<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مستند خیریه اشرف</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مستند-خیریه-اشرف</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 29 Mar 2023 05:54:00 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مستند خیریه اشرف</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مستند-خیریه-اشرف</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Mar 2023 05:54:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53667</guid>

					<description><![CDATA[<p>با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و مؤسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019، ابعاد جدید گسترده و عمیقی از تبهکاریهای پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و مؤسسات اقماری و پوششی آن افشا شد. تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و مؤسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019، ابعاد جدید گسترده و عمیقی از تبهکاریهای پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و مؤسسات اقماری و پوششی آن افشا شد.</p>
<p>تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد پرداخته شده، ولی این نخستین بار است که در این مجموعه، به مدد انبوه اسناد تازه یاب، گفتگو با کارشناسان و شاهدان عینی و دیگر تحقیقات تکمیلی بین المللی، به جزییات و زوایای پنهان این روند بی وقفه تبهکاری مالی یک فرقه سیاسی-ایدئولوژیک پرداخته شده است.</p>
<p>مجید تفرشی (محقق و کارشناس امور تاریخی): صرف نظر از ملاحظات منطقه ای و بین المللی که بریتانیا داشت برای یک دوره طولانی مماشات و چشم پوشی از اتهامات خلافکاری موسسه خیریه ایران اید، ولی در داخل وقتی فشارها طولانی شد و مفصل شد و مکرر شد، در واقع این اجبار پیش آمد تا یک برخورد حقوقی با این مسئله صورت بگیرد. موسسه مردم نهاد نظارتی در بریتانیا هست که البته دولت بریتانیا هم در آن نفوذ دارد ولی دولتی نیست، تحت عنوان Charity Commission یعنی کمیسیون خیریه، که این موسسه Charity Commission کارش این است که بر فعالیت درست و قانونی خیریه ها نظارت کند، چه از نظر اینکه امکاناتی به آنها بدهد، چه از جهت اینکه مراقب باشد تا کار خلافی نکنند در جهت اهداف غیر خیریه مثلا فعالیت های سیاسی و ایدئولوژیک یا تروریستی یا اقتصادی نادرست و پولشویی و امثال این و فرار مالیاتی به نام مؤسسه خیریه و از این کارها. ولی در درجه اول چند تا گزارش از شهرستان ها مطرح شد که این افراد مربوط به سازمان ایران اید در واقع رفتند سراغ مردم از آنها اخاذی کرده اند، پول های کلان گرفته اند به اسم کمک به ایران و حتی با تهدید و فشار با صحنه آرایی پول از اینها گرفته اند. حساب هایشان را خالی کرده اند یا رفتند سراغ افراد سالمند در خانه های سالمندان و از آنها پول گرفته اند و مسایلی از این دست. اینها نیاز به تجسس زیادی نداشت چون گزارش های مردمی راجع به آنها زیاد بود و رسانه ها و روزنامه های محلی بریتانیا زیاد راجع به آن صحبت کردند، در اسناد اینجا هم مفصل راجع به آن هست که به آنها خواهیم پرداخت. وجه دوم قضیه هم ارتباطات این موسسه خیریه ایران اید بود با مجاهدین خلق ، که این کار توسط چند نفر از کسانی که قبلا خودشان از اعضای فعال این موسسه خیریه بودند و از اعضای مجاهدین خلق بودند به دست آمد که جزو کسانی بودند که به اصطلاح به آنها سوت زن یا Whistleblower می گویند. کسانی که افشاگری کردند درباره آن، و در آن موقع حرف هایشان جدی گرفته شد و پیگیری شد و ارتباطات جدی را درباره ایران اید و مجاهدین خلق در عراق و در بریتانیا به دست آمد.</p>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق مقیم بریتانیا): اکثر مردم مجاهدین خلق را به عنوان گروه مقاومتی ایران می شناختند و این شناخت از کمپ هایی که در عراق تشکیل شده بود نبود، بلکه از این درخواست های کمک های مردمی بود. بله، همین کارهای انسان دوستانه!</p>
<h3>پرونده ایران اید در واقع یک نمونه روشنی بود از ناتوانی برای مقابله با تبهکاری های مالی</h3>
<p>مجید تفرشی: شاید تا قبل از پرونده ایران اید، باور عمومی در بریتانیا این بود که موسسه نظارت بر امور خیریه ها در بریتانیا Charity Commission یک نهاد کاملا مستقل و بی طرف است. فارغ از جریان های سیاسی و لابی گری های سیاسی عمل می کند در برابر اقدامات و تصمیم گیری های این مؤسسه، ولی از پرونده ایران اید به طور آشکاری به نظر می آید که تاثیرگذاری سیاست ورزان حاکم و اپوزیسیون در پارلمان و دولت و دستگاه های امنیتی و در محافل دیگر تاثیرگذار در امور سیاسی بر این موسسه مردم نهاد بیشتر و بیشتر شده، پرونده ایران اید در واقع یک نمونه روشنی بود از ناتوانی یا عدم اراده لازم و کافی برای مقابله با تبهکاری های مالی به نام موسسات خیریه، بعد از آن هم تا همین امروز شاهد این هستیم که موسسه Charity Commission مدام در معرض این اتهام است که با پرونده های خیریه های مختلف له یا علیه آنها سیاسی کاری می کند و براساس مطامع سیاست ورزان حاکم یا تاثیرگذار در سپهر سیاسی بریتانیا عمل می کند. این اقدام در واقع از زمان پرونده ایران اید به طور جدی مطرح شد تا همین امروز هم سایه سنگین سیاسی کاری و اقدامات خلاف و غیرقانونی در مؤسسه نظارت بر امور خیریه ها ادامه دارد.</p>
<h3>مجاهدین خلق در اروپا تحت عنوان خیریه و انجمن‌های حمایت از کودکان بی سرپرست فعالیت می‌کردند</h3>
<p>رضا کرمی(عضو پیشین مجاهدین خلق ، مقیم فرانسه): مجاهدین خلق در واقع از سال 1360 در اروپا تحت عنوان خیریه و انجمن های حمایت از کودکان بی سرپرست و غیره که خیلی از این نام ها داشتند و از این کارها خیلی زیاد می کردند. الان هم کماکان ادامه دارد به نوعی دیگر.</p>
<h3>اگر مجاهدین خلق به اعضایشان می گفتند بمیرید، می‌مردند</h3>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم بریتانیا): به خاطر مدتی که از آنها دور بودم وقتی برگشتم همه آنها در چشمم جور دیگر می آمدند، برایم تصویر خیلی زشتی بود. اعضای اصلی شان همه شستشوی مغزی داده شده بودند و حاضر بودند برای مجاهدین خلق هرکاری بکنند. اگر به آنها می گفتند بمیرید می مردند. گروه دیگر هم حامیانشان بودند که در اصل داشتند از مجاهدین خلق درآمدزایی می کردند. این تغییر دیدگاه باعث شد نتوانم مثل قبل به آنها نگاه کنم و از خودم می پرسیدم این آدم ها مشکلشان چیست؟</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ،مقیم آلمان): در همین ایام بود که فروش نشریه در خیابان ها و درخواست کمک مالی همراه با کار توزیع سیاسی برای شهروندان آمریکا و اروپا به راه افتاد. اما از آنجایی که جمع آوری کمک مالی منوط به مجوز قانونی بود با شکایت شهرداری ها این کار متوقف شد، که همین کار نطفه تأسیس بنیادهای مالی کلاهبرداری به نام خیریه ایران اید بسته شد.</p>
<h3>سازمان مجاهدین خلق چندین هتل بزرگ در لندن دارد و افراد بخش مالی سازمان بیشترین کارشان در اینجاست</h3>
<p>مسعود خدابنده(عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق و مسئول پایگاه اینترنتی ایران اینترلینک، مقیم بریتانیا): لندن منبع و مرکز فعالیت اقتصادی است. سازمان مجاهدین خلق هم چیز متفاوتی نیست، یعنی الان سازمان مجاهدین خلق چندین هتل بزرگ در اینجا دارد و افراد بخش مالی سازمان بیشترین کارشان در اینجاست و مستقر در سوئیس هستند. ولی مثلا فرض کنید در فرانسه فعالیت مالی نمی کنند که، حالا ممکنه پول نقدی رد و بدل شود، شرکت ها و اینجور چیزها در دبی، لندن و اردن است.</p>
<h3>کلاهبرداری در پوشش جمع‌آوری پول برای آوارگان و خانواده های قربانیان سیاسی در داخل</h3>
<p>مجید تفرشی(محقق و کارشناس امور تاریخی): برای اولین بار از ابتدای سال 1995 گزارش هایی منتشر شد که تشکیک ایجاد شد در مورد طبیعت فعالیت های ایران اید، خب ایران اید خلاصه کارش این بود که آنطور که اعلام کرده بودند از مردم و نهادهای مردم نهاد پول جمع می کردند در بریتانیا در اروپا و در کشورهای دیگر به انحای مختلف و به نام های مختلف که ما در واقع این پول ها را جمع می کنیم برای مستمندان و بی بضاعت ها و پناهندگان و خانواده های قربانیان سیاسی در داخل، در مناطق مرزی و در خارج از کشور کمک می کنیم برای بهبود وضعشان و زندگی شان را ارتقا می دهیم و تغییر می دهیم شرایط را علیه وضع موجود سیاسی در ایران.</p>
<h3>تمامی عکس‌های به اصطلاح آوارگان از کتابی با نام&#8221;کودک، ایمان، رهایی&#8221; سرقت شده بود</h3>
<p>علی اکبر راستگو(عضو سابق مجاهدین خلق نویسنده و پژوهشگر مقیم آلمان): افراد سازمان در برخورد با رهگذران با نشان دادن عکس هایی از کودکان و آوارگان مدعی می شدند که این کودکان و آوارگان به اتفاق خانواده هایشان از ایران فرار کرده و در بدترین شرایط در کمپ های پناهندگی واقع در مرزهای ایران و ترکیه و یا ایران و پاکستان هستند. ولی این اظهارات دروغ بزرگی بیش نبود زیرا اولا چنین کمپ هایی با چادر در بیابان به معنای واقعی کلمه برای پناهجویان ایرانی در ترکیه و پاکستان وجود نداشت. ثانیا تمامی عکس های به اصطلاح آوارگان از کتابی با نام &#8220;کودک، ایمان، رهایی&#8221; سرقت شده بود. این کتاب که در خرداد ماه 1360 به اهتمام هواپیمایی ملی ایران &#8220;هما&#8221; توسط شرکت افست در تهران چاپ شد، شامل عکس هایی از اولین نمایشگاه بین المللی عکس توسط هما در ایران بود. در مقدمه کتاب تاکید گردیده که تمامی عکس های مندرج در کتاب مزبور، از کودکان ایرانی ساکن در ایران و توسط دهها هنرمند عکاس ایرانی گرفته شده است. اسامی عکاسان نیز در زیر هر عکس ذکر شده است. به یکی از عکس هایی که از طرف سازمان سرقت شده و در آلبوم مالی-اجتماعی همیشه پای ثابت بوده و توسط عکاسی به نام غلامحسین ملک عراقی گرفته شده و تحت عنوان دو خواهر نهاوند در کتاب &#8220;کودک، ایمان، رهایی&#8221; درج شده توجه کنید. سازمان این عکس را به عنوان کودکان اعضای اعدام شده خود در آلبوم مالی-اجتماعی نصب کرده و با آن از مردم اخاذی می کرد.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان): مالکان باید بتوانند سؤالات کسی که اعانه را می دهد را جواب بدهد، مسئولان بنیاد ایران اید نیز طی کار و تجربه های قبلی جواب به همه سوالات را طی یک داستان صددرصد ساختگی تحت نام سناریو نوشته و مالکان را توجیه می کردند و این سناریو را می نوشتند و روی یک برگ از آلبومشان می گذاشتند. متناسب با سناریو عکس هایی هم از مجلات مختلف تهیه می کردند و به عنوان عکس کودکان و یا خانواده هایی که قرار است به آنها کمک کنند به خورد شهروندی که می خواستند از او اخاذی کنند یا گوشش را ببرند نشان می دادند.</p>
<h3>سازمان کلاهبرداری‌های عظیمی از مسافرین ژاپنی و کره جنوبی در لس‌آنجلس می‌کرد</h3>
<p>رضا صادقی جبلی(عضو اصلی مؤسسات خیریه پوششی مجاهدین خلق در آمریکا و اروپا، مقیم بلژیک): ما در لس آنجلس روی ژاپنی ها و هنگ کنکی ها و کره جنوبی بیشتر کار می کردیم. مسافرها بیشتر اینها بودند، یعنی سازمان کلاهبرداری های عظیمی از این ژاپنی ها و کره جنوبی ها در آنجا می کرد. چون ما ورق هایمان را به ما آموزش داده بودند، مثلا ژاپنی ها وقتی امضا می کنند، امضایشان برایشان خیلی مهم است. بعد ما قبل از اینکه به اینها چیزی بگوییم مثلا صدا می کردیم، ما کت و شلوار و بج هم داشتیم، اول فکر می کردند ما مامورین فرودگاه هستیم. اصلا متوجه نمی شدند، چون خیلی از آنها زبانشان خیلی خوب نبود. مثلا من خودم صدا می کردم و می ایستادم و ورق را نشان می دادم که خیلی از ژاپنی ها امضا کردند، بعد می گفتم این را امضا کنید برای یونیسف، چون ما می دانستیم که ژاپنی ها روی یونیسف خیلی حساس هستند، خیلی کمک می کنند و یک برگه از یونیسف داشتیم که به اینها نشان می دادیم و می گفتیم ما برای یونیسف کار می کنیم و اینجا را امضا کنید برای بچه ها. اینها امضا می کردند بعد پول را نشانشان می دادیم، یعنی امضا کرده بود و مجبور بود پولی بدهد.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان): توضیحاتی بدهم درباره جمع آوری پول در ایران اید، یک شیوه اش به آن می گفتند مالی-اجتماعی، یک شیوه دیگر مالی-ویژه نام داشت، که مراجعه به افراد خاص از میان کسانی بود که در خیابان کمک کرده بودند، یعنی از همین هایی که نگه می داشتند و از آنها پول می گرفتند. بعضی ها ممکن بود کمک های بالای 40 پوند یا 40 یورو یا 40 دلار یا 100 دلار کرده بودند، به آنها مراجعه می شد و به آنها می گفتند مالی-ویژه، یک شیوه بود که از همین افرادی که چه آنهایی که در خیابان نگه داشه می شدند و چه آنهایی که مالی-ویژه بودند، آنها را آبونه می کردند به پرداخت یک مستمری!</p>
<h3>ایران اید برای کلاهبرداری به سراغ افراد آسیب‌پذیر می‌رفت</h3>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم بریتانیا): معمولا روششان برای جمع آوری اطلاعات این بود که در خیابان با کسی صحبت می کردند و از اوکمک مالی می گرفتند و بعد می گفتند می توانم اطلاعات تماس شما را داشته باشم؟ یک نفر با شما تماس می گیرد تا به شما اطلاعات بیشتری بدهد و اگر دوست داشته باشید می توانید یک کودک را تحت سرپرستی بگیرید. اگر کسی این اشتباه را می کرد و اطلاعاتش را به آنها می داد، این اطلاعات در بخش جداگانه ای بایگانی می شد، بعدها افراد ایران اید به خانه های این اشخاص می رفتند و سعی می کردند اطلاعات بیشتری درباره هویت و شغل آنها در بیاورند، به همین دلیل دو نوع جمع آوری کمک داشتند، یک نوع که عمومی بود و در خیابان ها انجام می شد و یک نوع دیگر هم بود که به خانه افرادی که مایل به کمک رسانی بودند می رفتند. با این کار سعی می کردند افرادی را پیدا کنند که به صورت ماهانه به آنها کمک مالی می کنند. فراموش نکنید که سال های سال و هر روزه و در همه جای کشور این کار را انجام می دادند. در بین این افراد کسانی هم بودند که بیوه بودند یا خانواده ای نداشتند و برای ایران اید هرچقدر فرد آسیب پذیرتر بود بهتر بود. به این افراد آسیب پذیر می گفتند شما که خانواده ای ندارید چرا نمی آیید این کودک را تحت سرپرستی بگیرید؟ همانطور که گفتم خیلی جسورانه این کار را می کردند. نه را قبول نمی کردند و از هر کسی که می توانستند کمک مالی می گرفتند.</p>
