<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>عملیات مروارید</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/عملیات-مروارید</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 18 Aug 2024 09:00:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>عملیات مروارید</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/عملیات-مروارید</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>افراد اسیر در چنگال فرقه رجوی در حقیقت قربانیان او هستند &#8211; فصل سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61492</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61492?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Aug 2024 05:30:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61492</guid>

					<description><![CDATA[<p>با شروع تهاجمات و بمباران های آمریکا در اواخر سال 1369 و ابتدای سال 1370 سازمان بنا به وظیفه مزدوری خودش، با مکر و حیله فرقه ای همه نیروها را در کنار مرزهای ایران گسیل کرد و برای اعضاء این طور وانمود کرد که آماده تهاجم هستیم و در فرصت مناسب پیشروی به سمت ایران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61492">افراد اسیر در چنگال فرقه رجوی در حقیقت قربانیان او هستند &#8211; فصل سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با شروع تهاجمات و بمباران های آمریکا در اواخر سال 1369 و ابتدای سال 1370 سازمان بنا به وظیفه مزدوری خودش، با مکر و حیله فرقه ای همه نیروها را در کنار مرزهای ایران گسیل کرد و برای اعضاء این طور وانمود کرد که آماده تهاجم هستیم و در فرصت مناسب پیشروی به سمت ایران را آغاز می کنیم و این یک عملیات تهاجمی است!</p>
<p>اما در گذر زمان این عملیات برعکس آن چیزی که رهبری فرقه گفته بود نه تنها عملیات تهاجمی نبود بلکه طبق سناریو تنظیم شده با رژیم بعث برای دفاع و پشتیبانی از صدام بود و همکاری با دیکتاتوری عراق. برعکس آن چیزی که مسعود ادعا داشت یعنی استقلال! اما در این شرایط همه دروغ ها و لاپوشانی ها کنار رفت و مسعود رجوی با تانک های اهدایی صدام عملیات کردکشی را به راه انداخت و برای اعضاء مدهوش شده وانمود می کرد که ما با ایران در جنگ هستیم و نه چیز دیگری. اما واقعیت این بود که عملیات موسوم به مروارید تنها و تنها بر علیه کردها بود که به طرز وحشیانه ای با انواع سلاح های تحویل گرفته از حزب بعث خونشان ریخته شد تا رجوی سرسپردگی خود را به صاحب خانه اش نشان دهد و در قبال آن بتواند سهم خود از پول نفت عراق را به چنگ بیاورد.</p>
<p>مسعود رجوی با کمال بی شرمی هم چنان به اعضاء خود وانمود می کرد مستقل هستیم و از هیچ کجا تامین و پشتیبانی نمی شویم و به اصطلاح روی پای خودمان هستیم اما واقعیت چیز دیگری بود. مسعود رجوی در حال خوش رقصی برای صدام بود و سیل تانک و نفربر به پادگان اشرف سرازیر بود و حتی افسران استخبارات موظف به تامین قطعات و تعمیرات آنها شده بودند.</p>
<p>و مسعود رجوی دلارهای نفتی را به حساب های اروپا و &#8230; واریز می کرد و یا سهام شرکتی را خریداری می کرد. در حالی که برای یک جفت کفش یا دمپایی و یا دانه خرمایی گاهاً نیروها در حسرت به سر می بردند و وقتی همین نیروهای بعثی و استخباراتی و نظامی وارد پایگاهها می شدند، می گفتند که شما ( سازمان ) پول دار هستید. ولی مسعود رجوی و مریم قجر و سر سپردگان سازمان برای نشان دادن به اعضاء و برای فریب و صحنه سازی و بهتر بگویم پر کردن جیب خودشان کمترین و حداقل امکانات حتی غذایی را در اختیار نیروها می گذاشتند تا با مظلوم نمایی در عرصه تشکیلاتی بتوانند بر اریکه قدرت مانده و نیروها را از این مسائل واقعی پشت پرده تا حدودی اغفال کرده و از آن منحرف سازند و با هر بهایی استقلال و مستقل بودن واهی خود را اثبات کنند.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>مراد زارعی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61492">افراد اسیر در چنگال فرقه رجوی در حقیقت قربانیان او هستند &#8211; فصل سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61492/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59760</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59760?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Apr 2024 06:30:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59760</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل از فریب مجاهدین گفتم که با دروغ و فریب نیروها را وارد جنگی کردند که هیچ ربطی به سازمان نداشت. بعد از اینکه اوضاع عراق با همت رجوی ثبات پیدا کرد و صدام توانست در آن شرایط کنترل کشور را به دست بگیرد، ماموریت مجاهدین هم به اتمام رسید. نیروهای سازمان به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59760">خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59682">قسمت قبل</a> از فریب مجاهدین گفتم که با دروغ و فریب نیروها را وارد جنگی کردند که هیچ ربطی به سازمان نداشت. بعد از اینکه اوضاع عراق با همت رجوی ثبات پیدا کرد و صدام توانست در آن شرایط کنترل کشور را به دست بگیرد، ماموریت مجاهدین هم به اتمام رسید. نیروهای سازمان به قرارگاه های خود برگشتند اما به دلیل شکاف های امنیتی و ضعیف شدن صاحب خانه ، سازمان مجبور شد حفاظت اشرف را خودش در دست بگیرد. به همین خاطر در همان ایام ما اطراف قرارگاه اشرف گشت زنی انجام می دادیم. حتی شبها جهت حفاظت از قرارگاه اشرف به اطراف قرارگاه می رفتیم و در بین نیزار ها مخفی می شدیم تا عواملی برای تعدی به قرارگاه نفوذ نکند. رجوی بعد از عملیات مروارید حدود چند ماه ما را با این کارها سرگرم کرد.</p>
<p>اما در آن وانفسا مشکلات تشکیلاتی بالا گرفته بود. بعضی از عناصر سازمان نسبت به حرکت سازمان مسئله دار شدند و می گفتند چرا ما کردهای عراقی را سرکوب کردیم. به همین دلیل ریزش ها قدری بالا گرفت رجوی برای این که جلوی ریزش را بگیرد به ترفند جدیدی دست زد. به نیروهایش پیام داد و سه عید را ( عید نوروز – عید فطر – و پیروزی عملیات مروارید ) به آنها تبریک گفت. رجوی برای روحیه دادن به نیروهایش تلاش کرد عملیات مروارید را بزرگ نمائی کند و از آنجائی که با ریزش نیروهایش مواجه شده بود تصمیم گرفت سازمان را وارد یک پروژه تحت عنوان آموزش تاکتیک کند تا افراد به مسائل دیگر از جمله مسائل سیاسی فکر نکنند.</p>
<p>او با درگیر کردن اذهان نیروها، از تناقضات کردکشی و دخالت در امور عراق عبور کرد، اما این ترفند ها نتوانست مشکل اصلی رجوی را رفع کند چرا که عراق آن موقع تحت محاصره همه جانبه واقع شده بود و از طرفی صدام با جمهوری اسلامی قرارداد آتش بس امضاء کرده بود. اولین سئوالی که به ذهن افراد می زد این بود که دیگر حضور سازمان در خاک عراق موضوعیتی ندارد! رجوی برای حل این مشکل تصمیم گرفت انقلاب ایدئولوژیک مریم را علم کند به همین دلیل با برگزاری نشست های طولانی کلیه اعضای سازمان را درگیر نشست های انقلاب کرد. بحث طلاق را پیش کشید و خیلی ها را درگیر همین بحث کرد. رجوی آمده بود خودش را به عنوان رهبر عقیدتی معرفی کند کسی که خودش را صاحب خون و نفس اعضا می دانست. در همین رابطه بحث و جدل ها در نشست ها در گرفت. برای جلوگیری از ریزش اگر کسی می خواست از سازمان جدا شود به او انگ جنسی می زدند که نمی خواهد پای طلاق بیاید. او با منطق خودش عنوان کرده بود این ساز و کارها فقط در جهت سرنگونی است و لاغیر!</p>
<p>رجوی سعی کرد تمام عیار افراد را در خدمت خودش بگیرد. به بهانه جنگی که آمریکا ممکن بود با عراق شروع کند جداسازی کودکان از والدین شروع شد و به بهانه این که بچه ها در امان باشند والدین را مجبور کرد از بچه ها دل بکنند و بچه های معصوم را به کشورهای اروپایی انتقال داد و سپس طلاق های اجباری را استارت زد و همه را درگیر این بحث کرد. به دنبال این بحث ریزش ها هم بالا گرفت اما رجوی برای مهار اوضاع نابسامان چاره دیگری نداشت. در سالهای بعد وقتی رجوی دید نمی تواند با بحث انقلاب جلوی ریزش را بگیرد و روز به روز بیشتر می شود تصمیم گرفت نشستی را با همه اعضای سازمان برگزار کند.</p>
<p>در این نشست برای اولین بار اعلام کرد از این به بعد کسی نمی تواند از سازمان جدا شود. اگر کسی بخواهد سماجت به خرج دهد که جدا شود از فرد مذکور تعهد گرفته می شود که کم آورده و نمی تواند ادامه دهد. او را مدتی در داخل سازمان قرنطینه می کردند و رجوی هم گفته بود دیگر فرد جدا شده را به خارج نمی فرستیم تحویل دولت عراق می دهیم. عراق هم به جرم ورود غیر قانونی به مدت 8 الی 10 سال او را در مخوفترین زندان عراق که ابوغریب باشد زندانی می کند. خلاصه رجوی درها را طوری بست که دیگر کسی جرات جدا شدن از سازمان را نکند. از این نقطه به بعد شرایط برای همه آن کسانی که قصد جدا شدن داشتند بسیار سخت شده بود. ضمن این که با دستور شخص رجوی با کسی که درخواست جدایی می داد برخورد بسیار سخت و خشن می شد.</p>
<p>برای فرد نشست بزرگی را برگزار می کردند و همه را وادار می کردند به روی آن فرد تهاجم کنند. با داد و فریاد و با عنوان بریده ، مزدور ، خائن و به همراه حرف های رکیک به فرد مذکور به لحاظ روحی آسیب می زدند. خلاصه رجوی با همین ترفندهای ضد انسانی و ضد انقلابی و با چماق و سرکوب هر صدایی را در گلو خفه می کرد. در واقع نتیجه کردکشی و سرکوب شیعیان عراق این شد که رجوی وارد فاز جدیدی شود به همین دلیل بعد از سرنگونی صدام مردم عراق رجوی را تحمل نکردند و مجبورشان کردند که از عراق خارج شوند و در نهایت دیدیم که به کشور آلبانی پناهنده شدند و 4000 هزار کیلومتر از ایران فاصله گرفتند و در آلبانی هم روز به روز آب رفتند و ریزش ها کماکان ادامه دارد.</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59760">خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59760/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59682</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59682?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Apr 2024 10:41:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59682</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل این موضوع را مطرح کردم که رجوی بعد از عملیات مروارید در یکی از نشست ها گفت منافع و سرنوشت ما با منافع و آینده عراق به هم گره خورده است. با این عبارت می خواست سرکوب کردها و شیعیان را توجیه کند! البته در یکی از نشست ها بعد از عملیات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59682">خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59549">قسمت قبل</a> این موضوع را مطرح کردم که رجوی بعد از عملیات مروارید در یکی از نشست ها گفت منافع و سرنوشت ما با منافع و آینده عراق به هم گره خورده است. با این عبارت می خواست سرکوب کردها و شیعیان را توجیه کند! البته در یکی از نشست ها بعد از عملیات مروارید رجوی گفته بود: روزی عزت ابراهیم معاون صدام با یک دسته تانک از منطقه شهر خالص عبور میکرد فقط تانک های سازمان مجاهدین را می دید که در مناطق کردی آرایش گرفته بودند و منطقه را زیر نظر دارند و در تمام منطقه سیطره داشتند. سپس به رجوی پیام داده که اگر شما نبودید دولت صدام ساقط می شد. در آن نشست رجوی به خود می بالید که نیروهای ایرانی را شکست داده و با این عبارت که گفته بود رفسجانی قصد داشت ما را در اشرف درو کند اما ما آنها را شکست دادیم، می خواست درگیری اش را با نیروهای کردی با این عناوین توجیه کند.</p>
<h3>یورش به روستای شیخ بابا &#8211; 40 نفر از نیروها کشته شدند</h3>
<p>من یادم هست در همان ایام مروارید یک دسته از نیروهای قرارگاه ما به منطقه شیخ بابا یورش برده بودند. در نتیجه تمامی افراد کشته شدند. در این بین یکی از بچه ها به نام مهدی که بابلی بود و اتفاقاً مسئله دار هم بود به عنوان توپچی در همین یگانی که به شیخ بابا اعزام کرده بودند سازماندهی کردند. او با وجود این که مسئله دار هم بود رفت و دیگر بر نگشت. تانک آنها در اثر اصابت موشک منهدم شد و او هم در آن عملیات از بین رفت. مهدی با من در دوره آموزشی هم کلاس بودیم. با من خیلی شوخی می کرد در حالی که از میلیشیای ایام سال 60 سازمان بود، اما با رجوی مسئله داشت به همین دلیل به عنوان توپچی از او استفاده می کردند در حالی که جایگاه او به دلیل سابقه تشکیلاتی بیشتر از اینها بود. فرمانده این یگان که سهراب حمیدی بچه گیلان بود دستور داشت به سمت روستای شیخ بابا تهاجم کند در نتیجه هیچکدام بر نگشتند. ما هم از این وقایع بسیار ناراحت شدیم. حدود 40 نفر در این عملیات از اعضای سازمان کشته شدند رجوی خوش بود که یار قارش صدام را نجات داد زیرا بقای او با بقای صدام گره خورده بود .</p>
<h3>انتقال کمرشکن های عراقی به جلولا</h3>
<p>خاطره ای دیگری که از آن ایام دارم یک ماموریتی به من دادند که باید تعدادی تانک را با کمرشکن های عراقی به قرارگاه جلولا می بردم.  من هم کمرشکن ها را همراهی می کردم راننده کمرشکن ها همه عراقی بودند. با راننده عراقی دست و پا شکسته عربی صحبت میکردم. او وقتی کیف دستی مرا دید که فارسی رویش نوشته بود، از من پرسید بچه کجای ایران هستید گفتم بچه ساری با تعجب به من گفت تو بهشت را ول کردی به جهنم چسبیدی! گفتم چطور؟ سپس خاطراتش را برایم تعریف کرد او گفت من اسیر جنگی در شهر ساری در خیابان ارتش بودم. به او گفتم من آن زمانی که در ایران بودم وقتی از آن خیابان عبور می کردم اسرای عراقی را از لای نرده ها می دیدم و شما توی حیاط قدم می زدید. او هم حرفم را تصدیق کرد و سپس از آب و هوای شمال مخصوصاً ساری تعریف کرد. به همین دلیل رابطه اش با من خیلی حسنه شده بود. از من در بین راه پذیرائی گرمی کرد. بهر حال وقتی خاطراتش را شنیدم متناقض شدم. سرکوب کردها از سوی سازمان برایم قابل توجیه نبود اما با این حال دیگر راه برگشتی وجود نداشت. در دامی گرفتار شدم که نه راه پس داشتم و نه راه پیش. با این که خودم از عملیات فروغ به اصطلاح جاویدان مسئله دار بودم این یکی هم اضافه شد.</p>
