<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>فریبا هشترودی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/فریبا-هشترودی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 24 Feb 2021 21:01:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>فریبا هشترودی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/فریبا-هشترودی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6502</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6502?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/12/%da%af%d8%b1-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%af-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82%db%8c-%d9%81%da%a9%d8%b1-%d8%a8%d8%af-%d9%86%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%85%da%a9%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم هشترودی! 11 دی ماه بی گمان در تاریخ ذهنی خیلی ها ماندگار خواهد ماند. ضربه ای که مجاهدین از این جدایی و دیدار دریافت کردند بسیار بیشتر از آنی بود که گمان می کردند. آنان در ابتدا سعی داشتند با سکوت در قبال جدایی شما آن را کم اهمیت جلوه دهند اما شما ضربه را از جایی به آنها زدید که گمانش را هم نمی کردند. البته شما نیز همانند تمامی جداشدگان می دانید که قطعا وقتی اعضای قدیمی و عادی باند رجوی از آن جدا شوند ترفند"مهره ی اطلاعات" و"جاسوس بودن" بدرقه ی راهشان می شود. اماجدایی یکی از اعضای شورای ملی مقاومت یعنی عمق فاجعه های فراوان برای فرقه ی رجوی، یعنی این که به زعم مجاهدین رژیم تا پشت درب اتاق خواب مسعود نفوذ کرده است و قطعا این مساله با بزرگنمایی و خیالبافی های باند رجوی درمورد بزرگ ترین اپوزیسیون رژیم آخوندی بودن! سال های نوری فاصله دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6502">گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نامه ای به سرکار خانم فریبا هشترودی</p>
<p>مهدی عسکری، کانون هابیلیان، مشهد، نهم می 2008</p>
<p>سرکار خانم فریبا هشترودی ؛ با سلام و درود<br />
امیدوارم در وانفسای زیستن در میان هجمه های ضد انسانی یکی از افراطی ترین گروه های تروریستی قرن حاضر، پیشگام تر از گذشته بر مدار تاکیدات خود مبنی بر جدایی از باند رجوی و شورای کذایی اش استوار و برقرار باشید.<br />
خانم هشترودی!<br />
بی شک 11 دی ماه سال 1385 را خوب به خاطر دارید. لابی هتل و دیدار با دبیرکل کانون هابیلیان و مدیر اجرایی این کانون. تمام آن دیدار چیز پیچیده و خاصی نداشت جز ارائه ی آمار کشتار 16 هزار نفر از مردم بی دفاع ایران و اینکه قربانیان تروریستی مجاهدین خواستار انتقام نیستند و خواستار رهایی فریب خوردگان در فرقه ی رجوی می باشند. می دانم که شما نیز تا حدود بسیار زیادی به ابعاد غیر انسانی روش ها و شیوه های باند رجوی در برخورد با انسان ها معترفید و شاید یکی از ده ها دلیل جدایی تان از فرقه ی رجوی نیز همین مساله باشد.<br />
خانم هشترودی! یادم می آید در همان زمان جو روانی و تبلیغاتی زیادی بر علیه شما شکل گرفت. برخوردهای باند رجوی با شما در عین تفاوت های زیادی که با هم داشت بیشتر ناشی از عدم درک رفتار شما در جدایی و دیدار با دبیرکل کانون هابیلیان داشت. شاید مرور برخی از این رفتارها و تفاوت های موجود در میان آنها بیشتر بر این فرضیه صحّه گذارد ، مساله ای که بی شک ناشی از همان تشتت ذکر شده است و در میان دستپاچگی باند رجوی در تحلیل و آنالیز این جدایی و دیدار بود :<br />
من فکر می کنم که او دلش برای ایران تنگ شده بود و پول زیادی هم به او پیشنهاد شده بود ( فریبا فرهودی ) ، از سوز دل شخص خودم هم به عنوان عضو و نماینده ی این مقاومت در شمال اروپا در می گذرم که چگونه بارها و بارها شاهد تلکه کردن های کانال های سیاسی و اجتماعی توسط نامبرده بودم و خون دل می خوردم. و برای دریافت چه امتیازاتی اینچنین به حراج خود آن هم با دیدار و عکس گرفتن بامزدوران دست چندم گشتاپوی حاج آقا اژه ای مبادرت کرده است. ( پرویز خزاعی ) ، حقیقت این است که خانم فریبا هشترودی راه خیانت به آرمان های مردم ایران و پیوستن به ولایت خامنه ای را آگاهانه انتخاب کرده است. ( مهدی سامع ) ، آخر هیچ آدم عاقل و بالغ و از همه مهمتر با شرفی ، زیر عبای آخوند نمی خزد مگر این که با عرض معذرت از شما و بعضی دیگر ، شرفش راقبلا سر چهار راه روزگار به حراج نگذاشته و به ناسره زری ناچیز نفروخته باشد. ( سروش ) ، شنیدن خبر رفتن یک عضو سابق شورای ملی مقاومت به ایران تحت حاکمیت آخوندها و هم صدا شدن با جلادانی که در نوع خود بی نظیراند ، به راستی احساس تنفر و انزجار را نه تنها در اعضا و هواداران شورای ملی مقاومت بلکه درهر انسان آزاده چه با شورا و مجاهدین باشد و چه نباشد به وجود آورد. ( منصور قدرخواه ).<br />
ملاحضه می کنید که شما رابا انواع و اقسام نسبت های مختلف که حکایت هر کسی از ظن خود شد یار من می باشد ، مورد ملاطفت قرار داده اند.البته بنا بر رعایت اخلاق و ادب از آوردن الفاظ رکیک و سخیف – که افراد فرقه ی مجاهدین در آن ید طولایی دارند – خود داری کردم. جالب است که شما به عنوان یک آدم دمدمی مزاج ، مادی ، ضعیف ، ناجوانمرد و&#8230; معرفی شده اید و گویا فراموش کرده اند روزی روزگاری یکی از سمبل های آنها بوده اید.<br />
خانم هشترودی! یادم می آید دو سال قبل باب گفتگوی مستقیمی میان آقایان هاشمی نژاد( دبیرکل کانون هابیلیان) و مسعود خدابنده ( مسوول انجمن ایران اینترلینک )ایجاد شد و در آن گفتگوها آقای خدابنده شجاعانه بر اشتباهات خود تاکید کردند و از بازماندگان حوادث تروریستی مجاهدین طلب عفو و بخشش کردند. البته از حق هم نگذریم خدابنده امروز با افشاگری هایش در مورد رفتارها و جنایات مجاهدین به خوبی در حال رسوا کردن آنان است. یادم می آید در آن روزها من نیز بنا بر وظیفه ای که احساس کردم وارد این گفتگوی متقابل شدم. آن روز خطاب به آقای خدابنده از وظیفه ی جداشدگان برای روشنگری در خصوص فرقه ی رجوی گفتم و امروز نیز با تکرار همان اصل معتقدم : بدیهی است این تجربه علاوه بر آن که می تواند درنزدیکی بیشتر جداشدگان به حقیقت مفید فایده باشد ، باعث تابانیدن نور به تاریک خانه های این تقابل نیز می شود و بیان شما در خصوص مسائل گذشته و فعلی و الزامات حال حاضر همان قدر می تواند موثر باشد که ناگفته های این طرف در خصوص چگونگی مواجه با این سازمان می تواند به نفی کنندگان جملگی نیروهای سازمان بقبولاند که باید متفاوت از گذشته بیندیشند ، زیرا کسانی هستند که با جدا شدن از سازمان – همانند شما – حاضرند با هر هزینه ای که ممکن است غبار حقیقت را بزدایند.<br />
خانم هشترودی! 11 دی ماه بی گمان در تاریخ ذهنی خیلی ها ماندگار خواهد ماند. ضربه ای که مجاهدین از این جدایی و دیدار دریافت کردند بسیار بیشتر از آنی بود که گمان می کردند. آنان در ابتدا سعی داشتند با سکوت در قبال جدایی شما آن را کم اهمیت جلوه دهند اما شما ضربه را از جایی به آنها زدید که گمانش را هم نمی کردند. البته شما نیز همانند تمامی جداشدگان می دانید که قطعا وقتی اعضای قدیمی و عادی باند رجوی از آن جدا شوند ترفند مهره ی اطلاعات و جاسوس بودن بدرقه ی راهشان می شود. اماجدایی یکی از اعضای شورای ملی مقاومت یعنی عمق فاجعه های فراوان برای فرقه ی رجوی ، یعنی این که به زعم مجاهدین رژیم تا پشت درب اتاق خواب مسعود نفوذ کرده است و قطعا این مساله با بزرگنمایی و خیالبافی های باند رجوی درمورد بزرگ ترین اپوزیسیون رژیم آخوندی بودن! سال های نوری فاصله دارد.<br />
سرکارخانم هشترودی! یادم مِی آید بعد از مدتی سکوت – بعد از اتمام فاز اول لجن پراکنی های باندرجوی – شما متنی رامنتشر کردید که نشانگر تغییر واقعی دیدگاه و نگرش شما بود که البته نه به خاطر شکوه از جریان یا برنامه ی خاصی در باند رجوی بلکه به خاطر ایرادات ماهوی بود که به ساختار و سیستم تشکیلات فعلی باند رجوی داشتید که البته درست و بجا نیز بود. خود شما بهتر از هر کسی می دانید که تحمل صدای مخالف و پذیرش اندیشه های دگر اندیشانه – در برابر اندیشه های رجویسم – دراین سازمان تروریستی محلی از اعراب ندارد. این را هم می دانیم که پس از جدایی ازاین فرقه دیگر خودی و غیر خودی برای این سازمان معنی ندارد.<br />
