<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>طیبه نوری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b7%db%8c%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/طیبه-نوری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Nov 2021 08:21:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>طیبه نوری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/طیبه-نوری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نامه اعظم نوری به دادستان کیفری دادگاه بین المللی لاهه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47712</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47712?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Nov 2021 10:30:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[دادستان دیوان کیفری بین المللی]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47712</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای کریم اسد خان دادستان بین المللی با سلام و احترام من اعظم نوری، خواهر طیبه نوری هستم. با شناختی که از سازمان مجاهدین دارم آنها یک سازمان فریبکار و دروغگو هستند. بر خود نام انقلابی گذاشته اند ولی در واقع یک سازمان ضد انقلابی و دیکتاتور هستند و اعضای خود را شکنجه می کنند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47712">نامه اعظم نوری به دادستان کیفری دادگاه بین المللی لاهه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای کریم اسد خان دادستان بین المللی<br />
با سلام و احترام</p>
<p>من اعظم نوری، خواهر طیبه نوری هستم. با شناختی که از سازمان مجاهدین دارم آنها یک سازمان فریبکار و دروغگو هستند. بر خود نام انقلابی گذاشته اند ولی در واقع یک سازمان ضد انقلابی و دیکتاتور هستند و اعضای خود را شکنجه می کنند. مغز شویی می کنند و در نهایت اعضای خود را سر به نیست می کنند.</p>
<p>زمانی که سازمان مجاهدین در عراق بود من چندین بار به عراق سفر کردم و از نزدیک شاهد نقض حقوق بشر توسط سازمان مجاهدین بوده ام. این سازمان ضد بشری اعضای خود را زندانی می کند. اعضا حق تصمیم گیری برای خود را ندارند. اعضای سازمان مجاهدین اگر از ابتدایی ترین آزادی هر انسان بهره مند بودند و می توانستند برای خود تصمیم بگیرند همه بدنبال زندگی آزاد خود می رفتند.</p>
<p>آقای کریم اسد خان دادستان محترم<br />
خبردار شدم که جدا شدگان از سازمان مجاهدین مدعی این سازمان شده اند و در دادگاه شکایت کرده اند و حکم دادگاه بدست شما رسیده است. من هم به نوبه خودم از سازمان مجاهدین شکایت دارم. از شما درخواست دارم به شکایت ما رسیدگی کنید.</p>
<p>با تشکر شما<br />
اعظم نوری ساکن اراک &#8211; ایران</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-28187 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Tayebe_Family.jpg" alt="" width="700" height="499" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Tayebe_Family.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Tayebe_Family-300x214.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47712">نامه اعظم نوری به دادستان کیفری دادگاه بین المللی لاهه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47712/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی چگونه با فریب، برخی از خانواده های ایرانی را متلاشی کرد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46789</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46789?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Sep 2021 09:42:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[علی اکبر اویسی]]></category>
		<category><![CDATA[مظفر عباسی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46789</guid>

					<description><![CDATA[<p>مظفر عباسی همسر اول طیبه نوری همچنان گرفتار در فرقه رجوی – نگار عباسی فرزند بجای مانده از مظفر عباسی و طیبه نوری در ایران، ۱۹ سال در انتظار دیدن پدر و مادر – علی اکبر اویسی شوهر دوم طیبه نوری در سوئیس با دو فرزند&#8230; این است پیام ایدئولوژی فرقه رجوی به خانواده های [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46789">رجوی چگونه با فریب، برخی از خانواده های ایرانی را متلاشی کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>مظفر عباسی همسر اول طیبه نوری همچنان گرفتار در فرقه رجوی – نگار عباسی فرزند بجای مانده از مظفر عباسی و طیبه نوری در ایران، ۱۹ سال در انتظار دیدن پدر و مادر – علی اکبر اویسی شوهر دوم طیبه نوری در سوئیس با دو فرزند&#8230; این است پیام ایدئولوژی فرقه رجوی به خانواده های فریب خورده؟!</strong></p>
<p>سالهاست که سرگذشت تلخ و دردناک خانواده های ایرانی فریب خورده عضو مجاهدین به یکی از تراژدیهای عصر کنونی در تاریخ فرقه ها تبدیل شده است.</p>
<p>خانواده هایی که پس از ورود به فرقه رجوی نه تنها هرگز زندگی مشترکی را تجربه نکردند بلکه مطابق قوانین تشکیلات، باید از همدیگر جدا شده و دست از فرزندانشان هم می شستند. سازمان کاری می کرد که جای روابط عاطفی بین زنان و مردان متاهل را با کینه و نفرت پر کرده و نهایتا باعث جدایی آنان از همدیگر را فراهم کند.</p>
<p>اساساً دیدگاه مجاهدین به موضوع خانواده به عنوان اصلی ترین و مهمترین واحد جامعه، یک دیدگاه فرقه گرایانه و عقب مانده است که صرفا با منافع شحصی رهبر فرقه همسویی ندارد.</p>
<p>یکی از نفرت انگیز ترین کارها در فرقه رجوی، شوراندن زنان علیه شوهران بود که باعث ایجاد تنفر در میان آنها می شدند و با این عمل در ابتدا از وابستگی زوجین نسبت به هم کاسته و به تدریج بر وابستگی آنها به رهبران سازمان می‎افزودند. تا نهایتا راه برای پیوستن آنان به حرمسرای رجوی، این روح پلید و مجسم شیطان باز شود.</p>
<p>درباره رفتارها و تفکرات ضد انسانی رهبران مجاهدین با اعضای سازمان همین کافی است که گفته شود زنان را مجبور می کردند تا به صورت شوهرانشان سیلی بزنند.<br />
در اینجا می خواهیم داستان تلخ تکه پاره شدن خانواده ای به نام مظفر عباسی و بلایی که فرقه رجوی بر سر آنان آورد را بعنوان یک نمونه از هزاران نمونه از متلاشی شدن خانواده ها در مجاهدین را نام ببریم.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-46790 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-1.jpg" alt="خانواده مظفر عباسی و طیبه نوری" width="624" height="382" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-1.jpg 624w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-1-300x184.jpg 300w" sizes="(max-width: 624px) 100vw, 624px" /></p>
<p>مردی که هنوز گرفتار مجاهدین است، به امید اینکه روزی همسرش طیبه نوری که به اجبار تشکیلاتی از وی جدا شده است را خواهد دید و به اتفاق هم دخترشان نگار را که در ایران زندگی می کند در آغوش خواهند گرفت.</p>
