<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زن در سازمان</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/زن-در-سازمان</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 18 Jul 2026 11:02:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>زن در سازمان</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/زن-در-سازمان</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>عصیان کادرهای تشکیلاتی زن در مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69128</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69128?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Jul 2026 10:54:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69128</guid>

					<description><![CDATA[<p>هربرت مارکوزه فیلسوف، جامعه شناس سیاسی و از اعضای اصلی عضو موسسه تحقیقات اجتماعی (مکتب فرانکفورت) معتقد است انسان تک ساحتی موجودی است که در فضای آزاد پرورش نیافته و سیستمی بازدارنده و سرکوبنده به بهانه تامین حوائج و تدارک به زیستی او، بی رحمانه گرفتارش ساخته است. رهبران تشکیلات ستیزه جوی رجوی دیدگاه ایدئولوژیک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69128">عصیان کادرهای تشکیلاتی زن در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هربرت مارکوزه فیلسوف، جامعه شناس سیاسی و از اعضای اصلی عضو موسسه تحقیقات اجتماعی (مکتب فرانکفورت) معتقد است انسان تک ساحتی موجودی است که در فضای آزاد پرورش نیافته و سیستمی بازدارنده و سرکوبنده به بهانه تامین حوائج و تدارک به زیستی او، بی رحمانه گرفتارش ساخته است.</p>
<p>رهبران تشکیلات ستیزه جوی رجوی دیدگاه ایدئولوژیک و اما قرون وسطایی در مواجه شدن با &#8220;زن&#8221; ارائه میدهند. آنان اتوپیا و آرمانی برای جایگاه زن متصور هستند که در دنیای واقعیت و رابطه های انسانی به تحقیر زن و تلقی فاشیستی و شیء واره از او منجر می گردد. زن در مناسبات مجاهدین موجودی ست عاری از هر گونه احساسات متعالی مادرانه، زنانه، عاشقانه و امیال این جهانی که می بایست با ستیزه جویی، خشونت و ترور مسیر به قدرت رسیدن رهبرعقیدتی مجاهدین را محقق سازد.</p>
<p>آرمان شهری که رهبران فرقه رجوی در پی تبیین و تحقق عملی آن هستند بی نیاز از توصیف و فهم مبانی دموکراتیک و پایبندی به انگاره های عقلانیت انتقادی و تفکر مدرن است و تاکید بر اینکه رهبران مجاهدین خلق به تاریخمندی همه ایده ها و خواسته های بشری باور ندارند آنان برای همه چیز ذات و سرشتی تغییر ناپذیر می شناسند به طوریکه مطلق انگاری در تفکر و رفتار سیاسی، شاخص مهم و گریزناپذیر آنان است.</p>
<p>رهبران فرقه ستیزه جو و خشونت طلب رجوی بر این باور نبودند که همه چیز در جوی زمان شسته و دگرگون می شود و عینیت یافتن ارزش های اجتماعی و انسانی چون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، همبستگی ملی، مدارا و تحمل دیگران بر پایه ی باور به عدم قطعیت در پدیده های انسانی و اجتماعی، امکانپذیر و میسر خواهد شد.</p>
<p>متاسفانه سران و اعضای فرقه رجوی با باور و اتکا به دگم های ساخته و پرداخته ذهن بیمار و زشت رهبرعقیدتی و تابوهای ایدئولوژیک متعلق به دوران ماقبل مدرنیته، هیچ تصویر و تصوری از جهان و انسان مدرن مطابق با واقعیت و نزدیک به حقیقت را متصور نشدند و به این امر مشهود و گزاره منطقی نپرداختند که اگر تابوها، دگم های ایدئولوژیک و مغایر با حقیقت و واقعیت در دوران انفجار اطلاعات و عصر تحولات دموکراتیک، مورد نقادی ژرف و بازنگری اساسی قرار نگیرد مناسبات تشکیلاتی آنها همچون کف روی آب از هم می پاشد و از میان می رود.<br />
واقعیت های گزنده و دردناکی که زنان رها شده از مناسبات قرون وسطایی و زن ستیز فرقه مجاهدین (مرضیه قرصی، نسرین ابراهیمی، مریم سنجابی و&#8230;) در رابطه با پوچی و سستی مناسبات درونی تشکیلات و سرکوب احساسات زنانه به شکلی همه جانبه مطرح میکنند اذعان به واقعیتی آشکار است. اینکه رهبری فرقه آگاهانه اقدام به تهی نمودن زن از همه ویژگی های زنانه برای استثمار و بردگی او می کند.</p>
<p>اگر در نگاه سودجویانه و ابزاری سیستم سرمایه داری جهانی به تعبیر دکتر شریعتی &#8220;زن&#8221; چون موجودی دو پا برای لذت جویی صرف تلقی می گردد در تفکر و نگرش ستیزه جویانه رهبران مجاهدین خلق &#8220;زن&#8221; همچون برده ای مسلح ، مطیع و سرشار از نفرت قلمداد می گردد که به زعم آنان از خصلت های بازدارنده و مخربی چون عشق، احساسات زنانه و مادرانه بایستی پاک و منزه گردد؟!</p>
<p>در حقیقت واکاوی و آنالیز جایگاه زن در اندامواره فکری فرقه رجوی و هر آنچه که در لایه های زیرین مناسبات قرون وسطائی در کمپ اشرف می گذرد رو به سیاهی و تاریکی است که ثمره ای جز ناامیدی و از هم گسیختگی ذهنی و روانی برای زنان تشکیلاتی نداشته است.</p>
<p>مطالعه و تامل بر خاطرات، مشاهدات و افشاگری های افراد با سابقه مجاهدین خلق، خانم ها بتول سلطانی، مرضیه قرصی و نسرین ابراهیمی و دهها زنی که از اسارت دار و دسته رجوی رهایی یافته و به نکات تلخ و غم انگیزی از وضعیت زنان در تشکیلات رجوی پرداخته اند حاکی از شرایط بغرنجی است که رهبران فرقه، با اتخاذ رفتارهای باسمه ای، آمرانه و با تکیه بر ذهنیت مطلق اندیش و تابوگرا در مواجه شدن با زنان تشکیلاتی، به عمد و آگاهانه مناسباتی را پی میریزند تا زنان فارغ از برخورداری از هر گونه هویت مستقل در مسیر اطاعت کورکورانه و سپس ناخواسته در عملیات انتحاری و تبهکارانه سر از پا نشناسند و لحظه ای درنگ نکنند.</p>
<p>رهبران فرقه تروریستی مجاهدین در این توهم بیمارگونه بسر می بردند و می برند که با چنین سازوکار غیردموکراتیک و غیرانسانی خواهند توانست آزادی را برای زنان به چنگ آورند، آنان نمی خواهند درک کنند آرمان دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق زن هدفی انسانی و اخلاقی ست که بر پایه روش های دموکراتیک حاصل خواهد شد و رفتار جنون آمیز تروریستی و بهره گیری نابخردانه از ستیزه جویی و خشونت طلبی محض، ویرانگر مرزهای مدرن، اخلاق و رفتار مدنی ست که در نهایت &#8220;خود ویرانگری&#8221; را برای آنها به ارمغان خواهد آورد.</p>
<p>زنان جدا شده از تشکیلات رجوی در خاطرات و گفت‌وگو با اصحاب رسانه نکات تکاندهنده ای را بازگو می کنند. آنان طی سالهای طولانی اقامت در کمپ ها و در واقع اسارتگاههای مجاهدین و تجربه درک شرایط و مقاطع گوناگون، از نزدیک شاهد آلام و اندوه فراوان همجنسان شان در اسارتگاه اشرف بودند.</p>
<p>بررسی موشکافانه و تاملی ژرف بر مشاهدات و گفته های زنان جدا شده و با سابقه فرقه رجوی و ارتش به اصطلاح آزادیبخش ملی، آدمی را به این نتیجه می رساند که مناسبات درونی مجاهدین خلق رو به تاریکی دارد زیرا با شالوده های دموکراتیک و آزادی خواهانه به شکلی بنیادین و عمیق ناسازگار و ناهمخوان است.</p>
<p>براستی رفتار خشونت آمیز دار و دسته رجوی با زنان در درون مناسبات و چه در خارج از آن، نشانه داشتن قدرت و اقتدار نیست که نشانه ضعف و اضمحلال تدریجی است.</p>
<p>نقش و جایگاه زن در مناسبات تشکیلاتی فرقه رجوی در نگاه کادرهای تشکیلاتی جدا شده زن نامطلوب و ناامیدکننده است. فضائی تیره و تار را به تصویر می کشد و مبتنی بر این امر مشهود که زن از وضعیتی پارادوکسیکال برخوردار است.</p>
<p>شعار هژمونی زنان از سوی رهبر عقیدتی مجاهدین خلق فریبی بیش نیست زیرا زنان این فرقه در تاروپود عنکبوتی مناسبات درون تشکیلاتی، گرفتار نمادها، سمبل ها و شرایطی هستند که آزادی در آن معنا و مفهوم حقیقی خود را از دست داده است و براستی زنان قادر به پی ریزی هویت مستقل خویش نیستند.</p>
<p>هراس از دست دادن هویت زنانه، نقش و جایگاه مادرانه و نیز تنهایی زنان در مناسبات تشکیلاتی رجوی ، واقعیتی انکارناپذیر است.</p>
<p>سرکوب امیال عاطفی و جنسی، عدم توجه به نیازهای مادرانه و احساسی زن و توانایی های زنانه از زن تشکیلاتی در درون مناسبات مجاهدین خلق، متاسفانه انسانی تک ساحتی و تک بعدی ساخته است.</p>
<p>اما طرح تناقض ها، ابهام ها و نکاتی که اعضای زن جدا شده فرقه رجوی در مصاحبه ها و خاطرات شان در شرح رویدادها و تحولات بوقوع پیوسته در اسارتگاه اشرف پرداخته اند در عین حال روایتگر نکات امید بخش نیز هست. ارائه فاکت های گوناگون، متعدد و بیشمار از عاصی شدن زنان مستقر در فرقه رجوی علیه وضع موجود و مناسبات حاکم بر تشکیلات مجاهدین، سیگنال و پالس های مثبتی ست که در فروپاشی &#8220;حصارها و مرزهای زن ستیز و تحقیر آمیز&#8221; فرقه رجوی در آینده نزدیک نقش بنیادین ایفا خواهند نمود.</p>
<p>زنان جدا شده تشکیلات رجوی در مصاحبه ها و خاطرات شان تصریح دارند بعد از جنگ دوم (آمریکا و عراق) روند رو به رشد جست و جوی خویش از سوی زنان مستقر در تشکیلات واقعیتی ست که رهبران مجاهدین سعی وافر در لاپوشانی آن داشته و دارند اما روندی که در فرقه مجاهدین آغاز شده است حکایت درخور و روشنی ست که به نوعی تابوشکنی در بیان تجربه های حسی، عاشقانه و انسانی زنان در تشکیلات راه می برد و به گفتن &#8220;ناگفته ها&#8221; و طغیان علیه وضع موجود می انجامد.</p>
<p>طرح علنی تناقض ها در نشست های عمومی در تشکیلات، کنش ها و واکنش ها، چالش ها و درگیری های روز افزون کادرهای تشکیلاتی زن با مسئولین و فرماندهانشان بیانگر عاصی شدن آنان بر مناسبات قرون وسطائی و زن ستیز فرقه رجوی است زیرا سران فاشیست مجاهدین &#8220;زن تشکیلاتی را در محدودیت های توصیف ناپذیر، ملا آور و تنگ تشکیلاتی به ستوه آورده اند تا آنجائیکه منجر به، میل به گفتن ها و شکستن سدها و حصارهای ذهنی و تشکیلاتی فرقه رجوی شده است.</p>
<p>با امید به رهایی و نجات همه زنان تحت سیطره تشکیلات زن ستیز رجوی و بازگشت آنان به دنیای آزاد و کانون گرم خانواده.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69128">عصیان کادرهای تشکیلاتی زن در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69128/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زنان تک‌ساحتی در تشکیلات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68967</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68967?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 06:05:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68967</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق، به‌عنوان یک گروه تروریستی که در دهه‌های گذشته نقش مخرب و ستیزه جویانه در تحولات سیاسی ایران ایفا کرده است، در تبلیغات خود ادعای دفاع از حقوق زنان و آزادی آن‌ها را مطرح می‌کند. با این حال، شواهد و روایت‌های متعدد از اعضای جدا شده و تحلیل‌های نظری نشان می‌دهد که جایگاه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68967">زنان تک‌ساحتی در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق، به‌عنوان یک گروه تروریستی که در دهه‌های گذشته نقش مخرب و ستیزه جویانه در تحولات سیاسی ایران ایفا کرده است، در تبلیغات خود ادعای دفاع از حقوق زنان و آزادی آن‌ها را مطرح می‌کند. با این حال، شواهد و روایت‌های متعدد از اعضای جدا شده و تحلیل‌های نظری نشان می‌دهد که جایگاه زنان در این سازمان نه تنها با مفاهیم آزادی و هویت مستقل همخوانی ندارد، بلکه به شکلی پارادوکسیکال در خدمت اهداف ایدئولوژیک و سرکوبگرانه‌ رهبری قرار گرفته است. این مقاله با تکیه بر آرای هربرت مارکوزه، فیلسوف مکتب فرانکفورت، و تحلیل روایت‌های زنان جدا شده از فرقه، به بررسی وضعیت زنان در مناسبات تشکیلاتی مجاهدین خلق می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که زنان در این سازمان به موجوداتی تک‌ساحتی تبدیل شده‌اند که از احساسات انسانی، هویت زنانه و نقش‌های طبیعی خود تهی گشته و به ابزاری برای تحقق آرمان‌های خشونت‌طلبانه و مطلق‌گرایانه‌ی رهبرعقیدتی بدل شده‌اند.</p>
