<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>لیندسی گراهام</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%84%db%8c%d9%86%d8%af%d8%b3%db%8c-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%85/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/لیندسی-گراهام</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 26 Jul 2026 05:30:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>لیندسی گراهام</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/لیندسی-گراهام</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69166</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69166?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Jul 2026 07:31:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه ها؛ تهدیدی برای عصر حاضر]]></category>
		<category><![CDATA[لیندسی گراهام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69166</guid>

					<description><![CDATA[<p>پایان یک دوران و جابه‌جایی قدرت مرگ ناگهانی لیندسی گراهام تنها یک فقدان سیاسی در کرسی حساس کارولینای جنوبی نیست بلکه نشانه‌ای از فرسایش نظم سیاسی قدیمی و ظهورِ جریان‌های جدید و تندرو در قلب جمهوری‌خواهان است. گراهام که از یک محافظه‌کار سنتی به یکی از متحدان استراتژیک دونالد ترامپ تبدیل شد، نمادی از این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69166">از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>پایان یک دوران و جابه‌جایی قدرت</h3>
<p>مرگ ناگهانی لیندسی گراهام تنها یک فقدان سیاسی در کرسی حساس کارولینای جنوبی نیست بلکه نشانه‌ای از فرسایش نظم سیاسی قدیمی و ظهورِ جریان‌های جدید و تندرو در قلب جمهوری‌خواهان است. گراهام که از یک محافظه‌کار سنتی به یکی از متحدان استراتژیک دونالد ترامپ تبدیل شد، نمادی از این انعطاف‌پذیری ایدئولوژیک است که در آن برای رسیدن به قدرت، اصول سنتی فدای اقتدار فردی می‌شود. اما این جابه‌جایی قدرت در واشینگتن تنها یک بازی داخلی در سنا نیست این بخشی از یک روند گسترده‌تر است که می‌تواند مرز میان دموکراسی و اقدامات تروریستی و فرقه ای را کمرنگ کند.</p>
<h3>نئوکنسرواتیسم؛ از تقابل با روسیه تا جنگ‌های فرسایشی</h3>
<p>با تمرکز ترامپ بر تشدید تنش‌ها (مانند تهدید به جنگ با ایران) و رویکرد تندروانه‌ نئوکنسروات‌ها، سیاست خارجی آمریکا از دیپلماسی به سمت سیاست تقابل حرکت می‌کند. این جریان برخلاف اصول کلاسیک محافظه‌کاری بر پایه دشمن‌تراشی و نفی دیگری بنا شده است. وقتی سیاستمداران قدرتمند واشینگتن برای تثبیت قدرت خود به استفاده از ادبیات تند و تقابل‌گرا روی می‌آورند در واقع در حال بازتولید همان الگوی ذهنی هستند که در گروه‌های فرقه‎‌ای مشاهده می‌شود.</p>
<h3>پیوند پنهان؛ وقتی ادعای آزادی در خدمت ساختارهای فرقه‌ای قرار می‌گیرد</h3>
<p>اینجاست که پرسش اساسی مطرح می‌شود: چرا جریان‌های نئوکنسروات در واشینگتن، هم‌صدا با سازمان‌هایی چون مجاهدین خلق می‌شوند؟ پاسخ در اشتراک الگوی تقابل نهفته است. سازمان مجاهدین خلق ساختاری تمامیت‌خواه دارد که با قطع پیوند انسانی (مانند آنچه در نامه‌ی خانواده‌های چشم‌انتظار اسیران فرقه رجوی در آلبانی مشاهده می شود) و محصور کردن اعضا در حباب اطلاعاتی بقای خود را تضمین می‌کند.<br />
از سوی دیگر نئوکنسرواتیسم تندرو نیز با تمرکز بر دشمن‌تراشی سیاسی و نادیده گرفتن پیچیدگی‌هایی انسانی و حقوقی، هم‌سویی ایدئولوژیکی با این نگاه دارد. حمایت سیاستمداران جمهوری‌خواه از مجاهدین خلق، نه از روی باور به دموکراسی بلکه بر اساس یک نفع استراتژیک در تقابل است. آن‌ها از سازمان استفاده می‌کنند تا ابزاری برای فشار بر دولت‌های رقیب داشته باشند دقیقاً همان‌طور که فرقه رجوی از اعضای خود به عنوان ابزارهای عملیاتی استفاده می‌کند و از آن‌ها حقِ پیوند با خانواده و حقیقت را می‌گیرد.</p>
<h3>پارادوکس مشروعیت؛ از واشینگتن تا کمپ‌هایِ آلبانی</h3>
