<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمد حسین سبحانی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-حسین-سبحانی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jan 2026 10:43:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>محمد حسین سبحانی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-حسین-سبحانی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خاطرات محمدحسین سبحانی از طلاق اجباری از افسانه طاهریان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67895</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67895?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Jan 2026 10:43:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسین سبحانی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67895</guid>

					<description><![CDATA[<p>پدیده طلاق اجباری در تشکیلات مجاهدین خلق به نحو گسترده‌ای از سوی منابع بین المللی و نهادهای حقوق بشری مستند شده است اما آنچه به عنوان شواهد دست اول در خاطرات اعضای پیشین این تشکیلات ثبت شده است، اطلاعات بسیار عمیق و تاثیر گذاری از کارکرد سیستماتیک دیکتاتوری فرقه مسعود رجوی بدست می‌دهد. سیاست طلاق [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67895">خاطرات محمدحسین سبحانی از طلاق اجباری از افسانه طاهریان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پدیده طلاق اجباری در تشکیلات مجاهدین خلق به نحو گسترده‌ای از سوی منابع بین المللی و نهادهای حقوق بشری مستند شده است اما آنچه به عنوان شواهد دست اول در خاطرات اعضای پیشین این تشکیلات ثبت شده است، اطلاعات بسیار عمیق و تاثیر گذاری از کارکرد سیستماتیک دیکتاتوری فرقه مسعود رجوی بدست می‌دهد.</p>
<p>سیاست طلاق اجباری بخشی از نظام کنترل گری در ساختار ایدئولوژیک تشکیلات مجاهدین تحت حکمرانی مسعود رجوی است. در اواخر دهه 60 و سالهای آغازین دهه 70 دستور طلاق اجباری توسط مسعود رجوی صادر شد. این فرمان به عنوان اقدامی ضروری برای سرسپردگی کامل به هدف تشکیلات و حذف وابستگی های شخصی که موجب اختلال در مبارزه میشد، توجیه شد.</p>
<p>محمدحسین سبحانی از اعضای رده بالای تشکیلات بود که در آن روزها عضو &#8220;شورای مرکزی سازمان&#8221; بود و به سمت &#8220;معاونت هیئت اجرایی&#8221; ارتقا یافته بود. ( با استناد به نشریه مجاهد، شماره فوق العاده پاییز 1370) او در ابتدای سال 71 به دلیل طرح دیدگاه هایش و انتقادهایی پیرامون استراتژی مبارزه مسلحانه و حضور سازمان در عراق تحت برخورد تشکیلاتی قرار گرفت. نشست‌های چندین ساعته با حضور مسعود رجوی و دیگر مسئولین او را از ایستادگی بر سر دیدگاه هایش باز نداشت و نتیجه این مقاومت، مجموعا 9 سال بازداشت، شکنجه و زندان انفرادی در زندان‌های کمپ اشرف و ابوغریب عراق بود.</p>
<p>سبحانی که اکنون به عنوان پناهنده سیاسی کشور ساکن آلمان ست، در سال 1383 کتاب خاطرات خود از زندان مجاهدین را با عنوان &#8220;روزهای تاریک بغداد&#8221; منتشر کرد که در این مقال تنها به بخشی از خاطراتش پرداخته می‌شود که درباره طلاق اجباری از همسرش، افسانه طاهریان، است.</p>
<p>او در بخش معرفی کتاب می‌نویسد: &#8220;من حدود هشت سال در زندانهای انفرادی سازمان مجاهدین حبس بودم. در طول این مدت اجازه دیدار و ملاقات با همسرم افسانه طاهریان را نداشتم. همچنین نامه و عکس‌های دخترم را در اختیار من نگذاشتند و از هرگونه ارتباط تلفنی و مکاتبه ای با دخترم که در جنگ اول خلیج به دانمارک فرستاده شده بود، محروم بودم.&#8221;</p>
<p>در مرور خاطراتش از شکنجه و زندان در کمپ اشرف، سبحانی گاه گاه به گذشته و زندگی خانوادگی اش نقبی میزند. در زمستان 1362 ، هنگامی که برای پیوستن به مجاهدین خلق در کردستان از سران تشکیلات دستور گرفت که از مرز ایران خارج شود، چند ماهی بیشتر از ازدواجش با افسانه طاهریان نگذشته بود. طاهریان که هفت ماهه سارا را باردار بود به اصرار زیاد سبحانی را همراهی کرد. &#8220;افسانه نمی‌پذیرفت. او نمیخواست تنها بماند و یا من را تنها بگذارد و اصرار داشت که همراه من به کردستان بیاید.&#8221;</p>
<p>پدر محمدحسین سبحانی که از این سفر بی بازگشت مطلع شده بود، با نگرانی آنها را بدرقه کرد و شال سبزی به افسانه هدیه کرد که بنا بر اعتقادات مذهبی‌اش محافظ او و جنینش باشد. سبحانی چنین می‌نویسد: او با اعتقادات پاک مذهبی که داشت به افسانه گفت: دخترم افسانه! این شال مال عزاداری امام حسینه، این را محکم به کمرت ببند که بچه تان توی مسیر سرما نخوره و امام حسین نگهدارتون باشه.&#8221;</p>
<p>زوج سبحانی-طاهریان و فرزند در راهشان مسیر سخت و صعب العبور کوهستانی کردستان را به عشق یکدیگر و با اعتماد به سازمان و هدفش، طی کردند که جزئیات آن مفصلا در بخش‌های نخست کتاب آورده شده است. سبحانی به خاطر می‌آورد که در این مسیر سخت و سرد که چند خانواده دیگر نیز همراه آنها بودند، چند بار از صبوری و همراهی افسانه تشکر می‌کند و افسانه با روحیه قوی و شاداب به همراهی او ادامه می‌دهد.</p>
<p>&#8220;افسانه در مسیر دشت و کوههای کردستان خیلی اذیت شده بود. او با خنده از خاطرات و سختی های مسیر می‌گفت. او یاد شال سبز آقاجون افتاد و میگفت که شال آقاجون باعث می‌شده که کمرش محکم‌تر باشد و به بچه کمتر فشار بیاید.&#8221;</p>
<p>محمدحسین سبحانی در زندان همان سازمانی است که برای خدمت به آن سلامتی همسر و فرزندش را در مخاطرات بسیار قرار داد. او به خاطر دارد که در عراق با افسانه شال سبز اهدایی آقاجون را  یادگاری نگه داشته بودند اما در ادامه می‌نویسد: &#8220;ولی فکر میکنم افسانه در بحث &#8220;طلاق‌های اجباری&#8221; و به اصطلاح &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; آن شال را به همراه دیگر خاطراتی که از من یا خانوده من داشت به سازمان تحویل داده بود.&#8221;</p>
<p>سبحانی به درستی تقصیری را متوجه همسر جدا افتاده‌اش نمی‌داند. چرا که او بالاجبار قوانین سازمان را تبعیت کرده بود. او در این باره می‌نویسد: &#8220;البته افسانه تقصیری نداشت. زیرا کلیه اعضا و مسئولین سازمان در بحث‌های &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; باید تمام خاطرات خود از همسرانشان را به فراموشی می‌سپردند. من هم حلقه و عکس و هر آنچه بوی افسانه می‌داد به سازمان داده بودم و این یکی از شروط پذیرفتن طلاق از طرف رهبر سازمان محسوب می‌شد.&#8221;</p>
<p>سبحانی فرایند کشته شدن عشق و علاقه میان خویش و همسرش همچون دیگر همسران در تشکیلات مجاهدین خلق را چنین شرح می‌دهد: &#8220;افسانه به خاطر تنها نگذاشتن من و عشق و عاطفه‌ای که به یکدیگر داشتیم، به عراق آمده بود. من و عاطفه مثل تمامی اعضای سازمان عشق و عاطفه را در تضاد با مبارزه و فعالیت سیاسی نمی‌دیدیم. ولی کارکردهای یک فرقه ایدئولوژیک و مذهبی به مرور از ما انسانهایی ساخته بود که عشق و عاطفه را باید در درون خود می‌کشتیم. مادر بودن، پدر بودن، فرزند بودن، عاشق شدن و معشوق بودن، همه و همه به طور سیستماتیک در درون سازمان باید کشته می‌شد.&#8221;</p>
<p>به باور نویسنده کتاب &#8220;روزهای تاریک بغداد&#8221; در ساختارهای کنترل‌گر و دیکتاتوری عشق و عاطفه موقتا کشته میشود اما فرد به محض آنکه به جهان آزاد پا بگذارد همه احساسات کشته شده درونش زنده می‌شود. او در سلول انفرادی ذهنش آزادترین جای جهان است و در ادامه می‌نویسد: &#8220;احساس عشق و عاطفه ای که باعث شده بود افسانه من را تنها نگذارد و با شکم باردار کوه‌های کردستان را با قاطر یا پای پیاده طی کند، مرا در سلول راحت نمی‌گذاشت.&#8221;</p>
<p>سبحانی در زندان کمپ اشرف نگران این است که همسرش بی اطلاع از شرایط او در سلول انفرادی، با شگردهای تشکیلاتی به شرایطی برسد که به او &#8220;نه&#8221; بگوید و همین موجب فشار روانی بسیاری بر او شده بود. &#8220;نمیدانستم در شرایطی که افسانه به من نه بگوید چه کار باید بکنم؟ فکر به این &#8220;نه&#8221; فشار روحی بسیار سختی در داخل سلول روی من می آورد. من نمی‌توانستم افسانه‌ای که قلب من شده بود را از خودم جدا کنم و وی را در عراق تنها بگذارم. در این دو راهی بود که همیشه چشمهایم از اشک پر می‌شد.&#8221;</p>
<p>محمد حسین سبحانی پس از جدایی از تشکیلات و استقرار در آلمان موفق شد که دخترش سارا و خانواده متلاشی شده اش را تا حدودی بازیابی کند اما افسانه طاهریان در نظام شستشوی مغزی مجاهدین خلق باقی ماند. سبحانی به خاطر انتشار کتاب خاطراتش و دیگر افشاگری‌ها و فعالیت‌های حقوق بشری‌اش برای احقاق حق خود و خانواده‌اش از سازمان مجاهدین خلق چنانکه انتظار میرفت از سوی این تشکیلات برچسب مزدوری و جاسوسی برای وزارت اطلاعات ایران را خورد.</p>
<p>با این وجود، در سال 1395 هنگامی که اعضای تشکیلات از عراق به آلبانی منتقل شدند، سبحانی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به همسرش ضمن ابراز علاقه و همدلی با او، به او وعده داد که در صورت تمایل به جدایی از مجاهدین خلق، از او حمایت خواهد کرد و برای زندگی او در دنیای آزاد از هیچ کمکی دریغ نخواهد کرد.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67895">خاطرات محمدحسین سبحانی از طلاق اجباری از افسانه طاهریان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67895/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیین نامه مجاهدین خلق: فرد بریده را تکه تکه کنید یا یک گلوله حرامش کنید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52046</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52046?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 12 Nov 2022 11:06:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه رجوی علیه جداشده ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسین سبحانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52046</guid>

