<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>علیرضا امیری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/علیرضا-امیری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 30 Sep 2021 09:51:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>علیرضا امیری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/علیرضا-امیری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>علیرضا امیری پس از جدایی در آلبانی به ایران بازگشت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Feb 2015 07:49:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/02/21/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای علیرضا امیری پس از سالها اسارت در حصارهای فیزیکی و ذهنی تشکیلات مخوف رجوی به کانون گرم خانواده و به میهن عزیزمان ایران بازگشت.  خانواده محترم امیری طی سالهای اخیر در یک اقدام گسترده، خستگی ناپذیر و همکاری تنگاتنگ با انجمن نجات آذربایجانغربی و نامه نگاری های متعدد به نهادهای بین المللی و حقوق بشری از جمله عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر و نیز ملاقات با کمیته بین المللی صلیب سرخ به خواسته مشروع و قانونی خود مبنی بر رهایی علیرضا تاکید بسیار داشتند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453">علیرضا امیری پس از جدایی در آلبانی به ایران بازگشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای علیرضا امیری پس از سالها اسارت در حصارهای فیزیکی و ذهنی تشکیلات مخوف رجوی به کانون گرم خانواده و به میهن عزیزمان ایران بازگشت.<br /> &nbsp;<img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Amiri_A/Amiri_Alireza.jpg" style="width: 300px; height: 158px; margin: 10px; float: left;" />خانواده محترم امیری طی سالهای اخیر در یک اقدام گسترده، خستگی ناپذیر و همکاری تنگاتنگ با انجمن نجات آذربایجانغربی و نامه نگاری های متعدد به نهادهای بین المللی و حقوق بشری از جمله عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر و نیز ملاقات با کمیته بین المللی صلیب سرخ به خواسته مشروع و قانونی خود مبنی بر رهایی علیرضا تاکید بسیار داشتند. سرانجام سران بیرحم و بی احساس مجاهدین وادار شدند تا علیرضا امیری را به همراه برخی از افراد از اسارتگاه لیبرتی به کشور آلبانی منتقل کنند.<br /> &nbsp;گسستگی و شکاف در تشکیلات رجوی و ایجاد روزنه هایی برای ارتباط و تماس افراد در آلبانی با خانواده هایشان در ایران، آثار تبلیغات سوء و غیر واقعی سران مجاهدین را که بیش از دو دهه به شکلی سیستماتیک در محیط بسته ی قرارگاه اشرف و لیبرتی در عراق، اعضا و کادرهای تشکیلاتی را تحت شستشوی مغزی قرار داده بودند خنثی، و واقعیت ها را برای آنان بیش از پیش آشکار می کند پس افرادی که از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین به دنیای آزاد منتقل می شوند با واقعیت ها مواجه و امکان انتخاب می یابند در چنین شرایط مطلوب، ایدئولوژی دگم، قرون وسطایی و متعلق به دوران بربریت و توحش فرقه رجوی جذابیت خود را بسرعت در ذهنیت جمعی اعضای تشکیلاتی از دست می دهد و آنان آزادی فردی، انتخاب و حق تعیین سرنوشت خود را به هرگونه وابستگی و اطاعت کورکورانه تشکیلاتی ترجیح می دهند &hellip;<br /> &nbsp;بازگشت آقای علیرضا امیری به میهن عزیزمان ایران را به خانواده محترم امیری به خصوص خانمها شجاعت علیپور(مادر) و فاطمه امیری (خواهر) صمیمانه تبریک گفته و آرزوی خوشبختی و رستگاری برای این خانواده محترم داریم.<br /> &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453">علیرضا امیری پس از جدایی در آلبانی به ایران بازگشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/17453/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به سومین نامه خانم فاطمه امیری خطاب به سران مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14184</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14184#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 May 2013 08:14:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/05/15/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d8%b7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>شما به قدرت خانواده ها و عاطفه در آزادی (ساکنین کمپ لیبرتی) و انگیزه دادن به اسیران در فرار و خروج از این فرقه شک نکنید بساط آنها را خانواده ها بهم ریختند! علیرضا کافیست یکبار شما و مادرش را در آغوش بگیرد هرگز نزد آنها برنمیگردد و رجویها این را بخوبی میدانند از مبارزه برای آزادی جگر گوشه تان خسته و مایوس نشوید! انشاءالله روز آزادی علیرضا و دیگر اسرا نزدیک است! با شناختی که از علیرضا دارم با آن لهجه شیرینش تحمل بسیاری دارد و او هم در انتظار است!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14184">نگاهی به سومین نامه خانم فاطمه امیری خطاب به سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از وقتی که آقای علیرضا امیری در ترکیه به تور رابطین مجاهدین افتاد و با وعده اخذ پناهندگی به قرارگاه اشرف مستقر شد بیش از ده سال می گذرد. خانواده محترم امیری در طی این سالها در تلاش برای ملاقات و دیدار با علیرضا امیری بودند که به دلیل مخالفت و ممانعت سران مجاهدین تاکنون موفق به دیدار با او نشده اند. علیرضا امیری از ساکنین فعلی کمپ لیبرتی است. متاسفانه سران مجاهدین همه راههای ارتباطی ساکنین کمپ لیبرتی را با دنیای پیرامونی و خانواده هایشان بسته اند. در دو ماه اخیر سه نامه از سوی دو خواهر آقای علیرضا امیری به آدرس سایت نیم نگاه ایمیل شد و از تیم مدیریت سایت خواسته شد نامه های ارسالی در سایت انتشار یابد شاید سران مجاهدین با مطالعه آن به خود آیند و بیش از این مانع تماس و دیدار اعضای خانواده با علیرضا نشوند و ضمنا نهادهای بین المللی و حقوق بشری نیز در جریان ستمی که سران مجاهدین بر خانواده های ساکنین کمپ لیبرتی روا می دارند قرار گیرند. پس از درج سومین نامه خانم فاطمه امیری در &ldquo;سایت و صفحه فیس بوک نیم نگاه&rdquo; یکی از کادرهای تشکیلاتی جداشده مجاهدین و دوست و همرزم سابق علیرضا طی جمعبندی نقطه نظرات خود درباره آخرین شرایط و وضعیت علیرضا امیری و درج آن در بخش دیدگاههای صفحه فیس بوک نیم نگاه این اجازه را به ما داد تا جهت اطلاع و آگاهی مخاطبین سایت نوشتار ایشان را در معرض دید مخاطبان نیم نگاه و شهروندان ایرانی داخل و خارج کشور قرار دهیم و از ایشان سپاسگذاریم.</p>
<p>  تیم مدیریت سایت نیم نگاه</p>
<p style="text-align: center;"><img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Amiri/Amiri_Fateme.jpg" style="width: 300px; height: 217px; margin: 10px;" /></p>
<p>  ***<br /> آذری زاده ـ عضو سابق مجاهدین خلق</p>
<p>  ایران ـ شیراز</p>
<p>  سلام به این خواهر (خانم فاطمه امیری) و خانواده چشم انتظار، خانواده محترم امیری! من علیرضا امیری رو بخوبی میشناسم و حق وی در زندگی اسیر شدن به دست فرقه (مجاهدین) نبود او بسیار خوش برخورد و ساده است! امید است که چشم و دل شما و همه اعضای خانواده به دیدن عزیزانتان روشن شود!</p>
<p>  البته که درد شما درد صدها خانواده دیگری است که از جاه طلبیهای رجوی رنج میبرند اما بگذارید از علیرضا برایتان بگویم: آخرین باری که او را دیدم خرداد ۱۳۸۸ بود در نشستی در اشرف. البته او از روحیه بالایی برخوردار بود و طبعا ناراضی از مناسبات بسته ای که در تشکیلات فرقه مجاهدین حاکم بود ولی میساخت و میسوخت! این را درک کنید که محیط آنجا و مناسباتش حتی در زمانبندیهای روزانه جایی برای فکر کردن به موضوعات خارج از سازمان مثل خانواده /پدر / مادر / خواهر و دیگر مسایل را باقی نمیگذارد و محیط ذهنی و فکری منوط به و کانالیزه شده به سمت رهبری فرقه است. البته در رده تشکیلاتی که علیرضا قرار داشت این محیط بسته بود بدلیل جدیدالورود بودنش یعنی بیشتر روی آنها کار میکردند و مغزشویی میشدند!! البته او مطیع کامل به تشکیلات نبود و اعتراضاتی هم داشت ولی بدانید که ماندن آنها در اشرف و لیبرتی دست خودشان نیست و خارج شدن و یا فرار کردن ساده نیست و بایستی یک معادله چند مجهوله ای را حل کنند اگر اجازه در زمان بدهند که رویش فکر کنند!! بهرحال علیرضا هم شاید بدون آنکه بخواهد صید این فرقه شد! و نامه شما که میدانم با اشک چشم و جوهر درد و رنج نوشته شده بی حاصل نیست! در رابطه با سوالی که (در سومین نامه تان مندرج در سایت نیم نگاه) کردید که چرا (سران مجاهدین خلق) اجازه ملاقات (به شما) نمیدهند تاکنون بسیار بحث شده اما بگذارید واقعیتی را بشما بگویم: علت این کار پوسیدگی تشکیلات آنهاست اینکه آنطوریکه فکر میکردند انقلاب درونیشان آنقدرها در مقابل اراده خانواده و احساسات عاطفی اعضاء در روبرو شدن با خانواده و لمس دست مادران و خواهران تاب تحمل ندارد و فرو میریزد این آن معادله ایست که مریم و مسعود ملعون در نظر نداشتند که انقلاب (درونی تشکیلاتی شان) جلوی عاطفه و احساسات خانوادگی سرخم میکند و نابود میشود.</p>
<p>  شما به قدرت خانواده ها و عاطفه در آزادی (ساکنین کمپ لیبرتی) و انگیزه دادن به اسیران در فرار و خروج از این فرقه شک نکنید بساط آنها را خانواده ها بهم ریختند! علیرضا کافیست یکبار شما و مادرش را در آغوش بگیرد هرگز نزد آنها برنمیگردد و رجویها این را بخوبی میدانند از مبارزه برای آزادی جگر گوشه تان خسته و مایوس نشوید! انشاءالله روز آزادی علیرضا و دیگر اسرا نزدیک است! با شناختی که از علیرضا دارم با آن لهجه شیرینش تحمل بسیاری دارد و او هم در انتظار است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14184">نگاهی به سومین نامه خانم فاطمه امیری خطاب به سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/14184/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه به علیرضا امیری از اسیران اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11687</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11687#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Dec 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/12/07/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81/</guid>

					<description><![CDATA[<p>علیرضاجان، پسرم مادرت خیلی دلش می خواد مثل خانواده های دیگه کنار ما باشی. پسرم پدرت، آقای حکمعلی امیری در انتظار دیدار پسرشه، علیرضاجان، پسر عزیزم خیلی خیلی دلمون برات تنگ شده دیگه پیر شدیم. چقدر صبر کنیم، چقدر انتظار دیگه آخه آخرای عمرمونه، 12 سال که کم نیست خسته شدیم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11687">نامه به علیرضا امیری از اسیران اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام، من شجاعت علیپور، مادر علیرضا امیری هستم که دارم برات نامه ای مینویسم.<br /> <img decoding="async" hspace="10" height="240" width="200" vspace="10" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Alipur_Shojaat.jpg"  />علیرضاجان، پسرم مادرت خیلی دلش می خواد مثل خانواده های دیگه کنار ما باشی. پسرم پدرت، آقای حکمعلی امیری در انتظار دیدار پسرشه، علیرضاجان، پسر عزیزم خیلی خیلی دلمون برات تنگ شده دیگه پیر شدیم. چقدر صبر کنیم، چقدر انتظار دیگه آخه آخرای عمرمونه، 12 سال که کم نیست خسته شدیم.<br /> سلام داداش عزیزم، لیلا امیری هستم. هم خودم، همسرم و پسرم سهیل سلام میرسونه. داداشی امیدوارم هر جای دنیا که هستی در پناه خدا باشی سالم و تندرست باشی، پس آخه کی میای دلمون برات یه ذره شده بیا خوش حالمون کن. داداشی کسی جای تو رو واسه مامان پر نمیکنه، نمی تونیم مامانو ساکت کنیم مامان تورو می خواد. پسرم دیگه خیلی پیر شدم، نمیتونم راه برم تنها امیدم واسه این که یه بار دیگه ببینمت، با یه عالمه امید و آرزو ؛ شهریور 89 اومدم اشرف پسرم 12 روز پشت در، در انتظارت برای این که فقط یکبار ببینمت ناامید برگشتم نتونستم ببینم توی 12 سال چطوری شدی؟ اونجا رو دیدم که کجا زندگی می کنی خیلی پشت نرده ها حسرت کشیدم، پشت بلندگو صدات کردم گریه کردم تو حسرت نگاهت بودم که از پشت نرده ها بیای ببینمت، آخه منم مادرم دل دارم چه گناهی کردم مادر شدم، مادر شدم که انتظار بکشم، چشم به راهت بمونم وقتی نمی تونم پسرمو ببینم هیچ امیدی تو زندگی ندارم پس این غصه ها، دلتنگی ها کی می خواد به پایان برسه. موقعی ای که عمرمون تموم شد چه فایده&#8230; از خدا می خوام اگه یه روزی درهای امید به روم باز شد فقط یکبار ببینمت آخه همه چشم اتنظارتند دوستان آشنایان&#8230; پسرم اگه بیای همه شاد میشه، خونمون روشن میشه.<br /> پسر عزیزم: چه کنم چاره ندارم که فلک کرده جدا ؛ <br /> کدام غنچه ای را بگیرم که دهد بوی تو را<br /> سلام عمو جان ساناز امیدی هستم خودت می دونی وقتی رفتی من 3 سال بیشتر نداشتم الانم دوم دبیرستانم خیلی دلم برات تنگ شده&#8230; عموی عزیزم امیدوارم هر جا که هستی همیشه خنده روی صورتت بشینه، خدا سایه بونت باشه، همیشه سالم و سلامت باشی خیلی خیلی دل تنگتیم. هممون منتظرتیم&#8230;<br /> عموجان مامان بزرگ که سواد نداره با گریه زاری گفته منم برات نوشتم&#8230;<br /> &laquo; به امید روزی که غم ها و غصه ها به پایان برسه و شادی و خوشحالی برگرده &raquo; </p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" hspace="10" height="508" width="400" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza_9009_1.jpg"  /><br /> <img decoding="async" hspace="10" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza_9009_2.jpg"  /></p>
