<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمد رئیسوند</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d8%a6%d9%8a%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-رئيسوند</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 28 Jun 2025 06:48:09 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>محمد رئیسوند</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-رئيسوند</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>شرح دلتنگی های مادرانه برای فرزندانم محمد و فاطمه رئیسوند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65621</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65621#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Jun 2025 06:48:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه رئیسوند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رئیسوند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65621</guid>

					<description><![CDATA[<p>به نام خداوندی که دل مادر را با عشق فرزند آفرید فرزندان عزیزم، محمد و فاطمه‌ دلبندم، سال‌هاست که صدای‌تان را نشنیده‌ام، بوی‌تان را حس نکرده‌ام، چشمانم را در چشم‌هایتان ندوخته‌ام. تنها مادر بودم&#8230; و حالا، مادری‌ام را نیز از من دریغ کرده‌اند. من، زهرا کعب فلاحیه، مادری از خطه‌ی خوزستان، دردمند و چشم‌انتظار، این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65621">شرح دلتنگی های مادرانه برای فرزندانم محمد و فاطمه رئیسوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خداوندی که دل مادر را با عشق فرزند آفرید</p>
<p>فرزندان عزیزم، محمد و فاطمه‌ دلبندم،<br />
سال‌هاست که صدای‌تان را نشنیده‌ام، بوی‌تان را حس نکرده‌ام، چشمانم را در چشم‌هایتان ندوخته‌ام. تنها مادر بودم&#8230; و حالا، مادری‌ام را نیز از من دریغ کرده‌اند. من، زهرا کعب فلاحیه، مادری از خطه‌ی خوزستان، دردمند و چشم‌انتظار، این نامه را نه با قلم، که با اشک و بغض می‌نویسم.</p>
<p>محمدم&#8230; فاطمه‌ام&#8230;<br />
چگونه می‌توانم شرح دلتنگی‌ام را برایتان بنویسم، وقتی واژه‌ها از شدت اندوه فرار می‌کنند؟<br />
سال‌هاست که از آغوش‌تان محرومم. سال‌هاست که در اسارت ذهنی و عینی سازمانی گرفتار هستید که به نام آزادی، انسان‌ها را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان محروم می‌کند؛ حتی حق ارتباط با مادر!</p>
<p>ای سازمان مجاهدین خلق،<br />
از تو می‌پرسم: در کجای دنیا، مادر را از فرزند جدا می‌کنند؟ در کجای تاریخ، صدای یک مادر را سانسور کرده‌اند؟ کدام آئین، کدام دین، کدام وجدان، این ظلم را روا می‌دارد؟<br />
من فقط می‌خواهم صدای فرزندانم را بشنوم. فقط می‌خواهم بدانم زنده‌اند، سلامت‌اند، خوش‌اند&#8230; آیا این خواسته‌ی زیادی‌ست؟<br />
شما که دم از حقوق بشر می‌زنید، چرا ابتدایی‌ترین حق بشر — حق خانواده، حق ارتباط، حق انتخاب — را از فرزندان من گرفته‌اید؟</p>
<p>سالهاست که من، مادری پیر، با قلبی شکسته، در کوچه‌های بی‌خبری پرسه می‌زنم. سال‌هاست که بی‌آنکه بدانم، فرزندانم چگونه‌اند، زندگی می‌کنم و هر شب، با خیالشان سر بر بالش می‌گذارم.<br />
به‌تازگی تنها عکسی جدید از شما را، پس از سال‌های دراز انتظار، از انجمن نجات – مرکز البرز، که تنها حامی ما مادران دردمند بوده، دریافت نمودم. همان‌قدر برایم گرانبهاست که اگر درِ بهشت را به رویم می‌گشودند&#8230; ولی این کافی نیست!<br />
من، پیش از آنکه مرگ، فرصت گفت‌وگوی دوباره را از ما بگیرد، تقاضای دیدار دارم؛ نه سیاسی، نه تبلیغاتی — فقط دیداری ساده، انسانی، مادری.</p>
<p>ای جهانیان،<br />
ای مدعیان حقوق بشر،<br />
مگر نه اینکه در همه‌ی دنیا، مادر، حرمتی دارد فراتر از سیاست؟ مگر نه اینکه ارتباط خانوادگی، حقی است که هیچ قدرتی نباید از انسان بگیرد؟<br />
