و بعدا شما را فردای آزادی محاکمه خواهیم کرد.</p>
<p>متاسفانه محمد گموش به دلیل فشارهای بیش از حد مسئولین اردوگاه، خود را به وسیله ملحفه در ساختمان نیمه ساز داخل اردوگاه حلق آویز کرد و به زندگی خود پایان داد.</p>
<p>الان بیش از چهل سال از آن تاریخ می گذرد و جز روسیاهی برای سازمان مجاهدین و قطور شدن پرونده جنایتهایش، هیچ دستاوردی نداشته است.</p>
<p>سعیدی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67500">سران مجاهدین، محمد گموش را به مرز خودکشی رساندند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67500/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دست پر سازمان از خودسوزی های اعتراضی در درون تشکیلات</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67223</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67223#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Nov 2025 06:05:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67223</guid>

					<description><![CDATA[<p>فضای انفجاری درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق، گاه با برخی نمودهای بیرونی خودنمایی می کند. یکی در گوشه ای رگبار مسلسل خود را در سرش خالی می کند و با این روش اعتراضی، صدای خود را به دیگران و بیرون از تشکیلات می رساند، که به داد ما برسید در این سازمان و در درون [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67223">دست پر سازمان از خودسوزی های اعتراضی در درون تشکیلات</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فضای انفجاری درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق، گاه با برخی نمودهای بیرونی خودنمایی می کند. یکی در گوشه ای رگبار مسلسل خود را در سرش خالی می کند و با این روش اعتراضی، صدای خود را به دیگران و بیرون از تشکیلات می رساند، که به داد ما برسید در این سازمان و در درون حصارها نابود شدیم.</p>
<p>دیگری با برنامه ریزی های گاها چند ماهه ، نفت یا بنزین یا هر ماده ی سوختی دیگری را در جایی مخفی کرده، زمان مناسبی برای خودسوزی اعتراضی انتخاب و در لحظه ی موعود، در ملاء عام یا در خلوت و یا در زمان های استراحت، در گوشه ای از مجموعه دست به خودسوزی می زند.</p>
<p>بر اساس گزارش‌ها، یکی از اعضای سازمان به نام «شهرام محسنی» در یکشنبه روزی خود را آتش زد و به سوختگی شدیدی در پا و پشتش دچار شد، اما با دخالت یکی از دوستانش از مرگ نجات یافت.</p>
<p>یک نفر از بچه ها در سازمان به نام تشکیلاتی &#8221; بهزاد&#8221; اهل تهران بود که کارهای خیاطی مقر را انجام می داد، او نیز در ظهر یکی از تابستان های گرم عراق ، در محل ترابری مقر روی خود بنزین ریخت و خود را به آتش کشید و در دم هم جان باخت، صدای اعتراضی او پس از خاموشی زندگی اش هنوز در خاطرات جداشده ها زنده است و نقل می شود.</p>
<p>قبل از این نیز موارد متعددی از خودکشی اعضا در پادگان اشرف گزارش شده بود. تنها در فاصله 29 تیرماه 91 تا نهم مرداد ماه 2 مورد خودکشی در پادگان اشرف گزارش شد. در یکی از این موارد فردی به نام شمس الله محمدی در اردوگاه اشرف اقدام به خودکشی کرد.<br />
تعدادی از اعضای سازمان به دلیل آنکه از خروج آنان از سازمان جلوگیری می‌شد، اقدام به خودسوزی کردند. علاوه بر این اعضای فرقه به این نتیجه رسیده‌اند که با عضویت در این فرقه تنها عمر خود را به بطالت گذرانده‌اند.</p>
<p>یاسر اکبری نسب یکی دیگر از قربانیان خودسوزی در پادگان اشرف، برای اعتراض به سیاست های استبدادی سازمان و اقامت اجباری در اسارتگاه اشرف بود، داستان یاسر از زبان دوستانش:</p>
<p>بر می گردم به داستان اصلی که می خواهم آن خاطره دردناک را برای شما باز گو کنم. بعد از خلع سلاح، در نشست ها فحش های رکیک اخلاقی و توهین ها شروع شد و هر کسی باید می آمد از خودش گزارش می خواند و بقیه با فحش و ناسزا و تف باران شخصیت او را متلاشی می کردند. این امر برای ما خیلی دردناک بود و هر وقت اسم آن نشست ها می آمد مو بر اندام ما سیخ می شد.</p>
<p>در ایام همان نشست ها بود که در مقر یکان ما که فرمانده اش مژگان زمانی بود دو برادر بودند به اسامی موسی و یاسر که همه قرارگاه عاشق این دو برادر بودند چرا که هر دو برادر بسیار مودب و با وقار بودند. یک روز هیاهوی وحشتناکی تمام قرارگاه را فرا گرفت و همه دیدیم یک لندکروز با سرعت رفت کنار ضلع غرب مقر یکان پشت خاکریز ایستاد و چند نفر از فرماندهان یک جسدی را که معلوم بود سوخته و دیگه تمام کرده توی لندرکروز گذاشتند و رفتند.</p>
<p>سکوتی مهیب در مقر یگانمان حاکم شد و آنروز حتی ده نفر هم برای شام به سالن غذا خوری نیامدند چون با چشمان خودمان دیدیم که یک جسد با آن وضعیت برده شد اما نمی دانستیم کی بوده؟ روز بعد تمام فرماندهان اشرف به سرکردگی مژگان پارسایی ریختند توی مقر یکان ما و مژگان شروع کرد به فحاشی کردن علیه ما ولی کسی جرات نمی کرد حتی نتق بکشد چه رسد به اعتراض و یا نقطه نظری چون ملکه اعظم اشرف بود و باید مثل خدا او را میپرستیدیم.</p>
<p>ماجرا را این گونه شروع کرد که یاسر اکبری نسب خودش را به آتش کشیده و همانجا تمام کرده و این کار فوق العاده خائنانه و اپورتونیستی بوده!! اما نمی گفت که بابا جان این بیچاره برای فرار و خلاص شدن از دست این نشست های وحشتناک فحش و فحاشی بوده که خودش را به آتش کشیده است. داخل پرانتز چیزی را بگویم که یاسر انسانی فوق العاده ماهر و زبر دست بود و بخصوص در زمینه نقاشی انسانی خارق العاده بود چون نقاشی هر شخص را طوری میکشید که انگار ازش عکس گرفته بودند. بگذریم. بعد از صحبت های مژگان فرماندهان باید می آمدند پشت میکروفن در اثبات فحش های ملکه اعظم به یاسر و جسد سوخته اش فحاشی میکردند. به خدا فرماندهان هم که آمدند شروع به فحش و ناسزا گفتن کردند، صدایشان می لرزید چون یاسر کسی نبود که بهش فحش و ناسزا گفته شود چون واقعا همه عاشقش بودند.</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-28700 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/AkbariNasab_Yaser_2.jpg" alt="یاسر اکبری نسب" width="300" height="398" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/AkbariNasab_Yaser_2.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/AkbariNasab_Yaser_2-226x300.jpg 226w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p>خلاصه نشست بعد از چندین ساعت تمام شد ولی آن سکوت سهمگین و دردناک همچنان بر تمامی نفرات از فرمانده گرفته تا پایین ترین نفر همچنان حاکم بود تا یک شب دیدیم بهنام (محمد محدثین) توی برنامۀ ارتباط مستقیم تلویزیون سازمان (سیمای مقاومت) ظاهر شد و این داستان را بیرونی کرد و علیرغم همۀ آن فحاشی ها و ناسزاها و تهمتها و لعنت و نفرینها که مژگان و نوچه هایش به یاسر سوخته جان در داخل تشکیلات و نشست لایه ای که به این منظور برگزار کردند می دادند و حتی بعضی از نوچه هایشان می گفتند جسد او نباید در گورستان اشرف در کنار شهدای مجاهد دفن شود محدثین که صدایش میلرزید و نمی دانست این جنایت را چطور لاپوشانی کند با کلی تمجید و تحسین یاسر و مجاهد شهید خواندن او گفت که او خودش را در اعتراض به محدودیتهایی که آمریکایی ها علیه اشرف برقرار کرده اند به آتش کشیده است!!! در حالیکه آن موقع آمریکایی ها هیچگونه محدودیتی که برای ما ایجاد نکرده بودند بلکه همۀ نقل و انتقالها و اسکورتهای مجاهدین را هم انجام می دادند.</p>
<p>من خودم(نگارنده) با یاسر و موسی ، ماهها در سال 1376 در پذیرش ارتش رجوی ، در سازماندهی پذیرش، ظهرها پینگ پنگ بازی کردم. هردو بخصوص یاسر بسیار اکتیو و پر شور بود، خیلی پر انرژی بود، صداقت و یک رنگی اش به چشم می زد، وقتی خبر خودسوزی او را شنیدم ، واقعا از ته دل به مظلومیت او و زجری که سران تشکیلات بر او وارد کردند و جوانی اش پرپر شد، افسوس خوردم.</p>
<p>البته که رسالت ما بازگوئی جنایات رجوی ها و آگاهی بخشی به نسل جوان است، اما هرگز نباید آن روزهای سیاه و مملو از اختناق و سرکوب در سازمان مجاهدین فراموش شود. امروز هم در آلبانی ، در درون حصارها دهها و صدها انسان شستشوی مغزی شده ، گرفتار دیو اشرف هستند، در غل و زنجیر های اسارت فکری هستند، بیائید برای آزادی تک تک آنها تلاش کنیم و با افشای ماهیت فرقه ای و جنایتکارانه ی این سازمان، قدمی برداریم تا فردا یاسرها ، بهزادها و محسن های دیگری دست به خودسوزی و خودکشی نزنند، شاید فردا دیر باشد . . .</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67223">دست پر سازمان از خودسوزی های اعتراضی در درون تشکیلات</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67223/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خانم رجوی چرا برای خودسوزی های نفرات خود بیانیه ندادید!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67218</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67218#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Nov 2025 04:32:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[رحیم قاسمی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67218</guid>

					<description><![CDATA[<p>در حدود یک هفته پیش، احمد بالدی جوان اهوازی در جریان درگیری با ماموران اجرائیات شهرداری اهواز دست به خودسوزی زد. در همین راستا معاون خدمات شهری شهرداری، شهردارمنطقه 3، معاون شهرداری منطقه 3 و مسئول اجراییات شهرداری اهواز از سمت های خود برکنارشدند و شهردار اهواز استعفا داد و این موضوع از طرف استاندار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67218">خانم رجوی چرا برای خودسوزی های نفرات خود بیانیه ندادید!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در حدود یک هفته پیش، احمد بالدی جوان اهوازی در جریان درگیری با ماموران اجرائیات شهرداری اهواز دست به خودسوزی زد. در همین راستا معاون خدمات شهری شهرداری، شهردارمنطقه 3، معاون شهرداری منطقه 3 و مسئول اجراییات شهرداری اهواز از سمت های خود برکنارشدند و شهردار اهواز استعفا داد و این موضوع از طرف استاندار خوزستان تحت رسیدگی است.</p>
