<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مالک بیت مشعل</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%a7%d9%84%da%a9-%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b4%d8%b9%d9%84/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مالک-بیت-مشعل</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 07 Jul 2023 17:58:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مالک بیت مشعل</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مالک-بیت-مشعل</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>آنجا که من به وقاحت سازمان مجاهدین خلق پی بردم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54034</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54034?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Apr 2023 06:52:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مالک بیت مشعل]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=54034</guid>

					<description><![CDATA[<p>کلمه &#8220;وقاحت&#8221; را همه می دانیم چه هست و چه معنایی دارد ولی باور کنید در فرقه وقاحت آنقدر زیاده که حتی کلمه وقاحت هم تبرئه پیدا می‌کند. اما کجا من به این وقاحت پی بردم؟!! آنجایی که بحث خانواده شد و نشست می‌گذاشتند و مخ آدمها رو پر می‌کردند سر خانواده که سنگ بزنند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54034">آنجا که من به وقاحت سازمان مجاهدین خلق پی بردم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کلمه &#8220;وقاحت&#8221; را همه می دانیم چه هست و چه معنایی دارد ولی باور کنید در فرقه وقاحت آنقدر زیاده که حتی کلمه وقاحت هم تبرئه پیدا می‌کند. اما کجا من به این وقاحت پی بردم؟!! آنجایی که بحث خانواده شد و نشست می‌گذاشتند و مخ آدمها رو پر می‌کردند سر خانواده که سنگ بزنند و فحش بدهند.</p>
<p>در یک نشست صحبت از خانواده شد و یکی گفت آخه هر چه باشه اینها خانواده ما هستند؛ پدر یا مادر یا خواهر یا برادر من هستند که می‌آیند. در جا مسئول نشست (عسکر) گفت: وقتی دشمن تو هستند مگه میشه گفت خانواده هستند؟ نه اینها دشمن هستند. نباید عاطفی به این مسئله نگاه کنیم. خانواده ضد مبارزه و فتنه هست. اینجا بود که وقاحت این فرقه و خیلی از مسائل دیگر که من با چشم دیدم و با گوش شنیدم برایم معلوم شد.</p>
<p>مثلا نفر تا وقتی هست همه اسم‌هایی که رجوی گذاشته برای دلخوشی نفرات و به قول خودمان هندوانه زیر بغل گذاشتن نفرات را به او می گویند. ولی وقتی که نفر می‌گوید می‌خواهم بروم دیگر تمام اسم‌ها برعکس می شوند و بریده و رژیمی و اطلاعاتی و غیره نصیب آن فرد می‌شود.</p>
<p>یا نفر پدرش فوت می کند و به او نمی‌گویند که پدرت فوت کرده است. اما وقتی خانواده او می‌آمد عراق و از آنها می‌پرسید که فرزند ما اینجاست ؟ می گفتند: نه، چنین اسمی نداریم و خانواده ناامید برمی‌گشت. بعد مدتی که نفر می‌فهمد و به مسئولین می‌گوید که چرا به من نگفتید؟! آنها با تمام وقاحت و ریلکسی می‌گویند. انتقاد به نفری است که این حرف را به تو زده است. خیلی از سوال‌ها را با وقاحت جواب می دهند و انگار نه انگار دارند دروغ می‌گویند یا سرپوش روی قضیه می‌گذارند.</p>
<p>حتی نگاه کنید قبل حمله عراقی‌ها به آن‌ها. یک فرمانده زن به فرماندهی عراقی می‌گوید شما آمدید خانه ما، بدون اجازه وارد شدید و باید معذرت خواهی کنید. وقاحت را نگاه کنید. عراقیها می‌گفتند آخر زمین و خاک و کشور عراق است و شما بخاطر مزدوری برای صدام بود که جا به شما داد که استفاده خودش را از شما بکند. حالا شما صاحب این زمین‌های کشاورزان ستمدیده شدید. که حتی یکی از عراقیها گفت این ارثی که صدام برای عراق گذاشت و رفت.</p>
