<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>علی هاجری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/علی-هاجری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 25 Feb 2025 11:55:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>علی هاجری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/علی-هاجری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>ادعای دروغین آزادی در تشکیلات رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64176</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64176?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Feb 2025 06:51:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64176</guid>

					<description><![CDATA[<p>زمانیکه من وارد تشکیلات رجوی شدم بعضی از افراد واکمن داشتند و براحتی ترانه گوش میکردند. حتی تا حدودی بعضی از نفرات رادیو هم داشتند ولی رفته رفته این موارد را سیستماتیک جمع آوری کردند ولی بعضی از افراد وسایل را نزد خود نگه داشته بودند. اول از رادیو بگویم رجوی از بودن رادیو دست [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64176">ادعای دروغین آزادی در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زمانیکه من وارد تشکیلات رجوی شدم بعضی از افراد واکمن داشتند و براحتی ترانه گوش میکردند. حتی تا حدودی بعضی از نفرات رادیو هم داشتند ولی رفته رفته این موارد را سیستماتیک جمع آوری کردند ولی بعضی از افراد وسایل را نزد خود نگه داشته بودند.</p>
<p>اول از رادیو بگویم رجوی از بودن رادیو دست افراد بشدت میترسید چون نمی‌خواست کسی اخبار ایران و جهان را بشنود دلیل داشت و آن این بود که اگر چشم و گوش اعضا باز میشد دیگر چیزی از تشکیلات باقی نمی‌ماند. رجوی با ترفند &#8220;دشمن&#8221; همه را خلع سلاح میکرد.</p>
<p>مثلاً یکی از اعضا که رادیو داشت به من گفت اگر اخبار ایران را به تو بگویم یک روز در این تشکیلات نخواهی ماند. رجوی یک چیز میخواست مشتی آدمهای رباتیک که چشم و گوش بسته باشند و در تشکیلات در دوران کودکی زندگی کنند .</p>
<p>و حالا یک موضوعی برای خودم اتفاق افتاد من یک واکمن خیلی خوبی داشتم یک روز که من و دوستم که او هم در حال حاضر در تشکیلات رجوی نیست می‌خواستیم واکمنها را با هم عوض کنیم که به ناگاه یکی از فرماندهان تشکیلات رجوی ما را دید البته من در علن داشتم اینکار را میکردم چند ساعت بعد در مسیر همان فرمانده به من گفت داشتید چه عوض و بدل می‌کردید؟ من با تمسخر به او گفتم مواد مخدر میخواهید بگو! که با عصبانیت جواب داد این چه حرفی است که میزنید در همین حین نزدیک بود به درگیری فیزیکی کشیده شود. حدود یک ساعت بعد یکی از مسئولین به من گفت این چه برخوردی است که با فلانی کردی؟ گفتم انگار مقصر من هستم شما همیشه جانب افراد خودتان را میگیرید نه ما این گذشت و دیدم خانمی که فرمانده بالای دستگاه تشکیلات بود گفت چه شده مگر کشتی تو غرق شده گفتم بله به او گفتم کی گفته نوار و وایکمن ممنوع است جواب داد کسی این را نگفته جواب دادم پس چرا اینقدر پیله می کنید که ساکت شد و به من نگاه میکرد.</p>
<p>من رفتم و این داستانها هر روز ادامه داشت یکبار سر رادیو و حتی سر عکسهای خانوادگی و غیره خوشبختانه آن موقع تلفن نبود وگرنه خون بپا میکردند. خب باید دید رجوی چه چیزی را برای ایران و ایرانی میخواهد به ارمغان ببرد. لچک برای زنان، لباس بلند برای زنان تا زانو، لباس آستین بلند برای مردان در تابستان و زمستان .ممنوعیت زدن عکس زنان بر کالاهای تجاری، بقول مهدی ابریشمچی منفجر کردن کانون گرم خانواده و صدها مورد دیگر که ما از آن خبر نداریم و اینها چیزهایی بود که از دهانشان میپرید وگرنه نمی‌خواستند کسی بداند چون در رأس آنها بحث میشد .</p>
<p>در یک نتیجه گیری سر انگشتی وقتی سازمانی تحمل داشتن یک واکمن و یا یک نوار و یک رادیو را ندارد و مستمر دشمن دشمن سر میدهد چطور میخواهد یک کشور را اداره کند .آیا میتوان به این عقب ماندگی گفت یک گروه دمکراتیک اینها را فقط میتوان با طالبان مقایسه کرد.</p>
<p>علی هاجری &#8211; آلبانی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64176">ادعای دروغین آزادی در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64176/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دورهمی اعضای انجمن نجات آلبانی به مناسبت تولد فرزندان علی هاجری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63611</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63611?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Jan 2025 05:23:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63611</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعضای انجمن نجات آلبانی که حالا یک خانواده بزرگ و صمیمی و قدرتمند هستند، سعی می کنند به بهانه های مختلف دور هم بیایند و محفلی شاد و خودمانی را به دور از دغدغه های زندگی روزمره ایجاد کنند. خانواده انجمن نجات آلبانی غم و شادی هایشان را با هم تقسیم می کنند و همین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63611">دورهمی اعضای انجمن نجات آلبانی به مناسبت تولد فرزندان علی هاجری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعضای انجمن نجات آلبانی که حالا یک خانواده بزرگ و صمیمی و قدرتمند هستند، سعی می کنند به بهانه های مختلف دور هم بیایند و محفلی شاد و خودمانی را به دور از دغدغه های زندگی روزمره ایجاد کنند. خانواده انجمن نجات آلبانی غم و شادی هایشان را با هم تقسیم می کنند و همین موضوع باعث شده تا گام هایشان را در مسیر زندگی، با قدرت بیشتری رو به موفقیت های روزافزون بردارند.</p>
<p>تک تک این افراد روزگار سختی را در اسارتگاه های سازمان مجاهدین خلق گذرانده اند.آنها انسان های سختی کشیده ای هستند با روح های بزرگ و صیقل یافته که قدر زندگی آزاد و استقلال فکری را بیشتر از هر کس دیگری می دانند.</p>
<p>آنها قدر نعماتی که دارند را به خوبی می دانند چرا که برای به دست آوردنشان بسیار تلاش کرده اند. زمانی آنها از نعمت همسر بودن، پدر بودن، شاغل بودن و حتی دوست و همراه بودن محروم بوده اند.</p>