<p>همان‌طور که گراهام و پیروانش در حال تغییرِ قواعد بازی سیاسی برای حفظ اقتدار ترامپ هستند سازمان مجاهدین خلق نیز در کمپ‌های آلبانی، قوانین خود را برای حفظ اقتدارِ سران وضع کرده است. تضاد میان شعارهای آزادی‌خواهانه در واشینگتن و واقعیت انزوای اجباری اعضا در کمپ‌ها نشان می‌دهد که ما با یک ائتلاف ناخودآگاه از تندروها روبرو هستیم. این ائتلاف، نه برای گسترش آزادی بلکه برای تثبیت ساختارهای قدرت بسته و سیستم تمامیت خواه فرقه ای شکل گرفته است.</p>
<h3>زنگ خطری برای دموکراسی</h3>
<p>مرگ لیندسی گراهام و بحران جانشینی در جمهوری‌خواهان، تنها یک اتفاق سیاسی نیست بلکه هشدار است برای تمام کسانی که فکر می‌کنند می‌توانند با تندروی فرقه‎‌ای و سیاست تقابلی دموکراسی را حفظ کنند. وقتی سیاست جهانی به سمت حمایت از گروه‌هایی می‌رود که حتی حق ارتباط انسانی اعضای خود را از آن‌ها می‌گیرند دموکراسی نه تنها در خطر قرار می‌گیرد بلکه در حال فروپاشی معنایی خود است.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69166">از سیاست واشینگتن تا سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69166/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>لیندسی گراهام، پدرخوانده تروریست های مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69113</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69113?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Jul 2026 05:48:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت های سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[لیندسی گراهام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69113</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سقوط حکومت صدام حسین در سال ۱۳۸۲، سازمان تروریستی مجاهدین خلق با بزرگ‌ترین بحران موجودیت خود روبه‌رو شد. ارتش آمریکا این سازمان را خلع سلاح کرد و نیروهایش در اردوگاه اشرف تحت کنترل ائتلاف قرار گرفتند. در آن مقطع، بسیاری تصور می‌کردند عمر تشکیلاتی سازمان به پایان رسیده است، اما روند تحولات سیاسی در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69113">لیندسی گراهام، پدرخوانده تروریست های مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سقوط حکومت صدام حسین در سال ۱۳۸۲، سازمان تروریستی مجاهدین خلق با بزرگ‌ترین بحران موجودیت خود روبه‌رو شد. ارتش آمریکا این سازمان را خلع سلاح کرد و نیروهایش در اردوگاه اشرف تحت کنترل ائتلاف قرار گرفتند. در آن مقطع، بسیاری تصور می‌کردند عمر تشکیلاتی سازمان به پایان رسیده است، اما روند تحولات سیاسی در واشنگتن مسیر دیگری را رقم زد. بخشی از سیاستمداران آمریکایی که به اتخاذ سیاستی سخت‌گیرانه علیه جمهوری اسلامی اعتقاد داشتند، به تدریج مجاهدین خلق را به‌عنوان ابزاری سیاسی علیه ایران مورد حمایت قرار دادند. در میان این چهره‌ها، نام لیندسی گراهام بیش از دیگران به چشم می‌آید.</p>
<p>پس از خلع سلاح، مجاهدین خلق دیگر امکان فعالیت نظامی گذشته را نداشتند. بقای سازمان به حمایت سیاسی آمریکا وابسته شده بود و از همین رو، تلاش گسترده‌ای برای ایجاد ارتباط با نمایندگان کنگره، سناتورها و جریان‌های محافظه‌کار آمریکا آغاز شد. در همین دوره، لیندسی گراهام از جمله سیاستمدارانی بود که از حضور و امنیت اعضای این سازمان در اردوگاه اشرف حمایت کرد و در عمل به یکی از حامیان ثابت آنان در واشنگتن تبدیل شد.</p>
<p>بازدید او از اردوگاه اشرف در سال ۱۳۸۴، از نگاه رسانه‌های نزدیک به مجاهدین خلق، صرفاً یک دیدار عادی نبود، بلکه فیگوری برای نمایش حامیانی در ساختار سیاسی آمریکا برای ادامه حیات این سازمان تلقی می شد. در آن مقطع، اشرف دیگر یک پایگاه نظامی نبود؛ بلکه به مرکزی نمادین برای نمایش انسجام تشکیلاتی و فعالیت سیاسی سازمان تبدیل شده بود. گزارش‌های آن دوره نیز نشان می‌دهد که پس از خلع سلاح، مجاهدین در تلاش بودند خود را به‌عنوان یک نیروی سیاسی قابل اتکا برای غرب معرفی کنند.</p>