<p>ولی او هنوز نمی داند همسرش طیبه نوری در آلبانی در سال ۱۳۹۳ از این فرقه جدا شده و هم اکنون در کشور سوئیس با یک جداشده دیگر به نام علی اکبر اویسی اهل ارومیه که وی نیز در سال ۱۳۹۵ در آلبانی از مجاهدین جدا شده بود ازدواج کرده و زندگی می کند و دارای دو فرزند است.</p>
<div id="attachment_46791" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-46791" class="wp-image-46791 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-2.jpg" alt="طیبه نوری" width="500" height="358" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-2-300x215.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-46791" class="wp-caption-text">طیبه نوری جدا شده اجباری از مظفر عباسی و همسر فعلی علی اکبر اویسی</p></div>
<div id="attachment_46792" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-46792" class="size-full wp-image-46792" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oweisi-Aliakbar-2.jpg" alt="علی اکبر اویسی " width="500" height="396" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oweisi-Aliakbar-2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oweisi-Aliakbar-2-300x238.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-46792" class="wp-caption-text"><br />علی اکبر اویسی اهل ارومیه ساکن سوئیس جدا شده از فرقه رجوی و همسر دوم طیبه نوری</p></div>
<p>مظفر عباسی به همراه همسرش طیبه نوری در سال ۱۳۸۱ به قصد کار در ترکیه ایران را ترک می کنند. آنان تنها فرزندشان به نام نگار که در آن زمان ۳ ساله بود را نزد خانواده شان می گذارند تا بزودی به نزد آنان برگردند. ولی هرگز این اتفاق نمی افتد. چرا که از بخت بد در کشور ترکیه در دام باند عضو بگیر فرقه رجوی تحت عنوان کاریابی گرفتار آمده و نهایتا به کشور عراق قاچاق می شوند.</p>
<p>نهایتا خانم فاطمه جعفری مادر طیبه نوری در سال ۱۳۹۵ درد جانکاه دوری از فرزندش را رسانه ای می کند تا شاید به گوش دخترش در فرقه رجوی در خاک عراق و ارگانهای حقوق بشری برسد.</p>
<p>وی می گوید: «سالهاست سران فرقه رجوی دخترم را به اسارت گرفته اند و طی این سال ها به او اجازه نداده اند تا با من تماس بگیرد. دخترم را با فریب از ترکیه به عراق بردند. دختر من شناختی از این ها نداشت. خودم هم نمی دانم چرا در دام شان افتاد و خودش را اسیر آن ها کرد.»</p>
<div id="attachment_46793" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-46793" class="size-full wp-image-46793" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mom_Dad_Nuri_L.jpg" alt="والدین طیبه نوری" width="500" height="346" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mom_Dad_Nuri_L.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mom_Dad_Nuri_L-300x208.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-46793" class="wp-caption-text">فاطمه جعفری و غلامرضا نوری والدین طیبه نوری</p></div>
<p>درد جانکاه دیگر نیز این است که هم اکنون نگار دختر طیبه نوری و مظفر عباسی که اکنون بزرگ شده و تنها فرزند این زوج جدا از هم ، در ایران همچنان چشم به انتظار دیدن مادر و پدرش هست.</p>
<p>در حالیکه مادر با یکی دیگر در آلبانی ازدواج کرده و به کشور سوئیس رفته و پدرش مظفر عباسی هم در اردوگاه این فرقه در آلبانی همچنان در اسارت فرقه بسر می برد.</p>
<p>نامه نگار عباسی به مادرش در دیماه ۱۳۹۳ وجه دیگری از دردهای جانکاه این خانواده را بیان می کند که چگونه بدست رجوی متلاشی گردیده است. نگار از سه سالگی چشم انتظار دیدن مادر و پدرش بوده است. حال او به کدامین سو باید برود. به پدری فکر کند که همچنان در دام فرقه رجوی گرفتار است یا به مادری فکر کند که هم اکنون در گوشه از جهان برای خودش یک زندگی دیگر دارد و او را فراموش کرده است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-44740 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe.jpg" alt="نگار فرزند طیبه نوری و مظفر عباسی" width="1000" height="593" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-300x178.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-768x455.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p>نگار در آن نامه می نویسد: « . . . من فرزندی هستم که سه سال بیش نداشت و در اوج نیازعاطفی، پدر و مادرش او را رها کردند. اینک سیزده سال دارم و دوم راهنمایی هستم . . . واقعا طی این ده سالی که نزد شما نبودم از خودتان سوال نکردید که فرزندتان در کجا به سر می برد و بدون محبت مادری چگونه بزرگ شده است؟ من از شما دلگیر نیستم از آن هایی دلگیر هستم که این بلا را بر سر من و شما آورده اند، خداوند آن ها را لعنت کند که صد ها کودک مثل من را در حسرت پدر و مادر گذاشتند . . . به امید روزی نه چندان دور که شما را در آغوش بگیرم و محبت مادری را بعد از سالها لمس کنم. به امید آن روز ».</p>
<p>خانم نگار عباسی که اکنون در سن ۲۳ سالگی است در سال ۱۳۹۵ هم طی نامه ای به پدرش که هرگز بدست وی نرسید آرزو کرد که پدرش هر چه زودتر به نزد وی باز گردد. وی خطاب به پدرش می نویسد: « به نزد من برگرد . . . دخترت بیش از هر زمان دیگری به تو نیاز دارد».</p>
<div id="attachment_39832" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-39832" class="size-full wp-image-39832" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abasi_Mozafar_Dad.jpg" alt="پدر مظفر عباسی" width="500" height="350" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abasi_Mozafar_Dad.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abasi_Mozafar_Dad-300x210.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-39832" class="wp-caption-text">عکس مظفر عباسی در دستان پدرش مصطفی عباسی</p></div>
<p>ملاحظه: در اینجا لازم است بار دیگر به تمامی جداشدگان در کشور آلبانی، سوئیس و دیگر کشورهای اروپایی هشدار بدهیم ، هرچند علی اکبر اویسی از تشکیلات مجاهدین جدا شده و زندگی شخصی خود در کشور سوئیس در شهر زوریخ دارد ولی همچنان در بند این فرقه گرفتار بوده و برای حفظ موقعیت خود بعنوان پناهنده مجبور است به نفع مجاهدین و بر علیه سایر جداشدگان جاسوسی کرده و برای مسئولین این گروه در سوئیس و آلمان گزارش دهد.</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46550">برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46789">رجوی چگونه با فریب، برخی از خانواده های ایرانی را متلاشی کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46789/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خواهر طیبه نوری: سیم خاردارهای اشرف به سمت خودشان بود!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46303</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46303?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Aug 2021 07:37:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[همایش سراسری انجمن نجات مرداد 1400]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46303</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم اعظم نوری خواهر طیبه نوری عضو گرفتار در فرقه مجاهدین در روز چهارم همایش سراسری انجمن نجات بیان کرد: سلام خدمت همه هم استانی های عزیز و همه دوستانی که سالها با هم همسفر بودیم. به کشور عراق سفر کردیم. با همه مشغله ها و سختی ها و رنجها که کشیدیم. من اعظم نوری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46303">خواهر طیبه نوری: سیم خاردارهای اشرف به سمت خودشان بود!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانم اعظم نوری خواهر طیبه نوری عضو گرفتار در فرقه مجاهدین در روز چهارم همایش سراسری انجمن نجات بیان کرد:</p>