<p>علی هاجری یکی از این افراد است که مدتی بعد از خروج از کمپ مانز مجاهدین خلق ازدواج کرد. او حالا پدر خانواده ای با چهار فرزند است که با عشق برای رفاه هر چه بیشتر خانواده اش تلاش می کند.</p>
<p>اعضای انجمن نجات آلبانی در دو دورهمی مجزا تولد پسرش آرمین و دختر دو ساله اش را جشن گرفتند. و در کنار آن پیام هایی هم برای اعضای حاضر در اسارتگاه مانز منتشر کردند:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-63611-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Albania/Hajari-Child-BD-202501-2.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Albania/Hajari-Child-BD-202501-2.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Albania/Hajari-Child-BD-202501-2.mp4</a></video></div>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-63611-2" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Albania/Moradi-Ebrahim-202501.mp4?_=2" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Albania/Moradi-Ebrahim-202501.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Albania/Moradi-Ebrahim-202501.mp4</a></video></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63611">دورهمی اعضای انجمن نجات آلبانی به مناسبت تولد فرزندان علی هاجری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63611/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Albania/Hajari-Child-BD-202501-2.mp4" length="10551972" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Nejat/Albania/Moradi-Ebrahim-202501.mp4" length="12529322" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>در فرقه رجوی رفتن به مرکز خرید ممنوع است چون بوی زندگی می‌دهد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63266</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63266?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2024 06:16:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[جداشده ها در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63266</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی هاجری عضو پیشین مجاهدین خلق از حسرت رفتن به مراکز تجاری تفریحی در دل اعضای این فرقه صحبت می‌کند. علی هاجری که برای خرید کریسمس، با خانوده اش به مرکز خریدی در تیرانا رفته‌اند، به خاطر می‌آورد که زمانی قرارگاه مجاهدین خلق در نزدیکی همین مرکز خرید بود اما اعضای تشکیلات هرگز اجازه نداشتند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63266">در فرقه رجوی رفتن به مرکز خرید ممنوع است چون بوی زندگی می‌دهد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>علی هاجری عضو پیشین مجاهدین خلق از حسرت رفتن به مراکز تجاری تفریحی در دل اعضای این فرقه صحبت می‌کند.</p>
<p>علی هاجری که برای خرید کریسمس، با خانوده اش به مرکز خریدی در تیرانا رفته‌اند، به خاطر می‌آورد که زمانی قرارگاه مجاهدین خلق در نزدیکی همین مرکز خرید بود اما اعضای تشکیلات هرگز اجازه نداشتند به اینجا بیایند.</p>
<p>به گفته او سران تشکیلات دائما هشدار می‌دادند که افراد را از رفتن به اماکن این چنینی بر حذر دارند چرا که حاضر نبودند بهای آن را بپردازند. آن‌ها هم نمی‌خواستند پولی بابت خرید به اعضا بدهند و هم نمی‌خواستند بوی زندگی عادی به مشام افراد برسد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63266">در فرقه رجوی رفتن به مرکز خرید ممنوع است چون بوی زندگی می‌دهد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63266/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>علی هاجری و زندگی در جهان آزاد در ایام کریسمس</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63100</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63100?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Dec 2024 11:11:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63100</guid>

					<description><![CDATA[<p>در آستانه عید کریسمس و سال نو میلادی، علی هاجری عضو پیشین مجاهدین خلق از زندگی نرمال میگوید. علی هاجری از اعضای فعال انجمن نجات آلبانی که پس از خروج از فرقه مجاهدین خلق با همسر آلبانیایی خود تشکیل خانواده داده است در حال خرید در یک مرکز خرید در تیرانا پایتخت آلبانی، از حسرت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63100">علی هاجری و زندگی در جهان آزاد در ایام کریسمس</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در آستانه عید کریسمس و سال نو میلادی، علی هاجری عضو پیشین مجاهدین خلق از زندگی نرمال میگوید. علی هاجری از اعضای فعال انجمن نجات آلبانی که پس از خروج از فرقه مجاهدین خلق با همسر آلبانیایی خود تشکیل خانواده داده است در حال خرید در یک مرکز خرید در تیرانا پایتخت آلبانی، از حسرت زندگی آزادانه در زمان اسارت در تشکیلات رجوی سخن میگوید.</p>
<p>هاجری به خاطر می آورد که در قلب کشور اروپایی آلبانی که در ایام کریسمس شهر و خیابان ها حال و هوای جذابی دارند، او و دیگر اعضای در بند مجاهدین خلق در حسرت خرید و گردش در مراکز خرید بودند و اجازه خروج از کمپ نمیافتند. او آرزو میکند که سال 2025 سال آزادی همه اسیران دربند مجاهدین خلق باشد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63100">علی هاجری و زندگی در جهان آزاد در ایام کریسمس</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63100/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زیبایی های نهفته در دل زندگی آزاد و به دور از فرقه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62959</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62959?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Nov 2024 11:41:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<category><![CDATA[غلامرضا شکری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62959</guid>

