<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سعید نوروزی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/سعید-نوروزی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 04 Mar 2021 10:19:43 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>سعید نوروزی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/سعید-نوروزی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گزارشی از قتل سعید نوروزی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7293</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7293?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Dec 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/12/03/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سعید برای ادامه فعالیت هایش با سازمان به پاریس رفت و در سال 1986 به عراق برده شد. از سال 1990 که مسئله طلاق اجباری با او مطرح گردید مسئله دار شد. او ازدواج نکرده بود ولی اعتقادات فرقه ای سازمان دیگر برایش قابل قبول نبود. در ژوئن 2003 خبر کشته شدن سعید را به خواهرانش که با سازمان در ارتباط فعال بودند دادند. زمانی که او به قتل رسید 38 سال داشت. نفرات زیادی در داخل و خارج از ایران در خصوص ناراضی بودن سعید در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق و نحوه به قتل رساندن او حاضر به دادن شهادت هستند. آقای جواد فیروزمند عضو جدا شده قدیمی سازمان که در پاریس اقامت دارد یکی از این نفرات است که دیده بود یک گلوله به قلب و یک گلوله به سر سعید اصابت کرده بوده است. اما بعدا جسد او را سوزانده و گفته بودند که ماشین آتش گرفته بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7293">گزارشی از قتل سعید نوروزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Nowruzi/Nowruzi_Saeed.jpg" alt="سعید نوروزی فرزند تقی در سال 1965 در تهران متولد شد. وی در اوایل سال 1984 از ایران خارج گردید و برای ادامه تحصیل به هلند رفت و در آنجا به سازمان مجاهدین خلق پیوست." width="135" height="158" align="left" hspace="10" vspace="10" />سعید نوروزی فرزند تقی در سال 1965 در تهران متولد شد. وی در اوایل سال 1984 از ایران خارج گردید و برای ادامه تحصیل به هلند رفت و در آنجا به سازمان مجاهدین خلق پیوست. برادرانش به نام های مجید و حمید بدلیل فعالیت با سازمان مجاهدین خلق در ایران دستگیر و سپس اعدام شدند. خواهران وی نیز در همین رابطه سالها در ایران در زندان بودند. لازم به ذکر است که پدر سعید بعد از شنیدن خبر کشته شدن او فوت نمود و مدتی بعد مادرش هم درگذشت</span>;&#8221;>. </p>
<p class="MsoNoSpacing" style="  text-align: justify;"><span  style=" ;"> </p>
<p>در ژوئیه سال 1985 سعید برای ادامه فعالیت هایش با سازمان به پاریس رفت و در سال 1986 به عراق برده شد. از سال 1990 که مسئله طلاق اجباری با او مطرح گردید مسئله دار شد. او ازدواج نکرده بود ولی اعتقادات فرقه ای سازمان دیگر برایش قابل قبول نبود. در ژوئن 2003 خبر کشته شدن سعید را به خواهرانش که با سازمان در ارتباط فعال بودند دادند. زمانی که او به قتل رسید 38 سال داشت. نفرات زیادی در داخل و خارج از ایران در خصوص ناراضی بودن سعید در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق و نحوه به قتل رساندن او حاضر به دادن شهادت هستند. آقای جواد فیروزمند عضو جدا شده قدیمی سازمان که در پاریس اقامت دارد یکی از این نفرات است که دیده بود یک گلوله به قلب و یک گلوله به سر سعید اصابت کرده بوده است. اما بعدا جسد او را سوزانده و گفته بودند که ماشین آتش گرفته بود</span>;&#8221;>. </p>
<p class="MsoNoSpacing" style="  text-align: justify;"><span  style=" ;"> </p>
<p>ابتدا به خواهرانش اطلاع دادند که او در بمباران عراق کشته شده است و در نشریه شان نیز همین موضوع را به چاپ رسانده و از او به نام شهید یاد کردند. سپس گفتند که در حین درگیری با نظامیان رژیم ایران به قتل رسیده است. اما بعد گفتند که یک نفوذی دستگاه اطلاعات رژیم ایران سعید را از پشت زده و فرار کرده است. حتی موضوع خودکشی را هم طرح کردند. از مدتها قبل او بطور پنهانی نامه هایی به خانواده اش میداد که خواهان جدایی است و درخواست کمک میکرد و البته خواسته بود که درخواست های وی رو نشود زیرا که او را اذیت خواهند کرد. نامه های سعید نوروزی تماما موجود و قابل ارائه است.</p>
<p class="MsoNoSpacing" style="  text-align: center;"><span style=" ;"><img fetchpriority="high" decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Nowruzi/Saeed_Iran.jpg" alt="زنده یاد سعید نوروزی در ایران قبل از عزیمت به خارج از کشور" width="350" height="247" hspace="10" vspace="10" /></p>
<p class="MsoNoSpacing" style="  text-align: justify;"><span  style=" ;"> </span><span style=" ;">سعید نوروزی یک بار سالها پیش یعنی در سال 1994 از قرارگاه اشرف برای مأموریت به اروپا فرستاده شده بود که توانسته بود نامه هایی به خانواده اش بدهد و درخواست کمک نماید ولی فورا به عراق بازگردانده شد. او یک بار حتی ساکش را بسته بود که برود ولی او را تهدید کرده بودند که اگر جدا شود خانواده اش را در ایران خواهند کشت که او منصرف گردیده بود</span>;&#8221;>. </p>
<p class="MsoNoSpacing" style="  text-align: justify;"><span  style=" ;"> </p>
<p>یک بار گفتند که ماشینش را با موشک انداز دستی</span>;&#8221;> RPG7 </span><span style=" ;">زده اند و کاملا سوخته و چیزی از جسدش نمانده و بار دیگر گفتند که در ماشین خواب بوده و با تیر یک نفوذی به قتل رسیده است. تاکنون داستان های مختلفی در خصوص کشته شدن سعید داده اند و هرگز جسد او یا عکسی از آنرا به خانواده اش نشان نداده اند. شاهدان میگویند که کسی که به او شلیک کرد به سمت داخل عراق فرار کرد. اگر او مأمور رژیم ایران بود علی القاعده می بایست به سمت مرز ایران فرار میکرد</span>;&#8221;>. </p>
<p class="MsoNoSpacing" style="  text-align: justify;"><span  style=" ;"> </p>
<p>بر اساس اطلاعات بدست آمده از شهود مختلف سعید به فرمان مستقیم فرمانده اش زهره قائمی بخاطر مخالفتش با سازمان به قتل رسیده است. وی دستور داده بود تا جسد سعید را در یک ماشین بسوزانند. یک بار زهره قائمی اظهار نظر کرده بود که حق است لاشه او را در بیابان بیندازیم تا کفتارها بخورند. برخی شهود میگویند که وقتی از زهره قائمی در خصوص سعید سؤال شد او گفته بود که هیچ کس حق ندارد حرفی در خصوص او بزند. او را بارها تهدید به مرگ کرده بودند. او به دفعات زندان و شکنجه شده بود. در خصوص او گفته میشد که نقشه فرار داشته است</span>;&#8221;>. </p>
<p class="MsoNoSpacing" style="  text-align: justify;"><span  style=" ;"> </p>
<p>شاهدان میگویند که مژگان پارسایی و فهیمه اروانی بارها در نشست های غیر انسانی موسوم به عملیات جاری سعید را با کمک افراد دیگر تحت فشارهای شدید روانی قرار داده بودند تا از تصمیم خود مبنی بر خروج از سازمان منصرف شود. ظاهرا مسعود و مریم رجوی خودشان موضوع سعید را دنبال کرده و دستور بازداشت و بازجویی و شکنجه و نهایتا قتل او را داده بودند</span>;&#8221;>. </p>
<p class="MsoNoSpacing" style="  text-align: justify;"><span  style=" ;"> </p>
<p>خانواده او درخواست دارند تا بتوانند بر مزارش در قرارگاه اشرف حاضر شده و هر میزان که از جسد سعید تابحال باقی مانده است را تحویل بگیرند تا در وطن خودش بخاک بسپارند. آنان همچنین خواهان تحقیقات و رسیدگی فوری به مرگ مشکوک وی می باشند</span>;&#8221;>. </p>
<p><a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/media/Report/Afagh_Net/Nowruzi/Nowruzi_Afagh_Net_1.wmv" target="_blank" rel="noopener">دانلود گزارشی مستند از قتل سعید نوروزی &#8211; قسمت اول </a><br />
<a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/media/Report/Afagh_Net/Nowruzi/Nowruzi_Afagh_Net_2.wmv" target="_blank" rel="noopener">دانلود گزارشی مستند از قتل سعید نوروزی &#8211; قسمت دوم </a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7293">گزارشی از قتل سعید نوروزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7293/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://st.nejatngo.org/media/Report/Afagh_Net/Nowruzi/Nowruzi_Afagh_Net_1.wmv" length="0" type="video/x-ms-wmv" />
<enclosure url="https://st.nejatngo.org/media/Report/Afagh_Net/Nowruzi/Nowruzi_Afagh_Net_2.wmv" length="0" type="video/x-ms-wmv" />

			</item>
		<item>
		<title>صدای آزادیخواهی که در فرقه به فرمان رجوی ها خاموش گردید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6611</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6611?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/11/%d9%87%d8%b1-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%8a-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%ac-2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>لجن پراکنی های سایت افشاگری علیه خواهران سه شهید، سه جوان برومند که با داشتن آرمان رهایی ملت از هرگونه استثمار و استبداد و استعماری و ایجاد فضای دمکراتیک در میهن از دست داده اند نمونه دیگری از خباثت ها و تهدید های هیستریکی رهبران این تشکیلات کثیف است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6611">صدای آزادیخواهی که در فرقه به فرمان رجوی ها خاموش گردید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Nowruzi/Nowruzi_Saeed.jpg" alt="سعید نوروزی" align="left" hspace="10" vspace="10" />هر صدای آزادیخواهی در فرقه به فرمان رجوی ها خاموش گردید.</p>
<p>سعید نوروزی – قربانی به خواست رجوی ها</p>
<p>هموطنان گرامی:</p>
<p>لجن پراکنی های سایت افشاگری علیه خواهران سه شهید، سه جوان برومند که با داشتن آرمان رهایی ملت از هرگونه استثمار و استبداد و استعماری و ایجاد فضای دمکراتیک در میهن از دست داده اند نمونه دیگری از خباثت ها و تهدید های هیستریکی رهبران این تشکیلات کثیف است.</p>
<p>شایان ذکر است که ما خواهران سعید نوروزی جهت دادخواهی به مراجع قضایی عراق علیه قاتلین کوچکترین برادرعزیزمان که اسیر این فرقه کثیف بوده است اقدام نموده ایم.</p>
<p>ذکر این نکته ضروری است که علیرغم قوانین جهانی برادرمان را با وجود دستگاه پیس میکردر قلبش، در شرایط بسیار سخت تشکیلاتی نگهداشته و حتی زندانی و شکنجه کرده اند و در برابر درخواست های مکرر ما که سعید را با هزینه شخصی خودمان جهت درمان به اروپا انتقال دهند بی توجهی و امتناع نمودند و از آنجائیکه سعید از ناراضیان مشخص رهبران خائن تشکیلات بوده است نهایتا&#8221; وی را به قتل رساندند، یادآور میگردیم که این اقدام ما آنچنان آتشی در این فرقه کثیف ایجاد نموده که (عفریته اور) را به سوزش انداخته است.</p>
<p>طبق مدارک متقن سعید عزیزمان بیش از 10 سال خواهان جدایی از معرکه گردانان قتلگاهش بود اما این جنایتکاران خبیث او را به زیر شکنجه های رجویستی کشانده و از خروجش از فرقه کثیف رجوی جلوگیری نمودند و بر اثر پافشاری سعید عزیزمان بر خروج از تشکیلات او را تهدید به قتل اعضاء خانواده اش در ایران و خارج از ایران نیز نموده بودند، قطعا&#8221; خروج سعید از تشکیلات برای این فرقه کثیف گران تمام می شد و از آنجائی که طرح قتل ناراضیان در دستور کار این مدعیان دروغین دمکراسی قرارداشت، با سناریوی طراحی شده در شرایطی که مناسب تشخیص دادند که می توانند جنایت خود را بپوشانند، او را قربانی نمودند و حتی جوانی اسیر و عاصی را که وادار به این جنایت نموده بودند به رگبار بستند تا بتوانند صورت مسئله را پاک نموده وبر اعمال خائنانه خود سرپوش بگذارند، اما از آنجائی که خون سعید عزیز مان بناحق ریخته شده است هرقطره خون او فریادی است از مظلومیت او،</p>
<p>دمکراتیک بودن این تشکیلات یعنی اسارت افرادی که خواهان جدایی می باشند! این بی عاطفگان و دجالگان عصر حاضر باید فردی بیمار را با وجود دستگاه پیس میکر در قلبش در شرایط جنگی در عراق به اسارت نگهدارند؟!</p>
<p>طبق قوانین بین المللی جرمی انجام گرفته که آمرین و عاملین آن باید پاسخگو باشند.</p>
<p>اینک خانواده داغدار سعید برخاسته اند تا آمرین قتل بیگناهان این فرقه را در دادگاههای بین المللی رسوا سازند و مارک ها و انگ های این فرقه کثیف، بازدارنده حرکت ما نخواهد بود. و نیز کوشش خود را جهت یافتن دیگر خانواده های قربانیان تشکیلاتی معطوف خواهیم داشت تا ضمن آگاه نمودن این خانواده ها که همچون ما مدتها در بی خبری از شرایط غیر دمکراتیک و فراتر از آن غیر انسانی حاکم در این تشکیلات قرارداشتیم به رمز قتل عزیزانشان آگاه و با ما همصدا شوند!</p>
<p>آری ما علیه فریب دهندگان جوانان این مرز و بوم حرکت نموده ایم و خواستار اجرای عدالت در مورد سرکردگان فرقه ای هستیم که تا حضیض ذلت سقوط نموده و بیشرمی را به جائی رسانده اند که بدون دلیل تهمت مزدور وزارت اطلاعاتی علیه خواهر داغدار سعید را خرج می کنند زهی بیشرمی!</p>