<p>سلام خدمت همه هم استانی های عزیز و همه دوستانی که سالها با هم همسفر بودیم. به کشور عراق سفر کردیم. با همه مشغله ها و سختی ها و رنجها که کشیدیم.</p>
<p>من اعظم نوری هستم. من هم از شکایت جداشدگان سازمان مجاهدین حمایت می کنم و آگاه شدم که شکایت این عزیزان به دادگاه لاهه در هلند ارجاع داده شده و امیدوارم در آینده نزدیک تمام خانواده ها فرزندانشون به آغوش خانواده برگردند.</p>
<p>من و پدرم با اینکه خیلی رنج کشیدیم، سالها با مشکلات قلبی و مادرم با مشکلات پا و سر و ناراحتی های روانی داشت با رنج بسیار به پادگان اشرف رفتیم، پادگانی که دم از انسانیت و حقوق بشر میزنه! می خواهم ببینم حقوق ما چی بود. پشت این در ما موندیم. داد زدیم. صدا زدیم. دیدن بچه هامونو، خواهرمونو خواستیم. مادرم بچه اش را میخواست ولی متأسفانه اقدام نکردند. حتی اجازه ندادن صدای ما را بشنون. پس این چه حقوقیه که دم از حق می زنید. پس این پادگانی که الان بچه ها را به اسارت بردن، خدا کنه به حق آقا امام زمان که هرچه زودتر ریشه شون از دنیا برچیده بشه. که دیگه نخوان هیچ جوونی رو گول بزنن. بعنوان کار و درآمد ببرن اونجا.</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-46304" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-Sis-1400.jpg" alt="خواهر طیبه نوری" width="593" height="340" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-Sis-1400.jpg 593w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-Sis-1400-300x172.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 593px) 100vw, 593px" /></p>
<p>ما از این دادگاه تقاضا می کنیم خانواده ها را کمک بکنن، یاری بکنن و بچه هاشون را به آغوش خانواده هاشون برگردونن. پدر من که از داغ، از ندید خواهرم، فوت شد و دیدار را به قیامت برد. خدای محمد کنه این پادگان اشرف که سرانش هست مسعود رجوی و این خانم که اصلاً دوست ندارم اسمشو ببرم، مریم رجوی، خدا کنه نسلش در این دنیا برچیده بشه و اون دنیا با بدترین مجازات خدا روبرو بشه.</p>
<p>با عرض معذرت ببخشید خیلی حرف زدم ولی خیلی دلم پره از این پادگان و خیلی دلم پره از این برنامه هایی که به سر بچه های مردم آوردن. بچه های ایران را به نادانی گول زدن برای کار بردنشون ولی آگاهشون نکردن کجا می برن و چه بلایی میخوان سرشون بیارن. متأسفانه ما اومدیم جایگاه را دیدیم حصار بسته بودن سیم خاردار بسته بودن به طرف خودشون نه به طرف ما. ببنید چه حقوقی برای آنها ایجاد شده چه شرایطی برای آنها بوجود آوردن که به سمت خودشون و نه به سمت ورودی بیرون سیم خاردار زده بودند. تو کشور عراق تو بیابونای عراق.</p>
<p>ممنون میشم انشاءالله به حق آقا امام زمان شما هم کمک کنین این دادگاه برگزار شده خداوند کمکتون کنه انشاءالله بچه ها به آغوش خانواده ها برگردونین. به زودی زود. امیدواریم انشاءالله. به امید آن روز زنده هستیم. سالم باشید انشاءالله. خیلی ممنون از اینکه این برنامه را برگزار گردید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46303">خواهر طیبه نوری: سیم خاردارهای اشرف به سمت خودشان بود!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46303/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت&#8230;</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44739</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44739?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 May 2021 07:01:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[مظفر عباسی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44739</guid>

					<description><![CDATA[<p>نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت&#8230; به غمزه مساله آموز صد مدرس شد!!!!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44739">نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت&#8230;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت&#8230;<br />
به غمزه مساله آموز صد مدرس شد!!!!</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-44740 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe.jpg" alt="نگار فرزند طیبه نوری و مظفر عباسی" width="1000" height="593" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-300x178.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri-Tayebe-768x455.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44739">نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت&#8230;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44739/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30924</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30924?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Aug 2019 06:39:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=30924</guid>

					<description><![CDATA[<p>خاطره گویی خانم اعظم نوری خانم نوری یکی از خانواده های فعال انجمن نجات استان مرکزی است. هر چند که خواهرش طیبه نوری از فرقه رجوی جدا شده است ولی کماکان با دفتر انجمن فعال است و می گوید من بدنبال آزادی همه اسیران هستم و هر کاری که باعث شود اسیران از فرقه رجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/30924">چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">خاطره گویی خانم اعظم نوری</p>



<p class="wp-block-paragraph">خانم نوری یکی از خانواده های فعال انجمن نجات استان مرکزی است. هر چند که خواهرش طیبه نوری از فرقه رجوی جدا شده است ولی کماکان با دفتر انجمن فعال است و می گوید من بدنبال آزادی همه اسیران هستم و هر کاری که باعث شود اسیران از فرقه رجوی جدا شوند انجام می دهم. </p>



<div class="wp-block-image"><figure class="aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" width="700" height="499" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Tayebe_Family.jpg" alt=" class="wp-image-28187" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Tayebe_Family.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nuri_Tayebe_Family-300x214.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></figure></div>