<p>رضا صادقی جبلی(عضو اصلی مؤسسات خیریه پوششی مجاهدین خلق در آمریکا و اروپا، مقیم بلژیک): صفحاتی درست کرده بودیم که به آن می گفتند صفحات اشل، که دو نوع داشتیم مثلا از 50 یورو یا 50 دلار شروع می شد تا 200 دلار،  یکی داشتیم از 3 هزار دلار شروع می شد تا 5 هزار دلار، این بستگی به آن فردی که می گرفتیم این صفحه را نشان می دادیم. مثلا اگر می دیدیم طرف ندارد، آن صفحه 50 تا 200 را نشان می دادیم، او هم می گفت باشد 50، کمترین را می گفت، اگر طرف خیلی بیزینس من و اشل دار بود صفحه 3 هزار تا 5 هزار را نشان می دادیم که خب می گفت 3 هزار! و چون امضا کرده بودند می دادند. من یادم است خودم یک آقای سنگاپوری را گرفتم که در فرودگاه 20 هزار دلار کمکم کرد و خیلی زیاد بود. 20 هزار دلار با کردیت کارت کمک کرد و بعدش هم آدرس داد و قرار بود که برویم برای مالی-ویژه که دیگر اطلاع ندارم رفتند یا نه.</p>
<p>مجید تفرشی(محقق و کارشناس امور تاریخی): کسانی که کوچکترین آگاهی از سازوکار مؤسسه ناظر بر امور خیریه ها در بریتانیا دارند به خوبی می دانند که کلیه امور مالی و اداری این موسسات خیریه به طور منظم ماهانه و سالانه زیر نظر موسسه نظارت بر امور خیریه ها قرار دارد. در مورد ایران اید این مسئله کاملا بدیهی و بنیادین رعایت نشد. در شرایطی که ایران اید در 1983 تاسیس شد، تا سال 1997 که کار ایران اید به امور قضایی و پیگیری حقوقی کشیده شد، عملا هیچ اثری از فعالیت های مالی این سازمان در پرونده موسسه ناظر بر امور خیریه ها وجود نداشت و تنها در این سال بود که در دادگاه برخی اسناد ایران اید ارائه شد و عملا وقتی پرونده ها مرور می شود می بینیم که این سندها کاملاً بعداً درست شده، برای اینکه بتوانند نشان دهند فعالیت ها قانونی بوده و بیش از یک دهه نادیده گرفتن و غفلت از نظارت بر امور مالی ایران اید نشان دهنده این است که چطور دولت بریتانیا و موسسات ناظر بر امور خیریه ها عملا چشم پوشی کردند بر همه تبهکاری ها و فساد مالی و نقل و انتقالات پولی غیرقانونی ایران اید و مجاهدین خلق.</p>
<h3>سناریو بر اساس دروغ مطلق با تحت تأثیر قرار‌دادن احساسات تنظم می‌شد</h3>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان): سناریو بر اساس دروغ مطلق با وسیله قراردادن عمیق ترین احساسات و باورهای انسانی با جریحه دار کردن شهروندان جهت سرکیسه کردن آنها تنظیم می شد. مواردی همچون اینکه عکس کودکی که میبینی، پدرومادرش را دستگیر کرده اند و الان دنبالش هستند تا این کودک را ببرند جلوی پدرومادرش شکنجه کنند تا از آنها اعتراف بگیرند و می خواهیم او را خارج کنیم یا می خواهیم به دادش برسیم. کودک قبلی را هم که نتوانستیم خارج کنیم زیر شکنجه مرد، بنابر این کمک بسیار فوری نیاز است تا او را از کشور خارج کنیم یا به خانواده ای بسپاریم که بتوانند هزینه های او را تقبل کند و یا این کودک که پدر و مادرش را جلوی او شکنجه کردند از ترس دچار تروماتیزه شده و به خاطر شوک تکلمش را از دست داده و باید او را مورد حمایت قرار بدهیم یا از شهرها خارج کنیم و به مناطق مرزی بیاوریم و آنجا اسکان بدهیم و دروغ هایی از این نوع!</p>
<p>قربانعلی حسین نژاد، عضو سابق مجاهدین خلق و مترجم مخصوص رهبری سازمان، مقیم سازمان: چنین چیزی اصلا موهوم بود و وجود نداشت، بچه هایی که مشکلاتی برایشان بوجود می آمد را فامیل ها نگهداری می کردند و اصلا کسی اطلاع نداشت چی شدند و اگر چنین چیزی هم وجود داشت چیزی به ایران نمی فرستادند.</p>
<h3>برای جمع‌آوری پول از هیچ کاری خجالت نمی‌کشیدند و هیچ شرمی نداشتند</h3>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم بریتانیا): بعضی وقت ها پس از اینکه از صبح تا شب در خیابان کمک مالی جمع می کردند، اگر در محله های ثروتمند یا باکلاسی مثل آکسفورد یا کمبریج بودند، قبل از اینکه شب به لندن برگردند، می رفتند دم درب خانه های مردم، مثلا برنامه ریزی می کردند و می گفتند این محله ثروتمند را هفته پیش رفتیم، حالا امشب بیایید برویم سراغ خانه های این خیابان. همانطور که گفتم من خودم خیلی در این زمینه استعداد و یا اعتماد به نفس نداشتم  برای همین همراه یک نفر دیگر به درب منازل می رفتم. یادم هست یک بار درب یک خانه ای را زدیم، صاحبخانه از ما عذرخواهی کرد و گفت ببخشید ما الان وسط یک مراسم ختم هستیم! من در درونم برایشان ناراحت شدم و فکر کردم دیگر بهتر است برویم، اما شخصی که همراهم بود گفت عه مراسم ختم دارید؟ می توانیم ما هم بیاییم داخل؟ خیلی جا خوردم! گفتم اینها دارند برای کسی عزاداری می کنند و تو می خواهی بروی و از آنها پول بگیری؟ اصلا از هیچ کاری خجالت نمی کشیدند و هیچ شرمی نداشتند.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان): در فرایند کار بنیاد ایران اید، به دلیل محتوای صددرصد فریبکارانه اش واژه مالی اجتماعی در میان خود اعضای سازمان برای فریب استفاده می شد. دیگر تکیه کلام همه شده بود که به یکدیگر می گفتند بابا! تو دیگه من را مالی اجتماعی نکن! یعنی فریبم نده و سرم کلاه نگذار و دروغ نگو!</p>
<p>مجید تفرشی(محقق و کارشناس امور تاریخی): بعد از تحولاتی که از آغاز سال 1995 صورت می گیرد، تقریبا از یک ماه بعدش یعنی از فوریه 1995 یک سری گزارش هایی در رسانه های مختلف بریتانیا و روزنامه های محلی بریتانیا منتشر می شود در مورد فعالیت های غیر متعارف و راه های غیراخلاقی و بعضا غیرقانونی که برای پول جمع کردن و کسب کمک های خیریه مردم در شهرهای مختلف ایران اید دارد. در دوران تحریم نفتی صدام هست بعد از ماجرای جنگ دوم خلیج فارس و جنگ کویت که نیاز به انتقال پول از اروپا به عراق وجود دارد بخاطر مسئله نفت، سهم نفت مجاهدین خلق مطرح می شود و ضمنا ارتباطات مالی عراق مثل زمان جنگ دیگر کاملا عادی نیست و تحت محدودیت است و چه بهتر که یک سازمانی که تحت پوشش خیریه کار می کند در اروپا بتواند گشایشی در این زمینه فعالیت کند. برای نمونه در روز دوم فوریه 1995 یک گزارشی در روزنامه محلی تحت عنوان</p>
<p>Excuse me, could I have  7500 please</p>
<p>ببخشید من میتونم 7500 پوند از شما بگیرم؟ که در واقع یک گزارش تجسسی و تحقیقی است درباره نوع فعالیت اینها و نوع پول هایی که از مردم برخلاف میلشان با جعل سند یا با ارعاب یا تطمیع یا فریب دادن مردم جمع می کردند.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم آلمان):  وقتی که دیگر نهادهای خیریه فعال در انگلیس که معترض و شاکی ایران اید بودند، وقتی دیدند اعتراضاتشان به جایی نرسید، فهمیدند دولت رسماً از ایران اید حمایت می کند تحقیقات را رسما خودشان به دست گرفتند. خودشان شروع کردند به تحقیقات روی ایران اید. رابطه ایران اید و مجاهدین خلق ،فرقه رجوی را درآوردند. فهمیدند که همه پولها نه برای کار خیریه بلکه برای کارهای تروریستی به کار می رود.</p>
<h3>آن‌ها چک‌های دریافتی از مردم را دست‌کاری می کردند</h3>
<p>مجید تفرشی: در ماه های پایانی سال 1995 کم کم ابعاد بیشتر و گسترده تری از فعالیت های غیرقانونی ایران اید مورد توجه نهادهای ناظر و پلیس قرار گرفت. چک هایی که مردم به این موسسه داده بودند یا از آنها گرفته شده بود را در آنها دست می بردند و ارقام را تغییر می دادند، مثلا اگر امکان داشت به آن صفر اضافه می کردند و رقم را یکجوری دستکاری می کردند، در گزارش Charity Commission فردی به نام چاهان که از Charity Commission است در یک نامه ای که در 16 نوامبر 1995 فرستاده است اشاره می کند که نامه ای را به وکیل ایران اید می نویسد آقای جان پل کاستا و می گوید که یک چکی توسط فردی فرستاده شده برای Charity Commission و این چک جعل شده و بصورت جعلی رقم بالا رفته، پاسخ وکیل خیلی جالب و بامزه است که ما تقریبا 8 روز بعد در 24 نوامبر پاسخ می دهد که این چک در واقع یکی از مواردی بوده که پست برای کمک به ایران اید می فرستند و حتما قبل از اینکه برای ایران اید برسد، جعل شده و این خیلی عجیب است که ادعا که آنها چک را جعل نکردند و آن کسی که فرستاده خودش خط زده و رقم را بیشتر کرده!</p>
<p>این جزو برنامه های روتین و مرسوم بوده که در واقع دست بردن در چک ها تا جایی که ممکن بوده است.</p>
<p>مجید تفرشی: پلیس کاردیف پلیس ولز در گزارش 24 نوامبر 1995 اشاره می کند که مردم را ارعاب می کنند برای اینکه پول بدهند و به جای اینکه اجازه بدهند مردم انتخاب کنند پول به آنها بدهند، به مردم می گویند چقدر می توانی بدهی؟ وقتی مثلا یک نفر می گویند 10 پوند می توانم بدهم می گویند نمی توانی 100 پوند بدهی؟ باید 100 پوند بدهی! ما بیشتر احتیاج داریم و حتی اگر پول همراهشان نبوده گزارش هایی هست که اینها را بردند کنار صندوق های دریافت پول ATM و آنجا به زور با کارت پول گرفتند از آنها، از کارت اعتباری شان یا کارت بانکی شان و در واقع به نوعی تحت ارعاب و حالت ماخوذ به حیا آنها را قرار دادند که در شرایط خاصی پول بیشتری بدهند و یک حالت تهدید ضمنی و یک معذوریت اخلاقی آنها را قرار بدهند که در گزارش پلیس کاردیف به آین موضوع اشاره مفصل شده است. موارد مختلفی ما شاهد این هستیم که افراد شاخصی که مورد علاقه مردم هستند یا سلبریتی ها از اسمشان و نامشان و یا عکسشان استفاده شده برای اینکه نشان بدهند اینها حامی مؤسسه هستند از جمله مثلا یک سری عکس هایی که انداختند از Brian Clough مربی نامدار فوتبال که در حال کمک  به این موسسه است و جزو افرادی است که از حامیان ایران اید است و افراد دیگری که از دانشمندان و حقوق دانان و نویسندگان که ادعا بشود این مؤسسه کارش جدی و گسترده است و در واقع هیچگونه شائبه ای وجود ندارد.</p>
<h3>افراد ایران اید برای گرفتن پول از شهروندان انگلیسی تمام تلاش خود را می‌کردند</h3>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق مقیم آلمان): مسئولان ایران اید را در سال 1996 برای بازخواست طی نامه کتبی احضار کردند، در این جلسه که مریم حسن زاده همان مسئول مالی-ویژه از دانشجویان سابق انگلیس و عضو شورای رهبری و حمیدرضا عسکری بیاضی و من شرکت داشتیم. یعنی از مسئولین و دارندگان حق امضا که مسئول مالی-ویژه بودند. برای این بازخواست که از قبل آماده شده بود، داستان و سناریو دروغ ما این بود، یعنی مجبور بودیم این را ببافیم و بگوییم کسانی که در خیابان ها برای جمع آوری کمک مالی مشغولند یک داوطلبند که فقط به خاطر اهداف انسانی به بنیاد ایران اید کمک می کنند و بسیاری از همین ها خودشان از قربانیان رژیم هستند یا بسیاری از آنها کودکانشان از قربانیان هستند. پولی در کار نیست و اینها داوطلبانه و مجانی می آیند کار می کنند، البته این قسمت که برده وار کار می کردند تنها قسمت حقیقت سناریو بود. بنابراین بسیار نگران هستند این آدمها که نکند به این بچه ها کمک نشود و نکند که آنها در آنجا از بین بروند. برای همین اینقدر اصرار و التماس می کنند که حتما به این کودکان کمک بشود و یقه شهروندان انگلیسی را ول نمی کنند.</p>
<p>مجید تفرشی:  پلیس منطقه Lothian که در مناطق مرزی اسکاتلند است، یک گزارش ویژه ای را می فرستد برایCharity Commission که شامل چندین شکایت است علیه ایران اید و کسانی که پول جمع می کنند از طرف او که در واقع از مردم اخاذی کردند و مردم را ارعاب کردند و تحت فشار قرار دادند برای جمع آوری پول!</p>
<p>مسعود خدابنده(عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق و مسئول پایگاه اینترنتی ایران اینترلینک، مقیم بریتانیا): ایران اید خیلی کار کرده بود، بیشتر از زمانی که باید کار می کرد، یعنی نخ نما شده بود، اینقدر گزارش آمده بود از آدم های مختلف که آقا پول من را بردند، می آمدند در می زدند و پایشان را لای درب می گذاشتند و نمی گذاشتند درب را ببندیم. گزارش زیاد می رفت. منتها می شد لاپوشانی کرد، جایی که کمرش را شکست و بخاطر همین مجاهدین خلق با من و آن سینگلتون خیلی بد هستند به خاطر این موضوع، این بود که یک نفر آمد و اینها را گذاشت روی میز و از کانال درستش هم آن را آورد و گذاشت روی میز! یعنی نمی شد گزارش ما را نادیده بگیرید.</p>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق ، مقیم بریتانیا): در اوایل و اواسط دهه 80 بخاطر شیوه های خشونت بار درخواست کمک های مردمی، آمار شکایت ها از ایران اید به شدت بالا رفت. به همین دلیل کمیسیون خیریه ها شروع به بازرسی موضوع کرد، اما کارشان به جایی نمی رسید، چرا که مجاهدین خلق بهانه و دلایل بسیاری می آورد و قول می داد که دیگر کارهایی که بخاطرش از آنها شکایت شده را تکرار نکنند و افراد متولی شان را عوض خواهند کرد. در آن زمان من از مجاهدین خلق جدا شده بودم و با همسرم مسعود ازدواج کرده بودم، هر دو با هم تصمیم به افشاگری درباره ایران اید گرفتیم، چون به نظرمان خیلی غیر منصفانه بود که مردم عادی داشتند فریب می خوردند و برخی از آنها هزینه های هنگفتی را به این خیریه اهدا می کردند و نمی دانستند در حال کمک به یک سازمان نظامی کمک می کنند. ما با پلیس تماس گرفتیم و به آنها گفتیم که کی هستیم. برای سازمان خیریه ها نامه نوشتیم و گفتیم ما درباره ایران اید اطلاعاتی داریم و آنها بخشی از مجاهدین خلق هستند. فکر کنم پس از آن بود که همه چیز خیلی عوض شد. چون قبلا هیچ کسی آن قدر مستقیم با آنها تماس نگرفته بود تا ماهیت ایران اید را افشا کند. این کار باعث شد که کمیسیون خیریه ها ملزم بشود موضوع را جدی تر بگیرد و بازرسی هایش را افزایش بدهد.</p>