من، زهرا کعب فلاحیه، از شما می‌خواهم صدای من باشید. صدای مادری که سال‌ها در سکوت، گریه کرده؛ که سال‌ها در انتظار، پیر شده؛ که هنوز امید دارد، هنوز دعا می‌کند، هنوز می‌خواهد&#8230;</p>
<p>فرزندانم، اگر این نامه به گوش‌تان برسد، بدانید که مادرتان هنوز زنده است، هنوز شما را دوست دارد، هنوز برای دیدار چشم‌انتظار است، هنوز دلش به یاد لبخندتان می‌تپد.</p>
<p>و ای آنان که این جدایی را رقم زده‌اید:<br />
بدانید، هیچ ظلمی برای همیشه پایدار نمی‌ماند، و هیچ مادری تا ابد خاموش نمی‌ماند.</p>
<p>با اشک و امید،<br />
مادرِ چشم‌انتظار<br />
زهرا کعب فلاحیه<br />
(مادر محمد و فاطمه رئیسوند، گرفتار در حصار ذهنی سازمان مجاهدین خلق)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65621">شرح دلتنگی های مادرانه برای فرزندانم محمد و فاطمه رئیسوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65621/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرگذشت تلخ محمد رئیسوند و خانواده‌اش</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65231</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65231#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 May 2025 11:37:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه رئیسوند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رئیسوند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65231</guid>

					<description><![CDATA[<p>در میانه شعله‌های جنگ تحمیلی، نام بسیاری از دلاوران ایرانی با حروفی از غیرت و مقاومت در حافظه تاریخی این سرزمین حک شد. یکی از این نام‌ها، محمد رئیسوند بود؛ جوانی از دیار لرستان که در روزهایی که مزدوران بعثی و عوامل سازمان تروریستی مجاهدین خلق، به خاک ایران یورش می‌بردند، مردانه سینه سپر کرد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65231">سرگذشت تلخ محمد رئیسوند و خانواده‌اش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در میانه شعله‌های جنگ تحمیلی، نام بسیاری از دلاوران ایرانی با حروفی از غیرت و مقاومت در حافظه تاریخی این سرزمین حک شد. یکی از این نام‌ها، محمد رئیسوند بود؛ جوانی از دیار لرستان که در روزهایی که مزدوران بعثی و عوامل سازمان تروریستی مجاهدین خلق، به خاک ایران یورش می‌بردند، مردانه سینه سپر کرد و از وطن دفاع نمود. اما آنچه سرنوشت برای او رقم زد، تراژدی‌ بود فراتر از گلوله و خاکریز.</p>
<p>سال‌ها پس از پایان جنگ، در شرایطی که خانواده‌اش در آرامش و بی‌خبری از او به سر می‌بردند، خبرهایی تلخ از قرارگاه اشرف و تشکیلات فرقه رجوی به گوش رسید. محمد رئیسوند که روزی با شجاعت به دشمنان این ملت نه گفته بود، این بار در دام همان دشمنان و با فریب‌های روانی و تبلیغاتی پیچیده، به درون تارهای عنکبوتی فرقه رجوی کشیده شده بود.</p>
<p>اما دردناک‌تر از این، فصل بعدی این روایت است. فرقه رجوی که همواره از روش‌های غیرانسانی برای جذب نیرو و گسترش نفوذ استفاده می‌کند، این بار از پیوندهای خانوادگی به‌عنوان ابزار بهره‌برداری بهره برد. با ترفندی حساب‌شده، با نام محمد، با خواهر جوان او به نام فاطمه تماس گرفتند و با وعده دیدار و تجدید خاطره، فریبش دادند؛ فاطمه ندانسته طعمه تشکیلات عنکبوتی فرقه قرار گرفت. او با امید دیدار برادر، همراه با مادر رنج‌کشیده‌اش زهرا کعب فلاحیه و دایی‌اش، راهی عراق شد؛ غافل از آن‌که این سفر، بلیت بی‌بازگشت به سوی اسارت روح و جسم خواهد بود.</p>
<p>فرقه رجوی با توهین و تهدید، مادر و دایی را از قرارگاه اخراج کرد اما دختر جوان را، با این ادعا که &#8220;بالغ است و خود تصمیم گرفته بماند&#8221;، نزد خود نگاه داشت. این اقدام، ربایش آشکار یک انسان در پوشش فریب و سوءاستفاده از عواطف خانوادگی بود. زهرا کعب فلاحیه، مادری که با هزار امید راهی دیاری غریب شده بود، با چشمانی اشک‌بار و دلی شکسته بازگشت. او نه تنها فرزند پسرش را در بند دید، که دخترش را نیز در حصار افکار پوسیده و مناسبات ضدانسانی فرقه رجوی از دست داد.</p>
