<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>علی زرکش</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b2%d8%b1%da%a9%d8%b4/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/علی-زرکش</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 04 Feb 2025 06:06:20 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>علی زرکش</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/علی-زرکش</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>جدال قدرت و حذف رقبا در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Feb 2025 06:06:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[علی زرکش]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63910</guid>

					<description><![CDATA[<p>از دیرباز یکی از شگردهای مسعود رجوی، حذف رقبا و ترور مدعیان قدرت، با ترفند جاگذاشتن و قطع حمایت های حفاظتی و امنیتی بوده است. بدین ترتیب که فردی یا افرادی که از زاویه ی آنها احساس خطر می کرد را به عملیات اجباری و انتحاری می فرستاد و یا در محل هائی جاگذاشته می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910">جدال قدرت و حذف رقبا در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از دیرباز یکی از شگردهای مسعود رجوی، حذف رقبا و ترور مدعیان قدرت، با ترفند جاگذاشتن و قطع حمایت های حفاظتی و امنیتی بوده است. بدین ترتیب که فردی یا افرادی که از زاویه ی آنها احساس خطر می کرد را به عملیات اجباری و انتحاری می فرستاد و یا در محل هائی جاگذاشته می شدند که در دام دشمن افتاده و حذف شوند، در این حالت مسعود رجوی هم از توبره می خورد و هم از آخور.</p>
<p>در جریان حذف موسی خیابانی و اطرافیان او، علیرغم اینکه مسعود رجوی می دانست که احتمال حمله به مقر زعفرانیه می رود، اما موسی خیابانی رقیب اصلی مسعود رجوی در رهبری سازمان ، در تله ی عمدی مسعود جاگذاشته شد تا هم بدین ترتیب از شر موسی خلاصی یابد و هم خونی به پای درخت نامشروع سازمان ریخته شود تا پایه های دیکتاتوری مسعود استحکام یابد.</p>
<p>در روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران موفق به کشف محل اختفای اصلی رهبران مجاهدین در تهران در محله زعفرانیه شدند و پس از محاصره آن محل و چند ساعت درگیری مسلحانه آن را تصرف کردند. در این واقعه ۲۳ نفر از جمله موسی خیابانی، آذر رضایی همسر موسی خیابانی و اشرف ربیعی همسر مسعود رجوی کشته شدند.</p>
<p>بدین ترتیب موسی خیابانی، شاه مهره ی اصلی و جانشین بی بدیل مسعود رجوی، براحتی و بدون هیچ هزینه ای از سوی مسعود حذف شد.</p>
<p>نفر دیگر قائم مقام و فرمانده ی سیاسی – نظامی و مسئول اول سازمان، علی زرکش بود. علی زرکش متولد 1328 در مشهد و دانش آموخته رشته مهندسی عمران از دانشگاه تهران بود. او در زندان ساواک به کادر مرکزی تشکیلات مجاهدین خلق راه یافت. در خرداد 59 با مهین رضایی خواهر رضایی‌ها ازدواج کرد. علی زرکش در زمستان سال 60، توسط شخص مسعود رجوی به سمت قائم مقام و جانشین و فرمانده سیاسی نظامی سازمان مجاهدین خلق منصوب شد اما چند سال بعد باز هم از سوی مسعود رجوی محاکمه شده و اعلام شد خائن است و سپس به اعدام و مرگ محکوم شد. او در اولین فرصت به عراق و پایگاه بقائی فرستاده شد. علی زرکش بی آنکه هیچ یک از اعضاء اطلاع داشته باشند، ماه‌ها در طبقه آخر و پس از آن در طبقه سوم پایگاه بقائی زندانی بود. علی زرکش به اصرار مسعود رجوی به صحنه ی عملیات فروغ فرستاده شد و علیرغم اینکه امکان نجات جان او میسر بود، اما باز در میدان جنگ جاگذاشته شد و کشته شد، تا برای ابد خیال مسعود و مریم از بابت یک منتقد و معاند راحت شود، مریم رجوی در مناسبات تشکیلات جایگزین او شد. انقلاب ایدئولوژیک موسوم به انقلاب مریم رخ داد و سیطره مسعود رجوی بر هرم تشکیلاتی مجاهدین تکمیل شد.</p>
<p>واقعیت این است و اکثر اعضای سازمان و خبرگان سیاسی بر این باور هستند که موسی خیابانی فرد شماره یک سازمان بود، از مسعود رجوی اصلح تر و انقلابی تر بود، که اگر در 19 بهمن 1360 کشته نمی شد، بی گمان بر کرسی رهبری سازمان تکیه می زد و شاید جنایات بیشماری که مسعود رجوی مرتکب شد را هرگز انجام نمی داد و بر عهده نمی گرفت. موسی خیابانی از نادر شخصیت های این سازمان بود که اگر به قدرت می رسید، لااقل نیروهای خود را زندانی وشکنجه نمی کرد و جنایات مسعود رجوی را انجام نمی داد. البته از همان ابتدا هم جدالی پنهانی بر سر رهبری سازمان بین مسعود و موسی در جریان بود که در نهایت با هوشیاری ضدانقلابی مسعود رجوی، به نفع او پایان یافت. همچنین اگر موسی زنده می ماند، نمی گذاشت خواهرهایش به دام شهوترانی های مسعود و مهدی ابریشمچی افتاده و به لجن رجوی ها کشانده شوند.</p>
<p>19 بهمن 1360، سرفصلی در تاریخچه ی این سازمان است که اگر بوقوع نمی پیوست، بی گمان سرنوشت سازمان به طریق دیگری منجر می شد.</p>
