<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمد باقر كشاورز</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%d9%83%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-باقر-كشاورز</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 10 May 2010 20:30:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>محمد باقر كشاورز</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-باقر-كشاورز</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>صحبتهای محمد باقر کشاورزدرجلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت پنجم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9116</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9116#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 May 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/05/11/%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4/</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمدباقرکشاورزکه با دیدن چهره خانواده ها به هم ریخته بود با احترام گفت:والله حق همه خانواده ها است که با عزیزانشان ارتباط داشته باشند وبتوانند آنها را دوباره دراغوش بگیرند. من وعظیم راد با هم بودیم. عظیم تماما آمادگی بازگشت دارد ومن بخوبی با روحیات وی آشنا هستم. اسماعیل پورحسن نیزمثل عظیم بود خیلی آدمهای ساده ای هستند وصرفا دارند برای سازمان بیگاری میدهند وسازمان ازحضورآنها نهایت سوءاستفاده را میکند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9116">صحبتهای محمد باقر کشاورزدرجلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسئول انجمن: &zwnj;من اعتقاد دارم برغم اینکه باقرخودش جسارت بخرج داد وازسازما ن جدا شد ولیکن هنوز تبعا ت مغزشویی وکنترل ذهن و منا سبا ت آنجا در وی هست و رنج میبرد و هنوز زبا نش بسته است. من هم درابتدای ورودم به وطن همینطوری بودم. وقتی به تهران رسیدم انجمن نجات تهران ازمن خواست خوب است که با تنی چند ازخانواده ها تماس بگیری وخبر حضورعزیزانشان را اطلاع بدهی وآنها را ازسا لیان چشم انتظاری بیرون بیاوری، چونکه خانواده های آنها بی طلاع هستند که من هم متاثرازدستگاه مغزشویی جواب منفی دادم وگفتم دیگرنمی خواهم درمسائل سیاسی دخیل باشم!! درحالیکه درگذرایام وقتی با مراجعه انبوه خانواده های چشم انتظاربه خودم مواجه شدم دردرونم احساس متناقضی داشتم وبا خودم درخلوت خودم به قضاوت نشستم که اگرخانواده من ازبازگشتم به وطن وکانون خانواده خوشحال ومسرورشدند، چرا سایرخانواده ها چنین نویدی را نداشته باشند ولذا درصدد برآ مدم داوطلبانه ازموضع یک اقدام خیرخواهانه وانساندوستانه درارتباط با خانواده ها باشم وهمینک مرا درحوضه کاری انجمن نجات مشاهده میکنید. <br /> نتیجه منطقی اینکه همچنانکه اکبرمحبی به این رسید ودربدو ورودش به انجمن ازخانواده اش اجازه خواست که بتواند درهمکاری با دفترانجمن درراستای رهایی سایردوستان دربندش دراسارتگاه رجوی فعال و اکتیو باشد، اعتقاد راسخ دارم باقرنیزداوطلبانه با پای خودش وارد این صحنه ونبرد رهایی بخش خواهد شد وبیش از این کمک کارانجمن وخانواده ها خواهد بود.<br /> مسئول انجمن درخطاب به باقر پرسید راستی اسماعیل پورحسن را میشناسی؟ وهمینطورعظیم محمدعلیزاده راد را هم که میشناسی. اعضای خانواده اش امروزبه استقبالت آمدند وآرزو دارند عزیزانشان هم مثل من وتو به آغوش خانواده برگردند وزندگی دوباره ای را شروع کنند آیا مطالبه آنان ناحق است!؟<br /> محمدباقرکشاورزکه با دیدن چهره خانواده ها به هم ریخته بود با احترام گفت:<br /> والله حق همه خانواده ها است که با عزیزانشان ارتباط داشته باشند وبتوانند آنها را دوباره دراغوش بگیرند. من وعظیم راد با هم بودیم. عظیم تماما آمادگی بازگشت دارد ومن بخوبی با روحیات وی آشنا هستم. اسماعیل پورحسن نیزمثل عظیم بود خیلی آدمهای ساده ای هستند وصرفا دارند برای سازمان بیگاری میدهند وسازمان ازحضورآنها نهایت سوءاستفاده را میکند<br /> امثال عظیم واسماعیل ازاسرای جنگی بودند ودید سیاسی نداشتند ودریک شرایط سخت اردوگاههای صدام وبا وساطت رجوی ازاسارتی به اسارت دیگردر آمدند ونا خواسته دریک پروسه ای قرارگرفتند بدون آنکه بخواهند والان نیزگیرکردند وبه کمک نیازدارند وفشاری را که آنها تحمل میکنند به مراتب بیشترازکسانی است که یک جورهایی خواسته یا نا خواسته خودشان درابتدا این مسیررا انتخاب کردند ومثل من سپس به حقایق پی بردند ودرصدد جدایی هستند.<br /> اکبرمحبی: عظیم واسماعیل پورحسن جای خودشان را دارند ومن اعتقاد دارم که اگردرب خروجی سازمان بسوی اعضا بازشود اساسا یعنی بالغ برنود درصد آنها ازسازمان خارج میشوند وبه دنیای آزاد ومشخصا به کانون خانوا ده هایشان بازخواهند گشت. موانع همان هایی هستند که متذکرشدم که دست وپا گیرآنها شده است.<br /> مسول انجمن: ازقضا ما میخواهیم همین تجربه را منتقل کنیم. تمام موانع هرچند پوشالی ولیکن واقعی هستند. ازمیان موانع یک مانع بسیارجدی بوده است که گریبانگیر اغلب اعضای ناراضی وغافل است ومن تمایل دارم همین قضیه را با باقرتست کنم ومورد بحث قراربدهم.<br /> ببینید سازمان به ما می گفت ازآنجائیکه شما ها سالیان درصفوف ما بودید وبا نظام جنگیدید چنانچه بخواهید به ایران برگردید اعدام که امری مفروض وپذیرفتنی است وبه این بسنده نمی کنند وشما ها را قبل ازاعدام بی نهایت شکنجه واذیت وآزار میکنند ودهها برخورد دیگرازاین قبیل. میخواستم ببینم باقرجان توکه برگشتی چه مدت زمانی را که دربغداد بودی وچه چند روزی را که درتهران بودی چه برخوردی با توشده است؟  محمدباقرکشاورز: بله چشم. توضیح میدهم ولیکن خواستم حول صحبت اکبرنیزبه یکی دونکته بپردازم. آنجا موانع زیاد است یکی دوتا نیست. هرچند درابتدا من با پای خودم رفتم ولی دراندک مدتی بعد خلاف تصورات واعتقاداتم را درسازمان دیدم وسودای بازگشت درسرداشتم. مشخصا ازسال 1370 من ازسازمان بریده بودم یعنی نزدیک به 19 سال پیش. زمان کمی نیست این مدت را من کج دار ومریز وبه عبارتی دنده معکوس با سازمان آمدم وچه فشارهای روحی و روانی را که تحمل نکردم.<br /> وظیفه خودم می بینم که بگویم که شرط رهایی سایردوستانمان درپادگان اشرف درقدم اول اینستکه به هرشکلی که شده ازسازمان جدا شده وخارج شوند. درقدم بعد نقش خانواده درتکوین شخصیت وآینده عنصرجداشده بسیارحائزاهمیت است. <br /> دردیدگاه فرقه ای سازمان عنصرخانواده جایی نداشت وبه کانون فساد تلقی میشد وبا استفاده ازاهرم های کنترل ذهن وتکنیک های پیشرفته مغزشویی به ما نیزالقاء میشد که مطلقا به خانواده فکرنکنیم. مگرمیشد ما آنچنان باشیم که رجوی میخواست. رجوی برای رسیدن به قدرت تلاش داشت ذهن وضمیر ماها را به خودش وافکارش معطوف بکند وبه اسارت بکشد وبنظرم ازبزرگترین جنا یت رجوی همین بود که میخواست با شگردهای مختلف آدم ها را مغزشویی کرده وازاستقلال فکری تهی بکند وتماما درچنبره خودش داشته باشد.