<p>این بیشرمان فرومایه که قادر نیستند فراتراز نوک بینی خود را ببیند، در دنیای تنگ خود فقط رژیم حاکم بر ایران را می بینند و خودشان را در نقطه مقابل این رژیم، و بیش از این دیگرهیچ!</p>
<p>بهمین دلیل است هرکسی که سکوت را شکسته تا ایادی کثیف و شکنجه گران این رذلان را رسوا نماید صبر و تحمل رهبران این فرقه را به زیر نقطه صفر رسانده و آنها شتاب زده و بدون مدرک شروع به لجن پراکنی و اقدامات تحریک آمیز علیه مخالفان نموده و بعضا&#8221; نیز حمله به منتقدان را با شیوه های رجویستی اعمال و در سایت های رنگارنگ و سیمای ضد آزادی و&#8230;. شروع به مظلوم نمایی می نمایند و برچسب وزارت اطلاعاتی به مخالفان را چاشنی ناشتایی خود می نمایند تا به این بهانه انسان ها را در مقابل خود و نسبت به اعمال جنایتکارانه اشان وادار به سکوت نمایند.</p>
<p>ما از سال 1360 که برادرمان حمید رضا در روز فرار فرد خائن و مدعی رهبری این فرقه، خون پاکش در راه تحقق آرمان های بشردوستانه و دمکراتیزه شدن جامعه ریخته شد چون انسان هایی با استخوان در گلو سکوت نمودیم، بدین دلیل که حرفهای ما باعث سوء استفاده رژیم ایران قرار نگیرد تا درشرایط مناسب و در یک جو دمکراتیک انتقادات خود را نسبت به مدعی رهبری تشکیلات بیان نمائیم! ولی این سکوت ما منتج به ریخته شدن خون مجید در سال 1364 و درنهایت قربانی شدن سعید مهربانمان بدست این جنایتکاران بین المللی در عراق گردید.</p>
<p>خشم این فرومایگان در مقابل اقدام ما قابل پیش بینی است چرا؟</p>
<p>بدین دلیل که این فرمایگان که هیچگونه اعتراضی را در درون تشکیلات خود برنتافته و عزیزان ما را به زیر شکنجه کشانده و کشتار نموده اند اینک با اقدامی که ما انجام داده ایم و ارائه مدارک غیر قابل انکار به دادگاه که وجود اختناق و اسارت انسان ها توسط رهبران این فرقه کثیف را به اثبات میرساند، این مزدوران را به مرز جنون رسانده ایم.</p>
<p>قداره بندان این فرقه علیه افرادی که با پوست و گوشت خود نقض حقوق انسانی و اخلاقی و&#8230; را در این فرقه تجربه کرده اند و هم اینک دل نگران سرنوشت انسان های اسیراین فرقه می باشند یاد آور افراد دون مایه ای نظیر شعبان بی مخ ها و&#8230;. می باشند.</p>
<p>سالها خوش رقصی مدعیان رهبری این فرقه برای امپریالیست و صهیونیست جهانی حاصل اش یک رای بدون ارزش از دادگاهی انگلیسی می باشد که برای سرگرمی این فرقه صادر و در پیشگاه آزادیخواهان ایرانی ازهیچگونه ارزشی برخوردار نمی باشد.</p>
<p>عشوه گریهای مدعی رهبری این فرقه برای رام کردن عموسام و&#8230;.. که نتیجه اش بیش از رای دادگاه انگلیسی نخواهد بود و قادر نیست تا این فرقه را از پیچ و خم های سیاست های جهانی عبور دهد چنان فرد مدعی رئیس جمهوری! این فرقه را درمانده نموده که در دست اندازهای عبوری پنچر شده و بسان گارچی بخت برگشته ای که چرخ دنده هایش شکسته و توان عبور از این مسیر برایش غیر ممکن می باشد با زاری و التماس، درخواست کمک از اربابان خود را می نماید تا با حمله به ایران و هموطنان مان که در شرایط معیشتی دشواری قراردارند، نوکر صفتی و کنیزکی خود را به اربابان اشان به اثبات برسانند تا شاید بتواند از هفت خوان عمو سامی عبور نموده و مانند پشه ای بی خرد که فقط مکیدن خون را بلد است در تصمیمات جهانی نقشی برایش رقم زده شود.</p>
<p>این کارت مچاله شده چنان در دستان امپریالیست و صهیونیست جهانی دستمالی شده است که مایه شرمشاری مادران و پدران و خواهران و برادران جان باختگان این فرقه می باشد. و امادر رابطه با فیلم پرونده تا جائیکه ارزش پاسخگویی را داشته باشد:</p>
<p>1- به این دون مایگان متذکر میگردیم که این فیلم و عوامل مسخ شده ای که در این فیلم علیه اقدام ما، به لجن پراکنی پرداخته اند، به پرونده اقدامی ما در مورد جنایت و خباثت این فرقه افزوده خواهد شد و باید در دادگاه های بین المللی، مزدوری و جیره خواری ما را از رژیم ایران به اثبات برسانند!</p>
<p>2- بکار بردن کلماتی چون دوره گردی و پادوی وزارت اطلاعات، شایسته عفریته ای است که با صرف هزینه های گزاف جراحی، جهت زیبا سازی خود در اروپا به این شغل کثیف پرداخته و با این شیوه امورات خود را میگذراند و باید در پیشگاه ملت ایران پاسخگوی هزینه هایی باشد که بیشتر برای هنرپیشگان هالیودی مقبول است تا فردی سیاسی خواستاراستقرار جامعه بی طبقه توحیدی! و مدعی رهبری ملتی بزرگ همچون ایرانیان غیور و همچنان در خور آن دلقک کوتوله است که اگر آخوندها عمامه شان روی سرشان است و دنیا میبیند ولی عمامه او در داخل سرش است و کم کم برای جهانیان به میمنت تلاش (نجات یافتگان از قلعه الموت) قابل رویت میشود.</p>
<p>3- در مورد استفاده از کلماتی چون همدلی و یکپارچگی با جداشدگان جهت جلوگیری از سوء استفاده سردمداران غربی از این کارت سوخته در رابطه با سرزمین آبا و اجدادی امان باید گفت که ما همانند شما وطن فروشان نخواهیم بود و در مسیر مبارزاتی دچار سرگیجه نمی شویم که ندانیم به دامان کدامین ارباب خزیده و در پیشگاه کدامین ظالمی زانو بزنیم! و همچنان که در مسیر عدالت خواهی هموطنانمان و آزادی و دمکراسی با نیروهای وطن پرست و ملی میهنی همصدا هستیم از هرگونه سوء استفاده دول غربی در رابطه با میهن عزیزمان، همچنان که خواست برادران عزیزمان بوده، مانع می باشیم و تاوان سنگینی را در این رابطه پرداخت نموده ایم و همچنان آماده هستیم تا دست هر اجنبی و خائن و وطن فروشی را از میهن عزیزمان کوتاه نمائیم. آیا تلاش برای قطع شدن دست اجنبی از میهنمان یعنی مزدوری! آیا اجازه ندادن به بیگانگان برای گرفتن امتیاز از ایران یعنی مزدوری! بنابراین باید گفت چه ملت سعادتمندی هستیم که دست شما کوتوله های سیاسی از میهن عزیزمان قطع شده و شما رویای ریاست جهموری عفریته اور را باید در خواب ببینید!</p>
<p>4- آری ما علیه این فرقه و رهبران کثیف و خائن رجوی حرکت خود را آغاز نموده و هیچ نیازی نداریم که هزینه های دادخواهی ما را سفارت ایران در عراق پرداخت نماید. ما خواهران سعید نوروزی که به خواست رهبران خائن این فرقه بشهادت رسیده است آنچه را که مرحوم پدر و مادر بزرگوارمان برای سعید فراهم نموده بودند تا روزگاری که به ایران مراجعه نمود بتواند با سرافرازی امرار معاش نماید و نیز داوطلبانه حق الارث خود را برای دادخواهی از آمرین قتل سعید عزیزهزینه خواهیم نمود و تا تحقق خواسته سعید عزیزمان که رهایی افراد اسیر این فرقه است از پای نخواهیم نشست و خوشبختانه چون خانواده بزرگی هستیم داوطلب پرداخت کمک مالی برای این اقدام ما می باشند. بنابرایت نیازی به اخذ کمک مالی از سفارت ایران در عراق برای پرداخت مخارج هتل و هزینه اقامت امان در عراق نبوده است.</p>
<p>در مورد توان مالی خانواده شهید سعید نوروزی از دجالان سیه رویتان که خانواده ما را می شناسند میتوانید سئوال نموده و پاسخ خود را بگیرید شاید سوزشتان بیشتر گردد که چه احمقانه عمل نموده اید!</p>
<p>هزینه ما برای سفر به عراق و اقامت چند روزه ای که داشتیم، بسان هزینه چند ثانیه ای عفریته اور می باشد.</p>
<p>بنا براین باید گفت بیش از این دهان گشاد خود را باز نکنید که باعث رسوائی و شرمساری بیشترتان خواهد شد.</p>
<p>ما میدانیستیم که معرکه گردانان این فرقه کثیف خیلی کند ذهن هستند ولی دیگر برای ما محرز شده زیرا ما پنچ سال است که میگوئیم مدارک غیر قابل انکاری داریم که سعید را سازمان کشته است و دو سال پیش هم این مدارک را ارائه نمودیم ولی آنقدر رهبران این فرقه از درک واقعیت ها درمانده اند که یک عده افراد کند ذهن را کوک کرده اند تا علیه ما توک زبونی و نامفهوم چرندیاتی را نشخوار کنند!</p>
<p>آیا این افراد کلاش ولی کند ذهن با این حماقت ها می خواهند رهبریت ملتی بزرگ و قهرمان را بدست گیرند! و خود را اپوزیسیون رژیم حاکم بر ایران می خوانند؟!</p>
<p>بیش از این عوامل کثیف پرونده سازی را شایسته پاسخگویی نمی بینیم و اگراین سطور رقم خورده جهت آگاهی اذهان عمومی در مورد اقدام خانواده ای داغدار و افشای هرچه بیشتر مزدوران صدامی است که در حال حاضر به مزدوران عمو سام تغییر شغل داده اند و جمله مخالفان خود را عوامل و مزدور وزارت اطلاعات می خوانند، نشخوارکنندگان صدامی و پادوهای مزدور رجویستی همچون گردانندگان برنامه پرونده&#8230;.. بیش از این ارزشی برای پاسخگویی ندارند.</p>
<p>آیا از تکرار کلماتی که قریب 30 سال است طرفی نبسته و سودی حاصلتان نشده است خسته نشده اید؟</p>
<p>در خاتمه یادآور میشویم که باید هرچه زودتر منابع خاصه خرجیهای میلیاردی عفریته اور را برای تمامی خانواده هایی چون ما که روزگاری فرزندانشان از یاری دهندگان جانی و مالی این فرقه کثیف بودند، روشن شود.</p>
<p>شما به چه حقی میلیارد ها دلاری را که در اروپا و آمریکا هزینه گماشتگی اتان برای اجنبی است را علیه ملت ایران بکار گرفته اید، در صورتیکه بسیاری از خانواده های قربانیان این فرقه کثیف در ایران در شرایط سخت معیشتی بسر برده و چشم بدست دیگران برای کمک مالی دارند را از هستی ساقط نموده اید، ابعاد جنایات شما بسی فراتر از این چند مورد است.</p>
<p>شما کوتوله های سیاسی باید منابع مالی این هزینه های گزاف را با مدرک مستند و قابل پیگیری اعلام نمائید.</p>
<p>به امید آنروزی که شما هم همچون صدام حسین در دادگاه های بین المللی به خاطر جرایمتان به محاکمه بکشانیم.</p>
<p>لعنت به روزی که زاده شدید، درود به روزی که از دنیا بروید.</p>
<p>با احترام به پیشگاه ملت بزرگ ایران</p>
<p>خانواده نوروزی &#8211; خواهران سه شهید قربانی بخواست رجوی های کثیف و خائن</p>
<p>09/06/2008</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6611">صدای آزادیخواهی که در فرقه به فرمان رجوی ها خاموش گردید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6611/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه های آقایان فتح الله فتحی و آقای کیوان رادبین به خواهران نوروزی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6510</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6510?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%aa%d8%ad-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c-%d9%88-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای فتح الله فتحی (علی) که 4 سال قبل به دنبال سرنگونی دیکتاتوری صدام حسین در عراق از سازمان مجاهدین خلق جدا شده و نهایتا خود را به آمریکا رسانده است، بدنبال درج دادخواهی خواهران نوروزی در خصوص قتل مشکوک زنده یاد سعید نوروزی در سایت سحر، نامه زیر را برایشان ارسال داشته و اعلام آمادگی نموده است تا به عراق مسافرت کرده و در خصوص این پرونده شهادت بدهد. این نامه از طرف خانواده نوروزی در اختیار بنیاد خانواده سحر در بغداد قرار گرفت...</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6510">نامه های آقایان فتح الله فتحی و آقای کیوان رادبین به خواهران نوروزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای فتح الله فتحی (علی) که 4 سال قبل به دنبال سرنگونی دیکتاتوری صدام حسین در عراق از سازمان مجاهدین خلق جدا شده و نهایتا خود را به آمریکا رسانده است، بدنبال درج دادخواهی خواهران نوروزی در خصوص قتل مشکوک زنده یاد سعید نوروزی در سایت سحر، نامه زیر را برایشان ارسال داشته و اعلام آمادگی نموده است تا به عراق مسافرت کرده و در خصوص این پرونده شهادت بدهد. این نامه از طرف خانواده نوروزی در اختیار بنیاد خانواده سحر در بغداد قرار گرفت که عینا در زیر آورده میشود:  بی داد رفت لاله در خواب خفته را  یارب خزان چه بود بهار شکفته را  هر لاله ای که ازاین خاکدان دمید  نوکرد داغ ماتم یاران رفته را  در سایه های مرگبار رجوی. ودر شب های ظلمانی اشرف. وقتی که بدستور مسعود ومریم زبان می بریدند ولب می دوختند. چه باید می کردیم!؟ وقتی که کوچکترین اعتراض را درنشست های رنگ وبارنگ فرقه ای.سنگسار می کردند. چه باید می کردیم!؟ وقتی که هیچ نقطه امید وچشم انداز نجات ازتشکیلات عنکبونی رجوی دیده نمی شد. چه باید می کردیم!؟ وقتی که شکنجه گرانی چون ابریشمچی وتوحیدی وجابرزاده ونسرین وفهمه وفرشته وصدیقه و..و..و..و. باسنگ دلی بی همتای خودشان.افراد معترض درتشکیلات را به نقطه خودکشی.خود زنی. خودسوزی می رساندند. چه باید می کردیم!؟ وقتی که هرروز وهرشب با تن خسته وقلب شکسته. به ناحق توسط گردانندگان توجیه شده درنشست های اجباری محاکمه می شدیم. چه باید می کردیم!؟ به کجا باید شکایت می کردیم!؟ ازچه کسی باید کمک می خواستیم!؟ وبه کدام نقطه باید پناه می بردیم!؟ وقتی اگر لب به اعتراض می گشودیم. سیل تهمت ها ومارک ها. مثل همین روزها که برای نجات یافتگان وخانواده اسیران اشرف بکار گرفته می شود. برسر و رویمان می بارید و می شدیم. مزدور رژیم. شعبه سپاه پاسداران. طعمه. بریده. نفوذی وزارت اطلاعات. وسایر مزخرفات دیگر. که با اهداف زمین گیر کردن وبه سکوت کشیدن افراد طراحی شده ومورد استفاده قرار می گرفت. چه باید می کردیم!؟ وقتی که نسرین درنشست های نیرویی می گفت.افراد باید آنقدر خسته کارباشند که وقتی شب به آسایشگاه رسیدند.مثل جنازه بیفتند تا به هیچ چیز دیگر فکر نکنند. چه باید می کردیم!؟  با صمیمانه ترین درودها به خانواده زنده یاد سعید نوروزی. وهمه خانواده های داغ دیده.از جنایت های رجوی ملعون و یارانش.که هنوز با ترفند های گوناگون.جگر گوشگان پدران و مادران چشم به انتظار را. دراسارت خود نگه داشته اند.  