<h3>مقدمه</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق از زمان تأسیس در سال ۱۳۴۴ توسط محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان، رویکردی ایدئولوژیک و مبارزه‌جویانه را در پیش گرفت که در ابتدا با الهام از اسلام انقلابی و سپس با گرایش به مارکسیسم، مسیر خود را تعریف کرد. این سازمان پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در پی شکست در کسب پایگاه اجتماعی، به فعالیت‌های تروریستی روی آورد و در دهه‌های بعد، با استقرار در کمپ‌هایی چون اشرف و سپس آلبانی، به یک فرقه‌ بسته و مطلق‌گرا تبدیل شد. در این میان، حضور زنان در تشکیلات، که از سال ۱۳۴۸ آغاز شد، به یکی از نقاط کانونی تبلیغات رهبران این گروه، به‌ویژه مسعود و مریم رجوی، بدل گشت. آن‌ها با شعارهایی چون &#8220;هژمونی زنان&#8221; و &#8220;زن، مقاومت، آزادی&#8221; تلاش کردند خود را مدافع حقوق زنان معرفی کنند. اما واقعیت‌های درونی تشکیلات، که از طریق خاطرات و افشاگری‌های زنان جدا شده چون بتول سلطانی، نسرین ابراهیمی و مرضیه قرصی آشکار شده، تصویری کاملاً متضاد ارائه می‌دهد.<br />
این مقاله با بهره‌گیری از چارچوب نظری هربرت مارکوزه و مفهوم &#8220;انسان تک‌ساحتی&#8221;، به تحلیل وضعیت زنان در تشکیلات مجاهدین خلق می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه ایدئولوژی مطلق‌گرا و مناسبات سرکوبگر این فرقه، زنان را از هویت انسانی و استقلال فردی محروم کرده است.</p>
<h3>زنان تک‌ساحتی در قفس ایدئولوژی: تحلیل جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین خلق از منظر هربرت مارکوزه و مکتب فرانکفورت</h3>
<h3>چارچوب نظری: انسان تک‌ساحتی مارکوزه و نقد ایدئولوژ<strong>ی</strong></h3>
<p>هربرت مارکوزه، فیلسوف و جامعه‌شناس برجسته‌ مکتب فرانکفورت، در کتاب &#8220;انسان تک‌ساحتی&#8221; (1964) استدلال می‌کند که نظام‌های سرکوبگر، چه در قالب سرمایه‌داری مدرن و چه در شکل ایدئولوژی‌های اقتدارگرا، انسان را به موجودی تک‌بعدی تقلیل می‌دهند که از ظرفیت تفکر انتقادی، آزادی و احساسات متعالی محروم است. به باور مارکوزه، این سرکوب تحت لوای تأمین نیازهای مادی و رفاهی صورت می‌گیرد، اما در حقیقت، انسان را در قفسی از اطاعت و وابستگی گرفتار می‌سازد. این چارچوب نظری برای تحلیل وضعیت زنان در تشکیلات مجاهدین خلق بسیار راهگشاست، زیرا نشان می‌دهد که چگونه ایدئولوژی این سازمان، با حذف ابعاد انسانی و عاطفی زنان، آن‌ها را به ابزاری صرف در خدمت اهداف رهبری تبدیل کرده است.</p>
<h3>جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین خلق: از ابزار پوششی تا بردگی ایدئولوژیک</h3>
<p>۱. آغاز حضور زنان: استفاده ابزاری و پوششی<br />
ورود زنان به سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۳۴۸ نه بر اساس اعتقاد به برابری جنسیتی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای پوشش فعالیت‌های مردان در برابر ساواک صورت گرفت. زنانی چون پوران بازرگان و لیلا زمردیان به‌عنوان &#8220;عنصر پوششی&#8221; به کار گرفته شدند تا حساسیت‌های امنیتی را کاهش دهند. این رویکرد ابزاری از همان ابتدا نشان‌دهنده‌ی نگرشی تحقیرآمیز به زنان بود که در آن‌ها نه به‌عنوان کنشگران مستقل، بلکه به مثابه وسایل کمکی دیده می‌شدند.</p>
<p>۲. ازدواج تشکیلاتی و سلب اختیار<br />
در دوره‌های مختلف، از جمله پس از تغییر ایدئولوژی به مارکسیسم در دهه‌ی ۱۳۵۰ و سپس در زمان رهبری مسعود رجوی، ازدواج در تشکیلات به شکلی کاملاً تحت کنترل مرکزیت سازمان درآمد. ازدواج‌های اجباری و طلاق‌های تحمیلی، مانند جدایی مریم قجر عضدانلو از مهدی ابریشمچی و ازدواج او با مسعود رجوی تحت عنوان &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221;، نمونه‌های بارزی از سلب اختیار زنان بود. این اقدامات نه تنها کرامت انسانی زنان را نادیده گرفت، بلکه آن‌ها را به مهره‌هایی در بازی قدرت تبدیل کرد.</p>
<p>۳. سرکوب هویت زنانه و مادرانه<br />
یکی از بارزترین ویژگی‌های مناسبات مجاهدین خلق، سرکوب سیستماتیک احساسات زنانه، مادرانه و عاشقانه است. ممنوعیت ازدواج و تشکیل خانواده، جداسازی اجباری زنان از فرزندانشان، و فشارهای روانی مستمر از طریق جلسات &#8220;انتقاد از خود&#8221;، زنان را به موجوداتی تهی از عواطف انسانی بدل کرده است. روایت‌هایی چون خاطرات بتول سلطانی از &#8220;رقص رهایی&#8221; و مراسم‌های تحقیرآمیز تحت نظارت مسعود و مریم رجوی، نشان‌دهنده‌ی تلاش آگاهانه‌ی رهبری برای استثمار جنسی و روانی زنان است.</p>
<p>۴. استفاده در عملیات تروریستی و خشونت<br />
زنان در عملیات‌های تروریستی دهه‌ی 1350 و ۱۳۶۰، مانند ترور مجید شریف‌واقفی با کمک و همراهی همسرش لیلا زمردیان، به‌عنوان ابزار اجرایی به کار گرفته شدند. این نقش، که با شعارهای &#8220;رهایی زنان&#8221; در تضاد است، نشان‌دهنده‌ی بهره‌کشی از زنان در جهت اهداف خشونت‌طلبانه‌ی سازمان است. در واقع، زنان نه تنها آزادی نیافتند، بلکه به بردگانی مسلح تبدیل شدند که باید در خدمت ایدئولوژی مطلق‌گرا عمل کنند.</p>
<h3>تحلیل ایدئولوژیک: مطلق‌انگاری و نفی عقلانیت انتقادی</h3>
<p>رهبران مجاهدین خلق، به‌ویژه مسعود رجوی، با تکیه بر دیدگاهی قرون‌وسطایی و مطلق‌گرا، هرگونه تحول تاریخی و عقلانیت انتقادی را نفی کردند. آن‌ها با تأکید بر ذات تغییرناپذیر مفاهیم و ارزش‌ها، از پذیرش اصول دموکراتیک و حقوق بشری سر باز زدند. این نگرش در برخورد با زنان به وضوح دیده می‌شود: زنان در تشکیلات، موجوداتی فاقد هویت مستقل تلقی می‌شوند که باید در مسیر اطاعت کورکورانه و عملیات خشونت‌آمیز قرار گیرند. این مطلق‌انگاری، به تعبیر مارکوزه، انسان را از ظرفیت‌های چندساحتی خود محروم کرده و به موجودی تک‌بعدی و مطیع تبدیل می‌کند.</p>
<h3>روایت‌های زنان جدا شده: شاهدی بر سرکوب و استثمار</h3>
<p>خاطرات و افشاگری‌های زنانی چون بتول سلطانی، نسرین ابراهیمی و مرضیه قرصی، ابعاد تاریک مناسبات مجاهدین را آشکار می‌کند. سلطانی از مراسم &#8220;رقص رهایی&#8221; سخن می‌گوید که در آن زنان مجبور به تسلیم جنسی و روانی به مسعود رجوی می‌شدند. ابراهیمی و قرصی نیز به سرکوب احساسات مادرانه و عاطفی اشاره دارند و تأکید می‌کنند که رهبری فرقه به عمد زنان را از هویت انسانی‌شان تهی کرده است. این روایت‌ها تأیید می‌کنند که زنان در تشکیلات، نه تنها از آزادی برخوردار نیستند، بلکه در شرایطی شبیه به بردگی مدرن قرار دارند.</p>
<h3>پارادوکس شعار و عمل: نمایش‌های حقوق بشری در برابر واقعیت</h3>
<p>در حالی که مجاهدین خلق در تبلیغات خارجی خود، به‌ویژه در مراسم‌هایی چون روز جهانی زن، از حضور شخصیت‌های بین‌المللی بهره می‌برند تا وجهه‌ی حقوق بشری بسازند، واقعیت درونی تشکیلات کاملاً متضاد است. دعوت از چهره‌هایی چون اینگرید بتانکور و میشل آلیو ماری با هزینه‌های گزاف و سفرهای لوکس به پاریس، تلاشی برای پنهان کردن نقض حقوق زنان در درون سازمان است. این تناقض نشان می‌دهد که شعارهای آزادی‌خواهانه‌ی این گروه، صرفاً ابزاری برای جلب حمایت خارجی است و با تجربه‌ی واقعی زنان تشکیلاتی هیچ سنخیتی ندارد.</p>
<h3>مکتب فرانکفورت و نقد گسترده‌تر فرقه‌گرایی</h3>
<p>مکتب فرانکفورت به‌طور کلی فرقه‌ها را به‌عنوان میکروکاسم‌هایی از سلطه‌ی اجتماعی می‌بیند که در آن‌ها کنترل فرهنگی و روانی جایگزین زور آشکار می‌شود. آدورنو و هورکهایمر در «دیالکتیک روشنگری» استدلال می‌کنند که ابزارهای فرهنگی (مثل تبلیغات یا مراسم فرقه‌ای) می‌توانند انسان‌ها را به پذیرش بردگی داوطلبانه وادار کنند. در مورد مجاهدین خلق، مراسم‌هایی مثل «رقص رهایی» یا تبلیغات گسترده در روز جهانی زن، به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سرکوب درونی استفاده می‌شوند، در حالی که واقعیت پشت پرده، استثمار و تحقیر زنان است.</p>
<h3>نتیجه‌گیری</h3>
<p>بررسی جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین خلق نشان می‌دهد که این سازمان، برخلاف ادعاهایش، نه تنها مدافع حقوق زنان نیست، بلکه با سرکوب هویت انسانی و زنانه‌ی آن‌ها، به استثمار و بردگی آن‌ها پرداخته است. از منظر نظریه‌ی مارکوزه، زنان در این فرقه به انسان‌هایی تک‌ساحتی تبدیل شده‌اند که از احساسات متعالی، استقلال و تفکر انتقادی محروم گشته‌اند. ایدئولوژی مطلق‌گرا و خشونت‌طلبانه‌ی رهبری، همراه با مناسبات سرکوبگر، زنان را به ابزاری برای اهداف تروریستی و سیاسی بدل کرده است. با این حال، طغیان تدریجی زنان جدا شده و افشاگری‌های آن‌ها، نویدبخش فروپاشی این حصارهای زن‌ستیز در آینده است. پیشنهاد می‌شود تحقیقات بیشتری در زمینه‌ی تأثیرات روانی و اجتماعی این مناسبات بر زنان انجام شود تا ابعاد این فاجعه‌ی انسانی به‌طور کامل روشن گردد.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>منابع<br />
هربرت مارکوزه (1964). انسان تک‌ساحتی. ترجمه‌ی محسن مویدی.<br />
بتول سلطانی (1388). خاطرات و افشاگری‌های یک عضو جدا شده از مجاهدین خلق.<br />
مرضیه قرصی و نسرین ابراهیمی (1390). روایت‌هایی از اسارتگاه اشرف.<br />
مرکز اسناد انقلاب اسلامی (1403). بررسی جایگاه زنان در سازمان مجاهدین خلق.<br />
آرش رضایی، (1389). زنان قرارگاه اشرف در معرض خشونت سیستماتیک<br />
خبرگزاری برنا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68967">زنان تک‌ساحتی در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68967/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آنچه باید از یک زندگی تروریستی بدانید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68806</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68806?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2026 06:13:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68806</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق طی دهه‌های گذشته همواره کوشیده است خود را به‌عنوان مدافع آزادی زنان معرفی کند، اما بررسی‌های مستند و شهادت اعضای جداشده از این سازمان تروریستی نشان می‌دهد واقعیت درون این تشکیلات کاملاً متفاوت است. زنان در این سازمان نه به‌عنوان انسان‌های مستقل، بلکه به‌عنوان ابزار تبلیغاتی و نیروهای ایدئولوژیک بی‌هویت به کار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68806">آنچه باید از یک زندگی تروریستی بدانید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق طی دهه‌های گذشته همواره کوشیده است خود را به‌عنوان مدافع آزادی زنان معرفی کند، اما بررسی‌های مستند و شهادت اعضای جداشده از این سازمان تروریستی نشان می‌دهد واقعیت درون این تشکیلات کاملاً متفاوت است. زنان در این سازمان نه به‌عنوان انسان‌های مستقل، بلکه به‌عنوان ابزار تبلیغاتی و نیروهای ایدئولوژیک بی‌هویت به کار گرفته می‌شوند.</p>
<p>&#8220;سالاری، صالحی و شبانی&#8221; سه تن از اعضای جدا شده از فرقه رجوی هستند که به تشریح وضعیت زنان در سازمان تروریستی مجاهدین خلق پرداخته‌اند. آنها معتقدند جایگاه زنان در سازمان مجاهدین خلق، برخلاف شعارهای پر زرق و برق، جایگاهی انسانی و آزاد نیست. زنان قربانیان خاموش سیستمی هستند که فردیت را نابود کرده، خانواده را از بین برده و احساسات انسانی را جرم دانسته است. زنان در این ساختار به نیروهایی مطیع، تکرارگر و منزوی تبدیل شده‌اند؛ زنانی با چهره‌های فرسوده و روح‌های خاموش که سال‌های عمرشان در جهانی مصنوعی و بی‌روح به هدر رفته است.</p>