<h3>همکاری با نیروهای بعثی برای بازرسی مردم عراق</h3>
<p>خلاصه بعد از عملیات ، فرماندهی کل دستور صادر کرد که در تمامی مناطق نیروها را اعزام نموده و به ایجاد پست های ایست و بازرسی بپردازند. در واقع با همکاری افسران بعثی ماشین های مردم عراقی را بازرسی کنند. بر عکس شده بود ما که بیگانه بودیم شده بودیم میزبان ، کار میزبان را می کردیم. مردم عراق هم از این وضعیت ناراضی بودند اما چاره ای نداشتند اگر در آن بازرسی ها کسی اعتراض می کرد فرد مربوطه را تحویل افسران عراقی می دادند. افسران بعثی هم آنها را به شدت تنبیه می کردند. من در همان ایام شنیده بودم تعدادی از کردها را اسیر کرده بودند و در قرارگاه اشرف آنها را نگهداری می کردند. وقتی اوضاع به نفع صدام رقم خورد آنها را تحویل افسران بعثی دادند .</p>
<h3>شرکت در جنگی که ربطی به مجاهدین نداشت</h3>
<p>اما سازمان از اینکه در مسئله داخلی عراق دخالت کرد هرگز پاسخ نداد! مجاهدین با دروغ که پاسداران ایرانی در بین کردها و با لباس کردی قصد حمله به ما را دارند به همین بهانه نیروها را وارد جنگی کردند که هیچ ربطی به سازمان نداشت. حتی رجوی با خیره سری بحث منافع مشترک را جهت توجیه نیروهایش مطرح کرد، واقعیت این است کینه کردها نسبت به سازمان را ما بعدها به چشم دیدیم وقتی یکی از اعضای سازمان را در طی ماموریتی در مناطق کردی ، دستگیر کردند او را تکه تکه کردند. بعد از عملیات مروارید مجاهدین دیگر جرات نمی کردند بدون محافظ نظامی به شهرهای اطراف قرارگاه اشرف تردد کنند. وقتی برای خرید می رفتند با حفاظت نیروهای عراقی می رفتند. به دلیل کینه کردکشی عرصه بر مجاهدین تنگ شده بود . من یادم می آید قبل از مروارید من چندین بار به بغداد رفتم حتی یک کلت هم نداشتم به راحتی در شهر قدم می زدم و کسی به من کاری نداشت اما بعدها به دلیل کردکشی و دفاع از موجودیت صدام اعتماد مردم عراق از سازمان مجاهدین خلق سلب شده بود و فرقه رجوی را به عنوان دشمنی که در ایام انتفاضه کردها و شیعیان را سرکوب کرد می شناختند این وضعیت بسیار ناراحت کننده بود رجوی برای خوش خدمتی به صدام دست به جنایات هولناکی زده بود. در حقیقت این کینه را رجوی در همان ایام عملیات مروارید در بین مردم عراق مخصوصا کردها و شیعیان کاشت. بعد از سرنگونی صدام گورهای دست جمعی کردی بسیاری کشف شده بود براستی مردم عادی به کدامین گناه کشته شدند ؟</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59682">خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59682/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59549</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59549?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Apr 2024 09:46:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59549</guid>

					<description><![CDATA[<p>حادثه ای در سال 1369 در منطقه خلیج فارس اتفاق افتاد که به جنگ نیروهای چند ملیتی با دولت عراق منجر شد نتیجه آن جنگ این بود که تعادل قوای قبلی به هم خورد و در منطقه صف بندی جدیدی شکل گرفت. فروردین هر سال یادآور عملیات مروارید در سال 1370 است ، در آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59549">خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حادثه ای در سال 1369 در منطقه خلیج فارس اتفاق افتاد که به جنگ نیروهای چند ملیتی با دولت عراق منجر شد نتیجه آن جنگ این بود که تعادل قوای قبلی به هم خورد و در منطقه صف بندی جدیدی شکل گرفت. فروردین هر سال یادآور عملیات مروارید در سال 1370 است ، در آن مقطع من که از اعضای سازمان مجاهدین بودم به یاد خاطرات آن سالها می افتم.</p>
<p>پس از حمله صدام به کویت و اشغال آن، آمریکا و متحدینش برای پس گرفتن کویت بمباران های شدیدی را روی عراق آغاز کردند. در بحبوحه این جنگ که به جنگ خلیج شهرت یافت، کردهای عراقی بعد از سالها خفقان و سرکوب از این فرصت استفاده کردند و علیه صدام در منطقه کردی دست به قیام زدند و از سوی دیگر شیعیان عراقی هم به اسم انتفاضه علیه صدام در منطقه میانی و جنوبی به قیام بر خواستند. ارتش صدام به دلیل جنگ خلیج و در نتیجه بمباران های هوایی تحلیل رفته بود و رزیم صدام در معرض خطر سرنگونی توسط کردها و شیعیان بود.</p>
<p>در آن مقطع ما که در قرارگاه اشرف مستقر بودیم برای این که از بمباران های آمریکا در امان بمانیم به منطقه کردی به اسم کفری جابجا شدیم و خودمان را در بین کوه ها و تپه ماهورهای منطقه کردنشین نوژل استتار کردیم. در آن ایام یکی از روزها از سوی رهبری سازمان دستور آمد که از پراکندگی خارج شویم و به قرارگاه اشرف برگردیم. یگان های ارتش آزادیبخش در حال عبور از شهرک کردنشین به نام طوز بودند که با کردهای عراقی درگیر شدند. رجوی دستور داد پاسداران ایرانی با لباس کردی قصد حمله به مجاهدین را دارند بنابراین اگر کسی را با لباس کردی دیدید او را به رگبار ببندید، ما اعضای سازمان فکر نمی کردیم در پس پرده نقشه ای وجود دارد!</p>
<p>رجوی برای خوش خدمتی به صدام و نجات دولت او از سرنگونی به عملیات مروارید دست زد. و به همین بهانه برای نجات صدام کردکشی را راه انداخت و کردها را سرکوب کرد. تعدادی از یگانها و تیپ ها را در منطقه کردی صف آرایی کردند و با کردهای شهر طوز درگیر شدند. تعدادی دیگر هم به قرارگاه اشرف برگشتند و ما هم جزیی از آنها بودیم که به قرارگاه اشرف آمدیم و سپس به جلولا و دیگر مناطق اعزام شدیم. یکی از همان ایام به ما گفتند باید بالای کوههای جبه داغ برویم و در آن محل خط ببندیم. فرمانده گردان ما جلال پراش بود به فرماندهی او بالای جبه داغ رفتیم و با تعدادی از نیروهای کردی که لباس کردی تن داشتند درگیر شدیم. تانک ما در اثر اصابت آر پی جی تیربار دوشکای تانک آسیب دید و دیگر نتوانستیم از تیربار استفاده کنیم. اما به هر حال با توپ و تانک قادر بودیم شلیک کنیم. نیروهای کردی به سلاح سبک مجهز بودند. ما با تانک و نفربر با آنها درگیر شدیم که در آن عملیات تعدادی کشته و اکثر افراد هم پا به فرار گذاشتند. بعد از عملیات دسته نفربر برای پاکسازی منطقه رفت که یکی از فرماندهان نفربر که به اسم یحیی شناخته می شد و از بچه های جنگل و اهل گیلان بود توسط یکی از زخمی هایی که روی زمین افتاده بود، کشته شد. ما در آن عملیات از نیروهای ایرانی و پاسدار موردی ندیدیم.</p>
<p>رجوی بعد از عملیات مروارید در یکی از نشست ها گفت منافع و سرنوشت ما با منافع و آینده عراق به هم گره خورده است ، با این عبارت می خواست سرکوب کردها و شیعیان را توجیه کند ، البته بعد از عملیات مروارید رجوی گفته بود روزی عزت ابراهیم معاون صدام از منطقه شهر خالص عبور میکرد فقط تانک های سازمان مجاهدین را می دید که در مناطق کردی آرایش گرفته بودند و منطقه را زیر نظر داشتند و در تمام منطقه سیطره داشتند سپس به رجوی پیام داد اگر شما نبودید دولت صدام ساقط می شد . رجوی به خود می بالید که نیروهای کردی را شکست داده است. من یادم هست در همان ایام مروارید یک دسته از نیروهای قرارگاه ما به منطقه شیخ بابا یورش بردند و تمامی افراد کشته شدند.</p>
<p>ادامه دارد &#8230;</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59549">خاطره ای از عملیات مروارید &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59549/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملیات مروارید یا همان عملیات کردکشی توسط مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59501</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59501?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Apr 2024 05:30:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59501</guid>

					<description><![CDATA[<p>در مورد عملیات مروارید سازمان مجاهدین دست به تبلیغات گسترده ای می زند و خودش را محق جلوه می دهد و آنرا یک عملیات تدافعی می نامد اما واقعیت چیست؟ در تابستان سال 1369 عراق به کویت حمله کرد و آن کشور را به اشغال خود درآورد. بعد از اشغال کویت، دولت عراق با تهدیدات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59501">عملیات مروارید یا همان عملیات کردکشی توسط مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد عملیات مروارید سازمان مجاهدین دست به تبلیغات گسترده ای می زند و خودش را محق جلوه می دهد و آنرا یک عملیات تدافعی می نامد اما واقعیت چیست؟<br />
در تابستان سال 1369 عراق به کویت حمله کرد و آن کشور را به اشغال خود درآورد. بعد از اشغال کویت، دولت عراق با تهدیدات نظامی آمریکا مواجه شد و به همین خاطر سازمان مجاهدین دست به کار شد و نیروهای خود را به منطقه نوژول در کفری برد و زندگی سنگری آغاز کرد.</p>
<p>در نهایت کار به تهاجم نظامی کشید و آمریکا به عراق حمله کرد. در این میان نیروهای کردی و شیعیان از شمال و جنوب عراق قصد پیشروی به سمت بغداد را داشتند تا صدام را سرنگون کنند و چون ارتش عراق تمام توان خود را در منطقه جنوب مستقر کرده بود حفاظت شمال به نیروهای سازمان مجاهدین خلق سپرده شد تا مانع پیشروی کردها به سمت بغداد بشوند.<br />
در این میان رجوی برای اینکه خیانت خود را نسبت به مردم عراق بپوشاند عنوان داشت نیروهای سپاه با لباس مبدل کردی قصد حمله به اشرف را دارند و در این جریان تعداد زیادی اتوبوس هم به مرز آورده تا نفرات اشرف را دستگیر و به ایران ببرند. این بهانه می توانست دست رجوی را برای کشتار بیشتر باز کند.</p>
<p>بعد از شروع حمله نیروهای سازمان از پراکندگی در نوژول بیرون آمده و تعدادی در سه راهی سلیمان بک و کفری مستقر شدند تا جلوی ورود نیروهای کردی را بگیرند و تعدادی هم در سه راهی خالص به سمت بعقوبه را بستند و تعدادی هم در قرارگاه انزلی که در شهر جلولا مستقر بود منطقه خانقین را پوشش دادند. نیروهای سازمان درگیری های زیادی با نیروهای کردی داشتند و دست به کشتار بزرگی زدند.</p>
<p>برای سازمان مجاهدین کشتن مردم کرد عراقی اصلاٌ مهم نبود. مهم جلوگیری کردن از سقوط اربابشان صدام حسین بود. وقتی کار به پایان رسید، عزت ابراهیم نایب صدام وقتی نیروهای سازمان را در منطفه کردی دید عنوان داشت که کشور عراق و صدام به شما مدیون است و الا حکومت ما سرنگون شده بود. این حرف و حمایت از نیروهای مسلح سازمان مجاهدین حمایت های گسترده نظامی ، لجستیکی ارتش عراق به سازمان مجاهدین به همراه داشت.<br />
مریم رجوی در این عملیات در پیامش به نیروهای خود گفت برای کشتن نیروهای کرد از گلوله استفاده نکنید بلکه آنان را زیر شنی تانکها و نفربرهای خود له کنید این حرف یعنی جنایت جنگی که متاسفانه سازمانهای بین المللی چشم شان را به این جنایت بستند.</p>
<p>من نیز خودم درگیر جنگ مروارید بودم و شاهد جنایتی که اعضای سازمان به دستور سران سازمان انجام می دادند بودم.</p>
<p>شاهد دروغ هایی که رجوی برای جنگیدن و انگیزه دادن به ما می گفت هم بودم. رجوی می گفت پاسداران با لباس مبدل کردی به جنگ آمدند ولی من با مشاهدات خودم و چک لباس کشته شدگان در عملیات مروارید ، فهمیدم همش دروغ و باد هوا بود.<br />
پس می توان نتیجه گرفت رجوی در عملیات مروارید نه دفاع از اشرف بلکه کردکشی و سرپا نگهداشتن صدام در قدرت مد نظرش بود در این زمینه می توان ساعتها حرف زد و نوشت و افرادی بودند که شاهد جنایت رجوی ها بودند. اکنون بعد از گذشت چند دهه سران سازمان مجاهدین باز به عملیات کردکشی با نام مروارید افتخار می کنند در حالی که لکه ننگی بر سابقه سازمان مجاهدین می باشد.</p>
<p>عملیات مروارید نه یک عملیات تدافعی بلکه عملیاتی برای بقای صدام بود و در این راستا هر گونه کشتاری برای رجوی مشروع جلوه می کرد.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59501">عملیات مروارید یا همان عملیات کردکشی توسط مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59501/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازخوانی جنایات سازمان مجاهدین خلق علیه کردها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53527</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53527?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Mar 2023 06:40:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53527</guid>