<br /> ازقضا تشخیص همین مساله خیلی درتعیین سرنوشت اعضا مهم وحیاتی است. ماها که فهمیده بودیم دیگرنای همکاری وماندن درصف رجوی را نداشتیم وخوشبختانه جدا شدیم.<br /> من بچه نیستم که دنبال بابا ومامان باشم ومتاسفانه داغ نداشتن پدرومادرهم را دارم. بحث من اینستکه سازمان با عنصرعاطفه درافتاده است که ازاساس اشتباه است وبه همین خاطربه بن بست رسیده است ودقیقا به همین خاطرازفعالیتهای انجمن می هراسد چونکه عامل ومشوق برقراری همین ارتباط عاطفی سرکوب شده است واکبرراست میگوید درصورت برقراری همین ارتباط وبازشدن درب خروجی سازمان اغلب بچه ها خارج میشوند ودنبال زندگی خود میروند و الان چیزی ازسازمان نمانده است. ازجانب خانواده ام ازقضا برایم نامه نوشته بودند که سازمان مانع ازرسیدن آن به دستم شد چه بسا من آن نامه را میخواندم ومطمئن میشدم که درصورت جدایی ازسازمان وبازگشت به وطن ازحمایت خانواده برخوردارم حتما زودترازاین جدا میشدم وبه ایران می آ مدم. الان خیلی دردناک است خیلی ازاعضای خانواده ام را ندیدم وسه یا چهارنسل جابجا شده است ومن نمی شناسم. یکی میگوید عمو. دیگری میگوید دایی و&#8230; (توام با گریه) خب اینها ازجنایات سازمان محسوب میشود وبایستی پاسخگوباشد. این حقایق خیلی تلخ وجانکاه است واین سازمان بود که زندگی ما را به تباهی کشانده است.<br /> هرچند با تاخیرزیاد ولی خوشبختانه با خودم نشستم فکرکردم وتوانست تصمیم بگیرم که به ایران بازگردم وبا خودم گفتم که به ایران نزد خانواداه ام میروم چرا که همشه به آنها عشق می ورزیدم وبه عشق دیدارشان زنده بودم ونفس میکشیدم.<br /> سرچگونگی بازگشتم هم بگویم که پس ازجدایی ازسازمان یک ماه درهتل بغداد بودم که برخورد بسیارخوب وانسانی با من وسایردوستان جدا شده داشتند. یک هفته ای نیزدرتهران بودم که مراحل اداری تحویلدهی به خانواده ام را دنبال کردند. برخوردشان ازهرنظرشایان تقدیروتشکر بود. هیچ اجباری درکارنبود ازمن خواستند خودم تصمیم بگیرم درایران بمانم یا اینکه به خارجه برای یک زندگی عادی عازم شوم که خودم چونکه عشق خانواده دردلم جوانه زده بود مصربودم که میخواهم به نزد خانواده ام بازگردم ولطف کردند با احترام زیاد مرا به گیلان آوردند والان با خوشحالی تمام نزد خانواده ام هستم ودقایقی دیگربه اتفاق خانواده ام به زادگاه خودم خواهم رفت وخدا را شاکرهستم.<br /> دراین وانفسا حاج حیدرازبرادران باقراجازه صحبت کردن خواست وچنین گفت: <br /> &quot; ان الله لا یغیروما بقوم حتی یغیروما بانفسهم &quot; من هم بنوبه خودم ازطرف خانواده کشاورز وهمچنین خانواده محترم و داغدارلطیفی راد وسایرخانواده های حاضردرجلسه کمال تقدیروتشکررا ازانجمن نجات بخاطرفعالیتهای انساندوستانه دارم وهمچنین ازعزیزانی تشکرمیکنم که زحمت کشیدند که با طی مراحل اداری کار برادرم را ازتهران همراهی کردند وبه گیلان آوردند وتحویل ما دادند. انشاء الله که به حق فاطمه زهرا (ع) همه خانواد ه ها به آرزوی دیدار با عزیزانشان برسند ومثل ما عزیزشان را به آغوش کشیده ودرکنارخود داشته باشند.<br /> مسئول انجمن: بیانات شما نشانگرلطف ومحبت شما به انجمن نجات است ولیکن ما مطلقا ازخانواده ها بابت فعالیتمان انتظاری نداریم چرا که انجمن نجات مطابق مسولیت خودش هیچکس نیست، هیچ نهادی نیست الا متشکل ازجداشدگان ازسازمان وهمین خانواده های اعضای دربند پادگان اشرف. مستقل وغیرانتفاعی وغیردولتی است وصرفا برای رهایی دوستان خود ازچنگال رجوی فعالیت دارد ودرخدمت خانواده ها است.<br /> یک روزی حمید حاجی پورآمد وچندمدت بعد اکبرمحبی آمد وامروزهم محمدباقرکشاورزبه جمع دوستان خود پیوست انشاء الله دردرچشم اندازی نه چندان دورشاهد آن باشیم که سایراعضای دربند به کانون گرم خانواده هایشان بازگردند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9116">صحبتهای محمد باقر کشاورزدرجلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9116/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تبریک بمناسبت ازدواج خجسته محمد باقر کشاورز از اعضاء بازگشتی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9067</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9067#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 01 May 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<category><![CDATA[پیام تبریک انجمن نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/05/02/%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a8%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%ae%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%da%a9/</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای محمد باقرکشاورز با افتخار خبر ازدواج و شروع زندگی مشترک خود را درهمایش اخیر انجمن نجات واقع درشهرستان آستانه اشرفیه به اطلاع خانواده های شرکت کننده رساند و از آنها دعوت کرد که درآینده ای نزدیک درمراسم وجشن عروسی وی شرکت داشته باشند ودرضمن آرزو کرد که سایر دوستان دربندش درپادگان اشرف با رهایی ازاسارتگاه رجوی بتوانند با بازگشت به آغوش پرمهرخانواده وبا حمایت خانواده خویش و البته به کوری چشم رجوی با ازدواج وتشکیل خانواده زندگی جدیدی را بدورازدغدغه مناسبات فرقه ای شروع کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9067">تبریک بمناسبت ازدواج خجسته محمد باقر کشاورز از اعضاء بازگشتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با شادمانی تمام از ازدواج و تشکیل خانواده آقای محمد باقرکشاورز عضو جدید رها شده از تشکیلات ضد خانواده فرقه رجوی مطلع شدیم و این پیوند مبارک وخجسته را به ایشان وخانواده محترم کشاورز و به جمیع دوستداران انجمن نجات تبریک و شادباش میگوئیم.<br /> <img fetchpriority="high" decoding="async" hspace="10" alt="آقای محمد باقرکشاورز با افتخار خبر ازدواج و شروع زندگی مشترک خود را درهمایش اخیر انجمن نجات واقع درشهرستان آستانه اشرفیه به اطلاع خانواده های شرکت کننده رساند و از آنها دعوت کرد که درآینده ای نزدیک درمراسم وجشن عروسی وی شرکت داشته باشند" vspace="10" align="left" width="250" height="248" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Keshavarz/Keshavarz.jpg" />جالب اینکه آقای محمد باقرکشاورز با افتخار خبر ازدواج و شروع زندگی مشترک خود را درهمایش اخیر انجمن نجات واقع درشهرستان آستانه اشرفیه به اطلاع خانواده های شرکت کننده رساند و از آنها دعوت کرد که درآینده ای نزدیک درمراسم وجشن عروسی وی شرکت داشته باشند ودرضمن آرزو کرد که سایر دوستان دربندش درپادگان اشرف با رهایی ازاسارتگاه رجوی بتوانند با بازگشت به آغوش پرمهرخانواده وبا حمایت خانواده خویش و البته به کوری چشم رجوی با ازدواج وتشکیل خانواده زندگی جدیدی را بدورازدغدغه مناسبات فرقه ای شروع کنند.