<p class="wp-block-paragraph"> سلام من اعظم نوری اهل اراک هستم خواهرم نزدیک به 15 سال در فرقه رجوی اسیر بود. با تلاش من و تمام خانواده خواهرم خود را از فرقه رجوی نجات داد و در حال حاضر یک زندگی آزاد برای خودش دارد.<br> خلاصه گفته ها و یا خاطراتم را می خواستم بیان کنم.<br> زمانی که فرقه رجوی در عراق بود من و همسرم در گرما و سرما چندین بار به عراق سفر کردیم. زمانی که جنب درب پادگان اشرف می رسیدیم خانواده ها برای آزادی فرزندانشان جنب درب اشرف تجمع می کردند و خواستار آزادی فرزندانشان از فرقه رجوی بودند. برای من که روزهای خوبی بود وقتی مادری را می دیدم با تمام وجودش فریاد می کشید و می گفت پسرم را آزاد کنید من روحیه می گرفتم و انرژی ام چند برابر می شد. من در کنار پادگان اشرف هر کاری از دستم بر می آمد انجام می دادم. آشپزی می کردم در سیم کشی بلند گوها کمک می کردم. هدفم این بود با خودم می گفتم اگر یک اسیر از فرقه رجوی جدا شود راه را برای مابقی باز می کند. خاطرات خوب داشتم و خاطرات بد! <br> خاطرات خوب من این بود که با خانواده های استان های مختلف آشنا می شدم. هر استانی فرهنگ خاص خودش را داشت بعد از ظهرها با خانواده ها در فضای سبز می نشستیم و با هم درد دل می کردیم و تا حدودی دلمان آرام می گرفت. خاطرات بد مربوط به خواهرم بود که در فرقه رجوی اسیر بود و من چند قدمی او بودم و نمی توانستم او را ببینم و ذهن مرا درگیر کرده بود ولی هر موقع به چهره مادران نگاه می کردم آرامش می گرفتم. عناصر فرقه رجوی انگار که از بوته عمل آمده بودند وقتی با آنها مواجه می شدم و نام خانواده را به زبان می آوردم به آنها بر می خورد و شروع می کردند به پرخاشگری و می گفتند که ما خانواده ای در بین شما و در ایران نداریم خانواده ما در پادگان اشرف است! برای من عجیب بود که از ما با سنگ و اشیاء فلزی استقبال می کردند. قبل از اینکه به عراق سفر کنم از طریق اینترنت خبرها را دنبال می کردم خبرها مربوط به فرقه را می خواندم باور نمی کردم و می گفتم مگر چنین چیزی وجود دارد امکان ندارد! باورش برای من سخت بود ولی وقتی به عراق سفر کردم به عینه دیدم که عناصر توجیه شده فرقه رجوی چقدر عقب مانده هستند روزها در کنار پادگان اشرف می گذشت و ما خانواده ها فعالیت خودمان را می کردیم. در کنار پادگان اشرف فهمیدم که بزرگترین دشمن فرقه رجوی خانواده ها هستند. سران فرقه از خانواده ها عجیب می ترسیدند.  اگر دستشان باز بود ما را در کنار پادگان اشرف تکه تکه می کردند. باید هم از خانواده ها می ترسیدند. خانواده ها در کنار پادگان اشرف باعث شدن که چندین نفر اقدام به فرار کنند و به خانواده ها پناهنده شوند و من از این موضوع خوشحال بودم وقتی می دیدم مادری بعد از چندین سال فرزندش را در آغوش می گیرد، من هم امیدوار می شدم که خواهرم روزی به خود می آید و خودش را از فرقه رجوی نجات می دهد و همین اتفاق افتاد خواهرم خودش را از فرقه رجوی نجات داد و یک زندگی آزاد برای خودش انتخاب کرد. امیدوارم در آینده نزدیک تمام اسیران به خود آیند و خودشان را از چنگال فرقه رجوی نجات دهند. به امید آن روز نزدیک.. خانواده در آزادی اسیران نقش به سزایی دارند تجربه این را ثابت کرده است. <br> اعظم نوری  </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/30924">چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/30924/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه ای به مادرم (طیبه نوری) در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17195</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17195?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Jan 2015 08:09:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/01/05/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%b7%d9%8a%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>امید وارم که حالت خوب باشد وقتی شنیدم که بعد از چندین سال در عراق شما را به کشور البانی منتقل کردند خیلی خوشحال شدم و از طرفی ناراحت بودم که چرا پدرم را همراه شما به آلبانی منتقل نکردند من الان برای خودم یک خانمی شدم اگر بخواهم برای شما توضیح دهم که چگونه و با چه سختیهای زندگی بزرگ شدم بایستی یک کتاب برای شما بنویسم بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که این چه بلایی بود که بر سر من آمد پدر و مادری که حاضر نبودند حتی برای یک ساعت مرا ترک کنند الان چندین سال است که مرا ترک کرده اند پس عاطفه پدر و مادری کجا بایستی خودش را نشان دهد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17195">نامه ای به مادرم (طیبه نوری) در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br /> <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Nuri/Negar.jpg" style="width: 200px; height: 235px; margin: 10px; float: left;" />امید وارم که حالت خوب باشد وقتی شنیدم که بعد از چندین سال در عراق شما را به کشور البانی منتقل کردند خیلی خوشحال شدم و از طرفی ناراحت بودم که چرا پدرم را همراه شما به آلبانی منتقل نکردند من الان برای خودم یک خانمی شدم اگر بخواهم برای شما توضیح دهم که چگونه و با چه سختیهای زندگی بزرگ شدم بایستی یک کتاب برای شما بنویسم بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که این چه بلایی بود که بر سر من آمد پدر و مادری که حاضر نبودند حتی برای یک ساعت مرا ترک کنند الان چندین سال است که مرا ترک کرده اند پس عاطفه پدر و مادری کجا بایستی خودش را نشان دهد سئوال من از شما که این همه در فرقه رجوی عمر خودتان را از بین بردید به کجا رسیدید آیا هدفی پوشالی که به شما تحمیل کرده بودند محقق شد و یا شما در راستای اهداف شومشان بازی دادند هم شما را بازی دادند و هم مرا بی پدر و مادر کردند چطور دلتان آمد مرا در کودکی رها کنید فکر این را نکردید که من نیاز به پدر و مادر دارم&nbsp; و بایستی زیر سایه پدر و مادرم بزرگ می شدم وقتی دوستانم از من می پرسند که پدر و مادرت کجا هستند خجالت می کشم به آنها جواب دهم و در دلم می گویم جایی هستند که خودشان هم نمی دانند برای چه آنجا هستند اگر شما عواطف خودتان را نسبت به من فراموش کرده اید من هنوز نسبت به شما عواطفم را فراموش نکرده ام و به شما نیاز دارم ای کاش می توانستم به آلبانی سفر کنم و شما را از نزدیک می دیدم&nbsp; با بگیر و ببندی که در فرقه رجوی حاکم است امیدوارم به شما اجازه دهند که نامه مرا بخوانی تمام اهل فامیل منتظر آمدن شما هستند که به آغوش گرم خانواده برگردی و در کنار هم زندگی جدیدی را شروع کنیم&nbsp;.</p>
<p>  به امید روزی که برگردی و در کنار هم باشیم.</p>