اینجانب فتح الله فتحی (علی) که بیش از چهار سال است. ازاسارت گاه اشرف نجات پیدا کرده و درامریکا زندگی می کنم. مایل هستم درخصوص دادخواهی شما درمحاکم عراقی. برای پیگیری قتل سعید نوروزی.توسط آدمکشان رجوی.مطلبی را به اطلاع تان برسانم.وچنانچه لازم باشد. حاضر هستم به عراق مسافرت کرده وشخصا دردادگاه حضوریافته.وگزارش حاضر رابه تفصیل توضیح دهم.  درسال 1377 و 78 من درقرارگاه فائزه درکنار شهر الکوت عراق. به فرماندهی صدیقه حسینی بودم.زنده یاد سعید هم درهمان قرارگاه بود. ما از دوستان بسیار صمیمی یکدیگر بودیم.من دریکان تانک بودم وسعید بدلیل ناراحتی قلبی وضعف شدید جسمی دراتاق عملیات قرارگاه بود. اما درتمام نشست هایی که توسط سردژخیم صدیقه حسینی یا معاون او فاطمه همدانی گذاشته می شد.هردوی ما شرکت می کردیم ودرجریان مسائل مختلف ازجمله وضعیت تشکیلاتی یکدیگر بودیم. گذشته از نشست ها من وسعید بقول مجاهدین هم محفل بوده واز حرفهای دل همدیگر باخبر بودیم. به همین دلیل به قدری ما با هم دوست شده بودیم که به همدیگراعتماد کرده وطرح فرارازقرارگاه مجاهدین وعراق را با هم ریخته بودیم  آن زمان من درواحد های اسکورت. درترددات شهری بودم. به درخواست روابط سازمان. وزارت کشور عراق کارت های عدم تعرض به تعدادی ازافراد سازمان. ازجمله من صادر کرده بود. که می توانستیم درشهرهای عراق بصورت عبور آزاد. باداشتن نفرات همراه. بدون مشکل تردد داشته باشیم.اما به دلیل ترس گردانندگان فرقه از معترضین تشکیلات. این کارت ها دراتاق عملیات قرارگاه توسط افسران اطلاعات نگهداری می شدند. وفقط هنگام ماموریت به ما تحویل داده می شد. عنوان اصلی کارت عدم تعرض چنین بود.(منظمه مجاهدی خلق ایرانیه. بطاقه الحویه) این کارت باداشتن یک ستاره قرمز درمرکز آن. دارای مشخصات فردی وشماره سریال سلاح فرد بود. که نهایتا مهر وزارت کشور عراق بررویش زده شده بود.  همچنین آن زمان بدلیل ماموریت های مرزی وداخل کشورکه رجوی درادامه طرح راهگشائی (آ 77) افراد رابرای عملیات های مختلف می فرستاد.تعدادی ازجمله رضا محمودیان. آرمان جم.کریم قریشی و سعیدنوزوری وتعدادی دیگر از قرارگاههای مختلف. درقرارگاه پارسیان آموزش کار بافتوشاپ درکامپیوتر را دیده بودند. این افراد زیر نظر افسر عملیات قرارگاه. حجت بنی عامری و رشید و… درکار جعل اسناد برای افرادی که ماموریت داخل کشور داشتند. انواع مدارک تهیه می کردند.  وقتی طرح فرار من وسعید جدی شد. تصمیم گرفتیم امکانات آن را تهیه و جمع آوری کنیم. بخشی از الزامات که مدارک بودند. توسط سعید وبخشی ازنیازها مثل پول و نقشه ودستگاه GPS رامن باید تهیه می کردم.دریکی از ماموریت ها ی اسکورت به بغداد.کارت عدم تعرض خودم را دراتاق عملیات قرارگاه به سعید دادم. واو با تنها دستگاه کپی رنگی که دراتاق عملیات قرارگا بود. یک نسخه کپی گرفت.بعدآ او با استفاده ازدوربین دیجیتال عکاسی.کپی گرفته شده را به کامپیتور منتقل کرد.وبسیار حرفه ای برای خودش یک کارت عدم تعرض درست کرد. اوبدلیل داشتن سابقه در نقاشی و خوشنویسی.و با استفاده از امکانات جعل اسناد که دراختیارش بود.توانست سایر اوراق رابه زبان عربی آماده کند.</p>
<p>همچنین من درهمان ایام به دلیل شروع پروژه ساختمان سازی درقرارگاه ها. که همزمان درقرارگاه فائزه هم شروع شده بود. بافرمانده یکان خودم اسفندیار.درگیر شدم ودرخواست انتقال به بخش پروژه ساختمان سازی رادادم. با این درخواست من موافقت شدومن به بخش امنیت پروژه.تحت مسئولیت فرهاد منانی منتقل شدم.درزمان پروژه من توانستم بسیاری از نیازهای طرح برای فرار ازجمله.دینار عراقی. رفیق شدن با پیمانکار عراقی که محل سکونتش درشهر رمادی نزدیکترین شهر مرزی به کشور اردن بود و گرفتن اسم و آدرس و شماره تلفن وی. ومواردی دیگر را تهیه وآماده بکنم. دیگر همه چیز آماده شده بود وما منتظر فرصت مناسب بودیم. قرار داشتیم با استفاده ازیک خودروی غیر نظامی سازمان. خودمان را به خانه پیمانکار مورد نظر درشهر رمادی برسانیم. وبه کمک او از مرز عبور کرده وخودمان را به سفارت کانادا در اردن معرفی کنیم. علت انتخاب سفارت کانادا هم به این دلیل بود. خواهران هردوی ما مقیم کانادا بودند.و ما می خواستیم به کمک خانواده هایمان. خودمان را برای همیشه از اسارت گاههای رجوی رها سازیم. اما تنها مشکل این بود که هیچ وقت فرستی پیش نمی آمد که من وسعید دریک تردد بیرونی باشیم. تا طرح فرار را عملی سازیم. به همین دلیل باید منتظر چنین شرایطی می ماندیم.  درابتداء تابستان 79 وقتی که پروژه ساختمان سازی درقرارگاه فائزه تمام شده. من مجددا به یکان تانک که با فرماندهی سمیرا شمس بود باز گشتم. درهمان ایام بود که توسط ضد اطلاعات سازمان بسیار عادی به قراگاه باقر زاده منتقل شدم. ودرآنجا دستگیر شده وبه زندان منتقل شدم. درزندان بسیار نگران بودم که نکند ماجرای فرارمن با سعید را فهمیده اند.وخودم رابه لحاظ ذهنی آماده کرده بودم تا بهترین واکنش دراین رابطه را ازخودم نشان بدهم. بعد از چند روزاز زندانی شدنم. اولین بازجویی من در نیمه های شب صورت گرفت. نسرین. ابریشمچی. محدثین. توحیدی. فهیمه اروانی. فرشته یگانه و… شرکت داشتند. نسرین بدون مقدمه وبسیار عصبانی گفت. طرح فرار داشتی. شروع کن ماجرا را تعریف کن. ابتداء با خودم فکر کردم نکند سعید لو داده است. ازآنجا که به سعید اطمینان داشتم. سریع پرسیدم.فرار چیه شما درباره چی حرف می زنید. فهیمه اروانی به طرفم حمله کرد وبرسرم فریاد کشید وبند را آب داد و گفت. طرح فرارت با جمال امیری. من که درآن چند روز غذائی نخورده بودم.و زیر شدید ترین فشارهای روحی وروانی بودم. درآن لحظه با تمام وجود دردلم خوشحال شدم. وفهمیدم آنها از طرح اصلی فراربی خبر هستند. سپس با اشاره نسرین حمله های فیزیکی وفحش ها ازهرطرف شروع شد. مهدی ابریشمچی که دندانهایش را به هم می فشرد. بامشت به دندهایم می کوبید وبا رکیک ترین فحش هایی که لایق خودش بود می گفت.کارت تمام است.خودم می کشمت بعد هم می گوئیم شهید شدی وآب از آب تکان نمی خورد. مژگان پارسائی با پایه شکسته صندلی بر سر ورویم می کوبید. نسرین با چوب اشاره ای که داشت می زد. یکی دیگر از پشت دستش را دور گردنم حلقه کرده بود داد می زد خفه ات می کنم. مثل طعمه ای درمیان گرگها به این طرف وآنطرف کشیده می شدم. خلاصه وقتی فهمیدم داستان من وسعید را نمی دانند. برای اینکه طرح اصلی فرار لو نرود وپای سعید هم به میان کشیده نشود. من داشتن طرح فرار با جمال امیری را پذیرفتم. ودربازجوئی بعدی که توسط مهدی برائی.زهرا تیفتک چی ومحسن نیک نامی انجام شد. یک چیزهایی سرهم کردم تا هر چه سریعترپرونده فرار جمع شود. محسن نیکنامی (کمال)که افسر امینت قرارگاه خودمان (فائزه) بود به یک دستگاه GPS گم شده درقرارگاه اشاره می کرد که نزد من بود. اما من نمی پذیرفتم و اظهار بی اطلاعی می کردم.نهایتا آنها از داستان طرح فرار من با سعید بی اطلاع ماندند.</p>
<p>داستان فرار من با جمال امیری که از کشور آلمان فریب خورده وبه عراق آورده شده بود. فکر می کنم درسال 74 درفرماندهی یکم درقرارگاه اشرف با فرماندهی فائزه محبت کار بود. در باره فرار ازاشرف و عراق با هم صحبت کرده بودیم. ولی هیچ وقت روی این مسئله جدی تصمیم نگرفته بودیم. بعد هم سازماندهی ما عوض شد وما از هم دیگر جدا شدیم. اوبه یک قرارگاه دیگر منتقل شد ومن هم به قرارگاه فائزه فرستاده شدم. ودیگر این مسئله بین من وجمال تمام شده بود. اما گویا جمال درسال 79 درخواست رفتن از تشکیلات را می کند. سپس توسط مهوش سپهری (نسرین) و مهدی ابریشمچی زیر فشار می رود. و او نهایتا اسم من را به سازمان می دهد که با من طرح فرار داشته است. چون سازماندهی عوض شد وما از هم جدا شدیم. این کارعملی نشد.  او دیگر نمی توانست در مناسبات سازمان بماند. وبصورت کتبی درخواست رفتن از مناسبات را داده بود. به همین دلیل این موضوع به فرماندهی قرارگاه ما. صدیقه حسینی اطلاع داده می شود. ونهایتا من را به قرارگاه باقر زاده منتقل کردند و آنجا دستگیر و روانه زندان شدم. ادامه ماجرای دستگیری و زندانی شدنم که درکتاب خاطرات خودم بنام (قهرمانان درزنجیر) به تفصیل به آن اشاره کرده ام. بماند برای فرصت مناسب.  در سال 80 من مجددآ وعلی رغم میل خودم مجبور شدم به تشکیلات ضد انسانی رجوی برگردم. سازماندهی من عوض شد وبه قرارگاه حبیب درنزدیکی شهر بصره منتقل شدم.ودیگر با سعید نوروزی هم قرارگاهی نبودم.البته گویا بعد از ماجرای دستگیری من.سعید به هنگ حنیف یا یکان میلیشیا ها به قرارگاه اشرف منتقل می شود. چند بار در نشست های مختلف دورا دور همدیگر را دیدیم که اوبا لبخند به من نگاه می کرد. اما دیگر امکان ارتباط با او نبود. چون من به شددت توسط چاپلوسانی مثل حسن رودباری. محمد رضا و ناجی وتعدادی دیگر کنترل ومراقبت می شدم.  در حمله امریکا به رژیم دیکتاتوری صدام. و تنها حامی رجوی.وقتی خبرکشته شدن سعید را شنیدم. داستان ساخته شده را هیچ وقت قبول نکردم واز همان موقع به این ماجرا مشکوک بودم. اکنون که شما خواهران سعید برای روشن شدن مسئله قتل او به مراجع قضایی عراق شکایت برده اید. لازم دیدم این موضوع را به اطلاعتان برسانم. تا درجریان باشید که من و سعید قصد فرار از سازمان را داشتیم. ولی این امکان پیش نیامد. البته طرح فرار ونحوه تهیه نیازهای آن را بصورت کلی نوشتم. ودرصورت نیاز به تفصیل می توانم برایتان همه چیز را توضیح دهم.  شماره تلفن و آدرس پستی خودم در کالیفرنیا را برایتان به پیوست نامه می فرستم.  پاینده ایران  با احترام. فتح الله فتحی  May /5 /2008   نامه آقای کیوان رادبین از کانادا در خصوص سعید نوروزی  به دنبال درج دادخواهی خواهران نوروزی در سایت سحر، آقای کیوان رادبین از کانادا که در گذشته نیز معرفی شده و خلاصه نامه ای از ایشان در این سایت درج گردیده است، نامه ای در خصوص قتل زنده یاد سعید نوروزی نوشته و ارسال کرده اند. ضمن قدردانی و تشکر فراوان، برایشان آرزوی موفقیت و سلامت می کنیم. ایشان در پایان نامه خود آورده اند که:  ”  … سعید نوروزی هم مثل دیگر قربانی ها یکی از قربانی های جهنم رجوی است. من به سهم خودم در هر دادگاهی حاضرم شرکت کنم و شهادت بدهم که مجاهدین و رجوی قاتل هستند”.</p>
<p>کیوان رادبین</p>
<p>————-</p>
<p>لازم به ذکر است که پرونده ای که در خصوص جرائم سازمان مجاهدین خلق در زمان دیکتاتور سابق عراق در دستگاه قضایی این کشور در حال حاضر به جریان افتاده است شامل سه بخش اصلی زیر می باشد:</p>
<p>1. اقدام به عملیات تروریستی و خرابکارانه در شهرهای ایران و علیه شهروندان ایرانی از داخل خاک عراق</p>
<p>2. شرکت در سرکوب قیام مردم عراق در کنار نیروهای صدام حسین</p>
<p>3. نقض حقوق بشر در خصوص اعضای ناراضی که شامل اعمال فشارهای روحی که بعضا به خودکشی و خودسوزی منتهی شده است، زندان و حبس انفرادی، شکنجه، و حتی قتل میشود.  بنیاد خانواده سحر روی مورد سوم متمرکز شده است زیرا موردی است که همچنان بعد از سرنگونی صدام حسین در قرارگاه اشرف ادامه دارد. این بنیاد تا زمانی که سازمان مجاهدین خلق وادار به پذیرش حقوق اولیه انسانی اعضای خود و خانواده های آنان نشود به کارش ادامه خواهد داد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6510">نامه های آقایان فتح الله فتحی و آقای کیوان رادبین به خواهران نوروزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6510/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تشکر خانواده نوروزی از آقایان فتحی و رادبین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6520</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6520?