					<description><![CDATA[<p>در خلال جنگ دوم خلیج فارس و یورش عراق به کویت، مجاهدین خلق در منطقه‌ای به نام &#8220;نوژول&#8221;[1] مستقر شدند. این منطقه پیش از حضور دارودسته رجوی، محل زندگی کردها بوده است اما هنگام واگذاری به عوامل رجوی خالی از سکنه شده بود. ارتش صدام در امتداد سیاست سرکوب و نسل‌کشی کردهای این کشور، شهرک‌ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53527">بازخوانی جنایات سازمان مجاهدین خلق علیه کردها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در خلال جنگ دوم خلیج فارس و یورش عراق به کویت، مجاهدین خلق در منطقه‌ای به نام &#8220;نوژول&#8221;[1] مستقر شدند. این منطقه پیش از حضور دارودسته رجوی، محل زندگی کردها بوده است اما هنگام واگذاری به عوامل رجوی خالی از سکنه شده بود. ارتش صدام در امتداد سیاست سرکوب و نسل‌کشی کردهای این کشور، شهرک‌ها و روستاهای این منطقه را مورد حمله قرار داد و مردم آن را کشت یا به نواحی ایران و ترکیه کوچاند، یا آواره و سرگردان در کوه‌های اطراف کرد. پس از ناکامی &#8220;ارتش آزادیبخش ملی&#8221; در عملیات موسوم به &#8220;فروغ جاویدان&#8221;، صدام حفاظت و نگهبانی منطقه نوژول را به باند رجوی سپرد که در آنجا اوقات فراغت خود را با کاشتن گندم و جو پر کنند. جالب آنکه محصولات این منطقه توسط جماعت رجوی به عراقیان فروخته می‌شد. به هر روی عناصر سازمان با آغاز جنگ دوم خلیج فارس، از برخی جایها و از جمله قرارگاه اشرف به نوژول گسیل شدند.</p>
<p>در پی آغاز عملیات توفان صحرا به منظور اخراج لشکرهای عراق از کویت و حمله قوای سی و سه کشور در چارچوب ائتلاف بین‌المللی به عراق، بسیاری از مناطق عراق به ویژه مراکز و پایگاه‌های نظامی و شبه نظامی در این کشور مورد حمله واقع شد اما قرارگاه ها، پایگاه ها، پناهگاه ها، و مجتمع‌های مسکونی مجاهدین خلق از هرگونه گزندی در امان ماند. براساس توافقات بخش برون مرزی سازمان با تصمیم‌سازان عملیات توفان صحرا، مقرر شد مکان‌های استقرار عوامل رجوی با پرچم بزرگ ایران (بی‌نشانه‌های اسلامی) و بیلبوردهای تصویر &#8220;مسعود و مریم&#8221; به طوری که برای هواپیماها به خوبی قابل رؤیت باشد، متمایز گردد.[2]</p>
<p>فرماندهی کل قوای مسلح عراق، تمرکز نیروهای نظامی خود را در محور کویت قرار داده بود و تقریباً دیگر سرحدات عراق با همسایگان با کمترین عده از یکان‌های کم‌تحرک، کنترل می‌شد. منتفضین از این وضعیت بهره برده در مناطق مختلف به ویژه جنوب و شمال، سر به شورش نهادند. کردها در بخش شمالی کشور موفق به تسخیر شهرهای کلیدی شدند. بیشتر شهروندان کرد که از گذشته دور اسلحه در اختیار داشتند و به دفعات با ارتشیان عراق پیکار کرده بودند به کمک &#8220;پیشمرگه&#8221; توانستند برای نخستین مرتبه در تاریخ عراق بر کل کردستان عراق تسلط یابند. به باور تحلیلگران جنبش انتفاضه، کردها با تصرف شهرهایی چون طوز، کفری، جلولا، کافی بود از سه‌راهی &#8220;سلیمان‌بیگ&#8221; عبور کرده خود را به جاده اصلی رسانده و از آنجا حرکت خود را به طرف خالص ادامه داده و پس از آن به سوی بغداد پیشروی نمایند.</p>
<p>انقلابیان در جنوب عراق، به خصوص در بصره، عماره و ناصریه، چنین طرحی را مطمح نظر داشتند و برنامه بعدی آنان پس از کنترل شهرها، عزیمت به بغداد بود که با کمترین نیروی نظامی از آن محافظت می‌شد و حاکمیت تصور نمی‌کرد در داخل با چنین طغیانی مواجه شده و فتح پایتخت گام بعدی و مقصد نهایی قیامگران باشد. چنانچه لطف فرماندهی عملیات توفان صحرا و مساعدت تصمیم‌گیران سیاسی بین‌المللی و منطقه‌ای به یاری حکومت بعث نمی‌آمد، سقوط صدام دوازده سال پیش از 9 آوریل 2003م به دست مردم شریف عراق محقق می‌گردید.</p>
<p>رژیم بعث با آغاز قیام، نمایندگان تام‌الأختیار خود را راهی خیمه صفوان کرد. آنان با ذلت و از موضع ضعف تن به معامله و آنچه در برابرشان نهاده شد، دادند و پای شرایط خفت‌آور تیم مذاکره‌کننده آمریکایی‌ـ سعودی را امضا کردند تا مانع فروپاشی نظام شده، رخصت عبور قوای خود از حلقه محاصره را دریافت کنند. آنچه در این فاصله به کمک صدامیان به ویژه در صفحات شمالی آمد، ارتش سازمان بود.</p>
<p>6 (مارس) 1991 نیروهای پیشمرگه به روستای &#8220;رانیه&#8221;، که در نزدیکی مرز ایران قرار داشت و جرقه قیام در ناحیه کردستان عراق در آنجا زده شد وارد شده و از آنجا به سایر مناطق کردستان پخش شدند. نیروهای اتحادیه میهنی کردستان عراق عهده‌دار حمله به نهادهای اطلاعاتی حزب بعث شدند. روستاهای دهوک، عمادیه، زاخو، و عقره، حتی بدون کمک و پشتیبانی واحدهای پیشمرگه اتحادیه میهنی از دست عمال حکومت آزاد شدند. در این بحبوحه دست رژیم بعث برای مقابله با شعله‌های قیام در ناحیه کردستان که هر لحظه بر شدت حرارت و مساحت آن افزوده می‌شد خالی بود، اما ناگاه سروکله ارتش سازمان پیدا شد که توسط نظام صدام مجهز به توپ و تانک شده بود. دارودسته رجوی موفق شدند از پیشروی کردها به طرف سلیمانیه به مدت دو روز جلوگیری نمایند.[3]</p>
<p>روایت یکی از اعضای سازمان که پس از شانزده سال عضویت، در سال 1370ـ دقیقاً مقطع انتفاضه شعبانیه ملت عراق‌ـ با تحمل زندان، آزار و شکنجه، از تشکیلات مجاهدین خلق جدا شد، شنیدنی، غمبار و البته متأثرکننده است.</p>
<p>سازمان مجاهدین قسمت بزرگی از مناطق کردنشین شامل شهرهای&#8221;طوز&#8221;،&#8221;خرماتو&#8221;، &#8220;کفری&#8221;، &#8220;سلیمان‌بگ&#8221; و&#8221;خانقین&#8221; را قبل از اینکه کردها به این مناطق بیایند، به اشغال خود درآوردند.</p>
<p>در شهر سلیمان‌بگ، اولین عملیات مجاهدین خلق علیه کردها، در محدوده ساختمان راه‌آهن، با وارد شدن یک مینی‌بوس به شهر آغاز شد. این مینی‌بوس پر از پیشمرگ بود که قصد داشتند شهر را آزاد کنند. یک تیپ از ارتش آزادیبخش، به فرماندهی حسن، و تیپ دیگر، به فرماندهی اَحَد، در دو جبهه به این مینی‌بوس حمله کردند. در اولین لحظات، مینی‌بوس آتش گرفت و سرنشینان مینی‌بوس، که قبلاً پیاده شده بودند، به سرعت پراکنده شدند و به سمت &#8220;کفری&#8221; عقب‌نشینی کردند.</p>
<p>سلاح این پیشمرگ ها کلاشینکف و قناسه بود. مجاهدین خلق آنها را با B.M.P و تانک‌های T55[4] و سایر سلاح‌های سنگین مورد حمله قرار دادند. چند نفر از این عدّه [پیشمرگان کرد] زیر پل راه‌آهن مخفی شدند و مجاهدین خلق، بدون اینکه قصد دستگیری و اسارت آنها را داشته باشند، با توپ پل را منهدم کردند و روز بعد آنها را در همان نزدیکی پل دفن کردند. پیشمرگ‌ها مجموعاً شانزده نفر بودند که اکثر آنها کفش‌های لاستیکی و لباس‌های ژنده به تن داشتند.</p>
<p>در سه‌راهی &#8220;طوزـ سلیمان‌بگ‌ـ کفری&#8221;، مجاهدین خلق یک کامیون بنز قرمز رنگ را، که حامل ده تُن مهمّات برای کردها بود، متوقف کردند. راننده و نفر همراه و دو کودک را از کامیون پیاده کردند و آنها به حالت تسلیم ایستادند. مجاهدین خلق، با توپ 23 میلی‌متری، آن دو را به گلوله بستند؛ یکی از آنها مغزش متلاشی و دیگری مجروح گردید. یکی از کودکان روی جسدی که مغزش متلاشی شده بود، افتاد و گریه و شیون سر داد؛ به نظر می‌رسید که راننده مقتول، پدر کودک بود. از سرنوشت آن مجروح و دو کودک خبری در دست نیست.</p>
<p>بسیاری از سربازهای کرد عراقی، که از جبهه فرار کرده و قصد رفتن به نزد خانواده‌های خود را داشتند و از ترس ارتش عراق و ناامن بودن جاده‌ها از کوه‌ها عبور می‌کردند، در بین راه مورد تهاجم و حمله مجاهدین خلق قرار می‌گرفتند و کشته می‌شدند.</p>
<p>در حین جنگ، یکی از فرماندهان [مجاهدین خلق]، به نام رضا کرمعلی&#8230; پس از صدور دستور تیراندازی به سوی خانه اکراد در شهر&#8221;طوز&#8221;، توسط مدافعین کرد کشته شد؛ و بعد جسد او را به عنوان شهید در پادگان اشرف به خاک سپردند. علاوه بر رضا کرمعلی، ده‌ها نفر از اعضا نیز که بعضاً مخالف جنگ با کردها بودند امّا به علت اطلاعات غلطی که مجاهدین خلق به آنها داده بودند فکر می‌کردند که با [مأموران] رژیم که لباس کُردی به تن کرده‌اند می‌جنگندـ ناخواسته در مناطق کردنشین کشته شدند.</p>
<p>مجاهدین خلق، برای سرپوش گذاشتن روی کُردکشی و دخالت در امور داخلی کردها، جنگ با کردها را &#8220;عملیات مروارید&#8221; نام گذاری کردند، و مدّعی شدند که نیروهای رژیم به قرارگاه آنها حمله و آنها این حمله را دفع کرده‌اند؛ در صورتی که تنها در &#8220;خانقین&#8221;، یعنی ناحیه مرزی ایران و عراق، بخشی از نیروهای مجاهدین خلق که در محلی به نام &#8220;محور سوسن&#8221; مستقر بودند، مورد حمله نیروهای رژیم [ایران] قرار گرفتند؛ امّا در بقیه نقاط، مانند&#8221;طوز&#8221;و &#8220;جلولا&#8221; و&#8221;سلیمان‌بگ&#8221; و&#8221;کفری&#8221;، هیچ خبری از پاسداران نبود. در این عملیات، چهار نوجوان زیر بیست سال را دستگیر کردند و به عنوان&#8221;پاسدار&#8221; جلو دوربین تلویزیون [عراق] آوردند تا ثابت کنند که کردهای عراقی  همه‌ کرد نبوده بلکه عوامل رژیم [جمهوری اسلامی] نیز بین آنها بوده‌اند. [5]</p>
<p>جزئیات دقیق‌تری از برخوردهای دارودسته رجوی با کردهای مبارز عراقی را به نوشته یکی از اعضای سابق سازمان که یک افسر خلبان و تکنسین نیروی هوایی (که در جریان فرار بنی‌صدر و رجوی از کادرهای پرواز همراه سرهنگ معزی بوده و پس از سالها اکنون چند سالی است از تشکیلات فرقه‌ای و فامیلی مسعود و مریم جدا شده است) تقدیم حضور خوانندگان مکرّم می‌گردد:</p>
<p>[نظامیان رجوی] با تجهیزات کامل، در حال برگشت بر سر راه سلیمان‌بیگ و در حال استقرار در اطراف شهرهای &#8220;طوز&#8221; و &#8220;کفری&#8221; بودند. آن گروهی که در حال عبور از شهر&#8221;طوز&#8221; بودند، بنا به دستور فرمانده، سرِ لوله‌های توپ‌ها و مسلسل‌ها را به طرف شهر&#8221;طوز&#8221; هدف‌گیری کرده بودند. مردم شهر در جلو مغازه‌ها، جهت تماشا، گرد آمده در ضمن به کسب و کار خود مشغول بودند.</p>
<p>یکی از فرماندهان کُرد پیش آمد و خواست با فرماندة مجاهدین خلق، به نام رضا کرمعلی، صحبت کند؛ آن فرد کرد گفت: ما که با شما قصد جنگ و دعوا نداریم؛ هدف ما آزادی مناطق‌مان از دست صدّام حسین است و شما در این صورت، در این کشور هیچ مشکلی نخواهید داشت. آیا بهتر نیست که لوله‌های توپتان را به جهت ما نشانه‌گیری نکنید؟!</p>
<p>رضا کرمعلی گفت: شما مزدور رژیم خمینی هستید و همیشه دشمن ما بوده و خواهید بود؛ و قبلاً هم نفرات ما را کشته و یا به جمهوری اسلامی تحویل داده‌اید&#8230;</p>
<p>در این موقع بود که یک گلوله از محلّ نامشخصی شلّیک و رضا را نقش بر زمین کرد&#8230; مجاهدین خلق شروع به تیراندازی‌ـ بدون هدف مشخص‌ـ به طرف شهر نموده و با گلوله توپ، بسیاری از اماکن و مغازه‌ها را خراب کردند&#8230;</p>
<p>مجاهدین خلق به صدام قول داده بودند که تا رسیدن نیروهای عراقی، جلو کردها بایستند و راه را بر آنها ببندند؛ لذا اقدام به بستن راه‌ها و جاده‌های اصلی ورودی و خروجی شهرهای &#8220;کفری&#8221; و&#8221;جلولا&#8221;و&#8221;طوز&#8221; کردند. ابتدا، حدوداً دو روز، گروه‌های کرد سعی در جلوگیری از درگیر شدن با مجاهدین خلق را می‌نمودند. این بدان معنی نبود که آنها توان این کار را نداشتند؛ بلکه نمی‌خواستند خود را در دو جبهه‌ـ جنگ با مجاهدین خلق و صدام‌ـ مشغول کنند. مجاهدین خلق نیروها و اعضای خود را این طور توجیه کرد[ند] که اینهاـ در واقع‌ـ کُرد نیستند؛ بلکه نیروها و سربازان رژیم جمهوری اسلامی هستند که به لباس کردها درآمده‌اند!</p>
<p>کردها به تلاش در راه مذاکره با مجاهدین خلق ادامه دادند؛ تا اینکه یک گروه از مجاهدین خلق به  داخل شهر&#8221;کفری&#8221;حمله بردند. آنها با تانک و نفربر وارد شهر شدند. درگیری در داخل شهر شروع شد و این گروه یازده نفره مجاهدین خلق‌ـ تماماًـ کشته شدند&#8230; پس از آن، تلاش برای مذاکره بین کردها و مجاهدین خلق از بین رفت و طرفین به یکدیگر حمله کردند؛ و بخصوص مجاهدین خلق سعی در کشتن و دستگیر کردن بسیاری از کردها داشتند تا آنها را به دولت عراق تحویل دهند.</p>
<p>این عمل مجاهدین خلق و بستن راه کردها باعث شد تا صدّام تعدادی از نیروهای باقیمانده‌اش را به این مناطق بیاورد و با استفاده از هلیکوپترهای توپدار و توپخانه، کردها را به عقب بنشاند؛ و شهرهای &#8220;جلولا&#8221; و&#8221;طوز&#8221; و &#8220;کفری&#8221; را مجدّداً به تسلّط خود درآورد.[6]</p>
<p>پی‌نوشت‌ها</p>
<p>1- واقع در شمال عراق و حدفاصل شهر کرکوک و شهرهای کفری و طوزخورماتو است.</p>
<p>2- رضا اسدی. واپسگرا. هلند، [مؤلف]، [1372].</p>
<p>3- کنعان مکیة. القسوة و الصمت، الحرب و الطغیان و الانتفاضة فی العالم العربی. کلن، الجمل، 2005 با همکاری انتشارات دارالساقی در لندن، ص 74.</p>
<p>4-. در اصل A55 آمده که غلط است. نگارنده متوجه نشدم منظور از B.M.P چیست؟ شاید مقصود نفربر P.M.P مجهز به کاتیوشاست.</p>
<p>5- هادی شمس‌حائری. مرداب. بی‌جا، بی‌نا، 1375، صص 127ـ130. این اثر جلد دوم کتاب «ارتجاع مغلوب در رقابت با ارتجاع غالب» شمس‌حائری است.</p>
<p>6- رضا اسدی، واپسگرا، صص 91ـ93.</p>
<p>منبع مقاله؛ انتفاضه شعبانیه، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53527">بازخوانی جنایات سازمان مجاهدین خلق علیه کردها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53527/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شهادتنامه اعضای سابق مجاهدین خلق بر کشتار اکراد عراقی توسط این سازمان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53529</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53529?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Mar 2023 05:46:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53529</guid>

					<description><![CDATA[<p>برخی از فرماندهان رده بالای مجاهدین خلق دستور می‌دادند که کرد‌هایی را که در عملیات مروارید به اسارت گرفته می‌شدند ابتدا به طرز وحشیانه‌ای زیر شکنجه قرار داده و سپس به استخبارات صدام تحویل می‌دادند. این روز‌ها گروه‌ها در حالی دم از اتحاد و همبستگی می‌زنند که در کارنامه خود جنایت‌های بی‌سابقه‌ای ثبت کرده‌اند. موضوع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53529">شهادتنامه اعضای سابق مجاهدین خلق بر کشتار اکراد عراقی توسط این سازمان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برخی از فرماندهان رده بالای مجاهدین خلق دستور می‌دادند که کرد‌هایی را که در عملیات مروارید به اسارت گرفته می‌شدند ابتدا به طرز وحشیانه‌ای زیر شکنجه قرار داده و سپس به استخبارات صدام تحویل می‌دادند.</p>