					<description><![CDATA[<p>شاید در طول تاریخ حیات گروه‌های مبارز سیاسی، تشکیلات مجاهدین خلق اولین گروهی باشد که عنوان &#8220;بریده&#8221; را بر افرادی که دیگر طالب مبارزه نیستند، می‌نهد و آنان را مستوجب عقوبت شکنجه، زندان و مرگ می‌داند. بعد ها داعش نیز تلاش کرد چنین رویکردی را پیش بگیرد اما سران این گروه هیچ گاه فرصت نیافتند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52046">آیین نامه مجاهدین خلق: فرد بریده را تکه تکه کنید یا یک گلوله حرامش کنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شاید در طول تاریخ حیات گروه‌های مبارز سیاسی، تشکیلات مجاهدین خلق اولین گروهی باشد که عنوان &#8220;بریده&#8221; را بر افرادی که دیگر طالب مبارزه نیستند، می‌نهد و آنان را مستوجب عقوبت شکنجه، زندان و مرگ می‌داند. بعد ها داعش نیز تلاش کرد چنین رویکردی را پیش بگیرد اما سران این گروه هیچ گاه فرصت نیافتند به اندازه سران مجاهدین خلق در سرکوب افراد ناراضی گروهشان انواع شقاوت‌ها را به کار ببرد.</p>
<p>در طول چهار دهه گذشته ساختار بشدت فرقه‌ای، مزدور و ریاکار تشکیلات مجاهدین خلق موفق شده است تا حد زیادی از جنایاتی که درون تشکیلاتش مرتکب شده است را از چشم جهانیان پنهان نگه دارد. در حالی که جنایاتی که این فرقه مخرب تنها علیه اعضای خود مرتکب شده است در مقایسه با گروه های تروریستی چون داعش اگر بیشتر نباشد، دست کم برابری می‌کند.</p>
<p>اعضای جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق مسعود رجوی را عامل اصلی تئوریزه کردن مجازات‌های شدید برای افرادی که خواهان جدا کردن مسیر زندگی خویش از مجاهدین خلق بودند، معرفی می‌کنند. بر اساس اسنادی که در نشریات مجاهدین خلق منتشر شده است این موضوع به روشنی قابل اثبات است.</p>
<p>محمد حسین سبحانی عضو سابق مجاهدین خلق که پس از تحمل سالها حبس در زندان قرارگاه اشرف و زندان ابوغریب عراق توانست خود را از چنگ فرقه رجوی نجات دهد، با ارائه اسنادی نشان می‌دهد که مجاهدین خلق خود اذعان دارند که برای مجازات فردی که اعلام تمایل به خروج از تشکیلات می‌کند ( یا به عبارت تشکیلاتی اعلام بریدگی می‌کند)، مجازات زندان کافی نیست و بنا به فرموده مسعود رجوی فرد باید تکه تکه شود یا به ضرب گلوله کشته شود.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52046-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Sobhani-Mohammad-1.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Sobhani-Mohammad-1.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Sobhani-Mohammad-1.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Sobhani-Mohammad-1.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>در سال 1372، محمد حسین سبحانی هنگامیکه به ایدئولوژی رجوی انتقاد کرد و درخواست خروج از تشکیلات داد، مجبور شد پای اعتراف نامه اجباری که سران فرقه رجوی به او تحمیل کردند را امضا کرده و خود را بریده و مستوجب عقوبت زندان بداند. بعدها در نشست‌هایی به نام توبه این فرایند دارای آئین نامه شد. این آئین نامه در سال 1382در دفترچه‌ای سبز رنگ که سال گذشته کودک سربازان سابق مجاهدین خلق آن را افشا کردند، مدون شد و در نشست‌هایی موسوم به طعمه به همه لایه‌های تشکیلات تحمیل شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52046">آیین نامه مجاهدین خلق: فرد بریده را تکه تکه کنید یا یک گلوله حرامش کنید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52046/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Report/Sobhani-Mohammad-1.mp4" length="20725723" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی ـ قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13965</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13965?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Mar 2013 09:36:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسین سبحانی]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/03/12/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%aa%db%8c-4/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اگر روزی نغمه جدایی از فرقه را در ذهن می خوانده، شوهرش رو حتی یک نگاه نمی توانسته ببیند که او را هم مطلع کند، و سازمان نمی خواد همین" نگاه"، همین" نگاهی" که معجزه می کنه، همین عشق که معجزه می کنه شکل بگیره و توی لیبرتی این شکل می گیره به دلیل مساحت کوچکتر کنترل کمتر است، افراد در یک تراکم و نزدیکی بیشتری هستند، اخبار و اطلاعات بهتر رد و بدل می شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13965">متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی ـ قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای پارسا سربی:<br /> آخه آنجا در اشرف یا لیبرتی هم که دیگه سلاحی ندارند و سلاح ها را که تحویل داده اند و سلاحی ندارند.<br /> آقای محمدحسین سبحانی:<br /> بله، سلاح را فیزیکی از آنها گرفته اند، ولی سلاح در اندیشه آنها هنوز وجود دارد، مشکل تفکر و بینش آنها است.<br /> اگر اجازه بدهید به این بحث بپردازیم که چرا سازمان مجاهدین و آقای رجوی می خواهد به اشرف بازگردد؟ من چند دلیل را مطرح می کنم.<br /> اول اینکه<br /> به گفته سازمان و خانم مریم رجوی &quot;اشرف کانون استراتژیک نبرد و مبارزه مسلحانه است&quot;، آنجا منطقه ایست که اعضای سازمان 26 سال آنجا آموزش دیدند و در هر حال این شعار استراتژیک سازمان مجاهدین بوده است، حالا این کانون استراتژیک نبرد مسلحانه از سازمان مجاهدین گرفته شده است، حالا با قول و قرارهایی که آمریکا داد که اگر از اشرف خارج شوید ما نگاه مان به این همکاری مثبت خواهد بود، بنابراین اشرف رو از دست داد و فشار بین المللی، فشار نیروها، فشار خانواده های متحصن و فشار اعضای جدا شده و مدافعین حقوق بشر، سازمان مجبور شد اشرف رو ترک کند. بعد حالا اصرار می کند به برگشتش زیرا می خواهد به نیروهای درون خود و بیرون خود بگوید من آن شعاری که از روز اول دادم سرجایش است و باز خودش را بازسازی کند به لحاظ سیاسی و استراتژیک.<br /> دوم اینکه<br /> در لیبرتی امکان کنترل نیرو به اندازه قلعه اشرف میسر نیست، قلعه اشرف یک مساحت جغرافیایی شش کیلومتر در شش کیلومتر دارد و کمپ لیبرتی بسیار بسیار کوچک تر است و شما می دونید که در قلعه اشرف همین سه هزار و اندی نفر که در لیبرتی دارند با هم زندگی می کنند در اشرف که همه با هم در ارتباط نبودند، اصلا افکار عمومی و جامعه بین المللی نمی دانند که این سه هزار نفر در گروه های 100 &ndash; 150 نفره در مقرهای مختلف در درون اشرف سازمان دهی شده بودند، یعنی این 150 نفری که اسمشون رو گذاشتند ستاد فلان یا لشکر بهمان یا یگان فلان با اون یکی در ارتباط نبودند و اگر امکان انتقال اخبار و اطلاعاتی بوده تنها بین همین 150 نفر محدود بوده است، بنابراین یک خواهری که خواهرش در ستاد دیگه ای بوده نمی دیده، زن، اگر روزی نغمه جدایی از فرقه را در ذهن می خوانده، شوهرش رو حتی یک نگاه نمی توانسته ببیند که او را هم مطلع کند، و سازمان نمی خواد همین &quot; نگاه&quot;، همین &quot; نگاهی&quot; که معجزه می کنه، همین عشق که معجزه می کنه شکل بگیره و توی لیبرتی این شکل می گیره به دلیل مساحت کوچکتر کنترل کمتر است، افراد در یک تراکم و نزدیکی بیشتری هستند، اخبار و اطلاعات بهتر رد و بدل می شود.<br /> دلیل سوم اینکه،<br /> نیرویی که در درون اشرف بود، از رهبرش شنیده بود که اینجا &quot;کانون استراتژیک نبرد است&quot; و او هم با این توهم در اشرف ادامه داد وقتی اون توهم شکست اومد توی لیبرتی در ذهنش از یک نقطه ای عبور کرده که پس آنچه رهبری من گفت چی شد؟ اگر حتی جرات بیانش را نداشته باشد.<br /> نکته ی چهارم،<br /> رجوی می خواهد با اصرارش به برگشتن به اشرف، نقش ارتش آزادی بخش سوریه رو در فضای جامعه ی ایران بازی بکند، یک تصور و توهم بسیار شدید که اساسا نه سازمان مجاهدین چنان پتانسیلی دارد و نه در جامعه بین المللی چنین جایگاهی دارد.<br /> بنابرآنچه گفته شد در پاسخ به سوال شما به نظر من و سایر دوستانی که منتقد سازمان مجاهدین هستند باید افرادی که اکنون به نام سازمان مجاهدین در لیبرتی هستند در اسرع وقت تحت مقررات و ضوابطی که کمیساریای عالی پناهندگان دارد، پروسه پناهندگیشان سپری بشه و به کشورهای بعد تقسیم شوند، بنابراین ادامه سازمان مجاهدین در عراق، چه در لیبرتی و چه در اشرف در واقع خیانتی ست که رهبری این سازمان در برابر افرادی که آنجا در واقع اسیر هستند انجام می ده.<br /> آقای پارسا سربی:<br /> شما در صحبتهاتون اشاره کردید به خانوداه هایی که به دنبال دیدار بستگانشون هستند، خیلی از مجاهدین می گویند که اینها از طرف جمهوری اسلامی می آیند، حتی می گویند که شما در ارتباط با وزارت اطلاعات هستید.<br /> در این رابطه یک مقدار صحبت کنید که آیا این خانواده ها به دولت ایران وابستگی دارند و آیا دولت ایران به اینها کمکی می کنه یا تسحیلاتی فراهم میکند که به آنجا بیایند، یا این که این بندگان خدا هم از این طرف مورد اتهام قرار می گیرند و هم از آن طرف؟<br /> آقای محمدحسین سبحانی:<br /> درباره اتهامات سازمان مجاهدین، چه به خانواده ها و چه به افراد منتقد خودشون، همین بس که بدونیم که از نظر سازمان مجاهدین هیچ شخصیت ایرانی و غیر ایرانی وجود نداره که با سازمان مجاهدین صرفا اختلاف نظر داشته باشد و به او مارک و اتهام نزده و توهین نکرده باشند، از خانم مادلین آلبرایت گرفته تا همین اواخر آقای کوپلر یا سفیر آلمان در بغداد یا هر شخصیت چه ایرانی و چه غیر ایرانی. در تمام تاریخ سازمان شما این ترور شخصیت را می بینید، در پاسخ به این سوال به همین چند جمله بسنده می کنم، بنابراین من و همه عزیزان دیگر، کسانی نیستیم که از این مارک ها واتهامها بترسیم، سازمان مجاهدین و رهبری آن باید بداند و باید بیاید پای میز محاکمه و در یک دادگاه عادلانه پاسخ بدهد چرا؟ سوال های مشخصی وجود دارد که باید پاسخ بدهد.<br /> اما این که خانواده ها یی که 20 سال 30 سال فرزندانشون رو ندیده اند،این حق رو ندارند که بیایند اعتراض کنند و پشت سیم های خاردار متحصن بشوند، حالا شما می توانید بگویید، دولت ایران این مسئله رو تسهیل کرده است یا نکرده است، که این در محتوای موضوع تاثیری ندارد، باید اجازه می دادند خانواده اش را ببیند، اگر مشکل سازمان مجاهدین، جمهوری اسلامی است، این مشکل رو این طوری از سر راه بر میداری یعنی بگذارند که خانواده ها با فرزنداشنان ملاقات کنند.