<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>قربانعلی حسین نژاد</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/قربانعلی-حسین-نژاد</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 07 Aug 2024 05:28:23 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>قربانعلی حسین نژاد</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/قربانعلی-حسین-نژاد</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61336</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61336#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Aug 2024 05:28:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[قربانعلی حسین نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61336</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت پنجم از مصاحبه مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق؛ غلامعلی حسین نژاد با روزنامه المراقب العراقی به حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و جریانات پس از آن پرداخته شد. انتشار این مطالب برای نخستین بار در سال ۱۳۹۱ توسط یک روزنامه مشهور عراقی به نام &#8220;مراقب العراقی&#8221; انجام شد که بازتاب گسترده ای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61336">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61122">قسمت پنجم</a> از مصاحبه مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق؛ غلامعلی حسین نژاد با روزنامه المراقب العراقی به حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و جریانات پس از آن پرداخته شد.</p>
<p>انتشار این مطالب برای نخستین بار در سال ۱۳۹۱ توسط یک روزنامه مشهور عراقی به نام &#8220;مراقب العراقی&#8221; انجام شد که بازتاب گسترده ای در این کشور داشت. انتشار این افشاگری ها در آن سال، به خصوص افشای کمک‌های نجومی نفتی صدام (فروش نفت توسط سازمان مجاهدین) نقطه عطفی در افشاگری های جامعه جداشدگان از فرقه رجوی بود زیرا به دنبال آن مسعود رجوی جنون گاوی گرفت و با لجن پراکنی های مفتضحانه، ذات خود را بیشتر نمایان کرد که به دنبال آن عده زیادی حتی از شورای ملی خودخوانده رجوی جدا شدند.</p>
<p>مصاحبه‌ها توسط محمد سعد روزنامه نگار عراقی انجام شده و توسط احمد نصر مشکاتی، همکار فراق به زبان فارسی برگردانده شده تا در اختیار شما مخاطبان فرهیخته قرار گیرد.</p>
<p>با توجه به جریان سازی اخیر فرقه رجوی در خصوص تطهیر خیانت های رجوی در عراق به خصوص در دوران جنگ تحمیلی به عنوان پیاده نظام رژیم بعث صدام، مطالعه دقیق این مطالب به عموم جویندگان حقیقت توصیه می‌شود.</p>
<p>بخش ششم ترجمه مصاحبه مترجم ارشد مسعود رجوی با روزنامه &#8220;المراقب العراقی&#8221;، منتشر شده ۶۸۶ این رسانه در تاریخ سه شنبه ۲۲ ژانویه ۲۰۱۳ را در ادامه می خوانید:</p>
<p><strong>س: آیا سازمان کمک مستقیم یا غیر مستقیم به تروریستهای طرفدار صدام در عراق می‌کرد؟</strong></p>
<p>ج: اکثر افرادی که وارد قرارگاه اشرف می شدند از مخالفان دولت جدید عراق بودند و بسیاری از شیوخ و رؤسای عشایر که زمان صدام با او دیدار می‌کردند و من آن ها را از موقع گوش دادن و ترجمه‌ تلویزیون عراق در آن زمان می‌شناختم به قرارگاه می‌آمدند؛ مثلا بعد از اعدام صدام شیوخ عشایر در قرارگاه مجاهدین بلند شده و به نفع صدام شعار می‌دادند و فریاد می‌کردند که او به بهشت رفت و شعارهایی دیگر. مسلما در میان آنان تروریستهایی هم بودند که من شخصا آنها را نمی‌شناختم اما بعضی از برادران وقتی چند تیم فوتبال از استان های صلاح الدین و دیالی برای انجام مسابقات با تیم فوتبال قرارگاه اشرف می‌آمدند آنها را تشخیص می‌دادند و می‌گفتند اینها از اعضای القاعده هستند و افراد تیم های عراقی مذکور به ما می‌گفتند: ما روز به قرارگاه اشرف برای انجام مسابقه می‌آییم و شب عملیاتمان را انجام می‌دهیم. در آنجا مقری هم ویژه‌ عراقیان بود و در هتل ایران در داخل قرارگاه اشرف تعداد زیادی از نویسندگان و وکلای عراقی که طبق قراردادهایی رسمی و با حقوق ماهانه‌ ثابت برای سازمان کار می‌کردند ساکن بودند. آنها با خانواده‌هایشان می‌آمدند و چندین ماه در آن هتل اقامت می‌کردند. برخی از آنان مانند سفیان عباس از ترس کشته شدن به آنجا آمده و ساکن هتل قرارگاه اشرف می‌شدند. او به اصطلاح رئیس یک انجمن حقوقدانان دو نفره همراه با وکیلی به نام محمد عبد الکرخی به نام &#8220;جمعیت حقوقدانان مستقل برای دفاع از حقوق بشر در عراق&#8221; بود که حتی اسمش هم توسط خود سازمان به فارسی نوشته شده و من آن را به عربی ترجمه کرده بودم! سفیان عباس همراه با همسرش کریمه داود که اکنون نماینده‌ پارلمان عراق از لیست العراقیه می‌باشد در هتل قرارگاه اشرف مجاهدین اقامت داشت. این انجمن دست ساز خود سازمان مجاهدین که مدعی &#8220;دفاع از حقوق بشر در عراق&#8221; بود حتی یک بیانیه هم در مورد مسائل عراق صادر نکرده بود بلکه تمام بیانیه‌هایش در دفاع از باقی ماندن سازمان مجاهدین خلق در خاک عراق بود که آنها را هم مسئولان سازمان به فارسی می‌نوشتند و بعد از آنکه من آنها را به عربی ترجمه می‌کردم جهت چک و بررسی به آنها می‌دادند سپس توسط سازمان در مطبوعات مخالف دولت عراق به صورت آگهی پولی منتشر می‌شدند.</p>
<p><strong>س: شما می‌دانید که علت اصلی مخالفت دولت عراق با حضور این سازمان در عراق کُردکشی آنها و نیز شرکت سازمان در سرکوب قیام شیعیان عراق می‌باشد و مسلما سازمان با برخی از سیاستمداران عراقی برای دفاع از خودش گفتگو می‌کرد مانند آن افرادی که پیش از این اسامی‌شان ذکر شد. آیا آقای صالح مطلک و سایرین چیزی از قتل کُردهای عراق می‌دانستند؟</strong></p>
<p>ج: آنها موضوع قتل کُردهای عراقی را مطرح نمی‌کنند.</p>
<p><strong>س: چطور آنها این موضوع را مطرح نمی‌کنند در حالی که آنان از سازمان علیه موضوع کُردکشی دفاع می‌کنند و‌آقای صالح مطلک در دفاع از سازمان در این مورد به امضای هوشیاری زیباری استناد کرده است.</strong></p>
<p>ج: آنها آنچه را که سازمان از آنها می‌خواست مطرح می‌کردند و اعتراضی علیه سازمان نداشتند.</p>
<p><strong>س: به نظر شما آیا امکان دارد که آنها چیزی در مورد این موضوع ندانند؟</strong></p>
<p>ج: آنها از این موضوع اطلاع داشتند و می‌دانستند ولی آن را به علت هدایا و پول و طلا و جواهراتی که به آنها داده می‌شد و به علت داد و ستدها و روابطی که سازمان با‌ آنها داشت پنهان می‌کردند. سازمان با پولهایی که به آنها می‌داد آنها را ناچار به پنهان کردن این موضوع می‌کرد. در داخل قرارگاه اشرف مقر دیگری هم بود که مخصوص آموزش عراقیان بود به نام &#8220;مقر شهید خالد&#8221;. خالد یکی از کارکنان عراقی قرارگاه اشرف بود که در انفجار ماشین حامل کارگران عراقی که در اشرف کار می‌کردند کشته شد. این مقر را که قبلا یکی از مراکز آموزش اعضای سازمان بود تخلیه کرده و برای آموزش جوانان عراقی که آنان را با حروف رمز مختصر KA می نامیدند اختصاص دادند (حروف اول لاتین دو کلمه‌ی کارکنان عراقی). آنها روابط خودشان با خانواده‌هایشان را قطع کرده و به صورت شبانه روزی در قرارگاه اشرف ساکن بودند و من بعضی از مواد آموزشی آنها را که سران سازمان به فارسی می نوشتند برایشان به عربی ترجمه می کردم تا بخوانند. این مواد درسی شامل ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق و آشنایی با سازمان و تاریخ آن و مواضع دولت عراق و نیز شناخت رژیم ایران و اینکه انقلاب ایران چه بود و امام خمینی چگونه آمد و به اصطلاح آنها &#8220;انقلاب را دزدید&#8221; و این &#8220;مجاهدین خلق بودند که انقلاب را برپا کردند&#8221; و… بودند که تماما برای شستشوی مغزی این جوانان عراقی بود. علاوه بر این دروس و آموزشهای پایه، به آنها یاد می‌دادند که چگونه تظاهر کرده و اعتقادشان را پنهان کنند. هدف سازمان از این کار تربیت یک نسل عراقی طرفدار سازمان و تزریق آنها به جامعه‌ عراق بود تا بروند و به داخل دولت عراق نفوذ کنند.</p>
<p>سران سازمان مجاهدین همچنین روش تهیه و فرستادن اخبار و گزارشها به سازمان و چگونگی رمزنگاری و پنهان کردن اطلاعات را به آنها آموزش می‌دادند و نیز به آنها از جمله به بعضی شان که شیعه بودند می‌گفتند که بروید و برای ما اطلاعاتی از عملیات نیروهای شیعه‌ مقتدا صدر علیه آمریکایی‌ها جمع‌آوری کرده و بفرستید. من بسیاری از این اطلاعات را که به عربی نوشته و می‌فرستادند به درخواست مسئولین سازمان به فارسی ترجمه می‌کردم که ساعت و محل اجرای عملیات نیروهای صدر علیه آمریکایی‌ها را بیان می‌کرد. من ابتدا از خود می‌پرسیدم کشته شدن آمریکایی‌ها چه ربطی به سازمان دارد که از قبل از آن مطلع شود، ما که می‌دانیم آمریکایی‌ها اشغالگر هستند و آنها را از قدیم امپریالیست می‌دانیم و خود سازمان در زمان شاه تعدادی از مستشاران آمریکایی را در ایران ترور کرده است؛ تا اینکه بعدها از طریق یکی از دوستانم در بخش روابط خارجی که مسئول ارتباط با آمریکایی‌ها بود فهمیدم که آنها این گزارشها را از فارسی به انگلیسی ترجمه کرده و آنها را به آمریکایی‌ها می‌فرستند تا از آنها امتیاز و حمایت بیشتر گرفته و خود را به آمریکایی‌ها نزدیک سازند و بعد هم موارد زیادی از تملق و چاپلوسی برای آمریکایی‌ها توسط سران سازمان را دیدم. یک بار قراردادی با آمریکایی‌ها منعقد کردند که سازمان بین آنها و عراقیها از جمله عشایر استانهای دیالی و صلاح الدین وساطت کند تا حفاظت نیروهای آمریکایی تأمین و تضمین شود.</p>
<p>جلسات سه جانبه‌ متعددی بین رهبران سازمان و آن دسته از شیوخ عشایر صلاح الدین و دیالی که مخالف دولت جدید عراق بودند و آمریکایی‌ها در قرارگاه اشرف مجاهدین برگزار شد. همچنین طبق قراردادی که بین سازمان و آمریکایی‌ها منعقد شد نیروهای آمریکایی موافقت کردند که به سران سازمان اجازه دهند هرچیزی را که نیاز دارند وارد قرارگاه کنند از جمله وسایل و ماشین آلاتی که سازمان از خارج عراق خریداری می‌کرد که با حفاظت نیروهای آمریکایی وارد عراق شده و به قرارگاه اشرف می‌رسید. آمریکایی‌ها انواع خدمات حمل و نقل و خدمات پستی در اختیار سازمان قرار دادند و حتی یک چاپخانه‌ کامل را که سازمان با پولهای نفتی اهدایی صدام از اروپا خریده بود آمریکایی‌ها به قرارگاه اشرف رساندند. هیچیک از عراقیان نمی‌دانستند که این کامیونها و تریلرهای آمریکایی برای مجاهدین بار می‌برند بلکه فکر می‌کردند که حامل بارهای خود آمریکایی هستند. آمریکایی‌ها در مقابل این خدماتشان به سازمان از جمله خواستند که سازمان از برخی نویسندگان عراقی مخالف دولت جدید عراق بخواهد که داستانهایی برای کودکان و جوانان عراقی بنویسند که مضمون آنها این باشد که آمریکایی‌ها دوست آنها هستند و آمده‌اند تا در کشور آنها دموکراسی برقرار کنند و آنها که عملیات انجام می‌دهند تروریستهای رژیم ایران هستند که مردم بیگناه را با بمبهای چسبان و بمبهای کنار جاده‌ای (ضد زرهی) می‌کشند. از جمله‌ی این نویسندگان صافی الیاسری و نورالدین الموسوی بودند.</p>
<p>نورالدین الموسوی تک نفری می‌گفت که من رئیس جبهه‌ی ملی عراق! هستم در حالیکه چنین جبهه‌ای وجود نداشت و این سمت و اسم جبهه را خود سازمان به او داده بود‍! و او بیانیه‌هایی را که نوشته‌ سران سازمان به فارسی و ترجمه‌ من به عربی بود با امضای موهوم &#8220;رئیس جبهه‌ ملی عراق&#8221; مبنی بر ضرورت حضور و بقای سازمان مجاهدین و حتی نیروهای آمریکایی! در خاک عراق صادر می‌کرد. الموسوی و الیاسری ماهها در داخل قرارگاه اشرف (در خانه‌هایی مجهز موسوم به هتل ایران) اقامت می‌کردند.</p>