<p></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11687">نامه به علیرضا امیری از اسیران اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11687/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زخم های التیام ناپذیر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11585</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11585#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 Nov 2011 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2011/11/16/%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c%d8%a7%d9%85-%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رهبران مجاهدین تاکنون در برابر خواسته ی اعضای خانواده ی امیری مبنی بر ملاقات و دیدار با عزیز دلبندشان  به لجن پراکنی و غوغاسالاری توسل جسته اند، باید اذعان نمود آنان از سلامت عقلی و روانی برخوردار نیستند چرا که در برابر دعوت به زندگی اعضای خانواده امیری واکنش معقول و منطقی از خود نشان نمی دهند و با کمال شگفتی بر گزینه ی" امتناع ارتباط" تاکید میورزند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11585">زخم های التیام ناپذیر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>راه رهایی از حصارهای تنگ و تاریک خود ساخته و برزخ دگماتیسم  گریز به گذشته و پاس داشتن مرده ریگ های کهن نیست که در فهم و ادراک عمیق دنیای مدرن و احساسات و عواطف سرشار انسانی ست. پیامد چنین درک و حسی عمیق و سحرآمیز در آغوش کشیدن زندگی ست. <br /> تاملی در متن نامه خانم فاطمه امیری که به برادر تحت اسارتش در اشرف نوشته است حکایت تلخ و درخوری ست از ذهن بیمار رهبر عقیدتی مجاهدین که جز به سیاهی و تباهی نمی اندیشد. از آبان ماه سال 1385 تا 5 آبان ماه سال 1389 اعضای خانواده امیری در بیش از چهارده نامه ای که به سایت نجات و نهادهای بین المللی چون صلیب سرخ و دیده بان حقوق بشر نوشته اند مدام و مستمر از امکان ملاقات و دیدار با آقای علیرضا امیری سخن گفته اند. خواسته ای کاملا متعارف و برخاسته از عمیق ترین و متعالی ترین نیازهای خانوادگی و انسانی ست. اما متاسفانه سران مجاهدین بر مبنای پارادایم، ساخت فکری و ذهنی فاشیستی و مطلق انگارانه در مواجه شدن با خواسته ی خانواده امیری به استنباط ها، برداشت های ناراست و بیمارگونه پناه برده اند و واکنش های تدافعی از خود نشان می دهند؟!!<br /> چرا سران مجاهدین از درک ساده ترین و ملموس ترین عواطف خانوادگی عاجز و ناتوان هستند؟ آیا آنان لحظه ای در متن نامه های متعدد خانواده امیری که در برگیرنده ی احساسات اصیل و ناب خانوادگی ست تعمق کرده اند؟ آیا رد پایی از ترفند و یا شگرد سیاسی در آن یافته اند؟<br /> از اینکه رهبران مجاهدین تاکنون در برابر خواسته ی اعضای خانواده ی امیری مبنی بر ملاقات و دیدار با عزیز دلبندشان  به لجن پراکنی و غوغاسالاری توسل جسته اند، باید اذعان نمود آنان از سلامت عقلی و روانی برخوردار نیستند چرا که در برابر دعوت به زندگی اعضای خانواده امیری واکنش معقول و منطقی از خود نشان نمی دهند و با کمال شگفتی بر گزینه ی &quot; امتناع ارتباط &quot; تاکید میورزند. چنین وضعیت و شیوه ای جز به گسست بیشتر رهبران مجاهدین از انگاره ها و مولفه های زیست در دنیای مدرن نخواهد انجامید هر چند آنها میل شدیدی داشته باشند تا در عرصه ی جهانی فریبکارانه صورتنبدی دموکراتیک و مدنی از تشکیلات مخوف خویش به تصویر بکشند.<br /> آرش رضایی با سلام. امیدوارم که حالت خوب و سلامت بوده باشی<br /> <img decoding="async" hspace="10" height="238" width="200" vspace="10" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Amiri/Amiri_Fateme_2.jpg"  />برادر عزیزم، سالهاست که فرسنگ ها از تو دوریم و آرزوی دیدنت را داریم می دانی که من نامه های متعددی برایت نوشتم و خوشحالم که تا حدودی نتیجه داده. چون مامان و بابا توانستند بعد از سالها صدایت را از فرسنگ ها و پشت دیوارهای مخوف رجوی بشنوند و این باعث خوشحالی خانواده شد. همین طور که می دانی من نامه های زیادی برای جوامع بین الملل و صلیب سرخ و&#8230; نوشته ام و تمام تلاش خود را برای رهایی تو انجام می دهم. با این که می دانم این نامه ها موجب آزار و اذیت تو در داخل اشرف می شود ولی چهره واقعی سازمان برای تو برملا می شود.<br /> ما سال گذشته با محمد و مامان برای دیدنت به درب اشرف آمدیم. مامان به امید دیدن تو، سختی راه، را تحمل کرد ولی متاسفانه در باز بود ولی ما اجازه ی داخل شدن نداشتیم تا تو را ببینیم حتی برای لحظه ای.<br /> مامان پشت بلندگو فریاد می زد و علیرضا جان تو را صدا می کرد ولی کسی جواب فریادهای او را نمی داد.<br /> و رجوی پست، نام این مادرها را &laquo; مزدور &raquo; گذاشته. ما از نزدیک محیط اطراف اشرف را دیدیم و با این امکانات واقعاً زندگی در آنجا سخت و طاقت فرسا است.<br /> علیرضا جان بعد از این حوادث اخیر، شاید تا حدودی از واقعیت بیرون با خبر باشی تا حالا متوجه تصمیم اشتباه خود باشی می دانم که نیروهای عراقی در اشرف مستقر شده اند و سازمان نفس های آخر خود را می کشد و سازمان با درگیریهایی که با نیروهای عراقی ایجاد می کند، قصد تبلیغات دارد و می خواهد برای خود فرصت یا وقت بخرد.<br /> امیدوارم که تو از فرصتهای به دست آمده کمال استفاده را بکنی و خودت را تحویل نیروهای عراقی بدهی. مطمئن باش آنچه سازمان برای شما از بیرون قرارگاه اشرف تصور کرده است پوچ است و تو در بیرون از قرارگاه اشرف حق انتخاب داری. و می توانی برای عمر باقی آزادانه تصمیم بگیری یا به ایران بیایی و یا یکی از کشورها ی اروپایی<br /> سازمان از شما به عنوان گوشت قربانی برای تبلیغات دروغین خود استفاده می کند و نظر و خواسته ی شما برای سازمان اصلاً مهم نیست. که آرزوی همه ی شما تماس با خانواده است. و ما منتظر تماس تو هستیم. به امید دیدار خواهرت فاطمه امیری از ارومیه<br /> رونوشت<br /> 1- کمیته بین الملل صلیب سرخ دفتر تهران و ژنو<br /> 2- دیده بان حقوق بشر<br /> 3- عضو بین الملل خواهر  فاطمه امیری     09147120714<br /> پدر  حکمعلی امیری      09192705765<br /> مادر  شجاعت علی پور 09394768757 </p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" hspace="10" height="492" width="400" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza_201111_1.jpg"  /><br /> <img decoding="async" hspace="10" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza_201111_2.jpg"  /></p>
<p></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/11585">زخم های التیام ناپذیر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/11585/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خانواده ها و آشفتگی ذهنی سران مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9798</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9798#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Oct 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/10/27/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%81%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>ما وقتی که به درب اشرف رسیدیم تازه متوجه وخیم بودن حال فرزندانمان شدیم. به دری که سالها آرزوی دیدنش را داشتم ولی افسوس که اجازه داخل شدن را نداشتیم. خیلی سخت بود که این همه راه بیایی ولی نتوانی داخل شوی، عزیزانمان در چند قدمی ما بودند ولی امکان ملاقات وجود نداشت. پس چاره ای جز توکل بر خدا نداشتیم. در سیمای آزادی می گویند: اینها خانواده نیستند. بلکه مزدوران رژیم آخوندی هستند. آیا به این مادران ناتوان می شود گفت ماموران وزارت اطلاعات.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9798">خانواده ها و آشفتگی ذهنی سران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تاملی بر نامه ی خانم فاطمه امیری<br /> تا کی بایستی رهبران مجاهدین رویاروی خانواده های افراد مستقر در اسارتگاه اشرف قرار بگیرند؟ تا کی می توانند مطالبات و خواسته های قانونی و حقوق بشری خانواده ها را نادیده بگیرند؟ آنچه که مسلم است دار و دسته ی رجوی در بن بست غریبی گیر افتاده اند؟ رهبر عقیدتی مجاهدین در حالی که خود را به اسطوره مبدل می کند و فریبکارانه روایتی بزرگ از خویش در ذهنیت کادرهای تشکیلاتی مجاهدین مستقر در اشرف می سازد، حال در تنگنای عجیبی گرفتار آمده است؟ او هرگز خیال نمی کرد روزی خانواده های افراد مستقر در اسارتگاه اشرف او را در منگنه ی طاقت فرسایی قرار دهند. براستی پدران و مادران پیر و بی ادعا و خواهران و برادران چشم انتظار که شهروندانی عادی هستند هم اکنون در نگاه بهت آلود و خشمگین رهبر عقیدتی مجاهدین نیروهای اطلاعاتی و دشمن قلمداد می گردند؟!!<br /> اما زمانه ی ما که عصر کهن نیست یا دوره ای که گردش آزادانه ی اطلاعات رویایی بیش نبود، روزگاری که در آن بسر می بریم به عصر انفجار اطلاعات نامگذاری شده است و ادعاهای رهبر عقیدتی مجاهدین در باره ی خانواده های حاضر در درب ورودی اشرف با چند دیدار و مصاحبه که از طریق خبرنگاران رسانه های دنیای آزاد و کشورهای غربی انجام می پذیرد، سخنی گزاف، پوچ و بیهوده تلقی می گردد.<br /> ممکن است مسعود رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین همچنان ازمخفیگاه خود برای افراد مستقر در اشرف به افسانه پردازی از خویش بپردازد و خود را تافته ی جدا بافته و چون جزیره ای دست نیافتنی جا بزند به خانواده های کادرهای تشکیلاتی مجاهدین توهین کند و گستاخانه در گفتار و کردار خویش پرنسیب های اخلاقی و سیاسی را نیز رعایت نکند اما چه باک که حقیقت سر انجام مثل طلوع آفتاب خواهد درخشید و هیچگاه برای همیشه واقعیت در پشت ابرهای خاکستری و تیره نخواهد ماند. <br /> خانواده هایی که هم اکنون و طی ماههای گوناگون در درب ورودی اشرف ذهن بیمار رهبر عقیدتی مجاهدین را به چالش کشیده اند در واقع مسعود رجوی را با همه ادعاها و غرور کاذب و بیمارگونه اش در حالت انفعالی قرار داده اند تا جائی که گریزگاهی برای او متصور نیست جز تن دادن به خواسته ی مشروع و قانونی خانواده ها.