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/12/%d8%aa%d8%b4%da%a9%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خواهران زنده یاد سعید نوروزی که در قرارگاه اشرف در عراق به طرز مشکوکی به قتل رسیده است در دو نامه جداگانه در خصوص اعلام آمادگی آقایان فتح الله فتحی از کالیفرنیا و کیوان رادبین از کانادا برای سفر به عراق و حضور در دادگاه و دادن شهادت در پرونده سازمان مجاهدین خلق جهت موارد اتهامی شامل فشارهای روحی و جسمی و حبس انفرادی و شکنجه و اعدام ناراضیان ابراز تشکر و قدردانی کرده اند. عین متن نامه های تشکر خانواده نوروزی که در اختیارمان قرار داده اند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6520">تشکر خانواده نوروزی از آقایان فتحی و رادبین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: <img decoding="async" alt="mail" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Mail.jpg" />خواهران زنده یاد سعید نوروزی که در قرارگاه اشرف در عراق به طرز مشکوکی به قتل رسیده است در دو نامه جداگانه در خصوص اعلام آمادگی آقایان فتح الله فتحی از کالیفرنیا و کیوان رادبین از کانادا برای سفر به عراق و حضور در دادگاه و دادن شهادت در پرونده سازمان مجاهدین خلق جهت موارد اتهامی شامل فشارهای روحی و جسمی و حبس انفرادی و شکنجه و اعدام ناراضیان ابراز تشکر و قدردانی کرده اند. عین متن نامه های تشکر خانواده نوروزی که در اختیارمان قرار داده اند به صورت زیر است</span><span  style=" font-family:: </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><strong><span style=" font-family: نامه خانواده نوروزی به آقای فتحی در کالیفرنیا<strong><span  style=" font-family: </strong></p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: جناب آقای فتح الله فتحی (علی)</span><span  style=" font-family: </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: صمیمانه ترین سلام خود را به شما که از یاران سعید عزیز بودید تقدیم می داریم و از اقدام شجاعانه شما سپاسگزاریم</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: شایان ذکراست که از آزادی تک تک انسان هایی که در راستای آرمان آزادیخواهی در دام فرقه رجوی افتاده ولی توانسته اند از دست این شکنجه گران جان سالم بدر برند شادمان هستیم</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: قطعا&quot;همیاری شما در دادگاه محاکمه مسئولان دون پایه رجوی که جنایات بی مرز و بی پایانی را انجام داده اند برای ما ارزشمند است، بازخوانی خاطرات شما از سعید که خواستار جدایی از دیوصفتان بی رحم بوده در اثبات دادخواهی ما بی تاثیر نخواهد بود</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: سعید با تاسی از آموخته هایش بیش از این قادرنبود رجوی منحرف از فرامین اسلامی و انسانی و دروغگو را تحمل نماید لذا خواهان جدایی از این فرقه بود ولی خبیثان که تحمل این جدایی ها را نداشتند به سعید عزیز که از بیماری قلبی نیزرنج می برد فرصت ندادند تا به دنیای آزاد بازگردد و برای جلوگیری از افشا شدن بیشتر سیرت خبیث رهبران فرقه اقدام به قتل سعید عزیزمان بهمراه تعدادی انسان بیگناه و جدایی خواه دیگر نمودند</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: در این روزها که برخی از رهبران غربی مدعی دمکراسی، درجهت استفاده ابزاری از این فرقه سعی دارند تا درراستای تقابل با رژیم ایران باردیگراز این کارت سوخته استفاده نموده و با ایجاد آشوب و کشتار توسط این فرقه، ازایران امتیازاتی را کسب نمایند غافلند که جدای از اختلافات سیاسی، دفاع از این سرزمین را رادمردانی بعهده خواهند داشت که از ستارخان وباقرخان و مصدق ها آموخته اند که هرگزتعرض بیگانگان را نپذیرند و در هر شرایطی از تمامیت ارضی دفاع و خواستار استقلال کشورمان باشند</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: یادآوری این نکته به جهانیان ضروری است که قربانی این حرکات، انسان های بیگناه جامعه و اسرای اشرف خواهند بود لذا شایسته است تا تمامی بزرگوارانی که سالهاست تلاش دارند تا از چهره واقعی و خیانتکار این نابکاران پرده برداری نموده وافکارعمومی را درمورد نقض قوانین انسانی درون این تشکیلات آگاه نمایند، جهت پایان دادن به فجایع انسانی توسط فرقه رجویستی برای محاکمه عادلانه رهبران فرقه و آزادی اسرای اشرف همدل و همراه حرکت های همآهنگی را اتخاذ نمائیم و بکوشیم</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: با آرزوی بهترین ها و محاکمه عادلانه و جهانی رهبران فرقه</span><span  style=" font-family: </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: خانواده نوروزی &ndash; 21/02/1386 مطابق با 10 &ndash; 05 - 2008</span><span  style=" font-family: </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><strong><span style=" font-family: نامه خانواده نوروزی به آقای رادبین در کانادا<strong><span  style=" font-family: </strong></p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: جناب آقای کیوان رادبین</span><span  style=" font-family: </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: با صمیمانه ترین سلام ها از اقدام شجاعانه شما سپاسگزاریم</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: بلاشک همیاری شما در دادگاه محاکمه جنایات بی مرز فرقه دون پایه رجوی ها بی تاثیر نخواهد بود و برای ما نیز ارزشمند است، شهادت شما که از نزدیک شاهد شکنجه های این مدعیان دروغین خلقی بوده اید در روشن شدن اذهان عمومی کمکی است به آزادی اسرای اشرف</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: پیروزی در دادگاه محاکمه سران فرقه، عامل بازدارنده جنایات بیشماری خواهد بود که در این سالها در حق نزدیکترین افراد تشکیلات انجام گرفته است</span><span  style=" font-family:. </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: در این روزها که مدعیان دروغین دمکراسی غربی، قصد استفاده ابزاری از اسرای اشرف را دارند تا در جهت کسب امتیازات منطقه ای باردیگر این کارت سوخته را به بازی گرفته و با ایجاد آشوب و کشتار توان مانور نظامی در سرزمین رادمردان و شیرزنان ایرانی را کسب نمایند (طبعا&quot; قربانیان این حرکات، انسان های بیگناه جامعه و اسرای اشرف خواهند بود) لذا بایسته است بزرگوارانی که سالهاست تلاش دارند چهره واقعی این نابکاران را رسوا و نقض حقوق انسانی درون تشکیلات رابه گوش مدافعین واقعی حقوق بشر برسانند با اتخاذ حرکت های همآهنگ، همدل و همراه بکوشیم تا دادگاه بین المللی و عادلانه سران فرقه تحقق یافته و بدین شکل از جنایات بعدی رجویستی جلوگیری و آزادی اسرای اشرف رقم زده شود</span><span  style=" font-family:.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: با آرزوی بهترین ها و محاکمه عادلانه و جهانی رهبران فرقه</span><span  style=" font-family: </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: خانواده نوروزی &ndash; 21/02/1386 مطابق با 10 &ndash; 05 &ndash; 2008</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p  style="  text-align: justify"><span style=" font-family: کانون خانواده سحر، بغداد، یازدهم می 2008</span><span  style=" font-family: </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6520">تشکر خانواده نوروزی از آقایان فتحی و رادبین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6520/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>صدای آزادیخواهی در فرقه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6494</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6494?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادخواست]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/06/%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%8a-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%8a%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سعید که در نوجوانی به معرکه گردانان قتلگاهش پیوسته بود بمحض آگاهی از افکار ونیت خبیثانه رهبران بد سیرت مدعی رهبری آزادیخواهی (طبق اطلاعات دریافتی از درون تشکیلات سیاه فرقه ضاله شب پرست) خواستار جدایی بود ولی زندانبانان دیوسیرت اشرف که تحمل جدایی بدنه تشکیلات را نداشتند و از آنجایی که دل این اسرا مملو از زخمهای شکنجه خبیثانه رجویستی بوده، آزادی اشان و راه یابی به دنیای آزاد برای این فرقه ضاله، گران تمام می شد، بنابراین سعی نمودند تا با شیوه های مختلف، جان جدایی طلبان را بستانند! و در نهایت بیشرمی از اینان بنام شهیدان تشکیلات نیز یاد می نمایند!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6494">صدای آزادیخواهی در فرقه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span> هر صدای آزادیخواهی در فرقه به فرمان رجوی ها خاموش گردید &nbsp;</span> سعید نوروزی &ndash; قربانی به خواست رجوی ها</p>
<p> در راستای آزادیخواهی ودرخواست جدایی از فرقه با وجود دستگاه پیکس میکر در قلبش سالها در زیر شکنجه مسئولین فرقه از جمله مژگان پارسایی و فهیمه اروانی وصدیقه حسینی و زهره قائمی و&#8230;&#8230;&#8230;.. بوده و شکنجه گران فرقه در فرصتی که بدست آوردند به خواست مسعود رجوی و مریم عضدانلوخائن و وطن فروش و دستور مستقیم زهره قائمی فرمانده اش بهمراه تعدادی انسان بیگناه و آزادیخواه دیگر با رگبار گلوله قربانی گردیدند<span> <span ></span>.</p>
<p> در پنجمین سالگرد گرامی داشت شهادت مظلومانه سعید عزیزمان از جمله قربانیان و جانباختگان سرکوب داخلی تشکیلات فرقه رجوی، امیدواریم به یمن همت جداشدگان و بنیاد سحر، خیمه دهشتناک اشرف برچیده شود و بازیگردانان سناریوی ترور و خشونت در دادگاهی عادلانه و جهانی محاکمه گردند<span> <span ></span>.</p>
<p> اشرف اسارتگاهی است بمثابه زندان های ابوغریب &#8211; گوانتانامو &#8211; موساد و<span> <span ></span>&#8230;&hellip;. </p>
<p> در این اسارتگاه، زنان و مردان بیگناهی که بنام ایستادگی و مقاومت روزگار خود را به تباهی سپری می نمایند از تماس با خانواده های خود تحت عنوان مزدور رژیم محروم می باشند<span> <span ></span>!</p>
<p> در چنین پایگاهی بود که برادر نازنینمان سعید طبق مدارک متقن با قلب بیمارش سالهای طولانی به امید دیدار خانواده و طی طریق از مجاری واقعی آزادی خواهی، شکنجه ها و دهان دریدگی افسار گسیختگانی چون اروانی، پارسایی، حسینی و ابریشمچی و..و.و.. و در نهایت رجوی و عضدانلو را تحمل نمود و سرانجام بهمراه انسان های ناراضی دیگری قربانی سناریوی خبیثانه رجوی و عضدانلو گردید<span> <span ></span>.</p>
<p> مسعود و مریم خائن و درنده خو ولی مدعی رهبری از شعارهای ابراز شده اشان فرسنگها دور هستند آنها حتی از خون ریخته شده 2 برادر سعید نیز شرم نکردند، دیوصفتانی که فاقد هرگونه احساس و عواطف انسانی اند تاب و تحمل کوچکترین اعتراضی را نداشته و در پی درخواست جدایی سعید سالها او را شکنجه نموده و سرانجام نیز قربانی نمودند<span> <span ></span>.</p>
<p> سعید که در نوجوانی به معرکه گردانان قتلگاهش پیوسته بود بمحض آگاهی از افکار ونیت خبیثانه رهبران بد سیرت مدعی رهبری آزادیخواهی (طبق اطلاعات دریافتی از درون تشکیلات سیاه فرقه ضاله شب پرست) خواستار جدایی بود ولی زندانبانان دیوسیرت اشرف که تحمل جدایی بدنه تشکیلات را نداشتند و از آنجایی که دل این اسرا مملو از زخمهای شکنجه خبیثانه رجویستی بوده، آزادی اشان و راه یابی به دنیای آزاد برای این فرقه ضاله، گران تمام می شد، بنابراین سعی نمودند تا با شیوه های مختلف، جان جدایی طلبان را بستانند! و در نهایت بیشرمی از اینان بنام شهیدان تشکیلات نیز یاد می نمایند<span> <span ></span>!</p>
<p> گرچه دستگاه قرون وسطی رجوی داستان های مختلفی از کشتار بی رحمانه خود در مورد قتل سعید اعلام داشته اند ولی خون بناحق ریخته شده سعید و سعیدها عامل رسوایی این جنایتکاران است<span> <span ></span>.</p>
<p> سعید بدنبال تماس با یکی از خواهرانش که به یکی از کشورهای غربی رفته بود حدود 10 سال بارها از او استمداد طلبید که در جدایی اش از این جنانیان بی رحم، کمکش نماید ولی این سیه رویان روباه صفت نه تنها اعتنایی به استمدادهای خانواده سعید نداشتند بلکه با تهدید سعید در مورد به قتل رساندن اعضاء خانواده اش در ایران و خارج از کشور سعی نمودند تا سعید را از جدا شدن منصرف نمایند و سعید نیز سیرت ناپاک رهبریت فرقه را به بیرون از زندان اسفناک اشرف برای خانواده، در قالب کارت پستالهای تبریک دست ساخته خود، ترسیم نمود و مکررا&quot; از خواهرش می خواست که اگر به او گفتند که دیدار در اشرف امکان پذیر است ابدا&quot; نپذیرد و حتما&quot;از رفتن به اشرف خودداری نماید! حتی اگر او نیز در تلفن چنین خواسته ای را عنوان نمود اکیدا&quot; نپذیرد زیرا مجبور شده است که چنین خواسته ای را عنوان نماید.این ها مدارکی است دال بر دست داشتن مسئولین این فرقه ضاله در مورد شهادت بی رحمانه برادرمان بهمراه انسان های بیگناه دیگر و نیز نشان از روحیه سازش ناپذیری سعید در برابر این جانیان عصر حاضر است<span> <span ></span>. </p>
<p> دست نوشته های سعید در قالب کارت پستال و نحوه ارسال آن نشان از سانسور حاکم بر نامه های گروگانهای اسیر در دستان مدعیان دمکراسی و آزادیخواهی فرقه کثیف مجاهدین به خانواده هایشان می باشد<span> <span ></span>.</p>
<p> در فرهنگ سرزمین امان نام رجوی &ndash; عضدانلو و ابریشمچی و&#8230; تداعی کننده نامی ننگین بر تاریخ مقاومت ملت ایران زمین می باشد<span> <span ></span>.</p>
<p> مسعود رجوی بنام رهبر و مغز متفکر تشکیلات غصب شده مجاهدین و دیگر مسئولین، عروسک و مجری طرحهای مسعود رجوی باید پاسخگوی جنایاتی باشند که بیش از 30 سال بر ملت ایران و اعضائ تشکیلات روا داشته اند این افراد، عامل بازدارنده تصمیم گیری های فردی و آزادی انسان هایی می باشند که به آن ها پیوسته اند و نیز عامل به خاک و خون کشاند ن جوانان برومندی از ایران زمین از جمله 3 برادر عزیزمان<span> <span ></span>. </p>
<p> این افراد باید در دادگاهی صالحه و جهانی محاکمه گردند<span> <span ></span>.</p>
<p> این خائنین به محض اطلاع از تماس سعید با خانواده او را از لندن دزدیده و به عراق اعزام نموده و به زیر شکنجه های بی رحمانه رجوی کشاندند تا بدینوسیله از خروجش جلوگیری نمایند زیرا خروج سعید باعث افشا شدن جنایات بیشتری از رهبران فرقه بود آنها سعید را سالها شکنجه نمودند. این ها به چه حقی فردی را که از بیماری قلبی رنج می برده و برای تنظیم ضربان قلب دستگاه پیس میکر بهمراه داشته است از لندن دزدیده و تحت الحفظ به بغداد بردند و شکنجه نمودند؟ و نیز در شرایط بحرانی عازم ماموریت نمودند؟ جز اینکه این سناریو از پیش تعیین شده جهت کشتار جمعی از ناراضیان تشکیلات بوده است.؟</p>