<p>الموسوی و الیاسری بیش از چهل کتاب داستان را بر اساس محورهای موضوعی که آمریکاییها تعیین کرده بودند به عربی نوشتند. آنها می‌دانستند که این محورها را آمریکایی‌ها داده‌اند لذا مخصوصا نورالدین الموسوی با ناراحتی و بی‌حوصلگی این داستانها را با اغلاط فراوان می‌نوشت و کاملا مسأله دار شده بود و به من می‌گفت: چرا سازمان مجاهدین اینقدر دلسوز آمریکایی‌ها شده؟ مگر جوانان عراقی نمی‌دانند که بمبهای کنار جاده‌ای ضد زرهی برای کشتن آمریکایی‌ها کار گذاشته می‌شوند نه برای کشتن مردم زیرا مردم که تانک و زرهی ندارند؟!. البته این پروژه هنوز به اتمام نرسیده لغو شد و شکست خورد زیرا اولا نویسندگان مذکور از تدوین و چک نهائی تایپ کتابها علیرغم دستمزد کلانی که برایشان پرداخت شده بود خودداری کردند ثانیا وقتی هم که سازمان کتابها را به همان صورت مغلوط و تدوین و چک نشده برای چاپ به ناشرین عرب در اروپا داد (زیرا می‌دانست که در داخل عراق هیچ ناشری حاضر به انتشار آنها نمی‌کند) حتی آنها هم حاضر به چاپ و نشر این کتابها که علیه مردم عراق و در خدمت آمریکایی ها بودند نشدند.</p>
<p><strong>س: آیا سازمان در عراق مطبوعات به زبان عربی داشت یا دارای مطبوعاتی وابسته به خودش در اینجا بود؟</strong></p>
<p>ج: در زمان صدام نشریه &#8220;مجاهد&#8221; عربی به صورت هفتگی با ترجمه‌ من برای حدود سه هزار افسر و درجه دار ارتش عراق که در قرارگاههای مجاهدین در زمینه ی آموزش نظامی و تعمیرات سلاحهای سنگین مانند تانک و زرهی و… کار می‌کردند و نیز برای مقامات و نهادهای دولت و حزب حاکم بعث عراق، چاپ و منتشر می‌شد که بعد از سقوط صدام هم تا چند سال برای عراقیانی که به قرارگاه اشرف می‌آمدند در سالهای اول در چاپخانه‌های بغداد و در سالهای آخر دهه‌ هشتاد شمسی در چاپخانه‌ جدید خود قرارگاه چاپ و توزیع می‌شد. یک بار معاون نخست وزیر وقت در دولت جدید عراق (آقای علی الدباغ) یک نسخه از این نشریه‌ عربی سازمان را با خود به تلویزیون عراق آورد و صفحه‌ اول آن را به مردم نشان داد که با تیتر درشت، انتخابات پارلمانی عراق را &#8220;مهزله&#8221; (خیمه شب بازی) توصیف کرده بود. او گفت: ای مردم عراق ببینید این افراد در خاک کشور ما نشسته‌‌ و به مردم و کشور ما اینگونه توهین می‌کنند؛ آیا ما نباید خواستار اخراج آنها که جنایات بسیاری در حق مردم عراق مرتکب شده‌اند باشیم؟. بعد از مدتی انتشار نشریه‌ مجاهد عربی متوقف شد و به جای آن سایت مجاهد عربی در اینترنت (فضای مجازی) ایجاد گردید که من تهیه و ترجمه‌ آن را برعهده داشتم. ولی چند سایت اینترنتی عربی وابسته به سازمان هم بودند مانند &#8220;العراق للجمیع&#8221; (عراق برای همه) یا &#8220;وکاله الآخبار العراقیه&#8221; (خبرگزاری عراق) با نام اختصاری &#8220;واع&#8221; که زمان صدام نام خبرگزاری رسمی عراق بود و امروز توسط یک روزنامه نگار بعثی به نام سرمد عبدالکریم با تأمین مالی توسط سازمان مجاهدین اداره می‌شود. همچنین سایت &#8220;عراقنا&#8221; (عراق ما) و برخی انجمنها و تشکلهای جعلی هم وابسته به این سازمان می‌باشند مانند &#8220;رابطه الشفافیه&#8221; (انجمن شفافیت) که من شاهد بودم این انجمن هنگام انتخابات عراق توسط بخش ما یعنی ستاد روابط خارجی سازمان و در داخل خود سازمان به کمک چند نماینده‌ عراقی مزدور سازمان از جمله صالح مطلک و ظافر العانی ساخته شد. حتی اسم انجمن را هم سازمان درست کرد. ابتدا پیشنهاد کردند که نامش &#8220;تجم‍ّع الشفافیه&#8221; (جمعیت شفافیت) یا &#8220;منظمه الشفافیه&#8221; (سازمان شفافیت) باشد که من پیشنهاد کردم نامش &#8220;رابطه الشفافیه&#8221; (انجمن یا کانون شفافیت) باشد و این انجمن ساختگی تا امروز [تاریخ انجام مصاحبه] بیانیه‌هایی علیه دولت جدید عراق و وزرای آن صادر می‌کند.</p>
<p>پایان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61336">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61336/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی – قسمت پنجم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61122</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61122#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jul 2024 04:41:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[قربانعلی حسین نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61122</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت چهارم، از مصاحبه مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق؛ غلامعلی حسین نژاد با روزنامه المراقب العراقی به سرکوب انتفاضه شعبانیه و قیام کردها در عراق توسط مجاهدین خلق پرداخته شد. انتشار این مطالب برای نخستین بار در سال ۱۳۹۱ توسط یک روزنامه مشهور عراقی به نام &#8220;مراقب العراقی&#8221; انجام شد که بازتاب گسترده ای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61122">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی – قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60974">قسمت چهارم</a>، از مصاحبه مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق؛ غلامعلی حسین نژاد با روزنامه المراقب العراقی به سرکوب انتفاضه شعبانیه و قیام کردها در عراق توسط مجاهدین خلق پرداخته شد.</p>
<p>انتشار این مطالب برای نخستین بار در سال ۱۳۹۱ توسط یک روزنامه مشهور عراقی به نام &#8220;مراقب العراقی&#8221; انجام شد که بازتاب گسترده ای در این کشور داشت. انتشار این افشاگری ها در آن سال، به خصوص افشای کمک‌های نجومی نفتی صدام (فروش نفت توسط سازمان مجاهدین) نقطه عطفی در افشاگری های جامعه جداشدگان از فرقه رجوی بود زیرا به دنبال آن مسعود رجوی جنون گاوی گرفت و با لجن پراکنی های مفتضحانه، ذات خود را بیشتر نمایان کرد که به دنبال آن عده زیادی حتی از شورای ملی خودخوانده رجوی جدا شدند.</p>
<p>مصاحبه‌ها توسط محمد سعد روزنامه نگار عراقی انجام شده و توسط احمد نصر مشکاتی، همکار فراق به زبان فارسی برگردانده شده تا در اختیار شما مخاطبان فرهیخته قرار گیرد.</p>
<p>با توجه به جریان سازی اخیر فرقه رجوی در خصوص تطهیر خیانت های رجوی در عراق به خصوص در دوران جنگ تحمیلی به عنوان پیاده نظام رژیم بعث صدام، مطالعه دقیق این مطالب به عموم جویندگان حقیقت توصیه می‌شود.</p>
<p>قسمت پنجم ترجمه مصاحبه مترجم ارشد مسعود رجوی با روزنامه &#8220;المراقب العراقی&#8221;، منتشر شده ۶۸۵ این رسانه در تاریخ یکشنبه ۲۰ ژانویه ۲۰۱۳ را در ادامه می خوانید:</p>
<p><strong>س: بعد از رویدادهای یازده سپتامبر، آمریکا ابتدا به افغانستان و سپس به عراق حمله کرد؛ آیا سازمان برنامه‌ی خاصی در صورت شروع جنگ داشت؟</strong></p>
<p>ج: آنها به هیچ وجه انتظار سرنگونی رژیم صدام در نتیجه‌ این جنگ را نداشتند و ما در آن موقع در ستاد روابط خارجی بودیم که از میان افراد آن احمد افشار از نزدیکان به مسعود رجوی می‌گفتند که آمریکا نمی‌تواند رژیم عراق را سرنگون کند و این احتمال خیلی ضعیف است و ده درصد بیشتر نیست، علاوه بر آن چطور آمریکایی ها می‌توانند رژیم عراق را سرنگون کنند در حالیکه جنگ آنها با طالبان بیش از دو ماه به طول انجامید؟ آن طالبان افغانستان بود ولی عراق یک دولت مستقر و شناخته شده در سطح جهان و دارای یک ارتش قوی است.</p>
<p>در آخرین نشستی که مسعود رجوی با ما داشت و من خود در آن نشست حضور داشتم او بسیاری از برنامه‌های دولت عراق در مقابله با آمریکا را برای ما تشریح کرد. این آخرین نشست مسعود رجوی با ما بود و بعد از آن نشست ما دیگر مسعود رجوی را ندیدیم. این نشست در ماه محرم و پنج یا شش ماه قبل از شروع جنگ بود. وی گفت: ما نه در عاشورا و نه در عید نوروز آینده نشستی نخواهیم داشت زیرا جنگ نزدیک است و دولت عراق سلاح ها و مهمات را بین مردم و محلات شهرها تقسیم و توزیع کرده و هر محله شورای خاصی دارد که محله را اداره می‌کند و این جنگ، جنگ ارتش با ارتش نخواهد بود بلکه جنگ یک ملت علیه ارتش آمریکا خواهد بود و ارتش آمریکا نمی‌تواند همه‌ی مردم عراق را بکشد لذا نمی‌تواند رژیم عراق را سرنگون کند.</p>
<p><strong>س: طبق تجارب زیاد شما از دیدارهایتان با مسعود رجوی، آیا آن موقع احساس می‌کردید که او می‌ترسد؟</strong></p>
<p>ج: بله، چون ما می‌دانستیم که حرف او غیر منطقی است ولی می‌کوشد به ما روحیه بدهد. او گفت: حتی اگر دولت آمریکا عراق را تصرف کند ما برنده هستیم زیرا به آنها خواهیم گفت ما اینجا خارجی هستیم و می‌خواهیم به وطنمان ایران برویم و بعد از آن به داخل ایران حمله خواهیم کرد. او اینجا یک ضرب المثل فارسی را به کار برد که می‌گوید: &#8220;تغاری بشکند، ماستی بریزد، جهان گردد به کام کاسه لیسان&#8221;. رجوی در این نشست گفت: دولت عراق سلاحها و مهمات زیادی تا دلتان بخواهد به ما داده است تا آنها را موقع جنگ آمریکا در حمله به داخل ایران به کار ببریم و ما به دولت عراق گفته‌ایم که اگر آمریکایی‌ها به شما حمله کردند ما به ایران حمله خواهیم کرد و شما را از آنجا پشتیبانی خواهیم نمود. ما می‌دانستیم که حرفهای او غیر منطقی است زیرا وقتی جنگ دربگیرد آمریکا هر حرکتی روی زمین را خواهد کوبید.</p>
<p><strong>س: یعنی وقتی شما به ایران حمله کردید آمریکا فکر خواهد کرد که عراق درگیر جنگ با ایران است و به نفع عراق جنگ آمریکا متوقف خواهد شد؟</strong></p>
<p>ج: بله درست است. او حتی می‌گفت: در این وضعیت آشفته، ما به ایران حمله کرده و حکومت را سرنگون خواهیم کرد و از آنجا دولت عراق را مورد پشتیبانی قرار خواهیم داد. آنها به همین بهانه انبوهی سلاح و مهمات از دولت عراق گرفتند ولی همه‌ آنها را تحویل اشغالگران آمریکایی دادند و بدینگونه آنها در حقیقت عراق را هم در مقابل آمریکایی‌ها خلع سلاح کردند.</p>
<p><strong>س: نگاه کلی مسعود رجوی و رهبران دیگر سازمان به عراقیان چگونه بود؟</strong></p>
<p>ج: مسعود رجوی نگاه بدی به عربها داشت و همیشه این نگاه خود را در نشستهایش با ما بعد از سرنگونی صدام بویژه وقتی نیروهای عراقی حفاظت قرارگاه اشرف را برعهده گرفتند به زبان می‌آورد. او در این نشست ها همیشه نیروهای عراقی را وحوش توصیف می‌کرد و می‌گفت که وحوش جلوی درب قرارگاه اشرف جمع شده‌اند یا وحوش، شهر اشرف را محاصره کرده‌اند. می گفت که عربها دختران خودشان را زنده به گور می‌کردند و وقتی عربها امروز اینطور وحشی هستند ببینید آن موقع چه بودند؟ ما در بیرون نشست با هم صحبت کرده و می‌گفتیم که چطور ما در خاک آنها هستیم ولی به آنها وحوش می‌گوییم؟ چرا به آمریکایی‌ها وحوش نمی‌گوییم در حالیکه آمریکایی ها ما را بمباران کرده و بسیاری از ما را کشته و معلول و مجروح کرده‌اند. آنها سه قرارگاه سازمان را بمباران کردند و وارد آسایشگاههای خواهران یعنی زنان سازمان شدند. من اینجا عین جمله‌ مسعود رجوی را برایتان نقل می‌کنم. او گفت: وقتی نیروهای عراقی به شما حمله کردند شما هم به آنها حمله کنید و آنها را خلع سلاح کنید و سلاح های آنها را بیاورید تا بعدا تحویل آمریکایی‌ها بدهیم و به آنها بگوییم: بگیرید اینها سلاح های تروریست ها است، شما ما را در لیست تروریستی قرار می‌دهید ولی ما سلاح های تروریستها را گرفته و تحویل شما می‌دهیم!</p>