<p>سال‌هاست این مادر چشم‌انتظار، مانند صدها مادر دیگر، در سوگ دیدار فرزندانش به‌سر می‌برد؛ در سکوت، با درد و بغضی که هنوز مجال فریاد نیافته. این روایت، تنها یک پرونده از هزاران پرونده جنایت، فریب، و سوءاستفاده روانی و عاطفی فرقه رجوی است که باید در محافل بین‌المللی بازگو و پیگیری شود.</p>
<p>فرقه‌ای که تحت حمایت حکومت صدام، خانواده‌ها را دریده و عشق مادر به فرزند را ابزاری برای اسارت ساخته، امروز با چهره‌ای بزک‌شده در مجامع اروپایی، دم از آزادی و حقوق بشر می‌زند! غافل از آن‌که صدای گریه‌های زهرا و مادران دیگر، روزی از پشت دیوارهای خاکستری اشرف‌ها به گوش جهانیان خواهد رسید.</p>
<p>اکنون وظیفه‌ ماست که با رسانه، قلم و حقیقت، فریاد آن مادران باشیم؛ تا دیگر هیچ مادری، بی‌گور و نشانی از فرزندش، به خاک سرد چشم ندوزد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65231">سرگذشت تلخ محمد رئیسوند و خانواده‌اش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65231/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شعف خانواده فاطمه رئیسوند با مشاهده عکس او بعد از دو دهه بیخبری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61297</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61297#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Aug 2024 09:27:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات البرز]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه رئیسوند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رئیسوند]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61297</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز پنج شنبه 10 مرداد ماه 1403، مهدی رئیسوند برادر دو تن از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق با اعضای انجمن نجات البرز دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار که در محل دفتر انجمن نجات البرز انجام شد، درباره واکنش های ترس آلود فرقه نسبت به فعالیت های حقوق بشری خانواده رئیسوند برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61297">شعف خانواده فاطمه رئیسوند با مشاهده عکس او بعد از دو دهه بیخبری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز پنج شنبه 10 مرداد ماه 1403، مهدی رئیسوند برادر دو تن از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق با اعضای انجمن نجات البرز دیدار و گفتگو کرد.</p>
<p>در این دیدار که در محل دفتر انجمن نجات البرز انجام شد، درباره واکنش های ترس آلود فرقه نسبت به فعالیت های حقوق بشری خانواده رئیسوند برای رسیدن به حق مسلم شان یعنی ارتباط و دیدار با عزیزان دربندشان بحث و تبادل نظر صورت گرفت.</p>
<p>خانواده رئیسوند سالهاست که پیگیر وضعیت عزیزان شان در تشکیلات رجوی هستند و در این راستا با انجمن نجات مرتبط هستند. به دنبال فعالیت های این خانواده در جهت رهایی عزیزان شان از بند فرقه، عوامل رجوی به تکاپو افتادند و به ترفندهای همیشگی شان متوسل شدند. غافل از انکه دست فرقه مدت هاست برای همه و به خصوص خانواده های اعضای دربند رو شده است.</p>
<p>عوامل تشکیلات سازمان مجاهدین خلق در تلویزیون بی مخاطب خود، دختر این خانواده یعنی فاطمه رئیسوند را جهت اعترافات اجباری با پوشش مصاحبه نوروزی به تصویر کشیدند. اعضای انجمن نجات با مشاهده برنامه مورد ذکر، تکه هایی از آن را ضبط کردند تا به خانواده رئیسوند نشان بدهند و از نگرانی هایشان بابت سلامت فاطمه بکاهند.</p>
<p>گذشته از اعترافات اجباری و مطالبی که به زور از زبان فاطمه بیرون کشیدند آنچه برای خانواده رئیسوند مهم بود دیدار او بعد از 16 سال دوری و بیخبری بود.</p>