<p>داستان موسی خیابانی و علی زرکش در تشکیلات مجاهدین، نمونه هائی کم نظیر از حذف رقبا توسط مسعود رجوی است، مسیر فرقه ای شدن سازمان مجاهدین خلق و تبدیل شدن از یک سازمان به فرقه ای مخرب و شکل گرفتن دیکتاتوری مسعود رجوی، بی گمان با حذف این دو ، برای مسعود رجوی بسیار سهل و آسان گشت.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910">جدال قدرت و حذف رقبا در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63910/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرنوشت سه نفری که توسط رجوی لقب قهرمانی گرفتند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62863</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62863?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Nov 2024 09:02:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[علی زرکش]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی آزاده]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود کشمیری]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی افتخاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62863</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق از زمانی که با تقلاهای خودش به این مقام رسید تا جای ممکن تلاش کرد دیگر افراد رده بالا و با سابقه سازمان را جوری سرکوب کند تا مطمئن باشد در عرصه رقابت یکه تاز میدان است. عیسی آزاده، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق از سرنوشت افرادی می گوید [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62863">سرنوشت سه نفری که توسط رجوی لقب قهرمانی گرفتند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق از زمانی که با تقلاهای خودش به این مقام رسید تا جای ممکن تلاش کرد دیگر افراد رده بالا و با سابقه سازمان را جوری سرکوب کند تا مطمئن باشد در عرصه رقابت یکه تاز میدان است.</p>
<p>عیسی آزاده، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق از سرنوشت افرادی می گوید که به خاطر خدماتشان به مسعود رجوی از طرف او لقب قهرمانی دریافت کرده بودند.</p>
<p>یکی از این افراد <strong>علی زرکش</strong> بود. داستان علی زرکش در تشکیلات مجاهدین خلق نمونه‌ای کم نظیر از حذف رقیب است. مسعود رجوی برای تبدیل کردن سازمان سیاسی-نظامی مجاهدین خلق به یک فرقه مخرب در اولین اقدامات خود، علی زرکش را حذف کرد. به عقیده رفعت صفایی در “پشت پرده ایدئولوژیک” که رهبر را از اعضاء جدا می‌کرد، داستان جدال علی زرکش و مسعود رجوی بر سر تقسیم قدرت تشکیلاتی ادامه داشت. چند ماه پس از هم پیمانی مسعود رجوی با رژیم بعث عراق و استقرار او در عراق، از محاکمه علی زرکش در پاریس پرده برداشته شد.</p>
<p>عیسی آزاده می گوید که علی زرکش مخالف انتخاب مریم رجوی به عنوان هم ردیف مسئول اول بود و به این دلیل مورد خشم و غضب مسعود رجوی قرار گرفت. در نهایت او در عملیات مرصاد توسط عناصر توجیه شده رجوی کشته شد.</p>
<p>عیسی آزاده سپس از <strong>مهدی افتخاری</strong> با نام تشکیلاتی فرمانده فتح الله یا ناصر نام می برد. کسی که فرماندهی عملیات خروج مسعود رجوی از تهران به فرانسه را با کمک خلبان معزی بر عهده داشت. افتخاری که جزو پنج فرمانده اصلی عملیات فروغ جاویدان بود زمانی که زیر بار انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی نرفت مورد غضب او قرار گرفت. وی که از اعضای قدیمی سازمان و از اعضای مرکزیت سازمان به شمار می آمد و همچنین عضو به اصطلاح شورای ملی مقاومت بود به یکباره تمامی کرسی ها را از دست داد و مسئول کتابخانه ای شد که در سطح یک عضو ساده اداره می شد. او در نشست های طعمه به شدت توسط مسعود رجوی تحقیر شد.</p>
<p>عیسی آزاده درباره سرنوشت او می گوید: او در نهایت روانی شد و در قرارگاه اشرف عراق سکته کرد و مرد.</p>
<p><strong>مسعود کشمیری</strong> بانی اصلی بمب گذاری دفتر نخست وزیری در سال 1360، فرد سومی است که عیسی آزاده از او نام می برد. نام مستعار کشمیری در تشکیلات رجوی باقر بود. او از ابتدا فردی تشکیلاتی نبوده است و توسط سازمان به کار گرفته شده و سپس از کشور فراری داده می شود. مسعود رجوی به عمد در یکی از جلسات علنی، هویت او را برای دیگر اعضای حاضر فاش می کند تا دست و پایش بسته شود. ظاهراً او درخواست جدایی از تشکیلات را مطرح کرده بوده است. نهایتاً کلاهی در آلمان کشته شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62863">سرنوشت سه نفری که توسط رجوی لقب قهرمانی گرفتند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62863/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>علی زرکش کیست؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60098</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60098?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 May 2024 11:39:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[علی زرکش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60098</guid>