<h3>مهندسی روانی و انسان‌زدایی</h3>
<p>ساختار مجاهدین خلق بر پایه یکسان‌سازی کامل اعضا بنا شده است. زنان مجبورند لباس، ظاهر، گفتار و رفتار مشابه داشته باشند. این یکسان‌سازی تصادفی نیست، بلکه بخشی از مهندسی روانی است که هدفش حذف فردیت و جلوگیری از تفکر مستقل است. در چنین محیطی، تنوع انسانی تهدید محسوب می‌شود و هرگونه استقلال فکری خطر تلقی می‌گردد.</p>
<p>زنان در این تشکیلات از داشتن خانواده، ازدواج و حتی احساسات شخصی محروم‌اند. وفاداری مطلق به رهبری جایگزین همه روابط انسانی می‌شود. زن دیگر موجودی انسانی نیست، بلکه نیروی عملیاتی و ابزاری برای اجرای پروتکل‌های ایدئولوژیک است.</p>
<h3>ربات‌سازی تشکیلاتی</h3>
<p>نشست‌های طولانی،اعتراف‌گیری‌ها و کنترل کلامی باعث می‌شود زنان به مرور حرکات، لحن و حتی نگاه‌های یکسان پیدا کنند. چهره‌ها بی‌احساس و یخ‌زده، صداها خالی از زندگی و رفتارها خشک و رسمی می‌شود. این فرآیند آنان را به سربازانی یکنواخت و برنامه‌ریزی‌شده بدل می‌کند.</p>
<p>اگرچه سازمان ادعا می‌کند زنان را آزاد کرده است، اما واقعیت نشان می‌دهد آنان به انسان‌هایی بی‌هویت و عاری از زنانگی تبدیل شده‌اند. نشانه‌های فرسودگی در چهره و رفتار زنان مشهود است: صورت‌های بی‌روح، نگاه‌های خسته، فقدان واکنش طبیعی و استفاده از جملات قالبی.</p>
<p>یکی از ستون‌های اصلی فروپاشی روح زنان در این تشکیلات، قطع کامل ارتباط با خانواده است. مادران سال‌ها فرزندان خود را ندیده‌اند و اعضا اجازه تماس آزاد ندارند. این جدایی، زنان را به موجوداتی شکننده و کاملاً وابسته به سازمان بدل کرده است.</p>
<h3>زبان تکراری و حذف تفکر مستقل</h3>
<p>زنان مجبورند از ادبیات ثابت و ترکیب‌های تبلیغاتی از پیش نوشته‌شده استفاده کنند. این تکرار مداوم، توانایی تفکر مستقل را از بین می‌برد و آنان را به واحدهای گفتار برنامه‌ریزی‌شده تبدیل می‌کند.</p>
<p>سال‌ها فشار و انزوا در نهایت در چهره و بدن زنان منعکس می‌شود. نگاه‌ها شکسته، خطوط چهره با اضطراب مزمن شکل گرفته، صداها بی‌افت‌وخیز و حرکات بدن خشک و رسمی است. لبخندها مصنوعی و عضلات در حالت دفاعی دائمی قرار دارند.</p>
<h3>روز زن در تشکیلات مجاهدین خلق</h3>
<p>در حالی که در ایران و بسیاری کشورها روز زن و روز مادر با احترام و تجلیل همراه است، در مقر مجاهدین خلق در آلبانی هیچ نشانی از بزرگداشت زنان وجود ندارد. ازدواج ممنوع است، خانواده وجود ندارد و حتی رابطه دوستانه میان اعضا جرم تلقی می‌شود. عاطفه تنها باید به رهبری نثار شود و هرگونه احساس انسانی دیگر سرکوب می‌شود.</p>
<p>رهبران سازمان همواره تلاش کرده‌اند زنان را به‌عنوان نماد آزادی معرفی کنند، اما در عمل آنان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم‌اند. حتی حق انتخاب لباس ندارند و باید گوش به فرمان تشکیلات باشند. انقلاب طلاق رجوی کانون خانواده را نابود کرد و فرزندان از والدین جدا شدند.</p>
<p>سازمان با قرار دادن زنان در مسئولیت‌های ظاهری، تلاش کرد تصویری جذاب برای غرب بسازد. اما این انتصاب‌ها بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و در عمل به تناقض و فروپاشی تشکیلاتی منجر شد. زنان به‌عنوان بلندگوهای تبلیغاتی معرفی شدند، در حالی که واقعیت زندگی آنان سرشار از محرومیت و فشار بود.</p>
<h3>تحریف شعارها و زن‌ستیزی</h3>
<p>مریم رجوی حتی شعارهای اجتماعی را تحریف کرد و آن‌ها را به &#8220;زن، مقاومت، آزادی&#8221; تغییر داد. در این نگاه، زن حق زندگی ندارد و تنها باید در مقاومت بماند و کشته شود. زندگی برای زنان در این تشکیلات هیچ مفهومی ندارد و همه چیز در خدمت بقای سازمان است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68806">آنچه باید از یک زندگی تروریستی بدانید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68806/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تفاوت ظاهری آشکار بین ساکنان اشرف و هواداران مجاهدین در خیابان‌های غرب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66513</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66513?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Sep 2025 11:25:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66513</guid>

					<description><![CDATA[<p>تفاوت آشکار بین اعضای مجاهدین خلق در مقرشان در آلبانی و هواداران ادعایی آنها در خیابان‌های شهرهای غربی، از زمینه‌های متفاوت حضور عمومی و استقلال فردی ناشی می‌شود. در اردوگاه مجاهدین خلق موسوم اشرف ۳، واقع در نزدیکی روستای مانز، آلبانی، اعضای زن مجبور به پوشیدن لباس فرم و حجاب هستند و اعضای مرد مزم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66513">تفاوت ظاهری آشکار بین ساکنان اشرف و هواداران مجاهدین در خیابان‌های غرب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تفاوت آشکار بین اعضای مجاهدین خلق در مقرشان در آلبانی و هواداران ادعایی آنها در خیابان‌های شهرهای غربی، از زمینه‌های متفاوت حضور عمومی و استقلال فردی ناشی می‌شود.</p>
<p>در اردوگاه مجاهدین خلق موسوم اشرف ۳، واقع در نزدیکی روستای مانز، آلبانی، اعضای زن مجبور به پوشیدن لباس فرم و حجاب هستند و اعضای مرد مزم هستند لباس فرم، پیراهن آستین بلند و شلوار بپوشند. این ظاهر سازمان یافته، منعکس کننده محیط داخلی مجاهدین خلق و تأکید شدید آن بر هویت جمعی است. علاوه بر این، مسعود رجوی، رهبر ناپدید شده این گروه، در پیام اخیر خود آشکارا اعلام کرد که زنان مجاهد (اعضای زن مجاهدین خلق) حجاب خود را بر نمی‌دارند زیرا او نمی‌خواهد جمهوری اسلامی را خوشحال کند!</p>
<p>برعکس، هواداران مجاهدین خلق که در تظاهرات این گروه در شهرهای غربی مانند بروکسل یا نیویورک شرکت می‌کنند، افرادی هستند که ممکن است عضو تمام وقت مجاهدین خلق باشند یا نباشند. و البته، بخش بزرگی از آنها هوادارانی هستند که توسط یکی از اعضای خانواده شان که عضو رسمی تشکیلات است، با این گروه مرتبط نگه داشته می‌شوند.</p>
<p>ظاهر معترضان عمومی بیشتر به انتخاب‌های شخصی، هنجارهای فرهنگی محلی و ساختار دموگرافیک جمعیت اجاره‌ای بستگی دارد که از سراسر اروپا یا ایالات متحده با اتوبوس به عنوان مهاجران ایرانی در این تجمع حاضر می‌شوند. آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار حاضر در تجمع اخیر مجاهدین خلق در بیرون ساختمان اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵ در شهر نیویورک، نمونه‌هایی از معترضان اجاره‌ای هستند.</p>
<p>این به اصطلاح هواداران مجاهدین خلق که پرچم‌های این گروه را تکان می‌دهند و جلیقه‌های زرد با تصاویر مسعود و مریم رجوی بر روی آنها می‌پوشند، توسط گروه‌های پوششی مجاهدین مانند OIAC (سازمان جوامع ایرانی-آمریکایی) بسیج می‌شوند. رهبران مجاهدین خلق قصد دارند تصویری امروزی و قابل درک برای مخاطبان غربی ارائه دهند که شامل لباس‌های غربی معاصر، به جای ظاهر فرقه‌ای و یکدست مرسوم در داخلی اشرف 3، باشد.</p>
<p>در واقع، در ساختار داخلی مجاهدین خلق انتخاب آزاد لباس و ظاهر مقدور نیست. اعضای مرد مجاهدین خلق حتی در انتخاب مدل‌های سبیل و ریش خود آزاد نیستند. فقط سبیل برای آنها مجاز است.</p>
<p>این تمایز بین ظاهر معترضان مجاهدین خلق و ساکنان اشرف، تلاش‌های استراتژیک سران مجاهدین خلق را برای ارائه تصاویر مختلف، بسته به مخاطب و محیط، برجسته می‌کند.<br />
تصاویر اشرف ۳ حس اجبار و سنگینی را تقویت می‌کند، در حالی که تظاهرات عمومی در خارج از کشور اولویتش ابراز وجود به عنوان یک جنبش &#8220;دموکراتیک&#8221; است که هم با حکومت اسلامی و هم شاهنشاهی مخالف است. و این ریاکاری آشکار است.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66513">تفاوت ظاهری آشکار بین ساکنان اشرف و هواداران مجاهدین در خیابان‌های غرب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66513/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقدی بر تشکیلات مریم رجوی به بهانه روز زن به قلم بیجار رحیمی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59117</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59117?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Mar 2024 09:00:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[روز جهانی زن]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59117</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز جهانی زن را به زنان هموطن در ایران و جهان تبریک می‌گویم. ما در حالی روز جهانی زن را گرامی می‌داریم که در سازمان مجاهدین، زنان خارج از شئون اسلامی و تاریخی، حقوقی و بین‌المللی و عرف و مرسومات خانوادگی و اجتماعی، چندین دهه است اسیر ایدئولوژی خودساخته رجوی‌ها مبنی بر انقلاب ایدئولوژیک می‌باشند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59117">نقدی بر تشکیلات مریم رجوی به بهانه روز زن به قلم بیجار رحیمی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز جهانی زن را به زنان هموطن در ایران و جهان تبریک می‌گویم.<br />
ما در حالی روز جهانی زن را گرامی می‌داریم که در سازمان مجاهدین، زنان خارج از شئون اسلامی و تاریخی، حقوقی و بین‌المللی و عرف و مرسومات خانوادگی و اجتماعی، چندین دهه است اسیر ایدئولوژی خودساخته رجوی‌ها مبنی بر انقلاب ایدئولوژیک می‌باشند.<br />
مریم رجوی بمناسبت این روز سالیانه گردهمایی برگزار می‌کند و از رهایی زنان، انتخاب آزادانه پوشش، و حق تشکیل زندگی بااختیار خود و &#8230; برای حضار صحبت می‌کند. از آنجایی‌که من ۲۱سال در این سازمان بودم. می‌توانم اذعان کنم، افراد در سازمان بخصوص زنان حق هیچ انتخابی نداشته و از پایه و اساس از هرگونه آزادی محروم هستند.</p>
<p>در ابتدا هر زنی که وارد تشکیلات سازمان می‌شود براساس بند <strong>الف</strong> انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان، حق ازدواج و تشکیل زندگی مشترک را از دست می‌دهد و می‌بایست شوهر داشته نداشته خود را اکیدا طلاق بدهد. این بند انقلاب شامل مردان نیز می‌باشد. زنان در مناسبات به ‌معنی واقعی کلمه از مینیمم حق آزادی و اختیار محروم هستند. هرگونه ارتباط و معاشرت در مناسبات بین زن و مرد مرز سرخ است و هیچ زنی بصورت انفرادی، حق صحبت با هیچ مردی را ندارد و بلعکس مرد با زن.</p>
<p>زنان فقط حق پوشیدن اونیفورم خاص و یک‌شکل سازمانی را دارند و از پوشیدن لباس معمولی و دلخواه محروم هستند. تفکیک جنسیتی از لحاظ محل سکونت در مقرها، اماکن تفریحی، ورزشی، فروشگاه، امداد، مراسم‌ها و نشست‌ها و حتی سالن غذاخوری کاملاً اعمال می‌شود.</p>
<p>زنان واقعاً در تشکیلات محبوس هستند. زیرا محدودیت‌های مضاعفی حتی نسبت به مردان برای تردد از کمپ به شهر، جهت خرید یا بیرون رفتن برای روحیه و رفاه و راهپیمایی برای تنوع و همچنین موارد پزشکی دارند. مسائل زیادی در رابطه با محدودیت زنان و عدم آزادی در تشکیلات رجوی هست که شرح آن در این مقاله نمی‌گنجد و به همین مقدار بسنده می‌کنم.</p>
<p>در اصطلاح می‌گویند، اگر می‌خواهی کسی را تغییر بدهی و شاخص باشی، اول رویکرد خودت را تغییر بده. تا الگو بشوی. حال به مریم رجوی که خود را سردمدار آزادی زنان ایران و دنیا می‌داند، به‌ مصداق ضرب‌المثل ایرانی خودمان، باید گفت اول خویش بعد درویش. پس اگر دم از آزادی زنان می‌زنی در قدم اول فکری به حال زنان در تشکیلات خود بکن که چندین دهه است ذره‌ای حق آزادی را به بهانه خود ساخته‌تان مبنی بر طلاق و انقلاب ایدئولوژی، مناسبات درونی و تشکیلات و غیره، دریغ داشته‌ای.</p>
