<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ساختار ایدئولوژیک</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%DA%A9/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/ساختار-ایدئولوژیک</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 03 Nov 2025 10:05:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>ساختار ایدئولوژیک</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/ساختار-ایدئولوژیک</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>چرا تشکیلات مجاهدین خلق &#8220;خطرناک&#8221; توصیف می‌شود؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67067</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67067?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Nov 2025 03:42:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67067</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی در محافل رسانه‌ای یا سیاسی از گروه تروریستی مجاهدین خلق به عنوان &#8220;گروهی خطرناک&#8221; یاد می‌شود، منظور از این واژه هرگز توان نظامی یا قدرت براندازی آنان نیست. واقعیت این است که این گروه سال‌هاست از نظر ساختار عملیاتی، نیروی انسانی و حتی پایگاه اجتماعی به موجودی فرسوده و منزوی تبدیل شده است. آنچه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67067">چرا تشکیلات مجاهدین خلق &#8220;خطرناک&#8221; توصیف می‌شود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی در محافل رسانه‌ای یا سیاسی از گروه تروریستی مجاهدین خلق به عنوان &#8220;گروهی خطرناک&#8221; یاد می‌شود، منظور از این واژه هرگز توان نظامی یا قدرت براندازی آنان نیست. واقعیت این است که این گروه سال‌هاست از نظر ساختار عملیاتی، نیروی انسانی و حتی پایگاه اجتماعی به موجودی فرسوده و منزوی تبدیل شده است. آنچه باعث می‌شود همچنان در تریبون‌های رسمی و تحلیل‌های سیاسی از واژه خطرناک برای توصیف آنان استفاده شود، به جنبه‌ای عمیق‌تر و نگران‌کننده‌تر بازمی‌گردد: خطر ذاتی، ایدئولوژیک و اخلاقی این تشکیلات.</p>
<p>۱. خطر ذاتی در ایدئولوژی فرقه‌ای<br />
ایدئولوژی تشکیلات مجاهدین خلق بخصوص از زمان قدرت گرفتن مسعود رجوی، مبتنی بر ترکیبی از خشونت، فریب و نفی اخلاق انسانی بوده است. این گروه با برداشت‌های التقاطی از دین و سیاست، نوعی تفکر «هدف وسیله را توجیه می‌کند» را به هسته مرکزی باور خود تبدیل کرده است. در این تفکر، هیچ ارزش انسانی، اخلاقی یا دینی وجود ندارد که در برابر هدفشان یعنی دستیابی به قدرت معنا داشته باشد.</p>
<p>از همین روست که در طول تاریخ فعالیت خود، از ترور شهروندان عادی تا استفاده ابزاری از اعضای خود ابایی نداشته‌اند. برای آنان، انسان نه «ارزش» بلکه «ابزار» است؛ ابزاری برای تبلیغ، برای ترور، یا برای قربانی شدن در راه اهداف رهبران تشکیلات.</p>
<p>۲. بی‌رحمی سازمان‌یافته و بی‌اخلاقی ایدئولوژیک<br />
در بسیاری از گروه‌های خشونت‌طلب، توحش به صورت رفتاری بروز می‌کند؛ اما در مورد گروه تروریست مجاهدین خلق، این توحش در سطح ایدئولوژی نهادینه شده است. به همین دلیل، رفتارهای غیرانسانی‌شان نه ناشی از هیجان یا عصبانیت، بلکه نتیجه آموزش، تلقین و نظم درونی این تشکیلات است.<br />
آنان از جان و روح اعضای خود نیز می‌گذرند. جداسازی خانواده‌ها، ممنوعیت ازدواج، کنترل ذهنی و روانی، و استفاده تبلیغاتی از مرگ افراد، تنها بخشی از واقعیت‌های درونی این گروه است. چنین ساختاری نه تنها تهدیدی برای امنیت ملی، بلکه خطری برای انسانیت و اخلاق اجتماعی است.</p>
<p>۳. خطر برای جوانان و جامعه امروز ایران<br />
تشکیلات مجاهدین خلق در سال‌های اخیر، با از دست دادن پایگاه‌های نظامی و حامیان سنتی، تمرکز خود را به جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای معطوف کرده است. آنان تلاش می‌کنند با استفاده از فضای مجازی و وعده‌های فریبنده، به‌ویژه جوانان را جذب کنند.<br />
اما خطر اصلی در همین‌جاست: آن‌ها افرادی را که ناآگاهانه در دام تبلیغاتشان گرفتار می‌شوند، به ابزار مصرفی خود بدل می‌کنند. برایشان مهم نیست که سرنوشت این افراد چه می‌شود یا چه آسیبی به خانواده و آینده‌شان وارد خواهد شد. در نگاه فرقه‌ای گروه تروریست مجاهدین خلق، انسان‌ها تنها مهره‌هایی هستند که هر زمان لازم شد، باید قربانی شوند.</p>
<p>۴. معنای واقعی خطر<br />
بنابراین، وقتی از گروه تروریست مجاهدین خلق به عنوان &#8220;گروه خطرناک&#8221; یاد می‌شود، این واژه اشاره به قدرت یا نفوذ سیاسی ندارد. بلکه به خطر اخلاقی، روانی و انسانی اشاره دارد که از ذات این تفکر برمی‌خیزد. خطری که اگرچه ممکن است امروز در میدان جنگ فیزیکی حضور نداشته باشد، اما در عرصه ذهن، رسانه و اخلاق اجتماعی همچنان فعال است.<br />
هشدار درباره این گروه، هشداری است برای حفظ آگاهی، اخلاق و انسانیت؛ چرا که بزرگ‌ترین تهدید آنان نه اسلحه، بلکه فریب و زوال وجدان انسانی است.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67067">چرا تشکیلات مجاهدین خلق &#8220;خطرناک&#8221; توصیف می‌شود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67067/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رمضان در اوین و سنگ‌اندازی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Mar 2025 06:58:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64427</guid>

					<description><![CDATA[<p>در جریان تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، گروه‌های مختلفی در زندان‌ها فعالیت می‌کردند که هریک با مبانی فکری و اعتقادی خاص خود به سر می‌بردند. یکی از این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق بود که با شعارهای مذهبی و انقلابی وارد عرصه مبارزه شده بود، اما در ادامه بسیاری از اعضای این سازمان در مقابل اصول [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427">رمضان در اوین و سنگ‌اندازی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در جریان تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، گروه‌های مختلفی در زندان‌ها فعالیت می‌کردند که هریک با مبانی فکری و اعتقادی خاص خود به سر می‌بردند. یکی از این گروه‌ها، سازمان مجاهدین خلق بود که با شعارهای مذهبی و انقلابی وارد عرصه مبارزه شده بود، اما در ادامه بسیاری از اعضای این سازمان در مقابل اصول و معیارهای دینی ایستادند، خاطره‌ای که در ادامه آمده به مواجهه  گروهی از اعضای مجاهدین خلق با مسائل دینی در زندان اوین و بی‌توجهی آن‌ها به ارزش‌های اسلامی تاکید دارد. این روایت را به نقل از کتاب خاطرات محمدحسن خاکساران است که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی گردآوری و منتشر شده می‌خوانیم:</p>
<p>درباره‌ عدم توجه سران سازمان به معيارها و ارزش‌هاى دينى و سنتى بى‌مناسبت نيست به خاطره‌اى از زندان اشاره كنم؛ در مقدمه ذكر اين نكته ضرورى است كه در زندان مجموعه‌هاى متعددى از نظر فكرى و اعتقادى حضور داشتند كه به نوعى با هم ارتباط و تعامل و گاهى برخورد و تضاد پيدا مى‌كردند. اين مجموعه‌ها به طور كلى به دو مجموعه و گروه مسلمان و غيرمسلمان تقسيم مى‌شدند، ولى خود مسلمان‌ها نيز با هم اختلافاتى داشتند و از اين نظر به سه گروه تقسيم مى‌شدند كه گروهى همين اعضاى سازمان مجاهدين خلق بودند؛ گروهى هم ما بوديم كه هم‌چنان محدود بود و با مجاهدین خلق درگيرى و تضاد داشتيم؛ گروهى هم برادران مسلمان و معتقد ما بودند كه ارتباط گرم و صميمانه‌اى با ما داشتند، ولى مثل ما خودشان را با اعضاى سازمان درگير نمى‌كردند و به تعبير ديگر بى‌طرف بودند.</p>
<p>ارتباط و تعامل اين گروه‌هاى مسلمان و غيرمسلمان با هم، علاوه بر بحث و جدل‌هاى فكرى و اعتقادى، به طور عمده در رسيدگى به وضعيت بند از نظر نظافت، تهيه‌ مقدمات صرف غذا مثل پهن، جمع كردن سفره، شستن ظروف و امورى از اين دست بود كه براى مراعات عدالت هر مجموعه موظف بود، هر روز يا هر هفته دو نفر را به صورت كارگر معرفى نمايد. اين روش در روزها و ماه‌هاى عادى سال بدون مشكل خاصى ادامه داشت، اما با فرا رسيدن ماه مبارک رمضان اين روش با مشكل مواجه شد و ما مجبور شديم از آن مجموعه جدا شويم.</p>
<p>اصل قضيه از آن‌جا شروع شد كه قبل از آغاز ماه مبارک رمضان، رابط سازمان با جمع ما كه حسين فيض نام داشت، پيش من آمد و گفت كه ما با اين گروه‌هاى كمونيستى و چپى توافق كرده‌ايم كه در اين ايام براى افطارى و شام دو كارگر ما بدهيم و دو كارگر آنان بدهند؛ براى سحر چون آنان روزه نمى‌گيرند و به اين امور اعتقادى ندارند، كارگر هم نمى‌دهند؛ ولى ما بايد مطابق معمول براى آماده كردن مقدمات صرف ناهار آنان كارگر معرفى كنيم. من گفتم ما با اين روش مخالفيم، زيرا با مبانى اعتقادى ما سازگارى ندارد و اصولا مبارزه‌ ما با رژيم كه به خاطر آن زندانى شده‌ايم، به دليل همين مسائل دينى و اعتقادى بوده است و حالا چگونه ما اعتقاداتمان را زيرپا بگذاريم و در ماه رمضان براى كسى كه به خدا اعتقاد ندارد و روزه نمى‌گيرد، مقدمات ناهار را فراهم كنيم؟</p>
<p>در اين‌جا رابط سازمان براى اين‌كه حرف خودش را به كرسى بنشاند، به دروغ گفت كه به هر حال اين نظر را همه‌ گروه‌ها پذيرفته‌اند و شما كه در اقليت قرار داريد، بايد به خواسته‌ اكثريت تن بدهيد. علاوه‌ بر اين‌كه شرايط زندان نيز همين است. من گفتم كه ما شرايط زندان و تصميم‌گيرى اكثريت را تا آن‌جا قبول داريم كه با معيارها و دستورات اسلامى و دينى ما مغايرت نداشته باشد و اگر شما بر خواسته‌ خود پافشارى كنيد، ما از گروه جدا مى‌شويم. من بلافاصله به ديگران اطلاع دادم و وسايلمان را جمع كرديم و با گرفتن يخچالى جداگانه به همراه دوستانمان به يكى از اتاق‌هاى زندان نقل مكان كرديم. آنان وقتى ديدند تصميم ما جدى است و اين جدايى ممكن است بازتاب خوبى براى آنان نداشته باشد، چون درباره‌ جمعى بودن تصميم‌شان دروغ گفته بودند، هنگام افطار دوباره رابطشان را پيش ما فرستادند تا با تهديد و ارعاب و بايكوت كردن، ما را منصرف كنند كه من ناراحت شدم و در جوابش گفتم كه ما تصميم درست و به جايى گرفته‌ايم و روى آن هم ايستاده‌ايم و از تهديدات شما نمى‌هراسيم؛ ولى اگر بخواهيد اقدامى عليه ما انجام بدهيد، بنده هم مقابله به مثل كرده و به ناچار اعترافات و حرف‌هايتان را در بازجويى كه نشانگر نقاط ضعف شماست، افشا و برملا مى‌كنم. بحمدالله اين تهديد من مؤثر افتاد و آنان دست از سر ما برداشتند و به اصطلاح كوتاه آمدند و ما توانستيم ماه رمضان آن سال را به آرامى و در فضايى صميمى و با جمعى از افراد متدين و اهل قرآن و نماز و روزه به خوبى و خوشى بگذرانيم.</p>
<p>درباره‌ تهيه‌ افطارى و سحرى و مقدمات آن نيز مشكل خاصى نداشتيم؛ زيرا هر روز يک نفر به‌ صورت كارگر داوطلب تهيه‌ مقدمات افطار مى‌شد؛ علاوه بر اين‌كه غالب خود من مقدمات سحرى را فراهم مى‌كردم؛ به اين صورت كه ساعتى قبل از سحر از خواب بيدار مى‌شدم و اقدامات لازم را انجام مى‌دادم و سپس دوستان را بيدار مى‌كردم.از اين خاطره و نمونه‌هاى فراوان ديگرى كه من فعلا به ياد ندارم، معلوم مى‌شود كه مجاهدين خلق به نام افرادى كه ظاهرآ داعيه‌ى اسلام و دين داشتند، در عمل با زيرپا گذاشتن دستورات و شعاير دينى به نفع چپى‌ها و كسانى كه سرسازگارى با دين و ديانت نداشتند كار مى‌كردند.</p>
<p>منبع: خاطرات محمد حسن خاکساران، به همت مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427">رمضان در اوین و سنگ‌اندازی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64427/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه مسعود رجوی به نفر اول سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63693</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63693?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Jan 2025 06:32:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63693</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق یکی از جریان‌های سیاسی تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران است که تحولات گوناگونی را از زمان تأسیس تا دوران پس از انقلاب اسلامی تجربه کرده است. این سازمان که در ابتدا با اهدافی انقلابی و مبارزه علیه رژیم پهلوی شکل گرفت، در طول زمان دچار تغییرات ایدئولوژیکی و ساختاری شد که سرنوشت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63693">چگونه مسعود رجوی به نفر اول سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق یکی از جریان‌های سیاسی تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران است که تحولات گوناگونی را از زمان تأسیس تا دوران پس از انقلاب اسلامی تجربه کرده است. این سازمان که در ابتدا با اهدافی انقلابی و مبارزه علیه رژیم پهلوی شکل گرفت، در طول زمان دچار تغییرات ایدئولوژیکی و ساختاری شد که سرنوشت آن را به سمت مسیری متفاوت سوق داد.</p>
<p>محمد صادق کوشکی در&#8221;تبار ترور&#8221; (مروری بر تاریخچه و کارنامه تروریستی سازمان مجاهدین خلق) به بررسی چگونگی شکل‌گیری این تغییرات، نقش مسعود رجوی و نحوه‌ مدیریت او بر سازمان، و همچنین رفتارهای خاص سازمان در مواجهه با اعضای ناراضی و نیروهای مذهبی پرداخته است. او در این بررسی نشان می‌دهد که چگونه سازمان، از یک تشکل شورایی به یک جریان متمرکز و رهبرمحور تبدیل شد و این روند، چه پیامدهایی برای آینده‌ی آن به همراه داشت:</p>