خانم هشترودی یادتان می آید وقتی از شما درمورد علت جدایی تان از شورای ملی مقاومت سوال شد درجواب ِ جمیل بصام ماندن در شورا را با وقت تلف کردن یکی دانستید ؟ در این خصوص نیز گمان نمی کنم ناراحتی فشارهای روحی و روانی باند رجوی بر روح شما بیش تر از خوش حالی رسوایی بیشتر آنها دربرابرخاص و عام باشد. من و شما می دانیم که اگر روزی مریم رجوی نیز – علی رغم تمام خدمات تروریستی که به سازمانش کرده و فداکاری هایی که باتعویض کردن شوهر و گرویدن به مسعود داشته است – ازسازمان مجاهدین جداشود ، اندکی بعد مهره ی وزارت اطلاعات و رژیم آخوندی نام خواهد گرفت و خواهر مریم و رییس جمهور برگزیده جای خود را به مزدور وزارت اطلاعات خواهد داد زیرا سیستمی که رجوی ترسیم کرده است در همه ی ابعاد و اشکال آن به خود او ختم می شود و همه باید فدای او شوند تا او بماند و بر دیکتاتوری خود حکم براند. دراین راستا نیز مشخص است زیستن ،اندیشیدن و نفس کشیدن بر مبنای عقل شخص رجوی است و غیر از آن برابر است با کلید خوردن سریال تخریب و دشنام.<br />
خانم هشترودی! گمان نمی کنم انتظار سخن گفتن از جانب شما در باب حقایقی که مدتی است بر آن مهر سکوت زده اید توقع زیادی باشد. همه می دانیم که با سخن گفتن ، سیل تهمت ها و افتراها روانه ی شما خواهد شد ، همانگونه که به جانب همه ی جداشدگان از چنگال رجوی روانه شد اما گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن // شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمّار داشت . شما امروز بزرگ ترین مرحله ی گسست از جبریت متمرکز رجویسم را پشت سر گذاشته اید و راه را برحقیقت یابی بیشتر در مورد این فرقه ی منحوس باز کرده اید.<br />
خانم هشترودی! به عنوان یکی از فزندان همین آب و خاک از شما می خواهم به عنوان انسانی تحصیلکرده و شخصی که سال ها در عرصه های رسانه ای و روزنامه نگاری فعالیت نموده اید به رسالت و سوگند علمی خود وفادار باشید و تمام حقایق موجود را با داوری های خودتان بیان کنید و از هیچ چیز نیز واهمه نداشته باشید.<br />
خانم هشترودی! دوران فرقه گرایی به سرآمده و شاهد این مدعا نیز خروج فوج فوج انسان های دربند از فرقه ی رجوی در طی سالهای اخیر می باشد. شما و همتتان می توانید بخشی از این تاریکخانه را روشن کنید. با امید به اجابت هر چه زودتر این درخواست.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6502">گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6502/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دروغ پردازی ساده ترین و متداولترین ابزار سازمان مجاهدین است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6236</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6236?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Feb 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با جداشده های فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/02/20/%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>"نمی دانم این ادعا از جانب من شاید به عنوان عضوی از اپوزیسیون تا چه اندازه صحیح و مورد تائید است که، اپوزیسیون مدعی آلترناتیو مشروع و مردمی ایران، بیگانه ترین و پرت ترین اپوزیسیون تاریخ سیاسی ایران نسبت به شرایط اجتماعی، سیاسی ملت و مردمی است که ادعا می کند مورد حمایت آنهاست."</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6236">دروغ پردازی ساده ترین و متداولترین ابزار سازمان مجاهدین است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span> </p>
<div>
<p><img decoding="async" alt="فریبا هشترودی" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Hashtrudi/Hashtrudi_F.jpg" />نامه ای به خانم فریبا هشترودی؛ با سلام و درود. </p>
<p>در تاریخ 8 ژانویه سال 2007 مطلبی درباره سفر جسورانه شما به ایران برایتان نوشتم. اگر چه عنوان مطلب مشخصا خطاب به شما نبود، اما محتوای آن مستقیما شما را خطاب قرار داده بود. مایلم پیش از هر چیز بخش هایی از آن نامه را تکرار کنم تا هم شما و هم مخاطبان بیشتر در فضای آن مطلب و لاجرم سمت و سوی این مطلب قرار بگیرید. در آن مطلب اشاره کردم: </p>
<p>&quot;نمی دانم این ادعا از جانب من شاید به عنوان عضوی از اپوزیسیون تا چه اندازه صحیح و مورد تائید است که، اپوزیسیون مدعی آلترناتیو مشروع و مردمی ایران، بیگانه ترین و پرت ترین اپوزیسیون تاریخ سیاسی ایران نسبت به شرایط اجتماعی، سیاسی ملت و مردمی است که ادعا می کند مورد حمایت آنهاست.&quot; </p>
<p>در بخشی دیگر به پدیده شارلاتانیسم سیاسی و رسانه ای مجاهدین و شورا اشاره کرده و تاکید کردم: </p>
<p>&quot;فضای تیره و یاس آلودی که ما در غرب از ایران برای خود ترسیم کرده ایم از یک سو و شارلاتانیسمی که آن را به هزار برابر تشدید و به هیولایی تبدیل می کند از سوی دیگر راه بر هرگونه واقع بینی بسته است. هیچ ایرانی و در هر موضعی چه منتقد، مخالف و حتی برانداز، از تهاجم این شارلاتانیسم سیاسی و رسانه ای در امان نیست.&quot; </p>
<p>بیش از یک سال از تاریخ نگارش آن مطلب می گذرد. در طی این مدت شما برای دومین بار نیز به ایران سفر کرده اید و حاصل این سفر نگارش کتاب بازگشت به ایران بوده است. متاسفانه تاکنون توفیق مطالعه کتاب شما حاصل نشده است، اما یکی دو پاراگراف کتاب که ضمیمه انتشار خبر کتاب شما شده به خودی خود گویای حقایق تلخ و اندوه باری است که خواسته یا ناخواسته باید بپذیریم و درباره آن فکر کنیم. مهمترین بخش این اظهارات اشاره تلویحی شما به این مهم است که مجاهدین در طی این مدت به شما دروغ گفته اند. و لاجرم شما نیز ناگزیر شده اید برای مدتی هم به خودتان و هم به مردم ایران دروغ بگوید. شاید درک این ادعا و معنی که شما با آن سبقه و موقعیت علمی و اجتماعی اغوا و فریب دروغ های مجاهدین را خورده باشید حداقل برای بخشی از مخاطبان شما که هنوز به مکانیزم ها و فضای تشکیلاتی شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین آنگونه که باید و شاید آشنا نیستند، کمی دشوار و غیر قابل هضم باشد. اما واقعیت این است که طیف وسیعی که صابون سازمان و شورا به تن شان خورده، اظهارات شما را صادقانه تلقی می کنند. اینکه فریب دادن شما بر پایه یکی از مکانیزم های کلیشه ای، کهنه و در عین حال ساده و پیش افتاده بنا شده، در عین تعجب، متاسفانه هم حقیقت دارد و هم پیش از شما شماری دیگر از اعضای جداشده شورا و سازمان مجاهدین به آن اشاره کرده اند. اینکه چگونه امکان دارد در عصر انفجار رسانه ای و غوغای رسانه سالاری و آن هم در غرب یعنی مهد رسانه، آزادی، تعامل و ارتباط، شخصیتی همچون شما از چنین سوراخی گزیده شود، به نظر می رسد بجای هر اقدام و واکنشی باید و الزاما درباره این مکانیزم ساده حرف زد و ابعاد و زوایای آشکار و نهان آن را هویدا کرد. راست این است که مجاهدین بیش از سه دهه است که تمام استراتژی جذب، ترویج و تبلیغات خود را بر پایه همین مکانیزم ساده پیش برده اند. اما این ادعا به این معنی نیست که جمهوری اسلامی را یکپارچه از معرض اتهامات و سلب آزادی های سیاسی و معضلاتش تبرئه کنیم. حقیقت این است وقتی قرار باشد واقعیت در نفس خود به هر شکل و با هر نیت تحریف و دستکاری شود، نتیجتا صورت مسئله اصلی در لابلای این فریبکاری و تحریف گم می شود. اینکه در چنین شرایطی چه کسانی گناهکاران اصلی هستند، لاجرم باید به وجدان انسانی و سیاسی خود مراجعه کنیم. حتی اگر جمهوری اسلامی خواسته یا ناخواسته در چنین وضعیتی توپ را به خانه مجاهدین بیندازد و خود را تبرئه کند. وجه مشترک بسیاری از جداشدگان از سازمان و شورا تاکید بر دروغ گویی و تحریف واقعیت از سوی مجاهدین است و جالب اینجا است که مجاهدین خط تحریف و دروغ و فریب را از همان خیابان های غرب و در انعکاس آمار و ارقام شرکت کنندگان در تجمعاتشان شروع و به آمار و ارقام شمار کشته شدگان خود و النهایه به تحریف بدیهی ترین واقعیات و تحلیل های به اصطلاح عینی از شرایط اجتماعی، سیاسی و دست آخر اعلام فاز سرنگونی و اضمحلال جمهوری اسلامی تسری می دهند. از اندیشه یکسره سیاه نما و تحریف گر و دروغ پرداز مجاهدین نتیجه و فرجامی جز وضعیت پارادوکسیکال و البته لاینحل میان سرنگونی و تثبیت سیاسی جمهوری اسلامی ولو حتی در انزوای ظاهری بین المللی چیزی حاصل نخواهد شد و حرف آخر اینکه تا کیفیت و کمیت این اپوزیسیون مدعی بر این بازی کودکانه و لجوجانه باقی بماند، آش همان آش و کاسه همان کاسه خواهد بود. و به نظر می رسد برای برون رفت از این بن بست