<br /> آیا شما باور می کنید که آقای محمد اقبال که در سازمان مجاهدین مسئولیت دارد و در حال حاضر در کمپ لیبرتی است بیاید خواهرش را به دلیل اختلاف نظر با یک اصطلاح بسیار بد و توهین آمیز مورد خطاب قرار دهد؟<br /> در حالی که خانواده اش در اروپا حضور دارند و داخل ایران نیستند که تسهیلات حکومتی دریافت کرده باشند، من به خانواده ی محمد اقبال، خانم عاطفه اقبال هم می گویم این را نوشته برادر خود ندانند، این نوشته محمد اقبال نیست، این نوشته گشتاپوی سازمان مجاهدین است نوشته مسئول ستاد امنیت و اطلاعات سازمان مجاهدین است و فقط آن را می دهند دست محمد اقبال بخواند.<br /> ادامه دارد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13965">متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی ـ قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13965/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13946</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13946?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Mar 2013 10:02:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسین سبحانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/03/07/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%aa%db%8c-3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>تاسف بار و غمگین است وضعیت زنان و مردانی در آنجا وجود دارند که 50 – 60 سالشون است و پدرو مادر خود را سالهاست ندیده اند، ازدواج نکرده اند، فرزندان خود را ندیده اند، بو و عشق به زندگی رو نمی شناسند و نمی دانند که زندگی کردن در تضاد با مبارزه نیست. هرکس می گوید که زندگی در تضاد با مبارزه است یعنی این خود مبتکر و تولید کننده ی خشونت است و گر نه چه دلیلی دارد که شما در واقع افراد قربانی را به این نقطه ای برسونید که الان قرار دارند؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13946">متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>صلح بین ایران و عراق طناب دار فرقه رجوی شد آقای پارسا سربی:<br /> شما خیلی قشنگ توضیح دادید که حتی با این کار ایشون باعث می شه که آنهایی که طرفدار و هوادرش هستند باور کنند که ایشون یک قدرت بالاتر و یک شخص بالاتر هستند، جالب هست که می گید اینها یک قدرتی دارند که می تونند شستشوی مغزی کنند که می تونند این افرادی رو که انقدر با سواد هستند و برای خودشون شخصیتی دارند اونها رو هم به طرف خودشون بکشونند و مجبور کنند که این اعمال رو انجام بدهند، شما تو صحبتاتون به مسئله صلح و خاتمه جنگ و آتش بس و اینها اشاره کردید، آیا مصاحبه ای رو دید که آقای فیلابی در&quot;صدای آمریکا&quot; وقتی ازشون سوال می کنند که چرا مجاهدین رفتند عراق ایشون می گه که اگه مجاهدین نرفته بودند عراق جنگ تمام نمی شد، یعن یک جوری می خوان بگن که اینها رفتند عراق که جنگ رو تمام کنند، و نظرتون در رابطه با این صحبت چیه؟ آقای محمد حسین سبحانی:<br /> البته من عین این مصاحبه رو ندیدم اما در هر صورت کلام و فرهنگ و ادبیات افراد وابسته به سازمان مجاهدین مشخص هست و من می دونم که منظور ایشون در هر صورت چی هست، البته آنچه شما از ایشون نقل کردید نمی تونه حتی با تحلیل های سازمان یکی باشه مگر اینکه بر اساس عدم اطلاع آقای فیلابی که آدم دسته چندم سازمان هست و البته در هر صورت به دلیل پروسه ورزشی که در گذشته داشته ایشون الان توی آمریکا برای خودش کسی هستش اما به لحاظ فهم سیاسی و ایدئولوژیک و در واقع دانستنی هایی که درباره سازمان مجاهدین باشه، اطلاعات زیادی نداره اگرهم فکر می کنند که دارند، من آماده هستم بیام، چه ایشون چه هر کس دیگه ای از افراد سازمان با اسم و هویت، مهم نیست در کدام نقطه از سازمان قرار داشته باشند، هر جا که باشند قبول است، بیان بشینیم و یک مناظره رسمی انجام بدیم، و بگوییم که چرا سازمان مجاهدین در این نقطه قرار دارد، چرا رهبری مادام العمر؟ چرا طلاق های اجباری؟ چرا و چرا و چرا؟<br /> اما در ارتباط با سوالی که شما فرمودید، سازمان مجاهدین از 30 خرداد 60 مبارزه مسلحانه رو آغاز کرد، ترورها، انفجار حزب جمهوری، دفتر نخست وزیری و ترورها و انفجارهای مختلفی که 100 ها تن از نیروهای مسئول، افرادی از بدنه سپاه یا ارتش و مردم عادی کشته شدند و طبیعی است که دراین چرخه خشونت و ترور و اعدام هر کدام به هم کمک می کردند و این چرخه ادامه داشت، سازمان مجاهدین در اون مقطع، در سالی که مسعود رجوی به همراه آقای بنی صدر به پاریس آمدند, جمع بندی از سازمان ارائه داد تحت عنوان جمع بندی یک ساله مقاومت.<br /> در این جمع بندی سازمان ارزیابی اش این بود که ما در کوتاه مدت (کوتاه مدت به معنای، شش ماه تا یک سال) رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون می کنیم. اما این نشد و گفته بود که اگر نشد مبارزه به درازا خواهد کشید، مسعود رجوی در این مقطع آمد و با طارق عزیز که معاون وقت صدام حسین بود در پاریس ملاقات کرد، در همین هنگام آقای بنی صدر به دلیل اعتراض به این ملاقات از شورای ملی مقاومت و ائتلاف با سازمان مجاهدین خارج شد و گفت که &quot;شما با این کار به یک بیگانه که در حال جنگ با کشور شما است دست دوستی دادید&quot; حالا چرا سازمان مجاهدین و مسعود رجوی این کار رو کرد؟ چون که در آینه و در آینده می دید که دیگر در کوتاه مدت سرنگونی ای وجود ندارد، بنابراین باید محلی رو پیدا می کرد که این نیروها رو بتواند در آن جا نگه دارد و قرنطینه کند و آموزش دهد و کنترل کند، بهترین کار با توجه به سابقه سازمان مجاهدین در زمان شاه با رژیم صدام حسین، عراق بود، بنابراین اومدند عراق و از همان نقطه، ارتباطات سازمان مجاهدین و صدام حسین در واقع ارتباطات بسیار بسیار نزدیک و رابطه ی مزدوری برقرار شد، شما فیلم ملاقات های ی مسعود رجوی و ارشدهای صدام حسین رو که می بینید، می بینید که با چه زبونی یی صحبت می کنه یا میگه که برای من پاسپورت جور کنید که ما بریم از فلان کشور و یا فلان منطقه وارد شویم و عملیات بکنیم. در این مذاکرات و ملاقات ها این صدام حسین و افسران ارتش وی هستند که به رجوی میگه شما کدوم عملیات رو انجام بدین، یا چه جنس عملیات رو انجام بدین.<br /> حالا سازمان مجاهدین آمده توی عراق و آقای فیلابی مدعی شده که سازمان آمده عراق که صلح بشه، در حالیکه صلح طناب دار خود سازمان مجاهدین شد، چرا که سازمان مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان (دروغ جاویدان) 5 هزار نفر را به جاده آسفالته سرپل ذهاب تا کرمانشاه کشید، کسی که کمترین آموزشهای نظامی را دیده باشد می تواند پیش بینی کند که چقدر این عملیات غلط است، حتما در کشور آمریکا با افراد مختلفی بر خوردید که اصلا دانشجو بودند و با سلاح آشنایی نداشتند، رجوی این افراد را به این عملیات کشاند و افراد در جاده آسفالته از &quot;سر پل ذهاب&quot; تا &quot;کرمانشاه&quot; همینطور خوردند، سوال این است که سازمان مجاهدین اگر به بن بست کشیده نشده بود چرا باید دست به چنین عملیات اشتباهی می زد تا بیش از 1000 نفر از افرادش رو از دست بدهد؟ بنابراین این گفته آقای فیلابی یا از عدم اطلاع ایشون است و یا برا ی فریب افکار عمومی و برای این که سابقه ننگین سازمان مجاهدین و خیانتهایی که در جنگ ایران و عراق کردند را لاپوشانی بکنند، رفتن سازمان مجاهدین را به عراق برای صلح تحلیل می کند. <br /> آقای پارسا سربی:<br /> لطفا به دلیل تماسها و ارتباط هایی که دارید یک مقداری از آخرین وضعیت سازمان مجاهدین در کمپ لیبرتی برای ما بگویید و بگویید که شرایط به چه گونه پیش میره؟ به خصوص بعد از حمله هفته ی گذشته که درست در روز 22 بهمن روزی که حتی مجاهدین در آمریکا هم جشن گرفته بودند و قرار بود جشن شادی باشه و آقای جولیانی هم آمده بود که تبریک بگه که آنها از لیست تروریستی بیرون آمدند. لطفا یک مقداری مارا آشنا کنید با شرایط و اوضاعی که الان اونجا هست. آقای محمدحسین سبحانی:<br /> بله البته در 21 بهمن در یک حمله تروریستی که با سلاح های خودکار صورت گرفت کمپ لیبرتی مورد تهاجم قرار گرفت و بر اساس اخبار 7 نفر کشته شدند و تعداد زیادی مجروح شدند هم چنین بین مجروحین تعدادی از نیروهای عراقی وجود دارند، البته این حمله تروریستی را تمامی انجمن های مدافع حقوق بشر از جمله افراد جدا شده و انجمن های مرتبط با افراد جدا شده از جمله کانون &quot;ایران قلم&quot; که مسئولیتش رو بنده به عهده دارم به شدت محکوم کردیم و در واقع این رو در راستای منافع رهبری فرقه مجاهدین قلمداد کردیم، در این حادثه تروریستی تعدادی از دوستان ما کشته شدند و تعدادی از آنها مجروح شدند، در همان روز ما تماس های بسیاری داشتیم از افرادی که بستگانشون آنجا هستند که پیگیری سرنوشت برادر، خواهر و فرزندانشون رو می کردند. البته باید به این حادثه اسفناک به وقوع پیوسته عمیق تر نگاه کرد و دنبال چرایی آن بود، سازمان مجاهدین روزی دست در دست صدام حسین علیه اپوزیسیون وی که الان در کردستان و در عراق حاکم هستند مبارزه کرده است، حالا حکومت عراق تغییر کرده است، اصرار سازمان مجاهدین بر حضور در عراق برای چیست؟<br /> ما آن حمله تروریستی رو محکوم کردیم، آن حمله تروریستی هم بر اساس اطلاعاتی که وجود داره، گروهی به نام جیش المختار که در واقع یک گروه تندرو یی هستش درواقع مسئولیت این کار رو بر عهده گرفته و براساس آنچه دولت عراق مدعی ست آقای مالکی هم دستور بازداشت سرکرده ی این گروه را داده است. اما فارغ از این موضوع باید دید که سازمان چرا اصرار دارد در عراق بماند، من سال گذشته به همراه تعدادی از دوستانمون با تمام خطراتی که با آن مواجه بودیم برای حمایت از خانواده ی بچه هایی که در عراق هستند و پشت درب قرارگاه اشرف متحصن شده بودند تا فرزندانشان را برای چند لحظه ملاقات بکنند به عراق سفر کردم و آنجا را از نزدیک دیدم، شرایط سیاسی و امنیتی و نظامی بغداد و در کل عراق بی ثبات است، حالا شما چه اصراری دارید که در این فضا افراد رو نگه دارید؟ بنابر نقل قول افرادی که به تازگی از سازمان جدا شده اند (مثلا آقای حسین نژاد که مترجم ارشد مسعود رجوی در سازمان بود و اخیرا از کمپ لبرتی جدا شده) می گویند در آن مقطع از ما خواسته شده که بگوییم که ما می خواهیم در عراق پناهنده باشیم، یعنی در واقع برعکس چیزی که افکار عمومی تصور می کنند، به عنوان یک دستور تشکیلاتی به افراد گفته شده که شما در مصاحبه با کمیساریای عالی پناهندگان بگویید که من نمی خواهم بروم آلمان یا سوئیس یا&#8230; در کشوری پناهنده بشوم بگید که من می خواهم توی عراق بمانم، بنابراین اینجا یک علامت سوال بزرگ وجود داره اصرار رهبری فرقه مجاهدین بر نگه داشتن افراد در عراق برای چیست؟ آن هم گروهی که دست در دست صدام حسین دیکتاتور بزرگ عراق داشته، بنابراین در این شرایط مسئولیت این حمله به همان اندازه که بر عهده سرکرده گروه جیش المختار است با آقای مسعود رجوی هم هست، به این خاطر که چرا این نیروها رو شما در عراق در کمپ لیبرتی حبس می کنید؟ اساسا و درهمه جای دنیا کمیساریای عالی پناهنده به افراد تک به تک پناهندگی میده، اما آقای رجوی می خواد که همه ی این افراد با هم پناهنده و به جایی منتقل شوند و این خواسته ی فرقه ی آقای رجوی اصلا عملی نیست، یکی از دلایل مخالفت آقای رجوی با آقای کوپلر نماینده سازمان ملل در عراق همین است، که سازمان ملل می گوید هر کس که می خواهد جدا شود بیاید و با سازمان ملل صحبت کند و آقای رجوی هم می گوید چرا این را می گویید این همان حرف جمهوری اسلامی است، نه خیر آقا و خانم رجوی این حرف جمهوری اسلامی نیست این قانون کمیساریای عالی پناهندگان در تمام دنیاست من هم دراین کشوری که پناهنده شده ام، میرم با مسئول اداره ی پناهندگی صحبت می کنم توضیح می دم شرایط خودم را بعد که اداره مهاجرت به من پناهندگی می ده، به تمام فامیل من که پناهندگی نمی ده، به تمام هم فکران من که پناهندگی نمی ده که. آقای پارسا سربی:<br /> آقای سبحانی چون من خودم از نزدیک دو سال در آلمان بودم و با امنستی و چند تا سازمان دیگه همکاری می کردم خوب هست که این رو هم اضافه کنیم که حتی خانواده وقتی میاد دیده می شود که مثلا به فرزند یک خانواده پناهندگی داده نمی شود اما به باقی افراد آن خانواده داده می شود و همین طور که شما گفتید پرونده ها تک تک تحت بررسی قرار می گیرد و حالت گروهی و فامیلی و لشکر کشی و اینها وجود نداره. <br /> آقای محمدحسین سبحانی:<br /> به نکته درستی اشاره کردید و بنابراین سازمان مجاهدین، باید مسئولیت این موضوع را بپذیرد تا زمانی که اصرار می کند در عراق حضور داشته باشد، در شرایطی که در عراق ناامنی وجود دارد، بنده این سوال رو مطرح می کنم که سازمان مجاهدین بر چه اساسی در ساختار سیاسی کشور عراق دخالت می کنه؟<br /> دولت عراق ساختار و احزاب و قبائل مختلفی داره و سازمان مجاهدین میاد با تزریق پول این ساختارها رو هدایت می کنه، درواقع تنها برگ برنده ی سازمان مجاهدین پولی است که در دستش است، بنابراین با این مکانیزم اخلال می کنه در روند سیاسی دولت عراق، مگر شما عراقی هستید؟<br /> شما به این دلیل در عراق حضور داشتید که می خواستید جمهوری اسلامی رو تغییر بدید بنابراین چه دلیلی داره که در ساختار سیاسی عراق دخالت کنید؟<br /> جز اینکه شما می خواهید در این روند سیاسی اخلال کنید تا دولتی که به بقایای صدام حسین نزدیک تر است به قدرت برسد تا داستانهای 26 ساله ی حضور شما در عراق ادامه پیدا کند؟<br /> واقعا تاسف بار و غمگین است وضعیت زنان و مردانی در آنجا وجود دارند که 50 &ndash; 60 سالشون است و پدرو مادر خود را سالهاست ندیده اند، ازدواج نکرده اند، فرزندان خود را ندیده اند، بو و عشق به زندگی رو نمی شناسند و نمی دانند که زندگی کردن در تضاد با مبارزه نیست. هرکس می گوید که زندگی در تضاد با مبارزه است یعنی این خود مبتکر و تولید کننده ی خشونت است و گر نه چه دلیلی دارد که شما در واقع افراد قربانی را به این نقطه ای برسونید که الان قرار دارند؟<br /> از طرف دیگه خانم مریم رجوی بعد از حادثه ای که در لیبرتی صورت گرفته، گفته که ما را به اشرف برگردانید، به چه دلیل؟ به دلیل اینکه در اشرف امنیت ما بیشتر است! شما این موضوع رو پیش هر کارشناس سیاسی و کارشناس مسائل خاورمیانه و عراق ببرید به شما خواهد گفت که این یک فرضیه کاملا اشتباهی است، شما در کمپ لیبرتی که شرایط امنیتی و حفاظتی بهتری از قرار گاه اشرف داشته مورد تهاجم قرار گرفتید، کمپ لیبرتی جزو منطقه حفاظت شده ی بغداد و نزدیکهای فرودگاه بغداد هست و منطقه حفاظت شده نیروهای آمریکایی بوده و شما که می گویید اشرف، اشرف دقیقا در منطقه یی است که درواقع تلاطم و بی ثباتی نظامی و امنیتی در آن وجود داره. چرا می گویید بریم اونجا؟ چرا نمی گویید که ما رو فوری بفرستید به کشورهای امن اروپایی و غیره، خب بیایید داخل اروپا فعالیت بکنید، بیایید هر کاری می خواهید بکنید اینجا بکنید، می خواهید حرف بزنید صحبت بکنید اینجا انجام دهید، مشکل چیه؟ مشکل این هست که رجوی می دونه توی اروپا نمی تونه سلاحش رو دستش بگیره، به همین دلیل است که ما می گوییم سازمان مجاهدین هنوز با اندیشه مبارزه ی مسلحانه و تروریستی خداحافظی نکرده است. آقای پارسا سربی:<br /> آخه آنجا در اشرف یا لیبرتی هم که دیگه سلاحی ندارند و سلاح ها را که تحویل داده اند و سلاحی ندارند. ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13946">متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13946/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13930</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13930?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Mar 2013 08:49:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسین سبحانی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش ها و نظرها در رابطه با فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/03/04/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%aa%db%8c-2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال 1364 بحث طلاقهای اجباری برای همه افراد از یکدیگر مطرح نشد فقط صرفا طلاق مهدی ابریشمچی و مریم عضدانلو از یکدیگر بود. البته برای اینکه آقای مهدی ابریشم چی زیاد بقول معروف احساس نکند که کلاه سرش رفته در همان دستگاهی که خودش و مسعود رجوی حضور داشتند. بلافاصله آقای رجوی، مینا خیابانی را که تقریبا هفده هیجده سال از مهدی ابریشم چی کوچکتر بود به عقد مهدی ابریشم چی در آورد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13930">متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای سربی:<br /> من از شما ممنونم اجازه بدهید طبق معمول به دوستان بیننده و شنونده بگیم که اگر مایل باشند تماس بگیرند می تونند با این شماره تلفن و ایمیل آدرسی که می بینید می تونید تماس بگیرید و پیام بگذارید امروز آقای محمد حسین سبحانی اجازه دادند که در قسمت دوم برنامه شما بتوانید بصورت زنده هم و تلفنی تماس داشته باشید و بعد اگر مایل بودید از ان زمان که اعلام کردیم تماس تلفنی بگیرد و پیامهای خود تان را به اصطلاح پرسشهای خودتان را مطرح کنید یا نظرات خود تان را بگید و ایشان هم یا پاسخ می دهند و یا نظرات شما را می شنوند و در موردش صحبت می کنند آقای سبحانی خوب با وجود اینکه شما همه جوان بودید به این سازمان پیوستید ولی وقتی که صحبت طلاق دادن و اینها پیش میاد اولین چیزی که یک نفر به فکرش می رسد اینه که رطب خورده منع رطب چون کند و کسی که این زن وهمسر داشته چرا خودش همسرش را طلاق نمی دهد ولی از دیگران می خواد که طلاق بگیرند کسی این سئوال را مطرح می کرد و اگر مطرح می کرد با چه عکس العمی روبرو می شد. آقای سبحانی:<br /> البته پایه های بحث طلاق اجباری در سال هزار و سیصد و شصت و چهار تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک و جدایی و طلاق مهدی ابریشم چی از مریم عضدانلو و سپس ازدواج مریم عضدانلو با مسعود رجوی آغاز شد. توجیه این موضوع هم این بود که یکی دو ماه قبل از اینکه این ازدواج صورت بگیرد (اواخر سال 1363) مسعود رجوی آمد گفت که ما برای ارتقاء زن مجاهد در واقع یک طرحی داریم.رجوی آمد چکار کرد؟<br /> گفت که بالا ترین زن مجاهد در سازمان مجاهدین به لحاظ موقعیت تشکیلاتی و سلسله مراتب تشکیلاتی خانم مریم عضدانلو هست بنابر این ایشان همردیف مسئول اول سازمان مجاهدین می شوند. آنموقع هنوز رهبر ایدئولوژیک و عقیدتی و غیره را رجوی مطرح نمی کرد. مسعود رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین بود و مریم عضدانلو در هر صورت آنموقع همردیف مسئول اول سازمان یعنی در واقع همردیف آقای مسعود رجوی شد. بعد چه تضادی را آقای رجوی مطرح کرد؟ شما خودتان پی ببرید و خودتان و بینندگان قضاوت کنید. تضاد طرح شده توسط رجوی این بود که گفت:<br /> در واقع خوب ما دوتا (مسعود رجوی و مریم عضدانلو) می خواهیم با هم بحث کنیم و مشورت و صحبت کنیم و کارمان به نصفه شب می کشه در واقع نیاز به یک محرمیت وجود دارد. این مطالب چیزهایی هست که در سازمان و در نشریات سازمان اینها گفته شده و اینها مستند هست که من دارم خدمت تان عرض می کنم. پیرو این بحث مسعود رجوی از زبان دفتر سیاسی امد مطرح کرد که نیاز هست برای اینکه این ارتقاء و این ارتقاء زن مجاهد در واقع با مشکل و خللی مواجه نشه، بنابر این نیاز هست که این محرمیت و ازدواج بین مسعود رجوی به عنوان مسئول اول سازمان و مریم عضدانلو به عنوان هم ردیف مسئول اول سازمان صورت بگیرد. بنابر این آنموقع طلاق بین مهدی ابریشمچی و مریم عضدانلو صورت گرفت و بعد ازدواج بین مسعود رجوی و مریم عضدانلو در 30 خرداد 1360 صورت گرفت.