<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمد رضا مبین</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%85%d8%a8%db%8c%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-رضا-مبین</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 13 May 2026 08:24:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>محمد رضا مبین</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-رضا-مبین</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از محسن صدیقی، می خواهم که تا دیر نشده خودش را نجات دهد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68527</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68527#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 May 2026 08:24:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن صدیقی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68527</guid>

					<description><![CDATA[<p>من بیشتر از بقیه سازماندهی ها، با محسن صدیقی تن واحد بودم، او که بچه خطه سرسبز شمال کشور و شهر زیبای امیرکلای بابل است، شخصی میانه رو و خجالتی بود، من در تمام تلاطمات تشکیلاتی ام با او بودم و خیلی شب ها در پست های نگهبانی، ساعت ها با هم صحبت می کردیم. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68527">از محسن صدیقی، می خواهم که تا دیر نشده خودش را نجات دهد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من بیشتر از بقیه سازماندهی ها، با محسن صدیقی تن واحد بودم، او که بچه خطه سرسبز شمال کشور و شهر زیبای امیرکلای بابل است، شخصی میانه رو و خجالتی بود، من در تمام تلاطمات تشکیلاتی ام با او بودم و خیلی شب ها در پست های نگهبانی، ساعت ها با هم صحبت می کردیم. امروز روی صحبتم با او و سایر کسانی است که در اجبارات خانوادگی و محذوریت های عقیدتی گیر افتادند و جرات &#8221; نه &#8221; گفتن به رجوی ها را ندارند. یک برادر بزرگتر محسن ، به نام عباس نیز در تشکیلات سازمان در آلبانی حضور دارد و یکی از علل ماندگار شدن محسن نیز ، این برادرش است.</p>
<p>محسن صدیقی با فضای سال 1359 در سازمان ماندگار شده است و علیرغم اشراف کاملش به سرکوب اعضای سازمان طی سالیان و بحث زندان و شکنجه ، اما بدلیل مغزشوئی های سالیان ، توان ایستادن در مقابل مشت آهنین تشکیلات را ندارد.</p>
<p>محسن صدیقی بدلیل علاقه وافرش به فوتبال ، اغلب در فعالیت های فوتبالی حضور دارد و خود را با مقوله فوتبال مشغول ساخته است تا وارد اصل مطلب که همان ، حق انتخاب و فکرکردن است نشود.</p>
<p>محسن جان ، آزادی موهبتی الهی است و اراده انسان بر این اصل استوار شده است که هر روز می توان وارد انتخاب های جدیدی شد. من از تو می خواهم خودت را از زنجیرهای اسارت رجوی ها خلاص کنی و غل و زنجیرهایت را از دست و پایت باز کنی. من می دانم تو از جنس رجوی ها نیستی ، شما اگر در جامعه آزاد بودی ، امروز شاید یکی از مربیان برجسته فوتبال بودی. رجوی ها استعدادهای همه را سرکوب کردند. بعد از نزدیک به نیم قرن دست وپا زدن در منجلاب تشکیلات رجوی ها، روز به روز به قعر تاریخ در حال سقوط هستید، هرگز برای انتخاب دیر نیست، من ایمان دارم که شما انسانی والا و با درایت هستی ، برای همین عاجزانه تقاضا می کنم خودت و سایر دوستان هم فکرت را کمک کن ، آزادی از دست رفته تان را بدست آورید و برای همیشه یک &#8221; نه &#8221; بزرگ به رجوی ها بگوئید ، امیدوارم پیام ویدئویی من به دست شما و سایر دوستان هم بندت برسد.</p>
<p>محمدرضا مبین &#8211; تبریز</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68527">از محسن صدیقی، می خواهم که تا دیر نشده خودش را نجات دهد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68527/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67837</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67837#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Jan 2026 07:14:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67837</guid>

					<description><![CDATA[<p>تذکر: در قسمت هائی از متن زیر، ممکن است در بیان، نکاتی حاوی صحنه های دلخراش باشد، از کسانی که با این گونه موارد مشکل دارند، خواهشمندم از خواندن این نوشتار خودداری کنند. *** در قسمت قبل گفتم که تمام کادر پزشکی در سازمان، از زیر تا بم، به هیچ تعهد پزشکی پایبند نبوده و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67837">شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تذکر: در قسمت هائی از متن زیر، ممکن است در بیان، نکاتی حاوی صحنه های دلخراش باشد، از کسانی که با این گونه موارد مشکل دارند، خواهشمندم از خواندن این نوشتار خودداری کنند.<br />
***</p>
<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67836">قسمت قبل</a> گفتم که تمام کادر پزشکی در سازمان، از زیر تا بم، به هیچ تعهد پزشکی پایبند نبوده و کر و کور و لال در خدمت شخص مسعود رجوی و تشکیلات جهنمی وی ، بودند. حوالی زمستان سال 1378 بود که من مربی برجک تانک چیفتن بودم، پس از اتمام کلاس توپچی گری تانک ، قرار شد در یک مانور سراسری ، ما نیز هنرجویان کلاس را برای انجام ریل شلیک در حرکت به میدان تیر اشرف بزرگ ببریم&#8230;</p>
<p>چند نفر اول، ریل شلیک را با موفقیت انجام دادند و از تانک خارج شدند، یکی از بچه ها، قبل از شلیک و دستور حرکت به راننده ، شروع به بازی با جویستیک توپ کرد و باعث شد گلن گدن توپ که روی کولاس 1500 کیلوگرمی بود در گلوی من فرو برود و سر من بین کولاس و سقف تانک پرس شده و گیر کند، صدای شکستن جمجمه ام را می شنیدم، در آخرین تلاش برای زنده ماندن، من به توپچی از طریق میکروفن جلوی دهنم روی کلاه تانک، دستور دادم سر لوله ی توپ را به بالا ببرد ، اگر او اشتباه می کرد و خلاف حرف من عمل می کرد، سر من می ترکید، خوشبختانه او چنین کرد و سر من در حالیکه گلن گدن تانک در گلویم گیر کرد ، همراه با کولاس توپ به پائین رفت، هنوز گردنم در گلن گدن توپ درگیر بود، به سختی چانه ام را به بالا فشار دادم و گردنم را آزاد کردم، قسمت بالای گردن و زیر چانه ام پاره شده بود و خون زیادی به همه جای تانک پاشید، همه جای برجک تانک چیفتن قرمز شده بود، به سختی توانستم کلید قفل برجک تانک را که کنار درب فرمانده بود، زدم و کل برق تانک قطع شد، گودی زیر چانه ام از ناحیه ی گلو را با دست فشار دادم تا جلوی خونریزی را بگیرم، چون خودم آموزشهای امداد حین جنگ را فرا گرفته بودم، می دانستم که اول باید جلوی خونریزی را بگیرم تا زنده بمانم، به سرعت از تانک خارج شده و به سمت جیپ آماده ای که برای مواقع اضطراری در نظر گرفته شده بود، دویدم.</p>
<p>هر کس مرا می دید و از جمله محسن صدیقی فرمانده ام، توی سرشان می زدند، تمام لباسهایم از شدت خونریزی خونین شده بود، جیپ آماده با سرعت تمام ، با نفرات همراه، در حالیکه من با یک چفیه گردنم را گرفته بودم به سمت بیمارستان اشرف حرکت کرد، خونریزی ام ادامه داشت، کم کم چشمانم سیاهی می رفت، همه چیز و همه گذشته ام به سرعت برق از جلوی چشمانم رد می شد، گویی لحظات آخر زندگی ام بود، به مسیر اشتباهی که وارد شده بودم، فکر می کردم. در همین حین وارد حیاط بیمارستان اصلی اشرف شدیم، جلوی بیمارستان هیچ خبری نبود و اکیپی منتظر نبود تا من را به اتاق عمل ببرد، در راهروی بیمارستان دکتر وحید حضور داشت و مشغول انجام کارهای دیگری بود، بعد از چند دقیقه که سراغ من آمد و ویزیت کرد، گفت باید عمل کنم ، اما چون اتاق عمل الان آماده نیست ، باید در همین راهرو و بدون بی حسی عمل را انجام دهم، من از این وضعیت متعجب شده بودم، گویی در آن لحظه جان من بی مقدارترین چیزی بود که وجود داشت، با موافقت فرمانده ام و دکتر، بدون اینکه از من اجازه گرفته شود، همانجا در راهرو می خواستند گردنم و پوست های کنده شده ی آن را بدون بی حسی بخیه بزنند، ( قبلا در کار دندان پزشکی ام هم همین اتفاق افتاده بود و دکتر عراقی می خواست بدون بی حسی ، عصب کشی کند ، که من مخالفت شدید کردم و بالاخره آمپول بی حسی تزریق کردند- اما این بار دیگر نای نداشتم مخالفت کنم ) من که توان حرف زدن نداشتم و فقط نظاره گر بودم، نتوانستم چیزی بگویم! خون زیادی از دست داده بودم.</p>
<p>دکتر وحید گفت: شدت خونریزی زیاد است و باید بدون بی حسی عمل کنم و لطفا در عمل همکاری کن! من هم مات و مبهوت نظاره گر بودم، کسی از خانواده ام هم همراهم نبود تا مخالفت کند، در همان راهرو ورودی، گردنم زیر تیغ جراحی رفت، قسمت هائی از پوستم را با قیچی برش می داد و عضله ها و پوست را بخیه می زد! ( بدون بی حسی و یا استریل اتاق عمل و &#8230;).</p>