<p>می‌خواهم به رجوی‌ها بگویم خود خوب می‌دانید که آه و نفرین زنان و مردانی که شما گرفتار و اسیر خود کرده‌اید، دامن نامبارک شما را خواهد گرفت. شما حق آزادی که دو‌آتشه شعارش را برای دیگران سر می‌دهید، پیشکش، حتی حق زندگی را از آنان گرفتید و‌ نیز ایجاد درد و دوری برای خانواده‌های چشم‌انتظار عزیزان اسیرشان کرده‌اید.</p>
<p>بیجار رحیمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59117">نقدی بر تشکیلات مریم رجوی به بهانه روز زن به قلم بیجار رحیمی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59117/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پاسداشت روز زن در اردوگاه سازمان تروریستی مجاهدین خلق !</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59097</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59097?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Mar 2024 08:48:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روز جهانی زن]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59097</guid>

					<description><![CDATA[<p>اردوگاه‌های سازمان تروریستی مجاهدین خلق از جمله بزرگترین زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌های جهان به شمار می‌روند که زنان در این اردوگاه‌ها به طور روزانه تحقیر و مورد شکنجه روحی و روانی و &#8230; قرار می‌گیرند. سازمان تروریستی مجاهدین خلق که زنان حضور پرشماری در آن دارند،‌ علاوه بر اینکه تا به امروز علیه ملت ایران دست [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59097">پاسداشت روز زن در اردوگاه سازمان تروریستی مجاهدین خلق !</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اردوگاه‌های سازمان تروریستی مجاهدین خلق از جمله بزرگترین زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌های جهان به شمار می‌روند که زنان در این اردوگاه‌ها به طور روزانه تحقیر و مورد شکنجه روحی و روانی و &#8230; قرار می‌گیرند.</p>
<p>سازمان تروریستی مجاهدین خلق که زنان حضور پرشماری در آن دارند،‌ علاوه بر اینکه تا به امروز علیه ملت ایران دست به اعمال خشونت‌بار و غیرانسانی زیادی زده است، با اعضای خود نیز به شدت به طور غیرانسانی برخورد می‌کند تا جایی که انواع شکنجه‌های روحی و روانی و جسمی را علیه اعضای خود خصوصا زنان اعمال داشته است.</p>
<p>افرادی که از این سازمان تروریستی جدا شده‌اند‌، روایت‌های هولناک و تلخی از رفتار سرکردگان مجاهدین خلق خصوصا با زنان عضو ابراز داشته‌اند که هر یک از این برخوردها در نوع خود بسیار عجیب است. از این روست که از اردوگاه‌های مجاهدین خلق به عنوان بزرگترین شکنجه‌گاه و زندان‌های مخوف جهان یاد می‌شود.</p>
<p>یکی از اعضای جداشده مجاهدین خلق که به طور گمنام در شبکه‌ اجتماعی ایکس فعالیت می‌کند، درباره یک مراسم تحقیرآمیز به نام &#8220;دیگ&#8221;‌ در سازمان تروریستی مجاهدین خلق می‌گوید:&#8221; دیگ یک اصطلاح در مجاهدین خلق بود که فردی را در نشست‌های جمعی سوژه می‌کردن! یعنی داخل دیگ می‌اندازند و آتش شعله‌های دیگ را زیاد می‌کنند! یعنی با فحاشی کردن، تهدید و توهین و تهمت زدن و تُف باران کردن و داد زدن‌های مستمر عناصر بر سر سوژه‌ای که برای ساعت‌های متمادی در درون دیگ قرار داشت کاری می‌کردن تا سوژه از پای در بیاد و هرچی مسئول نشست مثل ابریشمچی، پارسایی، سپهری یا&#8230; می‌خواستند اعتراف_دروغ کنه و ثبت بشه!&#8221;</p>
<p>وی درباره تجربه خود در این جلسه وحشتناک می‌نویسد:&#8221;من یک بار داخل دیگ رفتم، وقتی سارا و بقیه کسانی که فکر می‌کردم با من دوستند، چهل دقیقه آب دهان انداختن و تهمت و توهین‌های بی‌شرمانه کردند، عملا مرگ شخصیتم رو دیدم. تو دیگ‌ها، پدر به پسر، مادر به دختر، پسر به پدر و خواهر به خواهر هم رحم نمی‌کرد. کدام فرقه چنین مناسباتی دارد؟&#8221;</p>
<p>از جلسه دیگ در سازمان مجاهدین خلق به عنوان &#8220;بزرگترین نشست سرکوب روانی در فرقه مجاهدین خلق&#8221; یاد می‌شود. در تشکیلات مجاهدین خلق، از انواع نشست‌ها و جلسات گروهی برای اعمال قدرت مطلق رهبران بر اعضا استفاده می‌شود.</p>
<p>در میان این عناوین و بازی‌های واژگانی، نشست موسوم به دیگ را می‌توان از بزرگترین و پرفشارترین جلسات جمعی شستشوی مغزی در فرقه رجوی نامید تا جایی که هیچ فردی نتواند غیر از اهداف تروریستی سازمان فکر دیگری بر سر راه دهد.</p>
<p>&#8220;فؤاد بصری&#8221;، عضو پیشین فرقه رجوی معتقد است که &#8220;مهوش سپهری&#8221; با نام مستعار نسرین از سران رده بالای فرقه، مبدع این روش شکنجه روانی است. او در خاطراتش از از این عضو سازمان مجاهدین خلق می‌نویسد که چطور سپهری اذعان می‌کرد که ایده نشست دیگ را از آشپزخانه تشکیلات الهام گرفته است.</p>
<p>وی در این باره می نویسد:‌&#8221;در یک نشست مجزا می گفت شما فکر می کنید ما این بحث ها را از فضا می آوریم! من یک روز رفته بودم سری به آشپزخانه بزنم. رفتم در قسمت آماده سازی چشمم به یک دیگچه‌ای خورد که در آن لپه خیس کرده بودند از مسئول آماده سازی سئوال کردم چرا لپه ها را روی گاز قرار نمی دهید گفت نمی شود اول بایستی لپه ها خیس بخورند بعد از خیس خوردن آنها را در دیگ می گذاریم و روی گاز قرار می دهیم که پخته شود و در ادامه می گفت این موضوع ذهن مرا درگیر کرد و در اتاق کارم خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که چرا این کار را بر روی افراد پیاده نکنیم. گزارش برای خواهر (مریم) و برادر (مسعود رجوی) نوشتم.&#8221;</p>
<p>جلسات تفتیش عقاید در سازمان مجاهدین خلق تنها به نشست دیگ ختم نمی‌شد و انواع گوناگونی داشت. نشست دیگری که از آن به عنوان &#8220;غسل هفتگی&#8221;‌ یاد می‌شد نیز افکار اعضای این سازمان را هدف قرار می‌داد. غسل هفتگی، عنوان جلساتی بود که همانطور که از نامش پيداست هر هفته و در روزی خاص برگزار می‌شد و در آن تمامي اعضای گروه دور هم جمع شده و از تفکرات مسائل جنسی خود در طول هفته گذشته عنوان می‌کردند.</p>
<p>فلسفه برگزاری چنين جلساتی در ميان اعضای گروه تروريستی مجاهدین خلق از آنجا نشأت می‌گيرد که سرکردگان اين فرقه تروريستی ازدواج اعضا را امری قبيح دانسته و تمامی اعضا گروه را از ازدواج و حتی فکر کردن به آن منع کرده و برای پيش برد اهداف مضحک و احمقانه‌شان جلسات غسل هفتگی را برگزار می‌کردند.</p>
<p>در این رابطه زنان باید تنها به یک نفر فکر می‌کردند و آنهم &#8220;مسعود رجوی&#8221;‌ بود! اگر آنان در این حوزه ذهن خود را به مرد دیگری معطوف می‌کردند به شدت سرکوب و مورد شکنجه قرار می‌گرفتند.</p>
<p>سرکردگان گروه تروريستي مجاهدین خلق در ابتدا دفترچه‌هايی را به اعضا می‌دادند، و اعضای گروه نيز موظف بودند افکار و تمايلات جنسی خود را که در طول هفته با آن مواجه شده بودند در اين دفترچه بنويسند و در جمع آن را بخوانند اما این انتهای کار نبود و ممکن بود که این اعترافات نیز دروغین تصور شود و بعد از این مرحله فرد مورد نظر به شدت مورد فشار روحی و روانی قرار می‌گرفت.</p>
<p>این عضو گروه تروريستي مجاهدین خلق که تمايل به افشای نامش ندارد در اين خصوص نوشت: &#8220;تو نشست‌های غسل هفتگی اگر بعد دو جلسه به لحظه جیم اعتراف نمی‌کردی، می‌گفتند که داری انکار میکنی و توبیخ می‌شدی! شاید برای مردها بیان لحظه جیم راحت باشه ولی برای یک زن همیشه سخته. سارا به خاطر لحظه جیم به برادر احمد باید تحقیر می‌شد ولی من گاهی برای فرار از تحقیر، به دروغ لحظه جیمم رو به مسعود رجوی منتسب می‌کردم و تشویق می‌شدم! لحظه دروغ روایت می‌کردم، اما واقعی‌هاش رو همیشه در ذهن و دلم مخفی نگه می‌داشتم. حالا اینها هشت مارس رو تبریک میگن به زنان!!!&#8221;</p>
<p>وی در پستی دیگر در شبکه ایکس می‌نویسد:‌ &#8220;ما در این سازمان جهنمی مجاهدین خلق بقدری تحقیر و تحمیق شده بودیم که در نشست‌ها دیدن مسعود و مریم در سال‌های ابتدای ورود به اشرف برای‌مان چقدر هیجان داشت.&#8221;</p>
<p>این عضو جدا شده مجاهدین خلق توضیح می‌دهد:‌ &#8220;اما سال ۷۰ به بعد ورق برگشت. وقتی دختر عموی من از گرفتن موز از مريم رجوی دچار هیجان شده بود و با هزار ترس از دیده شدن برام تعریف کرد، نشد تحقیرانه بگم &#8221; زندگی و شرف‌مون رو با یه موز فروختیم به میمونی مثل مریم&#8230; امروز من رها شدم و سارا هنوز حقیرانه محبوس است! این عکس یادآور آخرین دیالوگ من و سارا شد.&#8221;</p>
<p>ماجرای جالب دیگری که وی درباره اردوگاه مجاهدین خلق تعریف می‌کند به بازی ایران و صعود تیم فوتبال کشورمان به جام جهانی ارتباط دارد. وی در این باره می‌نویسد: &#8220;می‌دونید سال ۹۸ که ایران به جام جهانی صعود کرد، حدود ۷۰ نفر بابت خوشحالی از صعود تیم ملی به نشست و بازجویی و زندان رفتن؟ چرا؟ چون مسعود رجوی گفته بود که اون‌هایی که به صورت قاچاقی بازی رو دنبال کردن و مطلع شدن از پیروزی و خوشحالی کردن، مزدور ها و جاسوس‌های رژیم بودن و باید زندانی بشن. از اون هفتاد نفر، دو نفر دیگه برنگشتند.&#8221;</p>
<p>فارس پلاس؛ روایت روز</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59097">پاسداشت روز زن در اردوگاه سازمان تروریستی مجاهدین خلق !</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59097/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جایگاه زن در سازمان تروریستی مجاهدین سمبل ممنوعیت ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58040</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58040?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jan 2024 07:27:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58040</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیمای به اصطلاح آزادی دستگاه رسانه ای سازمان تروریستی مجاهدین خلق این روزها به مناسبت روز زن و مادر اقدام به پخش برنامه های ویژه به این مناسبت نموده است. در یکی از این برنامه ها مجری سیما در ارتباط تصویری با یکی از مهمانان برنامه که خودش را مدافع حقوق زنان معرفی کرد گفتگو [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58040">جایگاه زن در سازمان تروریستی مجاهدین سمبل ممنوعیت ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سیمای به اصطلاح آزادی دستگاه رسانه ای سازمان تروریستی مجاهدین خلق این روزها به مناسبت روز زن و مادر اقدام به پخش برنامه های ویژه به این مناسبت نموده است. در یکی از این برنامه ها مجری سیما در ارتباط تصویری با یکی از مهمانان برنامه که خودش را مدافع حقوق زنان معرفی کرد گفتگو نمود. در این گفتگوی کوتاه، مهمان مجازی برنامه از حقوق زنان در جهان مطالبی را عنوان کرد. مجری برنامه پس از قطع ارتباط با مهمان برنامه، وقیحانه از نقض حقوق زنان در ایران اراجیفی را نشخوار کرد . که جا دارد نکاتی را از مناسبات زن ستیز فرقه رجوی عنوان نمایم.</p>
<p>زنان در سازمان رجوی از حق و لذت مادر بودن، همسر بودن، پوشیدن لباس های رنگی و متنوع و آراستن خود محروم و بی بهره هستند. به عبارتی زن که خالق انسانی دیگر در بدن خود است و سرشار از مهر و محبت مادری است در سازمانی که سمبل ممنوعیت ها می باشد اسیر است. ازدواج ممنوع، بچه دارشدن ممنوع، ارتباط با خانواده ممنوع، خلوت کردن با خود و تنها بودن ممنوع، داشتن احساس و عواطف ممنوع، دوچرخه سواری ممنوع، تلویزیون دیدن ممنوع!</p>