<p>سازمان مجاهدینی که تقریباً در سال ۵۷ مجدداً پا گرفت، در جهت اقداماتی بود که مسعود رجوی و موسی خیابانی در زندان ترتیب داده بودند، چنان‌که پیش‌تر توضیح داده شد. پس از انتشار بیانیه‌ی تغییر ایدئولوژیک سازمان، گروهی که تحت رهبری رجوی (تنها عضو باقی‌مانده از کادرهای اولیه‌ی سازمان در زندان) قرار داشتند، با تحول جدید موافق نبودند و در موضعی که مبارزان مسلمان و پیروان امام خمینی مبلغ آن بودند نیز جای نگرفتند. این افراد با این‌که مدعی ادامه‌ی راه مجاهدین اولیه تحت لوای اسلام بودند، گرایش‌های مارکسیستی در بین آن‌ها رواج داشت. طبق مستندات، برخی از آن‌ها مانند بهمن بازرگانی در زندان به پذیرش مارکسیسم نزد رجوی اقرار نمودند، اما رجوی آن‌ها را از بیان اعتقادات‌شان بازداشته و طرح چنین مسائلی را به علت جبهه‌گیری روحانیت و نیروهای مبارز مذهبی به ضرر سازمان تشخیص داده است و حتی به آنان توصیه کرده که نماز بخوانند و روزه بگیرند. این برخورد منافقانه‌ رجوی از همان ابتدا اساس تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را در برهه‌ی انقلاب و پس از آن شکل داد.</p>
<p>مجموعه‌ای از زندانی‌ها با این طرز فکر، با رهبری مسعود رجوی گروه ویژه‌ای را تشکیل دادند و به تبلیغ ایدئولوژی سازمان پرداختند. البته ساختار جدید تشکیلاتی، تمرکز بر شخص رهبری و سانترالیسم مطلق که در آینده بر کل سازمان سیطره یافت، در همین دوره و در زندان شروع به شکل‌گیری نمود. رجوی به همراه موسی خیابانی افراد را به لحاظ ایدئولوژیک تحت تأثیر قرار داده، وارد گروه می‌نمودند؛ سپس با رابطین مشخص، آن‌ها را در شرایط بسته‌ای حفظ می‌کردند تا در اصطکاک با عقاید و جریانات دیگری که داخل زندان وجود داشت، اعم از مذهبی و مارکسیسم، دچار تزلزل نشوند. آن‌ها اعضا را منحصراً به تغذیه‌ی اطلاعاتی و تحلیلی از رهبری که شخص رجوی در رأس قرار داشت، ملزم می‌نمودند. هرچند در گذشته نیز رویه‌ی تصمیم‌گیری‌ها در سازمان از بالا به پایین بود، اما چون ساختار کادر رهبری دموکراتیک و شورایی بود، محوریت فرد خاصی در آن جای نداشت. اما در دوره‌ی رجوی، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌ها، به‌خصوص در مورد مسائل ایدئولوژیک، به عهده‌ی شخص رهبری بود و باقی اعضا مجری آن محسوب می‌شدند.</p>
<p>در داخل زندان، در صورتی که فردی با ایدئولوژی و گروه آن‌ها برخورد می‌کرد، یا او را تحت فشار قرار می‌دادند و بایکوت می‌کردند یا در کل از جمع خودشان اخراج می‌نمودند. سید محمدکاظم بجنوردی در مورد بایکوت‌های اعضای سازمان به رهبری رجوی گفته است: &#8220;منافقین بعد از مدتی که من برای خودم وضعیت جداگانه‌ای پیدا کردم، مرا بایکوت کردند. دلیلش این بود که در تحلیل‌هایم منافقین را به‌ عنوان یک جریان انحرافی محکوم می‌کردم و این را به همه می‌گفتم و تبلیغ می‌کردم. آنان هم در برابر من موضع گرفتند و مرا بایکوت کردند.&#8221;</p>
<p>این نحوه‌ برخوردها همان‌طور که در خارج از زندان در برابر افراد مذهبی واقعی صورت می‌گرفت، در داخل زندان نیز با اعضای قدیمی همچون دکتر کریم رستگار اعمال می‌شد. &#8220;من تقریباً در سازمان ایزوله بودم. در زندان قصر هم به همه گفته بودند که با کریم حرف نزنید، برای این‌که من حرفم را به هر کس که مناسب می‌دیدم، می‌گفتم. علناً می‌گفتم مسعود رجوی خیانت می‌کند و مکانیزمش را هم شرح می‌دادم.رجوی با نسبت دادن عناوین مختلف به مخالفان، اعضا را وادار به طرد آن‌ها از جمع زندانیان عضو سازمان می‌کرد. مسعود برای این‌که مانع تماس افراد سازمان با من شود، به من مارک بریده زده بود و من هم در مقابل باید واقعیت را می‌گفتم. او داشت اشتباه می‌کرد و من می‌گفتم که مسعود رجوی این کار را می‌کند و اشتباه است. دروغ‌گویی‌ها و مارک زدن‌ها به مسلمانان سازمان دیگر قابل تحمل نبود. درگیری ما باعث بایکوت کامل ما از طرف اعضای سازمان شد. هیچ‌کس در بند با ما جز سلامی خشک و از سر ناچاری نداشت. بعضی‌ها چنان تحت تأثیر سم‌پاشی سازمان قرار داشتند که اگر اجازه داشتند، ما را در زندان می‌کشتند. خبر بایکوت ما از طرف سازمان به گوش ساواک هم رسیده بود و می‌خواستند از این مسئله سوءاستفاده کنند.&#8221;</p>
<p>با ورود زندانیان جدید، مجاهدین گروه رجوی رابطین خود را که از قبل تحت تعالیم شخصی، مسئولیت جذب نیرو را برعهده داشتند، به سراغ تازه ‌واردها می‌فرستادند و با طرح اخبار و تحلیل‌های سازمان، آن‌ها را جذب می‌کردند. سپس به‌ وسیله‌ همان رابطین و با استفاده از برنامه‌های مختلف، وقت نیروها را پر می‌کردند تا فرصت بحث و ارتباط با سایر زندانیان (علی‌الخصوص مذهبی) را نداشته باشند. بدین ترتیب، رجوی با اعتمادبه‌نفس بالا و اطلاعات وسیع تبدیل به مغز متفکر و تنها تصمیم‌گیرنده‌ی تشکیلاتی گردید که تقسیم دقیق مسئولیت‌ها و تعیین حدود آن‌ها همراه با تأکید بسیار بر رهبری و اطاعت از او، از ویژگی‌های اصلی آن محسوب می‌شد و هدف و انگیزه‌ی نهایی، حفظ و ابقای سازمان و اعضای آن در هر شرایط و به هر بهایی بود.</p>
<p>منبع: تبار ترور (مروری بر تاریخچه و کارنامه تروریستی سازمان مجاهدین خلق)، محمد صادق کوشکی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۷.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63693">چگونه مسعود رجوی به نفر اول سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63693/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در صورت مرگ مریم رجوی چه کسی جایگزین تشکیلاتی او خواهد شد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60533</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60533?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Jun 2024 05:24:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60533</guid>

					<description><![CDATA[<p>خبر یا شایعه مرگ مریم رجوی فرصت خوبیه که یک توضیح کوتاه در مورد ساختار تشکیلاتی/ایدئولوژیک مجاهدین خلق بدهم. تا سال ۱۳۶۳ مسعود رجوی مسئول اول مجاهدین خلق بود. در آن سال مریم عضدانلو به عنوان &#8220;همردیف&#8221; مسئول اول مجاهدین، یعنی مسعود، معرفی شد. در سال ۶۴ مریم از ابریشمچی طلاق گرفت و با مسعود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60533">در صورت مرگ مریم رجوی چه کسی جایگزین تشکیلاتی او خواهد شد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خبر یا شایعه مرگ مریم رجوی فرصت خوبیه که یک توضیح کوتاه در مورد ساختار تشکیلاتی/ایدئولوژیک مجاهدین خلق بدهم.<br />
تا سال ۱۳۶۳ مسعود رجوی مسئول اول مجاهدین خلق بود. در آن سال مریم عضدانلو به عنوان &#8220;همردیف&#8221; مسئول اول مجاهدین، یعنی مسعود، معرفی شد. در سال ۶۴ مریم از ابریشمچی طلاق گرفت و با مسعود ازدواج کرد و بحث &#8220;مسعود به عنوان رهبر عقیدتی&#8221; مجاهدین خلق را مطرح کرد. از آن تاریخ به بعد، هر یک از مسئولین یا فرماندهان مجاهدین خلق مسعود را در چنین جایگاهی قبول نمیکرد، حذف میشد و موضع مسئولیت و رده تشکیلاتی خود را از دست میداد.</p>
<p>با شروع انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین در سطح کل تشکیلات و اعضای پایین، در سال ۱۳۶۸ طلاقهای اجباری جاری شد. در روند &#8220;تکامل&#8221; این انقلاب درونی، در سال ۱۳۷۲ رجوی یک بند جدید به انقلاب درونی مجاهدین اضافه کرد؛ &#8220;هژمونی زنان ذیصلاح مجاهدین&#8221; بر مردها. از آن پس، یعنی بطور یک شبه، همه مسئولین و فرماندهان مرد مجاهد زیر دست زنان قرار گرفتند. ارگانی در درون تشکیلات به نام &#8220;شورای رهبری&#8221; تشکیل شد که تماما از زنان این فرقه تشکیل شده است. این ارگان ابتدا ۱۲ عضو و ۱۲ کاندید عضو داشت اما امروزه صدها عضو دارد. حتی قدیمی ترین اعضای و فرماندهان مجاهدین، کسانی که از دهه ۵۰ عضو این سازمان بودند، زیر دست زنان قرار گرفتند. این یک فرمان ایدئولوژیک از طرف رجوی بود و جای بحث نداشت.</p>
<p>بنابراین زنان بی تجربه و صرفا دارای &#8220;صلاحیت ایدئولوژیک در پیشبرد بی چون و چرای خطوط رهبری، یعنی مسعود&#8221; تبدیل به مسئولین فرماندهان مرد قدیمی و با تجربه، بخصوص در امور نظامی شدند.</p>
<p>از آن سال؛ ۱۳۷۲، در مجاهدین انتخابات مسئول اول شروع شد. یک انتخابات صرفا نمایشی که هر دو سال برگزار می‌شود و در آن شورای رهبری مجاهدین یکی از زنان دارای بالاترین صلاحیت ایدئولوژیکی را انتخاب میکند. در قدم بعد این شخص در یک جلسه عمومی به کل اعضا معرفی میشود و در انتها یک &#8220;انتخابات&#8221; با یک کاندید برگزار میشود. با بلند کردن دست، کل چند هزار عضو یک جا رای میدهند. کل رای گیری ۳ دقیقه هم طول نمیکشد.</p>
<p>مسئول اول در واقع نفر دوم بعد از مریم رجوی محسوب میشود. کسانی که تا بحال مسئول اول مجاهدین بودند عبارتند از:<br />
فهیمه اروانی<br />
شهرزاد صدر<br />
مهوش سپهری<br />
بهشته شادرو<br />
مژگان پارسایی<br />
صدیقه حسینی<br />
زهره اخیانی<br />
زهرا مریخی</p>
<p>برخی از این افراد چند دوره دو ساله را به عنوان مسئول اول مجاهدین طی کردند. زهرا مریخی در سال ۱۳۹۶ به عنوان مسئول اول مجاهدین انتخاب شد و همچنان در این موضع قرار دارد. هر اتفاقی که برای مریم رجوی بیافتد، مریخی جایگزین تشکیلاتی اوست. این موضوع با جایگزینی ایدئولوژیکی خیلی فرق دارد که بحث جدا و مفصلی است.</p>
<p>صفحه توئیتر محمد رضا ترابی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60533">در صورت مرگ مریم رجوی چه کسی جایگزین تشکیلاتی او خواهد شد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60533/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تبیین ساختارهای ایدئولوژیکی فرقه تروریستی مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60261</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60261?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 May 2024 05:40:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60261</guid>

					<description><![CDATA[<p>تشکیلات مجاهدین خلق با  ایدئولوژی التقاطی (ترکیبی از مارکسیسم و اسلام)  و  با افکار آرمانگرایی و ایده آلیستی که تلاش میکرد خط فاصلی بین تشکیلات مجاهدین خلق و بنیادگرایی مذهبی ایجاد کند با  شعار &#8220;جامعه بی طبقه توحیدی&#8221; تلاش کرد &#8220;انسانهای طراز مکتب&#8221; خود را بسازد. این ایدئولوژی هر چند ظاهری آراسته به همان ایدئولوژی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60261">تبیین ساختارهای ایدئولوژیکی فرقه تروریستی مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تشکیلات مجاهدین خلق با  ایدئولوژی التقاطی (ترکیبی از مارکسیسم و اسلام)  و  با افکار آرمانگرایی و ایده آلیستی که تلاش میکرد خط فاصلی بین تشکیلات مجاهدین خلق و بنیادگرایی مذهبی ایجاد کند با  شعار &#8220;جامعه بی طبقه توحیدی&#8221; تلاش کرد &#8220;انسانهای طراز مکتب&#8221; خود را بسازد. این ایدئولوژی هر چند ظاهری آراسته به همان ایدئولوژی های هویت ساز دیگر در قرن بیستم بود و هر چند در هویت بخشی و زندگی سیاسی و اجتماعی به جامعه، ایده هایی حتی چپ تر از بقیه ایدئولوژیهای موجود در ایران را  نوید می داد و با شعار &#8221; اسلام در چپ مارکسیسم &#8221; تلاش کرد ایدئولوژی حاکم بر مجاهدین خلق را مترقی نشان دهد، در حالیکه در  بنیادها ، بغایت ارتجاعی و فرقه گرا بود و  پراتیک اجتماعی چند دهه اخیر نیز بوضوح جنبه های ارتجاعی و فرقه گرایی آغشته به خشونت که برخواسته از ماهیت ایدئولوژیکی آن است در مناسبات مجاهدین را   بخوبی بروز داد.</p>
<p>بنحویکه در ورای همه جوسازیهای مضحک فرقه ای و فروکش کردن گرد و خاک فریب کاری ایدئولوژیکی به حق باید مجاهدین خلق را &#8221; مرتجعین چپ نما &#8221; و  در ردیف  تشکیلاتی با مناسبات فرقه ای دسته بندی کرد.</p>
<p>ایدئولوژی حاکم بر تشکیلات مجاهدین با محوریت تمام عیار شخص مسعود رجوی بعنوان رهبر &#8220;عقیدتی و نظریه پرداز&#8221;  تشکیلات  مجاهدین خلق با دکترین انقلاب ایدئولوژیک و با هفت بند آن، در ردیف همان ایدئولوژی های هویت سازی قرار گرفت که ایمان و خلوص مذهبی، تحت عنوان &#8221; عنصر موحد مجاهد خلق&#8221; ، محصول آگاهی کاذبی بود که رجوی خود را  خالق  آن می دانست.</p>
<p>رهبری مجاهدین خلق با عینک انقلاب ایدئولوژیک  هویت انسانها را  بعنوان مقوله ای یکدست تحت تاثیر عقاید قرون وسطائی و فرقه ای خود  قرار داد. در حالیکه چنین  هویت &#8220;خالص و ناب &#8221; که رجوی خود را طلایه دار آن می دانست هرگز واقعیت تاریخی نداشت و بر گرفته از آگاهی های ناقص از اسلام و مارکسیسم بود که لاجرم رجوی را وادار به تبعیت از یک ایدئولوژی التقاطی میکرد که در ریشه ، از همان اصول بنیادگرایی مذهبی که بر تار و پود تشکیلات مجاهدین خلق حاکم بود پیروی می کرد.</p>
<p>ایدئولوژی رجوی نه بر پایه ادیان رسمی بلکه براساس خود فهمی و هویت سازی مذهبی که باز خاص خود او بود شکل گرفته بود و البته توانست در قرن بیستم و طی چندین دهه جمعی را که افکار ایده آلیستی و آرمانگرایی داشتند و بویژه طیفی از روشنفکران جامعه را بعنوان بستر جذب، با خود همراه سازد .</p>
<p>دشمن سازی یکی از ویژگیهای ایدئولوژی رجوی است. مجاهدین خلق که از خشونت به عنوان وجهی کاملا استراتژیک و از ساختار های فرقه ای بعنوان اصلی در راستای استثمار اعضاء  و وادار ساختن آنها در اطاعت و تمکین بی چون و چرا از تشکیلات فرقه  استفاده می کنند وجود یک دشمن بیرونی برای محقق کردن اهداف تشکیلات فرقه ای مجاهدین خلق را  به یک ضرورت انکار ناپذیر تبدیل میکند و رهبری مجاهدین خلق را قادر می سازد تا هویتی بنام &#8220;عنصر موحد مجاهد خلق&#8221;  را برای اعضای سازمان تولید کند.</p>
