<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمد کشمیری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%da%a9%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-کشمیری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 26 Oct 2022 10:36:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>محمد کشمیری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/محمد-کشمیری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پدری دیگر از خانواده نجات در حسرت دیدار پسر پرکشید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51895</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51895#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Oct 2022 06:33:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمد کشمیری]]></category>
		<category><![CDATA[پیام تسلیت انجمن نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51895</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#8221; الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ &#8220;- البقره 156 باز هم پدری دیگر از خانواده بزرگ انجمن نجات روی به خاک نهاد و در آرامش ابدی فرو رفت. بدین وسیله درگذشت حاج آقا &#8220;مهدی میرزا محمد علی کشمیری&#8221; را به بازماندگان آن مرحوم خصوصا به فرزند گرفتارش در اردوگاه مجاهدین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51895">پدری دیگر از خانواده نجات در حسرت دیدار پسر پرکشید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8221; الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ &#8220;- البقره 156</p>
<p>باز هم پدری دیگر از خانواده بزرگ انجمن نجات روی به خاک نهاد و در آرامش ابدی فرو رفت. بدین وسیله درگذشت حاج آقا &#8220;مهدی میرزا محمد علی کشمیری&#8221; را به بازماندگان آن مرحوم خصوصا به فرزند گرفتارش در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی &#8220;محمد میرزا محمد علی کشمیری&#8221; تسلیت عرض می کنیم.</p>
<p>این پدر سالهای سال در انتظار دیدار پسرش بود که رهبران ظالم سازمان مجاهدین خلق اجازه هیچگونه ارتباطی به وی طی این سالیان ندادند تا النهایه با حسرت دیدار پسرش به خواب ابدی فرو رفت.</p>
<p>عرض تسلیت ویژه خدمت حاجیه خانم منصوره محبوب همسر مرحوم و مادر محمد کشمیری و یار پایدار انجمن نجات داریم و تقاضا می کنیم تا ما را در غم خود شریک بدانند و ما را از حمایت ها و دعای خیر مادرانه بی نصیب نگذارند.</p>
<p>در حال حاضر تنها خواسته این مادر چشم انتظار که حال مساعدی ندارد شنیدن صدای فرزند است که امیدواریم به نحوی این خواسته میسر شود.</p>
<div id="attachment_42879" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-42879" class="wp-image-42879 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1.jpg" alt="خانم محبوب، مادر محمد کشمیری" width="700" height="434" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1-300x186.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-42879" class="wp-caption-text">خانم منصوره محبوب همسر مرحوم و مادر محمد کشمیری</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51895">پدری دیگر از خانواده نجات در حسرت دیدار پسر پرکشید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51895/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>استمداد مادر چشم انتظار محمد کشمیری از دولت آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43198</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43198#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Feb 2021 05:09:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد کشمیری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43198</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم منصوره محبوب مادر چشم انتظار محمد کشمیری گرفتار در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی، نامه ای خطاب به ادی راما نخست وزیر آلبانی نوشت و خواهان یافتن فرزند ناپدید شده اش در آن کشور و فراهم نمودن امکان ارتباط با وی گردید. متن نامه که رونوشت آن به ارگان های مختلف ملل متحد و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43198">استمداد مادر چشم انتظار محمد کشمیری از دولت آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانم منصوره محبوب مادر چشم انتظار محمد کشمیری گرفتار در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی، نامه ای خطاب به ادی راما نخست وزیر آلبانی نوشت و خواهان یافتن فرزند ناپدید شده اش در آن کشور و فراهم نمودن امکان ارتباط با وی گردید.</p>