<p>جایگاه زن در فرقه رجوی به مانند یک سکه است که یک روی آن در قرارگاه مجاهدین است با ایدئولوژی و عملیات جاری و غسل هفتگی و &#8230; روی دیگر آن در اروپا و غرب است و به ناچار برای اثبات استحاله خود از کثیف ترین مناسبات حاکم بر زنان در بنگاه ها و کلوپ های شبانه تحت عنوان آزادی ، حمایت و دفاع می کند. زن در قرارگاه میشود نماد و تبلور زنان انقلاب کرده و زن اروپایی می شود دست آویزی برای پیشبرد راه حل دموکراتیک . این تعارض محصول نگاه متناقض و ابزاری به زن است و رسوبات همان سیطره ارتجاعی و تاریخی که کماکان به زن از منظر یک موجود ابزاری و جنسی و فارغ از محتوای هستی شناسانه نگاه می کند.</p>
<p>سرکرده فرقه رجوی بر خلاف همه شعارهای پر طمطراق نفی جنسیت و برابری حقوق زن و مرد فرامین تشکیلاتی ناشایست در مغایرت با سنت هستی که بقا و تولید مثل نوعیت انسان است اعمال نموده:</p>
<p>1- عقیم سازی اجباری زنان و دختران طی عمل جراحی و در نتیجه ناباروری و محرومیت از حس مادری<br />
2- منع ازدواج و محرومیت از تشکیل خانواده<br />
3- طلاق اجباری از همسر<br />
4- جدایی مادر از فرزندانش<br />
5- مقوله عشق و وابستگی عاطفی بین زوج ها را گناه کبیره اعلام نموده<br />
6- زنان و دختران را شیطان و عفریته خطاب می کند<br />
7- زنان به طور مشخص از دسترسی به هرگونه رسانه و وسایل ارتباط جمعی محروم هستند .</p>
<p>انقلاب به اصطاح ایدئولوژیک فرقه رجوی که با محور قرار دادن نقش زنان در مناسبات تشکیلاتی پیش میرود در محتوا و ماهیت خود شکلی نوین از برده داری زنان است. بازخوانی موقعیت زنان در فرقه رجوی از حوصله این مقاله خارج است. در این اندک مجال تنها توانستم به فهرست و ستم هایی که فرقه رجوی در طول چهار دهه بر زنان روا داشته بسنده کنم . براستی جهان خبردار نشد بر سر زنان اسیر در فرقه چه گذشت و میگذرد.</p>
<p>ناصر رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58040">جایگاه زن در سازمان تروریستی مجاهدین سمبل ممنوعیت ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58040/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاه ابزاری مجاهدین خلق به دختران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57609</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57609?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Dec 2023 07:17:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب رونوشت برابر اصل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57609</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از ابعاد قابل بررسی درباره مجاهدین خلق واکاوی مسئله زنان است. مجاهدین خلق نه امروز و در قالب فرقه‌ای منحرف بلکه در سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی که در قامت یک مجاهد و در قاب یک سازمان چریکی بودند نگاه ابزاری و جنس دومی به زنان داشتند. یادداشت‌های قاسم عابدینی از اعضای مجاهدین خلق [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57609">نگاه ابزاری مجاهدین خلق به دختران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از ابعاد قابل بررسی درباره مجاهدین خلق واکاوی مسئله زنان است. مجاهدین خلق نه امروز و در قالب فرقه‌ای منحرف بلکه در سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی که در قامت یک مجاهد و در قاب یک سازمان چریکی بودند نگاه ابزاری و جنس دومی به زنان داشتند.</p>
<p>یادداشت‌های قاسم عابدینی از اعضای مجاهدین خلق و پیکار ناگفته‌های قابل تأملی از وضعیت حاکم بر آن‌ها پیش و پس از پیروزی انقلاب افشا می‌کند. مسئله زنان مبارز و جایگاه سازمانی آن‌ها در خلال یادداشت‌های عابدینی نشان از نگاه ابزاری سران سازمان به زنان و دختران دارد.</p>
<p>قاسم عابدینی در بخشی از یادداشت‌های خود می‌نویسد:</p>
<p>&#8221; &#8230; در اینجا بحث را اساساً با &#8220;روحیه&#8221; یا &#8220;حالت&#8221; که نوعی فرهنگ عملی بود، ادامه می‌دهیم. این &#8220;روحیه&#8221; یا &#8220;فرهنگ عملی&#8221; عبارت بود از برخورد از بالا با زنان سازمان و کم‌بها دادن به آن‌ها. هنگامی هم که – فرضا &#8211; بها داده می‌شد، این بها دادن در جهت تأمین یك هدف یا منفعت شخصی بود. برای اینکه منظورمان به طور دقیق روشن شود، لازم است روی این موضوع قدری بحث کنیم.</p>
<p>در شرح &#8220;ضربات اجتناب‌پذیر&#8221; توضیح دادیم که چگونه سه نفر از زنان سازمان بدون یك حداقل برخورد جدی به دم گلوله فرستاده شدند. این حرکت ناشی از همان روحیه و حالتی بود که نسبت به زنان &#8211; به مثابه نیرویی کم‌ارزش‌تر- در سازمان وجود داشت. اما این نگاه از کجا نشأت می‌گرفت؟! زنان به دلیل حجابی که دارند، می‌توانستند در حمل و نقل مدارک و نشریات و دیگر وسایل کمك‌های شایانی بنمایند. گذشته از این، زن اصولا هم به دلیل فرهنگ حاکم به جامعه و هم به طور کلی، وضعیتی داشت که مزدوران ساواک با تمام قساوت قلب و جسارت ضد انقلابی‌شان نمی‌توانستند با آن‌ها مانند مردان برخورد نمایند؛ و گذشته از این‌ها زنان به طورکلی درصد حضور و شرکتشان در فعالیت‌های سیاسی و کارهای تشکیلاتی، از مردان محدودتر بود. این مجموعه موجب می‌شد که از زنان برای ارتباطات یا حسن حمل و نقل‌های سبك &#8211; بدون دردسر &#8211; استفاده شود.</p>
<p>این امر به تدریج و به طور خود به خودی زنان را اساساً از لحاظ تشکیلاتی در این تقسیم کار قرار داده بود؛ و فرهنگ مشی چریکی نیز که عبارت بود از سلاح بستن، چریك بودن و مانند این‌ها موجب می‌شد که به طور خود به خودی، کارها و وظایف زنان پست‌تر تلقی شود. به همین لحاظ و رشد این فرهنگ انحرافی، زنان به تدریج حالت &#8220;گوشت دم توپ&#8221; را پیدا کرده بودند و کم‌کم آن خاصیت مثبت حجاب به ضد خودش تبدیل شده در روند یك تفکر چریکی موضع پست‌تری یافت و بهای کمتری به آن داده شد؛ به طوری که هرگاه قرار مشکوک و خطرناکی پیش می‌آمد و یا قرار بود علامت مشکوکی کنترل شود و یا بالاخره تخلیه‌های دیوانه‌واری شبیه مواردی که قبلا ذکر کردیم پیش می‌آمد، زنان را روانه میدان می‌نمودند.</p>
<p>این یك طرف قضیه؛ طرف دیگرش استفاده از زنان به عنوان محمل در خانه‌های تیمی بود که برای عادی کردن وضع تیم از آنان استفاده می‌شد. این موارد و موارد دیگری که بعدا ذکر می‌کنیم، مجموعاً در نزد افراد رهبری بوده [یعنی جزء کارنامه آن‌ها محسوب می‌شود] و طبعاً خلاف‌کاری‌ها و انحرافات نیز در همین مدار بروز نموده است.</p>
<p>در کنار این قبیل استفاده‌ها &#8211; که عملاً زنان را از شرکت فعال و خلاق در کارهای تشکیلاتی و سیاسی بازمی‌داشت و صرفاً به افرادی &#8220;باربر&#8221; و &#8220;پوشش&#8221; تبدیل می‌شدند &#8211; اذهان منحرف و غیرانسانی افراد و عناصر رهبری، سوءاستفاده‌های جنسی را نیز اضافه نمود و به‌قول‌معروف، فقط همین یك قلم جنس کم بود تا زنان به طور کامل و همه‌جانبه به ابزار تبدیل شوند؛ چه ابزار برای اجرای قرارهای خطرناک و این قبیل ریسك‌های هولناک و مرگ‌آفرین و چه ابزار برای اطفای غرایز پست جنسی و منحرف برخی افراد.</p>
<p>مورد دیگری که بایستی اضافه نمود و به طور عمده در همین دوره یعنی نیمه دوم سال 55 به طور خیلی برجسته‌ای بروز نمود، این بود که برخی از عناصر و افراد رهبری (به طور عمده تقی شهرام و محسن طریقت) حتی یك قدم به‌تنهایی در داخل خیابان برنمی‌داشتند و اگر یك سری محدودیت‌های اطلاعاتی و امنیتی وجود نداشت، حتی این افراد سر قرارهایشان نیز به همراه یك زن می‌رفتند. وضع به‌گونه‌ای شده بود که مثلاً محمود (محسن طریقت) را همیشه یك نفر زن بایستی &#8220;اسکورت&#8221; می‌کرد! او حتی وقتی می‌خواست از خانه به حمام برود، چند صد متر راه را هم به‌تنهایی طی نمی‌کرد و به‌قول‌معروف (در سازمان) تا دم در حمام هم با یك همشیره می‌رفت! یا اگر مریض می‌شد و می‌خواست به درمانگاه برود نیز به همین ترتیب عمل می کرد!&#8230;</p>
<p>این مجموعه متناقض و در عین‌ حال دارای پایه مشترک، وضعی برای زنان پیش آورده بود که گاهی اوقات ارزششان از مجموعه اسباب و وسایل یك خانه تیمی کمتر می شد. با این وضع، با توجه به خطراتی که کاملاً ّ قابل پیش‌بینی بود، آن‌ها را برای تخلیه این خانه‌ها می‌فرستادند. این روحیه و نگرش بعدها به‌تدریج مورد انتقاد قرار گرفت و متقابلاً در اثر آمیخته‌شدن با مسئله حقوق زنان، حتی به صورتی یکی از ارگان‌های تشکیلاتی نیز درآمد که کار زنان و کیفیت آن را بعد از انقلاب نیز دنبال نمود؛ و این خود انحراف دیگری بود که جنبه عمومی‌تر و سیاسی ـ ایدئولوژیك و اجتماعی دارد و مورد بحث ما در اینجا نیست.</p>
<p>منبع: کتاب رونوشت برابر اصل</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57609">نگاه ابزاری مجاهدین خلق به دختران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57609/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مریم رجوی، زن ستیزترین زن جهان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53447</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53447?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Mar 2023 06:01:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[روز جهانی زن]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53447</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز جهانی زن یک روز بزرگداشت جهانی است که هر ساله در ۸ مارس برای بزرگداشت دستاوردهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و اقتصادی زنان جشن گرفته می‌شود. در طول اعصار گذشته رویکردهای متفاوتی نسبت به زن و ارزش او در مقابل مردان در جوامع مختلف وجود داشته است. در بسیاری از جوامع ارزش وجودی زن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53447">مریم رجوی، زن ستیزترین زن جهان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز جهانی زن یک روز بزرگداشت جهانی است که هر ساله در ۸ مارس برای بزرگداشت دستاوردهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و اقتصادی زنان جشن گرفته می‌شود.</p>
<p>در طول اعصار گذشته رویکردهای متفاوتی نسبت به زن و ارزش او در مقابل مردان در جوامع مختلف وجود داشته است. در بسیاری از جوامع ارزش وجودی زن درک نشده است و مورد ظلم واقع شده است. در هر جامعه ای به نوعی. در جوامع بدوی و غیرمتمدن این زن ستیزی ظاهری کاملاً عریان داشته و در جوامع ظاهراً پیشرفته تر به رویکرد زن ستیزی ، لباسی جذابتر پوشانده شده اما در اصل قضیه تفاوتی نکرده است.</p>
<p>اما همواره در طول تاریخ، زنانی شجاع و تاثیر گذار در جامعه بشری همچون آرتمیس نخستین زن دریانورد ایرانی، مادر ترزا، روما میچل، سونیا گاندی  و &#8230;&#8230; وجود داشته اند که هر کدام ارزش زن را در معیار انسانی به تصویر کشیدند .</p>
<p>اما متاسفانه دفتر تاریخ نام زنی منفور و زن ستیز همچون مریم قجر عضدانلو معروف به (مریم رجوی) را نیز در خود ثبت کرده است. در تشکیلات مخوفی به نام سازمان مجاهدین خلق که در حال حاضر مریم رجوی آن را اداره میکند زنانی از کشورم اسیر شده اند که با تفکرات زن ستیزانه و عقب افتاده همچون دوران بدوی با آنها برخورد می شود.</p>
<p style="text-align: center;"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-42553 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_6_L.jpg" alt="مجاهدین خلق و زنان - مریم رجوی" width="462" height="200" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_6_L.jpg 462w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_6_L-300x130.jpg 300w" sizes="(max-width: 462px) 100vw, 462px" /></p>