<br /> انجمن نجات گیلان باردیگرازدواج محمد باقر کشاورز را تبریک گفته و برایش آرزوی سلامتی وموفقیت روزافزون در زندگی و همکاری نزدیک با انجمن نجات گیلان را دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9067">تبریک بمناسبت ازدواج خجسته محمد باقر کشاورز از اعضاء بازگشتی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9067/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>صحبتهای محمد باقر کشاورز در جلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9020</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9020#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Apr 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/04/22/%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4-2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>حقیقت اینست که دلایل ازدیاد بیماری سرطان درپادگان اشرف زیاد است. ازجمله اینکه وضعیت بهداشت درآنجا به غایت نازل وپایین است. دیگراینکه ازخود کشورعراق ومنطقه حواشی پادگان اشرف نیزمقداری بیماری سرایت کرده است. ولی فکرمیکنم علت اصلی ریشه درمناسبات آنجا دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9020">صحبتهای محمد باقر کشاورز در جلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با احساس نگرانی شدید خودم را به محل کار نرگس رساندم و نزد مسول قسمت مربوطه رفتم.<br /> ازمن سوال شد که نرگس را میشناسم! با تعجب پاسخ دادم چطور نمی شناسم! وی دخترعمه من است ومن از بچگی با وی دریک خانواده ومحله بزرگ شده ام. چه اتفاقی افتاده است. چرا شفاف صحبت نمی کنید! مسول نرگس وقتی برافروختگی مرا دید با خونسردی تمام گفت چیزمهمی نیست خواستم بدانی که نرگس بیماری سرطان دارد و بسیارهم حاد و وخیم است و توباید با یک تماس تلفنی به خانواده اش اطلاع بدهی.<br /> بعدها فهمیدم که نرگس بمدت چند ماهی بود که بواسطه همین بیماری در بیمارستان اشرف بستری بوده است و وقتی پی بردند که وضع جسمی اش وخیم است ونمی توانند با تنها دکتر بیمارستان اشرف جواب بگیرند، دنبال اطلاع رسانی به خانواده اش هستند و به من نیازپیدا کردند که معلوم بود که بازدنبال مطامع خودشان هستند ودلشان بحال خانواده نرگس نسوخته است!.<br /> به اقتضای وجود مناسبات فرقه ای اجازه ملاقات با دخترعمه ام را به من ندادند وصرفا خواستند که با خانواده اش تماس بگیرم. برقراری ارتباط برایم سخت بود. آخرسالیان بود که من هیچگونه اطلاعی ازخانواده خودم وخانواده نرگس نداشتم. اگر پدر و مادر نرگس زنده باشند چگونه خبر نرگس در بستر مرگ را بدهم و جدا استرس شدیدی داشتم. بالاخره با کنترل وهدایت سران سازمان مجبورشدم تماس بگیرم وخبر را به دخترعمه خودم یعنی خانم اکرم لطیفی که اینجا حضور دارد بدهم. که البته دخترعمه من برافروخته شد و به سازمان بد و بیراه گفت که حالا چرا؟ بعداز بیست و پنج سال بایستی خبرمریضی حاد وسرطان واحتمالا مرگش را بشنویم!؟.<br /> بعد از تماس به آنها گفتم چرا یکی و دوهفته قبل ترکه نرگس بهبود داشت به من اطلاع ندادید که مطلقا حرفم را نشنیده گرفتند ومرا به حال خودم واگذارکردند.<br /> فردای همان روزخبردار شدم که دخترعمه من نرگس لطیفی راد دربیمارستان اشرف جان سپرده است.<br /> مسول انجمن: می بخشید که کلام شما را قطع میکنم. انشاءالله که منزل رفتی بیشترازجزئیات برای خانواده محترم لطیفی صحبت بکن واینجا وقت و فرصتمان تنگ است ضمن اینکه خانواده خودت بی صبرانه منتظرند که تورا تحویل بگیرند و زودی به خانه شان ببرند.مگراینطورنیست (شور و ذوق اعضای خانواده محترم کشاورز توام با جواب مثبت).<br /> الان بیشترآنچیزی که مدنظرم هست می خواستم موضع خودت را بدانم. جهت اطلاع خانواده ها باید عرض کنم که همین الان بالغ بر30 خانواده چشم انتظار با تحمل رنج ومشقات سفر خودشان را به مقابل درب پادگان اشرف رساندند تا بتوانند با عزیزانشان ملاقات بکنند. درواقع خانواده ها ازدوماه پیش توانستند که خودشان را به آنجا برسانند و چون سازمان اجازه ملاقات نمی دهد به ناچار خانواده ها درشرایط نامساعد آنجا ماندگارشدند ومجدانه پیگیرمطالبات خودشان هستند. جالب است که سازمان دررسانه های خودش منعکس کرده است که خانواده ها از وزارت اطلاعات هستند وآمدند که فرزندان خودشان را تحویل بگیرند و به ایران ببرند وتحویل اطلاعات بدهند تا شکنجه واعدام بشوند!؟ <br /> چه جالب! هم باقرمی خندد وهم شماها. من هم دارم خنده خودم را کنترل میکنم. آخر موضوع مطرحه آنقدر مضحک است که والله مرغ پخته نیزبه خنده وادارمیشود!<br /> جالبتراینکه درضمن مدعی شده وشکایت هم کرده که بیماران سرطانی سازمان دراثرصدای سنج وبلندگوی خانواده ها رنجورهستند ودارند می میرند. ازاین مزخرفات که بگذریم خوب است شما بدانید که درب ورودی پادگان اشرف که خانواده ها مستقرهستند تا بیمارستان اشرف دستکم شش کیلومترفاصله دارد! <br /> بایستی به آنها گفت شما که اینقدرنگران بیماران سرطانی پادگان اشرف هستید اول بگویید که چرا اینقدربیماران حاد وسرطانی درمناسبات دارید!؟ <br /> آیا سازمان می توانست سرقضیه نرگس برای مداوای جدی اش اقدامی بکند که نکرد!؟<br /> آیا سازمان نمی خواهد دست ازحاشیه رفتن بکشد وبه اصل ماجرا یعنی علت بروز بیماران سرطانی درپادگان اشرف بپردازد!؟<br /> بحث مان این است. سازمان درصدد مظلوم نمایی است. درحالیکه مسبب بیشترین ظلم درحق همین بیماران سرطانی و حاد است. <br /> درهمین وانفسا خانم اکرم لطیفی از باقر میپرسد که اصلا چرا اینقدربیماران سرطانی دارند. مگرآنجا چه خبراست! <br /> آقای محمد باقر کشاورزعضوجدید رها شده ازچنگال رجوی که هنوزاز تبعات مغزشویی رنج میبرد هرچند ناقص توضیح میدهد: حقیقت اینست که دلایل ازدیاد بیماری سرطان درپادگان اشرف زیاد است. ازجمله اینکه وضعیت بهداشت درآنجا به غایت نازل وپایین است. دیگراینکه ازخود کشورعراق ومنطقه حواشی پادگان اشرف نیزمقداری بیماری سرایت کرده است. ولی فکرمیکنم علت اصلی ریشه درمناسبات آنجا دارد. آنقدرمناسبات بسته وکنترل شده است وازبابت آن آنقدرفشار روحی وروانی روی اعضا زیاد است که بدون تعارف بگویم وبدون شک وبه قطع ویقین بگویم که اگرمن هم یکی ودوسال دیگرآنجا می ماندم دوام نمی آوردم وسرطان میگرفتم وطبعا منجربه مرگم میشد. اصل مشکل این است که فشارروی ما خیلی خیلی زیاد بود والان روی سایردوستانم درآنجا ادامه دارد که خدا کند همه آنها ازشرشان نجات پیدا کنند.