<p>متن نامه که رونوشت آن به ارگان های مختلف ملل متحد و اتحادیه اروپا ارسال گردیده و جهت اطلاع افکار عمومی در اختیار رسانه ها قرار داده شده به شرح زیر می باشد:</p>
<p>عالی جناب ادی راما<br />
نخست وزیر محترم جمهوری آلبانی</p>
<p>من منصوره محبوب مادر محمد کشمیری هستم. پسرم متولد 1967 است. او در سال 1989 در جریان جنگ ایران و عراق اسیر نیروهای عراقی شد و به اردوگاه اسرای جنگی منتقل گردید. یک سال و نیم در اردوگاه اسرا در عراق بود و طی این مدت از طریق صلیب سرخ و هلال احمر نامه هایش مرتباً می رسید و ما از حالش مطلع بودیم و برایش نامه می دادیم. اما بعد از گذشت این مدت، نامه های او قطع شد. بعدا مطلع شدیم که پسر من توسط سازمان مجاهدین خلق فریب داده شده و به اردوگاه آنان در عراق منتقل گردیده است.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-42879 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1.jpg" alt="خانم محبوب، مادر محمد کشمیری" width="700" height="434" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1-300x186.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>بعد از اعلام آتش بس بین ایران و عراق، اسرای بازگشتی به وطن به ما گفتند که شرایط را در اردوگاه اسرا در عراق به شدت سخت و طاقت فرسا کردند و سپس فرستاده های مجاهدین خلق به عنوان ایرانیانی که آمده اند تا به اسرا کمک کنند ظاهر شدند و برخی که شناخت کافی نداشتند فریب وعده های رفتن به اروپا و داشتن شغل و زندگی مرفه را خوردند و با آن ها رفتند و سر از پادگان اشرف در آوردند که راه بازگشتی بر آن متصور نبود.</p>
<p>سال ها از پسرم بی خبر بودیم تا این که بعد از سقوط صدام حسین از طریق اعضای جداشده اطلاع پیدا کردیم که او همچنان در پادگان اشرف است. با تلاش و زحمت فراوان موفق شدیم به عراق رفته و به پادگان اشرف مراجعه کنیم. من، شوهرم و پسر کوچکترم یک هفته در آنجا بودیم. محمد بعضی اوقات به دیدن ما می آمد. به هیچ وجه او را با ما تنها نمی گذاشتند و مدام دو مسئول در میان ما حضور داشتند. محمد همیشه لباس فرم و پوتین نظامی به تن داشت. به او گفتم: &#8220;پسرم چرا تا زمانی که در اردوگاه اسرا بودی نامه هایت می آمد اما بعد از آن هیچ خبری از تو نداشتیم؟&#8221; او به ما فهماند که آنان در اردوگاه مجاهدین خلق اجازه ارتباط با خانواده را ندارند.</p>
<p>مسئولین سازمان همیشه در میان ما بودند و مدام با ما حرف می زدند و سعی می کردند ما را جذب نمایند. از ما به عنوان کمک مالی به مجاهدین خلق پول خواستند. من قبول نکردم که کمک مالی کنم و گفتم پولی ندارم که به شما بدهم. من چند چمدان سوغاتی برای پسرم برده بودم. در لحظه خداحافظی نگذاشتند که پسرم را بغل کنم و ببوسم. کلاً اجازه نمی دادند زیاد به پسرم نزدیک شویم. این مدت تلاش می کردند که پسر کوچکم را جذب کنند. از ما خواستند که وقتی به ایران برگشتیم با آنان همکاری اطلاعاتی و مالی داشته باشیم. آن وقت متوجه شدم که چرا برای دیدار محمد با ما موافقت کرده بودند.</p>
<p>بعد از این که از عراق بازگشتیم افراد سازمان به پسر کوچکم زنگ می زدند و از او می خواستند تا برایشان در ایران کار کند و نهایتاً به مجاهدین خلق در عراق بپیوندد. اما پسرم قبول نکرد که با آنان ارتباط داشته باشد. مجاهدین خلق ابتدا به امید جذب خانواده ها و کسب امکانات نیرویی و مالی با دیدار اعضای خود با خانواده ها البته در حضور مسئولین سازمان موافقت می کردند اما وقتی دیدند از این راه به جایی نمی رسند کلاً هرگونه ارتباط با خانواده را ممنوع نمودند.</p>
<p>سال ها بعد با خبر شدم که مجاهدین خلق به آلبانی رفته اند. قطعاً پسر من هم با آن ها رفته و اکنون در اردوگاه بسته و دور افتاده این سازمان در آلبانی به سر می برد. سالیان سال است که از پسرم محمد بی خبر هستیم. من و پدرش که به شدت بیمار است همیشه نگران حال او هستیم و از خداوند می خواهیم که فرزندمان بعد از این همه رنج اسارت و سال ها فراق، آینده خوبی داشته باشد. پدر محمد سکته کرده وعمل قلب انجام داده است. من هم بیمارم و ما فقط به امید دیدار با عزیزمان زنده هستیم.</p>
<p>مطلع شده ام که دولت آلبانی از امضا کنندگان &#8220;کنوانسیون بین المللی ملل متحد برای حمایت از همه افراد در برابر ناپدید شدن اجباری&#8221; است. براساس این کنوانسیون دولت آلبانی مسئول اعمال و رفتار سازمان مجاهدین خلق است که در آن کشور مستقر بوده و در این خصوص به &#8220;کار گروه ناپدید شدگان اجباری یا غیر ارادی&#8221; و &#8220;کمیته ناپدید شدگان اجباری&#8221; و &#8220;کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد&#8221; پاسخگو می باشد. ضمناً دولت شما به خواست مجاهدین خلق به اتباع ایرانی ویزا نمی دهد و لذا ما امکان سفر و پیگیری موضوع در کشور شما را نداریم.</p>
