<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مسعود خدابنده</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مسعود-خدابنده</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 24 May 2026 04:44:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مسعود خدابنده</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مسعود-خدابنده</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفت‌و‌گو با مسعود خدابنده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 May 2026 04:44:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68641</guid>

					<description><![CDATA[<p> از &#8220;صدام و رجوی&#8221; تا &#8220;نتانیاهو و پهلوی&#8221; مسعود خدابنده، مسئول پیشین تیم حفاظت مسعود رجوی گفت: بحث تقابل با ایران بعد از انقلاب همیشه بر پاشنه تجزیه ایران و نه جابجائی قدرت بوده و هست. تئوری غالب در پنج دهه گذشته همیشه بر این اساس بوده که مجموعه‌ای از فشار نظامی از خارج و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641">بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفت‌و‌گو با مسعود خدابنده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3> از &#8220;صدام و رجوی&#8221; تا &#8220;نتانیاهو و پهلوی&#8221;</h3>
<p>مسعود خدابنده، مسئول پیشین تیم حفاظت مسعود رجوی گفت: بحث تقابل با ایران بعد از انقلاب همیشه بر پاشنه تجزیه ایران و نه جابجائی قدرت بوده و هست. تئوری غالب در پنج دهه گذشته همیشه بر این اساس بوده که مجموعه‌ای از فشار نظامی از خارج و هرج و مرج و تضعیف حکومت از داخل می‌تواند در بهترین وجه ایران را تجزیه کرده و یا حداقل باعث امتیاز دادن حکومت شود.</p>
<p>در روز‌هایی که سایه جنگ، عملیات روانی و دوقطبی‌های سیاسی فضای ایران را متاثر کرده است و دشمن در پوشش تغییر حکومت، هدف تجزیه ایران را دنبال کرده و عده‌ای قلیل را با همین ترفند به همکاری ترغیب می‌کند؛ یک پرسش بیش از هر زمان دیگری در اذهان عمومی مطرح است: مرز میان &#8220;اعتراض&#8221;، &#8220;انتقاد&#8221;، &#8220;مخالفت سیاسی&#8221; و &#8220;خیانت به وطن&#8221; کجاست؟ در این زمینه با مسعود خدابنده که درگذشته مسئولیت حفاظت از مسعود رجوی را بر عهده داشت و در حال حاضر به عنوان تحلیلگر مسائل اقتصادی، سیاسی و امنیتی مشغول به فعالیت است، به گفت‌و‌گو نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد.</p>
<p>در جنگ اخیر (جنگ رمضان) بسیاری از مردم به دلیل مخالفت با حکومت یا از سر غفلت، تطمیع یا ارعاب به همکاری با دشمن روی آوردند که در هر سه صورت در ادبیات سیاسی، این افراد با عبارت &#8220;وطن فروش&#8221; و &#8220;خائن&#8221; توصیف می‌شوند؛ آیا مخالفت با حکومت مستقر توجیه مناسبی برای خیانت به وطن و هموطن حساب می‌شود؟</p>
<p>برای پاسخ به این سؤال لازم است که مقدمه‌ای عرض کنم، در جریان تحولات اخیر برآورد احتمال &#8220;سقوط جمهوری اسلامی&#8221; (سقوط به مفهوم از بین رفتن با مجموعه‌ای از فشار اقتصادی و سیاسی، حملات نظامی، کودتا و تحرکات تجزی طلبانه یا مشابه آنها &#8211; بدون در نظر گرفتن جایگزین یا جایگزین‌های احتمالی) در بین مجموعه‌ای از تحلیلگران اقتصادی در هیچ مقطعی به بیش از سی در صد نرسید و البته از نظر من بسیار کمتر از این رقم‌هاست؛ شاهد و دلیل آن هم عدم تغییر جدی در میزان &#8220;خروج سرمایه&#8221; از ایران یا تغییر چشمگیر در &#8220;نرخ ارزی&#8221; و یا کمبود جدی در وجود &#8220;مایحتاج ضروری مردم&#8221; است.</p>
<p>حتی اگر حکومت سقوط می‌کرد که بسیار نامحتمل بود و هست، برآورد قریب به اتفاق تحلیلگران اقتصادی این بود که امکان تصاحب قدرت توسط سلطنت‌طلبان یا مجاهدین خلق تقریبا صفر بود. در چنین صورتی تجزیه احتمال اصلی است که سران آنها هم افرادی خواهند بود مثل احمد الشرع (جولانی)، یعنی جوانانی که هم سابقه مستقیم جنگی و قتل و خشونت داشته باشند و هم توانائی بالای اپورتونیستی.</p>
<p>اگر چه در رویاروئی با ایران تفاوت جدی بین آمریکا، انگلستان و اسرائیل نیست ولی این پروژه اساسا با تبعیت ترامپ از نتانیاهو (احتمالا بخاطر منافع شخصی) کمی زود کلید خورد؛ بسیاری از تحلیلگران نیز علت شکست را در شروع زودرس آن می‌دانند.</p>
<p>به عبارتی نتانیاهو سعی کرد که قبل از رسیدن میوه آن را بِچینَد. تا تمرکز را از فاجایعی که در لبنان و فلسطین رقم زده بود به سمت دیگری معطوف کند.</p>
<p>نتانیاهو برای پیاده کردن این نقشه روی قیام کردها، توان عملیاتی مجاهدین خلق، پاسیو بودن مردم به خاطر تحریم‌ها و ادعا‌های غیر واقعی &#8220;موساد&#8221; به خاطر تحلیل‌های اغراق‌آمیز امثال پهلوی، رجوی، مهتدی و. حساب کرده بود که البته اشتباه از آب درآمد.</p>
<h3>از ۳۰ خرداد تا ۱۸ دی؛ تئوری دهه شصتی دشمن</h3>
<p>تئوری &#8220;زدن سران نظام منتهی به قیام مردمی می‌شود&#8221; همان ادامه تئوری‌هایی است که &#8220;۳۰ خرداد و ۷ تیر&#8221; را رقم زد و در این مقطع، موساد نقش صدام را داشت.</p>
<p>به هر ترتیب بحث حمله خارجی همزمان با بلوای داخلی (با پشتوانه فشار اقتصادی) از شروع انقلاب تا به حال ادامه داشته و حدود پنج بار به طور جدی کلید خورده است &#8211; گاهی شروع  آن با جنگ خارجی، گاهی با اولویت بلوای داخلی و گاهی هم همزمان  است- که هر بار منتهی به شکست شد؛ با در نظر گرفتن همین الگو باید مسائل قبل جنگ، حین جنگ و پس از جنگ رمضان را تحلیل کرد.</p>
<p>پیش از جنگ رمضان، واقعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ ابتدا از انتقاد به حق بازاریان در اعتراض به وضعیت اقتصادی کشور شروع شد. آنچه مشخص نبود، دستی بود که این &#8220;ضعف&#8221; کشور را تشخیص داده و روی آن برنامه‌ریزی کرد.</p>
<p>جریانی که امید داشت تا این خواسته به حق با جرقه‌ای به آشوب تبدیل شود &#8211; در حقیقت با امیدوار کردن مردم به ورود رضا پهلوی به عنوان ناجی با پشتیبانی غرب و اتمام خصومت اسرائیل، وعده حذف همه تحریم‌ها و حتی کمک مالی آمریکا و بازسازی صنایع &#8211; اذهان جامعه را فریب می‌داد.</p>
<p>حداقل شش سرویس اطلاعاتی خارجی، یک دهه با مخارج و انرژی عظیمی این برنامه مشترک را طراحی کرده بودند.</p>
<p>این برنامه عمدتا &#8220;اجتماعی- تروریستی&#8221; بود؛ البته با ورود سیستم‌های امنیتی، اقتصادی و فرهنگی کشور و با استقبال ملت (برخلاف برآورد‌های اطلاعاتی دشمن) و از جمله مقابله خود بازاریان با عناصر جَوساز و هیجان‌آفرین به بن‌بست رسید، در نتیجه دشمن مجبور شد حمله نظامی و فشار سیاسی-تبلیغاتی را قبل از زمان برنامه‌ریزی شده، کلید بزند که بقول معروف تنور پروژه &#8220;فریب&#8221;، &#8220;دروغ&#8221; و &#8220;رویا فروشی&#8221; سرد نشود؛ بنابراین حمله نظامی در کنار پروژه تبلیغاتی &#8220;حمایت اسرائیل از مردم ایران&#8221; شروع شد.</p>
<p>همزمان با فروش رویا‌ها و وعده‌های پوچ &#8211; رضا پهلوی، ترامپ و نتانیاهو &#8220;تظاهرات ایرانیان&#8221; را به عنوان Plan A کلید زدند و وقتی که عمل نکرد و رو به سردی گذاشت؛ ترامپ و نتانیاهو برای گرم نگه داشتن تنور Plan B  را شروع کرده و ایران را بمباران کردند &#8211; در خارج هم &#8220;تظاهرات ایرانیان&#8221; به &#8220;عمو ترامپ بمباران کن&#8221; و &#8220;رقص زیر پرچم اسرائیل&#8221; تغییر یافت و حتی &#8220;چاقوکشی&#8221; و تهدید و فشار هم به چشم می‌خورد؛ البته رضا پهلوی بعد‌ها منکر شد و گفت من نگفتم و هم نتانیاهو مدعی شد که در تحلیل نهائی ایرانیان باید تصمیم بگیرند.</p>
<h3> باوطن یا بی‌وطن؛ تبارشناسی ایرانیان خارج از کشور</h3>
<p>برای اینکه مفهوم خیانت را توضیح بدهم و بگویم که چه امری خیانت است و چه کسی به عنوان خائن شناخته خواهد شد باید توضیح مختصری داد.</p>
<p>لازم است دقت کنیم که ایرانیان خارج (با نسل دوم و سوم آنها) چیزی بالای ده میلیون نفر تخمین زده می‌شوند. در این میان تعداد افراد ضد‌ایرانی فعال به نیم درصد هم نمی‌رسد؛ اما افرادی که با &#8220;آرم ساواک&#8221; و &#8220;پرچم اسرائیل&#8221; در خارج از کشور تظاهرات کردند – علی‌رغم مشارکت کم- بیش از &#8220;تظاهرات ضد جنگ&#8221; مورد توجه رسانه‌ها بودند؛ همانطور که تعدادی انگشت‌شماری در ایران بلوا بپا کردند و پوشش خبری در رسانه‌های خارجی را به خود معطوف کردند، اما تجمع شبانه مردم که حدود دو ماه در تداوم بوده و هست مورد توجه رسانه‌های معاند خارجی نبود.</p>
<p>با توجه به این موضوع، می‌توان نتیجه گرفت که تظاهرات موافق با ایران و ضد جنگ در خارج از کشور بیش از تظاهرات ضد ایران بوده و واکنش مردمی علیه پرچم اسرائیل بیش از تظاهرات در حمایت از پرچم اسرائیل بوده است؛ اما در رسانه‌های خارجی سرسپرده بازتابی نداشته است. این در حالی است که بقول معروف تأمین نان و آب در خارج کشور مشروط به مخالفت با ایران است.</p>
<p>به عنوان نمونه، هفته پیش صاحب نشریه &#8220;پلیتیکو&#8221; عملا بخشنامه صادر کرد که کسانی که بخواهند از اسرائیل انتقاد و یا از ایران حمایت کنند، باید به دنبال کار جدید بگردند.</p>
<p>علی ای حال به نظر من، فارسی زبانان ضد ایران که مفهوم &#8220;خیانت&#8221; را می‌توان از اعمال آنها مستفاد کرد را باید به چند دسته تقسیم کرد: ۱- گروهی که جزو نقش آفرینان اصلی هستند، شامل رضا پهلوی، مریم رجوی، عبدالله مهتدی (کومله) و امثال آنها به علاوه حلقه اول اطرافشان؛ این گروه تا کمی قبل خود را &#8220;مستقل&#8221; نشان می‌دادند ولی از زمان شروع جنگ در عمل وابستگی به اسرائیل را نه‌تنها نفی نمی‌کنند بلکه به آن افتخار هم می‌کنند؛ به عنوان مثال قتل عمد کودکان مدرسه -که خود آمریکا به آن اذعان کرد را &#8211; در مطبوعات، شعار‌ها و نوشته‌هایشان به جمهوری اسلامی نسبت می‌دهند یا می‌دادند. یا برخی افراد که در داخل حضور دارند به صورت تلویحی سعی می‌کنند که به نوعی ایران را باعث حمله مشترک آمریکا و اسرائیل نشان دهند؛ این گروه به این امید که &#8220;کسی از نیروی پیروز سوال نمی‌کند&#8221; دست خودشان را رو کردند ولی با شکست در این پروژه، عملا &#8220;اپوزیسیون خارج کشور&#8221; را برای مدت مدیدی از بین بردند؛ یعنی سرمایه‌ای که انجمن‌های صهیونی لندن و واشنگتن طی چهل سال برای مقابله با ایران اجیر کرده بود، امروز کاملا مصرف شد و از بین رفت.</p>
<p>گروهی که همراه می‌شوند بخاطر منافع مانند شیرین عبادی یا &#8220;مسیح علی‌نژاد&#8221; و دیگران (یا فعالان ایران اینترنشنال). این گروه طبعاً آب از سرشان گذشته و امکان نه گفتن به ارباب را نداشته و ندارند. حتی تقسیم کار بین نفرات رجوی و نفرات پهلوی هم این روز‌ها مشخص کرد که نه از سر تفاهم با یکدیگر بلکه از بالا و به صورت دستوری به آنها ابلاغ شده بود و بعد از شکست کودتا دستور منتفی شد و الان مجددا به جان هم افتاد‌ه‌اند.</p>
<p>در این میان البته استثنا هم وجود دارد. مثلا فردی مثل امیر طاهری که سابقه طولانی در حمایت از اسرائیل و تقابل با ایران را دارد صف خودش را از پهلوی جدا می‌کند و اخیرا حتی از شهید علیرضا تنگسیری هم بخاطر دفاع از کشور تجلیل کرد یا اندیشمندانی مثل دکتر محمد سلیمی و رضا فانی و&#8230; هم هستند که ممکن است کمتر صدایش در بلندگو‌ها باشد ولی با همه انتقاد‌ها و مخالفت‌هایشان با سیاست‌های حکومتی همیشه عرق ملی و میهنی خودشان را حفظ کرده‌اند.</p>
<p>۲- گروهی که بخاطر روابط اجتماعی خود دنباله‌ رو می‌شوند. این گروه اساساً در جامعه‌ای بسته در کشور‌های اروپائی یا آمریکائی زندگی می‌کنند و یک نوع رابطه ارباب رعیتی یا &#8220;قبیله‌ای&#8221; با سران قبیله‌شان دارند.</p>
<p>به طور مثال مجاهدین خلق به دلیل زندگی تیمی به صورت شدیدتر و سلطنت‌طلبان به دلیل زندگی بازتر دنباله‌روی را به عنوان یک شیوه زیست، حیات و زندگی در خارج از کشور تبلیغ و افراد را به آن تشویق می‌کنند -حتی کسب و کار و روابط مالی هم فقط در درون همان قبیله کوچک تعریف می‌شود و داد و ستد زیادی با بیرون ندارند &#8211; در نتیجه خواسته و ناخواسته دنباله ‌رو دستورات &#8220;خان&#8221; یا &#8220;سر قبیله&#8221; هستند چرا که حیات و زیست آنها وابسته به پیروی از دستورات است.</p>
<p>شاخص این افراد این روز‌ها کسانی هستند که اگر بپرسید چرا زیر پرچم اسرائیل تظاهرت می‌کنی خودشان هم می‌گویند که موافق نیستند ولی بخاطر این که در جمعشان &#8220;بایکوت&#8221; نشوند، حاضر نیستند در چنین تظاهراتی شرکت نکنند. بهای شرکت نکردن بالاست. به طور مثال حتی فروشگاه‌ها و رستوران‌های ایرانی را می‌شود مثال زد که بخاطر از دست ندادن مشتری‌های فلان گروه مجبور می‌شوند پرچم سلطنت‌طلبان را نصب کنند. البته این شامل همه ایرانیان خارج از کشور نمی‌شود و همانگونه که گفتم نیم درصد از فارسی‌زبانان که در خارج از کشور مستقر هستند، ضد ایران و ایرانی به حساب می‌آیند و گوش به سخن رئیس قبیله دارند.</p>
<p>۳- گروهی که جوگیر شده یا می‌شوند؛ این افراد کسانی هستند که بخاطر سابقه فرهنگی (و یا شاید بی‌فرهنگی) با فرهنگ ایرانی-اسلامی مشکل دارند و در خیالات‌شان آرزو می‌کنند که مردم ایران با فرهنگ آنها منطبق شوند. این گروه جوگیر شده را من گروه &#8220;سردرگم&#8221; می‌نامم. شاخصه‌های این گروه &#8220;پناهندگی اقتصادی&#8221; آنها در نقطه مقابل &#8220;پناهندگی سیاسی&#8221; (مثلا قبل از انقلاب و یا حتی سال‌های اول بعد از انقلاب) است. اگر شاخصه پناهندگی فردی، چون دکتر شریعتی، فلسفه، جامعه شناسی و نبوغ سیاسی بود شاخصه پناهندگی این گروه &#8220;لودگی&#8221;، &#8220;لومپن بازی&#8221;، &#8220;فحاشی&#8221;، &#8220;چاقوکشی&#8221; و امثال آن است. دقت بفرمائید که حتی کسانی که بعد از سقوط شاه به غرب پناهنده شدند و ضد حکومت ایران هستند هم در این تجمعات به هیچ وجه دیده نشده‌اند. مثلا دکتر علیرضا نوری زاده (رابطه نزدیک با عربستان) یا خانم نازنین انصاری (سردبیر کیهان لندن و همکلاسی رضا پهلوی) یا دکتر مهرداد خوانساری (سفیر ایران در لندن در زمان شاه و چندین دهه فعال سیاسی در لندن) و &#8230; در این تظاهرات در لندن نه شرکت کردند و نه اساسا خودشان را قاطی کردند.</p>
<h3>بی‌وطن یا وطن‌فروش!</h3>
<h3>تعریف شما از خیانت به وطن چیست؟</h3>
<p>بنظرم برای &#8220;وطن‌فروشی&#8221; اول باید وطن‌پرستی را به رسمیت شناخت. اجازه بدهید در این مورد برخی سلبریتی‌ها در داخل کشور را مثال بزنم. کسی که بخاطر ویزای آمریکا یا کانادا کشتار بچه مدرسه‌ای‌ها را محکوم نمی‌کند خائن به وطن نیست، بی وطن است. این نوع بی وطنی خاص ایران نیست و من در کشور‌های دیگر هم دیده‌ام. البته نه در زمان جنگ، چون اینجا دیگر بحث مخالفت با حکومت نیست بحث دشمن خارجی است و تجزیه ایران. شخصا معتقدم سلبریتی‌ای که در داخل کشور بخاطر منافعش حاضر نیست قتل عمد دختران در مدرسه را محکوم کند حتما اگر خارج زندگی می‌کرد جزو افرادی می‌شد که از &#8220;عمو ترامپ&#8221; تقاضای بمباران خواهران و مادران‌مان را می‌کرد.</p>