<p>مجید تفرشی: تا زمان مطرح شدن پرونده ایران اید در سال های 1997 به بعد، معمولا به نظر می رسید که موسسه ناظر بر امور خیریه ها در بریتانیا یعنی Charity Commission یک نهاد کاملا مستقل و عاری از شائبه های دخالت سیاست ورزان و تاثیرگذاران سیاسی در آن است. در پرونده ایران اید در مجموع کارنامه خوبی از Charity Commission به جای نماند. بعد از آن هم و تا همین امروز هم سایه سنگین دخالت های سیاسی و نفوذ اقتدارگرایان بر امور مختلف این موسسه و تاثیرگذاری آن بر فعالیت های قانونی و غیرقانونی نهادهای خیریه وجود دارد و در مراحل مختلف و نمونه های مختلف شاهد بودیم که موسسه ناظر بر امور فعالیت های خیریه ها از یک طرف علیه موسسات خیریه ای که کار درست انجام می دادند و برایشان پاپوش درست شده بود و برعکس به سود موسساتی که کارهای نادرست انجام داده بودند و خلافکاری داشتند ولی با پنهان کاری و به اصطلاح لاپوشانی مواجه شدند و هیچگونه رسیدگی به اعمال خلاف و تبهکاری های آنها نشد مواجه شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53667/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۲</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 Mar 2023 06:53:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53664</guid>

					<description><![CDATA[<p>جمیل بصام یکی از اعضای مجاهدین خلق و مؤسسه ظاهراً خیریه ایران اید که در سال 2002 در حین سفری به سوریه به همراه ابراهیم خدابنده در حالی که در تلاش جابجایی بیش از 2 میلیون دلار پول نقد مجاهدین خلق و مقادیر بسیار زیادی طلا بودند، توسط نیروهای امنیتی سوریه به دام افتادند و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۲</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جمیل بصام یکی از اعضای مجاهدین خلق و مؤسسه ظاهراً خیریه ایران اید که در سال 2002 در حین سفری به سوریه به همراه ابراهیم خدابنده در حالی که در تلاش جابجایی بیش از 2 میلیون دلار پول نقد مجاهدین خلق و مقادیر بسیار زیادی طلا بودند، توسط نیروهای امنیتی سوریه به دام افتادند و به ایران مسترد شدند. جمیل بصام پس از طی دوران محکومیتش از زندان آزاد شد و اکنون در ایران زندگی می کند.</p>
<p>مجید تفرشی (محقق و کارشناس امور تاریخی): مؤسسه ایران اید بر اساس اسناد موجود به جامانده از موسسه Charity Commission که نهاد ناظر بر فعالیت موسسات خیریه است، در 20 سپتامبر 1983 تأسیس شده، یعنی در شهریور ماه 1362 شمسی، این تاریخ، تاریخ قابل توجهی است. از جهت بررسی مقایسه ای فعالیت های داخلی و خارجی ایران اید در بریتانیا و خارج بریتانیا، تقریبا زمان، زمانی است که مجاهدین خلق و شورای (به اصطلاح ) ملی مقاومت بعد از جدایی بین ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی و بعد از دیدار یا دیدارهای محرمانه ای که با مقامات عراقی، بخصوص وزیر خارجه عراق طارق عزیز با مسعود رجوی صورت می گیرد، تصمیم می گیرند به عراق بروند.</p>
<p>چنانکه در گزارش سالانه فرید هالیدی، استاد سرشناس مطالعات خاورمیانه دانشگاه لندن که در بولتن اندیشکده مریپ منتشر شده، به تاریخ مارچ و آپریل 1983، مسعود رجوی و طارق عزیز در 29 دسامبر 1982 با هم دیدار کردند. در این ملاقات به طور صریح برای نخستین بار یک تعامل گسترده مالی و سیاسی بین مجاهدین خلق و حکومت صدام برقرار می شود و پیش زمینه های عزیمت مجاهدین خلق به عراق تنظیم می شود. این در شرایطی است که عراقی ها با دو اپوزیسیون دیگر یعنی شاپور بختیار و ارتشبد غلامعلی اویسی مراودات و قراردادهایی داشتند ولی از آنها ناامید بودند. سازمان مجاهدین خلق در یک بیانیه رسمی در همان تاریخ به این موضوع تصریح می کند. در روز 29 دسامبر 1982 و بعد هم مسعود رجوی دوباره در صحبت های بعدی به این موضوع اشاره می کند. قبلا هم پیش زمینه هایی را نشریات مجاهدین خلق انجام داده بودند که حاضر هستند و آماده هستند برای یک قرارداد جدی با عراق، که همین موجب اختلافات جدی بین بنی صدر و رجوی شد.</p>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق سازمان مجاهدین خلق، مقیم آلمان): در سال های 1360 تا 1365 سازمان زیر فشار مالی بالایی بود. چرا که از طرفی زیر ضرب نظامی در داخل کمرشکن شده بود، ضمنا بحران های عمیق درون تشکیلاتی که تا به امروز ادامه یافته شروع شده بود. مرتب اعضای معترض جدا می شدند و خواستار محاکمه مسعود رجوی بودند، بخاطر دست زدن به تروریسم و کشتاری که به راه انداخته بود. از طرفی هم هزینه های سرسام آور خود مسعود رجوی که در فرانسه بود. حقوق ماهیانه و اسکان اعضای به اصطلاح شورای ضدملی مقاومت و اطرافیانش که بسیار بالا بود. هزینه های فعالیت تشکیلاتی سیاسی و شرکت در کنفرانس ها و مسافرت هایی که بخش سیاسی را انجام می دادند بسیار بالا بود. در داخل کشور با لودادن تیم های ترور توسط مردم، حفظ و تأمین مالی آنها بسیار هزینه بر شده بود. مرتب مجبور می شدند خانه های تیمی را با تمام اثاثیه اش رها کنند و در جای دیگری خانه کرایه کنند.</p>
<p>در رابطه با این خانه تیمی ما پاسداران کلانتری مرکز و کمیته کلانتری مرکز، تقریبا یک ماهه بچه های اطلاعات تحقیقاتش در این رابطه بودند که دیشب بعد این یک ماه موفق می شوند بریزند داخل خانه و در رابطه با آنها باتوم های برقی که زمان شاه استفاده می‌کردند. بعد زیرش دو جعبه پر هست که البته ما بازش کردیم، ژ3 و تیر ژ3 است.</p>
<p>مجید تفرشی: جمیل بصام یکی از اعضای مجاهدین خلق و موسسه ظاهرا خیریه ایران اید که در سال 2002 در حین سفری به سوریه به همراه ابراهیم خدابنده در حالی که در تلاش جابجایی بیش از 2 میلیون دلار پول نقد مجاهدین خلق (مجاهدین خلق) و مقادیر بسیار زیادی طلا بودند، توسط نیروهای امنیتی سوریه به دام افتادند و به ایران مسترد شدند. جمیل بصام پس از طی دوران محکومیتش از زندان آزاد شد و اکنون در ایران زندگی می کند. او با ما درباره نخستین گام ها و ریشه یابی سازمان های پوششی خیریه سازمان مجاهدین خلق در اروپا سخن گفت.</p>
<p>جمیل بصام (از مسئولان پیشین ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق): گفتیم که در واقع اساس کارمان را بگذاریم روی تیم هایی که بروند در خیابان و مالی-اجتماعی را از آن حالت گروه دونده و این حرفها بیاوریم بیرون. بصورت یک چیز رسمی مثل خیریه دربیایم. انگلیس هم یک کشور خیریه خیزی است، نزدیک 40 هزار خیریه دارد. بنابراین ما به سرعت یک خیریه ای ثبت کردیم به اسم &#8220;ایران اید&#8221;، و در واقع آن ایران اید بود که در این راه شروع به فعالیت کرد.</p>
<p>مجید تفرشی: یک موسسه خیریه ای بوده ظاهرا در لندن که کارش این بوده که از منابع عمومی مردم و موسسات خیریه دیگر پول و امکانات جمع کنند برای کمک به آوارگان، مستمندان، پناهندگان و پناهجوریان ایرانی در داخل ایران و در مناطق مرزی و در کشورهای دیگر اعم از ترکیه و پاکستان و کشورهای اروپایی. در بررسی که در خلال پژوهش در پرونده ایران اید انجام می‌دادم، متوجه شدم که برخی از پرونده ها هنوز از طبقه بندی خارج نشده و اجازه دسترسی به آن وجود ندارد. در برخی از پرونده های آزاد شده برخی صفحات هست که دسترسی به آن وجود ندارد و همینطور در برخی از اوراق آزاد شده برخی عبارت ها و پاراگراف ها حذف شده است. یعنی سیاه شده و فتوکپی آن در پرونده وجود دارد. وقتی که بررسی کردم متوجه شدم که بخشی از این اسناد مربوط به اسناد ارتباطات موسسه ایران اید و اعضا و هواداران آن با سازمان امنیت خارجی بریتانیا معروف به  (Secret Intelligence Service) SISاست که در واقع در افواه به MI6 معروف است. در گفتگو با &#8221; نایجل وست &#8221; مورخ نامدار بریتانیایی که در مورد سازمان های امنیتی کار زیادی کرده متوجه شدم که در واقع سازمان ام آی سیکس یا اس آی اس هیچوقت اسم اعضا و هواداران و رابطین خودش را افشا نمی کند و این برخلاف همه قوانین مصرح دسترسی آزادانه به اطلاعات است و این توضیح روشن کرد که چرا برخی از پرونده های ایران اید هنوز از دسترس خارج است.</p>
<p>نایجل وست(نویسنده و کارشناس امور امنیتی و جاسوسی بریتانیا): سه سازمان جاسوسی انگلیس در چارچوب رفع طبقه بندی اسناد اقدام می کنند و به همین علت سازمان MI5 تعداد 6500 پرونده را که در آرشیو اسناد ملی نگهداری می شدند را از رده بندی محرمانه خارج کرده است. سازمانی با نام &#8220;مجری عملیات ویژه&#8221;در جریان جنگ جهانی دوم وجود داشت که پیش از خرابکاری در خطوط دشمن مشغول گردآوری اطلاعات برای بریتانیا بود. این سازمان در سال 1945 برچیده شد و الان همه اطلاعات آن سازمان هم از رده بندی محرمانه خارج شده است. بنایراین سه سازمان اطلاعاتی و مخفی انگلیس، اطلاعات و اسناد محرمانه شان را از رده بندی محرمانه خارج کردند و احتمالا در دسترس عموم مردم در آرشیو ملی بریتانیا است. سازمان مخفی اطلاعاتی MI6، سازمانی کاملا متفاوت است. زیرا این سازمان بر روابط انسانی استوار است. حتی امروز هم افسر مربوط قول میدهد، قولش معتبر است و هر فردی که جاسوسی می کند اگر با این سازمان همکاری کند، اگر اطلاعات موردنظر را برای این سازمان فراهم کند و اگر جاسوس به هر نحوی که می خواهد به اهداف این سازمان کمک کند، برای همیشه مورد حفاظت این سازمان جاسوسی قرار می گیرد. به جاسوس قول داده می شود که نامش در هیچ یک از پرونده ها قید نشود و هویتش به رسانه ها درز نکند و نامش به کمیته های دولت داده نشود و جاسوس برای همیشه مورد حفاظت خواهد بود. منظور از همیشه این نیست که هویتش برای سی یا چهل سال حفظ بشود، بلکه بیش از یکصد سال مورد نظر است. فرزندان و نوه های آن جاسوس هیچگاه مشمول پیامدهای منفی جاسوسی فرد نخواهد بود و حفاظت می شوند. بنابراین یک قول ویژه و منحصر به فرد است که سازمان جاسوسی بریتانیا به جاسوس می دهد. یعنی به جاسوس می گوید ما نفر را برای همیشه حفاظت خواهیم کرد.</p>
<p>مجید تفرشی: پرونده ایران اید به ما کمک می کند که به جزئیات و زیرپوست و در واقع ماوراء خبر و بین خطوط موارد مربوط به فعالیت های اقتصادی مجاهدین خلق از طریق مؤسساتی مانند ایران اید بیشتر توجه کنیم و بیشتر اشراف و آگاهی پیدا کنیم.</p>
<p>نه تنها در سال های بعد از انقلاب، بلکه از سالهای دهه 1350 شمسی، سازمان مجاهدین خلق همواره مؤسسات پوششی را در کنار خودش داشت تا فعالیت هایش در موضوعات مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی تحت پوشش آن سازمان های ظاهرا مستقل انجام بشود، در سال 1360 وقتی که سرکرده سازمان همراه با تعدادی از متحدان آن به خارج از کشور گریختند، این گروه های پوششی تحت عنوان اصناف، دانشگاهیان،  خبرنگاران، نویسندگان، هنرمندان بودند که به عنوان گروه های مستقل برای سازمان لابیگری و تبلیغات می کردند. این برنامه در ابتدا تحت عنوان شورای ملی مقاومت و بعد از آن در نام های مختلف پوششی و بخصوص به عنوان خیریه عمل می کردند. در این باره &#8220;غلامرضا انصاری&#8221; سفیر سابق ایران در لندن که بخشی از دوره فعالیتش معطوف به مواجه با فعالیت های تبلیغاتی ضدایرانی مجاهدین خلق بود، سخن گفته است.</p>
<h3>شورای ملی مقاومت چهره جدید مجاهدین خلق</h3>
<p>غلامرضا انصاری، سفیر پیشین ایران در لندن: خب مجاهدین خلق بعد از مشارکت بسیار گسترده‌ای که با عراق داشتند برعلیه کشور خودشان، خب چهره بسیار بدی در دنیا پیدا کردند و وقتی دنیا آشنا شد با واقعیت وجودی این افراد که برعلیه کشور خودشان اقدام نظامی صورت داده بودند، خب از چهره همه ایرانی ها به ویژه، و همه خارجی ها تقریبا آن جایگاه MKO یا مجاهدین خلق که ما اعتقادمان بر این است که ماهیتشان نفاق بوده می افتند. در آنجا کاری که آنها شروع کردند، یک چهره جدیدی از خودشان بروز دادند و آن شورای ملی مقاومت بود. آمدند اعلام کردند که این با مجاهدین خلق زاویه دارد و این برنامه ماموریتش اصلا چیز دیگه ای است و آمدند یک چهره جدیدی از خودشان را در افکار عمومی آنجا و به ویژه در افکار عمومی ایرانیان مقیم انگلستان معرفی کردند.</p>
<p>مجید تفرشی: مشابه این موسسه البته در کشورهای دیگر اروپایی و آمریکا هم وجود داشت، ولی هیچکدام از جهت شهرت و جنجال به پای ایران اید نرسیدند.</p>
<p>آن سینگلتون(اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق، مقیم بریتانیا): من خودم یک سال و نیم در سوئد بودم و آنجا هم این کار را می کردم. اسمش ایران اید نبود، اما شبیه به همین بود. این کار را در همه کشورهای بزرگ می کردند.</p>
<p>زهرا معینی، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و از فعالان خیریه های پوششی سازمان در آلمان، مقیم آلمان: در اروپا چون همه چیزش مالیات است و با مالیات زیاد سروکار دارند، خب یک نفر یک کادو 10 هزارتایی بیاورد و به شما بدهد و نخواهید مالیات بدهید مشخصه. اینها هم چنین لابی هایی را دارند. تا الان هم با این شگردهایشان جلو رفتند.</p>
<p>رضا صادقی جبلی(عضو اصلی موسسات خیریه پوششی مجاهدین خلق در آمریکا و اروپا، مقیم بلژیک): مجاهدین خلق، انجمن های خیریه ای را ثبت می کردند به طور قانونی در شهرهایی که بودند. حالا در اروپا و در آمریکا و جاهایی که بودند. مثلا در لس آنجلس ما خیریه ای که ثبت شده بود به نام CHR بود. یکی هم داشتیم CHRI بود. بعد اینها در اپلیکیشن هایی که پر می کردند می گفتند ما به اصطلاح یک سازمان های NGO هستیم که برای بچه های پناهنده در مرز ایران و عراق در کردستان و در ترکیه پول جمع می کنیم.</p>
<p>خب این سازمان خیریه یک اسم شیک بود و به آنها پول می دادند. حتی یک دورانی شهردار لس آنجلس من یادمه که امضا کرده بود و تشویق هم کرده بود که ما این را در فرودگاه نشان می دادیم که بله شهردار از ما حمایت کرده است. ولی واقعا اینها نمی دانستند که ما افراد مجاهدین خلق هستیم و برای این گروه و به اصطلاح ارتش آزادی بخش پول جمع می کنیم.</p>
<h3>مجاهدین خلق از حس مثبت شرکت ها و مردم و افکار عمومی سوء استفاده کردند</h3>
<p>سعید سلطانپور، روزنامه نگار ایرانی مقیم کانادا و هوادار سابق مجاهدین خلق: مجاهدین خلق آمدند همین کار را، عکس های اعدامی ها و کشته شده ها را در محله های تورنتو و محله های توریستی می بردند، مثل آبشار نیاگارا و توریست ها هم پول می دادند. حتی بعضی از اینها بچه ها به زور پول می گرفتند. ملت هم پول می دهند، توریست ها پول می دهند. قدیما دولت اینجا زیاد کاری نداشت و به هر حال این پول ها خرج می شد و به سازمان هم می رسید به اضافه این که سازمان به این طریق توانست به خیلی از جاها نفوذ کند. آمریکا هم اینجور بود، بعدها این پول هایی که مفتی گیرشون اومد از صدام و خرج این سیاستمدارای دوزاری ورشکسته بازنشسته کردند، قبلا اینجوری رفتند یعنی از پایین رفتند دم کلیساها و پول جمع می‌کردند و توانستند با مردم در ارتباط باشند، با نهادهای سیاسی پیوند بشوند و ارتباطات برقرار کنند.</p>