کهنه و طولانی تغییر نگرش اپوزیسیون ما نسبت به مبارزه و ابزارهای آن شرط حیاتی و اساسی است. به لحاظ جامعه شناسی و جریان شناسی سیاسی بررسی این پدیده (مجاهدین و شورا) در تاریخ معاصر ایران و جهان کار سهل و ممتنعی است. یک روی سکه این معضل را می توان در حس تمامیت خواهی و کینه کور و هیستریک مجاهدین ردیابی کرد و روی دیگر آن را به ابزارهای نامشروع و ضداخلاقی که حتی دروغ گفتن و فریب اعضای خود را نیز مباح و در راستای اهداف سیاسی و حزبی اش یک ضرورت تلقی می کند. واقعیت این است که بسیاری از جریان های اپوزیسیون کم و بیش مبتلا به این بلیه می باشند، اما آنچه در مناسبات مجاهدین رایج است به تمام معنی بی بدیل و نمونه ای است. حقیقت این است که بدون اطلاع کافی و وافی از آنچه در پیرامون ما و در نقطه مقابل در جبهه دشمنان فرضی ما می گذرد، حصول به دمکراسی و آزادی امر محال و غیر ممکنی خواهد بود. اگر ماهیت و ساختار و مناسبات اپوزیسیون ما با هر نام و عنوان و ادعا و سبقه و ایدئولوژی و تاریخچه و&#8230; ضددمکراتیک و بر پایه تحریف و اغوا و فریب بنا شده باشد، چشم انداز این آینده فرضی هر چه باشد جامعه دمکراتیک و آزاد نخواهد بود. اینکه یک تشکیلات اپوزیسیون تمام موجودیت سیاسی و تشکیلاتی خود را بر پایه دروغ و تحریف بنا و مشخصا آن را به یک استراتژِی تبدیل کند، فی النفسه گویای چشم اندازی است که از حالا می توان نمایه ای از آن اتوپیا و مدینه فاضله را به بوته داوری و قضاوت گذاشت. شاید اظهارات خانم هشترودی پس از بازگشت از ایران این حقیقت را روشن کند که چرا مجاهدین عندالزوم مرز سرخ میان خود را ارتباط و تعامل و تردد به داخل ایران گذاشته اند. وقتی یک عضو شورای ملی مقاومت که ظاهرا در مقایسه با تشکیلات و مناسبات درونی مجاهدین الزاما باید از آزادی های فردی و تعامل بیشتری برخوردار باشد، اذعان می دارد مجاهدین به او دروغ گفته اند، می توان حال و روز و وضعیت افراد قرارگاه اشرف و همچنین اعضای اروپایی مجاهدین را درک کرد. می توان به این پرسش کلیدی و البته تعیین کننده رسید که مجاهدین با چه مکانیزم هایی قادر به کنترل و فریب کسانی از جمله خانم هشترودی شده اند. می توان متصور شد چه تعداد از افراد سازمان و شورا در دوران گذر از مرز کنترل و سانسور و اغوا به واقعیت هستند. آنچه حائز اهمیت به نظر می رسد جدای از اشاره خانم هشترودی به دروغ پردازی و سانسور درون تشکیلاتی، تبیین و تشریح مکانیزم این شیوه از اعمال کنترل اطلاع رسانی و مسدود کردن شریان ها و کانال های اطلاع رسانی است. در این رابطه شماری از اعضای جداشده سازمان در موضوع قرابت شیوه های بکارگرفته شده از جانب مجاهدین و فرقه ها مطالب مبسوط و مشروحی نوشته اند، اما چگونگی اعمال این شیوه ها در مناسبات شورای ملی مقاومت نیز در نوع خود شنیدنی خواهد بود. کتاب خانم هشترودی تنها یک وجه از انواع تحریف و سانسور درون تشکیلاتی مجاهدین را تشریح می کند. وجوه دیگر آن منوط به تبیین و تشریح مناسبات درونی شورا و تا آنجا که خانم هشترودی اطلاع دارند، مناسبات درون تشکیلاتی سازمان مجاهدین را در بر می گیرد. در این صورت خانم هشترودی قادر خواهند بود توضیح بدهند چرا مجاهدین موجودیت و موضوعیت سازمانی خود را مرهون توسل به دروغ پردازی و تحریف هستند. و چرا علیرغم آگاهی بسیاری از اعضای شورا و حتی سازمان نسبت به این واقعیت آنها کماکان در بند و اسارت مجاهدین و شورای آن باقی مانده اند. بدون تردید خانم هشترودی گفتنی های بسیاری از درون مناسبات شورا و بعضا مجاهدین دارند، و به نظر می رسد بیرونی کردن محتوای این ظرف در زمره وظایف اولیه ایشان باشد. من به خانم هشترودی اطمینان می دهم از افشاگری های ایشان درباره شورای ملی مقاومت و مجاهدین پیشتر از آنکه جمهوری اسلامی منتفع شود، جنبش آزادی خواهانه و عدالت جویانه ایران بهره خواهد برد. </p>
<p>م.تیموریان، فرانسه &#8211; 17 فوریه 2008 </p>
<p>م.تیموریان، سایت مجاهدین دبلیو اس، هجدهم فوریه 2008</p>
</p>
<p> </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6236">دروغ پردازی ساده ترین و متداولترین ابزار سازمان مجاهدین است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6236/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازگشت از ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6161</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6161?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Feb 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/02/06/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب خانم هشترودی در پاریس تحت عنوان" بازگشت از ایران" به چاپ رسید ؛ این کتاب پس از اعلام جدایی ایشان از شورای ملی مقاومت (بدل ِ سازمان مجاهدین خلق) و دو سفری که به ایران داشت، به رشته تحریر درآمد.کتاب ِ بازگشت ؛ پس از فحاشیهای دوستان سابق ِ خانم هشترودی خطاب به ایشان منتشر گردیده از همین رو مخاطب را برآن می دارد که ماجرا را از این جهت دنبال نماید که وی چگونه و با چه ادبیاتی پاسخ آنها را داده است؟!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6161">بازگشت از ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Cover/Hachtroudi_Fariba.JPG" alt="کتاب خانم هشترودی تحت عنوان &quot; بازگشت از ایران &quot;" width="200" height="244" align="left" hspace="10" vspace="10" />کتاب خانم هشترودی در پاریس تحت عنوان&#8221; بازگشت از ایران&#8221; به چاپ رسید ؛ این کتاب پس از اعلام جدایی ایشان از شورای ملی مقاومت (بدل ِ سازمان مجاهدین خلق) و دو سفری که به ایران داشت، به رشته تحریر درآمد.</p>
<p>کتاب ِ بازگشت ؛ پس از فحاشیهای دوستان سابق ِ خانم هشترودی خطاب به ایشان منتشر گردیده از همین رو مخاطب را برآن می دارد که ماجرا را از این جهت دنبال نماید که وی چگونه و با چه ادبیاتی پاسخ آنها را داده است؟!</p>
<p>همین که ایشان حاضر نشده با ادبیات خاص ِ مجاهدین، جواب منتقدین خود را بدهد، کاملا مشخص می گردد که وی از این فرقه ارتجاعی فاصله نوری گرفته است و اوضاع اسیران ذهنی در فرقه را نیز درک کرده است که صرفا دستور تشکیلاتی مجاهدین را برای این سنگسار سیاسی باجرا درآورده اند.</p>
<p>در صفحه هفدهم کتاب می خوانیم:</p>
<p>&#8221; در سال 1988 برای تهیه گزارشی درباره ارتش ِ مجاهدین (سازمان مجاهدین خلق) روانه عراق شدم، ورودم به آنجا پس از آخرین حمله بزرگ و نافرجام مجاهدین برای تسخیر قدرت و پیش از اعلام آتش بس میان ایران و عراق بود.</p>
<p>پس از استعفای چندین عضو شورا ؛ به ویژه هدایت و مریم دفتری، رهبران جبهه دموکراتیک و به ترتیب نوه و عروس مرحوم مصدق، نخست وزیر سابق ایران و همچنین استعفای هادی مهابادی، شیمی دان و از مشاهیر جهانی ؛ شورای ملی مقاومت ایران عملا ناتوان و از درجه اعتبار ساقط شد ؛ از این رو برای من ادامه عضویت در شورایی که این چنین بی ارزش و از درجه اعتبار ساقط شده و سازمان مجاهدین خلق آن را رهبری می کند، حاصلی جز این نداشت که هم به خودم دروغ بگویم و هم به ملت ایران دروغ بگویم، به همین دلیل و در پی این اندیشه بود که در نوامبر 2002 استعفای خود را به رئیس شورای ملی مقاومت NCRI تسلیم کردم ؛ استعفا نامه ام به شکلی که نگاشته شده بود، مورد پذیرش واقع نشد ولی حاضر نشدم ذره ای از آن را تغییر دهم.&#8221;</p>
<p>بدین سان خانم هشترودی از یک ائتلاف صوری ؛ که صرفا ویترینی برای مجاهدین بود خارج گردید تا به تاریخ اثبات نماید که مجاهدین خلق هم به نیروهای خودشان دروغ می گویند و هم به مردم ایران و اساسا برای کسب قدرت؛ ارتشی را در اردوگاههای اهدائی صدام، تاسیس کرده بودند ولاغیر.</p>
<p style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%;">دفتر انجمن نجات&#8221; کردستان&#8221;</p>
<p style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%;">16/بهمن/1386</p>