<p>میخواهم بگویم باورکنید که هیچ کس و هیچ انسانی به پای وقاحت اینها نمی‌رسد. حتی در نشست‌ها که دروغی رو می‌شود و گفته می‌شود با بحث ایدئولوژیکی سرهم می‌کنند که در صدر آن مسعود رهبرعقیدتی وقاحت مجاهدین است. خیلی از نامه‌هایی که خانواده‌ها برای فرزندان می‌فرستادند، عوامل فرقه فتوشاپ می‌کردند و برخلاف و ضد نفر درست می‌کردند و تحویل او می‌دادند و نفر را تبدیل به دشمن خانواده می‌کردند و خیلی هم افتخار می‌کردند که در مقابل خانواده بخاطر رهبر عقیدتی‌شان مبارزه می‌کنند.</p>
<p>باور کنید که اسم وقاحت یک حدی دارد ولی اینها به وقاحت گفتند برو کنار!!! یا به عراقی‌هایی که برای‌شان کار می‌کردند یعنی حقوق ثابتی گذاشته بودند ولی اینقدر این راننده بدبخت را می دواندند که به گریه می‌افتاد و می‌گفت اشتباه کردم برای شما کار کردم و اینها به او می‌گفتند ما اشتباه کردیم به تو کار دادیم و حقوق بگیر ما شدی. در حالیکه این راننده آنقدر زحمت می‌کشید و برای آن‌ها کار می‌کرد که حد نداشت. من در همین قسمت اجتماعی بودم و مترجم عربی بودم و راننده‌ها همه چیز را به من می‌گفتند و یکی به من گفت: اینها سلاحی دارند که با همین آدمها را ساکت می‌کنند .آن هم وقاحت. خیلی وقیح هستند من تا به حال مثل اینها ندیدم .</p>
<p>این حرفای یک راننده عراقی بود که برای مجاهدین خلق کار می‌کرد. اسمش امین بود و خیلی به من نزدیک بود و حرف‌های دلش را می‌زد و به من می‌گفت خواهشا چیزی به اینها نگو وگرنه پول من را نمی دهند. عین همین کاری که الان اینجا در آلبانی دارند می‌کنند: جاسوسی و آدم فروشی. می‌گویند پشت سر دوستان‌تان موضع‌گیری کنید و بد و بیراه بگویید و از سازمان دفاع کنید تا پول بدهیم.</p>
<p>اینها باور کنید آبروی هرچه آدم وقیح را خریدند.!!!</p>
<p>مالک بیت مشعل</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54034">آنجا که من به وقاحت سازمان مجاهدین خلق پی بردم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54034/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مالک بیت مشعل: بیرون از مناسبات سازمان، هر روز من عید است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53750</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53750?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Apr 2023 11:06:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت های انجمن آسیلا]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن آسیلا]]></category>
		<category><![CDATA[مالک بیت مشعل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53750</guid>

					<description><![CDATA[<p>مالک بیت مشعل میهمان ویژه برنامه نوروزی انجمن آسیلا بود. ایشان در ابتدا عید نوروز را به اریسا رحیمی به عنوان فرد آلبانیایی زبانی که با ایرانی های مقیم آلبانی در این سالها عجین شده است، تبریک گفت. مالک بیت مشعل با ابراز خوشحالی از این که شش سال فضای بیرون از مناسبات را حس [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53750">مالک بیت مشعل: بیرون از مناسبات سازمان، هر روز من عید است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مالک بیت مشعل میهمان ویژه برنامه نوروزی انجمن آسیلا بود.</p>
<p>ایشان در ابتدا عید نوروز را به اریسا رحیمی به عنوان فرد آلبانیایی زبانی که با ایرانی های مقیم آلبانی در این سالها عجین شده است، تبریک گفت.</p>
<p>مالک بیت مشعل با ابراز خوشحالی از این که شش سال فضای بیرون از مناسبات را حس کرده است می گوید: این ششمین سالی هست که من به طور زنده با خانواده ام عید مبارکی می کنم.</p>
<p>او می گوید با وجود تمام مشکلات موجود، مردم ایران عید را برگزار می کنند. اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق هم با تمام توطئه ها و محرومیت ها و تلاش فرقه برای سخت کردن زندگی شان، عید را برگزار می کنند و به یکدیگر تبریک می گویند. اما اعضای سازمان عید واقعی را درک نمی کنند.</p>
<p>عضو سابق سازمان مجاهدین خلق از خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات و به خصوص خانم ثریا عبدالهی به خاطر ایستادگی شان در مقابل فرقه تقدیر کرد.</p>