<p>خارج از ایران، شاید خیانت به انسانیت بیشتر مفهوم پیدا کند تا خیانت به وطن (با همان فرض تعریف متفاوت از وطن). اینجا یک فعال ضد جنگ الزاما ایرانی نیست بلکه به عنوان یک انسان با &#8220;قتل برای حفظ منافع اقتصادی و سیاسی&#8221; مخالفت می‌کند و به همین ترتیب کسی که خواستار بمباران پدر و مادر خودش می‌شود عملا انسانیتش زیر سوال می‌رود و نه ملیتش.</p>
<h3> رجوی قبح وطن‌فروشی را از بین برد</h3>
<p>آیا پیشینه خیانت به وطن به صورت گسترده و سازمان یافته در تاریخ ایران وجود داشته است؟ می‌توانید مثال بزنید؟ در ۱۰۰ سال گذشته گروه، سازمان یا طبقه اجتماعی را سراغ دارد که به وطن خیانت کرده باشد؟</p>
<p>وطن‌فروشی با خیانت فرق می‌کند؛ مثلا در زمان استقرار شوروی افرادی در غرب به سیستم حکومت‌های غربی خیانت کردند و اطلاعات جمع کردند و به کمونیست‌ها دادند به دلیل رابطه اعتقادی که داشتند. ولی وطن‌فروشی به مفهوم ضرر زدن به کشور و ملت در ازای دریافت مزد متفاوت است. در ایران در زمان کودتا علیه مصدق و یا در زمان شروع مشروطه نمونه‌های بارزی از وطن‌فروشی هست.</p>
<p>البته از زمان انقلاب فرانسه و تاثیر آن بر عثمانی و بعد ایران، تاریخ ایران شاهد انواع خیانت به وطن و انواع وطن فروشی بود ولی اگر قرار گرفتن در کنار دشمن را در نظر بگیریم &#8211; مثل امروز که دسته‌ای در زمان جنگ برای موساد ماموریت اجرا می‌کنند یا در خارج از اسرائیل و آمریکا دفاع می‌کنند &#8211; این موضوع در کشور ما کمتر اتفاق افتاده است که به نظرم شاخص‌ترین نمونه آن را می‌شود مجاهدین خلق دانست؛ یعنی رجوی بود که با همکاری با صدام (و دریافت مزد) قبح وطن‌فروشی را از بین برد.</p>
<p>البته همراهان رجوی را هم شاید بتوان به همان چند گروه بالا تقسیم کرد. برخی می‌دانستند، برخی چشم بر هم گذاشتند که نبینند، چون منافعشان ایجاب میکرد، برخی راه پس نداشتند و غرق در آن جمع شده بودند و برخی هم جوگیر شده و آرزوی تطبیق ملت با رویاهایشان را داشتند. نه آنها متوجه بودند که رجوی از صدام به ازای هر نفر سرانه می‌گیرد و نه اینها متوجه‌اند که نتانیاهو بخاطر برآورد رویا‌های چند پناهنده سراغ بمباران ایران نرفته است.</p>
<h3>&#8220;صدام و رجوی&#8221; و &#8220;نتانیاهو و پهلوی&#8221;</h3>
<p>کودتا یا انقلاب برای جابجایی قدرت سیاسی است و با همکاری با دشمنی که قصد تصرف و جدا کردن بخشی از کشور را دارد متفاوت است، با توجه به این نکته همکاری سازمان مجاهدین با صدام خیانت به وطن محسوب می‌شود یا تلاش برای تغییر حکومت؟ با توجه به این مسئله عملیات فروغ جاویدان را چگونه می‌توان تفسیر کرد؟</p>
<p>به نظر من تلاش برای کودتای اخیر که رضا پهلوی به دنبال آن بود و هم فروغ جاویدان (رجوی) برای ایجاد هرج و مرج، تضعیف حکومت و برای امتیازگیری بود.</p>
<p>بحث تقابل با ایران بعد از انقلاب همیشه بر پاشنه تجزیه ایران و نه جابه‌جایی قدرت بوده و هست. تئوری غالب در پنج دهه گذشته همیشه بر این اساس بوده که مجموعه‌ای از فشار نظامی از خارج و هرج و مرج و تضعیف حکومت از داخل می‌تواند در بهترین وجه ایران را تجزیه کرده و یا حداقل باعث امتیاز دادن حکومت شود.</p>
<p>۳۰ خرداد و ۷ تیر &#8211; عملیات ترور همزمان با جنگ هشت ساله &#8211; بر این تئوری استوار بود. شبه کودتای اخیر هم در کنار موشک‌باران کشور توسط آمریکا و اسرائیل بر همین تئوری تکیه داشت. بحث فروغ جاویدان البته شاید متفاوت باشد، چون در کنار و همزمان با زدن هواپیمای مسافربری، فشار‌های بین‌المللی و &#8230; در محتوا &#8220;تهاجمی&#8221;نبود و &#8220;تدافعی&#8221; بود و قصدش کم کردن تاثیر پیروزی ایران در جنگ با عراق بود و در نتیجه ندادن امتیاز پیروزی به ایران.</p>
<p>البته دشمن در هر دو مورد یعنی &#8220;صدام و رجوی&#8221; و این بار &#8220;نتانیاهو و پهلوی&#8221; اشتباه محاسباتی داشته و شکست خوردند و بنیان این شکست‌ها هم به نظر من به عدم اشراف دشمنان به ابعاد &#8220;تاریخ ایرانی&#8221; و &#8220;فلسفه شیعه&#8221; بر می‌گردد.</p>
<p>فکر می‌کنم برای اسرائیل و آمریکا تغییر حکومت به سبک رجوی یا به سبک پهلوی اساسا نه مطلوب و مورد علاقه است و نه امکانپذیر. آمریکا مشخصاً اشراف دارد که سقوط حکومت شاه با دست از کار کشیدن کارگران، پیوستن سربازان به مردم و در نهایت با خواست مردم انجام شد و نه کودتای خارجی و مشخصاً هدفش هم از پنج دهه حمله نظامی خارجی همزمان با بلوای داخلی (با چاشنی تحریم و فشار اقتصادی)، تجزیه ایران و بخصوص جدا کردن مناطق نفت‌خیز است.</p>
<h3>نقش مجاهدین خلق در جنگ‌های اخیر</h3>
<p>سازمان مجاهدین در حوادث دی ماه (۱۸ و ۱۹) یا جنگ ۱۲ روزه با دشمن در چه زمینه‌هایی (تبلیغاتی، اطلاعاتی یا عملیاتی) همکاری داشت؟</p>
<p>برای من این جالب بود که برای اولین بار تقسیم کار بین همه نیرو‌های نیابتی را دیدم. این هم به نظرم بخاطر روش کار ترامپ و نتانیاهو بود. هر دوی آنها صرفاً دستوری عمل می‌کنند و با نیابتی‌هایشان شوخی ندارند و هر دوی آنها کوتاه‌مدت فکر می‌کنند و سرمایه‌هایشان را می‌سوزانند و به قول معروف راه دومی برای خودشان نمی‌گذارند.</p>
<p>این بار در تقسیم کار چهره انتخاب شده توسط نتانیاهو رضا پهلوی بود. اولین باری بود که رُک اعلام شد و عمل کردند و بقیه موضعی نگرفتند. مجاهدین و مشابهان قبول کردند یا چاره‌ای نداشتند که به شکلی دیگر عمل کنند.</p>
<p>یادم هست اولین بار مجاهدین این کار را برای بنی‌صدر کردند. یعنی به عنوان &#8220;هواداران بنی‌صدر&#8221; فعالیت کردند. می‌دانیم که جریان پهلوی فاقد تشکیلات منسجم است. زمینه‌سازی‌های ترور‌های موساد (هم اطلاعات و پشتیبانی و تجهیزات) و حتی برخی از ترور‌های مستقیم توسط مجاهدین خلق انجام شد.</p>
<p>‌می‌دانیم که سیستم‎های اطلاعات را از دو روند &#8220;منابع عمومی و جمع‌بندی&#8221; و روند &#8220;نفوذ و کسب اطلاع مستقیم&#8221; جمع‌آوری می‌کنند (البته هوش مصنوعی هم این روز‌ها مشخصا کمک موثری در تسریع جمع‌بندی قبل از سوختن اطلاعات می‌کند).</p>
<p>مجاهدین خلق در هر دو شکل اگر تنها نیروی اصلی نبوده باشند حتما با یکی از نیرو‌های اصلی همکاری داشتند. سابقه تخلیه تلفنی، سابقه چریک شهری، سابقه زندگی مخفی و تعلیماتی که بعد‌ها از سرویس‌های مختلف گرفته‌اند این نیرو را به شبکه‌ای کارآمد تبدیل کرده است ولی تاریخچه آنها باعث شد که آمریکایی‌ها ترجیح بدهند پهلوی را جلو بیاندازند که تا امروز علنی در کنار دشمن خارجی ننشسته بود (که البته با این کار او را هم مثل رجوی سوزاندند).</p>
<p>در این مدت مشخص بود که کانال‌های تلگرامی و توییتری و &#8230; مجاهدین تقلیل یافته و سلطنت‌طلبان بالا گرفته است. مشخص بود که سیستم‌های مجاهدین عملا تغییر کاربردی داشته و بجای تبلیغ خودشان به تبلیغ پهلوی مشغول بودند؛ که البته الان تمام شده.</p>
<h3> در همه کشور‌ها مجازات خیانت در زمان جنگ اعدام است</h3>
<h3>در کشور‌های اروپایی مجازات خائن به وطن چیست؟</h3>
<p>در تقریبا همه کشور‌های جهان ماکزیمم مجازات خیانت در زمان جنگ اعدام است. در بسیاری از کشور‌ها این احکام سریع و از طریق دادگاه‌های نظامی داده می‌شود و برخی خیر.</p>
<p>به خاطر دارم که حدود سه دهه قبل به یک افسر اطلاعاتی انگلیس در جبل‌الطارق از پشت شلیک کرده و  او را کشتند؛ انگلستان مشخصاً اطلاعیه داد که این فرد در حالی که قصد داشت از طریق اسپانیا و مسیر جبل‌الطارق فرار کند به جرم &#8220;خیانت&#8221; اعدام شد. توضیح بیشتری هم داده نشد.</p>
<p>در موارد خفیف‌تر مانند &#8220;آشپزی برای دشمن&#8221; یا &#8220;کار در دفتر دشمن&#8221; به خاطر دریافت غذای بهتر نیز مجازات وجود داشت، بعد از جنگ جهانی دوم این دست از افراد را با سر تراشیده در شهر چرخاندند و تنبیه‌های مشابه آن را در نظر گرفتند.</p>
<p>امروز در اوکراین &#8220;طفره رفتن از مبارزه با دشمن&#8221; عملا جرم است و در مواردی خیانت محسوب می‌شود؛ رسیدگی آن هم با دادگاه نظامی است؛ همچنین فیلم‌های از انواع شکنجه متهمین در وسط خیابان در اوکراین می‌بینیم که قابل تأمل و توجه است.</p>
<p>اگر از بحث خیانت که به عنوان جرم نابخشودنی تلقی می‌شود، گذر کنیم به بحث جرایم در غرب می‌رسیم که بسیار ایدئولوژیک است مانند تظاهرات بدون اجازه برای فلسطین در انگلستان که زندان دارد. یا عدم پر کردن برگه‌ای که در سفر به آمریکا مشخص کند که شما &#8220;اعتقاد کمونیستی&#8221; ندارید. در فرانسه توهین به سکولاریزم جرم است. داشتن روسری در مدارس جرم محسوب می‌شود.</p>
<p>همین الان آقای &#8220;یوسف عزیزی&#8221; از دانشگاهیان ایرانی معروف در آمریکا صرفاً به خاطر مصاحبه (و گفتن واقعیت و نه حمایت از ایران) به صورت نامحدود در زندان آمریکایی‌ها است.</p>
<p>پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- بهنام علیپور</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641">بازخوانی تاریخی مسئله خیانت به وطن در گفت‌و‌گو با مسعود خدابنده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68641/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود خدابنده و نجات از بند مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Feb 2026 07:54:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68099</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در خصوص روند جدایی خود از سازمان مجاهدین خلق چنین می گوید: در سال ۱۹۹۵م (۱۳۷۴ ه ش) تصمیم به جدایی گرفتم و با مراجعه به رابط سازمان در سرویس فرانسه (افسر فرانسوی) اعلام کردم که جدا شده‌ام. زمانی که اعلام جدایی کردم، مسئول حفاظت سرکرده سازمان، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099">مسعود خدابنده و نجات از بند مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در خصوص روند جدایی خود از سازمان مجاهدین خلق چنین می گوید:</p>
<p>در سال ۱۹۹۵م (۱۳۷۴ ه ش) تصمیم به جدایی گرفتم و با مراجعه به رابط سازمان در سرویس فرانسه (افسر فرانسوی) اعلام کردم که جدا شده‌ام. زمانی که اعلام جدایی کردم، مسئول حفاظت سرکرده سازمان، رابط امنیتی با کشورهای غربی (بعلاوه اردن و سعودی) و عضو شورای ملی مقاومت (شاخه سیاسی سازمان) بودم.</p>
<p>روند جدایی من از سازمان از یکی ‌دو سال قبل شروع شده بود و ریشۀ آن به تناقضات سیاسی، نقض حقوق بشر در داخل سازمان، فاصله‌گرفتن از آنچه مؤسسان اولیه سازمان بیان کرده بودند، فرقه‌گرایی و شخص‌پرستی و در سال‌های آخر، افتخار علنی به مزدوری برای بیگانگان برمی‌گشت.</p>
<p>شخصاً اعتقاد داشتم که این مسعود و مریم رجوی بودند که از سازمان حنیف‌نژاد و سعید محسن و بدیع‌زادگان جدا شدند و نه من. به همین شکل، افرادی چون مهندس لطف الله میثمی، دکتر رضا رئیسی، دکتر حسین رفیعی، پرویز یعقوبی، سعید شاهسوندی، حسن محرابی، علی برکش و صدها تن از مسئولان و متصدیان دیگر نیز تبدیلِ سازمان مجاهدین خلق به فرقۀ رجوی را تاب نیاوردند و از آن بریدند.</p>
<p>چندی بعد از بغداد تماس گرفتند که به عراق برگردم. گفتند باید بخشی از پناهگاه زیرزمینی رجوی در اشرف (که مسئول احداثش بودم) را بازسازی کنم. اما برای من دیگر آخر خط بود. تصمیم خودم را گرفته بود؛ لذا مستقیما سراغ رابط امنیت فرانسه که ارتباط خوبی با او داشتم رفتم. کارت‌ها و چند حساب مالی سازمان را که به نامم بود، تحویل دادم و به لندن رفتم.</p>
<p>در لندن دوستی داشتم که به او زنگ زدم و پیش او رفتم. مدتی در کارگاه او کار کردم تا توانستم اطلاعات تخصصی‌ام را به‌روز کنم و بتوانم در رشتۀ خودم (مهندسی برق) کار کنم. استخدام کنتراتی شرکت مخابرات بریتیش تلکام شدم. وقتی در انگلستان بودم، چند بار سراغم آمدند. یک روز مسعود رجوی خودش زنگ زد و بعد از احوال‌پرسی گفت که همه اینها تقصیر مریم است. از من خواست تا به تشکیلات برگردم. به او یادآوری کردم که من مثل بقیۀ اعضا نیستم و خیلی از مسائل را می‌دانم. عصبانی شد و فحش داد.</p>
<p>بعد از آن، اخبار مختلفی در بین اعضای مسئله‌دار پخش کردند که مسعود خدابنده بیمارستان است. بعد گفتند که ما اخراجش کردیم چون معتاد شده بود. حتی بچه‌های لندن یک روز تماس گرفتند و گفتند محمد سیدالمحدثین آمده لندن تا پاسخ سؤالات هواداران را بدهد. او گفته تو چون معتاد شده‌ای، برای حفظ آبروی سازمان خودت خواسته‌ای جدا شوی.</p>
<p>چندی بعد از اینکه از سازمان جدا شدم، از فرانسه مرتب زنگ می‌زدند که راضی شوم و برگردم. یک ‌بار شهرزاد صدر حاج سیدجوادی زنگ زده بود. او آن زمان در دفتر مریم رجوی بود و احتمالاً مریم هم مکالمۀ ما را می‌شنید. بعد از کمی حرف‌زدن پرسیدم: «همۀ این حرف‌ها به کنار، یک سؤال هست که اگر شما جواب بدهید خیلی از مسائل روشن می‌شود.» گفت: «بگو.» گفتم: «حاضرید ایران بهشت برین شود ولی شما را راه ندهند؟ یا مثلاً کشور گابن در آفریقا را بدهند تا شما در آنجا حکومت کنید، ولی ایران را با خاک یکسان کنند؟» جواب داد: «می‌دانستم که انقلاب خواهر مریم را درک نکرده‌ای و به همین خاطر امروز کارت به اینجا کشیده و به رهبری پشت کرده‌ای. تو خودت خوب می‌دانی که ما برای حق رهبری می‌جنگیم نه برای زمین و هوا در اینجا یا آنجا.»‌ البته در همان مکالمه فهمید که مسئله قهرکردن نیست، بلکه تضادمان بنیادی است. من هم آن روز فهمیدم که در چهل‌سالگی دیگر دوران بچگی را کنار گذاشته‌ام و باید روی پای خودم بایستم. رجوی سال‌ها کار کرد تا بتواند من نوعی را به جایی برساند که بگوییم: «گناهانمان برای خودمان و ثواب‌هایمان مال تو» و در عمق بی‌مسئولیتی، فقط پیچ‌ومهره‌های دستگاه او باشیم.</p>
<p>وقتی در لندن اعلام کردم که جدا شده‌ام، سرویس‌ها نگران شدند؛ چون بالاخره اطلاعات زیادی داشتم و تهدید ترور بود. بعدها چند بار سراغ من را گرفتند و یک‌ بار مجاهدین خلق دو نفر را به‌عنوان خبرنگار فرستادند به شهری که در آن زندگی می‌کردم؛ ولی پلیس زود متوجه شد و کاری از دستشان برنیامد. یک ‌بار هم در دو نوبت طی یک روز سعی کردند با ماشین من را زیر کنند که با انتقال مسئله به سرویس‌ها و تذکر مجدد به رابط مجاهدین خلق با سرویس، فعالیتشان محدود شد.</p>
<p>یک‌ بار دیگر که در پاریس سخنرانی داشتم، مطلع شدم مجاهدین خلق برنامۀ قتل من و خانواده‌ام را طراحی کرده‌اند. صبر کردم تا مأموران رسیدند. همسر و پسرم را به هتل برگرداندند و من به‌همراه دو مأمور به محل سخنرانی رفتیم. زمانی که رسیدیم، متوجه شدیم مجاهدین خلق با چاقو و قمه به محل جلسه حمله کرده‌اند و تعدادی دستگیر شده‌اند. تا پلیس برسد، چند نفر زخمی شده و راهی بیمارستان شده بودند. آقای آلن شوالریاس، یکی از خبرنگاران و محققان و متخصصان نسبتاً بانفوذ در زمینۀ مسائل خاورمیانه، همراه من بود که بعدها مطالبی اعتراضی علیه چاقوکشی مجاهدین خلق در پاریس منتشر کرد.</p>
<p>سال‌ها بعد از سقوط صدام حسین که ترددم به بغداد زیاد بود، یک روز در هتلی در اربیل با خانم جودیت نیوریک (خبرنگار هلندی) نشسته بودیم که از آسایش (سرویس امنیتی منطقه خودمختار عراق) زنگ زدند و گفتند که تعدادی قاتل استخدام کرده‌اند تا مرا بکشند. ماشین فرستادند و من را به سلیمانیه منتقل کردند.</p>