<p>بعدها گفتند که نزدیک به 30 بخیه زدیم ، معلوم هم نیست که در صحبت کردن و حرف زدن مشکل خواهی داشت یا نه ؟! بقدری پوستم کشیده شده بود که تا روزها و هفته ها نمی توانستم بلع داشته باشم و غذا بخورم و فقط مایعات می خوردم، برای اینکه محفل هم نزنم ، در یک اتاق ایزوله در گوشه ای از بیمارستان پادگان مخوف اشرف بستری شده بودم و حق صحبت با کسی را نداشتم، گاه و بی گاه هم فرمانده و هم یگانی ها می آمدند و نشست عملیات جاری برگزار می کردند و من هم باید فاکت می خواندم، چه فاکتی؟ نمی دانم ، در بیمارستان قسمت ما هیچ اتفاقی رخ نمی داد، من با کسی هم حرف نمی زدم، هیچ پرستار زنی هم وجود نداشت که فاکت غسل! داشته باشم، همه بیمارستان به دو قسمت زنانه و مردانه جدا از هم تقسیم شده بود. در سازمان علیرغم شعارهای ظاهری زنان حق ورود به محل مردان را نداشتند، فقط فاکت های حسرت بدلی داشتم که اگر الان مادرم کنارم بود، برایم آش و سوپ می پخت و از من پرستاری می کرد، که این ها هم قابل خواندن توی جمع نبود و از فاکت های نسبتا ممنوعه بود.</p>
<p>هر از چند روزی هم برای تعویض پانسمان می آمدند و با کلی خونریزی و کندن ، عذابم می دادند و هیچ استانداردی در این مورد رعایت نمی شد. فقط می گفتند عراق تحریم است و اقلام پزشکی موجود نیست، وضعیت غذا هم مناسب نبود و حتی میوه ، یا آب میوه ای در کار نبود.</p>
<p>تنهایی و فضای خشک و بی روح بیمارستان، بدتر از مناسبات، عذابم می داد و هر روز و هر ساعتش شکنجه روحی بود. قبل از طی دوره طول درمان مرا مرخص کردند و به مقر برگردانده شدم و مجبور بودم با بخیه های روی گردن ، به کارها و مسئولیت هایم برگردم، شاید این همه، تاوان یک انتخاب غلط در زندگی بود که باید می پرداختم.</p>
<p>دکتر وحید و سایر کادر پزشکی سازمان مجاهدین، کمتر از داعش و حتی طالبان جنایت مرتکب نشدند، به هیچ استاندارد و مبنایی هم معتقد نیستند، به درست و یا غلط بودن دستوری هم کار ندارند، فقط چشم و گوش بسته دستورات خشن تشکیلات را اجرا می کنند. من در دوران سلول انفرادی در زندان اسکان، یکبار بشدت مریض شدم ، امدادگری به نام تقی را آوردند، او وضعیت شکنجه شده مرا دید و از ته دل سوخت، هر چقدر التماس کردم من را از دست بازجویان و شکنجه گران رجوی نجات دهد، فقط نگاه می کرد ، حرف هم نمی زد، فقط من کمی بغض را در صدا و نگاهش دیدم که خیلی زود آنرا هم جمع و جور کرد، بعد از آزادی از زندان رجوی ، یک روز اعلام کردند تقی امدادگر ، بر اثر سکته ی قلبی فوت کرده است و در مزار مروارید دفنش کردند، معلوم نبود سر او چه بلایی آوردند که دق کرد و با سکته فوت کرد، او تنها کادر درمانی در سازمان بود که من ذره ای عاطفه و انسانیت در وجود او دیده بودم.</p>
<p>اگر یک روزی ، نفری از کادر پزشکی سازمان، از مناسبات دیکتاتوری و مستبدانه رجوی خارج شود ، آنروز خواهیم دید که چه جنایاتی در پشت پرده، علیه مخالفان و معترضان رجوی ، انجام شده است. گواهی فوت های جعل شده توسط برخی از پزشکان این سازمان تروریستی، از جمله نکات مهمی است که روزی در دادگاه خلق افشاء شده و مسببان و آمران و عاملان آن باید جوابگو باشند.</p>
<p>پایان</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67837">شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67837/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محمد رضا مبین&#124; از زندان های رجوی تا رهایی و زندگی در دنیای آزاد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67076</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67076#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Nov 2025 08:09:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67076</guid>

					<description><![CDATA[<p>نمای بیرونی سازمان مجاهدین خلق، هرگز بازتاب مناسبات درونی آن نیست. دوگانگی عظیمی سرتاپای این سازمان را در بر گرفته است، از بیرون که نگاه می کنی: نمای بیرونی سازمان مجاهدین خلق آزادی، مبارزه، دمکراسی، مناسبات توحیدی، مناسبات انقلابی و بدون تبعیض، که سر در این سازمان هم صداقت و فدا نگارش شده است. اما [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67076">محمد رضا مبین| از زندان های رجوی تا رهایی و زندگی در دنیای آزاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نمای بیرونی سازمان مجاهدین خلق، هرگز بازتاب مناسبات درونی آن نیست. دوگانگی عظیمی سرتاپای این سازمان را در بر گرفته است، از بیرون که نگاه می کنی:</p>
<h3>نمای بیرونی سازمان مجاهدین خلق</h3>
<p>آزادی، مبارزه، دمکراسی، مناسبات توحیدی، مناسبات انقلابی و بدون تبعیض، که سر در این سازمان هم صداقت و فدا نگارش شده است.</p>
<p>اما در درون این مناسبات :</p>
<h3>محتوای درونی سازمان مجاهدین خلق</h3>
<p>توهین و تحقیر به هویت تک تک انسانها، تفتیش عقاید، شستشوی مغزی، زندان، سلول انفرادی، قرنطینه، برخوردهای وحشیانه ضدانسانی، هتک حرمت، توهین به خانواده و عزیزان، فحش و فحش کاری، برخوردهای فیزیکی، کتک زدن و شکنجه، کارهای اجباری فیزیکی سنگین، بتن ریزی، جاروکشی، علف کنی، شستشوی توالت، کار در گرمای بالای 50 درجه در عراق، غذای کم و عدم تنوع و انتخاب در غذا، تقسیم غذای اجباری مثل زندان و در سینی های فلزی در وعده های غذائی، دوری از خانواده، طلاق همسر و خانواده ، طلاق ذهنی زن و زندگی ، تف کردن به صورت یکدیگر، خودکشی کردن اجباری با سیانور یا تیغ و کاتر در زندان های انفرادی، بی خوابی دادن در زندان ، زیر نور روشن خواباندن شبانه در زندان، مشت و لگد به سر و بدن در حین بازجوئی در پروسه ی زندان، گشنگی و تشنگی دادن در پروسه ی زندان، عدم هواخوری و عدم اجازه ی مطالعه در سلول انفرادی به مدت ماهها و گاه سالها، سربه نیست کردن در زندان و دفن در گورستانهای نامعلوم، شلیک با دوشکا و سلاح های سنیگن به محلی که یک عضو سازمان تصمیم به فرار گرفته بود و خراب کردن آوار آن ساختمان به روی او، امکان ایجاد شرایط برای خودکشی و خودسوزی اعضای ناراضی ( مثل یاسر عزتی و یک خیاط به نام بهزاد و &#8230;)، کشتن پزشک زندان محمدتقی با ظاهر سازی سکته ی قلبی در سن حدود 50 سالگی، اعلام خفه شدن یک نجات غریق بچه آبادان به نام مالک شراعی که در پذیرش ارتش رجوی گفته بود: اگر این جدول های بتنی خیابان را بتوانید تغییر بدهید ، من را هم خواهید توانست تغییر بدهید، مشت و لگدزدن به زندانی توسط چند زندانبان در داخل سلول انفرادی زندانهای سازمان . . . اگر تا فردا هم بخواهم می توانم از مناسبات درونی و ضدانسانی این سازمان بگویم و بنویسم، اما زمان اندک است و مجال کم.</p>
<p>یک نکته مهم وجود دارد، ما درباره سازمان مجاهدین خلق ، نیازی به اپوزیسیون و مخالف دولتی نداریم، این سازمان تنها سازمانی است که جداشدگان از آن، آنقدر درد کشیدند که بعد از جدائی و فرار از دست این سازمان، بجای رفتن سراغ زندگی ، عزم جزم کردند که علیه این سازمان دست به افشاگری زده و رو در روی رهبران این سازمان قد علم کنند، این مهم را هرگز نباید در معادلات سازمان مجاهدین خلق، در نظر نگرفت.</p>
<p>عده کثیری از این دردکشیدگان و شکنجه شدگان، در این سازمان ضدمردمی و جنایتکار سربه نیست شدند و خودکشی شدند، اما عده قلیلی هم موفق شدند از این سازمان زندان ساز، نجات پیدا کنند و به زندگی بازگردند و تشکیل خانواده بدهند، یکی از این نجات یافتگان که 10 سال زندانی و شکنجه شده است، محمدرضا مبین است. با هم به تماشای کلیپی از وی می نشینیم، تا بلکه آگاهی بخش بوده و چراغ راه آیندگان باشد:</p>
<p>محمدرضا مبین، عضو نجات یافته که 10 سال در اسارت این سازمان بسر برده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67076">محمد رضا مبین| از زندان های رجوی تا رهایی و زندگی در دنیای آزاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67076/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی باید پاسخگوی جوانی از دست رفته ام باشد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67006</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67006#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 Oct 2025 11:50:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67006</guid>