					<description><![CDATA[<p>داستان علی زرکش در تشکیلات مجاهدین خلق نمونه‌ای کم نظیر از حذف رقیب است. اگر در طول تاریخ شاهزادگان بر سر تصاحب تخت سلطنت از کشتن برادران خود ابا نداشتند، مسعود رجوی برای تبدیل کردن سازمان سیاسی-نظامی مجاهدین خلق به یک فرقه مخرب در اولین اقدامات خود، علی زرکش را حذف کرد. هرچندکه امروز در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60098">علی زرکش کیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>داستان علی زرکش در تشکیلات مجاهدین خلق نمونه‌ای کم نظیر از حذف رقیب است. اگر در طول تاریخ شاهزادگان بر سر تصاحب تخت سلطنت از کشتن برادران خود ابا نداشتند، مسعود رجوی برای تبدیل کردن سازمان سیاسی-نظامی مجاهدین خلق به یک فرقه مخرب در اولین اقدامات خود، علی زرکش را حذف کرد. هرچندکه امروز در رسانه‌های مجاهدین خلق &#8220;مجاهد شهید علی زرکش از درخشان‌ترین ستارگان کهکشان جاودانه فروغها&#8221; خوانده می‌شود.</p>
<p>علی زرکش متولد 1328 در مشهد و دانش آموخته رشته مهندسی عمران از دانشگاه تهران بود. او در زندان ساواک به کادر مرکزی تشکیلات مجاهدین خلق راه یافت. در خرداد 59 با مهین رضایی خواهر رضایی‌ها ازدواج کرد. علی زرکش در زمستان سال 60، توسط شخص مسعود رجوی به سمت قائم مقام و جانشین مسعود رجوی و فرمانده سیاسی نظامی سازمان مجاهدین خلق منصوب شد اما چند سال بعد باز هم از سوی مسعود رجوی به اعدام محکوم شد. مریم رجوی در مناسبات تشکیلات جایگزین او شد؛ انقلاب ایدئولوژیک موسوم به انقلاب مریم رخ داد و سیطره مسعود رجوی بر هرم تشکیلاتی مجاهدین تکمیل شد.</p>
<h3>انتصاب علی زرکش به سمت قائم مقام مسعود رجوی</h3>
<p>پس از کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی همسر مسعود رجوی و چند تن دیگر از مجاهدین خلق در جریان درگیری در خانه تیمی خیابان زعفرانیه تهران در 19 بهمن سال ۶۰، به نوشته کمال رفعت صفایی عضو پیشین مجاهدین خلق، &#8220;مسعود رجوی در فرانسه، علی زرکش را که در سازمان چندان معروف نبود و همچون عباس داوری و مهدی ابریشمچی، هنوز چهره نشده بود، طی حکمی ملوکانه به عنوان فرمانده سیاسی- نظامی و قائم مقام مسئول اول سازمان، معرفی کرد&#8221;.</p>
<p>چنان چه رفعت صفایی می‌نویسد اعضای سازمان &#8220;در چارچوب ایمان به مسئول اول سازمان&#8221; به علی زرکش نیز ایمان آورند. او تاکید می‌کند که انتصاب علی زرکش بر اساس رای مطلق شخص مسعود رجوی بود و اعضا درباره پایه‌ای ترین اصول دموکراسی آگاهی نداشتند: &#8220;انتخاب علی زرکش، البته بنا بر سنت سازمانی از گذرگاه هیچ جلسه و نشست درونی عبور نکرد. در هر حال انتخابی بود مثل تمام انتصاب‌ها و ما که برای جا به جایی چند اسلحه و انجام یک قرار خیابانی ساعت‌ها جلسه می‌گذاشتیم، نمی‌دانستیم که برای تعیین قائم مقامِ مسئول اول سازمان هم باید نشست برگزار کرد.&#8221;</p>
<p>این رویه بعدها در انتصاب مریم رجوی به سمت ریاست جمهوری شورای به اصطلاح ملی مقاومت و رهبر انقلاب ایدئولوژیک نیز تکرار می‌شود.</p>
<div id="attachment_60100" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-60100" class="size-full wp-image-60100" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Zarkesh-Ali-3.jpg" alt="علی زرکش" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Zarkesh-Ali-3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Zarkesh-Ali-3-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Zarkesh-Ali-3-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-60100" class="wp-caption-text">علی زرکش</p></div>
<h3>از قائم مقامی مسعود رجوی تا حکم اعدام</h3>
<p>علی زرکش پس از این انتصاب از ایران خارج و در پایگاه تشکیلات در اورسوراوآز، در حومه پاریس مستقر شد. کمال رفعت صفایی در این باره می‌نویسد: &#8220;علی زرکش به عنوان قائم مقامِ مسئول اول سازمان و فرمانده سیاسی-نظامی سازمان مجاهدین و تحت امر مسعود رجوی مسئولیت استراتژی نظامی سازمان را به عهده داشت. این استراتژی که در سازمان از طرف مسعود رجوی به به نام &#8220;خلق جدید، فرماندهی از دور&#8221; نامگذاری شده بود حیاتی دوسال و نیمه داشت. پُلی که &#8220;خلق جدیدِ&#8221; آن سوی را به &#8220;فرماندهی از دورِ&#8221; این سوی وصل می کرد یا قرار بود وصل کند، سیم تلفن بود!&#8221;</p>
<p>در این برهه حملات تروریستی مجاهدین خلق در کوچه و بازار ایران علیه شهروندان عادی و مقامات حکومتی به صورت جسته گریخته ادامه دارد و مسعود رجوی در پاریس در کار به جریان انداختن انقلاب ایدئولوژیک است و علی زرکش از یاری کنندگان او برای جا انداختن این مفهوم تازه در تشکیلات است.</p>