<p>در همین رابطه ارگان های تبلیغاتی تشکیلات مجاهدین خلق که بخاطر ماهیت فرصت طلبانه شان همیشه در صدد سواستفاده از اتفاقات و حوادث در بستر اجتماعی و انعکاس آن با بزرگ نمایی و دروغ پردازی در عرصه مجازی است این بار هم از زبان مریم رجوی برای احمد بالدی اشک تمساح ریخته تا به زعم خود بتواند احساسات مردم اهواز بخصوص جوانان این شهر را تحریک کرده و آنها را به درگیری با نهادهای دولتی و نظامی بکشاند. در همین رابطه مریم عضدانلو (رجوی) طی پیامی از مردم اهواز و بخصوص از جوانان به اصطلاح شورش گر این شهر خواسته است که در حمایت از احمد بالدی که نماد خشم و اعتراض ملت است به خیابانها بریزند. مریم رجوی که این چنین برای احمد بالدی فریب کارانه یقه چاک می دهد عمد دارد خود را به فراموشی بزند که چگونه در چندین مورد اعضای معترض و خواهان جدایی که با درخواست جدایی آنها موافقت نشد و به انتقال به زندان تهدید شدند در قرارگاههای اشرف و بدیع در منطقه ابوغریب دست به خودسوزی زدند. یکی از این موارد رحیم قاسمی نژاد با نام مستعار رسول بود.</p>
<p>وی در سال 63 در منطقه کردستان عراق بهنگام کار با یک بمب دستی و انفجار آن بینایی دوچشم خود را از دست داد. وی برای درمان به فرانسه اعزام شد، ولی معالجات موثر واقع نشد. در جریان ازدواج تشکیلاتی مریم رجوی با مسعود رجوی در منطقه اور پاریس وی را به مراسم آورده بودند تا به مسعود و مریم ازدواج شان را تبریک بگوید و تبلیغات کنند که حتی اعضایی که در جریان عملیات چشمان خود را از دست داد از این اقدام حمایت کرده است. در سال 65 بدنبال انتقال مقر رجوی از پاریس به بغداد رحیم قاسمی نژاد هم به عراق اعزام شد، و در طبقه چهارم دفتر اصلی مجاهدین خلق موسوم به جلال زاده در منطقه الکراده مستقرشد تا با توجه به مسئله دار شدنش از نزدیک تحت نظر باشد. عباس داوری مسئول روابط خارجی این سازمان در بغداد یکی از مسئولین بالای تشکیلات بنام حسین داعی الاسلام با نام مستعارعلی قادری را بعنوان مسئول مستقیم وی در نظر گرفته بود.</p>
<p>بعد از عملیات موسوم به فروغ جاویدان که به بخش روابط خارجی در بغداد منتقل شده بودم بعد از یک هفته مسئولیت تشکیلاتی رحیم قاسمی نژاد به من واگذار شد، وعباس داوری در جریان ابلاغ این مسئولیت به من تاکید کرد که رسول بلحاظ تشکیلاتی وضعیت نرمالی ندارد و بشدت مسئله دار شده است باید موضوع مسئله داری او را حل کنی!</p>
<p>در محل استقرار رحیم یک دستگاه تایپ مخصوص افراد نابینا گذاشته شده بود تا بتواند تناقضات خود در رابطه با تشکیلات را روزانه گزارش کند. رسول گزارشات خود را مستقیم به من می داد تا بدست عباس داوری برسانم. وی گاها تا 10 گزارش را تایپ و بدست من می داد. عمده گزارشاتی که می نوشت افسوس خوردن بخاطر از دست دادن چشمانش در عملیات بود. وی همچنین نسبت به اعزامش از فرانسه به عراق مسئله دارشده و خواهان بازگشت به فرانسه بود.</p>
<p>با گذشت زمان رحیم نسبت به خط و خطوط مجاهدین خلق معترض شد و مسعود رجوی را بخاطر عملیات موسوم به فروغ جاوویدان که طی آن بسیاری از اعضا را بدون بدست آوردن هیچ نتیجه ای به کشتن داد را زیر سوال می برد.</p>
<p>افزایش مسئله داری رحیم قاسمی نژاد و درخواست های مکرر او برای اعزام به فرانسه باعث شد که عباس داوری مسول روابط خارجی بغداد از ترس اینکه مبادا یک وقت رسول فکر فرار در بغداد به سرش بزند وی را به بخش روابط قرارگاه اشرف منتقل نمود. در قرارگاه اشرف مسئولیت تشکیلاتی، رسول به یکی از اعضای سرسپرده رجوی بنام علی امامی سپرده شد. چند ماه بعد که موضوع مسئله داری رحیم شدت گرفته بود و دیگر در هیچ یک از نشست ها شرکت نمی کرد به درخواست علی امامی در ستاد قرارگاه اشرف یک نشست جمعی بزرگ با شرکت تمامی اعضای این قرارگاه تشکیل شد، در این نشست که نزدیک به 4 ساعت طول کشید عوامل سرسپرده رجوی ضمن دادن فحش و ناسزا به رحیم حمله کردند که بر اثر مشت یکی از همین نفرات دهان رسول بشدت زخمی و خونین شد ودگمه های پیراهن او کنده شد. دوروز بعد رحیم قاسمی نژاد ساعت 5 صبح و در حالیکه هنوز مارش بیدار باش قرارگاه زده نشده بود خودش را به نزدیک مخزن سوخت در پارکینگ رساند و با ریختن بنزین و کشیدن فندک خود را به آتش کشید. بعد از مشاهده شدن زبانه های آتش نفرات انتظامات درب و افسران اطلاعات وعملیات بسمت وی رفتند که براثر شدت جراحت جان خود را از دست داد. عوامل سرسپرده رجوی بلافاصله پیکر سوخته رسول را بریک خودرو جیب لندکروز گذاشته و از قرارگاه اشرف خارج کردند.</p>
<p>از آن تاریخ دیگر کسی از وضعیت رسول اطلاعی نداشت و مشخص نشد وی را در کجا بخاک سپرده اند. آن روز مریم رجوی برای رسول اطلاعیه ای نداد! وخواهان رسیدگی به علت خودسوزی وی نشد! وبا او همدردی نکرد! وقلبش جریحه دار نشد!</p>
<p>مریم رجوی آن روز نگفت رحیم قاسمی نژاد نماد خشم و اعتراض اعضایی است که ده ها سال است که زیر شدیدترین ستم سرکوب رجوی از ابتدایی ترین حقوق خود محروم شده اند!</p>
<p>خودسوزی و مرگ رحیم و دهها موارد نظیر او بخوبی ماهیت پلید مریم رجوی و فرصت طلبی او را در افکار عمومی افشا و برملا می سازد و به عینه اثبات می کند که مریم رجوی بجز به منافع خفیف وخائنانه خود به هیچ جیز دیگر فکر نمی کند و جان انسانها پشیزی برای او ارزش ندارد.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67218">خانم رجوی چرا برای خودسوزی های نفرات خود بیانیه ندادید!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67218/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دستور تشکیلاتی به اعضا مجاهدین برای خودسوزی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65674</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65674#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 07:15:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[17 ژوئن 2003]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65674</guid>

					<description><![CDATA[<p>در آخرین روزهای خرداد 1382 به ما گفته شد در سالن غذاخوری جمع شویم. وجیه کربلایی که فرمانده مقر ما بود شروع به صحبت کرد و گفت مریم رجوی در فرانسه دستگیر شده است. این خبر برای همه بسیار عجیب بود، از حالت افراد می شد فهمید سوال همه این است که مگر مریم رجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65674">دستور تشکیلاتی به اعضا مجاهدین برای خودسوزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در آخرین روزهای خرداد 1382 به ما گفته شد در سالن غذاخوری جمع شویم. وجیه کربلایی که فرمانده مقر ما بود شروع به صحبت کرد و گفت مریم رجوی در فرانسه دستگیر شده است.</p>
<p>این خبر برای همه بسیار عجیب بود، از حالت افراد می شد فهمید سوال همه این است که مگر مریم رجوی در عراق نیست؟</p>
<p>علت مبهوت ماندن نیروها این بود که چند ماه قبل و در آخرین نشست عمومی رجوی که مدت کوتاهی قبل از حمله آمریکا به عراق برگزار شده بود، مریم رجوی در مقابل پیشنهاد خروج از عراق طوری وانمود می کرد که به هیچ وجه حاضر به خروج از عراق نیست و در جواب این پیشنهاد گفته بود می خواهد در جلوی ستون نیروهای مجاهدین خلق برای حمله به ایران حضور داشته باشد. اما حالا خبر دستگیری او را در فرانسه یعنی چند هزار کیلومتر دورتر از عراق به ما می دادند!</p>
<p>طبق معمول، مسئولین هیچ توضیحی درباره این تناقض ندادند اما به دو دلیل مجبور بودند این خبر را به ما بگویند. اول اینکه این خبر قابل کتمان کردن نبود خصوصاً اینکه بعد از سرنگونی صدام، چفت و بست های تشکیلاتی شل شده بود و ارتباطات غیر تشکیلاتی بین اعضایی که به هم اعتماد داشتند زیاد شده و اخبار را به هم می رساندند.</p>
<p>دوم اینکه رجوی و سران تشکیلات می خواستند برای سوء استفاده های تبلیغی و ایجاد فشار سیاسی بر دولت فرانسه از طریق آمریکا، از بین نیروهای شان در عراق قربانی بگیرند یعنی کاری کنند که تعدادی از اعضا در عراق دست به خودسوزی بزنند.</p>
<p>وجیهه کربلایی در ادامه صحبت هایش گفت برای آزادی مریم رجوی باید فشار سیاسی را بر دولت فرانسه زیاد کنیم و به این منظور &#8220;چنانچه کسی درخواست انجام عملیات خودسوزی دارد آن را مکتوب بنویسد و به مسئول خود بدهد.&#8221; وی همچنین گفت که قرار است برای اعتراض در خیابان اصلی قرارگاه موسوم به خیابان 100 تجمع کنیم تا آمریکایی ها اعتراض ما را بشنوند و آن را به دولت فرانسه منتقل کنند.</p>
<p>آن روز فهمیدیم که مریم رجوی برای حفظ جان خود، قبل از حمله آمریکا به عراق اعضای تشکیلات را در عراق تنها گذاشت و یواشکی و مخفیانه برای آن که جنگ خطری برای او نداشته باشد به فرانسه گریخت. حالا هم که دستگیر شد برای آزاد شدنش از جان اعضای تشکیلات مایه می گذارد.</p>
<p>از روز بعد خبرهایی از خودسوزی نفرات مجاهدین در فرانسه و چند کشور دیگر می رسید که 2 نفر از آنها به نام های «صدیقه مجاوری» و «ندا حسنی» بر اثر شدت جراحات کشته شدند. یکی از تشابهات مجاهدین خلق با داعش بی ارزش بودن جان انسان ها برای رهبر گروه و انجام اقدامات فجیع برای حفظ رهبر گروه می باشد. وقتی مریم رجوی در فرانسه دستگیر شد، رجوی و دیگر سران تشکیلات برای خارج کردن او از زندان تمام روش هایی که ممکن بود را بکار بردند که یکی از آنها انجام عمل فجیع خودسوزی توسط اعضای مجاهدین خلق بود.</p>
<p>دو هفته از دستگیری مریم رجوی گذشت و خوشبختانه خبری از خودسوزی در اشرف نشد. با اینکه گفته بودند افراد درخواست انجام عملیات خودسوزی را بنویسند و قصد داشتند در قرارگاه اشرف هم عده ای این کار را بکنند اما موج نفرتی که حاصل خودسوزی های انجام شده در اروپا برانگیخته بود به ضرر مجاهدین تمام شد. این امر موجب گردید که رجوی از انجام خودسوزی ها بیشتر دست بکشد.</p>
<p>خودسوزی ها اگرچه موجب شده بود که مردم اروپا تا حدی با چهره وحشی مجاهدین خلق آشنا بشوند اما تاثیر خودش را روی معادلات سیاسی هم گذاشته بود و مریم رجوی سوار بر بدن های سوخته افرادی که به دستور تشکیلاتی اقدام به خودسوزی کردند، در تاریخ 12 تیر 1382 از زندان آزاد شد.</p>
<div id="attachment_31203" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-31203" class="wp-image-31203 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Self_Immolation_MKO_2.jpg" alt="خودسوزی" width="500" height="310" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Self_Immolation_MKO_2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Self_Immolation_MKO_2-300x186.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-31203" class="wp-caption-text">تصاویری از صحنه های خودسوزی اعضای مجاهدین خلق</p></div>