<br /> این پایه آن بحث طلاقهای اجباری در سال شصت و چهار بود. در سال 1364 بحث طلاقهای اجباری برای همه افراد از یکدیگر مطرح نشد فقط صرفا طلاق مهدی ابریشمچی و مریم عضدانلو از یکدیگر بود. البته برای اینکه آقای مهدی ابریشم چی زیاد بقول معروف احساس نکند که کلاه سرش رفته در همان دستگاهی که خودش و مسعود رجوی حضور داشتند. بلافاصله آقای رجوی، مینا خیابانی را که تقریبا هفده هیجده سال از مهدی ابریشم چی کوچکتر بود به عقد مهدی ابریشم چی در آورد. یعنی بعد از طلاق مریم عضدانلو ابتدا یک شکلاتی تو دهن مهدی ابریشم چی گذاشتند البته آنچه که خودشان میگن ولی از نظر من خانم مینا خیابانی هم یک زن هست و من برایش بسیار بسیار احترام قائل هستم. به همین میزانی که مورد ستم قرار گرفته من با ایشان احساس همدردی می کنم، اگر از بیان شکلات که استفاده کردم قصد تحقیر نداشتم و ندارم. در هر صورت مهدی ابریشم چی به این شکل از این پروسه عبور کرد و بعد این ازدواج مریم با مسعود رجوی صورت گرفت این در واقع مسئله ادامه داشت تا سال شصت هشت. سال شصت و هشت که در واقع بعد از آتش بس هست و بعد از عملیات فروغ جاویدان که به زعم من دروغ جاویدان. در واقع سازمان بعد از آتش بس بین ایران و عراق تمام نیروهایش را در فروغ جاویدان از دست داد، بیش از هزار کشته و هزار و چهار صد زخمی و در واقع بسیار فجایع دیگری که پیش آمد و بعد از آن عملیات دروغ جاویدان بسیاری از زنها بی شوهر شدند و بسیاری از مردان بی زن شدند. در آن مقطع رجوی برای اینکه نیروها را از ان انزوا و آن چالشی که با آن مواجه شدند در تشکیلات بحث ازدواجهای اجباری را مطرح کرد. پیرو این خط تشکیلاتی افرادی که اصلا همدیگر را ندیده بودند با همدیگر در هر صورت ازدواج کردند، به تشخیص سازمان. یعنی الان شما نمونه اش را توی کره شمالی هم می بینید تو کره شمالی دولت هست که انتخاب می کند طبق مقالاتی که منتشر شده برای اعضای حزب حاکم. دولت هست که انتخاب می کند که این خانم را این آقا می خواد دقیقا همین کار را سازمان مجاهدین می کرد و افراد را برای همدیگر انتخاب می کرد. بعد از این پروسه در واقع سازمان مجاهدین و رهبریش به این نتیجه رسید، چون رجوی می گفت صلح طناب دار رژیم جمهوری اسلامی هست. خوب صلح صورت گرفت و طبق قعطنامه آتش بس بین عراق و ایران بر قرار شد بنابر این نه جمهوری اسلامی سرنگون شد و سازمان مجاهدین هم در این وسط خلع سلاح سیاسی، استراتژیک شد. چون در واقع در این شکافی که در جنگ ایران وعراق وجود داشت می تونست مسلح بشود توسط صدام حسین و می تونست در عملیات مرزی در حد پشتیبانی از صدام می تونست عملیات انجام بده و این گرفته شد ازش. بنابر این نیاز داشت که در این مقطع نیروها را حفظ کند برای کنترل نیرو بهترین روشی که به ذهن مسعود رجوی رسید این بود که بیاد ساختار سازمان مجاهدین را که از سال شصت و چهار از ان حالت بالنسبه در هر صورت یک شورای مرکزی وجود داشت یک دفتر سیاسی وجود داشت برد روی ساختار رهبری فردی و ایدئولوژیک و عقیدتی سال شصت و هشت اینرا مطرح کرد که یا هیچ چیز یا همه چیز. یا بیایید زن تان را طلاق بدهید شوهر های تان را طلاق بدید، برای چی؟ بخاطره مبارزه، در واقع شما سئوال کردید که شما چطوری این کار می کردید ولی در هر صورت این سئوال همیشه برای همه هست که خود ما در واقع وقتی که از همسران مان جدا شدیم با اختلاف جدا نشدیم یعنی اینطوری مورد مغز شویی قرار گرفتیم که برای استمرار مبارزه و آنچه را که فکر می کردیم درست هست نیاز هست که ما از این نیازی که یک انسان داره سرپوشی بکنیم و اثبات بکنیم که ما در این امر مبارزه هستیم اما ما آن اهداف پشت پرده رجوی را نمی خوندیم و نمی فهمیدیم. شما گفتید که چطوری می شود که مسعود رجوی خودش متاهل باشد و نمی دونم چند تا زن داشته باشه ولی بقیه از همسرانشان طلاق بگیرند. مکانیزم راه انداختن طلاق های اجباری و محکم کردن جای پای &quot;رهبری ایدئولوژیک&quot; در سازمان این بود که شما باور بکنید در ذهن و قلب تان که رهبر عقیدتی من این اجازه را داره که با همسر من وهمه زنان عالم ارتباط داشته باشه و رابطه زناشویی بر قرار بکنه، ولی همه زنان دنیا و همسرم بر من حرام هستند. بیرون آمدن از این پروسه و باور قلبی این موضوع مکانیزم ارتقاء رهبری ایدئولوژیک یا مرید و مراد ساختن بود. شما در این چرخه ای که حالا من دارم در عرض چند دقیقه میگم، یعنی این بحثها، بحثهایی هست که چند ماه طول کشیده است. یعنی در این چرخه شما باید باور می کردید، خوب در ذهن و توی دنیای واقعی هم تو آن مقطع و بخاطر اعتمادی که به رهبری سازمان داشتی، شما می دونستید و یا فکر می کردید که مثلا مسعود رجوی که نمی آید با همسرم یا با همسر هر کس دیگری یا با همه زنان ارتباط داشته باشه. بنابراین با این باور در قلب که مسعود رجوی چنین نمی کند، شما در ذهن از این نقطه عبور می کردی که مسعود رجوی بر زن من و همه زنان عالم محرم و حلال است، ولی ته ذهن خود می گفتی که واقعا که این نیست، این آدم (مسعود رجوی) که این کاره نیست.<br /> بنابراین توی این مسیر، شما اگر یک ارتباط معنوی و یک رابطه عاطفی که بین نیروها ی سازمان و رهبری سازمان وجود داشت در این پروسه تقویت می شد،در واقع یک قالب قوی تری پیدا می کرد و رابطه عاطفی عمیق تری برقرار می شد و اعتماد بیشتری صورت می گرفت و یک اعتماد بیشتری ساری و جاری می شد، تا رسیدن به مرید و مراد شدن. بنابر این خوب در این مقطع و حالا بر اساس اخبار و اطلاعات جدیدی که بدست آمده و شاهدین مختلفی هم وجود دارد و خانم های مختلفی این بحث را تکرار کردند و سواستفاده جنسی وجود داره و حالا از رده های تشکیلاتی مختلف سازمان. مسعود رجوی در سالهای اخیر حتی میگن در دهه گذشته با همین مکانیزم که خوب این پرسش را برای اعضای زن مطرح می کرده است که مگر مریم چکار کرد؟<br /> مریم در سال شصت و چهار از همسرش طلاق گرفت و به ازدواج رهبر عقیدتی اش در آمد، خوب تو و شما که میگید که همه می خواهید راه مریم را برید، مگر نمی گید همه باید دنبال روی راه مریم باشید، خوب مریم چه کرد؟ خوب هرکس باید فکر می کرد که مریم چه کرد؟ خوب هرکسی باید می فهمید که مریم رجوی چه کرد.<br /> بنابر این در این وادی البته این مقوله صرفا سوء استفاده جنسی از زنان ما و زنان مجاهد نبوده است، این ساختار فرد را با این مکانیزم علاوه بر سوء استفاده جنسی از درون ذوب شده می کرد، یعنی فردی که از این پروسه عبور می کرد یا بقول خودش در مقابل خورشید ذوب می شد یا حرارت خورشید را می گرفت و با آن یگانه می شد.<br /> بنابراین متاسفانه بله در یک ساختار فرقه گرایانه چنین شده است و به همین دلیل هم من اعتقاد دارم سازمان مجاهدین خلق را نباید تمام شده انگاشت. سازمان مجاهدین خلق به دلیل همین پروسه گذشته اش، خلاصه آمده آدمهایی که افراد با هوش و تحصیلکرده جامعه بودند، اینها را تونسته در یک مسیر مغز شویی فریب بده، فرد جامعه شناس بوده، پزشک بوده، مهندس بوده، تحصیلکرده بوده، دانشجو بوده ولی رجوی تونسته فریب بده. در این پروسه مغز شویی. بنابر این سازمان مجاهدین دارای آن پتانسیل و توان فرقه گرایانه هست، کما اینکه شما می بینید همین الان هم می تواند یک سری از نیروها را تحت هژمونی خودش داشته باشه و بعنوان آلت دست و ابزار استفاده بکند. آقای پارسا سربی:<br /> شما خیلی قشنگ توضیح دادید که حتی با این کار ایشون باعث می شه که آنهایی که طرفدار و هوادارش هستند باور کنند که ایشون یک قدرت بالاتر و یک شخص بالاتر هستند، جالب هست که می گید اینها یک قدرتی دارند که می تونند شستشوی مغزی کنند که می تونند این افرادی رو که انقدر با سواد هستند و برای خودشون شخصیتی دارند اونها رو هم به طرف خودشون بکشونند و مجبور کنند که این اعمال رو انجام بدهند، شما تو صحبتاتون به مسئله صلح و خاتمه جنگ و آتش بس واینها اشاره کردید، آیا مصاحبه یی رو دید که آقای فیلابی در&quot;صدای آمریکا&quot; وقتی ازشون سوال می کنند که چرا مجاهدین رفتند عراق ایشون می گه که اگه مجاهدین نرفته بودند عراق جنگ تمام نمی شد، یعن یک جوری می خوان بگن که اینها رفتند عراق که جنگ رو تمام کنند، و نظرتون در رابطه با این صحبت چیه؟ ادامه دارد&#8230;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13930">متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13930/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13919</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13919?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Mar 2013 09:18:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برچسب]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسین سبحانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2013/03/02/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%aa%db%8c-%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>توی آخرین جلسه ای که منجر شد مرا تا شهریور هفتاد و یک گذاشتند تو زندان انفرادی افرادی که در آن جلسه حضور داشتند ابراهیم ذاکری، آقای مهدی ابریشم چی مهدی برایی محمد علی توحیدی و جابر زاده و خدایی صفت و تعداد دیگری از این افراد حضور داشتند ولی در هر صورت می گفتند که تو از سئوالاتت عقب نشینی کن. من می گفتم که آقا طلاق اجباری نه تنها مسئله ای را حل از زن و مرد در درون سازمان مجاهدین حل نمی کند و نه تنها باعث رهایی زن و مرد در سازمان مجاهدین نمی شه بلکه در واقع شما با فشار جنسی که ایجاد می کنید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13919">متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای سربی:<br /> بینندگان عزیز سلام امیدوارم تا این لحظه را بخوبی و خوشی پشت سر گذاشته باشید و اوقاتی را که امروز چهارشنبه بیستم فوریه دوهزارو سیزده برابر با دوم اسفند ماه هزار و سیصد و نود و یک با هم هستیم اوقات بهتری با هم داشته باشیم ومعمولا چهارشنبه ها ساعت دوازده ظهر با دوستانی هستیم که مجاهد بودند بعد از مجاهدین جدا شدند حالا بعضی ها بهشان میگن بریده و بعضی ها بهشان میگن جدا شده ها امروز شخصیت مهمی را داریم که این دوست عزیز مان قبلا تو رادیو تلویزیونها بوده اند و آشنا هستید با ایشان و در تلویزیون مردم هم فکر کنم نزدیک به دوسال پیش یک مصاحبه ای با ایشان داشتیم سلام می کنم خدمت آقای محمد حسین سبحانی و به ایشان خوش آمد میگم و ممنونم که باز هم با ما هستند آقای سبحانی چه حال چه خبر؟ آقای سبحانی:<br /> منم سلام عرض می کنم خدمت شما جناب آقای سربی همینطور بینندگان و شنوندگان عزیز ما هم خوب هستیم، در خدمت شما هستیم تا در فرصتی که وجود دارد بتونیم کمک بکنیم به آگاهی بخشی به جامعه در رابطه با گروههای تروریستی و فرقه ها. آقای سربی:<br /> خوب من از شما خواهش می کنم یک مقداری در رابطه با خودتان بگید برای دوستان که آقای محمد حسین سبحانی کی بوده چگونه با سازمان مجاهدین آشنا شده چند سال با آنها بوده بعد چی شده که تصمیم گرفته از آنها جدا بشه وبعد از جدایش داستان شما خیلی جالب هست میشه یک کتاب نوشت در زندان بوده و بعد آن ماجرا ها بعد چرا تصمیم گرفته که ساکت نباشد و صحبت کند یک مقداری برای دوستانی که احیانا شما را نمی شناسند یا اگر می شناسند به اصطلاح تجدید خاطره بشه که شما کی هستید و چی هستید تا بتونند رابطه شما را با صحبتها و سئوالاتی که بعدا ازشما می پرسیم بتونند ردیف کنند و بدونند که شما کی هستید و چرا امروز بنام یک مجاهد جدا شده هستید من در خدمت تانم بفرماید که این اوضاع از چه قراره و یک مقدار از بیوگرافی خودتا ن بگید. آقای سبحانی:<br /> بله سپاسگزارم آقای سربی من در هر صورت تمام جوانی ام و گذشته ام را به پای سازمان مجاهدین گذاشتم. بطور کوتاه و مختصر توضیح می دهم چون می خواهم فرصت را در اختیار شما و بینندگان و شنوندگان بگذاریم و به بحثهای اساسی تر بپردازیم ولی در هر صورت من از سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت با سازمان مجاهدین آشنا شدم و فعالیت حرفه ای ام را در بخشهای دانشجویی و کارمندی سازمان ادامه دادم و سال شصت و دو به عراق رفتم و در زمانی که در ایران بودم فرماندهی چند تا هسته مقاومت را به عهده داشتم. در عراق که از سال شصت و دو حضور داشتم سال شصت و پنج به عضویت شورای مرکزی سازمان در آمدم و اسم مشخصاتم در لیست شورای مرکزی سازمان در سال هفتاد به عنوان معاون هیئت اجرایی سازمان در ردیف دویست و سی و دو قید شده است. من بدلیل مخالفتهایی که با سازمان مجاهدین و سیاستها و استراتژی آن داشتم ابتداء سئوالهایی داشتم و قصد جدایی از سازمان را نداشتم ولی با طرح سئوالاتی پیرامون انقلاب ایدوئولوژیک در سازمان و طلاقهای اجباری، و از اینجا در واقع یک تردید آغاز شد و راه برد به مسایل دیگر. نحوه برخورد سازمان مجاهدین با این اعتراضات من و انتقادات من باعث شد که در واقع من شناخت بیشتری نسبت به سازمان پیدا کنم سرانجام در هر صورت بعد از یک پروسه پنج و شش ماهه، سازمان بعد از اینکه دید من متقاعد نمی شوم و بعد از چند جلسه با خود مسعود رجوی و مریم رجوی و فهیمه اروانی مسئول اول آنوقت سازمان صحبتهایی که داشتم در هر صورت به این نتیجه رسیدند که مرا نمی توانند توجیه کنند. لذا در شهریور هفتاد ویک دقیقا ششم شهریور سال هفتاد و یک مرا به زندان انفرادی در داخل قرار گاه اشرف فرستادند من به مدت نزدیک به هشت سال تا دی ماه هفتاد ونه در این زندانها بودم در داخل اشرف البته یک فرجه ای مرا در یک فاصله ای از سال هزار وسیصد و هفتاد و شش بعد از چهار سال و نیم مرا به یک محلی که یک امکانات بیشتر و بهتری داشت فرستاده بودند ولی بدلیل اینکه قرار ما این بود که من بتوانم با دخترم صحبت بکنم تا دخترم را فریب ندهند و به داخل عراق نیاورند و متاسفانه این عهد و پیمانی را که داشتند شکستند در هر صورت من فرار کردم و دوباره توسط سازمان مجاهدین و سازمان اطلاعات و امنیت عراق دستگیر شدم و دوباره به زندان انفرادی در داخل قرارگاه اشرف برگردانده شدم که تا دی ماه هفتاد و نه سپس سازمان مرا تحویل صدام حسین داد و نیروهای صدام حسین حدودا سی پنج یا سی شش روز مرا به زندان اطلاعات و امنیت بغداد بردند و حدود یک سال و چند ماهی هم در زندان ابوغریب بودم و در هر صورت در پروسه ای نزدیک به ده سال حبس و زندانی و شکنجه آنهم فرد و نیرو و گروهی که شما همه عشقت را، و همه آنچه را که داشتی گذاشتی ولی بهت خیانت شده بنابر این از آن مقطع که من از سازمان جدا شدم و آزاد شدم و آمدم به اروپا. در هر صورت تصمیم گرفتم هر چیزی که دارم اطلاعات و اخبار و دانستنیها را که می تواند به جامعه ایرانی کمک بکند که اسیر فرقه سازمان مجاهدین یا هر گروه دیگری که به مشی مسلحانه و ساختار فرقه گرایانه اعتقاد دارد، نشوند. در هر صورت این تجربه را طرح کنم و در اختیار آنها بگذارم و خوشبختانه توانستم در این مدتی که در اروپا و آلمان زندگی می کنم. هم توی زندگی شخصی خودم و هم توی کار سیاسی و فعالیت حقوق بشری که دارم تونستم در هر صورت با النسبه موفق باشم و خودم از شرایطی که دارم بسیار بسیار راضی هستم. آقای سربی:<br /> خوب بسیار خوشحالیم که شما از این شرایط جدید و زندگی جدید راضی هستید و امیدواریم که هر روز راضی تر و موفق تر باشید در کار هایتان وقتی که اسم زندان به میان میاد فوری تو مغز مردم که باید دادگاهی هم باشه که طرف مجرم شناخته بشود و بعد از مجرم شناخته شدن و محکوم شدن برود به زندان برای ما بگید چه جوری و چه کسی تصمیم میگیرد که شما را زندان بکند هشت سال زندان انفرادی آنهم کسی که یکی از اعضای خودشان بوده ویکی از سران رده بالا بوده یعنی شما یک هوادار معمولی و یا یک عضو معمولی نبودید این سیستم زندانی شدن تان را اگر سیستمی داشته بگید و اگر دیکتاتوری خاص هست آنهم باز جالب هست ما بشنویم بفرمائید. آقای سبحانی:<br /> البته سازمان مجاهدین نه تنها در آن مقطعی که من زندانی شدم، من حتی وقتی که در زندان بودم بخاطر می آوردم که حتی سال شصت ودو هم که تو کردستان ایران بودیم و وقتی هم رفتم عراق توی مناطق کرد نشین عراق در کردستان عراق که بودیم در همانجا هم چادر های صحرایی و جود داشت که افراد را قرنطینه می کردند و خوب البته آنموقع مثل شرایط جدیدی که ما درش زندان قرار گرفتیم نبود ولی همانموقع هم چیزی بنام قرنطینه و بازداشتگاه وجود داشت. حتی در زمان شاه هم بدلیل اینکه سازمان مجاهدین دارای یک ساختار فرقه گرایانه بود و بدلیل اینکه به استراتژی مبارزه مسلحانه اعتقاد داشت بنابر این هر نارضایتی ویا هر انتقاد و اطلاعاتی را تحت پوشش اطلاعاتی و امنیتی و در واقع سوء استفاده رژیم و غیره در واقع سرکوب می کرد و فرد را زندانی می کرد که مواردش حتی در زمان شاه هم وجود داره در زمان فاز سیاسی هم وجود داشته سال هزار و سیصد و پنجاه هفت تا سال شصت تا بحال هم وجود دارد، حتی توی اروپا هم وجود دارد. شما شاید تعجب بکنید البته زندانی که من آنجا بودم واقعا بلحاظ فیزیکی هم زندان بود یعنی درب آهنی زندان وقتی باز می شد دویست کیلو وزنش بود و هر بار که این در باز و بسته می شد در واقع بزرگترین مشکل من توی زندان این بود که صدای این درب را نشنوم و آن زبانه و آن دریچه ای که درب را باز و بسته می کردند. این صدا صدایی بود که هر صبح وظهر و شب برای تو تکرار می شد و تو در واقع در آن سکوت سلول ترا بسیار بسیار آزار می داد آنموقع برای من آنطوری شد ولی همین الانم در حتی در لیبرتی هم به نظر من قرنطینه وجود دارد به فرد می گند آقا شما برو توی آن اتاق و بیرون نیا و دونفر هم آنجا هستند طبیعی هست که در واقع باید فرد این موضوع را رعایت کند وکما اینکه من هم رعایت می کردم من هشت ماه نه ماه توی سلول انفرادی سازمان بودم کما کان می گفتم برادر مسعود به آقای مسعود رجوی می گفتم برادر مسعود و یعنی در واقع لحن و گفتارم به این ترتیب بود. پیش خودم می گفتم که من یک اختلاف سلیقه ای دارم یا یک عقیده دیگری دارم. ولی من در ان ابتدا سازمان مجاهدین را و عمق ساختار فرقه گرایانه اش را و عمق انتقاداتی که به این سازمان می تواند وجود داشته باشد را درک نمی کردم ولی به مرور در برخورد و در چالش با سازمان مجاهدین و در کنش و واکنشی که وجود داشت متوجه شدم که در هر صورت سازمانی که ما مدعی بودیم، اخر ما با عشق و شور به این سازمان پیوسته بودیم، خانه و کاشانه و زن و بچه میهن همه اینها را گذاشته بودیم و آمده بودیم دیدیم، در واقع یک سرابی بیش نیست. بنابر این در رابطه با پاسخ به سئوال شما بله سازمان مجاهدین زندان داره زندان داشته و زندان همین الان هم داره و خواهد داشت تا کی؟ تا موقعی که یک ساختار فرقه گرایانه داره تا موقعی که به اصطلاح به استراتژی مبارزه مسلحانه اعتقاد داره، تا موقعی که به رهبری مادام العمر و ایدئولوژیک اعتقاد داره، بنابر این وقتی ساختار و اجزاء و اسکلت یک سازمان و گروه و حزبی و شاکله اش به این ترتیب هست بنابر این هر نارضایتی که بود و یا هر مسئولی که درآن گروه یا حزب منجر میشود به چالش طبیعی هست سعی می کنند فرد را مجاب کنند تا از انتقاداتش صرفنظر بکند ابتدا با روی خوش سپس با تهدید و توهین و حتی زدن.<br /> توی آخرین جلسه ای که منجر شد مرا تا شهریور هفتاد و یک گذاشتند تو زندان انفرادی افرادی که در آن جلسه حضور داشتند ابراهیم ذاکری، آقای مهدی ابریشم چی مهدی برایی محمد علی توحیدی و جابر زاده و خدایی صفت و تعداد دیگری از این افراد حضور داشتند ولی در هر صورت می گفتند که تو از سئوالاتت عقب نشینی کن. من می گفتم که آقا طلاق اجباری نه تنها مسئله ای را حل از زن و مرد در درون سازمان مجاهدین حل نمی کند و نه تنها باعث رهایی زن و مرد در سازمان مجاهدین نمی شه بلکه در واقع شما با فشار جنسی که ایجاد می کنید نسبت به افراد و افراد را در یک شرایطی قرار می دهید که در واقع تناقضات شان را روی استراتژی و سیاسی ببرد که چرا بعضا شما گفتید که جمهوری اسلامی در کوتاه مدت سرنگون میشه در ذهن طرف این می آمد و می گفت پس چرا نشد سئوالش این بود جنس سئوال یک جنس سیاسی و استراتژی بود ولی بعد از طلاقهای اجباری جنس تناقضات و جنس سئوالات و جنس مسایلی که افراد در نشستها مطرح می کردند از جنس در واقع تناقض های جنسی بود. یک فرد انقلابی، فردی که در واقع با تمام شوق و ذوق و شور تمام همه چیز خودش را گذاشته بود و امده بود وارد مبارزه شده بود و جزو افراد پاک و تحصیلکرده جامعه بود به چه روزی افتاده بود که درواقع باید تناقض جنسی اش را پیش جمع تعریف می کرد که من آن خانم را دیدم من یاد ارتباط زناشویی با همسرم افتادم. و بعد فرد از درون تحقیر می شد و در واقع خورده می شد و در واقع آن جسارتی که یک فرد باید داشته باشه که بتواند از حق و حقوق خودش دفاع بکند از این طریق به اصطلاح ازش گرفته می شد بنابر این در یک جمله بخوام خدمت تان عرض بکنم البته نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین یک بحث طولانی است و من ترجیح می دهم که در مورد خودم صحبت نکنم. من تمام این خاطراتم را در کتاب روزهای تاریک بغداد نوشتم وعلاقه مندان می توانند مطالعه بکنند. همچنین گزارش سازمان دیدبان حقوق بشر که شما حتما می دونید که در آمریکا در واقع قرار داره و یک سازمان بین المللی هست که دهها گزارش و صدها گزارش علیه حکومت های دیکتاتور در سر تاسر جهان و حتی نیروهای اپوزیسیون کشورهای مختلف منتشر کرده از جمله در مورد سازمان مجاهدین خلق و من و تعداد دیگری و عده زیادی از دوستان که در واقع شرایط نقض حقوق بشر را در سازمان مجاهدین را با تمام وجود احساس کرده بودیم در این گزارش مورد مصاحبه قرار گرفتیم این گزارش بسیار موثق هست هر چند این گزارش ناقص هست و گزارش کاملی نیست ولی در واقع قطره ای را از دریا نشان داده و نیاز هست در رابطه با نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین به یک فرصت خوب ولی من به همین اندازه بسنده می کنم و اگر فرصتی بود و اگر شما سئوالی داشتید بازم من خواهم پرداخت. ادامه دارد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/13919">متن مصاحبه محمد حسین سبحانی با مردم تی وی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/13919/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه با آقای محمد حسین سبحانی در شهر سرژی فرانسه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8547</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8547?