					<description><![CDATA[<p>زندگی و معنای آن برای هر انسانی می تواند متفاوت باشد. هر کسی رسالتی برای خود تعیین می کند و با تلاش در جهت تحقق آن به زندگی اش و به عمرش معنا و عمق می دهد. اما مفهومی هست که در همه انسان ها با هر نژاد و آیین و سن و قومیتی واحد است. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62959">زیبایی های نهفته در دل زندگی آزاد و به دور از فرقه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زندگی و معنای آن برای هر انسانی می تواند متفاوت باشد. هر کسی رسالتی برای خود تعیین می کند و با تلاش در جهت تحقق آن به زندگی اش و به عمرش معنا و عمق می دهد. اما مفهومی هست که در همه انسان ها با هر نژاد و آیین و سن و قومیتی واحد است. مفهومی به نام آزادی.</p>
<p>افرادی که موفق می شوند، از مناسبات سازمان مجاهدین خلق بیرون بیایند و بعد از سالها و دهه ها، آزادی را در آغوش بگیرند، بهتر از هر کس دیگری ارزش عمیق این مفهوم در زندگی را درک کرده اند، چرا که فقدانش را با پوست و گوشت و استخوانشان در خفقان حاکم بر تشکیلات لمس کرده اند.</p>
<p>شاید به این دلیل باشد که اکثر این افراد بعد از جدایی، نمی توانند به سادگی به دنبال زندگی خود بروند. بلکه سعی می کنند در کنار زندگی روزمره، تلاش کنند تا ذهن دوستان شان که هنوز در بند فرقه رجوی هستند را هم روشن کنند تا آنها هم طعم شیرین آزادی را بچشند و لذت زندگی واقعی را تجربه کنند.</p>
<p>علی هاجری و غلامرضا شکری از اعضای نجات یافته از تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی، ویدئویی از گردش خانوادگی شان منتشر کردند تا به اعضای محصور در فرقه نشان دهند که تمام ترس و وحشتی که فرقه از دنیای بیرون به ذهن و روح آنها تزریق می کند دروغ و فریبی بیش نیست.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62959">زیبایی های نهفته در دل زندگی آزاد و به دور از فرقه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62959/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تبریک انجمن نجات آلبانی به مناسبت تولد فرزند علی هاجری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62555</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62555?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Nov 2024 12:25:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[پیام تبریک انجمن نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62555</guid>

					<description><![CDATA[<p>ساعت 4:50 بامداد روز جمعه 11 آبان 1403 برابر با 1 نوامبر 2024، آرمین هاجری، فرزند ذکور آقای علی هاجری دیده به جهان گشود و نه تنها پدر و مادر و بستگان، بلکه تمامی اعضای انجمن نجات آلبانی را غرق در شور و شادی نمود. نکته حائز اهمیت این است که تولد آرمین درست در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62555">تبریک انجمن نجات آلبانی به مناسبت تولد فرزند علی هاجری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ساعت 4:50 بامداد روز جمعه 11 آبان 1403 برابر با 1 نوامبر 2024، آرمین هاجری، فرزند ذکور آقای علی هاجری دیده به جهان گشود و نه تنها پدر و مادر و بستگان، بلکه تمامی اعضای انجمن نجات آلبانی را غرق در شور و شادی نمود.</p>
<p>نکته حائز اهمیت این است که تولد آرمین درست در سالروز رهایی آقای علی هاجری از اسارت فرقه رجوی اتفاق افتاد که به عبارتی سالروز تولد مجدد علی عزیز هم می باشد.</p>
<p>انجمن نجات آلبانی، مقدم نو رسیده را گرامی داشته و تولد آرمین جان را به علی هاجری و  التیسا بالو (هاجری) تبریک عرض می نماید.</p>
<p>باشد که به همت اعضای انجمن و حمایت خانواده ها، روزی تمامی اعضای اسیر و دربند فرقه رجوی در اردوگاه مانز به این درجه از حقوق انسانی خود دست یابند که بتوانند رهایی را تجربه کرده و تشکیل خانواده بدهند و به دنیای آزاد قدم بگذارند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62555">تبریک انجمن نجات آلبانی به مناسبت تولد فرزند علی هاجری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62555/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یازدهم آبان روز آزادی و روز بازگشتم به زندگی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62567</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62567?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Nov 2024 09:21:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62567</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تاریخ دوم نوامبر 2017 بعد از گذراندن یک ماه قرنطینه در تشکیلات رجوی به دنیای آزاد پا گذاشتم. بعد از اخراج از عراق که کل سازمان را در برگرفت، من هم در کنار دیگر اعضا در تاریخ 27 آگوست 2016 وارد کشور آلبانی شدم. روزها و ماه‌های اولیه همه چیز نرمال بود. تفریح و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62567">یازدهم آبان روز آزادی و روز بازگشتم به زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تاریخ دوم نوامبر 2017 بعد از گذراندن یک ماه قرنطینه در تشکیلات رجوی به دنیای آزاد پا گذاشتم.</p>
<p>بعد از اخراج از عراق که کل سازمان را در برگرفت، من هم در کنار دیگر اعضا در تاریخ 27 آگوست 2016 وارد کشور آلبانی شدم.</p>
<p>روزها و ماه‌های اولیه همه چیز نرمال بود. تفریح و فوتبال و .. تقریباً آزاد بود. اما بعد از مدتی چنگال‌های اختناق تشکیلات بیرون آمد و این آزادیها را بر نتابید و باز مثل عراق محدودیت‌ها را شروع کرد، آنهم در یک کشور اروپایی!</p>
<p>نشست‌های صدبار تکرار شده را از نو شروع کردند و برای اینکه افراد را در همان سطح فکری و در اصل عقب مانده، نگه دارند تعدادی تلفن آنهم از نوعی که عمدتا پیرمردها و پیرزن ها استفاده می کردند خریداری کردند و نام آن را گذاشتند تلفن سازمانی.</p>
<p>همین تلفن ها که سیم کارتش فقط برای داخل آلبانی استفاده میشد را هم جمع‌آوری کردند و کارهای طاقت فرسا شروع شد. باید از صبح تا شب پشت کامپیوتر می نشستیم و پست های مربوط به مریم را لایک می کردیم. روزهایی که برای تفریح می‌خواستیم به کوهستان برویم با هزار اما و اگر مواجه بودیم.</p>