<p>بیت مشعل نقبی هم می زند به خاطرات تلخ سالهای حضور در مناسبات مجاهدین خلق. او زمانی را به یاد می آورد که به همراه فرمانده اف جی و تعدادی دیگر به دم درب کمپ اشرف می روند. در آنجا فرمانده از انها می خواهد که به خانواده هایی که پشت سیاج ها بودند سنگ پرتاب کنند. او می گوید تنها چهار مادر مسن پشت سیاج ها بودند. اینها آمده بودند بچه هایشان را ببینند. مالک وقتی این صحنه را می بیند به هم میریزد و از پرتاب سنگ امتناع می کند: پشت آیفا نشستم و سیگار کشیدم.</p>
<p>او به دلیل امتناعش از پرتاب سنگ به سمت مادرانی که پشت سیاج ها بودند، یک هفته زیر ضرب تشکیلات می رود و تحت برخورد قرار می گیرد: از آن روز هیچ گاه این صحنه را فراموش نکردم.</p>
<p>عضو فعلی انجمن آسیلا در ادامه خاطره اولین عید نوروز خود در آلبانی را نقل می کند. جریاناتی که منجر به جدایی او از مناسبات شد:</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53750">مالک بیت مشعل: بیرون از مناسبات سازمان، هر روز من عید است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53750/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سازمان مجاهدین خلق؛ دشمن سر سخت خانواده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53010</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53010?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jan 2023 06:51:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مالک بیت مشعل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53010</guid>

					<description><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت هموطنان عزیز من در طی این سالیان که در سازمان وتشکیلات منفور بودم شاهد بودم از اول ورود هر فرد به تشکیلات اولین بحثی که با او مطرح میشود، دوری از خانواده و دشمن دیدن خانواده است. من اوایل نمیدونستم چرا این همه بحث خانواده را مطرح می کنند. چرا خانواده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53010">سازمان مجاهدین خلق؛ دشمن سر سخت خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت هموطنان عزیز<br />
من در طی این سالیان که در سازمان وتشکیلات منفور بودم شاهد بودم از اول ورود هر فرد به تشکیلات اولین بحثی که با او مطرح میشود، دوری از خانواده و دشمن دیدن خانواده است. من اوایل نمیدونستم چرا این همه بحث خانواده را مطرح می کنند. چرا خانواده فتنه ودشمن در مبارزه میباشد. علاوه بر بحث هایی که میکردند، فیلمهای پارتیزانی که آخرای فیلم نشان داده میشود که طرف خیانت که میکند بخاطر خانواده میکند وخلاصه از این طور مزخرفات که خودشان میگویند.</p>
<p>و این کم کم بر عاطفه ی من وافراد تاثیر گذاشت که هیچ عاطفه ای نسبت به خانواده نداشتم وحتی در طول سالها یک بار دلتنگ آنها نشدم وبحث هایی که با ما میکردند همه را آماده جنگ با خانواده کردند. میگفتند چون خانواده آمده دم درب اشرف این خانواده نیست، دشمن است. همه ی ما خودمان را برای برخورد با خانواده ها آماده کرده بودیم.ولی خدا را شکر میکنم که من یک سنگ به خانواده ای نزدم یا یک فحش به هیچ خانواده ای ندادم.</p>
<p>چون یک روز مقر ما برای رفتن به ضلع شرق اشرف رفته بودیم که چند ماشین ارتش عراق آنجا بود. ما رفتیم و مستقر شدیم. گفته بودند که چند نیروی عراقی میخواهند به زور وارد بشوند وما هم رفتیم. بعدا نیم ساعت دیدیم خانواده ها آمدن وشروع کردند به سلام کردن . یکی از خانمها میگفت برادرم پیش شما نیست؟! تورو خدا اگه میشه فقط بهش بگید برایم دست تکان بدهد ودیگر هیچی نمیخواهم . راستش بغض گلویم را گرفت وعقب رفتم و بغل یکی از ماشینهای خودمان که آیفا بود ایستادم . یکی اف جی به اسم رسول که فامیلش یادم رفته دستور داد که سنگ بزنند و همه شروع کردند به سنگ زدن .من پشت ماشین به سیگار کشیدن مشغول شدم. اما با ناراحتی وغم سیگار میکشیدم . وقتی به مقر برگشتیم ، بازجویی شروع شد. از مسئول مستقیم تا اف مقر که یکی از زنان به اسم فرشته شجاع بود، همه سوال میکردند که چرا سنگ نزدی ومن یک جواب میدادم کار غیر تشکیلاتی بود و من نکردم و این کار درست نبود. خلاصه بعد از دو هفته دست از سرم برداشتند و بعد از این ماجرا دیگر مرا برای سنگ زدن به خانواده ها نبردند.<br />