<p><strong>س: شما این جمله را با گوش خودتان از او شنیدید؟</strong></p>
<p>ج: بله، با گوش خودم در نشست مسعود رجوی با ما، آن را شنیدم. او در بسیاری از صحبتهای خودش به عراقیان توهین می‌کرد و عربها را مورد تمسخر قرار می‌داد و آنها را آدمکش و وحشی می‌خواند. قبل از اینکه نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ به آنها موقعیت افراد حفاظت شده طبق کنوانسیون چهارم ژنو بدهند می‌گفتند ما پناهنده هستیم و دولت عراق باید به ما پناهندگی بدهد ولی بعد از آنکه نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۴ موقعیت افراد حفاظت شده به آنها داد می‌گفتند ما پیروز شدیم چرا باید از این عراقیهای کثیف شپشو پناهندگی بخواهیم؛ اکنون ما دارای موقعیت حفاظت شده طبق کنوانسیون چهارم ژنو هستیم و اگر نیروهای عراقی اقدام به حمله به ما کردند فورا نیروهای آمریکایی از قرارگاهشان در منطقه‌ی&#8221;بلد&#8221; آنها را مورد حمله قرار خواهند داد. سران مجاهدین، عراقیها شامل شیوخ عشایر را از استانهای دیالی و صلاح الدین و نیز افرادی از لیست العراقیه (جریان سنی مخالف دولت عراق) و نویسندگان بعثی و غیر بعثی مانند صافی یاسری که یک نویسنده‌ی کمونیست بود و در زمان صدام زندانی شده بود به قرارگاه اشرف دعوت می‌کردند. از جمله در روز تولد پیغمبر بسیاری از عراقیان را برای خوردن غذا می‌آورند و از آنها فیلم و عکس گرفته و در تلویزیون خودشان پخش می‌کردند تا بگویند ببینید مردم عراق از ما حمایت و پشتیبانی می‌کنند و خواستار باقی ماندن مجاهدین خلق در خاک عراق هستند، ولی بعد از رفتن عراقیان آنها نمایشنامه‌ها اجرا کرده و در آنها عراقیان و عربها را مسخره می‌کردند. آنها همچنین از عراقیان برای پخش بیانیه‌های ساختگی استفاده می‌کردند. آنها این بیانیه‌های فارسی به نام عراقیان را که خودشان می‌نوشتند به من می‌دادند تا آنها را به عربی ترجمه کنم!</p>
<p><strong>س: مهمترین شخصیتهای سیاسی که به قرارگاه اشرف می‌آمدند و با رهبران سازمان دیدار می‌کردند چه کسانی بودند؟</strong></p>
<p>ج: من صالح مطلک و عدنان دلیمی و دکتر عبدالله جبوری را که آن موقع استاندار دیالی بود دیدم و برایشان ترجمه کردم. عبدالله جبوری زیاد به قرارگاه اشرف می‌آمد و از مقرهای مختلف قرارگاه دیدار می‌کرد و برایش مهمانی نهار و شام می‌دادند. آنها با مسئولان بالای سازمان مانند مژگان پارسایی و صدیقه حسینی و عباس داوری و مهدی برائی و علی بهاری (با اسم تشکیلاتی علی قادری و اسم اصلی عباس صنوبری) دیدار می‌کردند و در مورد وضعیت دولت عراق و ضرورت حمایت از نیروهای ملی برای ورود به شوراهای استانها گفتگو می‌نمودند. آنها برای این شخصیتها هدایایی می‌دادند. به عنوان نمونه من همراهان دکتر عبدالله جبوری را دیدم که انبوهی هدایا شامل ظروف طلا و نقره و انگشتر و حتی مجسمه‌های حیوانات از طلا و نقره را با خود می‌بردند.</p>
<p><strong>س: برجسته‌ترین این افراد صالح مطلک بود؛ او آنجا چه می‌گفت و چه کار می‌کرد؟</strong></p>
<p>ج: به عنوان مثال، صالح مطلک که آن موقع نماینده‌ پارلمان عراق و رئیس جبهه‌ گفتگوی ملی بود در مراسمی در قرارگاه اشرف برای &#8220;اعلام امضاهای سه میلیون نفر از شیعیان عراق&#8221; (بیانیه و امضاهای موهوم و ساختگی) مبنی بر درخواست باقی ماندن سازمان مجاهدین در عراق، شرکت کرده بود در حالیکه او سنی بود و از شیعیان عراق کسی جز یک روحانی جوان به نام ایاد جمال الدین را پیدا نکرده بودند که در آن مراسم شرکت کند! غیر از آن دو عدنان دلیمی و عبدالله جبوری هم شرکت داشتند و صالح مطلک و عبدالله جبوری در آن مراسم سخنرانی کردند که با ترجمه‌ی من از تلویزیون سازمان پخش شد.</p>
<p><strong>س: محتوای سخنان صالح مطلک چه بود؟</strong></p>
<p>ج: او در مورد ضرورت حمایت از نیروهای ملی برای اشغال پستهای حساس کشور صحبت می‌کرد و به سران سازمان می‌گفت که شما از استانها شروع کنید و باید روی استانها متمرکز باشید و شما باید از نیروهای ملی حمایت کنید و از ائتلاف ملی (ائتلاف شیعیان به رهبری حکیم) حمایت نکنید بلکه احزاب و نیروهای جبهه ی گفتگوی ملی و لیست العراقیه و کردها را که حامی سازمان مجاهدین هستند مورد حمایت قرار بدهید. او می‌گفت که شما باید روی استان دیالی تمرکز کنید زیرا من این استان را می‌شناسم و من اهل دیالی هستم و از زمان صدام زمین های کشاورزی در این استان داشتم و اگر ما شورای استان دیالی را در دست داشته باشیم این یک دستاورد و موفقیت بزرگی خواهد بود تا دولت عراق نتواند قرارگاه اشرف را تصرف کند. شما می‌توانید بعد از آن به تدریج به سوی بغداد و سایر پیشروی کرده و نیروهای ملی را در انتخابات مورد حمایت و پشتیبانی قرار بدهید.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61122">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی – قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61122/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60974</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60974#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jul 2024 05:40:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[قربانعلی حسین نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[کردکشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60974</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت سوم این گفتگو، نکاتی درباره کشتار کردها در شمال عراق و همچنین شیعیان در جنوب با همکاری مجاهدین خلق و صدام بیان شد. بخش چهارم ترجمه مصاحبه مترجم ارشد مسعود رجوی با روزنامه &#8220;المراقب العراقی&#8221;، منتشر شده در تاریخ پنج شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۱۳ را در ادامه می خوانید: س: یکی از جداشدگان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60974">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60973">قسمت سوم</a> این گفتگو، نکاتی درباره کشتار کردها در شمال عراق و همچنین شیعیان در جنوب با همکاری مجاهدین خلق و صدام بیان شد.</p>
<p>بخش چهارم ترجمه مصاحبه مترجم ارشد مسعود رجوی با روزنامه &#8220;المراقب العراقی&#8221;، منتشر شده در تاریخ پنج شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۱۳ را در ادامه می خوانید:</p>
<p><strong>س: یکی از جداشدگان از سازمان به من گفت که بسیاری از جنگجویان سازمان مجاهدین وقتی به کردستان رفتند با تعدادی از زنان و کودکان روبرو شدند و به فرماندهی گفتند که آنها پاسداران ایران نیستند و از جنگیدن خودداری کردند؛ ولی در پاسخ آنها رهبری سازمان مجاهدین خلق به توپخانه دستور داد این مناطق را توپ باران کنند و آن کردها را کشتند، آیا این اطلاعات درست است؟</strong></p>
<p>ج: بله این درست است. آنها بسیاری از کردها را کشتند. یکی از افراد سازمان به من گفت که آنها بسیاری از مخالفان جنگ با کردها را که از تیراندازی به کردها خودداری کردند کشتند یا از میان خودشان بیرون برده و به قرارگاه اشرف برگرداندند. شیرزاد جلیلی ساکن سوئد از این جنگجویان سازمان مجاهدین در کردستان بود و بسیاری از این رویدادها را تعریف می کند، از جمله کشتن کردهای غیر نظامی از زنان و کودکان و پیران که خودش شاهد بوده است.</p>
<p><strong>س: آقای شیرزاد جلیلی چه سالی به سوئد رفته است؟</strong></p>
<p>ج: سال ۱۹۹۵</p>
<p><strong>س: آیا شما با او دیدار کرده و در مورد این رویدادها با او صحبت کرده اید؟</strong></p>
<p>ج: بله او دوست من است و اخیراً با او از طریق تلفن و اینترنت با اسکایپ و یاهو صحبت کرده ام و بسیاری از این رویدادها را برای من شرح داده زیرا خودش در این جنگها در قره تپه و طوزخرماتو شرکت داشت. او از سه دور گفتگوها بین رهبران سازمان مجاهدین با عشایر کرد در طوزخرماتو و سایر مناطق صحبت کرد و گفت که در این گفتگوها روی عقب نشینی نیروها توافق شده بوده؛ ولی بعد از عقب نشینی نیروهای کرد و نیروهای سازمان مجاهدین خلق؛ دوباره به ما دستور حمله به کردستان دادند. او می گوید که ما برگشتیم و دوباره حمله کردیم در حالیکه کردها برای این حمله آمادگی نداشتند؛ جنگ شدیدی بین ما و کردها درگرفت. آنها عشایر کرد را در گفتگوها فریب دادند. او تعریف می کند که نیروهای پیشمرگه کرد طبق توافق به ارتفاعات اطراف طوزخرماتو عقب نشینی کرده بودند و نیروهای سازمان هم تا پل عقب نشستند ولی به گفتۀ شیرزاد جلیلی: &#8220;وقتی ما به پل رسیدیم دوباره به ما دستور حمله دادند&#8221;.</p>
<p><strong>س: کدام پل؟</strong></p>
<p>ج: فکر کنم منظورش پل سلیمان بیک باشد ولی مطمئن نیستم.</p>
<p><strong>س: آیا می توانید از آقای شیرزاد جلیلی بپرسید؟</strong></p>
<p>ج: بله من تلفن و ایمیل او و اسکایپش را به شما می دهم. او می گوید بعد از آنکه کردها فهمیدند که نیروهای مجاهدین خلق آنها را فریب داده‌اند از روی ارتفاعات با آنها مقابله کردند و جنگ سختی درگرفت که طی آن نیروهای سازمان مجاهدین خلق شهر طوزخرماتو را تصرف کردند. آقای نافع العیسی (رئیس کمیته‌ی عراقی همبستگی) این گفتگوها را در یکی از مصاحبه‌هایش با تلویزیون ایران شرح داده است ولی من این موضوع گفتگوها را از شیرزاد جلیلی شنیده ام موضوعی که عراقیان به ویژه عشایر طوزخرماتو هم آن را می‌دانند. من آن موقع در قرارگاه اشرف بودم و شعارها و هلهله‌های شادی را می‌شنیدم که فریاد می‌زدند: ارتش آزادیبخش طوزخرماتو را تصرف کرد! گویی که انگار تهران را گرفته بودند!.</p>
<p><strong>س: در جنوب عراق چقدر عملیات انجام داده بودند که تا حالا برملا نشده اند؟</strong></p>
<p>ج: پیش از این گفتم که شرکت نیروهای مجاهدین خلق در درگیریهای جنوب به صورت رسمی و علنی نبود بلکه بر اساس توافق محرمانه با دولت عراق بود که طی آن سازمان، نیروهایی ویژه از افراد مورد اعتماد را با لباس شخصی به شهرهای نجف، کربلا، کوت، عماره، بصره و ناصریه فرستاد. این مشارکت حتی داخل سازمان هم پنهانی بود و کسانی در داخل سازمان که در آن درگیریها شرکت نداشتند جز ما که در بخش ارتباطات بودیم از مشارکت آن افراد مطلع نشدند. آنها در واقع برای کمک به نیروهای عراقی و دفاع از مقرهای حزب بعث رفته بودند. به عنوان مثال برای من تعریف می کردند که وقتی با پست‌های ایست و بازرسی قیام کنندگان عراقی (شیعیان) مواجه می‌شدند به آنها می‌گفتند که نیروهای ایران هستند و آمده‌اند که به آنها کمک کنند؛ و آنها هم فکر می‌کردند که این افراد از سپاه پاسداران ایران هستند و از این رو به آنها شک نکرده و اجازه‌ی عبور به آنها می‌دادند. به این علت بود که فقط سه نفر از افراد مجاهدین خلق در این درگیریهای جنوب با شیعیان عراق کشته شدند؛ ولی در کردستان، سازمان کشته زیاد داد و اکنون نیمی از آنها که در گورستان مروارید در قرارگاه اشرف دفن شده‌اند از کشته‌های عملیات کردستان هستند.</p>
<p><strong>س: بعد از سرکوب انتفاضه شعبانیه (قیام شیعیان عراق) و بازگشت نیروهای مجاهدین خلق به قرارگاه، فضای حاکم در قرارگاه و در میان اعضای سازمان چگونه بود؟</strong></p>