<p>پسر من یک ناپدید شده اجباری و غیر ارادی است که یافتن رد او و امکان ارتباط با وی صرفاً از طریق سازمان مجاهدین خلق و توسط دولت و مقامات جمهوری آلبانی امکان پذیر است. پدر محمد و من عاجزانه از شما مسئول دولت آلبانی تقاضا می کنیم که در این راه حداکثر مساعدت را به عمل آورده و راه ارتباط ما با عزیزمان را جهت کسب اطلاع از وضعیت او خصوصاً در شرایط فعلی همه گیری بیماری ناشی از ویروس کوید-19 فراهم نمایید.<br />
ضمیمه عکس و مشخصات ارسال می گردد.</p>
<p>با تشکر از زحمات شما<br />
منصوره محبوب<br />
تهران – ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43198">استمداد مادر چشم انتظار محمد کشمیری از دولت آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43198/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه خانم محبوب به فرزندش محمد کشمیری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42881</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42881#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Jan 2021 06:30:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد کشمیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=42881</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم منصوره محبوب مادر محمد کشمیری گرفتار در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی نامه ای خطاب به فرزند خود نوشت و آن را در اختیار انجمن نجات قرار داد تا شاید با نشر آن در فضای مجازی به نحوی به نظر پسرش برسد و متقابلاً مادر را از سلامت خود با خبر سازد. متن نامه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42881">نامه خانم محبوب به فرزندش محمد کشمیری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانم منصوره محبوب مادر محمد کشمیری گرفتار در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی نامه ای خطاب به فرزند خود نوشت و آن را در اختیار انجمن نجات قرار داد تا شاید با نشر آن در فضای مجازی به نحوی به نظر پسرش برسد و متقابلاً مادر را از سلامت خود با خبر سازد.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-42879 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1.jpg" alt="خانم محبوب، مادر محمد کشمیری" width="700" height="434" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-1-300x186.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>متن نامه به شرح زیر است:<br />
پسر خوبم، پسر مهربانم، تو قرار بود که عصای دستم باشی. تو همه چیز من بودی. همه اش غصه مرا می خوردی. چرا با من این کار را کردی؟ چقدر بی خبری و فراقت را بکشم؟ تو عزیز مادر بودی. چه کار کنم و کجا بروم تا با تو دیدار کنم یا خبری از تو بگیرم؟ به جایی برو که حداقل بتوانی با مادرت ارتباط بگیری. مگر از اردوگاه اسرا در عراق ارتباط نمی گرفتی و نامه نمی دادی؟</p>
<p>پدرت سکته کرد وعمل قلب انجام داد. من بیمارم و ما فقط به امید دیدار تو زنده هستیم. تو را به خدا یک نشانی، نامه ای، خطی یا عکسی از خودت بفرست تا دلم آرام بگیرد. من منتظرت هستم.</p>
<p>توسط یکی از مسافران آلبانی برایت نامه دادم که به دست مسئولان اردوگاه داده شده اما نمی دانم آیا به دستت رسیده است یا نه چون جوابی نیامد. چرا مجاهدین خلق به اعضا اجازه نمی دهند تا با خانواده خود ارتباط داشته باشند؟ کاش می توانستی من و پدرت را ببینی که چقدر غصه تو را خورده و از بین رفته ایم. تو خیال می کنی که ما داریم زندگی می کنیم!؟ همه زندگی و امید ما تو بودی.</p>
<p>یادت هست می گفتی مامان دعا کن من دانشگاه تهران قبول شوم، چه شد، کجایی؟ پسرم تو نفر هفتم کنکور شده بودی. تمام آرزوهایم تو بودی. پسرم تا آخر عمر منتظرت هستم که تو را ببینم. از دیدنت ناامید نشده ام.</p>
<p>محمدم، قربان قد و بالایت بروم، می شود آرزوی مادرت را برآورده کنی و خبری به ما بدهی؟ پسرم، منتظر نامه ات هستم. رحمی کن و خبری بده. اگر از دست من کمکی برمی آید بگو انجام دهم تا شما بتوانی راحتی بیشتری داشته باشی و من خیالم راحت شود که تو آزاد هستی.<br />
فرزندم، در پناه خدا باشی. منتظر جوابت هستم.<br />
مادرت</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42881">نامه خانم محبوب به فرزندش محمد کشمیری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42881/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفتگو با خانم محبوب، مادر محمد کشمیری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42876</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42876#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Jan 2021 06:25:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[محمد کشمیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=42876</guid>