<p>رجوی در حالی نیروهای مجاهدین را با خودسوزی به دامن مرگ می فرستاد که مریم رجوی تحمل دو هفته زندان را هم نداشت. اگرچه رجوی ها با ریاکاری منکر این هستند که خودسوزی اعضا با دستور تشکیلاتی صورت گرفته است اما هر کس با مجاهدین خلق آشناست به خوبی می داند که در این تشکیلات هیچ عضوی اجازه و امکان انجام کار خود به خودی را ندارد. چطور هنگام تبلیغات و تعریف از خود که می شود رجوی ها مدعی هستند که تشکیلات آهنین دارند اما به اینجا که می رسد طوری وانمود می کنند که گویا اعضا خودشان تصمیم به خودسوزی گرفته اند؟ اقدام به خودسوزی دقیقاً با فرمان تشکیلاتی صورت گرفت. در همان زمان «شهرزاد صدر حاج سید جوادی» که در سال های 74 تا 76 مسئول اول مجاهدین خلق و در سال 1382 مسئول دفتر مریم رجوی بود به کلیه اعضای سازمان دستور داده بود که آماده انجام عملیات خودسوزی باشند. این فرمان در بولتن داخلی مجاهدین نیز درج شده بود و در تابلوی اعلانات سالن غذاخوری نصب گردیده بود.</p>
<p>علاوه بر این رجوی بارها در نشست های مختلف گفته بود &#8220;اگر در اروپا بخواهند کاری علیه ما بکنند آنقدر عملیات خودسوزی راه می اندازیم که دست شان بسته شود&#8221; (نقل به مضمون).</p>
<p>رجوی ها اعضای تشکیلات را مانند برده و ابزار می بینند و هیچ ارزشی برای آنان قائل نیستند و هر کجا و به هر شکلی که بخواهند جان آنان را می گیرند. یک عده را با فرستادن به عملیات تروریستی کشتند، عده ای را با فرستادن برای خودسوزی کشتند و عده ای دیگر را با ممانعت از رسیدگی های پزشکی به کشتن دادند.</p>
<p>آنچه رجوی ها با مردم ایران، مردم عراق و اعضای تشکیلات خودشان کرده اند به خوبی نشان می دهد که آنها جز کشتن و ترور و وحشی گری کار دیگری بلد نیستند.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65674">دستور تشکیلاتی به اعضا مجاهدین برای خودسوزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65674/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سالگرد خروج خفت بار مریم رجوی از زندان فرانسه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65665</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65665#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Jul 2025 07:31:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[17 ژوئن 2003]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65665</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از سرنگونی صدام در فروردین سال 82 همه اعضای سازمان در این فکر بودیم که سالها از سرنگونی رژیم ایران دور افتادیم. با خودمان می اندیشیدیم که باید سالیان در خاک عراق باز برای سرنگونی انتظار بکشیم و باید هر ساله به وعده های سرنگونی رجوی سرگرم باشیم. رجوی در آخرین حضورش در میان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65665">سالگرد خروج خفت بار مریم رجوی از زندان فرانسه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از سرنگونی صدام در فروردین سال 82 همه اعضای سازمان در این فکر بودیم که سالها از سرنگونی رژیم ایران دور افتادیم. با خودمان می اندیشیدیم که باید سالیان در خاک عراق باز برای سرنگونی انتظار بکشیم و باید هر ساله به وعده های سرنگونی رجوی سرگرم باشیم.</p>
<p>رجوی در آخرین حضورش در میان اعضا عنوان کرده بود که در موقع حمله به ایران در کنار نیروهایش خواهد بود و خودشان جلودار ارتش می باشند!</p>
<p>این توهمات باعث شده بود که فکر کنیم دیگر کار حکومت تمام است و ماندن در عراق به پایانش رسیده است. ولی این توهماتی بود که رجوی با فریبکاری و شیادی قصد فریب اعضا را داشت و اینکه از قبل مشخص کرده بود مریم باید از عراق فرار کند.</p>
<p>همه اعضای سازمان از اینکه رجوی دستور حرکت و پیشروی نداده ناراحت بودند و بعد هم جریان تسلیم شدن در مقابل نیروهای آمریکایی و خلع سلاح شدن همه مزید بر علت شد تا اعضا دچار تنافضاتی شوند که مسئولین سازمان هم نمی توانستند آنرا جمع کنند.</p>
<p>از طرف دیگر خبری از رجوی نبود. بعد از تسلیم شدن رجوی عنوان داشت من شما را به راحتی بدست نیاوردم که به راحتی از دست بدهم و ً&#8230; . همه این حرفهای رجوی دروغی بیش نبود چون وی از قبل نقشه فرستادن مریم به فرانسه را کشیده بود. هنوز کسی خبری از مریم رجوی نداشت تا اینکه در تاریخ 27 خرداد 82 برابر با 17 ژوئن 2003 خبری همه را شوکه کرد و آن خبر دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه بود در این جریان تعداد زیادی از مسئولین سازمان و مقدار زیادی هم پول بدست آوردند.</p>
<p>این خبر باعث شد همه اعضای سازمان و حتی مسئولین دچار تناقض شوند. آینده سازمان چه خواهد شد یعنی به عبارت سازمانی واو شده بودند و دیگر کسی رمقی برای حرف زدن و توانی برای کار کردن نداشت.</p>
<p>اما این همه داستان نبود. در نشست های علمیات جاری تناقضاتی که از ذهن افراد بیرون می زد بسیار دردناک بود. بطور مثال چرا مریم رجوی به جای اینکه در کنار نیروهایش باشد جان خود را از خطر در برده است، مگر خون وی رنگین تر از بقیه بوده که در رفته است. مگر رجوی اعلام نکرده بود که در کنار نیروهای ارتش خواهد بود ولی در لحظه خطر فرار کرده بود و انبوهی تناقض که مسئولین زن سازمان توان جواب دادن به اعضا را نداشتند تا اینکه خبری باز همه را شوکه کرد و آن هم خبر خودسوزی تعدادی از اعضای سازمان در فرانسه بو.د چون سعی می کردند با این شیوه دولت فرانسه را مجبور کنند مریم رجوی را آزاد کنند و از آنجایی که اعضای سازمان به خاطر مغزشویی های مستمر توان تصمیم گیری نداشتند دست به خودسوزی زدند و خودشان را فدای زنی نمودند که از عراق فرار نموده بود .</p>
<p>مسئولین سازمان برای اینکه غائله تناقضات اشرف را جمع کنند دستور دادند وقتی اعضای سازمان در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی خودسوزی می کنند ما هم برای حمایت از مریم رجوی باید در اشرف دست به خودسوزی بزنیم تا دولت فرانسه مجبور شود مریم رجوی را آزاد کند. البته این فریبکاری مسئولین راه به جایی نبرد و دستور از راه رسید که همه افراد باید درخواست خودسوزی نوشته و به مسئولین خود بدهند چون مریم رجوی از ما انتظار دارد این کار انجام گیرد باید به این نکته هم اشاره کنم دستور خودسوزی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی به درخواست مریم رجوی بود چون فکر می کرد با این شیوه می تواند از زندان آزاد شود.</p>
<p>تعدادی از کاسه لیسان رجوی اقدام به نوشتن درخواست خودسوزی نمودند ولی بقیه اعضای سازمان هیچ اعتقادی به این کار نداشتند و سئوال شان این بود وقتی مریم رجوی خودش فرار کرده چرا باید جانمان را در راهش بدهیم او که تحمل سختی در عراق را نداشت و بدون اینکه به کسی بگوید و این گونه مخفیانه فرار نموده چه نیازی است خودمان را فدا کنیم و این گونه بعد از چند روز فشار مسئولین عملاٌ این طرح با شکست مواجه شد و به صرف اینکه باید دست به اعتصاب غذا بزنیم اکتفا نمودند. البته اعتصاب غذا هم در اشرف خودش داستانی دارد و همه افراد فقط در جلوی دوربین تظاهر به اعتصاب می کردند و چون به خلوت می رفتند شکم شان را پر می کردند تا روز بعد شوی دیگری را برگزار و چهره شان را غمگین نشان بدهند.</p>
<p>مسئولین سازمان برای اینکه شکست خود در مورد درخواست خود سوزی را بپوشانند عنوان داشتند چون خودسوزی در اشرف رسانه ای نمی شود و نمی توان به دولت فرانسه فشار آورد، این طرح کنار گذاشته می شود. این طرح فریبکارانه کنار گذاشته شد</p>
<p>باید به این نکته اشاره کرد مریم رجوی بعد از آزادی از زندان عنوان داشت وی دستور خودسوزی نداده! ولی ما که در اشرف بودیم شاهد حرفهای مسئولین زن بودیم که خودسوزی دستور تشکیلاتی است یعنی اینکه این دستور از طرف رهبران سازمان داده شده است و باید برای آزادی مریم رجوی اقدام به خودسوزی کرد.</p>
<p>مریم رجوی بعد از آزاد شدن از زندان که مدت چند روز هم بیشتر نبود مانند کسی که سالیان در زندان مقاومت کرده باشد چهره اش را این گونه نشان داد البته هر کجا صحبتی از نام رجوی و اقوامش می شود باید در جایگاه تعریف و تمجید قرار بگیرند از منیره رجوی که در زندان توبه کرد تا کاظم رجوی که با ساواک همکاری می کرد و یا زن اول رجوی که در جریان درگیری کشته شد از عنوان های قهرمان و &#8230; یاد می شد و مریم رجوی هم باید با نام قهرمان از وی یاد می شد تا با جار و جنجال و شانتاژ روی فرار مریم رجوی از عراق خاک بپاشند.</p>
<p>مریم رجوی هر ساله، خروج خفت بارش اززندان فرانسه را با صرف هزینه های هنگفت جشن می گیرد. او لابی های پولی خود را جمع می کند تا اندر باب فداکاری مریم به روده درازی بپردازند تا بتوانند پول بیشتری بدست بیاورند.</p>
<p>مریم رجوی چرا حاضر نشد برای فرار از عراق پاسخگو باشد وقتی اعضا هم سئوال می کردند به عنوان مرز سرخ دهان افراد را می بستند تا دیگر کسی وارد مقوله فرار مریم نشود.</p>
<p>هر چقدر مریم رجوی می خواهد اندر باب پیروزی لغز بخواند و جیغ بنفش بکشید و مشتی از افراد بی کار و پیرو پتال را دور خود جمع کند ولی مردم ایران به خوبی ماهیت ضد ایرانی شان را شناختند و هرگز جایی در ایران ندارند و عاقبت مانند بقیه ستمگران در پستی و ذلت خواهند مرد.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65665">سالگرد خروج خفت بار مریم رجوی از زندان فرانسه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65665/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افتضاح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65459</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65459#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Jun 2025 11:06:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[17 ژوئن 2003]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65459</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال 2003 روز 17 ژوئن خبری از سیمای آزادی پخش گردید مبنی بر اینکه پلیس فرانسه در پاریس به دفاتر سازمان و پایگاه های آنان حمله نموده و در این تهاجم مریم رجوی به همراه 165 نفر دیگر از اعضا و کادرهای سازمان دستگیر و بازداشت شدند. ما اعضای سازمان که این خبر را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65459">افتضاح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال 2003 روز 17 ژوئن خبری از سیمای آزادی پخش گردید مبنی بر اینکه پلیس فرانسه در پاریس به دفاتر سازمان و پایگاه های آنان حمله نموده و در این تهاجم مریم رجوی به همراه 165 نفر دیگر از اعضا و کادرهای سازمان دستگیر و بازداشت شدند. ما اعضای سازمان که این خبر را از سیمای سازمان گوش می کردیم شوکه شدیم اصلاً انتظار نداشتیم در آستانه حمله آمریکا به عراق ، مریم رجوی به همراه تعدادی از کادرهای بالا خاک عراق را ترک کرده باشند، این تناقض به ذهن اعضا زد که چرا باز هم در شرایط سخت، مسئولین رده بالا شانه خالی کردند و پا به فرار گذاشتند! این تناقض در بین اعضای سازمان موج می زد، اما من این تناقض را نداشتم.</p>