<p>  دخترت نگار.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17195">نامه ای به مادرم (طیبه نوری) در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17195/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه ای به دخترم که سالهاست در فرقه رجوی اسیر است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15558</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15558?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Feb 2014 00:49:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/02/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>ای خدا لعنت کند رجوی و سرانش را که امیدوارم در آینده نزدیک نیست و نابود شوند نه فقط من بلکه خیلی ها را داغدار کردند طیبه جان برای چی و چه هدفی پیش این آدمهای از خدا بی خبر مانده ای می دانی که الان دخترت چند سال دارد و مستمر سراغ تو را می گیرد و من جوابی ندارم که به او بدهم حیف نیست عمر خودت را داری به تباهی می کشی و سران سازمان در خارج در بهترین رفاه و آسایش دارند به زندگی خود ادامه می دهند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15558">نامه ای به دخترم که سالهاست در فرقه رجوی اسیر است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خدا لعنت کند رجوی و سرانش را<br /> سلام دخترم!<br /> <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Nuri/Nuri_1.jpg" style="width: 300px; height: 136px; margin: 10px; float: left;" />امیدوارم حالت خوب باشد هر چند که می دانم در محلی که هستی خوبی وجود ندارد ولی ناچارم بگویم که امیدوارم حالت خوب باشد چندین سال است که تو را ندیده ام دردم را برم به چه کسی بگویم خداوند لعنت کند آن کسی را که ما را داغدار کرد چند بار با کلی مشکلات بیماری به عراق سفر کردم که شاید بعد از چند سال تو را در آغوش بگیرم ولی این از خدا بی خبران فرقه رجوی به من اجازه ندادند که حتی یک دقیقه شما را ببینم آیا این ها از انسانیت بویی برده اند آیا این ها به کسی رحم می کنند و با دل شکسته به ایران باز گشتم فرقه رجوی و سرانش چی فکر کرده اند فکر کردند که مالک انسانها هستند فکر کردند که تو از بوته عمل آمده ای خدا لعنت کند رجوی و سرانش را که امیدوارم در آینده نزدیک نیست و نابود شوند نه فقط من بلکه خیلی ها را داغدار کردند طیبه جان برای چی و چه هدفی پیش این آدمهای از خدا بی خبر مانده ای می دانی که الان دخترت چند سال دارد و مستمر سراغ تو را می گیرد و من جوابی ندارم که به او بدهم حیف نیست عمر خودت را داری به تباهی می کشی و سران سازمان در خارج در بهترین رفاه و آسایش دارند به زندگی خود ادامه می دهند به این فکر کردی که چه فریبی از فرقه رجوی خوردی اینها اگر انسان بودند به اندازه یک سر سوزن به شما آزادی می دادند که طی این چند سال یک تماس تلفنی با خانواده ات بر قرار می کردی و از احوال شما جویا می شدیم. من و مادرت و بخصوص دخترت نگار بی صبرانه منتظر آمدنت هستیم خودت را از فرقه تباهی نجات بده و به آغوش گرم خانواده برگرد.<br /> دوستدار شما پدرت غلام رضا نوری.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15558">نامه ای به دخترم که سالهاست در فرقه رجوی اسیر است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15558/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه نگار به مادرش طیبه نوری؛ اسیر در فرقه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11777</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11777?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 23 Dec 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/12/24/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d8%b7%d9%8a%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%b3%d9%8a%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر چه فکرش را می کنم که شما برای چه هدفی در آن بیابان و در یک حصار بسته مانده اید به نتیجه مشخصی نمی رسم واقعا این 10 سالی که نزد شما نبودم از خودتان سئوال نکردید که من فرزندی داشتم الان در کجا بسر می برد و بدون محبت مادری چگونه بزرگ شده است من از شما دلگیر نیستم از آنهایی دلگیر هستم که این بلا را بر سر من و شما آورده اند خداوند آنها را لعنت کند که صد ها کودک مثل من را در حسرت مادری گذاشتند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11777">نامه نگار به مادرش طیبه نوری؛ اسیر در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مادر سلام!<br /> امیدوارم که حال شما خوب باشد تا به حال چندین نامه برای شما ارسال کرده ام ولی متاسفانه هیچ جوابی از جانب شما به دست من نرسیده. اگر از احوال من می خواهید جویا شوید حالم خوب است.  شاید از ته دل این را نگویم فرزندی که 3 سال بیش نداشت و در اوج عاطفی پدر و مادرش آن را رها کردند الان که دارم این نامه را برای شما می نویسم 13 سال دارم و دوم راهنمایی هستم. <br /> <img loading="lazy" decoding="async" hspace="10" height="235" width="200" vspace="10" align="left"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Nuri/Negar.jpg" />عکسم را برای شما همراه این نامه ارسال می کنم شاید مرا نشناسید ولی واقعیت دارد من دختر شما نگار هستم من همیشه به فکر شما هستم نمی دانم شما هم همین فکر را دارید شما کجا هستید که 10 سال است یک تماس تلفنی هم با من نداشتید الان که بزرگ شده ام تا حدودی می دانم که کجا زندگی می کنید و می دانم که در آن محل شما را به اسارت گرفته اند خاله ام با کلی مشکلات چند وقت پیش به عراق سفر کرده بود که شاید با شما ملاقاتی داشته باشد. در این رابطه موفق نشد وقتی به ایران بازگشت برایم تعریف کرد که شما در چه محلی زندگی می کنید و هیچ امکانی به شما نمی دهند که بتوانید تماس و یا نامه نگاری کنید و از طرفی عاطفه را در درون آدمها می کشند و آدمها را فدای خودشان می کنند. هر چه فکرش را می کنم که شما برای چه هدفی در آن بیابان و در یک حصار بسته مانده اید به نتیجه مشخصی نمی رسم واقعا این 10 سالی که نزد شما نبودم از خودتان سئوال نکردید که من فرزندی داشتم الان در کجا بسر می برد و بدون محبت مادری چگونه بزرگ شده است من از شما دلگیر نیستم از آنهایی دلگیر هستم که این بلا را بر سر من و شما آورده اند خداوند آنها را لعنت کند که صد ها کودک مثل من را در حسرت مادری گذاشتند. من تا اندازه ای بزرگ شده ام که بتوانم کارهای شما را دنبال کنم که شما را از آن زندان قرون وسطایی آزاد کنم. به امید روزی نه چندان دور شما را در آغوش بگیرم و محبت مادری را بعد از چند سال لمس کنم. به امید آن روز.  </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11777">نامه نگار به مادرش طیبه نوری؛ اسیر در فرقه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11777/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خواهرم ما منتظر رهایی تو از فرقه رجوی هستیم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10808</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10808?