<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زهرا رجبی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d8%ac%d8%a8%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/زهرا-رجبی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 21 Feb 2024 07:26:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>زهرا رجبی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/زهرا-رجبی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>علت مرگ زهرا رجبی در ترکیه چه بود؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58879</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58879?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Feb 2024 06:30:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رجبی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58879</guid>

					<description><![CDATA[<p>بخاطر دارم اول اسفند 1374 مقارن با عید سعید فطر بود و مسعود رجوی در یکی از سالن های نشست پایگاه مرکزی در بغداد جلسه ای برگزار کرد که تعداد محدودی از مسئولین و فرماندهان در آن شرکت داشتند. تقریبا میانه جلسه بود که یادداشتی به مسعود رجوی رسید که با خواندنش مضطرب از جا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58879">علت مرگ زهرا رجبی در ترکیه چه بود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بخاطر دارم اول اسفند 1374 مقارن با عید سعید فطر بود و مسعود رجوی در یکی از سالن های نشست پایگاه مرکزی در بغداد جلسه ای برگزار کرد که تعداد محدودی از مسئولین و فرماندهان در آن شرکت داشتند.</p>
<p>تقریبا میانه جلسه بود که یادداشتی به مسعود رجوی رسید که با خواندنش مضطرب از جا بلند شد و مات و مبهوت به جمع نگاه کرد و چندی بعد اندر خصایل زهرا رجبی اراجیف بافت که در ترکیه به قتل رسیده است.</p>
<p>فرقه تروریستی رجوی هر ساله برایش یاد بود میگیرد و مطلب تکراری انحراف کننده می نویسد تا اذهان به سمتی برود که مطلوب شان است تا علت قتل و چرایی و اصل ماموریت زهرا رجبی در ترکیه که به اتفاق علی مرادی به طرز مشکوکی به قتل رسیده بودند، همچنان در هاله ای از ابهام بماند!</p>
<p>نکته قابل توجه و تامل اینست که در مطلبی که به همین مناسبت در سایت فرقه درج شده است، ماموریت زهرا رجبی در اعزام ازعراق به ترکیه برای رسیدگی به وضعیت ناگوار پناهندگان ایرانی در ترکیه قید شده است!</p>
<p>جل الخالق! تویی که دستانت به خون 17 هزار از مردمان کشورم از اقشار مختلف آلوده است و تویی که در جریان انتفاضه عراق بالغ ب ر25 هزار نفر از شیعیان و اکراد عراق را به فجیع ترین شکل ممکن به قتل رسانده ای و تویی که حتی به اعضای ناراضی تشکیلات و دستگاه سرکوب خود رحم و مروت نداشتی و به زندان و شکنجه متوسل می شدی و ته خط تحویل صدام حسین میدادی تا در وحشتناک ترین زندان ابوغریب بقول خودت ادب شوند، حال چگونه است که زهرا رجبی ازعوامل سرکوب تشکیلاتت که تمام قد مطیع شما بود را به ترکیه فرستادی تا به امور ناگوار پناهندگان ایرانی رسیدگی کند؟!</p>
<p>ادعای رجویها دروغی بیش نبوده و نیست و علت اصلی ماموریت زهرا رجبی به ترکیه عضوگیری پناهندگان بلاتکلیف بود که با وعده و وعید اعزام به اروپا و دوز و کلک به عراق می کشاند و بدین صورت با تغییر مسیر زندگی پناهندگان نگون بخت آنها را طعمه تشکیلات تروریستی می کرد.</p>
<p>علی پوراحمد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58879">علت مرگ زهرا رجبی در ترکیه چه بود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58879/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زهرا رجبی ، مدافع پناهندگان یا آدم ربای تمام عیار!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53266</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53266?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2023 06:08:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رجبی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53266</guid>

					<description><![CDATA[<p>امسال هم مثل سالهای قبل در این ایام، عکس زهرا رجبی را در رسانه های رجوی دیدم و باز هم خاطرات برایم زنده شد. متن طولانی ضمیمه عکس را که خواندم.  این بار نتوانستم درباره این مرید سخت کوش رجوی حرفی نزنم و گوشه کوچکی از حقیقت را افشا نکنم. البته تمام کسانی که دستی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53266">زهرا رجبی ، مدافع پناهندگان یا آدم ربای تمام عیار!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>امسال هم مثل سالهای قبل در این ایام، عکس زهرا رجبی را در رسانه های رجوی دیدم و باز هم خاطرات برایم زنده شد. متن طولانی ضمیمه عکس را که خواندم.  این بار نتوانستم درباره این مرید سخت کوش رجوی حرفی نزنم و گوشه کوچکی از حقیقت را افشا نکنم.</p>
<p>البته تمام کسانی که دستی بر اتش دارند و با کارکردهای فرقه آشنا هستند به خوبی به این امر واقف هستند که تمامی افراد حاضر در تشکیلات به نوعی اسیر ذهنی و جسمی رهبر فرقه رجوی هستند. این افراد آنچنان مغزشویی می شوند که تمام و کمال در جهت منافع رجوی رفتار کنند و زهرا رجبی یا همان خواهر فائزه هم از این امر مستثنی نبوده است.</p>
<p>خواهر فائزه، که در نوشته ذکر شده از او به عنوان شهید بزرگ دفاع از حقوق پناهندگان یاد شده، برابر اعلام باند رجوی از سال ۱۳۷۴ برای رسیدگی به وضعیت وخیم پناهندگان ایرانی! به ترکیه سفر می‌کرد و آخرین مسافرت او به این کشور در ۸ بهمن ۷۴ بود.</p>
<div id="attachment_38762" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-38762" class="size-full wp-image-38762" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi_Zahra.jpg" alt="زهرا رجبی" width="700" height="390" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi_Zahra.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi_Zahra-300x167.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-38762" class="wp-caption-text">زهرا رجبی</p></div>
<p>لابد خواننده درد آشنا تایید میکند که فرقه تبهکار رجوی دهه ها بود که دامی برای جویندگان کار در ترکیه گسترده و آنها را با قول رفتن به کمپ اشرف و اقامت چند ماهه در آنجا و سپس ترتیب اعزام شان به اروپا به عضویت خود درمی آورد و فرد فریب خورده در برابر عمل انجام شده ای قرار میگرفت و راهی جز ماندن دائمی در کمپ اشرف و تبدیل شدن به پیچ و مهره های این دستگاه جهنمی و ضایع کردن زندگی خود تا حد از دست دادن جانش نداشت.</p>
<p>این کار باند رجوی حکم آدم ربائی مدرن دارد و فرقش با آدم ربائی اروپائیان متمدن؟! که مردم آفریقا را بزور وارد کشتی کرده و برای کار مجانی به آمریکای به تازگی تصرف شده میبردند، در این است که مجاهدین این کار را برای جذب نیرو و بصورت نرم و فریبکارانه انجام میدادند.</p>
<p>بدین ترتیب خانم رجبی نقش آدم ربا را داشته و در راه تداوم این عمل ضد انسانی جانش را از دست داد. درست است که گفته اند شیطان برای انجام جنایاتش بدون وجود عمله های شیطان قادر به انجام آنها نیست و خانم نامبرده هم شامل این قاعده بوده است، با این وجود ، من باز هم در تحلیل نهائی مسعود و مریم رجوی که او را بدین صورت ضدانسانی بکار گرفته اند، مقصر اصلی میدانم!</p>
<p>از دیگر فتوحات ذکر شده برای ایشان، شرکت در عملیات فروغ جاویدان و کشتن سربازان مدافع مرز و بوم وطن است که خود جای تامل دارد.</p>