<p>غلامرضا انصاری، سفیر پیشین ایران در لندن: اینها به شکل های مختلف وارد صحنه شدند، یکی از کارهایی که انجام دادند این بود که یک سازمانی تحت عنوان &#8220;ایران اید&#8221; معرفی کردند و هدف اصلی این سازمان این بود که بتواند از کمک های مردمی و به ویژه از کمک های شرکت ها که اینها وقتی کمک های انسان دوستانه می کردند و از معافیت های مالیاتی برخوردار بودند، اینها آمدند از آن حس مثبت شرکت ها و حس مثبت مردم و افکار عمومی به ویژه ایرانیان مقیم آنجا استفاده کنند برای اینکه ما این سازمان را تشکیل دادیم تا کمک کنیم به بازماندگان جنگ و کسانی که پدرومادرشان را از دست دادند، بچه هایی که یتیم شدند و&#8230;، تحت این عناوین که بسیار احساسات عمومی و احساسات مردم هدف را تحت تاثیر قرار می داد و بر این اساس شروع کردند به صورت گسترده پول جمع می کردند.</p>
<p>قربانعلی حسین نژاد، عضو سابق مجاهدین خلق و مترجم مخصوص سرکرده مجاهدین خلق: اسمش بود مالی-اجتماعی، کمک جمع کردن در خیابان ها از مردم عبوری، چون اینها مطلقا به اسم اینکه برای مجاهدین خلق جمع می کنیم و اینها که نبود. ما می رفتیم و به ما دفترها و زونکن هایی می دادند با عکس های بچه ها و زن ها و وضعیت ایران و زندانیان سیاسی و اعدام ها. می رفتیم می گفتیم ما یک عده از ایرانیان هستیم که پناهنده ایم اینجا و برای کودکانی که در ایران بی سرپرست مانده اند و پدرانشان اعدام شدند یا زندانی سیاسی هستند و خانواده هایی که این بچه ها را نگه می دارند این هم عکسشان و این هم کودکان و برای اینها پول جمع می کنیم.</p>
<p>آن سینگلتون: در همه کشورها نوعی خیریه مشابه به همین ایران اید دارند. در آمریکا کمی متفاوت بود، اما در اصل همه آنها یک سازمان خیریه رسمی و ثبت شده بودند و ادعا می کردند که اهداف انسان دوستانه دارند و قصدشان کمک به قربانیان زلزله ها یا هرچیزی که به داستانشان می خورد بود.</p>
<p>حمیرا محمد نژاد، عضو سابق مجاهدین خلق، مقیم آلمان: مثلا به ما می گفتند ما از کجا تامین می شویم. می گفتند ما از پول هایی که کمک های مالی مردم تامین می شویم. فکر کنم ویدئوهایش را به هر حال هست. خود من اون موقع نمی دانستم ولی بعدها مثلا همین ویدئوهایی که می دیدم یکی اینکه صدام به آنها کمک می کرد و یکی دیگه هم کمک های مالی که اینجا می شد، اینها افراد معمولی نبودند، طرفداران و هواداران نبودند که به اینها پول می دادند.</p>
<h3>مجاهدین خلق از طریق تاسیس انجمن های خیریه مخصوص کودکان پولشویی می کردند</h3>
<p>علی اکبر راستگو: ما به هرحال در مجاهدین خلق متوجه شده بودیم که پولشویی هایی انجام می شود. ولی بخاطر مسایل سازمانی صدایش را در نمی آوردیم. یکی از آن ابزارهای سازمانی که برای پولشویی بکار می رفت و هنوزم به کار می رود، تاسیس انجمن های خیریه مخصوص کودکان در کشورهای غربی بود.</p>
<h3>مجاهدین خلق به نیروهای خود تکدی‌گری آموزش می دادند</h3>
<p>حمیرا محمد نژاد: یکی از وظایف اصلی ما که آمده بودیم به خارج، همان کار مالی بود. جمع کردن در واقع من می گویم گدایی پول بود. موقعی که ما آمدیم برای ما یک کلاس گذاشتند و در این کلاس باید یاد می گرفتیم که ما چجوری از مردم عادی آن کشور مثلا من که آلمان بودم پول جمع کنیم. یک آلبوم هایی داشتند که بصورت آلمانی نوشته شده بود و به ما خیلی خوب می توانستند این را یاد بدهند که این آلبوم ها مربوط به چی هست. یک سری عکس داخلش بود و یک صفحه امضا که انجمن های مختلف برای خودشان تشکیل داده بودند که ما داریم به کودکان بی بضاعت در مرز ایران و عراق و ایران و ترکیه داریم به اینها کمک می کنیم.</p>
<p>جمیل بصام: فرض کنید کسی که سابقه تحصیلش در انگلیس در حد دکترا بود ولی حاضر شده بود به خاطر اینکه یک پولی برای تشکیلات آنجا در بیاورد در واقع گدایی را قبول کرده بود. بیاید در خیابان بایستد و جلوی مردم را بگیرد و از آنها خواهش کند 5 پوند 10 پوند یا 2 پوند یا هرچی که دادند بگیرد. در صورتی که همین فرد شاید اگر زندگی خودش را داشت و کار خودش را می کرد درآمدش خیلی بیشتر می شد از این. ولی حاضر شده بود اینجوری بیاید در این مسیر، برای همین خود شرکت در تیم های مالی-اجتماعی به عنوان یک ملاکی از صلاحیت افراد در نظر گرفته می شد. خیلی ها حتی حاضر نبودند، می گفتند ما حاضریم هرکاری بکنیم ولیکن دوست نداریم بیاییم در خیابان بایستیم و این کار را انجام بدهیم. یا اگر می آمدند می رفتند یک گوشه ای کز می کردند و اصلا جلوی کسی را نمی گرفتند و خیلی ها حتی در تشکیلات به خاطر همین مسئله تشکیلات را ول کردند و رفتند.</p>
<h3>وقتی می‌توانی آدم بکشی که توانسته باشی گدایی کن!</h3>
<p>مسعود خدابنده(عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق و مسئول پایگاه اینترنتی ایران اینترلینک، مقیم بریتانیا): مادر من اواخر که آمده بودیم بیرون، یک روز برگشت و گفت که تو واقعا گدایی می کردی؟ گفتم خب آره، ولی یک چیزی پشتش داشت که چجوری شد و چجوری توانستی بروی در خیابان گدایی کنی. راحت نمی‌شود این کار را انجام داد. حالا من که نگاه می کنم میگم که گدایی که هیچی، گدایی برای چه کاری، گدا اقلا می رود و می گوید بده من بخورم. ولی تو می گرفتی و دروغ می گفتی یا فلان می کردی. این بحث ایران ایدش. ولی دستگاه اینه، ببینید دستگاهی ساخته می‌شود، شما از ورود به سازمان یک موقعی می گفتند تو باید بروی آموزش ایدئولوژیک ببینی، زمان حنیف نژاد، بعد بیایی و این کار را انجام بدهی، بعد می‌توانی مثلا عمل نظامی انجام بدهی و یا چریک شوی. این کار را نکردی نمی شود. عملگرا می شوی، می شوی مثل آنهایی که خراب کردند. دستگاه مجاهدین بعد از انقلاب عوض شد. یعنی تو وقتی می توانی عضو بشوی که اول گدایی کنی. زمان شاه می گفت بیا برو کوره‌پزخانه کارکن آدم بشوی، الان می گفت بیا، ببین و یاد بگیر چجوری خرکنی، یاد بگیر و بشکن، یعنی من فردا می خواهم بهت بگویم که تو  یک نفر را در کردستان بکش ، اگه بهت نمی توانم بگویم برو گدایی کن پس به چه دردی میخوری؟ به درد من نمیخوری. این ساختن این آدمه.</p>
<p>مجید تفرشی: از زمانی که در واقع زمزمه رفتن سرکرده مجاهدین خلق به عراق مطرح می شود و وقتی که منتقل می شوند به عراق، درواقع تقریبا مدت زیادی فاصله ندارد با زمان تاسیس ایران اید، به تدریج مسئله انتقال پول های عراق و درآمدهای عراق از خارج به داخل از طریق فروش نفت یا سهم نفتی مجاهدین خلق در عراق هم مطرح می شود. که در واقع چه بهتر از طریق پوشش یک موسسه یا موسسات مختلف خیریه و ظاهرا غیرانتفاعی صورت بگیرد که مشکلات تحریم و مشکلات مالیاتی و به اصطلاح پیگیری های اقتصادی و رصد مالی در آن صورت نگیرد.</p>
<p>ابراهیم خدابنده: افرادی که این کار را انجام می دادند توجیه می شدند که به هیچ عنوان اسم مجاهدین خلق را نیاورند، از موضع اینکه مثلا فکر کنند ایران اید یک ارگان مستقل است. این هم در Charity Commission ثبت شده بود و شماره ثبت داشت، از آن استفاده می کردند، یک بخش کمی از این درآمدها جمع آوری پول در خیابان بود، بخش اصلی اش در ارتباطات بیرونی بود. یعنی افراد مشخصی می رفتند و با آنها جلسات مختلف و صحبت می کردند و دعوت می کردند و اینها را قانع می کردند که حجم زیادی کمک کنند.</p>
<p>داوود باقروند ارشد: این ایران اید، اساسنامه ای را که باید حتما تحویل می داد که به ارگان کنترل کننده خیریه های انگلستان تحت نام Charity Commission باید تحویل داده می شد. یک اساسنامه جعلی که برای ایران اید نوشته شد که مثلا این بنیاد برای کمک به خانواده ها و کودکان یتیمی است که در ایران به او نیازمندند.</p>
<p>ابراهیم خدابنده: کار اصلی ایران اید پولشویی بود، یعنی که اینها کمک هایی از طرف فرض کنید مثال عربستان یا جاهای دیگر به مجاهدین خلق می‌شد یا هر امکانی که در اختیار آنها قرار می‌گرفت اینها نمی‌خواستند مستقیما بیاید به حساب مجاهدین خلق، اینها را تحت کمک می فرستادند به حساب ایران اید، مثلا این مبلغ کمک شده به ایران اید، بعد این پول را ایران اید ارسال می کرد به حساب هایی که در ترکیه داشت، در پاکستان داشت، در امارات داشت و افراد ایران اید می رفتند در آن کشورها و این پول ها را خارج می کردند و دوباره بر می گرداندند به پاریس.</p>
<h3>اهداف مجاهدین خلق از راه اندازی بنیاد ایران اید چه بود؟</h3>
<p>داوود باقروند ارشد: اهداف مجاهدین خلق از راه اندازی بنیاد ایران اید چه بود؟ هدف اصلی لاپوشانی دریافت کمک مالی از دشمنان ایران و ایرانی همچون عراق و عربستان و مزدوری اش در افکار عمومی.</p>
<p>مجید تفرشی:  ساختمان پشت سر من در خیابان هایرود در شمال لندن، روزگاری دفتر موسسه موسوم به ایران اید بوده که در ظاهر کار خیریه انجام می داد. این موسسه در آغاز کارش در سال 1983 که تاسیس شد در اینجا قرار نداشت، ولی به تدریج با گسترش و تعمیم کارش به سراسر دنیا و اقدامات مختلف مالی که انجام می دادند و گردش کارشان که روز به روز گسترده تر می شد، چه در ارتباط با عراق و چه در ارتباط با اروپا و آمریکا، عملا دفترشان به اینجا منتقل شدند و کارشان را خیلی گسترش دادند. البته ساختمانی که الان می بینید، ساختمانی است که بعد از تخریب ساختمان قبلی و بازسازی آن طبقات فوقانی بصورت مسکونی درآمده و طبقات پایینی هم اداری و بیشتر یک کلینیک پزشکی است.</p>
<p>صفات آراز اویغور(متخصص مسایل فساد موسسات خیریه بریتانیا و استاد دانشگاه لندن، مقیم بریتانیا): بعضی از سهامداران خیریه ها پیشنهاد می کنند که جمع آوری پول و کمک های مردمی باید از طرق دیگری انجام بشود، تا اینکه بخواهد به این سختی در خیابان ها انجام بشود، اینطوری معلوم نیست این پولها به کجا می رود بهتر است که از طریق حساب های بانکی انجام بشود. وقتی که از طریق حساب های بانکی انجام بشود قطعا برای دولت ها هم شفاف تر است.</p>
<h3>برای مجاهد خلق امروز دروغ گفتن واجب است</h3>
<p>مسعود خدابنده: برای مجاهد خلق امروز دروغ گفتن واجبه. خوب و بد عوض می شود، یعنی شما در یک دستگاه فرقه ای به یک نقطه ای می رسید که خوب آن چیزی است که سرکرده می گوید، بد آن چیزی است که او نگفته باشد و تو انجام بدهی نه اینکه برعلیه اش باشد، او نخواسته باشد.</p>
<p>یکی از جرم های پرویز یعقوبی این بود که یک روز رفته و موزه را دیده، رفته بود در پاریس و موزه را دیده بود. به او گفته بودند تو وقتی که مال مسعود رجوی بوده را رفتی و هدر دادی! بنابراین همین آدم فرقه ای خوب جلوه هم میکنه، چون واقعا معتقده، یعنی من الان بخواهم دروغ بگویم مثل آن موقعی که در گروه بودم نمی توانم دروغ بگویم، دیگه آن خصیصه از دست من خارج شده، آن موقع خود مسعود رجوی می گفت ببین، حلال و حرامتان با من! گناه و ثوابتون مال منه! یعنی شما تضادی در زندگیت نداری، ببین برمی گردد و به مادرش دروغ می گوید، به پدرش دروغ می گوید، می گوید من در زندانم، در پاکستان، می خواهند من را اعدام کنند. خانه ات را بفرش و پولش را بفرست. متناقض نمی شود! می کند این کار را و بعد هم افتخار می کند که من آنم که بخاطر مسعود رجوی این کار را کردم، مادر کیه پدر کیه! خیلی معذرت می خواهم، در همین آلبانی و عراق بودند دیگه! فحش و بد و بیراه به مادر خودش می داد. اصلا و ابدا ککش هم نمی گزید! این یک موقعی می شکند. موقعی می شکند که رجوی هم می دانست. می گفت ببین! تو تا موقعی که با من هستی مبارزی، رفتی قتل کردی در ایران، رفتی دو نفر را کشتی و برگشتی، تا موقعی که با من هستی گناهت با منه! پایت را از اینجا بیرون بگذاری تو قاتلی!</p>
<p>مجید تفرشی: اگر چه از زمان تشکیل مجاهدین خلق و بخصوص از زمان گریز کادرهای بالای این گروه به خارج از کشور، عملیات پولشویی و نقل و انتقال غیرقانونی پول توسط این گروهک رایج بود، ولی تاسیس موسسه ظاهرا خیریه ایران اید در سال 1983 میلادی امکان گسترده تری را برای وسیع و عمیق تر کردن این وضعیت ایجاد کرد. در شرایطی که نقل و انتقالات مالی مجاهدین خلق پیش از تأسیس ایران اید به شدت تحت کنترل نهادهای مالی و پولی بین المللی قرار داشت، در پوشش یک موسسه خیریه این اقدامات به سادگی بیشتری صورت می گرفت. با فرار مالیاتی و امکانات آزاد یک موسسه خیریه، نقل و انتقال پول از مبدا مختلفی مثل عراق یا اروپا به مناطق دیگر جهان به سادگی بیشتری صورت می گرفت و حجم و گستره این مبالغ روز به روز افزایش می یافت.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۲</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53664/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۱</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Mar 2023 10:53:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کلاهبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53663</guid>

					<description><![CDATA[<p>با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و موسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019، ابعاد جدید، گسترده و عمیقی از تبهکاریهای پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و موسسات اقماری و پوششی آن برملا شد. تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و موسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019، ابعاد جدید، گسترده و عمیقی از تبهکاریهای پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و موسسات اقماری و پوششی آن برملا شد.</p>
<p>تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد پرداخته شده، ولی این نخستین بار است که در این مجموعه، به مدد انبوه اسناد تازه یاب، گفتگو با کارشناسان و شاهدان عینی و دیگر تحقیقات تکمیلی بین المللی، به جزییات و زوایای پنهان این روند بی وقفه تبهکاری مالی یک فرقه سیاسی-ایدئولوژیک پرداخته شده است.</p>