<p>می گفتم به نظرم کار خوبی کردند اگر ما مثلاً نابود شدیم کسانی باشند که راه ما را ادامه دهند. برای خودم توجیه داشتم به نظرم منطقی بود این را در گزارشم به مسئولین هم گفته بودم و گفتم فقط یک ایراد داشت ایرادش این بود چرا به ما اطلاع ندادند؟ وقتی در پاریس مستقر شدند جا داشت به ما در یک نشستی این خبر را می دادند. از پنهان کاری که شده بود گلایه داشتم در واقع این عمل را یک نوع فریب می دیدم. بی شک بی اعتمادی اعضای سازمان نسبت به رهبری و سازمان بالا گرفته بود که به ضرر تشکیلات تمام گردید. بعد از خبر دستگیری مریم رجوی و تعدادی از کادرهای سازمان ، چهره های نفرات را می دیدم یک خوشحالی در درون آنها موج می زد علت این خوشحالی یک چیز بیش نبود به دلیل فشارهای تشکیلاتی و روحی و روانی که به اعضای سازمان وارد شده بود احساس می کردند این فشار دیگر از روی آنان کاسته می شود و در عمل هم همین شد.</p>
<p>سازمان در واکنش به این دستگیری ها یک دستور تشکیلاتی صادر کرد. اعضای خود در اروپا را وادار کردند که در اعتراض به این دستگیری ها دست به خودسوزی بزنند. هدف تحت فشار گذاشتن دولت فرانسه بود در نتیجه تعدادی از اعضای سازمان در مقابل چشمان شهروندان اقدام به خودسوزی کردند و ناگزیر دولت فرانسه مریم رجوی و سایر کادرهای سازمان را آزاد کرد.</p>
<p>اما این اقدام نتیجه معکوس داد. بر خلاف پیش بینی رهبران سازمان، افکار عمومی و مردم اروپا و دیگر کشورها واکنش منفی نشان دادند و موجی از انزجار و تنفر را بر انگیخت که در نتیجه سازمان مدعی شد این حرکت ها و خودسوزی ها خودجوش و خود به خودی صورت گرفته و اعضای سازمان با دستور تشکیلاتی دست به خودسوزی نزده اند و در مورد درخواست خودسوزی در اشرف که خود داستانی تکراری است و با فشار تشکیلاتی سعی داشتند که از اعضای امضا درخواست خودسوزی بگیرند که این کارشان هم با شکست مواجه شد و اعضای سازمان در اشرف تن به این کار ندادند.</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65459">افتضاح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ و دستگیری مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65459/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فدایی فرقه؛ روایت تلخ انتحار و خودسوزی در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65372</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65372#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Jun 2025 06:35:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65372</guid>

					<description><![CDATA[<p>در طول تاریخ معاصر، کمتر سازمانی را می‌توان یافت که با بهره‌گیری از تکنیک‌های مغزشویی، اعضای خود را به مرز نابودی فیزیکی رسانده باشد؛ سازمانی که در پس ظاهر پر زرق‌ و برق «مبارزه برای خلق»، روح و روان پیروانش را در اسارت نگه می‌دارد و به آنان می‌آموزد که مرگ، نه برای هدفی انسانی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65372">فدایی فرقه؛ روایت تلخ انتحار و خودسوزی در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در طول تاریخ معاصر، کمتر سازمانی را می‌توان یافت که با بهره‌گیری از تکنیک‌های مغزشویی، اعضای خود را به مرز نابودی فیزیکی رسانده باشد؛ سازمانی که در پس ظاهر پر زرق‌ و برق «مبارزه برای خلق»، روح و روان پیروانش را در اسارت نگه می‌دارد و به آنان می‌آموزد که مرگ، نه برای هدفی انسانی بلکه برای بقای رهبری مطلقه، نوعی فضیلت است. این دقیقاً همان چیزی‌ست که در رفتارهای سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و رهبران آن، به‌ویژه در دو دهه گذشته، به‌روشنی دیده می‌شود.</p>
<p>نکته‌ای بسیار حائز اهمیت آن است که برخلاف تصور برخی تحلیل‌گران، سازمان مجاهدین خلق در زمینه ترویج و اجرای عملیات‌های انتحاری، نه یک پیرو بلکه پیشگام بوده است. آنچه امروز در عملکرد گروه‌هایی مانند داعش و القاعده به‌عنوان «الگوی انتحار» شناخته می‌شود، سال‌ها پیش از ظهور این گروه‌ها توسط فرقه رجوی در دهه ۶۰ شمسی به‌کار گرفته شده بود؛ آن هم نه صرفاً برای مقابله با دشمن نظامی، بلکه علیه شخصیت‌های مذهبی، نمازگزاران، مردم عادی و مسئولان نظام جمهوری اسلامی.</p>
<p>در واقع، سازمان در ترسیم چهره‌ای افراطی از «وفاداری مطلق» به رهبری خود، گامی فراتر از عملیات انتحاری برداشته و شیوه‌ای نوین‌تر، رعب‌انگیزتر و عاطفی‌تر به‌نام «خودسوزی» را به‌کار گرفت؛ شیوه‌ای که در آن فرد نه به‌دنبال هدف‌گیری دشمن، بلکه در یک نمایش کاملاً تبلیغاتی، خویشتن را می‌سوزاند تا مظلوم‌نمایی کند و فشار سیاسی بر دولت‌ها وارد آورد.</p>
<p>این متد نوظهور در سال ۲۰۰۳، با خودسوزی ندا حسنی و دیگر اعضای فریب‌خورده، نقطه عطفی در تاریخ فرقه‌گرایی نوین معاصر به‌شمار می‌آید؛ چراکه مرگ دیگر ابزاری برای مبارزه نبود، بلکه به وسیله‌ای برای بقای فرقه و جلب ترحم رسانه‌ای بدل شد.</p>
<h3>عملیات انتحاری علیه علما و روحانیون در دهه ۶۰</h3>
<p>پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، سازمان به‌ سرعت به رویارویی با نظام نوپای جمهوری اسلامی برخاست. در فهرست اقدامات تروریستی آن، نام صدها شخصیت مذهبی، نظامی و سیاسی دیده می‌شود. از جمله:</p>
<p>&#8211; ترور شهید آیت‌الله صدوقی (امام جمعه یزد) در ۱۱ تیر ۱۳۶۱ توسط یک عنصر انتحاری سازمان.<br />
&#8211; ترور شهید آیت‌الله اشرفی اصفهانی (امام جمعه کرمانشاه) در ۲۳ مهر ۱۳۶۱.<br />
&#8211; ترور شهید آیت‌الله مدنی (امام جمعه تبریز) در ۲۰ شهریور ۱۳۶۰، که با کمربند انفجاری و توسط یک نوجوان فریب‌خورده صورت گرفت.</p>
<p>این عملیات‌ها نه‌ تنها الگوی اولیه‌ای از ترورهای انتحاری بودند، بلکه نشان‌ دهنده میزان نفوذ ایدئولوژی مرگ‌ طلب در اعضای فرقه بود؛ جایی که فرد فریب‌خورده خود را به مثابه وسیله‌ای برای تحقق آرمان رهبران سازمان تصور می‌کرد.</p>
<h3>خودسوزی‌های سازمان‌یافته؛ فرانسه ۲۰۰۳</h3>
<p>نمونه‌ای تکان‌دهنده‌تر از عملیات‌های انتحاری، به ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ باز می‌گردد. در پی دستگیری مریم رجوی در حومه پاریس توسط پلیس فرانسه به اتهام پول‌شویی و فعالیت‌های تروریستی، سازمان اقدام به فراخوان اعضای خود برای خودسوزی اعتراضی کرد. در این میان، چند تن از اعضا در کشورهای مختلف از جمله فرانسه، آلمان و سوئیس، اقدام به خودسوزی کردند.</p>
<p>&#8211; ندا حسنی، دختری ۲۵ ساله که در برابر سفارت فرانسه در لندن، خود را به آتش کشید و جان سپرد.<br />
&#8211; صادق شرفکندی و ندا رستمی نیز در جریان همین اعتراضات اقدام به خودسوزی کردند؛ برخی از آن‌ها جان باختند و برخی دیگر دچار سوختگی‌های شدید شدند.</p>
<p>این اقدام‌ها، نه به‌ عنوان تصمیمی فردی، بلکه در پی فرمان مستقیم رهبران سازمان و به‌ ویژه مهدی ابریشمچی و شخص مریم رجوی صورت گرفت. شهادت‌هایی که بعدها توسط اعضای جداشده منتشر شد، پرده از این حقیقت برداشتند که افراد در یک حالت هیجانی و تحت تلقین، به اجرای «اعتراض سوزان» تشویق شدند.</p>
<h3>جمع‌بندی</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق، در مسیر پر پیچ‌ و خم خود، با تکیه بر تکنیک‌های فرقه‌ای و استفاده از آموزه‌های مرگ‌طلبانه، اعضای خود را نه به سوی زندگی و رهایی، بلکه به سوی نیستی سوق داده است. از انتحارهای سال‌های آغازین انقلاب تا خودسوزی‌های پاریس، همه و همه بیانگر این حقیقت تلخ است که فرقه رجوی، بیش از آن‌ که «سازمان نجات‌بخش خلق» باشد، ماشین مرگی‌ست در خدمت بقاء رهبری مطلق‌گرای آن.</p>
<p>امید است با آگاه‌سازی مستمر، زمینه‌های فریب نسل‌های آینده توسط این فرقه تضعیف و در نهایت از بین برود.</p>
<p>عباس جعفری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65372">فدایی فرقه؛ روایت تلخ انتحار و خودسوزی در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65372/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بابت خودسوزی نکردن برای مریم از مسعود طلب بخشش کردم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62458</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62458#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Oct 2024 12:13:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا ترابی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62458</guid>

					<description><![CDATA[<p>در میان گروه‌های تروریستی و فرقه‌های مخربی که از تاکتیک خودسوزی و عملیات انتحاری برای پیشبرد اهدافشان استفاده می‌کنند، متاسفانه مجاهدین خلق کمتر شناخته شده‌اند. پیش از آنکه القاعده و داعش زنان و جوانان را برای ارتکاب به اعمال تروریستی شستشوی مغزی بدهند، سازمان مجاهدین خلق از این تاکتیک استفاده می‌کرد. در حقیقت همه رهبران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62458">بابت خودسوزی نکردن برای مریم از مسعود طلب بخشش کردم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در میان گروه‌های تروریستی و فرقه‌های مخربی که از تاکتیک خودسوزی و عملیات انتحاری برای پیشبرد اهدافشان استفاده می‌کنند، متاسفانه مجاهدین خلق کمتر شناخته شده‌اند. پیش از آنکه القاعده و داعش زنان و جوانان را برای ارتکاب به اعمال تروریستی شستشوی مغزی بدهند، سازمان مجاهدین خلق از این تاکتیک استفاده می‌کرد.</p>