<p>ج: فضا بسیار متشنج و آشفته بود زیرا در سازمان افراد منطقی و روشنفکر زیاد بودند که با این دخالت موافق نبودند و می‌گفتند نتیجه‌ این دخالت در امور عراق چیست؟ تصرف شهرهای طوزخرماتو و وارد شدن به کلار و برخی شهرهای دیگر و آن همه کشته دادن در کردستان عراق چه نتیجه‌ای دارد؟ ما قرار بود به ایران برویم و حکومت ایران را سرنگون کنیم ولی مسعود رجوی می‌گفت ما اینجا هستیم تا نگذاریم رژیم عراق سرنگون بشود. ولی مدتی بعد، رهبران سازمان و در رأس آنان مسعود رجوی شروع به گفتن این کردند که نیروهای ما راه را گم کرده و اشتباهی وارد شهر کلار شدند چون راههای پرپیچ و خم کردستان را نمی‌شناختند و کردها وقتی آنها را می‌دیدند فکر می‌کردند که رژیم عراق آنها را فرستاده و به روی آنها آتش می‌گشودند و نیروهای ما هم در مقابل آنها به دفاع از خود می‌پرداختند و کردها را می‌کشتند و ما برای جنگ با نیروهای سپاه پاسداران ایران رفتیم تا نگذاریم آنها پیشروی کنند ولی راه را گم کردیم و به اشتباه وارد روستاهای کرد شدیم.</p>
<p><strong>س: بین سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۵ آیا انشعابی در داخل سازمان صورت گرفت؟</strong></p>
<p>ج: انشعاب در داخل این سازمان امکان پذیر نیست.</p>
<p><strong>س: منظورم بیرون آمدن و جدا شدن از سازمان است.</strong></p>
<p>ج: بله بسیاری از سازمان جدا شده و بیرون رفتند و هر کس در آن موقع می‌خواست جدا بشود تحویل نیروهای عراقی داده می‌شد که او را به اردوگاه رمادی و برخی را نیز به زندان ابوغریب در غرب بغداد منتقل می‌کردند و بعد از سه تا پنج سال به خارج عراق منتقل می‌شدند و اولین نفر از اعضای بالا و کادر مرکزی سازمان که جدا شد هادی شمس حائری بود که ۱۵ سال در زمان شاه زندانی بود و قبل از پیروزی انقلاب همراه مسعود رجوی از زندان آزاد شد. او نیز از رفتن سازمان به عراق مخالف بود و می‌گفت ما چرا به عراق آمدیم. ما بعد از اینکه از سازمان بیرون آمدیم از سوابق او مطلع شدیم و اینها را فقط در بخش پرسنلی سازمان می‌دانستند زیرا داخل سازمان به ما می‌گفتند او از مزدوران ایران است.</p>
<p><strong>س: شما در گفتگویی بیرون این مصاحبه گفتید که عزت ابراهیم الدوری معاون اول صدام وقتی نیروهای به اصطلاح ارتش آزادیبخش (نیروهای رجوی) را دید که به کردستان می‌روند به شدت گریه کرد؛ علت گریه‌ی او چه بود؟</strong></p>
<p>ج: مسعود رجوی این را برای ما تعریف کرد و گفت وقتی ما کردستان می‌رفتیم عزت الدوری همراه فرماندهان ارتش عراق برای دیدن ستونهای ارتش آزادیبخش آمد. مسعود رجوی تا مسافتی طولانی همراه ستونها رفته بود زیرا حرکت این ستونها نیاز به فرماندهی در صحنه داشت. رجوی گفت: من ستون اتومبیل های فرماندهان عراقی و در رأس آنها عزت ابراهیم الدوری و نیز وزیر دفاع را دیدم؛ عزت الدوری وقتی حرکت ستونهای ما را دید گریه می‌کرد و می‌گفت: مهمان ما جلوتر از خود ما برای دفاع از ما راه افتاده و پیشقدم شده، این چه مهمان است و این چه فداکاری و از خودگذشتگی است که اینها به خاطر ما دارند.</p>
<p><strong>س: پاداش دولت عراق به سازمان مجاهدین و مشخصاً به مسعود رجوی چه بود؟</strong></p>
<p>ج: قرارگاه‌های متعددی به سازمان دادند و از سال ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۰۰ به سازمان اجازه دادند که در مرزهای ایران عملیات نظامی انجام بدهد و این چیز کمی نبود زیرا بین دو کشور قرارداد صلح امضا شده بود و حداقل می‌توانیم بگوییم که یک توافق آتش بس صورت گرفته بود و عراق طبق اصول و قواعد صلح و بر اساس توافق نمی‌بایستی اجازه‌ی چنین عملیاتی را می‌داد. همچنین دولت عراق سهمیه زیادی از نفت عراق به سازمان اختصاص داد. قبل از سال ۱۹۹۱ سهمیه سازمان از نفت عراق پنجاه هزار بشکه در روز بود ولی بعد از سال ۹۱ و کمک رجوی به ارتش صدام در سرکوب کردها و شیعیان عراق این سهمیه به هفتاد هزار بشکه در روز رسید که تا سال ۲۰۰۰ ادامه داشت. در این سال دیداری بین مسعود رجوی و صدام صورت گرفت که من در جریان کامل این دیدار بودم و گزارشها و نامه‌ها به مدت یک ماه از این دیدار نوشته می‌شد. آنها سه درخواست از صدام حسین داشتند: درخواست اول افزایش سهمیه سازمان از نفت عراق از هفتاد هزار بشکه به صد هزار بشکه در روز یعنی سه میلیون بشکه در ماه؛ درخواست دوم دادن تانکهای بیشتر به ارتش آزادیبخش و درخواست سوم پشتیبانی نیروهای عراقی از ارتش آزادیبخش بود بدین ترتیب که در صورت تصمیم حمله به خاک ایران نیروهای عراق به مسافت ده کیلومتری وارد خاک ایران شده و از نیروهای رجوی پشتیبانی کنند. این درخواستها را مسعود رجوی در آخرین دیدارش با صدام حسین در سپتامبر سال ۲۰۰۰ ارائه داد ولی قبل از این دیدار، آنها با نایب رئیس اطلاعات عراق سپهبد طاهر حبّوش دیدار کردند. او به مسعود رجوی گفت موضوع نفت را مطرح نکن زیرا موضوع نفت مسأله کمک مالی است و مسأله‌ی استراتژیک نیست و نیازی به طرح این موضوع با آقای رئیس جمهور وجود ندارد و ما خودمان به جای شما آن را مطرح خواهیم کرد و سهمیه ی نفت شما در صورت امکان افزایش خواهد یافت؛ شما فقط مسائل استراتژیک را مطرح کنید. بعدا سپهبد طاهر حبّوش در جلسه‌ای با صدام حسین، طه یاسین رمضان، عزت الدوری و طارق عزیز منتظر مسعود رجوی بودند تا اینکه دیدار یا جلسه‌ی مذکور با او انجام شد؛ ولی مسعود رجوی به این سفارش حبّوش عمل نکرد و در خواستهای سه گانه را از صدام حسین به عمل آورد که عبارت بودند از افزایش سهمیه‌ نفت به صد هزار بشکه در روز و پشتیبانی از ارتش آزادیبخش تا مسافت ده کیلومتر در خاک ایران و افزایش تعداد تانکهای اعطایی به نیروهای رجوی. صدام می‌دانست که پشتیبانی از ارتش رجوی تا مسافت ده کیلومتر در خاک ایران غیر واقعی است و به علت توافق آتش بس بین دو کشور امکان پذیر نیست، لذا آن را به ظاهر پذیرفت. توافق با افزایش سهمیه‌ نفت تا سال ۲۰۰۳ ادامه داشت ولی شش ماه قبل از سرنگونی صدام آنها خواستار اعطای سهمیه‌ این شش ماه به صورت یکجا شدند زیرا تحلیلگران می‌گفتند آمریکا در ماه مارس سال ۲۰۰۳ به عراق حمله‌ زمینی خواهد کرد. من نامه‌ این درخواست را که بخش مالی سازمان به وزارت نفت نوشته بود به عربی ترجمه کردم. بعداً مسعود رجوی دیداری با طاهر حبّوش و وزیر صنایع عراق انجام داد و این موضوع را با آنها مطرح کرد. در این نامه آمده بود که همه‌ی بررسیها و تحلیلها نشان می‌دهند که شش ماه بعد جنگی درخواهد گرفت و در صورت درگرفتن جنگ ما نخواهیم توانست کوپنهای نفت را که نقش اسکناس داشتند بفروشیم و شما باید سهمیه‌ شش ماه را به ما بدهید تا بتوانیم آنها را قبل از شروع جنگ بفروشیم. آن ها این کوپنها را در بازارهای بورس نفت به فروش می‌رساندند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60974">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60974/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60973</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60973#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2024 07:00:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[قربانعلی حسین نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60973</guid>

					<description><![CDATA[<p>قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با محمد سعد روزنامه نگار عراقی روزنامه مراقب العراقی، اطلاعات دسته اولی را درباره حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق، عملیات ها و روابط سازمان با رژیم بعث و کمک های نجومی نفتی صدام حسین به سازمان مسعود رجوی ارائه می دهد. در قسمت دوم این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60973">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با محمد سعد روزنامه نگار عراقی روزنامه مراقب العراقی، اطلاعات دسته اولی را درباره حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق، عملیات ها و روابط سازمان با رژیم بعث و کمک های نجومی نفتی صدام حسین به سازمان مسعود رجوی ارائه می دهد.</p>
<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60972">قسمت دوم</a> این گفتگو، نکاتی درباره عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) و همچنین قیام شعبانیه در عراق و عملکرد سازمان مجاهدین خلق بیان شد.</p>
<p>بخش سوم ترجمه مصاحبه مترجم ارشد مسعود رجوی با روزنامه &#8220;المراقب العراقی&#8221;، منتشر شده در تاریخ پنج شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۱۳ را در ادامه می خوانید:</p>
<p>برخی از اعضای سازمان مجاهدین خلق چگونگی کشتار عراقیان را با افتخار تعریف می‌کردند!‏</p>
<p><strong>س: آیا مسعود رجوی نامه‌هایی را مستقیما به مسعود بارزانی می‌فرستاد؟</strong></p>
<p>ج: بله نامه‌های زیادی می‌فرستاد.</p>
<p><strong>س: آیا شما از آنها مطلع می‌شدی؟</strong></p>
<p>ج: بله من اطلاعات زیادی در این مورد به دست آوردم. سازمان پایگاه های نظامی متعددی در کردستان عراق داشت از جمله روی زمین هایی که سازمان کرد ایرانی خبات در آن مستقر بود ولی بعد از جنگی که بین رژیم عراق و کردها روی داد همه‌ قرارگاههای سازمان مجاهدین خلق توسط اتحادیه‌ میهنی کردستان (به رهبری طالبانی) معروف به یه‌کتی بسته شدند. بعد از آن، سازمان نامه‌های متعددی به حزب دموکرات کردستان عراق (به رهبری بارزانی) و به کردهای ایرانی فرستاد تا بین سازمان و یه‌کتی برای بازکردن مجدد قرارگاههایش در کردستان میانجیگری کنند ولی یه‌کتی این میانجیگری را رد کرد.</p>
<p>بعد از جنگ نیز یه‌کتی به علت همکاری سازمان مجاهدین با ارتش صدام در کشتار کردها به دادگاه بین المللی لاهه (هلند) از سازمان شکایت کرد. در این مورد نیز سازمان مجاهدین از حزب بارزانی خواستار میانجیگری نزد اتحادیه‌ میهنی کردستان (یه‌کتی) شد و سازمان این را که در کشتار کردها شرکت داشته است را رد کرد و نامه‌های متعددی به حزب دموکرات بارزانی فرستاد و در خواست کرد که جلوی این شکایت یه‌کتی علیه سازمان را بگیرد.</p>
<p>مهدی ابریشمچی مرد شماره دوی سازمان دیدارهای متعددی را با آقای هوشیار زیباری دبیر حزب دموکرات انجام داد. رجوی در نامه‌هایش به بارزانی و نیز ابریشمچی در دیدارهایش با زیباری از آنها درخواست کردند که به دادگاه بین المللی لاهه بنویسند که سازمان مجاهدین خلق در کشتار کردها شرکت نداشته تا این نامه را به دادگاه بین المللی لاهه بدهند و ثابت بکنند که سازمان مجاهدین خلق وارد کردستان نشده و در سرکوب کردها شرکت نداشته است. رهبران سازمان سرانجام آنها را با اصرار و دادن پول هنگفت یا امتیازاتی دیگر و التماس درخواستهای مکرر در معذوریت قرار داده و مجبور به نوشتن فقط سه سطر با دستخط آقای زیباری کردند با متن کامل زیر: &#8220;<em>اینجانب گواهی می‌دهم که سازمان مجاهدین خلق در کشتار مردم کرد شرکت نداشتند و این یک اتهام علیه آنان است</em>&#8220;.</p>
<p>از آن روز تا امروز این تنها سندی است که سازمان مجاهدین خلق برای انکار و تکذیب شرکت خود در سرکوب مردم کرد به آن استناد می‌کند در حالیکه این سند از سه سطر با امضای او تجاوز نمی‌کند و خالی از هر گونه استدلال و اثبات و حتی بدون هرگونه اشاره به منبع و علت این اتهام می‌باشد. خود سازمان مجاهدین هم در اثبات ادعایشان که &#8220;ما کشتاری نکردیم و در سرکوب کردها شرکت نداشتیم و این دروغ و تهمت است&#8221; هیچ سند و دلیلی جز این دست نویس سه خطی هشیار زیباری در دست ندارد و فقط به آن استناد می‌کند. آنها هزاران نسخه از این دست نوشته چاپ و منتشر کردند و از جمله با پرداخت پول در مطبوعات و سایتهای اینترنتی آن را به چاپ رساندند.</p>