<p>مجید تفرشی(محقق و کارشناس امور تاریخی) در مستند ایران اید: آرشیو ملی بریتانیا جایی است که چند صد میلیون برگ سند راجع به بریتانیا و بیش از 4 میلیون برگ سند مربوط به تاریخ ایران که عمدتا مربوط به اسناد قرن 19 به بعد است نگهداری می‌شود. وقتی که ایران مستمر و بی وقفه در چرخه معادلات جهانی وارد می شود. مجموعه ای که می‌خواهیم به آن بپردازیم، عمدتا مربوط به فعالیت های یک موسسه ظاهراً خیریه است که در خود بریتانیا فعالیت دارد. یعنی مرکزیت آن در لندن است به نام ایران اید، و اسنادی که مورد بررسی قرار خواهد گرفت، اسناد موسسه نظارت بر نهادهای خیریه بریتانیا یا Charity Commission England AND Wales است که در واقع در نوع خودش در رابطه با ایران بدیع و بی نظیر است. چون تاحالا مجموعه ای که مربوط به این موسسه یعنی نهاد ناظر بر امور خیریه ها بوده در مورد فعالیت های ایرانی ها در کشور میزبان در آرشیو ملی بریتانیا وجود نداشته و این برای اولین بار است که این اتفاق می افتد و این در نتیجه تلاش ها و شکایت های متعدد تحت قانون دسترسی آزادانه به اطلاعات و اسناد است که موفق شدم بخشی از این اسناد را که البته بخش کمی نیست و حدود 6 هزار برگ سند آزاد کنند و البته مجموعه زیادی هست که هنوز آزاد نشده است.</p>
<p>با یک بررسی اجمالی دریافتم که محتوای 6 هزار برگ پرونده ایران اید بر 3 مبنا استوار است.</p>
<ul>
<li>جمع آوری پول از راه های قانونی و غیرقانونی و شبهه ناک</li>
<li>هزینه کردن این پول ها بر اساس ادعاهای این مؤسسه ظاهراً خیریه</li>
<li>ارتباطات این موسسه با شورای ملی مقاومت و سازمان موسوم به مجاهدین خلق</li>
</ul>
<p>در این راه با شماری از اعضای قبلی این سازمان و صاحب نظران دیگر گفتگو کردم که این گفتگوها کمک بسیاری برای روشن کردن زوایای پنهان تاریخ تاریک مجاهدین خلق انجام دادم.</p>
<h3>ابلاغیه دزدی انقلابی از فروشگاه ها و مغازه های کشورهای غربی</h3>
<p>داوود باقروند ارشد(عضو پیشین هیات مدیره ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق (مقیم آلمان): ما با 2 دوره کاملا متفاوت در رابطه با این فرقه با تأمین مالی روبرو هستیم. دوره اولش که دوره پهلوی است تا سال 60. دوره دوم بعد از 30 خرداد بعد از در واقع سال 60 تا به امروز است. که مجاهدین خلق دست می برد به تروریسم. در نتیجه منابع مردمی اش کاملاً قطع می شوند. از همین رو برای تأمین مالی رو می آورد به تبهکارانه ترین شیوه تامین منابع مالی، از جمله:</p>
<ul>
<li>اخاذی از خانواده های اعضا و هواداران سازمان، با فشار به خانواده ها با گروگان گیری احساسات و عواطف آنها و فریب آنها</li>
<li>یا با فرمان دزدی (مصادره انقلابی)! از فروشگاه‌ها به باور مسعود رجوی امپریالیست های اروپایی و آمریکایی</li>
<li>فروش نشریه در خیابان های غرب از طریق وطن و مردم فروشی با مزدوری برای عراق، لیبی، عربستان، اسرائیل و آمریکا</li>
<li>به کار انداختن دلارهای نفتی و طلاهای دریافتی از کشورها در امور اقتصادی.</li>
<li>جمع آوری پول با فریب افراد و ارگان های انسان دوست غربی تحت نام بنیادهای خیریه برای کودکان</li>
</ul>
<p>علی اکبر راستگوعضو سابق مجاهدین خلق، (نویسنده و پژوهشگر مقیم آلمان): در سال 1362 به همه پرسنل ابلاغ شد که به دزدی انقلابی از فروشگاه ها و مغازه های کشورهای غربی دست بزنند. برای اینکه توجیه برای این دزدی ها داشته باشند مفصلاً برای نیروها توضیح می دادند که چون مثلا دولت آلمان با حکومت اسلامی حاکم بر ایران معامله می کند و این حکومت هم نامشروع است و مردمی نیست. نفت ارزان ایران است که به شکفتگی اقتصادی کشور آلمان یاری اساسی می رساند پس ما در واقع با این کار (دزدی)، بخش کوچکی از حقوق خودمان را از نظام سرمایه داری حاکم بر غرب پس می گیریم.</p>
<h3>مجاهدین خلق یک تافته جدا بافته نسبت به همه است</h3>
<p>ابراهیم خدابنده عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق، (پژوهشگر و نویسنده امور فرقه ها): این فرقه ها خودشان را فراتر از قانون می دانند، فراتر از انسان می دانند، رهبر فرقه خودش را مالک جان و مال همه می داند و فکر می کند یک تافته جدا بافته است نسبت به همه. مثلا اینکه اعضای سازمان دزدی بکنند، کلاهبرداری بکنند، حتی قتل انجام بدهند همه اینها از دستگاه فرقه ای چون مطابق منافعشان هست مباح است. به همین دلیل می گویند شعار فرقه ها و ایدئولوژی فرقه ها، فقط هدف وسیله را توجیه می کند هست در یک خط. هدف هم چیزی جز به قدرت رسیدن رهبر فرقه نیست. از همان روزی که من با سازمان آشنا شدم، به انواع مختلف این را برای ما جا انداخته بودند که ما حتی از فروشگاه اگه دزدی بکنیم، اگه کلاهبرداری بکنیم، اگه از کسی وام بگیریم و پولش را پس ندهیم، اگر با فریب از کسی پول بگیریم اینها همه در جهت اهداف انقلابی ما است.</p>
<p>رضا کرمی عضو پیشین مجاهدین خلق، (مقیم فرانسه): تمامی پول ها از اروپا می آمد و اصطلاح خودشان می گفتند که ما اینها را هلندی کردیم. هلندی کردن اصطلاحی بود که می رفتند از فروشگاه ها در سال 1360 تا 1364 تمامی اموال و لباس و پوشاک را از فروشگاه ها می دزدیدند و به جای اینکه بگویند بلند کردیم می گفتند اینها هلندی شده اند!</p>
<h3>مجاهدین خلق از کاغذ پرینتر تا بشکه خیارشور از آلمان ها می دزدیدند</h3>
<p><strong>داوود باقروند ارشد:</strong> در آلمان که مسعود رجوی پیام داده بود با توجه به قراردادهای تجاری آلمان با رژیم که به حمایت آلمان از رژیم ترجمه می کرد، می گفت تا می توانید از فروشگاه ها و مؤسسات آلمان، به نفع سازمان مصادره و دزدی انقلابی کنید. در همین رابطه در انگلستان هوادارانی که در فروشگاه های بزرگی چون Harrods به عنوان افراد حفاظت فروشگاه کار می کردند از طریق لیستی که از پاریس دریافت می شد وسایل و هرچیزی که می خواستند را می دزدیدند و به پاریس ارسال می کردند. در دانشگاه های خارج کشور، هواداران از دانشگاه ها از کاغذ پرینتر تا خود پرینتر و هرچیزی می توانستند را می دزدیدند و خارج می کردند. آنهایی که در مک دونالد کار می کردند، بشکه بشکه خیارشور می دزدیدند.</p>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> در این رابطه نیز نهادی تحت عنوان قسمت &#8220;مصادره&#8221; و یا &#8220;نهاد مصادره&#8221; در انجمن ها تشکیل شد که وظیفه اش سازماندهی این نوع دزدی ها و اعزام نفرات برای انجام این مصادره ها بود. این بخش ولی فقط شش ماه دوام آورد چرا که نفرات تیم های مصادره به سرعت توسط پلیس دستگیر و شناسایی شده و در نهایت هم مجبور به پرداخت جریمه های سنگین می شدند. قسمت مصادره در اواخر سال 1362 تعطیل شد و سازمان دوباره به کار مالی و اجتماعی روی آورد.</p>
<p><strong>داوود باقروند ارشد:</strong> آنهایی که در پمپ بنزین های آمریکا کار می کردند کارت اعتباری مشتریان را دزدیده و موجودی را تخلیه می کردند.  در آمریکا شبکه ای از دزدی کارت های اعتباری مشتریان را انداخته بودند که بلافاصله کارت دزدیده شده را تا آنجایی که محدوده استفاده در یک ایالت اجازه می دهد تخلیه می کردند و می فرستادند به ایالت بعدی دست بچه های دیگر انجمن و آنجا تخلیه اش می کردند. که اف بی آی تا مدت ها دنبال این شبکه مافیایی سازمان بود و تعدادی را دستگیر کرد. در این ایام من مسئول تشکیلات خارج از کشور بودم و در لندن مستقر بودم. حتی اف بی آی از آمریکا با من تماس می‌گرفت و نام افراد انجمن را در آمریکا می داد و خواستار شناسایی محل آنها می شد.</p>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> بعضی مواقع هم پیشنهاداتی از طرف اعضا در رابطه با تأسیس شرکت های انتفاعی مطرح می شد که در حقیقت سرمایه گذاری برای کسب درآمد بیشتر مدنظر بود. تمامی این پیشنهادات از طرف مسئولین سازمان رد می شد. با این استدلال که سرمایه گذاری یک پروسه دراز مدت لازم دارد و ما نظرمان این است که درکوتاه مدت به ایران بر می گردیم و قدرت را به دست می گیریم.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong> از ابتدای پژوهش درباره واکاوی ریشه های مالی مجاهدین خلق به دو نکته برخوردم. نخست اینکه ادعاهای جمع آوری پول توسط این سازمان برای کمک به کودکان ایرانی و نیازمندان ایرانی بی اساس بود و پول ها مدام مستقیما برای خرج فرماندهی و لشگر ضدایرانی مجاهدین خلق به عراق سرازیر می شد. دوم اینکه ادعاهای مالی سازمان در اینکه منابع مالی آنها توسط اعضا و هواداران تامین می شود کاملا دروغ بود و اسناد و مدارک غیرقابل انکار نشان می داد که این پول ها از طرف کشورهای ضدایرانی تامین می شد.</p>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> 19 اسفند ماه 1367 مطابق با 10 مارس 1989 اتحادیه انجمن های داشجویان مسلمان خارج از کشور به عنوان پشت جبهه سیاسی و تدارکاتی سازمان مجاهدین در نشریه شماره 166 این اتحادیه، بیلان مالی 3 ساله خودش را منتشر کرد. در این بیلان تاکید شده بود درآمد ناشی از فعالیت های مالی اجتماعی اعضا و وابستگان این اتحادیه در سراسر جهان، که بالغ بر 2 میلیارد و 781 میلیون تومان می شده مشخصاً برای رفع نیازهای ارتش آزادی بخش مجاهدین در عراق هزینه شده است.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong>  در یکی از ماه های بررسی بیشتر و عمیق تر مسئله ایران اید و تبهکاری های مالی منتسب به مجاهدین خلق در شهر لیدز به دیدار خانم &#8220;آن سینگلتون&#8221;یکی از اولین اعضای اروپایی مجاهدین خلق  و نخستین کسی که به افشاگری در مورد تبهکاری های مؤسسه موسوم به ایران اید که ادعای امور خیریه داشت رفتیم. در این دیدار خانم سینگلتون ضمن ارایه تصویر درستی از سابقه مسائل مالی و جمع آوری پول توسط اعضای مجاهدین خلق، و افشای ارتباطات این سازمان با مؤسسه ایران اید که قرار بود مؤسسه ای ظاهراً مستقل باشد، عملاً نشان داد که چطور توانسته برای اولین بار تبهکاری های مالی مجاهدین خلق و ایران اید را برای پلیس و مقامات قضایی روشن کند. این تلاش در نوع خود بی نظیر بود و اگرچه دیگران هم راه او را ادامه دادند، ولی در عمل راهگشای بسیاری شد برای اینکه به ابعاد گسترده و عمیق این تبهکاری گسترده بین المللی پی ببرند. افشای این مسئله اگرچه به طور کامل نتوانست حلقه تبهکاری مالی مجاهدین خلق را متلاشی بکند، ولی موجب افشا و رسوایی بسیاری از موارد آن شد، اگرچه همت جدی قضایی و امنیتی، نظامی و انتظامی برای از بین بردن این سیستم تبهکار وجود نداشت، ولی افشای آن باعث شد هرگز نتواند مانند سابق آزادانه به راه خودش ادامه بدهد.</p>
<h3>سوءاستفاده از دونده ماراتن برای کسب اعانه</h3>
<p>آن سینگلتون اولین افشا کننده تبهکاری های ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق، (مقیم بریتانیا): هرکسی که با این گروه در تماس بود، چه کسانی که تمام مدت در آن فعالیت می کردند چه کسانی که مثل من یک حامی حساب می شدند، همه باید برای جذب سرمایه برایشان تلاش می کردیم. من در اوایل دهه 80 بود که متوجه این موضوع شدم. یکی از پایگاه هایشان در لیدز بود و شخصی به نام جمیل بصام و دیگر افرادی آنجا مستقر بودند. اینها می رفتند و از خیابان ها برای خودشان حامیان مالی پیدا می‌کردند و می‌گفتند این را برای حمایت از یک دونده ماراتن می‌خواهند. دونده‌ای که از او صحبت می‌کردند یک دونده ایرانی در منچستر بود و دونده ماراتن بود. این افراد از چنین عنوانی سوءاستفاده می‌کردند و سعی می کردند با این روش درآمدی از مردم به دست بیاورند. این کار برای مدت کوتاهی جواب داد، اما خب با جمع کردن 5 پوند و 10 پوند نمی شود سرمایه زیادی جمع کرد.</p>
<p><strong>جمیل بصام</strong>(از مسئولان پیشین ایران اید و عضو سابق مجاهدین خلق): یک نفر پیدا شد که گفت: این ماراتن می دود، یعنی دونده است. خب در رشته ماراتن هم این مسئله رایج است که یک عده بیایند و بدوند و بقیه از آنها حمایت کنند. بنابراین ما این فرد را که ایرانی هم بود، اصلا هم به آن صورت سیاسی نبود، ولی درواقع جنبه حقوق بشری به او این انگیزه را داد که بدود. خودش را که می دانید ما به او گفتیم بیا تحت عنوانی که ما می خواهیم این مسیر را بدو. بنابراین بر اساس این موضوع او دوندگی خودش را انجام می داد و بعد ما آمدیم برای این فرد یکسری برگه هایی چاپ کردیم که نوشته بودیم این شخص 15 مایل یک ماراتن می دود و از شما می خواهیم که برای این فرد کمک مالی جمع کنید و برای این هدفش او را حمایت کنید. به این ترتیب کیفیت کمک مالی ما بیشتر شد و بر اساس ماراتن هایی که نقاط مختلف انگلیس برگزار می شد این فرد هم می دوید و ما پول جمع می کردیم.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong>  مسعود بنی صدر یکی از مسئولان پیشین سیاست خارجی سازمان موسوم به مجاهدین خلق در خاطرات خود که با عنوان &#8220;خاطرات یک ایرانی شورشی&#8221; به انگلیسی و فارسی منتشر شده، به بیان برخی از فعالیت های دانشجویی خود تحت عنوان فروش کباب و ساندویچ در خیابان ها برای کمک مالی به مجاهدین خلق سخن گفته است. این خاطرات در بخش هایی از گفتگوی ما با مسعود خدابنده منعکس شده است.</p>
<h3>رهبران فرقه ها سعی می‌کنند به هر نحوی اعضایشان را مشغول نگه دارند</h3>
<p><strong>مسعود خدابنده</strong>(عضو ارشد پیشین مجاهدین خلق و مسئول پایگاه اینترنتی ایران اینترلینک، مقیم بریتانیا): با دکتر مسعود بنی صدر صحبت می کردم برای اینکه پول در بیاورند نمی رفتند به قول مادر خدابیامرز من گدایی کنند، رفته بودند کبابی راه انداخته بودند و می گفتند آقا شما کار می کنید و درس می خوانید یا هرکاری می کنید، روزی 3 یا 4 ساعت بیایید و برای انجمن وقت بگذارید. آمده بودند چند تا آمبولانس کهنه را گرفته بودند و داخلش را کنده بودند و داخلش کباب راه انداخته بودند و می رفتند دور می گشتند و برگر و کباب می فروختند.</p>