<p> به چه حقی سعید و دیگر آزادی خواهان را شکنجه نموده اند. شایان ذکر است که وکیل خود فروخته اشان در دادگاهی در پاریس اعلام نموده که در اشرف شکنجه نیست بلکه نظم و دیسیپلین برقرار است؟<span> <span ></span> </p>
<p> نظم و دیسیپلین!؟</p>
<p> این آقای وکیل کدامین نظم و دیسیپلین را مورد تایید قرارداده است؟ این فرد باید فرق بین برقراری نظم و دیسیپلین و شکنجه افراد را رسما&quot; اعلام نماید<span> <span ></span>!</p>
<p> چه کسانی به این خائنین اجازه داده اند تا دست به چنین جنایاتی بزنند که در تاریخ نظیر ندارد؟</p>
<p> چرا خود این افراد در میدان های نبرد شرکت نکرده اند؟</p>
<p> چه کسانی این افراد را برای رهبریت تشکیلات، صالح تشخیص داده و برگزیده اند؟</p>
<p> جنایاتی که رجوی در حق هواداران تشکیلات روا داشته در جهان همتا ندارد و متاسفانه بخشی از تاریخ سرزمین امان را مانند لکه ای ننگین، سیاه کرده است<span> <span ></span>.</p>
<p> باشد تا بزودی در دادگاهی صالحه رجزخوانان عصر حاضر محاکمه گردند<span> <span ></span>.</p>
<p> یاران<span> <span ></span>!</p>
<p> راز سرافرازی سرو سهی<span> <span ></span>!</p>
<p> قصه راستان سترون<span> <span ></span>!</p>
<p> داستان غل و زنجیر یاران را</p>
<p> این همه راز<span> <span ></span>!</p>
<p> از دشت شقایق ها<span> <span ></span>!</p>
<p> همه را</p>
<p> باز گویید</p>
<p><span> *******</p>
<p> راز وجود خار دشت شقایق ها<span> <span ></span> </p>
<p> ننگ کرکس شن زار طبس<span> <span ></span>!</p>
<p> این همه راز را</p>
<p> باز گویید<span> <span ></span>!</p>
<p> تاکه دیوشب رخت بندد<span> <span ></span>!</p>
<p> کرکس خوار هم<span> <span ></span>!</p>
<p><span> ********</p>
<p> و بدینسان</p>
<p> شاپرک ها باز ببویند گلها را</p>
<p> یاد یاران را</p>
<p> باد با خود ببرد</p>
<p> دشت بدشت، کوه بکوه</p>
<p> تا بازهم</p>
<p> دشتی از سروسهی جان گیرد<span> <span ></span>!</p>
<p> و بدینسان</p>
<p> دوستان صحنه آرای جهان گردند</p>
<p> و</p>
<p> آزادی جان گیرد</p>
<p> به امید آزادی اسرای اشرف در آینده ای نزدیک</p>
<p><span> 05.05.2008</p>
<p> خانواده نوروزی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6494">صدای آزادیخواهی در فرقه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6494/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قاتلین سعید نوروزی تحت پیگرد قانونی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6478</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6478?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آریا]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/04/%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%aa%d8%ad%d8%aa-%d9%be%db%8c%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>دادگاه عالی عراق پس از استماع شکواییه خانواده نوروزی پرونده ای در این رابطه تشکیل داده و 33 تن از رهبران سازمان مجاهدین مستقر در قرارگاه اشرف از جمله ؛"مژگان پارسایی جانشین مسعود رجوی در قرارگاه اشرف،صدیقه حسینی مسئول اول سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف،زهره قائمی یکی از فرماندهان ارشد مجاهدین،عباس داوری،مهدی ابریشمچی،حسین ابریشمچی،حسن زمان وزیری،هادی متقالچی(دکتر خسرو)،حمیدرضا آرمانخواه،حجت بنی عامری و..." را تحت پیگرد قانونی قرار میدهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6478">قاتلین سعید نوروزی تحت پیگرد قانونی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><font face=" size="2">&nbsp;</font><span style="FONT-SIZE: 10pt">قاتلین سعید نوروزی بهمراه 33 تن از رهبران مجاهدین تحت پیگرد قانونی دادگاه عالی عراق قرار گرفتند.</p>
<p><img decoding="async" alt="سعید نوروزی" align="right" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Nowruzi/Nowruzi_Saeed.jpg" />روز 30 آوریل 2008 بمناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت سعید نوروزی بدست افراد مجاهدین در سال 1382 شمسی،خانم الهام نوروزی خواهر شهید سعید نوروزی بهمراه خانواده شکایتی را برعلیه رهبران سازمان مجاهدین تسلیم دادگاه عالی عراق کردند. </p>
<p>دادگاه عالی عراق پس از استماع شکواییه خانواده نوروزی پرونده ای در این رابطه تشکیل داده و 33 تن از رهبران سازمان مجاهدین مستقر در قرارگاه اشرف از جمله ؛&quot;مژگان پارسایی جانشین مسعود رجوی در قرارگاه اشرف،صدیقه حسینی مسئول اول سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف،زهره قائمی یکی از فرماندهان ارشد مجاهدین،عباس داوری،مهدی ابریشمچی،حسین ابریشمچی،حسن زمان وزیری،هادی متقالچی(دکتر خسرو)،حمیدرضا آرمانخواه،حجت بنی عامری و&#8230;&quot; را تحت پیگرد قانونی قرار میدهد. </p>
<p>زنده یاد سعید نوروزی یکی از اعضاء ناراضی و منتقد سازمان در قرارگاه های مجاهدین بود که طی ارسال نامه های مخفی به خانواده خود از جمله خواهرش خانم سهیلا نوروزی درخواست کمک برای جدایی از مجاهدین کرده بود.اما در بهار سال 1382 شمسی پس از سقوط صدام حسین دیکتاتور عراق، در یک تردد از مناطق مرزی به قرارگاه اشرف به ضرب گلوله افراد سازمان مجاهدین بشهادت میرسد.</p>
<p>سازمان مجاهدین طی انتشار یک اطلاعیه در نشریه مجاهد عوامل منجر به شهادت سعید نوروزی را درگیری با ایادی و نفوذی های جمهوری اسلامی می نامد که یک گزارش کذب بوده و خانواده نوروزی پس از روشن شدن حقایق مربوط به نحوه شهادت زنده یاد سعید نوروزی طی 5 سال تلاش، هفته گذشته از کانادا به عراق رفته و همراه با مدارک کافی و لازم شکایتی را تسلیم دادگاه عالی بغداد می نمایند.</p>
<p>30/04/2008 </p>
<div style=" " ><span style="FONT-SIZE: 10pt">انجمن &quot;حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه&quot; (آریا</span><span  style="FONT-SIZE: 10pt">(</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p><img decoding="async" height="193" alt="جواد فیروزمند" width="150" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/Defectors/firozmand_Javad2.jpg" />اطلاعاتی راجع به نحوه شهادت سعید نوروزی توسط مجاهدین خلق در عراق از زبان جواد فیروزمند:</p>
<p>سعید نوروزی را سالیان سال بود که از نزدیک میشناختم و با هم رابطه دوستانه گرمی داشتیم. </p>
<p>سعید نوروزی یکی از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق بود.و تا سال 1380 مسئولیت های مختلفی را در قرارگاه های مجاهدین &ndash; عراق،بعهده داشت. </p>
<p>یکی از طولانی ترین مسئولیت های سعید نوروزی در سازمان مجاهدین و قرار گاه موزرمی.(قرارگاه موزرمی واقع در 20 کیلومتری شهر العماره عراق و تحت فرماندهی زهره قائمی بود) مسئولیت بخشی از مخابرات و کامپیوتر بود. </p>
<p>سعید نوروزی یکی از کادر های خارج کشوری سازمان بود که از هلند و فرانسه به عراق اعزام شده بود.شخصیت سعید با خیلی از اطرافیانش و همکارانش متفاوت بود.چهره ای خندان و بشاش داشت.از طرفی یکی از پرکار ترین کادر های سازمان در بخش مخابرات و کامپیوتر بود. </p>
<p>درست در شب سرنگونی صدام حسین بود که از کوه های جبه داغ به منطقه نفت شهر اعزام شدیم.صدام سرنگون شد!هنوز چند روز نگذشته بود که تمامی نیروهای سازمان مجاهدین در کلیه نواحی مرزی از یک طرف توسط نیروهای مردمی کرد و از طرف دیگر توسط هواپیماهای ائتلاف زیر حمله و بمباران قرار گرفت.در این دوران سعید نوروزی بعنوان یکی از همراهان و محافظین زهره قائمی فرمانده عملیاتی قرارگاه 4 (محور عملیاتی شماره 4) و از جمله قرارگاه 5 (همان قرارگاه موزرمی سابق) بود. </p>
<div style=" " ><span style="FONT-SIZE: 10pt">در این دوران شرایط بسیار حادتر و سخت تر از گذشته بود.منطقه، منطقه جنگی و زیر آتش باری و حمله مستمر بود!در یکی از همین روزها که در مقر توپخانه قرارگاه 5 بودم، یک خودرو دوکابین تویوتا با سرعت به مقر توپخانه آمده و متوقف شد، دیدم سعید که به تنهایی از خودرو پیاده شده، با یک چفیه فلسطینی که به دور گردن داشت با چهره ای غم گرفته و سرو صورتی پر از گرد و غبار به نزد من آمده و گفت ؛ افشین (یکی از اسامی مستعار و تشکیلاتی من در سازمان مجاهدین بود که سعید همیشه با همین نام مرا صدا میزد)به دادم برس،پرسیدم چی شد؟ گفت ؛ یک ماه است نفر همراه و اسکورت زهره قائمی است ولی کلت اسپرینگ اش فشنگ ندارد.گفتم سعید مگر دیوانه شده ای؟ آخه این چه کاری است که میکنی؟ مگه نمیدونی که در چنین شرایطی کار بسیار خطرناکی رو داری انجام میدی؟ لبخند تلخی به روم زد و گفت؛ افشین جان قراره بهم فشنگ بدن ولی نمیدونم چرا نمیدن؟همش میگن محمدرضا خالقی میاد و حل میکنه ولی تا بحال که حل نکرده.(محمد رضا خالقی مسئول تسلیحات و مهمات قرارگاه تحت فرماندهی زهره قائمی بود</span><span  style="FONT-SIZE: 10pt">(</span><span style="FONT-SIZE: 10pt">. </p>
<p>بله سلاح سعید فشنگ نداشت و در شرایط بحرانی و هرج و مرج آنموقع بدون وسیله دفاعی در منطقه جنگی تردد میکرد. </p>
<p>من 14 عدد فشنگ اسپرینگ داشتم 7 عدد از فشنگ هایم را به سعید دادم.لبخندی زد که احساس کردم چهره گرد و خاک گرفته اش دگرگون شد.پس از آن خدا حافظی کرده و سوار ماشین اش شده و به سرعت محل استقرار توپخانه را ترک کرد.مقداری به فکر فرو رفتم و از خود پرسیدم ؛ چرا سازمان مجاهدین نیروهایش را در چنین شرایطی بلا دفاع ول میکند!؟جواب سئوال را داشتم ولی هرگز نمیتوانستم آن را در نزد کسی بر زبان بیاورم! </p>
<p>&nbsp;سال 1382 در امتداد بهار، در دشت ها و تپه های مشرف به نفت شهر، و در کشوری که صدام اش سرنگون شده بود نیروهای آمریکایی جایگزین گارد ریاست جمهوری صدام حسین شده بودند و اینک سازمان مجاهدین در پناه حمایت و اسکورت آنها قرار داشتند.یک گروهان کامل از نیروهای آمریکایی در منطقه نفت شهر در داخل مقر سازمان مجاهدین مستقر بود! </p>
<p>آنموقع کلیه مقر های جنگی سازمان مجاهدین در سمت راست جاده نفت شهر-خانقین قرار داشت و از آنجا که نزدیک مرز ایران بودند نیروهای آمریکایی نمیخواستند که نیروهای حکومت اسلامی ایران توسط مجاهدین تحریک شوند،به همین دلیل با دستوری که از لشکر سوم نیروهای آمریکایی صادر شده بود، کلیه مقر های سازمان مجاهدین در آن منطقه جمع آوری شده و به سمت چپ و به ده کیلومتری جاده انتقال داده شدند. </p>
<div style=" " ><span style="FONT-SIZE: 10pt">اواسط بهار بود و هوا بشدت گرم شده بود.با دستور جدیدی که از طرف نیروهایی آمریکایی صادر شده بود،مجاهدین میبایست کلیه مناطق خود در نواحی مرزی مشرف به ایران را ترک کرده و به قرارگاه موسوم به ذاکری (مقر سابق سپاه دوم صدام حسین) واقع در جنوب شهر جلولا &ndash; 70 کیلومتری مرز ایران و عراق منتقل میشدند.نقشه آمریکایی ها ابتدا متمرکز کردن کلیه نیروهای سازمان مجاهدین و سپس خلع سلاح کردن آنها بود.این توافق از قبل انجام گرفته بود ولی مجاهدین به نیروهای خود اطلاع نداده بودند. (تا اینموقع مجاهدین خلع سلاح نشده بودند و با خود اسلحه حمل میکردند</span><span  style="FONT-SIZE: 10pt">(</span><span style="FONT-SIZE: 10pt">. </p>
<p>تعدادی از یگان های سازمان مجاهدین به قرارگاه ذاکری جابجا شده و در آنجا مستقر شدند.تعدادی نیز می بایست به قرارگاه اشرف منتقل میشدند.من نیز جزو کسانی بودم که به قرارگاه ذاکری منتقل شدم. </p>
<p>فکر میکنم یکی از روزهای اواسط یا اواخر بهار بود(تاریخ دقیق یادم نیست) نزدیک ساعت 10 صبح بود. در قرارگاه ذاکری بودم که یکباره متوجه تحرکات و ترددات غیر نرمال در سطح قراگاه شدم.یک دستگاه خودرو آیفا و تعداد ی خودرو اسکورت با نفراتی خون آلود و زخمی را مشاهده کردم.نزدیک خودرو آیفا شدم.دیواره های آهنی خودرو نظامی و نیمه سنگین آیفا که زره پوش بود، در تمامی جهات توسط گلوله های بسیار زیادی سوراخ سوراخ شده بود و خون از درب پشت آیفا بر روی زمین میریخت.سرم را بالا بردم تا داخل اطاق را نگاه کنم.فکر میکنم 5 یا 6 جسد به خون آلوده در پشت آیفا و در کف آن مشاهده میشد و در بین آنها پیکر به خون آلوده و بیجان سعید نوروزی نیز دیده میشد. دقیقا یاد نیست که تعداد گلوله های اصابت کرده به سعید نوروزی چند تا بود ولی از محل های خونریزی و شکاف لباس خون آلود مشخص بود که یک گلوله به قفسه سینه و یک گلوله به زیر گلو و یک گلوله به دست و یک گلوله نیز به نیمرخ سر سعید نوروزی اصابت کرده بود. </p>
<p>از خودرو آیفا فاصله گرفتم و به سمت نفری که زخمی شده و تمام لباس هایش خون آلود بود رفتم.پرسیدم چه اتفاقی افتاده؟ نفر مقابلم یکی از نیروهای تازه وارد به سازمان مجاهدین بود،فقط 6 ماه سابقه تشکیلاتی داشت و به زبان مجاهدین نیروی پذیرشی بود.نمیتوانست حرف بزند و نتوانست پاسخ سئوالم را بدهد.نفر کنار دستی اش عزیز بود.&quot;عزیز&quot; مسئول این نیرو بود 20 سال سابقه تشکیلاتی داشت.رو به عزیز کرده و پرسیدم،تو بگو عزیز!عزیز سری تکان داده و گفت ده نفر کشته و زخمی دادیم.پرسیدم چرا؟ گفت یکی از نفرات جدید و پذیرشی یگان بنام کوروش با سلاح اش تمامی نفرات نشسته در پشت آیفا را در حین تردد به اینجا زیر آتش قرار داد.همه رو کشت و زنده ها هم معلوم نیست که زنده بمانند یا نه؟بله کوروش با سلاح اش شلیک کرده و همه را از بین برد! </p>