<p>همان موقع در پارلمان عراق تعداد زیادی از نمایندگان شیعه‌ عراقی در زمان ریاست محمود المشهدانی لایحه‌ای را مبنی بر اخراج سازمان مجاهدین از خاک عراق به علت دخالت هایش در امور عراق و مشارکتش در قتل شیعیان این کشور و حالا هم جعل دروغ و تهمت به جامعه‌ شیعه‌ عراق تسلیم ریاست پارلمان کردند که علت آن انتشار بیانیه‌ای جعلی با امضاهای موهوم &#8220;سه میلیون شیعه عراقی&#8221; بود که سازمان مجاهدین آن را برای خنثی کردن درخواستهای مکرر نهادهای عراقی مبنی بر اخراج این سازمان از عراق، به صورت آگهی پولی در برخی مطبوعات عراق منتشر کرد که در آن از زبان شیعیان عراق آمده بود: &#8220;اعضای این سازمان مهمانان ما در خاک عراق هستند و نباید اخراج بشوند&#8221;. اصل این بیانیه‌ی به اصطلاح &#8220;شیعیان عراقی&#8221; به زبان فارسی بود! که من آن را جهت انتشار به عربی ترجمه کرده بودم! به طوریکه هر فرد عراقی آن را می‌خواند می فهمید که از فارسی ترجمه شده زیرا تماما با فرهنگ و ادبیات و خواسته‌ها و آمار و ارقام خود سازمان مجاهدین نوشته شده بود و همه‌ی امضاهای آن هم جعلی بود. موقعی که لایحه‌ نمایندگان شیعه‌ عراق در مجلس این کشور توسط ریاست آن مطرح و خوانده شد از نمایندگان لیست العراقیه در مجلس که عربهای اهل تسنن عراق را نمایندگی می‌‌کردند و همیشه حامی این سازمان بودند تنها صالح مطلک در پارلمان باقی ماند و بقیه نمایندگان آن لیست در این جلسه شرکت نکردند زیرا نمی‌خواستند از این سازمان دفاع کنند و در عین حال  به علت ارتباطاتشان با سازمان هم نمی‌خواستند موضعی علیه این سازمان بگیرند. به عنوان مثال عدنان دلیمی گفت که من مریض هستم و از جلسه‌ی پارلمان خارج شد و فقط صالح مطلک باقی ماند که موقع صحبت هادی العامری در مورد مشارکت سازمان در کشتار کردها، از سازمان دفاع کرد.</p>
<p>من همان موقع داخل سازمان به علت کارم که ترجمه بود جریان این نشستهای پارلمان عراق را از تلویزیون العراقیه که آن را مستقیما پخش می‌کرد گوش می‌کردم. ما در بخش ترجمه‌ سازمان باید رویدادهای پارلمان را پیاده و ترجمه کرده و به اطلاع مسعود رجوی و رهبران سازمان می‌رساندیم مخصوصا که این جلسه‌ پارلمان در مورد سازمان بود. وقتی که هادی العامری و چند نماینده‌ دیگر از جمله چند نماینده‌ کرد در مورد کشتار کردها توسط سازمان صحبت می‌کردند، صالح مطلک بلند شد و به همان دست نویس آقای هشیار زیباری که سازمان در اختیارش گذاشته بود و من آن را به عربی ترجمه کرده بودم، استناد کرد. ولی سازمان نمی‌تواند این مشارکت را انکار کند بلکه فقط می‌گویند که یک مسئول بلندپایه‌ در احزاب کردی گفته است: مجاهدین در این عملیات (کشتار کردها) شرکت نکرده‌اند؛ ولی ما در قرارگاه اشرف (پادگان مجاهدین در عراق) شاهد نقل و انتقالات این مشارکت بودیم و من خودم وقتی در بخش ترجمه‌ی ستاد روابط خارجی به بغداد منتقل شدم همراه مسعود رجوی بین قرارگاه اشرف و بغداد و ابو غریب و همه قرارگاه های سازمان در رفت و آمد بودیم و همه جا جنگجویان مجاهدین می‌گفتند این تعداد را کشتیم و الآن هم بعضی شان در آنجا هستند و شما می‌توانید با آنها هم درخواست ملاقات و گفتگو کنید.</p>
<p>مسعود رجوی آن موقع مقری در بغداد داشت و در روزهای قیام شیعیان عراق هم او در مقرش در بغداد بود و این مقر مخصوص دیدار با مسئولین عراقی و تماس با آنها بود و مقر دیگری هم در ابوغریب (غرب بغداد) و نیز مقری در اشرف داشت. ولی زمان قیام شیعیان عراق به مقرش در بغداد منتقل شد تا نیروهای نظامی مجاهدین را با هماهنگی نیروهای رژیم بعثی عراق سازماندهی کرده و آنها را به کردستان در شمال و نیز به جنوب عراق منتقل کند. بعدا ما به همراه رجوی به قرارگاه اشرف رفتیم و در سال ۱۳۷۰ ایرانی و ۱۹۹۱ میلادی در اشرف بودیم و مقر ما نزدیک درب ورودی اشرف بود و ما آنجا شاهد خروج ستونهای انبوهی از تانکها و خودروهای زرهی و نیروهای مجاهدین بودیم که  با تجهیزات سنگین از جمله انواع توپها و مسلسلها و سلاحهای سنگین راهی شمال یعنی کردستان عراق بودند تا وارد جنگ علیه کردها و برای سرکوب آنها شوند. ولی برای سرکوب قیام شیعیان در جنوب عراق فقط افراد پیاده فرستاده شدند که سلاحهای سنگین نداشتند چون آن موقع به علت دوری راه از استان دیالی در شمال عراق (که قرارگاه اصلی شان یعنی اشرف در آنجا قرار داشت) تا جنوب چنین امکانی برایشان وجود نداشت و آنها بایستی راهی طولانی را با تانکها و توپها طی می‌کردند؛ از طرفی هم عراقیها آنها را می‌شناختند که مجاهدین هستند و برای سرکوب شیعیان عراق می‌روند در حالیکه شمال یعنی کردستان به استان دیالی نزدیک بود و ساکنین عرب هم آنجا کم بودند؛ اما مجاهدین خلق به کربلا و نجف نمی‌توانستند با تانک و توپ بروند زیرا جنگ در جنوب با شیعیان جنگ خیابانی و شهری بود و با جنگ منظم در کردستان که جنگی کلاسیک و جبهه‌ای بین دو ارتش بود خیلی فرق داشت چون کردهای کردستان عراق پیشمرگها را داشتند که در حقیقت یک ارتش منظم بود در حالیکه در قیام شیعیان جنوب نیروهای مسلح نیروهای مردمی بودند نه نیروهای منظم مانند پیشمرگان کرد.</p>
<p>از این رو، مسعود رجوی نیروهایی از مجاهدین خلق را با لباس شخصی و فقط با سلاحهای سبک مانند کلت به جنوب از جمله نجف، کربلا، بصره و به جنوب شرقی از جمله هورها و العماره فرستاد تا ظاهر مجاهدین خلق را نداشته باشند. آنها رفتند و به مقرهای حزب بعث و به ارتش صدام در طراحی جنگ و شناسایی نقاط ضعف و قابل نفوذ کمک کردند و نیز گزارشها به سازمان درمورد وضعیت مبارزان شیعه در مورد نزدیک شدن آنها به بغداد یا دوریشان از آنجا فرستادند زیرا خطر برای سازمان، در درجه اول و بیشتر از همه‌ی شهرها، سقوط بغداد بود.</p>
<p>از نیروهای فرستاده شده توسط سازمان به جنوب سه نفر کشته شدند که جسدهایشان هرگز پیدا نشد. این سه نفر از فرماندهان نظامی و کادرهای قدیمی سازمان بودند و اکنون برای آنها یک بنای یادبود در گورستان مروارید در قرارگاه اشرف ساخته شده که روی آن نوشته‌اند:&#8221;شهدای کربلا&#8221; و با همان تاریخ ۱۹۹۱ (۱۳۷۰) یعنی زمان قیام شیعیان عراق. غیر از این سه نفر، ما نشنیدیم کسی از نیروهای مجاهدین خلق اعزامی به جنوب کشته شده باشند زیرا به نظر من بسیاری از آنها تلاش می‌کردند که کشته نشوند. بعضی از این افراد اعزامی به جنوب، برای ما در داخل تشکیلات مجاهدین خلق تعریف می‌کردند که چگونه در حالیکه فقط سلاح کمری (کلت) داشتند عراقیان مسلح را کشته و سلاحهایشان مانند مسلسل را برداشته بودند.</p>
<p><strong>س:  یکی از جداشدگان سال ۱۹۹۲ به من گفت که دیده نزدیک چهل جسد به قرارگاه آورده شده‌اند، ولی شما می‌گویید فقط سه نفر از مجاهدین خلق کشته‌ شده‌اند؟</strong></p>
<p>ج: من در صحنه‌‌ آن جنگ و عملیات نبودم ولی تعدادی که آنها اعلام کردند فقط سه کشته در جنوب بود.</p>
<p><strong>س: در شمال چه تعدادی از مجاهدین کشته شدند؟</strong></p>
<p>ج: در شمال تعداد زیادی کشته شدند و به نظر من تعداد کشته‌هایشان در شمال از صد نفر بیشتر بود که همه‌شان در گورستان مروارید در قرارگاه اشرف دفن شده‌اند. قبل از این تاریخ، هیچ گورستانی در اشرف وجود نداشت و این گورستان از آن موقع یعنی بعد از جنگهای شمال در کردستان و جنوب عراق با شیعیان، راه افتاد. قبل از آن، کشته‌های مجاهدین در گورستان دار السلام بین کربلا و نجف دفن می‌شدند. مجاهدین خلق گفتند که ما در خاک کردستان پیشروی کردیم تا جلوی پیشروی سپاه پاسداران ایران را که وارد خاک کردستان شده بودند بگیریم چون نیروهای سپاه می‌کوشیدند به قرارگاه اشرف نزدیک شوند تا ما را به قتل برسانند ولی ما پیشدستی کرده و تا خط اول جبهه در خاک کردستان برای جنگیدن با آنان پیشروی کردیم و نه برای جنگیدن با کردها ولی ما با هر کس که جلوی پیشروی ما و رویارو شدن با پاسداران را گرفته بود جنگیدیم که آنها هم همان کردها بودند. این جنگ در کوههای مروارید در شمال عراق جریان داشت و نام گورستان مروارید در قرارگاه اشرف از نام این کوه و جنگهایی که در آنجا علیه کردها یا به قول خودشان علیه پاسداران ایران جریان داشت (جنگهای مروارید) گرفته شده است و اولین کشته‌هایی هم که در این گورستان دفن شدند کشته‌های کردستان بودند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60973">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60973/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی – قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60972</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60972#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jul 2024 05:05:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[قربانعلی حسین نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60972</guid>

					<description><![CDATA[<p>قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با محمد سعد روزنامه نگار عراقی روزنامه مراقب العراقی، اطلاعات دسته اولی را درباره حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق، عملیات ها و روابط سازمان با رژیم بعث و کمک های نجومی نفتی صدام حسین به سازمان مسعود رجوی ارائه می دهد. در قسمت اول این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60972">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با محمد سعد روزنامه نگار عراقی روزنامه مراقب العراقی، اطلاعات دسته اولی را درباره حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق، عملیات ها و روابط سازمان با رژیم بعث و کمک های نجومی نفتی صدام حسین به سازمان مسعود رجوی ارائه می دهد.</p>
<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60971">قسمت اول</a> این گفتگو، نکاتی درباره فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق بعد از انقلاب و همچنین عملیات فروغ جاویدان ( مرصاد) بیان شد.</p>
<p><strong>س: چه کسی اصرار بر انجام این عملیات (فروغ جاویدان) داشت؟</strong></p>
<p>ج: شخص مسعود رجوی تنها کسی بود که بر انجام این عملیات اصرار می‌ورزید. وی در نشستی قبل از عملیات گفت که ما باید به داخل ایران برویم حتی اگر همه‌مان کشته شویم. حرف معترضین در این نشست، تأثیری نداشت.</p>
<p>س: آیا عقلانی است که شخصیتهایی امثال مهدی ابریشمچی و سایر اعضای رهبری و فرماندهان نتوانستند با این عملیات مخالفت کنند؟</p>
<p>ج: مطلقا هیچکس جرأت مخالفت با مسعود رجوی را نداشت. به یاد دارم که در نشست توجیهی عملیات، مسعود رجوی از همۀ رزمندگان موافق با انجام این عملیات خواست که دستشان را بلند کنند؛ همه‌ی اعضا دست بلند کردند. فقط چهار یا پنج نفر از فرماندهان دست بلند نکردند؛ مسعود رجوی عصبانی شد و با نام بردن از آنان بر سرشان داد زد و از آنان پرسید چرا دستتان را بلند نکردید؟ ولی آنها از ترسشان سکوت کردند. رجوی آنها را مسخره کرد و گفت شماها ترسو هستید. بعد از آن ما دیگر خبری از آنها نشنیدیم؛ فقط بعد از عملیات خبر رسید که همه‌ی آنان کشته شده‌اند.</p>
<p><strong>س: آیا شما قبل از عملیات وارد عراق شدید یا بعد از عملیات؟</strong></p>
<p>ج: من دو هفته قبل از این عملیات نظامی وارد عراق شدم. انتقال افراد تا حرکت یک ماه طول کشید.</p>
<p><strong>س: بعد از چه مدتی به فرانسه برگشتید؟</strong></p>
<p>ج: یک ماه بعد از پایان عملیات، مرا به فرانسه برگرداندند.</p>
<p><strong>س: چرا تو را به فرانسه برگرداندند؟</strong></p>