<p><strong>آن سینگلتون:</strong> رهبران این فرقه ها سعی می کنند به هر نحوی شده اعضایشان را مشغول نگه دارند چون اگر کاری نداشته باشند شروع می کنند به فکر کردن، و آنها نمی خواهند این اتفاق رخ دهد. این روش هم باعث می شود شخص مشغول بماند و هم او را در تماس با مردم نگه دارد ولی در عین حال یک مرز نامرئی را بین‌شان ایجاد می کند. این موضوع خیلی پیچیده ای است، بعلاوه باعث می شود کاری را انجام دهد که دوست ندارد، فکر نمی کنم کسی بخواهد در باران بایستد و از مردم کمک مالی بخواهد، این کار به نوعی بازی روانی است. نکته‌ای که بعداً متوجه شدم و برایم جالب بود این بود که وقتی ما در MEK برای جذب مردم و ایجاد سرمایه می رفتیم، عملاً برای ارتش رجوی کمک مالی جمع می کردیم.</p>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> وجود این همه نیروی کار رایگان که هزینه‌ای برای سازمان نداشتند، چرا که مخارج زندگی شان توسط اداره سوسیال تأمین می شد، رهبری مجاهدین خلق را به فکر ایجاد نهادی به نام &#8220;نهاد مالی-اجتماعی&#8221; انداخت. با ایجاد این نهاد سازمان چند هدف را همزمان تعقیب می کرد. اول اینکه هواداران جدید الورود را به کار می گرفت و در نهایت از دست غرغر آنها هم آسوده می شد. دوم اینکه با استفاده از این نیروها و با شیوه های جدیدی که ابداع می کرد روی افکار عمومی شهروندان غربی تاثیر می گذاشت. سوم اینکه این تلاش ها می توانست سازمان و رهبری آن را به عنوان بدیل و جانشین نظام به شهروندان و محافل دیپلماتیک غربی بشناساند. چهارم اینکه از طریق جمع آوری اعانه و کمک های مالی از شهروندان غربی مخارج سرسام آور محل اقامت مسعود رجوی در پاریس و مخارج بیش از 2 هزار نیروی پیرامون او و همچنین هزینه های انجمن های وابسته به آنها در سراسر جهان و از همه مهمتر حقوق ماهیانه اعضای شورای موسوم به ملی مقاومت تأمین می شد.</p>
<h3>جمع آوری پول برای بچه هایی که پدر و مادرشان اعدام شدند، دروغ بود</h3>
<p>رضا صادقی جبلی(عضو اصلی موسسات خیریه پوششی مجاهدین خلق در آمریکا و اروپا، مقیم بلژیک): این سیستم مالی-اجتماعی بیشتر جنبه پول درآوردن بود ولی به نوعی جنبه مغزشویی برای هواداران و اعضای سازمان نیز داشت. توجیه این بود که پول ها برای بچه هایی که پدر و مادرشان اعدام شدند و پناهنده اند و در مرزهای کردستان عراق و ترکیه هستند جمع‌آوری می شود. به این شکل من توجیه شده بودم که این پول ها برای این مصارف خرج می شود. بعدها متوجه شدم که نه اصلا بچه ای هست و نه مسئله کمپ های پناهندگان وجود دارد در کردستان عراق و ترکیه و همه دروغ بود.</p>
<h3>داستان سرایی شیوه ای برای کسب در آمدی بیشتر از 2800 مارک آلمان</h3>
<p><strong>علی اکبر راستگو:</strong> شیوه مالی-اجتماعی روشی بود که در مجاهدین خلق از سال 1361 به شکل گسترده ای به کار گرفته شده بود. این شیوه بعد از آنکه پای بعضی از این انجمن ها به دادگاه کشیده شد کارایی بیرونی خود را از دست داد، و کم کم تبدیل به یک نهاد کارآمدتر به نام &#8220;مالی ویژه&#8221; شد. در سیستم قبلی یعنی &#8220;مالی-اجتماعی&#8221;، افراد رهگذری که بالاتر از 40 مارک کمک می کردند و پتانسیل پرداخت بیشتری را داشتند اسمشان به تدریج در کامپیوتر مالی ویژه ثبت می شد. تلفنی به سوژه ها گفته می شد از بنیاد کمک به آوارگان ایرانی تماس میگیریم، ما با کمک شما توانستیم 90 کودک ایران را از خطر مرگ نجات بدهیم. بعد هم کلی به این تماس حالت داستانی می دادند و از سوژه برای یک ملاقات حضوری وقت می گرفتند. در ملاقات حضوری هم می گفتند که بنیاد ما محاسبه کرده که هر بچه برای یک اقامت یک ساله در کشور ترکیه دست کم به 2800 مارک آلمان نیاز دارد. تمام این مراحل خیالی در بخش مالی ویژه به نام داستان سرایی با توجه به روند این مراحل درست می شد. اگر سوژه یا فرد مورد بحث امکان مالی پرداخت یکباره مبلغ را نداشت و می خواست از زیر بار این پرداخت به دلیل عدم امکان شانه خالی کند، آنها یک طرح جایگزین در آستین داشتند. در این مرحله به سوژه پیشنهاد می شد که این مبلغ را به صورت اقساط بپردازد. به عنوان مثال سوژه می توانست خرج 5 بچه را تقبل کند ولی وجه آن را در 6 قسط بپردازد. حتی به سوژه پیشنهاد می شد که از بانک برایش 3 هزار مارک وام کوتاه مدت بگیرند و وجه درخواستی را یکباره به مجاهدین خلق مسترد کند.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong> پرونده های پراکنده ای که وجود دارد هم از جهت تعدد موضوعات قابل پیگیری در مجموعه مربوط به ایران اید و هم از جهت افراد و گروه های مختلفی در دوایر مختلف بریتانیا که با این مسئله درگیر بودند و فعالیت داشتند از خود موسسه ناظر خیریه های بریتانیا گرفته تا وزارت خارجه بریتانیا تا اینترپل و پلیس بین الملل و آن سازمانی که قبلا به او سازمان مقابله با جرایم سازمان یافته گفته می شد تا موسسات دیگری از قبیل موسسات حقوقی وابسته به مجاهدین خلق و هواداران وابسته به آنها یا موسسات ظاهراً هوادار که مردم نهاد بودند مثل Friends Of Iran Aids که در هر کدام از اینها اسناد مربوط به افراد مختلف وجود دارد و اسامی بسیار زیادی وجود دارد، ضمن اینکه تنوع کار را بیشتر می کند دشواری ها و پیگیری های پژوهشی هم چند لایه می کند. به همین دلیل یکی از کارهایی که در این موضوع تا حدی توانستیم انجام بدهیم، پیدا کردن کسانی بود که به نوعی مستقیم یا غیرمستقیم با این پرونده در کشورهای مختلف مثل بریتانیا، آلمان، فرانسه، هلند، بلژیک و آمریکا و حتی ایران درگیر بودند.</p>
<p><strong>آن سینگلتون:</strong> وقتی در اواسط دهه هشتاد پیش آنها برگشتم، نحوه جذب سرمایه شان را تغییر داده بودند و خیریه ای به نام ایران اید را تشکیل داده بودند، آنها تصاویر و مستنداتی از قربانیان روحانیون و افرادی که در ایران در قدرت بودند یا افراد بی خانمان و کودکان بی سرپرست را به این منظور جمع می کردند. من در آن زمان نمی دانستم که این تصاویر از جاهای مختلف جمع شده اند و به نحوی خودساخته هستند. بله. تصاویر پناهنده هایی بودند که از جاهای مختلف جمع کرده بودند و با آنها پرونده تشکیل داده بودند. بعد این تصاویر را به خیابان ها می بردند و به مردم می گفتند اینها قربانیان رژیم حکومتی در ایران هستند و شما می توانید از این راه به آنها کمک کنید. یک روش خیلی مشخص برای صحبت با مردم را هم طراحی کرده بودند و مردم می توانستند همانجا چه به صورت نقدی چه از طریق چک کمک های مالی شان را پرداخت کنند. خیلی در این کار حرفه ای شده بودند من هیچ شکی نداشتم که مجاهدین خلق می خواستند از این پول برای گسترش ارتش و نیروی خودشان استفاده کنند، اما تظاهر می کردند که هدفشان کمک به قربانیان ساکن در ایران است. در حقیقت ما داشتیم به مردم دروغ می گفتیم تا به ما کمک مالی بکنند.</p>
<h3>کلاهبرداری با نام خیریه</h3>
<p><strong>صفات آراز اویغور</strong>(متخصص مسایل فساد موسسات خیریه بریتانیا و استاد دانشگاه لندن، مقیم بریتانیا): این خیریه ها به منظور کلاهبرداری شکل گرفته اند، سرمایه های این خیریه ها همگی در جهت اهداف و منافع شخصی است.</p>
<p><strong>مجید تفرشی:</strong>  موسسه Charity Commission موسسه نظارت بر امور خیریه ها است، در واقع نهادی غیردولتی که البته در تعامل با دولت ها و حکومت بریتانیا است، برای بررسی عملکرد ده‌ها هزار موسسه خیریه در بریتانیا که کار آنها ظاهراً باید در مسئله امور خیر و امر خیر باشد و مسائلی که به رفاه مردم مربوط می شود در داخل و خارج از بریتانیا.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663">واکاوی تبهکاری‌های مالی مجاهدین خلق به روایت اسناد &#8211; قسمت ۱</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53663/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گفت‌وگو با مجید تفرشی درباره مستند ایران‌اید، خیریه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53267</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53267#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2023 08:52:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53267</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#8220;ایران‌اید، خیریه اشرف&#8221;، عنوانی پرسش‌برانگیز و چالشی برای مستندی پژوهش‌محور از مجید تفرشی، تاریخ‌نگار و سند پژوه ایرانی ساکن بریتانیا است. او در مستند دوازده قسمتی خود با اتکا به چند هزار برگ از اسناد آزاد شده آرشیو ملی بریتانیا درباره موسسه ظاهرا خیریه موسوم به &#8220;ایران اید&#8221;، تحقیقات جدید و وسیعی انجام داده که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53267">گفت‌وگو با مجید تفرشی درباره مستند ایران‌اید، خیریه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;ایران‌اید، خیریه اشرف&#8221;، عنوانی پرسش‌برانگیز و چالشی برای مستندی پژوهش‌محور از مجید تفرشی، تاریخ‌نگار و سند پژوه ایرانی ساکن بریتانیا است. او در مستند دوازده قسمتی خود با اتکا به چند هزار برگ از اسناد آزاد شده آرشیو ملی بریتانیا درباره موسسه ظاهرا خیریه موسوم به &#8220;ایران اید&#8221;، تحقیقات جدید و وسیعی انجام داده که منجر به شناخت بیشتر تبهکاری‌های مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق می‌شود. این مستند، نخستین‌بار در فضای مجازی منتشر و سپس در شبکه مستند و دیگر شبکه‌های ایران نیز پخش شد. در این موضوع، گفت‌وگویی کردیم با مجید تفرشی، درباره ابعاد و جزییات بیشتر این مستند پژوهش‌محور که مشروح آن را می‌خوانیم:</p>
<p><strong>‌در آغاز پیرامون کلیت پروژه و نحوه به دست آوردن اسناد توضیحاتی بفرمایید و اینکه چرا اسناد مربوط به یک سازمان سیاسی-نظامی اپوزیسیون را محرمانه نگه داشته بودند؟</strong></p>
<p>این مسأله دو وجه دارد؛ اول اینکه چرا تاکنون این اسناد محرمانه مانده بود؛ یک بخش به این برمی‌گردد که از لحاظ زمانی، آن مقدار زمان لازم قانونی برای آزادسازی اسناد مرتبط با این موضوع را سپری نکرده بود. دوم، مسأله ارتباطات این نامتعارف و پنهان این سازمان با برخی نهادهای سیاسی، امنیتی و انتظامی در بریتانیا و برخی دیگر از کشورهای غربی و عربی باعث می‌شد تا اجازه آزادسازی به ‌طور کلی و به خصوص در زمان متعارف و قانونی صورت نگیرد و عملا مانع آزادسازی آنها شوند. با این همه، راهکارهایی وجود داشت که من و دیگران پیگیری قانونی و حقوقی کردیم و از طریق قانون دسترسی آزادانه به اطلاعات و موفق شدیم بخش مهمی از آن مجموعه‌ها را آزاد کنیم و حدود دوسوم از اسناد که نزدیک به 6 هزار برگ سند است را دراختیار داشته باشیم که منجر به آغاز کار پژوهشی، تجسسی و رسانه‌ای روی این موضوع شد.</p>
<div id="attachment_52831" style="width: 681px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-52831" class="size-full wp-image-52831" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tafreshi-Majid-1.jpg" alt="مجید تفرشی" width="671" height="375" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tafreshi-Majid-1.jpg 671w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tafreshi-Majid-1-300x168.jpg 300w" sizes="(max-width: 671px) 100vw, 671px" /><p id="caption-attachment-52831" class="wp-caption-text">مجید تفرشی</p></div>
<p><strong>‌در روند انجام این پروژه چه چالش‌هایی برای شما به وجود آوردند؟ مسلماً برخی از افراد دخیل در این ماجرا با شما گفت‌وگو نکرده‌اند.</strong></p>
<p>در روند انجام این کار مشکلات زیادی وجود داشت و این مشکلات ابعاد مختلفی داشت. البته در ابتدا من خیلی مشتاق نبودم که یک کار رسانه‌ای تصویری انجام دهم چون من اساساً آدمی نبوده و نیستم که تولید کار رسانه‌ای، به خصوص مستند تلویزیونی بکنم. اما واقعیت این است که حجم عظیم اسناد و اطلاعاتی که جمع‌آوری شد منجر به این شد که به فکر این پروژه بیفتم که در کنار تحقیق مکتوب تاریخی، یک کار کوچک رسانه‌ای هم بکنم، اما به مرور و به دلایل مختلفی، کار گسترش پیدا کرد و تبدیل به کار وسیع‌تر و یک مجموعه 12 قسمتی، هر کدام بیش از نیم ساعت و مجموعا شش ساعت و نیم شد. در این راه، موانع چند دسته بودند؛ اول مسأله کمبود اطلاعات لازم در برخی زمینه‌ها،از ابعاد و منابع دیگر که جمع‌آوری آن سخت بود و دوم کار ضروری پژوهشی، که برخلاف دیگر کارهای مرسوم مستند وقت زیادی گرفت. مشخصا حدود 20 ماه تمام وقت روی اسناد و دیگر منابع کار کردم که در مقیاس مستند‌های ایران که مستند‌ها پژوهش‌محور نیستند این کار خیلی طول کشید و چون کارهای جدی پژوهشی دیگر در این باره صورت نگرفته بود کار سخت‌تر می‌شد. ضمن اینکه شماری از خارجی‌ها و ایرانی‌هایی که در این موضوعات دخیل بودند یا اطلاعاتی داشتند، به دلایل مختلفی حاضر به گفت‌وگو نبودند. کسانی هم که قبلا با این نوع فعالیت‌های ظاهرا خیریه و مجاهدین خلق همکاری داشتند هم ملاحظاتی داشتند و از هم‌قطاران سابق و حملات سازمانی می‌ترسیدند. حتی برخی از کسانی که دشمن این سازمان بودند نیز به دلیل ملاحظات شخصی و ترس از اینکه مورد آزار واقع شوند حاضر نشدند همکاری کنند. برخی از کسانی که همکاری کردند نیز بعضا با اسامی مستعار بودند. در ایران نیز این موضوع جدی گرفته نشد و سوای مواردی مشخص، حمایت جدی هم نداشت و به جز افرادی مشخص، اهمیت آن هم حین انجام کار چندان درک نشد. عده‌ای هم احتمالا فکر می‌کردند که سازمان مجاهدین خلق مرده، این کار چوب به مرده زدن است و از نظر سیاسی ارزش ندارد. ولی بعداً و به خصوص در ماه‌های اخیر معلوم شد که این تصور اشتباه بوده است. البته کار ما از ژوئن 2019 تا اوایل اکتبر 2022 به طول انجامید و زمانی آماده پخش شد که حوادث اخیر ایران آغاز نشده بود.</p>
<p><strong>‌در روند مستند ما با چهره‌های غیرایرانی مواجه می‌شویم که در اجرا با سازمان مجاهدین خلق و موسسه ایران‌اید همکاری می‌کردند که اتفاق جدید و جالبی از ترکیب اعضای این سازمان بود. توضیحاتی درباره این اعضا و به‌ طور کلی کشفیات جدید از سازمان مجاهدین در روند تحقیقات‌تان بفرمایید.</strong></p>