<br /> این را هم بگویم سازمان طبعا می توانست آن بخش ازبیماران جدی را به خارج ازعراق منتقل کند کما اینکه مسولین سازمان درکادرکاری براحتی بواسطه کمک قوای اشغالگرامریکای به خارجه تردد دارند. بحث این است که سلامتی اعضا برای سازمان اهمیتی ندارد!<br /> همین اواخریکی دیگرازاعضای مساله دارسازمان بنام نادررفیع نژاد دراثربیماری سرطان ریه درپادگان اشرف فوت کرده است وموارد اینچنینی درسازمان کم نداریم. مسول انجمن: همچنانکه باقراشاره کرد بیماران سرطانی رقم قابل توجه درپادگان اشرف هست. سوای این طیف ازبیماران، نه اینکه مطلقا اعضای دربند آنجا با خانواده شان ارتباط عاطفی ندارند. ازحقایق دنیای خارج ازاشرف بی اطلاع هستند وازاین سنخ محدودیتها. جملگی دچارافسردگی شدید هستند وبا ذهنیاتی که برایشان دردستگاه مغزشویی ایجاد کردند توان تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت وادامه زندگی ندارند ودرآنجا بلاتکلیف ماندند وبایستی ازبیرون ومشخصا ازجانب خانواده ها برایشان کاری کرد ونجاتشان داد.<br /> نکته دیگری را که میخواستم با باقرتست کنم اینستکه خوب میدانی که سازمان چه تبلیغات دروغینی را علیه انجمن نجات که متشکل ازهمین خانواده ها است نکرده است ومطمئنا خودت نیزمتاثرازهمین دروغ ازانجمن ترس داشتی. الان چه دیدی. حالا که وارد حوضه کاری انجمن شدی می بینی که مقابل خودت خانواده خودت هست که مشتاقانه تو را پذیرفتند.<br /> دهها خانواده وقتی خبرقریب الوقوع بازگشت تورا شنیدند ظرف دیروزوامروزبا دفترانجمن تماس گرفتند که بیایند تورا ببینند وسراغ بچه های خودشان را ازتوبپرسند. خب کار واصل فعالیت انجمن نیزصرفا همین است برقراری ارتباط عاطفی فی ما بین اعضای دربند سازمان با خانواده شان که ازقضا سازمان ازهمین قضیه ترسناک است وبیم دارد.<br /> یادم هست قبل ازتو وقتی آقای اکبرمحبی برگشته بود ودرهمین انجمن برای اولین بار با خانواده اش دیدارداشت تعریف میکرد که بواسطه مغزشویی که شده بود بشدت ازانجمن نجات می ترسید مگرنه اکبر. خواستی خودت توضیح بده. قبل ازاینکه پای ادامه صحبت باقربنشینیم.<br /> ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/9020">صحبتهای محمد باقر کشاورز در جلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/9020/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>صحبتهای محمد باقر کشاورز در جلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8976</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8976#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Apr 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/04/11/%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4/</guid>

					<description><![CDATA[<p>همه بچه هایی که الان دراسارتگاه رجوی هستند تک به تک از قربانیان رجوی هستند. ولیکن نرگس دوبل قربانی شده است. یکی اینکه مثل سایرین در دام آن مناسبات فرقه ای افتاد با توجه به شرایطی که درآنجا حاکم است از بکارگیری اهرم های کنترل ذهن ومغزشویی و دروغ و کلک. ظلم دیگری که درحق نرگس اعمال شد اینستکه نرگس بیماربود ومن اطلاعات دقیق دارم که سازمان میتوانست نرگس را بواسطه بیماری ویژه ومزمنی که داشت به خارج ازعراق منتقل بکند وتحت معالجه قراربدهد که سازمان اینکار را نکرد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8976">صحبتهای محمد باقر کشاورز در جلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از حظار محترم و خصوصا از خانم اکرم لطیفی دختر عمه بزرگ و با ارزشم که خیلی هم ازقدیم الایام به ایشان ارادت داشتم و دارم اجازه میخواستم که مقداری در ارتباط با فاجعه مرگ نرگس لطیفی راد صحبت بکنم. </p>
<div style="text-align: center"><img decoding="async" hspace="10" alt="خانم اکرم لطیفی وهمسرش" vspace="10" width="400" height="305" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_10.jpg" /></p>
<p> مسول انجمن: لطف کنید مقداری بیشترازجزئیات این ضایعه اسفناک صحبت بکنید چرا که شما کسی بودید که درزمان فوت و قربانی شدن نرگس در مناسبات سازمان در پادگان اشرف بودید و حضورداشتید و شاهد ماجرا بودید.<br /> قبل از اینکه شما توضیح بدهید لازم به ذکر میدانم که به یک نکته قابل توجه بپردازم. همچنانکه باقر اشاره کرد نرگس لطیفی راد در اثر یک بیماری در پادگان اشرف فوت کرد. <br /> من شخصا معتقد هستم همه بچه هایی که الان دراسارتگاه رجوی هستند تک به تک ازقربانیان رجوی هستند. ولیکن نرگس دوبل قربانی شده است. یکی اینکه مثل سایرین در دام آن مناسبات فرقه ای افتاد با توجه به شرایطی که درآنجا حاکم است از بکارگیری اهرم های کنترل ذهن ومغزشویی و دروغ و کلک. ظلم دیگری که درحق نرگس اعمال شد اینستکه نرگس بیماربود ومن اطلاعات دقیق دارم که سازمان میتوانست نرگس را بواسطه بیماری ویژه ومزمنی که داشت به خارج ازعراق منتقل بکند وتحت معالجه قراربدهد که سازمان اینکار را نکرد و بایستی دراین فاجعه و جنایت صورت گرفته پاسخگو باشد. چراکه سازمان حتی اجازه نداد نرگس قبل ازمرگش آنهم پس ازبیست وپنج سال حضور درسازمان وعدم ارتباط با خانواده اش یک تماس تلفنی با خانواده اش داشته باشد واین ظلمی است که رجوی درحق نرگس و خانواده محترم لطیفی راد داشته است که ازقضا پیشترخودم با خانم اکرم لطیفی خواهربزرگ نرگس صحبت کردم ومتذکرشدم که حق وی محفوظ است که بتواند اقامه دعوی وشکایت بکند. شاید پیش خودش گمان بکند واین تلقی را داشته باشد که قضیه تمام شده است، درحالیکه اینطور نیست واین فاجعه دردستگاه قضایی عراق قابل پیگیری است. <br /> غیرت وشرافت خانواده محترم لطیفی سرجا یش هست وبایستی علیه سازمان اقامه دعوی و خونخواهی بکند که آقا تواگر یک سازمان اسلامی هستی، مردمی هستی، انسانی هستی، خواهرم به واسطه بیماری مزمن وخطرناک سرطان چرا و چرا اجازه یک تماس تلفنی را پیدا نکرد. چرا به ما اطلاع ندادید وچرا نرگس نتوانست حداقل قبل ازمرگش یکبار با اعضای خانواده خودش خصوصا با پدرومادرسالمند وچشم انتظارش ارتباط تلفنی داشته باشد.<br /> پس همچنانکه گفتم سازمان نسبت به نرگس دوبل خیانت کرد ونرگس در درون مناسبات سازمان دوبار قربانی شد واین قضه خیلی دردناک است.<br /> تازه درآخرین وانفسای لحظات حیات نرگس بود یعنی زمانی که وی بشدت با مرگ دست وپنجه نرم میکرد وچه دردها و سختیهایی را که متحمل نمیشد بدون آنکه یکی ازاعضای خانواده اش را بربالین خود دربسترمرگ داشته باشد که سازمان باقر را صدا میزند و میخواهد که با خانواده اش تماس بگیرد وقضه بیماری نرگس را اطلاع بدهد.