<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمد حنیف نژاد</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d9%86%db%8c%d9%81-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-حنیف-نژاد</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 11 Feb 2025 09:30:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>محمد حنیف نژاد</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-حنیف-نژاد</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مزدور و همکار ساواک شاه، که از اعدام جسته بود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63970</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63970#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 09 Feb 2025 09:50:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[30 دی 1357]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مسعود رجوی و ساواک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63970</guid>

					<description><![CDATA[<p>سی ام دی ماه 1357، مسعود رجوی کروکی کش و همکار ساواک شاه ، پس از مجاهدت های بیشمار مردم ایران و نثار خون های فراوان پای درخت آزادی ، سوار بر موج انقلاب مردم ایران، این فرصت را یافت تا از زندان آزاد شود، او که بار سنگین خیانت به مرکزیت سازمان را به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63970">مزدور و همکار ساواک شاه، که از اعدام جسته بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سی ام دی ماه 1357، مسعود رجوی کروکی کش و همکار ساواک شاه ، پس از مجاهدت های بیشمار مردم ایران و نثار خون های فراوان پای درخت آزادی ، سوار بر موج انقلاب مردم ایران، این فرصت را یافت تا از زندان آزاد شود، او که بار سنگین خیانت به مرکزیت سازمان را به دوش می کشید، تنها فردی بود که بدلیل همکاری های گسترده با ساواک شاه و لو دادن منزل بنیانگذار سازمان ، محمد حنیف نژاد، از اعدام جسته بود.</p>
<p>همیشه برایم این سئوال مطرح بود که چرا با وجود حضور کادرهای انقلابی مثل موسی خیابانی، چطور مسعود رجوی رهبر سازمان شد؟ از آنجائی که زندان های سازمان در پادگان اشرف را از سر گذرانده بودم و پی به ماهیت کثیف سازمان مسعود برده بودم و دیگر حنایشان برایم رنگی نداشت، هرگز قبول نداشتم که مسعود رجوی رهبری انقلابی است. شک نداشتم که او سارق جایگاه رهبری سازمان است. تمامی انحرافات سازمان نیز سرچشمه در افکار مالیخولیائی او دارد.</p>
<p>در یکی از نشست های مسعود در پادگان اشرف، من که از تاریخچه سازمان اطلاعات دقیقی نداشتم، از تعریف و تمجید های برخی از سردر آخورهای رجوی ، برخی اطلاعات غلط و غلو شده را می شنیدم. مثلا عباس داوری داستانی سرتا پا مسخره را بیان می کرد که محمد حنیف نژاد قبل از رفتن برای اعدام از طریق مورس ، رهبری سازمان را به مسعود رجوی سپرده بود! این قلب واقعیت کردن و چاپلوسی هم ، عجب به مذاق مسعود رجوی خوش می آمد و سرتاپا شرم و حیا می شد!</p>
<p>جریان رهبر شدن مسعود رجوی ، اما از زبان خود او :</p>
<p>مسعود رجوی :<br />
بعد، ما را به قزل قلعه و مجدداً به اوین و سرانجام به زندان فلکهٴ شهربانی (کمیته مشترک ضد خرابکاری) بردند. من یک شب در زندان فلکه بودم، بچه‌ها( همه مجهول الهویه ) از دیوار صدایی شنیدند و مرا صدا کردند و گفتند محمدآقا می‌گوید بگو فلانی(مسعود رجوی ) زود بیاید. معلوم شد که صدا مورس بوده، ولی نه مورس معمولی که مثلاً با انگشت به دیوار می‌زدیم. فلزی بود که به دیوار می‌خورد و بعد صدا گفته بود که من محمد حنیف هستم. پرسیدیم که شما این جا چه می‌کنید؟ گفت دست و پایم بسته است،( با دست و پای بسته چطور از پشت دیوار رهبری سازمان را به مسعود سپرده بود؟ ) آورده‌اند بالای سر مهدی رضایی، ولی گفتم که او را نمی‌شناسم. بعد در همان جا به من ابلاغ مسئولیت کرد و از من تعهد گرفت و البته حسرت دیدارش دیگر بر دلمان ماند؛ چون چند هفته بعد، خبر شهادتش را شنیدیم.( البته الان که گوینده فوت کرده است و هیچ شاهدی وجود ندارد ، مسعود رجوی هرچه می گوید ، بقیه باید باور کنند، مخصوصا که بساط زندان انفرادی و شکنجه نیز در هنگام بیان صحبت ها در پادگان اشرف فراهم بود).</p>
<p>سپس همه باید می گفتیم :<br />
&#8221; جاوید مسعود &#8221; .</p>
<p>اما از منابع مستند و متقن آخرین پیام محمد حنیف نژاد چینن بوده است و هرگز نامی از مسعود رجوی و ابلاغ مسئولیت به او وجود نداشته و ندارد:</p>
<p>محمد حنیف‌نژاد در آخرین پیام خود چنین گفت:<br />
«انقلابیون و پیشتازان خلق همچون چراغی نورافروز، خود می‌سوزند تا روشنی‌بخش حیات انسانهای دیگر باشند. بهمین دلیل آنها را می‌توان نمونه و تبلور آرمانهای انسانی خلق دانست و آنها را سمبل، راهنما و روشنی‌افروز طریق نجات محرومان شمرد… به هرحال رمز پیروزی ما در حفظ وحدت دائمی سیاسی و تشکیلاتی گروه است که در مساعی زیر متجلی می‌گردد: ۱ـ وحدت تشکیلاتی ۲ـ وحدت استراتژیک ۳ـ وحدت ایدئولوژیک، به این ترتیب تنها ضامن پیروزی، حفظ دقیق اصول راجع به وحدت است که تنها و تنها از طریق اصل انتقاد و انتقاد از خود و اصل ادامه بقاء پیشتاز حفظ می‌شود.</p>
<p>متن بالا ، آخرین متن منتسب به محمد حنیف نژاد است .</p>
<p>حال از صبح تاشب ، مزدوران و مواجب بگیرانی چون: علی خدائی صفت، محمود عطائی ، محمد حیاتی و محمد علی جابرزاده و &#8230; که برخی در کنار رهبر خود مرحوم شده اند، بگویند و نقل قول کنند و بنویسند و ملیجک بازی در بیاورند و پشتک و وارو بزنند، واقعیت این است که مسعود رجوی رهبر دیکتاتور و خودمنتسب سازمان، رهبری سازمان را ربوده است و عامل تمام اعمال تروریستی و جنایات علنی و غیر علنی این سازمان است.</p>
<p>همچنین جا دارد مطلبی را نیز اینجا یادآوری کنم، در همان پروسه در سازمان تمام زندانیان آزاد شده و پیوسته به سازمان ، زیر ضرب تشکیلات بودند که در زندان چه خیانتی کردند که اعدام نشدند؟ همه ی آنها باید اعتراف می کردند که با وزارت اطلاعات و بازجویان همکاری کامل کردند و از اعدام رهائی یافتند. اما در این میان کسی جرات نداشت بپرسد که مسعود رجوی در زندان شاه ، چه خیانت هائی را مرتکب شده است ؟ که همه ی یاران او و مرکزیت سازمان اعدام شدند جز مسعود رجوی &#8230;<br />
ای کاش مسعود رجوی، این شرافت و غیرت را داشت که همان سال 1350 بعد از دستگیری ، اعدام می شد و لااقل نام نیکی از او بجا می ماند . . .</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63970">مزدور و همکار ساواک شاه، که از اعدام جسته بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63970/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60320</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60320#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 May 2024 04:34:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ایدئولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60320</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت های قبلی به انحراف اندیشه حنیف نژاد در زمینه های ایدئولوژی، سیاسی پرداختم و در مورد دستگیری و حذف فیزیکی در سازمان مجاهدین خلق گفتم و روشن شد که آن ایدئولوژی حنیف نژاد در نهایت به این نقطه می رسید و اکنون در زمینه اجتماعی مورد بحث قرار می دهم. مجاهدین خلق در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60320">عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60312">قسمت های قبلی</a> به انحراف اندیشه حنیف نژاد در زمینه های ایدئولوژی، سیاسی پرداختم و در مورد دستگیری و حذف فیزیکی در سازمان مجاهدین خلق گفتم و روشن شد که آن ایدئولوژی حنیف نژاد در نهایت به این نقطه می رسید و اکنون در زمینه اجتماعی مورد بحث قرار می دهم.</p>
<h3>مجاهدین خلق در زمینه اجتماعی</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق در داخل کشور به عنوان یک همکار دشمن در زمان جنگ و تروریست هایی که به مردم خودشان رحم نکردند، شناخته می شوند و حتی این سازمان را بدتر از تروریست های داعش می دانند که در انجام اقدامات تروریستی هیچ مرزی باقی نگذاشتند .</p>
<p>رجوی در مناسباتش طلاق اجباری به راه انداخت و کودکان را از پدران و مادران جدا کرد و به اروپا فرستاد تا بتواند بعنوان گروگان از آنان استفاده کند و تعدادی را هم که هنوز به سن قانونی نرسیده بودند با فریب دیدار با پدر و مادر به عراق آورد و در جنگ به کشتن داد .</p>
<p>رجوی خانواده را کانون فساد نامید و خانواده هایی که برای دیدار عزیزان خود به عراق می آمدند مورد توهین و ناسزا قرار داده و با زدن سنگ و میله های نوک تیز آهنی تعدادی را زخمی کرد، این در حالی است که همیشه رجوی اعلام می کند ما از حمایت خانواده های اعضا خود در داخل کشور برخوردار می باشیم .</p>
<p>رجوی همه زنان سازمان را به عقد خودش در آورد و برنامه رقص رهایی با آنان داشت. تفکر او از ایدئولوژی به حدی قشری و عقب مانده است که زنان عالم را برای خود می خواهد. حال با چنین طرز تفکری می توان نتیجه گرفت که ایدئولوژی سازمان از ابتدا غلط بوده است؟! چرا این حرف را عنوان می کنیم؟ چون رجوی همیشه تاکید داشت که او ادامه دهنده ایدئولوژی و اندیشه حنیف نژاد می باشد.</p>
<p>پس می توان نتیجه گرفت پایه و اساس و طرز تفکر بنیان گذاران از حنیف نژاد گرفته تا بقیه اشتباه بوده و درک درستی از مبارزه نداشتند. فقط سعی می کردند با طرز تفکر سطحی از اسلام، سازمان خود را بنیان بگذارند . شاهد بودیم چگونه این اندیشه به انشعاب کشیده شد و اکنون نیز سر در آخور غرب کرده و اگر اختناق و حذف فیزیکی در سازمان وجود نمی داشت شاهد انشعابات زیادتری بودیم. حال رجوی ها می خواهند اندر باب اسلام و مسلمانی خود حرف بزنند ولی آنان عامل نابودی اسلام به حساب می آیند.</p>
<p>پایان</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60320">عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60320/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60280</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60280#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 May 2024 07:47:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ایدئولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60280</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق را از ابتدا مورد بررسی قرار دادیم و به این نقطه رسیدیم که بنیان گذاران از اساس دچار ضعف در ایدئولوژی بودند. در تبیین و شرح وضعیت گروه و اعضای دستگیر شده باید بگویم که رجوی اگر چه اعلام نمی کرد مارکسیست شده ولی تحت تاثیر مارکسیست ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60280">عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60263">قسمت قبل</a> ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق را از ابتدا مورد بررسی قرار دادیم و به این نقطه رسیدیم که بنیان گذاران از اساس دچار ضعف در ایدئولوژی بودند.</p>
<p>در تبیین و شرح وضعیت گروه و اعضای دستگیر شده باید بگویم که رجوی اگر چه اعلام نمی کرد مارکسیست شده ولی تحت تاثیر مارکسیست ها قرار داشت و حتی به بهمن بازرگان توصیه می کرد تو مارکسیست بودنت را اعلام نکن، نماز هم بخوان تا افراد متوجه گرایش به مارکسیسم نشوند.</p>
<p>البته برای آگاهی بیشتر از ایدئولوژی سازمان بهتر است به حرفهای محمد محمدی گرگانی از اعضای قدیمی سازمان پیش از انقلاب اشاره ای کنیم. او عنوان می دارد:</p>
<p>حدود ۱۸ ماه با مسعود رجوی و موسی خیابانی بحث کردم. محورها هم اینها بودند: ۱- تئوری سازمان نوعی تطبیق اسلام و مارکسیسم است که عجولانه عمل شده است و باید بازنگری‌های اساسی در این زمینه صورت بگیرد. ۲- &#8220;خدا&#8221; در تئوری سازمان مثل یک &#8220;کلاه&#8221; است و هیچ نقشی ندارد. لذا می‌شود این کلاه را برداشت بدون اینکه ساختار تئوری سازمان تغییری بکند. ۳- تشکیلات تبدیل به یک &#8220;شرک&#8221; گشته است و خودش &#8220;خدا&#8221; شده و ما به جای خدا در واقع تشکیلات را مبنا قرار داده‌ایم. ۴- رهبری موجود (که منظور من مسعود رجوی بود) صلاحیت لازم برای این کار را ندارد و باید درباره این مساله بازبینی صورت گیرد. (گفت‌وگوها: محمد محمدی‌گرگانی:ص43)</p>
<p>البته محورهای زیادی بود که فقط به چند مورد اشاره کردیم یعنی اینکه هرگز رجوی حاضر نشد به سئوالات مطرح شده پاسخ دهد و برای هر محوری از بحث راه فراری پیدا می کرد.</p>
<p>بهتر است به این نکته هم اشاره کنیم شعار جامعه بی طبقه توحیدی که روی سنگ قبر افراد سازمان نوشته می شود و سازمان روی این شعار سوار شده از تقی شهرام گرفته شده، چون در زمان تقی شهرام بود که این شعار برای سازمان و انگیزه دادن به نیروها مورد استفاده قرار گرفت و اکنون هم سعی دارند با این شعار جنبه مسلمانی بودن شان را به اثبات برسانند.</p>
<p>پس در مورد ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق این گونه می توان نتیجه گرفت که از اساس روی بنایی کج نهاده شده و بیشتر ناشی از تفکرات مارکسیستی بوده است و به همین خاطر شاهد هستیم اقداماتی که رجوی انجام می داد و به اسم اسلام به نیروها و در بیرون منتشر می کرد دروغی بیش نیست. در یک نگاه ساده می توان به ماهیت ضد اسلامی او پی برد، از طلاق اجباری در سازمان گرفته تا قتل و شکنجه نفرات همه نشان از ماهیت ضد اسلامی او و ایدئولوژی غلط و منحرف آنها دارد.</p>
<h3>دستگیری و اعدام بنیان گذاران در سال 1351</h3>
<p>حنیف نژاد و بقیه بنیان گذاران سازمان با اقتباس و کمک گرفتن از مارکسیسم سعی داشتند با اسم اسلام ولی از اصول مبارزاتی مارکسیسم استفاده نمایند.</p>
<p>بنیان گذاران سازمان در سال 50 دستگیر و در 4 خرداد 51 اعدام شدند ولی این دستگیری از اسناد و افرادی که شاهد این دستگیری بودند، همکاری گسترده رجوی برای فرار از حکم اعدام را به اثبات می رساند و می توان گفت که عامل دستگیری و اعدام بنیان گذاران، رجوی بوده است. به پاس همین خوش خدمتی ساواک طی نامه ای به اداره دادرسی ارتش درباره حکم اعدام رجوی درخواست می نماید مسعود رجوی فرزند حسن پیرو شماره 312/7611 – 16/9/1350 که در دادگاه بدوی و تجدیدنظر آن اداره به اعدام محکوم شده از همکاران این سازمان بوده و در جریان کشف سازمان آزادیبخش ( سازمان مجاهدین هنوز نامی برای خود انتخاب نکرده بود ) همکاری ارزنده و موثری داشته است و به همین دلیل حکم اعدام وی به ابد تقلیل یابد و اینگونه رجوی بعد از لو دادن رهبران سازمان و همکاری با ساواک از خطر اعدام گریخت.</p>