<br /> آرش رضایی درد دل خواهر علیرضا امیری<br /> <img loading="lazy" decoding="async" hspace="10" alt="فاطمه امیری" vspace="10" align="left" width="200" height="238" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Fa_Mem/Amiri/Amiri_Fateme_2.jpg" />بنده خواهر علیرضا امیری هستم که برادر بنده مدت 10 سال از عمر خود را وقف هدف پوچ و بیهوده ی سازمان کرده است ما سالهاست که تلاش می کنیم که راهی مطمئن بدست آوریم از خیلی از مراجع بین المللی خواستیم که به این خانواده های چشم به راه کمک کنند تا ما بتوانیم با عزیزان خود در بیرون اشرف ملاقات کنیم. البته در بیرون اشرف چون در داخل اشرف افراد با وجود همراه نمی توانند به راحتی صحبت کنند و برای خود تصمیم بگیرند. <br /> همه ی تلاش خانواده ها این است که بتوانند با فرزندانشان ملاقات کنند تا آنها را از این بی خبری مطلع کنند. از این زندان مخوف رجوی آزاد سازند. <br /> ما با کمک انجمن نجات آذربایجان غربی با تعدادی از خانواده ها راهی اشرف شدیم با هزاران امید و آرزو، و در بین خانواده ها، مادران پیر و ناتوان دیده می شد از جمله مادر من. مادرانی که با هزاران امید و آرزو، سختی راه را به تن کشیده بودند به امید ملاقات البته با چمدان های پر از سوغاتی. <br /> در بین راه، مادری که همراه ما بود می گفت: شاید این آخرین دیدار من باشد، البته اگر عمرم بلند باشد ولی دیگر رمقی برای این راه سخت ندارم. <br /> ما وقتی که به درب اشرف رسیدیم تازه متوجه وخیم بودن حال فرزندانمان شدیم. به دری که سالها آرزوی دیدنش را داشتم ولی افسوس که اجازه داخل شدن را نداشتیم. خیلی سخت بود که این همه راه بیایی ولی نتوانی داخل شوی، عزیزانمان در چند قدمی ما بودند ولی امکان ملاقات وجود نداشت. پس چاره ای جز توکل بر خدا نداشتیم. در سیمای آزادی می گویند: اینها خانواده نیستند. بلکه مزدوران رژیم آخوندی هستند. آیا به این مادران ناتوان می شود گفت ماموران وزارت اطلاعات. برای همه ی سازمان ها و حقوق بشر و صلیب سرخ مشخص است که مادر پیر و ناتوان نمی تواند مزدور باشد مزدور خود رجوی است که حاضر شد به مردم و کشور خود خیانت کند. <br /> در بین خانواده ها مادری بود که می گفت: دو سال پیش به همراه دخترم برای دیدن پسرم به اشرف آمدیم ولی موقع برگشت آنها دخترم را از من گرفتند و مرا تنها راهی کردند. آیا این عدالت است که کسی را به زور و یا تهدید در قرارگاه اشرف نگه دارند. <br /> تنها چیزی که تسلی خاطر این خانواده ها بود صحبت کردن پشت بلندگو بود به امید اینکه بچه ها صدای پدر و مادر را بشنوند و بدانند در پشت میله های زندان مخوف رجوی کسانی چشم به راه هستند خانواده ها یکی یکی صحبت می کردند ولی کسی نبود که جواب این صحبت ها را بدهد. <br /> وقتی پشت بلندگوها صحبتی می شد و یا آهنگی پخش می شد در داخل هم آهنگ هایی پخش می شد که صدا به افراد نرسد. برای افراد تردد به نزدیکی در و هر جا که ممکن است صدای خانواده ها شنیده شود ممنوع بود. مادر من تا نیمه های شب می نشست وقتی آنها صدای بلندگو را قطع می کردند شروع به صحبت می کرد تا شاید صدای او را علیرضا بشنود و تحت تاثیر قرار گیرد. <br /> رجوی سعی می کند این مطلب را به ساکنین اشرف تحمیل کند که خانواده ها دشمن هستند و یا مزدور رژیم. رجوی چرا دیدار افراد را با خانواده ها منع کرده و یا فکر می کند که توانسته مهر و عاطفه را در بین افراد از بین ببرد. ولی این طور نیست. تنها نقطه ی ضعف همه ی انسان ها عاطفه است. شاید کم رنگ شود ولی هرگز از بین نمی رود. به گفته ی یکی از اعضای جدا شده با همین آهنگ ها و یا ترانه های پخش شده بود که تحت تاثیر قرار گرفتم و از آنجا فرار کردم. <br /> در سمت راست درب اشرف باصطلاح بیمارستان سازمان وجود دارد که تعداد خیلی کمی در آنجا تردد داشتند. فقط افراد مورد اعتماد به این محل تردد داشتند وقتی فردی از سازمان از آنجا عبور می کرد خانواده ها اسم اسیران در بند رجوی را فریاد می زنند. تا شاید او یکی از آنها را بشناسد و به او اطلاع دهد که خانواده ی او پشت در است ولی آنها با تمام سردی و سنگ دلی به روی این مادران پیر با بی شرمی &laquo; تف &raquo; می کردند و از آنجا دور می شدند. فشار عصبی زیادی روی خانواده ها بود. چرا که اجازه ی ملاقات نداشتند. در اثر همین فشار عصبی وقتی آقایی با لگد به شیر سنگی که جلوی درب اشرف زد و یکی دو تا از کاشی ها ریخت. نیروی عراقی ریختند سر او و گفتند برای آنها مسئولیت دارد. پس مسئول این اسیران داخل اشرف کیست. چه کسی باید به داد این خانواده ها برسد. ما در جلوی درب اشرف ساعت ها منتظر آمدن یونامی شدیم. ولی یونامی با هلی کوپتر به داخل اشرف رفته بود و برای آنها مهم نبود که این پدر و مادر دل شکسته برای چه چیزی جلوی در هستند. البته مقاومت و ایستادگی خانواده ها در برابر جنگ روانی رجوی تحسین برانگیز است. چون بر همه ی جوامع آشکار است که این خانواده ها با سیاست دولت ها کاری ندارند و تنها خواهان دیدن فرزندانشان هستند. امیدوارم که تحصن خانواده ها باعث فروپاشی زندان رجوی شود. لعنت و نفرین بر رجوی که فرزندان ما را اسیر خود کرده است. <br /> با تشکر<br /> فاطمه امیری </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" decoding="async" hspace="10" vspace="10" width="400" height="474"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza201010_1.jpg" /><br /> <img decoding="async" hspace="10" vspace="10"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza201010_2.jpg" /><br /> <img decoding="async" hspace="10" vspace="10"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza201010_3.jpg" /><br /> <img decoding="async" hspace="10" vspace="10"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza201010_4.jpg" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9798">خانواده ها و آشفتگی ذهنی سران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9798/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین، تصویری که آرام محو می شود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6802</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6802#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Jul 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/07/31/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86%d8%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%ad%d9%88-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>پر واضح است خانم امیری خواهر دلسوز آقای علیرضا امیری که برادرش نه سال است تحت اسارت رهبران مجاهدین قرار دارد همانند سایر اعضای خانواده های عضو انجمن نجات که عزیزان و بستگان دلبندشان سالهاست در اسارت تروریست های مجاهدین در بیابانی بد آب و هوا و در محیطی کاملا نامساعد و شرایطی سخت بسر می برند در تلاشی مدام و مستمر جهت رهایی او خواهد کوشید و ماهیت بیرحم و بی احساس رهبران مجاهدین را نزد ارگان های جهانی ذیربط و نهادهای حقوق بشری بین المللی آشکار خواهد نمود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6802">مجاهدین، تصویری که آرام محو می شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>مجاهدین، تصویری که آرام محو می شود</b><br />
چرا باید در عصر تحولات دموکراتیک و دوران عبور از ستیزه جویی &#8211; خشونت و ترور راهی و مسیری را اتخاذ کنیم که جز ایزولاسیون و منزوی شدن را برای ما به ارمغان نمی آورد؟&#x203c;<br />
تا کی باید رهبران مجاهدین از حیله های تبلیغاتی و شیوه های ماکیاولیستی و نابخردانه جهت وارونه سازی حقایق و واقعیات بهره ببرند؟<br />
پر واضح است خانم امیری خواهر دلسوز آقای علیرضا امیری که برادرش نه سال است تحت اسارت رهبران مجاهدین قرار دارد همانند سایر اعضای خانواده های عضو انجمن نجات که عزیزان و بستگان دلبندشان سالهاست در اسارت تروریست های مجاهدین در بیابانی بد آب و هوا و در محیطی کاملا نامساعد و شرایطی سخت بسر می برند در تلاشی مدام و مستمر جهت رهایی او خواهد کوشید و ماهیت بیرحم و بی احساس رهبران مجاهدین را نزد ارگان های جهانی ذیربط و نهادهای حقوق بشری بین المللی آشکار خواهد نمود.<br />
مشخص است علیرغم تبلیغات پر سر و صدا و دروغ پردازی نابخردانه ی رهبران مجاهدین سرانجام واقعیت و حقایق همچون طلوع خورشید ذهن های جستجوگر و حقیقت یاب را تحت تاثیر قرار داده و رسوایی و بد نامی رهبران مجاهدین را بیش از پیش سبب خواهد گردید.<br />
خانم امیری در نامه ی خویش به شرایط دردناک و تلخی اشاره دارد که در مناسبات حاکم بر تشکیلات مجاهدین جاری و ساری ست. شرایطی سرشار از تنگنا و ویرانگر و محدودیت های دهشتناک و ضد دموکراتیک تشکیلاتی که بر نیروهای دربند و از جمله برادرش اعمال می گردد. وضعیتی که در آن نیروی تشکیلاتی و تحت اسارت رهبران مجاهدین از هیچ امکانی برای تماس با اعضای خانواده خویش برخوردار نیست هر چند سالها حتی از داشتن یک تماس یا مکاتبه با اعضای خانواده اش نیز محروم باشد.<br />
چنین وضعیت تاثر انگیز در جوامع کنونی ودر ذهن انسان مدرن هیچ توجیه منطقی یا انسانی و اخلاقی نداشته و نخواهد داشت.<br />
از نظر خانم امیری دنیای مجاهدین  دنیایی ست سخت و پرمشقت و لحظات سرشار از رنج و پیچیدگی ست  که تا اعماق وجود انسانهای تحت اسارت رهبران مجاهدین و نیز برادرش چنگ انداخته است. این موضوع برای خانم امیری و همه ی اعضای خانواده های عضو انجمن نجات براستی آزار دهنده است.<br />
خانم امیری از زاویه جدیدی به دنیای مجاهدین می نگرد که در آن تصویر مجاهدین در طی زمان کمرنگ و کمرنگ تر و بتدریج محو می شود. او معتقد است : &#8230; سازمان مجاهدین خلق به فرقه تروریستی رجوی تبدیل شده است. چرا که اگر هم از لیست تروریستی خارج شود باز هم تروریست باقی می ماند چون عاطفه و شخصیت تمام افراد در بند اشرف را ترور کرده است. آنها با شست و شوی مغزی و یا سرکوب احساسات و عواطف انسانی آیا می توانند از آزادی صحبت کنند و یا خود را حامی حقوق بشر بدانند .<br />
و تاکید می کند :  دوران اینگونه حیله و نیرنگ ها به سر آمده است و حنای شما دیگر برای کسی رنگی ندارد. این دروغ ها فقط به درد افراد مستقر در اشرف می خورد که از دنیای بیرون بی اطلاعند.<br />
با امید به اینکه رهبران مجاهدین بیش از این در برابر واقعیات زندگی و خواسته ی مشروع خانواده ها به واکنش های هیستریک و بیمارگونه روی نیاورده و هر چه زودتر زمینه ی بازگشت انسانهای تحت اسارت خود را به آغوش خانواده هایشان مهیا سازند.<br />
آرش رضایی<br />
مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی<br />
29/4/1387</p>
<p>به نام خدا<br />
با سلام خدمت برادر عزیزم علیرضا<br />
امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند متعال خوب و سلامت باشی. علیرضا جان دلمان برایت خیلی تنگ شده است چون سالهاست که از تو دوریم. در خرداد سال 79 بود که تو عازم ترکیه شدی و قرار بود که بعد از سه ماه برگردی. این سه ماه به نُه سال تبدیل شده است و ما هنوز چشم به راهت هستیم که شاید از تو نامه و یا یک تماس داشته باشیم. من این نامه را از تهران برایت می نویسم و واقعاً جایت خیلی خالی است همه ی افراد خانواده از جمله پدر و مادر سلام مخصوص برای پسر دلبندشان دارند و از راه دور صورت ماهت را می بوسند.<br />
علیرضا جان باز ذکر می کنم که این چندمین نامه است که برایت می نویسم و خواسته ام را بیان می کنم ولی سکوت سازمان و پاسخ ندادن به خواسته های من ، نه تنها مرا دل سرد نمی کند بلکه مرا مصمم تر می کند و به من این اطمینان را می دهد که علیرضا به زور رهبران فرقه مجاهدین تحت سیطره آنها قرار دارد و از خود اراده ای ندارد که بخواهد به نامه های من جواب دهد.<br />
این چه سازمانی است که افراد آن باید از دنیای مدرن بیرون بی اطلاع باشند و از حق و حقوق خود محروم. چرا باید از شنیدن صدای برادرم محروم باشم چرا باید از دیدن برادرم بعد از نه سال محروم باشم. چرا برادرم نمی تواند آزادانه با خانواده ی خود تماس داشته باشد و سازمان مجاهدین خلق به فرقه تروریستی رجوی تبدیل شده است. چرا که اگر هم از لیست تروریستی خارج شود باز هم تروریست باقی می ماند چون عاطفه و شخصیت تمام افراد در بند اشرف را ترور کرده است. آنها با شست و شوی مغزی و یا سرکوب احساسات و عواطف انسانی آیا می توانند از آزادی صحبت کنند و یا خود را حامی حقوق بشر بدانند.<br />
در برنامه تلویزیونی مجریان فرقه رجوی اینگونه بیان می کنند که بعد از تماس افراد سازمان با خانواده هایشان رژیم خانواده های آنها را مورد آزار و اذیت قرار می دهد و واقعاً دلم میخواهد بدانم کدام یک از این افراد با خانواده های خود تماس داشته اند و رژیم خانواده های آنها را مورد آزار و اذیت قرار داده است.<br />
دوران اینگونه حیله و نیرنگ ها به سر آمده است و حنای شما دیگر برای کسی رنگی ندارد. این دروغ ها فقط به درد افراد مستقر در اشرف می خورد که از دنیای بیرون بی اطلاعند.<br />
امیدوارم که به خواسته ام جواب دهید. چون خواسته ی من یک خواسته ی مشروع و حق خانواده ی من است که با برادرم بتوانیم از طریق تلفن صحبت کنیم و برای رهایی برادرم علیرضا از چنگال فرقه ی رجوی دست از مبارزه بر ندارم و به تمام مراجع بین المللی مراجعه خواهم کرد.<br />
علیرضا جان امیدوارم که تو هم برای زندگی خود تصمیم بگیری. چون در آنجا ماندن مانند مرگ تدریجی است. ما همگی تو را دوست داریم و منتظر برگشتن تو به آغوش خانواده هستیم.<br />
به امید دیدار خواهرت فاطمه<br />
امیری<br />
رونوشت :<br />
1- دیده بان حقوق بشر دفتر واشنگتن – نیویورک – لندن – پاریس<br />
2- عفو بین الملل دفتر واشنگتن – نیویورک – لندن – پاریس<br />
3- کمیته جستجوی بین الملل صلیب سرخ<br />
4- دفتر انجمن نجات آذربایجان غربی</p>
<p dir="rtl" align="center"><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/news-of/Amiri_87-4.jpg"></p>