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jun 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/06/02/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%a7-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%87%d8%b3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خدمت خواهر عزیزم طیبه. خواهری که یادگارش نگار است نگاری که بوی تو را می دهد و صدایش تو را می خواهد در نبود تو بایستی اشک بریزد و دل پُر از دردش برای مادرش خون باشد. بچه های ایران زمین از لطف مهر و محبت مادری برخوردار هستند چرا بایستی نگار از مهر و محبت مادری محروم باشد به چه دلیل؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10808">خواهرم ما منتظر رهایی تو از فرقه رجوی هستیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>نامه یک خواهر دل سوخته پس از سفر به پادگان اشرف</strong><br /> با سلام، خدمت خواهر عزیزم طیبه. خواهری که یادگارش نگار است نگاری که بوی تو را می دهد و صدایش تو را می خواهد در نبود تو بایستی اشک بریزد و دل پُر از دردش برای مادرش خون باشد. بچه های ایران زمین از لطف مهر و محبت مادری برخوردار هستند چرا بایستی نگار از مهر و محبت مادری محروم باشد به چه دلیل؟ من برای اولین بار با کلی مشکلات و سختی راه، به کشور عراق سفری داشتم به هر شکلی که بود خودم را به درب پادگان اشرف رساندم من کاری به سیاست ندارم فقط می خواستم تو را ملاقات کنم پشت سیم خاردار خیلی شما را صدا کردم ولی جوابی از شما نگرفتم. کم و بیش جریان زندگی کردن در پادگان اشرف را برایم شرح دادند و می دانم که توسط یک سری آدمهای سنگ دل اسیر شده ای. برای چه هدفی! چندین سال عمر خودت را در بیابانهای عراق به هدر دادی واقعا شما در پادگان اشرف آزاد هستید؟ این چه آزادی است که بعد از چند سال به شما اجازه نداده اند یک تماس تلفنی با پدر و مادرت داشته باشی که از احوال آنها جویا شوی.  آزادی در منطق رهبران فرقه و سرانش یعنی این؟! و آن برخورد وحشیانه و عقب مانده ای که یک سری از عناصر فرقه با ما داشتند که از انسانیت بدور است.  طیبه جان نگار چشم براه توست و همش سراغ تو را می گیرد به خودت بیا و خودت را از آن حصار بسته نجات بده و نگارت را خوشحال کن. ما همه نگران شما هستیم  و از شما می خواهیم هر چه زود تر خودت را نجات دهی. در بیابان برهوت فقط داری عمرت را از دست می دهی. کسانی که خودشان را از پادگان اشرف نجات داده اند دارند زندگی خودشان را می کنند و تازه معنی و مفهوم آزادی را فهم کرده اند. من هم برای شما دعا می کنم که هر چه زود تر به کانون گرم خانواده برگردی به امید آن روز. <br /> دوست دار شما، اعظم نوری </p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" width="400" vspace="10" hspace="10" height="181"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Nuri/Nuri_1.jpg" /><br /> <img decoding="async" vspace="10" hspace="10"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Nuri/Nuri.jpg" /></p>
<p></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/10808">خواهرم ما منتظر رهایی تو از فرقه رجوی هستیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/10808/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درد دلهای مادر طیبه نوری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8823</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8823?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Feb 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/02/16/%d8%af%d8%b1%d8%af-%d8%af%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b7%db%8c%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>من مادرت هستم و خوب شما را می شناسم چه چیزی باعث این کار شده. هر چه فکر می کنم که شما برای چی در آن بیابان برهوت مانده اید عقلم به جایی قد نمی دهد. آیا؟ غیر از اینکه عمر شما دارد تلف می شود کار دیگری هم دارید  در کدام کتاب قانون نوشته شده است که مادری بعد از چند سال با سفری پر خطر به عراق سفر می کند که دخترش را ملاقات کند به جای ملاقات با دخترش با بدو بیرای سران سازمان مواجه می شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8823">درد دلهای مادر طیبه نوری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برسد به دست دختر عزیزم طیبه نوری<br /> بنام خداوند متعال<br /> سلام دخترم! امیدوارم که حالت خوب باشد. طیبه جان خیلی وقت است که از شما بی خبر هستیم. چرا با ما تماسی نمی گیری و یا نامه ای برای ما ارسال نمی کنی؟ پدرت هم نگران حال شماست. از طرفی دخترت بزرگ شده است و همش سراغ شما را می گیرد و ما نمی دانیم چه جوابی به آن بدهیم. چرا این قدر نسبت به ما کم عاطفه شده ای؟ من مادرت هستم و خوب شما را می شناسم چه چیزی باعث این کار شده. هر چه فکر می کنم که شما برای چی در آن بیابان برهوت مانده اید عقلم به جایی قد نمی دهد. آیا؟ غیر از اینکه عمر شما دارد تلف می شود کار دیگری هم دارید در کدام کتاب قانون نوشته شده است که مادری بعد از چند سال با سفری پر خطر به عراق سفر می کند که دخترش را ملاقات کند به جای ملاقات با دخترش با بدو بیرای سران سازمان مواجه می شود. آدم وقیح دیده بودم ولی آدمهایی به وقاحتی سازمان ندیده بودم. چون دل یک مادر را شکستند. طیبه جان من از شما هیچ چیزی در دلم ندارم همانطور که گفتم من شما را خوب می شناسم. حرف من با اربابان سازمان است که فکر می کنند مالک فرزندم هستند. سازمانی که می خواهد آزادی به مردم بدهد بایستی گفت ای مرده شور آن آزادی را ببرند که شما می خواهید به مردم بدهید. اسم این را بایستی گذاشت بردگی و نه آزادی. زندانی که چند سال در زندان است هفته ای یک الی دو بار با خانواده اش تماس می گیرد. شما در کجای دنیا قرار گرفته اید که سالی یک بار هم که شده نمی توانید با خانواده هایتان تماس بگیرید. آیا تماس برای سران سازمان هم اینقدر سخت است؟ طیبه جان چرا به خودت نمی آیی، برای چه کسی خودت را داری از بین می بری. برای آنهایی که در فرانسه دارند با ناز و نعمت زندگی می کنند و شما ها را در یک قفس در بیابان برهوت عراق رها کردند. من حرف دیگری ندارم که به شما بزنم فقط خیلی دلم برایت تنگ شده همینطور دخترت. و به سران بی رحم سازمان بگو بخاطر خدا هم که شده یک بار اجازه دهید با مادرم و دخترم تماس بگیرم. شاید دل بی رحم سازمان به رحم بیاید. در آخر تمام خانواده و فامیل سلام شما را می رسانند.  خدا نگهدار شما! چشم انتظار شما! مادرت </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8823">درد دلهای مادر طیبه نوری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8823/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه دختری رنج کشیده از دوری پدر و مادر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8425</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8425?