					<description><![CDATA[<p>من در حصار اسارتگاههای رجوی، در میان آرزوهای جوانی ام، پیر شدم &#8230; حسرت جوانی کردن در وجودم رسوب کرد، بهار را ندیده خزان شدم &#8230; ای روزگار ! از چه کسی می توان گرفت، تاوان این جوانی از دست رفته را؟ 27 سالگی ام تا 37 سالگی ام ، در اسارتی سخت و دردناک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67006">رجوی باید پاسخگوی جوانی از دست رفته ام باشد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من در حصار اسارتگاههای رجوی، در میان آرزوهای جوانی ام، پیر شدم &#8230;</p>
<p>حسرت جوانی کردن در وجودم رسوب کرد، بهار را ندیده خزان شدم &#8230;</p>
<p>ای روزگار ! از چه کسی می توان گرفت، تاوان این جوانی از دست رفته را؟</p>
<p>27 سالگی ام تا 37 سالگی ام ، در اسارتی سخت و دردناک در بیابان های عراق، در درون فرقه ای خشن و ضدانسانی، جوانی ام را از من گرفتند، بی هیچ دستاوردی!</p>
<p>این چه داد و ستدی بود، من و دیگران ناجوانمردانه ، آری ، پیر شدیم.</p>
<p>می گویند جوانی ، فصل آرزوهاست، فصل امید هاست، بهار زندگی است، اما ما همه این ها را در خشونت یک فرقه ضدبشر از دست دادیم.</p>
<p>همین حالا که من این سطور را می نویسم، صدها انسان بیگناه دیگر در اشرف 3 ، در اقامتی کاملا اجباری و در درون حصارها، در حال پرپر شدن هستند. همه افسرده و پژمرده و دل مرده هستند، مردان خود را با سیگار و در خود بودن ، مشغول کرده و گذر ایام می کنند، حسرت خانواده و پدر شدن و پدر نامیده شدن یکی از بزرگترین حسرت به دلی های آنان است، اما خانم ها و زنان دربند، قصه های پر غصه تری دارند، آنها بیشتر تحت ستم هستند و مضاعف درد و رنج می کشند، احساسات زنانگی آنها نیز بشدت سرکوب شده است، هرگز نمی توانند مادر شوند، مادر شدن برایشان ممنوع است، زندگی کردن همچون زنان معمولی و خانمانه زندگی کردن برایشان ممنوع است!</p>
<p>شاید برخی خوانندگان بگویند : آنها خودشان انتخاب کردند و رفتند و الان تاوان اشتباهات خود را می دهند، همان مثل خربزه و نشستن پای لرز و &#8230;</p>
<p>اما نه ، ابدا اینطور نیست! این طرز تفکر غلط و اشتباه است.</p>
<p>اغلب کسانی که امروز در آلبانی و اشرف 3 ماندگار شدند، تک تک شان قصه های دردناکی دارند، همه روزی انتخاب کردند که به سازمان مجاهدین خلق بپیوندند، اما در معرض یک مغزشوئی استبدادی قرار گرفتند، درگیر مناسبات فرقه ای شدند، صبح تا شب در نشست های مختلف تفتیش عقاید باید شرکت کنند، مسعود رجوی در همدستی خائنانه با مریم رجوی، همه را وارد دستگاه ایدئولوژیکی کوری کردند که عاقبتی جز شستشوی کامل مغزی نداشت، تا کسی آنجا و آن شرایط را تجربه نکند، هرگز به عمق فاجعه پی نخواهد برد.</p>
<p>این را همه باید بدانیم، سازمان مجاهدین خلق یک فرقه ی مخرب ذهن و ضدانسانی است که فقط اسارت و بدبختی به ارمغان می آورد، تنها راه مصون ماندن از چنین فرقه هائی نیز ، آگاهی بخشی است، انتقال تجربیات است، اشراف به ترفند های این سازمان می تواند نجات دهنده باشد.</p>
<p>جداشدگان از این سازمان ، حکایت های بسیار دردناکی را نقل می کنند. بهترین پیشگیری و درمان و واکسینه شدن به چنین سازمان های مخربی، مطالعه ی خاطرات این دردکشیدگان و آشنایی با تاریخچه ی این فرقه می باشد.</p>
<p>اما کسانی که سالها در معرض خشونت های فرقه ای بوده اند، عمر و جوانی خود را در این فرقه ها از دست دادند، نیازمند جلسات متعدد روانپزشکی و روان درمانی هستند. برای زخم خوردگان فرقه، زمان بسیار زیادی لازم است تا خود را و هویت از دست رفته شان را بازسازی کنند. در این میان یاری و همراهی دیگران و درک شدن آنها ، جزو نیازهای مبرم این هویت سازی است.</p>
<p>جداشدگان و ستم دیدگان از این سازمان، در اسفند سال 1399 شکایت مبسوطی را برای اولین بار علیه مسعود رجوی و سازمان استبدادی اش ، در محاکم قضائی مطرح کردند که منجر به صدور رای قطعی و صدور رای مبنی بر غرامت نقدی شد. گرچه غرامت نقدی و هر چیز دیگری ، جبران جوانی از دست رفته شان را نخواهد کرد، اما می تواند مرحمی بر زخم های آنان گردد. عمق استثمار در این سازمان، بسیار زیادتر از آنی است که همگان شاید تصور کنند، همه ی اعضای سازمان بی هیچ ریالی، سالها شبانه روز در خدمتی اجباری در اختیار این فرقه بودند و از دست دادن جان و کشته شدن، بدیهی ترین بهایی بود که در قدم اول همه باید بدان متعهد می شدند.</p>
<p>یک سری ها را نباید بخشید…<br />
کسانی را که نگذاشتند جوانی کنی<br />
و در اوج جوانی کاری کردند که دلت پیر شود<br />
یک سری ها را نباید بخشید!<br />
همان هایی که باعث شدند<br />
چشمانت از اشک، کبود و قرمز شود…</p>
<p>اما ما نجات یافتگان از فرقه رجوی، امروز  پس از تولدی دوباره ، به زندگی نگاه متفاوتی داریم. همه چیز برای ما لذت بخش تر است، حتی در ترافیک های طولانی ماندن هم وقتی به حضورمان در آن فرقه نگاه می کنیم، مسرت بخش است، از ترافیک هم لذت می بریم، باورتان می شود؟</p>
<p>شاید همه دوست داشته باشند، با هواپیما به مسافرت بروند، در هتل های 5 ستاره اقامت کنند و &#8230; اما ما دوست داریم سرعت زندگی کردن را پائین و پائین تر بیاوریم، با ماشین مسافرت کنیم و از مسیر هم لذت ببریم، حتی یک پیاده روی ساده ، یا یک کوه پیمایی ساده برای ما بسیار شیرین و خاطره انگیز است، خوردن جوجه کباب در کنار جوی آبی، شیرین ترین خاطرات زندگی را برای ما رقم می زند، همراهی و در کنار داشتن همسری مهربان و دلسوز و فرزندانی شایسته ، تمام این لذت ها را چندین برابر می کند. ما به دنبال لذت بردن از تک تک ثانیه های زندگی مان هستیم.</p>
<p>آهنگ کند زندگی برای ما لذت بخش است، مسیر زندگی کنونی ما، همه جایش شیرین است. شاید ته دل ما زخمی و خنجر خورده باشد، اما امروز در اوج زندگی می کنیم. ما همه چیز را زیباتر از دیگران می بینیم. دنیا برای ما رنگارنگ ترین تابلوی خلق شده ی خداوندی است و همه جایش زیباست. نعمت های خدا برای ما ، مثل آبی زلال و روان است که می نوشیم.</p>
<p>من امروز در کلاس های مختلفی ثبت نام کردم و حضور دارم، از اغلب حاضران ، سنم بیشتر است، حتی در برخی موارد از استاد کلاس ها هم ، سنم بالاتر ست، اما پرشورتر از بقیه ، کنجکاوتر از دیگران در این کلاس ها حضور پیدا می کنم و همیشه حتی نمراتم نیز بقیه را شگفت زده می کند، شاید در دید آنها شرکتم در این کلاسها تمسخر آمیز باشد، اما من خود را دانشجو و دانش آموزی تشنه می دانم که مشتاق کسب آن دانش و علم هستم. در دوران تحصیلات کارشناسی ، در بین 180 مهندس ، رتبه ی اول را آوردم، در تحصیلات ارشد نیز وضع تقریبا بدین گونه بود. در کلاس های نظام مهندسی نیز همین گونه است، زندگی برای ما رنگ دیگری دارد.</p>
<p>سرعت خود را کم کنید و از زندگی لذت ببرید. سرعت زیاد نه تنها باعث می‌شود که منظره ها را از دست بدهید، بلکه حس اینکه به کجا می روید و چرا می‌روید را نیز از دست خواهید داد.</p>
<p>برای رسیدن به آرامش درون:<br />
زلال باش و رها،<br />
با دلی پاک و باصفا،<br />
عاشق باش و مهربانی کن،<br />
آنقدر که بتوانی همه را،<br />
در قلب سراسر مهرت جای دهی . . .</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67006">رجوی باید پاسخگوی جوانی از دست رفته ام باشد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67006/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>همراه با عزیزانم در جوار امام رئوف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66898</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66898#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Oct 2025 11:25:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66898</guid>

					<description><![CDATA[<p>اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضَی الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‏ بارالها درود و رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا پسندیده پیشوای پارسا و منزه وَ حُجَّتِکَ عَلَی مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَی الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک بسیار راستگو و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66898">همراه با عزیزانم در جوار امام رئوف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضَی الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‏<br />
بارالها درود و رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا پسندیده پیشوای پارسا و منزه<br />
وَ حُجَّتِکَ عَلَی مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَی الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ<br />