<p>شک نداشتم و هنوز هم ندارم کسانی که به‌قول خودشان هفده‌هزار ایرانی، بیست‌وپنج‌هزار عراقی و کرد و تعدادی اروپایی و آمریکایی را کشته اند، حتماً اگر دستشان برسد، من را هم حذف خواهند کرد. کسی که در اثر شست‌وشوی مغزی، با دستور تشکیلاتی خودش را می‌سوزاند، حتماً این قابلیت را هم دارد که در حین کشتن خودش، یکی از مخالفان سرکرده فرقه را هم بکشد.</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099">مسعود خدابنده و نجات از بند مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68099/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Jan 2026 08:55:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67874</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده عضو پیشین مجاهدین خلق بار دیگر در برنامه اینترنتی کلید واژه حضور یافت. او که در زمان عضویت در تشکیلات رجوی، محافظ شخصی او بود بر این باور است که در حوادث اخیر که با اعتراض بازاریان در ایران آغاز شد، اپوزیسیون ایران به طور خاص رجوی و رضا پهلوی ثابت کردند که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874">اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده عضو پیشین مجاهدین خلق بار دیگر در برنامه اینترنتی کلید واژه حضور یافت. او که در زمان عضویت در تشکیلات رجوی، محافظ شخصی او بود بر این باور است که در حوادث اخیر که با اعتراض بازاریان در ایران آغاز شد، اپوزیسیون ایران به طور خاص رجوی و رضا پهلوی ثابت کردند که مهره های غرب برای از بین بردن استقلال ایران هستند که او اصطلاح &#8220;نوکر&#8221; را برای این افراد به کار میبرد.</p>
<p>به گفته خدابنده، در گذر حوادث این روزهای اخیر دو مهره مریم رجوی و رضا پهلوی سوختند چرا که آنها در ارکستری شرکت کردند که با سوار شدن روی خواسته های مردم ایران، هر کس در آن نقشی داشت. به باور او مریم رجوی به دلیل روسری ای که بر سر دارد نمیتوانست چهره این ارکستر باشد و بدین ترتیب وظیفه ایجاد خشونت و آوردن سلاح به میدان را به عهده گرفت.</p>
<p>محافظ پیشین مسعود رجوی، وجه تمایز ملت ایران با ترامپ، نتانیاهو و نوکرانشان را در استقلال طلبی برای وطن میداند. او به درستی اشاره میکند که &#8220;منافع معترضین در استقلال است&#8221; .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874">اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67874/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا مکانیسم ماشه راه را برای حمله به ایران باز می‌کند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66509</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66509#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Sep 2025 08:16:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق و جاسوسی به نفع بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مزدوری]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66509</guid>

					<description><![CDATA[<p>در این برنامه همراه با مسعود خدابنده، پرونده‌های داغ منطقه و ایران را واکاوی کردیم: چرا طرح خلع‌سلاح حزب‌الله لبنان مطرح شده و چه پیامدهایی برای معادلات منطقه دارد؟ علتِ منفعل شدنِ برخی جریان‌های مقاومت عراق بعد از سال دوم جنگ غزه چیست؟ آیا حشد شعبی نقشه‌ای مستقل دارد یا بازیگری تابعِ معادلات بزرگ‌تر است؟ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66509">آیا مکانیسم ماشه راه را برای حمله به ایران باز می‌کند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در این برنامه همراه با مسعود خدابنده، پرونده‌های داغ منطقه و ایران را واکاوی کردیم:</p>
<p>چرا طرح خلع‌سلاح حزب‌الله لبنان مطرح شده و چه پیامدهایی برای معادلات منطقه دارد؟</p>
<p>علتِ منفعل شدنِ برخی جریان‌های مقاومت عراق بعد از سال دوم جنگ غزه چیست؟ آیا حشد شعبی نقشه‌ای مستقل دارد یا بازیگری تابعِ معادلات بزرگ‌تر است؟</p>
<p>سفر پزشکیان به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل چه اهمیت یا تهدیدی دارد؟ آیا سازمان ملل در مقام اجرایی است یا صرفا صحنه‌گردان سیاسی؟</p>
<p>نقش مجاهدین خلق و ساختارهای اپوزیسیون در خارج کشور — تا چه اندازه ابزار فشار یا همکاری با اسرائیل و آمریکا هستند؟</p>
<p>در پایان:<br />
اگر مکانیسم ماشه فعال شود و ایران از NPT خارج شود، آیا این بهانه لازم را به‌ دست واشنگتن و تل‌آویو می‌دهد تا مسیرِ حمله نظامی را باز کنند؟</p>
<p>اگر به تحلیل راهبردی، امنیت منطقه‌ای و آینده سیاست هسته‌ای ایران علاقه‌مندید، این برنامه را از دست ندهید و در بخش کامنت نظر خود را بنویسید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66509">آیا مکانیسم ماشه راه را برای حمله به ایران باز می‌کند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66509/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطراتی خواندنی از سرتیم حفاظت مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 Aug 2025 07:36:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66224</guid>

					<description><![CDATA[<p>چاپ چهارم کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;؛ خاطرات مسعود خدابنده از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت مسعود و مریم رجوی، با تدوین محمدجعفر بگلو، توسط انتشارات شهید کاظمی راهی بازار نشر شد. سازمان مجاهدین خلق ایران که امروزه با عنوان &#8220;منافقین&#8221; شناخته می‌شود، در حافظه تاریخی ایرانیان یادآور جنایت، ترور، خیانت و وطن‌فروشی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224">خاطراتی خواندنی از سرتیم حفاظت مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چاپ چهارم کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;؛ خاطرات مسعود خدابنده از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت مسعود و مریم رجوی، با تدوین محمدجعفر بگلو، توسط انتشارات شهید کاظمی راهی بازار نشر شد.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق ایران که امروزه با عنوان &#8220;منافقین&#8221; شناخته می‌شود، در حافظه تاریخی ایرانیان یادآور جنایت، ترور، خیانت و وطن‌فروشی است؛ البته تاریخچه مجاهدین خلق حاوی ابعاد گسترده‌تری است. این سازمان از بدو تأسیس در میانه دهه 40 تا به امروز که در گوشه‌ای از خاک آلبانی و تحت حمایت آمریکا ادامه حیات می‌دهد، منشأ تحولاتی بوده است؛ ترور مستشاران آمریکایی در سال 54، تغییر ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیست، تکاپوهای سازمان در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب، فعالیت‌های مجاهدین خلق بعد از سقوط شاه، اعلان جنگ مسلحانه علیه نظام، روی آوردن به ترور مسئولین نظام، ترورهای کور و جنایت علیه مردم ایران، همراهی با صدام و دشمن متجاوز بعثی، راه‌اندازی عملیات فروغ جاویدان علیه جمهوری اسلامی، خیانت‌های متعدد سیاسی، جاسوسی و… تنها بخشی از کارنامه سازمان مجاهدین خلق است که هنوز بعد از گذشت شش دهه از تأسیس، ناگفته‌های بسیاری پیرامون آن وجود دارد.</p>
<p>بدون تردید، روایت و واگویه‌های تاریخی از سوی اعضای سازمان می‌تواند گره‌های تاریخی متعددی را بگشاید. مسعود خدابنده یکی از همین شخصیت‌هاست. او که از پیش از پیروزی انقلاب، سمپات مجاهدین خلق بود، تا سال 1375 که از سازمان برید، تمام رده‌های سازمانی را طی کرد و به نزدیک‌ترین عنصر به مسعود و مریم رجوی تبدیل شد. وی دو دهه سابقه عضویت در سازمان را در کارنامه دارد.</p>
<p>مسعود خدابنده که با نام مستعار &#8220;رسول&#8221; در سازمان فعالیت می‌کرد، در تابستان 1360 مسئول مستقیم انتقال محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری (عاملین انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و دفتر نخست‌وزیری) بود. وی در بخشی از این کتاب، درباره انتقال کلاهی و کشمیری از ایران می‌گوید: &#8220;هم‌زمان با ورود مسعود رجوی و ابوالحسن بنی‌صدر به فرانسه (مرداد 1360)، من از لندن به پاریس اعزام شدم و سپس همراه سعید شاهسوندی برای انتقال یک فرستنده رادیویی 10 کیلوواتی و سایر وسایل ارتباطی از مونیخ به بغداد و ازآنجا به مرز کردستان ایران و از طریق کوهستان به دره زیر سردشت منتقل شدم.</p>
<p>مدتی از حضور در کردستان نگذشته بود که این مقر تبدیل به محل وصل نفرات داخل کشور به فرانسه شد. بسیاری از اعضا در آن سال‌ها به‌ویژه بعد از شکست 30 خرداد 60 از طریق مقر ما که آن زمان هم‌جوار مقر حزب دموکرات بود، به دفتر بغداد و از طریق اردن به فرانسه منتقل شدند. ازجمله این‌ها مهدی ابریشمچی و جلال گنجه‌ای بودند که همه آن‌ها را خودم از مرز تحویل گرفتم. محمدرضا کلاهی (عامل انفجار دفتر حزب جمهوری) و مسعود کشمیری (عمل انفجار 8 شهریور) هم در همین زمان و البته با فاصله زمانی کمی به مقر ما منتقل شدند.</p>
<p>مشخص بود که هیچ‌کدام را به خاطر سابقه نمی‌توانستیم به اروپا بفرستیم و دستور، نگه‌داشتن و مراقبت از آن‌ها بود. کلاهی (با نام سازمانی کریم رادیو) را که به لحاظ فنی در ایستگاه رادیو قابل‌استفاده بود در کردستان نگه داشتیم و مسعود کشمیری (با نام سازمانی باقر روابط) را که عربی بلد بود به دفتر بغداد فرستادیم…&#8221;. خدابنده اطلاعات و تحلیل‌های جالبی درباره حیات یا ممات کشمیری و کلاهی دارد.</p>
<p>وی در جای دیگری از خاطراتش می‌گوید: &#8220;در مورد انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی (7 تیر 1360) و دفتر نخست‌وزیری (8 شهریور 1360)، فکر نمی‌کنم کسی در اعضا، هواداران، اعضای شورا و یا جداشدگان باشد که نداند این دو عملیات کار سازمان بوده است. رجوی بارها در جلسات خصوصی، این مسئولیت را گردن گرفت. او علناً مسئولیت این دو عملیات را می‌پذیرفت و می‌گفت: این خشم خلق قهرمان بود! عامل اصلی دو عملیات 7 تیر و 8 شهریور 1360، دو نفر به نام‌های محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری بودند؛ کسانی که وظیفه انتقال آن‌ها از ایران، بر عهده من گذاشته شد.&#8221;</p>
<p>روایت‌های او از جلسات داخلی سازمان، بدیع و جالب است. مثلاً او ذیل مبحثی با عنوان &#8220;نشست معاصی&#8221; می‌گوید: &#8220;من جزو اولین کسانی بودم که در نشست‌های طلاق مریم عضدانلو از مهدی ابریشمچی و ازدواجش با مسعود رجوی شرکت کردم. آن زمان، این جلسات به‌عنوان &#8220;نشست معاصی&#8221; مشهور بود. جوان‌ترین اعضای حاضر در آن جلسات من بودم و لذا بیشتر ناظر بودم تا فعال. جوهره این نشست‌ها این بود که مسعود با همسر دوستش یعنی مهدی رابطه جنسی برقرار کرده ولی این معصیت و گناه نیست. چون مسعود رهبر است. بعد هم تئوری‌هایی به دنبال این اصل آمد که مثلاً معصوم بودن امامان به این نیست که کاری نکرده‌اند، بلکه بدین خاطر است که بالاتر قرار دارند و آنچه برای مردم معصیت است، نه‌تنها برای آنان معصیت نیست بلکه عین ثواب است!&#8221;</p>
<p>روابط سازمان مجاهدین خلق با شخصیت‌هایی چون بازرگان، بنی‌صدر، منتظری و… از جمله فصول مهم خاطرات خدابنده است. خدابنده همچنین اطلاعات بسیار جالبی درباره شخصیت مسعود و مریم رجوی دارد که بیانگر روحیات، اخلاق، سبک زندگی آنان است.</p>
<p>از دیگر فصول مهم و جالب توجه &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;، افشای تلاشی است که سازمان مجاهدین خلق در سال 1367 برای ترور آیت‌الله خامنه‌ای -رئیس جمهور وقت – صورت داد. خدابنده که رابط اصلی این عملیات را می‌شناخت، بعدها جزئیات آن طرح را از وی شنید.</p>
<p>&#8220;تهران تا تیرانا&#8221; همچنین حاوی رازهایی از پادگان اشرف است. راوی به خوبی فضای داخلی این اردوگاه را ترسیم می‌کند و می‌گوید که چگونه عده‌ای از اعضای سازمان در این کمپ، قربانی زیاده‌خواهی و کینه سرکرده سازمان شدند. خدابنده همچنین در خاطراتش از طرح‌ها و نقشه‌های سازمان برای جذب خوانندگان، هنرمندان و افراد مشهور از جمله خدیجه اشرف‌السادات مرتضایی (مرضیه) سخن می‌گوید.<br />
چاپ چهارم کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;؛ خاطرات مسعود خدابنده از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت مسعود و مریم رجوی، با تدوین محمدجعفر بگلو در 160 صفحه قطع رقعی با شمارگان هزار نسخه و با قیمت 120 هزار تومان توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار نشر شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224">خاطراتی خواندنی از سرتیم حفاظت مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ماجرای شکست یک کودتا، رد خون</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65615</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65615#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jun 2025 20:50:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65615</guid>

					<description><![CDATA[<p>ماجرای شکست یک کودتا، رد خون طرح آمریکا، اسرائیل و رجوی برای خرابکاری و آشوب در داخل ایران چه بود و چگونه کارتشان سوخت&#8230;.!؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65615">ماجرای شکست یک کودتا، رد خون</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ماجرای شکست یک کودتا، رد خون<br />
طرح آمریکا، اسرائیل و رجوی برای خرابکاری و آشوب در داخل ایران چه بود و چگونه کارتشان سوخت&#8230;.!؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65615">ماجرای شکست یک کودتا، رد خون</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65615/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق چگونه تبدیل به جاسوس سرویس‌های اطلاعاتی غربی شدند؟!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64298</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64298#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Mar 2025 06:55:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64298</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، سرتیم حفاظتی مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق که به عنوان شاهد در جلسه 29 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق شرکت کرد، درباره تغییر شکل سازمان مجاهدین خلق از دستگاهی نظامی – تروریستی به دستگاهی اطلاعاتی – تبلیغاتی می گوید: در حال حاضر سازمان مجاهدین تغییر شکل داده است. یک زمانی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64298">مجاهدین خلق چگونه تبدیل به جاسوس سرویس‌های اطلاعاتی غربی شدند؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، سرتیم حفاظتی مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق که به عنوان شاهد در جلسه 29 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق شرکت کرد، درباره تغییر شکل سازمان مجاهدین خلق از دستگاهی نظامی – تروریستی به دستگاهی اطلاعاتی – تبلیغاتی می گوید:</p>