<p>آنها حق انتخاب پوشش آزاد، حق ازدواج، حق فرزند آوری، حق عشق ورزیدن و محبت، و در یک کلام حق آزادی ندارند. در چهره های غم زده زنان گرفتار در مجاهدین امواجی از حرفهای نهفته در نهان، بغض فرو خورده و هزاران واژه تلخ موج می زند.</p>
<p>مریم قجر در صفت یک زن و در دفاع از حقوق زنان، اخیرا از تساوی زنان در امر ازدواج و طلاق و حق برابری اجتماعی و نوع پوشش و غیر و ذلک بسیار سخن پراکنی کرده است! واقعا از رذالت و وقاحت این عنصر پلید نه فقط ما بلکه تاریخ در عجب است !! او که دستور خارج کردن رحم زنان، عقد اجباری همه زنان برای مسعود رجوی فاسد را صادر کرد حالا دم از برابری زن و &#8230; می زند؟! با گذر زمان و آشکار شدن ماهیت زن ستیز رهبران مجاهدین حنای مریم قجر به فوریت رنگ می بازد و جهان هرگز فریب این شیادان را نخواهد خورد. بنده به نوبه خودم 8 مارس، روز جهانی زن را به تمامی زنان کشورم و جهان تبریک عرض می کنم و آرزومندم زنان اسیر در مناسبات زن ستیز مجاهدین به زودی با کنار زدن حصاری های ذهنی رجوی ساخته به دنیای عاری از بندگی برای رجویها دست یابند.</p>
<p>صمد اسکندری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53447">مریم رجوی، زن ستیزترین زن جهان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53447/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روزی که رجوی دیدگاه ارتجاعی تروریست القاعده را به رخ اعضا کشید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44793</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44793?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 May 2021 05:37:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44793</guid>

					<description><![CDATA[<p>در یازده سپتامبر 2001 سلسله حملات انتحاری توسط اعضای گروه تروریستی وارتجاعی درخاک امریکا انجام گرفت که مهم ترین آن حمله به برج های دوقلو مرکزتجارت جهانی بود. درجریان این حملات 2977 نفر جانشان را از دست دادند. سن قربانیان بین 2تا 85 سال بود. این اقدام تروریستی مرگبارترین و بزرگ ترین عملیات تروریستی بود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44793">روزی که رجوی دیدگاه ارتجاعی تروریست القاعده را به رخ اعضا کشید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در یازده سپتامبر 2001 سلسله حملات انتحاری توسط اعضای گروه تروریستی وارتجاعی درخاک امریکا انجام گرفت که مهم ترین آن حمله به برج های دوقلو مرکزتجارت جهانی بود.<br />
درجریان این حملات 2977 نفر جانشان را از دست دادند. سن قربانیان بین 2تا 85 سال بود. این اقدام تروریستی مرگبارترین و بزرگ ترین عملیات تروریستی بود که در خاک امریکا بوقوع می پیوست و پیامدهای مختلف سیاسی.اقتصادی. امنیتی ونظامی برای این کشور و جامعه جهانی بدنبال داشت. این عملیات تروریستی با محکومیت قاطع تمامی کشورها ومجامع بین المللی مواجه شد.<br />
فرقه تروریستی مجاهدین خلق که درخاک عراق از حمایت های صدام رئیس جمهور معدوم وسابق عراق برخوردار واحساس حاشیه امنیت وقدرت می کرد جزو معدود جریاناتی بود که نه تنها این اقدام جنایتکارانه که جان صدها انسان بیگناه را گرفت محکوم نکرد، بلکه برای سوختن پیکر صدها زن وکودک وپیر وجوان بیگناه به جشن وشادمانی پرداخت. رجوی چند روز بعداز این اقدام تروریستی در جلسه عمومی با اعضا شرکت کرد و ضمن تعریف وتمجید از عملیات انتحاری تروریست های القاعده به پشت گرمی صدام برای امریکا خط ونشان کشید که این تازه قدرت یک گروه ارتجاعی است وای به روزی که مجاهدین با اندیشه اسلام انقلابی بخواهند برعلیه امریکا دست به اقدام بزنند.</p>
<div id="attachment_30842" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-30842" class="size-full wp-image-30842" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Org_Women_36.jpg" alt="زنان مجاهدین" width="700" height="376" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Org_Women_36.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Org_Women_36-300x161.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-30842" class="wp-caption-text">رهبر سازمان مجاهدین: زن ها فتنه هستند</p></div>
<p>در آن روز رجوی تمامی ادعاهایش در مورد حقوق بشر ومبارزه با تروریزم را کنار گذاشت وماهیت ضدانسانی خود را عیان ساخت. مجاهدین خلق درسالهای حضورشان در اروپا وامریکا از مسئله حقوق بشر بعنوان یک حربه برعلیه مخالفین ودولت ایران استفاده می کرد ولی دراین مورد محتوای ایدئولوژی متعفن خود را بروز داد.<br />
درجریان همین مراسم به موضوعی اشاره کرد که باعث تناقض ودرگیری ذهنی تمامی اعضای شرکت کننده درجلسه شد وی با اشاره به وصیت نامه یکی از تروریست ها ی معدوم که گفته بود زنان برسر قبرش حاضر نشوند وفاتحه نخوانند گفت ببینید این هم انقلاب مریم را بهتر از شما فهمیده است. این موضع او درمورد زنان تماما ضد دستگاه جنسیتی است کاش شما هم همین درک را پیدا می کردید.<br />
رجوی که همه جا از برابری زن ومرد ونفی تبعیض بین زنان ومردان سخن می گفت وپروسه انحلال خانواده ها وجدایی زنان از مردان را با توجیه ضرورت نفی ستم مضاعف جنسی وپالایش دستگاه مرد سالار در درون مجاهدین خلق توجیه ورقم زد اینگونه عمق لجن زار تفکرات عقب مانده خود در مورد زنان را برملا ساخت و یکبار دیگر ثابت کرد برای رسیدن به هدف نامشروعش حاضراست از هروسیله ای استفاده نماید. وی برای توجیه عملکردش حاضر شد به نظرات عمیقا ارتجاعی یک تروریست جنایتکار القاعده استناد کند. ولی تمامی این دست وپا زدن های مذبوحانه راه بجایی نبرد وبدنبال سرنگونی صدام در قبری جا گرفت که هیچ کس برآن حاضر نخواهد شد روز محاکمه ونابودی رجوی هم همانند جنایتکاران تروریست القاعده چندان دیر نیست.</p>
<p>داریوش قنواتی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44793">روزی که رجوی دیدگاه ارتجاعی تروریست القاعده را به رخ اعضا کشید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44793/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آنچه نادره افشار از مجاهدین پیش بینی کرد، بتول سلطانی افشا کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2021 08:28:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب عشق ممنوع]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43939</guid>

					<description><![CDATA[<p>هنگامی که در سال 1389، خانم بتول سلطانی مدتی پس از فرار از تشکیلات مجاهدین خلق برای نخستین بار به افشاگری درباره جلسات «رقص رهایی» و سواستفاده های جنسی مسعود رجوی از زنان عضو شورای رهبری مجاهدین خلق دست زد، بسیاری از ما شوکه شدیم اما شاید اگر چند سال پیش تر به انتقادات و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939">آنچه نادره افشار از مجاهدین پیش بینی کرد، بتول سلطانی افشا کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هنگامی که در سال 1389، خانم بتول سلطانی مدتی پس از فرار از تشکیلات مجاهدین خلق برای نخستین بار به افشاگری درباره جلسات «رقص رهایی» و سواستفاده های جنسی مسعود رجوی از زنان عضو شورای رهبری مجاهدین خلق دست زد، بسیاری از ما شوکه شدیم اما شاید اگر چند سال پیش تر به انتقادات و هشدارهای افرادی چون مرحوم نادره افشاری نسبت به تشکیلات مجاهدین خلق و شخص مسعود رجوی، توجه می‌شد، چنین سرنوشتی برای زنان عضو تشکیلات رجوی قابل انتظار و محتمل به نظر می‌رسید.</p>
<p style="text-align: center;"><img decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-27224" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi_Necklace.jpg" alt="گردنبند با طرح مسعود رجوی" width="209" height="278" /></p>
<p>چنان که در همان سال نیز، هنگامی که بتول سلطانی به همراه جمعی از جداشدگان در پاریس با ابوالحسن بنی صدر دیدار داشتند، رئیس جمهور سابق ایران نیز موضوع را قابل پیش‌بینی دانست.</p>
<p>سلطانی در جلسه مذکور ضمن اشاره به اینکه کیش شخصیتی مسعود رجوی از زنان معنی خاص خود را دارد گفت که اساسا با شیوه استثمار جنسی فرماندهی خود بر زنان را عمق می دهد. او بیان کرد که مسعود رجوی برای اقدامات خود عناوین خاصی چون «حوض خاص شورای رهبری» و «رقص رهایی» به کار می‌برد.</p>
<p>در پاسخ، ابوالحسن بنی صدر در آن جلسه به نکته مهمی اشاره کرد: «این موضوع جدا از ویژگی شخصیتی افراد است. قوانین &#8221; قدرت &#8221; عمل می‌کند، و برای اینکه در این گرداب اسیر نشد باید تمرین و ممارست کرد. سرنوشت این آقا هم جدا از بقیه نیست. این سرنوشت رهبران همه فرقه هاست در تاریخ ایران ده ها نمونه این چنینی وجود دارد، در دوره عباسیان، زمان هلاکو، دوره حسن صباح، همه این مسائل بوده است که سرانجام &#8221; قدرت &#8221; و &#8220;سکس &#8221; به خدمت یکدیگر در می‌آیند و رسیدن به &#8221; سکس &#8221; آخرین مرحله از فروپاشی &#8221; قدرت &#8221; است.»</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-38825" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39.jpg" alt="مسعود رجوی" width="600" height="367" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39-300x184.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>به هر روی، مرحوم نادره افشاری که خود زنی آگاه، تحصیلکرده و آزاد اندیش بود، حدودا یک دهه پیش از افشاگری‌های بتول سلطانی، درباره رویکرد مسعود رجوی نسبت به زنان میگوید: « رجوی قیم زنان ایران نیست که به خود اجازه بدهد شوهای زنانه راه بیندازد و از نام و حرمت زن، در عین ناجوانمردانه ترین بی‌حرمتی ها به او برای خود پلکان بسازد. من، نوع فهم و درک و القائات رجوی ها از آزادی زن را دقیقا ضد آزادی، و ضد ارزش و ضد همه مبانی به رسمیت شناخته شده اعلامیه جهانی حقوق بشر ارزیلابی می‌کنم. چرا که زنان هر چه در دستگاه رجوی بیشتر آستان بوس باشند و مجیز رهبری مورد ادعا را بگویند، بیشتر به مقام اجتماعی و انسانی زن ایرانی بی‌حرمتی کرده‌اند. در دستگاه رجوی، زن یک گوسفند، یک برده، یک لاشخورو یک مطیع چشم و گوش بسته است که تنها هنرش مجیزگویی و اطاعت محض است.»</p>
<p>در جای دیگر نادره افشاری درباره دیدگاه مسعود رجوی نسبت به زن میگوید: «زن در دستگاه رجوی آنقدر تهی و خالی است که به محض آنکه از آن دستگاه جدا می‌شود، به نظر آن دستگاه تنها یک روسپی می‌توانسته باشد. نمونه های این ادعا را با نام و نشان در آینده تقدیم مردم ایران خواهم کرد.»</p>
<p>در آن زمان، مرحوم افشاری هنوز از واقعیت های تلخی که بتول سلطانی درباره چند همسری مسعود رجوی افشا کرد و نسرین ابراهیمی درباره بیرون آوردن رحم زنان و رسیدن به «قله آرمانی» در تشکیلات مجاهدین خلق، به گوش جهان رساند، مطلع نبود اما به درستی درباره جنایت های رجوی علیه همجنس‌هایش میگوید: «زن، سمبل عشق و محضر عاطفه و نمونه والای درک و شعور و آگاهی و محور پاکیزه ترین واحد اجتماعی، یعنی خانواده است و آقای رجوی این واحد را در دستگاه پوسیده و قرون وسطایی خود، عملا منحل اعلام کرده است&#8230; از نظر من دستگاه رجوی جنایتکار است و باید پاسخ جنایات خاصی را که در مورد زنان و جگرگوشه‌های آنان مرتکب شده است، در دادگاه خلق بدهد، رجوی باعث به فساد کشیده شدن بسیاری از فرزندان مجاهدین و رزمندگانی شده است که یا در جنگ های قدرت طلبانه فدا شده‌اند یا در عراق و اردن، یا در اروپا و آمریکا و استرالیا.»</p>