<p>او بعد از اعدام بنیان گذاران سازمان رهبری را به دست گرفت. بعد از پیروزی انقلاب شاهد بودیم که تمام سعی و کوشش خود را برای تبرئه جستن از همکاری با ساواک انجام دهد و با استفاده و کمک از نفرات قدیمی سازمان خودش را در جایگاه رهبری سازمان جا بزند. وی از افرادی مانند عباس داوری استفاده کرد. این گونه بود که تمام عیار قدرت در سازمان به دست رجوی افتاد و در این مسیر سعی نمود هر کسی که مزاحم قدرت طلبی اش باشد از سر راه بردارد و شاهد حذف نفرات مخالفی مانند علی زرکش در درون سازمان بودیم.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60280">عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60280/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60263</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60263#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 May 2024 05:40:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ایدئولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60263</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکنون که به سر فصل چهار خرداد نزدیک می شویم قصد دارم به لحاظ ایدئولوژیک و سیاسی و نظامی و اجتماعی به سازمانی بپردازم که اکنون در آغوش غرب آرمیده و آرام گرفته و روزی مدعی مبارزه با امپریالسیم و جامعه بی طبقه توحیدی بود . سعی می کنم با بررسی ابعاد مختلف سابقه مبارزاتی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60263">عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اکنون که به سر فصل چهار خرداد نزدیک می شویم قصد دارم به لحاظ ایدئولوژیک و سیاسی و نظامی و اجتماعی به سازمانی بپردازم که اکنون در آغوش غرب آرمیده و آرام گرفته و روزی مدعی مبارزه با امپریالسیم و جامعه بی طبقه توحیدی بود .</p>
<p>سعی می کنم با بررسی ابعاد مختلف سابقه مبارزاتی و اندیشه حنیف نژاد و یاران او، گذری بر این داشته باشیم که آیا رجوی می تواند مدعی و ادامه دهنده راه و اندیشه حنیف نژاد باشد؟! در این راستا ابتدا به لحاظ ایدئولوژیک موضوع را مورد بررسی قرار می دهیم .<br />
بعد از جریانات سال 1342 و سرکوب قیام، سه تن به نامهای حنیف نژاد و سعید محسن و عبدالرضا نیک بین که از میان نهضت آزادی بیرون آمده بودند سازمانی را بنا نهادند .اندیشه حنیف نژاد این بود که خط نهضت آزادی دیگر جواب ندارد و باید اقدامات دیگری انجام داد .</p>
<p>در سال 45 علی اصغر بدیع زادگان نیز به آنها اضافه شد تا اینکه در سال 47 عبدالرضا نیک بین جدا شد و آن سه نفر به عنوان بنیان گذاران سازمان شناخته شدند .</p>
<p>با توجه به اینکه اعتقادات حنیف نژاد بر پایه اسلام بود اما مبتنی بر تفکرات مارکسیستی قرار گرفت و آنان از مسلمان انقلابی به مارکسیت های انقلابی تبدیل شدند .</p>
<p>در این سالها کتاب شناخت و کتاب تکامل نوشته شد که بیشتر تحت تاثیر مارکسیسم بود و این آغاز انحراف سازمان بود. این کتاب در سال 46 توسط حنیف نژاد نوشته و در سال 49 تکمیل گردید.</p>
<p>برای اینکه متوجه شویم کتاب شناخت و تکامل بر چه اساسی نوشته شده بهتر است به پایه اصلی کتاب بپردازیم. پایه اصلی کتاب شناخت از کتاب های مارکسیستی از جمله اصول مقدماتی فلسفه به قلم ژرژ پولیت، ماتریالسیم و دیالکتیک تالیف استالین، دیالکتیک و تاریخ نوشته دکتر انوار خامه ای بود . البته عدم آگاهی بنیان گذاران سازمان از جمله حنیف نژاد به خطوط انحرافی مارکسیستی بود که باعث ایجاد انحراف در کتابهای سازمان گردید .</p>
<p>در اینجا بهتر است به موضع گیری بعضی از شخصیت های انقلابی در ایران هم اشاره ای داشته باشیم از جمله می توان به شهید رجایی ، شهید مطهری و دکتر شریعتی اشاره کرد . دکتر شریعتی در مورد این کتاب اظهار داشت: &#8220;به لحاظ ایدئولوژیک این کتاب تفاله ابتدایی ترین نظرات در مورد دیالکتیک است &#8220;. کتاب دیگری که بنیان گذاران روی مطالعه آن اصرار داشتند کتاب تکامل بود که این کتاب بوسیله علی میهن دوست بر مبنای کتاب خلقت انسان دکتر یدالله سحابی نوشته شده است. این کتاب هم بیشتر از کتاب داروینسم ، تاریخ علوم گرفته شده است .</p>
<p>کتاب سوم ایدئولوژی سازمان راه انبیا یا راه بشر است که توسط حنیف نژاد نوشته و این کتاب هم از کتاب راه طی شده بازرگان استفاده شده است. وی توانست با جمع آوری متون و بحث های مختلف از نویسندگان کتابی به نام راه انبیا تهیه کند و محتوایی از اندیشه خودش نداشت.</p>
<p>مهین بازرگانی که خود از اعضای سازمان بود در مورد تولید کتاب های سازمان توسط بنیان گذاران این گونه عنوان می کند خواندن کتاب مارکسیستی بچه ها را دچار شک ایدئولوژیک می کرد. وی در ادامه عنوان می کند وقتی که کتاب های شناخت و راه انبیا و تکامل را خواندم مسئله دار شدم و نپذیرفتم. چرا که متوجه شدم اسلام، اسلامی بود که حنیف نژاد آنرا تبیین می کرد نه آن اسلامی که ما اعتقاد داشتیم .</p>
<p>مهندس بازرگان در مورد ایدئولوژی سازمان نیز اظهار داشت: &#8220;مجاهدین خلق شما فرزندان نهضت آزادی هستید و مبانی فکری و تعلیمات تان از کتاب ها و تحلیل های نهضت آزادی می باشد جزوه های راه انبیا و راه بشر حرفهای مارکسیستی است و از من نخواهید که آنها را تصویب و یا قبول کنم . شما حرفهای کمونیست ها را می زنید &#8220;.</p>
<p>در این باره رهبری انقلاب آیت الله خمینی عنوان داشت: وقتی در نجف بودم نمایندگان سازمان نزد من آمدند تا از من تائید و حمایت بگیرند وقتی نوشته هایشان راخواندم روی انحراف شان انگشت گذاشتم و عنوان داشتم اگر می خواهید قیام مسلحانه کنید این کار را نکنید و خودتان را هدر ندهید و بعد به این نتیجه رسیدم این جمعیت اعتقادی به اسلام ندارند .</p>
<p>با خروج عبدالرضا نیک بین از سازمان کار فکری در سازمان ادامه یافت و از آنجایی که شناخت کافی از اسلام نداشتند صرفا بر اساس تحلیل های خود ساخته از اسلام به این نتیجه رسیدند که اسلام در زمینه مبارزه مسلحانه دچار ضعف هایی است و به منظور جبران این نقص از مشی مبارزه مارکسیسم به عنوان اصول اولیه مبارزه در مقابل رژیم شاه بهره گیری کردند و دلایل اولیه مبارزه در آن مقطع مبارزات کاسترو و چه گوارا در کوبا و بولیوی بود. بر این اساس در سازمان مارکسیسم برای آنها به صورت یک علم و فن مبارزه در آمد و در کتاب شناخت همان شناخت مارکسیست با مختصر تغییراتی تدوین شده اصول دیالکتیک مارکس پذیرفته شد و در ادامه عقیده طبقاتی با مقایسه طبقه کارگر با خرده بورژوا و بورژوا مورد پذیرش قرار گرفت .</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60263">عاقبت ایدئولوژی حنیف نژاد غلطیدن به دامن آمریکا شد &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60263/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تفاوت رویکرد حنیف نژاد و مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54494</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54494#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 May 2023 08:11:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=54494</guid>

					<description><![CDATA[<p>حنیف نژاد که از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق بود با مسعود رجوی تفاوتهای زیادی داشت. که در ادامه مطلب چندین مورد از این تفاوتها را بیان می کنم. بنا به اقرار مسئول ساواک پرویز ثابتی و دیگر همکارانش این مسعود رجوی بود که بعد از دستگیری پایگاه بنیانگذار سازمان را لو داد و با راهنمائی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54494">تفاوت رویکرد حنیف نژاد و مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حنیف نژاد که از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق بود با مسعود رجوی تفاوتهای زیادی داشت. که در ادامه مطلب چندین مورد از این تفاوتها را بیان می کنم. بنا به اقرار مسئول ساواک پرویز ثابتی و دیگر همکارانش این مسعود رجوی بود که بعد از دستگیری پایگاه بنیانگذار سازمان را لو داد و با راهنمائی او ساواک توانست محمد حنیف نژاد و دیگر دوستانش که در آن محل بودند را دستگیر کند. اما بنیانگذار سازمان بعد از دستگیری توسط ساواک آنقدر جسارت داشت که جرم همه اعضای سازمان را به عهده گرفت و خودش را فدایی بقیه کرد و در نهایت سر به دار شد .</p>
<p>مورد دیگری که می توان گفت: وقتی در عملیات دروغ جاویدان مسعود رجوی شکست خورد شکست عملیات را به گردن اعضای سازمان انداخت و گفت شماها پای بند زن و بچه هایتان بودید. به همین دلیل پشت تنگه چارزبر گیر کردید و نتوانستید از آنجا عبور کنید. او حتی در تاکتیک هم به اشتباه خودش اشاره ای نکرد!</p>
<p>حنیف نژاد انتقاد پذیر بود اول منتقد خودش بود و سپس به دیگران انتقاد می کرد اما رجوی هرگز به خودش انتقادی نمی کند و دیگران هم چنین اجازه ای ندارند که به او انتقاد کنند. اگر کسی به او انتقادی می کرد با شدیدترین وجه با فرد مورد نظر بر خورد می شد و در نهایت معلوم نبود که چه بلایی سر آن فرد آمده و با پیچیدگی البته با سس ایدئولوژیک فرد مورد نظر را حذف فیزیکی می کردند و یا آن فرد را در نهایت روانه زندان مخوف ابوغریب می کردند. در یک کلام رجوی جوری خودش را به دیگران عرضه می کرد که انگار در جایگاه امامان و معصومین قرار دارد و خودش را معصوم جا می زد.</p>
<p>حنیف نژاد جمله معروفی داشت: &#8220;تضاد اصلی بین ستمگر و ستم زده و مرز بندی اصلی بین استثمارکننده و استثمار شونده است &#8220;. رجوی از این جمله خیلی استفاده کرد و مداوم در صحبتهایش به عنوان جمله کلیدی و کاربردی از محمد حنیف نژاد بازگو می کرد و می گفت حنیف مرشد و مربی و معلم اش است! اما بعد از طی سالها ماهیت رجوی بر ملا شد و درست بر عکس مرزبندی که حنیف بدان اشاره کرده بود عمل کرد، خودش شد استثمار کننده و اعضای فرقه شده استثمار شونده. او با نشست های عملیات جاری و دیگ که برگزار می کرد شخصیت افراد را له و از بین می برد. اگر فرد کوتاه نمی آمد باید شکنجه و زندان را تجربه می کرد و به قول رجوی سه تا &#8220;ت&#8221;، تیغ و تبر و تپانچه را تحمل می کردند و در نهایت سر نوشت نامعلومی را باید انتظار می کشید.</p>
<p>حنیف نژاد با اعضا صادق بود. وقتی می گفت امپریالیسم دشمن خلق هاست به حرفش پایبند بود و بعد از این که دستگیر شد حرفش را عوض نکرد ، اما رجوی اوائل روی این شعار مانور داد و سپس رفته رفته فاصله گرفت به صورتی که پنهانی با سازمان سیا ارتباط بر قرار کرد و بعد از سرنگونی صدام به صورت علنی خط اش را عوض کرد. حتی سرودهای مرگ بر آمریکا را از آرشیوهایش جمع آوری و حذف کرد. در یک کلام رجوی تابع تعادل قواست. باد هر سمت بچرخد او هم به همان سمت حرکت می کند .</p>
<p>حنیف نژاد حاضر شد خودش را فدا کند تا سازمانش بماند، در حالی که رجوی همواره در طی سنوات و سر فصل ها تلاش کرد خودش زنده بماند و سازمانش را رها کرد. مانند سر فصل سی خرداد و فرار به فرانسه، یا در عملیات دروغ جاویدان جرات نکرد نیروهای خود را همراهی کند و تحت حمایت نیروهای صدامی عملیات را فرماندهی کرد وقتی هم شکست خورد با هلی کوپتر به اشرف بر گشت. در هنگام سقوط صدام در حالی که رجوی قبلش در توجیه اعضا گفته بود اگر آمریکا روی پایگاههای ما یک گلوله شلیک کند ما بی محابا به سمت مرزهای خودمان حرکت می کنیم اما در عمل شاهد بودیم این کار را نکرد و در مقابل آمریکا پرچم سفید برافراشت و تسلیم شد و باز هم به خاطر جان بی مقدارش زیرآب حرف هایی که خودش زده بود را زد و تسلیم شد و تا جایی پیش رفت که سازمان از سوی آمریکا خلع سلاح شد.<br />
رجوی در بسیاری از موقعیت به خاطر منافع خود جان اعضا را فدا کرد و سازمانش را به سمت نابودی برد.</p>
<p>گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/54494">تفاوت رویکرد حنیف نژاد و مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/54494/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حنیف‌نژاد از اسطوره تا واقعیت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53832</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53832#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Apr 2023 10:30:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53832</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق ایران در شهریور ۱۳۴۴ توسط سه نفر از اعضای نزدیک به نهضت آزادی ایران، یعنی محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین، بنیان نهاده شد. این سه پایه‌گذاران اصلی&#8221;سازمان مجاهدین خلق&#8221; شناخته می‌شوند. اندکی بعد، اصغر بدیع‌زادگان، علی باکری، عبدالرسول مشکین‌فام، ناصر صادق، علی میهن‌دوست، حسین احمدی روحانی و شمار دیگری نیز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53832">حنیف‌نژاد از اسطوره تا واقعیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق ایران در شهریور ۱۳۴۴ توسط سه نفر از اعضای نزدیک به نهضت آزادی ایران، یعنی محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین، بنیان نهاده شد. این سه پایه‌گذاران اصلی&#8221;سازمان مجاهدین خلق&#8221; شناخته می‌شوند. اندکی بعد، اصغر بدیع‌زادگان، علی باکری، عبدالرسول مشکین‌فام، ناصر صادق، علی میهن‌دوست، حسین احمدی روحانی و شمار دیگری نیز به این جمع پیوستند. حنیف‌نژاد متولد ۱۳۱۷ در تبریز و از یک خانواده متوسط بازاری بود. او در آغاز به جبهه ملی و انجمن اسلامی دانشجویان و سپس به نهضت آزادی پیوست. سازمان مجاهدین خلق در دهه‌های اخیر و به‌خصوص بعد از بحران 1354 و تغییر مواضع سازمان از اسلام به مارکسیسم سعی کرده است از حنیف‌نژاد چهره اسطوره‌ای بسازد. در این نوشتار با مروری بر کارنامه او درصدد هستیم تا این مسئله را مورد واکاوی قرار دهیم.</p>
<p>خاطرات به‌جامانده از اعضای سازمان مجاهدین خلق نشان می‌دهد که حنیف‌نژاد در بحث مبارزه به روحانیت و بهره‌مندی از دانش دینی آنها اعتقاد نداشته است. میثمی عنوان می‌کند که در اوایل دهه 1340، همراه با حنیف‌نژاد به قم می‌روند تا از علمای حوزه برای تدوین هویت مبارز کمک بخواهند. این دو در جریان مذاکراتی که با روحانیون داشتند متوجه می‌شوند اخذ هویت مبارز مطابق با دیدگاهشان از آنها غیرممکن است؛ ازاین‌رو، حنیف‌نژاد در راه بازگشت به تهران، به میثمی می‌گوید: &#8220;می‌دانی باید به خودمان تکیه کنیم؛ از روحانیان کاری برنمی‌آید&#8221;.[1]</p>
<div id="attachment_53841" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53841" class="size-full wp-image-53841" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Khosroshahi.jpg" alt="محمد حنیف نژاد" width="600" height="369" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Khosroshahi.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Khosroshahi-300x185.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-53841" class="wp-caption-text">محمد حنیف‌نژاد در گفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهادی خسروشاهی (مشهد؛ سال 1340)</p></div>
<p>برخی از افراد معتقدند که سازمان بعد از حنیف‌نژاد تحت تأثیر اندیشه‌های مارکسیستی قرار گرفته است. با این حال داده‌های تاریخی نشان می‌دهد که او هم تحت تأثیر اندیشه‌های مارکسیستی بوده است؛ برای نمونه احمدرضا کریمی، از اعضای قدیمی سازمان، می‌گوید که در یکی از گفت‌وگوها حنیف‌نژاد به مهندس بازرگان می‌گوید که به این نتیجه رسیده که مارکس همان سخنانی را گفته که حضرت علی(ع) بیان کرده است.  به عقیده کریمی، حنیف‌نژاد در سازمان نسلی را تربیت کرد که اگر هر لحظه رها می‌شدند، مارکسیست می‌شدند؛ از همین رو خیلی از اعضای سازمان زمانی که از زندان آزاد شدند مارکسیست گردیدند.[2]</p>