<p dir="rtl" align="center"><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/news-of/Amiri_87-4-1.jpg"></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6802">مجاهدین، تصویری که آرام محو می شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6802/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خواسته ی مشروع خانواده ها و واکنش هیستریک رهبران مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6562</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6562#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/28/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>برادر عزیزم این نامه برای پند و نصیحت تو نیست. تنها برای یادآوری سالهای از دست داده توست برای اینکه بدانی دیگر نادان و کم سن و سال نیستی و می توانی برای زندگی خودت تصمیم بگیری و تو بهتر از هر کسی می دانی که سازمان با حیله و فریب چه بر سر شما آورده است. از شما ها چه چیزهایی گرفته و در مقابل چه چیزهایی داده است. تمام اهداف و حرف های آنها وعده های پوچ و تو خالی است. در برنامه سیمای آزادی صحبت از نقض حقوق بشر در ایران است. می خواهم بدانم که حق و حقوق یک انسان در این جامعه ی پیشرفته چیست؟ آیا آنها حق و حقوق افراد دربند شهر اشرف را رعایت کرده اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6562">خواسته ی مشروع خانواده ها و واکنش هیستریک رهبران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای علیرضا امیری سالهاست که در قرارگاه اشرف بسر می برد. ایشان در تابستان سال 1379 برای پیدا کردن کار به کشور ترکیه رفته بود ، اما با حیله و ترفند رابطین فرقه رجوی در ترکیه و وعده اخذ پناهندگی از کشورهای اروپایی به قرارگاه اشرف در عراق منتقل می شود و با اجبار وادار می شود تا لباس ارتش به اصطلاح آزادیبخش را بپوشد و عضو فرقه تروریستی رجوی گردد. آقای ناصر سیر بابائی دوست و از همرزمان سابق وی که در سال 1383 از فرقه رجوی جدا شده و به کشور بازگشته است در باره ی علیرضا می گوید : در بهمن ماه سال 1379 وی وارد عراق شد و پس از اقامت در قسمت ورودی – قرنطینه وارد قسمت پذیرش گردید. علیرضا امیری را من در تیرماه سال 1380 در قسمت پذیرش دیدم. فرمانده ایشان فرید ماهوتی بود. از همان آغاز دوستی با او پی بردم که علیرضا نمی خواهد در سازمان بماند و تحت فشار و اجبار سیستماتیک وادار شده است شرایط قرارگاه اشرف را تحمل کند. بشدت از فرماندهان خویش واهمه داشت. او نوزده سال داشت و کم تجربه بود.وی سیگار می کشید که دلیل مشخص آن فشارهای روحی و روانی بود که در اشرف به وی اعمال می شد. و بیشتر نسبت به نشست هایی چون غسل هفتگی و عملیات جاری پاسیو بود.<br />
شهرام دهقان یکی از جدا شدگان فرقه رجوی که به کشور بازگشته است در مورد علیرضا دوست و همرزم سابق خویش به واقعیاتی تلخ اشاره دارد : سال 1379 در دوره های قرنطینه ، ورودی و پذیرش با هم بودیم او از ابتدای ورودش به قرارگاه اشرف مخالف مجاهدین بود و در همان روزهای ابتدائی ورود به اشرف اقدام به خود کشی کرد.. یکبار نیز در سال 1383 سعی کرد که از اشرف فرار کند اما ناموفق بود و به این خاطر بشدت او را آزار دادند.<br />
خانم فاطمه امیری خواهر علیرضا امیری در نامه ای که برای چندمین بار خطاب به برادرش می نویسد برای اعمال محدودیت های غیر انسانی از سوی رهبران مجاهدین بشدت معترض است. او در نامه ی خویش از اینکه رهبران مجاهدین به خواسته ی مکرر او و مادرش مبنی بر اجازه ی تماس تلفنی ، اهمیتی نمی دهند و بدین شکل به نقض حقوق انسانها می پردازند ، انتقاد و اعتراض دارد.<br />
خانم امیری در نامه ی خود شانتاژهای تبلیغاتی مجاهدین در سیمای آزادی را محکوم می نماید و گزافه گوئی مجریان برنامه مذکور را چیزی جز فریبکاری و اغواگری بشمار نمی آورد.<br />
در این نامه برای چندمین بار از رهبران مجاهدین خواسته می شود به حقوق و کرامت انسانها احترام گذاشته و مانع تماس حضوری و تلفنی افراد مستقر در اشرف با خانواده های چشم انتظارشان نگردند.</p>
<p>آرش رضایی<br />
مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی<br />
30/2/1387</p>
<p>با عرض سلام خدمت برادرم علیرضا<br />
باز برایت می نویسم با هزاران امید که ای کاش نامه هایم بدستت برسد و تو به آنها پاسخ دهی. در این جا قلب ما به عشق دیدن تو می طپد و آنها قلب شما را به یک تخته سنگ تبدیل کرده اند. ولی آب در زمان طولانی می تواند درون همین تخته سنگ نفوذ کند. امیدوارم با گذشت زمان از خواب غفلت و نادانی بیدار شوی. همه ی خانواده از جمله پدر و مادر سلام مخصوص برای تو دارند و روز و شب را به امید دیدن تو سپری می کنند.<br />
برادر عزیزم این نامه برای پند و نصیحت تو نیست. تنها برای یادآوری سالهای از دست داده توست برای اینکه بدانی دیگر نادان و کم سن و سال نیستی و می توانی برای زندگی خودت تصمیم بگیری و تو بهتر از هر کسی می دانی که سازمان با حیله و فریب چه بر سر شما آورده است. از شما ها چه چیزهایی گرفته و در مقابل چه چیزهایی داده است. تمام اهداف و حرف های آنها وعده های پوچ و تو خالی است. در برنامه سیمای آزادی صحبت از نقض حقوق بشر در ایران است. می خواهم بدانم که حق و حقوق یک انسان در این جامعه ی پیشرفته چیست ؟ آیا آنها حق و حقوق افراد دربند شهر اشرف را رعایت کرده اند.<br />
آنها حقوق بشر را طوری معنا می کنند که به نفع سازمان باشد. آیا آنها اجازه تماس تلفنی و یا ملاقات به افراد اشرف می دهند. پس نقض حقوق بشر در شهر اشرف است تا در ایران<br />
امیدوارم با شروع فصل بهار ، با طراوت گلها ، با شکوفه دادن درختان ، تو هم از فصل بهار ، دوباره زیستن را یاد بگیری و بتوانی دوباره برای خودت تصمیم بگیری با آرزوی دیدنت زندگی می کنیم. امیدوارم که تو هم به یاد خانواده ات باشی و آنها را فراموش نکنی خدا نگهدار به امید دیدار.<br />
فاطمه امیری</p>
<p>رونوشت :<br />
1- دیده بان حقوق بشر دفتر واشنگتن – نیویورک – لندن – پاریس<br />
2- عفو بین الملل – دفتر واشنگتن – نیویورک – لندن – پاریس<br />
3- کمیته بین المللی صلیب سرخ<br />
4- دفتر انجمن ( نجات ) آذربایجان غربی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6562">خواسته ی مشروع خانواده ها و واکنش هیستریک رهبران مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6562/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رهبران مجاهدین، بی توجهی به خواسته ی منطقی خانواده ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6457</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6457#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 Apr 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/04/22/%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%8c-%d8%a8%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%87-%db%8c-%d9%85%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرا شماها باید فدای آرزوهای بر باد رفته مسعود رجوی شوید. تا به فسیل در اشرف تبدیل نشده ای خوب فکر کن ما هم برای رهایی تو ازدست فرقه رجوی تمام تلاش خود بکار خواهیم گرفت و به تمام مراجع بین المللی مراجعه خواهیم کرد تا به امید خدا تو را از چنگال فرقه رجوی رها کنیم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6457">رهبران مجاهدین، بی توجهی به خواسته ی منطقی خانواده ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<div>
<p><img decoding="async" alt="mail" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Mail.jpg" />آیا می توان در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک انسانها را با زور و شستشوی مغزی در محیطی چون قرارگاه اشرف برای همیشه به دام انداخت؟</p>
<p>آیا به مصلحت نیست تا برای آدابته شدن و سازگار کردن خود و تشکیلاتی که برای آرمان های انسانی به وسیله ی بنیانگذارانش تاسیس شده بود، از تعامل منطقی با دنیای مدرن باز نمانیم و با تاکید به بکارگیری روش های سکتاریستی و ترفند های غیر اخلاقی و فاشیستی در مردابی متعفن چون قرارگاه اشرف فرو نرویم؟ و این چنین ایزوله نشویم؟</p>
<p>تا کی بایستی به تنیدن حصارهای عنکبوتی و مشمئز کننده به دور انسانها ادامه داد؟</p>
<p>خانم فاطمه امیری برای چندمین بار نامه ای خطاب به برادرش که در قرارگاه اشرف همچنان تحت سیطره ی مجاهدین قرار دارد، می نویسد و از عملکرد مسئولین قرارگاه اشرف بشدت انتقاد می کند و از اینکه آنان با فریبکاری و اغواگری، افراد مستقر در قرارگاه اشرف را دچار مرگ تدریجی کرده اند، ابراز انزجار می کند.</p>
<p>محتوای نامه خانم امیری بسیار هشدار دهنده و تکاندهنده نیز هست. چرا رهبران مجاهدین خلق با مطالعه ی نامه ی خواهری چشم به راه که طی یک سال اخیر برای چندمین بار نوشته شده است و در نامه های خویش به خواسته ی خود و خانواده اش برای تماس تلفنی با برادرش تاکید می کند، به خود نمی آیند تا در نهایت به خواسته ی مشروع خواهر آقای علیرضا امیری که سالهاست در قرارگاه اشرف بدون هر گونه امکان تماس با دنیای خارج بسر می برد، تن دردهند؟</p>
<p>آیا پافشاری بر روش های فاشیستی در تضییع حقوق اولیه انسانها و خانواده های عضو انجمن نجات منافاتی با شعارها و ادعاهای حقوق بشری رهبران مجاهدین ندارد؟</p>
<p>سکوت، حاشیه پردازی و یا عدم پاسخگویی به خواسته ی مشروع خانم فاطمه امیری که سالهاست از شنیدن صدای برادرش علیرضا به علت اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی مسئولین قرارگاه اشرف، محروم مانده است، نه تنها راه گریزی برای رهبران مجاهدین نیست که ماهیت فاشیستی آنها را برای همگان و خانواده های افراد مستقر در قرارگاه اشرف بیش از پیش آشکار و نمایان خواهد ساخت.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p><span>&#8220;>2/2/1387</p>
<p><span><font size="2"><strong>نامه خانم فاطمه امیری به برادرش علیرضا<span ></span> امیری</strong></font></p>
<p>سلام</p>
<p>برادر عزیزم علیرضا، امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند متعال سلامت بوده باشی</p>
<p>علیرضا جان روزها و ماه ها و سالهاست که از هم دوریم ولی با وجود زمان و فرسنگ های طولانی باز به یاد تو عزیز هستیم. با یاد تو زندگی می کنیم در این جا تمام خانواده نگران حال و وضعیت تو هستند وتنها خواسته ما که خواسته ی به جایی هم هست اینکه تو با ما تماس تلفنی داشته باشی. فکر نکنم که این خواسته ی زیادی باشد. چرا که تو در طی این سالها حتی یک تماس تلفنی و یا یک نامه برای ما نداشته ای. در تلویزیون آزادی در برنامه پرونده تمام افراد از این مطلب صحبت می کردند که ما با خانواده های خود تماس داریم. اگر گفته های آنها درست باشد پس چرا تو با خانواده ی خود تماس نمی گیری چرا ما را در بی خبری گذاشته ای. پس تمام صحبتهای آنها دروغ است وآنها جملات دیکته شده ی سازمان را می گویند.</p>
<p>چرا که تمام پایه و اساس سازمان بر پایه دروغ و حیله و غیره بنا شده است تمام افراد سازمان به این مطلب آگاه هستند ولی نمی دانم از چه چیز و چه کس واهمه دارند که هنوز در قرارگاه اشرف مانده اند.</p>
<p>چرا نمی خواهی این مطلب را درک کنی که در سازمان ماندن مانند مرگ تدریجی است. به کسانی که از اوایل انقلاب با سازمان همکاری کرده اند وعمر و جوانی و خانواده ی خود را برای سازمان فدا کرده اند را از درون بنگر، ببین سازمان در طی این سالها با آنها چه کرده است و آنها به چه چیزی، تبدیل شده اند. اگر نمی خواهی سرنوشتی همچو آنها داشته باشی پس تا فرصت است برای رهایی خودت کاری کن که فردا خیلی دیر است. </p>
<p>چرا شماها باید فدای آرزوهای بر باد رفته مسعود رجوی شوید. تا به فسیل در اشرف تبدیل نشده ای خوب فکر کن ما هم برای رهایی تو ازدست فرقه رجوی تمام تلاش خود بکار خواهیم گرفت و به تمام مراجع بین المللی مراجعه خواهیم کرد تا به امید خدا تو را از چنگال فرقه رجوی رها کنیم. </p>
<p>فاطمه امیری</p>
<p><span>&#8220;>2369653-0441</p>
<p><span>&#8220;>55306355-021</p>
<p><span>&#8220;>09354406732</p>
<p><span>&#8220;>09144454438</p>
<p  >&#8220;>رونوشت: </p>
<p  ><span>1-دیده بان حقوق بشر &ndash; دفتر واشنگتن &ndash; نیویورک &ndash; لندن &ndash; پاریس<span>&#8220;><span ></span> </p>
<p  ><span>2-عفو بین الملل &ndash; دفترواشنگتن &ndash; نیویورک &ndash; لندن &ndash; پاریس<span>&#8220;><span ></span> </p>
<p  ><span>&#8220;>3</span><span>-کمیته جستجوی بین المللی صلیب سرخ</p>
<p  ><span>4-دفتر انجمن نجات آذربایجان غربی </p>
</p>