<p>ج: چون آنها نیاز به مترجم برای ترجمه‌ مطبوعات و رسانه‌های عربی در اروپا و خارج عراق داشتند، ولی بخش مربوط به امور عراق که با نام روابط خارجی شناخته می‌شد، در داخل عراق کار می‌کرد و من آن موقع عضو بخش دیپلماسی عربی بودم که تابع ستاد سیاسی بود و مرکز فعالیت ما در فرانسه قرار داشت، ولی یک سال بعد از آن یعنی در سال ۱۳۶۸ مرا به عراق برگرداندند و آنجا مترجم ستاد روابط خارجی شدم که بخشی از دفتر مسعود رجوی بود.</p>
<p><strong>س: آیا مستقیم برای مسعود رجوی یا مهدی ابریشمچی ترجمه می‌کردی؟</strong></p>
<p>ج: نه رودررو (شفاهی) بلکه نامه‌ها و کتابها و نوشته‌های رجوی و نیز رسانه‌های عراق را برای شخص رجوی و کادر رهبری سازمان ترجمه می‌کردم، چون من با عربها زندگی نکرده‌ بودم و زبان عربی را از طریق تحصیل و تخصص دانشگاهی یاد گرفته بودم؛ ولی افرادی بودند که زبان عربی عامیانه و محاوره‌ای را با زندگی در میان عربها یاد گرفته و می‌توانستند شفاهی ترجمه کنند که از جمله‌ی آنها احمد افشار بود که به علت شناخته‌ شدگی‌اش نزد عراقیان به ویژه اطلاعات عراق (بعد از سقوط صدام) به فرانسه گریخت و اکنون نزد مریم رجوی در قرارگاه اورسوراواز (حومه‌ی پاریس) کار می‌کند.</p>
<p><strong>س: آیا کتابها و نامه‌های سازمان را شما ترجمه می‌کردید؟</strong></p>
<p>ج: بله، بعد از اینکه به عراق برگشتم مترجم ستاد روابط خارجی شدم که کار عمده‌اش در رابطه با امور عراق بود و من به علت مهارتم در زبان و ادبیات عربی مترجم یک (ارشد) این ستاد شدم و همه‌ نامه‌ها و کتاب‌ها و اطلاعیه‌ها و حتی نشریه‌ و سایت اینترنتی سازمان را از فارسی به عربی ترجمه می‌کردم.</p>
<p><strong>س: آقای حسین نژاد، شما گنجینه اسرار و ناگفته‌های سازمان هستید چون تا سال ۲۰۱۲ یعنی تا سه ماه قبل از این مصاحبه‌مان، شما مترجم بودید؛ درست است؟</strong></p>
<p>ج: بله درست است؛ حتی برخی نامه‌ها و شکایت‌هایی را هم که برخی مترجمین ترجمه می‌کردند من باید آنها را از لحاظ زبانی بازبینی و چک و تصحیح می‌کردم. می‌دیدم که بیانیه‌ها، سازمان ها، انجمنها و حتی شوراهای عشایری بسیاری به نام مردم عراق جعل می‌کردند که وجود خارجی نداشتند بلکه همگی ساخته و پرداخته‌ خود سازمان بود. آنها این بیانیه‌ها به نام عراقیان را به فارسی می‌نوشتند و من آنها را به عربی ترجمه می‌کردم. همچنین نامه‌های مسعود رجوی به برخی سیاستمداران عراقی را از فارسی به عربی برمی‌گرداندم.</p>
<p><strong>س: بعد از بازگشت شما به عراق، واقعه‌‌ای مهم و تاریخی روی داد که وضعیت و چهره‌ی عراق را برای همیشه تغییر داد و آن قیام شعبانیه (قیام شیعیان عراق علیه صدام) می‌باشد. می‌خواهم به صورت مشروح بدانم که در آن موقع سازمان چه وضعیتی داشت و واکنش رهبران سازمان در قبال این واقعه چگونه بود؟</strong></p>
<p>ج: در سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰ شمسی) مسعود رجوی با همه‌ی فرماندهان و اعضای رده بالای سازمان از جمله خود من نشست برگزار کرد. منظور از عضو رده بالا عضو قدیمی است. با آنکه بعضیهایشان می‌دانستند من مخالف برخی خطوط و شیوه‌های رهبری هستم ولی به علت اینکه یک عضو قدیمی سازمان و مورد اعتماد بودم در این نشست رجوی حضور یافتم. در آن نشست، مسعود رجوی گفت: &#8220;مادامیکه ما در عراق هستیم کسی نمی‌تواند رژیم عراق را سرنگون کند و ما نباید به کسی اجازه دهیم که بیاید و این رژیم را سرنگون کند؛ اگر دولت عراق سرنگون بشود حکومت ایران بر عراق حاکم خواهد شد و این ایران است که تلاش می‌کند دولت عراق را سرنگون کند و اگر دولت عراق سقوط کند آنها همه‌ ما را خواهند کشت و بود و نبود ما به این دولت گره خورده و این جنگ بود و نبود است؛ بنابراین ما باید در این جنگ شرکت کنیم&#8221;. بعد گفت که آنها از شمال و جنوب می‌‌آیند.</p>
<p><strong>س: آیا این نشست بعد از توقف حملات آمریکا بر عراق بود؟</strong></p>
<p>ج: بله درست است. در آن موقع خبرهایی بود مبنی بر اینکه مخالفان عراقی از جنوب و شمال به داخل عراق رخنه کرده‌‌اند. مسعود رجوی در این مورد گفت: &#8220;ما اینجا باشیم آنها بیایند و رژیم عراق را سرنگون کنند؟! این امکان ندارد؛ غلط می‌کنند چنین اشتباه محاسبه‌هایی می‌کنند؛ آنها در این محاسبه‌های غلط خودشان حضور ما در اینجا را وارد نکرده‌اند؛ ما به آنها چنین اجازه‌ای را نخواهیم داد&#8221;. به یاد دارم که او سخنی را از آقای مسعود بارزانی در دیدارش با مسئولان عراقی (زمان صدام) نقل کرد که گفته بوده: &#8220;تا زمانیکه نیروهای مسعود رجوی در قلب عراق و نزدیک بغداد هستند، بغداد سقوط نخواهد کرد&#8221;.</p>
<p><strong>س: آیا مسعود رجوی این را از زبان آقای مسعود بارزانی نقل کرد؟</strong></p>
<p>ج: بله، این را به نقل از مسعود بارزانی گفت. مسعود رجوی از مسعود بارزانی خیلی خوشش می‌آمد و همیشه او را مورد ستایش و تمجید قرار می‌داد زیرا او با آقای جلال طالبانی در جنگ بود. رجوی می‌گفت که طالبانی مزدور ایران است و اتحادیه‌ی میهنی کردستان (یه کتی) تعداد زیادی از اعضای ما را به قتل رسانده است. رجوی همچنین می‌گفت که &#8220;آقای مسعود بارزانی و حزب او کردهای خوب و پاکی هستند و آنها رابطه‌ی خوبی با صدام و دولت عراق دارند&#8221;. رجوی می‌گفت که صدام از دو مسعود خوشش می‌آید: مسعود بارزانی و من!</p>
<p><strong>س: آیا این جمله را از زبان صدام نقل می‌کرد؟</strong></p>
<p>ج: بله عین جمله‌ی صدام بود که مسعود رجوی آن را برای ما نقل می‌‌کرد و این اینکه او دو مسعود را دوست می‌دارد: یکی مسعود بارزانی و دیگری مسعود رجوی!.</p>
<p><strong>س: آیا این عبارت صدام را مسعود بارزانی در دیدارش با رجوی نقل کرده بوده؟</strong></p>
<p>ج: نمی‌دانم موقع دیدارش بوده یا شنیده بوده، ولی او این را از زبان مسعود بارزانی نقل می‌کرد. مسعود بارزانی به بغداد می‌آمد و با مسئولان عراقی دیدار می‌کرد و حتی طالبانی هم به بغداد می‌آمد؛ ولی نشنیدم مسعود رجوی با مسعود بارزانی دیدار حضوری داشته باشند؛ تا آنجا که می‌دانم رجوی دیداری با مسعود بارزانی آن موقع نداشته ولی بین آنها تماسها و نامه‌هایی بود و هیأتهایی بین سازمان و کردستان در رفت و آمد بودند و دیدارهایی نیز بین مهدی ابریشمچی و احزاب کرد عراقی تا زمان سقوط صدام (از جمله با هیأتی از یه کتی برای مبادله‌ی اسرا بعد از سلسله درگیریهای سازمان با آنان در کردستان عراق همراه با ارتش صدام) انجام شد؛ ولی بعد از سقوط رژیم عراق، روابط با کردها به ارتباطات در اینترنت و برخی امور ساده از جمله ارتباطات بین سازمان و برخی مطبوعات کردی و نیز سازمان &#8220;خبات&#8221; منحصر شد. رهبران این سازمان کردی واسطه‌ ارتباط مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق با احزاب کرد ایرانی وعراقی در کردستان عراق بوده و هستند و آنها در حقیقت یک تشکیلات کردی هوادار سازمان مجاهدین خلق می‌باشند زیرا سلاحهای آنها را مسعود رجوی تأمین می‌کرد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60972">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی – قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60972/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60971</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60971#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jul 2024 11:32:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[قربانعلی حسین نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60971</guid>

					<description><![CDATA[<p>انتشار این مطالب برای نخستین بار در سال ۱۳۹۱ توسط یک روزنامه مشهور عراقی به نام &#8220;مراقب العراقی&#8221; انجام شد که بازتاب گسترده ای در این کشور داشت. انتشار این افشاگری ها در آن سال، به خصوص افشای کمک‌های نجومی نفتی صدام (فروش نفت توسط سازمان مجاهدین) نقطه عطفی در افشاگری های جامعه جداشدگان از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60971">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>انتشار این مطالب برای نخستین بار در سال ۱۳۹۱ توسط یک روزنامه مشهور عراقی به نام &#8220;مراقب العراقی&#8221; انجام شد که بازتاب گسترده ای در این کشور داشت. انتشار این افشاگری ها در آن سال، به خصوص افشای کمک‌های نجومی نفتی صدام (فروش نفت توسط سازمان مجاهدین) نقطه عطفی در افشاگری های جامعه جداشدگان از فرقه رجوی بود زیرا به دنبال آن مسعود رجوی جنون گاوی گرفت و با لجن پراکنی های مفتضحانه، ذات خود را بیشتر نمایان کرد که به دنبال آن عده زیادی حتی از شورای ملی خودخوانده رجوی جدا شدند.</p>
<p>مصاحبه‌ها توسط محمد سعد روزنامه نگار عراقی انجام شده و توسط احمد نصر مشکاتی، به زبان فارسی برگردانده شده است.</p>
<p>با توجه به جریان سازی اخیر فرقه رجوی در خصوص تطهیر خیانت های رجوی در عراق به خصوص در دوران جنگ تحمیلی به عنوان پیاده نظام رژیم بعث صدام، مطالعه دقیق این مطالب به عموم جویندگان حقیقت توصیه می‌شود.</p>
<div id="attachment_60979" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-60979" class="size-full wp-image-60979" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hosseinnejad-Almoragheb-2.jpg" alt="حسین نژاد در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی" width="700" height="618" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hosseinnejad-Almoragheb-2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hosseinnejad-Almoragheb-2-300x265.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-60979" class="wp-caption-text">حسین نژاد در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی</p></div>
<h3>افشاگری‌های قربانعلی حسین نژاد، مترجم مسعود رجوی تروریست</h3>
<p>ناگهان دیدیم سازمانی که با امپریالیسم آمریکا می‌جنگید دست به بمبگذاری وترور و اعمال تروریستی بعد از انقلاب می‌زند</p>
<p>س: کی و چگونه با سازمان مجاهدین خلق آشنا شدید و به چه هدف و انگیزه ای به صفوف آن پیوستید؟</p>
<p>ج: من در سال ۱۳۶۰ به سازمان مجاهدین خلق پیوستم و دلیل پیوستنم به این سازمان این بود که در زمان حکومت شاه، سازمان در حال مبارزه و پیکار علیه رژیم شاه و علیه امپریالیسم آمریکا بود. من در دوران حکومت شاه به مدت سه سال به علت هواداری از این سازمان زندانی شدم و در زندان با اعضا و رهبران سازمان آشنا شدم تا اینکه با اوجگیری انقلاب ایران ما از زندان آزاد شدیم و پس از آزادیم از زندان به صورت آزاد و مستقل دست به فعالیت سیاسی زدم. من مدتی در آن زمان و بعد از پیروزی انقلاب به عنوان دبیر دبیرستانها کار می‌کردم و در میان دانش آموزان و دبیران مشغول فعالیت سیاسی بودم. آن موقع من فقط از طرفداران این سازمان بودم و ارتباط تشکیلاتی با آن نداشتم چون می‌خواستم مستقل باشم. مدتی نیز در سال اول بعد از انقلاب پست فرمانداری شهر میانه در آذربایجان را بر عهده گرفتم و بعد نیز همان سال کاندید انتخابات برای نمایندگی مجلس ایران از همان شهر شدم.</p>
