<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>عملیات آفتاب</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%a8/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/عملیات-آفتاب</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 29 Mar 2025 08:47:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>عملیات آفتاب</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/عملیات-آفتاب</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>عملیات آفتاب و تقلای مجاهدین خلق برای ابراز وجود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64555</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64555#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Mar 2025 05:44:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق و جاسوسی به نفع بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64555</guid>

					<description><![CDATA[<p>عید سال 1367 به نیمه‌هایش رسیده بود که مجاهدین خلق با حمایت ارتش عراق و پیشاپیش دشمن بعثی، به منطقه فکه یورش بردند و عملیاتی محدود را در آنجا به اجرا گذاشتند. در چند کتاب به این خیانت بزرگ پرداخته می‌شود. تأمل بر عملیاتی که مجاهدین خلق آن را &#8220;آفتاب&#8221; یا &#8220;خورشید تابان&#8221; می‌خواندند، و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64555">عملیات آفتاب و تقلای مجاهدین خلق برای ابراز وجود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عید سال 1367 به نیمه‌هایش رسیده بود که مجاهدین خلق با حمایت ارتش عراق و پیشاپیش دشمن بعثی، به منطقه فکه یورش بردند و عملیاتی محدود را در آنجا به اجرا گذاشتند. در چند کتاب به این خیانت بزرگ پرداخته می‌شود.</p>
<p>تأمل بر عملیاتی که مجاهدین خلق آن را &#8220;آفتاب&#8221; یا &#8220;خورشید تابان&#8221; می‌خواندند، و ما معمولاً از آن به نبرد فکه یاد می‌کنیم، برای اثبات خائن بودن این سازمان تروریستی کفایت می‌کند. آنان در این عملیات، که نیمه‌شب هفتم فروردین 1367 شروع شد، با حمایت تانک‌ها و توپخانه‌های عراق به ایران، به کشوری که مدعی بودند به آن تعلق دارند حمله کردند، به روی مدافعان خاک و مرز این کشور اسلحه کشیدند، خون شماری از این مدافعان را به زمین ریختند و بعد به عراق برگشتند و برای این &#8220;پیروزی&#8221; جشن گرفتند و پایکوبی کردند.</p>
<h3>جستجوی عملیات آفتاب میان کتاب‌ها</h3>
<p>در دو کتاب &#8220;عملیات والفجر 10&#8243; (مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس) و&#8221;دایره‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق&#8221; (انتشارات سایان) که هر دو جزو کتاب‌های مرجع هستند، روایتی درباره این نبرد وجود دارد. به جز این دو کتاب، در خاطرات سرتیپ کریم عبادت، که در کتابی با عنوان&#8221;تنها در قلاجه&#8221; جمع‌آوری و مدون شده است نیز به این عملیات و نقشی که مجاهدین خلق در جنگ تحمیلی در همدستی با دشمن متجاوز ایفا می‌کردند پرداخته می‌شود.</p>
<p>سرتیپ عبادت تعریف می‌کند که تا اواسط یا حتی اواخر سال 1366، مجاهدین خلق فقط به ژاندارمری‌های مرزی ایران حمله می‌کردند و این حملات آنان نیز معمولاً پراکنده و کوچک بود و تأثیر چندانی بر سیر حوادث جنگ نداشت. اما آنان از اواخر سال 1366 با حمایت و زیر سایه رژیم بعث عراق گردان‌هایی تشکیل دادند، نیروهای‌شان را سازماندهی کردند و منظم‌تر شدند و به اصطلاح &#8220;یگانی حمله کردند.&#8221; او می‌افزاید: &#8220;از سویی چون مقابل یگان‌های ما میدان مین نبود، خیلی‌ها ساده وارد یگان‌ها می‌شدند. البته آن‌ها لباس‌هایی شبیه به لباس‌های ایرانی‌ها می‌پوشیدند و ساده میان نیروهای ما رفت‌وآمد می‌کردند و خبر می‌گرفتند. گروهی از مجاهدین خلق هم که به عنوان توابین، از زندان به جبهه‌ها می‌آمدند، برای همرزمان‌شان جاسوسی می‌کردند. گاهی فرمانده گردان را می‌گرفتند و با اسلحه تهدید می‌کردند که توی بی‌سیم اعلام کند نیروهایش تسلیم شوند.&#8221;</p>
<p>آیت الله هاشمی رفسنجانی، که آن زمان نماینده امام در شورای عالی دفاع بود در کتاب خاطراتش &#8220;پایان دفاع و آغاز بازسازی&#8221; که به خاطرات سال 1367 اختصاص دارد به این نبرد اشاره می‌کند و می‌نویسد: &#8220;از جبهه خبر دادند که مجاهدین خلق و عراقی‌ها باهم به لشکر 77 در فکه حمله کرده‌اند و یک خاکریز را تصرف کرده‌اند، ولی ارتش حمله را دفع کرده و (منطقه اشغالی) را پس گرفته است.&#8221; هرچند مجاهدین خلق بعد از این نبرد سروصدای زیادی به راه انداختند و آن را پیروزی بزرگی برای خودشان عنوان کردند، واقعیت این بود که نبرد در منطقه‌ای محدود انجام گرفت و زمان اجرای آن نیز بسیار کوتاه بود و پیش از ظهر روز هشتم فروردین به پایان رسید.</p>
<p>در کتاب &#8220;عملیات والفجر 10&#8221; می‌خوانیم: &#8220;در حین پیشروی نیروهای سازمان، یک واحد زرهی از لشکر یک مکانیزه عراق این عملیات را پشتیبانی کرده، در ساعت دو و نیم تظاهر به حمله کرد و از خطوط مقدم خودشان به جلو آمد. در آغاز عملیات، تعدادی از عناصر سازمان به وسیله بلندگو از نیروهای ارتش می‌خواستند که بدون درگیری خود را تسلیم کنند، ولی نیروها با آنان درگیر می‌شدند. مهاجمان اسامی همه فرماندهان را می‌دانستند و آن‌ها را به اسم صدا می‌زدند. نفوذ اولین نیروهای مهاجم در کمال غافلگیری انجام شد تا جایی که یکی از فرماندهان گروهان‌های لشکر 77 خراسان با کارد به شهادت رسید. مهاجمان پس از اتمام عملیات خود، حدود ساعت 10 تا 11 صبح امروز (هشتم فروردین) محدوده تصرفی را رها ردند و به عقب بازگشتند.&#8221;</p>
<p>اینکه مجاهدین خلق اسم فرماندهان ما را می‌دانستند نشان می‌دهد که پیش از عملیات، از طریق جاسوسی و نفوذ اطلاعات زیادی از نیروهای ما جمع‌آوری کرده بودند. حتی آن زمان این تلقی وجود داشت که &#8220;مهاجمان با کمک برخی عناصر نفوذی در یگان‌های ارتش از جمله پیشخدمت فرمانده گردان 110 به مقر این گردان راهنمایی و هدایت شده‌اند.&#8221;</p>
<p>البته نهادهای اطلاعاتی ما از تحرکات و نیت‌های مجاهدین خلق مطلع بودند و می‌دانستند که آنان با دست زدن به این شرارت‌ها، چه هدفی را دنبال می‌کنند. همان زمان وزارت اطلاعات در بیانیه‌ای که براساس مجموعه‌ای مستندات تنظیم شده بود، تحلیلی درباره این عملیات و برنامه‌های مجاهدین خلق ارائه کرد. &#8220;در مقطع فعلی نفس اجرای عملیات برای سازمان مجاهدین خلق یکی از ضرورت‌های آنان بوده، شاهرگ حیاتی آن‌ها محسوب می‌شود، چرا که به این وسیله با قرار گرفتن در رأس مهم‌ترین موضوع ایران، یعنی جنگ، در بهترین شکل ممکن (به زعم خود) در سطح بین‌المللی و داخل آن را به عنوان آلترناتیو مطرح می‌کردند. بنابراین، این گونه عملیات‌ها همچنان ادامه داشته و با توجه به شواهد و اطلاعات مذکور، شدت و قوت بیشتری نیز خواهد گرفت.&#8221;</p>
<p>در پایان این گزارش تاکید شده بود که چون خطر همچنان باقی است و حتی تشدید شده است، لازم است که ضمن سخت‌گیری بیشتر در مسائل اطلاعاتی و امنیتی، خطوط دفاعی‌مان را نیز تقویت کنیم و آماده مواجهه با حملات بعدی و زدن ضربات متقابل به این مهاجمان باشیم.</p>
<p>خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64555">عملیات آفتاب و تقلای مجاهدین خلق برای ابراز وجود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64555/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملیات فکه موسوم به آفتاب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59364</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59364#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Mar 2024 05:15:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59364</guid>

					<description><![CDATA[<p>درمقدمه این عملیات نشست ها وجلسات توجیهی متعدد برگزار شد و به دنبال آن به منظور آمادگی وکسب توان مطلوب رزمی وقدرت انطباق با منطقه عملیاتی بسا تمرین و مانور توسط نیروهای عمل کننده ازیگانهای مختلف دراشرف بزرگ (منطقه خشک وبی آب وعلف وبیابانی خارج قرارگاه) صورت گرفت. روزعملیات اول فروردین ماه سال 1367 انتخاب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59364">عملیات فکه موسوم به آفتاب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>درمقدمه این عملیات نشست ها وجلسات توجیهی متعدد برگزار شد و به دنبال آن به منظور آمادگی وکسب توان مطلوب رزمی وقدرت انطباق با منطقه عملیاتی بسا تمرین و مانور توسط نیروهای عمل کننده ازیگانهای مختلف دراشرف بزرگ (منطقه خشک وبی آب وعلف وبیابانی خارج قرارگاه) صورت گرفت.<br />
 روزعملیات اول فروردین ماه سال 1367 انتخاب شد ولیکن به خاطرلورفتن یک واحد شناسایی ودستگیری دوتن توسط قوای ایرانی واحتمال لورفتن اصل عملیات درروزمقرر، انجام عملیات به دستورشخص رجوی درهماهنگی با صدام ومخابرات یک هفته به تعویق افتاد.</p>
<p>نیمه شب هشتم فروردین ماه 1367 عملیات آفتاب با فرمان رجوی درسایه حمایت ارتش صدام البته زودتر ازموعد مقرر به دلیل لو رفتنش درمنطقه شوش شروع شد و درسایه آتشباری بسیارسنگین قوای توپخانه عراقی باعث شد که نیروهای رجوی بتوانند در سپیده دم صبحگاهان به بخشی ازطرح عملیاتی خود با موفقیت دست پیدا کنند و شماری از نیروهای تحت فرماندهی لشکر77 خراسان را شهید و شماری دیگر را به اسارت خود دربیاورند.</p>