<p>اولاً باید توجه داشته باشید کار من در این مجموعه صرفا برخی مسائل مالی مجاهدین خلق و سازمان‌های پوششی آن و به خصوص خیریه‌ها بود و من وارد مسائل دیگر از جمله تروریسم و جاسوسی و تخریب و&#8230; نشدم که همه آنها البته قابل بررسی و خیلی هم مهم هستند و باید هم انجام شود اما کار من نبود. نکته بعد اینکه در سازمان مجاهدین خلق به خصوص بعد انقلاب افراد خارجی کم نبودند چه کسانی که رسماً عضو بودند که یا با ارتباطات شخصی و پول یا با ارتباطات خانوادگی (عضویت همسر، فرزند، اقوام) ارتباط داشتند یا لابی‌هایی که در کشور‌های مختلف داشتند و همکاری‌های مستقیم و غیرمستقیمی که در اروپا و امریکا داشتند.موردی که شما اشاره می‌کنید و مهم‌ترین آن خانم &#8220;ان سینگلتون&#8221; است که یک انگلیسی است که زمان انقلاب دانشجو بوده و با اوج انقلاب، هوادار سازمان مجاهدین در بین جنبش‌های دانشجویی آن موقع می‌شود، در انگلیس و دیگر کشور‌های اروپایی و عراق با سازمان همراهی می‌کند و بخشی از اموال خانوادگی خود را نیز خرج سازمان می‌کند. اما به مرور متوجه دورویی و تبهکاری و نفاق این سازمان می‌شود. در جریان افشای فعالیت‌های غیرقانونی موسسه پوششی ایران‌اید او اولین کسی است که به‌طور آشکار و رسمی از مراجع درست قانونی علیه آنان شکایت و افشاگری می‌کند. البته قبل از ایشان، دیگرانی هم از این موسسه شکایت کرده بودند، اما به‌طور جدی این خانم و همسرشان (آقای مسعود خدابنده) علیه ایران‌اید شکایت می‌کنند، ثابت می‌کنند که اهداف ادعایی این موسسه در کمک به کودکان و نیازمندان در ایران و مناطق مرزی ایران دروغ و کلاهبرداری بوده و ارتباط این موسسه با سازمان مجاهدین خلق را خیلی روشن آشکار می‌کنند. کل این اسنادی که ما دراختیار داریم اطلاعات جدیدی است و 6 هزار سندی که آزاد شده کاملا جدید است و کسی آن را تاکنون ندیده بود و مصاحبه‌های این مستند نیز اطلاعات جدیدی داشت ازجمله فایل مهم صوتی آموزش آشکار اخاذی و پول گرفتن از مردم از هر طریقی یا مطالب مربوط به سازمان‌های دانشجویی موسسات خیریه که هیچ کجا منتشر نشده بود.</p>
<p><strong>‌در ادامه این روند، به نظر شما ممکن است به اطلاعات دیگری نیز بربخورید؟ اسناد آزادنشده گویای چه اطلاعاتی هستند؟</strong></p>
<p>من همچنان تلاش می‌کنم که از مجراهای قانونی بقیه اسناد را آزاد کنم یا اجازه دیدن‌شان را بگیرم، اما تا همین‌جا اسناد زیادی درباره ابعاد گسترده‌تر و سرمایه‌گذاری سازمان مجاهدین خلق و فراتر از خیریه‌ها داریم که کار متفاوت و جدیدی می‌خواهد البته من خودم به دلایل شخصی، حرفه‌ای و مصلحتی، فعلا چندان مایل به ادامه این کار نیستم. باید بگویم که این کار مورد علاقه قطعی و اولویت پژوهشی من نبود. من کار روی مجاهدین خلق را دوست داشتم اما ترجیح جدی من نبود. در واقع اگر مصلحت ملی نبود وارد این مقوله نمی‌شدم و خطرات امنیتی، حقوقی، سیاسی و دردسرهای شخصی و اقتصادی را تحمل نمی‌کردم. این کار بخش مهمی از زندگی شخصی و کاری من را به مدت 40 ماه به خود اختصاص داد. ورود به پروژه جدید در ابعاد گسترده‌تر و عمیق‌تر این موضوع، براساس اطلاعات و سرنخ‌های جدید کار پیچیده‌ای هست و باید جدی‌تر به آن فکر کنم.اسنادی که در این موضوع مشخص، دیگر مسائل پیرامونی آن، تاکنون مسدود مانده و آزاد نشده، احتمالا بیشتر مربوط به اسناد ارتباطات اعضای مجاهدین خلق و موسسه‌های پوششی آن با سرویس‌های امنیتی غربی است و به نظر می‌رسد که اراده جدی برای آزاد‌سازی این قبیل اسناد در آرشیو ملی بریتانیا و موسسه چریتی کمیشن (نهاد بریتانیایی ناظر بر فعالیت‌های موسسات خیریه) وجود ندارد. اما من همچنان تلاش خواهم کرد که بخش‌هایی از این اسناد آزاد شود.</p>
<p><strong>‌در بین تحقیقات‌تان در انگلستان، آیا مورد تهدید توسط سازمان‌های امنیتی خارجی و سازمان مجاهدین خلق قرار گرفتید؟</strong></p>
<p>بله. فعلا تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که چندین مرحله ارعاب، آزار و فشارهای امنیتی و تهدیدهای غیرقانونی و بی‌دلیل اطلاعاتی از طریق سرویس‌های امنیتی بریتانیا به من وارد شده است. ولی درباره جزییات آن فعلاً و تا زمان مناسب، چیزی نمی‌گویم. فحاشی و تهدید و توهین از سوی اعضا و هواداران سازمان هم که همواره بوده. حتی در داخل ایران هم مخالفت و ممانعت و دردسر داشته‌ام.</p>
<p><strong>‌در این بین ابعاد اقتصادی ناشناخته‌ای وجود دارد؛ آیا الان هم سازمان از همین تکنیک‌ها برای کسب درآمد استفاده می‌کند یا روش‌ها را تغییر داده‌اند؟ به نوعی ما با یک‌سری اطلاعات مرده مواجهیم یا هنوز این اطلاعات زنده است؟</strong></p>
<p>ترکیبی از هر دو است. سرمایه‌گذاری‌های متعارف گذشته از خرید هتل تا ایجاد بیزینس و ایجاد سهام و خرید هتل و مؤسسات تجاری زنجیره‌ای، یا سرمایه‌گذاری در مراکز خرید در فرودگاه‌های مختلف یا ورود به بازار انواع قاچاق و جرایم سازمان یافته جزو اتهامات این سازمان است، اما با روش‌های جدید نیز وارد می‌شوند که یک بخش از این اتهامات، معاملات رمزارزها یا قاچاق محصولات و سرویس‌های ممنوعه است که با توجه به سختی و آسانی و داشتن و نداشتن توجیه اقتصادی موجب کسادی یا رونق آن می‌شود. اما این سازمان از نظر مالی مدام در حال افزایش سرمایه است و این به نسبت زمان و مکان و جذابیت‌های بازار در حال تغییر مداوم است.</p>
<p><strong>‌در مستند اشاراتی به محل خرج این اموال شد اما آیا توانستید رد مشخصی از محل هزینه‌های سازمان پیدا کنید؟</strong></p>
<p>سازمان مجاهدین خلق حدود دو تا سه هزار نفر نیروی کادر مستقر در آلبانی دارد، شاید همین تعداد در کشور‌های دیگر هوادار و عضو دارد و روی هم رفته با حساب خانواده‌های قربانیان خود شاید ده تا بیست هزار نفر آدم مرتبط دارد و بسیاری از آنها انگیزه‌های سیاسی و ایدئولوژیک و مالی دارند که اغلب مستقیم یا غیرمستقیم به آنها برای خدمت‌شان یا نگه داشتن‌شان در اردوگاه خود پول یا امکانات دیگر ارایه می‌شود. از سوی دیگر به لابی‌های ایرانی و غیرایرانی سازمان در کشور‌های دیگر از جمله برخی از نمایندگان مجلس و سیاست‌مدارها و احزاب مختلف و نخبگان تاثیرگذار و روزنامه‌نگاران یا افکار عمومی و کسانی‌که می‌توانند برای منافع سازمان تاثیرگذار باشند نیز کمک مالی و سرویس‌هایی ارایه می‌شود. مثلا سفر، کار، پروژه اقتصادی، تفریح و حق‌الزحمه سخنرانی و&#8230;<br />
در سال‌ها و به خصوص ماه‌های اخیر، احتمالا با توصیه مرشد جدیدشان ترکی الفیصل رییس پیشین سازمان امنیت پادشاهی سعودی و تغییر رویکرد رهبری مجاهدین خلق، سازمان‌های مختلف ضدایرانی، به این نتیجه رسیدند که به دلیل منفور بودن سازمان بین اغلب ایرانیان، بدون ذکر نام و آرم سازمان و عکس رهبران‌شان کار کنند و سازمان دیگران را مخفیانه از نظر پول، سازماندهی، لابی و تدارکات تامین کنند. قبلا مجاهدین خلق اصرار داشت انفرادی کار کرده و تصاویر و آرم‌شان همه جا باشد اما الان به این نتیجه رسیده‌اند به دلیل عدم محبوبیت پشت صحنه باشند و از گروه‌های دیگر حمایت پشت صحنه کنند و از هر لابی ضدایرانی نیز بدون ملاحظه حمایت می‌کنند.برای نمونه، در گروه‌های دست راستی ضد اسلام و ضد ایران و طرفدار اسراییل در اروپا و امریکا ردپای آنها را می‌بینید از جمله ارتباط با اسراییل در افشای مطالب مربوط به ایران که اسراییل کسب می‌کند و به نام مجاهدین برای کسب اعتبار این سازمان ارایه می‌کند که در حوزه هسته‌ای قابل مشاهده است. وجود پول‌های هنگفت غیرقابل باور که اغلب از 17 سال پول سرشار اهدایی نفت حکومت صدام است، مجاهدین خلق را به یک کارتل پولی عمده تبدیل کرده. در دنیای امروز می‌گویند پول حرف می‌زند! ممکن است یک نفر با شما اختلاف نداشته باشد اما مشکلات مالی باعث می‌شود نتواند همکاری کند و مشوق مالی می‌تواند حمایت زیادی را جلب آنان کند. مجاهدین خلق، با وجود انزجار عمومی نسبت به آن در بین اغلب ایرانیان، در بین همه گروه‌های ایرانی، اپوزیسیون‌تر از همه است، چون پول، گذشته، نفوذ، ایدئولوژی، سازمان‌دهی، نفرات و لابی دارد اما یک عنصر را ندارد، که آن بی‌بهره بودن از سرمایه اجتماعی و احترام و اعتماد و آبرو بین مردم ایران است و چون این عنصر را ندارند روی نفوذ غیرمستقیم تمرکز می‌کنند.</p>
<p><strong>‌با نگاهی به گذشته سازمان مجاهدین خلق، آیا پیش از انقلاب نیز این سازمان از چنین تکنیک‌هایی برای جمع‌آوری سرمایه استفاده می‌کرد؟ درآمد‌های سازمان مجاهدین پیش از ورود به فاز فعلی در حوزه اقتصاد چگونه بود؟</strong></p>
<p>سازمان مجاهدین خلق بسیاری از اعضای‌شان سابقا در جبهه ملی و نهضت آزادی بوده‌اند و با روحانیت نیز همراهی‌هایی داشته‌اند. در دهه نخست فعالیت تا سال 1354؛ در مجموع ارتباط مجاهدین خلق با بازار و روحانیت و منابع مالی مذهبی خوب بوده است و بیشتر پولی که مجاهدین به دست می‌آورد پول داوطلبان مذهبی و روحانی و ملی بود. اینها در واقع کسانی بودند که کمک می‌کردند به خاطر دشمنی با شاه و متدین دانستن مجاهدین؛ بعد از سال 54 اتفاقاتی رخ می‌دهد و باعث می‌شود که مجاهدین خلق این پشتوانه را از دست بدهد. از یک طرف مسأله مارکسیست شدن رهبری سازمان در بیرون زندان و از یک طرف مماشات نسبی که رهبری داخلی زندان با مارکسیست شدن سازمان داشت و با این مسأله برخورد چندانی نکرد باعث شد که مجاهدین خلق از چشم جامعه مذهبی و ثروتمندان مخالف حکومت شاه بیفتد و همین‌طور ارتباطات سیستماتیک آنها نیز سست یا قطع می‌شود. بعد از انقلاب نیز این مساله ادامه پیدا می‌کند و بعد از خروج رهبری سازمان از ایران در سال 1360 به حداقل می‌رسد و ارتباطات سازمان با ثروتمندان داخل نیز عمدتا قطع می‌شود. در خارج ارتباطات مالی محدودی از کشورهای مختلف ضدایران وجود داشت. تا زمانی که مسأله اتحاد با عراق و گفت‌وگو‌های محرمانه با طارق عزیز در پاریس پیش می‌آید و سازمان مجاهدین را با سهم نفت صدام به اوج می‌رساند، چون سازمان مجاهدین خلق برخلاف دیگر گروه‌هایی که از صدام پول می‌گرفتند سهم نفت داشت و از هفتاد هزار بشکه در روز شروع شد و به صد هزار بشکه رسید. علاوه بر آن پس از جنگ کویت، فروش مخفیانه نفت صدام در دوران تحریم و درآمدزایی از طریق نقض تحریم به نفع عراق هم پیش آمد که تا زمان سقوط حکومت بعثی در مارس 2003 ادامه یافت. ضرب و تقسیم این اعداد بنا به این ارقام و بهای متوسط جهانی نفت طی 17 سال، به علاوه دیگر کمک‌های مالی از دیگر کشورها، به ارقام نجومی و درآمد سرشار نزدیک 50 میلیارد دلار می‌رسد. به گمان من، هیچ گروه اپوزیسیونی در تاریخ جهان، چنین مبلغی از دشمنان کشور خود نگرفته است.</p>
<p><strong>‌آیا اتهامی نیز به این مستند و به شخص شما در راستای انجام این پروژه زده شد؟</strong></p>
<p>مسأله پرداختن به مجاهدین خلق فراتر از این است که حکومت ایران بخواهد از آن استفاده کند یا نکند. این موضوع، یک دغدغه ملی فراحکومتی است. من 40 ماه روی این پژوهش و مستند کار کردم و زمانی که آماده پخش شد اعتراضات اخیر رخ نداده بود و چسباندن این مستند به اعتراضات اخیر کار نادرستی است. من نیز در کار خود از هرگونه جانبداری و ارزش‌د‌اوری خودداری کرده‌ام، چون کار من فراتر از این موضوع بود و نخواستم این کار به ابزار سیاسی تبدیل شود. فقط به عنوان یک پژوهشگر تاریخی به این موضوع که کاری درباره آن صورت نگرفت کار کردم و از نظر محتوا کار خود را، دست‌کم به عنوان نخستین کار رسانه‌ای در این مقوله، دقیق و مطلوب می‌دانم.</p>
<p>البته محدودیت‌های اجرایی، به خصوص در ایام همه‌گیری کرونا، مانع شد که کار از نظر فنی آرمانی شود.به نظر من این کار در مجموع قابل دفاع است و از جانب کسانی که در ایران و خارج از ایران که حتی مخالف حکومت ایران نیز هستند تمجید شده است و اهمیت توجه به خطر مجاهدین خلق را در جهت ضربه زدن به منافع راهبردی ملی جدی گرفتند. فکر می‌کنم این مسأله موضوعی ادامه‌دار باشد؛ کار من آخرین کار این حوزه نیست و فقط اولین کار است حتما کار‌های بعدی باید بهتر از این شود چون این نوع کارها باید استمرار و تکامل داشته باشد.</p>
<p><strong>‌به عنوان سؤال آخر؛ به نظر شما تا چه حد سازمان مجاهدین خلق دست‌کم گرفته شده است؟</strong></p>
<p>به نظر من بسیاری قبلا این سازمان را دست‌کم گرفته بودند و کسانی هم که آنها را دست‌کم نگرفته‌اند، صدای‌شان شنیده نشده بود. برخی از نهاد‌ها نیز تصورشان از مجاهدین دو سه هزار نفر پیرمرد و پیرزن در آلبانی است که پشت کامپیوتر نشسته و فعالیت سایبری دارند؛ در حالی که سازمان مجاهدین خلق با نسل جدید که با پول و اشتراکات سیاسی و ایدئولوژیک به آن وصل شده است، می‌تواند سازمان را به عنوان یک فرقه در حال گسترش احیا کنند. بخش دیگر کودک سربازهای قدیمی هستند که اغلب از این سازمان کنار رفته و علیه مجاهدین کار می‌کنند اما بعضا در سازمان هستند؛ چه کسانی که داخل کشور بودند و رفتند به سازمان ملحق شدند یا کسانی که در خارج بودند. این کودک سربازهای سابق که مورد سوءاستفاده‌های مختلف سیستماتیک سازمان قرار گرفته‌اند، اگرچه 90درصد جدا شده و اخیراً نیز به افشای جنایات سازمان علیه خودشان پرداخته‌اند، اما 10درصد باقی‌مانده‌شان می‌توانند نسل جدید بدنه و رهبری مجاهدین خلق باشند و همچنان به عنوان یک خطر بالقوه مطرح بوده و هستند. ما در این مستند، دو بخش کامل را به فجایع سازمان و مؤسسات پوششی خیریه آن علیه خانواده‌ها و فرزندان قربانی شده آنان اختصاص دادیم و ضمنا در کل مستند تلاش کردیم که با استنا به اسناد رسمی غیرقابل انکار غربی، به سکوت و همراهی مؤسسات ناظر خیریه‌ها و دیگر نهادهای رسمی اروپایی و امریکایی با تبهکاری‌های سازمان یافته مجاهدین خلق و تلاش هدفمند و آگاهانه برای نادیده گرفتن و رفع و رجوع اتهامات جدی علیه مجاهدین خلق بپردازیم.</p>
<p>مجاهدین خلق، با وجود انزجار عمومی نسبت به آن در بین اغلب ایرانیان، در بین همه گروه‌های ایرانی، اپوزیسیون‌تر از همه است، چون پول، گذشته، نفوذ، ایدئولوژی، سازمان‌دهی، نفرات و لابی دارد اما یک عنصر را ندارد، که آن بی‌بهره بودن از سرمایه اجتماعی و احترام و اعتماد و آبرو بین مردم ایران است و چون این عنصر را ندارند روی نفوذ غیرمستقیم تمرکز می‌کنند.</p>