<p>حنیف‌نژاد کتاب &#8220;راه انبیا، راه بشر&#8221; را به عنوان یکی از جزوات سازمان مجاهدین به نگارش درآورده بود. این کتاب کاملا رنگ و لعاب مارکسیستی داشت. در واقع در تدوین قسمت‌هایی از این کتاب به شکل واضحی از منابع و اندیشه‌های مارکسیستی استفاده شده بود و حتی در جاهایی مثال‌هایی از کتاب‌های &#8220;ببرهای کاغذی&#8221; و &#8220;سیر مبارزات مردم چین&#8221; آورده شده بود.[3]</p>
<p>حنیف‌نژاد در کتاب &#8220;راه انبیا، راه بشر&#8221; سعی می‌کند وحی را با استفاده از اندیشه مارکسیستی توضیح دهد.او دراین‌باره نوشته است:&#8221;اکنون آن زیربناهای تولید یک جامعه محدود قبیله‌ای از قریب پانزده قرن پیش و آن هم در یکی از عقب‌مانده‌ترین اجتماعات به‌ویژه با آن فرهنگ معروف جاهلی می‌تواند توجیه‌کننده قرآن باشد؟ آیا چنین توجیهی علمی است؟&#8230; وحی جهش دیگری است که در جریان پرغوغای تکامل از ماده بی‌شکل تا انسان بر انسان اجتماعی مختار وارد می‌شود تا از این پس خلافت و اختیار او را در زمین تکمیل کند و از او مسئولیت بخواهد&#8221;.[4]</p>
<p>همچنین در زمان حنیف‌نژاد کتاب &#8220;اقتصاد و پول برای همه&#8221;(نوشته‌ای در زمینه تئوری اقتصاد، تألیف دو مارکسیست ایرانی)،&#8221;کار، مزد و سرمایه&#8221; اثر مارکس،&#8221;دولت و انقلاب&#8221; و &#8220;چه باید کرد؟&#8221;از لنین،&#8221;چگونه می‌توان یک کمونیست خوب بود؟&#8221; از لیو شائوچی، &#8220;جنگ پارتیزانی&#8221; از چه‌گوارا، جزء منابع مطالعاتی سازمان مجاهدین خلق بودند.[5]</p>
<p>بررسی‌ها نشان می‌دهد که هرچند حنیف‌نژاد و اعضای سازمان به مطالعه قرآن و نهج‌البلاغه روی آورده بودند و سعی می‌کردند که از اندیشه اسلامی برای مبارزات استفاده کنند، اما مطالعه قرآن گزینشی و برمبنای تجویز نسخه مبارزه از آیه‌های جهادی بود و نه مطالعه‌ای جامع.حنیف‌نژاد معتقد بود آیه‌‌های جنگ و جهاد و آیه‌های آخر&#8221;آل عمران&#8221; را حفظ کنید. آنها همچنین سوره‌های &#8220;توبه&#8221;، ‌&#8221;انفاق&#8221; و &#8220;محمد&#8221; را که درباره تکامل و انقلاب بود، مطالعه می‌‌کردند. انتخاب سوره‌ها و گزینش موضوعی‌شان که به امر جهاد و مبارزه مربوط می‌شد، نتیجه تفسیر را نیز منطبق با آرای نهایی گروه، یعنی پذیرش مبارزه مسلحانه، قرار می‌داد.[6]</p>
<p>بی‌توجهی به ازدواج و نهاد خانواده از جمله سیاست‌هایی بود که در سازمان مجاهدین خلق توسط حنیف‌نژاد پایه‌گذاری شد. حنیف‌نژاد معتقد بود که کسی که می‌خواهد مبارزه کند نباید ازدواج کند؛ زیرا باید تمام‌وقت در خدمت انقلاب و سازمان باشد. همین عقیده سبب شد زمانی که عبدی، از پایه‌گذاران سازمان، ازدواج کرد، اعضا از او ناراحت شوند و بگویند که اگر هم قرار است ازدواجی صورت بگیرد باید درون‌سازمانی باشد.[7]</p>
<p>اعضای سازمان مجاهدین همواره در دهه‌های گذشته سعی کرده‌اند تصویری اسطوره‌ای از زمان دستگیری تا اعدام حنیف‌نژاد بسازند. این در حالی است که اسناد به‌دست‌آمده روایت دیگری دارد. روند بازجویی‌های بعد از دستگیری حنیف‌نژاد نشان می‌دهد که او برخلاف تصویری که سازمان می‌خواهد نشان دهد نه تنها مقاومت نکرده، بلکه اطلاعات زیادی را هم به ساواک داده است؛ برای نمونه او در یکی از جلسات بازجویی سرشاخه‌ها و اعضای سازمان را با اسم و مشخصات کامل در اختیار ساواک قرار می‌دهد. در بازجویی او آمده است:&#8221;اما درباره سایر گروه‌ها آنچه به یادم است را می‌نویسم. گروه سیاسی مسعود رجوی، رضا رضایی، صمد ساجدیان، علی‌رضا زمردیان. گروه فنی ناصر صادق، حبیب دلخواه و یک نفر دیگر به اسم علی که من نمی‌شناختم. گروه فنی نشریاتی درباره ابزارشناسی داشت. گروه تدارکات ناصر صادق و محمد بازرگانی و گروه شیمی علی باکری که می‌خواست کارهایی بکند که اطلاعی ندارم.[8]</p>
<p>حنیف‌نژاد در بازجویی‌ها جزئیاتی را می‌گوید که هیچ توجیهی برای آن نیست. او از عضوی به نام رضا نام می‌برد که حتی اسم درستش را نیز نمی‌داند و می‌گوید:&#8221; رضا نامی که علی میهن‌دوست معرفی کرده بود و بعد از شش ماه کنار رفت و الان صوفی شده است&#8221;و در ادامه از جهانگیر حجاریان نام می‌برد و می‌گوید:&#8221;جهانگیر مدت یک سال و نیم تا دو سال با ما بود،اما بعدها گرفتاری‌های عشقی پیدا کرد و رفت&#8221;. بدیهی است که نام بردن از افرادی که اصولا کنار کشیده‌اند هیچ ضرورتی نداشته است و این نام بردن‌ها برای آنها دردسر بزرگی درست کرد. حنیف در بازجویی از کسانی نام برده که هنوز دستگیر نشده بودند و اتفاقا در سری‌های بعد دستگیر می‌شوند و همین مسئله دست ساواک را برای برخورد با آنها باز می‌کند.[9]</p>
<p>بهمن بازرگانی، از اعضای سابق سازمان، می‌گوید: وقتی که حنیف‌نژاد دستگیر شد، فشار زیادی بر او بود و به دنبال آن تعداد زیادی از اعضای سازمان دستگیر می‌شوند. این مسئله به حدی بود که یک سری از اعضای سازمان به حنیف‌نژاد اعتراض می‌کنند اما او در جوابشان می‌گوید که می‌آیند اینجا و پخته‌تر می‌شوند و می‌روند بیرون. بازرگان می‌گوید که از خود حنیف هرگز نشنیدم که بگوید زیاد شکنجه‌اش کرده باشند. من این را شخصا از خودش شنیدم که در سلول با هم بودیم. البته برای ماها که سر به زیر افکنده به این حرف‌های رهبرمان گوش می‌دادیم، این صحبت‌ها قابل قبول نبود.[10]</p>
<p>حنیف‌نژاد بعد از دستگیری و در جریان بازجویی‌ها به این نتیجه می‌رسد که مبارزه مسلحانه با واقعیت‌های بیرونی و ایده‌هایی که در ذهن داشته تفاوت زیادی دارد. همین مسئله سبب می‌شود از نظر معرفت‌شناختی به‌شدت مضطرب جلوه کرده که مایل به توقف فعالیت است و این دیدگاه را از خود به ساواک هم منتقل کند. با توجه به اینکه او در قتلی دست نداشته است در ابتدا ساواک به این نتیجه می‌رسد که زنده نگه داشتن او و دادن حبس ابد برای متوقف کردن فعالیت سازمان مفید است، اما حنیف به‌مرور در زندان دوباره روحیه‌اش را به عنوان رهبر سازمان باز می‌یابد و همین مسئله سبب می‌شد در دادگاه تجدید نظر برخلاف دادگاه اول، که سعی داشت از خودش رفع اتهام کند، به رژیم حمله و بر مبارزه مسلحانه تأکید کند. همین مسئله موجب می‌شود ساواک به این نتیجه برسد که زنده نگه داشتن او فایده ندارد و ازاین‌رو اعدام می‌شود.[11]</p>
<p>پی‌نوشت‌ها:</p>
<p>[1] . لطف‌اﷲ میثمی، خ‍اطرات‌ ل‍طف‌اﷲ م‍ی‍ثمی از نهضت آزادی تا مجاهدین‌، ج 1، تهران، صمدیه‎، 1380، ص 164.</p>
<p>[2] . احمدرضا کریمی، «رجوی بیش از حنیف به اسماعیلیه شبیه است»، سیاست‌نامه، سال چهارم، ش 13 (زمستان 1398)، صص 298 و 302.</p>
<p>[3] . شهرام بزرگی، یک روایت معتبر درباره سازمان مجاهدین خلق، مشهد، به‌نشر، 1397، ص 44.</p>
<p>[4] . محسن نجات‌حسینی، مجاهدین؛ سازمان دین‌مداری که مارکسیست شد، سوئد، بی‌نا، دی 1400، ص 234.</p>
<p>[5] . یرواند آبراهامیان، اسلام رادیکال: مجاهدین ایرانی، ترجمه فرهاد مهدوی، آلمان، نشر نیما، 1386، ص 111.</p>
<p>[6] . عباس علی‌قلی طایفه و احسان کیانی، نهضت آزادی ایران از تأسیس تا انشعاب، تهران، صمدیه، ص 115.</p>
<p>[7] . همان، ص 118.</p>
<p>[8] . محسن زال، چریک مجاهد خلق، تهران، نشر ماهریس، 1400، ص 484.</p>
<p>[9] . همان، ص 485.</p>
<p>[10] . بهمن بازرگانی، زمان بازیافته، تهران، نشر اختران، 1397، ص 162.</p>
<p>[11] . محسن زال، همان، صص 501 و 502.</p>
<p>سیدمحسن موسوی‌زاده / مولف</p>
<p>پایگاه اطلاع رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53832">حنیف‌نژاد از اسطوره تا واقعیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53832/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تعریف &#8220;خود&#8221; و &#8220;دیگری&#8221; در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53791</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53791#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Apr 2023 10:23:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تقی شهرام]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53791</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از قیام 15 خرداد 1342 و سرکوب هرگونه فعالیت مسالمت‌آمیز توسط رژیم پهلوی، سه نفر از جوانانی که سابقه نزدیکی به سران نهضت آزادی را داشتند، به نام‌های سعید محسن، محمد حنیف‌نژاد و عبدالرضا نیک‌بین به این نتیجه رسیدند که دیگر روش‌های متداول سیاسی تأثیری بر روند تصمیم‌گیری رژیم پهلوی ندارد و باید شیوه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53791">تعریف &#8220;خود&#8221; و &#8220;دیگری&#8221; در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از قیام 15 خرداد 1342 و سرکوب هرگونه فعالیت مسالمت‌آمیز توسط رژیم پهلوی، سه نفر از جوانانی که سابقه نزدیکی به سران نهضت آزادی را داشتند، به نام‌های سعید محسن، محمد حنیف‌نژاد و عبدالرضا نیک‌بین به این نتیجه رسیدند که دیگر روش‌های متداول سیاسی تأثیری بر روند تصمیم‌گیری رژیم پهلوی ندارد و باید شیوه جدیدی برای مبارزه اتخاذ کنند. آنها با ایجاد سازمان چریکی که بعدها عنوان سازمان مجاهدین خلق را برای آن برگزیدند، مبارزه مسلحانه را به‌عنوان یگانه راه تغییر کشور انتخاب کردند. مسئولان سازمان بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که ایجاد یک سازمان چریکی نیازمند تعریف دقیق هویت سازمانی و نوع روابط آن با حکومت و سایر مبارزان و مردم عادی است. همین مسئله سبب شد سازمان به تدوین جزواتی اقدام و در آن اصول هویتی و تعریف &#8220;خود&#8221; و &#8220;دیگری&#8221; را تبیین کند. براین اساس در این نوشتار درصدد هستیم تا بررسی کنیم که مجاهدین خلق چگونه &#8220;خود&#8221;و &#8220;دیگری&#8221; را تعریف و نوع برخوردشان با دیگری چگونه بوده است؟</p>
<p>یکی از نکته‌های مهم در تبیین هویت، تعریف &#8220;خود&#8221; و &#8220;دیگری&#8221; است. ازاین‌رو مجاهدین خلق سعی کردند تا در جزوه‌ها و نظرهایی که ارائه می‌کردند، در کنار تعریف هویت یک فرد مبارز به عنوان &#8220;خودی&#8221;، هویت &#8220;دیگری&#8221; را نیز تعریف کنند. حنیف‌نژاد در تعریف &#8220;دیگری&#8221; می‌گوید: &#8220;ما دو دشمن داریم به‌لحاظ ایدئولوژیک، دو دشمن سرسخت که باید با آن مبارزه کنیم: 1. دگماتیسم چپ؛ 2. دگماتیسم راست&#8221;. منظور از دگماتیسم راست، مذهبی‌های سنتی بود. بنابراین حنیف‌نژاد علاوه بر اینکه حزب توده ایران را به عنوان دگماتیسم چپ &#8220;دیگری&#8221; می‌دانست، افراد مذهبی سنتی را نیز مشمول این مفهوم عنوان می‌کرد. به‌نظر حنیف‌نژاد افرادی که وقت و انرژی &#8220;خود&#8221;را صرف مبارزه با بهائیت می‌کنند و همین‌طور افراد سنتی مذهبی از مصادیق &#8220;دیگری&#8221; هستند.[1]</p>
<div id="attachment_53792" style="width: 349px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53792" class="wp-image-53792 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohammad-1.jpg" alt="محمد حنیف نژاد" width="339" height="500" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohammad-1.jpg 339w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohammad-1-203x300.jpg 203w" sizes="(max-width: 339px) 100vw, 339px" /><p id="caption-attachment-53792" class="wp-caption-text">محمد حنیف‌نژاد در دوران سپری کردن خدمت سربازی (سال 1340)</p></div>
<p>هم‌دوره‌های حنیف‌نژاد در دانشگاه گفته‌اند که او به هویت سنتی معترض بود و آنها را &#8220;دیگری&#8221; تعریف می‌کرد، به‌عنوان ‌مثال، بنا به گفته تقی شامخی، در دانشکده کشاورزی کرج دو جریان مذهبی وجود داشته است که سرشاخه یکی دانشجویی به نام قطبی بوده است و سرشاخه &#8220;دیگری&#8221; جوانی آذری به نام محمد حنیف‌نژاد: &#8220;تازه به دانشکده وارد شده بودم. جلسه‌ای تشکیل شده بود. جلسه انجمن اسلامی بود برای آشنایی بچه‌های تازه‌وارد. حنیف پشت میز خطابه رفت و رساله‌ای باز کرد و مسئله‌ای را خواند. تصور می‌کنم رساله شریعتمداری بود. مسئله درباره زن بود؛ سپس عنوان داشت که &#8220;آیا با چنین دیدگاه و نگرشی می‌توان با رژیم مبارزه کرد؟! ما به نگرش دیگری نیاز داریم&#8221;.[2]</p>
<p>محمد محمدی، از اعضای سابق مجاهدین خلق، درباره تعریف &#8220;خود&#8221; و &#8220;دیگری&#8221; در سازمان می‌گوید که مجاهدین افراد را به سه قشر تقسیم می‌کردند: قشر اول، افرادی که تمام‌وقت و حرفه‌ای در خدمت سازمان بودند (روابط با اینها تشکیلاتی، کامل و همه‌جانبه، تئوریک و نظامی بود)؛ قشر دوم که افراد بازاری و کارمند بودند و فرصت نداشتند تمام تعلیمات سازمان را فرا بگیرند. روابط با اینها بیشتر جنبه تئوریک داشت؛ همچنین، از اینها منابع مالی و امکانات مانند خانه و ماشین دریافت می‌شد؛ قشر سوم که قطب‌ها بودند، کسانی چون بازرگان و آیت‌الله طالقانی‌ که کلیات سازمان با اینها مطرح و نظریه‌ها از آنها اخذ می‌شد.[3]</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق ایران درحالی‌که در ابتدای شکل‌گیری ارتباط خوبی با روشنفکران دینی مانند بازرگان و آیت‌الله طالقانی داشت، با گذشت زمان از این افراد فاصله گرفت و به منتقد آنها تبدیل شد. این موضوع متأثر از چند عامل همچون متلاشی‌شدن بدنه اصلی سازمان در دهه 1340 در مبارزه با رژیم و گسترش ترجمه کتب مارکسیستی بود. دراین‌باره محمد محمدی، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق ایران، تعریف می‌کند که نظر مجاهدین درباره طالقانی چنین بوده که او روحانی‌ای مترقی است، اما پایگاه طبقاتی او خرده‌بورژوازی است؛ بنابراین، او از نظر تئوریک عقب‌تر از مائو و هوشی مینه است. یا یکی از مجاهدین در زندان گفته که طالقانیِ مرتجع، آخرش ضربه خودش را به مجاهدین خواهد زد.[4]</p>
<div id="attachment_53794" style="width: 369px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53794" class="wp-image-53794 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Taleghani-Rajavi.jpg" alt="طالقانی و رجوی" width="359" height="500" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Taleghani-Rajavi.jpg 359w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Taleghani-Rajavi-215x300.jpg 215w" sizes="(max-width: 359px) 100vw, 359px" /><p id="caption-attachment-53794" class="wp-caption-text">دیدار آیت‌الله طالقانی با مجاهدین آزادشده در منزل خلیل‌الله رضایی. هزینه کردن از وجهه دینی و انقلابی آیت‌الله، هماره در زمره رویکردهای تبلیغی سازمان بوده است (بهمن 1357)</p></div>