<p>در حال حاضر سازمان مجاهدین تغییر شکل داده است. یک زمانی این سازمان با محوریت صدام و مسعود رجوی فقط عملیات‌های تروریستی نظامی انجام می‌داد. این دستگاه تروریستی نظامی پس از ترکی فیصل (که بدون هماهنگی مرگ مسعود رجوی را اعلام کرد) به یک دستگاه اطلاعاتی تبلیغاتی تبدیل شد. محوریت این سازمان هم به ترکی فیصل و مریم رجوی سپرده شد. پس از مرگ صدام جایی برای مسعود رجوی در این سازمان وجود نداشت، بنابراین باید زنده یا مرده کنار گذاشته می‌شد. بار‌ها تلاش کردم در دادگاه بروکسل صحبت کنم، اما اجازه آن را به من ندادند.</p>
<p>وی می افزاید: اعضایی که از منافقین جدا می‌شوند توسط این گروهک تهدید می‌شوند و کلاهی نیز توسط همین گروهک کشته شد. منافقین برای تبلیغات در غرب دست بازی دارند و محتوا‌هایی که تولید می‌کنند با همکاری ترکی فیصل در سراسر دنیا منتشر می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64298">مجاهدین خلق چگونه تبدیل به جاسوس سرویس‌های اطلاعاتی غربی شدند؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64298/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره‌ای عجیب از فشار‌های رجوی به اعضای گروه برای طلاق اجباری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64285</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64285#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Mar 2025 04:54:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64285</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، سرتیم حفاظتی مسعود رجوی با حضور در جلسه 29 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق، گوشه ای از مشاهدات عینی و تجربیات خود را با حضار در میان گذاشت. خدابنده درباره انقلاب ایدئولوژیک و دستور طلاق اجباری که بر مبنای آن تمامی اعضا اعم از متأهل و مجرد، مجبور بودند همسران خود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64285">خاطره‌ای عجیب از فشار‌های رجوی به اعضای گروه برای طلاق اجباری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، سرتیم حفاظتی مسعود رجوی با حضور در جلسه 29 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق، گوشه ای از مشاهدات عینی و تجربیات خود را با حضار در میان گذاشت.</p>
<p>خدابنده درباره انقلاب ایدئولوژیک و دستور طلاق اجباری که بر مبنای آن تمامی اعضا اعم از متأهل و مجرد، مجبور بودند همسران خود و همسران در رؤیای خود را طلاق بدهند توضیحاتی ارائه کرد و خاطره ای در این مورد نقل کرد:</p>
<p>کشمیری حاضر به طلاق همسرش نبود و در جلسه‌ای قصد تنبیه او را داشتند، من در اون جلسه حضور داشتم که مسعود رجوی در آن جلسه گفت که اقدامات کشمیری در حادثه انفجار برای گذشته است و حسابش سواست باید همسرش را طلاق دهد و اگر حنیف نژاد هم الان زنده بود اگر همسرش را طلاق نمی‌داد، دیگر مجاهد نبود. مجاهد نبودن یعنی تهدید به زندان و این موضوع را همه اعضا می‌دانستند.</p>
<p>قاضی: یعنی در اصل تهدید می کرد؟</p>
<p>&#8211; بله تهدید می کرد یه سری کلمات هست که فقط مجاهدین معناش رو می فهمند مثلا وقتی می گفتند مجاهدین سی به معنی این نیست که برو خونه ات یعنی ابو غریب و این مثل ارتداد میمونه و لم یرتابو باید بشه و دیگه مجاهدی نیستی و&#8230;ما می فهمیدیم داره چی میگه.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64285">خاطره‌ای عجیب از فشار‌های رجوی به اعضای گروه برای طلاق اجباری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64285/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات بادیگارد رجوی به چاپ چهارم رسید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Feb 2025 09:08:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64164</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده در سازمان مجاهدین خلق به چاپ چهارم رسید. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده از ۲۰ سال حضور در سازمان مجاهدین خلق به چاپ چهارم رسید. خدابنده که در طول دو دهه عضویت در سازمان مجاهدین خلق توانست تا مرکزیت سازمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164">کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات بادیگارد رجوی به چاپ چهارم رسید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده در سازمان مجاهدین خلق به چاپ چهارم رسید.</p>
<p>به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده از ۲۰ سال حضور در سازمان مجاهدین خلق به چاپ چهارم رسید. خدابنده که در طول دو دهه عضویت در سازمان مجاهدین خلق توانست تا مرکزیت سازمان پیش برود، خاطرات جالبی از دوران حضور در جمع مجاهدین خلق دارد.</p>
<p>دیده‌های خدابنده به عنوان سرتیم حفاظت از مسعود و مریم رجوی، اطلاعات او درباره شخصیت سرکرده سازمان مجاهدین خلق، سرنوشت مسعود رجوی، عملیات‌های سازمان و تشکیلات مجاهدین خلق در نوع خود جالب توجه است. او همچنین اطلاعات تازه‌ای درباره برخی شخصیت‌های مطرح مجاهدین خلق مثل کلاهی و کشمیری ارائه داده و ناگفته‌هایی از کمپ رازآلود اشرف روایت کرده است.</p>
<p>بعد از عملیات تروریستی ۷ تیر ۱۳۶۰، محمدرضا کلاهی (عامل بمب‌گذاری در حزب جمهوری) توسط خدابنده از ایران به عراق منتقل شد. دو ماه بعد از این ماجرا، عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری (مسعود کشمیری) نیز توسط او از مرز غربی ایران به عراق انتقال پیدا کرد. خدابنده در خاطراتش به چند نقشه تروریستی ناموفق مجاهدین خلق در دهه ۶۰ اشاره کرده است.</p>
<p>این عضو جدا شده مجاهدین خلق در خاطراتش اطلاعاتی درباره عملیات سایبری مجاهدین خلق ارائه داده است. او همچنین به طرح و برنامه مجاهدین خلق در دهه شصت پرداخته و از طرح &#8220;بانک خون&#8221; در سازمان پرده برداشته است. طرح‌های عملیاتی دیگری مثل طرح &#8220;هفت هفتم&#8221; و &#8220;زدن سرانگشتان رژیم&#8221; از دیگر مواردی است که در خاطرات عضو جداشده مجاهدین خلق موشکافی شده است.</p>
<p>&#8220;تهران تا تیرانا&#8221;؛ خاطرات مسعود خدابنده با پژوهش و مصاحبه محمد جعفربگلو تدوین و در انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.</p>
<p>خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164">کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات بادیگارد رجوی به چاپ چهارم رسید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افشاگری مسعود خدابنده در جلسه ۲۹ دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64146</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64146#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Feb 2025 10:07:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64146</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، سر تیم حفاظتی مسعود رجوی به عنوان شاهد عینی در جلسه 29 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور پیدا کرد و مشاهدات خود از جنایات سرکردگان گروه را با حضار در میان گذاشت. او که به واسطه مسئولیتش از نزدیک شخصیت مسعود رجوی را می شناسند، در این باره می گوید: [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64146">افشاگری مسعود خدابنده در جلسه ۲۹ دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، سر تیم حفاظتی مسعود رجوی به عنوان شاهد عینی در جلسه 29 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور پیدا کرد و مشاهدات خود از جنایات سرکردگان گروه را با حضار در میان گذاشت.</p>
<p>او که به واسطه مسئولیتش از نزدیک شخصیت مسعود رجوی را می شناسند، در این باره می گوید: شخصیت این را من و افراد اطراف او بدتر کردیم. اگر اولش خود بزرگ بین بود در زمان جدایی من دیگر خدا شده بود.</p>
<p>مسعود خدابنده، بعد از اینکه مریم رجوی را از عراق به فرانسه منتقل کرد از گروه اعلام جدایی کرد، مدارکش را تحویل داد و از مناسبات کناره گیری کرد:  از سال 1997 در رابطه با مجاهدین فعال بوده ام و به همراه همسرم سه کتاب در این باره تألیف کردیم.</p>
<p>خدابنده در پاسخ به این سئوال قاضی که آیا از طرف متهمین دستوری مبنی بر شکنجه مردم، اعضا و یا اسرای جنگ ایران و عراق شنیده یا خیر  می گوید:</p>
<p>&#8230;مثلاً ابریشم چی تعریف می کرد که وقتی می‌خواستند اسرا را به کمپ اشرف بیاورند، اعضای مجاهدین و ‌نیروهای عراقی این اسرا را به مدت سه چهار روز بدون آب و غذا شکنجه کردند. مجاهدین و ‌نیروهای عراقی با تشکیل دو صف یک تونل تشکیل می‌دادند و اسرا حین عبور از این تونل با چوب و چماق مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند. پس از سه روز اندکی غذا به این اسرا دادند و تا سه روز مجدداً در گرسنگی نگه داشتند و پس از سه روز دوم دوباره غذای کمی به آنها دادند. خیلی از اسرا بر اثر این گرسنگی‌ها جانی در بدن نداشتند.</p>
<p>وی ادامه داد: به خاطر دارم که ابریشم‌چی و یک نفر دیگر در پوششی ساختگی از این افراد فیلم گرفتند. از قصابی، سالن غذاخوری و بخش‌های مختلف فیلم می‌گرفتند که اسرا در حال جشن و رقص و پایکوبی بودند. این فیلم‌ها را به اسرای دیگر نشان ‌می‌دادند و می‌گفتند ما دشمن شما نیستیم و ‌می‌خواهیم شما را از دست نیروهای بعثی ‌نجات دهیم ‌و از همین روش ‌اسرا را جذب گروه می‌کردند.</p>
<p>عضو سابق مجاهدین خلق ابراز امیدواری می کند که با افشای حقایق و بسته شدن فضا برای فعالیت های این گروه، جوانان به راهی که رفته اند کشیده نشوند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64146">افشاگری مسعود خدابنده در جلسه ۲۹ دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64146/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اظهارات مسعود خدابنده در بیست و نهمین جلسه محاکمه سران مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64109</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64109#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Feb 2025 10:08:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64109</guid>

					<description><![CDATA[<p>در جلسه بیست نهم دادگاه محاکمه ماهیت گروه مجاهدین خلق و 104 تن از سران این گروه، مسعود خدابنده یکی از اعضای جدا شده از این تشکیلات حضور یافت. مسعود خدابنده عضو پیشین سازمان مجاهدین خلق که ۱۶ سال در این گروه عضو بود در جلسه بیست و نهم که روز سه شنبه 30 بهمن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64109">اظهارات مسعود خدابنده در بیست و نهمین جلسه محاکمه سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در جلسه بیست نهم دادگاه محاکمه ماهیت گروه مجاهدین خلق و 104 تن از سران این گروه، مسعود خدابنده یکی از اعضای جدا شده از این تشکیلات حضور یافت.</p>
<p>مسعود خدابنده عضو پیشین سازمان مجاهدین خلق که ۱۶ سال در این گروه عضو بود در جلسه بیست و نهم که روز سه شنبه 30 بهمن ماه برگزار شد، مسعود خدابنده یکی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق که ۱۶ سال در این گروهک عضو بود در جایگاه حاضر شد و قسم یاد کرد که در دادگاه جز راست نگوید.</p>
<p>خدابنده در دادگاه گفت: من چند سال قبل از انقلاب با سازمان آشنا شدم و بعد به انگلیس رفتم و عضو سازمان شدم و ۲ سال در کردستان ایران بودم. بعد از آن با مسعود رجوی به عراق رفتم. رفت و آمد به عراق و اروپا داشتم. مریم رجوی را از عراق به فرانسه بردم در فرانسه تصمیم به جدا شدن از سازمان گرفتم، ۲ پاسپورت داشتم که تحویل دادم و به لندن رفتم و از سال ۱۹۹۸ در ارتباط با سازمان مجاهدین بودم. با کمک همسرم ۳ کتاب در مورد مجاهدین نوشتم. در این مدت در دادگاهی هم به عنوان شاهد شرکت کردم. امروز در این دادگاه حاضر شدم. من تمام کتاب‌ها و جزوات معرفی شده در دادگاه را تایید می‌کنم.</p>
<p>قاضی پرسید: چه مدت در سازمان بودید؟</p>
<p>خدابنده عضو جدا شده سازمان گفت: مدت ۱۵ سال در سازمان بودم. در انگلیس به عنوان هوادار حضور داشتم. کمیته حمایت از مجاهدین خلق را با کمک دکتر رضا رئیسی در لندن تاسیس کردیم. بعد به زندان رفتم. بعد از آزادی به پاریس رفتم. ماموریت پیدا کردم که رادیو مجاهد را به منطقه سردشت ببرم که ۲ سال در این منطقه بودم. بعد از آن به عراق و پاریس رفتم. در پاریس مسئول حفاظت از دختر بنی صدر بودم. بعد از طلاق مسعود رجوی از دختر بنی صدر، همراه مریم رجوی بودم. در تیم تحویل‌گیری کمپ اشرف و توسعه آن حضور داشتم. مدتی بعد از سازمان جدا شدم و از آن زمان مطالبی در ارتباط با مجاهدین جمع‌آوری کردم. تا کنون بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای جدا شده سازمان را با همراهی خودشان به روانشناس معرفی کردم تا مشخص شود فردی مانند من عضو سازمان شده است و دست به این اقدامات زدیم.</p>
<p>وی ادامه داد: من تمام وقت برای سازمان کار می‌کردم. پدرم تا زمانی که زنده بود باور نمی‌کرد که عضو سازمان شده‌ام و می‌گفت شما را نمی‌بخشم.</p>
<p>قاضی به این عضو جدا شده از سازمان گفت: الگویی که موجب شده در سازمان جلب شوید را تعریف کنید؟</p>
<p>مسعود خدابنده یکی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق که ۱۶ سال در این گروهک عضو بود گفت: روند تولید فردی که به خود بمب ببندد و آن را منفجر کند، دیگر کتابش موجود است. افرادی را به عنوان سرکرده نام بردند این افراد را هم شکنجه کردند و هم به بقیه دستور دادند که شکنجه کنند. مهدی ابریشم‌چی را تحویل گرفتم به کردستان بردم این آدم وقتی که آمد، با آدمی که بعدها شکنجه می‌کرد فرق می‌کرد همینطور مسعود رجوی که اوایل دیدیم با رجوی که پیش صدام رفت فرق می‌کرد. قبح‌ها کم کم می‌ریزد و یک آدم معمولی به یکباره نمی‌تواند شکنجه‌گر شود.</p>
<p>قاضی افزود: خودتان مستقیما از مسعود رجوی، مریم رجوی و ابریشم‌چی و افراد دیگر دستور شکنجه شنیدید؟ شما جزو تیم محافظان افرادی بودید که مرکزیت این سازمان را برعهده داشتند دستور بر شکنجه مردم و یا اعضا و اسیران جنگی ایرانی که توسط صدام اسیر می‌شدند را شنیدید؟</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: در عراق جلسات کوچکتر برگزار می‌کردند که افراد کارها را یاد بگیرند و در جلسات بزرگتر به بقیه خط دهند. گردان رهبری در این جلسات کوچک بودند مانند مهدی ابریشم‌چی. یک شورای رهبری در آن زمان درست شده بود و به یک سری هم با مسعود رجوی آمده بودند مانند مهدی ابریشم‌چی و دیگرانی بودند. منفرد و سیاه کلا و فرشته شادلو و ابوالقاسم رضایی و محمود عطایی و مرتضی اسماعیلیان که به او جواد خراسان می‌گفتیم.</p>