<p>در حقیقت همه رهبران گروه‌های افراطی برای مجاب کردن اعضای خود به چنین رفتارهایی و نفوذ بر ذهن آنها از طرحواره نقص و شرم پیروان خود سوء استفاده می‌کنند. کارکرد این مکانیزم را در توییت اخیر محمدرضا ترابی، کودک سرباز سابق مجاهدین خلق، می‌توان به خوبی مشاهده کرد. او به یکی از سرفصل‌های مهم در سوابق مریم رجوی اشاره می‌کند. خودسوزی‌های اعضای مجاهدین خلق در کشورهای اروپایی برای اعتراض به دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه در سال 2003، نمود روشنی از افراطی‌گری و تعصب فرقه‌ای در تشکیلات مجاهدین خلق بود.</p>
<p>هرچند که پیش از آن اعضای مجاهدین خلق بارها در بمب‌گذاری‌های انتحاری جان خود را فدای رهبران و هدف تشکیلات کرده بودند اما وقایع دلخراش تابستان 2003 و صحنه‌های هولناک زنده زنده سوختن اعضای مجاهدین خلق در معابر عمومی شهرهای اروپایی، اندکی توجه جامعه جهانی را به این فرقه مخرب جلب کرد. در پی خودسوزی ها دو زن جوان مجاهد به نام‌های ندا حسنی و صدیقه مجاوری کشته شدند و چند مجاهد دیگر دچار نقص عضو ناشی از سوختگی‌ها شدند.</p>
<p>محمدرضا ترابی در آن زمان چند سالی بود که به عنوان کودک سرباز به خدمت ارتش مجاهدین خلق درآمده و ساکن کمپ اشرف در عراق بود. او درباره آن برهه حساس در سوابق فرقه رجوی، می‌نویسد:</p>
<div id="attachment_62460" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-62460" class="wp-image-62460 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Torabi-Twitt-202410-4.jpg" alt="توییت ترابی" width="600" height="312" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Torabi-Twitt-202410-4.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Torabi-Twitt-202410-4-300x156.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-62460" class="wp-caption-text">توییت محمد رضا ترابی</p></div>
<p>&#8221; مجاهدین از محدود گروه‌هایی هستند که اعضاشون دست به عملیات‌های انتحاری و خودسوزی زدند. یادمه که در سال ۲۰۰۳ که مریم رجوی تو فرانسه دستگیر شده بود و بحث استردادش مطرح بود، تعدادی از مجاهدین دست به خودسوزی زدند تا روی دولت فرانسه فشار بیارن تا رجوی رو آزاد کنه. به ما هم که تو کمپ اشرف بودیم گفتند که مکتوب درخواست خودسوزی بدیم و اعلام آمادگی کنیم. من این کار رو نکردم ولی یادمه تا چند سال احساس شرم داشتم که جون خودم رو مهم‌تر از جون مریم دونستم. دست آخر در یک نشست جمعی با مسعود رجوی رفتم پشت میکروفن و به نوعی ازش طلب بخشش کردم.&#8221;</p>
<p>شرمساری محمدرضا و احتمالا بسیاری دیگر از همرزمانش در آن دوران، ناشی از رفتار مسعود رجوی به عنوان شخص اول فرقه است. خودشیفتگی از خصوصیت اصلی رهبران فرقه‌هاست. بنا به پژوهش‌های روانشناختی، فرد خودشیفته با ایجاد احساس شرمساری در پیروان خود، کنترل خود را بر آنها حفظ می‌کند. در حقیقت ایجاد حس شرمساری در پیروان وسیله‌ای برای وابسته نگه داشتن آنها به رهبری است. رهبران خودشیفته فرقه‌های مخرب همچون مسعود رجوی، با ایجاد وابستگی مازوخیستی در افراد اطراف خود، آسیب‌های روانی شدیدی به آنها وارد می‌کنند.</p>
<p>از سوی دیگر برای گروه‌های تروریستی و فرقه‌های مخرب، خودسوزی و عملیات انتحاری از کم‌هزینه‌ترین تاکتیک‌ها در راه مبارزه هستند. کشتن اهداف عملیات بدون استفاده از روش‌های پیچیده عملیاتی و تکنولوژیک، تنها با شستشوی مغزی اعضا میسر می‌شود. برای نمونه گوهر ادب آواز دختر جوان مجاهدی بود که با هزینه کردن جان خود، آیت الله دستغیب امام جمعه شیراز را در آذر ماه 1360، ترور کرد. این در حالی است که داعش و القاعده نزدیک به دو دهه بعد با همین الگو فعالیت‌های تروریستی خود را آغاز کردند.</p>
<p>مسعود و مریم رجوی در واقع از کارکشته‌ترین و با تجربه‌ترین رهبران گروه‌های تروریستی و فرقه‌های مخرب هستند که می‌توانند مقتدا و مرید رهبران دیگر گروه‌های تروریستی افراطی باشند! اما متاسفانه نهادهای حقوق بشری و قضایی به این ظرفیت بزرگ زوج رجوی واقف نیستند و خطر آن را درک نمی‌کنند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62458">بابت خودسوزی نکردن برای مریم از مسعود طلب بخشش کردم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62458/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خودسوزی های تشکیلاتی در سازمان رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60652</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60652#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jun 2024 05:39:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[17 ژوئن 2003]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60652</guid>

					<description><![CDATA[<p>در یکی از شب های سال 2003 بعد از سقوط صدام حسین در عراق، ناگهان در قرارگاه اشرف همه را جمع کردند و گفتند که خبر مهمی است که همگی باید جمع شوید. از چهرۀ برافروخته مسئولینی که در آن حوالی بودند می شد حدس زد که اخبار بدی در راهست. بعد از کلی انتظار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60652">خودسوزی های تشکیلاتی در سازمان رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در یکی از شب های سال 2003 بعد از سقوط صدام حسین در عراق، ناگهان در قرارگاه اشرف همه را جمع کردند و گفتند که خبر مهمی است که همگی باید جمع شوید. از چهرۀ برافروخته مسئولینی که در آن حوالی بودند می شد حدس زد که اخبار بدی در راهست. بعد از کلی انتظار پیام مسعود رجوی اعلام شد:</p>
<p>&#8221; مریم در فرانسه دستگیر شده است &#8220;!</p>
<p>همهمه ای در میان اعضا بالا گرفت! در آن زمان تشکیلات رجوی دچار تنش و استرس های وحشتناک بود و هیچکس نمیدانست که چکار باید بکند، هیچ چیز سر جای قبلی خودش نبود و در واقع تمامیت تشکیلات رجوی گرفتار وضعیت عجیب و غریبی شده بود که امکان تصورش هم وجود نداشت و حالا هم این خبر! راستی مگر مریم رجوی در عراق و در نزد مسعود رجوی نبود؟!</p>
<p>ما با این سوال مواجه بودیم که مگر مریم رجوی در عراق نیست؟ چه زمان او به فرانسه رفت؟!</p>
<p>پس از این اتفاق ما را به میدانی موسوم به &#8220;میدان اشرف&#8221; بردند و در ظاهر تجمعی اعتراضی  صورت گرفته بود. در میان آن شلوغی ناگهان دیدم زمزمه هایی در حال شکل گیری است که باید &#8220;خودسوزی&#8221; کنیم ! و شروع به ثبت نام کردن نمودند. به طور واقع در حال ثبت نام برای خودسوزی بودند، ولی گفتند که کسی تا گفته نشده است هیچ کاری نکند!</p>
<p>اما داستان به این جا ختم نشد و از فردای آن روز ما در اخبار دیدیم که گفته می شود در اروپا هواداران مجاهدین خلق در حال خودسوزی هستند. شاهد بودیم که با دستور تشکیلاتی افراد در حال سوزاندن خود هستند. مسئولین سازمان خودشان دست به این کار نمی زدند و بقیه افراد را راهی میدان می کردند.</p>
<p>بعدها مریم رجوی که با این اتهام مواجه شد، آنرا تکذیب کرد و گفت که از داخل زندان پیام داده که اینکار را نکنند ولی کسی به حرف او گوش نداده است. دروغی که هیچ کس باور نکرد! کار احمقانه ای که هنوز فراموش نشده است اما همچنان اصرار دارند که افراد خودشان خودسوزی کردند و دستور تشکیلاتی نبوده است. اگر من در قرارگاه اشرف این صحنه ها را نمیدیدم واقعا فکر میکردم که کار خودبخودی است ولی به چشم خودم دیدم که دستور صادر شده بود. دقیقا همانند اعتصاب غذاهایی که صورت میگرفت، کسی مایل به اینکار نبود ولی چون تشکیلات بود وباید هر دستوری اجرا می شد و چرایی وجود نداشت، خودسوزی ها نیز بواسطۀ دستورات تشکیلاتی صورت گرفت، کاری که بشدت در هر محفل حقوق بشری نکوهیده و غیرانسانی تلقی می گردد و حتی از زمره حرکات تروریستی  و فرقه ای قلمداد می شود.</p>
<p>در آن زمان حتی یک نفر از سران مجاهدین اقدام به خودسوزی نکردند ولی بیچاره افرادی که به اصطلاح &#8220;تحت مسئول &#8221; بودند باید به این کار اقدام میکردند. در جریان این خودسوزی ها دو نفر کشته شدند ( از شدت جراحات ناشی از سوختگی ) و بقیه جان سالم بدر بردند ولی آنها نیز افراد سابق نبودند و مدام تحت عمل جراحی های سر و صورت و دست قرار گرفتند و جراحاتشان همچنان باقیست.</p>
<p>بعدها افشا شد که به افراد گفته شده بود که شما خود را آتش بزنید، بسرعت افراد با کپسول های اطفاء حریق می آیند و شما را خاموش میکنند و جای هیچ نگرانی نیست، اما بعد از آتش زدن افراد هیچ کس وارد صحنه نشد زیرا دستور آمده بود که کسی را خاموش نکنید و بگذارید فیلم تهیه شود.</p>
<p>این مدل کارها فقط و فقط منحصر به فرد مسعود رجوی است، بارها گفته ایم و باز تکرار میکنیم که مسعود رجوی و مریم رجوی و سایر سران تشکیلات با خون دیگران خود را زنده نگه داشته اند و اگر این خونها نبود آنها نیز وجود خارجی نداشتند، همچون زالو که با خون ارتزاق میکند.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60652">خودسوزی های تشکیلاتی در سازمان رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60652/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حمید عرفا و یاسر اکبری‌نسب، دو خودسوزی در دو سوی خط مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60196</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60196#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 May 2024 11:48:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[حمید عرفا]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[یاسر اکبری نسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60196</guid>

					<description><![CDATA[<p>حمید عرفا و یاسر اکبری‌نسب هر دو از کودک سربازان مجاهدین خلق بودند. نوجوانانی که به واسطه خط فکری والدین مجاهدشان ناخواسته درگیر مجاهدین خلق شده بودند. سرنوشت مشترک و تلخ هر دوی این نوجوانان خودسوزی بود که امیر یغمایی اخیرا به آن پرداخته است. یاسر اکبری نسب فرزند مرتضی اکبری نسب از اعضای باسابقه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60196">حمید عرفا و یاسر اکبری‌نسب، دو خودسوزی در دو سوی خط مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حمید عرفا و یاسر اکبری‌نسب هر دو از کودک سربازان مجاهدین خلق بودند. نوجوانانی که به واسطه خط فکری والدین مجاهدشان ناخواسته درگیر مجاهدین خلق شده بودند. سرنوشت مشترک و تلخ هر دوی این نوجوانان خودسوزی بود که امیر یغمایی اخیرا به آن پرداخته است.</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42699">یاسر اکبری نسب</a> فرزند مرتضی اکبری نسب از اعضای باسابقه تشکیلات بود. او مادرش را در عملیات فروغ جاویدان از دست داد. یاسر به همراه برادرش موسی و خواهرش فاطمه و دیگر کودکان مجاهدین خلق در سال 1991 به اروپا قاچاق شد.</p>