<p>سازمان مجاهدین خلق ایران هر چند سعی می‌کرد با ظاهر مذهبی و ارتباط با روحانیون و بازاریان برای &#8220;خود&#8221; در بین مذهبی‌ها اعتبار کسب کند، اما در جزوات &#8220;خود&#8221; از این دو طیف به عنوان خرده‌بورژوا یاد کرده و آنها را مورد حمله قرار داده است. سازمان در مقدمه جزوه‌ای به نام &#8220;ورشکستگی تاریخی درک خرده‌بورژوازی از اسلام&#8221; با بیان اینکه اسلام در طول تاریخ توسط خرده‌بورژوازی در راستای منافع خودش به انحراف کشیده شده، تأکید می‌کند که این قشر تلاش کرده تا منافع خود را با تفسیرهایی که از اسلام می‌دهد مشروع جلوه داده و از دین برای توجیه منافع خود استفاده ابزاری کند. به باور نویسنده، خرده‌بورژوا از رشد سرمایه‌داری متضرر می‌گردد و با تکامل آن ورشکست می‌شود و به‌نوعی از بین می‌رود، اما سرمایه‌دار موقعیت &#8220;دیگری&#8221; دارد. ازاین‌رو، سازمان مجاهدین از ابتدای فعالیتش تلاش داشته تا ماهیت درک طبقاتی به‌خصوص طبقه خرده‌بورژوازی از اسلام را افشا کند و نشان دهد که چگونه برخی از طبقه‌ها می‌خواهند منافع &#8220;خود&#8221; را به اسم اسلام توجیه کنند.[5]</p>
<p>مجاهدین خلق درصدد بود وجوه اشتراک دین اسلام با اندیشه‌های مارکسیستی را پررنگ و برجسته کند. به‌زعم مجاهدین، بسیاری از اصول اسلام با اندیشه‌های مارکسیستی سازگاری و هماهنگی داشت. بااین‌حال، سازمان، خود را در پایبندی به مسائل فرامادی، از مارکسیست‌ها جدا و متفاوت می‌دید؛ هرچند ازنظر مجاهدین این اختلافات، چندان جدی نبوده و مسائل مشترک دیگری وجود داشت که عامل پیوند سازمان و مارکسیسم بود. ازاین‌رو، علی میهن‌دوست، از رهبران مجاهدین، در دادگاه‌اش به نسبت سازمان با مارکسیست‌ها اشاره کرد و گفت: ما به اصالت ماده اعتقاد نداریم، اما این مسئله هیچ تضادی در عمل ما ایجاد نکرده است. ما و مارکسیست‌ها هدف مشترکی داریم و آن نابودی محور استثمار است. ازاین‌رو، با دشمن واحد و با یک استراتژی واحد وارد نبرد شده‌ایم و از این اتحاد در میدان نبرد پشت دشمن را می‌لرزانیم.[6]</p>
<p>از نظر سازمان مجاهدین خلق هر فردی که مانند آنها فکر نمی‌کرد،&#8221;دیگری&#8221; محسوب می‌شد؛ همچنین اعضای سازمان نیز موظف به اطاعت بی‌چون و چرا از دستورات بودند و اگرانتقادی از روش‌های سازمان می‌کردند،برای تنبیه بایکوت می‌شدند. براساس گزارش‌هایی که مبارزان سیاسی مانند عزت شاهی داده‌اند، مسئولان سازمان در زندان بلافاصله شخص منتقد را بایکوت می‌کردند و اجازه نمی‌دادند که هیچ فردی از اعضا با او ارتباط داشته باشد. سازمان به قدری به فرد فشار می‌آورد که او می‌آمد و اظهار پشیمانی می‌کرد یا اینکه اگر قدرت صبر و تحمل نداشت، ممکن بود به همکاری با ساواک روی آورد. در اینجا سازمان شروع به تبلیغ می‌کرد که دیدید که ما از اول گفته بودیم این آدم مشکوکی است و نباید به او اعتماد کرد.[7]</p>
<p>البته روش بایکوت در برخورد با مخالفان در زندان یکی از شیوه‌های برخورد مجاهدین با مخالفان و منتقدانشان بود. سازمان در بیرون از زندان روش برخورد حذفی با منتقدان داخلی و بیرونی را در پیش گرفته بود. براین اساس وقتی که سازمان تغییر ایدئولوژی می‌دهد و به مارکسیسم روی می‌آورد، حذف فیزیکی افرادی را که در برابر این کار ایستاده بودند در دستور کار قرار می‌دهد. سعید شاهسوندی می‌گوید: بعد از پذیرش مارکسیسم از سوی مجاهدین، او همراه با مجید شریف‌واقفی و صمدیه لباف تصمیم گرفتند دربرابر تغییر گرایش سازمان از اسلام به مارکسیسم مقاومت کنند. شاهسوندی می‌گوید مقاومت ما سه نفر درمقابل سایر اعضای مرکزیت که بهرام آرام و تقی شهرام بوده‌اند، سبب می‌شود تا تقی شهرام حکم به اعدام این سه نفر بدهد. به‌همین‌خاطر، با گذاشتن قرار با شریف‌واقفی و مرتضی صمدیه، آنها را ترور می‌‌کنند. مجاهدین موفق می‌شوند که فقط شریف‌واقفی را بکشند و صمدیه لباف زخمی و به دست عوامل ساواک می‌افتد. شاهسوندی هم توسط ساواک چند روز بعد دستگیر می‌شود.[8]</p>
<div id="attachment_53793" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53793" class="size-full wp-image-53793" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sharifvaghefi-Majid.jpg" alt="جسد مجید شریف‌واقعی" width="600" height="419" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sharifvaghefi-Majid.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sharifvaghefi-Majid-300x210.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-53793" class="wp-caption-text">نمایی از بقایای جسد مجید شریف‌واقعی پس از قتل فجیع وی</p></div>
<p>سعی و تلاش برای ترور منتقدان بیرونی یکی دیگر از اقداماتی بود که سازمان مجاهدین خلق در دستور کار خود قرار داده بود. وحید افراخته، از اعضای سازمان در سه جا از اعتراف‌های خود صراحت دارد که تقی شهرام به‌طورجدی به دنبال ترور و حذف فیزیکی دکتر بهشتی بوده است. در نخستین تک‌نویسی‌اش درباره تقی شهرام آورده است که بسیار ضد مذهبی است و طرح کشتن مخفیانه بهشتی از اوست. افراخته می‌گوید که ترس از قطب شدن افرادی مانند دکتر بهشتی در شهرام وجود داشت. شهرام درباره دکتر بهشتی می‌گفت که باید از او ترسید؛ فردی است که باهوش است و به‌آسانی با مخالفان ما متحد می‌شود. تنها راه چاره کشتن اوست. منتها طوری باید کار را انجام دهیم که ردی از خود به جا نگذاریم.[9]</p>
<div id="attachment_53622" style="width: 660px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53622" class="size-full wp-image-53622" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/shahram-Taghi-1.jpg" alt="تقی شهرام" width="650" height="345" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/shahram-Taghi-1.jpg 650w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/shahram-Taghi-1-300x159.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 650px) 100vw, 650px" /><p id="caption-attachment-53622" class="wp-caption-text">تقی شهرام</p></div>
<p>مروری بر کارنامه مجاهدین خلق نشان می‌دهد که آنها نه آموزه‌های دینی و اسلامی بلکه دستورات سازمان و اطاعات بی‌چون و چرا را ملاک &#8220;خود&#8221; و&#8221;دیگری&#8221; قرار داده بودند.ازاین‌رو سازمان هر فردی را که مانند آنها فکر نمی‌کرد &#8220;دیگری&#8221; به‌شمار می‌آورد؛ همچنین اعضایی را هم که نسبت به روش‌های آنها انتقاد داشتند تبدیل به &#8220;دیگری&#8221; می‌کرد. سازمان در تعریف &#8220;خود&#8221; و &#8220;دیگری&#8221; فقط به مسائل تئوریک بسنده نکرد و در این زمینه تا جایی پیش رفت که حکم داد هر فردی را که مانند سازمان نمی‌اندیشد می‌توان از طریق ترور حذف کرد.</p>
<p>پی‌نوشت‌ها:</p>
<p>[1] . رضا هدی‌صابر، سه هم‌پیمان عشق: روایتی از بینش، روش و منش محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن، اصغر بدیع‌زادگان، تهران، انتشارات صمدیه، 1388، ص 119.<br />
[2] . همان، ص 133.<br />
[3] . محمد محمدی (گرگانی)، خاطرات و تأملات در زندان شاه، تهران، نشر نی، 1396، صص 116-117.<br />
[4] . همان، صص 361-362.<br />
[5] . سازمان مجاهدین خلق ایران، ورشکستگی تاریخی درک خرده‌بورژوازی از اسلام، بی‌جا، انجمن دانشجویان مسلمان (آمریکا)، بی‎تا، ص 3.<br />
[6] . سازمان مجاهدین خلق ایران، اسناد منتشره سازمان مجاهدین خلق ایران: مدافعات، ج 1، بی‌جا، سازمان دانشجویان مسلمان ایرانی، 1357، ص 34.<br />
[7] . عزت‌الله شاهی، خاطرات عزت شاهی، تدوین و تحقیق محسن کاظمی، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، 1395، ص 223.<br />
[8] . سعید شاهسوندی، «پرچمداری که نه کاشف بود و نه فروتن: گفت‌وگو با سعید شاهسوندی درباره تغییر ایدئولوژی مجاهدین خلق و نقش تقی شهرام در آن»، مهرنامه، ش 38 (1393)، صص 83-84.<br />
[9] . احمد رضا کریمی،تقی شهرام به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1398، ص 114.</p>
<p>سیدمحسن موسوی‌زاده / مولف<br />
پایگاه اطلاع رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53791">تعریف &#8220;خود&#8221; و &#8220;دیگری&#8221; در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53791/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حنیف اصرار داشت کسی قطب نشود، اما مسعود رجوی شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52995</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52995#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Jan 2023 10:58:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52995</guid>

					<description><![CDATA[<p>شاید به سادگی قابل توجیه نباشد که چه می‌شود که یک انسان مسعود رجوی و مریم رجوی را مورد پرستش قرار می‌دهد و در دفترچه‌اش ‌می‌نویسد: &#8220;امروز نماز صبحم قضا شد، باید از محضر مسعود و مریم طلب استغفار کنم&#8221;. این عینا جمله است که یکی از اعضای مجاهدین خلق در گزارش خود انتقادی خود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52995">حنیف اصرار داشت کسی قطب نشود، اما مسعود رجوی شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شاید به سادگی قابل توجیه نباشد که چه می‌شود که یک انسان مسعود رجوی و مریم رجوی را مورد پرستش قرار می‌دهد و در دفترچه‌اش ‌می‌نویسد: &#8220;امروز نماز صبحم قضا شد، باید از محضر مسعود و مریم طلب استغفار کنم&#8221;. این عینا جمله است که یکی از اعضای مجاهدین خلق در گزارش خود انتقادی خود نوشته است.</p>
<p>این در حالی است که محمد حنیف نژاد از بنیانگذاران تشکیلات مجاهدین خلق در همان سالهای آغازین تشکیل سازمان، از شکل گرفتن کیش شخصیتی پرهیز داشت. با این وجود، عملکرد سران و نیروهای تشکیلاتی مجاهدین خلق چنان بود که نه تنها خود حنیف‌نژاد، بلکه افراد دیگری نیز از پی او تبدیل به قطب تشکیلات شدند. پررنگ‌ترین قطب در طول بیش از نیم قرن تاریخ مجاهدین، شخص مسعود رجوی بوده است.</p>
<p>محسن زال نویسنده کتاب چریک مجاهد خلق (انسان شناسی سازمان مجاهدین خلق، دوره پیش از انقلاب 1357)، در فصلی از کتاب با عنوان &#8220;اسطوره‌ها&#8221;، از اساطیری که در تشکیلات چهره شدند، می‌نویسد. او در مقدمه این بخش با استناد به صحبت‌های تراب حق‌شناس اذعان می‌کند که حنیف مخالف بت سازی بود:</p>
<p>&#8220;علاوه بر روایاتی حماسی و پاکیزه که توسط جانبداران سازمان، از وقایع رخ داد، ساخته شده‌اند. در خصوص افراد و شخصیت‌هایی چند که عموما جزء بنیانگذاران سازمان می‌باشند نیز این اسطوره‌سازی ها ادامه پیدا کرده و حول آنها هاله‌ای تنیده شده که از آن در برابر هر نقدی حفاظت می‌کند. هرچند &#8220;بت سازی&#8221; آسیبی است که خود حنیف نژاد نیز بدان آگاه بود و نسبت به آن هشدار می‌دهد، ولی اراده او نمی‌تواند از آن جلوگیری کند. وقتی زمانه و زمینه مستعد ساختن ابر انسان باشد &#8220;آگاهی&#8221; نمی‌تواند در برابرش مراقبت کند. تراب حق شناس در این مورد می‌گوید:</p>
<p>&#8216;در دوره مجاهدین اولیه حنیف اصرار داشت که کسی قطب نشود. در آخرین ملاقاتی که در زندان {پیش از اعدام} با پوران داشت به پوران گفته بود: کسی قطب نشود. نه خودت قطب شو نه بگذار کسی قطب شود.&#8217; (پوران بازرگان همسر سازمانی حنیف نژاد بود که پس از کشته شدن او با تراب حق شناس ازدواج کرد.)&#8221;</p>
<p>اگر سخن تراب را مبنا بگیریم خواسته حنیف هیچ گاه جاری نمی‌گردد و از همان زمان تولد گروه، ساختن بت‌واره‌های قابل ستایش و چه بسا پرستش نیز شروع می‌شود.</p>
<p>امروز این بت واره در خصوص مسعود رجوی چنان شده است که در حالی که او هیچ حضور فیزیکی در تشکیلات ندارد، کماکان مورد پرستش است. هیچ یک از اعضای گروه اجازه ندارند درباره او سوال کنند و جویای زنده یا مرده بودن او بشوند. او گویی ابر انسانی است که در ظرف زمان و مکان نمی‌گنجد. همچنین، اشعه‌هایی از هاله تقدسی که دور مسعود رجوی را تنیده است به مریم رجوی نیز میرسد چرا که او برترین زن تشکیلات است که پیش دیگر افراد حرمسرا با او &#8220;یگانه&#8221; شده است. بنابراین، در غیاب رییس فرقه ، این مریم است که نقش اسطوره قابل پرستش را ایفا میکند.</p>
<p>(محسن زال، ص 451 اسطوره ها، چریک مجاهد خلق)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52995">حنیف اصرار داشت کسی قطب نشود، اما مسعود رجوی شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52995/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق از حنیف نژاد تا مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50481</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50481#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 Jun 2022 07:45:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50481</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده مسئول سابق تیم حفاظت مسعود رجوی در مصاحبه با برنامه کلیدواژه در پاسخ به سوال مجری در رابطه با دلایل تغییر صد و هشتاد درجه ای رویکرد سازمان مجاهدین خلق در قبال امپریالیسم نسبت به بنیانگذاران آن می گوید جدا شدن از مردم بها دارد و حنیف نژاد به خوبی به این امر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50481">مجاهدین خلق از حنیف نژاد تا مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده مسئول سابق تیم حفاظت مسعود رجوی در مصاحبه با برنامه کلیدواژه در پاسخ به سوال مجری در رابطه با دلایل تغییر صد و هشتاد درجه ای رویکرد سازمان مجاهدین خلق در قبال امپریالیسم نسبت به بنیانگذاران آن می گوید جدا شدن از مردم بها دارد و حنیف نژاد به خوبی به این امر واقف بود.</p>
<p>مسعود خدابنده می گوید اگر سازمان مجاهدین خلق در ایران مانده بود، به چنین سرنوشتی دچار نمی شد. خدابنده دلیل استحاله سازمان مجاهدین خلق را دوری از مردم و رفتن به دامان امپریالیسم  می داند. او می گوید کسانی که از این سازمان جدا شدند در واقع سر مواضع خود هستند و بریده های واقعی مریم و مسعود رجوی هستند که عوض شدند و تا جایی پیش رفته اند که خانم مریم رجوی از یک گوشه چشم رئیس سابق سازمان سیا خوشحالی و پایکوبی می کند.</p>
<p>مسعود خدابنده خاطره ای نقل می کند از زمانی که نیروهای مجاهدین خلق از کردستان رانده شدند و وارد عراق شدند: هنگام ورود به عراق و فیلق 2 ما را بردند تا سین جیم کنند. مسئول بالاتر من در آن زمان مسعود عدل بود. من در جلسه بازجویی او به عنوان مترجم حضور داشتم. مسعود عدل بعد از جلسه گریه کرد. زیرا اطلاعاتی را داده بود که خودش هم باور نمیکرد این کار را بکند و این ها همه نتیجه دوری و جدایی از مردم است.</p>
<p>مسئول سابق تیم حفاظت مسعود رجوی می گوید جوانان ما باید از سرنوشت خانم رجوی عبرت بگیرند و با مردم و در کنار مردم بمانند.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-50481-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/Khodabandeh-Kelidvazheh-2.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/Khodabandeh-Kelidvazheh-2.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/Khodabandeh-Kelidvazheh-2.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/Khodabandeh-Kelidvazheh-2.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50481">مجاهدین خلق از حنیف نژاد تا مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50481/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/Khodabandeh-Kelidvazheh-2.mp4" length="55695618" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>دیوار سازمان مجاهدین خلق از ابتدا بنیانش کج نهاده شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50399</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50399#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 May 2022 04:38:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50399</guid>