					<description><![CDATA[<p>خانم منصوره محبوب مادر محمد کشمیری، گرفتار در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی، در دفتر انجمن نجات در تهران حاضر شد و خواهان یافتن راهی جهت ارتباط با پسرش گردید. خانم محبوب چنین می گوید: من مادر محمد کشمیری هستم. فرزندم متولد 1346 است. در سال 1368 بعد از 24 ماه خدمت سربازی در عملیات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42876">گفتگو با خانم محبوب، مادر محمد کشمیری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خانم منصوره محبوب مادر محمد کشمیری، گرفتار در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی، در دفتر انجمن نجات در تهران حاضر شد و خواهان یافتن راهی جهت ارتباط با پسرش گردید.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-42878 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom.jpg" alt="خانم محبوب، مادر محمد کشمیری" width="680" height="464" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom.jpg 680w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-300x205.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-Mom-220x150.jpg 220w" sizes="auto, (max-width: 680px) 100vw, 680px" /><br />
خانم محبوب چنین می گوید:<br />
من مادر محمد کشمیری هستم. فرزندم متولد 1346 است. در سال 1368 بعد از 24 ماه خدمت سربازی در عملیات دشت زبیداد عراق اسیر شد. یک سال و نیم در اردوگاه اسرا در عراق بود و مرتب از طریق صلیب سرخ و هلال احمر نامه می داد و ما از حالش مطلع بودیم و برایش نامه می دادیم. اما بعد از گذشت این مدت یک سال و نیم، نامه ها قطع شد. بعد از برقراری آتش بس گفتند که اسرا به کشور باز می گردند و ما جشن گرفتیم و چراغانی کردیم. اما خبری از بازگشت فرزندم نشد. از اسرای بازگشتی سؤال کردیم، گفتند که پسر من توسط سازمان مجاهدین خلق فریب داده شد.<br />
آنان گفتند که شرایط را در اردوگاه اسرا در عراق به شدت سخت و طاقت فرسا کردند و بعد فرستاده های مجاهدین خلق به عنوان ایرانیانی که آمده اند تا به اسرا کمک کنند ظاهر شدند و برخی که شناخت کافی نداشتند فریب وعده های رفتن به اروپا و داشتن شغل و زندگی را خوردند و با آن ها رفتند و سر از پادگان اشرف در آوردند که راه بازگشتی هم نداشتند.</p>
<p>بیست و دو سال از پسرم بی خبر بودیم تا این که بعد از سقوط صدام حسین از طریق اعضای جداشده اطلاع پیدا کردیم که او قطعاً در پادگان اشرف است. با تلاش فراوان موفق شدیم به عراق و پادگان اشرف برویم. یک هفته من، همسرم و پسر کوچکترم نزد محمد بودیم. به هیچ وجه محمد را با ما تنها نمی گذاشتند و مدام دو مسئول در میان ما حضور داشتند. محمد شبانه روز لباس فرم و پوتین سربازی را از تن در نمی آورد، به او می گفتم &#8220;پسرم این چه زندگی است که شما در این بیابان دارید؟ چرا به شما اجازه ی ازدواج نمی دهند؟ چرا این مدت اجازه نداشتی با ما ارتباط بگیری؟ چرا تا زمانی که در اردوگاه اسرا بودی نامه هایت می آمد اما بعد از آن هیچ خبری از تو نداشتیم؟&#8221;</p>
<div id="attachment_42877" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-42877" class="size-full wp-image-42877" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad.jpg" alt="محمد کشمیری" width="700" height="499" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Keshmiri-Mohammad-300x214.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-42877" class="wp-caption-text">محمد کشمیری اسیر فرقه رجوی</p></div>
<p>ما را به مسجد و گورستان پادگان اشرف بردند و مدام با ما حرف می زدند و سعی می کردند ما را جذب نمایند. از ما به عنوان کمک مالی به مجاهدین خلق پول خواستند. من قبول نکردم که کمک مالی کنم و گفتم پولی ندارم که به شما بدهم. اگر چه چند چمدان سوغاتی برای پسرم برده بودم.<br />
لحظه خداحافظی نگذاشتند که بچه ام را بغل کنم. کلاً اجازه نمی دادند زیاد به پسرم نزدیک شویم. من پرسیدم که مگر مجاهدین خلق فرزند را از مادرش جدا می کنند؟ این مدت تلاش می کردند که پسر کوچکم را جذب کنند. از ما خواستند که وقتی به ایران برگشتیم همکاری خبری داشته باشیم.</p>
<p>بعد از این که از عراق بازگشتیم افراد سازمان به پسر کوچکم زنگ زدند و از او خواستند تا به مجاهدین خلق بپیوندد یا در ایران همکاری داشته باشد. اما پسرم قبول نکرد که با آنان ارتباط داشته باشد.</p>
<p>سال ها بعد با خبر شدم که مجاهدین خلق به آلبانی رفته اند و قطعاً پسر من هم با آن ها رفته است. سالیان سال است که از پسرم محمد بی خبر هستم. آرزویم سلامتی، سعادت و رهایی اوست. همیشه من و پدرش نگران او هستیم و از خداوند می خواهیم که محمد بعد از این همه رنج اسارت و سال ها فراق، آینده خوبی داشته باشد.<br />
عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/42876">گفتگو با خانم محبوب، مادر محمد کشمیری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/42876/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