<p> <img decoding="async"  src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri.jpg" /></span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6457">رهبران مجاهدین، بی توجهی به خواسته ی منطقی خانواده ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6457/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رهایی برادر، رویارویی با دارودسته رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5826</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5826#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Nov 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/11/20/%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>برادر عزیزم این چه سازمانی است که از رهبر او خبری نیست و چندین سال است که نیروهای خود را در بیابانهای عراق به امید کسانی گذاشته اند که از سیاست و رهبری هیچ نمی دانند این رهبریت که ادعا می کند که رژیم ما جز آزار و اذیت مردمش کاری نمی تواند بکند درحالی که این طور نیست بودند کسانی که از قرارگاه اشرف بازگشته و صاحب زندگی موفق شده اند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5826">رهایی برادر، رویارویی با دارودسته رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آرمان دموکراسی خواهی و جامعه آرمانی زمانی محقق می شود که در آن از فریب انسانها و محدودیت غیر دموکراتیک اعمالی بر آنان خبری و اثری نباشد، چطور ممکن است با سرکوب احساسات و عواطف انسانی بتوان از آزادی حرف زد و یا از مبارزه برای حقوق بشر و آزادی انسانها سخن گفت. مفاهیم انسانی و احساسات بشری با هیچ توجیه و تحت هیچ شرایطی نبایستی به هیچ گرفته شود و یا به خاطر منافع گروه، دسته و تشکیلات نادیده انگاشته شود. این یک قاعده بدیهی ست و اخلاق انسانی حکم می کند که به این امر مشهود پایبند باشیم.</p>
<p>متاسفانه رهبران فرقه مجاهدین علیرغم همه شعارهای حقوق بشری و هیاهوی تبلیغاتی در مواجه شدن با خواسته های خانواده ها و عواطف پر شور انسانی با بی تفاوتی شگفت و مشمئز کننده شان، حکایتی تلخ و تراژیک از دو رویی و ناراستی را به نمایش می گذارند. نمایشی که برای رهبران فاشیست مجاهدین جز رسوایی و ننگ به بار نخواهد آورد.</p>
<p>خانم فاطمه امیری خواهر آقای علیرضا امیری در نامه اش به وی که تحت سیطره فرقه مجاهدین در قرارگاه اشرف قرار دارد، اشاره مستقیم دارد به اینکه نامه را برای چندمین بار می نویسد و از خواسته خود و خانواده اش برای تماس تلفنی علیرضا با رهبران فرقه سخن می گوید و اما دارودسته رجوی از اجابت خواسته مشروع و به حق خانواده همچنان سرباز می زنند و اجازه تماس با خانواده را به برادرش نمی دهند.</p>
<p>خانم امیری به مناسباتی اشاره دارد که در آن جز تاریکی و سیاهی متصور نیست. او از کردار رهبران مجاهدین به زشتی یاد می کند و رفتار و عملکرد آنان را به باد انتقاد تند و گزنده می گیرد. او معتقد است رهبران تروریست مجاهدین در سرکوب احساسات و عواطف انسانها و خانواده های افراد مستقر در قرارگاه اشرف نقش انکار ناپذیری دارند و به آزادی و استقلال فردی انسانها کمترین ارزشی قائل نیستند. </p>
<p>ایشان از عزم راسخ خود و خانواده اش برای رهایی برادرش از سیطره دارودسته مجاهدین حرف می زند و عمیقا معتقد است، برای رهایی برادرش علیرضا از مناسبات کریه و زشت فرقه مجاهدین، دست از مبارزه برنخواهد داشت. </p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p>27/8/1386</p>
<p><span >&nbsp;</p>
<p>نامه خانم امیری به برادرش:</p>
<p>با عرض سلام خدمت برادر عزیزم علیرضا</p>
<p>امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند متعال شاد و سلامت بوده باشی. </p>
<p>علیرضا جان این چندمین نامه ای است که برایت می نویسم و تنها خواسته ام از تو این است که حداقل به نامه هایم جواب دهی. چون سال هاست که از تو خبری ندارم و فکر نکنم که خواسته ام، خواسته نامعقولی باشد که از تو با خبر شوم. اگر آنها راه و روش درستی دارند و مریم رجوی که شما آنقدر از او حمایت می کنید دم از حقوق بشر و آزادی برای مردم ایران می زند و ادعا دارد که رژیم فعلی ما به مردمش آزادی بیان نمی دهد پس چرا خود به نیروهایش آزادی عمل نمی دهد و شما را از همه چیزهایی که داشته اید دور کرده اند و می کنند. </p>
<p>برادر عزیزم این چه سازمانی است که از رهبر او خبری نیست و چندین سال است که نیروهای خود را در بیابانهای عراق به امید کسانی گذاشته اند که از سیاست و رهبری هیچ نمی دانند این رهبریت که ادعا می کند که رژیم ما جز آزار و اذیت مردمش کاری نمی تواند بکند درحالی که این طور نیست بودند کسانی که از قرارگاه اشرف بازگشته و صاحب زندگی موفق شده اند و رژیم ما همان رژیمی است که از آن به بدی یاد می کنند. آنها را بخشید و فرصت دوباره زندگی کردن را در جایی به آنها داده که حداقل احساسات و عواطف آنها سرکوب نمی شود و من نه تنها به برادر عزیزم، بلکه به تمام کسانی که در قرارگاه اشرف در پس دیوارهای بلند و بی رحم آن زندانی شده اند فریاد می زنم که از این خواب غفلت و پوچ و بیهوده بیدار شوند و به وطن خود و به مردم و به رهبری که آغوشش را برای شما گشوده باز گردید و به تمام سرکردگان فرقه رجوی اعلام می دارم که تا رهایی برادرم از چنگال فرقه رجوی دست از مبارزه باز نمی دارم و نخواهم داشت. </p>
<p>امیری</p>
<p>رونوشت:</p>
<p>1- دیده بان حقوق بشر &ndash; دفتر واشنگتن &ndash; نیویورک &ndash; لندن &ndash; پاریس.</p>
<p>2- عفو بین الملل &ndash; دفتر واشنگتن &ndash; نیویورک &ndash; لندن &ndash; پاریس. </p>
<p>3- کمیته جستجوی بین الملل صلیب سرخ </p>
<p>4- دفتر انجمن نجات آذربایجان غربی </p>
<p>&nbsp;</font></p>
<p>   &nbsp;  &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5826">رهایی برادر، رویارویی با دارودسته رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5826/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حقیقتی تلخ</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5708</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5708#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Oct 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/10/24/%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%84%d8%ae/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تمام مراجع بین المللی مراجعه خواهیم کرد و شکایت خود را مبنی بر آنکه سازمان از جمله مریم و مسعود رجوی فرزندانمان را اسیر خواسته های پوچ و بی اساس خود کرده اند تا از طریق فرزندمان به خواسته های پوچ و بی اساس خود برسند و به فرزندم اجازه یک ملاقات حضوری یا یک تماس تلفنی را نمی دهند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5708">حقیقتی تلخ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از چهارمین نامه اعضای خانواده به آقای علیرضا امیری (فرد مستقر در قرارگاه اشرف) که در سایت انجمن نجات منتشر گردید و در آن از مسولین فرقه مجاهدین خواسته شده بود به علت نگرانی شدید خانواده از وضعیت وی و عدم امکان دسترسی به او در طی چند سال، اجازه تماس تلفنی علیرضا را با خانواده بدهند. اما با کمال تاسف سردمداران فرقه مجاهدین از اجابت خواسته اعضای خانواده امتناع کرده و حتی پاسخی به درخواست مشروع و به حق اعضای خانواده ندادند. لذا خانم شجاعت علیپور مادر آقای علیرضا امیری اینبار طی نامه ای رفتار نابخردانه مسئولان فرقه مجاهدین را به پرسش می گیرد و از مسعود و مریم رجوی می خواهد تا بیش از این فرزند او و سایر جوانان این مرز و بوم را اسیر خواسته های پوچ و بی اساس خود نکنند و فرزندان خانواده های ایرانی را با فریبکاری و دغلبازی در مسیر اهداف ضد میهنی خویش قرار ندهند.</p>
<p>محتوای نامه مادر علیرضا، حاکی از نماد عدم درک و حماقت روز افزون رهبران فرقه مجاهدین است. زیرا در نامه به پارادوکس های دهشتناکی اشاره شده است پارادوکس هایی که اثبات می کند رهبران مجاهدین از رفتار دموکراتیک و ذهنیتی مدرن و توسعه یافته به لحاظ معیارها و انگاره های عقلانیت انتقادی برخوردار نیستند.</p>
<p>خانم شجاعت علیپور از تناقضاتی که در حرف و شعار با عملکرد و رفتار سیاسی و تشکیلاتی رهبران فرقه مجاهدین به روشنی و صراحت به چشم می خورد، پرده بر می دارد و به واقعیتی تلخ اشاره می کند، به اینکه رهبران مجاهدین کمترین ارزشی به آزادی انسان و خواسته های معقول و منطقی آدمی قائل نیستند و تعلقی به اخلاق و شرافت انسانی ندارند.</p>
<p>این نامه بیانگر زشتی رفتار و مواضع بی معنا و غیرانسانی گروهی ست که جز به خشونت، ترور و کشتار نمی اندیشد و سعی دارد ارزش های انسانی و دموکراتیک، علائق و عواطف انسانها و نیاز به حضور در کانون گرم خانواده را به هیچ بگیرد و نادیده انگارد. </p>
<p>موضوع عدم درک رهبران فرقه تروریستی مجاهدین از مسائل ساده انسانی در این نامه بوضوح مطرح گردیده است زیرا اعمال و رفتار رهبران گروه مذکور در عدم پاسخگویی و تن دادن به خواسته های مشروع خانواده های عضو انجمن نجات، در تضاد مطلق با هنجارهای انسانی و اجتماعی دنیای مدرن و بیزار از هر گونه خشونت ورزی است.</p>
<p>بی تردید رهبران فرقه تروریستی مجاهدین با اتخاذ رفتارهای غیر انسانی و غیر دموکراتیک جایی در مناسبات اجتماعی و انسانی دنیای دموکراتیک و توسعه یافته نخواهند داشت. </p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p>متن نامه خانواده آقای علیرضا امیری:</p>
<p>بنام خدا</p>
<p>با سلام خدمت فرزند عزیزم علی رضا</p>
<p>امیدوارم که حالت خوب و در سایه خداوند متعال شاد و سلامت بوده باشی نمیدانی که چقدر در این سالها به انتظار آمدنت روز و شب چشم به در دوخته ام تا با آمدنت دلم را شاد کنی و بتوانم قبل از آنکه اجل به سراغم بیاید بتوانم تو را در آغوش بگیرم خواهرت خیلی برایت نامه نوشته ولی تا به حال ما به خواسته خود نرسیده ایم من و خانواده تمام تلاش خود را به کار خواهیم گرفت و به تمام مراجع بین المللی مراجعه خواهیم کرد و شکایت خود را مبنی بر آنکه سازمان از جمله مریم و مسعود رجوی فرزندانمان را اسیر خواسته های پوچ و بی اساس خود کرده اند تا از طریق فرزندمان به خواسته های پوچ و بی اساس خود برسند و به فرزندم اجازه یک ملاقات حضوری یا یک تماس تلفنی را نمی دهند سازمانی که دم از آزادی و حقوق بشر میزند چرا به نیروهای خود آزادی عمل و آزادی اندیشه نمی دهد و من میدانم که حقوق بشر و صلیب سرخ و تمام جهانیان یار و یاور همه مادران و پدرانی هستند که در فراغ فرزندانشان سوخته و چاره ای جز ساختن نداشتند اما از این به بعد نخواهیم گذاشت و نمی گذارم در حق فرزندم اینگونه ظلم و جفا شود. و من به عنوان یک مادر دلشکسته این را به فرقه تروریستی رجوی اعلام میدارم تا نجات فرزندم دست از تلاش برندارم و اگر لازم باشد هزاران هزار بار به جوامع مختلف مراجعه و شکایت نامه خود را ارائــــه می دهم. </p>
<p>علی پور</p>
<p>رونوشت: </p>
<p>1) کمیته بین المللی صلیب سرخ (دفتر تهران)</p>
<p>2) خانم کلنل تورلاک مقام محترم حقوقی قضایی کمپ امریکا موسوم به تیف</p>
<p>3) حقوق بشر عراق</p>
<p>4) دیده بان حقوق بشر دفتر واشنگتن &ndash; نیویورک &ndash; پاریس</p>
<p>5) عفو بین الملل دفتر واشنگتن &ndash; نیویورک &ndash; لندن &ndash; پاریس</p>
<p>6) انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی</p>
<p>  &nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5708">حقیقتی تلخ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5708/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا آقای رجوی و خانم عضدانلو فاقد احساسات انسانی هستند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5291</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5291#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Jul 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/07/17/%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81-2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام خدمت برادر خوبم علیرضا. امیدوارم که حالت خوب بوده باشد. برادر عزیزم نمی دانی که چقدر دل تنگت هستیم و من این نامه را به نمایندگی از طرف خانواده می نویسم و همه ی آنها صورت ماهت را از راه دور می بوسند و آرزوی دیدنت را دارند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5291">آیا آقای رجوی و خانم عضدانلو فاقد احساسات انسانی هستند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span>&#8221; کسانی که زندگی خود را در امید به راه انداختن انقلاب سپری نمودند، خشونت در رفتار، گفتار و عمل سیاسی بسیار عادی و آسان توجیه می‌شود، چنان که تروریست‌ها – هیچ نمی ‌اندیشند که زیان کاربرد خشونت بیشتر است یا سود آن؛ به ویژه در شرایطی که هیچ دشمن مشخص یا حتا قابل تشخیصی وجود ندارد. &#8220;</span></p>
<p>هانا آرنت</p>
<p>نامه های پی در پی خانم فاطمه امیری خطاب به برادرش آقای علیرضا امیری (فرد مستقر در قرارگاه اشرف)</p>
<p>حاکی از شدت اضطراب و دغدغه خانواده ای ست که به هر ترتیبی مایل هستند علیرضا به آغوش خانواده خویش باز گردد و نیز تقاضای تماس تلفنی با او را دارند تا پس از سالها با وی صحبت کرده و از آخرین وضعیتش با خبر شوند اما مسئولین قرارگاه اشرف گوئی به احساسات و عواطف سرشار اعضای خانواده آقای علیرضا امیری اهمیتی نمی دهند و تقاضای مشروع و طبیعی آنها را به هیچ می انگارند. زیرا تاکنون به علیرضا امکان تماس تلفنی و گفتگو با اعضای خانواده چشم انتظارش نداده و متاسفانه سکوت کامل اختیار کرده اند. براستی چرا آنان هیچ واکنشی به خواسته انسانی و قانونی خانواده نمی دهند؟</p>