بله عزیزان این سازمان مجاهدین وتشکیلاتش ضد و دشمن خانواده است.</p>
<p>مالک بیت مشعل</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53010">سازمان مجاهدین خلق؛ دشمن سر سخت خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53010/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مالک بیت مشعل عضو انجمن آسیلا به کمیساریای عالی پناهندگان نامه نوشت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52450</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52450?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Dec 2022 07:31:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن آسیلا]]></category>
		<category><![CDATA[جداشده ها در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[مالک بیت مشعل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52450</guid>

					<description><![CDATA[<p>با عرض سلام و احترام به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اینجانب مالک بیت مشعل بطور قانونی با دوستان خودم به آلبانی آمدیم و آلبانی پناهندگی ما را قبول کرد. تا به الان هیچ گونه مجوز یا ادی کارت نداده است. علاوه بر این دوستان من که اعضای انجمن آسیلا هستند را بدون هیچ خلافی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52450">مالک بیت مشعل عضو انجمن آسیلا به کمیساریای عالی پناهندگان نامه نوشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام و احترام به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل</p>
<p>اینجانب مالک بیت مشعل بطور قانونی با دوستان خودم به آلبانی آمدیم و آلبانی پناهندگی ما را قبول کرد. تا به الان هیچ گونه مجوز یا ادی کارت نداده است. علاوه بر این دوستان من که اعضای انجمن آسیلا هستند را بدون هیچ خلافی به کمپ بسته بردند. این کار بر خلاف قوانین اروپا می‌باشد. بعد از شش سال اقامت در آلبانی آنها الان در کمپ بسته نگه داشته شده اند و آنها را بدون هیچ‌گونه خلافی یا گناهی دستگیر کردند. از شما درخواست دارم به پاس حقوق انسانی و حقوق بشری که در این سالها به حق انجام دادید، اقدام به کمک به دوستان من بکنید.</p>
<p>با تشکر و احترامات<br />
مالک بیت مشعل &#8211; عضو انجمن آسیلا</p>
<div id="attachment_52451" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-52451" class="size-full wp-image-52451" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Beit-Mashal-Malek.jpg" alt="مالک بیت مشعل " width="700" height="377" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Beit-Mashal-Malek.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Beit-Mashal-Malek-300x162.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-52451" class="wp-caption-text">مالک بیت مشعل</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52450">مالک بیت مشعل عضو انجمن آسیلا به کمیساریای عالی پناهندگان نامه نوشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52450/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تبعیض در باصطلاح جامعه ی بی طبقه ی توحیدی رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43988</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43988?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Mar 2021 08:31:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مالک بیت مشعل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43988</guid>