<p>در دستگاه ایدئولوژی رجوی دوست و دشمن جایگاه خاص خود را دارند و هرکس که خودی نیست حتما دشمن است و این بهترین شیوه کنترل و ایجاد تعادل در ذهن اعضای تشکیلات است.</p>
<p>ایدئولوژی مجاهدین خلق که در ظرف تشکیلات امکان تحقق می یابد ، نه ظرفی برای ایجاد یک روابط انسانی بهتر بلکه ابزاری برای همنوع آزاری و ایجاد سلطه در قدم اول در تشکیلات و در مرحله دوم در کل جامعه با هدف بدست گیری قدرت سیاسی است.</p>
<p>بنابراین انسانهایی که  تحت سیطره ایدئولوژی رجوی (انقلاب ایدئولوژیک با هفت بند آن) تربیت یافته اند دارای فرهنگ و هویت خاصی هستند که می توان از آن  تحت عنوان &#8220;شخصیت کاذب فرقه ای&#8221; نام برد.</p>
<p>بدین ترتیب  در چنین فرآیندی است که مجاهدین خلق با عضو گیری و تحت سلطه گرفتن فکری و جسمی  و ایجاد ظرفی برای تربیت و حضور اعضا در آن که صرفاً در راستای تامین کننده منافع گروه انجام می گیرد هویت سازی می کنند.</p>
<p>و البته آنچه که در ایدئولوژی مجاهدین خلق تلاش شده است ارزش بنیادی برای تحقق اهداف اصلی گروه جا انداخته شود ، مقولاتی چون ؛ انقلابی بودن، شهادت، رسیدن به جامعه بی طبقه توحیدی ، برابری ، قسط و عدل  و . . . است که انگیزه های لازم برای جنگ مسلحانه را زمینه سازی و توسط رهبر &#8220;عقیدتی&#8221; در اعضای تشکیلات تقویت می شود.</p>
<p>در پهنه سیاست هم رجوی به مقوله ایدئولوژی ، به عنوان علم کسب قدرت نگاه می کند و دقیقاً از همین نوع نگرش است که رجوی  تلاش می کند بدون حفظ اخلاق سیاسی و  بدون  مقید بودن  به اصول و پرنسیب های اجتماعی و ملی گرایی و وطن پرستی از هر وسیله ای در راستای رسیدن به قدرت استفاده کند و تشکیلات را در هر بستری  و با هر جریان و قدرتی که خواسته های گروهی او را تامین کند همراه سازد.</p>
<p>بنابراین، محتوا و سازمان کلی ایدئولوژی تشکیلات رجوی در ذهن جمعی اعضای تشکیلات ، تابع خصوصیات گروه در قالب ساختار فرقه ای آن است .</p>
<p>بنابراین ایدئولوژی مجاهدین خلق در واقع سازماندهی اطلاعات و کنش های اجتماعی و نهادی است که هر عضو &#8220;مجاهد خلق&#8221; را تعریف می کند و اینکه چه کسی به تشکیلات تعلق دارد و چه کسی در بیرون از حصارهای آن  جای می گیرد و چه کسی می تواند در تشکیلات فرقه پذیرفته شود و چه کسی نمی تواند پذیرفته شود.</p>
<p>لذا  به تبع کارکردهای اجتماعی  ایدئولوژی رجوی است که  تشکیلات مجاهدین خلق طی سالهای اولیه بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ متناسب با اهداف خود بستر جذب را فراهم و شروع به عضو گیری در سطح جامعه ایران کردند. اما خیلی زود  به دلیل اعلام جنگ مسلحانه و پیوستن به ارتش صدام دچار وقفه شد و مجاهدین خلق مجبور شدند برای عضوگری به شیوه های فریب و دروغ متوسل شوند که دیگر ایدئولوژی این فرقه در جذب اعضاء نقشی نداشت.</p>
<p>مجاهدین خلق حقی بیشتراز دیگران در حکومت کردن و حضور در جامعه سیاسی ایران برای خود قائلند. مجاهدین خلق مشروعیت خود را با توسل به ایدئولوژی خاصی که ساخته رهبری  تشکیلات مجاهدین خلق است توجیه می کنند. مجاهدین برای حفظ سلطه خود بر تمامی زوایای زندگی اعضای خود لاجرم به محیطی ایزوله نیاز دارند که نهایتاً آنها را به یک گروه سکتاریستی و جدا افتاده از مردم که در تقدیر چنین گروههایی با چنین ایدئولوژی هایی است تبدیل میکند و در قدم بعدی خواهان بسط و گسترش تفکرات فرقه ای در کل جامعه ایران هستند تا بدین ترتیب و با بدست گرفتن قدرت سیاسی برنامه یکدست سازی خود را بر تمامی آحاد مردم و در تمامی ابعاد زندگی آنها را گسترش دهند و البته اگرچنین امری تحقق یابد ، باید در انتظار یک فاجعه عظیم انسانی هم بود.</p>
<p>حاکمیت خمرهای سرخ با یک ایدئولوژی التقاطی  بر کشور کامبوج طی سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ یک نمونه عینی و تاریخی از ایدئولوژی های هویت سازی است که با هدف سلطه بر زندگی سیاسی و اجتماعی مردم این کشور با پندارهای رهبری گروه  باعث شد نزدیک به دو میلیون انسان جان خود را از دست بدهند بنحویکه نسل کشی در این کشور توسط تمامی ارگانهای حقوق بشری و بین المللی نیز تائید گردید.</p>
<p>انقلاب ایدئولوژیک که ابزار اعمال فرقه گرایی در تشکیلات مجاهدین خلق است  صرفاً برای محار و کنترل بر اعضای تشکیلات مجاهدین طراحی نشده است . مجاهدین تشکیلاتی است که  بشدت دنبال قدرت سیاسی در ایران است. لاجرم در طراحی  روش های سلطه بر آحاد جامعه و مردم نیز مجاهدین خلق تلاش دارند از الگوی انقلاب ایدئولوژیک نهایت استفاده را بکنند.</p>
<p>چرا که در تشکیلات مجاهدین خلق ایدئولوژی فراگیری حاکم است که می خواهد به خواست رهبری آن  همه زوایای زندگی خصوصی و عمومی افراد جامعه را در بر بگیرد.</p>
<p>بنابراین چنین تشکیلاتی برای گسترش ایدئولوژی خود نیازمند کنترل کلیه وسایل ارتباط جمعی و دستگاههای آموزشی و فرهنگی و . . .  در جامعه ای است که بتواند بدان تسلط یابد . مانند کاری که مجاهدین خلق طی در دهه های گذشته در قرارگاه اشرف و با اعضای این سازمان در خاک عراق و هم اکنون در کشور آلبانی می کنند.</p>
<p>به عبارتی قرارگاه اشرف در خاک عراق و اردوگاه مانز در آلبانی نمونه های آزمایشگاهی از ایده های  فرقه گرایانه رجوی است که در حال حاضر بعنوان یک فاجعه انسانی بر جامعه جهانی تحمیل شده است، که نیازمند ارزیابی و تجزیه و تحلیل موشکافانه برای کشف وجوه مختلف افکار و ایده های سلطه گرانه رهبری مجاهدین در ظرف یک ایدئولوژی التقاطی است.</p>
<p>منبع: خداوند اشرف از ظهور تا سقوط</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60261">تبیین ساختارهای ایدئولوژیکی فرقه تروریستی مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60261/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تبیین ساختارهای ایدئولوژیکی فرقه تروریستی مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60205</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60205?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 May 2024 05:18:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60205</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال ۱۳۵۷ همزمان با شروع قیام علیه دیکتاتوری رژیم پهلوی با نام سازمان مجاهدین خلق آشنا شدم و با مطالعه کُتبی که توسط سازمان منتشر میشد در جریان چگونگی شکل گیری مجاهدین قرار میگرفتم. در فاز سیاسی با مطالعه کتابهای منتشرشده توسط سازمان تلاش می کردم با آرمانها و ایدئولوژی سازمان بیشتر آشنا شوم. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60205">تبیین ساختارهای ایدئولوژیکی فرقه تروریستی مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال ۱۳۵۷ همزمان با شروع قیام علیه دیکتاتوری رژیم پهلوی با نام سازمان مجاهدین خلق آشنا شدم و با مطالعه کُتبی که توسط سازمان منتشر میشد در جریان چگونگی شکل گیری مجاهدین قرار میگرفتم.</p>
<p>در فاز سیاسی با مطالعه کتابهای منتشرشده توسط سازمان تلاش می کردم با آرمانها و ایدئولوژی سازمان بیشتر آشنا شوم.</p>
<p>کتاب &#8220;راه انبیاء &#8221; به قلم حنیف نژاد ، کتاب امام حسین به قلم احمد رضایی، اقتصاد به زبان ساده اولین کتابهایی بودند که  مطالعه کردم.در کتاب شناخت،سازمان متد دیالکتیک مارکسیستی را با تغییر نام به اصول شناسایی دینامیک به عنوان اصول علمی پذیرفته بود.</p>
<p>مضامین مارکسیستی با ترکیب برخی مفاهیم مذهبی، چیزی بود که در اکثر انتشارات سازمان بوضوح دیده میشد. بعبارتی دیگر  ایدئولوژی سازمان التقاطی بود، یعنی زیربنای ماتریالیستی داشته و روبنای آن مذهبی بود و سازمان عمیقاً به اصول دیالتیک اعتقاد  داشت.</p>
<p>ولی نکته مهم اینکه در آن مقطع هرگز ما (منظورم جمع هواداران) این موارد را بعنوان یک ایراد اصولی و حمل بر التقاطی بودن ایدئولوژی سازمان تلقی نمی کردیم. چرا که در آن مقطع اساساً نمی توانستیم کارکرد این التقاط را در مشی  مجاهدین تحلیل کنیم و زمان می بُرد تا تضاد های التقاط ایدئولوژی زمینه بروز مادی پیدا کند و حتی آن را نوعی تسلط سازمان به علم مطرح روز و توانایی سازمان در  تبیین جهان می دانستیم .</p>
<p>همچنین  مسلمان بودن رهبران سازمان و سابقه درخشان آنها در مبارزه علیه شاه، کنکاش در ماهیت ایدئولوژی مجاهدین  را بر هر عضو و هواداری که پر از افکار ایده آلیستی بودند منتفی می کرد و آنچه که در ذهن هواداران  بود این که رجوی و بنیانگذاران سازمان، مسلمانان روشنفکری هستند که می خواهند اسلام واقعی و انقلابی را در جامعه پیاده  کنند و ما بعنوان هواداران سازمان تمامی آرمان های خود در مورد واژه هایی همچون؛ آزادی ، دموکراسی ، حکومت مردمی ، قسط و عدل ، برابری و رشد  و تعالی جامعه و پایان یافتن درد و رنج مردم را  در سازمان مجاهدین میدیدیم  و احساس میکردیم این سازمان است که تلاش دارد تمامی امور و روابط کشورداری را  بر مبنای اخلاق، عدالت ، اعتماد و تعهد پیش ببرد  و شعار &#8220;جامعه بی طبقه توحیدی&#8221; برای کلیه هواداران و اعضای سازمان و کسانی که به آن پیوسته بودند همان مدینه فاضله ای بود که بخاطر آن از همه چیز خود گذشته بودند.</p>
<p>در بُعد سیاسی و بین‎المللی نیز ،  سازمان، انقلابهای سوسیالیستی روسیه و چین را به عنوان انقلاب زحمتکشان و توده‎های تحت ستم؛ و مائو و لنین را ادامه دهنده راه انبیا در دوران معاصر، ارزیابی می‎کرد و از اینکه سازمان یک تشکیلات مذهبی و رهبران آن هم مسلمان بودند و از متفکران و انقلابیون عصر معاصر هم ، دفاع کرده و به آنها و انقلابشان ارج می نهادند، قابل تقدیر بود.</p>
<p>سازمان همیشه مرز بین حق و باطل را استثمار کننده و استثمار شونده و نه با خدا بودن و بی خدا بودن میدانست و ما این را  اوج  تکامل فکری رهبران و بنیانگذاران سازمان می دانستیم.</p>
<p>در بُعد تشکیلاتی نیز سازمان از اصل &#8220;سانترالیسم دموکراتیک&#8221; به معنای &#8220;مرکزیت دمکراتیک&#8221; پیروی می‎کرد  و  بعنوان یکی از اصول تشکیلات به اعضای سازمان آموزش داده میشد.</p>
<p>همچنانکه گفتم با توجه به افکار ایده آلیستی و پتانسیل موجود در متن جامعه و بویژه طبقه دانشگاهی  و تحصیل کرده از یک سو و سابقه مبارزاتی سازمان در زمان شاه و یدک کشیدن نام اسلام  از سوی دیگر تمامی راه  را برای پیوستن تعداد زیادی از جوانان  به تشکیلات مجاهدین هموار می کرد.</p>
<p>شهدای سازمان در زمان شاه از جمله انگیزه های دیگری بود که باعث پیوستن و دوست داشتن سازمان در فاز سیاسی میشد.</p>
<p>رشادت های رضا رضایی در زمان شاه خود الگویی برای کسانی بود که هوادار این سازمان شده و یا عضو آن بوده اند.</p>
<p>در فاز سیاسی مسعود رجوی بعنوان منجی تشکیلات از دستبرد  مارکسیسم و ضربه &#8220;اپورتونیست های چپ  نما&#8221; در سال ۵۴ برجسته شده و معرفی می گردیده و از او بعنوان کسی که میتواند  بعد از انقلاب سال ۵۷ سکان دار تشکیلات مجاهدین باشد یاد میشد.</p>
<p>هر چند انتشار بیانیه&#8221; اعلام مواضع ایدئولوژیک&#8221; توسط مرکزیت وقت سازمان در سال ۱۳۵۴ ، عکس‎العمل‌های شدید و متفاوتی در محافل اجتماعی و مبارزاتی ایران در آن زمان داشت ؛ بویژه در میان مسلمانان اصیل که با حُسن‎ظن و خوش‎بینی از این سازمان حمایت کرده بودند،ولی بهرحال موجی از بدبینی و سرخوردگی از مبارزات مسلحانه پدید آورد؛ ولی این مسائل هرگز باعث نشد که سازمان مجاهدین در بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ در بین مردم و طیفی از طبقه روشنفکر و دانشگاهی از محبوبیتش کم شود.</p>
<p>برگزاری نماز جماعت در دانشگاهها که اولین بار توسط مجاهدین بدعت گذاری شد ،خود بر محبوبیت سازمان اضافه میکرد و از آنها بعنوان جوانانی که بینه های اسلام واقعی هستند یاد می شد و بر این اساس سازمان همیشه شعار اسلام انقلابی را سر می داد و انقلاب اسلامی را نفی می کرد و آن را شعار عقب مانده و ارتجاعی می دانست که از جانب حاکمیت داده می شود و بدین ترتیب تشکیلات مجاهدین یک مرزبندی ایدئولوژیکی بین آرمانهای سازمان با عقاید دینی حاکم بر متولیان دین که در رأس حاکمیت بودند ترسیم میکرد.</p>
<p>نتیجه اینکه مجاهدین همیشه می خواستند در تمامی زمینه ها با سایر ایدئولوژی ها و تشکل های عصر خود متفاوت دیده شوند. چرا که  مجاهدین به رهبری مسعود رجوی  به قرنی تعلق داشت که در آن بازار ایدئولوژی های هویت ساز گرم بود .</p>
<p>قرن بیستم بازار رواج چنین ایدئولوژی هایی بود که وجود اتحاد جماهیر شوروی سابق انگیزه های لازم در تولید چنین ایدئولوژی هایی را فراهم میساخت.  بنحویکه دامنه آن از خاورمیانه گرفته تا آمریکای لاتین و . . . گسترش می یافت.</p>
<p>بنابراین ایدئولوژی که هم اکنون میراث خوار آن رجوی است ، تنها بازمانده از همان انواع ایدئولوژی های هویت ساز در ایران است که متعلق به قرن بیستم بوده و در حال حاضر منسوخ گردیده است.</p>
<p>از منظر کلی ایدئولوژی محصول دنیای مدرن است.ظهور و رشد ایدئولوژی های سیاسی متعدد چپ و راست در قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم باعث گرایش گروههای متعددی به اندیشه سیاسی گردید. بنحویکه این وضعیت در ایران نیز تاثیرات خاص خودش را داشت و  در شکل گیری ایدئولوژی گروههای مختلف از جمله  مجاهدین نیز موثر بود و  ایدئولوژی مجاهدین نیز در قالب اندیشه های سیاسی به صورت آموزه ها و آئین های سیاسی تعهدآور برای اعضای آن مطرح شد.</p>