					<description><![CDATA[<p>به مناسبت چهار خرداد که سالگرد اعدام بنیان گذاران سازمان می باشد می خواهیم نگاه مختصری به اصول پایه ای سازمان داشته باشیم و اینکه اکنون سازمان به نقطه دگردیسی رسیده ناشی از چه می باشد! برای شناخت این دگردیسی باید قدری به گذشته و تاسیس مجاهدین بپردازیم تا برایمان مشخص شود که رجوی بعد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50399">دیوار سازمان مجاهدین خلق از ابتدا بنیانش کج نهاده شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به مناسبت چهار خرداد که سالگرد اعدام بنیان گذاران سازمان می باشد می خواهیم نگاه مختصری به اصول پایه ای سازمان داشته باشیم و اینکه اکنون سازمان به نقطه دگردیسی رسیده ناشی از چه می باشد! برای شناخت این دگردیسی باید قدری به گذشته و تاسیس مجاهدین بپردازیم تا برایمان مشخص شود که رجوی بعد از اعدام بنیان گذاران چه خیانتی انجام داده است.</p>
<p>رجوی برای اینکه روی اسامی بنیان گذاران سازمان را خاک بپاشد ابتدا نام عبدالرضا نیک بین را حذف نمود. در سال 1344 حنیف نژاد و سعید محسن و عبدالرضا نیک بین سازمانی را بنا نهادند که بعدا نام مجاهدین به آن گفته شد ولی نیک بین در سال 1347 به خاطر اختلافاتی که با بنیان گذاران در مورد خط و استراتژی داشت از آنان جدا شد. عبدالرضا نیک بین در صحبت هایش عنوان داشت من بدون هیچ مشکلی از آنان جدا شدم و حنیف نژاد و سعید محسن و پوران و منصور بازرگانی در مراسم جشن عروسی من شرکت کردند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25823 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud_Hanif.jpg" alt="مسعود رجوی و حنیف نژاد" width="500" height="281" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud_Hanif.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud_Hanif-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud_Hanif-390x220.jpg 390w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>سئوالی که وجود دارد آیا اکنون رجوی این گونه با افرادی که خواهان جدایی هستند برخورد می کند؟<br />
بعد از جدا شدن عبدالرضا نیک بین به جای وی اصغر بدیع زادگان در سال 1345 به جمع بنیان گذاران اضافه می شود ولی رجوی بعد از اعدام اولیه سران سازمان هیچ وقت نامی از نیک بین نبرد و این مسئله را انکار نمود .در شهریور سال 1350 ساواک به دستگیری گسترده ای دست می زند که در این جریان مسعود رجوی هم دستگیر می شود وی که تحمل زندان و شکنجه را نداشت از همان لحظه به لو دادن مکان مخفی حنیف نژاد پرداخت که این مسئله در کتاب &#8220;در دامگه حادثه &#8221; که نویسنده آن پرویز ثابتی مدیر امنیت داخلی ساواک شاه است به تفصیل آمده است که چگونه رجوی در لو دادن مکان مخفی آنان همکاری نموده است.</p>
<p>قبل از فهم این مسئله باید به نکته ای اشاره کنیم که اگر اکنون سازمان در این موقعیت است و دست به جنایت و همکاری همه جانبه با غرب می زند و یا در جریان جنگ ضد میهنی علیه کشورش وطن فروشی نمود ناشی از پایه های اصلی آن و بنیانگذاران اولیه است.</p>
<p>نفرات زیادی به اظهار نظر در مورد حنیف نژاد پرداختند که یکی از آنان بهمن بازرگانی است وی از نزدیک با حنیف نژاد در ارتباط بود و کاملا وی را می شناخت. او عنوان می کند که مجاهدین و در راس آنها حنیف نژاد مثل شریعتی و یا بازرگان نه مذهبی سنتی بودند و نه مذهبی مدرن. برای آنان نقش سازمان در تغییر و تحولات انقلابی اهمیت اساسی داشت و جهان بینی و ایدئولوژی بیرون سازمان ارزش چندانی نداشت و مثال فرقه حسن صباح را می زند. چون در درون مناسبات حسن صباح بیرون از تشکیلات فرقه اسماعیلیه چیزی وجود نداشت هر چه که بود در درون فرقه بود و مطلبی خارج از تشکیلات وجود نداشت . بعد از حرفهای بهمن بازرگانی می توان این گونه نتیجه گرفت که حنیف نژاد معمار یک دیوار کج بوده است.</p>
<p>اگر در مورد حرفهای بهمن بازرگانی دقت کنیم اکنون هم می توان به خوبی به شرایط تشکیلات بعد از اعدام بنیان گذاران پی برد. چون بعد از به قدرت رسیدن رجوی به عنوان سر سازمان همین شیوه را ادامه داده است دیگر بیرون از تشکیلات برایش مهم نبوده و هرگز حاضر نشد به انتقادات بیرون از خودش گوش کند و یا هرگز حاضر نشد شکستی را قبول نماید یعنی اینکه حاضر نشد آن دیوار کجی که حنیف نژاد بنیان نهاده بود را تعمیر کند و هم چنان بر این دیوار کج اصرار دارد.</p>
<p>ابتدا باید دید که چگونه آنان اعدام شدند و آیا اعدام آنان چه تاثیری روی تشکیلات سازمان داشت چون هر چقدر که جلوتر می رویم شاهدیم که سر به نیست کردن مخالفین، تغییر ایدئولوژی در این سازمان بیشتر دیده می شود. رجوی که تحمل هیچ گونه مخالفی را در برابر خود ندارد اقدام به ترور شریف واقفی و صمدیه لباف نمود. چون ایدئولوژی شان بیشتر از این نمی توانست به درک درستی از شرایط آن زمان برسد و تنها راه را حذف مخالفین خود می دید و همانگونه که بعد از پیروزی انقلاب ایران وی نیز این شیوه را ادامه داد و در مناسبات به حذف فیزیکی علی زرکش که مخالف رفتن رجوی به دامان صدام بود پرداخت و یا ابوذر ورداسبی که او هم مانند علی زرکش در عملیات کشته شد و یا حتی شاهد بودیم که تعدادی را به صرف نفوذی بودن در زندانهای اشرف شکنجه کردند و کشتند. اکنون می توان نتیجه گرفت وقتی معمار اولیه یعنی حنیف نژاد دیوار کجی را بنا نهاده باید هم این گونه ادامه داشته باشد چون وقتی رجوی با خیانت به آنان به قدرت مطلقه در مناسبات رسید هر کسی که در مقابلش ساز مخالف می زد از سر راه بر می داشت.</p>
<p>بعد از اعدام بنیان گذاران می توان به جد گفت که کار سازمان تمام شد و دیگر توان بلند شدن نداشت و شاهد هستیم بعد از پیروزی انقلاب، رجوی به جای پرداختن به مسئله انقلاب و مردم ایران راه دیگری را انتخاب نمود که همانا خیانت به وطن بود و اگر بخواهیم در مورد تشکیلات و مناسبات آن حرف بزنیم باید عنوان کنیم مناسبات فرقه بسیار اسفبار است و هیچ چیز سر جایش نیست. تنها چیزی که در مناسبات به آن اهمیت داده می شود گفتن دروغ است و هر کسی ریا کاری بیشتری داشته باشد می تواند به مدارج بالاتر تشکیلات برسد.</p>
<p>من در این مقاله فقط سعی نمودم هر چند کوتاه به مسئله اعدام بنیان گذاران و خیانت رجوی بپردازم. اینکه ایدئولوژی اسلامی سازمان روی فریبکاری، حقه بازی و شیادی سوار است و اگر اکنون کاسه گدایی نزد جنگ طلبان غربی می گیرند به خاطر انحراف آنان از پایه می باشد چون اگر ایدئولوژی شان روی پایه و اساس درستی بنا نهاده شده بود هرگز به این وضعیتی که گرفتار شدند نبودند .</p>
<p>حتی اگر حنیف نژاد اکنون زنده بود نیز همان خط رجوی ها را ادامه می داد چون دیوار کجی را بنا نهاد که هر چقدر به بالاتر می رود کج تر شده و دیگر قابل تعمیر نیست و این گونه است که سران فرقه و اعضای بی سواد و نا آگاه آن برای جنایت کاران غربی دست و سوت زده و فکر می کنند که می توانند با اندیشه ای غلط به قدرت برسند. این در حالی است که مردم ایران از ماهیت کثیف شان آگاهی داشته و هرگز حاضر نیستند خیانت کارانی مانند رجوی در ایران به قدرت برسد.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50399">دیوار سازمان مجاهدین خلق از ابتدا بنیانش کج نهاده شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50399/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>این فرقه به هزار دلیل ، دیگر آن سازمان نیست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46779</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46779#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2021 05:49:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46779</guid>

					<description><![CDATA[<p>دگردیسی در سازمان مجاهدین خلق امری پوشیدنی و انکار پذیر نیست! اما هستند کسانی که برای رسیدن به قدرت و حکومت ، هر ننگی را قبول کرده و به هر خفتی تن می دهند! برای درک بهتر از مطلب به دو نمونه اشاره کرده و امید اینکه روشنگری کوتاهی که در ادامه می آید، چراغ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46779">این فرقه به هزار دلیل ، دیگر آن سازمان نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دگردیسی در سازمان مجاهدین خلق امری پوشیدنی و انکار پذیر نیست! اما هستند کسانی که برای رسیدن به قدرت و حکومت ، هر ننگی را قبول کرده و به هر خفتی تن می دهند! برای درک بهتر از مطلب به دو نمونه اشاره کرده و امید اینکه روشنگری کوتاهی که در ادامه می آید، چراغ راهی برای درک بهتر از فرقه ها به ما بدهد:</p>
<p>محمد حنیف نژاد اصلی ترین بنیانگذار سازمان در سال 1344 بود و شاخصه های شخصیتی بسیاری داشت که دیگران را قانع کند که توان و صلاحیت رهبری یک سازمان را دارد و در سر بزنگاه بر سر مواضع اش ایستاد و عاقبت نیز سر به دار شد.</p>
<p>همچنین مهدی رضائی نیز در 20 سالگی ، شاخصه های ممتازی در مبارزه را از خود نشان داد و او نیز سر بر مرام و مسلکش داد و اشتهار یافت.</p>
<p>این دو در تاریخ ماندگار شدند و بسیاری نیز با دنبال کردن مرام و مسلک مبارزاتی آنان ، پا در رکاب مبارزه و انقلابی گری گذاشتند.<br />
اما آیا نیستند کسانی که از اسم این دو سوءاستفاده کرده و بسیاری دیگر را نیز فریب داده و منحرف کردند؟</p>
<p>این دو مبارز تاریخ معاصر ایران، هرکدام برادری داشتند که با موج سواری راه خیانت و وطن فروشی را پیش گرفتند.<br />
احمد حنیف نژاد و ابوالقاسم رضائی، هر دو از اصلی ترین مهره های سرکوب و شکنجه در فرقه رجوی هستند! هر دو از اسم و عنوان برادر سوءاستفاده کرده و در فرقه ی رجوی به مقام و منصب و کرسی رسیدند و برای ماندن در این پست و مقام ها، دهها و صدها عضو فرقه را به شکنجه گاههای رجوی و کام مرگ فرستادند!</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-46780 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanif-Rezaei.jpg" alt="حنیف و رضایی" width="610" height="525" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanif-Rezaei.jpg 610w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanif-Rezaei-300x258.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 610px) 100vw, 610px" /></p>
<p>شاعر چه خوب می فرماید که :<br />
&#8221; گیریم پدر تو فاضل ، از فضل پدر تو را چه حاصل؟&#8221;</p>
<p>احمد حنیف نژاد و ابوالقاسم رضائی ، در برهه های مختلف تصمیم گیرنده های دادگاههائی بودند که سرنوشت و زندگی بسیاری را نابود کرده است، کجا بنیانگذاران سازمان مجاهدین ، به شما مجوزی دادند که وطن فروشی کنید و جنایت پیشه کنید؟</p>
<p>آیا امروز اگر برادران این دو جنایتکار زنده بودند، تف به صورت و شرف این دو نمی انداختند که این چه رسم مبارزه ای است؟ این وطن فروشی ها چیست؟ این هرزه گی های سیاسی چیست؟</p>
<p>چطور خجالت نمی کشید که نام انقلابی را بر خود گذاشتید و صدها و هزاران انسان بیگناه را سالیان است که در پشت حصارهای تو در توی فرقه ای خود اسیر نگه داشتید و شکنجه می کنید؟ با چه مجوزی اعضای اسیر سازمان را دادگاهی می کنید و در بیدادگاههای خود ، رای مرگ و قتل صادر می کنید؟</p>
<p>این انقلاب کذائی (انقلاب درونی مجاهدین) را که خود می دانید برحق نیست! چرا ترویج می کنید؟ این دو شخص آبروی برادران خود را نیز بردند و نام آنان را نیز خدشه دار کردند! آیا شما وجدان دارید؟ در کدام کشور جهان، در کدام مبارزه برای آزادی ! انسان ها را به بند می کشند و در اسارت نگه می دارند و از اولیه ترین حقوق انسانی محروم می کنند؟ کی و کجا شما آمده و به مسعود رجوی انتقاد کردید که فلان کارت اشتباه است و جای انتقاد دارد؟ چرا با بردن مسعود به اعلی درجات غیرانسانی ، راه برای هرگونه انتقاد به او را بستید! شما در فردای قیامت از پاسخگوئی نمی هراسید؟ چطور مروج و پرچمدار کسی شده اید که در وطن فروشی و جنایت هیچ مرز و حرمتی را نگه نداشته است؟ آیا شما به مسئولیت های انسانی تان در طی دهه های گذشته قیام کرده اید؟ چقدر دروغ ، چقدر فریب تحویل مردم می دهید؟</p>
<p>احمد حنیف نژاد، در بیدادگاههای غیررسمی و غیرقانونی رجوی، بیشمار بیشمار رای به جهالت و ظلم داده است که خود بهتر از همه می داند که چه کثافتکاریهایی انجام داده است!</p>
<p>احمد حنیف نژاد و ابوالقاسم رضائی ، مفت خورانی هستند که از خون جوانان این مرز و بوم ارتزاق کردند و حتما در دادگاه عدل الهی باید پاسخگو باشند، جرم امثال این دو ، بیشتر از بقیه است و دیر نیست که در محکمه ی خلق ، محاکمه خواهند شد!</p>
<p>جنایاتی که به نام برادران خود در فرقه ی رجوی انجام دادند، آنقدر زیاد است که در دادگاه کیفری بین المللی لاهه ، براحتی مواخذه شده و مجازات شوند، شرم بر چنین کسانی که از خود هیچ ندارند و با نام برادر به مناصب ظلم و کفر رسیدند، وای بر آنان که هزاران نفرین و ننگ همواره همراه شان است و شب وقتی سر بر بالین می گذارند، وحشت از روز جزا سراسر وجودشان را فرا می گیرد ، با ذکر این دونمونه ، اندکی روشن می شود که این فرقه ی ضدمردمی و وطن فروش ، دیگر آن سازمان نیست و سرنوشت شوم امثال این خیانتکاران ، هیچ ربطی به بنیانگذاران پاکباز سازمان نداشته و ندارد . . .<br />
فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46779">این فرقه به هزار دلیل ، دیگر آن سازمان نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46779/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>استراتژی سازمان مجاهدین خلق بر ترور استوار شده است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46663</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46663#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2021 04:31:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46663</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعضا در برخی مطالب عنوان شده که بین بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق در ابتدای تاسیس و رهبری فعلی تفاوت وجود دارد و میگویند که استراتژی آنان (رهبران قدیمی) متفاوت از مسعود رجوی بود و اگر اکنون آنها بودند مسعود رجوی را تائید نمیکردند و به دامان آمریکا برای رسیدن به قدرت آویزان نمی شدند. بهتر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46663">استراتژی سازمان مجاهدین خلق بر ترور استوار شده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعضا در برخی مطالب عنوان شده که بین بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق در ابتدای تاسیس و رهبری فعلی تفاوت وجود دارد و میگویند که استراتژی آنان (رهبران قدیمی) متفاوت از مسعود رجوی بود و اگر اکنون آنها بودند مسعود رجوی را تائید نمیکردند و به دامان آمریکا برای رسیدن به قدرت آویزان نمی شدند.</p>