<p>وی گفت: در این جلسات مردان را مجبور می‌کردند تا به زنان خود فحش دهند و زنان خود را طلاق دهند. یکی از این افراد به نام فرمانده کمال در آن جلسه بود که قبول نمی‌کرد و او را بیرون بردند و نیم ساعت بعد گفتند او خود را آتش زده است. عملا مسعود و دستگاه او مدعی بود این کارها را علیه من انجام می‌دهند و باید این افراد را طوری از بین برد که صدایشان شنیده نشود. صدای مسعود وجود دارد که در جلسه‌ای می‌گوید چه مقدار پول بگیرید و یک عمل تروریستی را انجام دهید.</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: در زمانی که عملیات فروغ جاویدان و مرصاد بود که من پشت بی‌سیم بودم، مسعود و مریم رجوی بودند و ابراهیم ذاکری و ابریشم‌چی و یک رابط عراق نیز آنجا بود و در اتاق بغلی نشسته بودند بین ما و عراق نشسته بودند چراکه عراق باید پشتیبانی هوایی و لجستیک و سوخت می‌داد و وقتی مسعود درخواست نیروی هوایی بیشتری کرد و وقتی گیر افتاده بودند افسران عراقی می‌گفتند ما نمی‌توانیم و می‌گفتند شما باید عقب نشینی کنید چراکه این جنایت جنگی است چراکه می‌دیدند همه نیروها در حال کشته شدن هستند و پیروزی در کار نیست. بعد هلیکوپتری آمد مسعود را پیش صدام برد و او گفته بود امکان تامین هوایی نداریم و باز هم مسعود رجوی عقب‌نشینی نداد. تنها به ابراهیم ذاکر و ابریشم‌چی، اجازه داد.</p>
<p>قاضی گفت: آیا صدام از ماهیت اقدام مسعود رجوی مطلع بود؟</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: می‌دانستم این دستگاه از جای دیگری تزریق می‌شود بدین معناکه منافقان خودشان تصمیم به حمله نگرفتند و سه روز هم فرصت داشتند وگرنه مرز بسته می‌شد و برای صدام محرز بود که مجاهدین به جایی نمی‌رسند ولی رجوی همیشه امید داشت، تنها چیزی که از مسعود رجوی شنیدم این بود که ما می‌رویم و وقتی به کرمانشاه رسیدیم مردم بلند می‌شوند و دیگر کار تمام می‌شود. ولی در اسلامشهر هم مردم با آن‌ها در حال جنگ بودند و مشخص بود که نه تنها در کرمانشاه بلکه در اسلامشهر مردم مقابله می‌کردند. خیلی از مردم عادی هم کشتند. تا آنجایی که به مریم در جلسه، می‌گفت زرکش نیاید، یا اینکه می‌گفت چه کسانی برگردند و من آن‌ها را می‌بردم. نوار حمله به ایران وجود دارد. اینکه یک نفر دستور حمله‌ای به دشمن یک کشور بدهد و خودش هم در آن کشور باشد، من در هیچ کشور دیگری ندیدم، متاسفانه این اتفاق از سوی منافقان افتاد.</p>
<p>سپس خدابنده گفت: شما ابریشم‌چی را مثال زدید. من بارها شاهد کارهای سخیف وی بودم یکی از کارهایی که از او به یاد دارم رفتاری بود که با اسرا داشت. مهدی ابریشم‌چی برایم تعریف کرد: وقتی می‌خواستند اسرا را به کمپ اشرف بیاورند، اعضای مجاهدین و ‌نیروهای عراقی این اسرا را به مدت سه چهار روز بدون آب و غذا شکنجه کردند. مجاهدین و ‌نیروهای عراقی با تشکیل دو صف یک تونل تشکیل می‌دادند و اسرا حین عبور از این تونل با چوب و چماق مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند. پس از سه روز اندکی غذا به این اسرا دادند و تا سه روز مجدداً در گرسنگی نگه داشتند و پس از سه روز دوم دوباره غذای کمی به آنها دادند. خیلی از اسرا بر اثر این گرسنگی‌ها جانی در بدن نداشتند.</p>
<p>وی ادامه داد: به خاطر دارم که ابریشم‌چی و یک نفر دیگر در پوششی ساختگی از این افراد فیلم گرفتند. از قصابی، سالن غذاخوری و بخش‌های مختلف فیلم می‌گرفتند که اسرا در حال جشن و رقص و پایکوبی بودند. این فیلم‌ها را به اسرای دیگر نشان ‌می‌دادند و می‌گفتند ما دشمن شما نیستیم و ‌می‌خواهیم شما را از دست نیروهای بعثی ‌نجات دهیم ‌و از همین روش ‌اسرا را جذب گروهک می‌کردند.</p>
<p>وی با اشاره به اقدامات فهیمه اورانی در سازمان ‌مجاهدین خلق، گفت: فهیمه اورانی را من آوردم. وی پس از مسعود و مریم رجوی در ردیف رهبران گروه بود. فهیمه، خانمی بود که در آلمان از این گروهک هواداری می‌کرد. زمانی که انقلاب ایدئولوژیک رقم خورد و قرار شد همه از همسران خود طلاق بگیرند و با مریم رجوی ازدواج کنند، این شخص نامه‌ای به مسعود رجوی نوشت و ادعا کرد که از همسر و فرزندش جدا شده و قصد ازدواج با مسعود رجوی را دارد. به دستور مسعود رجوی وی را به بغداد منتقل کردیم. ‌فهیمه اورانی مسبب شکنجه خیلی از افراد سازمان شد. همان اواخر او را مامور کرده بودند که به مردان نزدیک شود و افرادی را که به اصول سازمان پایبند نبودند را به سازمان معرفی می‌کرد و آنها را برای شکنجه به زندان می‌بردند.</p>
<p>این عضو جدا شده از فرقه رجوی تصریح کرد: جواد خراسان یکی از اعضای این گروهک برایم تعریف می‌کرد که محسن سیاه‌کلاه جوری مرا شکنجه می‌کرد که باورم نمی‌شد کسی که دوست نزدیک من است مرا شکنجه کند تا آدم شوم. ضربات وی به حدی بود که دستم شکست. در واقع این شکنجه‌ها به این خاطر بود که جواد خراسان خواسته بود که کاری ‌به ‌او نداشته باشند، گزارش ننویسد و او را به جلسات نبرند.</p>
<p>وی‌ اضافه کرد: مژگان‌ ‌پارسیایی همانند من یکی از دانشجویان مقیم آمریکا بود اینکه در شکنجه‌ها با سازمان همراهی کرده و افراد زیادی را شکنجه کرده بود او را به عنوان یکی از مسئولین پادگان اشرف معرفی کردند. همه ارتقاها و پست‌هایی که به افراد می‌دادند بر همین اساس بود. وقتی که در منطقه بودم و می‌خواستیم نحوه کار با بی‌سیم را به اعضا آموزش دهیم مژگان پارسیایی به ما معرفی شد که کار با بی‌سیم را یاد بگیرد تا بتواند ارتباطات برقرار کند. وقتی که کدها را به او می‌دادم سواد خواندن و نوشتن نداشت. حالا همین شخص بی‌سواد یکی از سران مجاهدین خلق شده و زندانی‌های زمان شاه را شکنجه می‌کند.</p>
<p>عضو پیشین مجاهدین خلق با تاکید بر حمایت گسترده برخی دولت‌ها از این گروه تروریستی، گفت: من ۳ پاسپورت داشتم که می‌توانستم تمام دنیا را با آن‌ها بچرخم؛ قطعاً یک نفر این راه را برای ما باز کرده بود که ما در جریان آن نبودیم.‌در اردن و عراق کارت تردد با سلاح داشتیم و کسی کاری به ما نداشت. در برخی کشورهای اروپایی نیز این اتفاق می‌افتاد اما کمی مخفی‌تر بود. به ‌نظر من سازمان مجاهدین خلق هرگز قبل از انقلاب شکل نمی‌گرفت و فعالیتش پس از انقلاب گسترش پیدا نمی‌کرد مگر اینکه یک حامی و پشتیبان بزرگ از او حمایت می‌کرد.</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: در جلسات با آمریکایی‌ها در عراق گفته می‌شد که شما به بن بست رسیدید و صدام هم همینطور. باهم باشید تا آخر ببنیم چه می‌کنید؟ بعد هم چطور می‌خواهید اعلام کنید به من مربوط نیست، بین جنگ اول خلیج فارس و دوم، یک نفر را به عنوان خبرنگار وال استریت ژورنال نزد مسعود رجوی و دوستانش، آخر حرفش این بود که ما هم اکنون با صدام مخالف هستیم، رجوی می‌گفت خب شما با ما موافق بودید. گفت می‌دانم شما بیاید صحبت کنیم و نفراتی را بفرستید به امریکا تا مشخص شود باید با شما چه کنیم و کجا بفرستیم تان؟ رجوی گفت: شما اول بگویید کجا بهتر از اینجا تا من بله یا خیر را بگویم. بعد خبرنگار در لفافه‌ای گفت شما نیرو دارید و بدون اینها نمی‌توانید. رجوی گفت: دفاتر را بیاورید و گفت پول این کامیون‌ها را مردم ایران دادند و جزئیات دیگر که طرف عصبانی شد و به من گفت که می‌خواهم برگردم. او گفت دو نفر دیگر با من به فرودگاه بیایند تا من به کشورم برگردم.</p>
<p>وی افزود: مسعود رجوی پیش صدام ماند و تقاص اش را هم کشید. مریم رجوی را که به پاریس اوردیم قرار بود از انجا به امریکا برویم همان موقع هم دیگر اینها را تحویل نمی‌گرفتند او به رابط پبتاگون اصرار می‌کرد به من ویزا دهند تا مخفیانه نیایم. او رفت و برگشت گفت ویزای من را هم باطل کردند و هرکسی برگردد را دیگر به زندان می‌اندازند. ما هم مجبور شدیم علنی کنیم که مریم رجوی در پاریس است این رابطه پشت جبهه گروهی مانند مجاهدین خلق است. خدا از سر تقصیرات شاه نگذرد که نگذاشت ما کتاب بخوانیم اکثر مجاهدین یا برقکار و یا مکانیک بودند. بعضی ها، اما وارد بودند و سید المحدثین از اول می‌دانست که چه می‌کند؟ با اینکه از خانواده مذهبی بود، اما مشکلی هم نداشت، اما اکثرشان به این شکل وارد سازمان شدند.</p>
<p>وی افزود: اگر بخواهم درباره کلاهی و کشمیری در یک جمله بگویم، سازمان مجاهدین و شخص مسعود رجوی از آنها اطلاع داشت، من در ان زمان در لندن در شب قبل از انفجار حزب جمهوری به ما گفتند جلوی سفارت بروید و بنویسید مرگ بر بهشتی. مصطفی افشار که مترجم عربی رجوی بود و مخفیانه به لندن آمد و من را به تهران وصل کرد.</p>
<p>قاضی گفت: مترجمان رجوی چه کسانی بودند؟</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: حسین‌نژاد، باقر کشمیری بود ولی افشار کسی است که مترجم خصوصی و مورد اعتماد او بود. این حرف از ذهن من پاک نمی‌شود که مسعود رجوی هزار بار بیان کرده و هروی این‌ها را تشویق کرد. کلاهی بعدا که به بغداد برگشتیم و کمپ اشرف راه افتاد، او بیشتر کار فنی می‌کرد و پمپی در قرارگاه جلاله خراب شده بود که می‌خواست برود پمپ را درست کند اجازه نمی‌دادند، من گفتم که با او می‌روم لذا اجازه دادند. فکر نمی‌کنم کسی در سازمان مجاهدین شک داشته باشد که سازمان این برنامه‌ها را ریخت و این کارها را انجام داد.</p>
<p>وی افزود: ما باید بی‌سیم‌ها را جابجا می‌کردیم که فرکانس‌های ارتش را بگیرد و کار فنی می‌کردیم. کلاهی که آنجا بود به مهندس بنا گفتم بیا به تو هم کار را یاد بدهم. ابراهیم ذاکری گفت ما بلد هستیم، ذاکری در تهران الکترونیک تدریس می‌کرد و آن زمان به او یاد دادم ما آن زمان فرکانس بی‌سیم‌ها را عوض می‌کردیم تا بتوانیم کمیته را بگیریم که می‌گفت شبکه عبدالله پیام که ما ببینیم کجا می‌روند و اگر دنبال ما افتادند فرار کنیم. کشمیری و جواد قدیری یک روزی رفتند جلوی رکن دو و جلوی کودتا را گرفتند و به کودتای بختیار کمک کردند و همین‌ها رفتند بمب گذاشتند.</p>
<p>وی بیان کرد: جواد خراسان در حال حاضر در آلبانی حضور دارد و به اقدامات خود علیه جمهوری اسلامی و در حمایت از مجاهدین ادامه می‌دهد. من به همراه یک پزشک به افرادی که به تازگی از گروهک جدا شده بودند کمک می‌کردیم و برای آنها جای خواب پیدا می‌کردیم. مجاهدین پس از اطلاع از این موضوع شروع به آزار و اذیت این پزشک کردند. در یک مرحله ۴۰ تا ۵۰ نفر از اعضای مجاهدین به سرکردگی جواد خراسان این پزشک و همسرش را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پشتیبانی از این گروهک اگرچه در شرایط امروزی کم شده، اما همچنان ادامه دارد. آلبانی کشوری است که اسامی خیابان‌های آن با تغییر رئیس جمهور آمریکا تغییر می‌کند، یعنی در حال حاضر دو خیابان در آلبانی به نام ترامپ نامگذاری شده است. آن منطقه به طور کامل در دست آمریکاست و به ازای آن به آلبانیایی‌ها ویزای کار در انگلیس و اروپا می‌دهند؛ بنابراین حمایت از مجاهدین در آلبانی هم اگرچه کم شده، اما همچنان ادامه دارد.</p>
<p>وی ادامه داد: در زمان صدام اگر من قصد اجرای پروژه‌ای داشتم هزینه آن را به من می‌دادند، اما سال‌هاست که دیگر این اتفاق نمی‌افتد و نمی‌توانند شخصی را از مثلا کانادا دعوت کرده، هزینه اقامت و سایر مخارج وی را بپردازند تا در تجمعات مجاهدین شرکت کند، برای همین از افراد داخل همان کشور استفاده می‌کنند. یک سناتور آمریکایی به من می‌گفت وقتی کسی در حال ضربه زدن به جمهوری اسلامی است ما با او دشمنی نمی‌کنیم.</p>
<p>قاضی پرسید: این اظهارات مربوط به چه زمانی است؟</p>
<p>خدابنده جواب داد: ۴ یا ۵ سال پیش.</p>
<p>در حال حاضر سازمان مجاهدین تغییر شکل داده است. یک زمانی این سازمان با محوریت صدام و مسعود رجوی فقط عملیات‌های تروریستی نظامی انجام می‌داد. این دستگاه تروریستی نظامی پس از ترکی فیصل (که بدون هماهنگی مرگ مسعود رجوی را اعلام کرد) به یک دستگاه اطلاعاتی تبلیغاتی تبدیل شد. محوریت این سازمان هم به ترکی فیصل و مریم رجوی سپرده شد. پس از مرگ صدام جایی برای مسعود رجوی در این سازمان وجود نداشت، بنابراین باید زنده یا مرده کنار گذاشته می‌شد. بارها تلاش کردم در دادگاه بروکسل صحبت کنم، اما اجازه آن را به من ندادند.</p>
<p>وی افزود: اعضایی که از مجاهدین خلق جدا می‌شوند توسط این گروهک تهدید می‌شوند و کلاهی نیز توسط همین گروهک کشته شد. مجاهدین برای تبلیغات در غرب دست بازی دارند و محتواهایی که تولید می‌کنند با همکاری ترکی فیصل در سراسر دنیا منتشر می‌شود.</p>
<p>این عضو جداشده از تشکیلات رجوی در رابطه با دادگاه محاکمه حمید نوری در سوئد، گفت: من اصلا آقای نوری را ندیده و نمی‌شناسم، اما افرادی که در دادگاه علیه او شهادت دادند حتی یک نفر در بینشان وجود نداشت که آدم درست و حسابی باشد. همه این شاهدان اسم و هویت جعلی داشتند و حتی شغل آدرس و مواردی که در دادگاه عنوان می‌کردند دروغ بود. این اقدام با برنامه‌ریزی ترکی فیصل انجام شد تا یک مقام ایرانی به کشوری برود، بازداشت شود و برای محاکمه در اختیار کشور دیگری قرار گیرد تا بعدها بتوانند او را با زندانیانی که در ایران دارند تبادل کنند. مریم رجوی از اینکه اعضای گروهک را به سوئد اعزام کند ترس داشت و فکر می‌کرد اگر به سوئد بروند باز نمی‌گردند برای همین دادگاه را در آلبانی برگزار کردند.</p>
<p>قاضی دهقانی خطاب به این عضو جداشده سازمان گفت: آیا کادر مرکزی سازمان در جریان اقدامات کشمیری بوده است؟</p>
<p>خدابنده گفت: سعید شاهسوندی عضو کادر مرکزی بود و به من گفته بود که از اقدامات کشمیری اطلاع داشتند.</p>
<p>قاضی پرسید: آیا از طراحی و آموزش کشمیری اطلاع داشتند؟</p>
<p>خدابنده گفت: در مورد کلاهی به صورت قطعی می‌توانم بگویم که تحت آموزش سازمان بوده و با ابراهیم زاکری ارتباط داشته.</p>
<p>قاضی گفت: آیا مسعود رجوی در مورد کشمیری و حادثه ۸ شهریور صحبتی کرده بود؟</p>
<p>خدابنده گفت: بله. کشمیری حاضر به طلاق همسرش نبود و در جلسه‌ای قصد تنبیه او را داشتند که مسعود رجوی در آن جلسه گفت که اقدامات کشمیری در حادثه انفجار برای گذشته است و باید همسرش را طلاق دهد و اگر حنیف نژاد هم الان زنده بود اگر همسرش را طلاق نمی‌داد، دیگر مجاهد نبود. مجاهد نبودن یعنی تهدید به زندان و این موضوع را همه اعضا می‌دانستند.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: کشمیری قطعا بدون آموزش و حمایت از کادر مرکزی مانند سیاه کلاه میسر نبود. کشمیری به تنهایی نمی‌توانست این کار را انجام دهد و قطعا آموزش دیده بود، اما نمی‌دانم چه کسی به او آموزش داده است. ابراهیم زاکری آموزش‌های لازم را به کلاهی داده بود.</p>
<p>وی گفت: زمانی که آقای خاتمی رئیس جمهور بود و در سازمان ملل سخنرانی داشت، مجاهدین در آنجا حاضر شدند و تخم مرغ پرت کردند. این اقدام هم هماهنگ شده بود در نتیجه اقدامات کلاهی و کشمیری هم حمایت شده بود و ۱۰۰ درصد از قبل آموزش دیده بودند.</p>
<p>خدابنده ادامه داد: سیاه کلاه آموزش دیده بود و چشم بسته با کود شیمیایی و مایع ظرف شویی بمب می‌ساخت، اما کشمیری از ساخت بمب اطلاعی نداشت.</p>
<p>خدابنده ادامه داد: کشمیری از داخل کمیته جذب سازمان شد. اصطلاحی در زبان انگلیسی به نام تسخیر کردن مغز وجود دارد که سازمان از این روش استفاده کرده تا اعضای سازمان دست به هر کاری مثل بمب گذاری بزنند.</p>
<p>قاضی گفت: شما مدارک خود را در اختیار دادگاه قرار دهید.</p>
<p>خدابنده گفت: مسعود رجوی کارهای خودش را به مریم رجوی آموزش می‌داد.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: در کمپ اشرف مکانی شبیه به شهرهای ایران ساخته شده بود تا اعضا در زمان آموزش برای عملیات یاد بگیرند در داخل شهر در مواجهه با مردم عادی رفتار کنند و حتی چه کلماتی بکار ببرند و چگونه راه بروند.</p>
<p>قاضی گفت: آیا در مورد کشمیری و کلاهی هم این کارها انجام شده است.</p>