<p>ناگفته نماند که دراثرخطای محاسباتی توپخانه صدام بخشی از نیروهای خودی نیزبه شدت زیر آتشباری عراقی ها قرارگرفتند ومتحمل تلفاتی شدند که دراین میان مرتضی آقابیگی اهل آستانه اشرفیه ازاستان گیلان  یکی ازاعضای گروه تحت مسئولیتم در دم جان سپرد. دراین عملیات خودم به عنوان فرمانده گروه درتیپ علیرضا باباخانی (وحید) ازمسئولین گارد حفاظتی رجوی دریک تغییرسازماندهی که به فرماندهی یک تیپ رزمی گمارده شده بود، سازماندهی شده بودم.<br />
هرچند رجوی در این عملیات با موفقیت نسبی توانسته بود رضایت صدام را جلب کند ولیکن به دروغ مدعی شد که توانسته است نزدیک به 4000 نفر از نیروهای زبده لشکر77 خراسان را کشته و چند صد نفر را به اسارت خود دربیاورد و یک ضربه مهلک به ارتش ایران وارد کند.</p>
<p>دراین وانفسا 32 نفر از نیروهای سازمان کشته و شمار زیادی نیز مجروح شدند و در کنارش چند ده نفر از سربازان ارتش عراق نیز کشته و مجروح شدند. یک موردش را خودم درهنگامه عقب نشینی ازمواضع مین کاری شده دفاعی عراقی دیدم که دراثر انفجار یک مین والمرا چند سربازعراقی کشته و یک افسرمهندسی پای خود را ازدست داده بود.</p>
<p>درتخلیه اسرا که با فشار جسمی و روحی و شکنجه همراه بود، افسران عراقی و رجوی توانسته بودند به اطلاعاتی دست پیدا کنند طوریکه صدام با کسب این اطلاعات و روحیه گرفتن از عملیات آفتاب درصدد برآمد که به فاو حمله و آنرا تسخیر کند.<br />
در نشست جمع بندی ازاین عملیات، رجوی نیزسرمست و مغرور باد به غبغب انداخت و درتمجید ازصاحبخانه و سیدالرئیس (صدام ملعون) ازقول اربابش گفت که ” بطل های (قهرمانان) شما کاری کردند کارستان! وما اینباربه شما امیدوارشدیم که پس میشود که ارتش قدرتمند ایران را درعرض 24 ساعت ضربه مهلک وارد وبه اهداف عملیاتی دسترسی پیدا کرد.!!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59364">عملیات فکه موسوم به آفتاب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59364/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملیات آفتاب و تقلای مجاهدین خلق برای ابراز وجود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53643</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53643#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Mar 2023 04:32:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53643</guid>

					<description><![CDATA[<p>عید سال 1367 به نیمه‌هایش رسیده بود که مجاهدین خلق با حمایت ارتش عراق و پیشاپیش دشمن بعثی، به منطقه فکه یورش بردند و عملیاتی محدود را در آنجا به اجرا گذاشتند. در چند کتاب به این خیانت بزرگ پرداخته می‌شود. تأمل بر عملیاتی که مجاهدین خلق آن را &#8220;آفتاب&#8221; یا &#8220;خورشید تابان&#8221; می‌خواندند، و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53643">عملیات آفتاب و تقلای مجاهدین خلق برای ابراز وجود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عید سال 1367 به نیمه‌هایش رسیده بود که مجاهدین خلق با حمایت ارتش عراق و پیشاپیش دشمن بعثی، به منطقه فکه یورش بردند و عملیاتی محدود را در آنجا به اجرا گذاشتند. در چند کتاب به این خیانت بزرگ پرداخته می‌شود.</p>
<p>تأمل بر عملیاتی که مجاهدین خلق آن را &#8220;آفتاب&#8221; یا &#8220;خورشید تابان&#8221; می‌خواندند، و ما معمولاً از آن به نبرد فکه یاد می‌کنیم، برای اثبات خائن بودن این سازمان تروریستی کفایت می‌کند. آنان در این عملیات، که نیمه‌شب هفتم فروردین 1367 شروع شد، با حمایت تانک‌ها و توپخانه‌های عراق به ایران، به کشوری که مدعی بودند به آن تعلق دارند حمله کردند، به روی مدافعان خاک و مرز این کشور اسلحه کشیدند، خون شماری از این مدافعان را به زمین ریختند و بعد به عراق برگشتند و برای این &#8220;پیروزی&#8221; جشن گرفتند و پایکوبی کردند.</p>
<h3>جستجوی عملیات آفتاب میان کتاب‌ها</h3>
<p>در دو کتاب &#8220;عملیات والفجر 10&#8221; (مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس) و &#8220;دایره‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق&#8221;(انتشارات سایان) که هر دو جزو کتاب‌های مرجع هستند، روایتی درباره این نبرد وجود دارد. به جز این دو کتاب، در خاطرات سرتیپ کریم عبادت، که در کتابی با عنوان &#8220;تنها در قلاجه&#8221; جمع‌آوری و مدون شده است نیز به این عملیات و نقشی که مجاهدین خلق در جنگ تحمیلی در همدستی با دشمن متجاوز ایفا می‌کردند پرداخته می‌شود.</p>
<p>سرتیپ عبادت تعریف می‌کند که تا اواسط یا حتی اواخر سال 1366، مجاهدین خلق فقط به ژاندارمری‌های مرزی ایران حمله می‌کردند و این حملات آنان نیز معمولاً پراکنده و کوچک بود و تأثیر چندانی بر سیر حوادث جنگ نداشت. اما آنان از اواخر سال 1366 با حمایت و زیر سایه رژیم بعث عراق گردان‌هایی تشکیل دادند، نیروهای‌شان را سازماندهی کردند و منظم‌تر شدند و به اصطلاح &#8220;یگانی حمله کردند.&#8221; او می‌افزاید: &#8220;از سویی چون مقابل یگان‌های ما میدان مین نبود، خیلی‌ها ساده وارد یگان‌ها می‌شدند. البته آن‌ها لباس‌هایی شبیه به لباس‌های ایرانی‌ها می‌پوشیدند و ساده میان نیروهای ما رفت‌وآمد می‌کردند و خبر می‌گرفتند. گروهی از مجاهدین خلق هم که به عنوان توابین، از زندان به جبهه‌ها می‌آمدند، برای همرزمان‌شان جاسوسی می‌کردند. گاهی فرمانده گردان را می‌گرفتند و با اسلحه تهدید می‌کردند که توی بی‌سیم اعلام کند نیروهایش تسلیم شوند.&#8221;</p>
<p>آیت الله هاشمی رفسنجانی، که آن زمان نماینده امام در شورای عالی دفاع بود در کتاب خاطراتش&#8221;پایان دفاع و آغاز بازسازی&#8221;که به خاطرات سال 1367 اختصاص دارد به این نبرد اشاره می‌کند و می‌نویسد: &#8220;از جبهه خبر دادند که مجاهدین خلق و عراقی‌ها باهم به لشکر 77 در فکه حمله کرده‌اند و یک خاکریز را تصرف کرده‌اند، ولی ارتش حمله را دفع کرده و (منطقه اشغالی) را پس گرفته است.&#8221; هرچند مجاهدین خلق بعد از این نبرد سروصدای زیادی به راه انداختند و آن را پیروزی بزرگی برای خودشان عنوان کردند، واقعیت این بود که نبرد در منطقه‌ای محدود انجام گرفت و زمان اجرای آن نیز بسیار کوتاه بود و پیش از ظهر روز هشتم فروردین به پایان رسید.</p>
<h3 style="text-align: center;"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-39246 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214.jpg" alt="عملیات آفتاب" width="975" height="641" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214.jpg 975w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-300x197.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-768x505.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-150x100.jpg 150w" sizes="(max-width: 975px) 100vw, 975px" /></h3>
<h3>عملیات آفتاب، تقلای مجاهدین خلق برای ابراز وجود</h3>
<p>در کتاب &#8220;عملیات والفجر 10&#8243;می‌خوانیم:&#8221;در حین پیشروی نیروهای سازمان، یک واحد زرهی از لشکر یک مکانیزه عراق این عملیات را پشتیبانی کرده، در ساعت دو و نیم تظاهر به حمله کرد و از خطوط مقدم خودشان به جلو آمد. در آغاز عملیات، تعدادی از عناصر سازمان به وسیله بلندگو از نیروهای ارتش می‌خواستند که بدون درگیری خود را تسلیم کنند، ولی نیروها با آنان درگیر می‌شدند. مهاجمان اسامی همه فرماندهان را می‌دانستند و آن‌ها را به اسم صدا می‌زدند. نفوذ اولین نیروهای مهاجم در کمال غافلگیری انجام شد تا جایی که یکی از فرماندهان گروهان‌های لشکر 77 خراسان با کارد به شهادت رسید. مهاجمان پس از اتمام عملیات خود، حدود ساعت 10 تا 11 صبح امروز (هشتم فروردین) محدوده تصرفی را رها کردند و به عقب بازگشتند.&#8221;</p>
<p>اینکه مجاهدین خلق اسم فرماندهان ما را می‌دانستند نشان می‌دهد که پیش از عملیات، از طریق جاسوسی و نفوذ اطلاعات زیادی از نیروهای ما جمع‌آوری کرده بودند. حتی آن زمان این تلقی وجود داشت که&#8221;مهاجمان با کمک برخی عناصر نفوذی در یگان‌های ارتش از جمله پیشخدمت فرمانده گردان 110 به مقر این گردان راهنمایی و هدایت شده‌اند.&#8221;</p>
<p>البته نهادهای اطلاعاتی ما از تحرکات و نیت‌های مجاهدین خلق مطلع بودند و می‌دانستند که آنان با دست زدن به این شرارت‌ها، چه هدفی را دنبال می‌کنند. همان زمان وزارت اطلاعات در بیانیه‌ای که براساس مجموعه‌ای مستندات تنظیم شده بود، تحلیلی درباره این عملیات و برنامه‌های مجاهدین خلق ارائه کرد.&#8221;در مقطع فعلی نفس اجرای عملیات برای سازمان مجاهدین خلق یکی از ضرورت‌های آنان بوده، شاهرگ حیاتی آن‌ها محسوب می‌شود، چرا که به این وسیله با قرار گرفتن در رأس مهم‌ترین موضوع ایران، یعنی جنگ، در بهترین شکل ممکن (به زعم خود) در سطح بین‌المللی و داخل آن را به عنوان آلترناتیو مطرح می‌کردند. بنابراین، این گونه عملیات‌ها همچنان ادامه داشته و با توجه به شواهد و اطلاعات مذکور، شدت و قوت بیشتری نیز خواهد گرفت&#8221;.</p>
<p>در پایان این گزارش تاکید شده بود که چون خطر همچنان باقی است و حتی تشدید شده است، لازم است که ضمن سخت‌گیری بیشتر در مسائل اطلاعاتی و امنیتی، خطوط دفاعی‌مان را نیز تقویت کنیم و آماده مواجهه با حملات بعدی و زدن ضربات متقابل به این مهاجمان باشیم.<br />
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53643">عملیات آفتاب و تقلای مجاهدین خلق برای ابراز وجود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53643/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>توهمات رجوی در سال ۱۳۶۷</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51936</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51936#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Oct 2022 10:07:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات چلچراغ]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51936</guid>

