<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>عادله خبازیان</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/عادله-خبازیان</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 01 Nov 2020 05:34:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>عادله خبازیان</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/عادله-خبازیان</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; عادله خبازیان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/41763</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/41763#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 08:53:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[عادله خبازیان]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=41763</guid>

					<description><![CDATA[<p>درباره شرایط کنونی او اطلاعی در دسترس نیست. او فرزند خانواده ای مجاهد بود. پدرش محمد خبازیان و مادرش مریم حاج خانبان از اعضای مجاهدین خلق بودند. در سال1370 ، عادله و خواهر و برادرانش به همراه دیگر فرزندان مجاهدین خلق به اروپا فرستاده شدند. مجاهدین، عادله و خواهرش عاطفه در آلمان و دو فرزند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/41763">سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; عادله خبازیان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>درباره شرایط کنونی او اطلاعی در دسترس نیست. او فرزند خانواده ای مجاهد بود. پدرش محمد خبازیان و مادرش مریم حاج خانبان از اعضای مجاهدین خلق بودند. در سال1370 ، عادله و خواهر و برادرانش به همراه دیگر فرزندان مجاهدین خلق به اروپا فرستاده شدند. مجاهدین، عادله و خواهرش عاطفه در آلمان و دو فرزند دیگر را در آمریکا مستقر کردند.</p>
<div id="attachment_41764" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-41764" class="size-full wp-image-41764" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khabazian-Adele-Fa.jpg" alt="عادله خبازیان" width="600" height="340" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khabazian-Adele-Fa.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khabazian-Adele-Fa-300x170.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khabazian-Adele-Fa-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-41764" class="wp-caption-text">عادله خبازیان</p></div>
<p>عادله که در آن زمان هفده ساله بود هم به مدرسه می رفت و هم تشکیلات او را به مربی گری دیگر کودکان مجاهدین خلق گماشته بود. همچنین برای وظایف تشکیلاتی مانند بسیاری دیگر از بچه ها برای گرفتن کمک مالی ، روزهای تعطیل از صبح زود تا دیر وقت در شهرهای گوناگون آلمان به سر می‌برد.</p>
<p>نادره افشار در کتاب عشق ممنوع درباره عادله می نویسد: « او مدام به داشتن روسری اجباری اعتراض می کرد و همیشه مورد تهاجم مسئولان قرار می گرفت&#8230; پس از درگیری های مختلف ، آن روزها که عادله هفده ساله بود ،تصمیم می گیرد روسری را بردارد ، طیبه رحمانی لاهوت که به عنوان عضو شورا قرار است فردا آزادی را برای مردم ایران به ارمغان ببرد ، پس از تهدیدها و کتک های فراوان ، بالاخره به عادله گفته بود تو نباید روسری را برداری ، اول باید مادرت اجازه بدهد. مادر را از عراق آوردند ( پای خط مقاومت !) تا به دخترش حالی کند که نباید روسری را بردارد. دختر معصوم هم پای تلفن به مادرش گفته بود :من ننگ دارم که مادرم مجاهد است و در حالی که مادر همچنان داشت در مورد مزایای انقلابی روسری داد سخن می داد ، گوشی را گذاشته بود. »</p>
<p>مسئولین تشکیلات در کلن بارها برای عادله نشست برگزار می کنند تا او را قانع کنند که حجاب بر سر نگه دارد نهایتا به او برچسب «بریده خائن» می زنند و او و خواهرش را از پایگاه اخراج می کنند. عادله که روزهای رنج و سختی در تشکیلات را پشت سر گذاشته است، خارج از تشکیلات کم و بیش درباره تشکیلات افشاگری می کند. این بار نوبت به پدر می رسد که دختران را مورد هدایت اجباری تشکیلات قرار دهد.</p>
<p>نادره افشار در ادامه می نویسد: « پدر که خود قربانی مکتب مسعود رجوی است ، درحالی که تا آن زمان هیچگاه دست به روی بچه هایش بلند نکرده بود ، می رود و عادله را بشدت با مشت و لگد و کمربند کتک می زند . ( برادر محمد ) تا آن روز به بچه هایش بی احترامی نکرده بود.»</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/41763">سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; عادله خبازیان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/41763/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