<p>به جایی رسیدم که دیگر از این مسخره بازی های تشکیلات خسته شده بودم. یک روز که قرار بود با سه نفر از دوستانم به شهری در نزدیکی تیرانا برویم دیدم سر و صدایی میآید. مسئول یگان به فرمانده مستقیم من گفت برو ببین این چهار نفر کجا می‌روند. در صورتیکه از قبل ما گفته بودیم اما این احمق ها فکر کردند که ما قصد فرار داریم. حالا یکی بیاید به این ها بگوید اگر قصد فرار داشتیم چه نیازی بود که به شهر دیگری برویم.</p>
<p>همان روز، روزی بود که مصمم شدم باید از تشکیلات فرار کنم.  به خودم گفتم فقط این بار بروم بیرون و برگردم دیگر در اینجا نخواهم ماند.</p>
<p>شنبه چهارم مهرماه به فرمانده یگان گفتم من دیگر در اینجا نخواهم ماند و برو به مسئولین بگو. طرف توان حرف زدن نداشت و باز تکرار کردم من نمیدانم. مدت زیادی نگذشت که نشست پشت نشست شروع شد. از احمد واقف تا زهره اخیانی و دیگران همه یک سناریو داشتند که میخواهی از اینجا بروی که ازدواج کنی.</p>
<p>تمام ذهن اینها زن بود و لاغیر. اینها میخواستند جدا شدن من را به وضعیت جغرافیایی و سیاسی بکشانند ولی من در یک جمله به آنها جواب میدادم که خسته شده ام و فقط میخواهم بروم. احمد واقف در یک جمله به من گفت ما از شما حمایت مالی و حقوقی نمی‌کنیم گفتم نیازی نیست. باز ادامه داد از امروز در هیچ مراسمی شرکت نخواهی کرد گفتم مهم نیست. باز ادامه داد تا اطلاعات شما بسوزد باید دو ماه در قرنطینه بمانی. گفتم مشکلی نیست ولی من هیچ اطلاعاتی ندارم.</p>
<p>احمد واقف با این ترفندها میخواست من را بترساند و من را منصرف کند. ولی من عزم خودم را جزم کرده بودم که به هر ترتیب شده از آن جهنم خارج شوم. من یک برگه را امضا کردم و از آن روز در نوبت خارج شدن قرار گرفتم. از یازدهم مهر ماه تا یازدهم آبان ماه یک ماه گذشت ولی خیلی سختی‌ها کشیدم. فرماندهان بالا در نشست‌های خود موضوع من را به تحت مسئولین خود گفته بودند و این موضوع بر اوضاع روانی من تأثیر گذاشته بود و من را عذاب میداد. چون هر کس یک حرفی میپراند.</p>
<p>به خودم گفتم که باید مقاومت کنم و از قبل حرف ها نشکنم. یازدهم آبان رسید همه افرادی که در رده بندی ما بودند برای نشست رفته بودند. یکی از مسئولین من را صدا زد و به اتاق جواد خراسان رفتیم. جواد گفت آیا هنوز قصد ترک تشکیلات را داری؟ گفتم بله. گفت اشکال ندارد. الان برای بازرسی وسایل تو می آیند و بعد از آن هرجا که خواستی بر.و من تمام وسایل را برای رفتن آماده کردم. هوا که تاریک شد برای بازرسی وسایل من آمدند همه وسایل را بازرسی کردند کارت هویتی که آمریکایی‌ها داده بودند را گرفتند و تمام عکس های من را گرفتند. وقتی اعتراض کردم که چرا کارت هویت را میگیرید گفتند این کارت متعلق به سازمان است.</p>
<p>ببینید اینها حتی کسی که از آنها جدا میشود میخواهند که بی هویت باشد. رجوی گفته بود که هر جا که باشیم شما را به عنوان جماعت رجوی میشناسند . ببینید اینها چقدر سخیف هستند. کسی که حدود سی سال در سرما و گرما و زیر بمباران همراه شان بود چه تنظیمی کردند.</p>
<p>بعد از بازرسی گفتند الان میتوانی بروی! در شب تاریک و کشور غریب سئوال کردم کجا بروم در شب تاریک گفتند به ما ربطی ندارد هرجا خواستی برو. حتی آدرس کمیساریا را هم ندادند. گفتند یک خودرو می آید و تو را میبرد. برو هتل یا هرجای دیگری که خواستی برو.</p>
<p>با این کار کثیفشان میخواستند که شاید که من را در آخرین لحظه بشکنند و من منصرف شوم ولی عزم جزم کردم که بروم و اینکار را کردم. بعد از سی سال برای اولین بار بود که در زندگی خودم تصمیم می‌گرفتم که چکار کنم. بله به این ترتیب روز یازدهم آبان روز آزادی من از قید و بند رجوی بود و برگشت به زندگی.</p>
<p>امروز که این را می‌نویسم هفت سال از آن تاریخ میگذرد و الان دارای خانواده هستم. دارای یک دختر و انشاالله یکی دیگر که بزودی به دنیا می آید همچنین یک دختر و پسر دیگر.<br />
علی هاجری &#8211; آلبانی &#8211; تیرانا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62567">یازدهم آبان روز آزادی و روز بازگشتم به زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62567/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سال ۱۳۸۰ در قرارگاه باقر زاده چه گذشت؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62233</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62233?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Oct 2024 04:35:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه رجوی علیه جداشده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62233</guid>

					<description><![CDATA[<p>من در قرارگاه فائزه در شهر کوت بودم که یک روز به من گفته شد یک تریلی را تحویل بگیر. گفتم برای چیست؟ خلاصه به من گفتند تریلی برای بارگیری وسایل صنفی و سالن آماده کن. بعد از بارگیری من به سمت قرارگاه باقرزاده در خان ضاری حرکت کردم. ساعت حدود هشت رسیدم. خودرو را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62233">سال ۱۳۸۰ در قرارگاه باقر زاده چه گذشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من در قرارگاه فائزه در شهر کوت بودم که یک روز به من گفته شد یک تریلی را تحویل بگیر. گفتم برای چیست؟ خلاصه به من گفتند تریلی برای بارگیری وسایل صنفی و سالن آماده کن. بعد از بارگیری من به سمت قرارگاه باقرزاده در خان ضاری حرکت کردم. ساعت حدود هشت رسیدم. خودرو را در پارکینگ پارک کردم و در نزدیکی ساختمانی به اسم سالن میله ای رفتم. در آبدارخانه آنجا خواستم آب بخورم دیدم سر و صدای زیادی است! از خانمی که در آن محل بود سئوال کردم اینجا چه خبر است؟ گفت چیزی نیست. یکمرتبه دیدم صندلی و میز شکسته به بیرون از سالن پرت میشد.</p>