<p>بهتر است نگاهی اجمالی به کارنامه سازمان مجاهدین خلق بیندازیم تا متوجه اصل داستان شویم.</p>
<p>از &#8220;محمد حنیف نژاد&#8221; بنیانگذار سازمان شروع میکنیم که روی او تمرکز بالایی وجود دارد و اینکه گفته می شود اگر او امروز بود مسعود رجوی را تائید نمیکرد.</p>
<p>بهتر است که بدانیم محمد حنیف نژاد قبل از اینکه اقدام به تاسیس سازمان مجاهدین خلق بکند در &#8220;نهضت آزادی&#8221; مهندس مهدی بازرگان که یک مسلمان نسبتا میانه رو محسوب می شد فعالیت میکرد. در آن زمان گویا بین مهندس مهدی بازرگان و محمد حنیف نژاد گفتگوها و بحث هایی بالا گرفته بود که ظاهرا حنیف نژاد خواستار اقدام مسلحانه علیه رژیم شاه شده بود و مدعی بود که با سازش و گفتگو و اقدامات مسالمت جویانه رژیم شاه تغییری در سیستم خود نخواهد داد و لذا باید به زور متوسل گشت و با دست بردن به سلاح، شاه را وادار به پذیرش خواسته های مردم نمود.</p>
<p>سران سازمان مجاهدین خلق خود را نماینده بر حق مردم مظلوم میدانستند و مدعی بودند که قشر ضعیف جامعه در ایران روز به روز بیشتر از قبل آسیب می بیند. آنان خود را روشنفکرانی میدانستند که دانسته های آنان را مردم معمولی جامعه نداشتند و به نوعی خود را قیم مردم فرض می کردند .</p>
<p>به هر حال محمد حنیف نژاد، که مطرح می شود اگر در این زمان بود هیچ اتفاق ناگواری بر سر این سازمان نمی آمد آیا طرفدار مبارزه مسلحانه و اعمال خشونت بود یا خیر؟</p>
<p>محمد حنیف نژاد وقتی نتوانست مهندس بازرگان را متقاعد کند که به استراتژی مبارزه مسلحانه روی بیاورد، از نهضت آزادی جدا شد و اقدام به تاسیس سازمان مجاهدین خلق نمود (البته در ابتدا چیزی به این اسم وجود نداشت و به مرور زمان اسم گذاری شد و برایش آرم تهیه گردید).</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-27835 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Terrorism_5-1.jpg" alt="ترور" width="700" height="439" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Terrorism_5-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Terrorism_5-1-300x188.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>محمد حنیف نژاد افرادی را که هم فکر و هم نظر با ایده های خودش بود را پیدا کرده و عضوگیری نمود و تشکل خود را بر اساس اصول تشکیلاتی مائو و مشی چریکی گروه های آمریکای لاتین و با ترکیب اسلام و سوسیالیسم و ناسیونالیسم به عنوان ایدئولوژی براه انداخت. هدف اعلام شده، بدست گرفتن رهبری انقلاب به هر قیمت، خصوصا با توسل به ترور، بود.</p>
<p>اگر کسی با &#8220;مشی مبارزه مسلحانه&#8221; و دیگر اعتقادات سازمان مخالفت میکرد اساسا درون تشکیلات راه داده نمی شد کما اینکه علیرضا نیک بین رودسری که از بنیانگذاران سازمان بود در همان ابتدای کار کنار گذاشته شد. پس سنگ بنای این تشکل هم عقیده و هم نظر بودن با محمد حنیف نژاد خصوصا در مورد &#8220;مبارزه مسلحانه&#8221; بود . وقتی هم مبارزه مسلحانه گفته می شود یعنی که تمام اشکال آن از کار با یک کلت و بدست گرفتن کلاشینکف گرفته تا نهایتا بمب گذاری وعملیات انتحاری (احمد رضایی) مد نظر است.</p>
<p>حالا با این توضیحات اگر به کارنامه سازمان مجاهدین خلق از ابتدا تا همین امروز نگاه کنید بجز دست بردن به ترور برای کسب قدرت سیاسی و به دست گرفتن رهبری به هر قیمت هیچ چیز دیگری پیدا نخواهیم کرد. مشی مسلحانه و هر کاری برای کسب قدرت، استراتژی این سازمان بوده و خواهد بود.</p>
<p>در عملیات نظامی سازمان، این استراتژی بصورت غیر متعارف عمل کرده و باعث ریخته شدن خون بی گناهان زیادی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی گشته است. بعد از انقلاب اسلامی، ترورهای کور اوایل دهه 60 و سپس همکاری با دشمن متجاوز برای انجام عملیات در داخل کشور و دیگر اقدامات تماما در جهت رسیدن به همان حقی است که حنیف نژاد تعریف کرده است، یعنی به دست گرفتن رهبری انقلاب به هر قیمت.</p>
<p>اکنون که سلاح از دست سازمان مجاهدین خلق گرفته شده و اعضای آن از یک طرف رو به ریزش گذاشته و از طرف دیگر پا به سنین کهولت نهاده اند و از همه مهمتر هزاران کیلومتر از مرزهای ایران دور شده اند، &#8220;استراتژی جنگ مسلحانه &#8221; هم در حال رنگ باختن است. اکنون با حذف مسعود رجوی از صحنه سیاسی و بین المللی و تعریفی جدید از کاربری مجاهدین خلق، مسیر جدیدی برای کسب قدرت در پیش گرفته شده است اما خشونت و قدرت طلبی در ماهیت سازمان کنار گذاشته نشده است. این را در ادبیات تبلیغی سازمان و پیام های مسعود رجوی می توان بخوبی مشاهده کرد.</p>
<p>واقعیت موجود اینست که هدف اعلام شده اولیه یعنی کسب قدرت و همچنین دست زدن به هر اقدامی از جمله خشونت و ترور برای رسیدن به این هدف همچنان استراتژی سازمان هست و خواهد بود، اما امروزه تلاش می شود بسته به موقعیت های مکانی و زمانی جلوه دیگری به سازمان داده شود.</p>
<p>میخواهم این نتیجه گیری را بکنم که آدرس را اشتباه نرویم، اساس این سازمان تغییری نکرده است، چرا که بر مبنای اقدام به ترور و خشونت و هر عمل دیگری برای رسیدن به اهداف سیاسی بنا نهاده شده است.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46663">استراتژی سازمان مجاهدین خلق بر ترور استوار شده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46663/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخچه ی سازمان مجاهدین خلق در یک نگاه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45406</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45406#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Jun 2021 10:06:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تقی شهرام]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا سعادتی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45406</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین خلق که پس از پیروزی انقلاب با کلیدواژه منافق شناخته شدند، از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ روی مردم اسلحه کشیدند، اما آیا می‌شد از تجربیات سعادتی و شهرام در مواجهه با منافقان بهره برد؟ به سال ۱۳۴۴ محمد حنیف نژاد که از دانشجویان مسلمان فعال در جبهه ملی و نهضت آزادی بود و سابقه بازداشت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45406">تاریخچه ی سازمان مجاهدین خلق در یک نگاه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجاهدین خلق که پس از پیروزی انقلاب با کلیدواژه منافق شناخته شدند، از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ روی مردم اسلحه کشیدند، اما آیا می‌شد از تجربیات سعادتی و شهرام در مواجهه با منافقان بهره برد؟</p>
<p>به سال ۱۳۴۴ محمد حنیف نژاد که از دانشجویان مسلمان فعال در جبهه ملی و نهضت آزادی بود و سابقه بازداشت هم داشت، به همراه سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین رودسری، سازمانی را برای مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی تأسیس کردند. سازمانی که ابتدا نامی نداشت، اما اعضا پس از دستگیری و ضربه ساواک به سازمان در سال ۵۰، عنوان «مجاهدین خلق ایران» را بر آن گذاشتند.<br />
اعضای هسته اولیه سازمان جملگی مذهبی و با عقاید خاص بودند. حنیف نژاد به عنوان شخصیت اصلی این سازمان از شاگردان میرزا یوسف شعار بود و علاقه بسیار به عقاید مهندس بازرگان و آثار و راه او داشت. میرزا یوسف شعار از منادیان به اصطلاح بازگشت به قرآن بود و اعتقاد داشت که متن کلام خدا مستقل الفهم است.</p>
<p>پس از هسته اولیه نیز چهره‌هایی چون علی اصغر بدیع زادگان، علی باکری، عبدالرسول مشکین فام، ناصر صادق، علی میهن‌دوست، حسین روحانی و… نیز به سازمان پیوستند که بیشتر از دانشجویان نخبه دانشگاه‌ها بودند. بعدها نیز این روند جذب دانشجویان ادامه داشت و چهره‌هایی چون محمد و بهمن بازرگانی، رضا رضایی، مسعود رجوی و… نیز به سازمان پیوستند و به تدریج در مرکزیت قرار گرفتند.</p>
<p><strong>سازمان مجاهدین خلق؛ مسلمان یا مارکسیست؟</strong><br />
معمولاً کسانی که به سازمان می‌پیوستند از دانشجویان و یا فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها بودند و تجربیات مبارزاتی چون حضور در انجمن‌های اسلامی و شاخه دانشجویی نهضت آزادی را داشتند. حجت‌الاسلام رسول جعفریان در کتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی – سیاسی ایران (۱۳۵۷ – ۱۳۰۲)» درباره منابع مطالعاتی سازمان می‌نویسد: «آشنایی آنان با مذهب به طور معمول از طریق آثار مهندس بازرگان بود به طوری که بنا به نوشته خود سازمان پس از قرآن و نهج‌البلاغه، آموزش‌های دینی بر محور کتاب «راه طی شده» بود که مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت.</p>
<p>رجوی بسیار زیرک و حقه‌باز بود و در زندان نیز برای جذب اعضا (اعضایی که دانش چندانی نداشتند و صرفاً زندانی شدن شخص را دلیل بر بزرگی او می‌دانستند) تلاش می‌کرد، او بسیار می‌نوشت و کار می‌کرد و حتی برای اینکه بتواند بیشتر کار کند قرص مصرف می‌کردکتاب «راه طی شده» سخت مورد علاقه حنیف نژاد و سعید محسن بود و با توجه به تسلطی که آنان به ویژه حنیف نژاد به لحاظ ایدئولوژیکی روی سایر افراد داشتند، علاقه مزبور به دیگران هم منتقل می‌شد… اساس این کتاب این بود که راه انبیا و راه بشر یکی است، بنابراین مجاهدین خلق نتیجه گرفتند که راه مارکس و لنین هم مانند راه انبیاست.»</p>
<p>حنیف نژاد شخصیتی کاریزماتیک داشت و همه اعضای سازمان بعدها از او با احترام بسیار زیادی صحبت کرده و می‌کنند. بهمن بازرگانی در کتاب «زمان بازیافته: خاطرات سیاسی بهمن بازرگانی» ضمن بیان فضای دانشکده فنی آن سال‌ها و جو روشنفکری که میان عموم دانشجویان وجود داشت، گفته است: «اگر حنیف نژاد نبود و ما را جذب نمی‌کرد ما هم به سمت همین چیزها می‌رفتیم، کتاب‌های کامو را می‌خواندیم، از این چوب سیگارهای بلند دستمان می‌گرفتیم و گاه ساعتمان را به مچ پایمان می‌بستیم… حنیف نژاد شخصیتی داشت که آدم احساس می‌کرد اگر قرار است کاری انقلابی و درست و حسابی بشود این‌جور آدم‌ها می‌توانند آن را رهبری کنند. آن اراده و تصمیم به مبارزه جدی از آن اول در شخصیت حنیف نژاد بود و خیلی تاثیر می‌گذاشت.»</p>
<p>بازرگانی در همین کتاب بیان می‌کند که حنیف نژاد تصمیم می‌گیرد که یکسری کتاب‌های مارکسیستی را اعضای سازمان بخوانند و او این تصمیم را با سعید محسن هم در میان می‌گذارد. پیشتر حنیف نژاد در جلسات یوسف شعار منابع مارکسیستی را می‌خواندند و آنها را نقد می‌کردند اما در سازمان نگاه حنیف نژاد به منابع مارکسیستی طور دیگری بود.</p>
<p>بازرگانی نوشته است که: «حنیف می‌اندیشد که آگاهی یک مسلمان مبارز تکامل یافته‌تر از مبارزان دیگر است… می‌پرسد پس چرا این آگاهی برتر منجر به پیش افتادن مسلمانان در مبارزه با امپریالیسم و دیکتاتوری نشده است؟ و چرا در این مبارزه مارکسیست‌ها به مراتب و به درجات جلوتر از مسلمانان مبارزند؟ پاسخ را خود حنیف می‌یابد: علم… پیامبر گفته است که در طلب دانش اگر حتی در جای دوری چون چین باشد به آنجا بروید و بیاموزید. حنیف می‌گوید ما نیز باید دانش مبارزه را از مارکسیست‌ها بیاموزیم.»<br />
بنابراین روند مارکسیست شدن سازمان از همان ابتدا طرح‌ریزی می‌شود. فیلتر سازمان در جذب اعضا «مبارزه» بود و نه «اسلام»، به همین دلیل نیز اشخاص بسیاری به صرف اینکه می‌توانستند مبارزه کنند، جذب شدند. اعضایی که باید مسلمان می‌بودند، اما ضرورت داشت که به زعم حنیف دانش مبارزه یعنی مارکسیسم را نیز بیاموزند. اما سازمان با تبلیغ اسلام توانسته بود، روحانیون و طیف‌های مذهبی زیادی را به خود جذب کند.</p>
<p>پس از ضربات ساواک به سازمان عمده نیروهای مذهبی بازداشت شدند. حنیف نژاد سال ۵۱ اعدام شد. عمده نیروهای مذهبی سازمان پس از ضربه ساواک یا کشته شدند و یا به حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند. پس از کشته شدن رضا رضایی، مرکزیت سازمان تحت نظر تقی شهرام، بهرام آرام و مجید شریف واقفی قرار گرفت. تقی شهرام توسط موسی خیابانی جذب سازمان شد. او که به دلیل درگیری‌ها در زندان قصر به زندان ساری تبعید شده بود، توانست با همراه کردن افسر زندان ستوان محمد حسین احمدیان و مقداری اسلحه از زندان ساری فرار کند. این فرار او را بدل به شخصیتی افسانه‌ای در سازمان کرد و به تدریج در مرکزیتش قرار داد. همو بود که سازمان را از نفاق‌شان رهایی داد و ارتداد و مشی مارکسیستی را علنی کرد.</p>
<p>هرچند که در دوران او چهره‌هایی چون مرتضی صمدیه لباف که اسلام‌گرا بود و مجید شریف واقفی که در ظاهر به اسلام پایبند بود، ترور شدند، اما بازهم در رسته‌های پایین‌تر مسلمانان حضور داشتند. شهرام توانست مدت زیادی را با مشی چریکی بر سازمان حکمرانی کند. او برای لو نرفتن سازمان ساختاری اطلاعاتی را برای مبارزه و زندگی مخفی طراحی کرد و اعضا برای مرتبط شدن بهم چند لایه اطلاعاتی را باید در نظر می‌گرفتند. در حوالی پیروزی انقلاب اما به دلیل چند سانحه ارتباط او با رسته‌های پایین‌تر قطع شد و او به ناچار از مرکزیت بیرون رفت و سازمانِ در بیرون زندان با چند انشعاب به فروپاشی نزدیک شد.</p>
<p>اما در همان دوران که سازمان با مرکزیت شهرام مشغول ترور و خودنمایی بود، در درون زندان اتفاقاتی دیگر رخ داد. پس از کشتار ساواک از اعضای اولیه، آن طیفی که عقاید مارکسیستی عیان داشتند و زنده مانده بودند به تدریج راه خود را از سازمان جدا کردند. این میان طیف مذهبی که عقاید مارکسیستی خود را پنهان می‌کردند، به تدریج با تلاش‌های مسعود رجوی و موسی خیابانی تحت سلطه مسعود رجوی درآمدند.</p>
<div id="attachment_45407" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-45407" class="wp-image-45407 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahram-Saadati-Rajavi.jpg" alt="شهرام و سعادتی و رجوی" width="600" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahram-Saadati-Rajavi.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahram-Saadati-Rajavi-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Shahram-Saadati-Rajavi-300x200.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-45407" class="wp-caption-text">تقی شهرام، محمد رضا سعادتی و مسعود رجوی</p></div>
<p><strong>رجوی چگونه لیدر سازمان شد؟</strong><br />