<p>مسئول انجمن نجات ضمن شادباش به آقای رئیسوند در این مورد گفت: مصاحبه ای هر چند کوتاه و اجباری و از رسانه یکسویه رجوی پخش گردید. جدای از اینکه چه مسائلی در این مصاحبه مطرح شده دیدار تصویری فاطمه روزنه امیدی است برای خانواده که حدود دو دهه رنج دوری و بیخبری از او را تحمل کرده اند. امیدواریم به زودی شاهد رهایی او از بند فرقه رجوی و ارتباطش با خانواده باشیم.</p>
<p>آقای مهدی رئیسوند شادمان از اینکه خواهر خود را در صحت و سلامت مشاهده کرده، ابتدا خداوند را شکر کرد و سپس از انجمن قدردانی کردند. همچنین ایشان از انجمن نجات خواست تا پیام وی را خطاب به خواهر و برادرش در فضای مجازی منتشر کند، تا شاید به طریقی بدست آنها برسد. پیام ایشان به این شرح می باشد :</p>
<p>&#8220;خواهر دلبندم فاطمه جان از اینکه توانستیم تصویر شما را ببینیم خوشحال شدیم مادرمان نیز با اشک شوق و حسرت به آغوش کشیدن شما و محمد همواره چشم انتظار و منتظر است . من و مادر و دیگر خانواده ایمان داریم که به زودی شما همچون دیگر اسیران شهامت نشان داده و خود را از القائات و اسارت ذهنی و جسمی نجات داده و بتوانید در دوران جوانی آزادانه برای خود تصمیم بگیرید و در هر کجای این جهان پهناور زندگی آزادی را برای خود انتخاب و از موهبت های الهی برخوردار باشید و لذت ببرید. جان کلام اینکه مادر و همه خانواده فقط به فکر تندرستی شما و یک ارتباط تلفنی مستمر با شما هستیم که لازمه آن یک دستگاه تلفن همراه شخصی است که الان در هر جامعه ای حتی نوجوانان نیز به آن دسترسی دارند. دوستدار شما &#8211; برادرت مهدی&#8221;</p>
<p>آقای رئیسوند که با مشاهده تصویر خواهر خود بسیار خشنود بود با کمال تشکر از این خبر در رساندن تصویر خواهرش به مهربان مادر خود سر از پا نشناخته و برای نشان دادن عکس خواهرش به مادر خود دفتر انجمن نجات را با خوشحالی ترک کرد.</p>
<p>به امید شادی تمام مادران دادخواه و چشم انتظار</p>
<p>ناصر رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61297">شعف خانواده فاطمه رئیسوند با مشاهده عکس او بعد از دو دهه بیخبری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61297/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دخترم طعمه یک ترفند به نام ملاقات شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60644</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60644#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jun 2024 06:20:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات البرز]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه رئیسوند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رئیسوند]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60644</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز جمعه 25 خردادماه 1403 ، اعضای انجمن نجات البرز با مادر محمد و فاطمه رئیسوند دیدار  کردند. اعضای دفتر انجمن نجات کرج پس از دعوت این مادر دادخواه که دو تن از عزیزانش به نام محمد و فاطمه رئیسوند اسیر تشکیلات جهنمی سازمان تروریستی مجاهدین خلق می باشند، با کمال اشتیاق و به حکم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60644">دخترم طعمه یک ترفند به نام ملاقات شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز جمعه 25 خردادماه 1403 ، اعضای انجمن نجات البرز با مادر محمد و فاطمه رئیسوند دیدار  کردند.</p>
<p>اعضای دفتر انجمن نجات کرج پس از دعوت این مادر دادخواه که دو تن از عزیزانش به نام محمد و فاطمه رئیسوند اسیر تشکیلات جهنمی سازمان تروریستی مجاهدین خلق می باشند، با کمال اشتیاق و به حکم ادب و احترام در منزل این مادر حضور بعمل رساندند. در بدو ورود سرکار خانم کعب فلاحیه به همراه فرزندش آقای مهدی رئیسوند همچون گذشته با خوشرویی و صمیمانه به استقبال میهمانان خود آمدند. پس از گفتگو و احوالپرسی صمیمانه این مادر بسیار مهربان با شربت و شیرینی و میوه های بهاری پذیرایی نمود. مسئول انجمن کرج و همراهان با تقدیر و تشکر از زحمات ایشان از آخرین وضعیت رو به زوال تشکیلات فرقه و حجم زیادی نارضایتی اعضا توضیحاتی داد.</p>