<p><a class="postmvdl" href="https://st.nejatngo.org/file/Book_FA/Hashtrudi.pdf" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دانلود کتاب خانم هشترودی تحت عنوان&#8221; بازگشت از ایران&#8221; </a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6161">بازگشت از ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6161/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازگشت فریبا هشترودی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4449</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4449?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Feb 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/02/07/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بیش از یک ماه از سفر خانم فریبا هشترودی به ایران می گذرد و بازتاب دیدار وی با نمایندگان کانون هابیلیان، بسیار بیشتر از آنچه که تصور می شد، بود. تا کنون نزدیک به 50 مطلب در این خصوص در سیمای مخالفین و موافقین نوشته شده است، واکنش های مثبت و منفی که هر کدام به نوبه خود جای تأمل و بررسی دارد. باید گفت تا کنون هیچ واکنشی در این خصوص منفعلانه و بینابینی نبود، یعنی جدایی هشترودی در دو جهت کاملاً مثبت و آرمانی و آزادی خواهانه و در جبهه ای دیگر خیانت گرایانه و دشمن شاد کن (از دید سازمان) بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4449">بازگشت فریبا هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>بازگشت فریبا هشترودی</B><br />بیش از یک ماه از سفر خانم فریبا هشترودی به ایران می گذرد و بازتاب دیدار وی با نمایندگان کانون هابیلیان ، بسیار بیشتر از آنچه که تصور می شد ، بود. تا کنون نزدیک به 50 مطلب در این خصوص در سیمای مخالفین و موافقین نوشته شده است ، واکنش های مثبت و منفی که هر کدام به نوبه خود جای تأمل و بررسی دارد.<br />باید گفت تا کنون هیچ واکنشی در این خصوص منفعلانه و بینابینی نبود ، یعنی جدایی هشترودی در دو جهت کاملاً مثبت و آرمانی و آزادی خواهانه و در جبهه ای دیگر خیانت گرایانه و دشمن شاد کن (از دید سازمان) بود.<br />نویسنده این متن بی شک در جبهه اول یعنی طرفدار این امر بوده است ، و هم نوایی خود را در مخالفت با اندیشه های سازمان ابراز داشته و خواهد داشت ، اما در آن سوی میدان نویسندگان سازمان ، چه در اشرف و چه در اروپا و چه عضو شورای ملی مقاومت یا اعضای عادی سازمان ، با تولید مطالب و مواعذ و نوشتن رنج نامه از پیوستن هشترودی به سنگر دشمن (به زعم نویسندگان مذکور) ابراز نارضایتی شدیدی داشتند.<br />اکثریت قریب به اتفاق این نوشته ها حول چند محور خاص دور می زد : <br />1. هشترودی هم مانند باقی جدا شدگان ابتدا مشکل دار بود و با تشدید مشکلات ایجاد شده توسط وی و عدم هم نوایی با سازمان ، سازمان قید او را زده و هشترودی هم که مانند گذشته روحیه مبارزه و ایستادگی در مقابل  رژیم  را نداشته از سر استیصال به رژیم پیوسته است.<br />2. از نظر نویسندگان سازمان ، جدایی هشترودی از سازمان و رفتن وی به ایران دقیقاً به موازات پیوستن وی به حکومت ایران و  عامل رژیم  شدن وی تعبیر شده است ، و در حالی که سازمان همواره شعار آزادی بیان ، اندیشه و عقیده را سر می دهد ، از دیدار هشترودی با نمایندگان کانون هابیلیان به سخیف ترین وضع یاد می کند و در این راستا سایت ها و رسانه های گروه جدا شدگان در اروپا و آمریکا و کانادا دقیقاً مواجب بگیران ران وزارت اطلاعات معرفی شده و می شوند.<br />3. آرمان ، تلاش ها و آرزوهای اتوپیاپی سازمان با جدایی هشترودی به پایان نرسیده و نخواهد رسید ، و همچنان آن را ادامه خواهند داد.<br />4. در اکثریت تحلیل های سازمان با وجود دلخوری و دلتنگی شدید از جدایی هشترودی ، بریدن وی از سازمان و خاصه شورای ملی مقاومت امری بی اهمیت تلقی شده است ، مسئله ای که از آن به عنوان راندن عناصر معلوم الحال نیز یاد شده است.<br />در این بین شاید واکنش  هزارخانی  کمی صادقانه تر باشد ، زمانی که وی جدایی فریبا هشترودی را ضربه ای کاری و خیانت بار عنوان می کند ، امری که با توجه به سابقه حضور منوچهر هزارخانی در شورای ملی مقاومت و حکم ریش سفیدی وی قابل تأمل است و هویدا کننده لایه هایی است که سازمان با جد و جهد سعی در پنهان کردن آن داشته و البته دارد.<br />البته هزارخانی نیز در بیان درونیات خود راه به جاده خشم و غضبی غیر قابل کنترل گذاشت ، زمانی که گفت : &#8230; آن وقت ها دموکراسی خواهی گناه مان بود ، امروز کمبود دموکراسی را گناه مان می دانند ، ما که به قول معروف سر موضع مان هستیم ، در اردوی حزب اللهیان چه پیش آمده که یک باره صد و هشتاد درجه تغییر جهت داده اند ؟  <br />هر چند اگر هزارخانی که جزء پیرمردها و عموهای سازمان است ، به گذشته بیشتر دقت می کرد تغییرات 180 درجه ای بسیاری را در سازمان مشاهده می کرد. دم از زدن از سانترالیسم دمکراتیک و مرکزیت شورایی به سبک احزاب کمونیست تا رهبری خاص الخاص امروز به پیروی از دیکتاتورها و از فعالیت سیاسی تا اجرای مناسک فرقه ای را اگر مقایسه کنیم ، خودش کلی چرخش است.<br />مواضع تند ضد امپریالیستی و در خصوص تسخیر سفارت آمریکا را اگر با پاچه خواری های کم نظیر امروز مقایسه کنیم ، باز هم بیشتر از 180 درجه چرخش است&#8230;. و قس علی هذا.<br />حقیقتش این است که آمدن فریبا هشترودی به ایران نشان داد که در ایران هیچ خبری نیست و آن تابویی که سازمان برای اشرفیان بی خبر از همه جا و اندک هواداران خارج از کشور خود ساخته بود ، همه پوچ و بی اساس است.<br />در ایران نه کسی منتظر ورود مریم و مسعود رجوی است و نه کسی قلبش برای مقاومت ایران می تپد و نه کسی خواهان پیوستن به ارتش زوار در رفته آزادیبخش است ، در اینجا مانند تمام کشورهای دنیا حیات در جریان است ، مردمش نفس می کشند ، برای روزی و امرار معاش خود تلاش می کنند ، مشکلاتی دارند که برای حل آن سعی و کوشش می کنند ، اختلاف نظرها در اینجا هم اینجا مانند همه جا دنیا امری طبیعی است.<br />و البته این که بر طبق نوشته های گذشته ام این بار تأکید می کنم اگر در کوچه و بازار و جای جای ایران بگردید و در مورد  سازمان مجاهدین خلق  پرس و جو کنید و حرف بزنید ، همه پس از پایان توضیحات می گویند :  آهان&#8230; همان منافقین را می گویید ؟!  <br />راستش را بخواهید هر چقدر که سبک و سنگین می کنم و کتب و آثار به جا مانده را ورق می زنم و هر چه بیشتر مطالب جدا شده ها را می خوانم ، بیشتر به این مسئله پی می برم که حقیقتاً شورای ملی مقاومت هم آش دهان سوزی نبوده که فریبا هشترودی با بیرون آمدن از آن شق القمر کرده باشد.<br />زمانی که خودش معتقد است با بودن در شورا وقتش تلف می شده ، پس نشان دهنده این امر است که حضور در یک مجموعه که در بیرون خود سر و صدای زیادی دارد و در درون از اساس تهی است ، برای هشترودی که به گفته خودش دغدغه خیلی چیزها را دارد ، جز هدر دادن عمر و وقت نیست.<br />مسئله هشترودی امروز بانوی اول یا قهرمان ملی ایران نیست ، چون حقیقتاً به گفته درست ابراهیم خدابنده امروز در جمعیت 70 میلیونی ایران ، حتی 70 نفر هم پیدا نمی شود که دغدغه اول و اصلی شان جدا شدن هشترودی از سازمان بوده است. <br />واقعیت این است که هشترودی از سازمان و شورا جدا شد تا خودش باشد ، برای خودش نفس بکشد و به زندگی اش برسد ، حال شاید با بررسی نوشته های نویسندگان شورای ملی مقاومت این نتیجه گیری درست باشد که فراموش شدگان این شورا که در گرد و غبار تاریخ مانده اند ، با این نوشته ها می خواهند خودی نشان دهند و ژست خروج از احتضار به خود بگیرند ، خب مشکلی نیست ، بیشتر بنویسند.<br />خوب است اعضای شورا و حتی پیرمردهای سازمان کمی از جریان غرب فاصله بگیرند و ایران را با ایرانی بشناسند نه با اخبار جهت دار و مغرض برخی رسانه های غربی ، باور کنید مردم ایران مثل گذشته عاشق وطن شان هستند ، اگر جنگی بشود باز هم برای دفاع از کشورشان پیش قدم می شوند و همچنان کینه خائنان به وطن را در دل دارند.<br />مطمئن باشید هشترودی همین حالا هم که از سازمان کذایی شما جدا شده در بسیاری از مسائل با حکومت ایران اختلاف نظر دارد ، و مطمئناً بر مواضع خود به عنوان انسانی آزاد ایستاده و خواهد ایستاد ، پس باز هم تأکید می کنم به جای پاک کردن صورت مسئله و زدن انگ وابسته ، مزدور و&#8230; به جدا شدگان تان ، مرد و مردانه برای یک بار هم که شده علت این همه نارضایتی و شکاف را در شورای ملی مقاومت و نیروهای سازمان جستجو کنید.<br />اشرف را با اطلاعات روز دنیا و اخبار واقعی ایران آشنا کنید و اگر ادعا می کنید فرقه نیستید به تمام نیروهای تان اجازه استفاده آزاد از تلویزیون و اینترنت را بدهید و بگذارید با محکم ترین انتقادات بر روح نابود شده شما شلاق بزنند و انتقاد کنند.