<p>در سال ۱۳۶۰ به ناگهان دیدیم سازمانی که ما به علت مبارزه و پیکارش علیه شاه و امپریالیسم آمریکا از آن حمایت می کردیم اقدام به بمب گذاری و ترور و اقدامات تروریستی علیه شخصیتهای انقلاب و سران حکومت ایران بعد از انقلاب می‌کند. این عملکرد همزمان با جنگ ایران و عراق در حقیقت یک جنگ دیگری در داخل ایران یا به منزلۀ یک جنگ داخلی بود که موجب شد فضای ایران متشنج شده و رعب و وحشت بر هواداران سازمان حاکم گردید به طوری که دیگر زندگی عادی برای آنها امکان نداشت. سازمان از امثال من که فرد عملیاتی نبودیم بلکه سیاسی و شناخته شده بودیم خواست که اماکن سکونت خودمان را تغییر داده و در خانه‌هایمان پنهان شویم و بیرون نیاییم تا از این جنگ داخلی جان به در ببریم، جنگی که سران سازمان به علت اندیشه تروریستی و فرقه‌ای خود مبنی بر ترور سران حکومت ایران برای رسیدن به قدرت آن را به راه انداخته بودند. این وضعیت ما را مجبور به ارتباط تشکیلاتی داشتن با سازمان برای اختفا و حفظ جانمان نمود.</p>
<p><strong>س: از چه سالی به سازمان پیوستید؟ سال ۱۳۶۰ یا قبلا از سال ۱۳۵۰؟</strong></p>
<p>ج – در سال ۱۳۶۰٫</p>
<p><strong>س: پس چگونه در زمان شاه به زندان افتادید؟</strong></p>
<p>ج- من از سال ۱۳۵۰ طرفدار سازمان بودم، اما برای اینکه آزاد باشم به صورت تشکیلاتی به آن نپیوستم. برای روشن شدن موضوع باید بگویم که این سازمان به عنوان یک سازمان اسلامی در عرصه‌ مبارزه با رژیم شاه ظاهر شد و از آیات قرآنی و احادیث و شعائر اسلامی استفاده می‌کرد ولی در محتوا اندیشه‌های پایه‌ای خودش را از مارکسیسم می‌گرفت.</p>
<p><strong>س: آیا در نتیجه‌ گرایش این سازمان به مارکسیسم، انشعابهایی در آن رخ داد؟ واکنش اعضا و هواداران به این موضوع چه بود؟</strong></p>
<p>ج: انشعابات زیادی از سازمان در زمان شاه در داخل و خارج زندانها رخ داد که نخستین انشعاب در سال ۱۳۵۴ صورت گرفت. در این سال رهبری سازمان مشخصا به دو بخش اسلامی و مارکسیستی تقسیم شد. شاخه‌ مارکسیستی، تشکیل رهبری سازمان مجاهدین خلق را اعلام کرد و افکار مارکسیستی را علناً ​​پذیرفت و آیه‌ قرآن را از آرم سازمان پاک کرد.</p>
<p><strong>س: رهبرانی که این رویکرد را اتخاذ کردند چه کسانی بودند؟</strong></p>
<p>ج: آنها تقی شهرام و بهرام آرام بودند که رسماً این انشعاب مارکسیستی را رهبری کردند. اصولا اندیشه‌های سازمان از ریشه التقاطی و برگرفته از اسلام و مارکسیسم بود، اما آنها در ظاهر فقط جنبه اسلامی خود را نشان می‌دادند. در سال ۱۳۵۴ بسیاری از رهبران سازمان دستگیر و اعدام شدند و قبل از آن نیز در خرداد سال ۱۳۵۱ همه‌ بنیانگذاران سازمان و اعضای کمیته‌ مرکزی آن به جز مسعود رجوی اعدام شدند. اعضای سازمان که در خارج از زندان بودند، در سال ۱۳۵۴ انشعاب خود را با پذیرش کامل اندیشه مارکسیستی بدون اسلام اعلام کردند. این تحول تأثیر خود را در داخل زندانها گذاشت و در آنجا نیز انشعاب‌های متعددی روی داد که مهمترین آنها جریان اسلام چپ و اسلام راست طبق نامگذاری مسعود رجوی بود. کسانی که از روحانیون حمایت کردند، کاملاً از سازمان جدا شده و به روحانیون در داخل زندان پیوستند. ولی نخستین انشعاب اسلامی توسط لطف الله میثمی انجام شد که اکنون در تهران زندگی می‌کند و به فعالیت خود بدون هیچ ممنوعیتی می‌پردازد. او سازمان خودش را به جای سازمان مجاهدین خلق، نهضت مجاهدین خلق ایران نامید. او در اوایل انقلاب، نشریه داشت و اکنون هم وب سایتی دارد که به نام خودش شناخته می‌شود اما نام رسمی آن سایت نهضت مجاهدین خلق ایران است. اینجا باید یادآوری کنم که نام رسمی سازمان مجاهدین خلق در ابتدا نهضت مجاهدین خلق ایران بود ولی مسعود رجوی آن را به سازمان مجاهدین خلق ایران تغییر داد. این انشعاب از درون زندان های شاه آغاز شد، جایی که مسعود رجوی در آن تسلط و هژمونی خاصی داشت زیرا او تنها فردی بود که از اعضای کمیته مرکزی زنده باقی مانده بود و به همین دلیل توانست جوانان را وارد سازمان کند.</p>
<p><strong>س – یکی از اعضای مجاهدین خلق به من گفت (عین جمله‌اش بود): ما در زندان علیه مخالفان اسلامی رژیم شاه بودیم و وجود هیچ مخالفی با شاه را به جز سازمان مجاهدین خلق نمی پذیرفتیم. آیا این حرف او درست است؟</strong></p>
<p>ج: بله، مسعود رجوی در آن زمان همه جریانات مخالف رژیم شاه را نفی می‌کرد و به ویژه اسلام گرایان را جریانهای ارتجاعی یا عقب مانده توصیف می نمود و تنها سازمان مترقی را سازمان مجاهدین خلق می دانست.</p>
<p><strong>س: در ابتدای گفتگو گفتید که شما بعد از انقلاب فرماندار شهر میانه در آذربایجان شرقی بودید و خود را برای انتخابات مجلس شورا کاندید کردید. آیا وارد مجلس شورای ایران شدید؟</strong></p>
<p>ج: نه، من خودم را به عنوان یک فرد مستقل کاندیدا کردم و حزب جمهوری هم کاندیداهایی را برای انتخابات معرفی کرد که نامزدهای آن حزب در انتخابات پیروز شدند.</p>
<p><strong>س- چگونه از ایران فرار کردید؟</strong></p>
<p>ج: پس از وقوع بمب‌گذاری‌های متعدد در داخل ایران، به همراه خانواده‌ام در خانه به عنوان خانه تیمی سازمان مخفی شدم. بعد از مدتی در سال ۱۳۶۱ من و همسرم و دختر بزرگم را که چهار ساله بود از راه زمینی به ترکیه منتقل کردند که از آنجا به یونان و سپس اسپانیا و سرانجام به فرانسه رفتیم که به مدت پنج سال در آنجا اقامت کردیم تا اینکه سازمان در سال ۱۹۶۷ و مشخصاً پس از پایان جنگ ایران و عراق ما را به عراق منتقل کرد. آنجا همسرم و دو برادرم در عملیاتهای نظامی علیه ایران شرکت کرده و همه شان کشته شدند. موقع خروج از ایران، سازمان نگذاشت دختر کوچکم را که ۲۰ روزه بود همراه خودمان ببریم و به من گفتند که کودک شیرخوار گرمای آفتاب و اذیتهای راه سفر را تحمل نمی کند و حتما در راه می میرد. بنابراین، او را پیش مادرم در ایران گذاشتم.</p>
<p><strong>س: آیا شما در فرانسه در پایگاه سازمان در اورسوراواز (حومه‌ی پاریس) ساکن بودید؟</strong></p>
<p>ج: بله</p>
<p><strong>س: آیا در یونان و اسپانیا هم فعالیتهایی داشتید؟</strong></p>
<p>ج: فعالیت های ما محدود به جمع آوری کمک ها و ترجمه‌ اخبار و مشخصاً کار من ترجمه روزنامه های عربی بود.</p>
<p><strong>س: چگونه وارد عراق شدید؟</strong></p>
<p>ج: در آن زمان سازمان اعضای خود را با اخذ روادید رسمی از سفارتخانه های عراق در سراسر جهان به اردن و سپس به عراق می آورد و آنجا دو مأمور از اطلاعات عراق و دو نفر از اعضای سازمان، ما را تحویل گرفته و به پادگان اشرف منتقل می‌کردند.</p>
<p>در سال ۱۳۶۷ همسرم در عملیات فروغ جاودان کشته شد عملیاتی که ضد حمله آن در ایران عملیات مرصاد نامیده می‌شود و پس از مدتی من و دخترم را به فرانسه برگرداندند.</p>
<p><strong>س: آیا قبل از عملیات، آموزش نظامی کاملی دیدید؟</strong></p>
<p>ج: نه؛ آموزشهای نظامی مخصوص کسانی بود که از مدتها پیش به کار تشکیلاتی خود در کردستان ایران و عراق می‌پرداختند اما ما که در اروپا بودیم جز کمتر از یک ماه قبل از عملیات آموزش خاصی ندیدیم.</p>
<p>دلیل انتقال ما از اروپا به عراق این بود که ارتش خودشان را زیاد جلوه بدهند. در این عملیات تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاهها و همچنین شخصیتهای برجسته‌ای مانند حسن حبیبی یا ابوذر ورداسپی که از نویسندگان معروف در سطح ایران بودند شرکت داده شدند که همه‌شان در آن عملیات کشته شدند. مثلاً ابوذر ورداسپی نویسنده ای اسلامی بود و کتاب های زیادی در زمینه تحقیق و تفسیر و حدیث نوشته و در پاریس با هم بودیم. آنها را به عراق بردند و بدون هیچ آموزش نظامی در کمتر از یک ماه به جنگ اعزام شدند، اما ارتش آزادیبخش که تقریباً دو هزار نفر داشت، به خوبی آموزش دیده بود و با آمدن آن دانشجویان و شخصیت‌هایی بدون آموزش نظامی، این تعداد به پنج هزار نفر رسید.</p>
<p><strong>س: آیا شما به جنگ رفتید؟</strong></p>
<p>ج: همراه بقیه به عملیات رفتم ولی کار و وظیفه جنگی نداشتم. آنها بدون آموزش نظامی مناسب با چنین عملیاتی یعنی جنگ با ارتش و نیروی نظامی یک کشور، آن همه را به این عملیات فرستادند. ما که قرار بود تهران را تصرف کنیم از نیمه راه بعد از کشته شدن بیش از ۱۴۰۰ نفر از نیروهای مجاهدین خلق، از ما خواستند که برگردیم.</p>
<p><strong>س: آیا همسرتان قبل از شما وارد عراق شده بود؟</strong></p>
<p>ج: بله، او یک ماه قبل از من وارد عراق شده بود و در این عملیات جنگی کشته شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60971">افشاگری‌های مهم مترجم ارشد مسعود رجوی در مصاحبه با روزنامه المراقب العراقی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60971/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شکستن شش سال سکوت زینب حسین نژاد در پی حملات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51094</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51094#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Aug 2022 10:25:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زینب حسین نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[قربانعلی حسین نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51094</guid>

					<description><![CDATA[<p>درست در روزی که بتول سلطانی مورد حمله عوامل مجاهدین خلق در فرودگاه تیرانا قرار می‌گیرد، بانوی دیگری که از تشکیلات رجوی جدا شده است، در پیامی در فیس بوک خود برگ‌هایی تازه از خشونت و فریبکاری مجاهدین افشا می‌کند. اگر بتول سلطانی پس از خروجش از کمپ اشرف در عراق در سال 2006 اقدام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51094">شکستن شش سال سکوت زینب حسین نژاد در پی حملات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>درست در روزی که بتول سلطانی مورد حمله عوامل مجاهدین خلق در فرودگاه تیرانا قرار می‌گیرد، بانوی دیگری که از تشکیلات رجوی جدا شده است، در پیامی در فیس بوک خود برگ‌هایی تازه از خشونت و فریبکاری مجاهدین افشا می‌کند.</p>
<p>اگر بتول سلطانی پس از خروجش از کمپ اشرف در عراق در سال 2006 اقدام به افشای سواستفاده‌های جنسی مسعود رجوی از زنان عضو شورای رهبری مجاهین خلق کرد، زینب حسین نژاد تلاش کرد که طی شش سالی که از خروجش از کمپ مجاهدین در آلبانی می‌گذرد، گوشه امنی برای خود برگزیند و به زندگی عادی در کشوری که در کودکی سازمان او را به آنجا قاچاق کرده بود، بازگردد. غافل از اینکه سران مجاهدین خلق هرگز جدا شده‌ای را که به تشکیلات پشت کرده است، نمی‌بخشند.</p>
<p>حضور زینب حسین نژاد در جمع کودک سربازان سابق در کلاب هاوس، با اظهاراتی که اگر چه سعی می‌کرد مرز خود را با حکومت ایران مشخص کند اما انتقاد عمیقی به رویکردهای مجاهدین خلق داشت و حمایت او از امین گل مریمی در ماجرای شکایت فرقه رجوی از نشریه دسایت آلمان، او را بیش از گذشته در معرض توطئه‌های عوامل تشکیلات قرار داد.</p>
<p>زینب حسین نژاد، فرزند قربانعلی حسین نژاد، هر دو از اعضای سابق مجاهدین خلق، در پیام طولانی که در حساب کاربری فیس بوک خود با نام زینا منتشر کرد، علت افشاگری اخیر خود درباره مجاهدین خلق را چنین بیان کرد: &#8220;من تنها برای دفاع از خویش و رساندن صدایم همین صفحه و نوشتن ها را دارم و ناچارم که اینجا بنویسم، اگر زورم و پولم به وکلا و مافیای فاسد مجاهدین می رسید قطعا طور دیگه ای حقم را دنبال می کردم.&#8221;</p>
<div id="attachment_27842" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-27842" class="wp-image-27842 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hossein-nejad_Mona_Zeynab_2.jpg" alt="حسین نژاد و خانواده" width="700" height="450" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hossein-nejad_Mona_Zeynab_2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hossein-nejad_Mona_Zeynab_2-300x193.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-27842" class="wp-caption-text">قربانعلی حسین نژاد به همراه دخترانش</p></div>