<p>نوید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53266">زهرا رجبی ، مدافع پناهندگان یا آدم ربای تمام عیار!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53266/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شهدای حقوق بشر از نگاه مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49299</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49299?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Feb 2022 11:20:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رجبی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کاظم رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49299</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه یکم اسفند، سالروز ترور زهرا رجبی، عضو شورای رهبری مجاهدین در استانبول است. «مریم جاودان جوکار» که مجاهدین او را به اسم زهرا رجبی می شناختند، از فرماندهان بخش نظامی ارتش آزادیبخش بود که در چند عملیات (از جمله فروغ جاویدان) نقش فرماندهی ایفا کرد و از سال 1370 نیز در ترکیه مأموریت تشکیلاتی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49299">شهدای حقوق بشر از نگاه مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>مقدمه</h3>
<p>یکم اسفند، سالروز ترور زهرا رجبی، عضو شورای رهبری مجاهدین در استانبول است. «مریم جاودان جوکار» که مجاهدین او را به اسم زهرا رجبی می شناختند، از فرماندهان بخش نظامی ارتش آزادیبخش بود که در چند عملیات (از جمله فروغ جاویدان) نقش فرماندهی ایفا کرد و از سال 1370 نیز در ترکیه مأموریت تشکیلاتی داشت. سال 1372 مریم رجوی اولین سری از اعضای شورای رهبری مجاهدین را معرفی نمود که شامل 12 عضو و 10 نامزد آزمایشی می شدند اما چون مسعود رجوی می خواست تعداد شورای رهبری سازمان با آمار حواریون عیسی مسیح و امامان شیعه همخوانی داشته باشد، در همان جلسه با شور مسئولین ستادها،<strong> زهرا رجبی </strong>و<strong> سپیده ابراهیمی</strong> را هم به آن لیست اضافه کردند. بدین ترتیب، دو لیست 12 نفره شورای رهبری و معاونین آنها در نقش حواریون مریم قجرعضدانلو آماده شد.</p>
<p>در این لیست، از فرماندهان ارشد لشگرهای رزمی ارتش آزادیبخش که پیش از انقلاب ایدئولوژیک مریم چندین عملیات کوچک و بزرگ را فرماندهی کرده بودند اثری نبود چون مسعود با تجربه ای که از مردان داشت، بدنبال ارتقای زنانی بود که دارای کمترین تجربه باشند و بعدا برای وی دردسر نشوند و حرف شنو باشند. با توجه به اینکه زهرا رجبی چندین عملیات را فرماندهی کرده بود، مسعود در همانجا غرورش را درهم شکست تا بعد نتواند تجارب و سوابق خود را به رخ مریم بکشد و تبدیل به یک قطب شود. اولین بار بود که یک فرمانده رده بالا در برابر جمع زیر ضرب می رفت (بعد از آن بود که محاکمه و سرکوب فرماندهان معترض و رده بالا کلید خورد). مسعود از انتقاد ساده یکی از نفرات استفاده کرد و او را مورد عتاب قرار داد که چرا انتقاد زیر دست خودت را نمی پذیری. زهرا که از برخورد مسعود شگفت زده شده بود و او را می نگریست، ابتدا مقاومت کرد اما در نهایت با تکان دادن سر کوتاه آمد و پذیرفت که باید مشکل آن فرد را حل می کرده است. از آن پس زهرا رجبی در مناسبات زیاد دیده نشد و بخاطر داشتن گذرنامه فرانسوی، به همراه مریم به اروپا اعزام گردید تا رابط بین پاریس و ترکیه باشد. مسئولیت وی، خبرچینی از پناهجویان ایرانی ساکن ترکیه و جذب و انتقال آنان به عراق با وعده گرفتن کارت پناهندگی و درآمدزایی بالا بود.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-49301 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi-Zahra-202202.jpg" alt="زهرا رجبی" width="700" height="388" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi-Zahra-202202.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi-Zahra-202202-300x166.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<h3>از فرماندهی عملیات های نظامی تا شهید حقوق پناهندگان</h3>
<p>زمستان 1373، سرکوب گسترده ای در تشکیلات مجاهدین بوقوع پیوست که طی آن صدها نفر از معترضین و منتقدین «انقلاب ایدئولوژیک اجباری» مریم رجوی زندانی، شکنجه و یا کشته شدند. این سرکوب تا بهار 74 که سلسله نشست های سرکوب «دیگ» برپا شد ادامه یافت. در این نشست ها، هرکس معضل تشکیلاتی-سیاسی داشت مورد نکوهش قرار می گرفت و گاه به ضرب و شتم هم می انجامید. در زمستان همین سال، زهرا رجبی برای یک مأموریت سازمانی به ترکیه اعزام شده بود. همزمان با حضور وی در ترکیه، در بغداد نیز مسعود رجوی مشغول برگزاری یک نشست خوفناک تحت عنوان «حوض» بود و تقریباً کلیه اعضای مجاهدین طی چند مرحله سرکوب شدند.</p>
<p>در کشاکش این نشست ها، خبر کشته شدن زهرا رجبی در یک خانه آپارتمانی واقع در استانبول، همه را بهت زده و دچار اسف و اندوه کرد اما یک تناقض بزرگ هم ایجاد کرد که بی ارتباط با انقلاب ایدئولوژیک مریم نبود. برای بسیاری سوآل شد که وقتی در داخل عراق هیچکدام از اعضای مونث اجازه ندارند در اتاق کار خود با یک مرد گفتگوی دو نفره داشته باشند و یا حتی با هم سوار خودرو شوند، چطور ممکن است یکی از همان زنان در ترکیه اجازه داشته با مردی که عضو سازمان هم نیست و پروسه انقلاب ایدئولوژیک هم طی نکرده در یک آپارتمان مسکونی باشد؟</p>
<p>فردی که به همراه وی کشته شد، «علی مرادی» از هواداران قدیمی مجاهدین بود که هیچگاه به داخل مناسبات قدم نگذاشت و پس از خروج از ایران در ترکیه ساکن بود و در همانجا به همکاری با مجاهدین ادامه می داد. با اینحال سازمان تلاش کرد صحنه را طوری جلوه دهد که گویی چندین نفر دیگر هم در آن آپارتمان ساکن بوده اند. اخبار متنوعی از حضور 3 تا 4 نفر دیگر در آپارتمان منتشر شد که البته در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمی کرد. آنچه مشخص است اینکه بجز علی مرادی، در مورد بقیه هیچگاه اطلاعاتی منتشر نگردید. در چنین شرایطی، مسعود تلاش کرد تناقضات را به سمت مسائل عاطفی منحرف کند و احساسات افراد را برانگیزاند. وی گفت: «من عکس ها را دیدم. خوشبختانه لباس زهرا پاره نشده بود و این نشان می دهد که مورد تجاوز قرار نگرفته است!».</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-49300 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Moradi-Ali-202202.jpg" alt="علی مرادی" width="700" height="316" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Moradi-Ali-202202.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Moradi-Ali-202202-300x135.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><br />
چند روز بعد که همه منتظر رسیدن اجساد به قرارگاه اشرف بودند، تنها جسد علی مرادی به آنجا منتقل شد و زهرا رجبی را به پاریس بردند و آنجا دفن کردند. مریم رجوی گفت انتقال جسد به فرانسه بخاطر حضور خانواده وی در فرانسه است. این ادعا در حالی مطرح گردید که در جریان نشست های ایدئولوژیک گفته شده بود مرگ و زندگی (خون و نفس) مجاهدین متعلق به مسعود است و خانواده ها حق ندارند بخاطر کشته شدن کسی از سازمان طلبکاری کنند. عجیب تر اینکه روی قبر علی مرادی چیزی به نام «مجاهد خلق» نوشته نشده بود و او را تحت عنوان رزمنده ارتش آزادیبخش به خاک سپردند. البته در سال های گذشته سایت های فرقه رجوی از وی بعنوان مجاهد یاد می کنند که این بخشی از تبلیغات عوامفریبانه برای اهداف خاص سیاسی و حقوق بشری است.</p>
<p>ابهام این بود که چرا یک مرد با وجود عدم عضویت در سازمان مجاهدین، تا به این حد به زهرا رجبی نزدیک بوده که در یک آپارتمان با هم باشند؟ این موضوع، به حدی حاشیه ساز بود که حتی علت مرگ آنها را هم زیر سوآل می برد و بخاطر همزمانی ترورشان با سرکوب های خونین درون تشکیلات، این ایده را برجسته می کرد که شاید این قتل بدستور مسعود رجوی انجام گرفته باشد و زهرا بدلایلی، مورد خشم قرار گرفته و حکم مرگ وی صادر شده باشد. البته سازمان مجاهدین برخی دیپلمات های ایران را در مظان اتهام قرار داد و دولت ترکیه هم چند شهروند ترک را بازداشت نمود و قضیه به مرور خاتمه یافت. در فرانسه نیز مریم با برگزاری مراسم عزاداری، تلاش کرد خانواده وی را جذب کند. از آن نقطه زهرا رجبی لقب «شهید حقوق پناهندگان» گرفت.<br />