<p>فردای آن روز فهمیدم داستان از چه قرار بوده و نشست‌ها برای کسانی بود که میخواستند به دنبال زندگی خود بروند. نکته جالب توجه اینجا بود که رجوی همیشه می‌گفت ورود به سازمان سخت و تا تائید نشود حق ورود ندارد اما رفتن خیلی ساده است و درب همیشه باز بوده و هست . سئوال از رجوی و از دیگر سران این است که تا همین امروز چرا افراد را تا یکسال و یا بیشتر در قرنطینه نگه می‌دارید که شاید آن فرد یا افراد از رفتن منصرف شوند؟! این در مورد من هم صدق کرد. یک ماه من را نگه داشتند! گفتم چرا؟ گفتند وقتی اطلاعات تو سوخت بعد تو را آزاد میکنیم. اما در سال هشتاد رجوی به سیم آخر زده بود، وقتی دید نشست‌های کوچک جواب گو نیست خودش وارد شد و نشست در ابعاد چند هزار نفری برگزار کرد .</p>
<p>در پرانتز چیزی را یادآوری کنم آن افرادی که بقول خودشان بچه های ما منظور کسانی که پدر یا مادرشان در سازمان بودند این نشست‌ها را به تمسخر میگرفتند همزمان با سروصدا در سالن میله ای اینها میگفتند گل گل ببیند این بچه های آنها بود .رجوی چرا نشست بزرگ برگزار کرد؟ رجوی میخواست از همه زهر چشم بگیرد. وی می‌دانست آنهایی که عزم جزم کرده بودند که بروند جلو او و دیگر سران ایستادند و کوتاه نیامدند. بعضی هم که کمی پا شل بودند با وعده و وعید در تشکیلات ماندند با یک برگه سیاه در پرونده خود.</p>
<p>بیاد دارم در همان نشست‌هایی که خود رجوی ترتیب میداد آدمها را در تله می‌انداختند به فرد مورد نظرشان میگفتند برو و علیه این فرد موضع گیری کن همینکه پشت میکروفون می‌رفت زنهایی که در شورای رهبری بودند و بخصوص در سازمان کار در یک سیستم بودند به سمت فرد حمله میکردند و سوژه در لحظه عوض میشد و فحش و بد و بیراه شروع میشد در صورتیکه فرد مات و مبهوت میماند که چه بگوید چون برچسبی که به او می‌زدند واقعی نبود. در یک جلسه از نشست‌ها فردی را به نشست آوردند و هر کاری کردند که فرد را جلوی رجوی بشکنند اما نتوانستند. هر کاری رجوی کرد که او ابراز ندامت کند کوتاه نیامد. بدستور سران در آن نشست یکصدا به فرد دشنام دادند و به او خائن گفتند، کوتاه نیامد و سر خم نکرد و از تشکیلات خارج شد.</p>
<p>در آن ایام یکی از سران فرقه به یکی از دوستانم گفته بود ما تو را به خارج نمیفرستیم و تو را میسوزانیم منظور اینکه نمی‌گذاریم تو برای ما تبدیل به اپوزیسیون بشوی بعد گویا به شخص میگوید که ما تو را به مرز ایران و عراق می‌بریم و تو به ایران برو که این دوست من قبول نکرد و در جواب به آنها گفته بود من میخواهم بصورت قانونی وارد خاک ایران شوم. سازمان این فرد و افراد دیگر را تحویل نیروهای عراقی دادند و اینها را به زندان ابوغریب بردند و چندین ماه در آنحا حبس کشیدند تا اینکه عراق آنها را تحویل ایران داد .خوب توجه کنید کسانیکه سالها برای او خدمت کردند در سرما و گرما خاک خوردند دستمزدشان را اینطور پرداخت میکند.</p>
<p>رجوی برای چند صباحی نان این کار را خورد ولی نمی‌دانست روزی برگ برمیگردد و همه چیز بر سرش آوار خواهد شد. زمان بسرعت گذشت و آن همه جاه و جلال و جبروت فرو ریخت و از سال 2003 تا به امروز در مخفیگاه بسر میبرد.</p>
<p>علی هاجری &#8211; آلبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62233">سال ۱۳۸۰ در قرارگاه باقر زاده چه گذشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62233/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اشرف؛ زندانی که 30 سال در آن محبوس بودم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60548</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60548?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Jun 2024 05:05:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60548</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال 1365 بعد از تهاجم عراق من و تعدادی اسیر شدیم و به اردوگاه منتقل شدیم. شرایط سخت و طاقت فرسا بود. ولی بعد از مدتی کم کم به شرایط عادت کردم. بعد از مدتی عراقیها برای هر دو آسایشگاه یک تلویزیون دادند. خوشی ما این بود که پنجشنبه ها فیلمی ایرانی را از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60548">اشرف؛ زندانی که 30 سال در آن محبوس بودم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال 1365 بعد از تهاجم عراق من و تعدادی اسیر شدیم و به اردوگاه منتقل شدیم. شرایط سخت و طاقت فرسا بود. ولی بعد از مدتی کم کم به شرایط عادت کردم. بعد از مدتی عراقیها برای هر دو آسایشگاه یک تلویزیون دادند. خوشی ما این بود که پنجشنبه ها فیلمی ایرانی را از تلویزیون کانال فارسی تماشا میکردیم. تا اینکه سر و کله رجوی در بغداد پیدا شد و صدام حسین برای اخبار مجاهدین از زمانبندی تلویزیون فارسی ساعتی را به مجاهدین اختصاص داد و آن خوشی از ما دریغ شد و بعد از آن فقط فیلم کشتار و اسیر کردن نیروهای ایرانی که رجوی در همدستی با صدام انجام میشد را می‌دیدیم. چند سال گذشت و آتش بس بین ایران و عراق برقرار شد. ما هر روز انتظار داشتیم که تبادل اسرا انجام شود و به میهن خود برگردیم ولی این رویا محقق نشد و عکس آن انجام شد و به یک بیراهه رفتم. از شرایط طاقت فرسا خسته شده بودم که ناگهان رجوی با وعده‌های آزادی و صد وعده دیگر جلو من ظاهر شد. من که علم سیاسی نداشتم فکر میکردم بزودی در ایران خواهیم بود به همین دلیل وقتی سران فرقه به اردوگاه آمدند من هم مثل دهها نفر دیگر فریب تبلیغات آنها را خوردم و در تاریخ 29 خرداد 1368 با اتوبوس به اشرف منتقل شدیم.</p>
<p>من فکر میکردم که تعداد آنها خیلی زیاد است چون در اردوگاه به من گفتند تو به لشکر 67 میروی. ولی وقتی لشکر را دیدم فهمیدم لشکرهای رجوی چقدر تعداد دارند! بگذریم این هم یکی از هزار فریبکاری رجوی بود که افراد را به جوار خود بکشاند چه از اردوگاه، چه از پاکستان و دبی و دیگر اقصی نقاط جهان.</p>
<p>در بدو ورود به این تشکیلات تبعیض را با گوشت و پوست حس کردم بین افرادی که از اردوگاه آمده بودند و دیگر افراد، بهر حال در یک مسیر انحرافی رفته بودم و احساس میکردم هیچ راه بازگشتی متصور نیست. همانطور که سالها می‌گذشت زنجیر اسارت هر روز تنگتر میشد. محدودیت‌ها بیشتر میشد و بجایی رسیدیم که فکر میکردم همه چیز من متعلق به رجوی است. من و دیگران قدرت فکر کردن نداشتیم. اگر هم چیزی از ذهن می‌گذشت باید آنرا گزارش میکردم. کم‌کم به قفس فکری و جسمی عادت کردم. در قفس انسانها کسی بجز فکر کردن به رهبری حق نداشت به چیز دیگری فکر کند. رجوی برای همه رهبر مطلق بود. چون مریم گفته بود وقتی امام زمان نیست زمین نباید بدون حجت باشد و الان در روزگاران ما مسعود همه جهانیان است!</p>