<br />هشترودی اولین نفر برای آزاد زیستن و رفتن از میان جمع شما نبوده و مسلماً آخرین نفر هم نخواهد بود ، بیایید و کمی از توهمات خود ساخته خود فاصله بگیرید ، امیدوارم روزی را شاهد باشم و باشیم که از فرقه رجوی اثری نمانده باشد و همه کسانی که در بند ایدئولوژی جبریت و اندیشه متحجرانه مسعود و مریم گرفتارند را آزاد ببینیم.<br />انشاءالله </P></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4449">بازگشت فریبا هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4449/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زنان آزاده ای که به فرقه مجاهدین&#8221; نه&#8221; گفتند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4384</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4384?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[کانون آوا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/27/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%86%d9%87-%da%af%d9%81%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در دیماه سال جاری خروج خانم فریبا هشترودی از شورای ملی مقاومت با مسافرت وی به ایران رسمیت پیدا کرد. سفر خانم هشترودی به توجه به سیاست های این شورا در پافشاری به مبارزه مسلحانه باعث بوجود آوردن بحث های زیادی در درون اعضای این شورا گردید. از آنجایی که فرقه مجاهدین هرگز قادر به پاسخگویی به اینگونه تصمیمات اعضای شورا نبوده و نیست، این عمل باعث سردرگمی و پراکنده گویی مسئولین این جریان شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4384">زنان آزاده ای که به فرقه مجاهدین&#8221; نه&#8221; گفتند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>در دیماه سال جاری خروج خانم فریبا هشترودی از شورای ملی مقاومت با مسافرت وی به ایران رسمیت پیدا کرد. سفر خانم هشترودی به توجه به سیاست های این شورا در پافشاری به مبارزه مسلحانه باعث بوجود آوردن بحث های زیادی در درون اعضای این شورا گردید.</p>
<p>از آنجایی که فرقه مجاهدین هرگز قادر به پاسخگویی به اینگونه تصمیمات اعضای شورا نبوده و نیست، این عمل باعث سردرگمی و پراکنده گویی مسئولین این جریان شد.</p>
<p>خانم هشترودی که سالها از اعضای شورای ملی مقاومت محسوب می شد و باعث افتخار آن در عرصه بین المللی بود، با این عمل خود به این شورا و بخصوص خانم مریم رجوی نشان داد که در مسیر ضدیت با کشور ایران و هم صدایی با محافل جنگ طلب بین المللی هیچگونه همراهی ندارد.</p>
<p>خانم هشترودی با اشراف به این موضوع که بعد از مسافرت به ایران مورد شدید ترین بی حرمتی ها از طرف فرقه مجاهدین روبرو خواهد شد، دست به این عمل زد. دلایل جدایی ایشان از شورای ملی مقاومت که نزدیک به دو دهه با آن همکاری داشته، حاوی نکات بسیاری است که امیدواریم ایشان بطور مشروح برای تجربه تاریخی بازگو نمایند. اما برخورد غیراخلاقی فرقه مجاهدین با ایشان که بدور از هرگونه پرنسیب سیاسی می باشد، نیز در خور توجه می باشد. قاعدتا این شورا می بایست طی یک اطلاعیه سیاسی موضع خود را در این رابطه اعلام می کرد اما نه تنها این روش معمول را دنبال ننمود و یا حداقل از طرف دبیر شورا &quot; محسن رضایی&quot; یا افرادی همچون مهدی ابریشم چی و یا سید محمد سید المحدثین این موضوع را مطرح نکرد، بلکه تلاش نمود از زبان افراد گمنامی همچون شیرین فرهودی و یا افراد دست چندم شورا، ایشان را مورد توهین و افترا قرار دهد. این همان شیوه ای است که سالیان سال جداشدگان از این سازمان آنرا مورد نقد قرار می دهند.</p>
<p>در سالهای گذشته زنان آزاده بسیاری بودند که شجاعانه به دید گاههای رجوی و تحلیل های ضد ملی وی &quot; نه &quot; گفتند و بهای تصمیم گیری آزادانه برای زندگی خود را با هتاّکی های آنان که تقریبا جنبه غریزه ای برای این فرقه پیدا نموده، بجان خریدند.البته کسانی نیز هستند که از ترس این برخوردهای غیر انسانی برای همیشه دنیای سیاست را کنار گذاشته و در سکوت و بدون اعتراض به روابط غیر انسانی فرقه مجاهدین به راه خود رفتند.</p>
<p>اما در این مسیر زنانی همچون هنرمند محبوب و مردمی &quot; الهه &quot;، مینا ربیعی ــ مینو محمدی زاده ــ کوکب طالبی ــ نادره افشاری ــ میترا یوسفی ــ پروانه احمدی ــ پروین حاجی ــ بتول ملکی ــ مرجان ملک ــ حورا شالچی ــ شادروان معصومه موسوی ــ و مادری داغدیده همچون &quot; مادر رضوان &quot; در مقابل این جریان خیانت بار فرقه مجاهدین بخاطر مصالح مردم ایران دست به روشنگری سیاسی زدند و مورد شدیدترین توهین ها قرار گرفتند.</p>
<p>اکنون این سوال مطرح می باشد که برخورد شدید فرقه مجاهدین با پشتیبانان دیروز خود نشان دهنده این نیست که این امکان وجود دارد که هر کس که ذره ای عرق ایران دوستی داشته باشد ممکن است روزی به باور امروز خانم هشترودی برسد و دست رد به سینه شورا بزند؟</p>
<p>پس اینگونه برخورد ها نشان دهنده ضعف تاریخی فرقه مجاهدین در مقابل تصمیم آزادانه و آگاهانه هر عضو این شورا می باشد که البته این نوع برخوردها با اعضاء سازمانی بمراتب بیشتر در مناسبات درونی جریان دارد. </p>
<p>تصمیم جسورانه و قاطعانه خانم هشترودی برای جدایی از شیوه های خشونت طلبانه شورا و مخالفت با جریانات جنگ طلب و ضد ایرانی قابل تحسین است که نشان دهنده عمق دید گاههای ایشان در تشخیص بست سیاسی فرقه مجاهدین در رابطه با جامعه کنونی ایران می باشد. </p>
<p>در این مسیر برخورد کوته بینانه و غیر سیاسی مجاهدین با خانم هشترودی، تنها ماهیت این فرقه را برملا می کند. </p>
<p>سایت آوا، بیست و سوم ژانویه 2007</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4384">زنان آزاده ای که به فرقه مجاهدین&#8221; نه&#8221; گفتند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4384/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه سرگشاده به خانم فریبا هشترودی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4324</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4324?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر شورایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/16/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>به هر حال من هم به همان دلایلی که حتما برای شما خیلی ملموس است تحصیل را نیمه کاره گذاشته و راهی را در پیش گرفتم که به سازمان مجاهدین و عراق ختم شد. این زمان گذشت تا اینکه شما به شورای ملی مقاومت پیوستید، در آن زمان خیلی خوشحالش شدم و خیلی دوست داشتم که موقعیتی دست دهد تا از نزدیک با شما در رابطه با پدر گرامیتان از نزدیک به صحبت بنشینم ولی این فرصت بدست نیامد تا اینکه در پایان سال 1375 شما برا ی اجلاس شورا به عراق آمدید و منهم به دلیل مسئولیتی که داشتم از نزدیک توانستم شما را ببینم و در لابی هتل السدیر بغداد (محل اقامت اعضای شورا) با شما به صحبت کوتاهی در رابطه با پروفسور محسن هشترودی بنشینم ولی چشمتان روز بد نبیند که بعد از آن مدتها پاسخ گوی همان سخن کوتاه با شما بودم که چرا با شما به تنهایی به صحبت نشسته ام.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4324">نامه سرگشاده به خانم فریبا هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>خانم فریبا هشترودی </p>
<p>با سلام</p>
<p>غرض از نوشتن این نامه کوتاه تنها یاد آوری یک خاطره و از طرفی طرح چند سوال می باشد. </p>
<p>به دلیل احترام خاصی که برای شما و خانواده محترمتان قائل هستم و به دلیل مسئولیت پذیری که از شما سراغ دارم به خود اجازه داده و این سوالات را مطرح میکنم.</p>
<p>در ابتدای امر جا دارد بگویم نام و یاد پروفسور محسن هشترودی تاثیر بسزایی در زندگی من داشت و به قدری شیفته این انسان والا و افتخاراتی که ایشان برای ایران کسب کرده بود قرار گرفتم که در دوران دبیرستان به ادامه تحصیل دررشته ریاضی فیزیک پرداختم.</p>
<p>به هر حال من هم به همان دلایلی که حتما برای شما خیلی ملموس است تحصیل را نیمه کاره گذاشته و راهی را در پیش گرفتم که به سازمان مجاهدین و عراق ختم شد.</p>
<p>این زمان گذشت تا اینکه شما به شورای ملی مقاومت پیوستید، در آن زمان خیلی خوشحالش شدم و خیلی دوست داشتم که موقعیتی دست دهد تا از نزدیک با شما در رابطه با پدر گرامیتان از نزدیک به صحبت بنشینم ولی این فرصت بدست نیامد تا اینکه در پایان سال 1375 شما برا ی اجلاس شورا به عراق آمدید و منهم به دلیل مسئولیتی که داشتم از نزدیک توانستم شما را ببینم و در لابی هتل السدیر بغداد (محل اقامت اعضای شورا) با شما به صحبت کوتاهی در رابطه با پروفسور محسن هشترودی بنشینم ولی چشمتان روز بد نبیند که بعد از آن مدتها پاسخ گوی همان سخن کوتاه با شما بودم که چرا با شما به تنهایی به صحبت نشسته ام.</p>