<p>آقایان ولی ا&#8230; غفاری و علی اردلانی که از جمله میهمانان این مهربان مادر بودند از سرنوشت خود و چگونگی اسارت و رهایی خود از چنگال فرقه رجوی خاطرات و مواردی را در راستای امید به این مادر عنوان نمودند. این رها یافتگان اذعان داشتند تنها امید برای آزادی اسیران همان استمرار و پایداری خانواده ها می باشد.</p>
<p>این مهربان مادر چشم انتظار که ۳۶ سال است در فراق پسر خود و ۱۶سال در حسرت دیدار دخترش به سر میبرد با شنیدن سرنوشت جداشده ها با چشمانی گریان و صدایی لرزان بیان کرد: پسرم که سابقه جنگ با تروریست های مجاهدین در حمله نظامی عملیات فروغ جاویدان به شهرمان داشت و از شهروندان در برابر حمله وحشیانه آنها دفاع میکرد پس از مدتی ناباورانه در سال ۱۳۶۸ اسیر این فرقه منحوس گردید .</p>
<div id="attachment_60647" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-60647" class="size-full wp-image-60647" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Reisvand-F-M.jpg" alt="فاطمه و محمد رئیسوند" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Reisvand-F-M.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Reisvand-F-M-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Reisvand-F-M-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-60647" class="wp-caption-text">فاطمه و محمد رئیسوند</p></div>
<p>در تماس های او با منزل و درخواست دیدار با ما در سال ۱۳۸۷ با تلاش اینکه برای آزادی ایشان اقدامی کنیم به همراه برادر و دختر کوچکم که آن زمان در سنین جوانی بود به عراق و قرارگاه اشرف عزیمت کردیم. مادر پس از مکثی کوتاه و غمبار ادامه داد: درحین ورود به قرارگاه اشرف زنان فرقه با ترفند اینکه دخترم باید در کنار دیگر دختران و خوابگاه آنها باشد در مدتی طولانی او را از من جدا کردند . پس از چند روز دیدار با فرزندم وقتی متوجه شدیم که پسرم گرفتار آنها است و به او اجازه خروج نمیدهند با برادرم تصمیم به بازگشت به ایران گرفتیم و وقتی سراغ دخترم را گرفتم، چند تن از زنان سازمان با برخورد و لحنی خشن خلاف برخوردهای بدو ورود به ما گفتند: دخترتان تصمیم خود را گرفته و می خواهد نزد برادرش بماند . من و برادرم متعجب درخواست کردیم که فاطمه را ببینیم اما به ما اجازه ندادند. من و برادرم با عصبانیت با آنها وارد بحث شدیم و من شیون کردم که بدون دخترم اینجا را ترک نخواهم کرد. در این هنگام چندین تن از زنان و مردان رجوی بیرحمانه ما را دوره کردند و با زور به سمت در خروجی هدایت کردند. با دخالت سربازان آمریکایی در جلوی درب قرارگاه اشرف که معلوم بود جیره بگیر رجوی هستند، آنها نیز عنوان کردند منطقه جنگی و ناامن می باشد و هم اکنون حضور شما در اینجا به عنوان شهروند عادی مناسب نیست و دخترتان اگر خودش بخواهد می آید .</p>
<p>من و برادرم ساعت ها جلوی درب بسته قرارگاه و بی اعتنایی سربازان آمریکایی و مجاهدین در شرایط سخت مقاومت کردیم اما بی فایده بود. شرایط بحرانی آنجا و عدم شرایط استقرار و بی امنی باعث شد که در برابر گروگانگیری رجوی تصمیم به بازگشت به ایران جهت اقدامات موثر برای نجات دخترم بگیریم . این بود که دخترم طعمه یک ترفند به نام ملاقات قرار گرفت و دخترم را با دستان خودم گرفتار نمودم. مسئول دفتر انجمن نجات و دیگر همراهان که تحت تاثیر غم مادر قرار گرفته بودند با تجربه ای که از عذاب های داخل تشکیلات داشتند به این مادر این امید را داده که با دعای شما مادران که براستی صاحبخانه انجمن نجات می باشید و تلاش های حقوق بشری دفاتر انجمن نجات این آزادی ها محقق میگردد.</p>