<p>پس از آنکه دکترخسرو(هادی متقالچی) کشته ها و زخمی ها را چکاب کرد آنها را به قرارگاه اشرف منتقل کردند و روز بعد اجساد افراد کشته شده را در قبرستان قرارگاه اشرف دفن کردند. </p>
<p>چند ماه بعد وقتی کلیه نیروهای مجاهدین از مناطق مرزی جمع آوری شده و در قرارگاه اشرف متمرکز شدند.به قبرستان مجاهدین رفتم.بله مزار سعید نوروزی همراه با عکس اش در کنار 37 قبر جدید قرار داشت.تمامی این نفرات جدیدا دفن شده بودند و تعدادی قبر کنده شده و آماده نیز وجود داشت که عدد آن به ده میرسید و مشخص بود که احتمالا تعدادی زخمی عمیق میخواهد جان بدهد و در این قبرها جای بگیرد! </p>
<p>قاتل سعید نوروزی چه کسی بود؟</p>
<p>فرورودین سال 1382 در منطقه نفت شهر و در یگان توپخانه قرارگاه زهره قائمی،نفت و آذوغه بسیار کم بود.همه چیز جیره بندی شده بود.شب ها بسیار سرد بود.در بیابان خشک و بی آب و علف آنجا هیچ وسیله ای برای گرم کردن وجود نداشت.همه در درون زمین و جایی که با دست های خود کنده بودند زندگی میکردند.یکی از وسایل گرمایش جعبه های خالی مهمات بود که فقط در یگان توپخانه پیدا میشد. در یکی از همین روزها اوایل صبح حدود ساعت هشت بود که دیدم پرویز بیرانوند با یک جوان 19 ساله به مقر توپخانه آمدند.همه افراد توپخانه درون کیسه خواب های خود خواب بودند.پرویز نزد من آمد و گفت ؛ افشین چند تا جعبه مهمات خالی میخوام.پرسیدم برای چی؟پرویز جواب داد هیچ وسیله ای برای گرم کردن خود نداریم.و همینطور برای درست کرن چای.بلافاصله دو جعبه مهمات خالی را به پرویز دادم.از پرویز پرسیدم نفر همراه اش کیست؟ پرویز جواب داد اسم اش کوروش است و از نیروهای جدید الورود به سازمان است.برای یافتن جعبه های خالی بیشتر، پرویز به محل یگان حسن هدایت رفت و کوروش نزد من ماند. </p>
<p>با کوروش صحبت را شروع کردم و پرسیدم ؛ </p>
<p>بچه کجایی؟ </p>
<p>کوروش: کرمانشاه </p>
<p>چند سالته؟ </p>
<p>کوروش: 19 سال </p>
<p>از کجا با سازمان آشنا شدی؟ </p>
<p>کوروش: برای پیدا کردن کار به ترکیه رفتم و آنجا با یک نفر که رابط مجاهدین بود آشنا شدم و او به من گفت که برای پیدا کردن کار باید پناهنده یک کشور اروپایی شوی و تو الان کیس سیاسی مناسبی نداری.باید یک کیس سیاسی بسیار قوی داشته باشی تا بتوانی از یک کشور اروپایی پناهندگی بگیری و برای این کار باید به مجاهدین بپیوندی.مجاهدین برای اینکه کار تو رو درست کنند و بتوانند از یک کشور اروپایی برای تو پناهندگی بگیرند باید که برای 6 ماه به عراق رفته و نزد آنها باشی. شش ماه که چیزی نیست.بعد از آن تو به یک کشور اروپایی فرستاده میشوی و آنجا بعنوان یک پناهنده خواهی بود و از تمامی مزایای پناهندگی و کار برخوردار خواهی بود. </p>
<p>من به همین دلیل گفته های رابط مجاهدین را پذیرفتم و از ترکیه به عراق اعزام شدم ولی در همین گیرو دار به جنگ و سرنگونی صدام حسین برخوردم و حالا دیگه راه برون رفت ندارم و مجاهدین هم میگن که هیچ کاری از دست ما ساخته نیست و تو هم باید که در بین ما باشی تا ببینیم آینده چه میشود!من دیگه خسته شده ام و نمیتونم در بین مجاهدین باشم.من خانواده دارم و آنها در انتظار من هستند و اینکه کارم در خارج از ایران سرو سامان داشته باشد.الان میفهمم که هیچ راه برون رفتی از مجاهدین ندارم. </p>
<p>در همین حین بود که کوروش به من گفت کلت قشنگی داری.بده تا ببینمش.به کوروش لبخندی زدم و گفتم اگه همین الان پدرم هم اینجا بود و این خواسته را از من داشت بهش جواب منفی میدادم.کوروش چهره اش را در هم کشید و سرش را به سمت پرویز برگرداند. جعبه های خالی را برداشت و به سمت پرویز رفت.پرویز هم از دور دست تکان داده و به سمت مقر خود رفتند. </p>
<p>روز بعد مجید نوروزی که فرمانده اصلی کوروش بود را دیدم.مجید ازم پرسید که روز قبل کوروش با پرویز به نزد تو آمده بودند و وقتی تو دیدی حال و احوالش چطور بود؟ بهش گفتم خوب و نرمال! از مجید پرسیدم مگر اتفاقی افتاده؟ مجید رو به من کرده و گفت ؛ دیشب علی بجنوردی(اسم مستعار فردی بنام رضا ایزانلو که در حال حاضر در ایران و شهرستان بجنورد زندگی میکند) نصفه های شب دیده است که کوروش لباس شخصی پوشیده بوده و قصد خارج شدن از محل یکان را داشت. وقتی علی از او پرسیده بود که کجا میخواهی بروی؟ کوروش پاسخ داده بود که هیچ چی دلم گرفته و میخواستم شعله های آتش پالایشگاه نفت شهر را ببینم! سپس مجید ادامه داد که احتمالا میخواسته است به سمت نفت شهر فرار کند. </p>
<p>اینجا بود که درد دل مجید نوروزی شروع شد.رو به من کرده و گفت ؛ من نمیدونم این نیروها رو واسه چی یک ماه قبل از سرنگونی صدام حسین، سازمان وارد عراق کرده.اونها الان هیچ سلاحی ندارند و اگر هم داشته باشند ممکن است بدلیل فشارهایی که تا کنون تحمل کرده اند دست به کارهای خطرناکی بزنند.مثلا همین کوروش از زمانی که وارد سازمان شده و فضای مناسبات سازمان را دیده است همش درخواست کرده است که به ترکیه برگردد. ولی سازمان نمیگذارد.من میترسم که اینجور آدم ها که به زور نگه داشته شده اند کار دست مان بدهند و بلایی سرخودشون یا ما بیارند.به مجید گفتم که همه اینها که میگویی درست است و دور از انتظار نیست! </p>
<p>روزها گذشت تا اینکه یک ستون از خودروهای مجاهدین کلیه نیروهای تازه وارد و از جمله کوروش را سوار بر خودروهای نظامی کردند تا به محل پذیرش در قرار گاه اشرف برگردانند.کوروش نمیخواست به قرارگاه اشرف برگردد. و میدانست که اگر به آنجا برگردد دیگر هیچ امیدی به فرار و یا جدا شدن از مجاهدین ندارد.چون میدانست که مجاهدین دروغ گفته اند و خواسته اند که از او و دوستانش که تازه وارد مجاهدین شده اند بعنوان گوشت دم توپ استفاده کنند! ستون خوردروهای مجاهدین از محل نفت شهر به سمت قرارگاه اشرف راه افتاد.هنوز دو کیلومتر از مقر فاصله نگرفته بودند که کشتار اتفاق افتاد. </p>
<p>از اینجا به بعد را از زبان بیژن یکی از دوستان سابق کوروش می نویسم: </p>
<p>بیژن را در قرارگاه ذاکری جزو افرادی دیدم که سالم مانده بود ولی تمام لباسهاش خون آلود بود.بیژن تمامی ماجرای داخل خودرو را اینچنین تعریف کرد: </p>
<p>صبح ساعت شش و نیم بود که با چهار تا از همقطار هام بعلاوه چند کادر قدیمی از جمله سعید نوروزی در قسمت حمل بار خودرو نظامی آیفا سوار شدیم.12 نفر در قسمت حمل بار خودرو آیفا نشسته بودیم و کسی بجز 2 نفر محافظین سلاح نداشتند.پنج دقیقه نگذشته بود که کوروش سلاح کلاشینکف یکی از دوستان را گرفت و به بهانه اینکه سلاح قشنگی است شروع کرد به نگاه کردن به آن.به قصد فرار و پریدن از خودرو آیفا،خودش را به دم درب عقب خودرو آیفا رساند و در یک چشم بهم زدن سلاح کلاشینکف را از ضامن خارج کرده و مسلح کرد.سلاح را رو به افراد گرفت.خودرو آیفا با سرعت 40 کیلومتر در ساعت در حال حرکت بود.میخواست افراد را تهدید کرده تا نگذارد مانع پریدنش از آیفا شوند.منتظر فرصتی بود که سرعت خودرو پایین تر بیاید تا بتواند از خودرو خودش را به پایین پرتاب کند.ولی در همین حال که همه موضوع را فهمیده بودند، یکی از دوستانش میخواست مانع کوروش شود و خواست که سلاح اش را مسلح کرده و کوروش را تهدید کند تا دست از این کارش بردارد.ولی کوروش که دیگر در لحظه بسیار بحرانی و فرار قرار داشت میخواست به هر بهایی شده از دست مجاهدین فرار کند.بلافاصله انگشت کوروش روی ماشه میرود و با اولین شلیک فرد مورد نظر از پای در میآید..و از اینجا به بعد کوروش تمامی فشنگ هایش را به سوی افراد خالی میکند.من هم خودم را به کف خودرو آیفا انداختم و زیر خونابه و جسد بقیه افراد قرار گرفتم.بجز یک نفر که انتهای خودرو آیفا نشسته بود و دست هایش را به علامت تسلیم بالا برده بود بقیه افراد در خون می غلطیدند و خودرو آیفا نیز در حال حرکت بود و گویی اساسا هیچ صدایی را نشنیده بود.راننده آیفا حمدالله رحمانی فرمانده یک یگان توپخانه بود و نفر همراهش نیز یک فرد جدید الورود بود و با هم ترانه میخواندند.موتورخودرو آیفا در جلو قرار دارد و وقتی شیشه های آن بسته میشود و بطور خاص وقتی افراد داخل کابین جلو مشغول ترانه خواندن باشند صدای شلیک توپ نیز در داخل کابین به گوش نمیرسد.من که وضعیت را اینچنین دیدم از زیر جسد ها به کوروش نگاه میکردم.کوروش 30 عدد فشنگ شلیک کرده بود و میخواست خشاب اش را عوض کند. من فرصت را غنیمت شمرده و از زیر جسد ها بلند شده و رو در روی کوروش قرار گرفته و دستم را روی کلاشینکف کوروش انداختم تا سلاح را از دست اش بگیرم ولی کوروش محکم سلاح را گرفته بود. چند لحظه ای با هم درگیر شدیم.خودرو آیفا به یک شیب سر بالایی رسیده بود و سرعت خودرو نزدیک به 30 کیلومتر در ساعت شده بود.کوروش که دید نمیتواند سلاح را گرفته و مسلح کند خودش را از پشت آیفا به پایین پرتاب کرده و بعد از چند غلط بر روی زمین بلند شده و به سمت خرابه های کنار جاده که قبلا محل یکی از یگان های عراقی بود فرار کرد. </p>
<p>پشت سر خودرو آیفا یک خودرو جیپ لندکروز اسکورت ستون نظامی که یک سلاح دو لول 14.5 میلیمتری روی آن سوار بود با فرماندهی مهرداد بزازیان در فاصله 500 متری از دور وضعیت را دیده بود.بلافاصله با بیسیم خودرو آیفا را متوقف کرده و خود به همراه راننده برای پید کردن کوروش اقدام میکننند. </p>
<p>از اینجا به بعد را از زبان مهرداد بزازیان بشنوید: </p>
<p>مهرداد بزازیان 38 ساله و متولد اندیمشک بود.سابقه تشکیلاتی او در منطقه به 18 سال میرسید و فرمانده دسته یک یکان زرهی مجاهدین بود.و در این ماموریت نقش خودرو اسکورت عقب دار را بعهده داشت. وقتی از مهرداد شرح ماوقع را پرسیدم، برایم اینچنین تعریف کرد: </p>
<p>من نمیدانستم که چه اتفاقی افتاده است ولی لحظه ای که کوروش خودش را از پشت خودرو آیفا به پایین پرتاب کرد و سپس بدون سلاح داشته به سمت مرز فرار میکرد را دیدم.بلافاصله خودرو آیفا را با بیسیم مطلع کرده و آنها را متوقف کردم.و خودم به همراه نفر همراهم با خودرو دولول جیپ لندکروز دنبال کوروش رفتیم.در این فاصله حمدالله رحمانی از پشت بیسیم به من گزارش داد که کوروش تمامی نفرات پشت آیفا را کشته و یا زخمی کرده است و میخواهد فرار کند.من که موضوع را متوجه شده بودم خودرو را نزدیک خرابه یکان عراقی متوقف کرده و وارد خرابه شدم.کوروش خودش را در پشت یکی از دیوار ها پنهان کرده بود.چند لحظه بعد من روبرویش قرار گرفته بودم.به فاصله یک متری اش رسیدم.سلاح ام را روبروی شکم اش قرار دادم.کوروش دست هایش را بعلامت تسلیم بالا برد.ولی من که ازقبل تصمیم گرفته بودم یک باره انگشت ام را روی ماشه برده و چکاندم.سلاح کلاشینکف ام در وضعیت رگبار قرار داشت و در کمتر از یک دقیقه 30 عدد فشنگ را در شکم اش خالی کردم.نفر همراه ام که جدید الورود بود وقتی وضعیت را اینچنین دید ترسیده و خودش را عقب کشید.من بی اختیار به رویش فریاد کشیدم چرا معطلی خشاب ات رو خالی کن.او نیز که ابتدا مردد بود، بلافاصله تصمیم گرفته و شلیک کرد من در حین شلیک نفر همراهم خشاب ام را عوض کردم و اینبار که کوروش بر روی زمین افتاده بود سرش و صورت اش را مورد هدف قرار دادم.یک خشاب را هم روی سر کورش تخلیه کردم.بلافاصله من و نفر همراهم که هر کدام 4 خشاب 30 تایی کلاشینکف به همراه داشتیم خشاب ها را عوض کرده و 240 گلوله را به جاهای مختلف بدن متلاشی شده کوروش شلیک کردیم.جسد کوروش تیکه پاره شده بود و صورت اش نیز غیر قابل شناسایی بود.بعد از اینکه تمامی گلوله هایمان را در بدن کوروش جا دادیم با فرماندهی تماس گرفتم و پرسیدم که جسد را چکار کنیم و فرماندهی که بعهده زهره قائمی بود دستور داد که جسد را همانجا ول کنیم تا خوراک سگ ها و شغال های بیابان نفت شهر شود. </p>
<p>در اینجا از مهرداد پرسیدم که یکان عراقی در سمت راست جاده قرار داشت و مرز و نفت شهر در سمت چپ جاده قرار داشت واقعا فکر میکنی که کوروش داشت به سمت مرز فرار میکرد؟ و اگر میخواست به سمت مرز ایران فرار کند چرا به سمت مخالف جهت مرز و به سمت خرابه های سمت راست جاده فرار کرد؟ مهرداد در برابر چنین سئوالی چهره اش را در هم کشیده و پاسخی نداشت که بدهد.مجددا سئوال کردم که بالاخره جسد کوروش را چکار کردید؟ مهرداد گفت که روز بعد زهره قائمی دستور داد که سراغ جسد کوروش رفته و جسد متلاشی شده اش را در همان خرابه دفن کنیم.من نیز با نفر همراهم همین کار را انجام دادیم و دیگر کسی از این موضوع خبر دار نشد. </p>
<p>همان موقع سازمان مجاهدین در نشریه مجاهد ارگان سازمان مجاهدین خلق، اطلاعیه داد که تعدادی از نیروهایش در درگیری با مزدوران و نفوذی هادر منطقه مرزی نفت شهر به هلاکت رسیده اند.سازمان مجاهدین با چنین خبر جعلی سرو ته قضیه را بهم آورد.گویی که هیچ کسی در آینده این راز را برملا نخواهد کرد. </p>
<p>برخلاف اطلاعات دروغینی که مجاهدین در نشریه خود منتشر کردند، سعید نوروزی در هیچ درگیری با رژیم یا عناصر نفوذی رژیم جمهوری اسلامی به قتل نرسیده است بلکه توسط افراد مجاهد به قتل رسیده است و قاتل را نیز از بین برده اند تا هیچ مدرکی دال بر این تصفیه خونین باقی نماند! </p>
<p>بله،سعید نوروزی بهمراه چند عضو دیگر بدست یک عضو مجاهد به قتل رسید و قاتل نیز بدست یک کادر قدیمی سازمان مجاهدین! </p>
<p>بله، سعید نوروزی آخرین منتقد یا ناراضی نیست که بدست مجاهدین به قتل رسیده باشد بلکه در تاریخ مجاهدین و در همان قرارگاه اشرف افراد دیگری نیز که خواهان جدایی از مجاهدین بودند در زندان ها و شکنجه گاه های مجاهدین به قتل ر سیده اند از جمله ؛قربانعلی ترابی و پرویز احمدی در سال 1373 شمسی و مرجان اکبریان و یاسر اکبری بین سال های 1385 تا 1387 و تعدادی دیگر که فرصت و جایگاه دیگری را نیاز دارد. </p>