<p>رفعت صفایی در ادامه می‌نویسد: &#8220;بعد از اینکه علی زرکش وظیفه‌اش را در کار هدایت جلسه‌های &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; به پایان رساند و نیز یکی، دو پیام رادیوئی با صدای او پخش شد، ناگهان از اواسط سال 64 به محاق فراموشی فرو رفت. جایگاه تشکیلاتی او به مریم عضدانلو سپرده شده بود. در شرایط جدید &#8221; ترکیب جدید رهبری&#8221; در رأس هرم سازمانی یا باید &#8220;مسعود و مریم &#8221; بر مقام &#8220;سابق&#8221; برادر مجاهد علی زرکش تأکید می‌کردند و یا وضعیت جدید تشکیلاتی او را به اطلاع اعضاء می رساندند.&#8221;</p>
<p>به عقیده رفعت صفایی در &#8220;پشت پرده ایدئولوژیک&#8221; که رهبر را از اعضاء جدا می‌کرد، داستان جدال علی زرکش و مسعود رجوی بر سر تقسیم قدرت تشکیلاتی ادامه داشت. چند ماه پس از هم پیمانی مسعود رجوی با رژیم بعث عراق و استقرار او در عراق، از محاکمه علی زرکش در پاریس پرده برداشته شد.</p>
<h3>محاکمه علی زرکش در پاریس</h3>
<p>به باور رفعت صفایی &#8221; زمانی که مسعود رجوی تصمیم بگیرد که کسی خائن بشود، قطعأ خواهد شد. در این راستا فاکت‌های خیانت کشف نمی‌شوند، که اختراع می شوند&#8221;. به شهادت او در اواخر پائیز و یا اوایل زمستان سال 65 تشکیلات نشستی برای اعضای رده بالا در عراق برگزار می‌کند که در آن از &#8220;راز&#8221; محاکمه علی زرکش پرده برداشته می‌شود: &#8220;در نشستی با حضور مسعود و مریم و اعضای دفتر سیاسی و مرکزیت، علی زرکش خائن اعلام شد و به اعدام محکوم گردید.&#8221;</p>
<p>در این نشست، پس از مقدمه چینی‌ها درباره محرمانه بودن جلسه، ویدئوی محاکمه تشکیلاتی علی زرکش نمایش داده می‌شود. به نوشته رفعت صفایی حکم اعدام چنین توجیه می‌شود : &#8220;طی سال‌های اخیر ( از ابتدای سال 62 تا مقطع محاکمه) ما روی دو محور فعالیت می کردیم. محور سیاسی و محور نظامی. مسئولیت محور سیاسی با مسعود بود، و مسئولیت محور نظامی با علی زرکش. در زمینۀ سیاسی ما بطور مستمر پیروزی داشته‌ایم، مثلأ مسعود آلترناتیو شورای ملی مقاومت را ساخت و با فعالیت‌های بی وقفه باعث شناساندن و تثبیت آن در صحنه جهانی گردید. همچنین میانه بازان را از صحنه سیاسی حذف کرد و و با بکارگیری دیپلماسی هوشیارانه و انقلابی، سایر کارت ها را سوزاند. ولی ما در زمینه نظامی به دلیل عدم کفایت و صلاحیت زرکش، مدام با شکست مواجه شده‌ایم و هر روز به عقب رفته‌ایم. در این ویدئو مشاهده می‌شود که مسعود رجوی در صندلی قاضی نشسته است و زرکش روی صندلی متهم، و تحت مسئولین سابق زرکش- اعضای دفتر سیاسی- در صندلی‌های همراهان و مدافعان مسعود. همچنان که مشاهده می شود باز هم متهم تنهاست. در ایدئولوژی مسعود رجوی، مدافعان و برای دفاع از قاضی به صحنه آورده می شوند !&#8221;</p>
<h3>انزوای زرکش در کمپ اشرف</h3>
<p>به شهادت رفعت صفایی در اوایل پاییز 1365، علی زرکش را در پایگاه بقایی تحت نظر، ممنوع الخروج و حبس بود. آخرین طبقه پایگاه به علی زرکش اختصاص داده شده بود. او مطلقأ حق نداشت از آن طبقه خارج شود. سایر افراد هم که به استثنای چند عضو دفتر سیاسی همچون محمدعلی جابرزاده و محمدعلی توحیدی و یک عضو سازمان که برای او غذا می‌برد، نباید به آن طبقه وارد می‌شدند. علی زرکش بی آنکه هیچ یک از اعضاء اطلاع داشته باشند، ماه‌ها در طبقه آخر و پس از آن در طبقه سوم پایگاه بقائی زندانی بود. حتی هنگامی که می‌خواست هفته‌ای یا دو هفته‌ای یک بار نزد همسرش مهین رضائی برود، از بلندگوهای پایگاه اعلام می‌کردند که کلیه خواهران و برادران به اطاق هایشان بروند و تا اطلاع ثانوی خارج نشوند و به این شیوه قائم مقام سابق را جا به جا می کردند.</p>
<p>رفعت صفایی درباره حالات روحی زرکش می‌نویسد: &#8220;علی زرکش تحت فشارهای ماه‌های اخیر به لحاظ شخصیتی و روحی کاملأ به هم ریخته و از تعادل خارج شده بود. در حقیقت تفاله بی آزاری از او به جا گذاشته بودند که ارتباط او با دیگر افراد کاملأ بی ضرر تشخیص داده شده بود. روزهای بسیاری او را در قرارگاه می‌دیدم که بطور غیر معمولی راه می رود و با خود حرف می زند. یکی دوبار به او نزدیک شدم و سعی کردم سر صحبت را با او باز کنم، به من گفت : می دانی کمال، گاهی فکر می کنم که از من پست‌تر و جانی‌تر در جهان وجود ندارد و من بالاتر از شیطان هستم اما گاهی نیز فکر می‌کنم مگر من چه کرده‌ام‌؟ من همه چیز را با خلوص و اعتقاد انجام داده‌ام. این آشفتگی و بحران روحی در او به حدی بود که حتی در نشست‌های جمعی بخش که عمومأ به موضوعات کلی و انتقادات صنفی اختصاص داشت، ناگهان و بدون مقدمه شروع به صحبت می‌کرد و به خود چند ناسزا نثار می‌نمود و با حالت بحران زده و با چشمان اشک آلود از جمع خارج می شد.&#8221;</p>
<h3>ابهامات درباره مرگ علی زرکش</h3>
<p>آنچه بیش از همه مورد تایید است این است که علی زرکش و همسرش مهین رضایی در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند. اما مرگ علی زرکش به عنوان قائم مقام مسعود رجوی بسیار شک برانگیز می‌شود چرا که در آن عملیات شمار اندکی از فرماندهان رده بالا کشته شدند و البته بیش از هزار نفر از اعضای عادی تشکیلات جان باختند. <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36438">محمد حسین سبحانی عضو پیشین فرقه رجوی</a> به خاطر می‌آورد که در آن زمان به طور جدی این سؤال در سازمان مطرح شد که چرا علی زرکش در صف مقدم عملیات باصطلاح فروغ جاویدان به عنوان سرباز صفر سازماندهی شده بود؟</p>