<p>از آن زمان به بعد، نام لیندسی گراهام بارها در رسانه‌ها و وب‌سایت رسمی مجاهدین خلق بازتاب یافت. هر موضع تند او علیه جمهوری اسلامی، از تحریم‌های شدید گرفته تا افزایش فشارهای سیاسی، با استقبال رسانه‌ای این سازمان همراه می‌شد. این خوش رقصی ها به مزاج گراهام خوش آمد و او را به یکی از مهم‌ترین حامیان سیاسی مجاهدین خلق در آمریکا تبدیل کرد.</p>
<p>همزمان، راهبرد سازمان نیز دستخوش تغییر شد. سازمانی که تا سال ۱۳۸۲ بر عملیات نظامی و ساختار شبه‌نظامی تکیه داشت، به تدریج فعالیت خود را بر جنگ رسانه‌ای، عملیات تبلیغاتی، لابی‌گری و اثرگذاری بر افکار عمومی متمرکز کرد. این تغییر، هم‌زمان با گسترش حمایت برخی سیاستمداران آمریکایی از جمله گراهام رخ داد.</p>
<p>در همین سال‌ها، مسعود رجوی نیز عملاً از انظار عمومی ناپدید شد و از سال ۲۰۰۳ تاکنون حضور علنی نداشته است. رهبری آشکار سازمان به مریم رجوی منتقل شد و ساختار تبلیغاتی سازمان نیز بر محور او شکل گرفت. درباره علت این تحول، گمانه‌زنی‌های مختلفی وجود دارد. دور از انتظار نیست که این تغییر نتیجه توافق یا معامله با لیندسی گراهام یا دیگر سیاستمداران آمریکایی بوده است.</p>
<p>با این حال، اگر به روند دو دهه گذشته نگاه شود، می‌توان مشاهده کرد که هم‌زمان با حذف تدریجی نقش علنی مسعود رجوی، نقش حامیان آمریکایی سازمان پررنگ‌تر شد. از این منظر، برخی تحلیلگران معتقدند که مجاهدین خلق برای تضمین بقای خود، بیش از گذشته به شبکه حامیان سیاسی در واشنگتن متکی شدند و لیندسی گراهام یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های این شبکه بود.</p>
<p>تا کنون نیز هرگاه گراهام مواضع تندی علیه ایران اتخاذ می کرد، رسانه‌های مجاهدین خلق معمولاً آن را با برجستگی بازتاب می دادند؛ موضوعی که نشان می‌دهد این رابطه سیاسی، دست‌کم در عرصه تبلیغات و حمایت رسانه‌ای، همچنان ادامه دارد. این دادوستد تبلیغاتی باعث شده لیندسی گراهام پدرخوانده سیاسی مجاهدین خلق در دوران پس از غیبت مسعود رجوی تلقی شود.</p>
<p>حال آنکه این سازمان در عزای پدر خوانده خود به سر می برند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69113">لیندسی گراهام، پدرخوانده تروریست های مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69113/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی و پهلوی حامی فرصت‌طلب خود را از دست دادند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69110</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69110?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Jul 2026 11:31:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت های سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[لیندسی گراهام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69110</guid>

					<description><![CDATA[<p>مرگ ناگهانی سناتور لیندسی گراهام، حاکی از فقدان یکی از تأثیرگذارترین و تهاجمی‌ترین تندروهای سیاست خارجی در تاریخ مدرن آمریکا است. گراهام در طول بیش از سه دهه حضورش در کنگره، به عنوان معمار اصلی یک سیاست خارجی جاه‌طلبانه و مداخله‌جویانه به ایالات متحده خدمت کرد. در مورد ایران، او نماینده یکی از خشن‌ترین و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69110">رجوی و پهلوی حامی فرصت‌طلب خود را از دست دادند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مرگ ناگهانی سناتور لیندسی گراهام، حاکی از فقدان یکی از تأثیرگذارترین و تهاجمی‌ترین تندروهای سیاست خارجی در تاریخ مدرن آمریکا است. گراهام در طول بیش از سه دهه حضورش در کنگره، به عنوان معمار اصلی یک سیاست خارجی جاه‌طلبانه و مداخله‌جویانه به ایالات متحده خدمت کرد. در مورد ایران، او نماینده یکی از خشن‌ترین و تهاجمی‌ترین مواضع آمریکا علیه ملت ایران بود. در طول چندین دهه، همسویی گراهام با گروه‌های مختلف اپوزیسیون ایرانی از حمایت لفظی و سیاسی از مجاهدین خلق (MEK) تا حمایت اخیرش از رضا پهلوی تغییر جهت داد. با مرگ او، یک تحریک کننده مهم کمپین‌های فشار حداکثری، استراتژی نظامی و سیاست‌های رویارویی مستقیم علیه جمهوری اسلامی ایران از صحنه سیاسی آمریکا حذف شد.</p>