<p>بنابراین خصلت ایدئولوژی حاکم بر مناسبات مجاهدین نیز همانند سایر ایدئولوژی ها جنبه مطلق نگری و تعهدآوری آن برای اعضا و هواداران است. به طوری که با مرزبندی و سیاه و سفید کردن امور سیاسی و ساده سازی آنها نقش موثری در تَهَیُّج توده های طرفدار خود و پیوستن جوانان  به تشکیلات مجاهدین را داشته و از سوی دیگر نمایانگر قالب توجیهی جهان بینی رهبری آن در  تداوم سلطه بر اعضا و کادرهای تشکیلاتی آن محسوب می شود.</p>
<p>پایان قسمت اول</p>
<p>منبع: کتاب خداوند اشرف از ظهور تا سقوط</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60205">تبیین ساختارهای ایدئولوژیکی فرقه تروریستی مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60205/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود رجوی از شکست‌های استراتژیک تا توسل به شعبده &#8211; 2</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59016</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59016?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Mar 2024 04:52:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59016</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهدی ابریشمچی به اعضا گفت: &#8220;زنان شما پا جای پای خواهر مریم گذاشتند یعنی همچنان که مریم مرا طلاق داد و با برادر مسعود ازدواج کرد زنان شما هم شما را طلاق داده و با برادر مسعود ازدواج کرده‌اند.&#8221; پرویز یعقوبی رهبر جریان انشعابی سال ۶۳ در نامه ۱۱۹ صفحه ای خود به مسعود رجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59016">مسعود رجوی از شکست‌های استراتژیک تا توسل به شعبده &#8211; 2</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهدی ابریشمچی به اعضا گفت: &#8220;زنان شما پا جای پای خواهر مریم گذاشتند یعنی همچنان که مریم مرا طلاق داد و با برادر مسعود ازدواج کرد زنان شما هم شما را طلاق داده و با برادر مسعود ازدواج کرده‌اند.&#8221;</p>
<p>پرویز یعقوبی رهبر جریان انشعابی سال ۶۳ در نامه ۱۱۹ صفحه ای خود به مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در تیر ماه سال ۶۳ یعنی نزدیک ۹ ماه قبل از اعلام شعبده انقلاب ایدئولوژیک توسط رجوی می‌نویسد:</p>
<p>“اگر سازمان همچنان به روال فعلی خود ادامه دهد سرنوشتی جز دیگر احزاب و سازمانهایی که دچار انحراف شدند (نظیر اپورتونیستهای چپ نما) در پیش نخواهد داشت…و در صورت پیروزی با چنین دیدگاه و تفکری مرکزیت در صدد تعمیم حاکمیت دیکتاتوری خود بر جامعه نیز خواهد بود.</p>
<p>نقض اصول دموکراتیک درون سازمان توسط مرکزیت در اتخاذ تصمیم جهت رفتن به عراق بدون اینکه سطح سازمان را در جریان بگذارد صورت گرفت. چرا که این مسأله در طرح مقدماتی مرحلۀ سوم استراتژی پیش بینی و عنوان نگردیده بود. ضمنا مرکزیت نه تنها طرح رفتن به عراق و خط تغییر کیفی در استفاده از امکانات عراق را در سطح سازمان مطرح ننموده حتی خبر آن را نیز به اطلاع اعضا و کادرها نمی رساند و چنانچه اگر در شورا مطرح نشده و جریان جدایی از بنی صدر پیش نمی آمد اعضا و کادرها فقط زمانی مطلع می شدند که می بایستی برای ادامۀ فعالیت به عراق بروند&#8221;.</p>
<p>یعقوبی در این نامه اش که بعدها به عنوان &#8220;جمع بندی دو ساله‌ی (۶۱ تا ۶۳) از انحرافات رهبری سابق سازمان مجاهدین خلق ایران&#8221; معروف شد پرسشهای زیر را مطرح کرده است:</p>
<p>– چرا به اینکه دموکراسی درون سازمان مراعات می شود تظاهر می‌کنید در حالی که هیچ گونه دموکراسی داخل سازمان وجود ندارد؟</p>
<p>– چرا جمع بندی (تحلیل شکست استراتژی غلط ترور و انفجارها) فقط منحصر به سال ۶۱ شد و در سال های بعد هیچ گونه جمع بندی برای تحلیل اشتباهات دیگر منتشر نشد؟</p>
<p>– چگونه برای اینکه به رهبری سازمان لطمه وارد نشود از ارزیابی توسط افراد جلوگیری می شد و از زیر جواب دادن به سؤالات و اشکالات در می رفتند؟</p>
<p>– چرا در هر مرحله از مبارزه بدون اینکه سطح سازمان را در جریان گذارده و گزارش کاملی از علل و عوامل شکست و تلفات جانی و مالی ومعرفی مسئولین این شکستها به اعضا و هواداران بدهیم وارد مرحلۀ دیگر می شویم؟</p>
<p>– عناصر ارگان رهبری طراحان و مسئولین چپ رویها و راست رویها باید مشخص و معرفی شده و به انتقاد از خود علنی بپردازند&#8221;.</p>
<p>حدود ۴ سال بعد در ۲۶ مهرماه ۱۳۶۸ نیز مرحله‌ای جدید از &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; توسط مسعود رجوی اعلام شد که بر اساس آن باید کلیه اعضای متاهل از همسران خود طلاق بگیرند و ازدواج نیز برای افراد مجرد ممنوع اعلام شد. این مرحله از انقلاب رجوی نیز به دنبال یک شکست استراتژیکی بزرگتر یعنی شکست مفتضحانۀ عملیات موسوم به &#8220;فروغ جاویدان&#8221;(تهاجم به خاک ایران با سلاحها و تانکها و کمکهای نظامی و مالی رژیم صدام حسین و تصرف نواحی گسترده ای از خاک ایران در غرب کشور) اعلام شد که طی آن ابتدا رجوی در سلسله جلساتی تقصیر شکست را به گردن نیروهایش انداخت و علت آن را به نحو بسیار احمقانه ای اندیشیدن به همسر و فرزند و فکر کردن به عمل جنسی در صحنۀ جنگ! دانست.</p>
<p>این مرحله از انقلاب رجوی که طبق هدف آن منجر به فروپاشی عنصر خانواده در سازمان شد و خانواده در آن به عنوان کانون استثمار توصیف گردید در چهار بند زیر برای همه اعضا تبیین و تفهیم شد:</p>
<p>۱ -طلاق و جدایی همسران از همدیگر</p>
<p>۲-محرمیت یعنی محرم بودن همه زنان با مسعود رجوی به عنوان نوامیس رهبری یعنی زنان و همسران او.</p>
<p>۳-ممنوعیت فکر کردن به امور جنسی حتی در رابطه با همسر سابق فرد.</p>
<p>۴-پذیرش هژمونی زنان توسط مردان از جمله مردان مسئول سابق و قدیمی سازمان و جابجایی موقعیت تشکیلاتی آنان.</p>
<p>در راستای اجرای این بندها بود که ریزش شدید و بی سابقه و بسیار بیشتر از مرحله‌ی قبلی در میان نیروهای سازمان بویژه بعد از عمومی شدن آن از سال هفتاد به بعد آغاز شد و بسیاری همسران که حاضر به جدایی از همدیگر و از فرزندانشان نشدند سازمان را ترک کردند.</p>
<p>اساسا به طور سیستماتیک با کشف! &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; در سال ۱۳۶۴ توسط مسعود رجوی و ادامه آن در ۲۶ مهرماه ۱۳۶۸، به طور جدی و گسترده بحث‌های سیاسی و استراتژیک در سازمان منسوخ شد و بیشتر بحث‌ها پیرامون امور جنسی دور می‌زد. تا قبل از &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; هر هفته نشست‌هایی پیرامون مسائل سیاسی روز در بخش‌ها و ستادهای مختلف سازمان برگزار می‌شد ولی با شروع بحث‌های &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; بیان تصورات جنسی در نشست‌های فردی و جمعی جایگزین آن شده بود. در شرایط جدید ذهن اعضا و مسئولین سازمان به طور سیستماتیک از مسائل سیاسی، استراتژیک – که به بن‌بست کامل نزدیک شده بود – دور می‌شد و جای آن را مسائل دیگر می‌گرفت که یکی از اهداف مسعود رجوی از &#8220;انقلاب‌ایدئولوژیک&#8221; نیز همین بود.</p>
<p>یعنی بدین ترتیب مسعود رجوی از یک طرف ذهن اعضا را از مسائل سیاسی و استراتژیک دور ‌کرد و از طرف دیگر فرد با نوشتن مطالبی که به اصطلاح گناهان فردی‌اش تلقی می‌شد، به طور سیستماتیک شخصیت مبارزاتی و انقلابی‌اش خرد و تحقیر می‌شد.</p>
<p>بدین ترتیب تشکیلاتی که داعیه مبارزه مسلحانه سیاسی داشت، در مقطع فروغ جاویدان در مبارزه مسلحانه عملا شکست خورد و در حوزه سیاسی نیز از صحنه معادلات سیاسی ایران حذف شد. شاید سخیف‌ترین و در عین حال هوشمندانه‌ترین راه برای سرپوش گذاشتن بر شکست‌ها، همین مسیری بود که مسعود رجوی انتخاب کرد. او مباحث جنسی را جایگزین سیاست کرد تا به هدف خود که حفظ کیش شخصیتی چندهمسری خود بود، دست یابد.</p>
<p>شاخص رجوی برای پذیرش طلاق مردان این بود که فرد به چنان اعتماد و مسخ شدگی نسبت به رجوی برسد، که در ذهن و قلب خود بپذیرد که رجوی با همسرش رابطه زناشویی دارد و آنچه برای خود و دیگر اعضا حرام است برای رجوی عین ثواب است.</p>
<p>مهدی ابریشمچی در نشستی در این مرحله از انقلاب رجوی به اعضا گفت: &#8220;زنان شما پا جای پای خواهر مریم گذاشتند یعنی همچنانکه مریم مرا طلاق داد و با برادر مسعود ازدواج کرد زنان شما هم شما را طلاق داده و با برادر مسعود ازدواج کرده اند&#8221;!</p>
<p>۲- توجیهات به اصطلاح &#8220;شرعی و اسلامی&#8221; رجوی برای ازدواجهای انحصاریش:</p>
<p>این نوع ازدواج های پیاپی و بعد هم دسته جمعی و انحصار زنان تشکیلات به شخص خودش و بویژه قرارش با مهدی ابریشمچی مبنی بر اینکه او با زن مهدی یعنی مریم ازدواج کند و سپس او خواهر دوستش موسی را به عقد او درآورد که او این کارها را با مقایسۀ خودش با پیغمبر اسلام با دروغ و تهمت بستن به پیامبر اسلام به عنوان اقتباس از او در ماجرای ازدواج آن حضرت با زینب بنت جحش بعد از طلاق او از فرزند خوانده اش (زید بن حارث) با استناد به سورۀ احزاب قرآن، اعلام کرد و آن را مقدس می شمرد! (با خواندن و تفسیر به رأی آیاتی از سوره‌ی احزاب قرآن در مورد این موضوع و کمک گرفتن در تفسیر مسخره‌ آن از جلال گنجه‌ای درنشست های مربوط به &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221;)، در حقیقت همانند ازدواجهای عصر جاهلیت (دوران قبل از اسلام در عربستان) بودند.</p>
<p>معروفترین انواع ازدواجها در دوران جاهلیت (قبل از اسلام در عربستان) ازدواجی موسوم به &#8220;تبادل الزوجات&#8221; (تعویض همسران) بود.</p>
<p>در این ازدواج، دو مرد برای مدتی زنان خود را با یکدیگر مبادله می‌کردند. معمولاً این ازدواج به صورت موقت و در بعضی قبایل، در اعیاد و ایام حج انجام می‌گرفت و نشانه رفاقت و دوستی بین دو دوست محسوب می‌شد (کتاب &#8220;الزواج عندالعرب فی الجاهلیه و الاسلام&#8221; یعنی ازدواج عربها در دورانهای جاهلیت و اسلام، تألیف عبد السلام ترمانینی – صفحه‌ی ۳۴).</p>
<p>در این نوع ازدواج، معمولاً پیشنهاد دهنده با الفاظی خاص، درخواست خود را به مرد دیگر اعلام می‌کرد و به او می گفت: &#8220;انزل لی عن امرأتک&#8221; یا &#8220;انزل لی عن دابّتک، انزل لک عن دابّتی&#8221; و …؛ یعنی به نفع من از زنت (و یا در عبارتی دیگر از حیوانت!) پیاده شو و کنار رو، و من نیز از حیوانم (از زنم) به نفع تو پیاده می‌شوم&#8221;! (جوادعلی، کتاب المفصّل، جلد ۵، صفحه‌ی ۵۳۷، و نیز علامه‌ یحیی نوری، کتاب جاهلیت و اسلام، صفحه‌ی ۳۲‏‎) این ازدواجهای عصر جاهلیت قبل از اسلام بدون مهریه و از طریق مبادله و قرارداد دوستانه انجام می‌گرفت (جواد علی، کتاب المفصّل، همن جلد و صفحه‌ی فوق الذکر).</p>
<p>نوشته: حیدر نورآبادی سهند</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59016">مسعود رجوی از شکست‌های استراتژیک تا توسل به شعبده &#8211; 2</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59016/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود رجوی از شکست‌های استراتژیک تا توسل به شعبده &#8211; 1</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59015</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59015?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Mar 2024 04:30:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59015</guid>

					<description><![CDATA[<p>هدف رجوی از انقلاب ایدئولوژیک تثبیت نقش رهبری فردی خودش در سازمان بود تا بدین وسیله با کشیدن هاله‌ای از تقدس و رهبانیت بر دور سر رهبری سازمان مانع طرح و شکل‌گیری و عمق پیدا کردن سوالات و انتقادات سیاسی شود. رجوی در اسفند سال ۶۳ در میان بهت و حیرت اکثر اعضا و هواداران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59015">مسعود رجوی از شکست‌های استراتژیک تا توسل به شعبده &#8211; 1</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هدف رجوی از انقلاب ایدئولوژیک تثبیت نقش رهبری فردی خودش در سازمان بود تا بدین وسیله با کشیدن هاله‌ای از تقدس و رهبانیت بر دور سر رهبری سازمان مانع طرح و شکل‌گیری و عمق پیدا کردن سوالات و انتقادات سیاسی شود.</p>
<p>رجوی در اسفند سال ۶۳ در میان بهت و حیرت اکثر اعضا و هواداران سازمان مجاهدین و مخصوصا اعضای شورای دست ساز خودش که عضو سازمانش نبودند و در حالی که دو ماه قبل از آن مریم رجوی را به عنوان همردیف خودش (همردیف مسئول اول) اعلام کرده و آن را به همسرش مهدی ابریشمچی تبریک گفته بود، به ناگهان اطلاعیه‌ای با امضای اعضای مرکزیت سازمانش صادر کرد که در آن جدایی (طلاق) مریم رجوی و مهدی ابریشمچی از همدیگر و تصمیم رجوی و مریم به ازدواج با همدیگر را اعلام نمود و آن را به عنوان یک انقلاب ایدئولوژیک درون سازمانی به شمار آورد.</p>
<p>وی همۀ اعضای سازمانش را که اکنون به یک فرقه تبدیل شده بود مکلف به ورود و ستایش این انقلاب درونی کرد و گفت که این انقلاب باید در درون و ذهن هر عضو آن صورت بگیرد.</p>
<p>سالها بعد که رجوی نیاز به هوا کردن فیلی دیگر پیدا کرد، این فیل هوا شده در اوائل دهه‌ شصت را مرحله‌ اول انقلاب ایدئولوژیک نامید و تحولی دیگر (طلاق های اجباری همه‌ی اعضا و انحصار محرمیت همه‌ زنان به شخص رجوی) را به عنوان مرحله‌ دوم به اصطلاح انقلاب مضحک و تمسخر آمیزش اعلام کرد.</p>
<p>در یک نگاه کلی به رویدادهای دهه‌ ۶۰ و سیر انحطاط و انزوای این فرقه به راحتی خواهیم دید که رجوی بعد از هر شکست استراتژیک و فرار بزدلانه و زبونانه‌اش از صحنه‌ی خودآفریده‌اش فیلی جدید تحت عنوان مراحل و به اصطلاح بند های مختلف انقلاب ایدئولوژیک و بعدها هم به دنبال شکست های دیگرش مانند اخراج از قرارگاه اصلی در عراق و سپس اخراج از خاک عراقِ، سلسله انحلالهای ارتش موهومش و تشکیل به اصطلاح مؤسسان اول و دوم و سوم و… (تا کنون پنجم)! را به هوا کرده است.</p>