<p>سبحانی می‌گوید: &#8220;یادم می آید که سازمان در آن موقع نشست‌های مختلفی را در این مورد در عـراق برگزار کرد و مسعود رجوی نیز برای خنثی کردن فضایی که در بالا به آن اشاره شد، دستور داد که وصیت نامه‌ای مـوسـوم به وصیت نامه علـی زرکش منتشر گردد. سپس این وصیت نامه در چند شب متوالی هنگام خوردن شام از بلندگوی سالن های غذا خوری کلیه پایگاه ها و قرارگاه های سازمان پخش گردید.&#8221;</p>
<h3>نامه علی زرکش به همسرش</h3>
<p>محمدحسین سبحانی شواهدی درباره علی زرکش ارائه می‌کند که از گفتگوی خویش با مهدی افتخاری (فرمانده فتح الله) عضو مرحوم مجاهدین خلق که خود مورد خشم تشکیلاتی قرار گرفته و منزوی شده بود، استخراج می‌کند:</p>
<p>یک روز با مهدی افتخاری در اتاق کار نشسته بودیم و با یکدیگر صحبت می‌کردیم و وارد باصطلاح بحث‌های محفلی شدیم، او می گفت: &#8220;علی بر سر نحوه کشاندن نیروی اجتماعی و مردم به میدان مبارزه علیه رژیم با مسعود اختلاف نظر داشت &#8221;<br />
سبحانی به سند مشهور دیگری نیز اشاره می‌کند: نامه های علی زرکش به همسرش مهین رضایی قبل از عملیات فروغ جاویدان:<br />
&#8220;البته سازمان مجاهدین مدعی است که این نامه ها قلابی می باشد و توسط رژیم جمهوری اسلامی دستخط علی زرکش جعل شده است که البته می‌توان حدس زد براساس همان استدلالی که علی زرکش زندانی شد، (یعنی جلوگیری از سواستفاده رژیم) این دروغ (جعل شدن نامه های علی زرکش توسط رژیم) نیز براساس همان استدلال در سازمان توجیه و امکان طرح پیدا می کند.</p>
<p>علی زرکش نامه ای برای همسرش مهین رضایی نوشته بوده که در یکی از نشریات سازمان ( نشریه انجمن دانشجویان مسلمان خارج از کشور شماره ۱۴۵ و ۱۴۸ ) در شهریور۱۳۶۷ به چاپ رسید. خلاصه ای از متن نامه که برایند آن انتقاد به عملکرد مسعود رجوی است، به شرح زیر است :</p>
<p>&#8220;مسعود و بدنبال آن مرکزیت تصمیم به عملیات نهایی گرفته اند با این ذهنیت که اولاً بدلیل وضعیت متزلزل رژیم و بریدگی نیروهایش مانع عمده‌ای بر سر راه نیست. ثانیاً کلیه عملیات گذشته با موفقیت روبرو شده، ثالثاً پای اصلی ثبات نظام شکسته است و&#8230; صحبت‌هایی که قبل از بوجود آمدن شرایط جدید داشتیم، صحبت از حرکت بهمن وار توده ها بود و این برخلاف گفته های مسعود در نشست است که در تشریح عملیات، روی پارامتر مردم جایی باز نکرد و میخواهد با یک ضربه تنه رژیم را واژگون کرده و مردم را به صورت تماشاچی پشت رینگ نگهدارد.آنجا که در مقابل سوال یکی از خواهران مبنی بر احتمال عدم حمایت مردم گفت که مردم اگر با ما نیستند، بر ما هم نیستند و مردم تابع قدرتند و پس از این که کفه قدرت به نفع ما چربید، آنــها هم خواهند آمد. و نتیجه عملی این خط یعنی حرکت جدای از توده ها، یعنی اراده گرایی&#8230;این شرایط عیناً هفت تیر و یادآور آن روزهاست و این بار چندم است که سازمان از همان سوراخ گزیده می شود، و به یک اشتباه استراتژیک دیگر تن می دهد و این هم چیزی نیست جز سر فرود آوردن در مقابل شرایط که تحمیل گشته و این خود صد مرتبه بدتر از خودبخود گرایی است که به من نسبت می دادند&#8230;. زمانی که وضعیت من اینطور نبود، طی بحث هایی با مسعود و حمید (محمود عطایی) و شریف (مهدی ابریشمچی) و&#8230;داشتیم بارها گفتم حرکتی که پشتوانه آن مردم نباشند، با یک بند و بست و با یک تغییرفاز رژیم، مواجه با بن بست خواهد شد &#8230;&#8221;</p>
<h3>سناریوی کشته شدن علی زرکش چگونه تدوین شد ؟</h3>
<p>رسانه‌های سازمان مجاهدین خلق سرنوشت نهایی علی زرکش را چنین توصیف می‌کنند: &#8220;در آخرین نبرد زندگیش با اشتیاقی وافر، همراه با یاران سالهای طولانی رزم و مجاهدت، به صحنه عملیات کبیر فروغ جاویدان شتافت و به زندگی پرافتخارش، فروغی جاودان بخشید.&#8221;</p>
<p>اما <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/14550">روایت علی پور احمد</a> عضو پیشین مجاهدین خلق از سناریویی که تشکیلات برای سرپوش گذاشتن بر قتل علی زرکش تهیه کرد نشان می‌دهد که برای پوشش مرگ مبهم علی زرکش، سازمان چه ماهرانه دست به کار می‌شود. همه چیز در نشستی کلید می‌خورد که پس از شکست تشکیلات در فروغ جاویدان برگزار می‌شود. روایت علی پوراحمد از این جریان را بخوانید:</p>
<p>&#8221; نشست عمومی اعلام شد و مسعود درمیان جمعی بریده و دلمرده، طبق معمول لاطائلاتی به هم بافت و اعلان پیروزی! کرد و مشخصا اعلام کرد که دراین عملیات درست است که ثلث نیروهایمان را از دست دادیم ولیکن ازدشمن فقط 55000 هزار! کشته گرفته ایم و رهنمود داد که پس ازپایان نشست و بازگشت به مقرتان برای ارتقاء روحیه ازدست رفته تان، خاطرات خود از لحظه لحظه عملیات وآن حماسه ها را نوشته وهمچنین برای همدیگربیان کنید!؟&#8221;</p>