<h3>مجاهدین دختر را ترغیب به قتل پدر می‌کردند</h3>
<p>او از توطئه اخیر مجاهدین خلق خبر داد مبنی بر این که برای ضربه زدن به او و پدرش با تطمیع زن پناهجوی ایرانی که مدتی با پدرش زندگی می‎کرد و پدرش از او جدا شده بود، کیس دادگاه برای پدرش ایجاد کردند. اگر چه او از سوی آن زن مورد ضرب و شتم قرار گرفته چنان که می‌گوید آثارش تا هفته گذشته بر بدن او موجود بود، بیش از همه از آزارهای تشکیلات مجاهدین گله دارد که از کودکی با زندگی او عجین بوده است، به ویژه پس از فرار پدرش از کمپ لیبرتی و مصاحبه‌های او با رسانه های ایرانی شدت گرفت. او در این باره چنین می‌نویسد:</p>
<p>&#8220;حقیقتا از سال 2012 که پدرم از کمپ لیبرتی عراق فرار و شروع به افشاگری علیه مجاهدین کرد، من تحت فشارهای شدید روانی این سازمان قرار گرفتم و با جلسات مستمر شبانه روزی تهدید و تطمیع مرا ترغیب به نوشتن بیانیه، مقاله، مطلب، مصاحبه و &#8230;. علیه پدر و خواهرم می کردند و هم چنین در نشست های ایدئولوژیکی، عواطف و احساسات درونی ام را باید اعتراف و آنها را سرکوب میکردم و طبق آیین &#8220;اسلام انقلابی&#8221; آنها من باید در این جلسات می پذیرفتم و تکرار می کردم که بین من و خانواده ام گلوله ای بیش نیست&#8230;. از او در ذهن من با دروغها و تحریف ها یک جنایتکار و ظالم ساخته بودند تا حدی که با استناد به آیات قرآن و داستان های مختلف اسلام و انقلاب های دیگر، مرا ترغیب به نوشتن توهین علیه او و حتی تشویق به قتل او به عنوان یک خائن می کردند و در نشست های ایدئولوژیک با مثالهایی همچون محمد، علی، حسین، نوح و ابراهیم و&#8230;..به من گوشزد می کردند آنان نیز در راه اسلام خانواده های خود را چه در صفوف دشمن و چه در صحنه آزمایش خدا سر می بریدند.&#8221;</p>
<p>چنانچه این بانوی جوان می‌نویسد، اگر تهدید‌ها و نشست‌های ایدئولوژیک موثر نمی‌افتاد، برای سران مجاهدین روش دوم تطمیع و تشویق بود:</p>
<p>&#8220;آنها با کوچکترین مخالفت سیاسی من با برخی کلمات و جملاتی که از طرف من بعنوان بیانیه، مقاله و نامه در ستاد جنگ سیاسی این سازمان تنظیم میشد، مرا به وابستگی خانوادگی، شل گرفتن مبارزه و &#8220;نه جنگ&#8221; متهم می کردند. و برایم جلساتی مشابه بازجویی برگزار می کردند. این جلسات تنها تهدید نبود، جایی که فشار جواب نداشت بارها حتی با تطمیع و تشویق و مضمون اینکه؛ تو همچون &#8220;زینب کبری&#8221; قهرمانی و باید جلودار این جنگ باشی! نیز انجام میشد تا آخرین راه ها برای قانع کردن من برای تخریب و تحقیر پدر و خواهرم از زبان من صورت بگیرد. تمام این تلاش ها از بالاترین نقطه سازمان شروع و نشات می گرفت.&#8221;</p>
<p>با وجود آنکه زینب حسین نژاد تا پیش از اظهار نظر در جمع کودک سربازان سابق در کلاب هاوس، هیچ موضع گیری‌ علیه تشکیلات مجاهدین خلق نکرده بود، از خلال نوشته‌های اخیرش می‌توان دریافت که او به فاصله اندکی پس از ترک قرارگاه مجاهدین خلق در آلبانی مورد حمله عوامل رجوی قرار گرفته است:</p>
<p>&#8220;این سالها نیز آنها از هیچ تهمت و شایعه ای در درونشان علیه من فروگذار نکردند، این را دخترانی که از اشرف 3 بیرون آمدند به من بارها گفته‌اند، البته این کار از عمد پشت سر اکثر افرادی که جدا میشوند برای ایجاد فضای ترس و تخریب انجام میشود، که خود نیز شاهد آن بوده ام، من نیز گفتم بگذار هر چه می خواهند عقده گشایی کنند جز حقیر کردن خودشان چیزی عایدشان نمی شود، مهم این است که من امروز یک زن آزاد و مستقل هستم و دنیای نوینی را یافته ام. اما آنها به این عقده گشایی نیز بسنده نکردند، یک بار در آلبانی آتش به اختیاران گشت ارشادشان مرا به دلیل برداشتن حجاب تهدید کردند، که همان موقع به سازمان ملل گزارش دادم و اکنون نیز آدم خریدند، برحسد آنها سوار شدند و به من حمله کردند و مرا مورد شدیدترین آزار و اذیت ها قرار دادند که آثارش تا همین هفته گذشته ادامه داشت. و من نمیخواهم اکنون این زخم نیز مثل عراق کهنه شود.&#8221;</p>
<p>اندکی پس از جلسات کلاب هاوس زینب اقدام به انتشار سند نشست‌های توبه کرد که بر اساس آن طبق دستور مستقیم شخص مسعود رجوی جدا شده‌های تشکیلات مجاهدین خلق (یا به عبارت سازمانی آن بریده‌ها) را محکوم به مرگ می‌کرد. احتمالا همه این اقدامات از سوی دختری که سالهای کودکی و نوجوانی و جوانی خود را برای تشکیلات مریم رجوی فدا کرده است و اکنون تنها خواستار حق آزادی بیان حقایق زندگی خویش است، برای تشکیلات بیش از حد گران تمام شده است که در یک سناریوی حساب شده با صرف مبالغ بالا اقدام به مبارزه با او کرده‌اند.</p>
<p>زینا درباره زنی که با پدرش زندگی میکرد، می‌نویسد:<br />
&#8220;وی برای انتقام از پدرم خود را به سازمان مجاهدین فروخت و در حالیکه در دوران قرنطینه کرونا، خشونت خانگی در فرانسه بسیار زیاد شده و دهها زن حتی جان می باختند، و دولت و پلیس فرانسه روی این بحران بشدت حساس و بسیج بودند، آنها طی یک سواستفاده کثیف و رذیلانه از این بحران یک سناریوی ساختگی ترتیب دادند که بتوانند کامپیوتر و مدارک پدرم را بدزدند. آنها ابتدا از حمله به من شروع کردند، و طی ماه ها قبل این زن بارها به من حمله ور شده بود که من کمتر به خانه پدرم سر بزنم و به پاریس نیایم، تا شاهدی در آن واقعه نباشد که شهادت دهد.&#8221;</p>
<p>فرزند قربانعلی حسین نژاد که مادر خود را در مبارزه خشونت آمیز مجاهدین خلق از دست داده است، آن زن پناهجو را قربانی مجاهدین خلق میداند که برای گمراه کردن دادگاه حتی حاضر شد به بدن خود آسیب برساند اما مجاهدین خلق را عاری از هرگونه شهامت و صداقت برای پذیرفتن اشتباهاتشان می‌داند:</p>
<p>&#8220;باید این را هم بگویم که در فرانسه و بخصوص پاریس بحران مهاجرت و تعداد زیاد پناهجویان و افرادی که قبولی ندارند و مسکن و امکانات و حقوق دریافت نمی کنند بسیار جدی است و متاسفانه برخی به سواستفاده، خودفروشی و خلاف کاری روی می آورند.<br />
در هر صورت ما اکنون بدنبال انتقام از او نیستیم و الا بسیاری اسناد و عکسها و سوابق بود که می توانستیم از او انتشار بدیم اما نکردیم. و حتی من امیدوارم که هر مشکل و کمبودی که در این دنیا و زندگی دارد حل شود تا دیگر نیازی نداشته باشد که چه به خودش و چه به دیگران آسیب بزند.</p>
<p>ولی تا جایی که به مجاهدین بر می گردد، آنها نه تنها یک زن پناهجوی آسیب دیده نیستند و مشکل پول و اقامت و خانه و کاشانه هم ندارند، بلکه با سواستفاده از قدرت، با پول کلان، قلدری، زورگیری، مافیا بازی و پرونده سازی میکنند. لذا من در ادامه خواهم نوشت که تمام این داستان ها با یک ایدئولوژی کینه پرور از کجا شروع میشود که به این جا ها ختم می گردد. این را هم بگویم که اگر موضوع فقط بین مجاهدین و پدرم بود شاید مثل گذشته من اصلا وارد نمی شدم، و اگر موضوع را قانونی و نه با پاپوش درست کردن کثیف، دنبال می کردن باز هم فرق می کرد، البته اگر آنها به قانون و حقوق بشر ذره ای اعتقاد داشتند دنیای ما از کودکی خیلی فرق می کرد.</p>
<p>اگر ذره ای شهامت و صداقت داشتند و در مقابل اشتباهاتشان و رفتارهای غیرانسانی شان پاسخگو بودند، قطعا کار به این ضدیت ها، کینه کشی ها و انتقام ها نمی کشید. این همه افراد اگر به جای اینکه با کینه جدا شوند با آزادی کامل مثل همه جنبش ها و احزاب دنیا جدا می شدند، قطعا برای خودشان هم اوضاع خیلی فرق می کرد.&#8221;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51094">شکستن شش سال سکوت زینب حسین نژاد در پی حملات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51094/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اگر وارد جنگ با فرقه شدید تا آخر بروید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44948</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44948#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 May 2021 03:49:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه رجوی علیه جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[قربانعلی حسین نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44948</guid>

					<description><![CDATA[<p>اخیرا خبری منتشر شد که مزدوران فرقه رجوی از منزل «قربانعلی حسین‌نژاد»، یک عضو جداشده در پاریس سرقت کردند. به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، فارغ از بیانیه ای که نامبرده در این مورد منتشر کرد و بسیار قابل تامل و تعجب آور هم بود ذکر مواردی در اینجا ضروری است. باید به این گونه افراد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44948">اگر وارد جنگ با فرقه شدید تا آخر بروید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اخیرا خبری منتشر شد که مزدوران فرقه رجوی از منزل «قربانعلی حسین‌نژاد»، یک عضو جداشده در پاریس سرقت کردند.<br />
به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، فارغ از بیانیه ای که نامبرده در این مورد منتشر کرد و بسیار قابل تامل و تعجب آور هم بود ذکر مواردی در اینجا ضروری است.</p>
<p>باید به این گونه افراد جداشده گفت که در جنگ با رجوی نباید کوتاه بیایید وگرنه ضربه می خورید.<br />
قربانعلی حسین نژاد با انتشار مطلبی در فضای مجازی با اعلام اینکه مدتی است از فرقه جداشده و با آنها کاری ندارد گفت، فرقه رجوی با نفوذ به زندگی شخصی او اقدام به سرقت اموال بسیار مهم زندگی او کرده است به خصوص سرقت یک لپ تاپ که تمام مسائل زندگی اش در آن نهفته بود. بر اساس اظهارات حسین نژاد، این زن که یک عامل نفوذی به زندگی ایشان از سوی رجوی بوده در یک فرصت به دست آمده، کامپیوتر شخصی او را ربوده و در اختیار فرقه قرار داده است.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-39043 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Husseinnejad_Ali_1.jpg" alt="قربانعلی حسین نژاد" width="600" height="325" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Husseinnejad_Ali_1.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Husseinnejad_Ali_1-300x163.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>بنا بر سخنان قربانعلی حسین نژاد، او مدت سه سال بود که دیگر علیه رجوی مطلبی منتشر نمی کرد و به قول معروف سرش به لاک خودش بود. حسین نژاد در یک محاسبه نادرست فکر می کرد که دیگر بس است و باید دنبال زندگی آرام خودش باشد.</p>
<p>حسین نژاد حتی وقتی در این خصوص به مقامات محلی شکایت می کند، به او توصیه می کنند تا دست نگه دارد شاید که مسائل حل شود، وی هم توصیه را گوش می دهد اما بعد از دو سال هیچ اقدامی از سوی دولت فرانسه علیه فرقه انجام نمی گیرد و همه چیز در سکوت علیه این آقا پیش می رود.</p>
<p>جزئیات مشکلی که برای حسین نژاد پیش آمده هر چند سربسته است اما دوباره یاد آور می شویم که در جنگ با رجوی یا وارد نشوید و اگر وارد شدید تا آخر و تا ته بروید و گرنه ضربه خواهید خورد.</p>
<p>یادداشت از: ارسلان صادقی اردبیلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44948">اگر وارد جنگ با فرقه شدید تا آخر بروید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44948/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