<p>چند سال بعد یاسر 17 ساله و موسی 14 ساله به عنوان کودک سرباز بار دیگر به کمپ اشرف در عراق قاچاق شدند. فشارها و محدودیت های تشکیلاتی، آموزش های نظامی و ایدئولوژیک یاسر را به اعتراض وا می‌دارد. او نهایتا در سال 1385 در آتشی که معلوم نیست خود افروخت یا برایش افروختند می‌سوزد و کشته می‌شود. بسیاری مرگ او را خودکشی میدانند .</p>
<p>امیر یغمایی از کودک سربازان پیشین مجاهدین خلق با انتشار عکسی از یاسر و موسی در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی ایکس، می‌نویسد:</p>
<p>&#8220;دو‌ برادر و از دوست‌های سابق و نزدیک من که از آلمان به اشرف و مجاهدین پیوستند. یاسر اکبری سمت چپ در اشرف روی خود بنزین ریخت و خود را سوزاند و فوت کرد. بعد سازمان او را خائن نامید. موسی برادر او پس از سالیان به آلمان بازگشت و دچار بیماری روحی شد. اینها بچه های خود سازمان بودند.&#8221;</p>
<div id="attachment_60198" style="width: 410px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-60198" class="size-full wp-image-60198" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yaser-Musa-Akbarinasab.jpg" alt="یاسر و موسی اکبری نسب" width="400" height="491" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yaser-Musa-Akbarinasab.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Yaser-Musa-Akbarinasab-244x300.jpg 244w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /><p id="caption-attachment-60198" class="wp-caption-text">یاسر و موسی اکبری نسب</p></div>
<p>حمید عرفا نیز از بچه‌های خود سازمان بود. او با چهره دفرمه شده‌اش پس از خود سوزی، هنوز هم بچه سازمان است و در فعالیت‌های تبلیغاتی تشکیلات از او استفاده می‌شود. سازمان او را &#8220;مشعل‌ فروزانی&#8221; می‌داند که &#8220;پردهٴ توطئه ارتجاعی- استعماری 17ژوئن را، سوزاندید و دود و خاکستر کرد&#8221;. او یکی از 23 تن از هواداران و اعضای مجاهدین خلق بود که در اعتراض به دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه در ژوئن سال 2003 (1382)، خود را به آتش کشید.</p>
<p>در مصاحبه ای که در سال 1393 منتسب به حمید عرفا در سایت فرقه مجاهدین خلق منتشر شده است، او اذعان میکند که در سالهای پس از خودسوزی متحمل عمل های جراحی متعدد شده است و البته از عمق فشار جمعی در تشکیلات فرقه‌ای که چنان منجر به شستشوی مغزی می‌شود که او از از انجام 56 عمل جراحی روی چهره اش خوشحال و راضی به نظر می‌رسد : &#8221; تا امروز، 56 عمل بوده، که البته باید در اینجا بگویم که فکر نمی‌کنم که هیچ انسانی، حتی مجاهد بتواند به تنهایی، این تعداد از عمل‌های جراحی را، تحمل کند. اما چه چیزی بود که این وضعیت را برای من تحمل‌پذیر کرد؟ پاسخ جمع مجاهدین است. یک جمع مجاهدین است که این را برای من قابل‌تحمل کردند و به من کمک کردند. برادران و خواهرانی که بی‌چشمداشت همه کار برای من کردند. به‌خاطر این بود که توانستم این تعداد عمل را، در فاصله این 10سال انجام بدهم.&#8221;</p>
<p>امیر یغمایی با انتشار عکسی از حمید عرفا و دو تن دیگر از کسانی که در جریان دستگیری مریم رجوی خودسوزی کردند، می‌نویسد:<br />
&#8220;وسطی حمید عرفا، والدینش از مجاهدین جدا شده و لقب خائن داشتند، اما پسر آنها حمید می‌خواست پس از تشویق مجاهدین به عراق برود. والدین او موافقت نکردند و گفتند به دادگاه شکایت می‌کنند. هنگام دستگیری مریم رجوی در سال ۲۰۰۳ مجاهدین حمید را تشویق به خودسوزی کردند و اینطور انتقام والدین را گرفتند.&#8221;</p>
<div id="attachment_60197" style="width: 690px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-60197" class="size-full wp-image-60197" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Orafa-Hamid.jpg" alt="حمید عرفا" width="680" height="407" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Orafa-Hamid.jpg 680w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Orafa-Hamid-300x180.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 680px) 100vw, 680px" /><p id="caption-attachment-60197" class="wp-caption-text">حمید عرفا</p></div>
<p>کودک سربازان مجاهدین خلق چه در درون تشکیلات همچون آلان محمدی، یاسر اکبری نسب و فائزه اکبریان در خطر خودکشی بوده اند و چه در بیرون از تشکیلات همچون حمید عرفا و ندا حسنی همواره در معرض خطر قربانی شدن بوده‌اند. فرقه رجوی از همه این رنج ها برای بالا بردن شمار به اصطلاح شهدایش و سوخت ماشین تبلیغاتی‌اش بهره می‌برد.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60196">حمید عرفا و یاسر اکبری‌نسب، دو خودسوزی در دو سوی خط مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60196/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دستگیری مریم رجوی، قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59843</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59843#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Apr 2024 04:42:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59843</guid>

					<description><![CDATA[<p>چند ماهی می شد که سازمان توسط ارتش آمریکا به طور کامل خلع سلاح شده بود. تابستان و روزهای داغ عراق، نزدیکی های ظهر فرماندهان یگان ها کار را تعطیل و همه را به سالن غذاخوری فرا خواندند. فرمانده زن مسئول قرارگاه پشت میز نشست و بطور تصنعی خودش را به گریه زد و سپس [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59843">دستگیری مریم رجوی، قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چند ماهی می شد که سازمان توسط ارتش آمریکا به طور کامل خلع سلاح شده بود. تابستان و روزهای داغ عراق، نزدیکی های ظهر فرماندهان یگان ها کار را تعطیل و همه را به سالن غذاخوری فرا خواندند.</p>
<p>فرمانده زن مسئول قرارگاه پشت میز نشست و بطور تصنعی خودش را به گریه زد و سپس بیانیه ای را قرائت نمود مبنی بر اینکه پلیس ضد تروریست فرانسه به پایگاه این فرقه در اورسودواز حمله و ۱۶۲ نفر حاضر در آنجا از جمله مریم رجوی را دستگیر نموده است!؟</p>
<p>او فکر می کرد با دادن این خبر، همه نگران و ناراحت شده و حتی شاید غش هم بکنند. اما مسئله اینجا بود که دهان همه باز مانده بود از اینکه مگه فروردین ماه ۸۲ در ارتفاعات حمرین این پدر سوخته ها اطلاعیه ندادند که برادر! و خواهر! (مسعود و مریم رجوی) در قرارگاه پارسیان از حمله موشکی و بمبارانهای ارتش آمریکا جان سالم بدر برده اند!!. یعنی هر دو تای آنان همچنان در عراق اند.</p>
<p>بدین ترتیب همه موضوعاتی که سازمان تا آن لحظه گفته بود به کناری رفت و همه شروع به پچ پچ با همدیگر نموده و تعجب خودشان را از این همه دروغگویی های سازمان ابراز می کردند.</p>
<p>هیچکس در جمع ۱۵۰ نفره قرارگاه به جز دو نفر پشت میکروفون موضع نگرفت و بقیه بطور اساسی واو شده بودند. راستش به غرور همه آنها برخورد که چرا رهبرانشان توی عراق نیستند؟</p>
<p>تشکیلات تا عصر همان روز نتوانست موضوع را به لحاظ سازمانی جمع و جور و مدیریت کند و پاسخی برای نیروها در قبال تناقضات و ابهاماتشان وجود نداشت.</p>
<p>عصر همان روز دوباره همان فرمانده زن نشستی در سالن برپا نمود و از همه خواست تا درخواست خودسوزی! داده و آن را امضاء کنند؟</p>
<p>مسئولین نتوانستند حتی برای افرادی که نخواستند چنین برگی را بنویسند حکمی صادر کرده و اذیت شان کنند. چرا که به هم ریختگی افراد از دروغگویی های سازمان خیلی بالاتر از این حرفها بود. همه ول می گشتند. نافرمانی ها زیاد شده بود. مثلا توی خوابگاه ما یک نفر سر اطو با یکی از فرماندهان کتک کاری اساسی انجام داد و او را زخمی کرد. ماجرای جدایی اعضای مسئله دار اینگونه سرعت گرفت. پشت سرهم برگ های خروج از تشکیلات بود که به فرمانده قرارگاه تحویل داده می شد. ماجرای برخوردهای عاطفی! و گاهاً زنانه و اضافی مسئولین زن با نفرات داوطلب جدایی نیز کارساز نبود.</p>
<p>بریف های سیاسی هم مسئله ای را حل نمی کرد. همه اینها زمانی داشت اتفاق می افتاد که سازمان خط سیاسی بستنی سازی!!! برای یگانهای ارتش آمریکا، مستقر در قرارگاه اشرف را ادامه می داد تا بواسطه رابطه زدن با افسران آمریکایی برای تبادلات اخبار و سایر موارد قابل سوءاستفاده، بهره برداری کند.</p>
<p>در راستای پیشبرد خط سیاسی همسویی با نیروهای آمریکایی، سازمان همه کتابهای منتشره سالهای ۵۹ و ۶۰ را که محتوای ضد امپریالیستی و ضد آمریکایی داشتند را به سرعت خارج ساخته و هر روز در گوشه ای از قرارگاه آنها را آتش میزد.</p>
<p>استثنائا از همان روز دستگیری مریم رجوی، برای ۱۵ دقیقه در کنار اخبار ۱۰ دقیقه ای اشرف، اخبار کانال CNN جنگ طلبان آمریکایی برای همه پخش می شد. همه دنبال حرفهای جدیدی بودند تا بشنوند اما اینکار بیشتر از ۱۰ روز طول نکشید و سپس تعطیل شد.</p>
<p>مجهزترین و بزرگترین محل اقامت رجوی، کاخی بود که در نزدیک منطقۀ فلوجه در غرب بغداد و در همسایگی قرارگاه باقرزاده (پادگان طارق ارتش عراق) قرار داشت. به این مجموعه <strong>کاخ پارسیان</strong> گفته می شد. این محل بعد از سقوط صدام توسط ارتش آمریکا تسخیر شد و فرماندهان نظامی آمریکا نام <strong>کاخ هزار و یک شب</strong> را بر آن نهادند. ساخت این مجتمع بزرگ در دهۀ ۷۰ خورشیدی، توسط صدها کارگر و دهها پیمانکار و مهندس عراقی انجام شد و ۶ سال کار تکمیل آن طول کشید.</p>
<p>نویسنده : مصطفی آزاد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59843">دستگیری مریم رجوی، قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59843/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یاسر اکبری نسب؛ خودکشی یا حذف تشکیلاتی؟!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57876</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57876#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Dec 2023 08:16:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[یاسر اکبری نسب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57876</guid>