					<description><![CDATA[<p>پس از دیدار مسعود رجوی، سرکرده گروه تروریستی مجاهدین با طارق عزیز، معاون نخست‌وزیر وقت عراق در فرانسه، در روز 17 خرداد 1365 رجوی و تعداد زیادی از عناصر گروه متبوع وی با استقبال مسئولان عراقی وارد بغداد شدند. با ورود مجاهدین به عراق، نیروهای نظامی این گروه که بعد از شکست فاز مسلحانه تقابل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51936">توهمات رجوی در سال ۱۳۶۷</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پس از دیدار مسعود رجوی، سرکرده گروه تروریستی مجاهدین با طارق عزیز، معاون نخست‌وزیر وقت عراق در فرانسه، در روز 17 خرداد 1365 رجوی و تعداد زیادی از عناصر گروه متبوع وی با استقبال مسئولان عراقی وارد بغداد شدند.</p>
<p>با ورود مجاهدین به عراق، نیروهای نظامی این گروه که بعد از شکست فاز مسلحانه تقابل با انقلاب اسلامی در 30 خرداد 1360 از کشور متواری و به‌تدریج در اروپا و سپس در کردستان عراق مستقر شده بودند و همچنین سایر نیروهای گردآوری‌شده از داخل ایران و ترکیه و پاکستان، در قرارگاه‌های تشکیلاتی تازه ‌تاسیس در عراق سازماندهی شدند و سلسله ‌عملیات‌های نظامی را در طول نوار مرزی مریوان، سرپل‌ذهاب، جنوب بانه، ارتفاعات کرمانشاه تا مهران، قلاویزان و فکه شمالی به انجام رساندند.</p>
<p>مجاهدین با این هدف و تصور که سرنوشت جمهوری اسلامی به نتیجه جنگ عراق علیه ایران گره خورده است و با توجه با این تحلیل که ابرقدرت‌ها مایل نبودند ایران در جنگ پیروز شود و بنابراین رژیم صدام در نهایت بازنده نخواهد بود، در چهارچوب طرح آمریکا و متحدانش برای براندازی حکومت ایران، رسما و علنا در کنار صدام و رژیم بعث قرار گرفتند.</p>
<p>سال 1367 افزایش حمایت حامیان عراق از گروه تروریستی مجاهدین، موجب شد این گروه به حرکت جهشی روی آورد و خواستار سهم و نقش بیشتری در استراتژی نظامی رژیم بعث عراق شود و به همین منظور با فراخوان هواداران فراری خود از کشورهای مختلف و با پیوستن تعداد زیادی از زندانیان فراری که طی سال‌های قبل مورد رأفت نظام اسلامی قرار گرفته و آزاد شده بودند، دست به اجرای سه عملیات نظامی نسبتا گسترده با نام‌های آفتاب (8 فروردین 67، فکه)، چلچراغ (28 خرداد 1367، مهران) و فروغ جاویدان (3 مرداد 1367، کرمانشاه) زد و در خلال این حملات تعداد صدها نفر از مردم ایران را به شهادت رساند که به اجمال درباره این عملیات ها توضیح داده می‌شود.</p>
<h3>عملیات موسوم به آفتاب</h3>
<p>این عملیات در ساعات اولیه بامداد هشت فروردین 1367، در منطقه مرزی فکه با همکاری ارتش عراق و مجاهدین صورت گرفت که به گفته مجاهدین، 15 تیپ رزمی در آن شرکت داشتند. در این عملیات که هدف آن انهدام لشکر 77 ارتش اعزامی از خراسان اعلام شده بود، چند تیپ مکانیزه ارتش عراق نقش اصلی را ایفا می‌کردند. مجاهدین خیانت‌پیشه پس از پیشروی ارتش عراق در خط پدافندی ایران، تمامی سنگرها را به آتش کشیدند و اعلامیه‌های خود را در آنجا توزیع کردند. با تک مقابل نیروهای ایرانی، مجاهدین پس از آنکه متحمل تلفات سنگینی شدند، در همان روز از خاک ایران تا پشت خط پدافندی رژیم بعثی عقب‌نشینی کردند. البته مجاهدین همین که توانسته بودند ولو برای ساعاتی وارد مرز ایران شده و تعدادی از رزمندگان را به شهادت برسانند، برای خود پیروزی بزرگ تلقی کردند، به‌طوری‌که رجوی در پیامی این عملیات را هدیه نوروزی برای ملت ایران خواند! البته هدیه مشترکی با ارتش صدام؛ چراکه توپخانه ارتش عراق به‌خصوص هنگام ریختن آتش تهیه و خمپاره‌‌باران شدید مواضع نیروهای ایرانی، نقش بزرگی را ایفا کرده بود.</p>
<h3>عملیات موسوم به چلچراغ</h3>
<p>تقریبا سه ماه بعد از «عملیات آفتاب»، یعنی در تاریخ 28 خرداد سال 1367 یکی از بزرگ‌ترین عملیات‌های مجاهدین با هدف تصرف مهران انجام گرفت. در بهار همین سال، بعد از نشست محرمانه رجوی و صدام، تجهیزات سنگین شامل تانک «تی55» و نفربرهای «پی‌ام‌پی» دراختیار مجاهدین قرار گرفت و افسران عراقی آموزش فشرده‌ای را برای آنها برگزار کردند. قبل از شروع عملیات، از ابتدای شب تمام محورهای منطقه توسط توپخانه ارتش عراق زیرآتش قرار گرفت. در عملیات مزبور که توسط تیپ‌های زرهی عراق و پیاده مجاهدین انجام شد، آتش سنگین توپخانه عراق، شهر خالی از سکنه مهران را به ‌طور کامل ویران ساخت. مجاهدین خائن در واقع شهری را به تصرف خود درآورده بودند که از مدت‌ها قبل خالی از هرگونه سکنه بوده و این‌گونه وانمود می‌کردند که فتح عظیمی نصیب آنها شده است. بنابراین پس از ورود به شهر، با دعوت از خبرگزاری‌‌های خارجی دست به راه‌‌اندازی یک برنامه بزرگ تبلیغاتی زدند. پس از این عملیات، سرکرده مجاهدین مدعی شد وقتی در یک عملیات شهری تصرف می‌شود، بنابراین دسترسی به تهران مشکل نخواهد بود؛ از این‌رو شعار «امروز مهران، فردا تهران» را سر دادند که واهی‌بودن این شعار اندکی بعد آشکار شد.</p>
<h3>عملیات موسوم به فروغ جاویدان</h3>
<p>عملیات مرصاد در پاسخ به عملیات مجاهدین موسوم به فروغ جاویدان به مرحله اجرا درآمد که منجر به متلاشی‌شدن بخش اعظمی از نیروها، امکانات و تجهیزات مدرن مجاهدین شد.</p>
<p>با پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران در 27 تیر 1367، مجاهدین مزدور در تحلیل‌های درون‌گروهی به این نتیجه رسیده بودند که ایران به لحاظ سیاسی، نظامی، اقتصادی و پایگاه مردمی به بن‌بست رسیده است؛ بنابراین به خیال یکسره ‌کردن کار نظام اسلامی این عملیات را طرح‌ریزی کردند و با فراخوان تمامی نیروها در داخل و خارج کشور و به‌دنبال هجوم عراق در 31 تیر ماه 1367 در جبهه‌های جنوبی، میانی، غرب و شمال‌غرب، از صبح سوم مردادماه، از پادگان اشرف در استان خالص عراق به سمت مرزهای ایران به حرکت درمی‌آید.</p>
<p>لشکر مجاهدین بعد از عبور از مرزهای ایران و شهرهای قصرشیرین و سر‌پل‌ذهاب که از روزهای قبل به اشغال ارتش عراق درآمده بود، بدون هیچ‌گونه درگیری به گردنه پاطاق رسید، سپس در حدود ساعت 18:40 همان روز، شهر کرند را به اشغال خود درآورده و به‌دنبال آن به سمت شهر اسلام‌آباد حرکت کردند و در ساعت 21:20، شهر اسلام‌آباد نیز به تصرف کامل آنان درآمد.</p>
<p>مجاهدین جنایتکار در شهر اسلام‌آباد به بیمارستان‌ها، هلال‌احمر، مساجد و مراکز دولتی یورش برده و ضمن کشتار مجروحان بیمارستان امام‌خمینی اسلام‌آباد، دست به قتل و غارت مردم و اموال عمومی زدند. نیروهای مجاهدین که تا این مرحله، با مقاومت چندانی از طرف نیروهای ایرانی روبه‌رو نبودند به سمت کرمانشاه حرکت کردند و بعد از خروج ارتش به اصطلاح آزادی‌بخش مجاهدین از شهر اسلام‌آباد، ترافیک ناشی از خروج مردم وحشت‌زده از شهر و درگیری‌های نیروهای پراکنده سپاه پاسداران در گردنه حسن‌آباد، تاخیری در حرکت ستون نظامی آنها ایجاد شد. در ادامه، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از این فرصت استفاده تاکتیکی کرده و پس از آنکه منطقه از حضور مردم عادی خالی شد، در فرصتی مناسب به ستون نظامی مجاهدین حمله کرده و آنها را تارومار کردند.<br />
در نهایت باقی‌مانده ستون نظامی مجاهدین یا به سمت مرز بازگشتند یا به کوهستان‌های اطراف فرار کردند یا آنها که آموزش کمتری دیده بودند و مسیر را گم کرده بودند به‌ صورت انفرادی به سمت شرق، جنوب یا شمال فرار کردند که طی دوهفته پس از آن یا شناسایی و دستگیر شدند یا در حالت ترس و وحشت با نیروهای نظامی یا مردم درگیر شده و به هلاکت رسیدند و یا توانستند از نقاط دیگر مرزی فرار کنند.</p>
<p>در نهایت پایان عملیات مرصاد، پایانی بر خیال‌پردازی‌های مجاهدین بود که به شکست مفتضحانه آنان انجامید؛ به حدی که آنان با بحران‌های درونی غیرمترقبه‌ای مواجه شدند که اثرات آن هنوز در این سازمان وجود دارد.</p>
<p>سلیم صدیقی، پژوهشگر مطالعات تروریسم</p>
<p>روزنامه فرهیختگان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51936">توهمات رجوی در سال ۱۳۶۷</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51936/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به یاد اعضایی که در نوروز ۶۷ توسط رجوی به قربانگاه فرستاده شدند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49576</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49576#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 14 Mar 2022 11:21:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49576</guid>

					<description><![CDATA[<p>در واپسین روزهای اسفند ماه 66 برای جشن سال جدید و دیدن دوباره دوستان و بخصوص همشهری هایمان لحظه شماری می کردیم. خیلی از آنها را بعد از مراسم جشن عید آن سال ندیده بودیم. هفته های آخر سال معمولا به آماده سازی مراسم عید و خانه تکانی محل های کار و آسایشگاهها و پخت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49576">به یاد اعضایی که در نوروز ۶۷ توسط رجوی به قربانگاه فرستاده شدند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در واپسین روزهای اسفند ماه 66 برای جشن سال جدید و دیدن دوباره دوستان و بخصوص همشهری هایمان لحظه شماری می کردیم. خیلی از آنها را بعد از مراسم جشن عید آن سال ندیده بودیم. هفته های آخر سال معمولا به آماده سازی مراسم عید و خانه تکانی محل های کار و آسایشگاهها و پخت شیرینی مراسم سال تحویل می گذشت. بقدری برنامه ها فشرده میشد که دیگر فرصتی برای استراحت باقی نمی گذاشت. اما در میان بهت و تعجب، آن سال خبری از آماده سازی های عید نبود و مانورهای نظامی و آماده سازی های عملیاتی در دستور کار قرار گرفته بود.</p>