<p>این روز‌ها گروه‌ها در حالی دم از اتحاد و همبستگی می‌زنند که در کارنامه خود جنایت‌های بی‌سابقه‌ای ثبت کرده‌اند. موضوع مشارکت جماعت رجوی در سرکوب و قتل عام کرد‌های شمال عراق در سال ۱۹۹۱ یکی از مهمترین مسائل دوران حضور سازمان در عراق بود. این مسئله به اندازه‌ای برای آمریکایی‌ها حائز اهمیت بود که پس از سرنگونی حاکمیت صدام با ورود نظامیان آمریکایی به قرارگاه اشرف و خلع سلاح مجاهدین، پای مأموران F.B.I برای انگشت‌نگاری و بازجویی از نفرات سازمان بدانجا باز شد.</p>
<p>به رغم آنکه مسئولان عالی رتبه سازمان دخالت خود در سرکوب قیامگران در خلال جنبش انتفاضه را تکذیب می‌نمایند، با این وجود آنچه در پی می‌آید گواهی بیست و یک تن از اعضای سابق &#8220;سازمان مجاهدین خلق ایران&#8221; با مشخصات کامل، همراه با امضا و اثر انگشت، مبنی بر مشارکت سازمان در &#8220;عملیات کردکشی&#8221; در خلال انتفاضه شعبانیه است.</p>
<p>&#8220;به نام خدا</p>
<p>شهادتنامه اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران (MKO)</p>
<p>در رابطه با اجرای عملیات کردکشی در منطقه کردستان عراق ۱۹۹۱</p>
<p>بدین‌وسیله ما اعضای سابق مجاهدین خلق و امضاءکنندگان ذیل که در عملیات موسوم به &#8220;مروارید&#8221; تحت فشار‌ها و تهدید‌های مجاهدین، شرکت داشته‌ایم، اعلام می‌داریم:</p>
<p>۱. ابتدا طبق توجیهات و دروغ‌های رئیس سازمان مجاهدین خلق آقای مسعود رجوی که به نیرو‌های خود به دروغ القاء کرده بود، می‌پنداشتیم پاسداران ایرانی در پوشش و لباس کردی قصد حمله به قرارگاه‌های مجاهدین خلق را دارند. این در حالی است که ما بعداً متوجه شدیم غیر از کرد‌های عراق کسی در صحنه نبوده و آنچه راجع به حضور و نفوذ پاسداران ایرانی در مناطق کردنشین به ما گفته بود دروغی بیش نبوده است.</p>
<p>۲. مسعود رجوی و همسرش &#8220;مریم قجرعضدانلو&#8221; به طور مستقیم عملیات مروارید را فرماندهی کرده و طی پیامی که با بی‌سیم به کلیه نیرو‌ها مخابره شد به صراحت دستور دادند تا خانه‌های روستاییان و شهرک‌های کردنشین عراق را با توپ و تانک ویران نمایند.</p>
<p>۳. صدام حسین به صراحت از تمام افراد ارتش بعثی عراق خواسته بود تا در این عملیات با مجاهدین خلق نهایت همکاری را بنمایند.</p>
<p>۴. فرماندهان و برخی کادر‌های رده بالای مجاهدین علاوه بر این که خانه‌های &#8220;اکراد&#8221; را به توپ می‌بستند، به سوی زنان و کودکان و افراد بی‌سلاح و بی‌دفاع آتش می‌گشودند.همچنین برخی از فرماندهان رده بالای مجاهدین نظیر&#8221;مهدی ابریشمچی&#8221; و &#8220;مهوش سپهری&#8221; دستور می‌دادند که کرد‌هایی را که در عملیات مروارید به اسارت گرفته می‌شدند ابتدا به طرز وحشیانه‌ای زیر شکنجه قرار داده و سپس به استخبارات صدام تحویل می‌دادند.</p>
<p>۵. ما شهادت‌دهندگان بر خود لازم می‌دانیم به عنوان کسانی که شاهد بر جنایات مجاهدین در مورد کرد‌ها بوده‌ایم، روح عدالت چنین حکم می‌کند که رجوی و صدام به عنوان دو هم پیمان و دو مجری که در سرکوب و کشتار مردم غیرنظامی کرد عراق مشارکت داشته‌اند، در محضر دادگاه صالحه پاسخگوی جنایات ضد انسانی خود باشند.</p>
<p>سایت شهدای ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53529">شهادتنامه اعضای سابق مجاهدین خلق بر کشتار اکراد عراقی توسط این سازمان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53529/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا کردستان عراق از گروه مجاهدین خلق متنفر است؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53431</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53431?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Mar 2023 09:24:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53431</guid>

					<description><![CDATA[<p>در بهار سال 1370 و در جریان جنگ اول خلیج فارس، سازمان مجاهدین خلق اقدام به کشتار مردم کردستان عراق کرد. هرچند مجاهدین خلق در سال‌های گذشته این موضوع را انکار و عنوان کرده که درگیری آنان با نیروهای ایرانی بوده است (محمد محدثین مسئول سیاست خارجی شورای ملی مقاومت ایران در پاریس در گفتگویی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53431">چرا کردستان عراق از گروه مجاهدین خلق متنفر است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در بهار سال 1370 و در جریان جنگ اول خلیج فارس، سازمان مجاهدین خلق اقدام به کشتار مردم کردستان عراق کرد.</p>
<p>هرچند مجاهدین خلق در سال‌های گذشته این موضوع را انکار و عنوان کرده که درگیری آنان با نیروهای ایرانی بوده است (محمد محدثین مسئول سیاست خارجی شورای ملی مقاومت ایران در پاریس در گفتگویی گفته است: &#8220;مجاهدین علیه مخالفان هیچ کشوری از جمله مخالفان عراقی، هیچ همکاری با هیچ دولتی نکردند.&#8221;)؛ اما شواهد و اسنادی وجود دارد که نشان می‌دهد مجاهدین خلق پس از جنگ تحمیلی و در حمایت از رژیم بعث صدام در عملیاتی با عنوان&#8221;مروارید&#8221;اقدام به کُردکشی کردند.</p>
<p>در جنگ اول خلیج فارس و به‌دنبال تضعیف رژیم بعث صدام، کردهای عراق که سه سال پیش از آن توسط ارتش صدام در شهر حلبچه و خُرمال بمباران شیمیایی شده بودند، فرصت را غنیمت شمرده مناطق کردنشین را به دست گرفتند.</p>
<p><strong>عملیات مروارید مجاهدین خلق علیه کردها</strong></p>
<p>مسعود رجوی به‌خواست مستقیم ارتش عراق، برای حفظ حکومت صدام و با بهانه حمله نیروهای جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌های مجاهدین خلق، نیروهای خود را به‌سمت مناطق کردنشین فرستاد و اقدام به سرکوب اکراد عراقی کرد تا نیروهای ارتش بعث عراق که تمام آن‌ها به جنوب رفته بودند، به شمال عراق بیایند.</p>
<p>رجوی مدعی شد که تیپ‌های رزمی سپاه پاسداران شهر خانقین را به تصرف نظامی خود درآورده‌اند و فرمان سریع جابه‌جایی و اعزام توپ، تانک و نیروی پیاده به این شهر را شبانه صادر کرد. شهر خانقین یک هفته روی خوش به خود ندید و بسیاری از نیروهای کرد مخالف رژیم صدام کشته شدند و بسیاری از خانه‌های مردم خانقین در این عملیات به‌طور کامل ویران شد.</p>
<p>ارتش صدام پیش از حمله به کویت، شهرک‌ها و روستاهای منطقه‌ای به‌نام &#8220;نوژول&#8221; واقع در شمال عراق را از حضور مردم کُرد تخلیه، تعدادی از مردم آن منطقه را کشته و بسیاری را روانه ایران و ترکیه کرده بود.</p>
<p>پس از عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) که منجر به شکست مجاهدین خلق از ایران شد، صدام حفاظت و نگهبانی از &#8220;نوژول&#8221; را به مجاهدین خلق سپرد که با شروع جنگ اول خلیج فارس، نیروهای رجوی از پادگان اشرف به آن منطقه رفتند.</p>
<p>کردها توانستند شهرهای موصل و سلیمانیه را به تسلط خود درآورند و سپس به‌سوی شهرهایی مانند طوز، کفری و جلولا پیشروی کنند. کافی بود تا کردها از سه‌راهی سلیمان‌بیگ عبور کنند و به جاده اصلی برسند و به‌سوی بغداد پیشروی کنند، در چنین موقعیتی، مقابله با آنان بسیار سخت می‌شد؛ اما ارتش به‌اصطلاح آزادی‌بخش مجاهدین خلق در همین مرحله با اجرای عملیات‌های &#8220;مروارید 1 و 2&#8221; و سرکوب مردم کرد و پیشمرگان در شهرهای مختلف مانع از پیشروی آنان شد.</p>
<p>همچنین بر اساس گزارش آژانس خبری پیامه، یک هفته پس از تسلط نیروهای کرد بر شهرهای شمالی عراق، نیروهای مجاهدین خلق با پوشش کردی و پوسترهایی از مسعود بارزانی و جلال طالبانی وارد کرکوک شدند، شبه‌نظامیان و پیشمرگان کرد کرکوک را غافلگیر کردند و موجبات کنترل دوباره شهر کرکوک توسط حکومت بعثی‌ها را فراهم آوردند که در جریان آن به‌گفته نیروهای کرد عراقی، صدها تن از ساکنین کرد کرکوک توسط اعضای مجاهدین خلق کشته شدند.</p>
<div id="attachment_38959" style="width: 785px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-38959" class="wp-image-38959 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg" alt="عملیات مروارید کردکشی" width="775" height="540" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg 775w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-768x535.jpg 768w" sizes="(max-width: 775px) 100vw, 775px" /><p id="caption-attachment-38959" class="wp-caption-text">عملیات موسوم به مروارید</p></div>
<p><strong>جداشدگان سازمان؛ شاهدان عملیات</strong></p>
<p>افراد بسیاری از جداشدگان سازمان، روایت‌هایی از این عملیات بیان کرده‌اند. حتی تعدادی از افراد سازمان به‌دلیل حمله به کردهای عراق از سازمان جدا شدند، البته اینان افرادی بودند که از تصفیه سازمان در امان ماندند. شکرالله گرگی‌زاده از اعضای جداشده سازمان در این رابطه می‌گوید: &#8220;من خودم از ترس این که بلایی سرم بیاورند و یا مرا بدهند به اطلاعات مخابرات عراق، چیزی نمی‌گفتم.&#8221;</p>
<p>شمس حائری یکی از اعضای قدیمی و جداشده سازمان در کتاب مرداب نوشته است:&#8221;سازمان مجاهدین خلق قسمت بزرگی از مناطق کردنشین&#8230; را قبل از اینکه کردها به این مناطق بیایند، به اشغال خود درآوردند. در شهر سلیمان‌بگ، اولین عملیات مجاهدین خلق علیه کردها&#8230; آغاز شد.</p>
<p>سلاح این پیشمرگ‌ها کلاشینکف و قناسه بود ولی مجاهدین خلق آن‌ها را با .B.M.P تانک‌های A55 و سایر سلاح‌های سنگین مورد حمله قرار دادند.</p>
<p>&#8230; بسیاری از سربازهای کرد عراقی که از جبهه فرار کرده و قصد رفتن به‌نزد خانواده‌های خود را داشتند و از ترس ارتش عراق و ناامن بودن جاده‌ها از کوه‌ها عبور می‌کردند، در بین راه مورد تهاجم و حمله مجاهدین خلق قرار می‌گرفتند و کشته می‌شدند.&#8221;</p>
<p>حائری در این کتاب علاوه بر اینکه عنوان کرده اعضای مجاهدین خلق به‌سوی خانه‌های کردها در شهر طوز تیراندازی کردند و اموال آنان را به غارت بردند، به ادعای سازمان در سال‌های گذشته پاسخ داده و آورده است: &#8220;مجاهدین خلق برای سرپوش گذاشتن روی کُردکشی و دخالت در امور داخلی کردها، جنگ با کردها را &#8220;عملیات مروارید&#8221; نامگذاری کرده‌اند؛ در صورتی که تنها در خانقین یعنی ناحیه مرزی ایران و عراق بخشی از نیروهای مجاهدین خلق&#8230; مورد حمله نیروهای رژیم (جمهوری اسلامی) قرار گرفتند؛ اما در بقیه نقاط&#8230; هیچ خبری از پاسداران نبود. در این عملیات، چهار نوجوان زیر بیست سال را دستگیر کردند و به‌عنوان &#8220;پاسدار&#8221; جلوی دوربین تلویزیون عراق آوردند تا ثابت کنند که کردهای عراقی ــ همه ــ کرد نبوده بلکه عوامل رژیم نیز بین آن‌ها بوده‌اند.&#8221;</p>
<p>رضا اسدی خلبان و افسر نیروی هوایی نیز که در جریان فرار بنی‌صدر و رجوی از کادرهای پرواز بود و سال‌ها عضو مجاهدین خلق بود و پس از چند سال از آن‌ها جدا شد، در کتاب خاطرات خود با عنوان &#8220;واپسگرا&#8221; آورده است: &#8220;مجاهدین خلق به صدام قول داده بودند که تا رسیدن نیروهای عراقی، جلو کردها بایستند و راه را بر آن‌ها ببندند&#8230; مجاهدین خلق نیروها و اعضای خود را این‌طور توجیه کرد که این‌ها ــ در واقع ــ کُرد نیستند؛ بلکه نیروها و سربازان رژیم جمهوری اسلامی هستند که به لباس کردها درآمده‌اند!&#8221;</p>
<p><strong>دشمنی رجوی با کردها</strong></p>
<p>مسعود رجوی در نشست توجیهی خود به اعضای گروه مجاهدین خلق اعلام کرد:&#8221;سربازان ایرانی، در لباس کردها، درصدد حمله به مجاهدین هستند.&#8221; البته او چندی بعد و زمانی که اعضا دچار تردید شدند، گفت: &#8220;پاسداران جمهوری اسلامی و اتحاد کردستان برای حمله به مجاهدین با هم متحد شده‌اند.&#8221;</p>
<p>پس از اجرای عملیات مروارید، جلسات جمع‌بندی عملیات در قرارگاه اشرف برگزار شد. مسعود رجوی در این نشست گفت: &#8220;کردهای عراق دشمن دیرینه ما بودند&#8230; در این عملیات ما با صاحب‌خانه وحدت استراتژیک و منافع مشترک داشتیم و صاحب‌خانه (صدام) را نجات دادیم.&#8221;</p>
<p>مریم رجوی هم گفت: &#8220;من به شما قبلاً پیام داده بودم که این‌ها لیاقت گلوله را هم ندارند و آن‌ها را در زیر شنی تانک قرار دهید و گلوله‌ها را برای پاسداران نگه دارید.&#8221;</p>
<p>مجید عالمیان‌ فرمانده مهندسی محور یکم نیز در گزارشی عنوان کرد: &#8220;افراد محلی به‌همراه نیروهایی که توسط یگان‌های زرهی و مکانیزه محور یکم در ارتفاعات جبه‌داغ محاصره و قلع‌وقمع شده بودند، ما آن‌ها را با لودر دفن می‌کردیم که یکی از آن‌ها زنده بود و توسط فردی به‌نام غلام نبی به‌وسیله ناخن لودر چند بار به هوا برده و به زمین زده شد تا کشته شود. این کینه رزمندگان خواهر مریم نسبت به کردهای عراقی است.&#8221;</p>
<p><strong>‌اسناد و شواهد دیگر</strong></p>
<p>در خصوص شواهد و اسناد، کردهای عراق بارها اعلام کرده‌اند که شواهد مستندی در دست دارند که ثابت می‌کند گروه مجاهدین خلق در سرکوب قیام کردها در سال 1991 نقش داشته است.</p>
<p>پس از آرام شدن اوضاع، در دیداری که صدام از استان دیالی داشت، استاندار دیالی در برابر دوربین خبرنگاران به صدام گفت که &#8220;کشور عراق و استان دیاله را مدیون خدمات برادران مجاهد هستیم.</p>
<p>عزت ابراهیم الدوری معاون اول صدام نیز بعد از سرکوب کردها، در نشست حزب بعث عراق اولین تبریک را به رجوی گفت و تمامی حاضران به‌مدت چند دقیقه برای رجوی کف زدند. فیلم این جلسه را رجوی در نشست درونی سازمان برای همه اعضا پخش کرد.</p>