<p>خدابنده گفت: بله حتما انجام شده بود. ذاکری در مورد ساخت بمب آموزش می‌داد. عباس داوری آموزش‌های نوع رفتار در زمان عملیات به اعضا می‌داد.</p>
<p>وی ادامه داد: برادر من در سوریه دستگیر شد. فکر می‌کرد زمانی که دستگیر شود در ایران شکنجه می‌شود در حالی که چند روز بعد از دستگیری او را به دندان پزشکی بردند و دندان‌های خراب وی را ترمیم کردند. اعضایی که از سازمان جدا می‌شوند تازه مغز آنها شروع به کار می‌کند.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان گفت: عضوی از سازمان را می‌شناسم که فردی را داخل مغازه جلوی چشم پسرش ترور کرده است. پسر فرد ترور شده، متهم را بخشیده است، اما فردی که اقدام به ترور کرده بعد از ۳۰ سال هنوز عذاب وجدان دارد و بدون قرص نمی‌تواند بخوابد.</p>
<p>وی گفت: کمپ اشرف مانند زندان بود. در اشرف هم جرم اتفاق می‌افتاد. در کمپ اشرف خانه‌هایی وجود داشت که قبل از طلاق‌ها، خانواده‌ها آنجا زندگی می‌کردند، اما بعد از طلاق‌ها آن خانه‌ها به زندان تبدیل شد.</p>
<p>این عضو جدا شده سازمان بیان کرد: مهوش سپهری یکی از افرادی بود که در زندان‌ها شکنجه می‌کرد.</p>
<p>سپس وکیل برخی دیگر از متهمان در جایگاه قرار گرفت و گفت: وکیل متهمان ردیف ۴۴ تا ۶۴ هستم. چند سوال از شاهد دارم. در ارتباط با پرونده کیفرخواست صادره بیشتر این بحث مطرح می‌شود که اتهامات از سال ۵۷ تاکنون منتسب شده است و در بیشتر موارد گفتند اینها عضو کادر مرکزی هستند. کادر مرکزی سازمان از ۵۷ تا کنون به چه شکل بوده است؟ تصمیم‌گیرندگان اصلی کدام افراد هستند متهمان ۵ تا ۱۰۷ جایگاه‌شان به عنوان تشکیل دهنده و سازمان دهنده سازمان در طراح ترورها و یا رهبری و هدایت اعضای سازمان چه نقشی داشتند؟</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: من وقتی به پاریس رفتم سازمان دفتر سیاسی داشت، کمیته مرکزی و عضو مرکزیت داشت و یک سیستم تشکیلاتی بر آن حاکم بود زمانی که اولین جلسه انقلابی را گذاشتند یک سری فرار کردند و یکسری ماندند. آن روز دفتر سیاسی تعطیل شد. محمدعلی توحیدی عصبانی شد و زیر گوش مسعود زد که دندان او شکست و ساعت خودش هم شکست که مسعود بعدا رفت برای او یک ساعت خرید.</p>
<p>وکیل متهمان ردیف ۴۴ تا ۶۴ گفت: یکی از سوالات من این بود که چه تفاوتی بین کادر رهبری، کادر مرکزی و شورای مرکزی بود و کدام موخر و کدام مقدم بود و متهمان ۵ تا ۱۰۷ در کدام یکی از این تشکیلات مسئولیت داشتند؟</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: متهم ردیف ۱۵ با همسرش آمده بود که همسرش درس بخواند. بعد همسرش به هواداری مجاهدین رفت و بعد جدا شد و دختری هم دارند که بزرگ است ولی خود او جدا نشد و ماند. در سازمان مسئول اول بعد از مسعود و مریم رجوی شد. این فرد هر کاری در سازمان انجام می‌داد، اما بعد از مدتی جابجا شد. در سازمان اعضا جابجا می‌شدند و یک جا ثابت نبودند.</p>
<p>وی افزود: به عنوان مثال من خودم مسئول حفاظت بودم و یک مرتبه به بخش آموزش منتقل شدم.</p>
<p>وکیل متهمان پرسید: مسئول تصمیم گیری در سازمان چه کسی بود.</p>
<p>خدابنده گفت: کادر مرکزی و شورای مرکزی از اقدامات اطلاع داشتند.</p>
<p>سپس وکیل متهمان ردیف ۵ تا ۱۰۷ این پرونده سوال کرد پس از مسعود رجوی از میان متهمان ردیف ۵ تا ۱۰۷ چه کسی تصمیم گیرنده بود؟</p>
<p>قاضی گفت: آقای شاهد شما اعلام کردید که پس از انقلاب ایدئولوژیک فقط کادر مرکزی تصمیم گیرنده بودند، بقیه ارکان چه کاری می‌کردند؟</p>
<p>خدابنده جواب داد: شورای رهبری فعالیت تصمیم‌گیرانه‌ای نداشتند و اکثر دستورات از بالا می‌آمد.</p>
<p>قاضی پرسید: منظور شما از بالا چه کسانی است؟</p>
<p>عضو پیسین مجاهدین تصریح کرد: مسعود و مریم رجوی تصمیم گیرنده اصلی بودند. اگر مشکلی در رابطه با هر بخشی پیش می‌آمد مسئولان آن بخش را صدا می‌کردند، اما شورای برای تصمیم گیری داشته باشند وجود نداشت و همه تصمیمات را مریم و مسعود می‌گرفتند.</p>
<p>وکیل متهمان ردیف ۵ تا ۱۰۷ پرونده گفت: تقریباً می‌توانیم بگوییم تمام اتهامات به استناد ماده ۱۳۰ قانون مجازات اسلامی به عنوان سردستگی به این افراد وارد شده، سردسته کسی است که اقدام به تشکیل گروه می‌کند یا نحوه تشکیل سازمان و یا اقدامات مجرمانه آن را طراحی و یا فعالیت اعضا را سازماندهی و هدایت کرده باشد. اگر همه این سوالات پاسخ داده نشود برای دادگاه مشخص نمی‌شود که چه کسی از میان این متهمان به اتهام سردستگی باید مجازات شود؟ با توجه به اینکه بسیاری از اعضای مجاهدین در جریان اقدامات سازمان نبودند و فقط دستور به ترور داشتند و بدون اینکه حتی متوجه این امر باشند که در چه موضوعی مشارکت می‌کنند در این ترورها دخیل بودند سوال من از شما این است که به جز ۵ متهم اول ردیف پرونده بقیه افراد آیا از این ترورها اطلاع داشتند این افراد را سردسته بدانیم یا خیر؟ پاسخ این سوال برای ما بسیار اهمیت دارد.</p>
<p>خدابنده گفت: فکر می‌کنم مسعود رجوی باید به این سوال پاسخ بدهد، چون لیست متهمانی که در اختیار من قرار داده شده است چند نفر از آنها را اصلاً نمی‌شناسم؛ اما تعدادی از آنها را نیز کاملاً می‌شناسم.</p>
<p>قاضی بیان کرد: تعدادی را که کاملا اطلاع دارید اعلام کنید.</p>
<p>عضو جدا شده از مجاهدین عنوان کرد: تا جایی که اطلاع دارم از بین افراد این لیست، عباسعلی داوری از نفرات مهم سازمان بود. مخارج و هزینه‌های این ترورها را صدام پرداخت می‌کرد و عباسعلی داوری این مبالغ را از صدام دریافت و در اختیار سازمان قرار می‌داد. یاسر طریقت‌منفرد از بدو تاسیس سازمان در ایران مسئول مالی سازمان بوده با اسم لولاچیان در سوئیس زندگی می‌کند و در هر کشور یک دفتر دارند و یک شبکه مالی گسترده را تشکیل دادند که از کشورهای دیگر نیز به این شبکه تزریق می‌شود. هزینه تمامی تبلیغات و ترورهای قبلی و جدید این سازمان از این محل تامین می‌شود.</p>
<p>قاضی سوال کرد: از بین اسامی که شما دیدید در اتهامات مد نظر از جمله انفجار ۸ شهریور، حادثه هفت تیر و شکنجه اعضا اسرا و افراد جدا شده و اسیران جنگی چه تعداد از این افراد در طراحی و تامین مالی این امور دخالت داشتند؟</p>
<p>خدابنده پاسخ داد: مهدی براعی طراح عملیات بود و در حال حاضر هم با سازمان همکار دارد. مژگان پارسیایی دانشجوی خارج از کشور بود و کسی بود که قراردادی را امضا کرد تا پادگان اشرف تحویل آمریکایی‌ها شود. مژگان در زمان انفجار حزب جمهوری در تهران حضور نداشته و در آمریکا بوده و احتمالاً آن زمان عضو سازمان هم نبوده است.</p>
<p>قاضی دهقانی پرسید: آیا در حال حاضر از اعضای کادر مرکزی است؟</p>
<p>خدابنده عضو پیشین مجاهدین خلق پاسخ داد: بله. مدتی هم مسئول پادگان اشرف بود و شخصاً در امور زیادی مثل شکنجه و اعزام تیم‌های عملیاتی به تهران شرکت داشته است.</p>
<p>قاضی گفت: یعنی هم در طراحی اعزام تیم عملیاتی به تهران و شکنجه افراد دخالت داشته است؟</p>
<p>خدابنده تاکید کرد: بله. همه این امور به قرارگاه برمی‌گشته و مسئولیت قرارگاه نیز به عهده مژگان پارسیایی بود. زهرا مریخی هم در حال حاضر در قسمت تبلیغات کار می‌کند، اما قبلاً در بخش عملیاتی کار می‌کرده و الان به کادر مرکزی رسیده است. محمدعلی توحیدی از قدیمی‌های دفتر سیاسی و مسئول روابط خارجی سازمان بود.</p>
<p>قاضی پرسید: یعنی آقای توحیدی از اعضای کادر است و در این اقدامات نقشی داشته است؟</p>
<p>خدابنده پاسخ داد: بله تا جایی که اطلاع دارم نویسنده بیشتر مطالب نشریه مجاهد محمدعلی توحیدی بود و همزمان در نشست‌های مسعود رجوی شرکت می‌کرد. ساعت ۲ بعدظهر که مسعود از خواب بیدار می‌شد اول جابرزاده و توحیدی را صدا می‌کرد و مطالبی را که مد نظرش بود به آنها بیان می‌کرد و از آنها می‌خواست که متن را آماده و برای تایید نزد او بیاورند تا در نشریه مجاهد منتشر شود.</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: افراد مسئله‌دار را به زندان می‌فرستادند ادب کنند. افرادی که برایشان کارهایی که می‌خواستند را انجام می‌دادند، عکس‌ها و زندگینامه شان را در آلبومی جمع آوری می‌کردند و از آنها در جلسات یاد می‌کردند. محمد حیاتی زندانی زمان شاه بود و وقتی به عراق آمد در بخش‌های نظامی فعال بود.</p>
<p>قاضی گفت: محمد حیاتی در شکنجه اعضا و اسرای جنگ ایرانی نقش داشته است؟</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: خیلی از جداشده‌ها از او شکایت کردند. نیکو خائفی باز از فرمانده‌هان رده بالا بود. من بعضی افراد را که نمی‌دانستم با سازمان همراه هستند یا خیر را نزد نیکو فرستادم.</p>
<p>قاضی گفت: برای چه این افراد را نزد نیکو فرستادید؟</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: می‌فرستادیم تا تربیت شوند. یک بخش پذیرش داشتند در این بخش تا حدی با یک فرد کلنجار می‌رفتند که مشخص شود نفوذی است یا خیر؟ از چک کردن سابقه تا صحبت کردن و زندانی کردن را انجام می‌دادند تا متوجه شوند. محمود عضدانلو مسئول دختر مریم و پسر مسعود بود. مریم او را در اروپا برای رسیدگی به بچه‌ها گذاشته بود.</p>
<p>قاضی گفت: محمود عضدانلو در شکنجه اعضا و اسرا نقش داشته و آیا در اقدامات و ترورها و آموزش و جذب شرکت داشته؟</p>
<p>مسعود خدابنده گفت: اطلاع ندارم. در کارهای مالی با طریقت منفرد کمک می‌کرد. برای پولشویی پول‌هایی که از صدام می‌گرفتند کمک می‌کرد و زیاد در عراق نبود. محمد جواد قدیری مدرسی کاربلد بود و می‌توانست بمب بسازد و آدم تربیت کند و آدم‌ها را بترساند.</p>
<p>مسعود خدابنده یکی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق بیان کرد: حمیده شاهرخی یکی از کسانی است که بدعت کتک زدن را راه اندازی کرد و از ایجاد کنندگان این فضا بود و علیرضا معدنچی فکر می‌کنم که فوت کرده است و ثریا شهری نیز یکی از سرکردگان بود. به نظر من بهزاد معزی مامور مستقیم سی آی اِی بود به مجاهدین هیچ ربطی نداشت و بعداً گرفتار مجاهدین شد این شخص به جز پرواز در بستر شکنجه یا آموزش افراد زیاد کار خاصی انجام نداده است و رابطه‌اش با آمریکا محفوظ و جزو مهمان‌های مجاهدین بود و بیشتر مواقع کارهای فنی را انجام می‌داد، مدت زمانی که در عراق به سر می‌برد مشغول کارهای فنی بود.</p>
<p>وی افزود: زهره بنی جمالی نیز پزشکی می‌خواند و من مدتی از او نفر برای حفاظت گروه می‌گرفتم و فرمانده محور بود و باید دستورات را اجرا می‌کرد. عزیزالله پاک‌نژاد کمتر به کار نظامی می‌پرداخت و بیشتر با شورایی‌ها و قرارگاه می‌آمد و می‌رفت البته شاید من از او چیزی ندیده باشم.</p>
<p>قاضی بیان کرد: آیا عزیزالله پاک‌نژاد در طراحی‌ها برای اقدامات علیه جمهوری اسلامی، آموزش اعضا، تامین منابع مالی و امور دیگر نقشی داشتند؟</p>
<p>خدابنده پاسخ داد: عزیزالله پاک نژاد در رابطه با کارهای روابط بین‌الملل بیشتر فعالیت داشت یعنی رابطه‌هایی که سازمان به صورت مستقیم نمی‌توانست برقرار کند از طریق او انجام می‌شد و ارتباط او برای زمانی که بود که هنوز به عراق نرفته بودم.</p>
<p>خدابنده ادامه داد: شورای ملی مقاومت چیزی جز خود سازمان مجاهدین خلق نبود؛ و برخی از جلسات شورا خصوصی‌تر بود و اگر مسعود رجوی چیزی را اعلام می‌کرد کسی مخالفت می‌کرد آن را بیرون می‌کردند مثلاً زمانی که قاسملو به مخالفت پرداخت آن را از جلسات شورا بیرون کردند.</p>
<p>وی بیان کرد: پرویز خزایی نیز سفیر ایران در زمان شاه بود زمانی که جمهوری اسلامی روی کار آمد مهرهای سفارت و پاسپورت‌های سالم را فروخت و یکسری از پاسپورت‌ها را به مسعود رجوی داد در آنجا ماند تا بیرونش کردم و وقتی که بیرون شد به مسعود رجوی چسبید موجود عجیب و غریبی بود این شخص علیه اعضای جدا شده سازمان پاپوش می‌دوخت و امضای آن‌ها را جعل می‌کرد و پرونده قضایی برای آن‌ها درست می‌کرد.</p>
<p>قاضی گفت: آیا شورای رهبری عنوان سیاسی سازمان است که در اروپا کار می‌کرده است؟</p>
<p>مسعود خدابنده بیان کرد: شورای رهبری در واقع رهبری نمی‌کرد در واقع هر کاری که به آنها می‌گفتن انجام می‌دادند. شورای ملی مقاومت نیز همان سازمان است و فقط مسعود رجوی تصمیم می‌گیرد که چه کاری انجام دهند یا انجام ندهند حتی اطلاعیه‌های شورای ملی مقاومت را این شورا نمی‌نویسد بنابراین شورای ملی همان سازمان است که برای کار سیاسی در اروپا بود و شورای رهبری در اردوگاه و تشکیلات آن زیر نظر مسعود رجوی بود.</p>
<p>وی ادامه داد: بیژن رحیمی نیز در پروژه ویژه سازمان کار می‌کرد و یک کار مشخص داشت. هادی روشن روان یا همان اخباری مسئول تخلیه تلفن و نفوذی فرستادن بود و مسئول آموزش و جذب برای اقدام تروریستی بود یکی از کارهای او نیز پرونده‌سازی برای سرویس‌های خارجی بود حتی اطلاعات سری را می‌فروخت و در تخلیه اطلاعات اسرای جنگی نیز دخالت داشت من به چشم ندیدم ولی شخص دیگری نمی‌توانست این کار انجام دهد.</p>
<p>قاضی گفت که آیا هادی روشن روان شکنجه را به کسانی آموزش می‌داد؟</p>
<p>خدابنده یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق بیان کرد: این شخص یک سری کتاب داشت که من وقتی یکی از آنها را باز کردم آن را دور انداختم و در این کتاب‌ها طریقه قطعه قطعه کردن بدن مطرح شده بود یعنی پس از قتل چگونه اعضای بدن را با قطعه قطعه کردن قایم کنید. محمد سادات دربندی نیز فکر می‌کنم که فوت کرده است و جزو افرادی بود که شکنجه می‌داد و جزو کسانی بود که آموزش‌های نظامی را به اعضای سازمان می‌داد و این جزو افرادی بود که قبل از یادگیری آموزش‌ها توسط عراق این آموزش‌ها را به ما می‌داد. عباس شاکری در بیهوش کردن افراد تخصص داشت و این کارها را انجام می‌داد و در بهداری در زمینه سقط جنین و عقیم کردن فعالیت داشت. سهیلا صادق نیز یکی از فرماندهان نظامی بود و بسیاری از افراد از او می‌ترسیدند. مهران صادق بیشتر در زمینه تبلیغات و فیلمبرداری فعالیت داشت.</p>
<p>وی ادامه داد: رقیه عباسی جزو کسانی بود که بسیاری را شکنجه می‌داد و در ستاد داخله که وظیفه آن اعزام تیم برای عملیات بمب گذاری است نیز مداخله داشت و تامین اسکان افراد اعزامی را نیز فراهم می‌کرد. سوری نیز در شکنجه افراد دست داشت پرویز کریمیان نیز به همین صورت بود. فرید ماهوتچی نیز از نفرات ارتش بود و از افرادی است که برای اعضا پاپوش درست می‌کرد. اسماعیل مرتضوی جزو شکنجه‌گران بود و اکثر این افراد معاون محور بودند.</p>
<p>حجت الاسلام مسعود مداح وکیل شکات پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت: در جواب وکیل متهمان باید بگویم نسبت به اظهارات اصدقی نیز مسعود خدابنده اشاره کردند که آقای اصدقی اشاره‌ای به کادر مرکزی نداشته است و در برگه بازجویی مورخ ۷ فروردین ۱۳۶۲ اصدقی صراحتاً نسبت به این سوال پاسخ می‌دهند که این جنایت فجیع توسط چه کسانی طراحی و هدایت شده است، اصدقی می‌گوید ضربه ۱۲ اردیبهشت که به مرکزیت سازمان وارد شده کیفی‌ترین و بالاترین نیروهای سازمان را پشت جریان شکنجه کشان، چون این مسئله مهم بود و خط سیر عملیاتی سازمان روی شکنجه قرار گرفته بود لذا مرکزیت سازمان در راس این جریان قرار داشت و به طور خاص افرادی از مرکزیت که در هدایت این جریان نقش داشتند عبارتند از مسعود رجوی، علی زرکش، محمود عطایی و مهدی افتخاری افرادی که در داخل کشور مسئول اجرای آن بودند که در جلسه گذشته نیز چهارچوب کامل آن نمایش داده شد.</p>