و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک بسیار راستگو و شهید<br />
صَلاَهً کَثِیرَهً تَامَّهً زَاکِیَهً مُتَوَاصِلَهً مُتَوَاتِرَهً مُتَرَادِفَهً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ<br />
درود و رحمتی فراوان و کامل و با برکت و متصل و پیوست و پیاپی و دنبال هم همچون بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی&#8230;</p>
<p>هربار که چشم به گنبد طلایی ات می دوزم، درخششی از لطف و مهربانی ات همراه با بغضی مست کننده گلویم را می فشارد. یا رضا، تو همانی هستی که مهمان ناخوانده ی سرزمین من شدی و اینک همگان مهمان و محتاج تو اند. ای غریب غریب نواز، دستان نوازشت را بر سر من نیز بکش.</p>
<p>توفیق حاصل شد که همزمان با بهار مدارس و آغاز فصل رویش بر جوانه های امید، به همراه خانواده دو سه روزی مهمان امام رئوف باشیم.</p>
<p>حرم مطهر امام رضا(ع) همیشه شلوغ است و چه زیباست که این حالت طوفانی همیشه در سیطره ای عرفانی است.</p>
<div id="attachment_66899" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-66899" class="size-full wp-image-66899" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mobin-Mashhad-1404-2.jpg" alt="محمدرضا مبین" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mobin-Mashhad-1404-2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mobin-Mashhad-1404-2-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-66899" class="wp-caption-text">محمدرضا مبین</p></div>
<p>خانواده بزرگترین نعمتی است که خداوند متعال نصیب هر بنده ای می کند، من سالها به واسطه یک انتخاب غلط، از این نعمت الهی دور نگه داشته شده بودم، اما اکنون در تکه ای از بهشت این دنیا، با عزیزانم در جوار امامی مهربان، حضور یافتیم و چه زیبا که او ما را مهمان مهمانسرای خود نیز نمود:</p>
<p>از بالاترین و بهترین نعمتها براى زن و مرد نعمت &#8220;خانواده&#8221; است. انسان نباید وقتى که ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد از یاد خدا و ائمه غفلت ورزد. کانون خانواده مکتبى است که باید اعضاى خانواده در آن ترقّى و رشد معنوى پیدا کنند و چه مکانی زیباتر از حرم امام هشتم برای این رشد و ترقی. رهبران فرقه ی منحوس رجوی، از خانواده و هر آنچه عشق و عاطفه است، وحشت دارند، خانواده ها خار چشمان رجوی ها هستند، کانون گرم خانواده، نقطه ی مقابل افسردگی و تنهائی در آن سازمان است.</p>
<p>برای تک تک شما، زیارتی نزدیک و پربار به همراه خانواده تان آرزومندم.</p>
<p>امام من دستان تهی ام را دخیل پنجره فولادتان می بندم. نمی گویم راه نشانم دهید. دستانم گرفته و در راهم آورید.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66898">همراه با عزیزانم در جوار امام رئوف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66898/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سخنرانی محمد رضا مبین در نمایشگاه دفاع مقدس استان آذربایجان شرقی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66552</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66552#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Sep 2025 05:12:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66552</guid>

					<description><![CDATA[<p>نمایشگاه فرهنگی دفاع مقدس به مناسبت گرامیداشت یاد شهدای جنگ تحمیلی از ۳۱ شهریورماه تا ۷ مهرماه ۱۴۰۴ در تبریز برگزار شد. این نمایشگاه گسترده، در محوطه تاریخی ارگ تبریز و مجاورت مصلی به نمایش گذاشته شد. این نمایشگاه فرصتی برای یادآوری و گرامیداشت دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی دوران دفاع مقدس و آشنایی با جنایات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66552">سخنرانی محمد رضا مبین در نمایشگاه دفاع مقدس استان آذربایجان شرقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نمایشگاه فرهنگی دفاع مقدس به مناسبت گرامیداشت یاد شهدای جنگ تحمیلی از ۳۱ شهریورماه تا ۷ مهرماه ۱۴۰۴ در تبریز برگزار شد.</p>
<p>این نمایشگاه گسترده، در محوطه تاریخی ارگ تبریز و مجاورت مصلی به نمایش گذاشته شد.</p>
<p>این نمایشگاه فرصتی برای یادآوری و گرامیداشت دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی دوران دفاع مقدس و آشنایی با جنایات بی شمار سازمان مجاهدین خلق در طی جنگ 8 ساله است.</p>
<p>آقای محمد رضا مبین در خلال این نمایشگاه، مصاحبه ای با خبرنگاران مختلف و شبکه استانی آذربایجان شرقی داشت، ایشان در طی یکی از سخنرانی ها برای مدعوین، از تاریخچه ننگین سازمان مجاهدین خلق، در طی جنگ 8 ساله گفت و اظهار داشت، مردم ایران در طی 8 سال جنگ، هم باید با دشمن رو در رو می جنگیدند و هم با ستون پنجم آن، در داخل و در جبهه های جنگ، نبرد می کردند.</p>
<p>ایشان در قسمتی از صحبتهایش به زبان آذری گفت که ما تجربه نیم قرن رویارویی با این فرقه ضدبشری و مخوف را داریم، این سازمان به هیچ پرنسیب سیاسی و سازمانی، پایبند نیست و حتی اعضای خودش را در قرارگاه های مخوف، زندانی و شکنجه می کند.</p>
<p>همچنین ایشان به معرفی انجمن نجات و رسالت ارزشمند آن پرداخت و خاطرنشان کرد انجمن بزرگ نجات برای آزادی تک تک اسیران در این فرقه تلاشی مستمر و شبانه روزی دارد. کد QR خانواده ی بزرگ نجات، نیز بصورت گسترده در غرفه عبرت این نمایشگاه، تقدیم بازدید کنندگان شد.</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66552">سخنرانی محمد رضا مبین در نمایشگاه دفاع مقدس استان آذربایجان شرقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66552/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی، علیه سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66371</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66371#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Sep 2025 06:18:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66371</guid>

					<description><![CDATA[<p>در دو قسمت قبلی این مصاحبه، به قسمتهایی از رای قطعی دادگاه 42 نفر شاکی جداشده از سازمان مجاهدین خلق پرداختیم. لازم به توضیح است که در مارچ ۲۰۲۱ میلادی، 42 تن از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق برای احقاق حقوق پایمال شده خود از طریق شعبه ۵۵ دادگاه روابط بین الملل تهران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66371">رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی، علیه سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در دو <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66275">قسمت قبلی</a> این مصاحبه، به قسمتهایی از رای قطعی دادگاه 42 نفر شاکی جداشده از سازمان مجاهدین خلق پرداختیم.</p>
<p>لازم به توضیح است که در مارچ ۲۰۲۱ میلادی، 42 تن از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق برای احقاق حقوق پایمال شده خود از طریق شعبه ۵۵ دادگاه روابط بین الملل تهران اقدام کردند. جلسات دادگاه در طی دو روز با حضور شاکیان، وکیل مدافع، خبرنگاران داخلی و خارجی و تعدادی از خانواده های اعضای آسیب دیده و شاهدان برگزار گردید و نتیجه آن صدور حکم در ۳۹ برگ بود که برابر مفاد حکم صادره رهبران اصلی فرقه مجاهدین &#8220;مسعود و مریم رجوی&#8221; و عوامل اصلی سرکوب این فرقه محکوم به پرداخت خسارات مالی و معنوی گردیده و حکم نیز در طی مراحل قانونی قطعی شد. بعد از آن رونوشت این پرونده به دادگاه لاهه نیز ارائه گردید.</p>
<p>اما در قسمت سوم:</p>
<p>مریم رجوی، زنان را به شیرجه زدن در حوض ایدئولوژیک، ترغیب کرده و آنان را به عقد مسعود در آورد. 14 ساعت کار اجباری، در سازمان یکی دیگر از موارد شکنجه توسط سران سازمان است، مسعود رجوی می گفت:</p>
<p>&#8221; در اختیار خود نداریم! اگر کسی بیکار باشد، به سراغ موارد جنسی می رود. &#8221;</p>
<p>رای دادگاه به قضائیه ی دو کشور آلبانی و فرانسه، ابلاغ قضائی شده است، در حقیقت پیام صوتی مسعود رجوی ، جوابیه و اعلام وصول رای دادگاه می باشد.</p>
<p>رای مشخص و قطعی دادگاه ، بصورت ریز و جداگانه در مورد تک تک شاکیان قید شده است. آقای سیروس غضنفری جزء خواهان های این پرونده است که قسمتی از حکم قطعی دادگاه که مربوط به ایشان بود در ادامه قرائت گردید.</p>