					<description><![CDATA[<p>در صحبتی که با دوست عزیزم آقای رضا اکبری نسب، از اعضای انجمن نجات آذربایجان شرقی داشتم یادی کردیم از برادر زاده اش &#8220;یاسر اکبری نسب &#8220;. از آنجایی که من یاسر را در مناسبات سازمان دیده بودم و از نزدیک ملاقات کرده بودم، باعث شد توجهم به آن معطوف گردد. یاسر جوانی بسیار پر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57876">یاسر اکبری نسب؛ خودکشی یا حذف تشکیلاتی؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در صحبتی که با دوست عزیزم آقای رضا اکبری نسب، از اعضای انجمن نجات آذربایجان شرقی داشتم یادی کردیم از برادر زاده اش &#8220;یاسر اکبری نسب &#8220;. از آنجایی که من یاسر را در مناسبات سازمان دیده بودم و از نزدیک ملاقات کرده بودم، باعث شد توجهم به آن معطوف گردد. یاسر جوانی بسیار پر شور و با استعداد بود که بخوبی خودش را در هر صحنه ای نشان میداد، بویژه که او استعداد رقص اسپانیایی هم داشت و در برخی مراسم های جشن به اتفاق دوستانش یک برنامه رقص ارائه میداد که بسیار قابل توجه حاضرین قرار میگرفت.</p>
<p>یاسر از کودکی توسط پدر و مادرش به سازمان پیوسته بود، و بهتر است بگوییم توسط پدرش پیوسته بود چون به گفته آقای رضا اکبری نسب، همسر برادرش اصلا سیاسی نبود و بیچاره در عملیات فروغ جاویدان مفت و مجانی طعمه اهداف مسعود رجوی شد.<br />
این خانواده سه فرزند داشتند، دو پسر و یک دختر. موسی و فاطمه برادر و خواهر یاسر بودند که خوشبختانه آنها توانستند قبل از اینکه مسعود رجوی جان آنها را بگیرد خودشان را نجات دهند ولی پدرشان همچنان در تشکیلات خونریز رجوی باقی مانده است.<br />
اما بگویم از روزی که خبر فوت یاسر در تشکیلات رجوی همگانی شد. از آنجا که عرض کردم بخاطر برنامه های هنری و رقص اسپانیایی که یاسر بلد بود او را اکثرا می شناختند، رفتارهای بسیار اخلاقی او نیز در کنار هنرمندی او باعث شده بود که همه او را دوست داشته باشند، با خبر فوت او همه در تشکیلات رجوی شوکه شدند بخصوص که نحوۀ فوت او بسیار عجیب بود. در تشکیلات گفته شد که یاسر رفته و در یک جای دور از محل زندگیش و در داخل یک سنگر انفرادی خودش را با بنزین آتش زده است!</p>
<p>هیچکس این حرف را باور نکرد، هیچکس!</p>
<div id="attachment_28700" style="width: 310px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-28700" class="wp-image-28700 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/AkbariNasab_Yaser_2.jpg" alt="یاسر اکبری نسب" width="300" height="398" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/AkbariNasab_Yaser_2.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/AkbariNasab_Yaser_2-226x300.jpg 226w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /><p id="caption-attachment-28700" class="wp-caption-text">یاسر اکبری نسب</p></div>
<p>بعد برای تکمیل این خبر گفته شد که در کمد فردی او نامه ای کشف شده است که او بخاطر وضعیت موجود و در اعتراض به سیاست های آمریکا خودش را سوزانده است! خب این اصلا معقول نبود، همه میگفتند که چرا نرفت جلوی مقر آمریکائیها خودش را بسوزاند، چه کسی خودسوزی خود را در خفا انجام میدهد؟ مثلا در 17 ژوئن 2003 که مریم رجوی را در فرانسه دستگیر کرده بودند تعدادی خودسوزی کردند، آیا رفتند و در جای مخفی خودسوزی کردند؟!</p>
<p>بعداً نیز مسعود رجوی طی پیامی که منت بر آن وجود داشت گفت که چون قبرستان دفن اجساد سازمان که به آن &#8220;مزار شهدا&#8221; گفته می شد مخصوص افرادی است که یا شهید شده اند و یا در راه سازمان جان داده اند و محل دفن کسانی که خودکشی کنند نمی باشد، و طبق قوانین سازمان نمی توان یاسر را در آنجا دفن کرد ولی من دستور داده ام که یاسر را در آنجا دفن نمایند!</p>
<p>خب باز یک تناقض بزرگتر پیش می آمد و آن اینکه اگر طبق گفته خودتان یاسر در اعتراض به وضعیت موجود خودسوزی کرده بود باید شهید حساب می شد، مگر ندا حسنی و صدیقه مجاوری بر اثر خودسوزی کشته نشدند؟</p>
<p>بعدها که به قبرستان میرفتم قبر یاسر را می دیدم که یک سنگ رویش گذاشته بودند و فقط نامش قید شده بود با تاریخ تولد و تاریخ فوت . خیلی می سوختم و هر بار که می دیدم بر سنگ قبرش می نشستم و فاتحه ای میدادم، کاری که کمتر کسی انجام میداد زیرا اکثراً می ترسیدند که اگر اینکار را بکنند مورد مواخذه و حسابرسی قرار بگیرند. هر چند که هیچوقت من بخاطر این کارم حسابرسی نشدم و کسی با من کاری نداشت ولی فضای موجود اینگونه بود.</p>
<p>یاسر مثل خیلی های دیگر جان خود را بیهوده از دست داد ولی بحث و نحوۀ مرگش کماکان بر روی میز باقی بود زیرا زمزمه هایی وجود داشت مبنی بر اینکه او شاهد یک اتفاقی در سازمان بوده که نباید فاش می شده! لذا او را ابتدا خفه کرده و سپس در یک منطقه ای دور افتاده با بنزین آتش زدند.</p>
<p>گویا جسد را به سردخانه بیمارستان آمریکائیها تحویل داده بودند چون آمریکائیها کنترل کمپ اشرف را آن زمان بر عهده داشتند و هر کسی از ساکنان اشرف فوت میکرد ابتدا توسط امداد پزشکی ارتش آمریکا چک و احیاناً کالبد شکافی می شد سپس جسد به مسئولین سازمان تحویل داده می شد.</p>
<p>طبق گفته مسئولین سازمان، آمریکایی های مستقر در کمپ اشرف نیز بعد از شنیدن حرف های مسئولین که معلوم نبود به آنها چه گفته بودند جسد سوخته شدۀ یاسر را به سازمان تحویل دادند، بعداً هم طبق گفته مسئولین سازمان، رجوی دستور داده بود که او را در قطعۀ موسوم به مروارید دفن کنند. ما در صحبت های بین خودمان میگفتیم که نکند او را دیوانه خطاب کرده اند که بتوانند آمریکایی ها را قانع کنند تا از دوستان و کسانی که او را می شناختند بازجویی بعمل نیاید. که اتفاقا هم همینطوری شد و آمریکایی ها اصلا برای چک و چگونگی مرگ یاسر اصلا اقدام نکردند!</p>
<p>یاسر از دهها و بلکه صدها نفری بود که مرگش هنوز که هنوز است در ابهام است و واقعیت مرگ او هیچ گاه برملا نگردید مگر اینکه در یک دادگاه با حضور مسئولین وقت اعتراف کنند که چه بر سر این جوان پر شور آوردند که آنگونه و به بدترین وضع ممکن کشته شد.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57876">یاسر اکبری نسب؛ خودکشی یا حذف تشکیلاتی؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57876/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطرات فواد بصری از لحظه اسارت تا رهایی از مجاهدین خلق &#8211; قسمت شانزدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57063</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57063#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Nov 2023 11:44:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[فواد بصری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57063</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل درباره اعلام خبر دستگیری مریم رجوی در فرانسه گفتم. فرزانه هراسان وارد سالن شد و بدون مقدمه گفت خبر دارید چه اتفاقی افتاده؟! دولت فرانسه خواهر مریم را دستگیر کرده، یک سری کاسه داغ تر از آش زدن زیر گریه، دو سه نفر غش کردن و افتادند کف سالن غذا خوری و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57063">خاطرات فواد بصری از لحظه اسارت تا رهایی از مجاهدین خلق &#8211; قسمت شانزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57011">قسمت قبل</a> درباره اعلام خبر دستگیری مریم رجوی در فرانسه گفتم. فرزانه هراسان وارد سالن شد و بدون مقدمه گفت خبر دارید چه اتفاقی افتاده؟! دولت فرانسه خواهر مریم را دستگیر کرده، یک سری کاسه داغ تر از آش زدن زیر گریه، دو سه نفر غش کردن و افتادند کف سالن غذا خوری و در ادامه گفت در خارج هواداران ما تجمع کردن و به دولت فرانسه گفته اند اگر خواهر مریم را آزاد نکنید اقدام به خود سوزی می کنیم.</p>
<p>همه ما را جمع کردند و به درب پادگان اشرف بردند. وقتی به محل رسیدیم ما بقی مقرها تجمع کرده بودند. برای من خوب شد توانستم دوستانم را در تجمع ببینم و صحبتی با آنها داشته باشم. من و دوستانم ناظر بودیم می خواستیم ببینیم چه کسی خودش را به آتش می کشد. هیچ کس جرات نکرد خودش را به آتش بکشد آنهایی که اشک می ریختند و غش می کردند در تجمع مخفی شده بودند. فکر کنم سه الی چهار ساعتی جلوی درب اشرف در کنار آمریکاییها ایستاده بودیم. آمریکایی ها به سران فرقه رجوی کم محلی می کردند. مجددا به مقر برگشتیم. همان شب در مقر نشست گذاشته شد.</p>
<p>فرزانه در نشست گفت شماها خیلی نامردید. نان خواهر مریم را می خورید و جلوی آمریکاییها هیچ عکس العملی نشان ندادید. انتظار داشتم چند تا از شما جلوی آمریکاییها اقدام به خودسوزی کند! خبر دارید در خارج هواداران ما دست به تجمع زدند و چند نفر اقدام به خودسوزی کردند؟! خبر دارید صدیقه مجاوری و ندا حسنی اقدام به خود سوزی کردند؟! و در ادامه گفت: احساس می کنم با دستگیری خواهر مریم شما خوشحالید! (این حرفش کاملا درست بود.) شما حتی جلوی آمریکاییها حال نداشتید که درست و حسابی شعار بدهید، چه رسد به خودسوزی! خودسوزی شهامت می خواهد که شما در وجودتان نیست. ما در خانه خواهر مریم زندگی می کنیم باید خودمان را نشان دهیم . نشست را تمام کرد و رفت .</p>
<p>فردای آن روز یک گزارش برای فرزانه نوشتم. در گزارشم قید کردم، مگر برادر در آخرین نشستی که با مسئولین داشت نگفت مریم و ستاد فرماندهی در کنار شما هستند! اگر در جنگ مقرهای ما مورد اصابت بمباران قرار گرفتند، ستاد فرماندهی و مریم شما را فرماندهی می کنند! چه شد که خواهر مریم و ستاد فرماندهی سر از فرانسه در آوردند؟! گزارشم را دادم. این بار خفه خون گرفتند و مرا صدا نزدند. به سمت سالن غذا خوری رفتم که چای بخورم، وارد سالن شدم روی تابلو اعلانات سالن خبر خود سوزی صدیقه مجاوری و ندا حسنی را با عکس آنها درج کرده بودند. هر دوی آنها بر اثر خود سوزی کشته شده بودند و اسامی چند نفر در خارج را درج کرده بودند که اقدام به خود سوزی کرده بودند و جان سالم بدر برده بودند.</p>
<p>چند روز گذشت که مریم رجوی از زندان آزاد شد و بزن و بکوب شروع شد. سه روزی بزن و بکوب داشتیم. آزادی مریم با چه قیمتی؟ عادت دیرینه فرقه رجوی این بود که قیمت را از جیب خودش نپردازد! بعد از از آزادی مریم نشست های پوشالی در رابطه با آزادی مریم شروع شد. در نشست می گفتند بهای آزادی خواهر مریم را هواداران در خارج پرداختند شما هیچ کاری در این رابطه انجام ندادید. حتی جرات این را نداشتید در مقابل آمریکاییها عکس العملی نشان دهید. وقتی مریم دستگیر شد من از ته دل خوشحال بودم با خودم می گفتم رجوی که خودش را مخفی کرده و دیگر کاری با ما ندارد و مریم هم دستگیر شده است. لحظه ناراحتی من زمانی بود که مریم رجوی از زندان آزاد شد.</p>