<p>به امید رهایی تمام اسیران</p>
<p>ناصر رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60644">دخترم طعمه یک ترفند به نام ملاقات شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60644/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درخواست مادر چشم انتظار محمد و فاطمه رئیسوند از دولت آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55721</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55721#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 Aug 2023 12:14:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه رئیسوند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رئیسوند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55721</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم زهرا کعب فلاحیه مادر ۲ تن از افراد گرفتار در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق است که سالها چشم انتظار دیدار فرزندان و یا شنیدن صدایشان است. این مادر رنجدیده، از خانواده های عضو انجمن نجات البرز است که سالهاست به واسطه قدرت طلبی های سران مجاهدین خلق از وجود عزیزان شان محروم مانده است. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55721">درخواست مادر چشم انتظار محمد و فاطمه رئیسوند از دولت آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانم زهرا کعب فلاحیه مادر ۲ تن از افراد گرفتار در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق است که سالها چشم انتظار دیدار فرزندان و یا شنیدن صدایشان است.</p>
<p>این مادر رنجدیده، از خانواده های عضو انجمن نجات البرز است که سالهاست به واسطه قدرت طلبی های سران مجاهدین خلق از وجود عزیزان شان محروم مانده است. تنها خواسته این مادر چشم انتظار، ایجاد شرایطی است که بتواند با فرزندانش ارتباط برقرار کند، صدایشان را بشنود و بعد از سالها دوری و چشم انتظاری ملاقات شان کند.</p>
<p>ایشان از مقامات دولت آلبانی تقاضا می کند تا شرایط ایجاد ارتباط و دیدار با فرزندانش را برایش فراهم کنند.</p>
<p>باشد که دل همه مادران چشم انتظار به دیدار عزیزان شان روشن شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55721">درخواست مادر چشم انتظار محمد و فاطمه رئیسوند از دولت آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55721/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تقاضای مادر محمد و فاطمه رئیسوند از دولت آلبانی جهت اطلاع از فرزندانش</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55145</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55145#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Jul 2023 12:14:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه رئیسوند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رئیسوند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=55145</guid>

					<description><![CDATA[<p>سرکار خانم زهرا کعب فلاحی مادر محمد و فاطمه رئیسوند از اعضای گرفتار در سازمان مجاهدین خلق می باشد. وی با در دست داشتن عکسی از پسرش محمد رئیسوند خواهان رسیدگی دولت آلبانی گردید. مادر چشم انتظار که سازمان مجاهدین در ۲ برهه زمانی متفاوت و با حیله فرزندانش را به اسارت گرفته از دولت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55145">تقاضای مادر محمد و فاطمه رئیسوند از دولت آلبانی جهت اطلاع از فرزندانش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سرکار خانم زهرا کعب فلاحی مادر محمد و فاطمه رئیسوند از اعضای گرفتار در سازمان مجاهدین خلق می باشد. وی با در دست داشتن عکسی از پسرش محمد رئیسوند خواهان رسیدگی دولت آلبانی گردید. مادر چشم انتظار که سازمان مجاهدین در ۲ برهه زمانی متفاوت و با حیله فرزندانش را به اسارت گرفته از دولت آلبانی تقاضای رسیدگی دارد. محمد رئیسوند که خود در برابر حمله مجاهدین خلق در عملیات مرصاد به استان کرمانشاه، به مقاومت و جنگ با آنها پرداخته بود در سلسله ترفندهای سازمان پس از اتمام جنگ ایران و عراق و صلح بین این دو کشور با دسیسه به عراق در نهایت به اسارت در اشرف کشانده می‌شود.</p>