<p>آیا این نوع رفتار با استانداردهای تربیتی و فرهنگی دنیای مدرن و پرنسیب های اخلاقی سازگاری و همخوانی دارد؟ آیا رهبران فرقه به خصوص شخص آقای مسعود رجوی و نیز خانم مریم عضدانلو در برابر اصرار موکد خانواده آقای علیرضا امیری مبنی بر امکان تماس با فرزند دلبنشان و عدم اجابت خواسته پدر و مادر، خواهر و برادر چشم انتظار و دل نگران از سوی مسئولین قرارگاه اشرف، احساس مسئولیتی نمی کنند و بر این تصورند که علیرضا ملک و یا کالایی در دست آنان است که آنها مالکیت مطلق بر آن دارند و بنا بر این نبایستی حتی کمترین واکنشی به خواسته های انسانی و مشروع اعضای خانواد ه ها و سایرین بدهند؟</p>
<p>آیا آقای رجوی و خانم عضدانلو فاقد احساسات انسانی هستند؟ و هیچگونه علائم و سیگنال های احساسی و انسانی از خود بروز نمی دهند و در این زمینه دیگر نمی توان از آنان انتظاری داشت؟</p>
<p>آیا رهبری مسعود و مریم قادر به درک درد و اندوه فراوان خانواده علیرضا امیری نیست؟ و تا این حد از فراهم نمودن امکان یک تماس تلفنی واهمه و ترس دارند؟ آیا این است رسم مسلمانی و آزادگی؟</p>
<p>دوست دارم نکته مهمی را از زبان سارتر به آقای مسعود رجوی و خانم مریم عضدانلو بازگو کنم شاید تلنگری بر ذهنشان باشد. نوشتن از دیدگاه سارتر نوعی عمل اجتماعی برای تحقق آزادی است. انسان در اندیشه و کنش اجتماعی ناگزیز از انتخاب است. آزادی او از همین &#8220;اجبار&#8221; بر می خیزد. به گفته او: &#8220;انسان محکوم به آزادی است. انسان با آمدن به این دنیا، مسئول تمام کارهایی است که انجام می دهد.&#8221;</p>
<p>و شما آقای مسعود رجوی و خانم مریم عضدانلو، بی هیچ شبهه ای مسئول تمامی رفتارها و اعمالی هستید که انجام می دهید.</p>
<p>نامه نگاری های خانواده های عضو انجمن نجات خطاب به فرزندانشان و نیز در نقد و واکاوی همه جانبه مناسبات قرارگاه اشرف و سرنوشت شومی که فرقه مجاهدین به رهبری شما برای فرزندان آنها تدارک دیده است، نوعی عمل اجتماعی آگاهانه و هشدار دهنده برای شما است. این امر مشهود را فراموش نکنید.</p>
<p><strong>آرش رضایی</strong></p>
<p><strong>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</strong></p>
<p><strong>22/4/1386</strong></p>
<p><strong><span style=" COLOR: maroon; FONT-FAMILY: Tahoma; >نامه خانم فاطمه امیری به برادرش:</strong></p>
<p><strong><span  style=" color:="" maroon;="" font-family:="" tahoma;="">بنام خداوند بخشنده مهربان</p>
<p><strong><span style=" COLOR: maroon; FONT-FAMILY: Tahoma; >با سلام</strong></p>
<p>با سلام خدمت برادر خوبم علیرضا. امیدوارم که حالت خوب بوده باشد. برادر عزیزم نمی دانی که چقدر دل تنگت هستیم و من این نامه را به نمایندگی از طرف خانواده می نویسم و همه ی آنها صورت ماهت را از راه دور می بوسند و آرزوی دیدنت را دارند.</p>
<p>علیرضا جان: این چندمین نامه ای است که برای تو می نویسم و می دانم که سازمان این توان و جرات را در خــود نمی بیند که نامه های ما را بدست شما برساند. می دانم که نامه ی مرا هم به دست تو نمی رسانند چرا که سازمان با انواع ترفندها که بر علیه ما و انجمن نجات دارد می خواهد از ارتباط خانواده ها با فرزندانشان جلوگیری کنند. ولی خانواده ها به دلیل نگرانی از آینده فرزندانشان به انجمن نجات مراجعه می کنند و از آنها برای رهایی فرزندانشان کمک می گیرند. من هم خودم با میل شخصی به دفتر انجمن نجات آذربایجان غربی مراجعه کردم و از آقای آرش رضایی کمک خواستم و او هم با آغوش باز پذیرای خانواده بود. و به ما کمک می کند تا تو را از جهنم تشکیلات رجوی نجات دهیم. و او با تمام توان و تلاش خود زمینه ی ملاقات خانواده ها با صلیب سرخ را فراهم کرد. من به عینه شاهد حضور خانواده ها از تمام نقاط شهرستانهای آذربایجان غربی بودم. و در ملاقات حضوری خانواده ها، صلیب سرخ به درد و دل آنها گوش داد و به آنها قول کمک و یاری داد. و من هم در ملاقات حضوری خود با صلیب سرخ با آگاهی و شناختی که از مناسبات غیر انسانی و غیر دموکراتیک قرارگاه اشرف داشتم و از اینکه رهبران فرقه رجوی به اجبار برادرم را نگه داشته و او را تا سر حد خودکشی کشانده اند از آنها کمک خواستم و آنها هم تا آنجا که در توان دارند به خانواده ها قول یاری و همکاری دادند.</p>
<p>چرا آنها نگرانی و دغدغه ی خانواده ها را در پشت اهداف پلید و افکار شیطانی خود پنهان می کنند. چرا شما رهبران مجاهدین به نیروهای خود آزادی اندیشه نمی دهید. که خود آگاهانه برای خود تصمیم بگیرند.</p>
<p>چرا شما باید از دنیای اطراف و پیرامون خود دور باشید. چرا باید شما را در بی خبری قرار دهند در جهان هیچ گروه تروریستی، اینچنین با افراد خود برخورد نمی کنند که سازمان با شما این رفتار را دارد. حتی هیتلر و موسولینی، سازمان باید از کرده های خود شرم و خجالت بکشد. چون آنها هم یک ایرانی هستند ولی مرام و شرافت ایرانی در آنها وجود ندارد. چرا که یک ایرانی با هموطن خود چنین نمی کند و سازمان از نیروهای خود به عنوان مترسک خیمه شب بازی استفاده می کند و آنها را وادار به انجام و پذیرفتن اهداف پوچ و فرومایه خود می کند.</p>
<p>ما در نامه های خود از شما خواسته بودیم که اجازه یک تماس تلفنی بدهید ولی شما از ترس به جای اینکه به خواسته های ما جواب دهید از آنها در برنامه پرونده خواسته بودید که حرفها و صحبتهای دیکته شده را تحویل دهند اگر شما به افراد سازمان اعتماد دارید چرا اجازه نمیدهید که با خانواده های خود ارتباط برقرار کنند. چون هیچ کدام از افرادی که در سازمان به اجبار به اسارت گرفته شده اند با اهداف سازمان و با فضای فاشیستی قرارگاه اشرف موافق نیستند و به زور و اجبار و ترس از خیلی چیزها به بت تبدیل شده اند.</p>
<p>من با شواهد و مدارک می دانم که برادر من در قرارگاه اشرف اقدام به خود کشی و خودزنی و فرار نموده هرچند شما منکر این واقعیت هستید ولی خیلی از اعضای جداشده « شهرام دهقان »، « ناصر سید بابایی » حاضر به شهادت در مراجع بین المللی هستند. و تنها سایت انجمن نجات است که خانواده ها می توانند با نوشتن نامه پرده از زشتی روابط فرقه ای و رفتار مستبدانه و زورگویانه مسولین اشرف بردارند و آنها را زیر ذره بین مراجع بین المللی ببرند. امیدوارم که با منطق تصمیم بگیری و خودت را از اسارت ذهنی و روحی سازمان نجات دهی چرا که آنها برای شما ارزش و احترامی قائل نیستند و تنها شما را برای اهداف سیاسی خود می خواهند. شاید در پی این سالها این واقعیت برایت روشن شده باشد.</p>
<p>پس بهتر است به فکر جوانی خود باشی چون در آنجا ماندن برای تو مثل مرگ تدریجی است و این را بدان که عمر سازمان به سر آمد و منتظر این هستند که سران کشورها برای آنها تصمیم بگیرند و آنها با چاپلوسی و خوش رقصی برای آنها می خواهند برای خود یک حامی جدید به جای صدام پیدا کنند. امیدوارم که ما را بیشتر از این چشم به راه نگذاری.</p>
<p>خواهرت فاطمه امیری</strong></p>
<p>10/4/1386</strong></p>
<p>1- رونوشت – آقای آندریاس مسئول محترم جستجوی کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران</p>
<p>2- رونوشت – حقوق بشر عراق</p>
<p>3- رونوشت – خانم کلنل تورلاک مقام محترم حقوقی قضایی کمپ آمریکا</p>
<p>4- رونوشت – دیده بان حقوق بشر دفتر نیویورک، واشنگتن، لندن</p>
<p>5- رونوشت – عفو بین الملل دفتر نیویورک</p>
<p>6- رونوشت – انجمن نجات آذربایجان غربی</p>
<p><img decoding="async" height=" 522"="" alt="نامه به علیرضا امیری صفحه 2" hspace="15" width="395" align="bottom" vspace="15" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza20070717S2.GIF">&nbsp;<img loading="lazy" decoding="async" alt="نامه به علیرضا امیری صفحه 1" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza20070717S1(1).GIF" width="395" vspace="15" hspace="15" height="513" align="bottom"></p>
<p><strong><span tahoma;="">&nbsp;<img loading="lazy" decoding="async" alt="نامه به علیرضا امیری صفحه 3" src="https://st.nejatngo.org/Image/Letters_FA/Amiri/Amiri_Alireza20070717S3.GIF" width="395" vspace="15" hspace="15" height="508" align="bottom"></span></p>
<p></strong></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5291">آیا آقای رجوی و خانم عضدانلو فاقد احساسات انسانی هستند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5291/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یادداشت هایی در باره رهایی یک دوست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5163</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5163#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Jun 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار نجات]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/06/26/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%db%8c-%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای ناصر سید بابایی عضو جدا شده فرقه مجاهدین در سال 1383 به ایران بازگشت. خانواده آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف در ماه پیش در ملاقاتی که با آقای سید بابائی داشتند با ایشان در باره ی وضعیت علیرضا و نحوه رهایی او از سیطره فرقه رجوی گفتگو کردند. علیرضا از دوستان صمیمی ناصر سید بابایی در اشرف بود که مدتها با هم در یک قرارگاه بسر برده اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5163">یادداشت هایی در باره رهایی یک دوست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>یادداشت هایی در باره ی رهایی یک دوست</b><br />
آقای ناصر سید بابایی عضو جدا شده فرقه مجاهدین در سال 1383 به ایران بازگشت. خانواده آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف در ماه پیش در ملاقاتی که با آقای سید بابائی داشتند با ایشان در باره ی وضعیت علیرضا و نحوه رهایی او از سیطره فرقه رجوی گفتگو کردند. علیرضا از دوستان صمیمی ناصر سید بابایی در اشرف بود که مدتها با هم در یک قرارگاه بسر برده اند. ناصر پس از شنیدن دغدغه ها و نگرانی های خانواده و نیز تمایل شدید آنها جهت بازگشت علیرضا به کانون خانواده ، نامه ای صمیمانه برای آقای علیرضا امیری که از دوستان او می باشد و هم اکنون در قرارگاه اشرف بسر می برد جهت درج در سایت انجمن نجات نوشته است همانگونه که آقای ناصر سید بابایی در نامه تصریح دارد ، انگیزه او از نوشتن نامه دغدغه و دلمشغولی او از به هدر رفتن سرمایه جوانی و فرصت های طلایی علیرضا در زندگی ست که با ماندنش در اشرف از دست می رود.<br />
ناصر سید بابایی و خانواده علیرضا امیری نوشتن نامه و انتشار آن در سایت انجمن نجات جهت اطلاع مراجع و نهادهای بین المللی حقوق بشری از اقدامات ضد بشری رهبران فرقه رجوی را ، تنها روزنه و امکانی می دانند تا شاید مثمر ثمر واقع گردد و شیوه های مخرب فرقه ای برای اغفال انسانهای بیگناه از سوی نهادهای حقوق بشری مورد پرسش و انتقاد جدی قرار گیرد ، و بدین ترتیب زمینه ی بازگشت علیرضا به آغوش مهربان خانواده اش امکانپذیر گردد. به امید آن روز<br />
آرش رضایی<br />
مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p><b>نامه آقای ناصر سید بابایی به دوستش آقای علیرضا امیری:</b></p>
<p>« بنام خداوند منان »<br />
« خدمت دوست عزیز هم قرارگاهی گرامیم علیرضا امیری ، سیاووش GF2 »<br />
سلام علیکم و خسته نباشید. از این که فرصتی ایجاد شد تا برایت چند کلمه ای بنویسیم بسیار خرسند و شادمانم. علیرضا جان ، خانواده گرامیتان را حضوراً ملاقات کردم. و حرفها و درد دلشان را شنیدم و بسیار متاثر گشتم. میدانی برای چه علت ؟<br />
زیرا که من خانواده خوب داشتم که اینقدر زحمت و تلاش در مورد بیرون آوردن من از سازمان از خود نشان بدهند. و مثل خانواده شما تا دم در اشرف بیایند و خود تو شاهد قضیه بودی. ولی من برای نجات خودم تلاش کردم ولی برای تو بسیار متاثرم که قدر نعمت و زحمات شبانه روزی این خانواده ات را در مورد خودت درک نمیکنی.<br />
از داشتن چنین خانواده باید افتخار بکنی و تنها وظیفه مهم که درباره این همه تلاش آنها باید از خود نشان بدهی ، پاسخ گفتن قطعی و درست و منطقی به خواسته آنهاست و جوابی است که من خودم به خودم دادم. بلی آن جواب چیزی جز خروج از سازمان نیست.<br />
من به عینه مشاهده کردم که زندگی من ، آینده من ، زحمات و اندیشه ام برای سازمان به هیچ عنوان مهم نیست ، بلکه هر لحظه مورد سوء استفاده سیاسی از وجود من برای سازمان قرار دارم. و مصرف میشوم و به معنای سازمان دارم استثمار می شوم در صورتی که سازمان شعار ضد استثماری میدهد.<br />