هرچند زهرا هم مثل هزاران نفر دیگر قربانی سیاست فرقه ای مسعود رجوی بود، اما هیچگاه شرح داده نشد که چگونه وی از درون سلسله عملیات های نظامی و تروریستی به سمت فعالیت های حقوق بشری کشیده شد؟ و یا چگونه فریب دادن پناهجوها و کشانیدن آنها به عراق برای آموزش های تروریستی، یک اقدام حقوق بشری در راستای حقوق پناهندگان خوانده می شود؟!</p>
<h3>از همکاری با ساواک تا شهید حقوق بشر!</h3>
<p>نمایش حقوق بشری در تشکیلات مجاهدین جدید هم نبود، کمتر از 5 سال پیش از آن، «کاظم» برادر مسعود رجوی که «مدافع حقوق بشر» نامیده می شد، در سوئیس به قتل رسید. کاظم پیش از انقلاب به عضویت ساواک درآمده بود و در اروپا فعالیت دانشجویان ایرانی را زیر نظر داشت، اما پس از انقلاب تلاش کرد به بخش دیپلماسی جمهوری اسلامی نفوذ کند که به خاطر افشا شدن نام وی در لیست ساواکی ها، شکست خورد و به همین خاطر پس از شروع فعالیت های تروریستی مجاهدین، به همکاری با آنان در خارج کشور پرداخت و در ازای آن از امتیازات مالی و&#8230; خوبی بهره مند گردید. مهمترین کار کاظم در اروپا، تردد به نهادهای حقوق بشری از جمله عفو بین الملل و مقر اروپایی سازمان ملل و فعالیت علیه جمهوری اسلامی بود. کاظم نیز پس از ترور شدن، بخاطر نسبتی که با مسعود داشت، لقب «شهید حقوق بشر» گرفت و سمبل فدا و ایثار گردید.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-49302 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Kazem.jpg" alt="کاظم رجوی" width="700" height="364" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Kazem.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Kazem-300x156.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><br />
بازی های حقوق بشری فرقه رجوی امروزه بیش از هر زمان دیگری برجسته شده و مریم تلاش می کند با پوشاندن هزاران اقدام تروریستی، و با اجرای نمایش های پی در پی، خود را تنها مدافع حقوق بشر، حقوق زنان و کارگران در ایران جلوه دهد. چیزی که باید از سوی هموطنان افشا شود تا آنها نتوانند به عوامفریبی خود ادامه دهند. وی در آخرین سخنرانی خود باز هم خواستار ادامه تحریم ها علیه ملت ایران گردید که چندش آورترین بازی حقوق بشری است. تلاش برای تشدید تحریم اقتصادی و دارویی ده ها میلیون ایرانی، اوج ضدیت مریم رجوی با حقوق بشر را به نمایش می گذارد.</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49299">شهدای حقوق بشر از نگاه مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49299/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین ۱۲۰۰۰۰ دلار پول نقد و ۲ عدد گردنبند طلا و انگشتر مرا مصادره کردند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44325</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44325?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Apr 2021 06:45:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[حسن شرقی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رجبی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44325</guid>

					<description><![CDATA[<p>باورکنید ازسرنگونی خبری نیست وهمش سراب بوده وهست بنام خداوندی که انسانها را خلق کرد و به آنها عقل داد تا بین بد و خوب راه درست را انتخاب کنند وبه انسانها عقل داد تا راه خدایی و مسیر مستقیم را بپیماید. دوستان عزیزی که هنوزدراسارت رجوی به سرمی برید وقدرت تصمیم گیری ندارید، لازم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44325">مجاهدین ۱۲۰۰۰۰ دلار پول نقد و ۲ عدد گردنبند طلا و انگشتر مرا مصادره کردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>باورکنید ازسرنگونی خبری نیست وهمش سراب بوده وهست</strong></p>
<p>بنام خداوندی که انسانها را خلق کرد و به آنها عقل داد تا بین بد و خوب راه درست را انتخاب کنند وبه انسانها عقل داد تا راه خدایی و مسیر مستقیم را بپیماید.<br />
دوستان عزیزی که هنوزدراسارت رجوی به سرمی برید وقدرت تصمیم گیری ندارید، لازم دانستم تا چند جمله ای در مورد دو شیاد و دوشیطان مجسم خدمت شما عرض کنم.</p>
<p>منظور از دو شیطان مجسم همانا مسعود و مریم رجوی است ولاغیر.</p>
<p>این دوخائن ، جوانان این مرز و بوم را به اسارت خودشان درآوردند وزندگی شان را تباه کردند.<br />
<img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-44159 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sharqi-Hasan.jpg" alt="حسن شرقی" width="700" height="510" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sharqi-Hasan.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sharqi-Hasan-300x219.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>همان طور که می دانید و مرا می شناسید ، من دراشرف مضمحل شده به رانندگی اتوبوس وتریلی مشغول بودم.</p>
<p>می خواهم بگویم من هم زمانی شرایطی همچون شما داشتم و موقعیت و شرایط شما را کاملا درک میکنم .</p>
<p>با وجود شرایط دشوار یک روز تصمیم جدی گرفتم وعزمم را جزم کردم و خودم را از آن شرایط و مناسبات فرقه ای نجات دادم . سپس به میهن عزیزو کانون گرم خانواده ام بازگشتم و شروعی دوباره و زندگی ای بی دغدغه آغاز کردم.</p>
<p>من زندگی را از نو ساختم . ازشما هم میخواهم و از تک تک تان خواهش می کنم بیش از این به راهی که هیچ نتیجه ای نداشته وندارد ادامه ندهید. بیش از این خود را دستاویز بقدرت طلبی این زوج شیطان صفت قرار ندهید. شما حق دارید آزاد باشید و آزاد زندگی کنید. آن طوری که خودتان دلتان می خواهد.<br />
برگردید به آغوش میهن گلستانی همچون ایران و نزد خانواده هایتان که سالها چشم بدردوخته اند تا شما را ببینند و درآغوش بگیرند.</p>
<p>همه ما می دانیم که رجوی ملعون به همه بارها وبارها وعده سرنگونی و رییس شدن و استان داروشهردارشدن داده بود. به خدا از این خبرها نیست .فقط فریب بود وبس وفقط سر همه ما کلاه گذاشته بود تا مانع ازخروج مان شود.</p>
<p>رجوی دراین وانفسا دورازچشم همه ما برای خودش حرم سرا بپا کرد و تمام این سالها با شعارسرنگونی ما را فریب دادند وامضا گرفتند که برگشت ناپذیرباشیم.<br />
بله دوستان عزیز این کثافتها هیچ جایی درایران ندارند. به خدا قسم مردم شریف ایران از کوچک تا بزرگ از این جانیان متنفرند وخانواده های درانتظاربازگشت تان به آغوش خانواده هستند.</p>
<p>من با تمام توانم مصمم هستم تا جایی که بتوانم ماهیت رجوی و رجوی صفتان را افشا کنم و حقایق را برای ملت عزیزایران خصوصا جوانان میهنم روشن کنم تا دیگربارکسی فریب رجوی را نخورد. هرچند که حنایشان دیگررنگی ندارد ورسوا شده هستند.</p>
<p>من بلاها و مصایب زیادی را در مناسبات آنها تجربه کردم . گذشته از این رجوی باعث شد که خانواده ام ازهم بپاشد ودرنبود من به سختی روزگاربگذرانند.<br />
من در نشست عملیات جاری بسیارتحقیرمیشدم وآسیب میدیدم ازبس ک فحش وفضیحت می شنیدم که شما هنوزدارید سنگینی آنرا تحمل میکنید ونمیدانم چرا !؟<br />
به دستور زهره اخیانی و رقیه عباسی وحسین میرداماد و ایرج تالشی و &#8230;. ساعتها من را کتک زدند بخاطراینکه حرف حق زده بودم وزیربار زورودروغ نمی رفتم.<br />
بارها درخواست خروج دادم نه تنها قبول نکردند بلکه هربارزیرفشارروحی قرارم می دادند.</p>
<p>من هم چون راهی نداشتم با خوردن قرص زیاد قصد خودکشی داشتم که البته موفق نشدم. شاید حکمت دراین بود که زنده بمانم تا افشایشان کنم وگرنه اعلام میکردند که یک مجاهد والا درلیبرتی دررکاب مریم ومسعود شهید شده است!</p>
<p>از سال 1369 تا سال 1370من در لشکر 11 بودم که فرمانده اش زنی به اسم زهرا رجبی بود که سال 73 با یک مردی دریک خانه ای درترکیه بطرزمشکوک به قتل رسید.</p>