<p>وکیل شکات پرونده خطاب به مسعود خدابنده سوال کرد که طبق اظهارات شما ارتباط مالی سازمان و تامین مالی آن از کشور عراق و فرانسه بوده است آیا کشور دیگری نیز از سازمان مجاهدین خلق حمایت مالی انجام داده‌اند؟</p>
<p>مسعود خدابنده پاسخ داد: سازمان مجاهدین در حال حاضر نیز حمایت مالی می‌شود ولی نوع آن متفاوت است زمانی که ما عراق بودیم یک سهمیه دیناری و یک سهمیه دلاری وجود داشت و حمایتی نیز از طریق آقای طریقت منفرد انجام می‌شود. سازمان در قالب خیریه و&#8230; پولشویی می‌کرد و تمام این خیریه‌ها در کشورهای مختلف به اسم ایران ایت فعالیت می‌کردند و در حال حاضر نیز چند نام جدید گشودند.</p>
<p>حجت الاسلام مسعود مداح بیان کرد: به نظر من خوب است که قضات کشورهای فرانسه، آمریکا و کانادا کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم را پذیرفتند در حال حاضر نسبت به دولت مردان خود اعلام جرم کنند و، چون سازمان تحت ngo‌های مختلف در دنیا فعالیت می‌کند در محضر دادگاه از مردم دنیا تقاضا دارم موسساتی را که وابسته به سازمان مجاهدین خلق هستند را معرفی کنند و مقام عالی قضایی نیز نسبت به اعلام جرم به این موسسات که پولشویی و تامین مالی تروریسم می‌کنند اقدام لازم را انجام دهد.<br />
قاضی دستور داد که اسم موسسات با دلایل به دادگاه ارائه شود تا دادگاه برابر قانون تصمیم گیری کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64109">اظهارات مسعود خدابنده در بیست و نهمین جلسه محاکمه سران مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64109/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جزئیات همکاری سازمان امنیتی فرانسه با مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62575</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62575#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Nov 2024 04:57:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62575</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده ؛ به عنوان سر تیم سابق حفاظت مسعود رجوی به طور برخط در جلسه 21 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور یافت و  تجربیات عینی خود در رابطه با این گروه را مطرح کرد. خدابنده در این جلسه درباره همکاری سازمان امنیتی فرانسه با مجاهدین خلق گفت: من رابط در پاریس [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62575">جزئیات همکاری سازمان امنیتی فرانسه با مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده ؛ به عنوان سر تیم سابق حفاظت مسعود رجوی به طور برخط در جلسه 21 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور یافت و  تجربیات عینی خود در رابطه با این گروه را مطرح کرد.</p>
<p>خدابنده در این جلسه درباره همکاری سازمان امنیتی فرانسه با مجاهدین خلق گفت: من رابط در پاریس بودم و آن فردی که رابط ما بود برای پاسپورت و این جور چیزها از ما حتی امضا هم نمی‌خواست. من پاسپورتم را در فرانسه به اسم حمید انتظام که گرفتم، برادر مسعود رجوی، صالح رجوی آن را زود برایم آورد. وقتی که آورد من امضا کردم، نمی‌دانستم چنین پاسی برای من صادر می‌شود. رابطه به این شکل تنگاتنگ بود یعنی ما در پاریس یک رابط مستقیم داشتیم و تعدادی پاسپورت و مدارک دیگر برای ما در نظر گرفته شده بود.</p>
<p>مسئول سابق تیم حفاظت مسعود رجوی در ادامه گفت: فردی که رابط من هست همین الان هم رئیس پروفکتور والدواز در پاریس است. من اصلاً خودم اطلاع نداشتم که برای من پاسپورت صادر کردند، کما اینکه بعداً کارت بانکی صادر کردند و کارهای دیگر، این‌ها را بر اساس نیاز می‌دادیم و می‌گرفتیم.</p>
<p>خدابنده در پاسخ قاضی دادگاه درباره اینکه برای چند نفر از متهمین پرونده مطروح در این دادگاه مثل مریم رجوی، مهدی ابریشم چی، مهوش سپهری این تسهیل در روادید یا میزبانی به این صورت، پاس‌های غیر نام اصلی صادر می‌شده گفت: از تعداد دقیق خبر ندارم، ولی اسامی که گفتید همه به همین شکل پاسپورت گرفتند؛ مهدی ابریشمچی، مریم رجوی، مهوش سپهری، این‌ها همه به همین شکل پاسپورت گرفتند. اسامی هم هیچکدام اسامی اصلی نیست. از طرف دیگر من در تحقیقاتی که بعد از جداشدنم کردم، از سازمان ملل، مدارکی که به سازمان ملل داده شده در مورد پناهندگی اساساً همه دو نامه هستند یعنی من حمید انتظام بودم یک حمید انتظام دیگری هم وجود داشت، یعنی دوتا حمید انتظام، دوتا مسعود خدابنده، دوتا حسن و … که نشان می‌داد تعداد زیادی هستند که از اسم‌های جعلی استفاده کردند. می‌توانم بگویم تعداد از نظر من حداقل ۳۰۰ به بالا است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62575">جزئیات همکاری سازمان امنیتی فرانسه با مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62575/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی با عنوان خبرنگار وال‌استریت ژورنال اطلاعات را به آمریکا می‌داد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62389</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62389#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Oct 2024 10:56:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62389</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#8220;مسعود خدابنده&#8221; عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق که به صورت ویدئو کنفرانس در جلسه 21 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور پیدا کرد، اظهار داشت: یکی از مسئولیت‌های من در سازمان مجاهدین خلق حفاظت از مسعود رجوی و مریم رجوی و انتقال آنها از فرانسه و آمریکا به عراق بود. این عضو جداشده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62389">رجوی با عنوان خبرنگار وال‌استریت ژورنال اطلاعات را به آمریکا می‌داد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;مسعود خدابنده&#8221; عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق که به صورت ویدئو کنفرانس در جلسه 21 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور پیدا کرد، اظهار داشت: یکی از مسئولیت‌های من در سازمان مجاهدین خلق حفاظت از مسعود رجوی و مریم رجوی و انتقال آنها از فرانسه و آمریکا به عراق بود.</p>
<p>این عضو جداشده گفت: مسعود رجوی، مریم رجوی و دیگر سران سازمان مجاهدین خلق هیچ گذرنامه‌ای به نام خود نداشتند و با اسامی مستعار و جعلی سفر می‌کردند.</p>
<p>خدابنده گفت: این گذرنامه‌ها را دولت‌های مختلف در اختیار اینها قرار می‌دادند.</p>
<p>وی گفت: کشمیری را زمانی که رجوی را از فرانسه به عراق انتقال دادم در پایگاه دیدم و به نام مستعار باقر شناخته می‌شد و با دیگر مجاهدین متفاوت بود.</p>
<p>این عضو جداشده در پاسخ به رئیس دادگاه که از کجا می‌دانستید که باقر همان کشمیری است، افزود: در یکی از جلسات مسعود رجوی به دلیل عصبانیت اسم باقر را گفت و عنوان کرد مسعود کشمیری آیا چنین کاری را انجام می‌دهی.</p>
<p>خدابنده اظهار داشت: رجوی در یکی از جلسات تاکید کرد که ما باید برویم سرانگشتان و پاسداران را مورد هدف قرار دهیم تا در ایران ایجاد هرج و مرج کنیم.</p>
<p>این عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق در پاسخ به این سوال که چه کسانی شخصیت‌ها را جهت ترور انتخاب می‌کردند، خاطرنشان کرد: در عراق ترور شخصیت‌ها با همکاری رژیم بعث عراق انتخاب می‌کردند.</p>
<p>وی در ادامه درباره ارتباط مسعود رجوی با آمریکا گفت: مسعود رجوی تحت عنوان خبرنگار وال‌استریت ژورنال اطلاعات را به آمریکا می‌داد و برنامه‌ها را دریافت می‌کرد.</p>
<p>خدابنده گفت: سطح ارتباط با آمریکا در مقاطع مختلف بالا و پایین می‌شد و رابطه بیشتر با پنتاگون و سازمان سیا بود و ابراهیم شاکری تا زمانی که زنده بود این رابطه را برعهده داشت.</p>
<p>دفاع پرس</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62389">رجوی با عنوان خبرنگار وال‌استریت ژورنال اطلاعات را به آمریکا می‌داد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62389/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ماجرای بانک خون مسعود رجوی چه بود؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62109</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62109#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Oct 2024 08:23:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62109</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، عضو سابق تیم حفاظتی مسعود رجوی که به عنوان شاهد و به صورت بر خط در جلسه 19 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور داشت، درباره عملیات های داخله مجاهدین خلق و رویکرد مسعود رجوی توضیحاتی ارائه کرد. خدابنده که از افراد نسبتاً نزدیک به مسعود رجوی بود، می گوید: یکی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62109">ماجرای بانک خون مسعود رجوی چه بود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، عضو سابق تیم حفاظتی مسعود رجوی که به عنوان شاهد و به صورت بر خط در جلسه 19 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حضور داشت، درباره عملیات های داخله مجاهدین خلق و رویکرد مسعود رجوی توضیحاتی ارائه کرد.</p>
<p>خدابنده که از افراد نسبتاً نزدیک به مسعود رجوی بود، می گوید: یکی از مشکلاتی که با رجوی داشتم این بود که بدون هیچ علمی دستور زیاد می داد. یکی از این موارد دخالت او در امور مربوط به عملیات ها بود.</p>
<p>عضو جدا شده از مجاهدین خلق که با رعایت کامل تشریفات قانونی در جلسه دادگاه حاضر شده بود، با بیان این که بخش عملیات تعلیم دیده مخابرات عراق، در این باره علم داشتند گفت: اما رجوی به این روند چیزی اضافه می کرد که همه چیز را به هم می ریخت و کسی هم جرأت نداشت حرفی بزند. رجوی عملاً کاری می کرد تا نه تنها عملیات انجام نشود بلکه خود فرد هم کشته شود.</p>
<p>خدابنده گفت رجوی به این ترتیب می خواست <strong>بانک خونش</strong> را پر کند. یعنی خون افراد ریخته شود و بقیه به خاطر آنها که کشته شدند بمانند و ادامه بدهند: رجوی می‌گفت سگ و گربه نیز می‌میرند؛ آن کسی که خونش به این بانک می‌آید مهم است و می‎ ماند؛ من بانکدار این خون هستم این خون‌ها جمع می‌شود؛ من بر روی میز در صحنه سیاست می‎برم و از آن استفاده می‌کنم؛ اگر شما به این بانک نیایید چه فرقی می‌کند خون سگ و گربه هم ریخته می‌شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62109">ماجرای بانک خون مسعود رجوی چه بود؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62109/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود خدابنده در جلسه ۱۹ دادگاه سران مجاهدین خلق چه گفت؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62024</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62024#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Sep 2024 07:47:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دادگاهها]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=62024</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، عضو سابق تیم حفاظتی مسعود رجوی که در حال حاضر ساکن انگلیس است، به صورت برخط با رعایت تشریفات قانونی برای شهادت در جلسه 19 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حاضر شد. خدابنده در ابتدا به تقاضای قاضی پرونده، درباره رده و جایگاه سازمانی و اینکه در حال حاضر از کجا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62024">مسعود خدابنده در جلسه ۱۹ دادگاه سران مجاهدین خلق چه گفت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده، عضو سابق تیم حفاظتی مسعود رجوی که در حال حاضر ساکن انگلیس است، به صورت برخط با رعایت تشریفات قانونی برای شهادت در جلسه 19 دادگاه رسیدگی به اتهامات سران مجاهدین خلق حاضر شد.</p>
<p>خدابنده در ابتدا به تقاضای قاضی پرونده، درباره رده و جایگاه سازمانی و اینکه در حال حاضر از کجا شهادت خود را برای دادگاه اعلام می‌کند، توضیحاتی ارائه داد: من الان در انگلیس هستم و شهادتم مربوط به سوالاتی است که دادگاه می‎خواهد بپرسد و بخصوص حضورم در زمانی است که کلاهی در سازمان حضور داشت.</p>
<p>خدابنده در پاسخ به این سوال که آیا افراد دیگری هم هستند که از انگلیس یا کشور‌های دیگر بخواهند شهادت دهند، گفت: حتما هستند، یک تعداد در انگلیس و کشور‌های دیگر هستند که حتی با جمهوری اسلامی بغض دارند، ولی این‌ها هم در این مورد به ‎خصوص شاهد هستند، حالا من نمی‌دانم قوانین باید به چه صورت اجرا شود، یعنی الان افرادی هستند که بغض و کینه ندارند، ولی افرادی هستند که می‌خواهند سر به تن کسی در ایران نباشد، ولی در این یک مورد مشخص آن‌ها شاهد هستند.</p>
<p>قاضی دهقانی در این باره گفت که دادگاه برای استماع شهادت شهود مجددا اعلام می‌کند هیچ منعی برای استماع شهادت شهود از کشور‌های دیگر ندارد و آماده است شهادت برابر مقررات قانونی ولو به صورت الکترونیکی انجام شود؛ قوانین دادرسی در ایران برای دادرسی الکترونیک نیز تنظیم، وضع و سال‎هاست توسط دادگاه‌ها در حال اجراست و برای همین این دادگاه هیچ منعی برای استماع برابر مقررات قانونی ندارد.</p>
<p>خدابنده، ادامه داد: در سال ۱۹۹۴-۱۹۹۵ توانستم از سازمان جدا شوم، در آن زمان مسئولیت حفاظت نزدیک به ‎اصطلاح رهبری این سازمان را داشتم؛ عضو شورای ملی مقاومت بودم و زمانی که رفتم کارت‎ هایم را در فرانسه تحویل دادم و در انگلیس چند کارت اعتباری، ۲ پاسپورت جعلی و ۳ جواز حمل سلاح تحویل دادم.</p>
<p>عضو جداشده مجاهدین خلق در ادامه بیان کرد: زمانی که دانشجو بودم، وقتی که مسعود رجوی و بنی ‎صدر به پاریس آمدند، من به آنجا رفتم و از آنجا من با سعید شاهسوندی برای انتقال رادیو مجاهد از طریق فرودگاه بغداد به فرودگاه سلیمانیه و از سلیمانیه به سردشت رفتیم که رادیو را نصب کردیم؛ مدتی این رادیو فعال بود تا زمانی که دو سال بعد در درگیری با ستاد ما را بیرون کردند و ما به عراق بازگشتیم.</p>
<p>به گفته وی، پس از بهمن ۱۳۶۰، زمان درگیری‌های تهران، کشته شدن موسی خیابانی را در راه شنیدم؛ زمانی که رسیدم کلاهی آنجا بود البته آن موقع من کلاهی را نمی‌شناختم با اسم دیگری به من معرفی شد؛ بعد‌ها متوجه شدم که همان کلاهی است.</p>
<p>وی ادامه داد: یادم است سعید شاهسوندی آن زمان به من گفت “شب قبلش در تهران با علی زرکش بودیم. علی زرکش گفت که ما امشب خبر داریم این اتفاق افتاد و روز بعد که قرار بود کلاهی با نام مستعار دیگری به کردستان بیاید. ما به دنبال کلاهی رفتیم و وقتی که برگشتیم کلاهی در آن‎جا بود.”</p>