<br /> حالا میخواستم چونکه باقرازجزئیات قضیه باخبراست وآن اواخرمریضی نرگس خیلی وخیم شده بود که بعدا منجربه مرگش شده بیشتربرایمان توضیح بدهد. باقر جان داشتید توضیح میدادید. <br /> همچنانکه دوستم آقای پوراحمد گفتند نرگس سالیان در پادگان اشرف حضور داشت و من هم با وی دریک قرارگاه بودم ولی روی هم رفته شاید من طی این سالیان دراز پنج یا شش باربیشتر وی را ندیدم. شاید شما فکرکنید که حرفم غیرواقعی وغیرمنطقی باشد و بگوئید که چطورممکن است در یک پادگان چنین مناسبات بسته و کنترل شده ای باشد که آدم ها خصوصا فک و فامیل هر وقت که دلشان بخواهد نتوانند با هم دیدار وملاقات داشته باشند!!..<br /> واقعیت اینستکه درآنجا نمیشد همدیگر را براحتی دید و بدورازکنترل سازمان صحبت کرد چرا که از دید سازمان به این مفهوم میشد که داریم دردستگاه نسبت فامیلی وعشق وعواطف انسانی رابطه برقرارمیکنیم و بیم وهراس داشت که درصورت استمرار چنین رابطه هایی این عواطف قد بکشد و دوام و قوام پیدا بکند و سازمان معتقد بود که درصورت وجود این رابطه ها وعاطفه ها،&zwnj;آدمها یش ازمسیرمبارزه! وکنترل تشکیلات خارج شده وبه ناگهان سر از کانون گرم و پرمهرخانواده که خودش کانون فساد می نامید، درآورند.<br /> نتیجه اینکه سازمان سرایجاد چنین رابطه هایی در درون مناسبات حساس بود ومانع میشد و بشدت جلوگیری میکرد و به کنترل خودش درمی آورد. طوری که برای دسترسی به مقاصد خودش درسازماندهی افراد متوجه این قضیه بود که افرادی که نسبت فامیلی دارند دریک پایگاه وقسمت نباشند وازهمدیگرجدا باشند تا کمترهمدیگر را ببینند و احیانا صحبتی رد و بدل شود! درنتیجه دیدن وملاقات مان معطوف ومحدود میشد به تجمعات ونشستهای رجوی و سایر سران سازمان که درآنجا نیز موانع زیادی وجود داشت و براحتی هردیداری امکان پذیرنبود. چرا که درجلسات نیزصفوف وبلوک زنان ومردان جدا و تفکیک شده بود وضوابط وحریم هایی ایجاد میکردند که اجازه نداشتیم دنبال ملاقات باشیم تا باهم درد دل داشته باشیم و از همدیگر بپرسیم چکارمیکنی. آیا با خانواده تماس تلفنی داری یا نه؟ ازخانواده وازایران آیا برایت نامه ومحموله ای آمده است یا نه!؟ خلاصه این محدودیت ها وموانع خیلی زیاد بود وتمام تلاش سازمان این بود اعضای خودش را درتشکیلات مخوف و بسته بی اطلاع ازهمه چیز وغافل نگهدارد.چنانچه هم ملاقاتی صورت میگرفت وحرفی رد وبدل میشد درنشستها مورد مواخذه قرارمیگرفتیم و بایستی ازکم وکیف ملاقات گزارش میدادیم وازدید سازمان یک جرم نابخشودنی مرتکب شده بودیم.<br /> هرچند دراین جمع برایم خیلی سخت است که ازمرگ نرگس صحبت بکنم ایکاش میشد که نرگس هم زنده می بود و مثل من به کانون گرم خانواده اش می پیوست. </p>
<div style="text-align: center"><img decoding="async" hspace="10" alt="نفراول ازسمت چپ خانم اکرم لطیفی میباشد" vspace="10" width="400" height="285" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_14.jpg" /></p>
<p> حقیقتا یک سال قبل ازمرگش وی را ندیده بودم وهیچ خبری از وی نداشتم علیرغم اینکه می دانستم کجا ودرچه قسمتی کارمیکند ومشغول است. <br /> تا اینکه یک روزی مسول من صدایم زد وگفت تونرگس لطیفی را میشناسی. وقتی جواب مثبت دادم ازمن خواست که به قسمت دیگردرپادگان اشرف وبه محل کارنرگس بروم ومسول قسمت نرگس میخواهد با توصحبتی داشته باشد که من نگران شدم وخواستم که بدانم چه بلایی سرش آمده است.<br /> ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8976">صحبتهای محمد باقر کشاورز در جلسه بازگشت به آغوش خانواده &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8976/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8958</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8958#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Apr 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/04/04/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%da%af%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d9%be/</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد باقر کشاورز پس از25 سال تحمل رنج و اسارت درمناسبات فرقه تروریستی مجاهدین و دوری از کانون گرم و پرمهرخانواده به وطن بازگشت و در تاریخ 24/12/88 درانجمن نجات گیلان مورد استقبال خانواده خود قرارگرفت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8958">بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد باقر کشاورز پس از25 سال تحمل رنج و اسارت درمناسبات فرقه تروریستی مجاهدین و دوری از کانون گرم و پرمهرخانواده به وطن بازگشت و در تاریخ 24/12/88 درانجمن نجات گیلان مورد استقبال خانواده خود قرارگرفت.<br /> عضو جدید رها شده ازچنگال رجوی متاثر از حضور اجباری در اسارتگاه اشرف و در دستگاه کنترل ذهن و مغزشویی تشکیلات مخوف رجوی که بسیار رنجور و نا امید مینمود، درآن فرصت محدود پرده از زوایای مخوف و وحشتناک تشکیلات حاکم بر پادگان اشرف برداشت که تعجب همگان را برانگیخت طوری که بعضا از اعضای خانواده اش بی اختیاربرمظلومیت اغفال شده عزیزشان و سایرقربانیان مغزشویی شده پادگان اشرف میگریستند و به سران سازمان مجاهدین و شخص رجوی خائن لعن و نفرین میکردند که چگونه بخاطردستیابی به جاه و مقام و قدرت، افسار پاره کرده و زندگی و حیات مشتی از انسانها را به بازی گرفتند.<img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_8.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_7.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_6.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_5.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_4.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_2.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_1.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_18.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_17.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_16.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_15.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_14.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_13.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_12.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_11.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_10.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /><br /> <img decoding="async" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_9.jpg" class="postimsh" alt="بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8958">بازگشت محمد باقر کشاورز به کانون گرم و پر مهر خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8958/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>صحبتهای  محمد باقر کشاورز درجلسه بازگشت به آغوش خانواده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8952</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8952#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Mar 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/03/31/%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4/</guid>