<p>همه اعضا متعجب بودند و از خود سوال می کردند که آیا سازمان در آستانه عید و سال تحویل برنامه عملیات دارد؟! هیچ کس باورش نمیشد که لحظات شیرین و زیبای سال تحویل در صحنه جنگ باشد! با متوقف شدن پروژه های عید و آماده سازی های جشن و آماده باش و گسترده شدن مانورهای نظامی شک همگان تبدیل به یقین شد. نگرانی سر تا پای همه را در بر گرفت. همه از مدتها قبل منتظر دید و بازدید با دوستانشان بودند. دلشان برای برخی از دوستان که رابطه نزدیک تری با آنها داشتند بشدت تنگ شده بود. نگرانی عجیبی سر تا پای آنها را گرفته بود. بهرحال آنها عملیاتهای زیادی را طی این سالیان تجربه کرده بودند و بخوبی می دانستند بر فرض احتمال عملیات ممکن است دوستان زیادی را از دست بدهند. فکر اینکه در آستانه بهار و سال نو مجبور شوند که دوستان کشته شده را تشییع و به خاک بسپارند بشدت نگرانشان کرده بود.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-49577 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eternal-Light-MKO-32.jpg" alt="عملیات آفتاب" width="600" height="382" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eternal-Light-MKO-32.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Eternal-Light-MKO-32-300x191.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p><strong>عملیات آفتاب</strong> در منطقه<strong> فکه</strong> نخستین عملیات از <strong>عملیات سه گانه مجاهدین خلق</strong> بود که با پشتیبانی ارتش عراق قرار بود بر علیه نیروهای ایرانی صورت گیرد. این عملیات برای اول فروردین سال 1367 در اطراف شوش برنامه ریزی شده بود. اما با درگیری دو تن از نیروهای شناسایی مجاهدین خلق با سربازان ایرانی و دستگیری آنها و ترس از لو رفتن، عملیات نهایتا در 8 فروردین صورت گرفت. در جریان مراسم سال تحویل اعضا از یک طرف از شنیدن خبر دستگیری دوستانشان نگران و از طرف دیگر خوشحال بودند که با لو رفتن این عملیات کنسل و آنها دوباره فرصت آن را دارند که بار دیگر دوستان خود را در مراسم ببینند.</p>
<p>مراسم سال تحویل آغاز شد. در هنگام شنیدن صدای تیک تاک ساعت و فرا رسیدن لحظات اعلام سال تحویل همه اعضا به یاد خاطرات سال تحویل در کنار خانواده هایشان می افتادند و چهره های یکایک آنها از جلو چشمانشان عبور می کرد. چهره های بغض کرده و قطرات اشکی که به آرامی و در حسرت آن روزها بر گونه هایشان می نشست دل آنها را بدرد می آورد. مراسم که تمام شد چند روز در حال و هوای عید بودند که خبر شروع عملیات در هشت فروردین اعلام شد. بسرعت جشن های عید و دید و بازدیدها متوقف و اعضا بسرعت با یکان هایشان به منطقه شوش و قرارگاه تاکتیکی اعزام شدند. اضطراب و نگرانی در چهره همه موج میزد. هنوز طعم شیرین عید را بخوبی نچشیده بودند که می بایست خود را برای عملیات آماده سازند. عملیاتی که هر احتمالی در آن متصور بود. مرگ و یا اسارت خود و دوستانشان!</p>
<p>در آخرین خداحافظی بشدت همدیگر را در آغوش می کشیدند، گویی می دانستند تعدادی از آنها دیگر همدیگر را نخواهند دید. آخرین لحظات سال و تحویل و دیده بوسی ها بسرعت از مقابل چشمانشان گذشت. در پایان عملیات آفتاب تعداد 123 کشته را گزارش کردند. خیلی ها منتظر اعلام اسامی بودند. اعضایی که همین چند روز پیش دوستان خود را درآغوش کشیده بودند و بر سر سفره عید آرام و قرار نداشتند اکنون دیگر حضور نداشتند و فقط یادشان بجامانده بود.</p>
<p>چند روز بعد به تعدادی از اعضا اعلام شد که برای خاکسپاری اجساد کشته شده های عملیات آماده رفتن به کربلا باشند. روز موعود فرا رسید. در قطعه 4 قبرستان وادی السلام کربلا 123 جسد در تابوت روی زمین گذاشته شده بودند تا آخرین وداع را با دوستانشان داشته باشند. باورش برای همه اعضا سخت می نمود. نفراتی که تا همین چند روز پیش زنده بودند و در جشن سال تحویل با هزار امید و آرزو دوستانشان را در آغوش گرفته بودند. آنهایی که در غربت و در لحظات تنهایی بیاد سالهایی که بر سر سفره هفت سین در کنار خانواده هایشان اشک ها ریخته بودند و بخودشان تسکین می دادند دیدار دوبار با خانواده فرا خواهد رسید، اکنون آماده میشدند با هزاران امید و آرزو در زیر خروارها خاک بخواب ابدی فرو روند. شاید در آخرین لحظات زندگی و در حالیکه از درد گلوله بخود می پیچیدند پدر و مادر و خانواده هایشان را صدا می زدند. اشک در چشمان تمامی بدرقه کنندگان جمع شده بود و بهت و سکوت و تنفر وجود همه را فرا گرفته بود و حتما در آن لحظات تنفر و آه و افسوس در اعماق ضمیرشان رجوی را نفرین و لعن می کردند که در آستانه نوروز 67 حق زندگی و شادی را از این اعضا گرفت و عیدشان را به عزا تبدیل کرد. به هنگام دفن اعضای قربانی اشک مجال نمی داد. باشد تا روزی که رجوی پاسخ تمامی جنایاتش در حق این اعضا را پس بدهد. رجوی اینگونه نفرین شده تاریخ شد .</p>
<p>اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49576">به یاد اعضایی که در نوروز ۶۷ توسط رجوی به قربانگاه فرستاده شدند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49576/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روزی که رجوی عید اعضا را به عزا تبدیل کرد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44203</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44203#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Apr 2021 07:45:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44203</guid>

					<description><![CDATA[<p>عملیات آفتاب نخستین عملیات سه گانه مجاهدین خلق در جنگ 8 ساله عراق و ایران بود که با پشتیبانی ارتش عراق علیه نیروهای ایرانی درمنطقه فکه صورت گرفت. این عملیات برای اول فروردین 1367 در اطراف شوش برنامه ریزی شده بود، اما درگیری دونفر از اعضای یک تیم شناسایی و دستگیری آنها توسط نیروهای ایران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44203">روزی که رجوی عید اعضا را به عزا تبدیل کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عملیات آفتاب نخستین عملیات سه گانه مجاهدین خلق در جنگ 8 ساله عراق و ایران بود که با پشتیبانی ارتش عراق علیه نیروهای ایرانی درمنطقه فکه صورت گرفت.</p>
<p>این عملیات برای اول فروردین 1367 در اطراف شوش برنامه ریزی شده بود، اما درگیری دونفر از اعضای یک تیم شناسایی و دستگیری آنها توسط نیروهای ایران منجر به شک و تردیدهایی در خصوص احتمال لو رفتن این عملیات شد و در نهایت با یک هفته تاخیر در نیمه شب یکشنبه 7 فروردین 67 آغاز شد .</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-39246 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214.jpg" alt="عملیات آفتاب" width="975" height="641" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214.jpg 975w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-300x197.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-768x505.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mek_Aftab_990214-150x100.jpg 150w" sizes="(max-width: 975px) 100vw, 975px" /></p>
<p>طبق ادعای مجاهدین در جریان این عملیات 417 نفر از نیروهای ارتش ایران که از لشکر 77 خراسان و ژاندارمری بودند به اسارت درآمدند و 3500 نفر کشته شدند و از طرف مجاهدین 123 نفر کشته شدند.</p>
<p>البته ادعای مجاهدین از طرف هیچ منبع بی طرفی تایید نشد و دولت ایران هم ادعای مجاهدین را تکذیب نمود.</p>
<p>آنچه در این مقاله درنظر دارم به آن اشاره کنم نه بحث و موضوع جنبه ها و دستاوردهای نظامی این عملیات بلکه دقیقا جنبه انسانی و جنایتی که رجوی در گذر روزهای عید مرتکب شد!</p>
<p>وقتی به آن سالها برمی گردم وخاطرات آن روزها را باخودم مرور میکنم از این میزان سنگدلی و شقاوت رجوی دچار حیرت می شوم. هیچ انسانی که احساس وعواطف داشته باشد وشرایط خاص و دلبستگی انسانها را در آستانه بزرگ ترین عید ملی و باستانی که برای هموطنانش یاد آور بدور ریختن کینه ودشمنی واندوه وغم وغصه و خزان و تحول و تغییر آن به سال نو توام با رویش وسرزندگی و سرآغاز بهاری دوباره در زندگی آنهاست را درک کرده باشد تحت هیچ شرایط و بخاطر هیچگونه مصلحت ومنافعی حاضر نیست شادی دوستان و هموطنانش را به غم و عزا تبدیل کند!</p>
<p>عید 67 فرا رسیده بود از مدتها در انتظار رسیدن عید لحظه شماری می کردیم تا ما که از دیدن خانواده وحضور برسر سفره هفت سین درکنار پدر ومادر محروم بودیم لحظات شادی خود را با دوستان و درکنار هم تقسیم کنیم. بخصوص اینکه بخاطر شرایط خاص عملیاتی هیچ تضمینی وجود نداشت که روزی دیگر و در عملیاتی کسی کشته نشده باشد.</p>
<p>روز سال تحویل سال فرا رسید. یکشنبه 30 اسفند 1366 ساعت 13 و 8 دقیقه و56 ثانیه با شلیک توپ سال 1367 رسما اعلام شد. فرصت کمی داشتیم تا دوستان را که مدتها از همدیگر خبر نداشتیم را پیدا و با دیده بوسی سال نو را به همدیگر تبریک بگوییم چون بلافاصله سخنرانی طولانی و خسته کننده رجوی شروع میشد و می بایست همه سر ساعت بر روی صندلی هایشان نشسته وتکان نخورند تا رجوی اراجیف و دروغ هایش را تحت عنوان تحلیل و پیروزی های سیاسی و نظامی مجاهدین در سال گذشته و محقق شدن سرنگونی در سال آینده به خورد نفرات بدهد!</p>
<p>بچه ها از یکدیگر دل نمی کندند. بعد از دیده بوسی با دوستان خیلی از آنها روی صندلی ها می نشستند و به فکری عمیق فرو می رفتند. بی شک آنها داشتند خاطرات سالهایی که در کنار خانواده و بر سر سفره هفت سین نوروز را جشن گرفته و به استقبال عمو نوروز و حاجی فیروز می رفتند را با خود مرور می کردند. همه ما سالها بود که دیگر از خانواده هایمان خبر نداشتیم و هرسال و در آستانه تحویل سال جدید با دروغ ها وتحلیل های فریبنده و پوشالی رجوی خود را توجیه می کردیم که دیگر امسال سال آخر است وسال آینده نوروز درکنار خانوادهایمان خواهیم بود .</p>