<p>سعید نوروزی که از سالها قبل بعنوان یک ناراضی با خانواده اش در کانادا و&#8230; در تماس بود تصمیم داشت که در اولین فرصت سازمان مجاهدین را ترک کرده و اعلام جدایی کند.ولی متاسفانه چنین فرصتی نصیب اش نشد.و خانواده اش در از دست دادن یکی دیگر از اعضای خود داغدار شدند بگونه ای که چند سال بود از موضوع مطلع نبودند و برای اولین بار در سال 2006 من این واقعه را بصورت خلاصه به خانم الهام نوروزی و خواهرشان در یک رستوران در پاریس بازگو کردم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6478">قاتلین سعید نوروزی تحت پیگرد قانونی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6478/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین در خصوص قتل سعید نوروزی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6487</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6487?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد خانواده سحر]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/04/%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>ابتدا به خواهرانش اطلاع دادند که او در بمباران عراق کشته شده است و در نشریه شان نیز همین موضوع را به چاپ رسانده و از او به نام شهید یاد کردند. سپس گفتند که در حین درگیری با نظامیان رژیم ایران به قتل رسیده است. اما بعد گفتند که یک نفوذی دستگاه اطلاعات رژیم ایران سعید را از پشت زده و فرار کرده است. حتی موضوع خودکشی را هم طرح کردند. از مدتها قبل او بطور پنهانی نامه هایی به خانواده اش میداد که خواهان جدایی است و درخواست کمک میکرد و البته خواسته بود که درخواست های وی رو نشود زیرا که او را اذیت خواهند کرد. نامه های سعید نوروزی تماما موجود و قابل ارائه است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6487">دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین در خصوص قتل سعید نوروزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین خلق در خصوص قتل مرموز مرحوم سعید نوروزی در قرارگاه اشرف به مقامات قضایی عراق<br />
بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول ماه می 2008<br />
خواهران نوروزی (الهام، سوسن، سیمین، و سهیلا) در خصوص مرگ مشکوک برادرشان در قرارگاه اشرف در عراق خواهان دادرسی و رسیدگی فوری شدند</p>
<p dir="rtl" align="center"><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/news-of/Saeed_Iran.jpg" /></p>
<p dir="rtl" align="center">زنده یاد سعید نوروزی در ایران قبل از عزیمت به خارج از کشور</p>
<p>مقام محترم قضایی جمهوری عراق<br />
متوفی سعید نوروزی فرزند تقی در سال 1965 در تهران متولد شد. وی در اوایل سال 1984 از ایران خارج گردید و برای ادامه تحصیل به هلند رفت و در آنجا به سازمان مجاهدین خلق پیوست. برادرانش به نام های مجید و حمید بدلیل فعالیت با سازمان مجاهدین خلق در ایران دستگیر و سپس اعدام شدند. خواهران وی نیز در همین رابطه سالها در ایران در زندان بودند. لازم به ذکر است که پدر سعید بعد از شنیدن خبر کشته شدن او فوت نمود و مدتی بعد مادرش هم درگذشت.<br />
در ژوئیه سال 1985 سعید برای ادامه فعالیت هایش با سازمان به پاریس رفت و در سال 1986 به عراق برده شد. از سال 1990 که مسئله طلاق اجباری با او مطرح گردید مسئله دار شد. او ازدواج نکرده بود ولی اعتقادات فرقه ای سازمان دیگر برایش قابل قبول نبود. در ژوئن 2003 خبر کشته شدن سعید را به خواهرانش که با سازمان در ارتباط فعال بودند دادند. زمانی که او به قتل رسید 38 سال داشت. نفرات زیادی در داخل و خارج از ایران در خصوص ناراضی بودن سعید در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق و نحوه به قتل رساندن او حاضر به دادن شهادت هستند. آقای جواد فیروزمند عضو جدا شده قدیمی سازمان که در پاریس اقامت دارد یکی از این نفرات است که دیده بود یک گلوله به قلب و یک گلوله به سر سعید اصابت کرده بوده است. اما بعدا جسد او را سوزانده و گفته بودند که ماشین آتش گرفته بود.<br />
ابتدا به خواهرانش اطلاع دادند که او در بمباران عراق کشته شده است و در نشریه شان نیز همین موضوع را به چاپ رسانده و از او به نام شهید یاد کردند. سپس گفتند که در حین درگیری با نظامیان رژیم ایران به قتل رسیده است. اما بعد گفتند که یک نفوذی دستگاه اطلاعات رژیم ایران سعید را از پشت زده و فرار کرده است. حتی موضوع خودکشی را هم طرح کردند. از مدتها قبل او بطور پنهانی نامه هایی به خانواده اش میداد که خواهان جدایی است و درخواست کمک میکرد و البته خواسته بود که درخواست های وی رو نشود زیرا که او را اذیت خواهند کرد. نامه های سعید نوروزی تماما موجود و قابل ارائه است.<br />
سعید نوروزی یک بار سالها پیش یعنی در سال 1994 از قرارگاه اشرف برای مأموریت به اروپا فرستاده شده بود که توانسته بود نامه هایی به خانواده اش بدهد و درخواست کمک نماید ولی فورا به عراق بازگردانده شد. او یک بار حتی ساکش را بسته بود که برود ولی او را تهدید کرده بودند که اگر جدا شود خانواده اش را در ایران خواهند کشت که او منصرف گردیده بود.<br />
یک بار گفتند که ماشینش را با موشک انداز دستی RPG7 زده اند و کاملا سوخته و چیزی از جسدش نمانده و بار دیگر گفتند که در ماشین خواب بوده و با تیر یک نفوذی به قتل رسیده است. تاکنون داستان های مختلفی در خصوص کشته شدن سعید داده اند و هرگز جسد او یا عکسی از آنرا به خانواده اش نشان نداده اند. شاهدان میگویند که کسی که به او شلیک کرد به سمت داخل عراق فرار کرد. اگر او مأمور رژیم ایران بود علی القاعده می بایست به سمت مرز ایران فرار میکرد.<br />
بر اساس اطلاعات بدست آمده از شهود مختلف سعید به فرمان مستقیم فرمانده اش زهره قائمی بخاطر مخالفتش با سازمان به قتل رسیده است. وی دستور داده بود تا جسد سعید را در یک ماشین بسوزانند. یک بار زهره قائمی اظهار نظر کرده بود که حق است لاشه او را در بیابان بیندازیم تا کفتارها بخورند. برخی شهود میگویند که وقتی از زهره قائمی در خصوص سعید سؤال شد او گفته بود که هیچ کس حق ندارد حرفی در خصوص او بزند. او را بارها تهدید به مرگ کرده بودند. او به دفعات زندان و شکنجه شده بود. در خصوص او گفته میشد که نقشه فرار داشته است.<br />
شاهدان میگویند که مژگان پارسایی و فهیمه اروانی بارها در نشست های غیر انسانی موسوم به عملیات جاری سعید را با کمک افراد دیگر تحت فشارهای شدید روانی قرار داده بودند تا از تصمیم خود مبنی بر خروج از سازمان منصرف شود. ظاهرا مسعود و مریم رجوی خودشان موضوع سعید را دنبال کرده و دستور بازداشت و بازجویی و شکنجه و نهایتا قتل او را داده بودند.<br />
خانواده او درخواست دارند تا بتوانند بر مزارش در قرارگاه اشرف حاضر شده و هر میزان که از جسد سعید تابحال باقی مانده است را تحویل بگیرند تا در وطن خودش بخاک بسپارند. آنان همچنین خواهان تحقیقات و رسیدگی فوری به مرگ مشکوک وی می باشند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6487">دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین در خصوص قتل سعید نوروزی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6487/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یاد یارمهربان « الهام شواهد »</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6041</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6041?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 Jan 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/01/05/%db%8c%d8%a7%d8%af-%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85-%d8%b4%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سعید نوروزی به تعبیر نازنین خواهرش سهیلا نوروزی « در آن روز جهنمی وشوم »! همراه 4 تن ناراضی دیگر: محمود رضا کاوندی، جواد طهماسبی، محمد رضا احمدی، علی مصطفوی، به طریقه یی مافیایی درقرارگاه بدنام اشرف، قلعه ی دیو رجوی، درون اتومبیلی به ضرب گلوله های ننگین به شهادت رسیدند، چرا که به گمان رجوی آرزوی فرار و دست شستن از فرقه ی جنایتکار در ذهن پریشان ودل پشیمان ومایوس از وعده های رجوی داشتند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6041">یاد یارمهربان « الهام شواهد »</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" alt="میترا یوسفی" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/Defectors/Yousefi_Mitra1.jpg">میترا یوسفی، سوم ژانویه 2007</p>
<p>درسالروز تولد سعید نوروزی و به زبان دیگر شکوفایی آن نرگس خمار که قامت بلند و چشمان خواب آلوده اش آدمی را به تشبیهی چنین می برد و دریغا که تند باد حوادث او را به شوره زار رسوایی کشانید و چون به طرز معجزه آسایی خشک وهمرنگ و همجنس خاک وشن نمی شد، به دست ملعون و عفریته یی، پرپر گشت و شگفتا گویی در آن سراب هم از چشمه ی آب حیات نوشیده وهنوز زنده است، در خاطر شیدا و قلب های بسیار، صد حیف به حزن و حیرت و حسرت!<br />
به زبان واقعیت خوبرو، یوسف نیک سیرتی که نابرادران شریر به هزار نیرنگ ربودند تا به چاه ویل شان بیفکنند. ربودند به روز روشن در پناهگاه سعید، کشور هلند! ( وهنوز در همان محدوده ی اروپا، جایی که زنده زنده آدم آتش زده اند، لاف امانت آزادی و دموکراسی می زنند)<br />
سعید آهوی دلربایی که در قصد بیشه های پرطراوت سبز، پایش به مردابی لغزید و چون دریافت، به هزار ظرافت در رهایی کوشید، دریغا به حقد بویناک ولزج مرداب، میسر نشد. اگرچه داغ بردل دام گذاران خبیث گزارد.<br />
می توان به تصویر جذاب و معصوم او نگریست، به سخنان خواهران و یاران گوش فرا داد و سر به سرای محبت و عاشقی زد، آنچنان که خواهران وفادار و عاشقش می نویسند و فریاد زنان به دادخواهی برخاسته اند. عطر قلب آن آهووش در هوای رهایی را به گریه و خاطره ، به افسوس و مویه در زمین و هوا می پراکنند، از چارگوشه ی جهان تا به اوج عرش وکائنات! و در لالایی و پژواک پرشورخاطرات شیرین، تولد دردانه شان جشن می گیرند.<br />
هرچند آن تولد باشکوه، آن طلوع آفتابی، ناگزیر یادآور غروبی زودهنگام و فرجامی تلخ، به مرگی جانگداز و دلسوز است، از طرفی خوشا هیبت و سنگینی تلخی های پیش آمده و جراحت های خونین را یارای زدودن مژده ی نخستین، هرگز نیست. آری، تلخکامی هولناک به عقب بر نمی گردد، به زهرآلودن شهد در آغوش گرفتن او، تجربه ی شیرین و فراموشی ناپذیر آموختن نشستن و برخاستن، پا به پا راه رفتن وحرف به حرف سخن گفتن و رشد پرطراوت آن « نوگل خندان » به عطر نغمه های حافظ شیراز!<br />
دی، هفتمین روز از دی ماه جاری، همزمان با دریافت تصویر عشق آفرین و رافت برانگیز سعید وآهنگ حزین مرثیه ی خواهرانش، کتاب آموزنده « یادداشت های علم » سیاستمدار دوره ی پهلوی و یارغار دومین و آخرین شاه پهلوی را در دست داشتم، جایی می نویسد:<br />
« درکارهای امروز چند گزارش بود که همه را به عرض مبارک رساندم و عرض کردم بی جهت این وجهه عالی در بین مردم و دنیا با ندانم کاری ها لکه دار می شود. فرمودند، چاره نبود، همه خرابکار بودند و فرار می کردند، آن بدتر بود». ودکتر علینقی عالیخانی در زیرنویس اعتراف می کند و توضیح می دهد:<br />
« اشاره ی علم به رویداد به راستی شرم آور کشته شدن 9 تن از مخالفان رژیم به دست ماموران امنیتی در زندان اوین است. هفت تن از این گروه به نام های جلیل افشار، محمد چوپان زاده، بیژن جزنی، عزیز سرمدی، عباس سورکی، حسین ضیا، ظریفی و مشعوف کلانتری از فدائیان خلق و دو تن دیگر، کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان خوشدل از مجاهدین خلق بودند. بیشتر این جوانان دانشجویان دانشگاه های ایران بودند ».( یادداشت های علم، علینقی عالیخانی). زیرنویس صفحه ی 69<br />
باری، نکته تکان دهنده و تاسف بار، یا یکی از شدید ترین نکات تاسف، سخت ترین لرزش و تکان اینجاست که خیانت و جنایتی چنان، نه چندان دیر، به دست سازمانی که دو تن از قربانیان« کاظم ذوالانوار» و« مصطفی جوان خوشدل» نمایندگی می کردند، تکرار گشت و بسا هولناک تر. شاه به قول خودش در پی شکار دشمنانش بود و گرگ های رجوی در حرص شکارخانگی، دندان در گردن فریب خوردگان خودی فرو کرده اند. « زینت هاشمی » لابد از سهم 7 تن قهرمان قربانی« چپ » است که جهت دستخوش جنایتکاران کف می زند و امضای بی اعتبار و رنگ و رو باخته اش را به میرزا بنویس های رجوی قرض می دهد!<br />
سعید نوروزی به تعبیر نازنین خواهرش سهیلا نوروزی « در آن روز جهنمی وشوم »! همراه 4 تن ناراضی دیگر: محمود رضا کاوندی، جواد طهماسبی، محمد رضا احمدی، علی مصطفوی، به طریقه یی مافیایی درقرارگاه بدنام اشرف، قلعه ی دیو رجوی، درون اتومبیلی به ضرب گلوله های ننگین به شهادت رسیدند، چرا که به گمان رجوی آرزوی فرار و دست شستن از فرقه ی جنایتکار در ذهن پریشان ودل پشیمان ومایوس از وعده های رجوی داشتند. (داستان شهادت او را در مقابله با دادخواهی های خواهرانش به سه سناریوی متفاوت از برنامه ی تلویزیونی سخیف شان پخش کردند)<br />