<p>علیرغم این اتحادهای متغیر با گروههای ضد حکومت ایران، هدف اساسی گراهام کاملاً بدون تغییر باقی ماند: فروپاشی کامل جمهوری اسلامی ایران، که در صورت لزوم از طریق مداخله نظامی محقق می‌شد. برای درک اینکه چرا گراهام این مسیر را دنبال کرد، باید ریشه‌های ایدئولوژیک او در دکترین ریگان، ناباوری عمیق او به دیپلماسی، اتحاد ژئوپلیتیکی او با متحدان منطقه‌ای مانند اسرائیل و موقعیت سیاسی داخلی او را بررسی کرد.</p>
<h3>ایدئولوژی گراهام: مکتب ریگان و بازی با واژه &#8220;شر&#8221;</h3>
<p>برای درک حمایت سرسختانه لیندسی گراهام از رویارویی نظامی با ایران، باید به دوران بلوغ سیاسی او در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان نگاه کرد. گراهام در خاطرات خود خاطرنشان می‌کند که تا زمان ریاست جمهوری ریگان، اعتقادات سیاسی قوی‌ای نداشت. او جهان‌بینی‌ای را اتخاذ کرد که چشم‌انداز ژئوپلیتیک را به نیروهای دوگانه خیر و شر تقسیم می‌کرد، که به شدت تحت تأثیر تصویر ریگان از اتحاد جماهیر شوروی به عنوان &#8220;امپراتوری شر&#8221; بود.</p>
<p>از نظر گراهام، جمهوری اسلامی ایران امروزی معادل معاصر این تهدید وجودی است! از آنجا که گراهام ایران را &#8220;ذاتاً شر&#8221; می‌دانست، دائماً مسیر دیپلماسی را رد می‌کرد. این دیدگاه سیاسی مشترک او با مریم رجوی، رهبر مجاهدین خلق بود که همیشه از غرب به خاطر تعامل با ایران و دیپلماسی انتقاد کرده و آن را &#8220;مماشات&#8221; با جمهوری اسلامی می‌نامد. از این رو بود که گراهام در بسیاری از گردهمایی های مجاهدین خلق شرکت و سخنرانی میکرد و حتی در قرارگاه مجاهدین در عراق حضور یافت و در مدح آنها سخنرانی کرد. اما تغییر جهت او به سوی پهلوی موجب شد که امروز مجاهدین خلق نسبت به خبر درگذشت او هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند.</p>
<h3>تغییر جهت از مجاهدین خلق به رضا پهلوی: فرصت‌طلبی تاکتیکی</h3>
<p>اتحادهای متغیر گراهام با گروه‌های مخالف ایرانی، نشان‌دهنده فرصت‌طلبی تاکتیکی در خدمت هدف تغییرناپذیر او برای تغییر رژیم است. سال‌ها، مجاهدین حمایت قابل توجهی از سیاستمداران تندروی آمریکایی، از جمله گراهام، به دست آورد. مجاهدین خلق تا سال ۲۰۱۲ توسط ایالات متحده به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی شناخته می‌شد‌، اما با لابی قدرتمندی که در واشنگتن داشت، خود را به عنوان نیرویی کارآمد و سازمان‌یافته که قادر به سرنگونی دولت ایران است، معرفی ‌کرد و موفق به خروج از لیست سیاه شد.<br />
با این حال، تاریخچه مجاهدین خلق &#8211; که شامل ریشه‌های مارکسیستی، اقدامات تروریستی علیه غیرنظامیان و مقامات ایرانی و همسویی با صدام حسین در طول جنگ ایران و عراق می‌شود &#8211; آن را در بین افکار عمومی داخلی و خارجی ایران بسیار نامحبوب کرده بود. با افزایش احتمال شورش‌های داخلی در ایران، به ویژه در جریان اعتراضات مربوط به هزینه‌های زندگی در سال‌های اخیر، گراهام و دیگر تندروها به سمت رضا پهلوی گرایش پیدا کردند.</p>
<p>گراهام با پذیرش پهلوی، در پی توجیه رویکرد ضد ایرانی خود تحت لوای یک شخصیت تاریخی شناخته‌شده بود که از نظر تئوری می‌توانست جناح‌های مخالف پراکنده را متحد کند، در حالی که همچنان به لابی‌گری برای حمایت نظامی ایالات متحده ادامه می‌داد. با این حال، ناتوانی رضا پهلوی در بسیج یک جنبش سیاسی داخلی منسجم و قدرتمند، ریشه در نارضایتی‌های عمیق تاریخی ایرانیان از پدر و پدربزرگ او، حمایت او از حمله نظامی علیه ایران، ناکارآمدی سازمانی و عدم آشنایی او با ایران مدرن دارد. او هنوز هم به دلیل نادیده گرفتن و محکوم نکردن جنایاتی که آمریکا و اسرائیل در حملات هوایی علیه غیرنظامیان ایرانی از جمله کودکان مدرسه‌ میناب مرتکب شده‌اند، مورد انتقاد ایرانیان قرار دارد.</p>
<h3>محافظت از اسرائیل و به اصطلاح &#8220;نظم منطقه‌ای&#8221;</h3>