<p>بسیاری قبلا این سازمان را دست‌کم گرفته بودند و کسانی هم که آنها را دست‌کم نگرفته‌اند، صدای‌شان شنیده نشده بود. برخی از نهاد‌ها نیز تصورشان از مجاهدین دو سه هزار نفر پیرمرد و پیرزن در آلبانی است که پشت کامپیوتر نشسته و فعالیت سایبری دارند؛در حالی که سازمان مجاهدین خلق با نسل جدید که با پول و اشتراکات سیاسی و ایدئولوژیک به آن وصل شده است.</p>
<p>مسأله پرداختن به مجاهدین خلق فراتر از این است که حکومت ایران بخواهد از آن استفاده کند یا نکند. این موضوع، یک دغدغه ملی فراحکومتی است. من 40 ماه روی این پژوهش و مستند کار کردم و زمانی که آماده پخش شد اعتراضات اخیر رخ نداده بود و چسباندن این مستند به اعتراضات اخیر کار نادرستی است.</p>
<p>روزنامه اعتماد &#8211; امیرحسین جعفری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53267">گفت‌وگو با مجید تفرشی درباره مستند ایران‌اید، خیریه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53267/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مستند خیریه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52660</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52660#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Jan 2023 11:49:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52660</guid>

					<description><![CDATA[<p>به گزارش روابط عمومی شبکه پنج سیما، این مجموعه به تهیه کنندگی و کارگردانی مجید تفرشی در 10 قسمت 30 دقیقه ای تهیه و تولید شده است. &#8220;خیریه اشرف&#8221; یک پروژه به ظاهر خیریه در کشورهای اروپایی است که سازمان مجاهدین خلق آن را دنبال می کرد. هدف اهالی این پروژه کمک به مردم ایران [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52660">مستند خیریه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش روابط عمومی شبکه پنج سیما، این مجموعه به تهیه کنندگی و کارگردانی مجید تفرشی در 10 قسمت 30 دقیقه ای تهیه و تولید شده است.</p>
<p>&#8220;خیریه اشرف&#8221; یک پروژه به ظاهر خیریه در کشورهای اروپایی است که سازمان مجاهدین خلق آن را دنبال می کرد. هدف اهالی این پروژه کمک به مردم ایران اعلام می شد اما این هدف ظاهری، پوششی برای سر کیسه کردن شهروندان بی اطلاع اروپایی از سوی سازمان بد نام مجاهدین بود.</p>
<p>بنا بر این گزارش، &#8220;خیریه اشرف&#8221; به تحلیل و تبیین پرونده فساد مالی مریم رجوی و همراهانش براساس اسناد موجود در کشورهای اروپایی از جمله انگلستان با روایت افراد بریده شده از این سازمان است.</p>
<p>به عبارت دیگر با افشای حدود 6 هزار برگ از اسناد رسمی دولتی و موسسات خیریه آزاد شده در آرشیو ملی بریتانیا، در ژوئن 2019 ابعاد جدید گسترده و عمیقی از تبهکاری های پنهان و چند لایه مالی سازمان موسوم به مجاهدین خلق و موسسات اقماری و پوششی آن افشا شد.</p>
<p>تاکنون به ابعاد گوناگون مالی این موضوع زیاد پرداخته شده، اما این نخستین بار است که در این مجموعه به مدد انبوه اسناد جدید، گفتگو با کارشناسان و شاهدان عینی و دیگر تحقیقات تکمیلی بین المللی، به جزئیات و زوایای پنهان این روند تبهکاری مالی یک فرقه سیاسی ایدئولوژیک پرداخته شده است.</p>
<h3>دانلود مستند خیریه اشرف</h3>
<p>قسمت اول:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-1" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-1.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-1.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-1.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-1.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت دوم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-2" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-2.mp4?_=2" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-2.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-2.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-2.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت سوم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-3" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-3.mp4?_=3" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-3.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-3.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-3.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت چهارم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-4" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-4.mp4?_=4" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-4.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-4.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-4.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت پنجم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-5" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-5.mp4?_=5" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-5.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-5.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-5.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت هفتم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-6" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-7.mp4?_=6" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-7.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-7.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-7.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت هشتم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-7" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-8.mp4?_=7" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-8.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-8.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-8.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت نهم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-8" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-9.mp4?_=8" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-9.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-9.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-9.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت دهم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-9" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-10.mp4?_=9" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-10.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-10.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-10.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت یازدهم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-10" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-11.mp4?_=10" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-11.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-11.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-11.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>قسمت دوازدهم:</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-52660-11" width="640" height="360" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-12.mp4?_=11" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-12.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-12.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-12.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52660">مستند خیریه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52660/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-1.mp4" length="369623002" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-2.mp4" length="382495697" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-3.mp4" length="270510367" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-4.mp4" length="348005335" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-5.mp4" length="282351852" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-7.mp4" length="0" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-8.mp4" length="0" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-9.mp4" length="0" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-10.mp4" length="0" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-11.mp4" length="0" type="video/mp4" />
<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Documentary/Iran-AID/Iran-AID-12.mp4" length="0" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>مستند خیریه اشرف ابعاد دیگری از خیانت های رجوی ها را نشان داد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52750</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52750#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Jan 2023 05:12:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مستند خیریه اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52750</guid>

					<description><![CDATA[<p>مستند ایران اید یا خیریه اشرف را می دیدم و دیدن این مستند مرا به یاد گذشته انداخت. زمانی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شدم هنوز شناخت کاملی از ماهیت درونی آن نداشتم و همه چیز را در حیطه و مسئولیت خودم در درون سازمان می دیدم. شاید خیلی از مسائل را از دوستان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52750">مستند خیریه اشرف ابعاد دیگری از خیانت های رجوی ها را نشان داد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مستند ایران اید یا خیریه اشرف را می دیدم و دیدن این مستند مرا به یاد گذشته انداخت. زمانی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شدم هنوز شناخت کاملی از ماهیت درونی آن نداشتم و همه چیز را در حیطه و مسئولیت خودم در درون سازمان می دیدم. شاید خیلی از مسائل را از دوستان خود در درون مناسبات شنیده بودم اما به جد می گویم باید زمان بگذرد تا به شناخت درستی از ماهیت فرقه ای رجوی رسید.</p>
<p>زمانیکه از فرقه جدا شده بودیم و موضوع رقص رهایی مطرح شد با دوستان در این مورد صحبت می کردیم. برایمان قابل تصور نبود و فکر نمی کردیم که رجوی دچار جنون جنسی هم بوده باشد! وقتی مسائل و اتفاقاتی که درون مناسبات مجاهدین شاهد بودیم را کنار هم گذاشتیم به این نتیجه رسیدیم که از رجوی قدرت طلب این کار هم بر می آید.</p>
<p>درباره انجمن ایران اید و کثافت کاری های مالی که در خارجه انجام می شد همانطور که دوستان در این مستند گفتند دول اروپایی به حمایت از آنان می پرداختند و با گرفتن پول چشم خود را روی پول شویی و اخاذی آنها می بستند. البته این از منظر بیرونی بود در درون تشکیلات این مسئله به شکل دیگری جلوه می کرد. بطور مثال نقل مجلس مسئولین این بود که ما در اروپا گدایی می کنیم و ذره ذره پول جمع می کنیم و شما نباید زیاد متوقع باشید. این در حالی بود که خود مسئولین از بهترین امکانات بهره می بردند و وقتی نوبت به اعضا می شد، اگر درخواست حتی پوتین و یا ساعت مچی می کردند با هزاران غر و لند مسئولین مواجه می شدند که مگر نمی بینید که اعضای سازمان در اروپا گدایی می کنند! و این گونه افراد را برای خواسته هایشان سرکوب می کردند .</p>
<p>در این مستند همچنین از ظلمی که به کودکان می شود گفته می شود. و این جنبه دیگری از جنایت و خیانت های رجوی ست که برای پیشبرد خواسته های شیطانی شان کودکان و خانواده ها را به نابودی کشاندند. در سالهای اخیر تعدادی از این کودکان دست به افشاگری زدند و تا حدودی مشخص شد که رجوی ها تا کجا کمر به نابودی خانواده ها بسته اند. بسیاری از این کودکان با فریب مسئولین و به بهانه دیدار با خانواده به اشرف آورده شدند و دیگر راه بازگشت بسته بود و به همین خاطر با مسائلی در درون مناسبات مواجه شدند که انتظار آن را نداشتند و به همین خاطر دست به خودکشی زدند از جمله آلان محمدی و&#8230;</p>
<p>هر چه زمان می گذرد ابعاد کثافت کاری رجوی ها بیشتر مشخص می شود. سئوالی که به ذهن می آید علت سکوت دول اروپایی در مقابل جنایات مجاهدین است که در مستند ایران اید به آن جواب داده شد. آنان می دانستند که برای برخورد با حکومت ایران و گرفتن امتیاز باید چشم های خود را روی مسائل پولشویی و کودک آزاری ببندند ولی از آنجایی که هیچ وقت خورشید پشت ابر نمی ماند اکنون آفتاب واقعیت خیانت رجوی ها برای همه روشن شده است.</p>
<p>سازمانی که اینگونه حتی به اعضا و خانواده ها و کودکان خودش رحم نکرده چگونه می تواند مدعی آزادی باشد؟ رجوی ها باید جوابگوی همه جنایت هایی که انجام دادند باشند. آنان فکر می کنند با همکاری دولت آلبانی می توانند به حیات سیاسی خود ادامه دهند ولی نمی دانند که غرب هیچ ارزشی برایشان قائل نیست و اخیراً هم این موضعگیری را بیانیه وزارت خارجه آمریکا شاهد بودیم .<br />
از دیدگاه من مستند ایران اید را باید چندین بار دید تا به شناخت درستی از ابعاد خیانت و جنایتی که رجوی ها علیه مردم ایران و اعضای خودش انجام داده دست یافت و متوجه شد همه شعارهای این گونه سازمانها دروغی بیش نیست و رجوی ها با فرق سر در منجلاب وطن فروشی و کلاشی و زن بارگی فرو رفتند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52750">مستند خیریه اشرف ابعاد دیگری از خیانت های رجوی ها را نشان داد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52750/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