					<description><![CDATA[<p>شما از مناسبات سازمان که بر دروغ و کلک مبتنی است زیاد اطلاعی ندارید بیشتر بچه های بازگشتی متوجه منظورم میشوند. هرچند ازسال 1370 من از سازمان بریده بودم ولی تصمیم گیری و آمدنم به ایران و نزد خانواده ام ساده نبود. بطور واقعی بواسطه تاثیرپذیری از دستگاه مغزشویی سازمان و ذهنیاتی که برایم ایجاد کرده بود مطلقا توان تصمیم گیری نداشتم و نمی خواستم برگردم. نه اینکه دوست نداشتم. نه اینکه خانواده ام را فراموش کرده باشم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8952">صحبتهای  محمد باقر کشاورز درجلسه بازگشت به آغوش خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دراین لحظات خیلی برایم سخت است که صحبت کنم. وقتی تک تک اعضای خانواده ام را دیدم خیلی خجالت کشیدم و احساس کردم بخاطرگذشته ام شاید شایستگی دیدارشان را نداشته باشم. الان که مورد محبت و استقبال قرارگرفتم وعواطفشان را نثارم کردند بسیاراحساس غرور و افتخار میکنم. ازخدا هم بسیار سپاسگزارم که از چنین نعمتی برخوردار شدم و خالصانه دعا میکنم آنهایی که در انتظار بازگشت به وطن وکانون خانواده هستند هر چه زودتر برموانع ساخته و پرداخته کذایی سازمان غلبه کنند و به نزد خانواده هایشان بازگردند. <img loading="lazy" decoding="async" hspace="10" alt="دراین لحظات خیلی برایم سخت است که صحبت کنم. وقتی تک تک اعضای خانواده ام را دیدم خیلی خجالت کشیدم واحساس کردم بخاطرگذشته ام شاید شایستگی دیدارشان را نداشته باشم. الان که مورد محبت و استقبال قرارگرفتم وعواطفشان را نثارم کردند بسیاراحساس غرور و افتخار میکنم." vspace="10" align="left" width="300" height="251" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat.jpg" />طبعا خیلی دشوارمیبینم که صحبت کنم. ندیدن خانواده و قطع ارتباط فی مابین به زمان ربط ندارد میخواهد یک سال باشد یا ده سال و یا بیشتر. هرچه باشد سخت وطاقت فرسا است واین سازمان بود که ارتباط من با خانواده ام را بمدت بیست و پنج سال قطع کرد و چه ظلمی که برمن و خانواده ام نکرد. به هرحال مسیری بود که در اثر اغفال در آن قرارگرفتم. زندگی ام را ازدست دادم. همه چیزم را ازدست دادم. ولیکن بازخدا را شاکرهستم شاید مشیت این بوده که آدم هایی که هنوز ذهنشان، روحشان و وجدانشان و خلاصه ولو یک ذره عاطفه شان با کشورشان بود و بطورخاص با خانواده شان بود و یک جورهایی بطورقلبی مرتبط مانده بودند و سازمان نتوانسته بود این عنصرعاطفه را در درون اعضای خود تمام کش کند، توانستند که خودشان را از آنجا از پادگان اشرف بیرون بکشند و رها شوند و خود را به کانون پر مهر خانواده شان برسانند که افتخارمیکنم که خودم نیز از جمله آنها هستم و هزاران بار خدا را سپاسگزارم. فی الواقع من همیشه به خانواده ام افتخارمیکردم ومی دانستم خانواده ام خانواده ای نیست که مرا نپذیرد. برادرانم عمدتا درمحله و شهرمان مسولیت دارند و مداح اهل بیت عصمت و طهارت هستند ولیکن من بواسطه سالیان مغزشویی در دستگاه رجوی خیلی ذهنی بودم و با خودم میگفتم درصورت بازگشت به ایران و نزد خانواده ام پذیرای آنها میشوم! شما از مناسبات سازمان که بر دروغ و کلک مبتنی است زیاد اطلاعی ندارید بیشتر بچه های بازگشتی متوجه منظورم میشوند. هرچند ازسال 1370 من از سازمان بریده بودم ولی تصمیم گیری و آمدنم به ایران و نزد خانواده ام ساده نبود. بطور واقعی بواسطه تاثیرپذیری از دستگاه مغزشویی سازمان و ذهنیاتی که برایم ایجاد کرده بود مطلقا توان تصمیم گیری نداشتم و نمی خواستم برگردم. نه اینکه دوست نداشتم. نه اینکه خانواده ام را فراموش کرده باشم. نه اینکه بی عاطفه شده باشم. هرچند سازمان تلاش داشت افراد ازعواطف به خانواده تهی شده وصرفا به دنبال رجوی خائن باشیم. بجد درمقابل خانواده ام احساس شرم دارم وخجالت میکشم.<br /> آنچنان علیه نظام و کشورم تبلیغات سوء کرده بودند که می ترسیدم پا پیش بگذارم وبرگردم خلاصه ازاین سنخ ذهنیات وموانع کم نداشتم. ازطرفی دیگربا خودم میگفتم نکند که درصورت بازگشتم به وطن مشکلاتی ایجاد شود و دوباره خانواده ام قیمت بدهند. میدانستم که خانواده من خانواده محترمی هستند. دراین مملکت دارند سالم زندگی میکنند. سالیان رنج جدایی مرا تحمل کردند الان پس ازبیست وپنج سال برگردم ودوباره به زحمت بیفتند! می بینید تماما با ذهنیات کاذب خودم درگیربودم وسازمان مسبب بروزچنین ذهنیاتی درتاروپود اعضای خود بوده وهست و متاسفانه استمرار دارد و بواسطه همین پوشال های ذهن توانسته است آدمها را قفل کند تا نتوانند تصمیم نهایی برای بازگشت را بگیرند و با خروج از سازمان به آرامش فکری و استقلال شخصیتی برسند.<br /> خلاصه موانع همین ها میشد وخیلی موانع دیگر. بجد مچاله شده بودم. الان می فهمم که موانع جدی نبوده است. بازگشت من ساده بود و میشد براحتی جدا شد و برگشت. جالب است حتی بعد از جدایی از سازمان که یکی دوماه درهتل بغداد بودم با همین پوشال های ذهن درگیربودم و آزارم میداد. مدام ازخودم می پرسیدم واقعا درصورت بازگشت به ایران خانواده ام مرا <br /> می پذیرند. برایشان مشکلی ایجاد نخواهد شد. الان هم هر چند با استقبال خانواده ام مواجه شدم ولی باز استرس دارم. مسئول انجمن: &quot; خودم پیشاپیش با خانواده محترم کشاورز صحبت کردم با برادرانش که بسیاراشخاص فهیم و با درایتی هستند وقول مساعد گرفتم تا جایی که مقدورهست کمک کنند تا برادربازگشتی شان درکنارخانواده اش و دریک محیط آرام به زندگی ادامه دهد. خوشبختانه تمام اعضای خانواده از برادران و خواهران گرامی کشاورز بر این تعهد صحه گذاشتند و به اتفاق در هر همه زمینه ها قول همکاری دادند. خوشبختانه ازاین بابت جای هیچگونه نگرانی نیست&quot; درادامه محمد باقرکشاورز بغض کرده افزود: نه اینکه دردوران حضورم درسازمان از صحت و سلامتی خانواده ام بی خبربودم واساسا ارتباطی با خانواده ام نداشتم و اجازه برقراری ارتباط نمی دادند. بعد ازجدایی ازسازمان و در اولین تماس تلفنی وقتی خبردار شدم که پدر و مادرم فوت کردند و آنها را از دست دادم خیلی دلم شکست و تحت فشار قرار گرفتم. احساس میکردم درحق پدر و مادرم ظلم کردم. روح شان شاد. یعنی آ نها نیزمرا می بخشند.