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعتراض و افشاگری نسبت به عملکرد مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسین سبحانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/12/02/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%b3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعضای تشکل های جداشده از مجاهدین و گروهی از ایرانیان میهن پرست و شهروندان فرانسوی در اعتراض به حضور رهبر فرقه تروریستی مجاهدین خلق در فرانسه در تاریخ 28.11.2009 در شهر سرژی اقدام به  تجمع، اطلاع رسانی و تظاهرات آرام کردند. در هنگام برگزاری این آکسیون که با کسب اجازه از مقامات قانونی و حمایت پلیس انجام شد، آقای بهزاد علیشاهی مصاحبه ای را با آقای محمد حسین سبحانی انجام داده است</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8547">مصاحبه با آقای محمد حسین سبحانی در شهر سرژی فرانسه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعضای تشکل های جداشده از مجاهدین و گروهی از ایرانیان میهن پرست و شهروندان فرانسوی در اعتراض به حضور رهبر فرقه تروریستی مجاهدین خلق در فرانسه در تاریخ 28.11.2009 در شهر سرژی اقدام به تجمع، اطلاع رسانی و تظاهرات آرام کردند. در هنگام برگزاری این آکسیون که با کسب اجازه از مقامات قانونی و حمایت پلیس انجام شد، آقای بهزاد علیشاهی مصاحبه ای را با آقای محمد حسین سبحانی انجام داده است که سایت ایران قلم با تشکر از این دوستان که زحمت این مصاحبه را متحمل شده اند، متن آن را از گفتار به نوشتار تبدیل کرده که در زیر قابل مطالعه می باشد.  بهزاد علیشاهی:<br /> سلام آقای سبحانی، شما برای چه در اینجا (شهر سرژی) هستید؟ محمد حسین سبحانی:<br /> من هم خدمت شما سلام عرض می کنم. من و سایر دوستانی که اینجا هستند برای برگزاری یک برنامه فرهنگی و هنری در شهر سرژی حومه پاریس جمع شده ایم تا بتوانیم به سهم خودمان کمک هایی که لازم است برای شناساندن فرقه ها از جمله فرقه سازمان مجاهدین خلق که در هر صورت یک تهدید تروریستی هم برای مردم ایران و هم جامعه و مردم فرانسه هست انجام بدهیمو این تهدیدات را یادآور بشویم. چرا که در هر صورت شما می دانید سازمان مجاهدین با ساختار فرقه گرایانه و تروریستی که دارد طبعا برای هر مجموعه ای پیرامون خودش خطرناک است. سابقه این امر هم در عملکرد سازمان مجاهدین خلق در سال 2003 در پاریس می توانید ببینید، در عملیات های خودسوزی و انتحاری که انجام داد، همینطور در شکل عملیات تروریستی که علیه مخالفین خودش انجام می دهد می توانیم ببینیم. بنابراین ما سعی می کنیم با کار فرهنگی و هنری، پخش بروشورها و روشنگری هایی که لازم است، بتوانیم تهدیدات یک فرقه تروریستی را که می تواند در هر محیطی داشته باشد، از جمله خاک فرانسه بگوییم و مطرح کنیم. بهزاد علیشاهی:<br /> آقای سبحانی شما الان محلی را که برای آکسیون انتخاب کردید نزدیک به محل اقامت خانم مریم رجوی است، آیا شما این محل را آگاهانه انتخاب کردید و به چه منظور؟ محمد حسین سبحانی:<br /> در هر صورت ما در هر شهر و کشوری فعالیت های خودمان را که در چارچوب اهدافمان باشد،انجام می دهیم. سرژی، پاریس، ژنو و کلیه شهر ها و محل هایی که بتواند از این طریق پیام و هدف ما به گوش جامعه بین المللی، مردم اروپا، مردم ایران، نیروهای منتقد و ناراضی درون سازمان مجاهدین برسد، طبعا شهر سرژی هم یکی از این شهر هاست، به ویژه اینکه اولین نقطه خطر خیزی که از جانب فرقه تروریستی سازمان مجاهدین خلق وجود دارد برای مردم همین منطقه و شهر میباشد، بنابراین این هم می تواند یک دلیلی باشد که ما در این شهر جمع شده ایم و حضور داریم. بهزاد علیشاهی:<br /> آقای سبحانی، دو نفر از مجاهدین هم در اینجا حضور دارند و تراکت پخش می کنند، آیا این تراکت هایشان در مورد جنبش ایران است یا علیه جداشده ها از این سازمان و منتقدین آنهاست. من دیدم که شما یکی از تراکت هایشان را مطالعه می کردید اگر در این مورد توضیح بدهید، بد نیست. محمد حسین سبحانی:<br /> البته آنها هم آزادند که هر مطلبی و توضیحی دارند را بدهند. ما هم استقبال می کنیم در یک محیط آرام و سالم، هم آنها مطالبشان را مطرح کنند و هم ما مطالبمان را به اطلاع بقیه برسانیم. آنها البته مسئول کارهای خودشان هستن، آنها در ابتدا باید به این موضوع پاسخ بدهند که مسئولیت سه دهه خونریزی، مبارزه مسلحانه، خشونت، همکاری با صدام حسین و به زندان فرستادن اعضای ناراضی سازمان مجاهدین در عراق به کجا رسید؟  الان پاسخ سازمان مجاهدین و مسعود رجوی برای سرانجام مبارزه مسلحانه چیست؟ چگونه است که یک رئیس جمهور خودخوانده مادام العمر (مریم رجوی) وجود دارد؟ بنابراین وقتی به این مسادل بپردازیم و پاسخ بدهیم خود بخود ماهیت سازمان مجاهدین خلق روشن می شود. بنابراین ما تلاش می کنیم در یک فضای سیاسی مثبت، با کار فرهنگی و هنری، آنچه از دستمان بر می اید در مورد سرانجام و سرنوست فرقه های ایدئولوژیک و تهدیداتی که یک فرقه تروریستی برای جامعه بین المللی و مردم کشورهای اروپایی و همچنین مردم ایران دارد را به اطلاع همه برسانیم. بهزاد علیشاهی:<br /> آقای سبحانی شما خودتان از قربانیان همین سازمان مجاهدین خلق هستید، سال ها در زندان های آنها و زندان ابوغریب بودید. آیا فعالیت های شما ناشی از یک حس انتقام است یا این خطری که برای شما وجود داشت را برای سایر اعضای سازمان احساس می کنید یا نه این خطری است که از طرف سازمان مجاهدین خلق برای کشورهای اروپایی وجود دارد. اگر در این مورد توضیح بدهید ممنون می شوم. محمد حسین سبحانی:<br /> اساساً اینطوری نیست که من در صدد انتقام یا خودم را به لحاظ شخصی به خاطر سال ها زندان ارضا بکنم. در هر صورت من ده سال زندان بودم، هشت سال در زندان های انفرادی سازمان مجاهدین، یک سال و خورده ای در زندان ابوغریب، و حدود 40 روز در زندان اطلاعات و امنیت بغداد در حکومت صدام حسین زندانی بودم. من حتی نسبت به زندانبان خودم، همین آقای نادر رفیعی نژاد که سال ها زندانبان و شکنجه گر خود من بود و هفته گذشته به دلیل عملکرد سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف در عراق فوت کرد، کینه ای نداشتم و او را هم یک قربانی می دانستم. آنچه مورد نظر من است، نقد یک اندیشه است، نقد یک ایدئولوژی است، جدا از اینکه آدم ها کی ها هستند. بنابراین هدف روشنگری در مورد تهدیدات یک اندیشه تروریستی است و این نکته و پیام را به گوش و اطلاع آدم هایی که می توانند در معرض صدمه این تهدیدات باشند، برسانیم.  بهزاد علیشاهی:<br /> این تهدیدات برای مردم اروپا چه می تواند باشد؟ محمد حسین سبحانی:<br /> خوب، طبعا این تهدیدات را نمونه اش را شما در سال 2003 در پاریس دیدید. آن خودسوزی هایی که انجام شد، یک مرحله و عمل کوچک از سلسله عمل های بسیار بزرگتری بود که از توان و پتانسیل یک فرقه تروریستی بر می آید. بنابراین وقتی آن عمل خودسوزی ها انجام می گیرد، دیدید که چگونه افکار عمومی را در فرانسه تحت تاثیر و در معرض تجاوز قرار داد. شما در نظر بگیرید و ببینید که افراد در یک محیط عمومی خودشان را به دستور رهبری فرقه می سوزانند، این در واقع تهدیدی بود که یک فرقه تروریستی انجام داد برای اینکه این نشان و پیام را به جامعه بین المللی و کشور فرانسه بدهد که اگر به من باج ندهید، من عملیات های وسیعتر خشونت طلبانه را انجام می دهم. اینکه سازمان مجاهدین چه خواهد کرد، من مسئول نیستم که پاسخ بدهم آنها چه خواهند کرد، ولی من می توانم بگویم که آنها ظرفیت و پتانسیل انجام چنین تهدیداتی را دارند. بهزاد علیشاهی:<br /> آقای سبحانی، الان در مورد آکسیون امروز، برخورد مردم فرانسه چگونه بود؟ محمد حسین سبحانی:<br /> بسیار بسیار عالی بود. در هر صورت شما خودتان در فیلم ها و عکس ها این مسئله را می توانید ببینید، مردم شهر سرژی از برشورها و اطلاعیه ها استقبال می کنند، ما اساساً چیز خاصی را مطرح نمی کنیم. ما فرضا تنها عکسی از رابطه صدام حسین با مسعود رجوی را نشان می دهیم. همین، آیا مسعود رجوی با صدام حسین یک رابطه مزدورانه نداشته است؟ این ماهیت این فرقه را نشان می دهد که پتانسیل و توان مزدوری دارد، بنابراین کسی که می تونه مزدور بشه و پتانسیل مزدوری دارد، می تونه تهدید هم باشد. بهزاد علیشاهی:<br /> خیلی ممنون. محمد حسین سبحانی:<br /> من هم از شما سپاسگذار هستم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8547">مصاحبه با آقای محمد حسین سبحانی در شهر سرژی فرانسه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8547/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصاحبه پرس تی وی با محمد حسین سبحانی عضو سابق مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8243</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8243?