<p>از این موضوعات می‌گذرم چون اگر وارد چیزهایی که اینها میگفتند و از هم تعریف می‌کردند بشوم باید کتاب نوشت. ترس و وحشت هر روز بر همگان چیره میشد. جاسوسان قلم بدست آماده گزارش دادن بودند از طرفی رجوی راه رفتن به خارج را بست و اعلام کرد هر که خواست میتواند نزد رژیم ایران برود. کسی هم با او کاری ندارد پا را هم از این فراتر گذاشت و گفت هر کس خواست برود ما او را به دولت عراق تحویل میدهیم یعنی از زندان اشرف به ابوغریب یا زندانهای ایران به همین دلیل من ترس داشتم اعلام کنم که با شما نیستم چون عواقب خودش را در بر داشت .</p>
<p>از همه جا بی خبر چون حق داشتن رادیو هم از همه دریغ شده بود، داشتن رادیو مساوی بود با رابطه با دشمن چون نمی‌خواستند کسی از بیرون خبری داشته باشد. همه مثل اصحاب کهف بودند و آنچه دیکته میشد باید انجام می شد. بدین منوال سالها گذشت.‌ با وعده‌های دروغین 30 سال در چاه زندگی کردم و فقط دنیا را از درب چاه می‌دیدم. از 29 خرداد 1368 تا 2 نوامبر 2017 که به تاریخ ایرانی میشود 11 آذر 1397 ادامه یافت. یک چیز جالب این بود که گفتند ورود به سازمان سخت و خروج سهل است! ولی عکس این بود. سازمان بقول خودشان مترقی که همه اعضایش باید آگاهترین باشند عقب مانده ترین بودن به لحاظ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی چون آنچه به همه دیکته میشد همان درست بود .</p>
<p>نکته بعدی در بدو ورود گفتند سر لوحه سازمان فدا و صداقت است ولی به چشم دیدم که فقط دروغ و نیرنگ بود. وقتی هم خواستم که از آنها جدا شوم گفتند برادرت پشت فنس اشرف به ما ناسزا گفت و گفتند یک ماه باید در قرنطینه بمانی تا اطلاعات شما بسوزد. کارت هویت را گرفتند چون میخواستند که من بی هویت بمانم. چون در قاموس فرقه‌ها گفته می شود افرادی که به ما میپیوندند یا باید بمیرند یا تا ابد در قلمرو ما باشند. بله بدینسان 30 سال اسارت و بندگی و بردگی تمام شد و به زندگی عادی برگشتم و حالا دارای زن و فرزند هستم. دختری ناز که همانند شمشیری بر قلب رجوی و تشکیلات اوست. چون همان چیزی که رجوی از آن میترسید و در صحبت آخرشان با من این بود که تو برای ازدواج و تشکیل خانواده از سازمان جدا میشوی. بله به این ترتیب آن دوران به پایان رسید. ترس را کنار گذاشتم و وارد زندگی شدم و در آخر صحبت من با همه دوستان در بند، این زنجیر اسارت را پاره کنید و به زندگی برگردید.</p>
<p>علی هاجری &#8211; آلبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60548">اشرف؛ زندانی که 30 سال در آن محبوس بودم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60548/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مقایسه زندگی در فرقه رجوی با زندگی آزاد از نگاه اعضای انجمن نجات آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60218</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60218?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 May 2024 08:54:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم مرادی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60218</guid>

					<description><![CDATA[<p>دو تن دیگر از اعضای انجمن نجات آلبانی به مقایسه زندگی درون فرقه رجوی با زندگی در جهان آزاد پرداختند. در این گفتگوی دوستانه که با هدایت خلیل انصاریان صورت گرفت، علی هاجری و ابراهیم مرادی از تفاوت میان زندگی در درون حصارهای تشکیلات مجاهدین خلق و زندگی در دنیای آزاد صحبت کردند. علی هاجری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60218">مقایسه زندگی در فرقه رجوی با زندگی آزاد از نگاه اعضای انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دو تن دیگر از اعضای انجمن نجات آلبانی به مقایسه زندگی درون فرقه رجوی با زندگی در جهان آزاد پرداختند. در این گفتگوی دوستانه که با هدایت خلیل انصاریان صورت گرفت، علی هاجری و ابراهیم مرادی از تفاوت میان زندگی در درون حصارهای تشکیلات مجاهدین خلق و زندگی در دنیای آزاد صحبت کردند.</p>
<p>علی هاجری که در سال 2017 پس از حدود 30 سال اسارت در فرقه رجوی از این تشکیلات جدا شد، اذعان می‌کند که در طول آن سه دهه هیچ اختیار و انتخابی در درون تشکیلات نداشت این در حالی است که در تمام ارتش‌های دنیا، سربازها روزها و ساعت‌هایی را به اختیار خود هستند.</p>
<p>هاجری به خاطر می‌آورد که پس از رهایی از حصارهای فرقه مجاهدین خلق تا مدتی سردرگم بود تا به تدریج زندگی واقعی را لمس کرد و دریافت که برای زندگی شخصی خویش حق انتخاب و اختیار عمل دارد.</p>
<p>ابراهیم مرادی نیز زندگی درون فرقه را با زندگی در جهان آزاد قابل قیاس نمی‌داند. او زندگی در جامعه آلبانی و در چارچوب قوانین دمکراتیک این کشور را دارای تفاوت فاحش با زندگی در فرقه بسته و غیر دمکراتیک مجاهدین خلق می‌داند.</p>
<p>این دو عضو پیشین تشکیلات مجاهدین خلق در پایان خطاب به کسانی که هنوز در بند فرقه مخرب رجوی هستند، از آنها خواستند که ذهن خود را از فریب‌های رجوی‌ها رها کرده، فرقه را ترک کنند و زندگی در جهان آزاد را تجربه کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60218">مقایسه زندگی در فرقه رجوی با زندگی آزاد از نگاه اعضای انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60218/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برای ورود به زندگی واقعی هیچ گاه دیر نیست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60055</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60055?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 May 2024 05:22:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[جداشده ها در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60055</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی هاجری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در گفتگویی با انجمن نجات آلبانی، درباره زندگی اش پس از جدایی از سازمان مجاهدین خلق مطالبی بیان کرد. هاجری که تجربه 30 سال حضور در تشکیلات مجاهدین خلق را دارد، بعد از انتقال اعضا به آلبانی از سازمان کناره گیری کرد و به دنیای آزاد قدم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60055">برای ورود به زندگی واقعی هیچ گاه دیر نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>علی هاجری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در گفتگویی با انجمن نجات آلبانی، درباره زندگی اش پس از جدایی از سازمان مجاهدین خلق مطالبی بیان کرد.</p>