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استمداد از مجامع بین المللی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/10/22/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d9%86%d8%ac-%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>پدر و مادر من اهل سیاست نبودند. گزارشی که افراد جدا شده به ما دادند نشان می دهد که  سازمان در ترکیه با فریب و دروغ پدر و مادر مرا به عراق منتقل کرده. قبل از انتقال آنها سازمان به آنها قول داده که بعد از 5 ماه کار در عراق و با کلی پول شما را به اروپا به عنوان پناهنده سیاسی اعزام می کنیم. الان نزدیک به 13 سال است که سازمان پدر و مادر مرا در زندان مخوف اشرف نگه داشته است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8425">نامه دختری رنج کشیده از دوری پدر و مادر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نماینده کمیته بین المللی صلیب سرخ جهانی در تهران باسلام و احترام به پیوست نامه خانم نگار عباسی از اعضای انجمن نجات دفتر اراک ارسال می گردد. <br /> امید است با توجه به وظایف بشر دوستانه کمیته بین المللی صلیب سرخ و همچنین احساس وظیفه جنابعالی و همکاران محترمتان در قبال حقوق بشر، بتوان برای آزادی پدر و مادر این دختر زجر کشیده قدمی برداشت.<br /> قبلا از همکاری شما کمال تشکر و قدردانی می گردد.<br /> فواد بصری &#8211; مسئول دفتر انجمن نجات اراک نماینده محترم صلیب سرخ بین المللی در تهران <br /> با سلام و احترام!<br /> اسم من نگار است، فرزند پدری به نام مظفر عباسی و مادری به نام طیبه نوری. پدر و مادری که حداقل 13 سال است که آنها را ندیده ام! آری تعجب نکنید 13 سال دور از مهر و محبت پدر و مادر بزرگ شده ام! آری پدر و مادر من جزء آن عده افراد فریب خورده و شستشوی مغزی شده توسط سران سازمانی به نام مجاهدین هستند که 13 سال است در پادگانی به نام اشرف زندانی هستند.<br /> نماینده محترم صلیب سرخ! <br /> نامه ای را که دارم برای شما می نویسم شرح حال لحظه های سخت فراق و دوری از کانون گرم یک خانواده واقعی است. خانواده ای که هر شخص به وجود آن نیاز دارد.<br /> همه داستان من از یک روز سیاه شروع شد. روزی که پدر و مادر من تصمیم گرفتند برای کار به ترکیه سفر کنند. مادر بزرگم می گوید وقتی مادرم داشت چمدان خودش را می بست قول داد که سفرش به ترکیه 4 الی 5 ماه بیشتر طول نمی کشد. و بعد از این مدت به نزد من به ایران بازمی گردند. شبها دیگر مادری در کنارم نبود که آن را در آغوش بگیرم و با چشمانی پُر از اشک به خواب می رفتم. روزها و سالها گذشت از پدر و مادرم خبری نشد. اطلاعی نداشتم پدر و مادر من زنده هستند یا مرده اند. سال 1381 افرادی که از سازمان جدا شده بودند و به ایران باز گشته بودند پدر و مادرم را شناسایی کردند و خبر زنده بودن و اسیر شدن آنها در پادگان اشرف را به ما دادند و الان نزدیک به 13 سال است که از پدر و مادرم نامه ای دریافت نکردم و حتی دریغ از یک تماس تلفنی! <br /> نماینده محترم صلیب سرخ!<br /> پدر و مادر من اهل سیاست نبودند. گزارشی که افراد جدا شده به ما دادند نشان می دهد که سازمان در ترکیه با فریب و دروغ پدر و مادر مرا به عراق منتقل کرده. قبل از انتقال آنها سازمان به آنها قول داده که بعد از 5 ماه کار در عراق و با کلی پول شما را به اروپا به عنوان پناهنده سیاسی اعزام می کنیم. الان نزدیک به 13 سال است که سازمان پدر و مادر مرا در زندان مخوف اشرف نگه داشته است. و من در حال حاضر روزگار سختی را سپری می کنم. شما تصور کنید یک دختر 13 سال پدر و مادرش را نبیند با مشکلات روحی و روانی و کمبود های عاطفی مواجه می شود. من از شما به عنوان یک انسان بشر دوست تقاضا دارم ترتیبی دهید که نامه ها و درد دل های من به دست آنها برسد.<br /> با تشکر و قدر دانی از شما. نگار عباسی. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8425">نامه دختری رنج کشیده از دوری پدر و مادر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8425/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه خانم نوری به دخترش طیبه از اعضاء مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8273</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8273?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[استمداد از مجامع بین المللی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/09/05/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%86%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d8%b7%db%8c%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b9%d8%b6%d8%a7%d8%a1-%d9%85%d8%ac/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سئوال من این است که چرا این قدر بی عاطفه شدی؟ ناسلامتی من مادر شما هستم. واقعا خنده دار نیست سازمانی که مدعی است که در تمام نقاط دنیا نفوذ دارد از یک تماس تلفنی با خانواده ترس و هراس دارد. سازمانی که به شما که اعضای به اصطلاح خودش هستید اعتنایی نمی کند انتظار دارید به من مادر که ده سال روزگار برای دیدن شما لحظه شماری می کند توجه ای داشته باشد. ظلم بالاتر از این؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8273">نامه خانم نوری به دخترش طیبه از اعضاء مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ریاست محترم کمیته بین المللی صلیب سرخ در تهران<br /> با سلام و احترام<br /> به پیوست نامه خانم نوری مادر خانم طیبه نوری یکی از اعضای دربند فرقه رجوی در مقر اشرف را به حضورتان ارسال می نمایم.<br /> لذا خواهشمند است با توجه به وظایف بشر دوستانه کمیته بین المللی&nbsp; صلیب سرخ جهانی در قبال اسرا و زندانیان جنگی، نامه مذکور را به دست دختر ایشان در مقر اشرف برسانید.<br /> قبلا از احساس مسئولیت جنابعالی و همکاران محترمتان کمال تشکر و قدردانی می شود.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <br /> فـواد بصری &#8211; مسئول دفتر انجمن نجات اراک</p>
<p>نامه خانم نوری به دخترش طیبه از اعضاء مجاهدین<br /> به نام خدا<br /> طیبه جان سلام&nbsp; <br /> بعد از اتفاقاتی که اخیرا در پادگان اشرف رخ داده امیدوارم که حالت خوب باشد چون ما خیلی نگران حال شما هستیم. طی این مدت منتظر لحظه ای بودم که تماسی هرچند کوتاه با من داشته باشی&nbsp;. ولی متاسفانه این برایم به یک رویا تبدیل شده است. <br /> سئوال من این است که چرا این قدر بی عاطفه شدی؟ ناسلامتی من مادر شما هستم. واقعا خنده دار نیست سازمانی که مدعی است که در تمام نقاط دنیا نفوذ دارد از یک تماس تلفنی با خانواده ترس و هراس دارد. سازمانی که به شما که اعضای به اصطلاح خودش هستید اعتنایی نمی کند انتظار دارید به من مادر که ده سال روزگار برای دیدن شما لحظه شماری می کند توجه ای داشته باشد. ظلم بالاتر از این؟ مگر شما نمی بینید که سازمان خون خوار مجاهدین عمر شما را برای منافع خودش تلف می کند؟ چرا مسعود و مر یم رجوی به عراق نمی آیند و سینه خودشان را جلوی گلوله سپر کنند؟ چرا شما ها را جلو می فرستند؟ چرا مر یم رجوی زنهای با سابقه را در فرانسه دور خودش جمع کرده است و&nbsp; آنها را به اشرف نمی فرستد که با عراقی ها درگیر شوند؟ چرا بایستی همیشه در این سازمان سطوح پایین قربانی آقا مسعود وخانم مر یم شوند؟ برای چی و برای چه هدفی؟ <br /> دخترت نازنینت فقط شما را می خواهد هر موقع مرا می بیند به من می گوید پس بابا و مامان را چه وقت می بینم؟ من جوابی ندارم به آن بدهم. فقط در دلم می گویم بایستی از سازمان مخوف وظلم ستیز پرسید به چه دلیل فرزندان ما را به اسارت خود گرفته؟