<p>هنوز نمی دانستیم چه حادثه غمگینی در انتظار است و رجوی چه خواب شومی برایمان در روزهای عید دیده است . رجوی طبق معمول بعد از تبریک عید سربحث اصلی ضرورت افزایش عملیات و افزایش توان آتش رفت و بدون اینکه وارد جزییات عملیات آینده شود تلویحا گفت عملیاتی در پیش است! درست یادم می آید که برای یک لحظه خنده برلبان تمامی اعضا خشک شد هیچکس تصور نمی کرد که در روزهای عید رجوی انجام عملیاتی را تدارک دیده باشد .</p>
<p>بعد از اتمام مراسم همه ما به مقرهایمان رفتیم . فرماندهان از روز دوم عید تدارک و آمادگی برای عملیات را اعلام و بساط جشن و عید برچیده شد تا بالاخره نیمه شب 7 فروردین عملیات موسوم به آفتاب درمنطقه فکه شروع شد.</p>
<p>درجریان عملیات طبق آمار مجاهدین 123 نفر از اعضا جان خود را از دست دادند ماتم و عزا در روزهای عید بر قرارگاهها سایه افکند. کسانی را از دست داده بودیم که تا همین چند روز قبل ازآن به هنگام سال تحویل آنها را درآغوش کشیده بودیم. چهره های شاد و لبخند های آنها لحظه ای از ذهنمان دور نمیشد. جای خالی اعضای کشته شده در آسایشگاه وسالن غذاخوری بشدت احساس میشد . چند روز بعد تعدادی از اعضا را برای شرکت در مراسم تدفین نفرات کشته شده در کربلا صدا زده و بردند تا در روزهای جشن و شادی عید با غم واندوه دوستان خود را درخاک سرد گذاشته و تنهایی برگردند.</p>
<p>قبرستان کربلا در عید 67 بو و فضای روزهای ماه محرم و تاسوعا وعاشورا بخود گرفته بود واعضا بجای شادی و لبخند گریه می کردند. بالاخره آخرین وداع با یاران جان باخته در غروب غم انگیز فروردین ماه صورت گرفت و اعضا به قرارگاهها برگشتند.</p>
<p>در آن طرف هم طبق اعلام مجاهدین 3500 ارتشی کشته شدند! حتما بسیاری از آنها بتازگی از مرخصی تعطیلات عید و با انبوهی خاطره خوش با خانواده به جبهه برگشته بودند تا حافظ جان وناموس و خاک وطن باشند و تعدادی دیگر انتظار گرفتن مرخصی برای رفتن به نزد خانواده و گذراندن روزهای عید در کنار آنها بودند.</p>
<p>رجوی در هر دو جبهه بر روی تمامی این آرزوها ولحظات شیرین خاک مرگ پاشید وصدها خانواده را در روزهای عید عزادار کرد .براستی چه ضرورتی به انجام عملیات وقربانی کردن انسانها در هر دو جبهه در روزهای عید بود؟ آیا نمیشد این عملیات را به بعد از عید انداخت تا خانواده های هر دو سو در روز عید رخت عزا بر تن نکنند و بجای شادی اشک نریزند؟ آیا بلحاظ استراتژیکی انجام این عملیات توانست تاثیر کیفی برتعادل قوای نظامی گذاشته و دولت را سرنگون کند؟ آیا نمیشد عملیاتی به این بی اهمیتی را چند روز با تاخیر انجام داد؟ اینها سوالاتی بود که در روزهای بعداز 8 فروردین وکشته شدن دوستان از ذهن اعضا می گذشت!</p>
<p>سوالاتی که هیچ پاسخی از طرف رجوی دریافت نکرد ولی بی شک بالاخره آه و لعن ونفرین تمامی خانواده های قربانیان در هر دو طرف یقه رجوی را گرفت و او را از سال 82 آواره و در بدر نمود. بدون شک خون این قربانیان وآه دل خانواده های آنها دامن رجوی و سرکردگان بازمانده از فرقه اش را رها نخواهد کرد و قطعا حساب تمامی جنایاتی که رجوی کرده را پس خواهد داد. لعن ونفرین ابدی بر رجوی وآل رجوی که بخاطر قدرت طلبی و هوای نفس و جاه طلبی ابلهانه این چنین آتش بردل و جان خانواده ها زد وعشق وامید به زندگی را از جوانان این مرز و بوم گرفت.<br />
اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44203">روزی که رجوی عید اعضا را به عزا تبدیل کرد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44203/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره ی من از حضور در عملیات آفتاب مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44063</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44063#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2021 08:34:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا معینی]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44063</guid>

					<description><![CDATA[<p>اسفند ماه 1366 بود که ارتش رجوی (آزادیبخش ) برای اولین بار مکانیزه شده بود. هدیه صدام دیکتاتور وقت به رجوی برای مانور و آماده سازی یک عملیات که پشت صحنه ان تماما ارتش صدام بود ، آماده می شدیم. عملیات آفتاب پیش از هر چیز ضرورت خود را از احیا روحی و روانی و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44063">خاطره ی من از حضور در عملیات آفتاب مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اسفند ماه 1366 بود که ارتش رجوی (آزادیبخش ) برای اولین بار مکانیزه شده بود. هدیه صدام دیکتاتور وقت به رجوی برای مانور و آماده سازی یک عملیات که پشت صحنه ان تماما ارتش صدام بود ، آماده می شدیم. عملیات آفتاب پیش از هر چیز ضرورت خود را از احیا روحی و روانی و بازسازی نیروهای منفعل و بعضا مسئله دار سازمان بود .</p>
<p>حمایت نظامی از سوی عراق در این مقطع برای برون رفت رجوی از بن بستهای ناگزیر از اهمیت خاصی برخوردار بود، که تمامی شرایط دست به دست هم داده بود این شرایط به رجوی کمک می کرد تا با اتکا به نیروهای نظامی عراق این توهم را نزد اعضا و هواداران خود دامن بزند که مسئله سرنگونی با راه حل تازه ( تشکیل ارتش ) به دلیل حمایت یک نیروی مکانیزه در آینده نزدیک محقق خواهد شد .</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-39753 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_7_990322_1.jpg" alt="نشست های مسعود رجوی" width="800" height="487" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_7_990322_1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_7_990322_1-300x183.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_7_990322_1-768x468.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>درهمین ایام مانند عملیات های گردانی رجوی که نفرات مخالف را حذف می کردند . این بار هم دو نفر مخالف پروژه این عملیات بودند که مسعود رجوی حکم مرگ آنها را صادر کرد و در حین مانور این دونفر به دستور رجوی کشته شدند .که بعدها اسامی این دونفر را جزء کشته شدگان عملیات بیان کردند .</p>
<p>روزعملیات، اول فروردین ماه سال ۱۳۶۷ انتخاب شد . ( لیکن بخاطرلورفتن یک واحد شناسایی ودستگیری دوتن توسط قوای ایرانی واحتمال لورفتن اصل عملیات درروزمقرر)، انجام عملیات به دستورشخص رجوی درهماهنگی با صدام ومخابرات یک هفته به تعویق افتاد .که البته بیشتر یک تبلیغات بود تا واقعیت ، چون رئیس رجوی در آن روز اجاره نداده بود که عملیات شروع شود .</p>
<p>در آن زمان من در ستاد پشتیبانی در منطقه فکه بودم ،در آن بیابان بی آب وعلف وچندتا ساختمان مخروبه که چندتا ازاتاق ها ما جا گرفتیم . بالاخره در نیمه شب هشتم فروردین ماه ۱۳۶۷ عملیات آفتاب با فرمان مریم قجر عضدانلو درسایه حمایت ارتش صدام با آتشباری بسیارسنگین قوای توپخانه عراقی شروع شد . با شروع عملیات شور و شوق روزهای عید و شیرینی دید و بازدیدها در کاممان تلخ کرد .</p>
<p>غمی سنگین بر دلهایمان نشست هنوز خیلی از دوستان را ندیده بودیم . تنها دلخوشی ما درپادگان اشرف علیرغم تکراری بودن شکل زندگی و قطع از دنیای بیرون و از همه مهم تر فراغ دیدار عزیزان در ایران که سالها از نشست برسر سفره هفت سین آنها محروم بودیم .همین دید و بازدید با دوستان وشام ونهارهای جمعی درکنار یگدیگر بود. وتسکین دادن خودمان که سال دیگر نوروز را درایران جشن خواهیم گرفت یادم هست در آن منطقه خیلی از افراد خواهر یا برادر و یا مثل من متاهل بودند، دنبال عزیزانشون می گشتند که ببینیم عزیزمون زنده هستند ؟ یا اینکه شهید شده فضا خیلی سنگین بود . در این حین افرادیکه اسیر شده بودند ، افرادیکه از خاک وطن حفاظت میکردند و حالا اسیر شده بودند و من می بایست به آنها غذا می دادم . البته که امکانات بی نهایت کم بود خون به جیگر شده بودم وقتی قیافه های بهت زده ی اسیران را می دیدم ، می گفتم اینها هم عزیز کسی هستن و خانواده ای چشم انتظار تا اینکه عملیات تمام شد . برگشتیم به قرارگاه اشرف فکر کنم دوهفته بعد بود که در سالن اجتماعات مسعود رجوی نشست جمع بندی عملیات گذاشته بود .</p>
<p>درجریان این عملیات به گفته سازمان 417 نفر از نیروهای ارتش (لشکر 77خراسان) و ژاندارمری به اسارت درآمدند، همچنین 3500 تن کشته شدند ومقادیر زیادی تجهیزات به غنیمت گرفته شد. سازمان تعداد تلفات خود را 32 نفر اعلام کرد. مسعود رجوی خواست نظرات شرکت کننده در این عملیات را بدانند . من هم دستم را بالا کردم مسعود رجوی من را پشت میکرفون خواست ، توضیح دادم که بله عملیات ما بزرگ بود چون قبلا چریکی بود و حالا مکانیزه هستیم . امامشکل اساسی که داشت به لحاظ امکانات برای نفرات شرکت کننده ما صفر بودیم ،غذا و امکانات نداشتیم ، کسانیکه شهید شده بودند روی زمین مانده بودند. ما که از حکومت عدل علی صحبت می کنم امکانات ما برای اسیران زیر صفر بود . برای آنها غدا خیلی کم بود و &#8230;.که در این موقع بود که مسعود بلند بلند خندید و گفت عدل علی زمانی است که رژیم سرنگون شده باشد ، ما در رأس حکومت باشیم . این اسیران بروند خدا را شکر کنند که ما آنها را اعدام انقلابی نکردیم ! چون مقابل ارتش آزادیبخش ایستاده بودند . وبا پوز خند گفت سیب و&#8230;. نداشتن که نداشته باشن زمین به آسمان نمیرسه و در این موقع بود که تمام افراد در نشست در سالن اجتماعات بلند بلند خندیدند و من را مسخره کردند . وقتی میخواستم دوباره حرف بزنم او گفت مسئول این زن کیه ؟ که بخودش اجازه داده از من انتقاد کنند . بعد از اون اجازه ندادن که بخواهم صحبت کنم.</p>