<p>بدین ترتیب نشست‌های خاطره گویی از &#8220;پیروزی&#8221; فرضی فروغ جاویدان آغاز می‌شود و پوراحمد نیز تحت تاثیر فضای ایجاد شده، وارد داستان می‌شود:</p>
<p>&#8220;دریکی ازآن جلسات خاطره گویی با القائات ایجاد شده من هم ضمن اشاره به عملیات انتحاری بخشی از نیروهایمان، به موردی اشاره کردم که درهنگامه عقب نشینی در دشت حسن آباد در ظهر پنجشنبه، فردی از ما درحالیکه بشدت جراحات برداشته بود و با مرگ دست وپنجه نرم میکرد، بخاطر اینکه زنده دستگیر نشود، با کشیدن ضامن نارنجک به میان دشمن رفت و دست به عملیات انتحاری زد و بدین سان یک حماسه! خلق کرد.</p>
<p>تا اینکه یکی و دوماه بعد فرمانده مستقیم من بنام مهدی قربانپور مقدم (بانام مستعارعلی شیراز) به سراغم آمد وگفت که خودم را برای انجام یک مصاحبه رادیوئی آماده کنم که ازقضا خیلی مهم است!</p>
<p>وقتی از کم وکیف قضیه پرسیدم درجواب گفت که آن خاطره‌ای که چندی پیش درجمع تعدادی بیان کرده بودی، برای سازمان بسیار ارزشمند است و می تواند پاسخی به اضداد و دشمنانمان باشد، چرا که خاطره‌ات به علی زرکش مربوط می‌شد و آن شخص مورد نظرت بدون آنکه خودت بفهمی علی زرکش بوده است.</p>
<p>در پاسخ اذعان داشتم من عمرا علی زرکش را ندیدم و بعید میدانم که وی علی زرکش بوده باشد چراکه سن وسال کمی داشت و حرفها و برخوردهایش به علی زرکش نمی‌خورد وخلاصه خواستم تن به این درخواست ندهم و دروغ نگویم.</p>
<p>متعاقب آن هنوز دقایقی نگذشته بود که مسؤل بالاتر یعنی فرمانده تیپ علی خدایی صفت (بانام مستعارحسین ادیب) مرا به اتاق خودش احضار کرد و ضمن تکرار صحبت‌های پیشین علی شیراز، ازمن خواست که به عنوان مسؤل سازمان وارد یک جنگ سیاسی با رژیم ایران واضداد خارجه نشین بشوم و از ارزشهای سازمان و رهبری دفاع کنم واضافه کرد که دراین جنگ سیاسی تو تنها نیستی و تعدادی دیگر هم در آن مصاحبه حضور دارند و الباقی توجیهات جزئی‌تر را ازمسؤلین تبلیغات خواهید شنید.&#8221;</p>
<h3>تولید محتوا از سناریوی مرگ زرکش</h3>
<p>پوراحمد در ادامه شهادت می‌دهد که روز بعد از طرف بخش تبلیغات تشکیلات گزارشگر رادیوشان، فردی به نام جمال بامدادی با تعدادی از اعضای تشکیلات و شخص او مصاحبه‌هایی ترتیب می‌دهد که بلافاصله در رادیو صدای مجاهد پخش و در نشریه ایران زمین (نشریه اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مسلمان خارج کشور) بشماره 150 درج می‌شود:</p>
<p>&#8220;درآن مصاحبه مهناز بزازی ازمسؤلین فعلی بخش اطلاعات سازمان که درجریان جنگ آمریکا علیه عراق و بمباران پایگاههای سازمان هر دو پایش را از دست داده است و همچنین همایون منجمی و حسن نورعلی نیز شرکت داشتند. ما جملگی براساس یک سناریوی ساخته و پرداخته شده سازمان که برایمان دیکته می‌کردند، تلاش کردیم که با بیان خاطرات از صحنه‌های دروغین اثبات کنیم که شاهد حضور فعالانه علی زرکش که النهایه منجر به شهادت در رکاب رجوی! شده است، بوده‌ایم و بدینوسیله اعلام شود که برخلاف ادعاهای مغرضین، علی زرکش نه تنها توسط خود سازمان کشته نشده، بلکه در صفوف سازمان شهید هم شده است.&#8221;</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60098">علی زرکش کیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60098/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>داستان ورود مجاهدین خلق به فاز مسلحانه چه بوده است؟!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58274</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58274?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jan 2024 12:27:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[علی زرکش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58274</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از پیروزی انقلاب مردم ایران بر علیه نظام شاهنشاهی، سازمان مجاهدین خلق با شکست در فرآیند مردمی تعیین حاکمیت به مبارزه مسلحانه روی آوردند. به بیان دیگر از همان مقطعی که گروه احساس کرد فاقد پشتوانه مردمی و به تبع آن قانونی برای کسب قدرت از مجاری منطقی و قانونی آن یعنی انتخابات است، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58274">داستان ورود مجاهدین خلق به فاز مسلحانه چه بوده است؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از پیروزی انقلاب مردم ایران بر علیه نظام شاهنشاهی، سازمان مجاهدین خلق با شکست در فرآیند مردمی تعیین حاکمیت به مبارزه مسلحانه روی آوردند. به بیان دیگر از همان مقطعی که گروه احساس کرد فاقد پشتوانه مردمی و به تبع آن قانونی برای کسب قدرت از مجاری منطقی و قانونی آن یعنی انتخابات است، به ایجاد زمینه برای تصاحب مسلحانه‌ قدرت پرداخت.</p>
<p>مسعود رجوی در توضیح طراحی خود برای سرنگونی جمهوری اسلامی به روش مسلحانه، به چند مرحله اشاره می‌کند:</p>