<p>در سال 2009 نیز که دادگاه عالی عراق برای بررسی جنایات رژیم سابق عراق در زمان قیام‌های سال 1991، تشکیل شد، اعلام شد که حدود 5 هزار شکایت‌نامه علیه رژیم بعث و سازمان مجاهدین خلق به دادگاه ارسال شده است.</p>
<p>بنیاد هابیلیان نیز چند سال پیش اقدام به انتشار نام 142 تن از سرکردگان و اعضای سازمان که در عملیات مروارید نقش داشتند، کرد.</p>
<p>کردهای عراق به‌قدری از مجاهدین خلق نفرت دارند که پس از سقوط صدام، خواهان محاکمه مسعود رجوی به‌اتهام همدستی با صدام حسین در سرکوب مردم کردستان این کشور شدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53431">چرا کردستان عراق از گروه مجاهدین خلق متنفر است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53431/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مستند به نام خلق – کردکشی سازمان مجاهدین خلق در عراق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51656</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51656?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Sep 2022 11:15:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[مستند به نام خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51656</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجموعه مستند &#8220;به نام خلق&#8221; به روایت اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق به تاریخچه این سازمان از ابتدای شکل‌گیری تا کنون می‌پردازد. این مجموعه مستند تلویزیونی نحوه شکل گیری، فعالیت های قبل و بعد از انقلاب اسلامی و فعالیت های حال حاضر این گروه تروریستی را به تصویر می کشد. این قسمت از این مجموعه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51656">مستند به نام خلق – کردکشی سازمان مجاهدین خلق در عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجموعه مستند &#8220;به نام خلق&#8221; به روایت اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق به تاریخچه این سازمان از ابتدای شکل‌گیری تا کنون می‌پردازد. این مجموعه مستند تلویزیونی نحوه شکل گیری، فعالیت های قبل و بعد از انقلاب اسلامی و فعالیت های حال حاضر این گروه تروریستی را به تصویر می کشد.</p>
<p>این قسمت از این مجموعه به عملیات مروارید (عملیات کردکشی مجاهدین) پرداخته است.<br />
پس از حمله عراق به کویت و سپس عملیات غرب و ائتلاف ناتو در عراق و سقوط موقت صدام، کردهای کردستان عراق قیام سراسری می کنند و برای فتح بغداد رهسپار می شوند اما با برخورد شدید و سرکوب نیروهای مجاهدین خلق مواجه می شوند. این عملیات در ارتفاعات مروارید عراق به عملیات کردکشی مجاهدین خلق معروف می شود.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-51656-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Be_Name_Khalq/Be-Name-Khalq-Morvarid.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Be_Name_Khalq/Be-Name-Khalq-Morvarid.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Be_Name_Khalq/Be-Name-Khalq-Morvarid.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Be_Name_Khalq/Be-Name-Khalq-Morvarid.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51656">مستند به نام خلق – کردکشی سازمان مجاهدین خلق در عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51656/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Be_Name_Khalq/Be-Name-Khalq-Morvarid.mp4" length="295903357" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>بررسی عملیات سیاه فرقه رجوی علیه کردها و شیعیان عراق در جریان انتفاضه شعبانیه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49807</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49807?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Apr 2022 07:36:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49807</guid>

					<description><![CDATA[<p>نقش فرقه تروریستی رجوی براساس شواهد و مدارک مستند در همکاری با صدام در طول سال های دفاع مقدس و همچنین در سرکوب قیام مردم در انتفاضه شعبانیه غیرقابل انکار است. به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، فرقه رجوی مدعی است در فرودین ماه سال ۱۳۷۱ مصادف با شکست دولت عراق در جنگ علیه کویت برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49807">بررسی عملیات سیاه فرقه رجوی علیه کردها و شیعیان عراق در جریان انتفاضه شعبانیه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نقش فرقه تروریستی رجوی براساس شواهد و مدارک مستند در همکاری با صدام در طول سال های دفاع مقدس و همچنین در سرکوب قیام مردم در انتفاضه شعبانیه غیرقابل انکار است.</p>
<p>به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، فرقه رجوی مدعی است در فرودین ماه سال ۱۳۷۱ مصادف با شکست دولت عراق در جنگ علیه کویت برای دفاع از خویش با اکراد عراقی در هنگام برگشت به کمپ اشرف درگیر شده و نام آن جنگ وحشیانه و قتل عام را <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%af">«عملیات مروارید»</a> گذاشتند.</p>
<p>اما واقعیت چیست. پس از شکست رژیم بعثی در جنگ خیلج فارس مردم عراق از ظلم و ستم  دیکتاتوری صدام حسین به ستوه آمده بودند علیه دولت بعثی قیام کردند.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-38959 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg" alt="عملیات مروارید کردکشی" width="775" height="540" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg 775w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-768x535.jpg 768w" sizes="(max-width: 775px) 100vw, 775px" /></p>
<p>قیام از استان های جنوبی عراق آغاز شد و سپس کل عراق را در برگرفت و می رفت تا حکومت صدام را سرنگون کند. نکته مهم آنکه  قیام تحت حمایت مراجع شیعی قرار گرفت و برای رهبری آن کمیته نه نفره ای تشکیل شد که باعث نگرانی دول غربی و برخی همسایگان عراق شد. آنها نمی‌خواستند یک دولت مستقل و اسلامی دیگر را در منطقه شاهد باشند.</p>
<p>قیام مردم مسلمان عراق یا همان انتفاضه شعبانیه در کربلا و نجف و برخی مناطق دیگر علیه دولت  شکل گرفت. بخش اصلی کشور به دست نیروهای مردمی افتاده بود. از ۱۸ استان عراق چهارده استان دیالی واسط میسان، البصره،  ذی قار، المثنی، القادسیه، بابل، کربلا، نجف، دهوک، اربیل، کرکوک و سلیمانیه به دست انقلابیون افتاد و تنها استان های مرکزی شامل صلاح الدین، بغداد، نینوا و الانبار در اختیار حکومت بود. امریکا که انتظار چنین قیام بزرگی را نداشت از ترس افتادن کشور به دست کردها و شیعیان به دولت عراق برای سرکوب مردم چراغ سبز داد. پس از حمله صدام به کویت، عراق منطقه پروازممنوع اعلام و حرکت کلیه هواپیما ها و بالگرد های ارتش عراق تحریم بود ولی دولت امریکا در  شرایط قیام مردم برای سرکوب منطقه پرواز ممنوع در مناطق شیعی و کرد نشین را لغو نمود.</p>
<p>آن ها به جنگنده های عراق اجازه دادند بار دیگر پرواز کنند. نادیده گرفتن شرایط منطقه پرواز ممنوع برای ارتش عراق به صدام این فرصت را داد که با حملات هوایی و استفاده از سلاح های غیر متعارف و تسلیحات شیمیایی بمب های فسفری و با کمک مزدورانی چون فرقه رجوب، انتفاضه مردمی عراق را سرکوب کنند.</p>
<p>آنها به اماکن مقدس اسلامی نیز رحم نکردند و با توپ و تانک به شهرهای کربلا و نجف حمله کردند.  گارد جمهوری عراق به رهبری داماد صدام «حسین کمال» قیام شعبانیه را سرکوب و کشتاری عظیم به راه انداخت. یکی از مهمترین شهرهایی که در برابر صدام مقاومت می کرد شهر کربلا بود. گفته می شود حسین کمال هنگامی که با تردید نیروهای ارتش برای حمله به کربلا مواجه می شد با تانک به گنبد حرم امام حسین شلیک کرد و گفت من حسین هستم و آن هم حسین است انتخاب کنید با کدام حسین هستید.</p>
<p>مجاهدین هم در این ماجرا ساکت ننشستند و به کمک نیروهای عراقی شتافتند و همراه با نیروهای صدام در کشتار شیعیان و اکراد سهیم شدند.</p>
<p>از زمان حضور فرقه تروریستی سازمان مجاهدین در خاک عراق و تشکیل ارتش، سران مجاهدین بدون اجازه و هماهنگی با صدام و تشکیلات امنیتی عراق (استخبارات) اجازه کوچکترین اقدام نظامی را نداشتند. در واقع ارتش تشکیل یافته رجوی به عنوان یکی از واحد های ارتش عراق و زیرمجموعه یکی از لشکرهای نظامی رژیم بعثی شمرده می شد.</p>
<p>در مدارکی که پس از سقوط دولت صدام به دست آمد رجوی در یکی از ملاقات هایش با صدام گفته بود: «درباره موضع خودمان فقط این جمله را می گویم من در ذهن خودم و همانطور در قلب خودم نمی توانم حساب مصالح و منافع خودمان را از شما جدا کنم این ها دقیقا در هم آمیخته است. واقعیت این است منافع ما چنگ در چنگ و تنگاتنگ است.»</p>
<p>لذا در زمان به خطر افتادن حکومت صدام که می رفت طومارش در سال ۱۳۷۰ بسته شود فرقه بیش از هر گروه کشور و همسایه های دیگر عراق منافع و هستی خود را در خطر می دید. ثبات و یا باقی ماندن دولت صدام برای رجوی امری حیاتی بود.</p>
<p>این موضوع باعث شد او به اربابش ثابت کند تا کجا حامی و مزدور است. به دلیل پیوندها و همکاری های گسترده سازمان مجاهدین در زمان جنگ  با عراق، به خاطر از دست نرفتن موقعیت و امکاناتش به تلاطم افتاد و به صدام قول داد در کنار ارتش عراق با نیروهای بپا خاسته عراق بجنگند.</p>
<p>«وفیق سامرایی» در کتاب خاطرات و مصاحبه  اش در آبان ۱۳۶۷ با نشریه پیوند نوشته است: «پس از آمدن رجوی به عراق ماهانه علاوه بر تامین هزینه‌ها و احتیاجات افرادش بین ۹ تا ۱۰ میلیون دلار نقد به آن ها پرداخت می کردیم. حدود ۲۰ میلیون دینار عراقی نیز می گرفت و میلیون ها دلار برای اداره سازمانش در خارج دریافت می کرد.»</p>
<p>نقش سازمان مجاهدین براساس شواهد و مدارک مستند در همکاری با صدام در طول سال های دفاع مقدس و همچنین در سرکوب قیام مردم در انتفاضه شعبانیه غیرقابل انکار است.</p>
<p>آن ها با دولت عراق همکاری کامل داشتند و در سرکوب مردم بصره  استان های دیالی، واسط شهرک ثوره بغداد و حتی کربلا و نجف، شرکت داشتند.</p>
<p>تضعیف ارتش بعثی بعد از شکست جنگ خلیج فارس و خالی شدن مناطق شمالی از نیروهای بعث فرصتی  برای کردها بود تا شهرهای بزرگ و اصلی چون موصل و سلیمانیه را تصرف کنند و پس از سیطره بر طوز کفری و جلولا به سوی بغداد پیشروی کنند. در همین زمان نیروهای رجوی که به دلیل جنگ خلیج فارس در منطقه حمرین بودند فرصت را غنیمت شمردند و در هنگام پیشروی نیروهای  قیام کننده به سمت آنان حرکت و را ه را بر آنان بستند و به سرکوب و کشتار پرداختند تا ارتش عراق از جنوب خود را به کردها رساند.</p>
<p>از اول فروردین تا سیزدهم چند هزار نفر از مردم غیرنظامی شمال عراق با فرماندهی نیروهای عراق وهمکاری مجاهدین کشته شدند.</p>
<p>در شهر سلیمان بگ اولین عملیات فرقه علیه کردها انجام شد که دو تیپ سازمان به فرماندهی حسن نظام و احدبوغداچی مانع ورود پیش مرگه ها به شهر شده و آنان را سرکوب کرده و بسیاری را کشتند. در سایر مناطق اکثر فرماندهان اصلی فرقه چون مهوش سپهری، اسماعیل مرتضایی، پری بخشایی، مهدی برایی، صدیقه حسینی  و… مستقیم در عملیات هایی علیه کردها در منطقه حضور داشتند.</p>
<p>رجوی‌ها به صدام قول داده بودند تا رسیدن نیروهای عراق  جلوی کردها بایستند و راه را بر آن ها ببندند لذا اقدام به بستن راه ها و جاده های اصلی و ورودی و خروجی شهرهای کفری جلولا و طوز کردند. پس از آن هم تا چند ماه همراه با نیروهای ارتش صدام در استان دیالی جلولا و یکسری مناطق دیگردر گشت ها و ایستگاه های بازرسی حضور داشتند.</p>
<p>موضوع دخالت و سرکوب فرقه در سرکوب انتفاضه عراق پس از سقوط صدام و کشف نوارهای مذاکرات سران مجاهدین و روسای استخبارات عراق جای انکار و فریب افکار عمومی را برای فرقه باقی نگذاشت. در قسمتی از مذاکرات، رجوی در یکی از جلسات مشترک با رئیس استخبارات عراق صابرالدوری حضور دارد. صابرالدوری از مسعود رجوی و ارتش آزادی بخش تشکر و از نقش ارزنده ای که در سرکوب قیام داشته قدردانی می کند. او می گوید: «من جزئیات و نقش سازمان در این عملیات سرکوب را خدمت ایشان عرض کردم. گزارش لحظه به لحظه اقدامات شما را اطلاع داد. گفتم سازمان با توجه به امکانات اندکی که در اختیارداشت و ما قادر نبودیم امکانات بیشتری در اختیارشان قراردهیم کاری کرد که نه در حد و اندازه خودش بلکه فراتر از آن بود. تعجب نمی کنم این وضعیت جنگجویان و مبارزان است که همواره  فداکاری هایی می کنند که از آن ها انتطار می رود. آن هنگام از سید رئیس تقاضا کردیم نامه تشکر برای مسعود ارسال کند که گفت این کافی نیست و باید از مسعود در دیدار حضوری تشکر کنم.» / آرشیو اسناد هابیلیان</p>
<p>حالا هر چقدر هم رجوی خیانتکار نقش خود را در این سرکوب وحشیانه انکار کند اعتراف و صدای فرماندهان ارتش بعثی را که نمی تواند انکار کند و سالهاست در این موارد سکوت مرگ گرفتند.</p>
<p>هم چنین گواهی دهها تن از اعضای جدا شده که خود در آن زمان در جریان جنگ موسوم به عملیات مروارید حضور داشتند و بسیاری از اسناد غیرقابل انکار در تاریخ سیاه مجاهدین ماندگار خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49807">بررسی عملیات سیاه فرقه رجوی علیه کردها و شیعیان عراق در جریان انتفاضه شعبانیه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49807/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دو اسفند متفاوت در تاریخ سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49436</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49436?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Mar 2022 09:29:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=49436</guid>