<p>در کتاب عشق ممنوع نادره افشاری با ذکر جزئیات بسیار از سرنوشت شوم فرزندان مجاهدین خلق در دستان دستگاه کیش شخصیتی رجوی می‌گوید که در مطالبی مجزا به آن‌ها پرداخته خواهد شد.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939">آنچه نادره افشار از مجاهدین پیش بینی کرد، بتول سلطانی افشا کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43939/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برده پروران ِ برده نواز</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37099</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37099?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37099</guid>

					<description><![CDATA[<p>برده پروران ِ برده نواز ( برگ سوم از برگی از تاریخ )27.11.2006سازمان ملل متحد 25 نوامبر را روز جهانی حذف خشونت عليه زنان اعلام کرده است، از همین رو برگ سوم از برگی از تاریخ را به سالگرد مبارزه برای محو خشونت علیه زنان اختصاص داده ایم. روشن است که خشونت علیه زنان سابقه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37099">برده پروران ِ برده نواز</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>برده پروران ِ برده نواز</B></P></p>
<p><b>( برگ سوم از برگی از تاریخ )</B><FONT color=#000080 size=2><br />27.11.2006<br />سازمان ملل متحد 25 نوامبر را روز جهانی حذف خشونت عليه زنان اعلام کرده است، از همین رو برگ سوم از برگی از تاریخ را به سالگرد مبارزه برای محو خشونت علیه زنان اختصاص داده ایم. روشن است که خشونت علیه زنان سابقه تاریخی دارد و از ریشه های گوناگونی نشئت می گیرد و تقریبا در تمام جوامع کم و بیش وجود دارد. طبعاً در کشور ها و جوامعی که قوانین محکم حمایتی از زن  وجود ندارد ، شدت و دامنه خشونت علیه زنان گسترش می یابد. شاید بتوان گفت که اگر نقض حقوق بشر باعث پایمال شدن حقوق هر انسانی، چه زن و چه مرد، می شود. اما نقض این حقوق در مورد زنان بیشتر می باشد، بنابراین سخن گزافی نیست که گفته شود نقض حقوق بشر در مورد زنان مضاعف است.<br />خشونت علیه زنان و نقض حقوق آنها به اشکال مختلف صورت می گیرد که می توان بطور کلی آنها را به سه دسته خشونت جنسی، خشونت در خانواده و خشونت سیاسی، اجتماعی طبقه بندی کرد. همانطور که در گزارش های مختلف نهادهای بین المللی وجود دارد، خشونت علیه زنان مرز جغرافیایی ندارد و تقریبا در سراسر جهان کم و بیش وجود دارد. بطور مشخص در زمان حکومت طالبان و القاعده در افغانستان روند خشونت علیه زنان به شدت رو به گسترش بود و کلیه مدارس دبستان و دبیرستان برای دختران ممنوع شده بود و هم اکنون نیز با اینکه حکومت تروریستی طالبان و القاعده در افغانستان سرنگون شده ، ولی کماکان حمله به مدارس دخترانه و آتش زدن آنها به شدت وجود دارد.<br />در سوئد نیز که یک کشور اروپایی محسوب می شود، خشونت علیه زنان به شکل پنهان و پیدا به صورت گسترده وجود دارد، اداره آمار جرائم در سوئد در گزارشی اعلام کرده که در هر 10 روز یکبار یک زن سوئدی توسط مردی که او را می شناسد مورد خشونت واقع می شود و در موارد زیادی به قتل وی منجر می شود.<br />به گزارش ایسنا كوفی عنان، دبیر كل سازمان ملل در گزارش اخیر خود تحت عنوان « پایان خشونت علیه زنان: از گفتن تا واقعیت» هشدار داد كه مدارك روشنی وجود دارد، مبنی بر آن كه خشونت علیه زنان شدیدتر شده است.. همین گزارش می افزاید در كشورهایی همچون استرالیا، كانادا، آفریقای جنوبی، اسرائیل و آمریكا بین 40 تا 70 درصد از قتل زنان به دست همسران و یا نامزدشان صورت می‌گیرد. <br />لوئيز آربور كميسر عالی سازمان ملل در امور حقوق بشر در پيامی به مناسبت روز جهانی مبارزه برای حذف خشونت عليه زنان گفت که :<br />یکی از خشونت‌های محلی و سنتی عليه زنان ازدواج‌های اجباری می باشد.<br />اما همانطور که در جوامع سنتی ازدواج های اجباری وجهی از خشونت علیه زن را نشان می دهد، بدون تردید ممنوعیت ازدواج و طلاق های اجباری نیز یک روش خشونت آمیز علیه زن است که در بعضی گروه ها و فرقه ها اعمال می شود. با ممنوعیت ازدواج و آمیزش جنسی برای زنان عضو فرقه ها، زنان باید نیاز جنسی خود را سرکوب کنند. که این امر در گروه ایرانی سازمان مجاهدین خلق اعمال می شود و ازدواج به دستور رهبری در این فرقه ممنوع و حرام اعلام شده تا شرایط برای تزریق روانی خشونت به این دسته از زنان برای کسب آمادگی های مردانه و نظامی فراهم شود.<br />البته به صورت قاعده کلی این مردان هستند که علیه زنان دست به خشونت می زنند، اما زنانی نیز وجود دارند که علیه زنان دست به خشونت می زنند. در این موارد زنان خود ابزار مردسالاران برده پرور می شوند تا علیه زنان دیگر خشونت را اعمال کنند یا زمینه های خشونت را در آنها علیه دیگران فراهم کنند که این موارد بیشتر در فرقه ها و گروه های مذهبی و دارای عقاید ویژه شکل می گیرد که باز نمونه بارز آن را در بکارگیری مریم عضدانلو در سازمان مجاهدین خلق برای سایر زنان عضو این گروه می توان مشاهده کرد. بطور مثال مریم رجوی حق دارد از لباس های بسیار گران قیمت و آخرین مد طراحان لباس استفاده کند یا با لوازم آرایش لوکس و جراحی های مختلف خود را زیبا نشان دهد، که البته ایرادی از این زاویه نیست، بلکه ایراد این است که باید سایر زنان عضو این گروه برای خشن شدن نه تنها صورت خود را هیچ آرایشی نکنند بلکه اگر لحظه ای در جلوی آینه به چهره خود برای زیبا شدن نگاه کردند، باید در گزارش ها و اقرارگویی های شبانه دلیل این کار خود را بنویسند و اظهار ندامت کنند.<br />در مجموع با نگاهی به انواع خشونت علیه زنان در جوامع گوناگون در سراسر جهان، می توان با شهامت بیشتری گفت که جمعیت بزرگی از مردان جامعه جهانی، مردسالارانی هستند که برده می خواهند. امیدواریم که با تلاش نهاد های بین المللی و کارهای فرهنگی و پژوهشی زمینه های خشونت علیه زنان بیش از پیش از بین برود و برده پروران ِ برده نواز دست از خشونت بردارند.<br />برگی از تاریخ ـ سایت قلم</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37099">برده پروران ِ برده نواز</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37099/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>با تاسف فراوان معصومه یگانه از میان ما رفت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37092</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37092?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37092</guid>

					<description><![CDATA[<p>با تاسف فراوان معصومه یگانه از میان ما رفت بتول ملکی، بیست و سوم نوامبر 2006دلیل فوت او نیز بیماری سرطان ذکر شده است. با توجه به اینکه ما در عصر پیشرفت علم و تکنولوژی زندگی می کنیم با رسیدگی های ویژه و علاج به موقع آن، می شود جلوی پیشرفت حتی بیماریهایی مثل سرطان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37092">با تاسف فراوان معصومه یگانه از میان ما رفت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>با تاسف فراوان معصومه یگانه از میان ما رفت </B><br />بتول ملکی، بیست و سوم نوامبر 2006<br />دلیل فوت او نیز بیماری سرطان ذکر شده است. با توجه به اینکه ما در عصر پیشرفت علم و تکنولوژی زندگی می کنیم با رسیدگی های ویژه و علاج به موقع آن، می شود جلوی پیشرفت حتی بیماریهایی مثل سرطان را تقلیل داد یا از بین برد. در مورد معصومه آیا این کار صورت گرفته است؟<br />وقتی که معصومه در سازمان مجاهدین بود، وقتی که وضعیت جسمی اش را دیده بودند می بایست برای درمان فیزیکی اش شتاب می کردند. زمانی که قصد خروج از سازمان را داشت او را به زندان انداختند و انواع فشارهای روحی و جسمی را بر او وارد کردند سپس او را به رمادی تبعید کردند و او را به همراه دیگر جداشدگان در فشار روحی و جسمی و فشار زندگی قرار دادند تا اینکه قصد فرار از عراق را کرد. ولی در مرز عراق ـ عربستان هدف شلیک قرار گرفت و کودکش زخمی شد و وقتی که به رمادی برگشت هیچ چیز برای زندگی نداشت.<br />یک بار نیز به دیدار برادرش حسن یگانه که با دسیسه مجاهدین در زندان ابوغریب بود، رفت. دراین مورد معصومه به من گفت:<br />وقتی که برادرم را دیدم نتوانستم او را بشناسم. برادرش به او گفته بود که در زندان هیچگونه رسیدگی نمی شود و حتی او را پیش زندانیان جنایتکار قرار دادند که مورد آزار قرار می گیرد. سپس وقتی که برادرش از زندان آزاد شد توسط مجاهدین ترور گردید و این مسئله باعث ناراحتی بسیار روحی معصومه شد.<br />مریضی که می بایست تحت درمان به موقع قرار گیرد ولی در چنین وضعیتی روحی و جسمی شکننده، نتوانست طاقت بیاورد. بنابراین بیماری اش که سرطان تشخیص داده شد، روز بروز بیشتر گردید تا اینکه او را از پای درآورد.<br />من مسبب اصلی مرگ معصومه را شخص مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق می دانم و باید در آینده جوابگوی این مسئله باشد. برای خانواده اش و بچه هایش آرزوی صبر و شکیبایی را می کنم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37092">با تاسف فراوان معصومه یگانه از میان ما رفت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37092/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زن قهرمان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37094</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37094?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37094</guid>

					<description><![CDATA[<p>زن قهرمانکانون قلم، بیست و سوم نوامبر 2006این سخن در مورد زن قهرمانی است که هنگامی دخترکی بیش نبود برای مبارزه با بی عدالتی های سیاسی، اجتماعی پای بر صحنه مبارزه گذاشت. بر دل او شعار های جامعه بی طبقه توحیدی و آزادی خوش نشست. دخترک جوان قلبش برای این شعار ها و پیام های [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37094">زن قهرمان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>زن قهرمان</B><br />کانون قلم، بیست و سوم نوامبر 2006<br />این سخن در مورد زن قهرمانی است که هنگامی دخترکی بیش نبود برای مبارزه با بی عدالتی های سیاسی، اجتماعی پای بر صحنه مبارزه گذاشت. بر دل او شعار های جامعه بی طبقه توحیدی و آزادی خوش نشست. دخترک جوان قلبش برای این شعار ها و پیام های عدالتخواهانه طپیده بود. دخترک از خانه بیرون آمد، اما او در این مسیر تنها نبود و خواهر و برادرش نیز با او همراه شدند. او می خواست که برای برقراری عدالت اجتماعی، مبارزه با فقر، و برقراری آزادی تلاش کند. به همین دلیل، به قول خودش زندان، آوارگی و غربت را تجربه کرد. دخترک که حالا زن بزرگی شده بود، برای ادامه مبارزه ای که در ذهن و قلبش تصور کرده بود، به عراق رفت. اما دریغ وافسوس! او نه تنها نشانی از جامعه بی طبقه توحیدی و آزادی ندید، بلکه تبعیض و بی عدالتی را در درون و برون مدعیان جامعه بی طبقه توحیدی با تمام وجود احساس کرد. زن از فریب و نیرنگ و بی عدالتی بار دیگر برآشفته شد. او دید که بر خلاف شعار ها و تئوری هایی که شنیده و خوانده بود، رهبران در این جامعه بی طبقه توحیدی جایگاه ویژه، خاص الخاص و پیامبرگونه دارند، در فرهنگ مبارزاتی این مدعیان نه تنها رهبران خود را فدای هزاران نمی کنند، بلکه هزاران را قربانی خود می کنند، تا پیامبر و رهبر خاص الخاص بمانند. این چنین بود که زن قهرمان عصیان کرد و فریاد کشید. اما سزای فریاد و اعتراض او در جامعه بی طبقه توحیدی زندان، آوارگی و تبعید بود. زن قهرمان به همراه همسرش و البرزش به رمادی تبعید شدند. زن قهرمان در رمادی دید که قهرمانان دیگری نیز به مانند او بخاطر فریاد و اعتراض، به سیگار فروشی و باربری مشغول هستند. او می خواست از این جهنم خلاص شود، اما رهبر جامعه بی طبقه توحیدی همه راه های خروج را بسته بود. زن قهرمان با دل دریایی اش به دریا زد تا به ساحل نجات برسد. اما به او و خانواده اش در این مسیر و در مرزهای عراق و عربستان با گلوله شلیک شد و یکی از گلوله ها بر بازوی البرز نشست و قلب زن قهرمان را ریشه ریشه کرد. اما این نیز ، او در مسیر رهایی و جدایی متوقف نکرد. او ادامه داد تا به ساحل رسید، اما در ساحل نیز دست از تلاش برنداشت. او اگر چه ایرانی بود و فارسی سخن می گفت. اما در ساحل نیز با زبان مشترک انسان ها، یعنی مهر و محبت  سخن گفت تا پیام خود را علیه ظلم و بی عدالتی به شهروندان هلندی برساند و این چنین بود که تاثیر زبان رسا و گیرای زن قهرمان بخوبی در چشمان پر اشک زنان هلندی حاضر در مراسم یادبود او هویدا شده بود.