(همراه با گریه شدید). شماها نیزکه اینجا هستید متاسفانه خیلی ها را نه به اسم و نه به چهره نمی شناسم. آخر چند نسل گذشت و من بی ارتباط با عزیزانم بودم. علاوه بر اعضای خانواده ام گویا تعدادی نیز از خانواده های چشم انتظارهستید که هر یک عضوی از خود دراسارتگاه رجوی دارید. شما را نیز جزء خانواده خودم می بینم. مطمئن باشید با درد شما شریک هستم و احساس شما را درک میکنم. می فهمم که برای دیدارعزیزتان بی صبرانه انتظارمیکشید. ازخدا میخواهم هرچه زودترنور خدا و پیامبر و ائمه به دلشان بیفتد وهمچنین دعاهای شما مادران و پدارن چشم انتظار مستجاب بشود تا انشاء الله درآینده ای نزدیک به آرزوی خود یعنی بازگشت عزیزتان نائل شوید.<br /> همین طور که من برگشتم و در کنار خانواده ام احساس آرامش کردم و احساس کردم دوباره همه چیزم را که سازمان تباه کرده بود بدست آوردم. <br /> ادامه دارد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8952">صحبتهای  محمد باقر کشاورز درجلسه بازگشت به آغوش خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8952/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>لحظات بازگشت محمد باقر کشاورز در  دفتر انجمن نجات گیلان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8949</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8949#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Mar 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/03/30/%d9%84%d8%ad%d8%b8%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%81%d8%aa%d8%b1-%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[<p>درشروع مراسم که علاوه براعضای خانواده محترم کشاورز، تنی چند از سایر خانواده های چشم انتظارنیزحضورداشتند ابتدا به ساکن مسئول انجمن نجات گیلان با یاد و نام خدا و ادای شکرگزاری افزود: به هرحال من بخوبی میدانم شرایطی که در پادگان اشرف هست شاید شما از جزئیات خبرنداشته باشید. آنچنان کنترل ذهن و مغزشویی و فشارهای روحی و روانی بوده وهست و همینک استمرار دارد وآنچنان دروغ تحویل آدم ها و اعضای غافل خودشان میدهند و القاء میکنند که الان در ایران چه خبره.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8949">لحظات بازگشت محمد باقر کشاورز در  دفتر انجمن نجات گیلان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همچنانکه پیشتربه اطلاع رسید محمد باقر کشاورزدرتاریخ 24/12/1388 دقیقا یک هفته قبل ازتحویل سال نو به وطن و به آغوش پر مهر خانواده بازگشت و برای همیشه از تلاطم و فشارهای نکبتبار مناسبات فرقه ای رهایی یافت و به آرامش رسید.<br /> درگزارش اولیه بازگشت آقای کشاورز درتاریخ 27/12/88 که درسایت نجات انعکاس داشت قول داده بودیم که از لحظات بازگشت و اولین دیدار با خانواده اش برای عموم خصوصا برای سایرخانواده های چشم انتظار و دوستداران انجمن نجات انجام وظیفه کرده و بیشتر اطلاع رسانی داشته باشیم. </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" decoding="async" hspace="10" alt="محمد باقر کشاورز در تاریخ 24/12/1388 دقیقا یک هفته قبل ازتحویل سال نو به وطن و به آغوش پر مهر خانواده بازگشت و برای همیشه از تلاطم و فشارهای نکبتبار مناسبات فرقه ای رهایی یافت و به آرامش رسید." vspace="10" width="350" height="292" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat.jpg" /></p>
<p> لذا در گزارش حاضر تلاش شده هرچند مختصر چکیده هایی از کم و کیف لحظات بازگشت و مراسم استقبال و تحویلدهی عضو جدید رهایی یافته از اسارتگاه اشرف به خانواده اش که از گفتار به نوشتار تبدیل شده به اطلاع حامیان حقوق بشر و فعالیتهای انساندوستانه و خدا پسندانه الخصوص دوستداران انجمن نجات و خانواده های چشم انتظار مرتبط با دفاترانجمن نجات برسانیم.<br /> درشروع مراسم که علاوه براعضای خانواده محترم کشاورز، تنی چند از سایر خانواده های چشم انتظارنیزحضورداشتند ابتدا به ساکن مسئول انجمن نجات گیلان با یاد و نام خدا و ادای شکرگزاری افزود: لازم است خدمت شما عزیزان عرض کنم که من احساس تک تک شمایان را درک میکنم. در این یک موردی که برگشته، احساسی ویژه دارم بدلیل اینکه یکی ازقدیمی ترین و درعین حال صمیمی ترین دوستانم بود که در بسیاری از اتفاقات سالیان پیشتر درهمین مسیر با هم و در کنارهم بودیم. لذا به اندازه شما از بازگشت وی به وطن و کانون گرم خانواده و دیدارش خوشحال شدم و آرزومندم که همه خانواده ها بچه هایشان که در کمپ اشرف در اسارت هستند این جسارت را مثل آقای کشاورز بخرج بدهند و همت کنند و تصمیم خودشان را برای آینده زندگی شان بگیرند و به نزد خانواده شان برگردند تا خانواده هایشان ازچشم انتظاری طاقت فرسای سالیان دراز بیرون بیایند. انشاءالله به حول قوه الهی چنین خواهد شد و این عید نشد عید دیگر در سال دیگر. به هرحال شاید دیر و زود داشته باشد ولی سوخت و سوز ندارد.<br /> <img loading="lazy" decoding="async" hspace="10" alt="جا دارد به خود باقرهم تبریک و خوش آمد بگویم ازاینکه پس ازسالیان دوری از وطن و خانواده امروز به لطف و کرم خدا در کنار خانواده اش نشسته است." vspace="10" align="left" width="300" height="244" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_4.jpg" /><br /> من جدا خیلی خوشحال هستم و ازبابت بازگشت یکی از دوستانم به وطن به تمام اعضای خانواده محترم کشاورز وهمچنین به سایر خانواده های چشم انتظار تبریک و شادباش میگویم. انشاءالله که در چشم اندازی نه چندان شاهد اضمحلال و فروپاشی غایی اسارتگاه اشرف باشیم و چشم تان به جمال عزیزانتان روشن بشود.<br /> جا دارد به خود باقرهم تبریک و خوش آمد بگویم ازاینکه پس ازسالیان دوری از وطن و خانواده امروز به لطف و کرم خدا در کنار خانواده اش نشسته است. به هرحال من بخوبی میدانم شرایطی که در پادگان اشرف هست شاید شما از جزئیات خبرنداشته باشید. آنچنان کنترل ذهن و مغزشویی و فشارهای روحی و روانی بوده وهست و همینک استمرار دارد وآنچنان دروغ تحویل آدم ها و اعضای غافل خودشان میدهند و القاء میکنند که الان در ایران چه خبره. دنیای خارج از پادگان اشرف چه خبره. میزنند، میگیرند وبه صلابه میکشند و میکشند. خلاصه یک ذهنیاتی به آدمها القاء میکنند که دوست دارم باقر مقداری صحبت بکند و توضیح بدهد و ضروری میبینم که از خود باقر بپرسم الان چه احساسی دارد از اینکه به ایران عزیزمان و به وطن خودت برگشتی. خانواده خودت را آنهم پس از25 سال دیدی. خدا وکیلی خودت بیان کن آنچه را که طی همین فرصت کوتاه دیدی خلاف آن تصوراتی نبود که سران فرقه رجوی به تک تک اعضای نگون بخت منجمله به خودت القاء میکردند. میخواستم خودت چند جمله ازخودت و احساست برایمان بگویید.<br /> ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8949">لحظات بازگشت محمد باقر کشاورز در  دفتر انجمن نجات گیلان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8949/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازگشت محمد باقر کشاورز به آغوش پر مهر خانواده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8933</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8933#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Mar 2010 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار نجات]]></category>