<p>این زن همان سال به پول آن زمان 120000 دلار پول نقد و 2 عدد گردنبند طلا و انگشتر را از من گرفت وقول داد تا اینکه هر زمان نخواستم درفرقه مجاهدین بمانم به من برگردانند که همه آنها را بالا کشیدند.</p>
<p>خلاصه کلام اینکه راهی جز فرارنداشتم و روز مصاحبه با یونامی پا به فرار گذاشتم و خودم را به نیروهای عراقی رساندم وازآنجا به هتل مهاجر رفتم وبا اختیارخودم درخواست ورود به وطن و بازگشت به نزد خانواده خودم را دادم.</p>
<p>پس ازمدتی به ایران آمدم وسالهاست که با آرامش و خوشی دارم زندگی میکنم و هیچ مشکلی هم ندارم وخدا را شکر گذارم که به وطنم برگشتم ونکبت رجوی را ازخودم دورکردم .</p>
<p>ناگفته نماند پس از فرارم و برگشتن به وطنم ، رجوی ملعون دریک پیام صوتی دستور کشتنم را مثلا به نیروهای داخل کشور داد تا مرا بترساند ولازم میدانم بگویم ای مردک کثیف وخائن بفرما من جان بر کف آماده هستم ببینم پیروزی از آن کیست واین توهستی که میرا ونابودشدنی هستی وما زنده وپویا .</p>
<p>برای شما عزیزان فریب خورده مقیم زندان مانزآلبانی هم آرزوی رهایی ازبندهای اسارت رجوی را دارم .</p>
<p>حسن شرقی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44325">مجاهدین ۱۲۰۰۰۰ دلار پول نقد و ۲ عدد گردنبند طلا و انگشتر مرا مصادره کردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44325/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هفت روایت مستند از جنایت‌های وحشیانه گروه مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43861</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43861?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2021 05:00:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رجبی]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43861</guid>

					<description><![CDATA[<p>اولین جلسه دادگاه رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق و تواب گروه و فرقه تروریستی مجاهدین علیه مریم و مسعود رجوی و جمعی از اعضای کادر ارشد این گروه در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی و عمومی بین‌الملل تهران برگزار شد. هفت روایت مستند از جنایت‌های وحشیانه گروه مجاهدین به گزارش خبرنگار قضایی خبرگزاری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43861">هفت روایت مستند از جنایت‌های وحشیانه گروه مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اولین جلسه دادگاه رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق و تواب گروه و فرقه تروریستی مجاهدین علیه مریم و مسعود رجوی و جمعی از اعضای کادر ارشد این گروه در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی و عمومی بین‌الملل تهران برگزار شد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-43799 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-3.jpg" alt="دادگاه اعضای سابق گروه مجاهدین" width="1000" height="667" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-3.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-3-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-3-300x200.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-3-768x512.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p><strong>هفت روایت مستند از جنایت‌های وحشیانه گروه مجاهدین</strong><br />
به گزارش خبرنگار قضایی خبرگزاری فارس،‌ اولین دادگاه رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق و تواب گروه و فرقه تروریستی مجاهدین علیه مریم و مسعود رجوی و جمعی از اعضای کادر ارشد این گروه در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی و عمومی بین‌الملل تهران به ریاست قاضی پورمریدی برگزار شد.</p>
<p>در ابتدای جلسه قاضی پورمریدی ضمن اعلام رسمیت جلسه، اظهار کرد: خواندگان این پرونده گروه مجاهدین ، مسعود رجوی، مریم رجوی، مهدی ابریشمچی، ابوالقاسم رضایی، سید محمد سید محدثی، مجید حریری، محبوبه جمشیدی، مهدی مرادی، مژگان پارسایی، محمدعلی توفیقی خانیکی، محمد حیاتی، عباسعلی سیفی‌پور، هادی روشن‌روان، علیرضا جعفرزاده، محمدصادق سادات دربندی، مهوش سپهری، عذرا علوی طالقانی، مهدی علی قلی، محمدجواد غدیری مدرسی، سارا صمصامی و گیتی گیوه‌چیان هستند.</p>
<p>رییس دادگاه گفت: اولین بار در تاریخ کشور است که این دعوا در شعبه حقوقی مطرح می‌شود. علت برگزاری دادگاه به صورت علنی این است که برای اولین بار، اشخاصی در رابطه با حبس، شکنجه، سلب حقوق و &#8230; که توسط گروه مجاهدین نسبت به آن‌ها صورت گرفته مطالبه خسارات وارده و پرداخت غرامت می‌کنند.</p>
<p>وی ادامه داد: از طریق کشورهای فرانسه و آلبانی که محل اقامت اعضای این گروه است، ابلاغ بعد از ارائه دادخواست انجام شد. نیابت را مستقیماً به وزارت دادگستری آلبانی انجام دادیم تا ابلاغ را انجام دهند که از طریق وزارت خارجه برای آن‌ها ارسال شده است.</p>
<p>رئیس دادگاه گفت: ابلاغ در دی ماه صورت گرفت و دو ماه فرصت قانونی نیز تا انجام رسیدگی طی شده است.<br />
قاضی پورمریدی بیان داشت: در ابتدای اظهارات وکیل خواهان را می‌شنوید. از وکیل تقاضا داریم که در خصوص دادخواست خود توضیح دهد. در ادامه جلسه نیز از اعضایی که تمایل داشتند بیایند و صحبت‌های خود را ارائه و به سوالات دادگاه نیز پاسخ دهند.</p>
<p>وی ادامه داد: گروه مجاهدین به عنوان یک فرقه خشن و تروریست عملیات مسلحانه خود علیه مردم ایران را آغاز کرد که کشتار زنان و کودکان در عملیات مختلف و ترور سران احزاب سیاسی نظیر ترور اعضای حزب جمهوری از جمله آن بوده است.در ادامه توسلی وکیل شکات پرونده، گفت: دادخواست در چند بخش تنظیم شده است، بخش اول ماهیت گروه به عنوان یک فرقه و مولفه‌های تشکیل یک فرقه و آثار رفتار فرقه‌ای است. بخش دوم نیز رفتار شناسی این گروه است.</p>
<p>این وکیل افزود: سازمان دیده بان حقوق بشر تحقیق مفصلی در این خصوص ارائه کرده که برخی از مستندات آن در دادخواست اشاره شده است.</p>
<p>وی گفت: در زمان‌های مختلف سری دستورالعمل‌هایی به اعضای این گروه ابلاغ شده که یکی از دستورالعمل‌های آن ستاد بخش اجتماعی گروه است.</p>
<p>توسلی تاکید کرد: ستاد مذکور نقل قولی داشته که در آن به درک و فهم عمیق و عظمت سرکردگی مسعود و مریم و ایمان به آن‌ها و اطاعت انقلابی از آن‌ها اشاره شده است. بر اساس آن اعضای گروه ، حق هیچ گونه ابتکار عمل را ندارند و حتی در تفکر خویش آزاد نیستند.</p>
<p>وی ادامه داد: به عنوان مثال مسعود رجوی اعلام می‌کند همه باید زن و شوهر خود را طلاق دهند و تمامی عواطف خانوادگی باید سمت و سوی من را داشته باشد، همه فقط باید من را دوست داشته باشند و به خاطر من زندگی کنند.</p>
<p><strong>بعد از علمیات فروغ جاویدان امید مجاهدین ناامید شد</strong></p>
<p>این وکیل تصریح کرد: یکی از سران فرقه به نام مسعود بنی صدر که از این فرقه جدا شده، می‌گوید: عملیات فروغ جاویدان که ما در ایران به عنوان عملیات مرصاد از آن یاد می‌کنیم امید سیاسی ما را نابود کرد که برای من و بسیاری دیگر حاکی از پایان ایدئولوژیک بود. همه ما به هنرپیشه‌هایی تبدیل شده بودیم که با یکدیگر بازی کرده و یکدیگر را تشویق می‌کردیم و پس از عملیات فروغ، چاه صداقت به طور کامل خشک شد.</p>
<p>توسلی گفت: به گفته بتول سلطانی یکی دیگر از اعضای شورای رهبری گروه ، زنان در این فرقه از اولیه‌ترین حقوق محرومند، آن‌ها حق ازدواج ندارند حال چه رسد به انتخاب همسر، در این فرقه به علت اینکه زندگی جمعی است داشتن امکانات فردی مثل اتاق خواب جدا موضوعیت ندارد و زن‌ها نمی‌توانند رفت و آمد تنها داشته باشند. کسی جرات بیان انتقادات به تشکیلات را نداشت و بسیاری از زنان مورد آزار جسمانی قرار می‌گرفتند.</p>