<p>در آن زمان من مدت یکسال بود که به تشکلیلات پیوسته بودم آن هم به واسطه همسر سابقم . در آن زمان متوجه شدم خلق قهرمان و جامعه بی طبقه ای توحیدی فقط یک شعار پوچ هست .. هیچ شناختی از قبل از فرقه رجوی نداشتم.<br />
خانم زهرامعینی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44063">خاطره ی من از حضور در عملیات آفتاب مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44063/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره صمد نظری از  عملیات آفتاب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/25171</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/25171#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Mar 2018 08:54:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/?p=25171</guid>

					<description><![CDATA[<p>این عملیات که برای ضربه زدن به ارتش و نیروی نظامی ایران در جبهه ها و به اسرات گرفتن قوای نظامی ایران (1) و کسب اطلاعات بیشتر و سپس عقب نشینی سریع به مواضع عراق طراحی شده بود، در شب 8/1/67 در ساعت یک به مرحله ی اجرا در آمد. اما با لو رفتن عملیات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/25171">خاطره صمد نظری از  عملیات آفتاب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<blockquote><p>این عملیات که برای ضربه زدن به ارتش و نیروی نظامی ایران در جبهه ها و به اسرات گرفتن قوای نظامی ایران (1) و کسب اطلاعات بیشتر و سپس عقب نشینی سریع به مواضع عراق طراحی شده بود، در شب 8/1/67 در ساعت یک به مرحله ی اجرا در آمد. اما با لو رفتن عملیات قبل از آرایش خط آتش نیروها، درگیری زودتر از زمان مقرر شروع شد. این درگیری ها تا سپیده صبح ادامه داشت و نیروها طبق طرح عملیات مواضع مورد نظر را تسخیر کردند.<br />
من به همراه بک تیم صامت و یک دسته ی دیده بانی و چند افسر و یک سرگرد استخبارات در محل دیده بانی استخبارات بودم. سرگرد استخبارات وظیفه داشت اخبار پیشروی نیروهای متهاجم را از دسته ی ما بگیرد و تلفنی به فرمانده ی ستاد لشگر عراق گزارش دهد.</p></blockquote>
<p>او تا صبح نگران بود تا این که با روشن شدن هوا و مشاهده ی اولین دسته ی اسرای ایرانی و تانک به غنیمت گرفته شده خوشحال شد و بی اختیار با بچه های ما روبوسی کرد و تبریک گفت. او که از سر شب ناامیدانه نغمه ی یأس و عدم موفقیت می خواند، با مشاهده ی باز شدن خاکریز ایران، تلفنی به ستاد گزارش کرد و بچه های ما را قهرمان خطاب کرد و تبریک گفت. خوشحالی و حرکات ناشی از ذوق زدگی او هرگز از یادم نمی رود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25173 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nazari_Iraq.jpg" width="500" height="448" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nazari_Iraq.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nazari_Iraq-300x269.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" />همان روز به دستور او افسران همراهش برای دسته ی ما پلو پختند، بعد آن را در ظرفی بسیار بزرگ ریختند، مقداری خورشت روی آن ریخت و وسط سنگر دیده بانی استخبارات بر روی زمین خاکی گذاشت و همه را دعوت به خوردن کرد و توضیح داد که رسم سنتی ما این است که غذا را به همین صورت جمعی و با دست بخوریم! صفایش بیشتر است و شروع کرد به خوردن.</p>
<blockquote><p>بالاخره بدین طریق موفقیت عملیات آفتاب را به همراه تعدادی از بچه های دسته با افسران عراقی در سنگر استخبارات عراق در پاسگاه فکه جشن گرفتیم.</p></blockquote>
<p>عملیات با درگیری های پراکنده صبح به پایان رسید و نیروها از دو مسیر تعیین شده در حال تخلیه ی غنائم، اسرا و مچروحین بودند که از سمت شمال (لشگر 88) یک گردان تانک به همراه چند نفربر قصد داشتند به مواضع نیروهای ما پاتک بزنند و از دور به سمت مواضع تسخیر شده و مسیرهای خروج نفرات شلیک می کردند.<br />
دیده بان شمالی کمیت و کیفیت و محل حرکت گردان را به فرماندهی اطلاع داد که بلافاصله توپخانه ی عراق و تانک های تی 65 مستقر در خط دیوار مرگ که برای پشتیبانی عملیاتی در این محل مستقر بودند، با یگان های پاتک کننده درگیر شدند و بدین طریق نیروهای ما با موفقیت و تا قبل از ظهر همان روز، منطقه ی تسخیر شده را تخلیه کردند و عملیات با هماهنگی بسیار بالا با یگان های توپخانه، تانک، ضد هوایی، مخابرات (رازیاب و پارازیت) و نفربرهای حمل مجروح و اسرا و مهندسی عراقی به اتمام رسید و سازمان به مقدار زیادی غنائم، اسیر و اطلاعات مهم که از مرکز گردان ایرانی به دست آمده بود و در کارهای بعدی سازمان در منطقه کارایی زیادی داشت، دست یافت.<br />
در این عملیات، علاوه بر کشته و زخمی شدن تعدادی از بچه های سازمان، تعدادی از سربازان توپخانه و یک سرهنگ مهندس عراقی مجروح شدند. سرهنگ عراقی که فرمانده ی یگان مهندسی و در این عملیات مأمور باز کردن معبر در میدان مین بود، پس از اتمام کار، برای تحویل مسیر باز شده به فرمانده ی یکی از تیپ های سازمان، در مسیر حرکت روی یک مین ضد نفر و المارا که در معبر جا مانده بود پا می گذارد و یک پایش را از مچ از دست می دهد.<br />
بنا به گفه ی یکی از شاهدان عینی، او که قبل از این انفجار از پیروزی در عملیات خوشحال بود، بعد از قطع شدن پایش، شروع به فحاشی به سازمان و رهبری آن کرد که سربازان عراقی او را منتقل کردند.</p>
<h4>• شایعه، عامل اصلی حمله ی فاو:</h4>
<p>از شگردهای هر جنگ کلاسیک، راه انداختن جنگ روانی و پخش اخبار کذب یا شایعه در جبهه هاست که تأثیر بسزایی در تضعیف روحیه ی سربازان دارد و باعث ضعف در استقامت و جنگیدن می شود. در تخلیه ی اطلاعات اسرا (به ویژه اسرای فکه) که خودم نیز در مواردی شرکت داشتم، آنها اظهار می کردند که ما هر شب انتظار حمله ی نیروی های شما را داشتیم. سازمان در تلاش بود این تصور را در سربازان ایرانی ایجاد کند که نیروهای سازمان در همه جای جبهه حضور دارند و هر شب در حال شناسایی سنگرها و مواضع ایران هستند. اظهارات چند افسر اسیر شده در همین عملیات نیز وجود چنین فضایی را تأیید می کرد.<br />
جمع بندی و گزارش نهاد اطلاعات سازمان از جبهه و جنگ و تشویق های رجوی برای آغاز تهاجمات جدید و همچنین عملیات عین خوش و فکه و به دست آوردن اسرا و اطلاعات جدید از جبهه های مختلف، فضای مساعد بین المللی به وجود آمده از جمله حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، دادن اطلاعات نظامی از کمیت و کیفیت نیروهای ایرانی در منطقه ی فاو و دادن تجهیزات مدرن نظامی به ارتش عراق از سوی کشورهای اروپایی، ارتش صدام را که مدت ها بود مأیوسانه در حالتی دفاعی فرو رفته بود به فکر حملات مجدد به ایران انداخت و او را بر آن داشت که در فرصت به دست آمده یک بار دیگر بخت خود را بیازماید. او بر اساس همین اطلاعات به دست آمده به بندر فاو حمله کرد و موفق شد. (2)<br />
بنا به اظهارات مسئول اطلاعات سازمان، در همان سال رجوی طی پیام تبریک به صدام او را مجدداً تشویق کرد که تهاجمات را بیشتر کند و گفت که بر اساس اطلاعات موثق به دست آمده، رژیم ایران با کمبود نیرو و تسلیحات مواجه شده است و ماشین جنگی ایران در حال شکستن است. او با ارسال اسناد و مدارک به دست آمده به او گفته بود که رژیم ایران برای تأمین نیرو (در عین خوش، طلائیه، فکه، فاو و&#8230;) از یگان های موجود در بعضی خط ها استفاده کرده و بعضی از مناطق جبهه خالی از نیرو است.</p>
<p>بدین ترتیب صدام پشت سر هم به مناطق مختلف جبهه حمله کرد. در چنین شرایطی سازمان نیز با دستور ارتش عراق تهاجم به شهر مریوان را در برنامه ی خود قرار داد. 10 روز بعد از عملیات فکه، احمد واقف (مهدی برائی) سازماندهی جدید ستاد اطلاعات و شناسایی را اعلام کرد. طبق سازماندهی جدید، یک گردان شناسایی (3) می بایست ظرف مدت یک ماه کل منطقه ی عملیاتی را شناسایی می کرد.<br />
طبق توضیحات احمد، به دلیل نزدیکی دو خاکریز جبهه، شناسایی صرفاً از طریق دیده بانی انجام می شود و باز کردن معبرها به عهده ی واحدهای مهندسی رزمی بود که توسط عراقی ها آموزش می دیدند. عراقی ها و همچنین نهاد اطلاعات با عکسبرداری هوایی، مراکز و مقرهای فرماندهی را شناسایی می کردند.<br />
منطقه ی عملیاتی به دلیل وضعیت جغرافیایی آن به دو قسمت دشت و تپه ماهور تقسیم می شد که شناسایی منطقه ی شمالی آن (دشت) با گروهان 1 و شناسایی منطقه ی جنوبی با گروهان 2 بود. شناسایی می بایست طبق محورهای قبلی در عملیات آفتاب و&#8230; انجام می شد. به دنبال این نشست توجیهی، کار شناسایی شروع شد و گردان در مقر تاکتیکی که مدرسه ای بود در ورودی شهر، مستقر شدند. پایگاه سعید محسن در شهر کوت این گردان را پشتیبانی می کرد.</p>
<p><strong> • عملیات چلچراغ (مهران):</strong></p>
<p>موفقیت اندک عملیات مشترک گذشته در جبهه ها باعث شده بود، مسئولان سازمان مغرورتر از همیشه با اطمینان خاطر از در هم شکستن ماشین جنگی و سرنگونی عنقریب رژیم صحبت کنند. بعد از عملیات آفتاب (فکه) و به دست آوردن اطلاعات طبقه بندی شده و به اسارت گرفتن تنی چند از ارتش ایران، صدام با خیال خام یکسره کردن کار جنگ، تصمیم گرفت هر چه بیشتر از نیروهای سازمان در جنگ استفاده کند.<br />
در چنین فضایی فرماندهان ارتش عراق عملیات در شهر مهران را در دستور کار سازمان قرار دادند. رجوی بی درنگ آن را پذیرفت و چند روز بعد از عملیات فکه، آن را در دستور کار ستاد اطلاعات و شناسایی قرار داد. لازم است قبل از ادامه ی بحث اشاره ای به نشست محرمانه و انتخاب سوژه داشته باشیم.<br />