<p>ابتدا باید دانست که اعتقاد واقعی به این به اصطلاح انقلاب درونی علیرغم شعر و شعارهای سران و رباتهای این فرقه وجود نداشته بلکه اعترافها و ابراز اعتقاد به آن تنها با زور خاص تشکیلاتی و فضای حاکم شده بر تشکیلات توسط شخص رجوی پیش برده شد. خارج از تشکیلات او هم نه تنها مورد قبول هیچ ایرانی اعم از افراد و گروهها (حتی اعضای شورای به اصطلاح ملی مقاومت رجوی) قرار نگرفت و بلکه غالبًا زبان و قلم به مخالفت و تمسخر باز کردند بلکه با ابراز تعجب و گاهی ابراز انزجار از سوی لابی های اروپایی و آمریکایی رجوی نیز روبرو شد.</p>
<p>در این بحث ابتدا به ریشه‌ها و عوامل سیاسی، نظامی، تشکیلاتی، رویدادها و چالشهای درون سازمانی و سپس به توجیهات، ادعاها و مغایرتهای شرعی، فقهی، اخلاقی و عرفی این به اصطلاح انقلاب رجوی خواهیم پرداخت.</p>
<p>۱-ریشه ها و عوامل سیاسی، نظامی و تشکیلاتی</p>
<p>ریشه و علت یا عامل مرحلۀ اول این به اصطلاح اعلام انقلاب رجوی شکست استراتژی او از تیر سال ۶۰ یعنی جنگ چریک شهری در داخل ایران (راه انداختن موج انفجارها و ترورها)، و هدف از آن لاپوشانی و تحت الشعاع قراردادن این شکست و مشغول کردن مدعیان و مخالفان داخل تشکیلات به خود و ذهن و اندرون خود و بدهکار کردن آنان به جای طلبکاری و در حقیقت فرار به جلو و دست پیش گرفتن رجوی برای خواباندن بحران فراگیر در سازمان (ناشی از این شکست)، بود.</p>
<p>به دنبال بیانیه رجوی با عنوان جمع بندی یکسالۀ مقاومت مسلحانه در سال ۶۱ که طی آن ضمن اعتراف به شکست عملیات‌های انفجار و ترورها در داخل کشور در سال شصت علت این شکست را کم بها دادن به قدرت سرکوب توسط حکومت ایران و نیز کم بها دادن یعنی بی توجهی به موضوع جنگ با عراق یعنی وجود یک جنگ با نیروی متجاوز خارجی دانست زمزمه های کنار گذاشتن رجوی در درون تشکیلات و در بین اعضای قدیمی مرکزیت سازمان و نیز انشعاب در فرانسه (محل اقامت رجوی و دیگر سران و اعضای مرکزیت) آغاز شد.</p>
<p>هدف رجوی از انقلاب ایدئولوژیک به ادعای دروغینش رهایی و یا ارتقاء نقش زن در فرقه اش نبود. بلکه هدف اصلی‌اش تثبیت نقش رهبری فردی خودش در سازمان بود تا بدین وسیله با کشیدن هاله‌ای از تقدس و رهبانیت بر دور سر رهبری سازمان مانع طرح و شکل‌گیری و عمق پیدا کردن سوالات و انتقادات سیاسی و استراتژیکی اعضا و مسئولین سازمان و در نهایت یک انشعاب بزرگ شود. لذا باید انگیزه و هدف اصلی وقوع انقلاب ایدئولوژیک در سال ۱۳۶۳ را موضوع فوق و به بن‌بست رسیدن استراتژی مبارزه مسلحانه و سربرآوردن اولین نشانه های انشعاب و مخالفتها با خط مشی رجوی حتی در میان اعضای مرکزیت سازمانش دانست که در پاریس و در محل اقامت رجوی با طرح موضوع ضرورت تشکیل کنگره سازمانی برای برکناری رجوی و انتخاب رهبر جدید از سوی پرویز یعقوبی در سال ۶۲ یک سال قبل از شعبدۀ رجوی موسوم به انقلاب ایدئولژیک پدیدار شد که با انواع شانتاژهای مثلث مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی و مریم رجوی و سردمداران دیگر باندش نه تنها بی پاسخ ماند بلکه با انواع شیوه‌های ترور شخصیت و لجن پراکنی در داخل تشکیلات و بعد هم در بیرون و در رسانه های سازمان سرکوب گردید. و چون خبر شکل گیری این جنبش و برخوردهای رجوی با آن و موضعگیرهای یعقوبی و نامه‌ها و کتاب‌ها و بیانیه‌هایش دهن به دهن بین افراد تشکیلات گسترش می یافت رجوی ناچار شد در همان سال ۶۳ فیلم آن نشستها با یعقوبی را به صورت سانسور شده و بلکه قلب شده و با تبلیغات و فضاسازی های سرشار از دروغ و تهمت برای لایه هایی از مجاهدین پخش کند که همین نیز درست به ضد خود تبدیل شده و موجب شد که افراد مجاهدین تا آنجا که در جریان قرار گرفته بودند بیشتر و بهتر به ماهیت خودخواهانه و استالنیستی و سکتاریستی رجوی پی ببرند.</p>
<p>اپورتونیستهای راست به سردمداری رجوی در سالها و دهه های بعد دیگر کاملا در قبال این جنبش سکوت پیشه کرده و با انواع شیوه های سرکوب و خفقان و ممنوعیت مانع اطلاع یابی افراد داخل تشکیلات سازمان از مواضع و فعالیتها و انتشارات این جریان شدند و به قلع و قمع وسرکوب هواداران این جنبش درون تشکیلاتی و شیطان سازی و هرزه درایی علیه آنها در داخل سازمان پرداختند.</p>
<p>هسته های این جنبش درون تشکیلاتی علاوه بر خارج و در کشورهای مختلف و فعالیتهای تبلیغی و انتشاراتی در عراق نیز در دهه های شصت و هفتاد فعال بودند.</p>
<p>کودتاگران و در رأس آنها مسعود رجوی و درباریانش به خون بنیانگذاران اولیه سازمان خیانت کردند و خودشان آشکارا در سال ۶۴ بعد از شعبدۀ موسوم به انقلاب ایدئولوژیک که دقیقا کودتای ایدئولوژیک بود اعلام کردند که ما &#8220;دیگر آن سازمان مجاهدین بنیانگذاری شده توسط حنیف و سعید و اصغر نیستیم و سازمان جدیدی را که در حقیقت سازمان رجوی بایدش نامید بنیانگذاری کرده ایم&#8221;. (عین جملۀ مهدی ابریشمچی از سردمداران خائن اپورتونیستهای راست در سخنرانیش در شرح سناریوی تئائر &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; که در صفحۀ ۲۲ نشریۀ &#8220;مجاهد&#8221; شمارۀ ۲۴۱ مورخۀ ۱۵ فروردین سال ۱۳۶۴ منتشر شده است: &#8220;ما اونی که بودیم نیستیم، افتخار می کنیم، نسبت به اونهاییکه این راه رو نرفتند سر هستیم&#8221; و این یعنی تمام شعر و شعارهای مبارزه با امپریالیسم و سرمایه داری جهانی و بورژوازی و آمریکا را کنار گذاشته و از این پس سر بر آستان سرمداران امپریالیسم جهانی و از جمله سران سی آی ای و دیگر سازمانهای جاسوسی خواهیم سایید.</p>
<p>نوشته: حیدر نورآبادی سهند</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59015">مسعود رجوی از شکست‌های استراتژیک تا توسل به شعبده &#8211; 1</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59015/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از پیوستن تا رهایی &#8211; قسمت سیزدهم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55523</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55523?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Aug 2023 07:11:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[علی مرادی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55523</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت  قبلی اشاره کردم که با وجود پیشرفت بحث های طلاق، به نقطه حساسی رسیده بودیم . هم برای من که در نقطه تصمیم گیری و اتخاذ روش برخورد با موضوع انقلاب ایدئولوژیک بودم و هم برای تشکیلات سازمان مجاهدین که با من چگونه برخورد کند ؟! آیا با من مماشات کنند و من [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55523">از پیوستن تا رهایی &#8211; قسمت سیزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55298">قسمت  قبلی</a> اشاره کردم که با وجود پیشرفت بحث های طلاق، به نقطه حساسی رسیده بودیم . هم برای من که در نقطه تصمیم گیری و اتخاذ روش برخورد با موضوع انقلاب ایدئولوژیک بودم و هم برای تشکیلات سازمان مجاهدین که با من چگونه برخورد کند ؟!</p>
<p>آیا با من مماشات کنند و من را آزاد بگذارند که از کنار انقلاب ایدئولوژیک بگذرم و بقول معروف از رودخانه عبور کنم و خیس نشوم یا اینکه من را هم از دم تیغ بگذرانند و کاملا در رودخانه غرق کنند؟!</p>
<p>در ادامه این مطلب بسیار دقت میکنم و هوشیار هستم که در مورد خودم بزرگ نمایی و غلو نکنم و بیشتر از وزن و موجودیتم به نقش خود نپردازم اما هدف من از مطرح کردن این موضوع نگاهی به تفکرات رجوی است که با مخالفین خود و یا افراد و تفکراتی که فقط بله قربان گو نیستند چگونه رفتار میکند. آیا آنها را تحمل میکند؟ و یا علیرغم ادعای رسمی خود مبنی بر به رسمیت شناختن افکار و عقاید مخالف در &#8220;ارتش آزادیبخش ملی ایران &#8220;،در عمل برای آنها هیچ مخالفتی قابل هضم نیست و فقط در حد ادعا باقی میماند و هیچ صدای مخالف و ساز ناکوک را بر نمیتابند؟</p>
<p>پس وای بر جامعه و محیطی که رجوی برآن حاکم باشد .<br />
شعار رجوی: هر صدایی غیر از صدای من باید خفه شود و بس !</p>
<p>نهایتا من هم یک فرد بودم در داخل تشکیلات و اگر سازمان تصمیم به برخورد تند و خشن با من میگرفت، له کردن و زیرگرفتن من برای این بلدوزر بی ترمز کار بسیار راحتی بود. لکن سازمان در سطح رهبری بسیار مواظب بود که با من طوری رفتار کند که استفاده سیاسی هم داشته باشد .</p>
<p>صرف نظر از خود من، شخصیت من و ایدئولوژی من، حضور فرد یا افراد غیر مجاهد در ارتش به اصطلاح آزادیبخش دستاوردها و مزایای سیاسی، تبلیغی هم داشت . سازمان در تشکیل به اصطلاح ارتش آزادیبخش، در ضوابط و قوانین و شرایط تاسیس آن رسما قید کرده بود که این ارتش بازوی مسلح شورای ملی مقاومت برای پیروزی می باشد و متعلق به همه نیروهای مبارز است که قصد مبارزه مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی را دارند . هر کس با هرعقیده میتواند در این ارتش حضور یابد و با آرم و پرچم سازمانی خود نیز در صبحگاه و مراسمات ارتش حضور یابد. و میخواست از قبل این شعار استفاده سیاسی ببرد و ژست دموکراسی خواهی و تکثر گرایی بگیرد.</p>
<p>همچنین تعدادی جریان با عقاید مارکسیستی در شورای ملی مقاومت وجود داشتند که در آن شرایط برای سازمان اعتبار کسب میکردند، منجمله سازمان چریکهای فدایی خلق ( پیرو برنامه هویت ) به رهبری مهدی سامع، منوچهر هزارخانی، کریم قصیم و&#8230;</p>
<p>بنابراین سازمان نمی توانست و مصلحت نمیدانست خیلی با من که تقریبا و تا حدودی در داخل تشکیلات بعنوان فرد مارکسیست شناخته شده بودم وارد تضاد و درگیری شود. اگر چه شک نداشتم وقتی تصمیم بگیرد نه تنها من حقیر بلکه بزرگتر از من را مثل آب خوردن از سر راه برمیدارد. لذا من هم خیلی مواظب رفتار خودم بودم و هرگز بخودم غره نمیشدم . و البته برای من هم روشن بود که همان افراد و جریانهای مدعی مارکسیسم در شورای ملی مقاومت خودشان بطور مستقل هیچ وزن و تشکل قوی و قابل اتکایی نداشتند و تنها با هزینه سیاسی و مالی و پشتوانه سازمان مجاهدین میتوانستند در اروپا فعالیت کنند لذا خود من هم برای سازمان خیلی جای عرض اندام ندارم .</p>
<p>در هر حال مهوش سپهری (نسرین) چهره سرشناس سرکوب و اختناق، سراغ من هم آمد و با سیاست چماق و هویج تلاشش را برای مقهور نمودن شروع کرد. با مقدمه چینی همراه با تهدید و تطمیع مشخص بود که قصد دارد من را مغلوب کند .بحث های زیادی کردیم که در حوصله این مطلب نمیگنجد اما از نسرین اصرار و از من انکار که من غیر مجاهد و مارکسیست هستم و قرار بوده فقط ناظر باشم و&#8230; ده ها راه فرار و انکار را ردیف کردم اما در نهایت آنقدر که میخواست من را نرم کند، موفق شد مرا به نرمش وادار نماید .</p>
<p>در اینجا من هرگز تمایل شخصی برای ورود به مباحث انقلاب نداشتم اما در حقیقت علیرغم اینکه من بهانه مارکسیست بودن را داشتم اما این وضعیت و سرنوشت بخش اعظم نیروهای سازمان بود که با این بحث مخالف بودند ولی یارای ایستادگی در مقابل تشکیلات را نداشتند. زیرا که رهبری فرقه رجوی با افکار و اندیشه فرقه ای تصمیم گرفته بود در گام اول کانون جاذبه و وابستگی نیروها را که همانا جنس مخالف و وابستگی های احساسی و عاطفی بود از بین ببرد . و متعاقبا طرح mind control یا همان brainwashing (شستشوی مغزی یا کنترل ذهن) را به اجرا در بیاورد ، لذا در مسیر پیشبرد طرح کنترل نیرو، شخص من هرگز نمیتوانستم بعنوان مانع عمل کنم و اساسا توان مقابله با این موج را نداشتم و نهایتا مانند بسیار افراد و فرماندهان و مسئولین سازمان که با خط رجوی مخالف بودند مرا نیز لجن مال ( اصطلاح لجن مال از خود رجوی می باشد ) میکردند و زیر چرخ تشکیلات خرد میشدم .</p>
<p>عذرا علوی طالقانی، محمود قائمشهر، محمود عطایی، مهدی افتخاری و عارف اقبال نمونه هایی از موانع خط مشی رجوی هستند که هر کدام به نحوی از انحاء زیر چرخ تشکیلات و فشار تفکرات فرقه ای رجوی خرد و خاکشیر شدند و تعدای از آنها کشته شدند و یا وادار به مرگ شدند .</p>
<p>پس از کش و قوس های فراوان من نیز ناچار به رفرم هایی در عقاید خود شدم و قرار شد کج دار و مریز در کنار این بحث باشم و نه تنها مخالف نباشم و در وادی مخالفت هیچ عرض اندامی نداشته باشم بلکه در حاشیه نشست ها در تایید و خیرات و برکت این اقدام محیرالعقول مجیز گویی هم بکنم و در این خصوص تلویحا تهدید نیز شده بودم که اگر حتی یک نفر از عقاید و نظرات من پیروی کند و یا کسی را تحت تاثیر افکار خود قرار دهم بعنوان مخالف تشکیلات و شعبه سپاه پاسداران و بحث محفل بعنوان &#8220;خوره تشکیلات&#8221; با من برخورد خواهد شد .</p>
<p>همینکه من در این کارزار توان تحمل و ایستادگی در مقابل بحث طلاق و انقلاب ایدئولوژیک را نداشتم و نهایتا ناگزیر شدم مدارا کنم و روش کجدار و مریز را در پیش گرفتم و تلاش کردم از درگیری آشکار و رو در رویی با این تشکیلات هیولایی پرهیز کنم زیرا توان مقابله نداشتم .</p>
<p>خود بخود بحث های بعدی انقلاب ایدئولوژیک &#8211; &#8211; بند های الف و ب، ج، د، ش و &#8230;.- &#8211;  پشت سرهم و سلسله وار برای تکمیل همدیگر آمدند و به این ترتیب هم مجاهدین را حسابی سرگرم و مشغول خود کردند و هم در مقابل، رجوی از پاسخگویی و تعهدات خود در رابطه با سرنگونی و مبارزه بی امان مفری پیدا نموده بود .</p>
<p>ادامه دارد &#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55523">از پیوستن تا رهایی &#8211; قسمت سیزدهم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55523/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حجاب؛ پرچم ایدئولوژی سیاسی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Jul 2023 08:52:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب اجباری]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55507</guid>