<br />از سوی دیگر دوستان ایرانی زن قهرمان نیز به یاد او بودند و یاد او را در این مراسم گرامی داشتند. اگر چه که اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق دارای دیدگاه های سیاسی و اجتماعی متفاوتی هستند، اما یک درد، تجربه یا احساس مشترک در همه آنها وجود دارد که آنها را همیشه به هم نزدیک می کند تا در غم ها و شادی های یکدیگر سهیم باشند. آن احساس مشترک نیز ناشی از درک و تجربه تلخ اسارت و بی عدالتی می باشد که آنها را استوار در زیر رگبار باران در آرامگاه شهر Harmelen در کشور هلند به احترام معصومه یگانه گرد هم آورده بود تا برای یکی از یارانشان آرزوی رحمت و آمرزش کنند که لازم است از نقش و تلاش برجسته انجمن پیوند و همچنین زحمات کانون آوا، ایران سبز، کانون رهایی در این رابطه یاد کرد. کانون قلم آرزو می کند که این آخرین غم باشد و زخم خوردگان از خشونت، بجای غم ها، همیشه در شادی ها مهر و محبت را به یکدیگر ارزانی کنند.<br />کانون قلم<br />23.11.2006</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37094">زن قهرمان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37094/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حیات بازیافته می خواهم زنده بمانم! آتشی که گلستان شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37049</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37049?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زن در سازمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37049</guid>

					<description><![CDATA[<p>حیات بازیافته می خواهم زنده بمانم! آتشی که گلستان شدحیات بازیافته! می خواهم زنده بمانم!« آتشی که گلستان شد»نخستین بار از تصویر او به تلخی روی گردانیدم. ذره یی رحم و شفقت، کمرنگ ترین با رقه یی از تحسین و اعجاب در من برنیانگیخت.در نظر من او هم زن بی اراده یی بود چون صدواندی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37049">حیات بازیافته می خواهم زنده بمانم! آتشی که گلستان شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>حیات بازیافته می خواهم زنده بمانم! آتشی که گلستان شد</B><br />حیات بازیافته! <br />می خواهم زنده بمانم!<br />« آتشی که گلستان شد»<br />نخستین بار از تصویر او به تلخی روی گردانیدم. ذره یی رحم و شفقت، کمرنگ ترین با رقه یی از تحسین و اعجاب در من برنیانگیخت.<br />در نظر من او هم زن بی اراده یی بود چون صدواندی زن دیگر که شکوه زندگی و ارزش انسانی و اختیار و آزاده گی خود را که موهبتی، و دقیق تر با توجه به عمرکوتاه انسان، ودیعه یی از جانب خداوند است، بپای عفریته یی ریخته اند.<br />وبه منزله ی یک مادر، برکودکان معصومش که تصویرشان درهمان ورق پاره ی موسوم به « مجاهد»،( به عنوان فتح خیبر بی مادرکردن دو کودک دیگر) چاپ شده بود، سخت افسوس خوردم که چه زندگی سرد و پرمشقتی روبرو دارند. درحقیقت یکسره درعداد بردگان مجاهدین درمی آمدند. <br />فرقه شیطانی در نهایت سنگدلی، پیش از فرستادن مرجان ملک بکام مرگ، جهت دلربایی خبیثانه و همچنین تمهید اسباب سوگواری به شیوه ی خود ( مراسمی با حضورمریم رجوی با لباس پرزرق و برق ورنگارنگ دیگر، و خنده های جنون آمیز)، عکسی از زن نگون بخت با ژست لبخند فرمایشی و نمایشی منزجرکننده در گوشه یی از قرارگاه بدنام شان گرفته و حال از مرگ گناه آلود او شیهه های شریرانه می کشید و به خیال خود سودها می اندوخت.<br />درلحظه ی دریافت خبر، او حقیقتا زن مجاهد را نمایندگی می کرد! علیرغم لفت و لعاب تقلبی رجوی ها، ضعیف ترین زن ایرانی در تسلیم! آنچنان که دیده و شناخته و تجربه کرده بودم. مهره هایی بی ارزش تر از سنگ ریزه های بیابانی که در آن ماوا ، گرفته و برعلیه خلق قهرمان ایران، برعلیه تمدن انسانی، برعلیه دانش و آموزش، برعلیه ذاتی ترین عواطف بشری کمین گرفته اند. مادران خون آشامی که تحت سلب شخصیت از عاطفه ی مادری خویش تهی شده اند تا در دایره ی مسدودی که چون مرداب آنان را بخود می کشد، مقامی! سودی! که آن را « رده » می نامند، به کف گیرند. ( اعتبار و دوامش به قدر رئیس جمهوری مریم شان!) و از این رو کراهتی خاص در چهره و اعمال و رفتارشان پیداست که نه زن و نه مرد، اصلا آدم نیستند. راستی آدمی محروم از اختیار و آزادی بکجا می رسد؟ آیا شایسته ی انسان نامیدن باقی میماند؟<br />از آنجا که رجوی ها با آنچه در سر داشتند، آخر داستان را نخوانده بودند. علیرغم پیش بینی ضحاکه یی که مارها ( شگفتا که به تعبیر فردوسی پاکزاد، خوراک مارها مغز جوانان است، دستگاه ابتدایی مغزشویی!) بر شانه هایش نهفته دارد و به سیره ی جدش ضحاک ماردوش، دو بانوی ایرانی را به دامان میهن فرستاد تا بکشند و کشته شوند، نه کشتند و نه کشته شدند. <br />آری، ناگهان دنیای نور در دل تاریکی درخشید و دو قربانی راه جنون به زندگی بازگشتند. در حقیقت چون ابراهیم روانه ی آتشی شدند که در ره شان گلستانی گشت. تا دو مادر، از دل خرمی، دیگربار فرزندان خویش را درآغوش کشند. اگر به آتش فرستاده نمی شدند، چه بسا« مرجان » و« حورا »، هم اکنون دور و دلتنگ از عزیزان، برده هایی با سرنوشت نامعلوم به شوره زار « اشرف »، در غیبت رهبر اعظم و فرار لنگه اش به اروپا، سرگرم تهیه ی سوروسات بادیه نشینان عراقی! حال با هرلفاظی که از فرزندان دلیر ایران و&#8230; در انظار ببافند ( در روابط درونی و طی طلاق های اجباری، همه را به نسبت جنیست مونث و مذکر، عفریته و ملعون نامیدند). <br />تجربه دیدگان قلعه ی ممنوعه اشرف، خوب می دانند که کارکشیدن از گرده آدم ها در آنجا تا به روم و مصر قدیم می رود.<br />آری، عبور نکرده از آتش، مرجان و حورا هنوز سرگشته در بیابان عراق، فریاد شکسته در گلو، شاهد جنایت های روز بروز می شدند، تصادف های مشکوک، به حریق کشانیدن نوجوانان که « یاسر اکبری» جدیدترین محصول این سنت شیطانی است »، بی آنکه جرات سوالی هم داشته باشند، آنها در هول بیابان و خوف سازمان مجاهدین محبوس بودند و رجوی ها در اروپا این سو و آن سو در تظاهرات و تشبثات، بلکه کمترین روزنه ی رهایی و آزادی را بر آنها ببندند.<br />داستان زندگی مرجان حکایت غریبی است که تا انتهای مثبت و منفی می رود، در تجربیات انسانی، دستاورد گرانبهایی است که مادر رها شده از قلعه ی دیو، طی برنامه ی تلویزیونی « پیوند » به سادگی و در نهایت صداقت، نقل می کرد. راستی که توان آدمی در رویارویی فجایع تا کجاست! گاه که پس از رهایی به پشت سر نگاه میکنی، خود از پیمودن گذرگاه هایی چنان مخوف، بخود میلرزی.<br />زن و شوهری با فرزند خردسال، که میهن خویش را در حوادث اجتناب ناپذیر یک انقلاب در آستانه قرن بیست و یکم، در قلب خاورمیانه، تحت جنگ های نظامی و سیاسی ترک می گویند تا زندگی مطمئن تری را ادامه دهند. در یک کشور اروپایی با مشکلات پذیرش مواجه شده و در اوج نومیدی، ناگهان شیاطین در لباس ناجیان خلق قهرمان ایران ظهور می کنند!<br />سوداگران مرگ، چون کرکس های آدمخوار، به طلب قربانی، اطراف اردوگاه پناهندگی پرسه می زنند تا خانواده کوچک را متلاشی کرده و از یک مرد و یک زن که فقط جستجوگر زندگی ساده و پرورش فرزندان خود بودند، دو تروریست جنایتکار بسازد.<br />طی سالهای اخیر آشکارا جهت عملیات تروریستی، رجوی افراد تازه کار و دست چندم اش را به خرابکاری فرستاده است و باین جهت غالبا برنمی گردند وحتی حین بازی هایی که به خیال شهید شدن مرجان به راه انداختند، رجوی آشکارا به زنش گفت که اگر خوب بود چرا او را فرستادی؟<br />آری، سوال خوبی است که ناگهان از دهان دژخیم پرید. آیا بدها را برمی گزینید؟ با شعار هولناک <br />« نمی خواهم زنده بمانم، به شهات مرجان»، آیا فقط می خواهید قربانی بدهید؟ آماج گلوله ها ی درگیری، یا با زهر حرامی که زیر زبان شان می گذارید بمیرند یا بدست رژیم شکنجه و کشته شوند! وآن جان های شیرین ملات دستگاه مغزشویی و ماشین تبلیغاتی تان شود؟ تبلیغاتی که در نهایت، ثمری نداشته و از آنرو آوازه ی بدنامی شما به گوش هرکه اسمی از این سازمان مخوف شنیده، رسیده است.(که خوشبختانه همکاری اخیر رژیم را از دست داده و زنده ماندن بچه ها، پشت رجوی را بخاک رسانده است).<br />قربانیان رجوی تا وقتی می میرند برای او فواید تبلیغاتی دارند و در نجات و زنده ماندن، دور از ماشین مغزشویی و محفوظ از دسیسه های خائنانه، بخود آمده و می خواهند آنچه را که برسرشان رفته به دنیایی فریاد زنند.<br />قهرمان بازیافته ی دیگر « آرش صامتی پور » متاثر و آموزنده می گوید که رجوی او را فرستاد تا کشته شود و نان تبلیغاتش را در آمریکا، «جایی که آرش ربوده گشت»، بخورد. این قضیه به روشنی در مورد مرجان هم صادق است.<br />ازاین ردیف قربانیان در پرونده جنایات رجوی ها فراوان اند. « عمادزاده » جدا از زن و دو پسرش، ضمن خدمت در صف محافظین مریم رجوی، ضمن سفری به بغداد تصادف کرده و به قتل رسید. رجوی ها بجای خدا نشسته و اورا فراتراز لیست شهدای به اصطلاح خودشان « چهلچراغ » <br />قراردادند، به این بهانه ی طغیانی وخودپسندانه که « در گروه حفاظت رهبری بوده است! ». باری، منافقین پیراهن خونین او را درپاریس( جایی که عماد زاده را ربودند) علم کرده و طی جلسه یی پر زرق و برق با پخش شیرینی فرانسوی، شعر و شاعری و خاطره، چندین نفر دیگر را به تله انداختند، از جمله همسر « نجمه » که نامش را بخاطر نمی آورم، اما دانشجویی در فرانسه بود. سپس خبرقتل آن بیچاره رسید و دیگربار در چرخش دایره ی منحوس، چند نفردیگری گیرافتادند، زندگی ها تباه شد و پروین بیچاره، دانشجویی در فرانسه که کوچکترین سنخیتی با منافقین نداشت، به بیابان عراق برده شده و در جریان جنگ و جدل با کردهای عراقی، ناقص العضو و اسیر صندلی چرخدار! <br />در هوای چنین تمهیداتی مرجان ملک هم، پس از سه سال افتادن در تله اشرف، به ماموریت تروریستی، فرستاده گشت و ازپیش پوسترها برای برنامه هایی در هلند چاپ و آماده بود. که شاید چند نفری دیگر به این بهانه در بند گیرند. <br />برای آنان که گرفتار این قوم ظالم و فرقه ی ضاله نشده اند، طبعا سوالی درباره چگونگی رسیدن مرجان ها تا آنجا که رفت، باقی خواهد ماند. زیرا شرارت های این پدیده ی محیرالعقول فقط با لمس و تجربه ی فردی ممکن است.<br />خوشبختی مرجان را در رهایی از حیله های منافقین و حیات بازیافته، دختران نازنین و همسری که امیدوار است وظیفه ی پدری را در غیاب مرد نگون بخت نخستین( که در چنگال منافقین به حضیض ذلت و جنایت رسید و خود هم قربانی گشت) ایفا کند، از درگاه خداوند بی همتا آرزومندم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37049">حیات بازیافته می خواهم زنده بمانم! آتشی که گلستان شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37049/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