<p>وی ادامه داد: بهره برداری جنسی برای شخص سرکرده فرقه یعنی مسعود رجوی انجام می‌گرفت.</p>
<p>توسلی با اشاره به مصادیق رفتار‌های استثمارگری و ناقض حقوق بشر فرقه، افزود: فرقه مجاهدین نسبت به اعضای آن رفتار عجیبی داشت و اجازه تردد به اماکن شهری و عمومی را نمی‌داد.</p>
<p>وی تاکید کرد: به گزارش دیده بان حقوق بشر، این گروه از سه نوع زندان استفاده می‌کند. نوع اول واحد‌های کوچک هستند که به مهمانسرا مشهورند. نوع دوم حبس در داخل کمپ به نام حبس بنگال و نوع سوم آن حبس‌هایی بود که زنان شکنجه‌های فیزیکی می‌شدند.این وکیل تاکید کرد: اعضای گروه ابتدا در مقری در فرانسه محبوس بودند و متعاقبا، این گروه در قرارگاه اشرف در عراق اسکان داده شد و هیچ یک از اعضا امکان خروج از آن را نداشتند و در اردوگاه اشرف محبوس بودند.</p>
<p><strong>سوزاندن خالکوبی مادر با هویه</strong></p>
<p>وکیل شکات در ادامه گفت: زدن با کابل، داغ کردن با هوویه، کتک زدن و &#8230; از جمله شکنجه‌هایی است که قربانیان این گروه که از شکات پرونده هستند متحمل شدند. یکی از اعضا که کلمه مادر را روی بازوی خود خالکوبی کرده بود مجبور شده با هوویه داغ این کلمه را از روی دست خود پاک کند.</p>
<p>وی ادامه داد: اجبار به همخوابی با مسعود رجوی، بریدن اعضای بدن، کتک زدن شدید و پرت کردن فرد روی خرده شیشه داغ، بخشی از شکنجه‌هایی است که قربانیان این گروه و شکات متحمل شدند و سبب خسارات روحی و معنوی به خواهان‌ شده است.</p>
<p>وی با اشاره به اینکه طلاق اجباری یکی از مکانیزم‌های گروه مجاهدین بوده است، گفت: کلیه اعضای گروه به جز سرکرده آن مجبور به طلاق از همسران خود شده‌اند و حق فکر کردن به زن یا مردی را نیز نداشتند و اگر فرزند داشتند فرزندشان را از آن‌ها جدا می‌کردند و برای تربیت به افرادی می‌سپردند و امکان ملاقات نیز وجود نداشت؛ موکلین بعد از آزادی از زندان خسارات روحی و روانی جبران‌ناپذیری را متحمل شدند.</p>
<p>وکیل شاکیان بیان کرد: بتول سلطانی در خاطرات خود گفته است که مسعود رجوی چگونه او و چند زن دیگر را مجبور می‌کند که به عقد او درآیند و با او همخوابگی کنند.</p>
<p><strong>۱۴ ساعت کار اجباری روزانه!</strong></p>
<p>وی افزود: اعضای مجاهدین مکلف به ۱۴ ساعت کار اجباری اعم از کشاورزی، ترابری، شکنجه‌گری و&#8230; در روز برای غذای ناچیزی بودند؛ در بسیاری از مواقع کار‌هایی که توسط اعضا انجام می‌شد بی‌فایده بود و برای این بود که شخص بیکار نباشد. خواهان‌های این پرونده افرادی هستند که سال‌ها مورد این آسیب‌ و لطمات قرار گرفتند و لذا تعیین غرامت مالی هیچوقت نمی‌تواند عمری که از این افراد از دست رفت را برگرداند.</p>
<p>وی در ادامه با اشاره به اعلامیه حقوق بشر اظهار کرد: بر اساس این اعلامیه همه افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و هرکس حق دارد تا از زندگی، آزادی و امنیت شخصی خویش برخوردار باشد و کسی را نمی‌توان به بردگی گرفت و شکنجه کرد. با توجه به اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد و با توجه به اینکه این حقوق از شأن ذاتی انسان نشأت گرفته است و با عنایت به مراتب فوق و قاعده بنیادین مسئولیت مدنی مراتب صدور حکم وفق خواسته، مورد استدعا است.</p>
<p>در این بخش از جلسه دادگاه قاضی پورمریدی عنوان کرد: تلاشمان این است که صحبت همه افراد را بشنویم و اگر امروز فرصت نشد فردا دادگاه را ادامه خواهیم داد.</p>
<p>وی بیان کرد: اقدام شما و موکلان در طرح دادخواست به صورت داوطلبانه قابل تقدیر است و درب دادگستری به روی افراد دیگر نیز باز است و افشا کردن و گفتن جنایات اثرگذار خواهد بود.</p>
<p>قاضی پورمریدی گفت: می‌دانیم که خیلی از افراد در ایران نیستند و حتی حق تماس تلفنی و یا ملاقات با خانواده خود را ندارند، لذا دادخواست این افراد را نیز می‌پذیریم.</p>
<p>وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: خطاب ما دادگاه‌های بین‌المللی، دادگاه‌های فرانسه و کشور آلبانی است؛ چراکه حق این اشخاص است که بخواهند به شکایتشان رسیدگی شود و سازمان‌های بین‌المللی باید احساس مسئولیت بیشتری از خود نشان دهند.</p>
<p><strong>روایت نخست: بیش ۱۰ سال رنج مستند</strong></p>
<p>وی در ادامه از اردشیر درویشی کمند سلطانی خواست تا جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد؛ درویشی ضمن قرارگیری در جایگاه گفت: حدود ۶۲ سال دارم، شخصاً در سال ۷۰ به گروه پیوستم؛ زمانی که وارد مقر گروه در اشرف شدم احساسم این بود که در یک رویا، میعادگاه و دنیای صداقت وارد شدم، اما بعد از حدود یک سال‌ونیم با شناخت عمیقی که در درون تشکیلات در آنجا برای ما عینی شد، متوجه شوم که اشتباه کرده‌ام.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-43848 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-21.jpg" alt="اردشیر درویشی کمند سلطانی" width="1000" height="667" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-21.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-21-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-21-300x200.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Court-Defectors-20210308-21-768x512.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p>وی افزود: در سال ۷۳ به مدت ۴ ماه در زندان قلعه اشرف در خیابان ۴۰۰ و در یک سلول یک‌ونیم متری زندانی بودم، من نمی‌توانم از گروه بگذرم چرا که در حال حاضر فقط روح من اینجاست و حرف می‌زند و جسمی از من باقی نمانده است؛ به دلیل مکانیزم‌هایی که به روح و جسم من وارد کرده‌اند؛ کاملاً از لحاظ روحی و جسمی آسیب دیده‌ام و آن ۴ ماه در زندان با شکنجه‌های مختلف سر کردم که آثار آن در دست‌ها و سرم مشهود است. در زندان با انبردست و کابل شکنجه شدم و با دمپایی خیس به سر و صورت من می‌زدند تا ورم کند و من را از پا آویزان می‌کردند، چون نمی‌خواستم آنجا باشم.</p>
<p>درویشی بیان کرد: در آنجا فقط من شکنجه نشدم بلکه کسانی در آنجا کشته شدند؛ گناه ما این بود که می‌گفتیم آنچه شما می‌گویید قبول نداریم. ما استثمار شده بودیم و اصول و فکر چیزی بود که به ما دیکته می‌شد و به صورت روزانه باید شستشوی مغزی می‌شدیم و نمی‌توانستیم به زن، بچه، پدر و مادر خود فکر کنیم؛ گناه من این بود که دلبسته شده بودم.</p>
<p>قاضی پورمریدی از درویشی پرسید: تا چه زمانی عضو گروه بودید؟</p>
<p>درویشی پاسخ داد: تا سال ۷۰ عضو بودم و قبل آن نیز گرایش داشتم. در آن زمان متأهل بودم و همسرم در ایران بود و ۴ بچه داشتم که از من اطلاعی نداشتند که در زندانی به نام زندان اشراف زندگی می‌کنم که هیچگونه ارتباطی با دنیای خارج نداشت.</p>
<p>وی افزود: زمانی که خواستم فرار کنم گوشی موبایل برای من تازگی داشت. در آن مدت انگار در غار زندگی می‌کردم و عاطفه و انسانیت از ما گرفته شده بود.</p>
<p>قاضی پور مریدی گفت: در آن زمان بچه‌های شما چند سال داشتند؟</p>
<p>درویشی پاسخ داد: ۸، ۱۰ و ۱۲ سال و زمانی که برگشتم بیش از ۲۳ و ۲۵ سال سن داشتند. من برای بچه خودم کاری نکرده‌ام، همسرم از من جدا شد و در حال حاضر کشاورزی می‌کنم.</p>
<p><strong>روایت دوم: خانواده بزرگترین دشمن فرقه</strong></p>
<p>در ادامه قاضی پورمریدی از علی مرادی خواست تا جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد.</p>
<p>علی مرادی ضمن قرارگیری در جایگاه گفت: اهل لرستان هستم و از پرسنل کادر نیرو‌های مسلح بودم که با شرکت در جنگ تحمیلی به اسارت نیرو‌های عراقی درآمدم. حدود ۹ سال در اردوگاه اسرای جنگی بودم و بعد از آتش‌بس تحت تبلیغات به این فرقه پیوستم تا ما را از اسارت نجات دهند.</p>
<p>وی گفت: تا سال ۸۳ داخل تشکیلات بودم و به دنبال عفو مقام معظم رهبری فرار کردیم و در هماهنگی با سفارت ایران در بغداد به ایران آمدم و در حال حاضر زندگی عادی می‌کنم.</p>