<p>علت این امر برمیگشت به اینکه برای ما مشخص میکردند با هر عضو شورا به چه نحوی برخورد کنیم، مثالی برایتان می آورم که برایتان ملموس تر شود اگر یادتان باشد در آن اجلاس شورا (اسفند 1375) مسعود رجوی در مورد بحثی که آقای ایرج شکری (یا همان ا.ش.مفسر که د رایران زمین آن روزگاران قلم میزد) درمورد دمکراسی و نگرش اصلاح طلبانه ایی که آقای شکری داشت حسابی وی را تحت فشار قرار داد (یک قلم از اوج دمکراسی و آزادی بیان در شورا!) و در این بین آقای قدرخواه به گونه ایی دو آتشه از مسعود رجوی پشتیبانی کرد درست بعد از آن نشست به ما گفته شد که آقای ایرج شکری را بایکوت کرده و حتی به ایشان سلام هم نکنیم ولی حسابی با آقای قدرخواه گرم بگیریم و از طرفی آن دوره اگریادتان باشد آقای متین دفتری هم حسابی زیر ضرب بودند که افرادی که به نوعی طرف ایشان دربحث ها بودند مورد بی مهری از جانب مسئولین سازمان قرار میگرفتند.</p>
<p>هر چند این نمونه تنها یک فاکت کوچک از مجموعه روابط غیر دمکراتیک درون شورای ملی مقاومت بود ولی شخصا معتقد هستم برای روشنگری و آگاه ساختن مردم کشورمان از آنچه به اصطلاح شورای ملی مقاومت بر ضد ایران و ایرانی انجام داده نباید به کلی گویی بسنده کرد بللکه باید با فاکت های مادی و عینی در این مسیر گام برداشت.</p>
<p>خانم هشترودی </p>
<p>بابت این مسئله که شما از شورای ملی مقاومت جدا شدید خیلی خوشحالم به طور خاص به دلیل هویتی که خانواده شما در بین ایرانیان و حتی در بین باقی ملل دارا میباشد و از این بابت احسا س می کنم که مسئولیت شما بسا بیشتر از باقی جداشدگان از شورای ملی مقاومت می باشد.</p>
<p>تا کنون تعداد زیادی از اعضای شورای ملی مقاومت از این شورا جدا شده اند ولی در رابطه با مناسبات درون شورا و عملکرد شورا سخنی به میان نیاورده اند یا لااقل به نقد عملکرد خود در دورانی که در شورا بودند نپرداخته اند.</p>
<p>شخصا معتقد هستم که در دنیای امروز و بطور خاص در عرصه سیاسی هر کس باید پاسخگوی عملکردهای خود باشد؛ برای مثال اگر شخص بنده به عراق رفتم و در آن دوران مسئولیتهایی در سازمان مجاهدین داشتم باید به نقد آن بنشینم، من نمیتوانم در برابر سوال هموطنانم در این رابطه که شما چرا به عراق رفتید و چرا با حکومت صدام در ضربه زدن به منافع ملی کشور همکاری کردید به مانند مجاهدین با پرخاشگری و فحاشی پاسخ دهم بلکه چون معتقد هستم از این سازمان جدا شده ام باید ابتدا به نقد عملکرد خود و سپس سازمانی که زمانی در آن بودم بپردازم. </p>
<p>خانم هشترودی </p>
<p>مطمئا هستم که نظرگاه شما با آنچه د رسال 2002 در رابطه با مسعود رجوی بیان کردید کاملا متفاوت است(در سال 2002 مسعود رجوی را درردیف دوگل قرار داده بودید و حضور رجوی در بغداد تحت حاکمیت صدام حسین را با حضور ژنرال دوگل در انگلستان تشبیه کرده بودید) حال در سال 2007 و گذشت این سالیان خیلی خوشحال میشوم که موضع شما را در این رابطه بدانم.</p>
<p>همانطور که میدانید در دوره های مختلف شورای ملی مقاومت با مواضع ضد ملی خود و دادن اطلاعیه های مکرر حمله نظامی به ایران را تلویحا مد نظر قرار داده و از تحریم اقتصادی علیه ایران که فشارش بر روی فقیرترین اقشار جامعه وارد میشود حمایت میکند نقش افرادی مانند شما که مطمئن هستم آن زمان هم مخالف با این طرح های ضد ملی بودید در شورا چه بود و آیا اساسا در خط و خطوط شورا میتوانستید اعمال نظر کنید؟</p>
<p>در رابطه با منابع مالی شورای ملی مقاومت بارها شورا توسط گروههای مختلف سیاسی مورد سوال قرار گرفته که شورا مدعی شده که از طریق کمک های مردمی میباشد؛ نظر شما در این رابطه به عنوان یک عضو سابق شورا چه میباشد؟</p>
<p>تقریبا نزدیک به ربع قرن مسئول شورای ملی مقاومت آقای مسعود رجوی میباشد ؛ آیا اساسا این انتخاب براساس انتخاب آزاد صورت گرفته یا این که اعضاء شورا هیچ نقشی در این رابطه ندارند و سوال اساسی تراینکه آراء اعضاء شورا چه نقشی در مصوبات و سیاست های شورا دارد؟</p>
<p>خانم هشترودی</p>
<p>شخصا خوب میدانم که شورای ملی مقاومت دارای قدرت موضع گیری مستقل جدا از تفکرات سازمان مجاهدین نیست زیرا از نزدیک شاهد جلسات شورا بوده ام و تنها سئوالات من به این دلیل میباشد که مطمئن هستم که پاسخ شما به این سئوالات و پرداختن به باقی مسائل می تواند نقش کیفی در روشن شدن اذهان عمومی نسبت به عملکرد این فرقه داشته باشد.</p>
<p>با آرزوی موفقیت برای شما </p>
<p>علیرضا میرعسگری</p>
<p>13ژانویه 2007</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4324">نامه سرگشاده به خانم فریبا هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4324/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>باردیگر مجاهدین مسئولیت قتل 16000 ایرانی را برعهده گرفتند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4322</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4322?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواست]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در لیستهای تروریستی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/15/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%82%d8%aa%d9%84-16000-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>دیدار خانم فریبا هشترودی با دبیرکل و مدیر اجرایی کانون هابیلیان، آنچنان بیت عنکبوتی مجاهدین را به لرزه در آورده است که بیش از ده روز است با انواع و اقسام لجن نامه ها، تلاش می کنند که این ملاقات و شخص ایشان را مورد فحاشی و هرزه درایی قرار دهند تا بلکه از نمود تفرق و ورشکستگی جلوگیری به عمل آورند. یکی از کسانی که به قول خودش نتوانسته است جلوی سوز دلش از این ملاقات را بگیرد، پرویز خزایی سخنگوی گروه تروریستی مجاهدین در نروژ است که ندانسته است چگونه مأموریت محوله برای مخدوش نمودن چهره همکار سابق خود را انجام دهد و با پرخاشجویی از سر انفعال بار دیگر از جانب رؤسایش در فرقه جنایتکاران، مسئولیت قتل 16000 هزار شهروند ایرانی را برعهده گرفته است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4322">باردیگر مجاهدین مسئولیت قتل 16000 ایرانی را برعهده گرفتند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>دیدار خانم فریبا هشترودی با دبیرکل و مدیر اجرایی کانون هابیلیان، آنچنان بیت عنکبوتی مجاهدین را به لرزه در آورده است که بیش از ده روز است با انواع و اقسام لجن نامه ها، تلاش می کنند که این ملاقات و شخص ایشان را مورد فحاشی و هرزه درایی قرار دهند تا بلکه از نمود تفرق و ورشکستگی جلوگیری به عمل آورند.</p>
<p>یکی از کسانی که به قول خودش نتوانسته است جلوی سوز دلش از این ملاقات را بگیرد، پرویز خزایی سخنگوی گروه تروریستی مجاهدین در نروژ است که ندانسته است چگونه مأموریت محوله برای مخدوش نمودن چهره همکار سابق خود را انجام دهد و با پرخاشجویی از سر انفعال بار دیگر از جانب رؤسایش در فرقه جنایتکاران، مسئولیت قتل 16000 هزار شهروند ایرانی را برعهده گرفته است.</p>
<p>ایشان که این روزها عزادار از دست دادن صدام به عنوان اصلی ترین مانع در برابر رسیدگی به جرائم و جنایات مجاهدین است، هابیلیان را متهم به تلاش برای سربریدن افراد مستقر در اردوگاه اشرف می کند تا شاید با زدن این اتهام، جرم و جنایت کشتار 16000 ایرانی را تخفیف داده و کمرنگ نماید و یا اتهامی را متوجه خانم هشترودی که اکنون پشت به آنها، رو به حقایق کرده است بنماید.</p>
<p>اگر چه نمایندگان کانون هابیلیان در دیدار با خانم هشترودی و پیش از ایشان بارها و بارها اعلام کرده اند که در پی انتقام نیستند و در تلاش برای رهایی افراد فریب خورده ای که با تارهای تعالیم فرقه ای در دام رجوی باقی هستند می باشند، لیکن از ترس و هراس وی از دادخواهی هابیلیان به خوبی دریافته می شود که سران مجاهدین با تمام وجود عزم و اراده بازماندگان قربانیان اعمال تروریسی شان را در برهم زدن کانون تروریسم در اشرف درک کرده و بر خود می لرزند.</p>