<br /> طیبه جان به امید روزی نه چندان دور که به وطنت ایران برگردی و زندگی جدیدی را با دختر و خانواده شروع کنی. <br /> قربانت! پدر و مادرت<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8273">نامه خانم نوری به دخترش طیبه از اعضاء مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8273/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اگر تمام دنیا را به من بدهند جای مهر شما را پر نخواهد کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5760</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5760?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Nov 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/11/07/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af-%d8%ac%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>شما می دانید من الان چند سالم شده و به چه کلاسی میروم. میدانید وقتی که در کلاسهای تابستانی شرکت کردم روزی که امتحان از ما می گرفتند پرسیدند که نام پدرت چیست؟ اما من متأسفانه ندانستم که باید چه بگویم. میدانید که چقدر دلم برایتان تنگ شده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5760">اگر تمام دنیا را به من بدهند جای مهر شما را پر نخواهد کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">به: به مادرم طیبه نوری (اهل اراک) و پدرم</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">از: دخترتان، نگار</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">&nbsp;</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">با سلام خدمت پدر و مادری که سالهاست مرا از لطف و محبت خود دور نگه داشته اند و کمبود محبت انان را لحظه به لحظه احساس می کنم. زمانیکه مرا رها نمودید کودکی بیش نبودم و نمیدانستم که چه آینده ای را در پیش رو دارم. اگر میدانستم هرگز اجازه نمیدادم که مرا تنها بگذارید. هم اکنون می دانم که اگر تمام دنیا را به من بدهند جای مهر شما را پر نخواهد کرد. اصلاً شما می دانید من الان چند سالم شده و به چه کلاسی میروم. میدانید وقتی که در کلاسهای تابستانی شرکت کردم روزی که امتحان از ما می گرفتند پرسیدند که نام پدرت چیست؟ اما من متأسفانه ندانستم که باید چه بگویم. میدانید که چقدر دلم برایتان تنگ شده است. تنها کسی که واقعاً بر دردهایم مرهمی نهاد همان پدر و مادرتان بود. شما اگر این فکر را در سر داشتید چرا مرا به دنیا آوردید و قربانی هوسهایتان کردید. از ته قلب میگویم بخاطر من برگردید بخاطر نگارتان.</p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">ببین واقعاً همه این حرفها حرف دل این بچه شما بود که برایتان نوشتم. بابا و مامان تو رو بخدا برگردید. دوستتان دارم. </p>
<p>    &nbsp;</p>
<p><span style=" Tahoma; mso-ansi-font-size: 12.0pt">از طرف نگار.</span><span  style="; mso-bidi-font-size: 10.0pt"></p>
<p>     &nbsp;  &nbsp;</p>
<p>  &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5760">اگر تمام دنیا را به من بدهند جای مهر شما را پر نخواهد کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5760/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خانه هنوز بوی تو را می دهد &#8211; نامه به طیبه نوری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4744</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4744?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Apr 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[طیبه نوری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/04/15/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%db%8c-%d8%af%d9%87%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام، سلامی با اشک و آه، سلامی با ناله و فغان، سلامی از جان، سلامی به گرمی خون وجودم، سلامی از جگرم که گوشه ای از آن متعلق به توست. دخترم، عزیزم، دلبندم، طیبه جان چرا ما را فراموش کردی. چرا ما را از یاد برده ای. طیبه جان تمامی افراد خانواده، اعم از خواهر و برادر از دوریت نگران و ناراحت هستند از جمله منِ مادر و پدرت که دائماً چشم ما را گریان کرده ای. از اینها به کنار چرا دخترت را فراموش کرده ای. نگار را، نگار چشم گریان و تنها را، میدانی که یک دختر همرازش هم محبتش هم کلامش آرام جانش مادر است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4744">خانه هنوز بوی تو را می دهد &#8211; نامه به طیبه نوری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نامه به طیبه نوری</p>
<p>سلام، سلامی با اشک و آه، سلامی با ناله و فغان، سلامی از جان، سلامی به گرمی خون وجودم، سلامی از جگرم که گوشه ای از آن متعلق به توست.</p>
<p>دخترم، عزیزم، دلبندم، طیبه جان چرا ما را فراموش کردی. چرا ما را از یاد برده ای.</p>
<p>طیبه جان تمامی افراد خانواده، اعم از خواهر و برادر از دوریت نگران و ناراحت هستند از جمله منِ مادر و پدرت که دائماً چشم ما را گریان کرده ای.</p>
<p>از اینها به کنار چرا دخترت را فراموش کرده ای. نگار را، نگار چشم گریان و تنها را، میدانی که یک دختر همرازش هم محبتش هم کلامش آرام جانش مادر است.</p>
<p>طیبه جان تصور کن و بدان دخترت نگار چطوری این چندسال را پشت سرگذاشته.</p>
<p>چطور هرساله لحظه تحویل سال را می گذراند و اشکهایش را پنهانی پاک می کند. تصور کن وقتی که مریض می شود، وقتی بچه ها را می بیند در آغوش مادرهایشان، وقتی میخواهد به مدرسه برود، و وقتی که از مدرسه می آید خستگی اش را با چه کسی درمیان بگذارد و چه کسی کمبود مهرمادری را پر می کند؟ هیچ چیز و هیچ کس.</p>
<p>چرا ترس را بر فرزند تنها و بی کست ترجیح داده ای؟ قسم می خوریم ما که اگر برگردی کسی به شما کار ندارد اگر برایتان مطرح کردند که اگر برگردید ایران شما را اذیت میکنند این یک اشتباه است.</p>
<p>طیبه جان عباس و طاهره که برگشتند ایران کسی با آنها کاری نداشت الان دارند زندگی می کنند در تهران صحیح و سالم و می خواهند خانه بخرند و صاحب دو دختر هستند بنام مینا و مینو.</p>
<p>بخاطر نگار برگرد. نگار پول نمی خواهد مادر می خواهد، خنده نگار پول است، خنده نگار ثروت است، نگار حرفش کلامش، صحبتش، مادر است مادر است مادر.</p>
<p>نگار، نگار، نگار را فراموش نکن</p>
<p>هرچه را و هرکس را فراموش کردی نگار را فراموش نکن.</p>
<p>طیبه جان وقتی نگار با ما تماس می گیرد حرفش مامانم است می گوید مامانم کجاست طیبه کجاست سعید کجاست. حرف همیشگی اش این است.</p>
<p>مگر مادرم صدایم را نمی شنوی</p>
<p>مگر مادرم گریه هایم را نمی شنوی</p>
<p>مگر مادرم دوستم نداری پس چرا تنهام گذاشتی</p>
<p>مادرم مادرم مادرم.</p>
<p>طیبه جان این حرفهای نگار دخترت است.</p>
<p>نگار، نگار، نگار، نگار، نگار، نگار، نگار، نگار، نگار&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p>به امید دیدار رویت. امیدوارم که با سعید برگردی.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4744">خانه هنوز بوی تو را می دهد &#8211; نامه به طیبه نوری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4744/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