					<description><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت هموطنان عزیز هنگام ورود به فرقه ماشش نفر بودیم که به محلی بنام ورودی در داخل پادگان اشرف برده شدیم. اول که وارد می شوید باید ورودی بروید بعد طی دوره ای به نام پذیرش در این باصطلاح ورودی به مقر می روید. در این دوره اولیه، اول آموزش تشکیلاتی شروع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43988">تبعیض در باصطلاح جامعه ی بی طبقه ی توحیدی رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با عرض سلام خدمت هموطنان عزیز</p>
<p>هنگام ورود به فرقه ماشش نفر بودیم که به محلی بنام ورودی در داخل پادگان اشرف برده شدیم. اول که وارد می شوید باید ورودی بروید بعد طی دوره ای به نام پذیرش در این باصطلاح ورودی به مقر می روید.</p>
<p>در این دوره اولیه، اول آموزش تشکیلاتی شروع می شود اکثر حرفها و بحثهای اونها این بود که در فرقه تبعیضی وجود ندارد .لباس یک شکل ودرجه وقپه نداریم وظروفی که با آن غذا می خوریم مثل لیوان وسینی وقاشق یک شکل است .حتی وسایل فردی چه خواب وپوشش هم یک شکل است .خب اول این حرفها را باور کردیم همه ی ما از ایران اومده بودیم ویک شکل بودیم واز بچه های فرقه کسی با ما نبود که تبعیض را ببینیم.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-43989 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Malek-Mashal-3.jpg" alt="مالک بیت مشعل " width="600" height="350" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Malek-Mashal-3.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Malek-Mashal-3-300x175.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>وقتی آموزشهای مابصورت فشرده ( چون جنگ دوم آمریکا با عراق داشت شروع می شد و اینها می خواستند هرچه زودتر ما را ترخیص و به یگانهای باصطلاح رزمی بفرستند) یعنی هم تشکیلاتی وهم رزمی وهم انقلاب مریم قجر هم بود، تمام شد . ماکه به مقرات رفتیم جنگ دوم امریکا وعراق شروع شد که مااین دوران را در بیابانها گذراندیم.</p>
<p>بعد از پایان درگیری و آرام شدن نسبی اوضاع برگشتیم به همان پادگان اشرف لعنتی واین بار وقتی ما را سازماندهی کردند من با بچه های فرقه که پدراشون یا مادرشون یا کس وکاری در فرقه داشتند وتوی این فرقه بزرگ شده (که بهشون می گفتند ملیشای سازمان)با آنها هم مقر شدیم.</p>
<p>اوقاتی که برای کار( بیگاری) جمعی یا پروژه ساختمانی یا کارهای دیگه می رفتیم حتی یکی از این بچه ها با ما نمی آمد! یک بار یکی از نفرات که چند سال از من جلوتر آمده بود وناراضی بود (قصد برگشت داشت وبرگشت ایران) در پاسخ تعجب من به طنزگفت: آخه اونها بچه های سازمان هستند عزیز دوردونه اند نمیاند توی این گرما برای تو کار کنند. گفتم یعنی چی؟</p>
<p>گفت آخه اینها بچه هاشون را در دفترها وآموزشهای کامپیوتر وچیزهای دیگه میزارند ونفراتی که بچه ی سازمان نیستند مثل منو تو باید توی این گرما کار کنیم. من اولش باور نکردم وچون می دونستم این می خواهد برود فکر کردم بخاطر اینکه ناراضیه داره این حرفارو میزنه.</p>
<p>چون آشنایی نداشتم مخم را اساسی پر کرده بودند. وهرکس حرفی می زد یا باور نمی کردم ویا با او مخالفت می گرفتم که اینطور نیست.<br />
بعد چند ماه یکی از بچه های میلیشا با من رفیق بود .گاهی اوقات پنجشنبه می نشستیم توی پارک مقر وصحبت می کردیم ومن در حرفهای او نکات جدیدی میدیدم که با تمام آنچه بما گفته بودند فرق داشت!</p>
<p>انگار چشمم داشت باز می شد که نکنه حرفهای اون رفیقم درست باشه؟</p>
<p>مثلایک باربچه ی فرقه اومد وگفتم که امروز کجا بودی؟ کارت کجا بود؟</p>
<p>گفت: کار من مشخص هستش وهمیشه اونجا کار می کنیم.<br />
گفتم ثابت هستی؟<br />
گفت: اره الان چند سال هستش که توی این کار هستم.<br />
گفتم: مگه مثل بقیه نیستی که پنجشنبه ها تعطیل می کنند وبه کار جمعی می آیند؟</p>
<p>با لحنی نیش دارگفت؟ من وکار جمعی؟ این کار برای امثال من نیست من شرط کرده و بهشون گفته ام هیچگونه کا ر دیگر بغیر این کار نمی رم وکار نمی کنم.</p>