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اعضا جدا شده از مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حسین سبحانی]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2009/08/26/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%b3-%d8%aa%db%8c-%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b6%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>دلیل اینکه سازمان مجاهدین نمی تواند از قرارگاه اشرف دل بکند این است که اگر از قرارگاه اشرف خارج شود، در واقع با همه آن چیزی که در این سه دهه گفته است باید خداحافظی کند و پاسخ دهد به این که چرا سه دهه وقت و خون مردم ایران تلف شده است. دلیل دیگر این است که بتواند افراد گروه را در همان محیط بسته نگه دارد و کنترل کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8243">مصاحبه پرس تی وی با محمد حسین سبحانی عضو سابق مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عضو سابق شورای مرکزی گروه تروریستی مجاهدین خلق در گفتگو با خبرنگار پرس تی وی به استراتژی خشونت طلبانه، انقلاب ایدئولوژیک، رابطه سازمان با رژِیم بعث صدام پرداخت که اهم آن به شرح زیر است:  *** معرفی و فعالیتهای تشکیلاتی  <img decoding="async" alt="عضو سابق شورای مرکزی گروه تروریستی مجاهدین خلق در گفتگو با خبرنگار پرس تی وی به استراتژی خشونت طلبانه، انقلاب ایدئولوژیک، رابطه سازمان با رژِیم بعث صدام پرداخت" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Sobhani/Sobhani_Mohammad_1.jpg" width="250" vspace="10" hspace="10" height="150" align="left">محمد حسین سبحانی هستم، تقریبا از سال 1356 با سازمان مجاهدین آشنایی پیدا کردم و از سال 1357، فعالیت حرفه ای خودم را با سازمان مجاهدین در بخشهای مختلف از جمله بخشهای کارمندی و بخش دانشجویی سازمان دنبال کردم.  دانشجوی سال سوم مهندسی هواپیما بودم تا این که بعد از جریانات 30 خرداد 1360 و آغاز مبارزات مسلحانه و خشونت طلبانه سازمان مجاهدین مخفی شدم و در سال 1362 به توصیه سازمان به همراه همسرم به عراق رفتم و فعالیتهای تشکیلاتی خودم را در شهرهای مختلف عراق ادامه دادم و در ستادهای مختلف سازمان از جمله ستاد اطلاعات، ستاد حفاظت، ستاد پشتیبانی و تدارکات سازمان و مدتی در ستاد امنیت سازمان فعالیت می کردم. در حین فعالیت در سلسله مراتب تشکیلاتی سازمان، عضو شورای مرکزی شدم.<br />
*** سازمان مدعی آزادی مرا به علت انتقاد و طرح برخی سؤالات، زندانی کرد  بعد از انقلاب ایدئولوژیک در سازمان که در واقع طلاقهای اجباری درون سازمان بود، به تدریج مخالفتها و انتقادهای خود پیرامون این موضوع را با سازمان مطرح کردم. در ابتدا بیشتر انتقادهایم در قالب سؤال بود، اما در پروسه پنج شش ماهه پاسخ گرفتن از این سؤالات، سازمان از من می خواست که یا سؤالاتم را فراموش کنم یا به زندان بروم.  من با وجودی که در بخشهای مختلف و مهم سازمان از جمله ستاد حفاظت سازمان به عنوان یکی از فرماندهان یگان حفاظتی مریم رجوی و مسعود رجوی فعالیت می کردم، اطلاع نداشتم سازمان مجاهدین در درون اردوگاه اشرف زندان انفرادی دارد و تا زمانی که به زندان افتادم، باور نمی کردم.  در کل نزدیک 10 سال زندانی بودم. حدود هشت سال در زندان انفرادی در قرارگاه اشرف بودم که فقط یک بار، آن هم پس از چهار سال و نیم اجازه ملاقات با همسرم را به من دادند. بیش از یک سال نیز در ابوغریب زندانی شدم.<br />
*** هدف رجوی از طلاقهای اجباری در اردوگاه اشرف  رجوی اعتقاد داشت، طلاقهای اجباری و ایدئولوژیک باعث رهایی زنان و مردان می شود. به عنوان یک تئوری این را در سازمان مجاهدین به عنوان جامعه کوچک تر مطرح کرد تا شاید آن را در آینده در جامعه بزرگتر و در ایران اعمال کند.  افراد باید مسائل جنسی و شخصی خود را که در ذهنشان پیش می آمد به عنوان گزارش روزانه برای مسئولین خود بنویسند، تا پاک باشند و با رهبری فاصله ای نداشته باشند. اگر فردی این گونه گزارشات را مطرح می کرد، شاخص این بود که این فرد با رهبری و سازمان فاصله ای ندارد.  اما در این پروسه وقتی فردی تناقضات جنسی خود را مطرح می کرد، در واقع از درون تحقیر و خرد می شد و رهبری سازمان هم دقیقا به دنبال همین بود.  تا قبل از انقلاب ایدئولوژیک و طلاقهای اجباری در سازمان در ذهن افراد سؤالاتی از این قبیل که چرا استراتژی سازمان و مبارزات سازمان به نتیجه نمی رسد، علت حضور ما در عراق چیست و چرا با صدام ارتباط داریم، پیش می آمد.  رجوی در واقع می خواست با روش طرح تضادهای جنسی، مسائل شخصی و تناقضات جنسی، با تضادهای سیاسی، تشیکلاتی و استراتژیکی که اعضا و رهبری سازمان داشتند و در نشستها مطرح می کردند، مقابله کند.  یک عضو هرگاه در ذهنش پیش می آمد که چرا اهداف سازمان عملی نشده اند، گزارشی از مسائل جنسی وی که خود نوشته بود، جلویش گذاشته می شد که تو چنین کارهای کثیفی را مرتکب شده ای.  *** ازدواج مسعود رجوی با همسر ابریشم چی  سازمان مجاهدین خلق در عراق وقتی از استراتژی غلط خشونت طلبانه، مسلحانه و تروریستی نتیجه ای نگرفت، در سال 64 انقلاب ایدئولوژیک را برپا کرد و در آن مسعود رجوی با مریم رجوی که در واقع همسر ابریشم چی بود، در رسمی که در جامعه ایرانی و حتی جامعه غیر ایرانی قابل فهم نبود، ازدواج کرد. این رویداد شروع روند فرقه گرایی در سازمان بود.  *** ارتباط سازمان و رجوی با سازمان، یک رابطه مزدور و ارباب بود.  مسعود رجوی در سال 1365 به عراق رفت. همه می دانند که صدام حسین یک دیکتاتور در منطقه و عراق بود. طبق تجربیات خودم در ستاد اطلاعات سازمان، بسیاری از اطلاعات، کروکی محلهای اقتصادی، کارخانه ها، پادگانها و مراکزی که برای عراق و صدام حسین مهم بود از طریق سازمان از توی ایران پیدا و تهیه می شد و به صدام داده می شد.  در واقع روابط سازمان مجاهدین خلق و مسعود رجوی با صدام حسین، یک رابطه مزدور و ارباب بود. این رابطه، یک رابطه رئیس و مرئوس بود، اما رجوی در نشست های شورای مرکزی سازمان این ارتباط را طور دیگری به اعضا القا می کرد.  فیلمهایی هم که بعد از سرنگونی صدام در تلویزیونهای خارجی پخش شدند و مستند هستند، نشان می دهد که رجوی چگونه در مقابل حتی افراد دسته چندم رژیم صدام کرنش می کند و به خواستها و نیازهای آنها عمل می کند.  بعد از این که آمریکا صدام را سرنگون کرد، بر خلاف تصور ذهنی همه اعضای سازمان، مسعود رجوی گفت ما سلاح هایمان را تحویل می دهیم و همه چیز را تحویل دادند و در واقع خواست همان رابطه ای را که با صدام حسین برقرار کرده بود که یک رابطه مزدور و اربابی بود، همان رابطه را با دولت آمریکا برقرار کند.  البته سازمان مجاهدین خلق یگ گروه ترورسیتی بود و دولت آمریکا آن ها را می شناخت. بسیاری از افسران آمریکایی در زمان شاه به دست مجاهدین ترور شده بودند. مدارک دست کم 5 مورد از این ترورها وجود دارد و ثابت شده است ودر دادگاه های آمریکا در حال پیگیری است.  بنابراین با وجود شناختی که آمریکا از سازمان مجاهدین خلق داشت این روابط ادامه پیدا کرد. البته من به عنوان یک کارشناس معتقدم آمریکا درباره سازمان مجاهدین خلق بسیار اشتباه کرد. الان 6 سال از سرنگونی صدام می گذرد و سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک گروه تروریستی نباید همان روابط و مناسبات و مغزشویی را در اردوگاه اشرف به کمک آمریکا ادامه دهد.  من فکر می کنم قرارگاه اشرف بیشتر از این که یک محیط جغرافیایی 6 کیلومتر در 6 کیلومتر برای سازمان مجاهدین خلق باشد، سمبل یک استراتژی مبارزه مسلحانه است؛ سمبل یک ایدئولوژی است مسعود رجوی نظریه پردازش است و شاخص هایی مثل رهبری فرقه گرا و طلاق های اجباری و کنترل کردن ذهن افراد به صورت روزانه از ویژگی های آن هستند.  دلیل اینکه سازمان مجاهدین نمی تواند از قرارگاه اشرف دل بکند این است که اگر از قرارگاه اشرف خارج شود، در واقع با همه آن چیزی که در این سه دهه گفته است باید خداحافظی کند و پاسخ دهد به این که چرا سه دهه وقت و خون مردم ایران تلف شده است. برای این که نمی تواند و نمی خواهد به این سوال پاسخ دهد، مجبور است قرارگاه اشرف را حفظ کند.  دلیل دیگر این است که بتواند افراد گروه را در همان محیط بسته نگه دارد و کنترل کند. آنانی که در قرارگاه اشرف به سر می برند، بیش از 25 سال است که در همان چهاردیواری اسیر هستند. نه دسترسی به اینترنت دارند و نه از روزنامه و دنیای آزاد خبر دارند. از این رو باید به اعضای سازمان به عنوان آدم هایی که به کمک نیاز دارند، نگاه کرد. اعضای سازمان را باید از رهبری سازمان جدا کرد و به آن ها با دید امدادرسانی توجه کرد. ولی دیر یا زود سازمان مجبور است قرارگاه اشرف را ترک کند. &#8220;نشست های عملیات جاری&#8221; نشست های روزانه انتقاد از خود هستند. هر فرد صبح تا شب هر کاری می کند هر شب در نشست ها باید به مسئولش و جمع بگوید چه اشتباهاتی در روز مرتکب شده است. بنابراین فرد همیشه باید در کنترل باشد. این ها روش هایی است که رسما از سال 1364 شروع شد. از نظر من این روش ها حتی در زندان های شاه هم وجود داشته است. یعنی این روش های مغزشویی حتی زمان شاه هم وجود داشته است.  این ها همه ناشی از مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه است. شما وقتی مبارزه مسلحانه را آغاز می کنید، مجبور می شوید مبارزه مخفی را آغاز کنید. مجبورید خانه های امن و مخفی تشکیل بدهید. در خانه های تیمی مجبورید یک سلسله قواعد را رعایت کنید. وقتی این قواعد را رعایت می کنید نمی توانید پرسش کنید. جواب هر پرسش این خواهد بود که مساله امنیتی است و نمی شود توضیح داد.  از سال 1367 تا کنون یعنی به مدت 21 سال هیچ بچه ای از مجاهدین متولد نشده است. برای این که رابطه مشروع و حتی پس از ازدواج یک زن و مرد حرام است. رجوی این کار را کرد تا نگویند او به زن وابسته است و او با این کار می خواست جایگاه خود را در میان مجاهدین خلق محکم کند. با همین مکانیزم مغزشویی و فرقه گرایی توانست به آدم ها در پاریس هنگام دستگیری مریم رجوی دستور خودسوزی دهد. با همین مکانیزم برخی را در کمپ اشرف جلوی ماشین های عراقی می خواباند که جلو نیایند.  در این سال ها هیچ کس در اشرف ازدواج نکرده است. حتی آنانی که زن و شوهر بودند مجبور به طلاق شدند. آن ها می گویند با طلاق های اجباری زن و مرد به رهایی می رسند. این روش فرقه گرایانه با هیچ توجیهی چه علمی و چه عقلی و چه چیزی که آن ها مدعی آن بودند یعنی توجیه مذهبی هم خوانی ندارد و بسیاری از اعضای سازمان امروز در معرض بیماری های روانی هستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/8243">مصاحبه پرس تی وی با محمد حسین سبحانی عضو سابق مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/8243/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