از تو میخواهم که از کالای مصرف شدن برای مدت کوتاه یا طولانی برای سازمان دست برداشته و به دروغها و گول زدن های FA هایی مثل ، رقیه عباسی ، فرشته شجاع ، عسگر ، حمید ، مجید توانا و غیره که نمیدانم در فعل حاضر فرماندهانت هستند یا تغییر کرده ، اصلا تن در ندهی و برای یک ساعت هم که شده خودت باشی و برای خودت فکر بکنی من از سازمان خارج شده ام و می دانم که سازمان چه فکری درباره ام میکند. ولی بدان سازمان با تمام وجود به من نیرنگ زد. حتی در لحظه خروج از سازمان ، وسایل قیمتی که یک انگشتر نقره داشتم و پول ناچیزی که داشتم را نیز به من برنگرداند ولی من در عوض جان خودم را از سازمان خواستم و گرفتم و خارج شدم. و اکنون خودم هستم که برای خودم تصمیم می گیرم. و در عین حال در راحتی و آزادی اندیشه و فکرم با اختیار تصمیم گرفتم برایت نامه ای دوستانه بنویسم و تو را از حقایق آگاه بکنم بدان کسانی که اکنون در ایران هستند مثل سهراب ، آرمین ، حبیب و غیره در ایران به راحتی دارند زندگی میکنند. و زندگی خوش و خرمی دارند. بدون اینکه کوچکترین محدودیتی داشته باشند. و هر وقت بخواهیم همدیگر را می بینیم و میهمانی می رویم و جشن دوستانه میگیریم. به خودت توان این را بده که در مقابل کسانی که دشمن زندگی و آینده تو هستند برخیزی و قاطعانه بگویی که من نمیخواهم در سازمان بمانم و حتی شده خودت را به گشتی های آمریکائی برسان و خودت را تسلیم آنها بکن بعد از تسلیم شدن به آمریکائی ها به راحتی می توانی به کمپ آمده و در مدت کوتاهی به وطن خودت و به آغوش گرم خانه و خانواده در رفاه و آسایش برگردی و زندگی نو آغاز بکنی. در اینجا یعنی وطنت قلبهایی هستند که اشک ریزان شبها نمیخوابند و بیدار می مانند به امید آنکه شاید تو از آن سو برگردی و عرض سلام بکنی و در انتظار دیدنت ثانیه شماری می کنند. ولی در سازمان قلبهایی هستند که سنگ شده اند و حتی برای مرده آدم نیز اشک نمیریزند و فقط از وجودت بطور تمام و کمال استفاده سیاسی میکنند.<br />
سران و سرکردگان سازمان به زودی در دادگاه های علنی در جلوی اذهان محاکمه خواهند شد و رسوای تاریخ زمان خودشان خواهند شد. ولی با بودن تو و امثال تو که یک سیاهی لشگر و مترسک به حســـاب می آئید برای آنها یک فرصت زمانی طلائی و یک سوء استفاده انسانی سیاسی برای آنهاست که با جمع کردن شما خودشان را تا مدت زمانی از زیرتیغ این محکمه ها بدور نگهداشته و زمان برای خود توســـــط شما می خرند. و نگذار که وجودت سبب زمان خریدن برای سازمان باشد. و هر لحظه و هر زمان که مثل تو نفرات بیرون می آیند به کاهش دادن این زمان کمک می کنید تا حقایق های پشت پرده این سازمان که سالهاست رویشان را سازمان مدفون کرده بیرون بیایند و تا خودت از سازمان بیرون نیایی به واقعیت این حقایق پی نخواهی برد.<br />
در آخر دوست عزیزم با آرزوی موفقیت و شادکامی در تمامی لحظه هایت امیدوارم که به حرفها و نکته هایی که اشاره کردم حتی اگر شده 1 ساعت بدرستی و با منطق به آن فکر بکنی و فقط و فقط با تفکر خودت به آن نگاه بکنی.<br />
کادو و کادو گرفتن ، عیدی ، هدیه گرفتن هرچند گرانبها هم باشند شاید تو را لحظاتی خوشحال کرده باشند ولی آیا به اندازه در آغوش گرفتن پدر و مادر ، و نشستن در کنار اعضاء خانواده با آرامش و امنیت و بدون اضطراب و استرس درونی آیا برابری می کند ؟ آیا FA ها چنین هدیه ای می توانند بدهند ؟ هرگز.<br />
در پایان به امید روزی که در کنار خانواده ات در ایران شاد و خرسند و مسرور همدیگر را به همراه رادیو و یا ضبط و با گوش دادن به انواع هر موسیقی که دلمان بخواهد همدیگر را ملاقات بکنیم. و مطمئن باش این آرزو در اشرف میسر نخواهد بود.<br />
دوستدار همیشگی تو<br />
مستعار= نادر بابائی – نادر ترکه<br />
ناصر سید علی بابائی<br />
بچه خوی</p>
<p><b><a href="https://dla.nejatngo.org/File/Letter/naser-babaei.pdf" target="rel=&quot;noopener" rel="noopener">لینک به متن اصلی نامه</a></b></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/5163">یادداشت هایی در باره رهایی یک دوست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/5163/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محدودیت همه جانبه در قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4681</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4681#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Apr 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/04/04/%d9%85%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%af%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم فاطمه امیری در نامه خویش از اینکه برادرش آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف از سوی رهبران فاشیست فرقه رجوی وادار شده است تا پس از سالها بی خبری محض از خانواده خویش و عدم امکان کوچکترین ارتباط با دنیای خارج از قرارگاه اشرف اخیرا در واکنش به نامه های او که در سایت انجمن نجات انتشار یافته است، در سخنانی کوتاه و دو دقیقه ای در تلویزیون وابسته به فرقه، شتابزده و غیر معقول به انکار نامه های خواهرش بپردازد، سخت متحیر است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4681">محدودیت همه جانبه در قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانم فاطمه امیری در نامه خویش از اینکه برادرش آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف از سوی رهبران فاشیست فرقه رجوی وادار شده است تا پس از سالها بی خبری محض از خانواده خویش و عدم امکان کوچکترین ارتباط با دنیای خارج از قرارگاه اشرف اخیرا در واکنش به نامه های او که در سایت انجمن نجات انتشار یافته است، در سخنانی کوتاه و دو دقیقه ای در تلویزیون وابسته به فرقه، شتابزده و غیر معقول به انکار نامه های خواهرش بپردازد، سخت متحیر است. ایشان در متن نامه به واقعیاتی اشاره دارد که بیانگر تحت فشار قرارگرفتن برادرش و بی خبر نگه داشتن او از تحولات و رویدادهای دنیای پیرامونی ست.</p>
<p>خانم امیری با طرح تناقضات سخنان برادرش سعی دارد حقایق را به گوش او برساند آنجا که اشاره می کند: &#8221; از صحبتهای تو به این نتیجه رسیدم که تمام گفتار و جملات تو از طرف سازمان دیکته شده بود&#8230; گفته بودی که خواهر من زیر فشار این نامه را نوشته ولی این طور نیست نه فشاری در کار است و نه محدودیتی. من خودم با اختیار کامل به انجمن نجات آذربایجانغربی مراجعه کردم چرا که نگران آینده و وضعیت فعلی تو هستم.&#8221; و یا در بخش دیگری از نامه تصریح دارد که:&#8221;. چرا شما حتی اجازه ی یک تماس تلفنی را ندارید در کجای دنیا آمده است که با وجود این همه امکانات و پیشرفت تکنولوژی خانواده ی خود را در بی خبری قرار دهید. حتی در بدترین زندانهای جهان امکان ملاقات و یا تماس تلفنی وجود دارد.&#8221;</p>
<p>خانم امیری در نامه خود به برادرش کوشیده او را در برابر پرسش هایی بنشاند که واقعیات و رویدادهای ایران و جهان امروزبر می انگیزند. مناسبات فاشیستی در فرقه رجوی، محدودیت های همه جانبه افراد در قرارگاه اشرف، پژمردن احساسات و عواطف نیروهای تشکیلاتی و فهم ماهیت رفتارهای استالینیستی دارودسته رجوی و کارکردهای آن به خصوص خشونت و ستیزه جوئی و ترور افسار گسیخته هم وطنان ایرانی در کانون تاملات و دغدغه های میهن پرستانه خانم امیری قرار دارد.</p>
<p>فعالان انجمن نجات امیدوارند با کوشش و تلاش خستگی ناپذیر و همدلی و همراهی صمیمانه خانواده بزرگ انجمن نجات در سال جدید اعضای خانواده هائی که بستگانشان در حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه مخوف رجوی گرفتار آمده اند بزودی شاهد رهائی و در آغوش کشیدن عزیزان دلبندشان باشند.</p>
<p>آرش رضائی</p>
<p>مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p>نامه خانم فاطمه امیری به برادرش:</p>
<p>« بنام خداوند بخشنده مهربان»</p>
<p>با سلام خدمت برادر عزیزم علیرضا امیری با اسم مستعار سیاوش</p>
<p>امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند متعال شاد و سلامت بوده باشی البته شاید دیگر کلمه ی « شاد» برایت معنی گذشته را نداشته باشد.</p>
<p>علیرضا جان نمی دانی که در طول این سالها که هر یک سالش برای ما یک عمر بود ما چه کشیده ایم و چقدر دل تنگت هستیم. اگه می خواهی از حال خانواده با خبر باشی همه خوب هستند و تنها دوری تو ما را نگران و افسرده کرده است. پدر و مادر چشم به در منتظر آمدنت روزها را سپری می کنند تا شاید با آمدنت تو را در آغوش بگیرند.</p>
<p>این چندمین نامه ای هست که برایت می نویسم. البته می دانم سازمان این توان و جرات را در خود نمی بیند که نامه های ما را بدست شما برساند سازمان با انواع و اقسام و روشهای مختلف و توطئه چینی ها که بر علیه ما خانواده ها دارد می خواهد از ارتباط خانواده ها با فرزندانشان جلوگیری کند و من و خانواده برای بدست آوردنت تمام تلاش و توان خود را بکار خواهیم گرفت.</p>
<p>علیرضا جان: در صحبتهایی که در سیمای آزادی برنامه پرونده داشتی چند مطلب ذهن مرا مشغول کرد. اولا: خیلی خوشحال شدم که پس از هفت سال دوری توانستم صورت و صدای مهربانت را ببینم بشنوم ولی از صحبتهای تو به این نتیجه رسیدم که تمام گفتار و جملات تو از طرف سازمان دیکته شده بود. و این صحبتها متعلق به فرد تو نمی باشد البته کافر همه را به کیش خود پندارد گفته بودی که خواهر من زیر فشار این نامه را نوشته ولی این طور نیست نه فشاری در کار است و نه محدودیتی. من خودم با اختیار کامل به انجمن نجات آذربایجانغربی مراجعه کردم چرا که نگران آینده و وضعیت فعلی تو هستم و از طریق آقای شهرام دهقان عضو جداشده ی سازمان اطلاعات زیادی کسب کردم آقای شهرام دهقان ذکر نمود که با تو به مدت 8 – 7 ماه در قرنطینه بوده و در نشستهایی که با هم داشتید اشاره به مخالفت خود از سازمان نمودی و حتی اقدام به فرار و یا خودکشی کرده ای ولی تو منکر خودکشی خودت هستی ولی این را بدان که من می دانم علایم خودکشی تو در دست سمت چپ وجود دارد و بهتر است که حداقل با خودت رو راست باشی و خودت را فریب نزنی چون هر خود کشی منجر به مرگ نمی شود. اشاره کرده بودی که من خوی و خصلت خواهرم را می شناسم و این جملات و کلمات متعلق به خواهرم نیست ولی هفت سال از رفتن تو می گذرد و خیلی چیزها تغییر کرده است و من چند سال است که با مطالعه ی نشریه ها و ماهنامه ها و کتاب های مختلف در مورد سازمان شناخت بیشتری پیدا کرده ام. من در کشوری آزاد و امن زندگی می کنم آزادی بیان دارم و آزادی عمل و به راحتی می توانم برای زندگی خود تصمیم بگیرم پس نیازی به فشار نیست چون گفته ها و نوشته ها حاکی از دل شکسته ی من و خانواده است من به راحتی می توانم به هر کجای دنیا برای ملاقات با تو بیایم البته به غیر از اردوگاه اشرف. آیا تو این توان را در خود می بینی که برای ملاقات با من در بیرون از اردوگاه اشرف اقدام کنی آیا تو آزادی بیان داری که بتوانی مخالفت خود را اعلام داری. آیا تو آزادی عمل داری که بتوانی با خانواده ات ملاقات کنی. آیا تو آزادی اندیشه داری که بتوانی برای آینده ات تصمیم بگیری. اگر خط و راه سازمان درست است چرا به شماها اجازه پیشرفت و ترقی نمی دهند چرا از دیدن خانواده محروم می کنند چرا شما را از دنیای اطراف و پیرامون خود آگاه نمی کنند چرا شما باید بعد از ورود چشم و گوشهایتان را به روی واقعیت ببندید. چرا شما حتی اجازه ی یک تماس تلفنی را ندارید در کجای دنیا آمده است که با وجود این همه امکانات و پیشرفت تکنولوژی خانواده ی خود را در بی خبری قرار دهید. حتی در بدترین زندانهای جهان امکان ملاقات و یا تماس تلفنی وجود دارد کدام جنبش آزادی که به شما وعده می دهند سازمانی که به نیروهای خود اعتماد ندارد و با شست و شوی مغزی آنها با خوار و ذلیل کردن آنها فکر و ذهن آنها را اسیر اهداف خائنانه خود کرده است چرا شما باید همه چیز و همه کس را فدای رهبر کنید. رهبری که با شنیدن اولین شلیک آمریکا فرار را بر قرار ترجیح داد و شما ها را به امان خدا در بیابانها تک و تنها گذاشت. علیرضا جان آن اظهار نامه که در برنامه ی پرونده نشان دادی اعتباری ندارد چون تو آن را زیر فشار روحی و روانی نوشته ای و سازمان می خواهد با این ترفند از خروج تو از سازمان جلوگیری کند ترفند دیگر سازمان کادو و کادو گرفتن از طریق fa هایی مثل رقیه عباسی و فرشته شجاع و غیره است که به این طریق برای شما خوشحالی کاذب درست می کنند ولی هیچ لذتی بالاتر و بهتر از بودن در کنار خانواده در کشوری امن نیست می دانم تو به امید گرفتن پناهندگی جزو افراد سازمان شده ای ولی این را بدان که با خروج از سازمان و رساندن خود به آمریکاییها بهتر و زودتر می توانی به آرزویت برسی پس عمر خود را در سازمان تلف نکن. تقاضای من از تو این است که حالا که شما مورد عفو و حمایت دولت قرار گرفته اید پس از این فرصت استفاده کن و از حق و حقوق خود به عنوان یک انسان حمایت کن آیا تو به این مطلب فکر کرده ای که آیا هدف سازمان چیست؟ و آینده ی سازمان چیست! آیا تو می توانی بر علیه کشوری که در آن بدنیا آمده ای بزرگ شده ای آشوب کنی. آیا می توانی به خاطر اهداف پست و فرومایه سازمان کشور خودت را به بیگانگان بفروشی مطمئنم که انسانی با وجدان و پر از عاطفه نمی تواند این چنین کند پس مصمم باش شجاع باش و به فکر جوانی خود و پدر و مادر پیرت باش آنها به امید دیدن تو روزها را سپری می کنند امیدوارم که با آمدنت دل پیر آنها را شاد کنی ما همیشه یار و یاور تو هستیم و برای نجات تو به مراجع بین المللی نیز مراجعه خواهیم کرد.</p>