<p>مرادی در ادامه گفت: اکنون ۶۲ سال دارم، در آن زمان حدود ۸ یا ۹ ماه بود که از ازدواجم گذشته بود و همسرم تا بعد از آزادی اسرا منتظر من ماند تا اینکه یکی از رهبران فرقه به نام زهرا رجبی همراه محافظش علی مرادی که هم‌نام من بود در ترکیه طی حادثه‌ای کشته می‌شوند که این موضوع در مطبوعات فرقه اعلام می‌شود و خانواده فکر می‌کنند که من کشته شدم. به همین دلیل همسرم درخواست طلاق داد و پس از آن ازدواج کرد، من نیز در سال ۸۳ برگشتم و سال ۸۴ ازدواج کردم و اکنون دو بچه دارم.</p>
<p>مرادی بیان کرد: این تشکیلات و نیرو‌های آن بعد از اینکه از ایران رفتند در زد و بند با دولت صدام تبدیل به نیرو‌های این کشور شدند و ارتباط بسیار عمیقی با دولت عراق داشتند.</p>
<p>مرادی بیان کرد: سازمان در نامه‌هایی که از طرف خانواده‌ها برای ما می‌آمد دست‌کاری می‌کرد و در نمونه‌ای از آن که به دست من رسیده بود گفتند که همسر من را گرفتند و اعدام کردند و در یک نمونه دیگر گفتند نیرو‌های سپاه یکی از برادرانم را جلوی باشگاه کشته است. بزرگ‌ترین آرزوی ما استفاده از سرویس بهداشتی، غذای خوب و استحمام بود.</p>
<p>در ادامه مرادی گفت: گروه تا حدی از ما کار می‌کشید که شب‌ها به صورت جنازه‌ای باشیم که جز به سرکرده فرقه به چیز دیگری فکر نکنیم، آن‌ها برخی افراد را ۳ الی ۴ ماه شکنجه‌های طاقت‌فرسا می‌کردند تا جایی که تعداد زیادی از افراد زیر شکنجه کشته شدند و اکثر جداشده‌هایی که امروز در محضر دادگاه هستند هر یک مورد تهدید این تشکیلات قرار گرفتند.<br />
وی ادامه داد: ما شکنجه‌های روحی زیادی دیدیم و من به شخصه حداقل یک بار در ماه کابوس آن روز‌ها را می‌بینم، آن‌ها ما را از ارتباط با خانواده‌هایمان محروم می‌کردند.</p>
<p>مرادی با اشاره به جدا کردن فرزندان از خانواده‌ها و فرستادن آن‌ها به نقاط دیگر، گفت: سران فرقه از آنجایی که فرزند و خانواده را کانون فساد می‌دانستند به دنبال راه‌حلی بودند تا کانون خانواده را متلاشی کنند تا جایی که شخص سرکرده فرقه در تابلویی می‌نویسد خانواده مساوی فساد است که این نشان دهنده نگاه وی نسبت به خانواده بود و با یک ایدئولوژی مریم رجوی به صراحت به اعضا اعلام می‌کرد که از این پس زنان شما بر شما حرام و به رجوی حلال است و اشاره می‌کرد که زنان خود را به حریم سرکرده فرقه پرتاب کنید.</p>
<p>وی با بیان خاطره‌ای از اعزام فرزندان خانواده‌ها به خارج، گفت: در یک صحنه دلخراش همه فرزندان را داخل اتوبوسی کردند که آن‌ها از خانواده‌ها جدا کنند. در این میان بچه خردسالی بود که به دو نقطه نگاه می‌کرد یک نگاه به مادر و یک نگاه به پدر که هر دو مجبور بودند از یکدیگر فاصله داشته باشند.</p>
<p>مرادی ادامه داد: نمونه‌های متعددی وجود داشت که طلا‌های زن‌ها را می‌گرفتند. با این بهانه که داریم کار حقوقی انجام می‌دهیم این طلا‌ها را اخذ می‌کردند و می‌گفتند هرچه که می‌توانید به ما کمک کنید. در واقع با این روش خانواده‌ها مورد اخاذی این تشکیلات قرار می‌گرفتند.</p>
<p>وی افزود: رجوی شعاری داشت با عنوان «ننگ ما ننگ ما فامیل الدنگ ما» که با این شعار نشان می‌داد که خانواده‌ها زنان و مادران شما نیستند بلکه این‌ها مزدوران وزارت اطلاعات هستند.</p>
<p><strong>روایت سوم: ۱۹ سال فراق</strong></p>
<p>گفتنی است در ادامه لیلا قاسمی خواهر حبیب‌الله قاسمی یکی از اعضای فرقه مجاهدین در جایگاه قرار گرفت و گفت: ۱۹ سال است که برادرم را ندیده ایم؛ وی از ۲۱ اردیبهشت ۸۱ به این فرقه پیوسته و هنوز از او خبری نداریم، او ابتدا به ترکیه و از آنجا با پاسپورت قانونی به یونان رفت، اما افرادی از طریق رجوی آن‌ها را گول می‌زنند و به اردوگاه اشرف می‌برند که در آنجا متوجه می‌شوند چه بلایی سرشان آمده است.</p>
<p>وی ادامه داد: در ابتدا گمان می‌کردیم او در دانمارک به کار ساختمانی مشغول است، اما بعد از پیگیری از وزارت امور خارجه متوجه شدیم اصلاً وی در دانمارک نبوده و در عراق است؛ سال ۹۵ به همراه عده‌ای از خانواده‌ها به عراق رفتیم و کلی التماس کردیم تا عزیزانمان را ببینیم، اما نه تنها اجازه ملاقات به ما داده نشد بلکه به خانواده‌ها سنگ‌اندازی کردند.</p>
<p>قاسمی گفت: در اینجا به همه مجامع بین‌المللی می‌خواهم بگویم که اگر شما ادعای حقوق بشر دارید پس انسانیت کجا رفته که فرزندانمان نمی‌توانند حتی با خانواده‌های خود تماس بگیرند.</p>
<p><strong>روایت چهارم: محاکمه برای دیدن مادر در رویا</strong></p>
<p>در ادامه صمد اسکندری خواهان دیگر این پرونده گفت: فرقه مجاهدین در عملیات موسوم به فروغ جاویدان بیش از هزار نیرو را از دست داد، این در حالی بود که رجوی همیشه به قول معروف پز حامیانش را می‌داد، اما با از دست دادن این نیرو‌ها دستش خالی شده بود.</p>
<p>وی ادامه داد: از بدو ورود به فرقه مجاهدین کلاس‌های زیاد تفتیش عقاید برگزار شد و بنده نیز نه راه پس داشتم نه راه پیش؛ در سال ۶۸ زلزله‌ای در استان زنجان آمد که در آن زمان به دروغ به من گفتند خانواده‌ات در زلزله از بین رفته است و همان فردی که این حرف را به من زد در اردیبهشت سال ۸۲ یعنی بعد از گذشت ۱۷ سال من را صدا کرد و گفت: خانواده‌ات به ملاقاتت آمده‌اند که من به او گفتم مگر نگفتید خانواده‌ام در زلزله جانشان را از دست داده‌اند؟ اما وی پاسخی نداشت که به من بدهد.<br />
اسکندری افزود: یک روز خواب مادرم را دیدم وقتی اعضای فرقه متوجه شدند که خواب مادرم را دیده‌ام جلسه بزرگی را تشکیل دادند و از من خواستند که در آن جلسه اقرار کنم که چرا خواب مادرم را دیده‌ام؛ ما مجبور بودیم در گرمای ۵۰ درجه عراق در اردوگاه اشرف، علف‌کنی کنیم. حال در دادگاه قرار گرفته‌ایم و درخواست تظلم‌خواهی داریم چرا که عمر من به تباهی رفت.<br />
وی ادامه داد: رجوی با هیچیک از سرکردگان فاسد جهان قابل مقایسه نیست؛ چرا که افکار ما را مسموم کرد و لذا از شما درخواست دارم صدای ما باشید.</p>
<p><strong>روایت پنجم: ۷۲ ساعت بیداری زیر شکنجه شیاطین</strong></p>
<p>فریدون ابراهیمی یکی دیگر از شکات پرونده ضمن قرارگیری در جایگاه، گفت: سال ۸۰ به نیت رفتن به اروپا به ترکیه رفتم و در آنجا با چند نفر رفیق شدم که گفتند من را به اروپا می‌فرستند. به همین دلیل به عراق رفتیم، گفتند باید چند وقت در اردوگاه اشراف بمانم تا بتوانم بروم و در نهایت در سال ۹۴ توانستم از آنجا فرار کنم.</p>
<p>وی تصریح کرد: شکنجه‌های روحی که فرقه رجوی می‌دهد از شکنجه جسمی بدتر است. در سال ۹۰ درگیری رخ داد که نزدیک ۹۲ روز اعتصاب غذای اجباری گذاشتند، بهانه آن‌ها این بود که از این طریق بتوانند به اروپا بروند.</p>
<p>ابراهیمی بیان کرد: از ساعت ۵ صبح تا زمان خواب، فرصت فکر کردن نداشتیم، آنجا اردوگاه کار اجباری بود. برای اولین بار در سال ۹۲ اپتومتری دیدم و به خاطر آن ۲۰ روز در زندان بنگال بودم. احمد واقفی من را تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار داد.</p>
<p>ابراهیمی بیان کرد: بهترین دوران جوانی‌ام را پای این فرقه شیطانی گذاشتم و اکنون زجر آن را می‌کشم. از احمد واقفی و تک تک آن‌ها شاکی هستم. من ۷۲ ساعت بیدار بودم و تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفتم؛ در سال ۸۴ پدرم فوت کرد و در سال ۹۴ فهمیدم که پدرم فوت کرده است.</p>
<p>وی گفت: مادرم تا پشت درب قرارگاه اشرف آمد؛ اما ما را به جای دیگری بردند تا صدای او را نشنوم و بعداً فهمیدم که چندین بار آنجا آمده بودند؛ اما نگذاشتند آن‌ها را ببینیم. به گفته رجوی، خانواده دشمن ما بود و زمانی که خواب می‌دیدیم و می‌آمدیم و اعلام می‌کردیم شکنجه می‌شدیم. از شما می‌خواهم مصائب و مشکلات ما را پیگیری کنید.</p>
<p><strong>روایت ششم: ۶ ماه ندیدن روی خورشید</strong></p>