<p>وقتی این حرف را زد چشمم باز شد حتی به لایه ی بالا که ام جدید بودند هم نگاه می کردم به نفراتی که اسیر بودند وبهشو ن آوردگاهی می گفتند با نفراتی که از خارج یا هوادار فرقه بودند خیلی فرق میذارند وعزت واحترامی که به اونها می ذارند با بچه هایی که اسیر بودند زمین تا آسمان فرق می کند.</p>
<p>مثلا به آنها نیرو می دادند یا مسئولیت خوب وعالی می دادند ولی به نفرات دیگر کارهای یدی و بقولی سیاه می دادند.<br />
احساس دیگری پیدا کرده بودم بیشتر به بچه های فرقه نگاه می کردم که بلاخره کارشون چی هست؟ومسئولیت آنها چی هست؟ و وقتی نگاه می کردم همه یک طوری مسئولیتی در درست دارند که در تابستان سرمایش و درزمستان گرمایش برایشان حل شده و راحت کار می کنند یعنی در یک اتاق که کامپیوتر براشون گذاشته بودند وحتی بعضی از همین بچه هاشون لب تابهای خصوصی داشتند که بازهای کامپیوتری گذاشته بودند وبازی می کردند وما نگاه می کردیم!!</p>
<p>هرچه می گذشت بیشتر شکاف می دیدم. به لایه ی بالاتر یعنی اف آ که مسئولین یگان بودند بازهم دیدم به کسانی که از ایران آمده بودند یک نگاه وبه اونهایی که از خارج آمده بودند نگاه دیگر می کردند ومسئولتیهاشون فرق می کند.</p>
<p>به اونهایی که از ایران آمده بودند می گفتند که شما بدهکار سازمان هستید! زیاد زنده ماندید وتوی این چند سال دیر آمدید، شما باید این را جواب بدهید، وبا همین سلاح دهن نفر را می بستند.</p>
<p>در یکی از نشستها نفری که اسیرقبلی بود وچنین تبعیضی را می دید به خود رجوی ملعون گفت که همچنین چیزی را احساس می کند والبته گفت تحلیل ذهنی من است. رجوی شروع کرد به بحث کردن وخلاصه چنان بحثی کرد که حد وحساب نداشت. امابرای نفری که این سوال را کرد وصحبت کرد در مقر نشست گذاشته شد که درک ودریافتش را بگوید و….این نشست درک ودریافت تبدیل شد به نشست انتقادی به این نفر بیچاره که گفت احساس می کنم تبعیض وجود داره. حدود بیست وپنج نفر بودیم که نصف اونها انتقاد کردند نه فقط بگویند انتقاد به این نفر داریم که این حرفها رو زد نه خیر، حرفهای خیلی ناجور که تو بریده هستی حرفات بوی زندگی طلبی میده وذهنت پر از زندگی طلبی هستش که اینطور حرف میزنی.</p>
<p>من که خیلی بهم ریخته بودم دست بلند کردم ومسئول نشست گفت بگو منم گفتم این حرفا وانتقادات کلا غلط واشتباه هست .نفر داره با مسئول نشست بحث می کند اگر حرفش ایراد داشت اول مسئول نشست بهش می گفت حرفت غلط است ولی مسئول نشست چیزی نگفت وجواب داد .</p>
<p>بعد از نشست مسئول نشست که عسکر بود صدام کرد و گفت ازت انتظار نداشتم که روبروی جمع بایستی .من گفتم الان بلند میشی چند حرف تند به نفر میزنی که خودشو پیدا کنه فکر نمی کردم که تو پشت اون بیایی .</p>
<p>منم بهش گفتم عسکر ببین (آن وقتها میگفتم برادر مسعود )گفتم خود مسعود گفت هرکس حرفی چیزی بحثی داره میتونه بیاد وحرفش رابزند وجواب بگیرد چه سیاسی چه تشکیلاتی چه ایدئولوژی بیاد پشت تریبون .وقتی که شما بعد نشست اینطوری با نفر برخورد میشه مگر دفعه بعد حرف میزنه وحتی اگر حرف داره نمیزنه .آخر حرفایی که بهش زدن باور کنید به کسانی که می خواستند بروند بهشون این حرفارو نزدیم .عسکر گفت مثل ا ینکه واقعا پشت اون هستی مذاکره باتو بی فایده است .که من گزارش نوشتم ودادم ولی خب فایده ای نداشت. ومثلا چه رسیدگی کردند؟ تازه به نفر گفتند پروژه بنویس وفاکتهای تبعیض را در جمع بخوان.</p>
<p>وخیلی موارد دیگر که اصلا نمی شد حرف زد واگر حرفی زده بشه باید جوابگوی جمع می شدی یعنی جمع را دشمن همدیگر می کردند.<br />
واز طرف دیگر چاره ای جز صبر وتحمل نداشتم وتنها چیزی که آخرش برای خودم بستم باید صبر کنم وتحمل کنم تا فرجی بشود که شکر خدا فرج شد واز این فرقه ی کثیف خلاص شدم والان در آزادی کامل دارم زندگی می کنم.</p>
<p>مالک بیت مشعل ، تیرانا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43988">تبعیض در باصطلاح جامعه ی بی طبقه ی توحیدی رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43988/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