					<description><![CDATA[<p>آخرین ماه زمستان برای من یادآور دو خاطره از مجاهدین خلق است. اسفند 69 اوج وابستگی مجاهدین خلق به صدام و اسفند 81 اوج شکست تحلیل های مسخره رجوی. بعد از اشغال کویت توسط صدام در تابستان 69، غرب تصمیم گرفت که صدام را از این کار منصرف کند و مجبورش کند که از اشغال [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49436">دو اسفند متفاوت در تاریخ سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آخرین ماه زمستان برای من یادآور <strong>دو خاطره</strong> از مجاهدین خلق است. <strong>اسفند 69</strong> اوج وابستگی مجاهدین خلق به صدام و <strong>اسفند 81</strong> اوج شکست تحلیل های مسخره رجوی. بعد از اشغال کویت توسط صدام در تابستان 69، غرب تصمیم گرفت که صدام را از این کار منصرف کند و مجبورش کند که از اشغال کویت دست بکشد. این کشاکش تا زمستان 69 ادامه داشت و در نهایت غرب تصمیم گرفت که به عراق حمله کند و در اسفند همان سال این کار صورت گرفت و سران فرقه تصمیم گرفتند برای کمک به اربابشان به بهانه اینکه ایران قصد حمله به عراق دارد به کمک وی شتافته تا بتوانند از سقوط وی جلوگیری نمایند. رجوی برای اثبات وابستگی خود به صدام دست به جنایت های بیشماری علیه مردم کردستان عراق زد. یعنی اینکه مرتکب جنایت جنگی شد و دست به کشتار مردم عادی زد.<br />
البته در این جنگ ماهیت مریم قجر نیز برای همه مشخص شد که چگونه تشنه ریختن خون و کشتن است و به این کارش افتخار می کند. او عنوان نمود نباید برای دشمنان و اسرا گلوله ای مصرف نمود و باید آنان را زیر شنی تانکها و نفربرها له کرد و این گونه ماهیت دد منشانه اش را به رخ همه کشید و اگر اکنون مدعی آزادی خواهی و حقوق انسانی می شود دروغی بیش نیست و می خواهد این گونه خودش را پشت نقاب جنایتی که انجام داده بپوشاند.</p>
<p>رجوی ها در عملیات مروارید با دروغ و فریبکاری و به خاطر اینکه شکست تحلیل های خود را عنوان نکند دست به جنایتی زد که اصلاٌ ربطی به وی نداشت. وی به جای اینکه عنوان کند در تحلیل هایش شکست خورده و باید عراق را ترک کند وارد این جنگ شد و مجبور شد دست به جنایت های بیشماری بزند .</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-38959 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg" alt="عملیات مروارید کردکشی" width="775" height="540" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg 775w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-768x535.jpg 768w" sizes="(max-width: 775px) 100vw, 775px" /></p>
<p>اما اسفند بعدی که باید از آن یاد کنیم مربوط به سال 1381 می باشد. غرب تصمیم گرفته بود به بهانه وجود سلاح شیمیایی به عراق حمله کند. رجوی در 23 اسفند 81 نشستی برگزار کرد و گفت که ما در این جنگ بی طرف هستیم و خود غرب هم از این موضوع اطلاع دارد و اگر حمله ای علیه قرارگاه های سازمان صورت بگیرد به معنی حرکت ما به سمت ایران خواهد بود و من به همراه مریم در کنار شما و جلودار ارتش خواهیم بود. این حرف شاید در نگاه اول خیلی انگیزاننده باشد و به نیروهای سازمان انرژی مضاعفی دهد ولی این شعاری بود که فقط رجوی ها می دانستند توخالی است و از آنان جنگی در نمی آید.</p>
<p>رجوی در نشست عنوان داشت که غرب توان حمله به عراق را ندارد. نیروهای سازمان را به پراکندگی در حاشیه نوار مرزی ایران فرستاد تا اگر فرصتی پیش آمد به ایران حمله کنند. رجوی برای توجیه کارش سعی کرد در نشست همه جنبه های عملیاتی را مورد بررسی قرار دهد تا همه ما فکر کنیم این بار با عملیات فروغ جاویدان شماره دو به داخل کشور خواهیم رفت و این خوابی بود که رجوی برای نیروهایش دیده بود.</p>
<p>با شروع حمله غرب به عراق و بمباران قرارگاه های سازمان خبری از دستور حرکت توسط رجوی ها به سمت ایران نبود و این مسئله هر ساعتی که می گذشت حادتر می شد تا این که بعد از گذشت دو هفته به نیروهای سازمان که در انتظار دستور پیشروی به مرز ایران بودند، دستور داد در اوج خاری و زبونی پرچم سفید و تسلیم در مقابل نیروهای مهاجم یعنی امریکا به اهتزاز در آورند و این گونه سازمان نه تنها به سمت ایران حرکت نکرد بلکه تسلیم شده و دیگر خبری از حرکت و پیشروی نبود و این نقطه اوج خیانت رجوی به نیروهایش بود که فکر می کردند می توانند به ایران بروند.</p>
<p>این دستور برای همه اعضای سازمان بسیار سخت بود. چگونه تسلیم شده و دیگر خبری از پیشروی نیست! دوباره باید برای چندین سال در قرارگاه اشرف می ماندند! این بار دیگر خبری از صدام نبود که به حمایت از رجوی بپردازد و عملاٌ رجوی باز در تحلیل هایش شکست خورد. ولی از آنجایی که رجوی هیچ وقت حاضر به قبول شکست نیست این بار نیز این تسلیم را به گونه دیگری یعنی پیروزی برای خود و سازمانش جلوه داد و بعد شاهد بودیم که بعد از مدتی دیگر خبری از سلاح نیست و ابزار نگهبانی ما چماقی بود که از طرف نیروهای امریکایی بعد از شکست سازمان به ما هدیه داده بودند و برایمان جا انداختند که نیروهای رجوی شایسته همین چماق هستند.</p>
<div id="attachment_39365" style="width: 563px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-39365" class="size-full wp-image-39365" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_40.jpg" alt="مسعود خدابنده پشتِ سر مسعود و مریم رجوی ایستاده است." width="553" height="471" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_40.jpg 553w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_40-300x256.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 553px) 100vw, 553px" /><p id="caption-attachment-39365" class="wp-caption-text">مسعود خدابنده پشتِ سر مسعود و مریم رجوی ایستاده است.</p></div>
<p>در مورد رجوی ها باید گفت یکی به سوراخی خزید و از ترس حاضر نیست خودش را نشان دهد و دیگری که مدعی جلوداری بود به خاطر جان بی ارزشش به فرانسه گریخت و این گونه پرونده سیاه خودشان را بستند و برای همه ثابت شد که آنان از ابتدا هم حاضر به پرداخت بها نبودند و این نیروهای مصیبت زده سازمان بودند که باید کشته می شدند و آنان با ریختن خون اعضا، لغز آزادیخواهی سر دهند .</p>
<p>فصل زمستان و خصوصاٌ ماه اسفند ماه بسیار دردناکی برای رجوی ها است. در هر دو مورد آنان دچار شکست های استراتژیکی در تحلیل های خود شدند و عملاٌ دیگر سازمان نتوانست خودش را از گردابی که در آن افتاده بود خارج کند و اکنون همین شکست تحلیل های آنان باعث شد که حتی از عراق اخراج شده و به کشور آلبانی که آن هم با هماهنگی دولت آمریکا بود فرستاده شوند تا دیگر فیل شان هوای ارتش به اصطلاح آزادی بخش نکند .</p>
<p>رجوی ها باید از این دو واقعه ماه اسفند درس می گرفتند ولی از آنجایی که آنان هیچ وقت حاضر به قبول انتقاد از بیرون نیستند و فقط خودشان را همه کاره می دانند شاهد هستیم هر روز نفرات بیشتری به ماهیت ضد بشری و ضد انسانی رجوی ها اشراف پیدا می کنند و از مناسبات جنهمی شان جدا می شوند و دور نیست که پرونده شان در کشور آلبانی البته با کمک جدا شده های انجمن آسیلا بسته شود که این آرزوی همه خانواده ها و نفرات جدا شده می باشد .</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/49436">دو اسفند متفاوت در تاریخ سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/49436/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین در وحشت از عراق بدون صدام کردها را قتل عام کردند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46870</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46870?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Sep 2021 07:42:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46870</guid>

					<description><![CDATA[<p>چند روز پیش دستگاه تبلیغاتی دروغ پرداز فرقه تروریستی رجوی، پیامی منتصب به رجوی را نشر داد که در آن از قول وی برای مردم کردستان عراق دلسوزی شده بود! رجوی در حالی ادعای حمایت از کردها را مطرح می کند که جنایات او علیه مردم کردستان کارنامه قطوری است که در این مطلب به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46870">مجاهدین در وحشت از عراق بدون صدام کردها را قتل عام کردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز پیش دستگاه تبلیغاتی دروغ پرداز فرقه تروریستی رجوی، پیامی منتصب به رجوی را نشر داد که در آن از قول وی برای مردم کردستان عراق دلسوزی شده بود! رجوی در حالی ادعای حمایت از کردها را مطرح می کند که جنایات او علیه مردم کردستان کارنامه قطوری است که در این مطلب به تعدادی از آنها به عنوان مشت نمونه خروار اشاره می کنم.</p>
<p>1- در زمانی که مردم سردشت با بمب های غیر متعارف و ممنوعه شیمیایی توسط ارتش صدام مورد حمله و قتل عام قرار گرفتند، رجوی ها نه تنها از مردم کُرد دفاع نکردند، نه تنها هیچ بیانیه یا اطلاعیه ای در محکومیت این اقدام ندادند، بلکه به عنوان ارتش خصوصی مشغول مزدوری برای صدام بودند و این جنایت او را با سکوت مورد تایید قرار می دادند.</p>
<p>2- یکی از اصلی ترین عوامل قتل عام مردم کردستان ایران و عراق با سلاح های شیمیای و میکروبی فردی بود به نام «علی حسن المجید» پسر عموی صدام که بدلیل این جنایت ها در بین مردم بخصوص مردم کردستان به «علی شیمیایی» شهرت یافت. برخی از جرایم او عبارت بودند از :</p>
<p>&#8211; نسل‌کشی کُردهای عراق که بخشی از آن به قتل و زنده به گور کردن ۱۸۲٬۰۰۰ کُرد عراقی در ۱۰۰ روز<br />
&#8211; دستور بمباران شیمیایی شهر سردشت در سال ۱۳۶۶<br />
&#8211; دستور کشتار ۵٬۰۰۰ کرد در حلبچه به وسیله سلاح‌های شیمیایی در سال 1367<br />
رجوی ها با این فرمانده کردکش همکاری بسیار نزدیکی داشتند بطوری که به دستور صدام، پس از آن که قرارگاهی موسوم به «حبیب» در حوالی شهر بصره عراق به فرقه تروریستی رجوی اعطاء شد. حسن المجید فرمانده مستقیم منطقه و کسی بود که با رجوی ها در منطقه بصره عراق کار می کرد و فرماندهان فرقه در آن ناحیه باید با او همآهنگ می شدند. به این ترتیب رجوی ها برای قاتل مردم کردستان به صورت مستقیم مزدوری می کردند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38959 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg" alt="عملیات مروارید کردکشی" width="775" height="540" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg 775w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-768x535.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 775px) 100vw, 775px" /></p>
<p>3- پس از اولین حمله آمریکا به عراق، مردم این کشور و بخصوص کُردها و شیعیان که بیشتر از بقیه مورد ستم و جنایت صدام قرار گرفته بودند، جنبشی را برای سرنگونی صدام راه انداختند. اما رجوی ها به عنوان مزدوران و متحدان صدام، در وحشت از آینده خود در عراقِ بدون صدام، شروع به مقابله با مردم عراق و بخصوص کُردهای این کشور نمودند. برخی از اقدامات فرقه تروریستی رجوی که به دستور رجوی ها علیه مردم کردستان عراق صورت گرفت عبارت بودند از:</p>
<p>&#8211; توپ باران مردم شهر «کفری»<br />
&#8211; درگیری با نیروهای کُرد در حوالی شهرک «سلیمان بک» که قصد پیشروی به سمت بغداد برای تصرف این شهر را داشتند و کشتن و اسیر کردن تعدادی از آنها</p>
<p>&#8211; کشتار مردم کردستان عراق و حتی نمونه هایی از زیر گرفتن آنان با شنی نفربرها<br />
&#8211; دو درگیری بزرگ با نیروهای کُردی در مناطق کردنشین موسوم به عملیات های «مروارید 1» و «مروارید 2»<br />
&#8211; اسیر کردن دهها تن از مردم کُرد و نگهداری آنها در زندان های فرقه تروریستی رجوی – تلویزیون فرقه در آن زمان فیلمی از این افراد را نمایش داد.<br />
&#8211; حمله به مواضع نیروهای کُرد در منطقه شهر «کلار» که طی آن چندتن از نیروهای فرقه نیز کشته شدند.</p>
<p>4- بعد از پایان جنگ، رژیم صدام اقدام به تخریب و تخلیه بسیاری از روستاهای کردنشین نمود که به عملیات «انفال» معروف است. این عملیات در سال 1367 انجام شد و در جریان آن نیروهای صدام ، بیش از ۱۸۰،۰۰۰ (به نقل از بعضی منابع بیش از ۲۰۰،۰۰۰ نفر) کُردهای ساکن عراق را قتل‌عام کردند.</p>
<p>بنا بر آمار تأیید شده، در طی عملیات هفت‌ماهه انفال از فوریه تا سپتامبر ۱۹۸۸، که در استان‌های «کرکوک»، «دیاله»، «نینوا» و «صلاح الدین» اجرا شد، بیش از 4200 روستا نابود و بیش از ۱۸۲،۰۰۰ نفر مردم بی دفاع به قتل رسیدند که از لحاظ گستردگی و حجم کشتار و درنده‌خویی، نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی به‌عنوان یکی از فجیع‌ترین جنایات علیه بشریت به ثبت رسیده است. طی این عملیات شهرهای «حلبچه»، «طویلا»، بخش «خورمال»، «سید صادق»، «پنجوین»، «قلعه دیزه»، «سنگ سر»، «جوارتا»، «قلاچولان» و «ماوه‌ت» به تمامی ویران و از سکنه خالی گردیدند. بیشتر مردم کشته شده از دو شهر «چمچمال» و «کلار» بودند. این شهرها بعداً از نو ساخته شدند.</p>