<p>یکی دیگر از شکات پرونده هم گفت: ما یک ذهنیت سیاه از ایران داشتیم. حدود ۱۰ سال از بهترین دوران عمرم را از دست دادم و سال ۷۵ با انگیزه‌های شخصی و اجتماعی از کشور خارج شدم و به رابطین گروه در ترکیه وصل شدم؛ گروه از سال ۶۴ دچار یک دگردیسی شد و به یک فرقه تبدیل شد. در سال ۷۵ به طور غیررسمی وارد عراق شدم؛ چون ورود غیرمجاز در عراق ۸ سال زندان داشت آنها ما را به طور غیررسمی وارد می‌کردند تا نتوانیم از آن‌ها جدا شویم.</p>
<p>وی گفت: من با موضوع تجرد اجباری مشکل داشتم، ۷ مهر ماه سال ۷۶ من را وارد اتاقی کردند و گفتند تو نفوذی جمهوری اسلامی هستی. کتکم زدند و دست و چشم بسته در اتاق کناری انداختند تا اینکه بیهوش شدم. ۶ ماه در زندان بودم و این در حالی است که تا امروز فرقه رجوی هرگز قبول نکرده زندان داشته؛ اما نزدیک به ۱۵ زندان در عراق داشت و من ۶ ماه خورشید را ندیدم و حق صحبت نداشتیم.</p>
<p>این شاکی گروه تروریستی مجاهدین ، گفت: چهره اصلی گروه را در زندان‌هایش می‌توان دید. فرقه بیش از ۷۰ درصد اعضا را به انحای مختلف در زندان‌های خودش زندانی کرده است. در ژوئن سال ۲۰۰۴ از اردوگاه خارج شدم و در زندان آمریکایی‌ها بودم و پس از آن با عفو مقام معظم رهبری به ایران آمدم، اما دنیا خبردار نشد که در اشرف به ما چه گذشت.</p>
<p>وی بیان کرد: از تمامی وجدان‌های بیدار می‌خواهم در این مسیر ما را یاری کنند و تقاضای محکومیت این فرقه را دارم.</p>
<p><strong>روایت هفتم: دروغی به قیمت ۲۰ سال اتلاف عمر</strong></p>
<p>محمود دشتستانی یکی از شکات گفت: سال ۵۹ به اسارت نیرو‌های سودانی تحت امر عراق درآمدم و پس از آن به فرقه منحوس پیوستم. در سال ۸۸ پا به فرار گذاشتم و به ایران آمدم. زیبایی اینجا حضور نماینده قوه قضاییه است که می‌توانیم دادخواهی کنیم، ما با صداقت کامل به اردودگاه رفتیم، اما یک دروغ باعث شد که ۲۰ سال از عمرمان برود.</p>
<p>وی گفت: ۱۵ ساله اسیر شدم و ۴۱ ساله به ایران آمدم. یکبار خاطره‌ای از مادرم تعریف کرده بودم که برایم گزارش رد کردند و ۳ روز به بنگال رفتم و تعهد دادم که دیگر این کار صورت نمی‌گیرد از این فشار‌ها زیاد بود.</p>
<p>دشتستانی گفت: گروه به ما می‌گفت افرادی را از دوستانمان که می‌شناختیم اعدام شدند، اما زمانی که به ایران آمدم همه را زنده پیدا کردم و در حال حاضر با هم ارتباط داریم، ما بلد نیستیم با پدر و مادرهایمان روبرو شویم. ما را کشتند و ما درون خود مردیم و کالبدی هستیم که فقط راه می‌رویم. زمانی که به ایران آمدم بعد از ۴۱ سال قیافه خانواده‌ام مطلقاً یادم نبود و زمانی که مادرم خواست روبوسی کند یک روبوسی ساده بود همه‌چیز ما را و حتی انسانیت ما را کشتند.</p>
<p>قاضی پورمریدی در این بخش از جلسه ضمن اعلام ختم جلسه گفت: جلسه بعدی فردا ساعت یک برگزار خواهد شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43861">هفت روایت مستند از جنایت‌های وحشیانه گروه مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43861/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زهرا رجبی که بود؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/38761</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/38761?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Mar 2020 08:52:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رجبی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=38761</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی زهرا رجبی ترورشد موضوع برعکس شد و گفت خواهر زهرا کارش گرفتن پناهندگی برای ایرانی ها بود و کلا حرفهای قبلی خود را فراموش وبرعکس کرد واسم آنرا هم گذاشت شهید دفاع از حقوق پناهندگان! این را ازاین بابت نوشتم که دیدم در سایتشون دوباره شروع به تعریف و تمجید از کارهای زهرا رجبی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/38761">زهرا رجبی که بود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p>وقتی زهرا رجبی ترورشد موضوع برعکس شد و گفت خواهر زهرا کارش گرفتن پناهندگی برای ایرانی ها بود و کلا حرفهای قبلی خود را فراموش وبرعکس کرد واسم آنرا هم گذاشت شهید دفاع از حقوق پناهندگان! این را ازاین بابت نوشتم که دیدم در سایتشون دوباره شروع به تعریف و تمجید از کارهای زهرا رجبی کرده و میخواهند دوباره بعد این همه افشا گری موضوع را مثل همیشه وارونه نشان بدهند تا افشاگری ها را خنثی کنند ولی هرگزنخواهند توانست با وارونه گویی کاری را پیش ببرند.</p></blockquote>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38762 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi_Zahra.jpg" alt="" width="700" height="390" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi_Zahra.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajabi_Zahra-300x167.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>سال 74 نشستهای حوض شروع شده بود و ما درنشست بودیم همان نشستهایی که از توی آن رقص رهایی در آمد ومسایلی پیش آمد که خانمهایی که جداشده اند افشا کرده اند که داستان رقص رهایی چه بود که دراینجا من وارد آن نمیشوم که یک روز خبردادند که زهرا رجبی را در ترکیه ترور کردند. رجوی میگفت برای دفاع ازحقوق پناهندگان رفته بود وطوری صحبت میکرد که سازمان مجاهدین و زهرا رجبی بدستور رجوی کارش این است که درمرز ایران ایستاده هر ایرانی که وارد میشود با تیمهای حقوقی و وکلای خبره و کاردان با فرماندهی زهرا رجبی دنبال حل وفصل پناهندگان است. برای همه پناهندگی گرفته وبه هرکدام هم هزاران دلارکمک میکند وبرای آنها کار پیدا و عروسی راه می اندازد و زندگی تشکیل داده و میگوید بروید دست علی پشت و پناهتون وهروقت هم کمک خواستید مجاهدین درخدمت هستند وتا به امروز هم همین تبلیغات را میکند!</p>
<p><strong> ولی واقعیت چیست ؟</strong></p>
<blockquote><p>واقعیت این است که زهرا رجبی کارش این بود که درترکیه ایرانی ها که برای کار از کشورخارج شده بودند تا آینده ای برای خود درست کنند انها را فریب میدادند وادم ربایی میکردند وبه اسم کاروکمک وفرستادن به اروپا انها راوارد عراق کرده و به اشرف می آوردند وازاین همه آدم ربایی به خود می بالیدند که ببینید چقدرهوادارجوان به ارتش ازادیبخش پیوسته اند ، کسانی که بدام اینگونه ادم ربایی ها افتاده بودند که از مجاهدین جدا شده اند به اندازه کافی داستانهای خود را افشا کرده ونوشته اند که خیلی هم زیاد بوده وبقیه که هنوزبیرون نیامده اند تا افشا کنند ومردم بفهمند داستان چیست.</p></blockquote>
<p>رجوی و عضدانلو کارشون وارونه کردن حقایق است. آدم ربایی را دفاع ازپناهندگی، تروریسم را ارتش ازاد و ارتش ملی وعشایرانقلابی وسیاستمداران کثیف عربی را مسلمانان محمدی وخادمین شریف وادمخواران غربی را که دشمنان ایران وایرانی هستند را دشمن حاکمیت قلمداد میکند و تحریم ها را برعلیه اخوند ونه ملت ایران و تحریم دارو را دروغ میشمارد. ایا با این دیدگاه میشود باورکرد که مجاهدین برای پناهندگی ایرانی ها کشته داده است؟! قبل ازترور زهرا رجبی مدعی بود که ایرانی ها می روند اروپا و میگویند هواداررجوی وعضدانلو هستیم و در جا پناهندگی را به آنها میدهند و آنها از خون ما مجاهدین تغذیه میکنند یعنی اینکه خودشون اقدام میکنند. وقتی رجبی ترورشد موضوع برعکس شد وگفت خواهر زهرا کارش گرفتن پناهندگی برای ایرانی ها بود وکلا حرفهای قبلی خود را فراموش و برعکس کرد و اسم انرا هم گذاشت شهید دفاع از حقوق پناهندگان این را ازاین بابت نوشتم که دیدم درسایتشون دوباره شروع به تعریف وتمجید ازکارهای زهرا رجبی کرده ومیخواهد دوباره بعد این همه افشا گری موضوع را مثل همیشه وارونه نشان بدهد تا افشاگری ها را خنثی کند ولی هرگزنخواهد توانست با وارونه گویی کاری را پیش ببر.د اقای رجوی وخانم عضدانلو لطفا یکبارهم که شده حقایق را بیان و از وارونه ودروغ گویی ومردم فریبی دست بردارید. دوران سایبر است ومردم در دوران سلطان سنجر زندگی نمیکنند که ازحقایق بی اطلاع باشند. البته چون انها درغار زندگی میکنند به این زودیها به فهم دوران سایبر و تغییردوران پی نمی برند و زمانی که بفهمند صدسالی طول میکشد ، درهرصورت خواستم هم وطنان بدانند که موضوع وحقیقت داستان چیست ادم ربایی را نمیشود به دفاع از حقوق پناهندگان به ملت غالب کرد.<br />
علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/38761">زهرا رجبی که بود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/38761/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>احمد رازانی از قربانیان فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9889</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9889?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Nov 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اسیران اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رجبی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/11/21/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>درشروع نشست های طلاق اجباری، فرمانده محورهفتم زهرا رجبی صدایم کرد و گفت میخواهم یک حلقه ضعیف به تو بسپارم تا زیر تعلیمات تو نتواند برایمان دردسرآفرین باشد و وقتی خواستم از وضعیت آن حلقه ضعیف بیشتر بدانم با اندکی تندی و تلخی ادامه داد که مشخص است دیگر. وی اهل انقلاب نیست و پای طلاق نمی آید و با انقلاب!!خواهرمریم زاویه دارد.همان ایام شروع آشنایی من با مرحوم احمد رازانی بود ودرگذر زمان و بتدریج دیدم که ایشان مطلقا نه تنها اهل طلاق اجباری نیست</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9889">احمد رازانی از قربانیان فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با اطلاع از قربانی شدن یکی دیگر از اعضای دربند تشکیلات فرقه رجوی بغایت متاثر شدم.<br />
آخراحمد رازانی را از قدیم می شناختم و با خلقیات وی آشنا بودم وهمواره نگران وضعیت بلاتکلیف وی با توجه به زاویه و ضدیتی که با به اصطلاح انقلاب مریم (طلاق اجباری) داشت، بودم و حدس می زدم روزی بایستی تاوان ضدیت و ناراضی بودن ازکلیت مناسبات فرقه ای را پس بدهد و سازمان شوریدگی احمد علیه انقلاب!! را بی جواب نخواهد گذاشت. درشروع نشست های طلاق اجباری درسال 1369 وقتی که مسئولیت یک یکان آموزشی نفربر (MTLB) را بعهده داشتم فرمانده محورهفتم زهرا رجبی که خود ازقربانیان رجوی است و در سال 1374 در ترکیه به قتل رسیده است، صدایم کرد وگفت میخواهم یک حلقه ضعیف به تو بسپارم تا زیرتعلیمات تو نتواند برایمان دردسرآفرین باشد و وقتی خواستم از وضعیت آن حلقه ضعیف بیشتر بدانم با اندکی تندی و تلخی ادامه داد که مشخص است دیگر. وی اهل انقلاب نیست و پای طلاق نمی آید و با انقلاب!!خواهرمریم زاویه دارد. همان ایام شروع آشنایی من با مرحوم احمد رازانی بود ودرگذر زمان و بتدریج دیدم که ایشان مطلقا نه تنها اهل طلاق اجباری نیست بلکه تشکیلات پذیرهم نیست وحال وحوصله کار و پذیرش و هیچگونه مسولیتی را هم ندارد وصرفا بخاطر خانواده و فرزندانش که بشدت بدان وابستگی عاطفی داشت میخواهد ناگزیر درمناسبات روزگار بگذراند ومستاصل شده است. خودم هم در درون و تنهایی خودم بر مظلومیت وی نگران بودم و تلاش می کردم که ایشان به حال خودشان باشند واغلب ازمن میخواست که برود بعنوان مسئولیت دوم درآشپزخانه فعالیت کند ومشغول پیاز پوست کنی باشد ویا اینکه یک تکه زمین از حیاط مقابل آسایشگاه را به او بدهم تا با باغبانی وگل و گیاه خودش را مشغول بکند تا مسولین بالاتر کمتر به وی گیر بدهند که به انقلاب و طلاق بیندیشد و قید زن و زندگی و فرزندانش را بزند! از تجربه دردناک مرگ مشکوک احمد رازانی نسبت به بروز فاجعه مشابه برای سایر ناراضیان تشکیلات فریبنده رجوی هشدارمیدهیم واز وجدان های بیدار بشری و تمام مجامع حقوق بشری خصوصا دولت آقای نوری المالکی برای رهایی اعضای ناراضی اسارتگاه اشرف استمداد می طلبیم. اطمینان خاطر داریم دراین وانفسا خانواده های چشم انتظارمرتبط با دفاترانجمن نجات خصوصا خانواده های متحصن ومقاوم در مقابل اسارتگاه اشرف که طالب دیدار با عزیزانشان هستند، بیش ازسایرین نگران وضعیت عزیزانشان دراسارتگاه اشرف هستند که آرزومندیم درچشم اندازی نه چندان دور با گشوده شدن درب خروجی اشرف به این نابسامانی ونگرانی خانواده های رنجدیده پایان داده شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9889">احمد رازانی از قربانیان فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9889/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در حاشیه پخش یک خبر از تلویزیون مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4975</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4975?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 May 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خبرها]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا رجبی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/05/22/%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%ae%d8%b4-%db%8c%da%a9-%d8%ae%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تلویزیون مجاهدین در اخبار نیمروزی خود در روز شنبه 29 اردیبهشت بار دیگر قتل زهرا رجبی و یک هوادار مرد مجاهدین که در سال 1996 در ترکیه اتفاق افتاد را به ایران نسبت داد. قابل ذکر است در زمان وقوع این دو قتل گمانه زنی هایی در این خصوص که انگیزه این قتلها تصفیه های درون تشکیلاتی است، مطرح شد. از جمله اظهارات آن سینگلتون یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین در کتاب خود موسوم به ارتش خصوصی صدام که این رابطه نوشته است:</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4975">در حاشیه پخش یک خبر از تلویزیون مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>در حاشیه پخش یک خبر از تلویزیون مجاهدین </b><br />
سایت مجاهدین دبلیو اس، بیست و یکم می 2007<br />
تلویزیون مجاهدین در اخبار نیمروزی خود در روز شنبه 29 اردیبهشت بار دیگر قتل زهرا رجبی و یک هوادار مرد مجاهدین که در سال 1996 در ترکیه اتفاق افتاد را به ایران نسبت داد. قابل ذکر است در زمان وقوع این دو قتل گمانه زنی هایی در این خصوص که انگیزه این قتلها تصفیه های درون تشکیلاتی است، مطرح شد. از جمله اظهارات آن سینگلتون یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین در کتاب خود موسوم به ارتش خصوصی صدام که این رابطه نوشته است:<br />
در طول ژوئیه 1995، کمی بعد از کنسرت ارل کورت، مریم در ملاقات خصوصی از پیش تعیین شده ای برای نمایندگان مجلس بریتانیا درباره اعمال تروریستی رژیم ایران سخنرانی کرد. اکنون موضوع تروریستی رژیم جایگزین مسئله زنان شده بود. چند ماه بعد از آن در فوریه 1996، زهرا رجبی، یکی از اعضای اصلی مجاهدین به همراه یک هوادار مرد مجاهدین، در آپارتمان محل زندگی شان در ترکیه ترور شدند. رژیم هرگونه دخالت در این عمل را تکذیب کرد. خیلی ها سئوال کردند: آیا این کار توسط رجوی سازماندهی شده بود تا برنامه شکست خورده مریم را مجددا به جریان درآورد؟ شهرت مجاهدین در بین ایرانی ها آن قدر خدشه دار شده بود که خیلی راحت به این باور می رسیدند که این جزیی از برنامه برای کنار گذاشتن مسئله زنان مریم و بازگرداندن مسئله سیاسی بوده است. البته در بین هواداران سازمان گمانه زنی های دیگری هم شایع بود، و هر نوع شایعه ای به گردش در می آمد. رایج ترین شایعه این بود که زهرا با مرد همراهش رابطه جنسی داشته و باردار بود، که برای رجوی کاملا غیرقابل قبول بوده است..ص 86</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4975">در حاشیه پخش یک خبر از تلویزیون مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4975/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