<p>خزایی، حقیرانه می کوشد تا با ایجاد مشابهت بین گروه تروریستی اش با مبارزات ضد فاشیستی، کارنامه اعمال ننگین جوخه های مرگ آفرینی رجوی را تطهیر نماید، و بی شرمانه حمایت مجاهدین از اشغال ننگین فلسطین و عراق و توطئه چینی علیه مبارزان استقلال طلب کشورهای اسلامی که در برهه حاضر جزو وظایف ذاتی این گروه شده است را مسکوت می گذارد!</p>
<p>کانون هابیلیان، سیزدهم ژانویه 2007</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4322">باردیگر مجاهدین مسئولیت قتل 16000 ایرانی را برعهده گرفتند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4322/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تبریک و خوش آمد به خانم فریبا هشترودی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4295</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4295?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر شورایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/10/%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تصمیم مسؤلانه و شجاعانه شما در خروج از فرقه تروریستی مجاهدین را تبریک می گویم و امیدوارم که روشنگری های شما بتواند تأثیرات سالها حضور تان در"شورای ملی مقاومت" را جبران نماید. من آثار این جدائی را هنگام ورود شما به سالن کنسرت مرضیه در پاریس مشاهد کردم، هنگامی که در جواب اقای اریائی گفتید من دیگر عضو شورا نیستم."شورای ملی مقاومت" مجاهدین، به خاطر بی اعتباری ناشی از عملکرد های مستمر خود طی سالهای اخیر سعی می کرد که این بی آبروئی را با حضور افراد خوش نامی مانند جنابعالی پر نماید اما خوشبختانه این افراد و شخصیت ها پس از شناخت ماهیت فرقه ای و دیکتاتوری رجوی یکی پس از دیگری راه خود را از" شورا" جدا کردند و بیش از اچازه ندادند که رجوی حضور آنها را پوشش مشروعیت خود قرار دهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4295">تبریک و خوش آمد به خانم فریبا هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
خانم فریبا هشترودی<br />
تصمیم مسؤلانه و شجاعانه شما در خروج از فرقه تروریستی مجاهدین را تبریک می گویم و امیدوارم که روشنگری های شما بتواند تأثیرات سالها حضور تان در شورای ملی مقاومت را جبران نماید.<br />
من آثار این جدائی را هنگام ورود شما به سالن کنسرت مرضیه در پاریس مشاهد کردم، هنگامی که در جواب اقای اریائی گفتید من دیگر عضو شورا نیستم.<br />
شورای ملی مقاومت مجاهدین، به خاطر بی اعتباری ناشی از عملکرد های مستمر خود طی سالهای اخیر سعی می کرد که این بی آبروئی را با حضور افراد خوش نامی مانند جنابعالی پر نماید اما خوشبختانه این افراد و شخصیت ها پس از شناخت ماهیت فرقه ای و دیکتاتوری رجوی یکی پس از دیگری راه خود را از شورا جدا کردند و بیش از اچازه ندادند که رجوی حضور آنها را پوشش مشروعیت خود قرار دهد.<br />
از آنجا که شورای ملی مقاومت اسم بی مسمائی است و هر عضو شورا، عضو فرقه مجاهدین است و شورا موجودیت مستقلی جدای از مجاهدین ندارد می توان گفت که در واقع شما و هر عضو دیگر شورا از فرقه مجاهدین جدا شده اید.<br />
خانم هشترودی متاسفانه باید اذعان کنم که فرقه مجاهدین ظرف این سالها آنقدر به فساد و خیانت آلوده شده و آنقدر به مردم و کشور ما لطمه وارد کرده اند که هر عضو پس از خروج از مجاهدین، برای پاک کردن ذره ای این از لطمات و صدمات راه دشوار و طولانی در پیش روی دارد. در واقع هر عضو جدا شده باید سالها شب و روز با تمام انرژی بدود تا نگذارد نسل دیگری به قربانگاه برود، لذا سنگین ترین وظایف را ما جدا شدگان بعهده داریم.<br />
مجاهدین تنها دشمن آزادی نیستند بلکه همه فرقه های خشونت طلب و اسارت ساز سد راه تکامل و شکوفائی انسانند.<br />
تجارب ما تجارب گرانبهائی است و فرقه ای که ما عضو آن بودیم استثنائی است و لذا وظیفه ما هم استثنائی است و از عهده هیچکس بر نمی آید.<br />
من پیمودن این راه دشوار و پر پیچ و تاب را به شما تبریک می گویم و برای شما آروزی توفیق می کنم.</p>
<p>هادی شمس حائری<br />
يکشنبه ۱۷ دی ۱٣٨۵ &#8211; ۷ ژانويه ۲۰۰۷</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4295">تبریک و خوش آمد به خانم فریبا هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4295/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ملاقات نمایندگان کانون هابیلیان با خانم فریبا هشترودی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4281</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4281?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر شورایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های مستقل برای آزادی اسیران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/09/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز دوشنبه 11 دی ماه 85، خانم فریبا هشترودی،عضو سابق شورای ملی مقاومت که اخیراً به ایران مسافرت کرده است، با آقایان سید محمد جواد هاشمی نژاد و محمد ثانوی، دبیرکل و مدیر اجرایی کانون هابیلیان ملاقات و گفتگو نمود، در این ملاقات خانم هشترودی در جریان فعالیتهای بشردوستانه کانون هابیلیان قرار گرفت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4281">ملاقات نمایندگان کانون هابیلیان با خانم فریبا هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>ملاقات نمایندگان کانون هابیلیان با خانم فریبا هشترودی</b><br />
تهران -11 دی ماه 1385<br />
روز دوشنبه 11 دی ماه 85، خانم فریبا هشترودی ،عضو سابق شورای ملی مقاومت که اخیراً به ایران مسافرت کرده است ، با آقایان سید محمد جواد هاشمی نژاد و محمد ثانوی، دبیرکل و مدیر اجرایی کانون هابیلیان ملاقات و گفتگو نمود ، در این ملاقات خانم هشترودی در جریان فعالیتهای بشردوستانه کانون هابیلیان قرار گرفت.</p>
<p dir="rtl" align="center"><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/news-of/hashtrodi5.jpg"></p>
<p>در این ملاقات ، ابتدا آقای هاشمی نژاد با اشاره به چگونگی شکل گیری کانون هابیلیان یادآورشد که :  ما به عنوان قربانیان تروریسم ، تشکل غیر دولتی هابیلیان را راه اندازی کرده ایم اماً به دنبال انتقام گیری نیستیم و حتی در دنیای وانفسای امروزی نیز هیچ امیدی به اجرای عدالت هم نداریم، اما با اعتقاد به این که مجاهدین به یک فرقه به غایت واپس گرا تبدیل شده اند ، اعضای آنها را به مانند قربانیان تفکرات سکتاریستی می دانیم، امیدواریم اجرای عدالت در دو شکل محاکمه بین المللی سردمداران فرقه و رهایی قربانیان آن عینی گردد.<br />
در ادامه این ملاقات آقای محمد ثانوی ضمن تشریح ترور پدرش در سال 1365 توسط تروریستهای مجاهدین گفت :</p>
<p dir="rtl" align="center"><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/news-of/hashtrodi2.jpg"></p>
<p>پدرم یک پارچه فروش بود و اساساً سیاسی هم نبود چه رسد به این که در جایگاه سیاسی – انتظامی یا حتی دولتی باشد. و متعجبم که تروریستها عملیات خود در کشتن یک شهروند عادی بی دفاع را عملیات قهرمانانه خوانده اند و در اطلاعیه های خود اعلام داشته اند که وی یکی از سردمداران رژیم بوده است!!<br />
سپس آقای ثانوی تصاویر پدر خود که در مغازه پارچه فروشی کار می کرده است به همراه مشخصات ایشان را به خانم هشترودی تحویل داد.<br />
در پایان این دیدار آقای هاشمی نژاد ، سی دی حاوی اسامی و مشخصات 16000 قربانی تروریسم را تحویل عضو سابق شورای ملی مقاومت داد و بروشورهایی که تصاویری از قربانیان غیر نظامی و غیر دولتی خصوصاً کودکان را در خود جای داده بود را به ایشان تحویل داد.</p>
<p dir="rtl" align="center"><img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/news-of/hashtrodi4.jpg"></p>
<p>گزارش تکمیلی این دیدار در آینده نزدیک از نظرتان می گذرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4281">ملاقات نمایندگان کانون هابیلیان با خانم فریبا هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4281/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>با صد هزار جلوه برون آمدی که من</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4282</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4282?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر شورایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/08/%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d8%af-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d9%88%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%85%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[<p>خوشا پیش از هرچیز ساده و درعین حال عمیق و نغز جملاتی را تکرار کنم که پسرعموی نازنینی از کالیفرنیا بدنبال مطالعه ی کتاب خاطراتم، 16 نوامبر 2006 برای من « میل » کرد:  در دهه های گذشته دریافتم که حرف مرد یکی نیست! حرف نامرد یکیست! مرد آنست که حرف غلطش را عوض کند و صحیح آن را بگوید. پس حرف نامرد یکیست!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4282">با صد هزار جلوه برون آمدی که من</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>با صدهزار جلوه برون! آمدی که من</p>