<p>یکی دیگر از محرک‌های اصلی موضع جنگ‌طلبانه گراهام، تعهد مطلق او به امنیت اسرائیل و حفظ هژمونی آمریکا در خاورمیانه بود. گراهام معتقد بود که اجازه دادن به دولت ایران برای بقا، توسعه قابلیت‌های هسته‌ای یا حفظ نفوذ منطقه‌ای خود منجر به یک خلاء امنیتی فاجعه‌بار خواهد شد.<br />
گراهام با حمایت از نابودی کامل ظرفیت نظامی ایران، معتقد است که ایالات متحده می‌تواند اسرائیل را برای همیشه امن کند، از خطوط کشتیرانی جهانی (مانند تنگه هرمز) محافظت کند و سلطه آمریکا را دوباره برقرار سازد.</p>
<h3>افول سیاست خارجی جمهوری‌خواهان</h3>
<p>تأثیر مرگ لیندسی گراهام بر سیاست‌های خصمانه ایالات متحده علیه ایران را می‌توان از طریق چندین بُعد کلیدی ژئوپلیتیکی و قانونگذاری درک کرد.</p>
<p>تأثیر فوری مرگ او، حذف برجسته‌ترین و آگاه‌ترین صدای قانونگذاری آمریکا در رسانه‌ها است که خواستار رویارویی نظامی مستقیم با تهران بود. بدون تحریک مداوم گراهام در پنل‌های امنیت ملی و اخبار رسانه‌ها، احتمالاً شتاب سیاسی برای شروع حملات نظامی مستقیم یا مداخلات زمینی علیه ایران کاهش می‌یابد. در حالی که خصومت با ایران همچنان یک اجماع دو حزبی در واشنگتن است، تعداد کمی از قانونگذاران به اندازه گراهام را برای حمایت آشکار از تشدید حمله نظامی تمایل دارند.<br />
تحلیلگران خاطرنشان کرده‌اند که سیاست خارجی واقعی ترامپ اغلب به &#8220;سیاست خارجی لیندسی گراهام&#8221; شباهت دارد تا یک سیاست انزواطلبانه، که عمدتاً به دلیل دسترسی شخصی و توانایی‌های اقناعی گراهام است. گراهام مرتباً با ترامپ صحبت می‌کرد، در مورد امنیت ملی به او مشاوره می‌داد و او را به سمت چراغ سبز برای مداخلات و حفظ تحریم‌های فلج‌کننده سوق می‌داد.</p>
<p>با مرگ گراهام، توازن قدرت داخلی در دستگاه سیاست خارجی جمهوری‌خواهان ممکن است از مداخله‌گرایی نومحافظه‌کارانه فاصله بگیرد. این امر خلائی را ایجاد می‌کند که می‌تواند توسط مشاوران انزواطلب‌تر یا محدودکننده‌تر پر شود که طرفدار جدایی از درگیری‌های خاورمیانه برای تمرکز بر مسائل داخلی یا رقابت قدرت‌های بزرگ هستند. در نتیجه، دولت ترامپ ممکن است با فشار داخلی کمتری برای تشدید تنش‌ها با ایران به سمت یک جنگ سخت مواجه شود و به طور بالقوه مسیرهای باریکی را برای بازدارندگی یا مهار دیپلماتیک به جای درگیری نظامی فعال باز کند.</p>
<p>گراهام همچنین یکی از ثابت قدم‌ترین متحدان اسرائیل در کنگره بود و امنیت ایالات متحده و اسرائیل را کاملاً جدایی‌ناپذیر می‌دانست. مرگ او اسرائیل را از تأثیرگذارترین مدافع خود در سنا محروم می‌کند، آن هم در زمانی که افکار عمومی آمریکا به سمت مخالفت بیشتر با سیاست‌های ترامپ می‌رود. بدون مانورهای قانونگذاری گراهام در کنگره و نمایش‌های رسانه‌ای او، تلاش برای تأمین خودکار هزینه‌های نظامی منطقه‌ای با هدف کاهش نفوذ ایران اصطکاک بیشتری در کنگره مواجه می‌شود.<br />
اگرچه مرگ لیندسی گراهام روابط ایالات متحده و ایران را به طور ناگهانی به حالت دیپلماسی تبدیل نمی‌کند، اما فشار قانونی فعال برای تشدید مستقیم نظامی را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد و ائتلاف سیاسی حامی کمپین &#8220;فشار حداکثری&#8221; را تضعیف می‌کند. درگذشت او نشان دهنده محو شدن دوران سیاست خارجی بسیار مداخله‌گرایانه آمریکا است و به طور بالقوه راه را برای رویکردی محتاطانه‌تر در قبال ایران هموار می‌کند. به این ترتیب، گروه‌های مخالف ایرانی مانند مجاهدین خلق و سلطنت‌طلبان یکی از ابزارهای خود را برای پیشبرد جنگ، تحریم‌ها و فشار علیه ایرانیان از دست داده‌اند.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69110">رجوی و پهلوی حامی فرصت‌طلب خود را از دست دادند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69110/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سناتور لیندسی گراهام را در اشرف دیدم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69108</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69108?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Jul 2026 09:01:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[شخصیت های سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[لیندسی گراهام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69108</guid>