<p>رجوی های ضد کُرد نه تنها در آن زمان هیچ اقدامی در محکومیت این جنایت نکردند بلکه بدلیل همراهی با صدام و مزدوری برای او، یک منطقه بزرگ مانور و میدان تیر بسیار بزرگ در منطقه «حمرین» که در داخل آن روستاهای ویران شده مردم کُرد قرار داشت، به عنوان جایزه در قبال این سکوت و مزدوری، از صدام دریافت کردند. بعدها در زمان حمله اول آمریکا به عراق، نیروهای فرقه چند ماه در این منطقه مستقر بودند.<br />
اینها بخش های کوچک از پرونده قطور کُردکشی و خیانت و جنایت رجوی ها علیه مردم کردستان است.<br />
صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46870">مجاهدین در وحشت از عراق بدون صدام کردها را قتل عام کردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46870/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایتی مصور و عینی از هجوم ددمنشانه مجاهدین به مردم بی دفاع</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45295</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45295?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 Jun 2021 07:26:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عراق]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45295</guid>

					<description><![CDATA[<p>همه چیز از اول مارس 1991 مطابق با 10 اسفند 1369 با شلیک یک افسر ناراضی ارتش عراق در بازگشت از جنگ اجباری عراق و کویت در خیابانهای بصره شروع شد. این افسر که از ماجراجوئیهای جنگ طلبانه صدام به ستوه آمده بود در خیابانی در بصره باشلیک توپی به عکس بزرگ صدام درحقیقت شلیکی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45295">روایتی مصور و عینی از هجوم ددمنشانه مجاهدین به مردم بی دفاع</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همه چیز از اول مارس 1991 مطابق با 10 اسفند 1369 با شلیک یک افسر ناراضی ارتش عراق در بازگشت از جنگ اجباری عراق و کویت در خیابانهای بصره شروع شد. این افسر که از ماجراجوئیهای جنگ طلبانه صدام به ستوه آمده بود در خیابانی در بصره باشلیک توپی به عکس بزرگ صدام درحقیقت شلیکی به قلب تاریخ بیداری ملت عراق نمود که توانست جسارت و جرات را به افسران ناراضی ارتش صدام منتقل کند.</p>
<p>پس از این شلیک قیام سراسری مردم عراق با نام انتفاضه شعبانیه شروع شد. بدنبال حملات ددمنشانه صدام به مناطق کردنشین، رهبران آنها از خوف دنائت صدام با تانی به شورش سراسری پیوستند در این زمان مرحوم جلال طالبانی رهبرفقید حزب اتحادیه میهنی و رئیس جمهور سابق عراق در منطقه قاسم رش واقع در نوار مرز سردشت مشغول برنامه ریزی و سازمان دهی نیروهای مردمی در منطقه رانیه بود. سلیمانیه و اربیل تحت شدید ترین تدابیر امنیتی قرار گرفته بود. اولین شورش در مناطق شمالی عراق در شهر رانیه و در 6 مارس 1991 مطابق با 16 اسفند 1368 بعنوان شهر پیش تاخته به قیام مردم عراق پیوستند وبدین سان دروازه شورش به روی کردستان عراق باز شد و شهر رانیه بعنوان دروازه راپه رین (دروازه قیام) و پیش قراول نهضت خیزش مردمی زمینه سقوط صدام در شهرهای کردنشین نام خود را درتاریخ خیزش کردهای عراق ثبت نمود. شهرهای کردنشین عراق مانند سلیمانیه و اربیل و دهوک و کرکوک وجلولا یکی پس از دیگری تسلیم نیروهای مردمی کرد شدند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38959 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg" alt="عملیات مروارید" width="775" height="540" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg 775w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-768x535.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 775px) 100vw, 775px" /></p>
<p>نیروهای نظامی ارتش عراق که تا چند روز قبل با یورش به شهرها و روستاهای منطقه عرصه را برمردم تنگ کرده بودند اینک پایگاههای نظامی خود را رها کرده و بصورت پیاده جاده های شهرهای عرب نشین را در پیش گرفته بودند. نگارنده در اولین روزهای انتفاضه شعبانیه در مناطق کردنشین عراق حضور یافت. ابتدا ازمرز تمرچین تا فاصله ۵کیلومتری برف جاده را بسته بود که با زحمات زیاد جاده بی تردد و متروکه حاج عمران به چومان برف روبی شد و مرحوم شیخ محمد خالد رهبر فقید حزب الله کرد عراق بهمراه شیخ ادهم بارزانی اولین گروه معارض کرد عراقی بودند که از مرز حاج عمران وارد خاک عراق شدند. کاروان چند نفره پیشمرگان شیخ محمد خالد تا شهرچومان مصطفی توسط نیروهای ایرانی همراهی گردیدند. مرحوم شیخ محمد خالد پدرخانم مسعود بارزانی و از معتمدین عشیره بارزان و رئیس این عشیره محسوب میشد که محل زندگی وپایگاه نیروهایش در روستای بیمضرته شهر اشنویه بود.<br />
در مسیرشهرهای کرکوک و اربیل و دیانا و رواندوز و شقلاوه و مصیف صلاح الدین نظامیان صدام مشاهده میشدند که خسته و کوفته با لباسهایی مندرس که غالبا تفنگ‌های خود را در کنارجاده‌ها رها کرده و بمصداق بارز لشکر شکست خورده توجه هر رهگذر را بخود جلب میکردند. نگارنده برای اولین بار وارد شهرهای عمقی عراق میشدم. شهرک توریستی مصیف صلاح الدین از بین همه شهرها و مراکز نظامی عراق توجهم را بخود جلب کرد این تفرجگاه که بر ارتفاعی باصفا واقع است که ویلاهایی پراکنده داشت و مرکز استراحتگاهی و لهو و لعب افسران ارتش عراق بود. شب قبل از ورود ما به این شهر وسایل عیاشی افسران ارتش عراق برچیده شده بود ولی خمره های مشروب آنها هنوز سالم باقی مانده بودند که توسط نیروهای مردمی شکسته می شدند. برای مردم شهرهنوز باور نبود صدام دشوار بود و بیشتر به یک رویا شباهت داشت تا واقعیت.</p>
<p>دومین روز بدون صدام را در کردستان عراق تجربه میکردیم. مساجد و مدارس مملو ازسربازان و افسران جزء ارتش عراق بود. افسران ارشد و افراد حزبی و مسئولین با خودروهای دولتی روز قبل شهرهای کردستان را ترک کرده بودند. مردم اربیل ودیگر شهرها از ارتشیان واهمه ای نداشتند بلکه با روحیه فتوت و جوانمردی انبوه غذاهای متنوع را ازخانه ها روانه مساجد میکردند و در بعضی مناطق خودروهایی دراختیارشان گذاشته میشد و حتی بعضا پول جیبی هم به آنها میدادند تا بتوانند خود را به شهرهای محل سکونتشان برسانند.</p>
<p>شب را در شهر اربیل و درمنزل یکی از سران عشایر سپری کردیم در حالیکه هنوز کردستان بدون صدام درباورمان نمی گنجید. فردا سه نفری به اتفاق دوستی عراقی برای سرکشی به کرکوک رفتیم . درکرکوک شایع شده بود که نیروهای ویژه ارتش صدام بهمراه نیروهایی ناشناخته حمله سنگینی به شهرهای طوزخرما و سلیمان بگ، دوشهرترکمن نشین که بر سر شاهراه حیاتی کرکوک به بغداد واقع شده است انجام داده اند و تعدادی ازمردم این شهرها توانسته بودند خود را به کرکوک برسانند. داخل شهر با خودروی ایرانی پرسه میزدیم و پالایشگاه معروف شهرکه بارها اورا از راه دور مشاهده کرده بودیم نظاره می‌کردیم درنیمه های روز سرگرم تماشای مرکز فرماندهی ارتش عراق درشمال این کشور بودیم که ناگهان ستونی از تانک‌های عراقی بصورت منظم وارد شهر شدند درحالیکه عکس‌های کاک مسعود بارزانی و مام جلال طالبانی بر روی تانکها نصب شده بود بیشتر مردم تصورشان این بود که تانکهای ارتش عراق است که توسط پیشمرگان احزاب کردستان که از ارتش عراق به غنیمت گرفته اند. برای ماها که شناختی نسبی از وضعیت آشنائی نیروهای پیشمرگ به سلاح‌های سنگین داشتیم پذیرش اینکه اینها پیشمرگان کرد عراقی باشند دشواربود و همش درحال تجزیه تحلیل این وضعیت بودیم.دیری نپایید که تانکها پس از ورود به خیابانهای شلوغ شهر ناگهان بسوی مردم نشانه رفتند و هرکجا تجمع مردم بود به توپ بستند.</p>
<p>تازه مردم متوجه شدند که این ستون منظم، نیروهای کرد نبوده بلکه مزدوران موسوم به ارتش آزادیبخش سازمان مجاهدین است که پس از فراغت ازسرکوبی قیام مردم طوزخرما و سلیمان بگ وارد کرکوک شده اند و در چهره پیشمرگ کرد عراقی و با استفاده از محبوبیت دو رهبر کردعراقی دست به کشتارمردم بی دفاع کرکوک زدند. این مزدوران بعدها شرکت خود دراین قتل عام را انکار می‌کردند اما این روایت مصور و عینی نمونه ای از هزاران شاهدیست که ادعای آنان را رد میکند. آنان خوب می‌دانستند که نیروهای قیام مردمی اگر بسوی بغداد به راه می افتادند اولین جایی که برسر راه کرکوک بغداد هدف قرارمیگرفت پادگان اشرف بود وصدام بخوبی از این ترفند استفاده کرد و در سرکوب قیام مردم شمال خصوصا طوزخرما و کرکوک را با این توجیه که موجودیت موقعیت اشرف درخطر است از ظرفیت سفاکی آنان استفاده کرد که بعدها منافقین نام این سرکوب را عملیات مروارید نهادند.</p>
<p>نگارنده و همراهان که با خودروی ایرانی در کرکوک حضور داشتیم شهر را ترک و بسمت منطقه شهر دیانا براه افتادیم. دربین راه کرکوک به اربیل و شقلاوه و دیانا ترافیک بسیارسنگین بود اگرچه وسایل اطلاع رسانی فراگیر و گسترده وجود نداشت اما حمله نیروهای مجاهدین درمقام نیابت از صدام بشدت در بین شهرها توسط پیک های مردمی پخش گردیده بود همه از یک واژه وحشتزده بودند و میگفتند، مجاهد. مجاهد. این کلمه پرمسمای قرآنی را به واژه ای وحشت آور تبدیل کرده بودند. این مردم تازه رهیده از چاله دژخیمی سفاک به چاهی مخوف نفاق گرفتارآمده بودند و تازه پی سازمان مجاهدین به تن آنها مالیده شده بود. مردم ازهمه نقاط استان اربیل بو کرکوک و شهرهای اطراف سوی مرزهای ایران سرازیر میشدند. کمبود سوخت مردم را با مشکل مواجه کرده بود پالایشگاهی وجود نداشت و ذخیره پمپ بنزینها به پایان رسیده بود.</p>
<p>بین راه صحنه های دهشتناکی از این کوچ اجباری دیده میشد که متاسفانه وسیله ای برای ثبت این وقایع در اختیار نبود و هرچه از این کوچ دسته جمعی گفته شود به اندازه چند عکس نمیتواند گویا باشد. تا ورودی شهر خلیفان با هرمشکلی بود با خودرو حرکت کردیم اما از تنگه گلی علی بگ که عبور می‌کردی جاده قفل بود تمام جمعیت می بایست از جاده تنگ و پیچ درپیچ ۷۰ کیلومتری دیانا تا مرز حاج عمران را طی نمایند.وسیله نقلیه جمع پنج نفره ما یک خودروی وانت و یک دستگاه موتورسیکلت تریل بود که سه نفرمان مشکل زبان نداشتیم و براحتی با مردم ارتباط برقرارمیکردیم و راهنمایی های لازم را انجام میدادیم اما دو نفر دیگر که یکی از آنان فرمانده وقت میدان عراق بودند زبان کردی بلد نبودند. راننده وانت را سفارش کردیم به هیچ وجه با کسی صحبت نکند و همراه جمعیت حرکت کند و سه نفری پیاده بسوی مرز براه افتادیم کمی که ادامه دادیم متوجه جمعیتی شدیم که نفری را زیر مشت و لگد گرفته اند و به زبان کردی میگویند؛ مجاهد، مجاهد. خود را نزدیک کردیم دیدیم همان برادر فرمانده را از موتور پیاده کرده و به گمان اینکه او از افراد مزدور مجاهدین است کتک میزنند به هر طریقی بود به جمعیت خشمگین فهماندیم که این مجاهد نیست بلکه فلانی فرمانده منطقه است. باورش برای جمعیت دشوار بود فرمانده ای به این مهمی خودش تنها سوار برموتور بدون سلاح و محافظ درمنطقه حضور دارد. البته شرایط خاصی بود و زمان فکر کردن به این مسائل نبود. وقتی فرمانده را از زیر مشت و لگد بیرون آوردیم علت را از او جویا شدیم گفت به فارسی گفتم راه را باز کنید و ناگهان همه بسویم حمله ور شدند و گفتند مجاهد!. بعدا که خشم مردم فرو نشست و متوجه کاراشتباه خود شدند از ایشان و صبوری اش متعجب و از او عذرخواهی کردند و تیم سه نفره ما با هدف رسیدم به مرز و ارائه گزارش وضعیت اسفبار به حرکت خود ادامه دادیم.</p>
<p>در بین راه صدها صحنه جانکاه مشاهده میشد که ذکرآنها دراین مقال نمیگنجد اما صحنه ای تکان دهنده دیدم که هرگز فراموش نمیکنم به یک خودروی برازیلی اصرار کردم که کمی راه باز کند تا بتوانیم کمی حرکت خودروها را سامان دهی کنیم با نگاه غمبار و توام با شفقتی اشاره به سرنشین جلوی ماشینش نمود به او گفتم چیه گفت مادرم. دیگر نتوانست چیزی بگوید . گفتم خوب مادرت که کنارت هست دیگه چی میگی. نگاه کردم عقب ماشین خانمی و دوسه کودک گریان بودند و خانمی هم در صندلی جلویی نشسته و چادرمحلی روی صورتش انداخته است. راننده ماشین چادر را کنار زد و یک لحظه دیدم این مادر پیر خشک شده و از دنیا رفته بود و چهره اش کاملا زرد و بی روح بود. اشک امانم نداد چادر را بر روی این مادر جفاکش کشیدم و حرفی برای گفتن نداشتم و ماشین را ترک کرده و به مسیرخود ادامه دادیم. در بین راه شاید پنج الی شش کودک خردسال را حساب کردم که در همان فاصله ای که میگذشتیم ازدنیا رفته و درکنار جاده بدون غسل و کفن بخاک میسپردند و نشانی بر روی قبرش میگذاشتند تا روزی برگردند. غوغای عجیبی بود جمعیت از ترس ارتش صدام و مزدورانش امان نداشتند. با پیاده و با موتور هرجوری بود خود را پس از یک شبانه روز به مرز حاج عمران رساندیم. نیروهای ارتش ایران درمرز مستقر بودند و هماهنگی با آنان برای ورود این جمعیت انبوه بسیار دشوار بود چون آنها هم حق داشتند تابع دستورات بالاتر بودند. پاسگاه متروکه ای واقع در فاصله دوکیلومتری نقطه صفرمرزی وجود داشت تقریبا دو طبقه بود و یک طرف سقفش فرو ریخته بود ولی مابقی جاهای آن سالم بود ما نیزسه نفری میهمان ناخوانده جمعیت آواره در این مخروبه بودیم. جمعیت زیادی از ترس سرما و باران و برف بهاری کوهستان به این مخروبه پناه آورده بودند که میشد گفت بالای سیصد نفر زن و مرد بی پناه در این عمارت مخروبه پناه گرفته بودند. شب ازنیمه گذشته بود گروه گروه جمعیت می آمدند و لحظاتی خود را گرم می کردند و می‌رفتند.</p>