<p>و من با یکی از دوستان تو در سازمان که از سازمان جدا و به وطن برگشته است ملاقات حضوری داشتم که آقای ناصر سید بابایی اهل شهرستان خوی می باشد و او نیز ما را کمک می کند تا در مورد تو اطلاعات بیشتری بدست بیاوریم امیدوارم این نامه بدست تو برسد و خیلی از مسائل برایت روشن شود پس به امید دیدار</p>
<p>خواهرت فاطمه امیری از شهر ارومیه استان آذربایجان غربی</p>
<p>21/12/1385</p>
<p>1- رونوشت به خانم تورلاک مقام محترم قضایی کمپ امریکا</p>
<p>2- رونوشت به آقای آندریاس دئیس کمیته جستجوی دفتر صلیب سرخ تهران</p>
<p>3- رونوشت به دفتر انجمن نجات آذربایجان غربی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4681">محدودیت همه جانبه در قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4681/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4666</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4666#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Mar 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/03/27/%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%85-%d8%b4%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d9%be%db%8c%d9%88%d8%b3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام. سلامی چو بوی خوش آشنا، برای تو می نویسم. برای عزیز رفته از دست، ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست.  با سلام خدمت برادر کوچکم علیرضا امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند شاد و سلامت بوده باشی. همانطور که می دانی روزهای آخر سال است و ما به استقبال بهار می رویم بهاری که با خود طراوت و سر سبزی به ارمغان می آورد. امیدوارم که سال جدید، سال سرنوشت سازی برای تو باشد ما همگی موقع تحویل سال دور سفره هفت سین جمع می شویم و برای تو دعا می کنیم امیدوارم که این آخرین سالی باشد که تو از ما دوری.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4666">ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بنام خداوند بخشنده مهربان</p>
<p>با سلام. سلامی چو بوی خوش آشنا، برای تو می نویسم. برای عزیز رفته از دست، ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست. </p>
<p>با سلام خدمت برادر کوچکم علیرضا امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند شاد و سلامت بوده باشی. همانطور که می دانی روزهای آخر سال است و ما به استقبال بهار می رویم بهاری که با خود طراوت و سر سبزی به ارمغان می آورد. امیدوارم که سال جدید، سال سرنوشت سازی برای تو باشد ما همگی موقع تحویل سال دور سفره هفت سین جمع می شویم و برای تو دعا می کنیم امیدوارم که این آخرین سالی باشد که تو از ما دوری. </p>
<p>و همه ی خانواده از جمله (پدر و مادر) سلام مخصوصی برای تو دارند و از راه دور صورت ماهت را می بوسند و همگی سال خوبی را برای تو عزیز آرزومندند. </p>
<p>امیدوارم همانطور که درختان از خواب زمستانی بیدار می شوند تو هم از خواب غفلت بیدار شوی و بیشتر از این ما را منتظر نگذاری چرا که همگی ما تو را از صمیم قلب دوست داریم و به امید دیدنت شب و روز دعا می کنیم و فقط تنها آرزوی ما دیدن تو است امیدوارم که آرزویمان به حقیقت بپیوندد مواظب خودت باش و سال نو مبارک باد. </p>
<p>خواهرت فاطمه امیری</p>
<p><strong>28/12/1385</strong></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4666">ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4666/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک تصمیم شجاعانه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4414</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4414#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Feb 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا امیری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/02/03/%db%8c%da%a9-%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85-%d8%b4%d8%ac%d8%a7%d8%b9%d8%a7%d9%86%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم فاطمه امیری در نامه ای که خطاب به برادرش آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف نوشته از او می خواهد تا تصمیم شجاعانه بگیرد و خود را از جهنم تشکیلات رجوی نجات دهد. او می نویسد:" می دانم که تو هم دل تنگ ما و ایران هستی. امیدوار باش و شجاع باش و شجاعانه تصمیم بگیر و خود را نجات بده. برادرم آنچه مهم است این است که به جز ماندن در آن جهنم (قرارگاه اشرف) هر تصمیمی بگیری مطمئنا بهترین تصمیم خواهد بود و این را هم می دانم که هر کس اقدام به جدایی از سازمان کند چه بلایی پیش روی اوست." خانم امیری در نامه خویش با توجه به آگاهی و شناختی که از مناسبات غیر انسانی و غیر دموکراتیک قرارگاه اشرف در ملاقات با جداشدگان فرقه که به میهن بازگشته اند، به دست آورده است، روایتی تلخ و سیاه از مکانی (قرارگاه اشرف) که گویی نقطه ثقل همه زشتی های دنیاست را مطرح می کند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4414">یک تصمیم شجاعانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>یک تصمیم شجاعانه</b><br />
خانم فاطمه امیری در نامه ای که خطاب به برادرش آقای علیرضا امیری فرد مستقر در قرارگاه اشرف نوشته از او می خواهد تا تصمیم شجاعانه بگیرد و خود را از جهنم تشکیلات رجوی نجات دهد. او می نویسد : می دانم که تو هم دل تنگ ما و ایران هستی. امیدوار باش و شجاع باش و شجاعانه تصمیم بگیر و خود را نجات بده. برادرم آنچه مهم است این است که به جز ماندن در آن جهنم ( قرارگاه اشرف ) هر تصمیمی بگیری مطمئنا بهترین تصمیم خواهد بود و این را هم می دانم که هر کس اقدام به جدایی از سازمان کند چه بلایی پیش روی اوست.<br />
خانم امیری در نامه خویش با توجه به آگاهی و شناختی که از مناسبات غیر انسانی و غیر دموکراتیک قرارگاه اشرف در ملاقات با جداشدگان فرقه که به میهن بازگشته اند ، به دست آورده است ، روایتی تلخ و سیاه از مکانی ( قرارگاه اشرف ) که گویی نقطه ثقل همه زشتی های دنیاست را مطرح می کند و به صراحت زشتی روابط فرقه ای و رفتار مستبدانه و زورگویانه مسئولین اشرف را به نقد می کشد. خانم فاطمه امیری از اینکه رهبران فرقه رجوی به اجبار و اکراه بردارش را در اشرف نگه داشته و او را تا سر حد خودکشی کشانده اند و شش سال از عمر او را برای اهداف خائنانه و امید واهی تلف کرده اند ، انزجار و بیزاری خویش را از فرقه تروریستی رجوی ابراز می دارد و از برادرش می خواهد تا به آغوش خانواده اش باز گردد و خود را از سیطره و اسارت فرقه تروریستی رجوی نجات دهد.<br />
این نامه تناقضات تکاندهنده ای را برای ما آشکار می کند ، تناقض آزادی انتخاب و چگونه زیستن آدمی را با اجبار و وادار نمودن افراد به اقامت درقرارگاه اشرف. درونمایه نامه خانم امیری به طرزی ظریف و موشکافانه فضای فاشیستی قرارگاه اشرف را به نمایش می گذارد و بی واسطه درون شخصیت سرد و بیروح رهبران تشکیلات رجوی را به تصویر می کشد که از عواطف و احساسات انسانی عاری و تهی هستند.<br />
آرش رضائی<br />
مسئول انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><b>نامه خانم فاطمه امیری به برادرش علیرضا امیری:</b></p>
<p>بنام خدا<br />
با سلام. خدمت برادرم علیرضا امیری<br />
با سلام خدمت برادر کوچکم علیرضا ، علیرضا جان امیدوارم که حالت خوب و در زیر سایه خداوند متعال سلامت باشی. علیرضا سالهای دوری از تو ما را افسرده و نگران کرده است که به کمک انجمن نجات آذربایجان غربی این امکان برای من فراهم شد که بعد از سالها برایت نامه بنویسم. می دانم که تو هم دل تنگ ما و ایران هستی. امیدوار باش و شجاع باش و شجاعانه تصمیم بگیر و خود را نجات بده. برادرم. آنچه مهم است این است که به جز ماندن در آن جهنم هر تصمیمی بگیری مطمئنا بهترین تصمیم خواهد بود. و این را هم می دانم که هر کس اقدام به جدایی از سازمان کند چه بلایی پیش روی اوست. می دانم که آنها به شما می گویند پدر و مادر. خواهر و برادر. فامیل و اقوام و حتی خاطرات گذشته را فراموش کنید. ولی آیا این ممکن است فرزندی پر عاطفه مثل تو. پدر و مادر خواهر و برادر را فراموش کند. می دانم آنها روی نقطه ضعف شما کار می کنند و شما را تحقیر و خار و ذلیل می کنند برای اینکه اعتماد به نفس خود را از دست دهید و کورکورانه به اوامر آنها گوش دهید و مطیع آنها باشید. ولی باز با این هم شکنجه خود را از اسارت ذهنی سازمان رها ساز و این را بدان که در ایران با افرادی مثل تو ، کاری ندارند. چون در حال حاضر جمهوری اسلامی اعضای این گروه را مورد عفو و عنایت خود قرار داده و امن ترین و مطمئن ترین مسیر ممکن برای نجات این افراد را فراهم می کند. برادرم. عزیزم. امیدوار باش و به خدای بزرگ توکل کن که خدا بندگانش را هرگز فراموش نمی کند و سعی کن بهترین تصمیم را بگیری در وطن مردن بهتر است از زندگی در غربت. یکی از اعضای جدا شده از سازمان شهرام دهقان است. که دوست محمد می باشد وقتی عکس تو را به او نشان دادیم او تو را به راحتی با اسم مستعارت شناخت و ذکر کرد که با تو در قرنطینه بود و تو در همان زمان با سازمان مخالف بودی و یک بار اقدام به فرار نموده ای که موفق نشده ای و یا حتی اقدام به خودکشی کرده ای این ها را به این دلیل می گویم که باورت بشود که شهرام دهقان در ایران است و از سازمان جدا شده است و برای خود زندگی جدیدی آغاز نموده و نامزد هم دارد و پس به تهدیدات آنها مبنی بر این که. هر کس بخواهد از سازمان جدا شود و به ایران برگردد اعدام و یا به زندان می افتاد و یا شکنجه می شود. دروغ بافیهای آنهاست. این سازمان 6 سال از عمر تو را برای اهداف خائنانه و امید واهی تلف کرده است. کدام ایران فردا که به شما وعده می دهند همان طوری که می دانی جوانان ایران نمی گذارند که افراد سودجو وطن فروش و بیگانه کشور را تصرف کنند چون این وطن با خون شهیدان پایدار شده است. و فکر این که آنها شما را زیر سلطه خود گرفتند عذابم می دهد. علیرضا جان برادر خوبم واقع بین باش فکر کن و برای نجات خود از دست فرقه رجوی قدمی بردار من و خانواده ات پشتیبان تو هستیم خیلی از اعضاء از سازمان جدا شده و به ایران برگشته اند نگران عمر تلف شده خود نباش چرا که هنوز جوانی و عمری دراز پیش رو داری پس برای آینده ات و جوانی خود فکری کن و از سازمان جدا شو. اگر می خواهی از مامان و بابا برات بگم چیزی جز صورت خیس مامان در ذهن ندارم چون دوری تو و مخصوصا اسارت در فرقه رجوی آنها را پیر کرده است. ما خیلی دلمان می خواهد به دیدنت بیاییم ولی این اجازه را به ما نمی دهند و شما را از دنیای اطراف و دیدن پدر و مادر و حتی یک تماس تلفنی منع کرده اند. چرا که عمر سازمان به سر آمده. ما برای دیدن تو و برای رهایی تو از سازمان شب و روز دعا می کنیم. امیدوارم خداوند به همه خانواده های اعضای سازمان کمک کند تا فرزندانمان را از بند اسارت آزاد سازیم. برادرم علی جان هیچ موقع خاطرات گذشته را فراموش نمی کنم و همیشه و در هر جا در قلب من هستی. و یاد روزهای با تو بودن بخیر یعنی می شه باز با هم باشیم. باز عین قدیم ها دور یک سفره غذا بخوریم. باز بگیم و بخندیم یعنی می شه.</p>
<p>چه کنم چاره ندارم که فلک کرده جدا              از کدام غنچه بچینم که دهد بوی ترا<br />
و من به این نامه اکتفا نمی کنم و تمام توان خود را برای رهایی تو انجام می دهم و به تمام مراجع بین المللی ذیربط از جمله کمیته بین المللی صلیب سرخ مراجعه خواهم کرد. جهت رهایی تو از چنگ فرقه تروریستی رجوی. پس به امید دیدار در ایران. که مطمئن ام که به زودی برمیگردی که هیچ جای دنیا وطن نمی شود.<br />
خواهرت فاطمه امیری</p>
<p>11/11/1385</p>
<p>رونوشت به کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر تهران<br />
رونوشت به کمیته بین المللی صلیب سرخ دفتر ژنو<br />
رونوشت به انجمن نجات دفتر آذربایجان غربی</p>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/File/Letter/amiri.pdf" target="rel=&quot;noopener" rel="noopener">لینک به متن اصلی نامه</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4414">یک تصمیم شجاعانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4414/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