اتفاقا رجوی ها روزگاری در لباس مدعی، از حادثه ی کشتار 9 زندانی ذکر شده در این صفحه از یادداشت های علم بر تپه های « اوین » فراوان گفته و نوشته اند، غافل که در فکر آلوده و دل هرزه ی خویش به هوش ساواک آفرین ها می گفتند، وقتی از نقشه ی مذکور تبعیت ورزیده و سعید و گرفتاران دیگر را در نهایت سخافت و کوردلی به قتل رسانیدند. هم چنان که همراه وبرادرم بهزاد علیشاهی در شرح گرفتاری به چنگال رجوی ها می گفت: وقتی نادررفیعی نژاد، مجید عالمیان ( پیرانه سر عالمی از قساوت و شرارت ) و همدستانشان دیوصفتانه برای شکستن روحیه ی زندانی، شیوه های شکنجه ی دوران شاه و به قول خودشان رژیم را به آموزشی شیطانی یادآور و برعلیه بهزاد و دیگران اعمال می کردند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6041">یاد یارمهربان « الهام شواهد »</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6041/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به یاد سعید&#8230;</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6015</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6015?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Dec 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواست]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/12/27/%d8%a8%d9%87-%d9%8a%d8%a7%d8%af-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آری غصه هایمان ناگفتنی است، غصه هایی در وجودمان شعله ورند که وطن فروشان و شکنجه گران فرقه از درکش عاجزند و با این روحیات نا آشنا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6015">به یاد سعید&#8230;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" alt="Salvation" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Salvation_1.jpg" /><strong>هفتم دی ماه سالروز تولد سعید عزیز و مهربانمان است </strong></p>
<p>یاد سعید را که شمع وجودش غریبانه توسط رجوی های خائن خاموش گردیده و حتی ما را از دیدار مزارش محروم ساخته اند،گرامی میداریم. </p>
<p>دردی عظیم بر وجودمان سایه افکنده است، قبل تر خود را بدینگونه تسلی میدادیم که روزی با دیدار سعید عزیز یاد دو برادر دیگر را گرامی خواهیم داشت. </p>
<p><strong>ولی افسوس و صد افسوس، </strong></p>
<p>اینک دریافته ایم دیدار سعید آرزوی محال و دست نیافتنی است و تمامی امیدمان به یاس تبدیل گشته است. </p>
<p>میدانیم رجوی هرگز قادر به درک شرایط ما و دیگرانی چون ما که برای قدرت طلبی های او عزیزان خود را از دست داده ایم، نمی باشد. </p>
<p>ما امروز بر خاکستر آرزوی دیدار عزیزان خود به مویه و زاری نشسته ایم و تنها امیدواریم که </p>
<p>با رجوی ها در یک دادگاه عادلانه و بی طرف روبرو گردیم. </p>
<p>میدانیم که سعید عزیزمان خواهان رهایی تمامی نیروهای صادق تشکیلات که در اختیار رجوی ها هستند بوده است. </p>
<p>ما نیزامید داریم که این خواسته سعید بزودی جامه عمل بپوشد و برای آزادی جسم افراد جداشده در تیف و انتقالشان به سرزمینی دمکرات و امن از خداوند بزرگ استعانت می طلبیم و برای آزادی روح و اندیشه دیگرانی که هنوز در باور یاوه های رجوی غوطه ورند دست بدعا برمیداریم و میدانیم آرزوی سعید نیز چنین بود. </p>
<p>اشگهایمان بازگوی احساسی است از ناتوانی امان در گسستن بهنگام سعید از دست قاتلین اش، ولی با امید دست یابی به آرمان سعید عزیزمان که همانا رهایی انسان هایی است که با رویای آزادی وطن در دستان این دژخیمان زمانه اسیرند می باشیم. </p>
<p>این مدعیان دروغین که همواره فریب هموطنان در دستور کارشان است ولی در ظاهر داعیه انسان دوستی و آزادی وطن را رجزخوانی می کنند و در پس کسب قدرت، در پای بوسی ابرقدرتان ذره ای فرو گذاری نمی کنند و اینک پس از گذری بس طولانی واخذ نتیجه ای معکوس از دستیابی به قدرت، به پای بوسی بیگانگانی رفته اند که دشمنان قسم خورده مردمان سرزمین های استعمار و استثمار شده اند. </p>
<p>آری غصه هایمان ناگفتنی است، غصه هایی در وجودمان شعله ورند که وطن فروشان و شکنجه گران فرقه از درکش عاجزند و با این روحیات نا آشنا </p>
<p>میدانیم که کسب قدرت رجوی در صحنه سیاست ایران، یعنی روز مرگ آزادی وطن و رهایی انسانها از استثمار. </p>
<p>هرچند قدرت هایی که حقانیت سرزمین های دیگر را زیر پای میگذارند چراغ سبز را برای این فرقه روشن کرده اند لیک ما آرزو داریم با یکپارچگی و تلاشی پیوسته از جانب جداشدگان، رجوی در آرزوی قدرت طلبی اش ناکام ماند. </p>
<p>با امید برپایی دادگاه رجوی ها، سالروز تولد سعید عزیزمان را با یادش گرامی می داریم. </p>
<p>تو همه پرواز </p>
<p>تو یک آغاز </p>
<p>تو یک خورشید </p>
<p>تو به زیبایی نور </p>
<p>تابیدی در دل شب </p>
<p>تا که صبح بنماید رخ </p>
<p>تو گشودی لب تا بگشایی </p>
<p>گره دستان یاران را </p>
<p>برکنی زنجیر پای گلها را </p>
<p>تو شدی شمع </p>
<p>تا شوی روزنه ای در دل شب </p>
<p>تو شدی نور در دل شب </p>
<p>که ببینند یاران راه </p>
<p>تا بیابند ره </p>
<p>که دهید دست در دست </p>
<p>تا شوید شعله نور </p>
<p>ره یابید به فلق </p>
<p>سازید شب را چون روز </p>
<p>تا بیدار شوید در صبح </p>
<p>که رها سازید خلقی </p>
<p>تا چشند شیرینی حقی </p>
<p>اما </p>
<p>افسوس! </p>
<p>کرم شب خزید در دل نور </p>
<p>تا خاموش سازد نورها </p>
<p>که بگشاید راهی </p>
<p>بهر آن نگون بخت اهریمن </p>
<p>شاید </p>
<p>باز هم بماند دلقک بر منبر! </p>
<p>آن دور شده از خلق! </p>
<p>تا باز هم بفریبد خلقی </p>
<p>که بماند چندی </p>
<p>در وادی رویاها! </p>
<p>تو همه </p>
<p>پرواز شدی </p>
<p>تا باز برویانی دشتی </p>
<p>از شقایق ها، لاله ها </p>
<p>تو شدی پرواز ز فرمان اهریمن ناپاک </p>
<p>تا شوی فریادی </p>
<p>از حنجره ها </p>
<p>تو شدی رودی </p>
<p>تا خروشی بر ناپاکی </p>
<p>بیاری صبح را بر شب! </p>
<p>برهانی خلق را </p>
<p>تو شدی همه پرواز </p>
<p>به یاد سعید عزیز &#8211; دی ماه 1386</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6015">به یاد سعید&#8230;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6015/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نیروهای آمریکایی مسئول حفظ جان افراد جداشده در اردوگاه تیف هستند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6004</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6004?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Dec 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تیف]]></category>
		<category><![CDATA[سعید نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/12/24/%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%ac/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تعدادی که بر این تفکر مدعی رهبری، ایراد دانسته و خواهان جدایی از این فرقه بودند همواره با مخالفت این مدعیان مواجهه گردیده و از شکنجه گاههای این رهبریت! سر درآوردند، خوشبختانه تعدادی از جدایی طلبان توانستنتد جان خود را از دست این غاصبان رهبری رهانیده و پرده از جرایم اشان بردارند، متاسفانه سعید عزیزما که با وجود بیماری قلبی بهمراه دیگر جدایی طلبان به زیر شکنجه های مخوف بسرکردگی مژگان پارسایی کشانده شده بود را به قتلگاه کشاندند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6004">نیروهای آمریکایی مسئول حفظ جان افراد جداشده در اردوگاه تیف هستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span> </p>
<div>
<p><img decoding="async" alt="mail" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Mail.jpg" />ما نیز بهمراه انجمن های حقوق بشری فعال در راستای افشای ماهیت رجوی ها&#8230;.، نیروهای آمریکایی را مسئول حفظ جان افراد جداشده از فرقه رجوی در اردوگاه تیف عراق می دانیم ومصرانه از کلیه آزادیخواهان واقعی درخواست داریم این عزیزان را یاری رسانده و شرایط خروج این افراد و عزیمت آنان را به یک کشور امن و دموکرات فراهم آورند در ضمن خواستار پیگیری سرنوشت افراد مفقود شده ایرانی رها شده توسط نیروهای آمریکایی از اردوگاه تیف در عراق که بدون امکانات انجام گرفته است، می باشیم. در پی کسب اخبار واصله از نحوه برخورد با جداشدگان تیف و رها شدن تعدادی از این افراد توسط نیروهای آمریکایی در جاده های بیابانی عراق بدون امکانات و در همین راستا مفقود شدن تعداد 8 نفر از این افراد و نیز تلاش رهبران غاصب تشکیلات مجاهدین برای ربودن خانواده گرامی سمیه محمدی که برای دیدن فرزند خود به عراق رفته و نگران سرنوشت دختر خود می باشند و از این بابت رنج های بسیاری را متحمل گشته اند که با تلاش مادر محترم در استمداد برای رهایی از دست این گروه تروریستی، خوشبختانه با مداخله نیروهای آمریکایی طرح ربودن این خانواده محترم عقیم مانده و این گروه تروریستی با مضروب نمودن این پدر و مادر محترم مجبور به رهایی خانواده عزیز محمدی شدند دیگر شکی باقی نمی نماند که مفقود شدن این 8 نفر نیز توسط این گروه تروریستی انجام پذیرفته است. بدینوسیله از انسان های حق جو و حق طلب و وجدان بیداری که در پی احیای کرامت انسانی هستند استمداد می طلبیم تا در جهت تامین امنیت بین المللی این هموطنان که بر علیه حرکات غیرانسانی و غیر اخلاقی رجوی ها بپا خاسته و مقاومت نموده اند، تلاش نمایند. شایان ذکر است کوچکترین برادر ما سعید نوروزی طبق مدارک مستندی که قابل ارائه به مراجع ذیصلاح قانونی بین المللی می باشد بیش از 7 سال در تلاش بود تا از دست این خائنین رهایی یابد و در این جهت با ارسال نامه در قالب کارت های تبریک و نیز در فرصت های بدست آورده، تلفنی از خواهرمان که مقیم یکی از کشورهای غربی بود استمداد طلبید، متاسفانه رجوی ها نه تنها این فرصت را به او ندادند بلکه او را به قربانگاه کشانده و بهمراه تعدادی دیگری از ناراضیان با رگبار گلوله، تنها برادرعزیز ما را قربانی نمودند. این تشنگان قدرت و خائن به آرمانهای انسانی، با فریب نیروی های جوان ایرانی در شرایط بحرانی تغییر رژیم ایران در سالهای پایانی دهه 1350 هرگز استقلال ایران زمین هدفشان نبوده است، بلکه در جهت کسب قدرت حرکت نموده و برهمین اصل بنای تشکیلات را نیز برفریب نیروهای جوانی که در پی رهایی ملت، حاضر به فدا نمودن جان عزیز خود بودند گذاشتند و با انحراف از مسیر اهداف بنیانگذاران سازمان به تحریک و تهییج نیروهای پرشور و جوان پرداخته و با مسلح نمودن این قشر، آنان را به قربانگاه کشانده و خود فرار را بر قرار ترجیح دادند. در همین راستا انسانهای پاک باخته ای که توانستند جان خود را از شرایط بحرانی ایران رهانیده و در آن سوی مرزها به این قدرت طلبان بپیوندند و آنان را یاری دهند با گذشت چندین سال و با روشن شدن اهداف خائنانه رهبر غاصب و خود محورتشکیلات که خود را همتای انبیا و معصومین قلمداد کرده و انسانها را به پرستش شأن بی نزولش مجبور می نموده است به اعتراض برخاستند. تعدادی که بر این تفکر مدعی رهبری، ایراد دانسته و خواهان جدایی از این فرقه بودند همواره با مخالفت این مدعیان مواجهه گردیده و از شکنجه گاههای این رهبریت! سر درآوردند، خوشبختانه تعدادی از جدایی طلبان توانستنتد جان خود را از دست این غاصبان رهبری رهانیده و پرده از جرایم اشان بردارند، متاسفانه سعید عزیزما که با وجود بیماری قلبی بهمراه دیگر جدایی طلبان به زیر شکنجه های مخوف بسرکردگی مژگان پارسایی کشانده شده بود را به قتلگاه کشاندند. شایان ذکر است که این مدعیان رهبری در نهایت بی رحمی در فرصتی که نیروهای آمریکایی برایشان فراهم ساخته بود، با اجرای نقشه شومی دستور قتل عام تعدادی از ناراضیان را در اردیبهشت سال 1382 صادر نمودند و در ابتدا عنوان نمودند که این جمع در زیر بمباران نیروهای آمریکایی به قتل رسیده اند، ولی با بدست آمدن گزارشاتی غیرقابل انکار از داخل تشکیلات مشخص گردید که این غاصبان یکبار دیگر ما را داغدار نموده و تنها برادر بازمانده از سه برادر عزیزمان (2 برادر دیگرمان را قبلا&quot; در همین مسیر از دست داده بودیم) را بهمراه تعدادی دیگر از ناراضیان کشتارجمعی نموده اند. اینک باهمراه تمامی انسانهایی که قلبشان با یاد رهایی انسان های جدایی طلب تیف می تپد، توجه تمامی دولت های آزادی خواه را به شرایط بحرانی این انسان ها جلب نموده و یکبار دیگر از تمامی فعالین حقوق بشر بین المللی که در راستای کرامت انسانی (نه بصرف کسب امتیاز های اجتماعی) حرکت می نمایند در خواست داریم تا با پیگیری وضعیت نیروهای جدا شده از این فرقه، برای آزادی این عزیزان تلاش نمایند و به تمامی انسانها و جوامع بشری هشدار میدهیم که نیروهای آمریکایی مسئول حفظ جان این افراد می باشند و از همه ارگانهای حقوق بشری و انسان دوست درخواست میگردد در این رابطه بی تفاوت نباشند و علیه حرکات ددمنشانه رجوی ها بپاخیزند. بار دیگر از صلیب سرخ بین المللی و کمیساریای عالی حقوق پناهندگان سازمان ملل در خواست میگردد تا بر طبق قوانین سازمان ملل برای تأمین جان این افراد مداخله نموده و این افراد را به عنوان پناهنده به کشور امن و دمکراتیکی انتقال داده و حقوق آنان را محترم بدارند.</p></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6004">نیروهای آمریکایی مسئول حفظ جان افراد جداشده در اردوگاه تیف هستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6004/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