<p>همینطور که دور آتش چمباتمه زده بودیم متوجه ترکیدن چند فشنگ در داخل آتش شدیم که جمعیت هراسان شده و با جیغ و داد سر به کوه بیرون از پاسگاه نهادند. زن و کودک با فریاد و جیغ بچه های خردسال را به آغوش گرفته و فرار میکردند. همه کابوس صدام و مجاهدین را میدیدند. بزرگان این محفل آوارگی که تجربه بیشتری داشتند با لهجه کردی عراقی مردم را متقاعد کردند که حمله ای در کار نیست و تنها چند فشنگ برجای مانده از قبل منفجر شده و زن و کودکان وحشت زده و گریان مجددا به پناهگاه بازگشتند. هرمحفلی که سرک میکشیدی بحث مجاهد بود در سرمای سوزناک کوهستان حاج عمران و با لباسی معمولی گوشه ای کنار آتش کز کرده و با چوبی روی زمین را خط خطی میکردم و جمع بندی که از همه گفته ها و مشاهدات میدانی داشتم بدین شرح بود ؛ این مردمی که به مرزها هجوم آورده اند میدانند که ارتش صدام فروپاشیده و توان بازگشت مجدد به شهرهای کردستان را ندارد وتنها عامل رعب و وحشت آنان هجوم ددمنشانه مجاهدین به این مردم بی دفاع بود و عامل اصلی این آوارگی و تلفات بیشمارمردمی کردهای عراق دراین کوچ اجباری کسی جز مزدوران مسعود رجوی نبودند و کسی اماردقیقی از کشتارشهرهای طوزخرما و سلیمان بگ و کرکوک و همچنین تلفات انسانی ناشی از این کوچ اجباری در دست ندارد.</p>
<p>این روایت مصور، تنها ازمحور کرکوک و اربیل و دیانا وبه حاج عمران می‌باشد قطعا مسیرهای دیگر از جمله سلیمانیه به مریوان و سردشت و پاوه هم مشقات و زجرهای خاص خودش را داشته است که مسبب اصلی آنان مجاهدین بودند. شبی جانکاه درمیان ضجه‌های کودکان و پیران بی سرپناه را به صبح رسانیدیم شبی که بسیار سخت و دشوار و فراموش نشدنی بود و فردا با دستور فرمانده ارشد نظامی منطقه شمال غرب کشور، مرز به روی خیل عظیم آوارگان و متواریان از ظلم صدام و ددمنشی مزدوران فرقه رجوی بازشد و بیاد دارم اولین فردی که به خاک ایران وارد شد پیره مردی عراقی بنام مام عبدالله بود که با سواری برازیلی سفیدی مرز را افتتاح کرد و سالها در پیرانشهر سکونت داشت تا اینکه دارفانی را در این شهر وداع گفت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45295">روایتی مصور و عینی از هجوم ددمنشانه مجاهدین به مردم بی دفاع</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45295/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا کردستان عراق از مجاهدین خلق متنفر است؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44138</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44138?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Apr 2021 03:55:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44138</guid>

					<description><![CDATA[<p>در بهار سال 1370 و در جریان جنگ اول خلیج فارس، سازمان مجاهدین خلق اقدام به کشتار مردم کردستان عراق کرد. هرچند سازمان مجاهدین خلق در سال‌های گذشته این موضوع را انکار و عنوان کرده که درگیری آنان با نیروهای ایرانی بوده است (محمد محدثین مسئول سیاست خارجی شورای ملی مقاومت ایران در پاریس در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44138">چرا کردستان عراق از مجاهدین خلق متنفر است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در بهار سال 1370 و در جریان جنگ اول خلیج فارس، سازمان مجاهدین خلق اقدام به کشتار مردم کردستان عراق کرد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25376 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_4.jpg" alt="عملیات کردکشی" width="400" height="287" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_4.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_4-300x215.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /></p>
<p>هرچند سازمان مجاهدین خلق در سال‌های گذشته این موضوع را انکار و عنوان کرده که درگیری آنان با نیروهای ایرانی بوده است (محمد محدثین مسئول سیاست خارجی شورای ملی مقاومت ایران در پاریس در گفتگویی گفته است: «مجاهدین علیه مخالفان هیچ کشوری از جمله مخالفان عراقی، هیچ همکاری با هیچ دولتی نکردند.»)؛ اما شواهد و اسنادی وجود دارد که نشان می‌دهد مجاهدین پس از جنگ تحمیلی و در حمایت از رژیم بعث صدام در عملیاتی با عنوان «مروارید» اقدام به کُردکشی کردند.</p>
<p>در جنگ اول خلیج فارس و به‌دنبال تضعیف رژیم بعث صدام، کردهای عراق که سه سال پیش از آن توسط ارتش صدام در شهر حلبچه و خُرمال بمباران شیمیایی شده بودند، فرصت را غنیمت شمرده مناطق کردنشین را به دست گرفتند.</p>
<p>شواهد و اسنادی وجود دارد که نشان می‌دهد مجاهدین پس از جنگ تحمیلی و در حمایت از رژیم بعث صدام در عملیاتی با عنوان «مروارید» اقدام به کُردکشی کردند.</p>
<p><strong>** عملیات مروارید مجاهدین علیه کردها</strong></p>
<p>مسعود رجوی به‌خواست مستقیم ارتش عراق، برای حفظ حکومت صدام و با بهانه حمله نیروهای جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌های مجاهدین خلق، نیروهای خود را به‌سمت مناطق کردنشین فرستاد و اقدام به سرکوب اکراد عراقی کرد تا نیروهای ارتش بعث عراق که تمام آن‌ها به جنوب رفته بودند، به شمال عراق بیایند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38959 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg" alt="عملیات مروارید" width="775" height="540" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6.jpg 775w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-300x210.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kurds_Massacre_6-768x535.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 775px) 100vw, 775px" /></p>
<p>رجوی مدعی شد که تیپ‌های رزمی سپاه پاسداران شهر خانقین را به تصرف نظامی خود درآورده‌اند و فرمان سریع جابه‌جایی و اعزام توپ، تانک و نیروی پیاده به این شهر را شبانه صادر کرد. شهر خانقین یک هفته روی خوش به خود ندید و بسیاری از نیروهای کرد مخالف رژیم صدام کشته شدند و بسیاری از خانه‌های مردم خانقین در این عملیات به‌طور کامل ویران شد.</p>
<p>ارتش صدام پیش از حمله به کویت، شهرک‌ها و روستاهای منطقه‌ای به‌نام «نوژول» واقع در شمال عراق را از حضور مردم کُرد تخلیه، تعدادی از مردم آن منطقه را کشته و بسیاری را روانه ایران و ترکیه کرده بود.</p>
<p>پس از عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) که منجر به شکست مجاهدین از ایران شد، صدام حفاظت و نگهبانی از «نوژول» را به سازمان مجاهدین خلق سپرد که با شروع جنگ اول خلیج فارس، نیروهای رجوی از پادگان اشرف به آن منطقه رفتند.</p>
<p>کردها توانستند شهرهای موصل و سلیمانیه را به تسلط خود درآورند و سپس به‌سوی شهرهایی مانند طوز، کفری و جلولا پیشروی کنند. کافی بود تا کردها از سه‌راهی سلیمان‌بیگ عبور کنند و به جاده اصلی برسند و به‌سوی بغداد پیشروی کنند، در چنین موقعیتی، مقابله با آنان بسیار سخت می‌شد؛ اما ارتش به‌اصطلاح آزادی‌بخش سازمان مجاهدین خلق در همین مرحله با اجرای عملیات‌های «مروارید 1 و 2» و سرکوب مردم کرد و پیشمرگان در شهرهای مختلف مانع از پیشروی آنان شد.</p>
<p>یک هفته پس از تسلط نیروهای کرد بر شهرهای شمالی عراق، نیروهای مجاهدین خلق ایران با پوشش کردی و پوسترهایی از مسعود بارزانی و جلال طالبانی وارد کرکوک شدند.</p>
<p>همچنین بر اساس گزارش آژانس خبری پیامه، یک هفته پس از تسلط نیروهای کرد بر شهرهای شمالی عراق، نیروهای مجاهدین خلق ایران با پوشش کردی و پوسترهایی از مسعود بارزانی و جلال طالبانی وارد کرکوک شدند، شبه‌نظامیان و پیشمرگان کرد کرکوک را غافلگیر کردند و موجبات کنترل دوباره شهر کرکوک توسط حکومت بعثی‌ها را فراهم آوردند که در جریان آن به‌گفته نیروهای کرد عراقی، صدها تن از ساکنین کرد کرکوک توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران کشته شدند.</p>
<p><strong>** جداشدگان سازمان؛ شاهدان عملیات</strong></p>
<p>افراد بسیاری از جداشدگان سازمان، روایت‌هایی از این عملیات بیان کرده‌اند. حتی تعدادی از افراد سازمان به‌دلیل حمله به کردهای عراق از سازمان جدا شدند، البته اینان افرادی بودند که از تصفیه سازمان در امان ماندند. شکرالله گرگی‌زاده از اعضای جداشده سازمان در این رابطه می‌گوید: «من خودم از ترس این که بلایی سرم بیاورند و یا مرا بدهند به اطلاعات مخابرات عراق، چیزی نمی‌گفتم.»</p>
<p>شمس حائری یکی از اعضای قدیمی و جداشده سازمان در کتاب مرداب نوشته است: «سازمان مجاهدین خلق قسمت بزرگی از مناطق کردنشین&#8230; را قبل از اینکه کردها به این مناطق بیایند، به اشغال خود درآوردند. در شهر سلیمان‌بگ، اولین عملیات مجاهدین خلق علیه کردها&#8230; آغاز شد.</p>
<p>سلاح این پیشمرگ‌ها کلاشینکف و قناسه بود ولی مجاهدین خلق آن‌ها را با .B.M.P تانک‌های A55 و سایر سلاح‌های سنگین مورد حمله قرار دادند.</p>
<p>&#8230;بسیاری از سربازهای کرد عراقی که از جبهه فرار کرده و قصد رفتن به‌نزد خانواده‌های خود را داشتند و از ترس ارتش عراق و ناامن بودن جاده‌ها از کوه‌ها عبور می‌کردند، در بین راه مورد تهاجم و حمله مجاهدین خلق قرار می‌گرفتند و کشته می‌شدند.»</p>
<p>حائری در این کتاب علاوه بر اینکه عنوان کرده اعضای سازمان مجاهدین خلق به‌سوی خانه‌های کردها در شهر طوز تیراندازی کردند و اموال آنان را به غارت بردند، به ادعای سازمان در سال‌های گذشته پاسخ داده و آورده است: «مجاهدین خلق برای سرپوش گذاشتن روی کُردکشی و دخالت در امور داخلی کردها، جنگ با کردها را «عملیات مروارید» نامگذاری کرده‌اند؛ در صورتی که تنها در خانقین یعنی ناحیه مرزی ایران و عراق بخشی از نیروهای مجاهدین خلق&#8230; مورد حمله نیروهای رژیم (جمهوری اسلامی) قرار گرفتند؛ اما در بقیه نقاط&#8230; هیچ خبری از پاسداران نبود. در این عملیات، چهار نوجوان زیر بیست سال را دستگیر کردند و به‌عنوان «پاسدار» جلوی دوربین تلویزیون عراق آوردند تا ثابت کنند که کردهای عراقی ــ همه ــ کرد نبوده بلکه عوامل رژیم نیز بین آن‌ها بوده‌اند.</p>
<p>بسیاری از سربازهای کرد عراقی که از جبهه فرار کرده و قصد رفتن به‌نزد خانواده‌های خود را داشتند و از ترس ارتش عراق و ناامن بودن جاده‌ها از کوه‌ها عبور می‌کردند، در بین راه مورد تهاجم و حمله مجاهدین خلق قرار می‌گرفتند و کشته می‌شدند.</p>
<p>رضا اسدی خلبان و افسر نیروی هوایی نیز که در جریان فرار بنی‌صدر و رجوی از کادرهای پرواز بود و سال‌ها عضو سازمان بود و پس از چند سال از سازمان جدا شد، در کتاب خاطرات خود با عنوان «واپسگرا» آورده است: «مجاهدین خلق به صدام قول داده بودند که تا رسیدن نیروهای عراقی، جلو کردها بایستند و راه را بر آن‌ها ببندند&#8230; مجاهدین خلق نیروها و اعضای خود را این‌طور توجیه کرد که این‌ها ــ در واقع ــ کُرد نیستند؛ بلکه نیروها و سربازان رژیم جمهوری اسلامی هستند که به لباس کردها درآمده‌اند!»</p>
<p><strong>** دشمنی رجوی با کردها</strong></p>
<p>مسعود رجوی در نشست توجیهی خود به اعضای سازمان اعلام کرد: «سربازان ایرانی، در لباس کردها، درصدد حمله به مجاهدین هستند.»، البته او چندی بعد و زمانی که اعضا دچار تردید شدند، گفت: «پاسداران جمهوری اسلامی و اتحاد کردستان برای حمله به مجاهدین با هم متحد شده‌اند.»</p>
<p>پس از اجرای عملیات مروارید، جلسات جمع‌بندی عملیات در قرارگاه اشرف برگزار شد. مسعود رجوی در این نشست گفت: «کردهای عراق دشمن دیرینه ما بودند&#8230; در این عملیات ما با صاحب‌خانه وحدت استراتژیک و منافع مشترک داشتیم و صاحب‌خانه (صدام) را نجات دادیم.»</p>
<p>مریم رجوی هم گفت: «من به شما قبلاً پیام داده بودم که این‌ها لیاقت گلوله را هم ندارند و آن‌ها را در زیر شنی تانک قرار دهید و گلوله‌ها را برای پاسداران نگه دارید.»</p>
<p>مجید عالمیان‌ فرمانده مهندسی محور یکم نیز در گزارشی عنوان کرد: «افراد محلی به‌همراه نیروهایی که توسط یگان‌های زرهی و مکانیزه محور یکم در ارتفاعات جبه‌داغ محاصره و قلع‌وقمع شده بودند، ما آن‌ها را با لودر دفن می‌کردیم که یکی از آن‌ها زنده بود و توسط فردی به‌نام غلام نبی به‌وسیله ناخن لودر چند بار به هوا برده و به زمین زده شد تا کشته شود. این کینه رزمندگان خواهر مریم نسبت به کردهای عراقی است.»</p>
<p><strong>**اسناد و شواهد دیگر</strong><br />
در خصوص شواهد و اسناد، کردهای عراق بارها اعلام کرده‌اند که شواهد مستندی در دست دارند که ثابت می‌کند سازمان مجاهدین خلق در سرکوب قیام کردها در سال 1991 نقش داشته است.</p>
<p>پس از آرام شدن اوضاع، در دیداری که صدام از استان دیالی داشت، استاندار دیالی در برابر دوربین خبرنگاران به صدام گفت که &#8220;کشور عراق و استان دیاله را مدیون خدمات برادران مجاهد هستیم.&#8221;</p>
<p>عزت ابراهیم الدوری معاون اول صدام نیز بعد از سرکوب کردها، در نشست حزب بعث عراق اولین تبریک را به رجوی گفت و تمامی حاضران به‌مدت چند دقیقه برای رجوی کف زدند. فیلم این جلسه را رجوی در نشست درونی سازمان برای همه اعضا پخش کرد.<br />
در سال 2009 نیز که دادگاه عالی عراق برای بررسی جنایات رژیم سابق عراق در زمان قیام‌های سال 1991، تشکیل شد، اعلام شد که حدود 5 هزار شکایت‌نامه علیه رژیم بعث و سازمان مجاهدین خلق به دادگاه ارسال شده است.</p>
<p>بنیاد هابیلیان نیز چند سال پیش اقدام به انتشار نام 142 تن از سرکردگان و اعضای سازمان که در عملیات مروارید نقش داشتند، کرد.</p>
<p>کردهای عراق به‌قدری از سازمان مجاهدین خلق نفرت دارند که پس از سقوط صدام، خواهان محاکمه مسعود رجوی به‌اتهام همدستی با صدام حسین در سرکوبی مردم کردستان این کشور شدند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44138">چرا کردستان عراق از مجاهدین خلق متنفر است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44138/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