					<description><![CDATA[<p>در طول یکسال گذشته و آغاز جنبش زنانه در ایران، سازمان مجاهدین خلق بارها از سوی طیف‌های مختلف مردم مورد انتقاد، حمله، تحقیر و تمسخر قرار گرفته است چرا که همواره با ظاهر یک تشکیلات محجبه از حق انتخاب پوشش در ایران سخن رانده است. بهزاد مهرانی فعال سیاسی مخالف حکومت ایران در  مطلبی با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507">حجاب؛ پرچم ایدئولوژی سیاسی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در طول یکسال گذشته و آغاز جنبش زنانه در ایران، سازمان مجاهدین خلق بارها از سوی طیف‌های مختلف مردم مورد انتقاد، حمله، تحقیر و تمسخر قرار گرفته است چرا که همواره با ظاهر یک تشکیلات محجبه از حق انتخاب پوشش در ایران سخن رانده است.</p>
<p>بهزاد مهرانی فعال سیاسی مخالف حکومت ایران در  مطلبی با عنوان &#8221; آیا تمسخر لچک اعضای مجاهدین خلق تمسخر حجاب است؟&#8221; که در حساب کاربری اینستاگرام خود منتشر کرده است، شرح می‌دهد که <strong>حجاب اجباری</strong> زنان مجاهد خلق مورد تمسخر است و نه <strong>حق انتخاب پوشش </strong>به طور عام. او توضیح می‌دهد که حمله به نوع پوشش مجاهدین خلق در حقیقت حمله به ایدئولوژی ای است که افراد را مجبور به نادیده گرفتن حقوق خود می‌کند که یکی از این حقوق حق انتخاب نوع پوشش و حجاب است.</p>
<p>مهرانی با مروری کوتاه بر دیدگاه‌های مختلف نسبت به حجاب اسلامی درباره حجاب اجباری در تشکیلات مسعود رجوی می‌نویسد: &#8220;زنان عضو سازمان مجاهدین خلق همه شان حجاب اسلامی کامل بر سر دارند (به اجبار) اما مجاهدین خلق ظاهرا معتقد است که در ایران مورد نظر آنها حجاب اجباری نیست. در میان &#8220;هواداران&#8221; مجاهدین خلق هم البته زنان بدون حجاب اجباری دیده می‌شوند.&#8221;</p>
<p>او علت این تناقض در رفتار و وعده های مجاهدین خلق را چنین توضیح می‌دهد: &#8220;حجاب برای سازمان مجاهدین خلق، یک نوع پوشش نیست، بلکه پرچم ایدئولوژی سیاسی آنهاست.&#8221;</p>
<p>مهرانی در ادامه شرح می‌دهد که علت حمله‌های تمسخرآمیز از سوی مردم عادی نسبت به مجاهدین خلق چیست: &#8220;در واقع آنچه بسیاری از مردم آن را تمسخر می‌کنند این ایدئولوژیک بودن و اجباری بودن آن است&#8230;مردم به ایدئولوژی مجاهدین خلق می‌تازند و حجاب هم یکی از بیرق‌های مجاهدین خلق است.&#8221;</p>
<p>این فعال سیاسی و پژوهشگر در پایان نوشته اش ذیل عکسی از زنان مجاهد با حجاب کامل و متحدالشکل مینویسد: &#8220;حمله مردم به لچک، عموما حمله به یکی از ارکان ایدئولوژیک مجاهدین خلق است و نه حمله به حق پوشش حجاب.&#8221;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507">حجاب؛ پرچم ایدئولوژی سیاسی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55507/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق؛ از سازمان تا کالت &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53606</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53606?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Mar 2023 07:22:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ساختار فرقه ای و انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53606</guid>

					<description><![CDATA[<p>حیات سازمان مجاهدین خلق را می‌توان به پنج دوره شامل دوره تأسیس، اعدام رهبران، اعلام رسمی مارکسیسم شدن، فعالیت های سیاسی و نظامی تقسیم کرد. چند نفر از شاگردان جوان مهندس مهدی بازرگان که عمدتا از طیف دانشجو بودند، در دهه سی شمسی در نهضت مقاومت ملی و سپس در نهضت ‏آزادی تجربه سیاسی اندوخته [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53606">مجاهدین خلق؛ از سازمان تا کالت &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حیات سازمان مجاهدین خلق را می‌توان به پنج دوره شامل دوره تأسیس، اعدام رهبران، اعلام رسمی مارکسیسم شدن، فعالیت های سیاسی و نظامی تقسیم کرد.</p>
<p>چند نفر از شاگردان جوان مهندس مهدی بازرگان که عمدتا از طیف دانشجو بودند، در دهه سی شمسی در نهضت مقاومت ملی و سپس در نهضت ‏آزادی تجربه سیاسی اندوخته بودند، در سال ۱۳۴۴ سازمان مجاهدین خلق را پایه‏ گذاری کردند. محمد حنیف‏ نژاد و سعیدمحسن ، و عبدی نیک بین هسته اولیه سازمان مجاهدین را تشکیل دادند. اندکی بعد بدیع ‏زادگان، باکری، علی‏ مشکین ‏فام، ناصر صادق، علی میهن دوست، حسین روحانی و شماری دیگر به آنان پیوستند.</p>
<p>پدید آمدن فضای جدید در فرهنگ سیاسی نسلی که طی تحولات ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۳ بالیده بود، می‏توانست پدید آمدن جریان‏هایی مانند مجاهدین خلق را توجیه کند. بیشتر این افراد از اعضاء یا سمپات‏ های نهضت آزادی بودند که به تدریج از مشی سیاسی آنان روی گردان شده و چاره را در مبارزه مسلحانه بر ضد شاه‏ جستجو کردند. آنچه در جریان قیام پانزدهم خرداد پیش آمده بود، در ایجاد نوعی مبارزه قهرآمیز کاملا مؤثر بود و دقیقا همین امرسبب شد تا گروه‏هایی مانند مؤتلفه، حزب ملل و سازمان مجاهدین استراتژی جدیدی را در پیش گیرند. به عبارت دیگر،پیدایش این گروه به لحاظ سیاسی، معلول برخوردهای خشن حکومت شاه با مخالفان در جریان رویدادهای نهضت اسلامی ‏است که در رویارویی با آن، پاسخ‏ها و روش‏های سیاسی نهضت آزادی، در نگاه آنان، پاسخ‏های معقول و راه‏گشا به حساب‏ نمی‏ آمد. عامل مؤثر دیگر در رویکرد جدید این گروه، تأثیر پذیری از جنبش‏های انقلابی &#8211; مارکسیستی معاصر بود.فعالیت گروهی آنان به طور رسمی از شهریور سال ۴۴ آغاز شد و مؤسسین در قدم ‏نخست، به دلیل ناکافی دانستن تفسیر رسمی از دین، با ایجاد گروه‏های بحث، به تدوین ‏ایدئولوژی دینی و سیاسی خود پرداختند و کوشیدند تا متونی را تدوین کنند که بتواند به ‏عنوان متن آموزشی در سازمان مورد استفاده قرار گیرد.همین جا بود که سنگ های نخستین بزرگترین سازمان تروریستی تاریخ ایران گذاشته شد.</p>
<p>بر همین اساس برای آشنایی بیشتر با تاریخچه فعالیت‌های این سازمان تروریستی با قاسم تبریزی پژوهشگر و محقق تاریخ معاصر به گفتگو پرداختیم که بخش اول آن تقدیم مخاطبان می‌شود:</p>
<p><strong>*حیات سازمان مجاهدین خلق ایران &#8220;منافقین&#8221; را به چند دوره می‌توان تقسیم کرد؟</strong></p>
<p>حیات سازمان مجاهدین خلق را می‌توان به پنج دوره شامل دوره اول و تأسیس سازمان از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰، دوره دوم و جریان اعدام رهبران سازمان از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳، دوره سوم و جریان مارکسیسم از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷، دوره چهارم و فعالیت‌های سیاسی سازمان از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ و دوره پنجم اختصاص به فعالیت‌های نظامی این سازمان دارد که از ۱۳۶۰ آغاز و تا به امروز نیز ادامه دارد.</p>
<p>*با توجه به اوضاع سیاسی ایران و جهان چه شد که سازمان تأسیس شد و از چه زمانی به صورت تشکیلاتی فعال گردید؟</p>
<p>برای آغاز صحبت خوب است که به اوضاع سیاسی جهان و ایران اشاره شود و شرایط مورد توجه قرار گیرد.</p>
<p>در دهه ۱۳۴۰ شمسی یا ۱۹۶۰ میلادی جو مبارزه ضد استعماری در دنیا حاکم بود بخصوص در آمریکای لاتین مبارزات مسلحانه و در آفریقا و الجزایر نهضت‌هایی به وجود آمده بودند که غیر از الجزایر سایر کشورها همه گرایش به چپ داشتند. در ایران نیز آمریکایی‌ها تغییر ساختار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را دنبال می‌کردند؛ از این رو دولت کندی طرحی را داده بود که شاه باید بر اساس آن عمل می‌کرد. همین جا بود که امام خمینی و دیگر مراجع عظام تقلید در برابر اجرای این طرح اعتراض کردند و وقایعی چون حوادث مدرسه فیضیه در دوم فروردین و قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ پدید آمد و کشتار وسیعی در سراسر کشور صورت گرفت که نهایتاً بحث کاپیتولاسیون و مبارزه امام با آمریکایی که منجر به تبعید ایشان شد، به وجود آمد.</p>
<p>در همین سال‌ها بود که نهضت با مشی امام از درون شروع شده بود و برخی از سیاسیون از جبهه ملی، حزب توده و غیره نیز دچار یأس و ناامیدی شده بودند و باور داشتند که دیگر نمی‌توان کاری کرد و آمریکایی‌ها در کشور استقرار یافتند. بخصوص جبهه ملی معتقد بود که ایران نباید با آمریکایی‌ها درگیر شود. اما مشی امام این بود که بیداری و آگاهی بخشی به جامعه باید بر اساس مبانی اسلام و به دور از هر گونه کودتا، مبارزه نظامی و اقدامات تروریستی صورت بپذیرد و این حرکت باید با هدف بیدار سازی و بر محور معارف و مبانی اسلامی استوار باشد.</p>
<p>در اینجا بود که دو جریان مبارزاتی پدید آمد که یکی از آنها چریک‌های فدایی خلق بود. با توجه به اینکه حزب توده در این سال‌ها ناکارآمد شده و روابط ایران و شوروی نیز رو به بهبود بود لذا آنان احساس کردند که دیگر کاری از دست شوروی بر نمی‌آید خصوصاً در همین دوره مائو تسه تونگ رهبر کشور چین اعلام کرد شوروی سوسیالیست نیست بلکه سوسیالیست امپریالیسم است و او یک امپریالیست و جهان خوار تبدیل شده است. اشرف دهقانی بر اساس نظریه مبارزاتی مائو در سیاهکل مبارزه مسلحانه خود را آغاز کرد.</p>
<p>در بین اعضای مسلمان نهضت آزادی و جبهه ملی سه تن با نام‌های محمد حنیف نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک بین با یکدیگر متحد شدند و تصمیم گرفتند تا آنها نیز آغازگر یک مبارزه باشند و بعد از بررسی‌های صورت گرفته به این نتیجه رسیدند که ما مسلمان هستیم و مبانی فکرمان اسلام است ولی اسلام دین مبارزه نیست و روش و دستور مبارزه صادر نمی‌کند اما مارکسیسم علم مبارزه است بنابراین باید مبانی مبارزه را از مارکسیسم بگیریم از اینجا بود که خط انحراف آغاز شد. یعنی یک نوع التقاط و وحدت بین مبانی اسلام و مارکسیسم به وجود آوردند غافل از اینکه مارکسیسم افیون جامعه و ضد دین است و اسلام ضد مارکسیسم محسوب می‌شود. آنان با مبانی توحید مشکل داشتند لذا با این تفکر پیش رفتند. بعضی معتقد هستند که آنها فریب خوردند، برخی دیگر معتقدند چون نیک بین مارکسیست بود اعضای گروه را به این سمت هدایت کرد دسته‌ای دیگر نیز می‌گویند شعاعیان این مسیر را نشان داد مسیر و روشی که عمدتاً در کشورهای آمریکایی و آفریقایی آغاز شده بود. افراد یاد شده بین سال‌های ۴۴ تا ۴۷ به فکر طراحی سازمان افتادند.</p>
<p><strong>*از عضو گیری و تدوین ایدئولوژی سازمان بگویید؟</strong></p>
<p>آنها سال ۴۷ اقدام به عضوگیری می‌کنند. در اینجا مرحله دوم انحراف کلید می‌خورد. برای مثال محمودعسگری زاده اعلام می‌کند می‌تواند مسؤول اقتصاد سازمان شود بر همین اساس تمام کتاب‌های اقتصادی مارکسیسم را مورد مطالعه قرار می‌دهد تا بتواند یک کتاب اقتصادی بنویسد.</p>
<p><strong>*عنوان کتاب چه بود؟</strong></p>
<p>کتاب &#8220;اقتصاد به زبان ساده&#8221; بود. در حقیقت کتب اقتصادی سازمان همان مبانی مارکسیسم بود که به نام اقتصاد اسلامی منتشر شد. همچنین کتاب دیگری با عنوان &#8220;شناخت&#8221; می‌نویسند که محتوای آن کاملاً برگرفته از کتاب مائو بود اما چند آیه قرآن به آن اضافه می‌کنند تا رنگ و بوی اسلامی داشته باشد تا اینگونه بگویند ما مسلمان هستیم.</p>
<p><strong>*زمانی که سازمان مجاهدین در سال‌های ۴۷ و ۵۰ اقدام به عضوگیری می‌کنند آیا از همان آغاز خانه‌های تیمی هم شکل می‌گیرد؟</strong></p>
<p>گروه مجاهدین خلق بعد از عضو گیری خانه‌های تیمی تشکیل می‌دهند. در این دوره حتی برخی از اعضا به اردن و لبنان اعزام می‌شوند تا آنجا آموزش‌های نظامی را فرا بگیرند.</p>
<p><strong>*به هر حال برای انجام این نوع اقدامات سازمان نیازمند بودجه بود، آنها از نطر مالی چگونه تأمین می‌شدند؟</strong></p>
<p>نکته بسیار ظریفی در این زمینه وجود دارد؛ آنها چون مسلمان بودند و به عنوان افراد متدین شناخته می‌شدند و به مسجد هدایت و جلیلی رفت و آمد داشتند و همچنین با بعضی از علما همراه بودند علما آنها را به عنوان شخص تأیید می‌کردند در عین حال اعضای جریان هرگز به علما نگفته بودند که ما کتاب‌هایی را نیز با مبانی مارکسیسم نوشته‌ایم برای همین آیت الله سید محمود طالقانی، آیت الله مرتضی مطهری، آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله عبدالرحیم ربانی نمی‌دانستند آنها چه کارهایی انجام داده‌اند و به خیال اینکه اعضای سازمان افرادی متدین هستند از نظر اقتصادی به آنها کمک می‌کردند.</p>
<p><strong>*بعد از فراگیری آموزش‌های نظامی بفرمائید سازمان چه زمانی تصمیم به تهیه سلاح می‌کند؟</strong></p>
<p>سال ۴۹ بود که سازمان چریکی فدای خلق در سیاهکل عملیات را شروع می‌کنند و سازمان مجاهدین خلق برای آنکه از آنها عقب نمانند جلسه می‌گذارند و می‌گویند ما نیز باید به تهیه سلاح اقدام کنیم.</p>
<p><strong>*از چه طریقی این کار انجام می‌شود؟</strong></p>
<p>یکی از اعضای حزب توده که کرد بود سال‌های ۲۴ تا ۳۵ از کردستان برای اعضای حزب توده اسلحه تهیه می‌کرد. مهندس عزت الله سحابی یکی از اعضای سازمان مجاهدین در زندان با وی آشنا می‌شود با اینکه او می‌دانست که آن فرد توده‌ای است اما او را به اعضای مجاهدین معرفی می‌کند تا از این طریق اقدم به تهیه اسلحه کنند غافل از اینکه آن فرد دیگر منبع ساواک شده بود و در زندان با ساواک همکاری می‌کرد لذا این گزارش به گوش ساواک می‌رسد که اعضای سازمان مجاهدین خلق درصدد تهیه اسلحه هستند. ساواک نیز دستور می‌دهد تا اسلحه‌ها تهیه شود تا بتواند به واسطه آن اعضای سازمان را شناسایی و دستگیر کند. وقتی محموله‌ها می‌رسد و به درب خانه‌های تیمی ارسال می‌شود ساواک همان موقع افراد ساکن در این خانه‌ها را دستگیر می‌کند که می‌توان گفت در این ماجرا قریب به ۹۰ درصد اعضای سازمان دستگیر می‌شوند.</p>