					<description><![CDATA[<p>سناتور لیندسی گراهام یکی از لابی های سازمان تروریستی مجاهدین خلق در ایالات متحدۀ آمریکا شنبه 20 تیرماه 1405 به طور ناگهانی فوت کرده و خبرساز شد. این سناتور کهنه کار و رئیس کمیتۀ نیروهای مسلح در مجلس سنای آمریکا یکی از سناتورهایی بود که بشدت علیه جمهوری اسلامی و مردم ایران مواضع سرسختانه میگرفت. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69108">سناتور لیندسی گراهام را در اشرف دیدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سناتور لیندسی گراهام یکی از لابی های سازمان تروریستی مجاهدین خلق در ایالات متحدۀ آمریکا شنبه 20 تیرماه 1405 به طور ناگهانی فوت کرده و خبرساز شد. این سناتور کهنه کار و رئیس کمیتۀ نیروهای مسلح در مجلس سنای آمریکا یکی از سناتورهایی بود که بشدت علیه جمهوری اسلامی و مردم ایران مواضع سرسختانه میگرفت. این سناتور برجسته آمریکایی شاید اولین و مهمترین حامی دونالد ترامپ در حمله به ایران در جنگ اخیر بود که با مواضع شدید خود در مقابل رسانه های آمریکایی تلاش میکرد که یک سپر انسانی به نفع ترامپ ایجاد کند. تقریبا روزی نبود که از او در حمایت ترامپ خبری نباشد. وی با اسرائیل رابطه خوبی داشت بخصوص شخص نتانیاهو.</p>
<p>اما خاطره ای از این سناتور داشتم که خدمت شما می نویسم، من اولین بار که او را دیدم در سال 1384 در قرارگاه اشرف بود. ماجرا از این قرار بود که یک روز به ما گفتند یک مقام مهم آمریکایی قرار است برای بازدید از قرارگاه اشرف به اینجا بیاید. بعد از طی مراحلی و انتخاب برخی افراد، تعدادی دست چین از افراد به ملاقات او در یک مقر دیگر رفتیم. وی با یک اسکورت ویژه و سنگین آمریکا برای دیدن ما آمده بود. تانک های آبرامز در اطراف اشرف حفاظت میکردند و هلی کوپترهای آپاچی در بالای سرمان در حال گشت زنی بودند. هیات همراه او چند ژنرال چهار ستاره و سه ستاره و برخی افسران ارشد بودند. زیاد متوجه نمی شدم که او چقدر در دستگاه آمریکا مهم است. بعدها گفته شد که رئیس کمیته نیروهای مسلح در مجلس سنا می باشد و از طرف کاخ سفید برای چک نیروهای آمریکایی به عراق آمده تا بازدید نماید.</p>
<p>وقتی در عراق حضور داشته به او در خصوص مجاهدین خلق هم گفته شده که او بسیار مشتاق دیدار مجاهدین خلق شده است. البته آن دیدار اولین دیدارش از اشرف نبود، ظاهرا قبل از دیدن نیروها با هیاتی از مسئولین سازمان نیز دیدار کرده بود که در راس آنها مژگان پارسایی بود که در آن هنگام هم مسئول اول تشکیلات سازمان بود و هم با عنوان &#8220;جانشین رهبری&#8221; در قرارگاه اشرف ملاقات های مهم را با ژنرال های آمریکایی انجام میداد. مثلا در جریان خلع سلاح مجاهدین خلق طرف حساب ژنرال اودیر نور فرمانده نیروهای آمریکا در عراق، مژگان پارسایی بود و قراردادها را او امضاء میکرد.</p>
<p>برگردم به خاطره ام از سناتور لیندسی گراهام، خیلی آرام و خونسرد به نظر میرسید، همانطور که عرض کردم در آن ملاقاتی که لیندسی گراهام به اشرف آمده بود بسیار کم حرف بود، افسران اطرافش بیشتر حرف میزدند ولی او ترجیح میداد با تکان دادن سرش نشان بدهد که به حرف های کسانی که او را مخاطب قرار داده بودند توجه کرده و حرف هایشان را بشنود. این ملاقات حدود دو ساعت طول کشید و بعد وی محل دیدار را ترک کرده و با اسکورت رفت. جالب اینکه موقع رفتن هم هیچ حسی از خودش در رابطه با دیدارش نشان نداد، که خوشحال شد، ناراحت شد، هیچ حرفی نزد و سرانجام محل را ترک کرد.</p>
<p>این سناتور برای پهلوی نیز اخیرا لابی گری کرده و تلویحا حمایت های ضعیفی نموده بود ولی گزینه او مجاهدین خلق بود. لذا این روزها رجوی و هوادارانش دچار ضربه سختی شده اند.</p>