محمد محمدی گرگانی (نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی) از مبارزان ملی مذهبی علیه رژیم پهلوی که جذب سازمان مجاهدین خلق شده بود اما پس از اعلام ارتداد و پیش گرفتن مشی مارکسیستی اعلام جدایی کرد، در خاطرات دوره زندان خود درباره مسعود رجوی و لیدر شدنش نوشته است: «رجوی بسیار زیرک و حقه‌باز بود و در زندان نیز برای جذب اعضا (اعضایی که دانش چندانی نداشتند و صرفاً زندانی شدن شخص را دلیل بر بزرگی او می‌دانستند) می‌کرد، او بسیار می‌نوشت و کار می‌کرد و حتی برای اینکه بتواند بیشتر کار کند قرص مصرف می‌کرد.» به باور محمدی گرگانی، رجوی توانایی زیادی در جذب افراد و جمع کردن آنها داشت و از برخی رذالت‌های اخلاقی نیز برای این کار استفاده می‌کرد.</p>
<p>محمدرضا سعادتی هم پیش از مرگش در نامه‌ای به مادر رضایی‌ها و مرکزیت سازمان، مشی مسلحانه را مورد نقد قرار داده بود و به شدت به این مشی حمله کرد و خطاب به آنها گفت که این مطلب را هرجایی که آنها بخواهند اعلام می‌کند. متاسفانه با اعدام او بهره‌ای از این تفکرش برده نشداو به همراه موسی خیابانی تلاش‌های بسیاری را برای جذب اعضای دستگیر شده سازمان انجام دادند. همین باعث شد تا پس از پیروزی انقلاب او که نقش چندانی در تشکیل سازمان و همچنین فعالیت‌های مسلحانه سازمان علیه رژیم پهلوی نداشت، لیدر سازمان شود.</p>
<p>محمدی گرگانی در کتاب «خاطرات و تأملات در زندان شاه» ضمن اشاره به مباحثات طولانی خود با رجوی و خیابانی نوشته است که مسعود رجوی بیش از حد صلاحیتش در کادر رهبری سازمان جایگاه پیدا کرده و این می‌تواند برای آینده سازمان خطرناک باشد. او همچنین در ادامه همین محور می‌نویسد که رجوی صلاحیت لازم برای آتیه سازمان را ندارد. اما بهرحال رجوی مرکزیت سازمان را پس از پیروزی انقلاب برعهده گرفت. نکته مهم این بود که آنها خود – و نه مردم به رهبری روحانیت و امام خمینی– را عامل پیروزی انقلاب می‌دانستند. آنها میان مردم وجهه‌ای نداشتند و قاعدتاً نمی‌توانستند در نظام مردم سالارانه‌ای که امام پایه‌ریزی کرد جایی داشته باشند.</p>
<p>بهمن بازرگانی درباره رهبران سازمان مجاهدین خلق می‌گوید: «رهبران مجاهدین خودبزرگ‌ بینی شدیدی داشتند که اگر سازمان مارکسیست نمی‌شد می‌توانست رهبری انقلاب را بر عهده بگیرد. هنوز هم لطف الله میثمی این عقیده را دارد و مرحوم سحابی هم بر این عقیده بود. این در صورتی است که سازمان و سران آن به دلیل بسیاری از مسائل به هیچ عنوان امکان به دست گرفتن رهبری انقلاب را نداشتند.» سازمان مجاهدین خلق ایده‌ای داشت به نام جامعه توحیدی بی طبقه و به باور بازرگانی اگر سازمان می‌توانست این ایده را پیاده کند، نهایتاً به چیزی چون رژیم قذافی و دیکتاتوری‌های کمونیستی می‌رسیدیم.</p>
<p>اما شخصیت خودسر و خودرای رجوی و خوی برتری طلبی و قدرت طلبی‌اش اجازه نمی‌داد که در ملت و خلق حل شوند. به همین دلیل آنها علیرغم توصیه‌ها و درخواست‌های مشفقانه امام سلاح خود را تحویل ندادند و مدام برای انقلاب و ملت مشکل درست می‌کردند. رجوی و خیابانی قرآن را به بدون هیچ پشتوانه و دانش مذهبی، تفسیر به رأی می‌کردند و دانش مذهبی خود را بالاتر از روحانیون می‌دانستند. خیانت آنها به ملت از همان روزهای اولیه آشکار شد و در نهایت در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نیز اعلام جنگ مسلحانه به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دادند. پس از برخورد سخت مردم و نظام با رجوی و مزدورانش، خیانت آنها ابعاد گسترده‌تری به خود گرفت. آنها پس از رانده شدن از ملت به دامان دشمن یعنی رژیم بعث عراق پناه بردند و روزهای خونینی را در جنگ رقم زدند. آنها پس از شکست‌های پی در پی‌شان نیز دست از خیانت برنداشتند و در نهایت نیز به ذلت افتادند.</p>
<p>اما سؤال اینجاست که چه شد سازمانی که بنیان گذارانش عقاید و مطالعات اسلامی داشتند و بسیاری از اعضایش از مسلمانان معتقد بودند (البته این نیروها پس از شناخت سازمان از آن دست کشیدند) پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سازمان یا فرقه مسعود رجوی تبدیل شد؟ پس از پیروزی انقلاب برخی از اعضای این سازمان از جمله تقی شهرام و محمدرضا سعادتی دستگیر و اعدام شدند. برای اعدام دلایلی وجود داشت، اما آیا می‌شد از توانایی این شخصیت‌ها برای مهار سازمان استفاده کرد؟ نباید فراموش کرد که تقی شهرام پس از قرار گرفتن در مرکزیت سازمان نفوذ قابل توجهی داشت و از دانش تئوریک و قدرت مباحثه بالایی برخوردار بود. او به طور طبیعی از سازمان انشعاب کرد و رسته‌اش تبدیل به «سازمان پیکار» شد. اما به هر حال شهرام دانش زیادی نسبت به ساختار سازمان و کنش‌های رفتاری اعضا داشت و می‌توانست حداقل به نیروهای انقلاب در مواجهه با آنها مشاوره بدهد. سوال اینجاست که آیا چاره‌ای جز آن تاریخ خونین نبود؟</p>
<p>احمدرضا کریمی، از اعضای سازمان مجاهدین خلق در دهه ۵۰ که بعدها از تاریخ‌نگاران برجسته تاریخ این سازمان شد و کتاب‌های مهمی از جمله «تقی شهرام به روایت اسناد» را انتشار داد، درباره بهره‌هایی که نیروهای انقلابی می‌توانستند از تقی شهرام و محمدرضا سعادتی ببرند، به خبرنگار مهر می‌گوید: این ایده مطرح شده بود و داشت شکل می‌گرفت. زندانبانان تقی شهرام نیروهای اطلاعات سپاه بودند. شهرام در ملاقات با زندانبانانش اشاراتی درباره مواجهه با نیروهای مجاهدین خلق داشت.</p>
<p>وی افزود: محمدرضا سعادتی هم پیش از مرگش در نامه‌ای به مادر رضایی‌ها و مرکزیت سازمان، مشی مسلحانه را مورد نقد قرار داده بود و به شدت به این مشی حمله کرد و خطاب به آنها گفت که این مطلب را هرجایی که آنها بخواهند اعلام می‌کند. متأسفانه با اعدام او بهره‌ای از این تفکرش برده نشد. او قطعاً می‌توانست در داخل کشور و روی نیروهای سازمان در داخل کشور اثرگذار باشد. اکثر اعضای رده پایین سازمان، سعادتی را در زندان شاه و بعدها در زندان جمهوری اسلامی دیده و به نحوی جذب شخصیتش شده بودند.<br />
کریمی ادامه داد: سعادتی بسیار بیشتر از تقی شهرام می‌توانست مفید باشد. او می‌توانست روی نیروهای سازمان اثر بگذارد. خود نیروها او را بدل به بت خود کرده بودند. بهرحال آدم برجسته‌ای در سازمان بود و باید از نفوذش به نفع نیروهای انقلاب و کشور بهره برده می‌شد.</p>
<p>حرف شهرام این بود که شما اگر برخورد نکنید و به نیروهای سازمان اعتنا نکنید، آنها به تدریج فراموش می‌شوند. اگر آنها به حال خود واگذاشته شوند آنقدر درگیری درونی پیدا می‌کنند و آنقدر در خود انشعاب می‌کنند که به تدریج فراموش شده و از بین می‌رونداین تاریخ‌نگار در بخش دیگری از سخنان خود به مشاوره‌های تقی شهرام به نیروهای اطلاعات سپاه اشاره کرد و گفت: آن روزها اتفاقاتی که می‌افتاد و در مطبوعات منعکس می‌شد، اکثراً درگیری خیابانی بین هواداران سازمان و مردم بود. حرف شهرام این بود که شما اگر برخورد نکنید و به نیروهای سازمان اعتنا نکنید، آنها به تدریج فراموش می‌شوند. اگر آنها به حال خود واگذاشته شوند آنقدر درگیری درونی پیدا می‌کنند و آنقدر در خود انشعاب می‌کنند که به تدریج فراموش شده و از بین می‌روند.</p>
<p>مورخ کتاب «تقی شهرام به روایت اسناد» اضافه کرد: اما به باور شهرام اگر با این نیروها برخورد کنند، آنها روز به روز بزرگ‌تر شده و قدرت و نیرو می‌گیرند و بر اساس همین نیرو هم عداوت و کینه بین هواداران شدت پیدا می‌کند. هرچه جلوتر آمدیم عملاً این حرف شهرام اثبات شد. بسیاری از نیروهای سازمان پس از دستگیری در بازجویی‌ها اشاره کردند که نفس این برخوردها و کتک‌هایی که از مردم و نیروهای حزب اللهی می‌خوردند، در رشد پیدا کردن عنصر کینه در وجودشان خیلی نقش داشته است.<br />
عزت شاهی: مجاهدین فقط خود را لایق حکومت کردن می‌دانستند</p>
<p>عزت شاهی که کتاب خاطراتش از جمله منابع مهم در مطالعه جریان‌های مبارز علیه رژیم پهلوی به شمار می‌رود، در پاسخ به این سوال خبرنگار مهر که آیا می‌شد از شهرام و سعادتی به عنوان آلترناتیو علیه رجوی بهره برد، می‌گوید: می‌دانید که تقی شهرام مارکسیست بود و عضو سازمان پیکار. شهرام دستور ترور مجید شریف واقفی را داد و به هیچ عنوان شخصیت مذهبی نداشت.<br />
وی افزود: محمدرضا سعادتی هم به هیچ عنوان در حد مرکزیت سازمان نبود. اصلاً مطرح شدن نام او صرفاً به خاطر این بود که پرونده سرلشگر احمد مقربی را که دی ماه سال ۵۶ به جرم جاسوسی برای شوروی اعدام شده بود، سرقت کرد و در اختیار سفیر شوروی قرار داد و به همین جرم هم نیروهای انقلاب او را بازداشت کرده بودند.</p>
<p>مسعود رجوی و سازمانش حکومت را می‌خواستند. هرچند که آنها همه‌پرسی ۱۲ فروردین را تحریم کردند و به جمهوری اسلامی رأی ندادند، اما نظام با اینها کنار آمد و اجازه داد که در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری حضور پیدا کنندعزت شاهی ادامه داد: مسعود رجوی و سازمانش حکومت را می‌خواستند. هرچند که آنها همه‌پرسی ۱۲ فروردین را تحریم کردند و به جمهوری اسلامی رأی ندادند، اما نظام با اینها کنار آمد و اجازه داد که در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری حضور پیدا کنند. در صورتی که قاعدتاً نباید به آنها اجازه حضور داده می‌شد. سازمان اعتقاد داشت که باید خط مشی آنها توسط نظام پیاده شود و میلیشیا به جای ارتش بیاید و امام خمینی نباید اینقدر صحبت کند.</p>
<p>این مبارز و فعال سیاسی علیه رژیم پهلوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که سازمان مجاهدین اعتقادی به تداوم جمهوری اسلامی نداشتند، گفت: آنها می‌گفتند که جمهوری اسلامی کف روی آب است و به زودی از بین می‌رود و دوامی نخواهد داشت. می‌گفتند که مگر رؤسای جمهور و حاکمان اروپایی و آمریکایی چقدر صحبت می‌کنند که امام خمینی اینقدر حرف می‌زند؟ حتی می‌گفتند باید متن سخنرانی‌های امام خمینی را سازمان مجاهدین خلق باید تهیه کنیم.</p>
<p><strong>گروهک فرقان به عنوان چماق مجاهدین عمل می‌کرد</strong><br />
عزت شاهی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به این نکته که سازمان پیش از اعلام مقابله مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی ایران، هم علیه نظام و مردم دست به اسلحه برده بود، گفت: به اعتقاد من گروهک فرقان همراه سازمان مجاهدین خلق بود. به خاطر دارم در ۲۲ بهمن ۵۷ ما از جمله انتظامات تظاهرات بودیم. در میدان آزادی مینی‌بوسی بود که آقای گنجه‌ای در آن نشسته و داشت برای کسانی آرم مجاهد را توضیح می‌داد. دو نفر طلبه هم روی ماشین ایستاده بودند یکی سید و دیگر شیخ و پرچم مجاهدین را تکان داده و آن را به همه نشان می‌دادند. ما رفتیم که ردشان کنیم، دیدیم سمپات‌هایشان که دور و بر خودرو حضور داشتند به ما می‌گفتند که این دو آخوندند و مجاهد نیستند.</p>
<p>عزت شاهی اضافه کرد: از آن دو آخوند یکشان اکبر گودرزیِ گروه فرقان بود و آن سید هم برادر شهید حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی نژاد. برادر شهید هاشمی نژاد با سازمان همراه بود و سال ۵۸ طرد شد. پس از طرد نیز جزوه‌ای در نقد سازمان نوشت و اعلام برائت کرد و رفت به وزارت کشاورزی تا بازنشسته شد. زمانی که ما در کمیته فعالیت می‌کردیم برخی اوقات مسعود رجوی با مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی بحث می‌کرد. آنها با یک دست هویج داشتند و با دست دیگر چماق. آقایان شورای انقلاب را نقد می‌کردند و می‌گفتند که باید حرف حرفِ ما باشد. می‌گفتند که اگر حرف ما گوش ندهید فرقانی‌ها شما را ترور می‌کنند. این نشان می‌دهد که سازمان گروه فرقان را به عنوان چماق و گروه فشار در اختیار داشت.</p>
<p>وی گفت: سازمان مجاهدین، مدام به دنبال این بود که با امام جلسه مقالاتی بگذارد. امام به آنها اجازه ملاقات نمی‌داد و بالاخره با اصرار و واسطه گری آقایانی چون حجت‌الاسلام دعایی و… که سمپات سازمان بودند، امام اینها را دید. آنها پیشتر عکس امام را در روزنامه‌هایشان بدون هیچ‌گونه توضیحی منتشر می‌کردند. در روز ملاقات مسعود رجوی، موسی خیابانی، محمد حیاتی، علیرضا تشید و… در قم خدمت امام بودند. امام به نصحیت آنها پرداخت و گفت شما هم مانند مردم شوید و اسلحه‌ها را تحویل دهید و دیگر کار مسلحانه کردن فایده ندارد و چیزهایی مثل میلیشیا درست نیست و آن را مقابل ارتش علم نکنید.</p>
<p>عزت شاهی همچنین با اشاره به این نکته که رهبران سازمان پس از آنکه دیدند امام خمینی به آنها اجازه کار غیرقانونی و فراقانونی نمی‌دهد، تز مقابله مسلحانه را دادند، ادامه داد: آنها به همین دلیل سمپات بنی صدر شدند. هرچند که از ابتدا هم به امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای و… اعتقادی نداشتند. می‌گفتند حکومت باید دست ما باشد تا اقتصاد سوسیالیستی را پیش ببریم. می‌گفتند آخوندها حکومت داری بلد نیستند و این ما بودیم که با امپریالیسم و سرمایه‌داری مبارزه کردیم.</p>
<p>وی افزود: اینها مثل جبهه ملی می‌گفتند که هرکسی که مبارز باشد می‌تواند با ما باشد، چه یهودی، چه مسلمان، چه مارکسیست و… الگوی‌شان سازمان الفتح بود و اصلاً پیش از انقلاب نزد آنها هم آموزش دیده بودند. جبهه آزادی بخش الجزایر هم دیگر الگوی آنها بود. می‌گفتند؛ آنها که مبارزه کرده‌اند باید در رأس حکومت باشد و صرفاً خودشان را مبارز می‌دانستند. می‌گفتند ما شکنجه شدیم و زندان رفتیم و روحانیون کار خاصی نکرده‌اند. برخی از آقایان هم یا از ترس به آنها حرفی نمی‌زدند و یا اینکه تقیه کرده و با آنها مماشات می‌کردند شاید که اصلاح شوند. برخی نیز خودشان اعتقادی مانند اعتقاد اعضای سازمان داشتند. مرحوم آقای هاشمی هم بسیاری از دیدگاه‌های امام را قبول نداشت.</p>
<p><strong>محسن کاظمی: نیروهای انقلاب باید بین رجوی و بدنه سازمان مجاهدین خلق شکاف ایجاد می‌کردند</strong><br />
محسن کاظمی، از برجسته‌ترین تاریخ نگاران انقلاب نیز درباره امکان یا عدم امکان مسئله آلترناتیوسازی برای رهبری سازمان توسط نیروهای انقلابی به خبرگزاری مهر می‌گوید: به نظر من سازمان مسیر قهری و جبری را طی کرد و این دچار یک دترمینیسم تاریخی است. ما نمی‌دانیم به یقین بگوییم که این پروژه‌ها جواب می‌داد یا خیر؟ آن هم در سازمانی که به شدت کیش شخصیت در آن مطرح بود و به هر حال آن انشقاق احتمالی را اعضای سازمان باید تبعیت می‌کردند. اعضای سازمان رهبری سازمان را می‌پرستیدند و به همین دلیل آن انشقاق نمی‌توانست رخ دهد.</p>
<p>ماهیت و ساختار سازمان با اندیشه‌های حکومت اسلامی امام به هیچ عنوان همخوانی نداشت. اما به هر حال همیشه این سوال مطرح بود که آیا می‌شد از آن وضعیت و از آن تاریخ جلوگیری کرد یا خیر؟وی افزود: امام خمینی هیچگاه روی خوشی را به سازمان نشان نداد و از آنها رضایت دلی نداشت. پس از دستگیری سران سازمان در سال ۵۰ آیت‌الله طالقانی سفیری از جانب خود به عراق فرستاد تا بتواند از امام برای آنها تاییدی بگیرد. امام اما زیر بار نرفت چرا که در کلیت سازمان اندیشه‌های التقاطی می‌دید. طیفی از شخصیت‌ها از جمله آقایان هاشمی و معادیخواه شیفته سازمان بودند. معادیخواه در کتاب خاطرات خود با عنوان «جام شکسته» می‌گوید که ما اطلاعی نداشتیم و اگر از نظر امام مطلع می‌شدیم، امکان داشت که از نظر امام روی بربتابیم و نه از سازمان.</p>
<p><strong>*مجاهدین خلق دچار سانترالیسم بودند</strong><br />