<p><strong>*رهبران سازمان در اینجا محکوم به اعدام می‌شوند؟</strong></p>
<p>بله.</p>
<p>در زندان برخی از این افراد دستگیر شده اعتراف می‌کنند که هدف آنان از تشکیل سازمان و یا عضو شدن در آن راه اندازی حکومت اسلامی بوده است و اعلام می‌کنند که ما به مارکسیسم به عنوان علم مبارزه نگاه می‌کنیم و از خودشان به این صورت دفاع کردند. در این ماجرا حکم اعدام بعضی از رهبران سازمان از جمله محمد حنیف‌نژاد، علی‌اصغر بدیع‌زادگان، عبدالرسول مشکین‌فام و … صادر می‌شود.</p>
<p>* در بین اعضای دستگیر شده مسعود رجوی هم بوده است پس چرا او به اعدام محکوم نمی‌شود؟</p>
<p>در بین افراد دستگیر شده مسعود رجوی خاصه با ساواک همکاری می‌کند. لازم به ذکر است برادر او در سوئیس در دفتر سازمان ملل بود و منبع ساواک به شمار می‌رفت بر همین اساس او تلاش کرد که برادرش اعدام نشود در عین حال رجوی نیز از همان زندان با ساواک همکاری می‌کرد.</p>
<p>رجوی یک مارکسیست را امام جماعت زندانیان کرده بود</p>
<p><strong>*آیا در این زمینه اسنادی هم وجود دارد؟</strong></p>
<p>بله.</p>
<p>اسناد این همکاری موجود است که در این اسناد نصیری اعلام می‌کند به دلیل همکاری‌های نزدیکی که مسعود رجوی با ساواک داشت او مستوجب یک درجه تخفیف است بر همین اساس مسعود رجوی از اعدام رها می‌شود. در اینجا است که نسل اول مؤسسین سازمان مجاهدین خلق یا اعدام می‌شوند یا حکم زندان برای آنان صادر می‌شود. البته تعدادی از اعضای سازمان مانند رضایی در بیرون از زندان بودند و همواره تلاش می‌کردند تا مجدد سازمان را احیا کنند و این تلاش‌ها مربوط به سال‌های ۱۳۵۰ الی ۱۳۵۳ می‌شود.</p>
<p><strong>*از تغییر ایدوئولوژی و روند مارکسیست شدن سازمان در این دوره بگویید؟</strong></p>
<p>در این دوره اعضا آن مطالعات اسلامی را که قبلاً داشتند را تعطیل می‌کنند و تنها هدفشان انجام عملیات بود تا بتوانند به حکومت ضربه بزنند؛ بر همین اساس فعالیت خود را با همین هدف آغاز کردند. در اینجا واقعه‌ای رخ می‌دهد که محققان و پژوهشگران تاریخ معاصر به آن مشکوک هستند و در این زمینه سندی نیز در دست نیست و آن این است که یکی از اعضای سازمان به نام تقی شهرام در سال‌های بین ۱۳۴۸ الی ۱۳۴۹ دستگیر و از زندان قصر به ساری تبعید می‌شود. در ساری او فعالیت‌ها و مطالعات خود را آغاز می‌کند و یکی از اعضای اتحادیه چپ گروه سرخ با نام حسین عزتی با شهرام آشنا می‌شود و مبانی مارکسیسم را به او آموزش می‌دهد و شهرام مارکسیست می‌شود.</p>
<p>یکی از مأموران شهربانی در همین زندان که در حال تحصیل بود تا بتواند دیپلم خود را بگیرد نزد شهرام و حسین می‌آمد تا از آنان ریاضی فرا بگیرد بر همین اساس در این رابطه او نیز تحت تأثیر افکار و عقاید آن دو قرار می‌گیرد و مارکسیست می‌شود. با مستحکم شدن رابطه آنها قرار می‌شود یک شب آن دو از زندان فرار کنند بر همین اساس در یکی از شب‌ها آن مأمور شهربانی درب دفاتر مأموران را از بیرون قفل می‌کند و شهرام و حسین با برداشتن اسلحه‌ها و بی‌سیم به سوی تهران حرکت می‌کنند.</p>
<p>در سرخه‌حصار بود که حسین عزتی از شهرام جدا می‌شود و تقی شهرام به همراه آن سروان به جنوب شهر می‌روند و همانجا یک منزل اجاره و اسلحه‌ها را آنها جاسازی می‌کنند. بعد از استقرار به رضایی پیام می‌دهند و می‌گویند ما با اسلحه از ساری به تهران آمده‌ایم؛ رضایی چون به قضیه مشکوک بود فردی را می‌فرستد تا صدق بودن این پیام را تأیید کند و تأیید می‌شود.</p>
<p>رضایی نیز بعد از تأیید خود را به شهرام نزدیک و با او همانند یک قهرمان رفتار می‌کند و زمینه دو مصاحبه با رادیو عراق را نیز برای شهرام فراهم می‌سازد که در این مصاحبه‌ها بحث مبارزه، استعمار ستیزی و … مطرح می‌شود. اما بعد از سه ماه رضایی در یک درگیری کشته می‌شود و شهرام با حمید اشرف ارتباط برقرار می‌کند و می‌گوید ما می‌خواهیم سازمان را مارکسیست کنیم که حمید مخالفت می‌کند و می‌گوید این کار را نکنید این کار فایده‌ای ندارد و اعضای گروه افراد مذهبی هستند؛ بعد از دو ماه از این قضیه حمید اشرف نیز کشته می‌شود. شک ما از اینجا آغاز می‌شود که شهرام در رأس سازمان قرار می‌گیرد و اواخر سال ۵۳ بیانیه‌ای را تهیه و صادر می‌کند مبنی بر اینکه سازمان مارکسیست شود و دلیل خود را چنین بیان می‌کند که اسلام پاسخگو نیست و در آن علم مبارزه وجود ندارد همچنین در مسائل اقتصادی بیخود خودمان را گرفتار کردیم و بهتر است مارکسیست شویم.</p>
<p>برای همین چند تن از افرادی که قبلاً مطالعات مارکسیستی داشتند و مبانی اعتقادی و معنوی آنها ریزش کرده بود و در یک بحرانی درونی سپری می‌کردند خواستار آن شدند تا مارکسیست شوند. شهرام نیز با همان افراد یک گروه هسته‌ای تشکیل می‌دهد و اعلام مارکسیسم می‌کند.</p>
<p><strong>*اعضایی که مخالف شهرام و این تغییر بودند چه می‌شوند؟</strong></p>
<p>اعضایی که مخالف شهرام بودند به تدریج یا دستگیر می‌شوند یا کشته می‌شوند که دو تن از آنان می‌توان به شریف واقفی و لباف نژاد اشاره کرد.از این رو می‌توان گفت تا سال ۱۳۵۵ چیزی از سازمان باقی نمی‌ماند و سال ۵۵ سازمان دیگر مارکسیست می‌شود.</p>
<p><strong>*با توجه به فعالیت‌های شهرام، چرا خودش جز دستگیر شدگان نبود؟</strong></p>
<p>با مطالب بیان شده و وقایع روی داده کاملاً مشخص است که شهرام با برنامه آمده مضافاً بر اینکه از سال ۵۳ تا ۵۶ با توجه به فعالیت‌هایی که داشت اصلاً دستگیر نشده و در پاساژ چراغ گاز زندگی می‌کرد. سازمان نه تنها در این دوره از آن حالت اسلامی خود خارج می‌شود بلکه از نظر مبارزاتی نیز به مفاسد و فجایع می‌رسد.</p>
<p>وقتی خبرها به زندانیان می‌رسد برخی از آنها سازمان را رها می‌کنند و به عنوان یک فرد مذهبی فعالیت‌های اسلامی را در همان زندان آغاز می‌کنند و با رجوی و باندش درگیر می‌شوند، یک دسته از آنها هم مارکسیست می‌شوند، رجوی به یکی از این افراد که مارکسیست شده بود می‌گوید شما اعلام نکن که مارکسیست هستی و او را به عنوان امام جماعت جلو می‌گذارند و پشت سرش نماز می‌خوانند. این تاکتیکی بوده که رجوی در زندان استفاده می‌کرد تا روحیه افرادش تضعیف نشود. این نفاقی بوده که آنها بین اسلام و مارکسیست در زندان از خودشان بروز دادند.جریان مذهبی یا هیأت‌های موتلفه را ارتجاعی و چپی‌های داخل زندان را انقلابی می‌دانستند. می‌گفتند ما با ارتجاعی‌ها مانند شهید سید اسد الله لاجوردی، آقای حبیب الله عسگراولادی و شهید محمدعلی رجایی نمی‌توانیم کار کنیم، با انقلابی‌ها که منظورشان همان چپی‌ها بوده، همکاری می‌کنیم. در خارج از کشور هم تعدادی از این بچه‌ها مارکسیست می‌شوند، تعدادی هم سرگردان بودند و نمی‌دانستند که درون سازمان چه می‌گذرد.</p>
<p>ادامه دارد…</p>
<p>گروه دین و اندیشه- فاطمه علی آبادی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53606">مجاهدین خلق؛ از سازمان تا کالت &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53606/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مارکسیسم چگونه به مغز استخوان مجاهدین‌ خلق رسوخ کرد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Mar 2023 09:11:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53603</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از دستگیری سران و بدنه سازمان در شهریور ١٣۵٠ و کشته‌شدن رضا رضایی در خرداد ۵٢، سازمان عملا در اختیار تقی شهرام و بهرام آرام قرار گرفت که مارکسیسم را پذیرفته بودند. از اینجا بود که رهبری مارکسیست شده سازمان، تصمیم گرفت روند دگردیسی عقیدتی خود را با صرفه جویی بیشتر نسبت به &#8220;زمان&#8221; [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603">مارکسیسم چگونه به مغز استخوان مجاهدین‌ خلق رسوخ کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از دستگیری سران و بدنه سازمان در شهریور ١٣۵٠ و کشته‌شدن رضا رضایی در خرداد ۵٢، سازمان عملا در اختیار تقی شهرام و بهرام آرام قرار گرفت که مارکسیسم را پذیرفته بودند. از اینجا بود که رهبری مارکسیست شده سازمان، تصمیم گرفت روند دگردیسی عقیدتی خود را با صرفه جویی بیشتر نسبت به &#8220;زمان&#8221;  در سطح کادرها و اعضا تعمیم دهد. از همان نخست، به اراده تقی شهرام، نوعی تقسیم کار صورت گرفت: نگارش متون آموزشی و القای کتبی شبهات را شهرام خود به عهده گرفت؛ و اجرای عملی و گام به گام تغییر ایدیٔولوژی به ناصر جوهری محول گردید.</p>
<p>در این مرحله، مسئول با ظرافت و به تدریج، حساسیت‌های مذهبی، به خصوص حساسیت‌ها و وسواس‌های عبادی اعضا (یا عضو) را ابتدا کم می‌کرد و بعد از بین می‌برد. برای مثال، پس از یک نشست ناگهان اظهار می‌کرد که نمازش قضا شده؛ و پس از چند بار تکرار، کاری می‌کرد که اعضا از او توضیح بخواهند؛ و او در جواب می‌گفت که به جای آن (ادای بموقع نماز) کارهای مثبت انجام دادیم &#8211; مثلا کار تئوریک مفید کردیم و ضمنأ قضای نماز را هم می‌خوانم!</p>
<p>بعد اعضا را به نوبت، در منگنه زمانی خاصی قرار می‌داد؛ به حدی که نتوانند &#8211; مثلا &#8211; نماز ظهر و عصر را بخوانند، آنگاه در برابر احساس شرمندگی و گناه اعضا، به آنها توضیح می‌داد که هر کاری به حفظ سازمان بینجامد، مثل نماز است؛ چرا که برای مثال، اگر شما به جای اجرای یک قرار یا زدن یک علامت سلامتی، نماز می‌خواندید وضعیت تشکیلات مختل می‌شد، ولی شما اکنون هم می‌توانید قضای نماز را بخوانید.</p>
<p>در کنار این برخوردها، فرازی از جزوه مبارزه چیست (اولین اثر آموزشی سازمان) توسط مسئول تفسیر می‌شد؛ در این فراز قید شده بود که خودسازی تا زمانی مفید است که مانعی در راه مبارزه نباشد؛ و در تفسیر&#8221;خودسازی&#8221;، نماز و روزه را از مصداق‌های آن عنوان می‌کرد.</p>
<p>در همین راستا در طول ماه رمضان سالهای ۵٢ و ۵٣، اکثر افراد رده دو سازمان، به دستور مسئول خود، روزه نگرفتند؛ چون استدلال می شد که در نتیجه روزه توان و انرژی مبارزه از آنها گرفته می‌شود. برنامه ریزی‌های این ایام نیز طوری بود که عملاً عضو را خسته می‌کرد (فرستادن به کارگری، قرارهای متعدد و بی ثمر، علامت زنی‌های بی دلیل و&#8230;). در آخر این مرحله، که همراه با آن مراحل دیگری نیز اجرا می‌شد، عضو &#8220;مذهبی&#8221; &#8211; عملا و روحا &#8211; نسبت به انجام اعمال عبادی بی تفاوت می‌شد.</p>
<p>مهر ۵۴ بیانیه تغییر ایدئولوژی به طور رسمی منتشر شد.</p>
<p>بولتن نیوز</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603">مارکسیسم چگونه به مغز استخوان مجاهدین‌ خلق رسوخ کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53603/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>استراتژی های سخیف و فرومایه مسعود &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52629</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52629?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 25 Dec 2022 07:26:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52629</guid>

					<description><![CDATA[<p>فازهای پیاپی انقلاب ایدئولوژیک از راه می رسید و هر شب یک خواب برای اعضای بیچاره دیده می شد! بندهای الف، ب ، ج ، د ، ر ، ه ، ش &#8230; یکی پس از دیگری اعلام می شد، بعد موسسان اول، دوم ، سوم و چهارم و &#8230; نیز افزون می شد! دیگر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52629">استراتژی های سخیف و فرومایه مسعود &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فازهای پیاپی انقلاب ایدئولوژیک از راه می رسید و هر شب یک خواب برای اعضای بیچاره دیده می شد! بندهای الف، ب ، ج ، د ، ر ، ه ، ش &#8230; یکی پس از دیگری اعلام می شد، بعد موسسان اول، دوم ، سوم و چهارم و &#8230; نیز افزون می شد! دیگر خود مسعود رجوی هم از این همه سردرگمی استراتژیک خسته شده بود، اما باز به روی مبارک نمی آورد، زنان همه در حرمسرای مسعود رجوی جمع شدند و رقص رهایی و قله استراتژیک رهائی و &#8230; از راه رسید، فقط یک مرد در مناسبات محرم زنان بود و او کسی نبود جز مسعود رجوی که از تمام گناهان مبری بود و پاک پاک .</p>
<p>کارکرد مسعود، طی سالیان کشته سازی و خونریزی بوده است. اصلی ترین استراتژی مسعود، استراتژی مرگ و خونریزی هر چه بیشتر است، او شنیده است که درخت آزادی خون می خواهد، اما نمی داند چطور و کجا؟ گویا مسعود رجوی وظیفه دارد که فقط بر لیست شهدای خود بیفزاید. او هنوز نمی داند که با هر خون باید در زمینه آزادی و برابری پا به پیش نهاد و گرنه افزایش کشته های یک سازمان اگر همراه با پیشرفت های استراتژیکی و تشکیلاتی نباشد؛ نشان بی کفایتی مفرط رهبر خاص الخاص آن سازمان است.</p>
<p>در راستای استراتژی &#8220;اتوبان&#8221;، &#8220;آتش بس&#8221;، &#8220;سرعت بالا&#8221;، &#8220;رفتن سریع قدرت&#8221; و صد البته با حداکثر &#8220;بی خیالی&#8221; در عمل نظامی باصطلاح فروغ جاویدان، بیش از 1300 تن از افراد سازمان را قربانی می کند ( استراتژی مرگ ) و مجددا از نظر استراتژیکی و تشکیلاتی و هم از جهت توان نظامی صدها گام عقب تر رفت. این همه در راستای تحقق سرنگونی بود ، اما دریغا که یک قدم هم استراتژی سرنگونی پیش نمی رفت که نمی رفت.</p>