<p>بعدها در مقاطع مختلف اسم او را می شنیدم و متوجه می شدم که همچنان او از سناتورهای ارشد و تاثیر گذار در سیاست خارجی آمریکا می باشد، بویژه در جنگ رمضان بشدت از تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران حمایت کرده و مدام در رسانه های مهمی مانند فاکس نیوز و سی ان ان و روزنامه های مهم مصاحبه کرده و ترامپ را تبرئه میکرد تا زیر ضرب مخالفین جنگ له نشود.</p>
<p>سرانجام این سناتور ضد ایرانی مرد و ترامپ را تنها گذاشت، نه تنها ترامپ بلکه تمامی کسانی که او در مخالفت علیه جمهوری اسلامی و مردم ایران حمایت میکرد.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69108">سناتور لیندسی گراهام را در اشرف دیدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69108/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>لیندسی گراهام و میراث بی‌ثبات‌سازی در منطقه خاورمیانه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69100</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69100?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Jul 2026 06:04:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت های سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[لیندسی گراهام]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69100</guid>

					<description><![CDATA[<p>لیندسی گراهام سناتور جنگ طلب آمریکا درگذشت. دفتر این سناتور اعلام کرد: در شامگاه شنبه، ۱۱ ژوئیه، سناتور آمریکایی لیندسی گراهام بر اثر بیماری کوتاه و ناگهانی درگذشت. لیندسی گراهام همواره یکی از تندروترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین چهره‌های سیاست خارجی در سنای ایالات متحده بود. او همواره در سنت سیاسی سنا، از چهره‌های [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69100">لیندسی گراهام و میراث بی‌ثبات‌سازی در منطقه خاورمیانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>لیندسی گراهام سناتور جنگ طلب آمریکا درگذشت. دفتر این سناتور اعلام کرد: در شامگاه شنبه، ۱۱ ژوئیه، سناتور آمریکایی لیندسی گراهام بر اثر بیماری کوتاه و ناگهانی درگذشت.</strong></p>
<p>لیندسی گراهام همواره یکی از تندروترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین چهره‌های سیاست خارجی در سنای ایالات متحده بود. او همواره در سنت سیاسی سنا، از چهره‌های پیشرو در رویکرد مداخله‌گرایانه و در عین حال جنجالی در حوزه سیاست خارجی شناخته شده است او را می‌توان نماد جریان &#8220;نئوکنسرواتیسم&#8221; دانست که بر مداخله‌گرایی نظامی و برتری‌جویی استراتژیک تأکید می‌ورزید. رویکرد سیاسی او، نه بر پایه دیپلماسی سنتی، بلکه بر مدار سیاست‌های سخت‌گیرانه و تقابل‌گرا بنا شده بود. او در طی دهه‌های فعالیت خود، همواره از سیاست‌های تهاجمی برای حفظ هژمونی آمریکا در منطقه خاورمیانه دفاع کرد. یکی از اصلی‌ترین محورهای تقابل او، موضع‌گیری‌های تند و بی‌امان علیه جمهوری اسلامی ایران بود.</p>
<p>گراهام ایران را نه یک بازیگر منطقه‌ای با پیچیدگی‌های داخلی، بلکه صرفاً یک &#8220;تهدید وجودی&#8221; برای منافع آمریکا می‌دید. این نگاه تقابلی، فضای دیالوگ و مذاکره را در سیاست خارجی ایالات متحده به شدت محدود می‌کرد. از منظر انتقادی، رویکرد او بیشتر بر پایه ایجاد ترس از دیگری و تقویت بودجه‌های نظامی استوار بود. او با اتخاذ موضعی دوآتشه، تلاش می‌کرد تا مرزهای میان امنیت ملی آمریکا و منافع استراتژیک متحدانش را از میان ببرد. یکی از ابعاد عجیب و قابل تأمل در کارنامه او، نوعی هم‌سویی استراتژیک با برخی گروه‌های اپوزیسیون خشونت طلب ایرانی بود. گروه‌هایی که، همواره از موضع‌گیری‌های تند او علیه تهران استقبال می‌کردند. این استقبال، از یک پیوند ایدئولوژیک ناشی نمی‌شد، بلکه بر پایه یک اتحاد منافع گذرا بود. مجاهدین خلق در گراهام، حامی قدرتمندی برای استراتژی تغییر حکومت از طریق فشار خارجی می‌دیدند. گراهام نیز از این گروه‌ها به عنوان ابزارهای فشار و نفوذ در ساختار سیاسی ایران استفاده می‌کرد. این رابطه، نمونه‌ای بارز از استفاده متقابل برای پیشبرد اهداف مشخص بود.<br />