محسن کاظمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که ساختار سازمان پیچیدگی‌های خاص خود را داشت، گفت: سازمان دچار سانترالیسم بود و در آن کیش شخصیت محترم شمرده می‌شد و جلوگیری از آن تقریباً ناممکن بود. به هر حال همانطور که اشاره کردم حوادث تاریخی بعدها نشان داد راهی که سازمان رفت، بر اساس آن کیش شخصیت و… ناگزیر بود.</p>
<p>این تاریخ‌نگار اضافه کرد: اما به نظرم جمهوری اسلامی باید اعضای پایین سازمان را اقناع می‌کرد و به نیازهای فکریشان را پاسخ می‌داد که متاسفانه این امر صورت نگرفت. به هر حال اندیشه‌های جزمی وجود داشت که غیرقابل انعطاف بود و آنها چه سمپات‌ها و چه نیروهای دیگر بر اساس نیازهایی به سازمان رفته بودند. انقلاب با اندیشمندانش باید بین بدنه و رهبران فاصله ایجاد می‌کرد که البته نکرد و همه را با یک چوب راند. به هر حال اعضای رده پایین سازمان از بچه‌های همین مملکت بودند و نظام باید نیازهای فکری و سیاسی و اعتقادی آنها را تامین می‌کرد.</p>
<p>کاظمی ادامه داد: همراهی اولیه سازمان مجاهدین خلق و انقلاب، استراتژیک و مقتضای روز بود. ماهیت و ساختار سازمان با اندیشه‌های حکومت اسلامی امام به هیچ عنوان همخوانی نداشت. اما به هر حال همیشه این سوال مطرح بود که آیا می‌شد از آن وضعیت و از آن تاریخ جلوگیری کرد یا خیر؟ آقای عزت شاهی گفته است که طرحی داشته مبنی بر بازداشت ۵۰ نفر از اعضای اصلی سازمان تا قائله بخوابد. اما این اتفاق نمی‌افتد. همیشه هم یک نوع تمامیت خواهی در سازمان وجود داشته و روند تاریخ بعد از اتفاقات درون ایران نیز همین را تایید می‌کند.</p>
<p>مورخ کتاب‌هایی چون «خاطرات عزت شاهی» و «خاطرات احمد احمد» در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که تمامیت خواهی مجاهدین حتی شورای به اصطلاح ملی مقاومت را نیز با شکست مواجه کرد، گفت: سازمان در خارج از کشور هم رهبری شورای ملی مقاومت را پذیرفت و بقیه را مطرود کرد، اما نتوانست میان مخالفان نظام نیز اتحاد برقرار کند و بنابراین شورای ملی مقاومت را به شکست کشاند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45406">تاریخچه ی سازمان مجاهدین خلق در یک نگاه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45406/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سیر قهقرایی جنبش حنیف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45078</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45078#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 May 2021 06:15:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45078</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشته های زیادی در مورد سالروز اعدام بنیانگذاران جریانی که بعد از کشته شدن آنها به سازمان مجاهدین خلق معروف شد ، بدون اینکه سودی برای فرقه ی رجوی داشته باشد ، در رسانه های این فرقه منتشر شد. دریکی ازاین نوشته ها چنین آمده است : &#8221; محمد حنیف نژاد بنیانگذار کبیر سازمان مجاهدین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45078">سیر قهقرایی جنبش حنیف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نوشته های زیادی در مورد سالروز اعدام بنیانگذاران جریانی که بعد از کشته شدن آنها به سازمان مجاهدین خلق معروف شد ، بدون اینکه سودی برای فرقه ی رجوی داشته باشد ، در رسانه های این فرقه منتشر شد.</p>
<p>دریکی ازاین نوشته ها چنین آمده است :<br />
<em>&#8221; محمد حنیف نژاد بنیانگذار کبیر سازمان مجاهدین خلق در شرایطی مبارزه علمی خود مبتنی بر یک ایدئولوژی مردمگرا و دمکراتیک را شروع کرد که از روبرو با ساواک جهنمی شاه درگیر بود و از پشت سر، مورد حمله و هجوم خنجرهای زهرآگین متولیان اسلام سنتی جاهلی، مرتجع و متحجر قرار داشت &#8220;.</em></p>
<p>محمد حنیف نژاد و یارانش ازنقطه نظر دشمنی بحق با امپریالیزم و شاهی که دست نشانده ی او بود ، انسان های جان بر کف و دوستدار وطن و استقلال آن بودند که این خصوصیات ، بسیار احترام برانگیز است و دراین مورد ایجاد هر نوع شک وشبهه ای ، دور از انصاف است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-39157 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_990207_4.jpg" alt="" width="419" height="273" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_990207_4.jpg 419w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Teori_Enghelab_990207_4-300x195.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 419px) 100vw, 419px" /></p>
<p>اما ازنقطه نظر تئوریک و داشتن دانش سیاسی و فلسفی، انسان های درجه چندمی بودند و دادن لقب &#8221; کبیر &#8221; به آنها، کاردرستی نیست وچه بسا که اگر خود زنده بوده و حس وطن دوستی واستقلال طلبی خود را حفظ میکردند ، با این اوصافی که درحق شان گفته شده، مخالفت میکردند.</p>
<p>البته خود فرقه ی رجوی هم با عملکردهای عینی اش نشان میدهد که احترامی بر حنیف ها قایل نیست وتنها برای سوء استفاده ازجرات و جسارت انسانی و انقلابی آنها این القاب را بکار میبرد.<br />
سواد سیاسی وتئوریک حنیف ها چندان نبود که بتوان درمیان صدها نظریه پرداز مجرب و باسواد ، لقب کبیر بدان ها داد و ایضا سواد مذهبی اش هم همینطور.</p>
<p>راه و رسم حنیف ها مثل دیگر جریان چریکی مقدم تر براو بدون توجه به حسن نیت فراوان آنها به شکست انجامید وتنها خاطره ای ازآنها بعنوان مخالفان جدی تسلط آمریکا برکشورمان و بی باکی هایی که دراین راه بنمایش گذاشتند ، باقی ماند.</p>
<p><em>دوباره :</em><br />
<em>&#8221; چهاردهه حاکمیت فاشیسم دینی و تروریستی آخوندی، با بالاترین سرکوب متصور نیز نتوانست مانع اعتلا و پیشروی این جنبش پویا شود &#8220;.</em></p>
<p>احتیاج چندانی به سرکوب نبود، شخص بوالهوس و خود شیفته ای بنام مسعود رجوی با داشتن همکاران ضعیف النفس به تنهایی میتوانست جنبش دلخواه حنیف ها را درخدمت دشمنان خلق قرار دهد.<br />
بعبارت دیگر، جنبش حنیف نه تنها پویا نشد، بلکه به سیر قهقرایی رفت وبرضد خود تبدیل گردید.</p>
<p>بازهم :<br />
<em>&#8221; &#8230; در یک جبهه، مرتجع ترین آخوندها به اسلام انقلابی مجاهدین ایراد و اشکال می گیرند، در جبهه دیگر اپورتونیست های چپ نمایی نظیر بهمن بازرگانی که زمانی از طرف آخوندها نجس اعلام شده بودند، بفرموده جلادان وزارت اطلاعات، احساس مسئولیت کرده و در رسانه های آخوندی، تشکیلات مجاهدین و ایدئولوژی آنها را غیردمکراتیک می نامند&#8230;&#8221;.</em></p>
<p>آن اسلام انقلابی را لو لو برد و بنابراین خیال هرکسی که با آن مخالف بود راحت شد و رجوی خدمت بزرگی دراین راه انجام داد.<br />
دیگر اینکه اگر کسانی مانند بهمن بازرگانی، باند رجوی و ایدئولوژی آنرا غیر دموکراتیک نامیده، کاردرستی انجام داده است.</p>
<p>چرا که ایجاد دستگاه خشن و وسیع تفتیش عقاید، دایر کردن کلاس های شستشوی مغزی، محروم کردن اعضای سازمان از حق انتخاب کردن و شدن، جاری کردن طلاق اجباری ، داشتن اختیارات نامحدود رجوی برای تصاحب هر زنی در سازمان و سلب حق تشکیل خانواده برای دیگران و &#8230; ، اعمال شدیدا ضد دموکراتیک بحساب میآیند.<br />
وحید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45078">سیر قهقرایی جنبش حنیف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45078/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به وصیت نامه بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45059</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45059#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 27 May 2021 05:10:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد حنیف نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45059</guid>

					<description><![CDATA[<p>قسمتی از وصیت نامه محمد حنیف نژاد، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق، که برای پدرش فرستاده بود، دقیقا به همان شکلی که در سایت های سازمان آمده است، در زیر آورده می شود: &#8220;بسم‌الله الرحمان الرحیم خط الموت علی ولد آدم مخط القلاده علی جید الفتاه و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف. از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45059">نگاهی به وصیت نامه بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>قسمتی از وصیت نامه <strong>محمد حنیف نژاد</strong>، بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق، که برای پدرش فرستاده بود، دقیقا به همان شکلی که در سایت های سازمان آمده است، در زیر آورده می شود:</p>
<p><em>&#8220;بسم‌الله الرحمان الرحیم</em><br />
<em>خط الموت علی ولد آدم مخط القلاده علی جید الفتاه و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف. از حسین ابن علی علیه‌السلام.</em><br />
<em>مرگ بر اولاد آدم هم‌چون گردن‌بند بر گردن نوعروس نوشته شده و من برای ملاقات اجداد پاکم چنان مشتاقم که یعقوب برای دیدار یوسف.</em></p>
<p><em>من وصیتنامهٔ زیر را در حال سلامتی و هشیاری کافی می‌نویسم، ما 5 نفر سعید محسن، اصغر بدیع‌زادگان، محمود عسگریزاده، رسول مشکین‌فام و مرا برای اعدام می‌برند. از خدا طلب عفو می‌کنیم، امیدواریم شما هم اگر تقصیری از ما دیده بودید، ببخشید. سعی کنید بعد از من ناراحت نشوید و هر وقت ناراحت شدید، قرآن ترجمه‌دار به‌خصوص سورهٴ احزاب، سورهٴ محمد، سورهٴ توبه و بعضی سوره‌های دیگر از این قبیل را زیاد بخوانید. </em><br />
<em>فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا، و از مؤمنان مردانی هستند که در عهد خود با خدا صدق ورزیدند و کسانی که بر پیمان خود استوار ماندند و بر آن درگذشتند، و دیگر کسانی که انتظار می‌کشند و در اصول و مشی خود هیچ تبدیل و تغییری ندادند.&#8221;</em></p>
<div id="attachment_45060" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-45060" class="wp-image-45060 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohamad.jpg" alt="محمد حنیف نژاد" width="600" height="375" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohamad.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Hanifnejad-Mohamad-300x188.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-45060" class="wp-caption-text">محمد حنیف نژاد</p></div>
<p>اگر به داستان های مسعود رجوی در خصوص 4 خرداد یعنی سالروز اعدام بنیانگذارن سازمان توجه کرده باشید، با آب و تاب طوری داستان سرایی میکند که گویی عین حقیقت است و همه باید حرف های او را باور کنند. مسعود رجوی در بیان خاطراتش میگوید که در یک ملاقات بسیار ناگهانی و برق آسا از محمد حنیف نژاد دستور گرفته است که بعد از مرگ آنان به رهبری سازمان بپردازد و بعد از این گفتگو او لب های تب دار محمد حنیف نژاد را بوسیده است.</p>
<p>تناقض اینجاست که چرا در وصیتنامه ای که به گفته خود مسعود رجوی کاملا درست است و به آن استناد می شود، محمد حنیف نژاد هیچ اشاره ای به جانشین بعد از خودش نمیکند؟ و اگر کرده است چرا در سایت های سازمان منعکس نمی شود؟</p>
<p>محمد حنیف نژاد خیلی خوب میدانست که اگر می خواست مسعود رجوی جانشین او باشد باید در وصیت نامه اش اینرا مطرح کند که مثلا بعد از او بازماندگان سازمان از مسعود رجوی که از مرکزیت سازمان است پیروی نمایند. ولی او اینکار را نکرد. زیرا چنین صلاحیتی در رجوی نمی دید.</p>
<p>تنها کسی که اینرا از قول حنیف نژاد میگوید شخص مسعود رجوی است و هر بار که خاطره گویی در خصوص 4 خرداد میکند ده بار اینرا تکرار میکند که حنیف نژاد رسالت ادامه دادن سازمان مجاهدین خلق را به او واگذار کرده است. در صورتیکه چندین نفر نیز مانده بودند و حنیف نژاد می توانست بصورت شفاهی هم اینرا به بقیه بگوید تا حجت را برای همه روشن و تمام کرده باشد، اما او اینکار را نکرد. حالا نگاهی به حرف هایی که به نقل از محمد حنیف نژاد در سایت های رسمی مجاهدین خلق منعکس میگردد می اندازیم:</p>
<p><strong><em>پیام حنیف نژاد از شکنجه‌گاه اوین &#8211; بهار ۱۳۵۱</em></strong><br />
<em>&#8220;انتظار دارم قبل از آن‌که به بیان تنها عامل پیروزی خود که تنها ضامن پیروزی آرمانهای ملی است بپردازم از همهٔ رفقا و برادرانی که در جنبش مسلحانهٔ ما سهیمند، تقاضا کنم که به‌خاطر حفظ نوامیس و ارزش غایی کلمات و از آن‌جا که پیوسته در معرض تمایلات و جملات نغزی بوده که سطور حاضر در قیاس با آنها چیزی شمرده نمی‌شود، به تشریح این نکته بپردازم که سوابق درخشان انقلابی گروه مجاهدین خلق دستاوردهای انقلابی فراوانی را فراهم کرده که با برخورداری از آنها و درک روح مفاهیم در پس کلمات می‌توان به‌خوبی در مسیر آرمانهای انقلابی گام برداشت و آنها را با پروسهٔ خلاق و دائمی تئوری عملی روزبه‌روز غنی‌تر و غنی‌تر ساخت. به‌هرحال رمز پیروزی ما در حفظ وحدت دائمی سیاسی و تشکیلاتی گروه است که در مساعی زیر متجلی می‌گردد:</em></p>
<p><em>۱ـ وحدت تشکیلاتی</em><br />
<em>۲ـ وحدت استراتژیک</em><br />
<em>۳ـ وحدت ایدئولوژیک.</em><br />
<em>به این ترتیب تنها ضامن پیروزی حفظ دقیق اصول راجع است به وحدت که تنها و تنها از طریق اصول</em><br />
<em>۱ـ انتقاد و انتقاد از خود</em><br />
<em>۲ـ اصل ادامهٔ بقای پیشتاز </em><br />
<em>حفظ می‌شود.</em><br />
<em>محمد حنیف‌نژاد .&#8221;</em></p>
<p>اینکه چرا حنیف نژاد جانشین خودش را نه در وصیت نامه و نه در آخرین حرفهایش مشخص نکرد می شود خیلی گمانه زنی کرد، اما من قصد دارم روی این موضوع تاکید نمایم که محمد حنیف نژاد میدانست که باید در وصیت نامه اش یا در آخرین گفته هایش حتی به شکل کُد یا با رمز اینرا مطرح کرده و بقیه را به این واقف نماید که جانشینش مثلا کسی است به نام م. ر.</p>
<p>می توانست به سایر زندانیان اینرا بگوید که تا همگان در این مسئله رسالت خود را به دوش کشیده باشند ولی او هرگز اینکار را نکرد زیرا به احتمال زیاد میدانست که سازمانی که او با رنج و خون بنا کرده بود در آینده ای نه چندان دور به انحراف کشیده خواهد شد. احتمالا او این روزها را میدید که سازمانی که او تاسیس کرده است برای مزدوری اجنبی بکار گرفته خواهد شد و خون های ریخته شده در راه آزادی را به هدر خواهند داد. احتمالا به این خاطر است که محمد حنیف نژاد در مطالبی که از او باقی مانده است از هیچ کسی اسم نبرد، نه در وصیت نامه و نه در آخرین حرفهایش که در سایت های رسمی سازمان درج شده است .</p>
<p>حال با این اوصاف مسعود رجوی حداقل سالی دو بار اینرا به همه یادآوری میکند که او در آخرین وداع با محمد حنیف نژاد لب های تب دار حنیف نژاد را بوسیده و حنیف نژاد به او تکلیف کرده است که بعد از اعدام آنان رهبری سازمان را مسعود رجوی بر عهده گرفته و سکان داری نماید .<br />
حال شما خود از این داستان و ماجرا نتیجه بگیرید .</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45059">نگاهی به وصیت نامه بنیانگذار سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45059/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