		<category><![CDATA[عناوین برتر]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2010/03/18/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ba%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%ae/</guid>

					<description><![CDATA[<p>عضو جدید رها شده ازچنگال رجوی متاثر از حضور اجباری در اسارتگاه اشرف و در دستگاه کنترل ذهن و مغزشویی تشکیلات مخوف رجوی که بسیار رنجور و نا امید مینمود، درآن فرصت محدود پرده از زوایای مخوف و وحشتناک تشکیلات حاکم بر پادگان اشرف برداشت که تعجب همگان را برانگیخت طوری که بعضا از اعضای خانواده اش بی اختیاربرمظلومیت اغفال شده عزیزشان و سایرقربانیان مغزشویی شده پادگان اشرف میگریستند</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8933">بازگشت محمد باقر کشاورز به آغوش پر مهر خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد باقر کشاورز پس از25 سال تحمل رنج و اسارت درمناسبات فرقه تروریستی مجاهدین و دوری از کانون گرم و پرمهرخانواده به وطن بازگشت و در تاریخ 24/12/88 درانجمن نجات گیلان مورد استقبال خانواده خود قرارگرفت.<br /> عضو جدید رها شده ازچنگال رجوی متاثر از حضور اجباری در اسارتگاه اشرف و در دستگاه کنترل ذهن و مغزشویی تشکیلات مخوف رجوی که بسیار رنجور و نا امید مینمود، درآن فرصت محدود پرده از زوایای مخوف و وحشتناک تشکیلات حاکم بر پادگان اشرف برداشت که تعجب همگان را برانگیخت طوری که بعضا از اعضای خانواده اش بی اختیاربرمظلومیت اغفال شده عزیزشان و سایرقربانیان مغزشویی شده پادگان اشرف میگریستند و به سران سازمان مجاهدین و شخص رجوی خائن لعن و نفرین میکردند که چگونه بخاطردستیابی به جاه و مقام و قدرت، افسار پاره کرده و زندگی و حیات مشتی از انسانها را به بازی گرفتند. </p>
<div style="text-align: center"><img loading="lazy" decoding="async" hspace="10" alt="محمد باقر کشاورز پس از25 سال تحمل رنج و اسارت درمناسبات فرقه تروریستی مجاهدین و دوری از کانون گرم و پرمهرخانواده به وطن بازگشت و در تاریخ 24/12/88 درانجمن نجات گیلان مورد استقبال خانواده خود قرارگرفت." vspace="10" width="350" height="274" src="https://st.nejatngo.org/Image/Repatriation/Gilan_20100315/Keshavarz_Nejat_2.JPG" /></p>
<p> انجمن نجات گیلان با آرزوی رهایی و بازگشت تمام ناراضیان واعضای دربند پادگان اشرف به وطن وکانون پرمهرخانواده، بازگشت محمدباقر کشاورز را به خانواده محترم وگرامی کشاورزتبریک وتهنیت گفته و میخواهیم که با فرا رسیدن سال نو این هدیه نوروزی را از ما بپذیرند.<br /> گزارش مفصل بازگشت محمدباقرکشاورز متعاقبا به اطلاع دوستداران انجمن نجات وخصوصا خانواده های چشم انتظار که هرکدام عضوی از خانواده خویش را دراسارتگاه اشرف دارند، خواهد رسید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8933">بازگشت محمد باقر کشاورز به آغوش پر مهر خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8933/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ما را منتظر نگذار</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7081</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7081#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر كشاورز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/10/12/%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d9%86%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>توهمیشه برای خانواده ات الگو بودی وبیا که دوباره نخواهیم با ذکرخاطرات خوش باشیم ما می خواهیم تورا برای همیشه باخودمان ودرخودمان داشته باشیم.پس زیاد مارا منتظر نگذارید وتصمیم نهایی خودرا برای بازگشت به خانواده را بگیرید که البته جای گفتن ندارد که همه چیزبرایت مهیا است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7081">ما را منتظر نگذار</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از: یونس کشاورز (گیلان &#8211; آستانه اشرفیه)</p>
<p>به: محمد باقرکشاورز</p>
<p>خدایا به امید تو </p>
<p>حضوربرادربزرگوارم محمد باقرکشاورز</p>
<p>به لطف ایزد یکتا قبل ازهرچیزآرزوی سلامتی وتندرستی برای شما وازاینکه یکباردیگربتوانیم همه برادران وخواهران جمع شده وزندگی دوباره ای را شروع کنیم خیلی خوشحال هستیم وامیدواریم که هرچه زودتربه جمع ما بپیوندی.</p>
<p>قریب به 25 سال است که بی خبرازتوبودیم وحداقل توقع را ازتوداشتیم که خبرسلامتی ات را می دادی شاید که البته حتما ان ازخدا بی خبران مانع شدند. باری به هرجهت خبرسلامتی ات را ازبهترین ونزدیکترین دوست سالیانت اقای پوراحمدی درانجمن نجات گیلان شنیدیم وچه خوش خبربود برایمان وخدا به عوض بدهد.</p>
<p>برادرعزیز. شما اینقدربی معرفت نبودید راستی آن فرقه تبهکار چگونه شخصیت وکاراکتر شما را نازل کرد طوریکه دراین عدم ارتباط حتی نمیدانی پدرومادرت که ازشیره جانشان برای بزرگ کردنت مایه گذاشتند، دارفانی را با چشمان بازومنتظروداع گفتند. رحمت الله علیه.</p>
<p>باقرعزیرم وعزیزخانواده بیا که بی صبرانه منتظرت هستیم. یادت هست انروزهاییکه ابوذررا بغل میکردی ومی گفتی: شوکه من وبه آسمان پرتاب میکردی.</p>
<p>یا که محمد را با این عنوان &quot; می صفرا می محمدی &quot; هردوشان ماندویچ خوردند.</p>
<p>توهمیشه برای خانواده ات الگو بودی وبیا که دوباره نخواهیم با ذکرخاطرات خوش باشیم ما می خواهیم تورا برای همیشه باخودمان ودرخودمان داشته باشیم.</p>
<p>پس زیاد مارا منتظر نگذارید وتصمیم نهایی خودرا برای بازگشت به خانواده را بگیرید که البته جای گفتن ندارد که همه چیزبرایت مهیا است. فقط توبیا عزیزبرادر.</p>
<p>ازطرف کل خانواده </p>
<p>یونس </p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7081">ما را منتظر نگذار</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7081/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