<p>هاجری که تجربه 30 سال حضور در تشکیلات مجاهدین خلق را دارد، بعد از انتقال اعضا به آلبانی از سازمان کناره گیری کرد و به دنیای آزاد قدم نهاد.</p>
<p>او علت جدایی اش از سازمان مجاهدین خلق را اعمال محدودیت های شدید همچون عراق و امتناع سازمان برای ارتباط او با خانواده اش عنوان می کند.</p>
<p>هاجری مدتی بعد از خروج از کمپ مجاهدین، تشکیل خانواده داد. او حالا صاحب دو دختر 2 و 5 ساله است: من و خانواده ام در کنار هم زندگی خوبی داریم. من هر چه در توان داشته باشم برای خوشبختی آنها انجام می دهم.</p>
<p>علی هاجری از دوستان سابقش که همچنان در اسارت فیزیکی و ذهنی مجاهدین هستند می خواهد تا یک بار دیگر زندگی را بعد از دهه ها اسارت تجربه کنند:  با خود فکر نکنید که دیگر پیر شده اید و برای رهایی دیر است. برای زندگی هیچ وقت دیر نیست. برای ورود به زندگی حتی اگر یک روز باشد دیر نیست. انسان وقتی آزاد باشد می تواند از زیبایی های زندگی بهره ببرد.</p>
<p>علی هاجری معتقد است افرادی که درون سازمان مانده اند، دلیل شان مبارزه و شعار مسخره سرنگونی نیست بلکه آنها از زندگی سیر شده اند: خیلی ها از زندگی سیر شده اند به خاطر اینکه تمام راه ها را برایشان بسته اند. همه خسته شده اند حتی از زندگی کردن .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60055">برای ورود به زندگی واقعی هیچ گاه دیر نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60055/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نوروز 1403—گفتگو با علی هاجری عضو انجمن نجات آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59338</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59338?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Apr 2024 05:44:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز 1403 در انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59338</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی هاجری به همراه خانواده میهمان برنامه نوروزی انجمن نجات آلبانی بودند. علی هاجری عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و عضو فعلی انجمن نجات آلبانی است. او در گفتگو با اریسا رحیمی، مجری برنامه از 30 سال حضورش در مناسبات مجاهدین خلق می گوید: رجوی همه خانواده ها را متلاشی کرد و زمانی رسید که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59338">نوروز 1403—گفتگو با علی هاجری عضو انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>علی هاجری به همراه خانواده میهمان برنامه نوروزی انجمن نجات آلبانی بودند. </p>
<p>علی هاجری عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و عضو فعلی انجمن نجات آلبانی است. او در گفتگو با اریسا رحیمی، مجری برنامه از 30 سال حضورش در مناسبات مجاهدین خلق می گوید: رجوی همه خانواده ها را متلاشی کرد و زمانی رسید که دیگر چیزی به اسم خانواده در تشکیلات وجود نداشت. ما در رؤیاهایمان آرزوی داشتن خانواده را داشتیم. </p>
<p>علی هاجری سال 2017 از فرقه رجوی جدا شد. او می گوید که مدتی بعد از جدایی از فرقه، با همسرش التیسا آشنا شد و ازدواج کرد. آنها اکنون خانواده ای چهار نفره و شاد و موفق دارند. </p>
<p>علی هاجری در انتها فرا رسیدن عید نوروز و سال جدید را به تمام ایرانیان در اقصا نقاط دنیا تبریک گفت. </p>
<p>او همچنین سال نو را به دوستانش در کمپ مانز تبریک می گوید:<br />
به دوستان دربندم  در کمپ مانز که زندگی تکراری دارند و با این که می دانم هیچ عیدی در آنجا وجود ندارد سال نو را تبریک می گویم. امیدوارم در سال جدید به دنیای بیرون قدم بگذارند و زندگی جدیدی آغاز کنند. </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59338">نوروز 1403—گفتگو با علی هاجری عضو انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59338/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه کریستال تی وی با التیسا بیلو عضو انجمن نجات آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59084</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59084?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Mar 2024 14:27:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59084</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصاحبه با التیسا هاجری بیلو، یک آلبانیایی از شهر زیبای کورچا، که در آن آشپزی، لذت و اشتیاق وجود دارد. او با ازدواج با یک پناهنده ایرانی (علی هاجری) که سابقه غم انگیزی در اردوگاه مجاهدین خلق داشت بر این احساس افزود. او داستان خود را در این سری مصاحبه ها می گوید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59084">مصاحبه کریستال تی وی با التیسا بیلو عضو انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصاحبه با التیسا هاجری بیلو، یک آلبانیایی از شهر زیبای کورچا، که در آن آشپزی، لذت و اشتیاق وجود دارد. او با ازدواج با یک پناهنده ایرانی (علی هاجری) که سابقه غم انگیزی در اردوگاه مجاهدین خلق داشت بر این احساس افزود.<br />
او داستان خود را در این سری مصاحبه ها می گوید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59084">مصاحبه کریستال تی وی با التیسا بیلو عضو انجمن نجات آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59084/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درخواست همسر علی هاجری از دولت آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56749</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56749?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Oct 2023 07:29:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56749</guid>