<p>آقای بخشعلی علیزاده نیز، پس از 27 سال اسارت، جزو شاکیان این پرونده می باشند که قسمتهائیی از اظهارات ایشان در دادگاه، در این مصاحبه قید شده است. در این گفتگو همچنین به زندان اسکان و نحوه ی بازداشت اعضای سازمان مجاهدین پرداخته می شود.</p>
<p>در ادامه شما را به تماشای قسمت سوم این مصاحبه دعوت می کنیم.</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66371">رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی، علیه سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66371/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی، علیه سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66275</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66275#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Sep 2025 08:50:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66275</guid>

					<description><![CDATA[<p>انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، طی مجموعه گفتگوهایی به بحث حول رای قطعی دادگاه 42 جداشده پرداخته است. در قسمت اول این گفتگو محمدرضا مبین اظهار داشت که 10 سال در این سازمان ، تحت اقامت اجباری بوده است و در طی این دوران زندانی و شکنجه شده است، ایشان گفت که نزدیک به 70 [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66275">رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی، علیه سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، طی مجموعه گفتگوهایی به بحث حول رای قطعی دادگاه 42 جداشده پرداخته است.</p>
<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240">قسمت اول</a> این گفتگو محمدرضا مبین اظهار داشت که 10 سال در این سازمان ، تحت اقامت اجباری بوده است و در طی این دوران زندانی و شکنجه شده است، ایشان گفت که نزدیک به 70 درصد از کادرهای سازمان طی پروسه ای زندانی و شکنجه شدند و هیچ یک از این زندانیان حق نداشتند بعد از آزادی و خروج از زیر بار زندان و شکنجه در این باره با کسی گفتگو کنند و می بایست فقط به جمله &#8221; مأموریت بودم&#8221; اکتفا می کردند.</p>
<p>در ادامه این گفتگو، اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق اظهارات مسعود رجوی را در مقابل اظهارات دادخواهان پرونده قرار داده اند و به بحث حول توهمات مسعود رجوی می پردازند.</p>
<p>محمد رضا مبین به عنوان نمونه به دادگاه محمد رجوی علیه پدر می پردازد که سازمان در کلیت خود چطور در این دادگاه مفتضح شد. مبین متذکر می شود که:&#8221;به یاد داشته باشیم که محمد رجوی در سازمان ، در ناز و نعمت بود، اما ما کسی را نداشتیم، ما مدعی هستیم در این سازمان قطره ای دمکراسی و آزادی وجود ندارد.</p>
<p>در ادامه اسامی 42 شاهد و جداشده این پرونده نیز برای ثبت در تاریخ ذکر شده است و بدنبال آن اسامی برخی از شکنجه گران و آمران و عوامل زندان و شکنجه در فرقه ضدبشری رجوی نیز قید شده است که بی شک روزی به چنگال عدالت سپرده خواهند شد.<br />
در ادامه وکیل دادگاه اتهامات علیه سازمان را برشمرده است که قسمتی از اظهارات ایشان نیز در مصاحبه آمده است. هیچ کس در قبال تهدیدات چنین فرقه هایی در امان نیستند، مگر آگاهی بخشی شود.</p>
<p>در ادامه از خاطرات خانم بتول سلطانی نیز نکاتی آمده است که شما را به تماشای این مصاحبه دعوت می کنم.</p>
<p>*** لازم به توضیح است که در مارچ ۲۰۲۱ میلادی، 42 تن از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق برای احقاق حقوق پایمال شده خود از طریق شعبه ۵۵ دادگاه روابط بین الملل تهران اقدام کردند. جلسات دادگاه در طی دو روز با حضور شاکیان، وکیل مدافع، خبرنگاران داخلی و خارجی و تعدادی از خانواده های اعضای آسیب دیده و شاهدان برگزار گردید و نتیجه آن صدور حکم در ۳۹ برگ بود که برابر مفاد حکم صادره رهبران اصلی فرقه مجاهدین “مسعود و مریم رجوی” و عوامل اصلی سرکوب این فرقه محکوم به پرداخت خسارات مالی و معنوی گردیده و حکم نیز در طی مراحل قانونی قطعی شد. بعد از آن رونوشت این پرونده به دادگاه لاهه نیز ارائه گردید.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66275">رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی، علیه سازمان مجاهدین خلق &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66275/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی ، علیه سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Sep 2025 08:49:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66240</guid>

					<description><![CDATA[<p>انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، طی مجموعه گفتگوهایی، به بحث حول رای قطعی دادگاه 42 جداشده پرداخته است. در قسمت اول این گفتگو آقای محمدرضا مبین می گوید که 10 سال در این سازمان، تحت اقامت اجباری بوده است و در طی این دوران زندانی و شکنجه شده است، ایشان اظهار می دارد که نزدیک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240">رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی ، علیه سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، طی مجموعه گفتگوهایی، به بحث حول رای قطعی دادگاه 42 جداشده پرداخته است.</p>
<p>در قسمت اول این گفتگو آقای محمدرضا مبین می گوید که 10 سال در این سازمان، تحت اقامت اجباری بوده است و در طی این دوران زندانی و شکنجه شده است، ایشان اظهار می دارد که نزدیک به 70 درصد از کادرهای سازمان ، طی پروسه زندانی و شکنجه شدند، همه زندانیان در مورد این پروسه حق نداشتند اشاره کنند و باید می گفتند که &#8220;ماموریت&#8221; بودند.</p>
<p>نفرات تحت برخورد را به زندان می بردند و چشم بند و دست بند می زدند و &#8230;</p>
<p>اما سازمان تا کنون هرگز قبول نکرده است که اعضای سازمان را زندانی و شکنجه کرده است، جداشدگان در اسفند سال 1399 علیه رهبری سازمان مجاهدین خلق شکایت کردند و رای قطعی در این مورد صادر شده است، در ویدئوی پیش رو به قسمت اول این گفتگو می پردازیم.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240">رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی ، علیه سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در زندان های اسکان مجاهدین در عراق، چگونه یادداشت به یکدیگر می دادیم؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65805</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65805#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 19 Jul 2025 11:03:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65805</guid>

					<description><![CDATA[<p>آبان ماه 1376 بیش از یکماه بود که در سلول انفرادی زندان اسکان، واقع در ضلع جنوب شرقی پادگان اشرف، در بدترین وضعیت ممکن زندانی بودم و شکنجه های مستمر روحی و جسمی را متحمل می شدم، بطوریکه مسئولین زندان یک شب که در شرف مرگ بودم، دکتر یحیی را بالای سرم آوردند و مداوایم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65805">در زندان های اسکان مجاهدین در عراق، چگونه یادداشت به یکدیگر می دادیم؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آبان ماه 1376 بیش از یکماه بود که در سلول انفرادی زندان اسکان، واقع در ضلع جنوب شرقی پادگان اشرف، در بدترین وضعیت ممکن زندانی بودم و شکنجه های مستمر روحی و جسمی را متحمل می شدم، بطوریکه مسئولین زندان یک شب که در شرف مرگ بودم، دکتر یحیی را بالای سرم آوردند و مداوایم کردند، بیچاره آن دکتر یحیی که امدادگری بیش نبود را نیز حدود دو سال بعد با اعلام سکته قلبی از بین بردند، چرا که خودزنی ها، خودکشی ها و سربه نیست کردن های زیادی را در زندان های مجاهدین از نزدیک دیده بود.</p>
<p>شبها در بازجویی ها مدام تهدید به مرگم می کردند که ببین در این دنیا هیچ کس نمی داند که تو کجایی! خیلی راحت سرت را زیر آب می کنیم و اسمت را هم بعد به عنوان شهید در عملیات مرزی اعلام می کنیم و خیلی راحت آب از آب هم تکان نخواهد خورد.</p>
<p>از همین رو بود که شروع کردم روی راههای برقراری ارتباط با زندانیان دیگر. اولین راه کار انداختن خرده های نان از پنجره به بیرون بود، چند کفتر چاهی برای خوردن آنها جمع می شدند و هر بار که زندان بان گشت می خواست حین حفاظت فیزیکی و نگهبانی خود دور ساختمان بچرخد، کفترها از ترس پرواز می کردند و من بلافاصله روی زمین یا تخت دراز می کشیدم و حالت عادی به خود می گرفتم، در ادامه دیوار سلول بغلی را زدم و بعد از ریختن نان برای کفترها از پشت پنجره نرده کشی شده سلول خودم زندانی سلول بغلی را خیلی آرام صدا زدم.</p>