از سوی دیگر، بر اساس اظهارات چند تن از مسئولان ستاد اطلاعات، صدام و رجوی و تعدادی از مسئولان دو طرف در نشستی محرمانه در بهار 67 در بغداد، درباره ی همکاری بیشتر سازمان با ارتش عراق و انجام عملیات مشترک سرنوشت ساز در جنگ ایران و عراق و همچنین آموزش بکارگیری سلاح های پیچیده تر مثل تانک T55 و نفربرهای P.M.P.I و M.T.L.B و همکاری کامل اطلاعاتی و شناسایی در جبهه ها صحبت و تصمیماتی نیز اتخاذ کردند.<br />
در این نشست نیز مسئولان و فرماندهان عراقی بعد از معرفی و بررسی چند جبهه و خصوصیات آنها، جبهه ی مهران را با توجه به وضعیت جغرافیایی و نیروهای مستقر در آن انتخاب کردند و در فهرست برنامه ی عملیات مشترک گذاشتند، زیرا می توانستند از تسخیر یک شهر ایران در عملیات آتی استفاده ی تبلیغاتی کننند.<br />
به دنبال این نشست، در سازماندهی جدید، دسته هایی برای آموزش های مختلف زرهی و مهندسی در نظر گرفته شد که به صورت فشرده افسران عراقی به آنها آموزش می دادند. تعدادی از تانک ها و نفربرهای عراقی و همچنین بلدوزر و لودرهای مختلف زرهی در اختیار سازمان قرار گرفت. (4) ستاد اطلاعات و شناسایی مجدداً سازماندهی شد و بلافاصله شناسایی سوژه در دستور کار ستاد قرار گرفت.<br />
• طراحی عملیات مهران:<br />
محدوده ی این عملیات از قسمت شمال به سد کنچان چم و از محدوده ی جنوبی به ارتفاعات جنوب شهر مهران ختم می شد. بر اساس اطلاعات به دست آمده، در این محدوده یک تیپ لشگر 16 زرهی و یک تیپ از سپاه مستقر بود. بر خلاف عملیات های گذشته، در این عملیات یگان های سازمان قصد داشتند هر چه بیشتر به عمق نفوذ و شهر جنگزده ی مهران را تصرف کنند. بر این اساس، محورهای نفوذ به خاکریز از 4 محور سپاه تعیین شد.<br />
اهداف دو محور شمالی عبارت بود از: تصرف مراکز فرماندهی و توپخانه با تانک های T55 و P.M.P عراقی، انفجار پل رودخانه ی کنچان چم و ممانعت از پاتک نیروهای ایرانی از سمت شمال و شهر صالح آباد و دو محور جنوبی نیز با ورود از سمت ارتفاعات قلاویزان به شهر مهران و تسخیر توپخانه با بستن جاده ی دهلران، مانع می شد از سمت جنوب پاتکی صورت گیرد ؛ مابقی نیروها برای پاک سازی منطقه و حمله به شهر مهران در نظر گرفته شده بود.<br />
طبق توافق فرماندهان سازمان و نیروهای عراقی پس از این که سازمان این مواضع را تصرف کرد، به بهانه ی پشتیبانی از نیروهای سازمان، این منطقه به نیروهای ویژه عراق واگذار شود تا هم مانع پاتک نیروهای ایرانی در این منطقه شوند و هم ارتفاعات تسخیر شده برای همیشه در اختیار نیروهای عراقی قرار گیرند.(5)<br />
• شناسایی عملیات مهران:<br />
گروهان ما که فرمانده اش&#8221; جلال پراش منزه&#8221; بود در قسمت شمالی جبهه تا رودخانه ی مهران مستقر شد. دسته ی ما که مسئولیت آن با من بود در قسمت میانی جبهه، دیده بانی و شناسایی شهر مهران را به عهده داشت.<br />
هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب، هر دسته می بایست مقدره المدی (فاصله سنج لیزری) و سایر الزامات کار را از مقر تاکتیکی، با جیپ عراقی که در اختیارش بود به همراه دوربین حرکت می کرد و به محل دیده بانی می آمد و تا غروب به طور مستمر دیده بانی می کرد و موارد مشاهده شده در دفتر دیده بانی ثبت می شد. موارد جدید شناسایی شده نیز بر روی نقشه های یک پنجاه هزارم عراقی موجود در محل دیده بانی (دیدگاه) پیاده می شد و هر شب به فرماندهان بالاتر گزارش می شد.<br />
البته کار دیده بان شناسایی سیاق ثابتی داشت که می بایست بر اساس همان محورها و به ترتیب انجام شود. مثلاً هر دیده بان می بایست به ترتیب:<br />
___________________________________________<br />
1. محل استقرار خود را بر روی نقشه مشخص کند. (ثبت دیدگاه کند)<br />
2. ابزار کار خود را بر اساس طبیعت توجیه کنند. (توجیه دوربین مقدره المدی و&#8230; با طبیعت و نقشه)<br />
3. خاکریزهای خط دشمن را بر روی نقشه مشخص کند.<br />
4. جاده های مختلف پشت خط دشمن را بر روی نقشه مشخص کند.<br />
5. محدوده ی یگان های مستقر در خط دشمن را بر روی نقشه مشخص کند.<br />
6. مراکز فرماندهی در خط را بر روی نقشه مشخص کند.<br />
7. خاکریزها و سنگرهای سلاح های سنگین و نیمه سنگین را بر روی نقشه مشخص کند.<br />
8. سنگرهای نگهبانی، دیدگاه ها و سنگرهای تیربار را بر روی نقشه مشخص کند.<br />
9. از طریق تعقیب خودروها و ارتباطات روزانه، مراکز مختلف پشتیبانی و فرماندهی گردان یا بالاتر از آن را مشخص کند.<br />
10. مواضع خمپاره ها و آتش بار دشمن را بر روی نقشه مشخص کند.<br />
11. میدان های مین دشمن را بر روی نقشه مشخص کند.<br />
12. مأموریت متفرقه ی احتمالی را انجام دهد.<br />
13. موارد شناسایی شده را بر روی کالک یا نقشه پیاده کند.<br />
14. از مواضع، سنگرها، مراکز و سایر موارد که فوقاً اشاره شد به وسیله ی تلسکوپ و دستگاه فیلمبرداری عکس و فیلم تهیه کند.<br />
15. یگان های عمل کننده را از روی فیلم ویدئویی از منطقه ی عملیات آگاه کند.<br />
16. فرماندهان سازمان و فرماندهان پشتیبانی عراقی (6) را در سنگرهای دیده بانی خود نسبت به منطقه ی عملیات توجیه کند.<br />
پس از یک ماه، 5 دسته ی دیده بان شناسایی خط و پشت خط این منطقه را بر اساس محورهای فوق انجام دادند. اطلاعات به دست آمده از نهاد اطلاعات و عکس های گرفته شده توسط هواپیماهای عراقی فاکتورهای مورد نیاز برای انجام این عملیات را کامل می کرد.<br />
پس از اتمام شناسایی، مهدی برائی برای گرفتن نظرات فرماندهان ستاد اطلاعات تا سطح فرمانده ی دسته ها، نشستی در ستاد اطلاعات برگزار کرد. موضوع نشست طرح پیشنهادی و انتخاب معبر عملیات بود. پس از بحث های مختلف 3 معبر نفوذ برای عملیات پیشنهاد شد و نشست پایان گرفت و شناسایی های انجام شده به همراه طرح پیشنهادی به ستاد رجوی برده شد، تا فرماندهان ستادی ارتش عراق نیز آن را بررسی کنند و نهایتاً در هماهنگی با آنها تصویب شود.<br />
1- طبق اطلاعیه ی سازمان، عملیات با هدف در هم شکستن ماشین جنگی جمهوری اسلامی بوده است.<br />
2- بعد از عملیات آفتاب در فکه، افسران و سربازان عراقی روحیه ی بالایی گرفته بودند، یکی از فرماندهان لشگر عراقی مستقر در فکه بعد از عملیات می گفت که دیگر ما و قائدمان (صدام) باور کردیم که می شود&#8221; حرس های ایران&#8221; (پاسداران ایرانی) را شکست داد. سربازان و فرماندهان عراقی وحشت عجیبی از پاسداران داشتند و به همین دلیل کنیه ی عجیبی نیز نسبت به آنها پیدا کرده بودند. فرماندهان و افسران در تمامی عملیات های سازمان حاضر به همه نوع همکاری بودند، ولی حاضر به شرکت در عملیات نبودند، کمین ها و نیروهای کمکی آنها در بعضی از شناسایی ها تا فاصله هایی که خودشان تشخیص می دادند با ما می آمدند و جایی که احساس خطر می کردند، جا می زدند. در همین مورد در شناسایی عملیات عین خوش یک شب معطل شدیم که باید با فرماندهان توپخانه عراقی هماهنگ شویم!<br />
3- سرهنک کتیبه (فرمانده گردان توپخانه) ضمن صحبت، خاطره ای از جنگ برایمان تعریف کرد که نشان دهنده ی اوج وحشت فرماندهان عراق از پاسداران بود، او تعریف می کرد که چند سال قبل مأمور منطقه ی کردستان بودیم که درگیری بین سربازان ما و مهاجمان حرس ایرانی در گرفت و پاسداران به سنگرها رسیدند و درگیری همچنان ادامه داشت. بالاخره یک تیربارچی پاسدار با تیربارش وارد سنگر شد و یک سرباز ما را گرفت و بدون توجه به تیربارش با دندان هایش گلوی سرباز ما را گرفت و خفه کرد، و بعد اضافه کرد آنها نسبت به ما کینه دارند. ترسیدن سربازان از پاسداران برای فرماندهان عراقی امری عادی بود، فرماندهان عراقی فقط به قدرت سلاح های خود (دبابات = تانک ها و مدفعیه = توپ ها) ایمان داشتند، نه به نفرات خود و به همین دلیل همیشه می ترسیدند.<br />
4-به کروکی توجه شود<br />
4- رجوی در نشست ها برای این که بچه ها دچار مشکل نشوند، دریافت این تانک ها و نفربرها را با نام قرض گرفتن از صاحبخانه توجیه می کرد.<br />
5- استقرار نیروهای ویژه ی عراق در ارتفاعات جنوبی شهر مهران فقط بریا فرماندهان سازمان طرح شده بود.<br />
6- فرماندهان پشتیبان عراقی که شامل فرماندهان آتشبار توپخانه و کاتیوشا، فرماندهان تانک ها، فرماندهان مهندسی، خلبان جنگنده و هوانیروز بودند. جز اینها بعضاً حتی فرماندهان گردان ها و تیپ های عراقی مستقر در منطقه نیز برای توجیه مراجعه می کردند و خواستار این می شدند که دیده بان های سازمان منطقه را توجیه کنند و خود اقرار می کردند که اطلاعات دیده بان شما کامل و دقیق است.<br />
صمد نظری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/25171">خاطره صمد نظری از  عملیات آفتاب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/25171/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملیات آفتاب، ضرورت بن بست شکنی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36340</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36340#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Apr 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات آفتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/36340</guid>

					<description><![CDATA[<p>عملیات آفتاب ضرورت بن بست شکنی بهار ایرانی، سایت مجاهدین اس دبلیو، بیست و هفتم مارس انتقال رهبری سازمان مجاهدین خلق از پاریس به عراق به دلایل متعدد از جمله توافقات محرمانه رجوی و رژیم صدام که متعاقب ملاقات طارق عزیز با رجوی در سال 1363 صورت گرفت، مجاهدین خلق را به لحاظ تاریخی در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36340">عملیات آفتاب، ضرورت بن بست شکنی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>عملیات آفتاب ضرورت بن بست شکنی </b><br />