<p>&#8220;مرحله‌ اول فاز نظامی از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ شروع شد و تا تابستان ۱۳۶۱ طول کشید. این مرحله نوبت سران سیاسی بود. قبل از هر چیز شاه‌مهره‌ها هدف بودند. در این مرحله قرار بود که رژیم بی‌آینده شود و ثبات‌اش را از دست بدهد و در عوض سازمان مجاهدین تثبیت شده و به عنوان جانشین رژیم اسلامی معرفی شود.</p>
<p>مرحله‌ دوم از تابستان ۱۳۶۱ تا پایان سال ۱۳۶۲ ادامه یافت. در این مرحله نوبت به بدنه نظام رسید، یعنی زدن سر انگشتان رژیم و این‌جاست که قطع دست و پای اجرایی جمهوری اسلامی اهمیت پیدا می‌کند.&#8221;</p>
<p>سازمان مجاهدین در گزارش‌های خود از عملیات‌های تروریستی نیروهایش در داخل ایران از زبان علی زرکش که در آن مقطع فرماندهی سیاسی &#8211; نظامی سازمان در ایران را بر عهده داشت، به ترور بیش از هزار نفر از شهروندان ایرانی اعتراف می‌کند:</p>
<p>«از آغاز مرحله‌ دوم مقاومت تاکنون (۱۶/۱۰/۱۳۶۱) بیش از هزار تن از ایادی رژیم به دست واحدهای عملیاتی سازمان[مجاهدین] در استان های تهران، گیلان، مازندران، فارس، همدان، اراک، خراسان، اصفهان، کردستان و &#8230; نابود شده‌اند که ۲۸ نفر از آنان از نیروهای سپاه پاسداران بوده‌اند.»</p>
<p>زرکش در گزارش دیگری که در مورخه‌ی ۲۰/۴/۶۲ منتشر شد، اعلام کرد:</p>
<p>«از۳۰ خرداد ۱۳۶۱ تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۲، حداقل ۲۸۰۰ تن از مزدوران رژیم بر اثر آتش رزمندگان مجاهد سازمان[مجاهدین] به هلاکت رسیده‌اند که ۴۰ تن از آنان از نیروهای پاسدار بوده‌اند..»</p>
<p>آنچه در این گزارش‌ها بیش از هر نکته‌ دیگری به چشم می‌آید، اعترافات سازمان مجاهدین در کشتار مردم عادی و غیر نظامی است. چراکه بنا به تصریح سازمان از میان ۲۸۰۰ نفر تنها ۴۰ تن عضو سپاه پاسداران بودند و نیروی نظامی محسوب می‌شدند و مابقی را شهروندان غیر نظامی تشکیل می‌داده‌اند.</p>
<p>زیرا با توجه به علنی بودن هویت قربانیان ترورهای کور مجاهدین،، امکان انتساب شهروندان عادی به عضویت در نیروهای نظامی و یا سمت‌های مهم قضایی &#8211; امنیتی فراهم نبود و از همین رو از میان ۲۸۰۰ تن تنها ۴۰ نفر را از اعضای سپاه معرفی می‌کنند و درباره هویت سایر قربانیان خود سکوت می‌نماید. هرچند بنابر ادبیات رایج در سازمان(مجاهدین) تمامی قربانیان ترورهای سازمان(مجاهدین) بدون توجه به شغل، اعتقادات و &#8230; مزدوران رژیم و سرانگشتان اختناق محسوب می‌شدند و به دلایلی از قبیل حضور یا عبور از مقابل مساجد، همسایگی با نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی، نصب تصاویر مسئولان و شخصیت‌های مذهبی- سیاسی جمهوری اسلامی در محل کسب و یا منزل و یا تنها به علت داشتن قیافه‌ای حزب اللهی! هدف آتش نیروهای سازمان قرار گرفته‌اند!</p>
<p>در نهایت مسعود رجوی طی مصاحبه‌ای با نشریه عرب زبان المصور، تعداد کل شهروندان ایرانی را که از ابتدای ورود سازمان به فاز مسلحانه تا انتهای سال ۱۳۶۲ به دست نیروهای سازمان به قتل رسیدند، بیش از ۶ هزار نفر اعلام می‌کند و در عمل، مسئولیت خون بیش از ۶ هزار نفر از قربانیان سازمان را بر عهده می‌گیرد!</p>
<p>قابل توجه آن که در این مصاحبه رجوی اقرار می‌کند که از این تعداد تنها ۵ نفر از مسئولان عالی‌رتبه‌ی جمهوری اسلامی بوده و در خصوص هویت و یا مسئولیت سایر قربانیان مطلبی ارائه نمی‌کند. این پنج نفر عبارتند از: شهیدان اسدالله مدنی، عبدالحسین دستغیب، محمد صدوقی، عطاء‌الله اشرفی اصفهانی و عبدالکریم هاشمی‌نژاد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58274">داستان ورود مجاهدین خلق به فاز مسلحانه چه بوده است؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58274/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روزی که برای اولین بار علی زرکش را قرارگاه تاکتیکی روشنی دیدم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56590</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56590?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Oct 2023 12:06:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی زرکش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56590</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی زرکش متولد 1328 در مشهد و تحصیل کرده مهندسی عمران دانشگاه تهران بود. او در زندان به کادر مرکزی مجاهدین خلق راه یافت، در خرداد 59 با مهین رضایی خواهر رضایی ها ازدواج کرد. بعد از کشته شدن موسی خیابانی در 19 بهمن 1360 فرماندهی نظامی در داخل کشور و معاونت مسعود رجوی را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56590">روزی که برای اولین بار علی زرکش را قرارگاه تاکتیکی روشنی دیدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>علی زرکش متولد 1328 در مشهد و تحصیل کرده مهندسی عمران دانشگاه تهران بود. او در زندان به کادر مرکزی مجاهدین خلق راه یافت، در خرداد 59 با مهین رضایی خواهر رضایی ها ازدواج کرد. بعد از کشته شدن موسی خیابانی در 19 بهمن 1360 فرماندهی نظامی در داخل کشور و معاونت مسعود رجوی را برعهده گرفت. در سال 1361 با شدت گرفتن مبارزه مسلحانه به فرانسه رفت و در آنجا بدلیل اینکه گفته میشد بدون اطلاع رجوی از کشور خارج شده مورد غضب وی قرار گرفت و به اعدام محکوم گردید.</p>