					<description><![CDATA[<p>امروز داشتم دخترم را به مدرسه می بردم، اما او نمی خواست در مدرسه بماند و شروع به گریه کرد. من او را آنجا با گریه رهایش کردم. وقتی مدرسه را ترک کردم قلبم گرفت و در یک پارک اسباب بازی بچه ها نشستم که مادران با خوشحالی با فرزندان خود بازی می کردند. آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56749">درخواست همسر علی هاجری از دولت آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>امروز داشتم دخترم را به مدرسه می بردم، اما او نمی خواست در مدرسه بماند و شروع به گریه کرد. من او را آنجا با گریه رهایش کردم. وقتی مدرسه را ترک کردم قلبم گرفت و در یک پارک اسباب بازی بچه ها نشستم که مادران با خوشحالی با فرزندان خود بازی می کردند.</p>
<p>آن زمان به مادرانی فکر کردم که سال هاست فرزندانشان را ندیده اند و دستشان را لمس ننموده اند یا بوی بچه هایشان را استشمام نکرده اند. آنان به امید روزی که بتوانند فرزندانشان را ملاقات کنند سختی های زیادی را پشت سر گذاشته اند. درد و رنج این مادران با هیچ دردی در دنیا قابل مقایسه نیست.</p>
<p>من یک درخواست از کشورم (آلبانی) دارم که اجازه دهد مادران اعضای مجاهدین خلق حتی یک بار هم که شده با فرزندانشان ملاقات کنند تا دلشان کمی آرام گیرد.</p>
<p>التیسا بیلو (همسر علی هاجری)</p>
<p>صفحه فیس بوک انجمن نجات آلبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56749">درخواست همسر علی هاجری از دولت آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56749/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برنامه جعبه سیاه &#8211; گفتگو با مصطفی بهشتی و علی هاجری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56074</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56074?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Sep 2023 12:10:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن آسیلا]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن آسیلا]]></category>
		<category><![CDATA[علی هاجری]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی بهشتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56074</guid>

					<description><![CDATA[<p>در پنجاه و نهمین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق، انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) در برنامه ای با عنوان جعبه سیاه به شرایط زندگی امروز در کمپ اشرف 3 پرداخت. این برنامه که با اجرای اریسا رحیمی انجام شد، پذیرای دو عضو سابق مجاهدین خلق به نام‌های مصطفی بهشتی و علی هاجری از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56074">برنامه جعبه سیاه &#8211; گفتگو با مصطفی بهشتی و علی هاجری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در پنجاه و نهمین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق، انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) در برنامه ای با عنوان جعبه سیاه به شرایط زندگی امروز در کمپ اشرف 3 پرداخت. این برنامه که با اجرای اریسا رحیمی انجام شد، پذیرای دو عضو سابق مجاهدین خلق به نام‌های مصطفی بهشتی و علی هاجری از اعضای انجمن آسیلا بود.</p>
<p>مهمان نخست <strong>مصطفی بهشتی</strong> بود که بیش از دو دهه از عمر خود را در فرقه رجوی گذرانده است. او سازمان مجاهدین خلق را تشکیلاتی فریبکار و دروغگو می‌داند که هرگز به دنبال آزادی ملت ایران نبوده است و قدرت طلبی، تنها انگیزه سران این تشکیلات برای فعالیت است. او جشن سالگرد تاسیس مجاهدین خلق را صرفا اقدامی تبلیغاتی در راستای اهداف قدرت طلبانه سران تشکیلات می‌داند.</p>
<p>مصطفی بهشتی شاهد اظهارات خود را در طرح ده ماده‌ای مریم رجوی می‌داند که در آن ادعای آزادی بیان، آزادی پوشش و دمکراسی شده است در حالیکه در عمل در تشکیلات مجاهدین خلق اعضا نه تنها حق انتقاد از رهبری را ندارند، بلکه از حق آزادی پوشش و مذهب نیز بی بهره‌اند. او حجاب اجباری را دلیلی قاطع برای غیردمکراتیک بودن مریم رجوی می‌داند.</p>
<p>مصطفی بهشتی که برادر خویش را در حمله نیروهای عراقی به کمپ اشرف از دست داد، معتقد است که قاتل اصلی برادرش و دیگر افرادی که در اشرف کشته شدند، د شخص مسعود رجوی است. او نهایتا به اعضایی که درون فرقه رجوی گرفتار هستند، پیام می‌دهد که بیش از این زندگی خود را تباه نکنند، از تشکیلات بیرون آمده و برای زندگی مطلوب خود تصمیم بگیرند.</p>
<p>مهمان دوم <strong>علی هاجری</strong> است که با ارائه مقدمه‌ای در خصوص سالگرد تاسیس مجاهدین خلق معتقد است روز 15 شهریور را به عنوان سالگرد تاسیس سازمان در سال 1344 نباید جشن گرفت چون سازمان پس از سالها خیانت به وطن، همکاری با صدام حسین و حملات تروریستی به  هموطنان خود، دیگر چیزی برای افتخار ندارد.</p>
<p>او در پاسخ به مجری برنامه درباره زندگی آزاد در بیرون از سازمان مجاهدین خلق از سرکوب‌های سران سازمان و تلاش‌هایشان برای حذف خانواده و عواطف انسانی از ذهن اعضا می‌گوید. او خود را نمونه‌ای از افرادی می‌داند که توانستند سازمان را پشت سر بگذارند، ازدواج کنند و دارای فرزند شوند.</p>
<p>علی هاجری خطاب به اعضای گرفتار در فرقه رجوی از آنها درخواست می‌کند که از تشکیلات بیرون آمده و زندگی را تجربه کنند. او قدرت امروز سازمان را برای سرنگون کردن حکومت ایران ناچیز می‌داند و بر این باور است که حتی کشورهای خارجی این تشکیلات را اپوزیسیون نمی‌دانند. هاجری ماندن در تشکیلات را تلف کردن عمر می‌داند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56074">برنامه جعبه سیاه &#8211; گفتگو با مصطفی بهشتی و علی هاجری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56074/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