<p>بعد از چندین بار تکرار بالاخره بعد از حدود 45 روز که از ورودم به این زندان می گذشت، موفق شدم با اولین زندانی ارتباط برقرار کنم. این برایم مثل یک معجزه بود، چرا که طی شبانه روز حق نداشتیم صحبت کنیم و اساسا کسی هم نبود که هم صحبت ما باشد، اسم این زندانی سلول بغلی ، حمید &#8230; بود، که الان در یکی از کشورهای اروپائی مشغول زندگی است و سالهاست از فرقه شیطانی رجوی جداشده است که برای حفظ و در امان ماندن او ، فعلا از ذکر فامیل و مشخصات او خودداری می کنم ، این شد که من و حمید دقایقی از روزها را بدون اینکه بتوانیم چهره یکدیگر را ببینیم، با زدن ضربه به دیوار و هوشیار کردن دیگری ، نان های خود را علیرغم اینکه خیلی کم بود و اگر آنها را برای کفترها می ریختیم خود گشنه می ماندیم، اما آنها را خرد کرده و برای کفترهای نگهبان خود می ریختیم تا از ارتباطات ما حفاظت کنند و اگر نگهبان محوطه از راه رسید با پرواز خود ما را خبردار کنند تا از پشت پنجره کنار رفته و عادی سازی کنیم، یکی از اولین کارها معرفی کامل خود به یکدیگر بود تا در صورت سر به نیست کردن یکی از ما، دیگری بتواند خبر مرگ ما و سرگذشت سیاه ما را به خانواده و دیگران اطلاع بدهد، کار دیگر ما خبر رسانی به یکدیگر در مورد سئوالات بازجوئی بود، هر کدام که از بازجوئی برگردانده می شدیم، تمامی اخبار را به یکدیگر منتقل می کردیم و اینطور بود که بازجوئی ها بی اثر شده بود و ما از قبل جواب های آماده و سرکاری برای بازجویان احمق خود ، آماده می کردیم، در ادامه ارتباطات خود، شروع کردیم به نوشتن این صحبت ها روی کاغذ سیگار خود و گذاشتن آن پشت روشویی توالت، اما عهد کرده بودیم که هر بار بعد از خواندن آنرا آتش زده و معدوم کنیم.</p>
<p>من و حمید روزها و ماهها ، این کار را می کردیم و به ریش شکنجه گران و بازجویان رجوی می خندیدیم، بعضی وقتها هم حمید این آهنگ از ابی را می خواند و من گوش می دادم و زار زار در کف سلول خود گریه می کردیم:</p>
<p>کی اشکاتو پاک میکنه،<br />
شبها که غصه داری،<br />
دست رو موهات کی میکشه،<br />
وقتی منو نداری؟<br />
شونه کی مرهم هق هقت میشه دوباره،<br />
از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره،<br />
برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته؟<br />
از جلو پات جمع میکنه برگهای زرد و خسته؟<br />
کی منتظر میمونه حتی شبای یلدا،<br />
تا خنده رو لبات بیاد،<br />
شب برسه به فردا،<br />
کی از سرود بارون،<br />
قصه برات میسازه،<br />
از عاشقی میخونه،<br />
وقتی که راه درازه،<br />
کی از ستاره بارون،<br />
چشماشو هم میذاره،<br />
نکنه ستاره یی بیاد،<br />
یاد تو رو نیاره . . .</p>
<p>بله ، امروز سالهای سال از آن روزهای سیاه و تاریک زندان های مجاهدین در عراق گذشته است، اما هر بار که دوباره و صدباره این آهنگ را گوش می دهم، بی اختیار اشکی از چشمانم جاری می شود و به حال آنروزهای خودم و حمید، دلم کباب می شود.</p>
<p>این دلنوشته را نوشتم برای یک دلیل، دیروز در یکی از سایت های کذاب سازمان، نامه ای از یک زندانی سیاسی در ایران به نام سعید ماسوری منتشر شده بود که یک روز قبل از آن گویا از داخل زندان نوشته شده بود، خیلی دلم سوخت ، نه برای آن زندانی ، بلکه برای خودم که ماهها و سالها از زندانی شدن من در سلول های سازمان گذشته بود و من در سازمان همچنان در اسارت بودم، اما هرگز امکانی نبود که من خاطرات زندان خودم را برای کسی بازگو کنم، اما این باصطلاح زندانی چطور است که ظرف 24 ساعت نامه خود را از درون زندان های ایران ، به سازمان می رساند؟</p>
<p>قصدم اصلا دفاع از جمهوری اسلامی نیست، اما ای کاش یک روز ، یک ساعت به من این فرصت داده می شد، تا با این زندانی ملاقات کنم و از سازمانی جنایتکار برایش بگویم که چطور سالهای سال است که اعضای خودش را در عراق و اکنون در آلبانی ، شکنجه می کند و استبدادی کثیف سرتاپای این سازمان را فراگرفته است. من 10 سال در سازمان مجاهدین این سعید ماسوری ، شکنجه و زندانی شدم، سخت ترین شرایط سازمانی را از سر گذراندم، بی آنکه حق داشته باشم با مادرم یا پدرم ، در حد یک خبر سلامتی و احوالپرسی صحبت کنم.</p>
<p>لعنت خدا بر رهبران سازمانی که انسانیت اعضای خود را هر روز لگدمال می کنند.</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65805">در زندان های اسکان مجاهدین در عراق، چگونه یادداشت به یکدیگر می دادیم؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65805/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>صحبتی با دوستان سابق در آستانه عید نوروز سال ۱۴۰۴</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64375</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64375#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Mar 2025 08:38:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64375</guid>

					<description><![CDATA[<p>یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال هر سال که به روزهای پایانی سال نزدیک می شویم، یاد و خاطرات سیاه اسارت برای تک تک ما خاطرنشان می شود. علیرغم اینکه سالهاست که آزاد شدیم و زندگی شیرین خود را شروع کردیم ، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64375">صحبتی با دوستان سابق در آستانه عید نوروز سال ۱۴۰۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یا مقلب القلوب و الابصار<br />
یا مدبرالیل و النهار<br />
یا محول الحول و الاحوال<br />
حول حالنا الی احسن الحال</p>
<p>هر سال که به روزهای پایانی سال نزدیک می شویم، یاد و خاطرات سیاه اسارت برای تک تک ما خاطرنشان می شود. علیرغم اینکه سالهاست که آزاد شدیم و زندگی شیرین خود را شروع کردیم ، اما دوستانی را داریم که هنوز زنجیرهای اسارت به دست و پاهایشان بسته شده است.</p>
<p>اما خطاب به دوستانم و تمامی اسیران در فرقه سرکوبگر رجوی می خواهم چند خطی بنویسم:</p>
<p>دوستان عزیزم، محسن صدیقی، اکبر مجرد، حسین صادقی، محمد تقی یوسفی، مهدی بهبهانی، فریدون پرورش و دیگر دوستان:</p>
<p>می دانم و یقین دارم که تک تک شما ، در اثر مغزشویی های رهبران این فرقه تا این لحظه در سازمان ماندگار شده اید، هرگز فرصت کافی به شما داده نشده است که انتخاب های دیگری داشته باشید، زندگی آزاد و به دور از مناسبات فرقه ای حق تک تک شماست، می دانم که برای دیدار و ملاقات با خانواده و پدر و مادر و خواهر و برادرانتان خیلی دلتنگ هستید، اطمینان دارم که دلتان برای یک مسافرت آزاد خیلی تنگ شده است، برای قدم زدن در کوچه ها و خیابان های شهرهایتان حسرت می خورید، برای یک صحبت دو نفره آزاد، پریشان و حسرت بدل هستید، حصارهای اطراف شما بزرگترین فشار روزانه برای شماست، برخی واژه ها برای شما بیگانه شده است، مثل : &#8221; پدر&#8221;، &#8221; مادر&#8221;، &#8221; عشق &#8221; ، &#8221; بابا&#8221; ، &#8221; مامان &#8220;، &#8220;مادربزرگ &#8220;، عمه &#8221; ، &#8221; خاله &#8221; ، &#8221; عمو&#8221; ، &#8220;دختر عمو&#8221; ، &#8220;پسرعمو&#8221; و . . .<br />
رجوی ها سالها تلاش کردند که فرهنگ و اصالت و عشق و عاطفه و غرائز انسانی را در درون شما از بین ببرند، اما این احساسات و عواطف از بین رفتنی نیست، فقط چند روز فرصت کافی است تا همه چیز از حالت فریز خارج شده و زنده شود.</p>
<p>در آستانه سال نو شمسی، سال 1404 برای تک تک شما ، آزادی از قید و بند رجوی ها را خواهانم ، امیدوارم در این سال جدید، وارد انتخاب های جدیدی شوید و از این اقامت اجباری خلاصی یابید، زندگی آزاد در انتظار شماست، جای جای این جهان می تواند محل امنی برای زندگی شما باشد، زنجیرهای اسارت رجوی ها را درهم بشکنید و قدم در دنیای آزاد بگذارید، فراموش نکنید تمام حصارها و فشارها موقتی و از بین رفتنی است ، کافی است که در مقابل دستورات بنده ساز رجوی ها سر خم نکنید و به وجدان خود رجوع کنید که مگر این چند ده سال ، چه قدمی بسوی آزادی مردم ایران برداشتند؟</p>
<p>مسعود رجوی دیگر وجود خارجی ندارد و زنده یا مرده تاریخ مصرفش تمام شده و به زباله دان تاریخ افکنده شده است، مریم رجوی هم فقط در اروپا به فکر خوشگذرانی و عیش و نوش است، او از حضور و وجود تک تک شما بهره می برد و در قبال حضور فیزیکی شما از دشمنان مردم ایران دلار و یورو می گیرد و خرج خوشگذرانی های خود می کند.</p>