<p>طی طرح پلید سازمان مجاهدین خلق به دستور شخص رجوی در جذب افراد جوان خانواده های اعضای گرفتار، سازمان با برنامه ریزی و هدف پلید اهریمنی از قبل طراحی شده در سال ۱۳۷۸ ، ایمیلی از طرف محمد به خواهرش فاطمه زده می شود مبنی بر درخواست دیدار با مادر و خانواده اش. به این ترتیب فاطمه رئیسوند به همراه مادر و دایی خود جهت ملاقات با محمد روانه عراق می‌شوند. فاطمه که در آن زمان در سن جوانی بود و به عنوان کارمند با حقوق و مزایای مکفی مشغول کار بود در کمال ناباوری و حیرت مادر و دایی اش در تور تشکیلات عنکبوتی رجوی گرفتار می شود و با حیله و ترفند در آنجا ماندگار می‌شود.</p>
<p>خانم کعب فلاحی که به همراه برادر خود تلاش فراوانی جهت نجات دخترش می‌کند ‌وقتی با تهدیدهای سازمان به پشتیبانی و حمایت دولت وقت عراق روبرو می شوند با دلی شکسته به ایران بازمی‌گردند.</p>
<p>این مادر که با نیرنگ بار دیگر فرزندی را از دست میدهد حال دلسوخته و در چشم انتظاری ۲ تا از جگر گوشه هایش و در بی خبری از احوالات و وضعیت آنها به سر می برد و خواستار خبری از آنها می باشد. وی با تهیه و انتشار پیامی تصویری از دولت آلبانی تقاضای کمک و یاری دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/55145">تقاضای مادر محمد و فاطمه رئیسوند از دولت آلبانی جهت اطلاع از فرزندانش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/55145/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ابراز خوشحالی خانواده محمد رئیسوند از دیدن تصویر او</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50630</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50630#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Jun 2022 08:46:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رئیسوند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50630</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهدی رئیسوند که از سن ۱۰ سالگی برادر بزرگتر خود را ندیده بود، وقتی پس از  ۳۴ سال فیلم و تصویر برادرش محمد رئیسوند را دید با شادمانی و جعبۀ شیرینی به دفتر انجمن کرج مراجعه و کام خود و مسئول انجمن را شیرین نمود. آقای رئیسوند با ابراز خشنودی گفت: من و مادر ۳۴ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50630">ابراز خوشحالی خانواده محمد رئیسوند از دیدن تصویر او</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهدی رئیسوند که از سن ۱۰ سالگی برادر بزرگتر خود را ندیده بود، وقتی پس از  ۳۴ سال فیلم و تصویر برادرش محمد رئیسوند را دید با شادمانی و جعبۀ شیرینی به دفتر انجمن کرج مراجعه و کام خود و مسئول انجمن را شیرین نمود. آقای رئیسوند با ابراز خشنودی گفت: من و مادر ۳۴ سال است که در حسرت دیدار برادر هستیم. وقتی مصاحبه او را در ۱۱ خردادماه جاری دیدیم، بسیار از دیدارش خوشحال شدیم.</p>
<div id="attachment_50632" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-50632" class="size-full wp-image-50632" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Raisvand-Mohammad.jpg" alt="محمد رئیسوند " width="600" height="330" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Raisvand-Mohammad.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Raisvand-Mohammad-300x165.jpg 300w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-50632" class="wp-caption-text">محمد رئیسوند</p></div>