<p>در پادگان اشرف آمریکاییها سلاحهای مربوط به زنان را جمع آوری نکرده بودند گذاشته بودند در یک زمان مشخص، از سلاحهای سبک گرفته تا کاسکاول چرخدار. در آن زمان مژگان پارسایی از سرهنگ اُدیرنو فرمانده لشکر چهارم آمریکا دعوت کرد که با او گفتگویی داشته باشد. اُدیرنو دعوت را پذیرفت. محل گفتگو ساختمان باصطلاح ستاد ارتش بود. دو سه روز بعد از گفتگو نشست برگزار کردند و موضوع نشست تعریف و تمجید از مژگان بود. در نشست حجت بنی عامری رفت پشت میکروفن و گفت خبر ندارید خواهر مژگان چگونه با فرمانده ارشد آمریکاییها بحث را پیش بُرد! آمریکاییها در مقابل بحث های خواهر مژگان حرفی نداشتند. قفل کرده بودند. اما من با یک mo محفل داشتم، بعد از نشست برای من تعریف کرد و گفت من در محل گفتگو بودم. آمریکاییها سلاحهای سبک و سنگین خواهران را می خواستند جمع آوری کنند مژگان چندین بار برای فرمانده آمریکاییها پیام فرستاده بود می خواست با او گفتگو کند که سلاحهای خواهران را جمع نکنند. در محل گفتگو مژگان فقط اشک می ریخت و از فرمانده آمریکاییها درخواست و التماس می کرد سلاحها را جمع نکنید! آنقدر اشک ریخت که فرمانده آمریکاییها به او گفت اشک نریزید ما نظامی هستیم و تابع دستوراتیم. سیاسی نیستیم، به ما دستور دادند که ما بقی سلاحهای شما را جمع آوری کنیم. صحنه خیلی خنده داری بود، مژگان تا دیروز پاچه نفرات را در نشست ها می گرفت و سوژه های نشست را اذیت می کرد و حال به التماس افتاده بود.</p>
<p>رجوی و سرانش بعد از سرنگونی اربابشان صدام به افراد دروغ می گفتند، فریب می دادند، فقط می خواستند افراد را نگه دارند. فرارها ادامه داشت آنقدر فرار افراد زیاد شده بود که مژگان پارسایی مجبور شد با هر مقری جداگانه نشست بگذارد. با مقر ما هم نشست گذاشت. در نشست می گفت شما چرا فرار می کنید به ما بگویید در یک فرصت مناسب شما را به خارج می فرستیم. شما را به خدا فرار نکنید. آبروی برادر پیش آمریکاییها رفته فرار شما یک ضربه برای برادر محسوب می شود، در نشست اشک می ریخت. واقعا هم اشک می ریخت. وقتی می دیدم مژگان در نشست اشک می ریخت خوشحال می شدم. در نشست طعمه کسی خبر دار نشد که چه بلایی بر سر من و امثال من آوردند.. مژگان از زاویه استیصال در نشست می گفت شما هر درخواستی را دارید به ما بگویید ما برای شما فراهم می کنیم. شما آزاد هستید. شرکت در نشست ها اختیاری است! شاخ رجوی و سرانش شکسته بود.</p>
<p>ادامه دارد &#8230;</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57063">خاطرات فواد بصری از لحظه اسارت تا رهایی از مجاهدین خلق &#8211; قسمت شانزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57063/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خودکشی کامران بیاتی بعد از اجبار به طلاق دادن عشقش</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57014</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57014#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Nov 2023 12:24:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی و خودسوزی نتیجه مناسبات فرقه ای]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کامران بیاتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57014</guid>

					<description><![CDATA[<p>در طول سالهای مطالعه و پژوهش درباره تشکیلات مجاهدین خلق روشن شده است که یکی از معدود راه‌های خلاصی از خفقان و سرکوب تشکیلاتی، خودکشی است. این شیوه فرار از تشکیلات اگر چه مورد تایید نیست اما نشان می‌دهد که شرایط زندگی در این فرقه چنان سخت و طاقت فرساست که افراد مرگ را بر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57014">خودکشی کامران بیاتی بعد از اجبار به طلاق دادن عشقش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در طول سالهای مطالعه و پژوهش درباره تشکیلات مجاهدین خلق روشن شده است که یکی از معدود راه‌های خلاصی از خفقان و سرکوب تشکیلاتی، خودکشی است. این شیوه فرار از تشکیلات اگر چه مورد تایید نیست اما نشان می‌دهد که شرایط زندگی در این فرقه چنان سخت و طاقت فرساست که افراد مرگ را بر زندگی در بردگی ترجیح می‌دهند. شمار افرادی که تحت فشارهای تشکیلاتی مجاهدین خلق دست به خودکشی زده‌اند، بسیار است و در مطالب گوناگونی که افراد جدا شده نوشته‌اند، به مواردی اشاره شده است. چندین تن از جدا شده ها خود در برهه ای از دوران حضور در سیستم سرکوب مجاهدین خلق اقدام به خودکشی کردند. از جمله این افراد میتوان به<strong> سیامک نادری</strong> اشاره کرد.</p>
<p><strong>کامران بیاتی</strong> یکی از مواردی است که شاید بتوان او را در دسته افرادی که از سوی سران مجاهدین خلق سر به نیست شده‌اند نیز قرار داد. روایت کشته شدن او را به شهادت دو تن از اعضای پیشین مجاهدین خلق مرور می‌کنیم. یکی از این افراد هم مقر او و دیگری دوست و همشهری او بودند.</p>
<p><strong>حیدر بابایی</strong> در قسمت شانزدهم از خاطرات مفصلش در گذر از تشکیلات رجوی که این روزها در صفحه خود منتشر می‌کند، به چند نمونه از مرگ‌های مشکوک و خودکشی‌ها در فرقه رجوی می‌پردازد. او در این باره می‌نویسد: &#8220;کم نیستند کسانی که به علت فشارهای روحی در مناسبات مجاهدین، بالاخص بعد از انقلاب ایدئولوژیک، دست به خودکشی زده‌اند، از مجتبی میرمیران(نظام) شاعری که خودش را در اسفند ماه سال ۶۵ در پایگاه مجاهد شهید محمد بقائی در بغداد دار زد، تا داوود، کامران بیاتی و شمس الله گل‌محمدی و&#8230;&#8221;!</p>
<p>بابایی در روزهای‌ آغازین حکومت ایران در زندان دیزل آباد کرمانشاه با کامران بیاتی هم بند بود و چند سال بعد در قرارگاه اشرف بار دیگر در کنار او زندگی کرد. او خاطره مرگ تلخ کامران را چنین بیان می‌کند: &#8220;شنیدم که جسد بی جان کامران در تعمیرگاه گاراژ پایگاه یا &#8221;قرارگاه حبیب&#8221; پیدا شده بود. در مورد مرگ کامران دو روایت وجود داشت: روایت اول این بود که او به علت کشیدن سیگار زیاد سکته کرده است و روایت دیگری این که کامران به علت تألمات روحی و ذهنی با خوردن قرص زیاد دست به خود کشی زده است! &#8221;<br />
حیدر بابایی، کامران را پسر جوانی توصیف می‌کند که کم حرف اما سرشار از انرژی و شور انقلابی بود که از قضا قربانی انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی شد. او عاشق شد، در حالی که عشق در فرقه مجاهدین خلق ممنوع بود. بابایی در ادامه می‌نویسد:</p>
<p>&#8220;کامران مدتی قبل از وقوع فاجعه انقلاب ایدئولوژیک عاشق یکی از دختران مجاهد بنام فاطمه شده بود، وقتی این دو دلداده عاشق درخواست ازدواج خودشان را با مجاهدین در میان گذاشتند، ابتدا با ازدواج آنها مخالفت شد، چون در مناسبات مجاهدین عشق، میوه ممنوعه است و هیچکس حق ندارد با عشق با کسی ازدواج کند. اما با پافشاری کامران و فاطمه سرانجام مجاهدین تسلیم خواست آنها می‌شوند و می‌پذیرند که این دو نفر با هم ازدواج کنند. من چند بار کامران و فاطمه را در شام جمعی دیده بودم. هنوز بیاد دارم که وقتی کامران فاطمه را به من و نسرین، به عنوان همسر خود معرفی کرد، از خجالت خیس عرق شده بود، گفتم که کامران خیلی کم رو و خجالتی بود!</p>
<p>&#8220;از بد بیاری این دو جوان عاشق، هنوز مدت کمی از ازدواج آنان نگذشته بود و آنها سرمست از عشق خود بودند، که نشست‌های انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین شروع شد. مجاهدین کامران را مجبور کردند که همسرش را، که بسیار دوست هم می‌داشت، طلاق بدهد. من آنزمان خبر داشتم که کامران حال و روز خوشی ندارد و از نظر روحی بیمار و افسرده است. ولی هیچ وقت فکر نمی‌کردم که روزی کامران تصمیم بگیرد به زندگی خودش خاتمه دهد. از همسر او فاطمه من دیگر خبری نشنیدم !&#8221;</p>
<p>فواد بصری، از اعضای انجمن نجات استان مرکزی نیز حدودا دو سال پیش <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44486">خاطره مرگ مشکوک کامران بیاتی</a> را چنین شرح می‌دهد:</p>
<p>&#8220;کامران بیاتی در مقر ما بود. مسئولیت مقر با زنی بنام شهلا کریمی بود. کامران متاهل بود و همسرش را خیلی دوست داشت. در داستان طلاق‌ها او را مجبور کردند که همسرش را طلاق دهد و از آن به بعد کامران با رجوی و سرانش زاویه داشت. حرف آنها را گوش نمی‌کرد. حرفش این بود من همسرم را دوست دارم. من و همسرم نمی خواهیم در مناسبات شما باشیم!</p>
<p>یادم می آید سران فرقه در هفته دو الی سه بار نشست انتقادی برای کامران برگزار می کردند و او را می کوبیدند. کامران از مناسبات بریده بود، می خواست قلعه الموت رجوی را ترک کند اما به او اجازه نمی دادند.</p>
<p>یک روز متوجه شدم که از کامران خبری نیست! کجا می تواند رفته باشد؟ با یکی از هم محفلیهایم موضوع را مطرح کردم. گفت به ما ربطی ندارد فقط می دانم که او را دیشب سوار ماشین کردند و بردند. کجا نمی دانم ؟! یک هفته ای گذشت به ما ابلاغ کردند که در سالن غذا خوری نشست است، فلان ساعت در سالن حاضر باشید. ما هم به موقع در سالن حاضر شدیم چند دقیقه ای گذشت مهوش سپهری ( نسرین ) وارد سالن شد و پشت میز بالای سن نشست. طبق معمول اول کمی مزخرف گویی کرد و گفت چه کسی می داند کامران کجاست؟ هیچ کس دست بالا نکرد، فقط یکی از کادرها دست بلند کرد و گفت رفته ماموریت. در جواب او مهوش سپهری گفت خیر الان که ماموریتی نداریم و در ادامه گفت من و ستاد خیلی با کامران صحبت کردیم کامران مریض بود و ما او را به بغداد پیش دکتر متخصص بردیم دکتر به او گفته بود که نباید سیگار بکشی از بین می روی ما هم خیلی به او تذکر دادیم ولی گوش نکرد و الان می دانید کجاست در سرد خانه و می خواهیم او را دفن کنیم. مراسم برای او نمی‌گیریم. همه ما خشکمان زد کامران سیگاری نبود اگر هم سیگار می‌کشید روزی یکی دو نخ .&#8221;</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57014">خودکشی کامران بیاتی بعد از اجبار به طلاق دادن عشقش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57014/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