<p>هرگز برای اعلام جدائی از یک جریان منحرف ، دیر نیست، در هر سنی می توان زندگی جدیدی را شروع کرد، با پیشرفت تمدن در جوامعی که کشتار جمعی یا برده‌داری به وفور در آن رواج داشته، به گونه‌ای که اربابان حق کشتن بردگان را دارا بوده‌اند، حق زندگی پدیدار شده و رشد کرده‌است. در این فرقه هم که نمودی از برده داری نوین است، زندگی آزاد یک حق بدیهی است که از شما دریغ شده است، با پیشرفت و تکامل حقوق بشر در نقاط گوناگون جهان، حق زندگی نیز که یکی از اساسی‌ترین حقوق نخستین بشر است، رشد و نمو پیدا کرده‌است.</p>
<p>به امید آزادی تک تک شما عزیزان در بند اسارت رجوی ها&#8230;</p>
<p>سالی پر از مهر و محبت و نیک نامی را برایتان آرزو مندم، پیشاپیش سال نو مبارک.</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64375">صحبتی با دوستان سابق در آستانه عید نوروز سال ۱۴۰۴</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64375/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعلام حمایت قاطع از موضع گیری شجاعانه نماینده حقوقی انجمن نجات کشور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64288</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64288#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Mar 2025 05:27:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64288</guid>

					<description><![CDATA[<p>در روزهای اخیر در سایت نجات شاهد مصاحبه روشنگرانه و بسیار محکم از نماینده حقوقی انجمن نجات، جناب آقای صمد اسکندری ، علیه تهدیدات اخیر شبکه های وابسته به سازمان مجاهدین بر علیه شاکیان و شاهدان دادگاه اسفند 1399 و دادگاه اخیر محاکمه 104 سرکرده مجاهدین بودیم. از طرفی رهبران این سازمان مدعی هستند این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64288">اعلام حمایت قاطع از موضع گیری شجاعانه نماینده حقوقی انجمن نجات کشور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای اخیر در سایت نجات شاهد <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64235">مصاحبه</a> روشنگرانه و بسیار محکم از نماینده حقوقی انجمن نجات، جناب آقای صمد اسکندری ، علیه تهدیدات اخیر شبکه های وابسته به سازمان مجاهدین بر علیه شاکیان و شاهدان دادگاه اسفند 1399 و دادگاه اخیر محاکمه 104 سرکرده مجاهدین بودیم.</p>
<p>از طرفی رهبران این سازمان مدعی هستند این دادگاهها را قبول ندارند، اما از آنطرف بعد از اولین جلسه دادگاه اسفند 1399 ، جنازه و مرده را از خاک بیرون می کشند تا 44 شاکی را با سرب داغ تهدید کند، یا بعد از هر جلسه دادگاه 104 نفر ، انواع و اقسام کارشناسان آبدوغ خیاری خود را به صحنه می آورند تا شاهدان را تهدید کرده و مرعوب سازند، اما هرگز این واقعیت مهم را نمی دانند که بالاتر از سیاهی رنگی نیست، ما عمر و جوانی خود را در این فرقه و این سازمان سرکوبگر و جنایتکار از دست دادیم، انواع و اقسام زندان ها و شکنجه ها را از سر گذراندیم، ما چیزی برای از دست دادن نداریم ، بدترین روزهای سیاه عمرمان را در بهترین سنین عمر خود تجربه کردیم.</p>
<p>ما از درون دهان هیولایی خون آشام و از زندانهای رجوی ، به حول و قوه ی الهی بیرون آمده و زنده ماندیم، نجات یافتیم و امروز رسالتی بزرگ بر دوش خود احساس می کنیم. ما ضجه های ناصرها و کوروش و حمید ها و &#8230; که زیر شکنجه های غیرانسانی رجوی ها سر می دادند را در سیاهچاله های رجوی شنیدیم و اشک ریزان، قسم خوردیم که روزی اگر از این زندان ها نجات یافتیم به خونخواهی آنها برخیزیم.</p>
<p>ما از درون شکستیم که نتوانستیم آن شب های سیاه در زندان های انفرادی، کاری برای دوستان خودمان انجام دهیم، ما صدای شکستن استخوانهای مردان و زنانی را به چشم دیدیم که هر کدام عزیز خانواده ای بودند، آن روز دستان ما بسته بود، در غل و زنجیر بود، ما به قول اسدا.. مثنی و فروغ پاکدل و فاضل سیگارودی و احمد حنیف نژاد و &#8230; در درون حصارهایی بودیم که از اقصی نقاط جهان ربوده شده و به اشرف کشانده شده بودیم. هیچ کس هم خبر نداشت ما کجای این کره خاکی در بند و زندان هستیم ، می گفتند براحتی می توانیم سرتان را زیر آب کنیم و ادعا کنیم که در عملیات مرزی توسط رژیم شهید شدید و اینچنین با مرگ تان هم نانش را می خوریم و هم از شر شما راحت می شویم&#8230;</p>
<p>امروز و هر روز هم در سایت هایتان با درج عکس های ما ، مذبوحانه سعی می کنید که ما را از میدان به در ببرید، اما زهی خیال باطل . . .</p>
<p>من بعد از حضورم در دادگاه جداشدگان، بارها و بارها به اعمالی که هرگز نکردم ، توسط جلادان رجوی متهم شده و در سایت هایشان مزدور وزارت اطلاعات، خوانده شدم. با تقطیع و برش خاطراتم، سعی کردند چنین وانمود کنند که اعمالی که نکردم را ، گردن گرفتم &#8230;</p>
<p>اکنون من با افتخار و سینه ای ستبر و سری بالا، از پس تمام توطئه های دجالانه رجوی ها، اعلام می کنم که علیرغم اتهام زنی های بسیار، هرگز مرعوب تهدیدات رجوی ها نخواهم شد و به دادخواهی در مورد جنایات رجوی ها در حق خودم و دوستانم، با عزمی پولادین ادامه خواهم داد. همانطوریکه نماینده حقوقی انجمن نجات شجاعانه در مقابل شما ایستاده و پاسخ یاوه گوئی های شما را می دهد ، ما تک تک جداشدگان در کنار آقای <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b5%d9%85%d8%af-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1%db%8c">صمد اسکندری</a> و دوشادوش او ، اعم از اینکه تا کنون در دادگاه حاضر بودیم یا نه ، به حضور در این مسیر پرافتخار، علیه شما ادامه خواهیم داد و تا نابودی کامل دستگاه مغزشویی و شکنجه و زندان رجوی ها ، یک دم از پا نخواهیم نشست.</p>
<p>ما دعای پدران و مادران و خواهران و برادرانی را به همراه و پشت سر خود داریم که سالهای سال در حسرت یک بوسه بر گونه عزیزانشان ، منتظر ماندند و با چشمانی باز و خیره شده به عکس عزیزانشان، در حالیکه قاب عکس دلبندشان را به سینه های خود فشرده بودند، جان دادند، ما سرکوب شدگان دیروز در فرقه رجوی، بی گمان فاتحان امروز و فردا خواهیم بود.</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64288">اعلام حمایت قاطع از موضع گیری شجاعانه نماینده حقوقی انجمن نجات کشور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64288/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از زندگی تصنعی در فرقه تا زندگی آزاد در کنار خانواده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63911</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63911#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Feb 2025 12:11:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63911</guid>

					<description><![CDATA[<p>روزهای اول که از سازمان جدا شده بودم، نظری به گذشته سیاه خود می کردم. دلم می خواست زار زار گریه کنم، به عمر از دست رفته و به شادی های پرپر شده. دنبال بهانه ای بودم تا بغض خودم را تخلیه کنم. سالهای سال در مناسباتی فرقه ای جوانی ام تباه شده بود، همه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63911">از زندگی تصنعی در فرقه تا زندگی آزاد در کنار خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روزهای اول که از سازمان جدا شده بودم، نظری به گذشته سیاه خود می کردم. دلم می خواست زار زار گریه کنم، به عمر از دست رفته و به شادی های پرپر شده. دنبال بهانه ای بودم تا بغض خودم را تخلیه کنم. سالهای سال در مناسباتی فرقه ای جوانی ام تباه شده بود، همه چیزم را از دست داده بودم، دوست داشتم به گوشه ای خلوت در کنج جهان بروم و در فکر فرو بروم و در گذشته ام غرق شوم.</p>
<p>سالها بود صدای خنده خودم را هم نشنیده بودم، چه برسد به صدای خنده و شادی دیگران. زندگی تصنعی ما در فرقه ی رجوی، ما را از درون ویران کرده بود. همه دوستان و اطرافیان عبوس و افسرده بودند. هرگز سراغ ندارم کسی از ته دل در آن سالهای نکبت خندیده باشد. مسعود رجوی جوانی ، شادی، عاطفه ، احساس ، محبت ، خانواده ، خواهر و برادر ، پدر و مادر و در یک کلام همه چیز ما را به سرقت برده بود. هیچ چیز مرا شاد نمی کرد، قهقهه و خنده خیلی وقت ها بود که از درون ما رخت بربسته بود.</p>
<p>افسردگی و احساس بیگانگی نسبت به خود ودیگران، احساس تنهائی، کمبود خودباوری و اعتماد به نفس، محدودیت های روابط اجتماعی، اعتماد به دیگران، عدم اعتماد به نفس در تصمیم گیری یا انتخاب مناسب و &#8230; در درونم آشیانه کرده بود.</p>