بهار ایرانی، سایت مجاهدین اس دبلیو، بیست و هفتم مارس<br />
انتقال رهبری سازمان مجاهدین خلق از پاریس به عراق به دلایل متعدد از جمله توافقات محرمانه رجوی و رژیم صدام که متعاقب ملاقات طارق عزیز با رجوی در سال 1363 صورت گرفت، مجاهدین خلق را به لحاظ تاریخی در موقعیت تازه ای قرار داد. شکست فاز جنگ چریکی شهری که به تاثیر از الگوهای مارکسیستی از آغاز سال 60 نتیجه ای جز تلاشی کمی و کیفی هسته های داخلی سازمان به جا نگذاشته بود رجوی را بار دیگر با آزمون تازه ای از تحرکات مسلحانه و تروریستی مواجه کرد. اتخاذ مشی موسوم به منطقه ای که به اتکا ائتلاف حزب دمکرات کردستان اتخاذ شد مجاهدین را برای پیش بردن این خط تازه به منطقه آلان کردستان کشاند. متعاقب این تحولات، ملاقات رجوی با طارق عزیز بحران تازه ای را در شورای ملی مقاومت سبب شد. حاصل آن جدایی حزب دمکرات کردستان و از دست دادن پایگاههای مجاهدین در منطقه کردنشین بود.<br />
این مهم و متعاقب آن اخراج رجوی از پاریس منجر به تعامل و نزدیکی همه جانبه سازمان مجاهدین خلق با عراق گردید. اگر چه این تعاملات در تاریخچه سازمان سبقه طولانی دارد اما به هر حال شرایط حاصله از شکست های سازمان در فاز جنگ چریکی شهری و جدایی حزب دمکرات کردستان از مجاهدین پوش و محمل مناسبی بود تا بر این تعامل فرض ناگزیری متصور شود. با این حال در ادامه همکاریهای فی مابین مجاهدین و عراق این فرض رنگ باخت و وجه استراتژیک این پیمان هم برای مجاهدین و هم صدام بیشتر نمایان شد. این نزدیکی در نهایت منجر به توجیه شرایط تازه مجاهدین مبنی بر روی آوردن به تاکتیک موسوم به جنگ نوین و شبه کلاسیک شد.<br />
انتخاب خاک عراق به عنوان نقطه قابل اتکا برای فاز نوین از جهات بسیاری بر اساس ظواهر و تحلیلهای سازمان یک توفیق و گام به جلو ارزیابی می شد. به این دلیل که سازمان با تعاملات پنهانی و آشکار نظامی، سیاسی و جاسوسی می توانست بخش قابل ملاحظه ای از نیازهای مقطعی خود را برآورده و از سوی دیگر شرایط جنگ چریکی شهری که منجر به انسداد سازمان شده را فعال کند. با انتخاب خاک عراق و متعاقب آن تاسیس ارتش موسوم به آزادیبخش، سازمان بدون اعلام رسمی در تغییر تاکتیک جنگ چریکی شهری و فقدان شرایط عینی برای جنگ منطقه ای، عملا وارد مرحله تازه ای شد. تاسیس ارتش آزادیبخش در سال 1366 با این هدف استراتژیک همراه بود که از این پس مسئله سرنگونی جمهوری اسلامی تنها از طریق یک جنگ نیمه کلاسیک امکان پذیر است. متمرکز کردن نیروهای پراکنده سازمان از داخل ایران و بعضا کشورهای اروپایی به عراق، آموزش متناسب با شرایط به این افراد، تهیه ادوات جنگی مورد نیاز، توجیه کل نیروها و بعضا اعضای مسئله دار در موقعیت تازه، نخستین اقدامات این مرحله بود. ظاهرا گذر از این مرحله و تا آماده سازی آنها تحت یک سیستم نظامی برای تحرکات شبه کلاسیک نیاز به زمان درخوری داشت. از زمان تاسیس ارتش آزادیبخش در خرداد سال 1366 تا عملیات موسوم به آفتاب در 7 فروردین ماه 1367 به نظر می رسد زمان کافی ای برای این پروسه نباشد. اما عملا سازمان پس از گذشت این زمان محدود اقدام به انجام عملیات آفتاب می کند. این عملیات در نوع خود و صرفنظر از دستاوردهای فرضی برای مجاهدین خلق از جهات بسیاری قابل ارزیابی است.<br />
1- عملیات آفتاب پیش از هر چیز ضرورت خود را از احیا روحی و روانی و بازسازی نیروهای منفعل و بعضا مسئله دار سازمان عاریه می گیرد. رهبری مجاهدین در آغاز فاز نظامی در اوایل سال شصت بر سرنگونی جمهوری اسلامی در استراتژی کوتاه مدت تاکید دارد. اما محاسبات رجوی نه تنها در واقعیت بیرونی جواب نمی دهد که بعضا او را با چالشهای جدی از سوی اعضای شورا و مجاهدین روبرو می کند. در واقع خط انتخاب عراق و متعاقب آن انجام عملیاتی از نوع آفتاب پاسخ ناگزیری است از سوی رجوی مبنی بر این که راه حل استراتژیک سرنگونی با تاسیس ارتش آزادیبخش وارد آخرین مراحل خود شده است. رجوی از این طریق با دادن امید دوباره به اعضا تلاش می کند خود را از فشار روانی ناشی از شکست در فاز جنگ چریکی شهری بیرون بیاورد.<br />
2- حمایت نظامی و نفراتی مجاهدین از سوی عراق در این مقطع برای برون رفت رجوی از بن بستهای ناگزیر از اهمیت خاصی برخوردار بود. این شرایط به رجوی کمک می کرد تا با اتکا به نیروهای نظامی عراق این توهم را نزد هواداران خود دامن بزند که مسئله سرنگونی با راه حل تازه به دلیل حمایت یک نیروی مکانیزه در آینده نزدیک محقق خواهد شد.<br />
3- دستاوردهای این عملیات موضعی از جمله آفتاب در نوار مرزی ایران، امر را بر هواداران مشتبه نموده بود که می توان با استفاده از شرایط جدید چشم انداز سرنگونی را قطعی دید. لازم به توضیح است مجاهدین طی این عملیات تعدادی از مرزبانان و سربازان جمهوری اسلامی که متعلق به ژاندارمری و ارتش بودند را به عنوان اسیر جنگی به عراق و در اختیار استخبارات این کشور قرار دادند. متعاقبا با تحت فشار گذاشتن، زمینه های جذب تعدادی از آنها را به سازمان فراهم آوردند. به اذعان مجاهدین در این عملیات تعداد 508 سرباز ژاندارمری و ارتش به اسارت مجاهدین در آمدند که تمامی به اردوگاههای عراقی تحویل شدند. در این رابطه به نقل از نشریه مجاهد می خوانیم: در این عملیات 508 تن از نیروهای رژیم به اسارت ارتش آزادیبخش در آمدند که افسران متعددی از ارتش و ژاندارمری تحت امر خمینی در میان آنها بودند. * مجاهدین در واقع با این شیوه برخورد میزان وابستگی همه جانبه خود را به رژیم صدام نشان می دادند. با لحاظ این توفیقهای نسبی و با این احتساب که قبل از این به هواداران گفته شده بود رهبری مجاهدین قادر است زمان محدودی را بر اساس توافقات فی مابین صدام و رجوی در عراق بماند و اگر سازمان طی این مدت قادر به سرنگونی نباشد به اصطلاح رهبری سازمان در این مقطع خواهد سوخت، هواداران و نیروهای سازمان چشم انداز فرضی پیش رو را عینی تر و ملموس تر می دیدند.<br />
4- تشدید شرایط جنگی از سوی دیگر به سازمان این امکان را می داد تا به عنوان یک فاکتور تعیین کننده کماکان بر چشم انداز سرنگونی تاکید مضاعفی داشته باشد. دستاوردهای نصف و نیمه سازمان در عملیات کوچک در نوار مرزی ایران و عراق که عمدتا با حمایت لجستیکی و نفراتی عراق به دست آمده بود دست رهبری را در انجام عملیات مشابه از نوع آفتاب با شعاع عملیاتی وسیع تر باز گذاشته بود.<br />
5- در واقع این عملیات کوچک، اقدام انتحاری رجوی در عملیات موسوم به فروغ جاویدان را زمینه سازی کرد. مجاهدین بعدها به این زمینه چینی به شکل شفاف تری اشاره کرده و نوشتند:<br />
تمام نتیجه گیریهای فوق یک پیام فوری برای ارتش آزادیبخش داشت و آن از دست ندادن زمان و ضرورت آمادگی سریع برای عملیات بزرگتر بعدی بود.<br />
و در این راستا از رژیم صدام خواهان سلاحهای مجهزتر و به روزتری بودند. در این رابطه به نقل از نشریه می خوانیم:<br />
موفقیت چشمگیر در این عملیات باز هم نوید عملیات بزرگتر، سلاحهای جدیدتر و سازمان رزم تازه تری را برای ارتش آزادیبخش به همراه داشت.<br />
6- با این تفاوت که عملیات فروغ جاویدان پس از اجماع بر قطعنامه 598 ، تا حد زیادی سازمان مجاهدین را در موقعیت انسداد قرار داده بود. اما رجوی برای توجیه این عملیات اتکای عمده اش به دستاوردهای عملیاتی شبیه آفتاب بود.<br />
عملیات آفتاب صرفنظر از دستاوردهای تشکیلاتی حاصله برای مجاهدین اما با توجه به شرایط جنگی میان ایران و عراق هزینه های غیر قابل جبرانی برای آنان به همراه داشت. مجاهدین که قبل تر و در جریان تعاملات سیاسی خود با عراق با بی مهری شمار زیادی از اعضای شورای ملی مقاومت و جدایی آنها و از سوی دیگر نیروهای اپوزیسیون و مشخصا تنفر مردم روبرو شده بودند با انجام عملیات مشترک با نیروهای عراقی به داخل خاک ایران این موقعیت را تشدید کردند. به هر حال انجام عملیاتی از نوع آفتاب و&#8230; از سوی سازمان مجاهدین خلق کماکان به عنوان نقطه چرکین دیگر در تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ثبت شده است. مجاهدین علی رغم تلاشهای مستمر و تبلیغاتی خود برای همسان سازی موقعیت فعلی با نیروهای مقاومت اروپا در طول جنگ جهانی دوم به دلیل ماهیت وابسته خود چه به لحاظ نظامی و تسلیحاتی و چه سیاسی و نقش ستون پنجمی که سازمان در طول سالهای جنگ برای عراق به عهده داشت و همچنین انجام عملیات نظامی با کشوری که در حال دفع تجاوز نیروی بیگانه است، قادر به تبرئه خود نخواهد بود. مجاهدین در عملیاتی از نوع آفتاب تلاش داشتند بیش از هر چیز توان و قابلیتهای نظامی خود را به رخ بکشند. در این رابطه به نقل از نشریه مجاهد می خوانیم:<br />
پیروزی یگانهای ارتش آزادیبخش بازتاب وسیعی در سطح جهانی پیدا کرد و رسانه های خبری آن را با اهمیت تلقی کردند.<br />
غافل از اینکه سازماندهی شبه کلاسیک نیروهای سازمان مجاهدین خلق در لوای ارتش آزادیبخش پیش از آنکه محصول توان و قابلیتهای درونی سازمان باشد محصول حمایت همه جانبه رژیم صدام از مجاهدین خلق بود. مجاهدین از زمان ورود خود به عراق و تاسیس ارتش آزادیبخش تا انجام اولین حملات نظامی در نوار مرزی ایران تنها کمتر از 9 ماه زمان صرف کردند. این پروسه کوتاه قبل از اینکه به توانایی های مجاهدین مربوط باشد، به واقع میزان وابستگی تمام عیار مجاهدین خلق به ارتش صدام را نشان می دهد.<br />
منابع<br />
* کلیه نقل قولها در این مقاله از نشریه شماره 434 مجاهد به تاریخ ده فروردین 1378 اخذ شده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36340">عملیات آفتاب، ضرورت بن بست شکنی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36340/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