<p>خوشا پیش از هرچیز ساده و درعین حال عمیق و نغز جملاتی را تکرار کنم که پسرعموی نازنینی از کالیفرنیا بدنبال مطالعه ی کتاب خاطراتم، 16 نوامبر 2006 برای من &laquo; میل &raquo; کرد: </p>
<p>در دهه های گذشته دریافتم که حرف مرد یکی نیست! حرف نامرد یکیست! مرد آنست که حرف غلطش را عوض کند و صحیح آن را بگوید. پس حرف نامرد یکیست!</p>
<p>او هچنین برای بیان احساساتش دو بیت از حافظ شیرین سخن و دو بیت از الهامات مولوی شاهد آورد:</p>
<p>نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد</p>
<p>جناب عشق بلندست همتی حافظ که عاشقان ره بی همتان بخود ندهند</p>
<p>من نیم موقوف نفخ صور همچو مردگان هر زمانم عشق جانی می دهد از افسون خویش</p>
<p>خون ما برغم حرام چون غم برما حلال هر غمی کو گِرد ما گردید شود در خون خویش</p>
<p>آگاهی از خبر شگفت گسستن و رهایی شهبانو فریبا هشترودی، اندیشه یی در من شکفت. که راستی آدمی چه صورتگر توانایی از شخصیت خویش است. چه آن زمان که در اشتباه و خطا به دامی می افتد و خود را به حضیض هبوط می کشاند و چه زمان عروج و بازگشت به انسانیت خویشتن. تصور حضور و تماشای تصاویر او در دستگاه مستهجن تبلیغاتی رجوی ها، مجموعه یی از تاثر و تنفر در قلبم برمی انگیخت. سابقه ی پدرش را به منزله یک دانشمند ملی لکه دار می کرد. شاید برگزیدن واژه &laquo; تنفر&raquo; چندان صحیح نباشد که با شناسایی از دشمن، ایشان را طبیعتا ناآگاه می دانستم از حقایق هولناکی که در آن بیغوله ی بیابانی و یا حتی حوالی پاریس، می گذرد. و به همان دلیل خروشی چنین، نمایانگرهشیاری و دقت اوست. نشان دهنده آنست که دامگذاری های بیابان عراقی و ماشین مغزشویی مدرن پاریسی غالب بر بانوی فرهیخته نگشت و نشان دهنده آنست! که از همان آغاز بر اساس صداقت و نه چون دیگران ارزان و حراج، نام و اوقات خویش را در اختیار جهنمیان روی زمین! گذاشته بود.</p>
<p>تفاوت او را با خویشتن درک می کنم. اگر چندی زودتر به عمق رذالت آنان رسیده، دل و اندیشه از آنان بریده بودم، به جهت پای نهادن در شنزار عراقی به منزله ی ایرانی بی نام و نشان در چنگال صدام حسین بود. رجوی ها همچون دیگر زنان شان مرا کنیز نامیده و نیازی به بازی و خوش زبانی با من نداشته تا مرز فحاشی و مضروب کردن پیش رفتند و آنانی که چند سالی و سالهایی دیگر با گذر از پیچاپیچ بسا دشوارتری گسستند و رها گشتند، تجربیات گرانبها تر و دلایلی روشن تر پشتوانه شان بود.</p>
<p>آری، پرده ی نقش داری که رجوی ها بر حسب مصلحت جویی و فرصت طلبی ها بین حقایق و فریبا هشترودی کشیده بودند، نیروی عمیق تری برای پاره کردن و رویت حقایق می طلبید، گذشتن از وسوسه ها وبه هیچ گرفتن تهدیدهای رجوی!</p>
<p>البته فریبا هشترودی یگانه و تنها نیست، ولی از برترین هاست. هستند کسانی که رجوی ها را شناختند و علیرغم تشبثات فرقه یی از دام شان گذشتند، لیک از تقدیم تجربه خویش به حضور ملت ایران بازماندند. ما هنوزهم بدانها به همان همت نخستین و پس زدن وسوسه و وعده های وزارت و وکالت رجوی که از کیسه کهنه وخاک گرفته، مندرس و پاره پاره رهبری خودش! و رئیس جمهوری زنش! بیرون می آید، مفتخریم.</p>
<p>همزمان با ثابت کردن جسارت، شرافت و آزاده گی زن، از جانب فریبا هشترودی، سرگرم دوره کتاب &laquo; زندگی من تا کنون &raquo; نوشته ی بانوی آزادیخواه، قهرمان ضدجنگ و ستاره ی کهکشان هنر &laquo; جین فوندا&raquo; هستم. &laquo; جین &raquo; می گوید، برخاستن برای دفاع از میهن عالیست، ولی عالی تر رویگردانی از آن به دریافتن حقایق هولناک نهفته است!من نیز همواره فریاد زده ام که سرآغاز پیوستن به مجاهدین، کاری سترگ، با آنهمه هیجان و آرزو برای نیکبختی ملتی بود. و گسستن و بریدن به هنگام وقوف حقایق، عظیم تر! شگرف! </p>
<p>&laquo; جین &raquo; هم چنین شرح می دهد که زمان اقامت در فرانسه، از حقایق جنگ ویتنام آگاه گشت، لیکن دست نگاهداشت و فعالیت های بیادماندنی خویش، رویارویی با رئیس جمهوری که می خواست برنده جنگ باشد، با بازگشت و اقامت در میهن آغاز کرد. زیرا نمی خواست &laquo; لاف شهریاری در غربت بزند &raquo;. حال بگذار رجوی ها از بیگانگان پناه بجویند و ابرقدرت ها را به جنگ بر علیه ایران بخوانند. شاید یکی از مواردی که فریبا هشترودی را بیاد ایران، میهن پدرش می انداخت.</p>
<p>آری، نیم بیت دیگر فروغی بسطامی را به فرجام خوش این مطلب می آوریم:</p>
<p>با صد هزار دیده تماشا کنم تو را!</p>
<p>میترا یوسفی، پنجم ژانویه 2007</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4282">با صد هزار جلوه برون آمدی که من</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4282/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه کانون آوا در رابطه با کناره گیری خانم هشترودی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4283</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4283?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jan 2007 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[عناصر شورایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا هشترودی]]></category>
		<category><![CDATA[کانون آوا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2007/01/08/%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%af%db%8c%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>کانون آوا در راستای فعالیت های بشر دوستانه و کمک به افراد اسیر در فرقه مجاهدین از خروج و کناره گیری هر انسان با اراده از سیستم فرقه رجوی خوشحال می گردد. همانطور که هموطنان عزیر در جریان می باشند کانون آوا طی دو اطلاعیه در تاریخ 16 و 26 آپریل سال 2006 از خروج حانم فریبا هشترودی از شواری ملی مقاومت فرقه رجوی خبرداد که این خبر با سکوت فرقه مجاهدین روبرو گشت و امروز خوشبخاته طی خبر کانون هابیلیان از ایران خانم فریبا هشترودی ضمن کناره گیری از شواری ملی مقاومت به ایران مسافرت کرده که با این عمل گفته خود را در جریان کنسرت مرضیه در فرانسه تایید کرده است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4283">اطلاعیه کانون آوا در رابطه با کناره گیری خانم هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p>اطلاعیه کانون آوا در رابطه با کنارگیری خانم فریبا هشترودی از شورای ملی مقاومت</p>
<p>کانون آوا در راستای فعالیت های بشر دوستانه و کمک به افراد اسیر در فرقه مجاهدین از خروج و کناره گیری هر انسان با اراده از سیستم فرقه رجوی خوشحال می گردد.</p>
<p>همانطور که هموطنان عزیر در جریان می باشند کانون آوا طی دو اطلاعیه در تاریخ 16 و 26 آپریل سال 2006 از خروج حانم فریبا هشترودی از شواری ملی مقاومت فرقه رجوی خبرداد که این خبر با سکوت فرقه مجاهدین روبرو گشت و امروز خوشبخاته طی خبر کانون هابیلیان از ایران خانم فریبا هشترودی ضمن کناره گیری از شواری ملی مقاومت به ایران مسافرت کرده که با این عمل گفته خود را در جریان کنسرت مرضیه در فرانسه تایید کرده است. در جریان کنسرت مرضیه در پاسخ به سوال آقای میلاد آریایی که به ممانعت از ورود خود به ایشان اعتراض نموده بود خانم فریبا هشترودی صریحا همکاری و عضویت خود را در شورا نفی نموده بود </p>
<p>کانون آوا این کناره گیری از جریان خیانت بار فرقه مجاهدین را به خانم هشتروردی تبریک عرض می نماید. </p>
<p>کانون آوا </p>
<p>04.01.2007</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/4283">اطلاعیه کانون آوا در رابطه با کناره گیری خانم هشترودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/4283/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