<p>مسئول انجمن نجات استان البرز ضمن شادباش به آقای رئیسوند، در این مورد گفت: مصاحبه ای هر چند کوتاه و اجباری و از رسانه یک سویه فرقه رجوی پخش گردید. جدای از اینکه چه مسائلی در این مصاحبه مطرح شده، دیدار محمد روزنه امیدی است برای خانواده رئیسوند که بیش از سه دهه رنج دوری و بیخبری از او را تحمل کرده اند. امیدواریم به زودی شاهد رهایی او از بند فرقه مجاهدین خلق و ارتباطش با خانواده باشیم.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-50631 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Raisvand-Mehdi.jpg" alt="مهدی رئیسوند " width="700" height="399" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Raisvand-Mehdi.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Raisvand-Mehdi-300x171.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>آقای رئیسوند شادمان از این که برادر خود را در صحت و سلامت می بیند از انجمن نجات خواست تا پیامش خطاب به برادرش را  منتشر کند تا شاید به طریقی به دست برادرش برسد:</p>
<p>برادر جانم محمد عزیز،  از اینکه پس از سالهای مدید توانستیم تو را ببینیم بسیار بسیار خوشحال شدیم. مادرمان نیز با اشک شوق و حسرت به آغوش کشیدن شما و فاطمه جان سر از پا نمی شناخت. من و مادر و خانواده ام با اطمینان خاطر بر این باور هستیم که محتوای صحبت هایت و هر آنچه که علیه اسیران جنگی رهایافته از فرقه میگفتی غیر واقعی و دیکته شده بود. چون به یاد دارم در اوایل دوران جنگ، وقتی در شهرستان خرمشهر زندگی می کردیم پس از تهاجم عراق و تصرف شهرمان به زادگاه پدری لرستان مهاجرت کردیم. شما با مشاهده جنایت های نیروهای بعثی به نوامیس همشهری هایمان که در اینجا زبان از وصف آن قاصر است برای دفاع از خاک وطن به مدت ۳۴ ماه در لشگر ۱۶ زرهی قزوین با رژیم بعثی متجاوز جنگیدی و حتی پس از اتمام دوران خدمت سربازی، داوطلبانه در بنیاد مهاجرین جنگی فعالیت و استخدام شدی و تا اینکه بدلیل غیرت و شهامتی که از خود نشان دادی به ریاست بنیاد منصوب شدی و برای مهاجرین جنگی خرمشهر و خوزستان خانه و امکانات فراهم مینمودی.</p>
<p>همچنین به یاد داریم در سال ۱۳۶۷ در حمله نظامی مشترک سازمان با عراق به کرمانشاه و دفاع مردم و ارتش ایران با نام عملیات مرصاد، خود و دیگران را مسلح نمودی و برای جلوگیری از احتمال آسیب به شهر در فرماندهی شهرستان کوهدشت مستقر شدی تا اینکه مبادا سازمان با ارتش عراق بخواهد جنایت دیگری همچون خرمشهر را رقم بزند. برادر جان حال چه شده است؟! برادر جان محمد جان قربان آن صدای لرزانت در هنگام مصاحبه و فدای آن گلو و دهان خشک شده ات که گهگاهی با زبانت به آن طراوت میدادی که به وضوح آشکار بود در شرایطی تنگنا قرار گرفتی و مطالبی را اجباری روخوانی میکردی. برادر عزیز ایمان دارم بزودی همچون دیگر اسیران جنگی شهامت نشان داده و خود را از القائات و اسارت ذهنی و جسمی نجات داده که بتوانی آزادانه برای خود تصمیم بگیری و در هر کجای این جهان پهناور، زندگی آزادی را برای خود انتخاب کنی و از موهبت های الهی برخوردار باشی. برادر عزیزم جان ابی جان با این نام خطابت کردم که بدانی خودم هستم مهدی برادرت. جان کلام اینکه من و مادر و همۀ خانواده فقط به فکر تندرستی شما و یک ارتباط تلفنی مستمر با شما و فاطمه جان هستیم که لازمه آن یک دستگاه تلفن همراه شخصی و زندگی اختیاری است که خود انتخاب و در اختیار داشته باشی. آنهم بدور از هر گونه حصار ذهنی و جسمی.</p>
<p>به آرزوی دیدار و ارتباط و خوشحالی مادر چشم انتظارمان.<br />
پایدار و برقرار باشی &#8211; برادرت مهدی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50630">ابراز خوشحالی خانواده محمد رئیسوند از دیدن تصویر او</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50630/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