<p>بعد از انقلاب ایدئولوژیک درونی که اولین اقدام رجوی انحلال دفتر سیاسی و تاسیس هیات اجرایی بود نامی از علی زرکش در این هیات نبود که موجب تعجب تمامی اعضا گردید و همه به نوعی از مسئولین می پرسیدند که چرا علی زرکش با آن همه سوابق و توان بالای تشکیلاتی در میان اعضای هیات اجرایی نیست. من هم با توجه به سوابق علی زرکش و تعریف هایی که مسعود رجوی در جریان معرفی او بعنوان جانشین موسی خیابانی کرده بود از اینکه اسم او در میان دیگر اعضای این هیات نبود خیلی کنجکاو شده بودم. تا اینکه او را در قرارگاه تاکتیکی روشنی واقع در شهر مرزی بدره دیدم. من بعنوان نفر روابط و بصورت ماموریت به این قرارگاه برای مدت زمان آمادگی و عملیات اعزام شده بودم.</p>
<p>ساعت 8 شب در حالیکه در اتاق کشیک ورودی قرارگاه بودم فردی با لباس نظامی خاکی در حالیکه یک کوله لافاما خاکی بدست و سلاح کلاشی روی شانه اش حمل میکرد مراجعه کرد. طبق ضوابط قرارگاه می بایست اسامی تمامی افرادی که وارد میشدند در دفتر مخصوص ثبت میشد، اسمش را که پرسیدم با لحن آرامی گفت علی زرکش، اول فکر کردم اشتباه شنیدم مجددا سوال کردم که باز هم خود را علی زرکش معرفی کرد. با احترام از روی صندلی بلند شدم و ضمن سلام و احوالپرسی گرم او را به قسمت خوابگاه راهنمایی کردم.</p>
<p>ورود او به قرارگاه بد جوری ذهنم را درگیر کرده بود، احتمال میدادم بعنوان فرمانده بالا برای این ماموریت اعزام شده است. ولی فردا صبح او را دیدم که کارهای نظافت محوطه بیرونی قرارگاه و پر کردن بشکه های آب تیم های شناسایی را انجام میدهد. در درونم احساس شرم و خجالت داشتم و باورش برایم خیلی سخت بود که مسئولی در این مدار بالا کارهای خدماتی و یا در فرهنگ مجاهدین خلق کارهای سیاه را انجام میدهد.</p>
<p>با ورود فرماندهان بالا همانند محمود عطایی، ابراهیم ذاکری، مهدی برایی ومهدی ابریشم چی، کنجکاو بودم برخوردهای آنها با علی زرکش که در مقطعی مسئول آنها بود را ببینم. خیلی سرد و بی تفاوت با وی برخورد داشتند و نحوه برخوردشان خیلی تحقیر آمیز بنظر می رسید. در یکی از روزها که در اوج گرما و زیر آفتاب گونی های سنگر را از خاک پر می کرد و گرمای هوا جسم بشدت نحیف او را آزار می داد، دلم بحالش سوخت. در تمامی مدتی که در قرارگاه بود او را زیر نظر داشتم و بدنبال چرایی سوال ذهنم بودم که چرا به یکباره از اوج نقطه تشکیلات به پایین و در حد یک هوادار کشیده شده است. بعدها که وی و همسرش در عملیات موسوم به فروغ جاویدان کشته شدند نامه ای از او خطاب به همسرش بدست آمد که حاکی از مخالفت او با مسعود رجوی بود. در آن نامه وی به تصمیم گیری رجوی نسبت به انجام عملیات فروغ جاویدان مخالفت کرده بود. او با اشاره به تصمیم گیری 30 خرداد سال 60 که آن را یک اشتباه تحلیل کرده بود تاکید کرد که این عملیات فروغ جاویدان که بدون حمایت توده ای صورت می گیرد ادامه همان اشتباه استراتژیکی است. عملیاتی که مورد حمایت مردم نباشد محکوم به شکست است. ما نباید از یک سوراخ دوبار گزیده شویم. علی زرکش تاکید کرده بود بدلیل اینکه مخالف آمدن سازمان به خاک عراق بودم رجوی به من اتهام خیانت زد. وی با قاطعیت شکست عملیات فروغ جاویدان را پیش بینی کرده بود.</p>
<p>بعدها یکی از اعضای جداشده هیات اجرایی گفت علی زرکش در دادگاهی در پاریس که توسط مسعود رجوی تشکیل شده بود به اعدام محکوم شده بود. علی زرکش که در یک مقطع بعنوان جانشین موسی خیابانی، معاون سیاسی نظامی رجوی در داخل کشور از طرف رجوی تعیین شده بود، صرفا بخاطر مخالفت با سیاست های غلط رجوی به اعدام محکوم شد و سالها در مناسبات مجاهدین خلق تحت نظر و بشدت کنترل میشد وعاقبت هم در عملیات فروغ جاویدان، رجوی او را قربانی کرد.</p>
<p>در مورد نحوه کشته شدنش هم حرف و حدیث های زیادی بر سر زبانها بود، از جمله اینکه از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود و در مناسبات این گونه تحلیل میشد که علی زرکش به عمد به صحنه عملیات فرستاده شده و مورد حذف فیزیکی قرار گرفت. داستان نافرجام علی زرکش یکی از بلند پایه ترین مسئولین مجاهدین خلق با آن همه سوابق خدمت به رجوی و خیانت به مردم و میهن درس عبرتی تاریخی برای همه کسانی است که همچنان در خدمت ماشین اختناق و سرکوب و خیانت رجوی هستند تا برایشان مشخص گردد رجوی در راه مقاصد قدرت طلبانه و کیش شخصیتش به هیچ کس رحم نمی کند.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56590">روزی که برای اولین بار علی زرکش را قرارگاه تاکتیکی روشنی دیدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56590/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