<p>با چالش برگشت به زندگی مواجه شدم. خویشتن قدیمی کنارگذاشته شده ام دیگر بازنمی گشت. احساس گناه نسبت به تک تک اعضای خانواده نیز به سایر دردهایم اضافه شده بود. از مواجهه با موانع زندگی می ترسیدم. ناامیدانه نیاز به یک بازسازی داشتم. ضوابط و مرزسرخ های فرقه که سال ها در گوش ما خوانده بودند، همه چیز را سخت کرده بود. هیچ خدمات تخصصی پزشکی و روان پزشکی هم نبود. گویا درونم مین گذاری شده بود و نمی توانستم حرکت کنم و به قول شاعر:</p>
<p>به من بگو چگونه بخندم ،<br />
وقتی لبهایم را مین گذاری کرده اند،<br />
ما کاشفان کوچه های بن بستیم،<br />
حرفهای خسته ای داریم ،<br />
این بار پیامبری بفرست که فقط گوش کند . . .</p>
<div id="attachment_63912" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-63912" class="size-full wp-image-63912" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/mobin-fa-2025.jpg" alt="فرزندان مبین" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/mobin-fa-2025.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/mobin-fa-2025-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/mobin-fa-2025-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-63912" class="wp-caption-text">فرزندان محمد رضا مبین</p></div>
<p>هیچ امیدی به آینده و بهبود خود نداشتم. تا اینکه اراده کرده و جداشدم، به خانواده و گذشته ام پیوند خوردم، روح فریز شده ی قبلی ام ، یخ هایش رفته رفته باز شد&#8230; قدم در کوچه های زیبای زندگی گذاشتم، ازدواج سرفصل شروع خنده هایم شد، از نو شکفتم و متولد شدم، دوران سیاهی را پشت سر گذاشته بودم، اما آینده ای شیرین ورنگارنگ برایم شروع شد، تولد اولین فرزندم و سپس دومین فرزندم، امید به زندگی را برایم به ارمغان آورد&#8230;</p>
<p>از لحظه لحظه ی زندگی لذت می بردم، هر اتفاق کوچکی مرا شاد می کرد، حتی شاید باور نکنید از نفس کشیدن لذت می بردم، مشکلات و موانع زندگی بوده و هست، اما همه را یک به یک پشت سر می گذاشتم، روزهای شیرین و شاد بسیاری از زمان جدائی ام ، تجربه کردم ، اکنون هم زندگی را شاد و لذت بخش می دانم، از کوچکترین اتفاقات بیشتر از بقیه لذت می برم.</p>
<p>احساس می کنم رمز شادی و زندگی را پیدا کرده ام و آن چیزی نیست جز :<br />
به حباب نگران لب یک رود قسم،<br />
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،<br />
غصه هم خواهد رفت،<br />
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند،<br />
لحظه ها عریانند،<br />
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز،<br />
تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست،<br />
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید . . .</p>
<p>به تمام دوستانی که در بند اسارت رجوی ها گرفتار هستند ، صمیمانه می گویم که آزادی در دسترس است ، فقط یک اراده کافیست که به آغوش زندگی بازگردید.<br />
محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63911">از زندگی تصنعی در فرقه تا زندگی آزاد در کنار خانواده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63911/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام محمد رضا مبین برای دوستش حسین صادقی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63708</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63708#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Jan 2025 07:29:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسین صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63708</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد رضا مبین، عضو رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق در پیامی رو به دوستش حسین صادقی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق می گوید: این همه سال صبر کرده اید و مانده اید و نتیجه ای نگرفتید. من تو را از قبل می شناسم. دوست بودیم و در یک یگان بودیم. من از تو می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63708">پیام محمد رضا مبین برای دوستش حسین صادقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد رضا مبین، عضو رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق در پیامی رو به دوستش حسین صادقی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق می گوید:</p>
<p>این همه سال صبر کرده اید و مانده اید و نتیجه ای نگرفتید. من تو را از قبل می شناسم. دوست بودیم و در یک یگان بودیم. من از تو می خواهم تا برای انتخاب مجدد مسیر زندگی اراده کنی و حرکتی کنی و خود را از این سازمان نجات بدهی.  زندگی آزاد در انتظار شماست..</p>
<p>مبین درباره حسین صادقی و دیگر دوستانش در اسارتگاه رجوی می گوید: دوستان سابق ما درگیر مغزشویی در فرقه رجوی شدند و هرگز به آنان این فرصت داده نشده است که وارد انتخاب های جدیدی شوند، حسین صادقی از جمله دوستانی است که در مناسبات زور و اجبار این سازمان گیر افتاده است و جوانی اش را از دست داده است، او از مینیمم امکانات اجتماعی محروم بوده است و حتی اجازه یک تماس با خانواده به او داده نشده است، امیدوارم او بتواند از حداقل امکانات یک انسان آزاد برخوردار گردد.</p>
<p>رهبران سازمان باید بدانند که هرگز نمی توانند تا به ابد، این اعضا را به اقامت اجباری و تجرد اجباری محکوم کنند. آزادی حق تک تک انسان هاست و برقراری صلح و زندگی در سایه آزادی آنها روزی محقق خواهد شد.</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63708">پیام محمد رضا مبین برای دوستش حسین صادقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63708/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام محمدرضا مبین برای فرمانده سابقش محسن صدیقی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63707</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63707#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Jan 2025 07:22:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن صدیقی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63707</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد رضا مبین عضو نجات یافته از تشکیلات مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات در ایران، با انتشار ویدئویی از دوستان سابق خود در کمپ آلبانی مجاهدین خلق می خواهد تا هر چه زودتر مسیر درست را انتخاب کنند و به زندگی آزاد که حق طبیعی شان است بازگردند. مبین به طور خاص از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63707">پیام محمدرضا مبین برای فرمانده سابقش محسن صدیقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد رضا مبین عضو نجات یافته از تشکیلات مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات در ایران، با انتشار ویدئویی از دوستان سابق خود در کمپ آلبانی مجاهدین خلق می خواهد تا هر چه زودتر مسیر درست را انتخاب کنند و به زندگی آزاد که حق طبیعی شان است بازگردند.</p>
<p>مبین به طور خاص از یکی از فرماندهانش به نام محسن صدیقی نام می برد. صدیقی چندین سال فرمانده محمد رضا مبین بوده است و به این دلیل مبین شناخت خوبی از او دارد. مبین معتقد است که صدیقی ذهن روشنی دارد و به همین دلیل قطعاً روزی از سازمان کناره گیری می کند و بیرون می زند:</p>
<p>محسن صدیقی چندین سال فرمانده من بود و انسان روشنفکر و با درایتی است ، اما سازمان از او نیز مثل بقیه یک ربات ساخته است که فقط باید کار کند و هرگز هیچ درخواست شخصی نداشته باشد، او از بچه های خونگرم خطه شمال است و اگر در یک جامعه آزاد زندگی می کرد، الان مجبور نبود در خفت و خواری درون حصارهای فرقه رجوی در اسارت بماند. امیدوارم بزودی زود شاهد آزادی او و برگشت او به مناسبات اجتماعی باشیم.</p>
<p>محسن صدیقی سالها در این فرقه در اسارت است، او علاقه وافری به فوتبال دارد اما هیچ وقت نتوانسته است آزادانه یک مسابقه ساده فوتبال را تماشا کند. اهرم سرکوب رجوی ها او و سایر اعضا را از کمترین امکانات انسانی سالهاست که محروم کرده است.</p>
<p>مبین رو به محسن صدیقی می گوید: خودت می دانی که اگر این مسیر جواب می داد تا الان جواب می گرفتید. روز به روز بن بست و فرو رفتن در باتلاق آلبانی شما را به جایی نمی رساند. زندگی بیرون از این فرقه و این سازمان در جریان است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63707">پیام محمدرضا مبین برای فرمانده سابقش محسن صدیقی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63707/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