<p>این بود که رهبر خود منتصب مجاهدین ، پیش از مستقر شدن در حاکمیت ، بی آینده شد و از انظار برای همیشه پنهان گشت، زنده نگه داشتن او نیز توسط مریم رجوی تا به امروز، استفاده ابزاری است از مسعود رجوی، برای حضور و نگه داشتن اعضایی که فکر می کنند مسعود زنده است! عده ای از این همه بل بشور و سردرگمی بین این استراتژی ها ، اصل موضوع را فهمیدند و اینکه خبری نیست و از فرقه جداشده یا فرار کردند، اما گویا هنوز عده ای مغزشوئی شده، فکر می کنند که شاید روزی، روزگاری خبری خواهد شد و مسعود رجوی ظهور خواهد کرد و مریم رجوی روی دوش قهرمانان به تهران خواهد رفت . . .</p>
<div id="attachment_43851" style="width: 560px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-43851" class="wp-image-43851 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Massoud-39-1.jpg" alt="مسعود رجوی" width="550" height="300" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Massoud-39-1.jpg 550w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Massoud-39-1-300x164.jpg 300w" sizes="(max-width: 550px) 100vw, 550px" /><p id="caption-attachment-43851" class="wp-caption-text">مسعود رجوی</p></div>
<h3>مخلص کلام :</h3>
<p>سالها در آموزش های تشکیلاتی اعضای فرقه می گفتند : حرام ترین حرام های ایدئولوژیک عدم اعتماد و ایمان به صلاحیت رهبری است. زیرا از نظر میزان صلاحیت ما در جایگاهی قرار نداریم که خطاهای مسعود را کشف کنیم. مسعود رجوی خودش نیز در دفاع از خودش خطاب به افراد سازمان می گفت: &#8220;می گویند استراتژی سازمان غلط است، می گویند در تشکیلات سازمان دمکراسی نیست. آقا و خانم محترم بریده ای ! صاف و صریح بگو: بریده ام. دیگر ردیف کردن این عیب و ایرادها به سازمان چه معنی دارد ؟&#8221; از نظر مسعود رجوی که همانا &#8220;تجسم خدا&#8221; در تشکیلات سازمان بود هرکس استراتژی من درآوردی او را مورد نقادی قرار می داد &#8220;بریده&#8221; بود، &#8220;درهم شکسته&#8221; بود.</p>
<p>در صورتی که نخستین کسی که در سازمان مجاهدین ماه ها قبل از شاه بازی مذهبی موسوم به &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; انصراف عمل خود را از رعایت پرنسیپ های دشوار انقلابی اعلام کرده بود و بریده بود خود مسعود رجوی بود. مسعود رجوی در زیر ضربه های ناشی از بی کفایتی های خود به مفهوم ریشه ای کلمه بریده و در هم شکسته شده بود.</p>
<p>آثار این بریدگی را که در انقلاب ایدئولوژیک و سپس عملیات فروغ جاویدان و بعد هم در بحث زندان سازی ها و شکنجه ی اعضای خودی درآن زندان ها، حلقه به حلقه به کمال رسید و بالغ شد ، را همگان دیدیم و شنیدیم. باید منتظر باشیم و ببینیم در پرده آخر این رو کردن استراتژی ها، در آلبانی چگونه استراتژی آخر روی پرده سینمای کمدی کلاسیک مسعود رجوی اکران خواهد شد. البته که استراتژی آخر رجوی ها ، استراتژی مرگ خود رهبران این فرقه قرون وسطائی خواهد بود.</p>
<p>پایان</p>
<p>فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52629">استراتژی های سخیف و فرومایه مسعود &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52629/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بردگی مضاعف زنان، از اهداف انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Nov 2022 06:35:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52258</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از قلم بدستان حقیر رجوی بحثی را در مورد مقوله &#8221; پیشتاز&#8221; مطرح کرده که استنباط میشود او درکی از این مقوله ندارد و بر این تصور خام است که هر دسته و گروهی که بدون توجه به شرایط حاکم بر جامعه و جهان جلوتر از همه حرکت کند، پیشتاز نامیده میشود؟! حال آنکه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258">بردگی مضاعف زنان، از اهداف انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از قلم بدستان حقیر رجوی بحثی را در مورد مقوله &#8221; پیشتاز&#8221; مطرح کرده که استنباط میشود او درکی از این مقوله ندارد و بر این تصور خام است که هر دسته و گروهی که بدون توجه به شرایط حاکم بر جامعه و جهان جلوتر از همه حرکت کند، پیشتاز نامیده میشود؟!</p>
<p>حال آنکه یک تشکل پیشتاز مردمی تشکلی است که وضع مردم و جامعه را بخوبی درک کرده و باصطلاح معروف &#8221; نبض زمان &#8221; را در دستان خود دارد و به اعاده حقوق مردم کمک میکند.</p>
<p>برعکس این تصور و برداشت علمی، او میخواهد ثابت کند که چون مجاهدین خلق بدون توجه به خواست عمومی و آمادگی اجتماعی لازم &#8211; که این یکی مقدمه اصلی هر حرکت موفق و مردمی است &#8211; همواره راه خود را خودسرانه طی کرده و از این حیث &#8221; پیشتاز &#8221; نامیده میشود و رقبای او که در این مورد محتاط تر بودند و نخواسته اند که فاصله خود با مردم را زیاد کنند، عافیت اندیش بوده و لاجرم &#8221; پیشتاز&#8221; محسوب نمیشوند و لابد بر مردم فرض است که دنبال زنجیری هایی مانند مجاهدین استحاله یافته بیافتند!</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_38824" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-38824" class="wp-image-38824 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38.jpg" alt="مریم و مسعود رجوی و زنان" width="600" height="355" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_38-300x178.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-38824" class="wp-caption-text">مریم و مسعود رجوی و زنان عضو مجاهدین</p></div>
<p>جوهر توصیه این مرید قلم بدست رجوی به هر جریان و گروه سیاسی این است که با تشخیص خود هرکار لازم را با گفتن اینکه گور پدر مردم ، انجام دهند که این طرز تفکر همان چیزی است که در ادبیات سیاسی ، دچار تجرید و دور ازمردم ماندن است و البته نتیجه ای جز شکست به باورمندان این جدا از مردم افتادگان نیست و باند رجوی نمونه بارز این رفتار سکتاریستی به حساب می آید.</p>
<p>سکتاریست ها کسانی هستند که همواره میکوشند اراده متوهمانه خود را بر واقعیات سرسخت زمینی تحمیل کنند و البته نصیبی جز اینکه سرشان به سنگ بخورد، ندارند !</p>
<p>به دید این مرید رجوی، انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین، یک پاسخ ضروری به اصلی‌ترین نیاز جامعه‌ بود و بنظر او این نیاز مسئله زنان بود که مثلا در اندرونی نگه داشته میشدند و &#8230;</p>
<p>یعنی زنان ایران خانه دار بودند و رجوی در حد استطاعت خود آنها را که نقش اصلی در تربیت فرزندان و برقراری رفاه و آسایش خانواده داشته و به تبع آن به ارتقای جامعه کمک بی بدیلی کرده و نقش درخشان و چه بسا تعیین کننده تر از مردان در جامعه بازی میکردند، از این کار منع نموده و در دستگاه سرکوب خود با شدت تمام به کار گرفت و بهمراه آن وارد حرمسرای عریض و طویل خود نمود و در کنار انجام این جنایت بی نظیر، منت بر سر آنها گذاشت که آنها را از خانه نشینی خلاص کرده و بر صدر نشانده است!</p>
<p>در تایید این جنایات رجوی که در حق زنان و ایضا مردان عضو تشکیلات کرده است، این قلم بدست رجوی بطور بی شرمانه ای ادعا نموده است که در دوران تاریخ معاصر، هیچ جنبش و نیرویی به اندازه سازمان مجاهدین خلق، زن را آن‌گونه که شایسته و بایستهٔ اوست، به رسمیت نشناخته است.</p>
<p>جواب این ادعای وقیحانه این است که اگر متلاشی کردن خانواده زنان، تبدیل کردن آنها به مامورین سرکوب از یک طرف و آلت شهوترانی رجوی نمودن از طرف دیگر ، شایسته ترین مقام یک زن است، ایرادی براین قلم بدست رجوی وارد نیست!</p>
<p>وحید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258">بردگی مضاعف زنان، از اهداف انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52258/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انقلاب مریم آدمی را زیبا می کند!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51969</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51969?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Nov 2022 08:22:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51969</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم رجوی برای این که بتواند انقلاب باسمه ای خود را در بین اعضاء علنی کند، جدای از اهرم ها و ساز و کارهای تشکیلاتی، به گنده گویی هم دست می زد، مثلا از قول یک نویسنده مصری به نام نوال سعداوی که در قصیده ای گفته است: &#8220;انقلاب آدمی را زیبا می کند&#8221;، همواره [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51969">انقلاب مریم آدمی را زیبا می کند!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مریم رجوی برای این که بتواند انقلاب باسمه ای خود را در بین اعضاء علنی کند، جدای از اهرم ها و ساز و کارهای تشکیلاتی، به گنده گویی هم دست می زد، مثلا از قول یک نویسنده مصری به نام نوال سعداوی که در قصیده ای گفته است: &#8220;انقلاب آدمی را زیبا می کند&#8221;، همواره این قصیده را در بین اعضای سازمان نشخوار می کردند. بلکه با تکرار و مکررات از زاویه تبلیغاتی وانمود کنند انقلاب اکسیری است که هر دردی را دوا می کند. البته ناگفته نماند که خانم مریم رجوی ساعتها برای این خانم نویسنده مصری وقت گذاشت تا استفاده تبلیغاتی بیشتری از او داشته باشد اما همین خانم به یک سال نکشید که ماهیت دو گانه مریم قجر را شناخت و از این جریان بدنام برای همیشه فاصله گرفت. در اوایل راه این خانم نویسنده نسبت به فرقه شناختی نداشت و به مرور زمان اطلاعاتی کسب کرد که این سازمان مجاهدین یک فرقه می باشد و اعضای این فرقه همواره مغزشوئی شده و به غایت از سوی تشکیلات تحت فشار قرار دارند. این خانم مصری بعد از این که فهمید کلک خورده است برای همیشه از این جریان فاصله گرفت ودیگر در برنامه های مریم قجر شرکت نکرد .</p>
<div id="attachment_38825" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-38825" class="wp-image-38825 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39.jpg" alt="مسعود رجوی" width="600" height="367" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_39-300x184.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-38825" class="wp-caption-text">مریم و مسعود رجوی و زنان عضو فرقه</p></div>
<p>اوایل انقلاب درونی که به اصطلاح همه لایه های تشکیلاتی را در گیر بحث های ایدئولوژیک و بندهای انقلاب کرده بودند ما اعضای سازمان هر چه جلوتر می آمدیم مسئولین می گفتند هنوز شما با انقلاب فرسنگها فاصله دارید! در روزهای اول در هر فرصتی مسئولین به ما می گفتند شما هنوز از انقلاب عبور نکرده اید! سالها ادامه یافت و باز مسئولین به ما می گفتند شما کماکان در ته چاه هستید و اگر بخواهید در انقلاب پیشرفت کنید باید گام به گام جا پای مریم بگذارید و ادامه دهید. ما هم می ماندیم این انقلاب چه صیغه ای است که دست یافتنی نیست؟ در نشستهای انقلاب مسئولین به ما می گفتند اگر موفق به عبور از این انقلاب شوید خواهید دید که دنیا چقدر زیباتر خواهد شد، حتی خودتان هم زیباتر خواهید شد!</p>
<p>از نگاه رجوی در تشکیلات چه کسی بالای قله انقلاب قرار داشت؟ فقط مریم قجر! مسعود رجوی همیشه از مریم به عنوان سمبل انقلاب یاد می کرد. بقیه مسئولین هر چه کاسه لیسی هم کردند نتوانستند به قله برسند. اعضای پایین اگر جانشان را هم می دادند باز به گرد پای مریم قجر نمی رسیدند. انقلابی که رجویها راوی و منادی اش بودند، ته نداشت و هرگز مریم قجر نتوانست انقلابش را به بیرون عرضه کند. اگر از بیرون از او سئوال می شد ما حصل این انقلاب چیست؟ مطمئنا جوابی نداشت. ما که در بطن آن بودیم نفهمیدیم در نهایت این انقلاب چه نتیجه ای می دهد !</p>
<p>در انقلاب مریم قجر جز فشار روحی و روانی و سرکوب فزاینده با متوسل شدن به عملیات جاری و غسل هفتگی و تخریب شخصیت افراد آن هم به صورت یومیه و به الاجبار چیز دیگری در کار نبود. طلاق اجباری، حصارهای تو در توی اشرف که مانند یک زندان بود، هوای گرم طاقت فرسا و بیگاری، حتی آزاد نبودیم با دوستمان دو نفره صحبت داشته باشیم و به اسم محفل باید در نشست های عملیات جاری جواب می دادیم که چرا دو نفره با هم صحبت کردیم، آیا نشانه های انقلاب که آدمی را زیبا می کند همین مواردی است که در بالا اشاره شد! آزادی در مناسبات رجوی ابداً جایی ندارد. تشکیلات رجوی جایی است که بدتر از هر زندانی در دنیا است، شادی و تفریح اساساً در کار نبود هر چه بود بیگاری و سرکوب و خفقان و زندان، باید بگویم انقلاب مریم آدمی را پیر و فرتوت و بیمار می کند و بیماریهای رنگارنگ در اشرف کم نداشتیم. در یک جامعه کوچک که 3 الی 4 هزار نفر بیشتر نبودیم چرا باید افراد موارد خود سوزی و خودکشی به این اندازه باشد!؟ اینها از برکت سر انقلاب مریم بود. افراد را آنقدر زیر فشار روحی و روانی قرار می دادند که مجبور می شدند خودشان را آتش بزنند. بله انقلاب مریم نه تنها آدمی را زیبا نمی کند بلکه پیر و فرتوت می کند. ما اعضای سازمان سالها در انقلاب مریم غوطه خوردیم و آخرش در لجن زار مریم قجر گیر کردیم. هر چه جلوتر می رفتیم مسائل ذهنی و ابهامات ما نسبت به انقلاب بیشتر می شد.</p>
<p>گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51969">انقلاب مریم آدمی را زیبا می کند!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51969/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