از یک سو، گروه‌های اپوزیسیون به نفوذ خود در واشنگتن می‌افزودند و از سوی دیگر، گراهام ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به دیدگاه‌های نظامی‌گرایانه خود داشتند.</p>
<h3>میراث تقابل؛ تحلیل انتقادی رویکرد لیندسی گراهام و پیوندهای استراتژیک آن با گروههای برانداز و اپوزیسیون</h3>
<p>تحلیلگران معتقدند این هم‌دلی، نوعی ساده‌انگاری نسبت به واقعیت‌های پیچیده اجتماعی ایران است. نگاه گراهام به مسائل داخلی ایران، همواره از دریچه امنیت ملی و هندسه قدرت گذشت. او با نادیده گرفتن ملاحظات فرهنگی و اجتماعی، تنها به دنبال یافتن نقاط اصطکاک بود. این رویکرد، منجر به سیاست‌هایی شد که بیشتر به بی‌ثبات کردن منطقه منجر می‌شد تا ایجاد نظم پایدار. او نماد آن بخش از ساختار سیاسی آمریکا بود که صلح را در گرو تسلط نظامی می‌دید. برای او، قدرت سخت تنها زبان معتبر برای تعامل با قدرت‌های منطقه‌ای بود. این تفکر، ریشه در سنت‌های کلاسیک مداخله‌گری در سیاست خارجی ایالات متحده داشت.</p>
<h3>حمایت از حمله به زیر ساخت های ایران</h3>
<p>از او نه تنها به عنوان یکی از حامیان اصلی جنگ با ایران بلکه یکی از اثر گذارترین افراد بر دونالد ترامپ برای حمله به ایران در سال ۱۴۰۴ نام برده شده است.او حتی عربستان سعودی را نیز برای آنکه مستقیما با ایران وارد جنگ شود تحت فشار می گذاشت.<br />
در حالیکه سازمان عفو بین الملل تاکید داشت تهدیدها برای حمله به زیر ساخت های انرژی در ایران می تواند منجر به جنایت جنگی گردد ؛ گراهام از حامیان اصلی حمله به زیرساخت های انرژی ایران بوده. وی پس از آتش بس در 27 اردیبهشت طی مصاحبه با برنامه ملاقات با مطبوعات از تلوزیون ان‌بی‌سی نیوزگفت: اگر دوباره به جنگ برگردیم من تاسیسات انرژی را در راس اهداف قرار می دهد. این نقطه ضعف آنهاست. یکی از سخنگویان سازمان عفو بین الملل درباره تهدید به حمله به زیر ساختهای انرژی ایران گفت: رئیس جمهور دونالد ترامپ باید تهدیدات عمیقاً غیرمسئولانه خود مبنی بر اقداماتی که آسیب فاجعه‌باری به میلیون‌ها غیرنظامی وارد می‌کند را پس بگیرد. تصمیم به عدم انجام چنین حملاتی باید بر اساس تعهدات ایالات متحده تحت قوانین بین‌المللی بشردوستانه برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان باشد &#8211; نه بر اساس نتیجه مذاکرات سیاسی. انجام چنین حملاتی عواقب ویرانگر بلندمدتی خواهد داشت و چارچوب قانونی بین‌المللی طراحی شده برای محافظت از غیرنظامیان در زمان جنگ را به شدت تضعیف می‌کند.<br />
انتقاد بزرگی که به او وارد است، استفاده از گروه‌های اپوزیسیون برای توجیه مداخلات نظامی است. این امر باعث می‌شود که مرز میان حمایت از آزادی و پیشبرد منافع ژئوپلیتیک در آثار او کمرنگ شود. گراهام در واقع، از ابزار تضادها برای تقویت جایگاه خود در ساختار قدرت استفاده می‌کرد.</p>
<p>او با ایجاد فضای تقابل، توانست همواره در صدر اولویت‌های امنیتی واشنگتن باقی بماند. میراث او، بازتاب‌دهنده دوران پر تنش و مداخلات‌گرایانه سیاست خارجی آمریکا در قرن بیست و یکم است. او به عنوان چهره‌ای شناخته می‌شود که از سیاست خارجی به عنوان ابزاری برای بازتولید قدرت استفاده کرد. این نگاه، همواره با انتقادات جدی از سوی طرفداران واقع‌گرایی در سیاست مواجه بود. در نهایت، تحلیل زندگی سیاسی او نشان می‌دهد که چگونه منافع گروه‌های ستیزه جو و سیاستمداران نظامی می‌تواند در یک نقطه مشترک تلاقی کند. این نقطه مشترک، نه بر پایه ارزش‌های دموکراتیک، بلکه بر پایه استراتژی‌های فشار و تغییر است. میراث او در تاریخ سیاسی آمریکا، به عنوان سناتوری ثبت خواهد شد که همواره بر لبه تیغ تقابل حرکت کرد. در دنیایی که نیاز به دیپلماسی بیشتر است، رویکرد او یادآور دوران تلاطم‌های نظامی و رویکردهای تهاجمی است.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69100">لیندسی گراهام و میراث بی‌ثبات‌سازی در منطقه خاورمیانه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69100/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