<p>مسعود خدابنده، اظهار کرد: آن زمان ابراهیم ذاکری، مسئولیت کلاهی را داشت و من را برای حفاظت به پاریس فرستاد؛ از آن موقع بحث حفاظت از استفاده من به وجود آمد، ولی “کریم” که همان کلاهی بود همان جا ماند و چون دیگر نیازی به رادیو نبود بنابراین دیگر به تخصص کلاهی و من هم نیازی نبود و من برگشتم اما چون رجوی اجازه نمی‌ داد کلاهی در عراق ماند و مسئولیت تجهیزات الکترونیکی را برعهده گرفت؛ تا آن زمانی که یادم است کار‌های مربوط به برق و الکترونیک را انجام می‎داد و هیچ وقت رده و یا مقامی در سازمان به او داده نشد.</p>
<p>عضو جداشده مجاهدین خلق با اشاره به اینکه زمانی که در کردستان بودم یکی از چیز‌هایی که برای من باعث تعجب بود، این مسئله بود که من یک سری چیز‌هایی را می‌دانستم که او(کلاهی) نمی‌دانست، بیان کرد: حتی سلوک‎ها و دعا‌های بعد از نماز مجاهدین خلق را من به کلاهی یاد دادم؛ در زمانی که آنجا بودم حتی در مواردی با ابراهیم ذاکری و محمدرضا کلاهی سر مسائل فنی خیلی صحبت می‌کردیم؛ یکی از مواردی که صحبت می‌کردیم بحث جا به‎ جایی فرکانس در پخش رادیو بود؛ از طریق تغییر سایز خازن‌ها شبکه‌های کمیته و شبکه‌ های پلیس را رصد می‌کردند که بدانند چه کاری انجام می‌دهند.</p>
<p>خدابنده با بیان اینکه من به عملیات داخل اشراف پیدا کردم و رجوی به عملیات داخل، یک سری چیزها اضافه می‌کرد که عراقی‌ها نمی‌فهمیدند، گفت: اما رجوی چیزهایی اضافه می‌کرد که عملاً عملیات که انجام نمی‌شد، طرف خودش کشته شود و من آن موقع فهمیدم که این افراد را می‌فرستاد که کشته شوند تا به قول رجوی بانک خونش پر شود؛ یعنی افراد کشته شوند و بقیه به خاطر افرادی که کشته شدند بمانند و ادامه دهند؛ متاسفانه این کارها را زیاد انجام می‎داد.</p>
<p>وی افزود: در عملیات “فروغ جاویدان” به عنوان نفر پشت بیسیم و شبکه مخابراتی فعالیت داشتم ولی در مابقی عملیات‌ ها کارم حفاظت بود.</p>
<p>قاضی گفت: این عبارت”بانک خون” را رجوی به چه تعبیری می‌گفت؛ توضیح دهید؟</p>
<p>خدابنده، گفت: رجوی می‌گفت سگ و گربه نیز می‌میرند؛ آن کسی که خونش به این بانک می‌آید مهم است و می‎ماند؛ من بانکدار این خون هستم این خون‌ها جمع می‌شود؛ من بر روی میز در صحنه سیاست می‎برم و از آن استفاده می‌کنم؛ اگر شما به این بانک نیایید چه فرقی می‌کند خون سگ و گربه هم ریخته می‌شود.</p>
<p>قاضی گفت: شما اظهار می‌کنید که رجوی، کلاهی را در هلند کشته است، درست است؟</p>
<p>خدابنده، ادامه داد: نمی‌توانم بگویم که او حتماً کشته است اما کس دیگری را پیدا نمی ‎کنم که هم انگیزه، هم امکان و هم ابزار داشته باشد؛ قتل کلاهی به ‎درستی دنبال نشد و آنهایی که باید متهم می‌شدند، نشدند؛ سازمان امنیت هلند اعلام کرد که احتمال دارد ایران این کار را انجام داده باشد دستگاه قضایی هلند اطلاعیه داد که ما هیچ ردی از ارتباط این باند با ایران پیدا نکردیم و عنوان نکردند اگر ایران این کار را نکرد پس چه کسی انجام داده است؛ بنابراین غیر از رجوی کس دیگری نیست.</p>
<p>قاضی دادگاه: آقای خدابنده گفتید که محافظ مسعود رجوی بودید که رئیس این سازمان بوده، درباره دستورهای رجوی به اعضا برای انجام عملیات چیزی دیدید و یا شنیدید؟ توضیح دهید.</p>
<p>خدابنده در پاسخ به این سوال قاضی، گفت: اکثر کسانی که برای عملیات ارسال می‌شدند، از مسعود رجوی یا کادو می‌گرفتند و یا اگر که امکان بود می‌رفتند و شخصا با او روبوسی می‌کردند و این یکی از افتخاراتی بود که رجوی به دیگران می‌داد، این مراسم را می‌رفتند و سپس ارسال می‌شدند.</p>
<p>وی یادآور شد: یکی از مشکلاتی که من با رجوی داشتم این بود که بدون هیچ علمی، دستور زیاد می‌داد.</p>
<p>عضو جداشده مجاهدین خلق، تصریح کرد: رجوی می‌خواست فردی را به عملیات بفرستد، دستورهایی را اضافه می‌کرد.</p>
<p>قاضی، گفت: می‌توانید نام چند عملیات را بگویید که خود شما شاهد بودید؟ رجوی تقدیر کرده، نظارت مستقیم کرده و یا به قول شما دخالت بی ‎جا کرده است.</p>
<p>خدابنده، گفت: روزی که من از منافقین در سال ۱۹۹۶ جدا شدم، مریم رجوی را از عراق به پاریس آورده بودند که به آمریکا برویم و اجازه ورود ندادند و در همانجا ماندیم، یعنی من یک بار رفتم عراق و برگشتم و جدا شدم.</p>
<p>وی ادامه داد: من نزد مقام ‎های فرانسه رفتم و پاسپورت خودم را تحویل دادم و کارت‌هایم را تحویل دادم و گفتم که با این‌ها نیستم و رفتم لندن و در آنجا صحبت کردم و با کاغذ‌ها و کارت‌ها گفتم که من دیگر با این‌ها نیستم، به شمال انگلیس رفتم تا من را پیدا نکنند و از طرق مختلف من را پیدا کردند و آن زمان مریم رجوی آمد و نتوانست کار‌های خود را انجام دهد و به عراق بازگشت.</p>
<p>وی یادآور شد: حدود ۳۰۰ نفر با خود آورده بود که ۲۰۰ نفر از آن‌ها جدا شدند و ۱۰۰ نفر بازگشتند، من در جایی که بودم، در محل کارم با من تماس گرفتند و گوشی را که برداشتم دیدم مسعود رجوی است، به من گفت که “تو بیا بغداد به عنوان شورا و من گفتم اگر بازگردم که به من اجازه بازگشتن نمی‌دهی وعصبانی شد و شروع به دادوفریاد کردن به مریم رجوی که در کنارش نشسته بود.”</p>
<p>وی افزود: آن‌ها وقتی که برگشتند دنبال این بودند که عملیات انجام دهند و آن افتضاحی را که در پاریس به وجود آورده بودند، ماست‎مالی کنند؛ من هم که در یک روستا در انگلیس نشسته بودم می ‌دیدم که این‌ها نفر می ‌فرستند به داخل کشور اما نفرات قبل از اینکه به داخل برسند، ایران مطلع است.</p>
<p>وی گفت: در جلسات مسعود رجوی بار‌ها شنیدم که به اسم انفجار حزب از انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی صحبت نمی‌شود، اما بیشتر از “خشم خلق” استفاده می‌کردند؛ واژه خشم خلق هم از فایل صوتی موسی خیابانی برداشت شد که موسی خیابانی آنجا گفته بود انفجار ساختمان حزب سیلی مجاهدین خلق به جمهوری اسلامی است؛ بار‌ها و بار‌ها کلاهی و کشمیری در جلسات مختلف از این کلمه استفاده کردند.</p>
<p>قاضی پرسید: شما شاهد بودید که انفجار ساختمان حزب به کلاهی نسبت داده شد و مورد تقدیر قرار گرفت؟</p>
<p>خدابنده، گفت: بله در جلسات مختلف مسعود رجوی این موضوع را گفت و با افتخار مدعی شد. مسعود رجوی جلسات متفاوتی برگزار می‌کرد که تعداد هر کدام متفاوت بود فقط در جلسات عمومی همه می‌آمدند. در جلسات خصوصی راحت‎ تر صحبت می‌کرد و در این جلسات بار‌ها در مورد کلاهی مسائل مختلفی اعم از ازدواجش و کار نکردنش مطرح بود؛ بار‌ها رجوی گفته بود که کلاهی انفجار حزب را انجام داده است. کلاهی، چون نه شورای بیرونی بود و نه عضو چسبیده درونی؛ مسعود رجوی همیشه اشاره می‎کرد که انفجار حزب را انجام داده است.</p>
<p>قاضی دهقانی در ادامه از مسعود خدابنده، عضو جدا شده از مجاهدین، پرسید: شما در اظهارات خود گفته بودید که همه افراد برای اعدام می‌آمدند این را توضیح بفرمایید؟</p>
<p>خدابنده پاسخ داد: در سازمان (چه در کمپ اشرف چه در کمپ لیبرتی) دولت عراق این امکان را فراهم کرده بود که هرکس می‌خواهد از آنجا خارج شود و به ایران برگردد. از چند نفر شنیده بودم که اتوبوس‌هایی در کمپ لیبرتی در نظر گرفته شده تا اعضا را به تهران ببرند و در آنجا شکنجه و اعدام کنند یعنی کسی که از سازمان خارج می‌شد فکر نمی‌کرد که به هتل می‌رود بلکه فکر می‌کرد که اعدام می‌شود و چند نفر به من گفتند که حاضرند از آن کمپ خارج شوند و اعدام شوند. در عملیات فروغ جاویدان یا مرصاد هم وقتی که برگشتند از بعضی‌ها شنیدم که می‌گفتند آخرین امید ما برای اینکه کشته شویم و راحت شویم از بین رفت. یعنی مرگ برای آن‌ها بهتر از زندگی در آنجا بود. الان مطمئن هستم کسانی که در آلبانی هستند هم در این شرایط قرار دارند.</p>
<p>قاضی: یعنی این در این حد تحت فشار هستند؟ این فشار چگونه است که افراد آرزوی مرگ می‌کنند؟</p>
<p>خدابنده: به یاد دارم در یک مورد یکی از خانم‌هایی که خیلی ناراحت بود می‌گفت «فکر کن که امشب نباید گزارش بنویسیم»، یعنی حاضر بود در پارک بخوابد، اما آنجا نباشد. یکی از مصادیق فشار بر افراد فشار ذهنی و روحی بود؛ مثلاً از یک خانم بپرسید شب در خواب چه کسی را دیدی. این فشار‌هایی است که هر کسی نمی‌تواند آن‌ها را تحمل کند. افراد حاضر در این کمپ آینده‌ای برای خود متصور نیستند. خیلی از آن‌ها راه برگشتی برای خود نمی‌بینند.</p>
<p>وی ادامه داد: امروز قبل از آغاز دادگاه به اسامی متهمان نگاه می‌کردم، بسیاری از آن‌ها را می‌شناسم. این افراد واقعا راه برگشتی ندارند شاید حتی راضی باشند که اعدام شوند تا راحت شوند. شما تصور کنید مردی را با آن غیرت ایرانی و اسلامی مجبور کردند که همسر خود را طلاق بدهد تا با مسعود رجوی ازدواج کند.</p>
<p>خدابنده، افزود: روزی که از مجاهدین جدا شدم برای اینکه حتی برای صبحانه از بیرون خرید کنم مانند یک بچه بودم که جرات نداشتم؛ زندگی که در آنجا وجود دارد عادی نیست روز و شب آن فشار است و خیلی‌ها نمی‌توانند تحمل کنند؛ در سازمان بسیاری از مجاهدین را خود رجوی و برخی دیگر چون راه حل دیگری نداشتند خودکشی کردند؛ در مقابل آن زندان، اعدام چیز خوبی است.</p>
<p>قاضی خطاب به وکلا گفت که اگر سوالی دارید در جایگاه قرار گیرید.</p>
<p>وکیل متهم یکم، دوم و ششم تا بیست‎وششم با حضور در جایگاه از مسعود خدابنده سوال کرد آیا شما متهمان این پرونده را می‌شناسید؟</p>
<p>مسعود خدابنده، گفت: برخی از متهمان این پرونده را خوب می‎شناسم و برخی را کمتر، ولی خب حداقل متهمان اول مسعود و مریم رجوی را به خوبی می‎شناسم و پشت در اتاق آن‌ها کار کرده‎ام. چند عضو که دانشجو انگلیس بودند را از انگلیس می‌شناختم و کمتر با آن‌ها در ارتباط بودم.</p>
<p>محمدی، وکیل متهم، اظهار کرد: چون در این دادگاه ۱۰۰ نفر در حال محاکمه هستند خیلی مهم است که رفتار چه فردی سبب شده چه اتهامی به او منتسب شود؛ اینکه شما یک داستانی را به صورت کلی تعریف کنید مشخص نمی‌کند که چه فردی چه کاری انجام داده است، می‌خواهم بدانم شما دقیقاً اطلاع دارید که چه فردی از این افرادی که داخل پرونده هستند به کدام یک از این اتهامات منتسب هستند.</p>
<p>خدابنده، یکی از اعضای جدا شده مجاهدین، اظهار کرد: مثلاً خانم مهرافروز، پیکرنگار که اسم او جزو متهمان است زمانی که من در دانشگاه نیوکاسل انگلیس دانشجو بودم با یکدیگر هم‌دانشگاهی بودیم، ولی من نمی‎دانم بعد از آن چه کاری انجام داد؛ نظر من بیشتر راجع به مسعود رجوی، مریم رجوی، مهدی ابریشمچی و سران مجاهدین است که در کنار آن‌ها بوده‎ام و دیده‎ام.</p>
<p>محمدی، وکیل متهم پرسید درباره کلاهی گفتید که به لحاظ ایدئولوژیک به سازمان نزدیک نبود؛ به نظر شما از چه زمانی رسما به عضویت سازمان درآمده است؟</p>
<p>خدابنده، بیان کرد: یادم است که ابراهیم ذاکری مسئولیت بالاتر کلاهی را داشت یعنی رابط کلاهی، ابراهیم ذاکری بود و حدس می‌زنم بخاطر اینکه هر دو در دانشگاه بودند و برق می‌خوانند و کار برق انجام می‎دادند. کلاهی در ساختن رادیوها، شنود‌ها و درست کردن ابزار شنود با ابراهیم ذاکری همکاری داشته است، ولی به لحاظ فرقه‎گرایی و ایدئولوژی آگاهی نداشت و سیاسی نبود.</p>
<p>خدابنده، گفت: در سازمان شوق داشتم که رادیو راه بیفتد و به چیز دیگری فکر نمی‌کردم. کشمیری را می‌شناختم، چون برادرش در انگلیس بود، اما کلاهی را نمی‌شناختم.</p>
<p>محمدی، وکیل شکات از خدابنده پرسید: وقتی تروری رخ می‌داد یک تیم پشتیبانی وجود داشت، آیا از مسعود رجوی در مورد تیم پشتیبانی انفجار ساختمان حزب چیزی شنیده‎اید؟</p>
<p>خدابنده، پاسخ داد: کسانی که برای عملیات انتخاب می‌شدند، برای مدتی از سازمان جدا می‌شدند و توسط عراقی‌ها آموزش می‌دیدند و لباس عادی می‌پوشیدند؛ عراقی‌ها میدان مین را برای آن‌ها باز می‌کردند تا در ایران عملیات کنند؛ پشتیبانی که آن‌ها داشتند عملا توسط قاچاقچیان بود که سلاح در اختیار آن‌ها قرار می‌دادند و یا توسط عراق بود.</p>
<p>وزیری، نماینده دادستان با حضور در جایگاه پرسید که شما در اظهارات خود بیان کردید پس از افتضاح در پاریس سازمان می‎خواست عملیاتی انجام دهید؛ منظور شما عملیات ۱۷ ژوئن فرانسه است یا عملیات دیگری، توضیح دهید.</p>
<p>خدابنده، اظهار کرد: سال ۱۹۹۶، مریم رجوی را به فرانسه آوردند تا به آمریکا برود برای اینکه پس از مدت‌ها اسم او را رئیس جمهور منتخب گذاشتند؛ مریم رجوی به فرانسه آمد و فمنیست‌ها را از آمریکا و سوئد جمع‎آوری کرد که شما بلد نیستید انقلاب کنید؛ بیاید من به شما بگویم؛ دعوای من نیز با رجوی از همان جا شروع شد.</p>
<p>وی افزود: پس از اینکه آمدند تا جلوی آن‌ها را بگیرند؛ مسعود رجوی، مریم را صدا کرد که برگردید به درد نمی‌خورد؛ فرانسوی‌ها نیز راضی نبودند آنجا بمانیم؛ بالاخره به این نتیجه رسیدند و گفتند که یک ویزای سه روزه می‌دهیم که به انگلیس بروید؛ سپس مریم رجوی به لندن رفت و انگلیس به خاطر اینکه کتباً برگه گرفته بود که پس از سه روز به فرانسه پس داده می‌شود و بعد از آن به عراق بازگشت.</p>
<p>خدابنده، بیان کرد: پول رجوی از جایی تامین می‌شد بنابراین باید نشان می‌داد که دارد کاری انجام می‌دهد و این عملیات صرفاً به این خاطر بود که نشان دهد عملیاتی انجام می‌دهد تا راه باریک حمایت‌های مالی از طریق لانه اسرائیل قطع نشود.</p>
<p>عضو جدا شده مجاهدین، گفت: کلاهی در گوشه‌ای با سیم و پیچ و مهره زندگی خود را می‌گذرانده است و در هیچ بحثی وارد نمی‌شده به این لحاظ من فکر می‌کنم که اگر این نفوذی بعدا ساخته شده باشد بیشتر معنی دارد. به عنوان مثال، بنده ابوالحسن بنی‎صدر را می‌شناختم و می‌دانم این شخص با مجاهدین نبود و او را بعدا جذب کردند. موضوع کلاهی و کشمیری را هم اینگونه می‌بینم و آن‌ها را فریب دادند. این افراد هرگز جذب کامل نشدند و مجبور شدند با مجاهدین کار کنند. روزی هم که فرار کرد، چون نه اطلاعات داشت و نه آدم سیاسی بود باعث از بین رفتن خودش شد، چون اگر همان زمانی که از گروه خارج شده بود پلیس باید از او حمایت می‌کرد و کشته نمی‌شد. از نظر من بعداً این شخص را عضوگیری و جذب کردند تا اینکه قبل از انقلاب این ارتباط وجود داشته باشد.</p>
<p>قاضی: این بعداً که می‌گویید منظورتان بعد از انفجار است؟ یعنی آیا بعد از اینکه انفجار رخ داد ایشان عضو سازمان شد یا اینکه قبلاً سازمان از او خواسته بود که این انفجار را ترتیب دهد؟</p>
<p>خدابنده: همانطور که می‌دانید سازمان کارت عضویت ندارد و اعضای آن مشخص نیستند وقتی کلاهی این کار را انجام داد کاملا تحت چک بود در سیطره ابراهیم ذاکری بود.</p>
<p>قاضی پرسید: نقش ذاکری در سازمان چه بود؟</p>
<p>خدابنده جواب داد: آقای ذاکری مسئول اطلاعات و امنیت سازمان بود و از قبل از انقلاب با سازمان همکاری داشت و جز افراد با سابقه حزب بود.</p>
<p>قاضی: یعنی کلاهی جذب ابراهیم ذاکری شده بود که برای سازمان عملیات انجام دهد یا خیر؟</p>
<p>خدابنده: تا جایی که اطلاع دارم حدس می‌زنم که در دانشگاه با وی ارتباط گرفتند. زمانی که در حال بمب‎گذاری بوده و رادیو‌ها را دست‌کاری می‌کرده که کمیته‌ها را شنود کنند اینجا دیگر عضو سازمان محسوب می‌شود؛ یعنی خیلی نقش مهمی در این زمینه داشته، ولی اینکه به لحاظ سنخیت تئوریک با سازمان هم‌فکری داشته باشد، خیر.</p>
<p>قاضی پرسید: یعنی نظر شما این است که به لحاظ فکری با مجاهدین خلق همراه نبوده، اما جذب سازمان شده و برای آن‌ها عملیات انجام داده است؟ درست است؟</p>
<p>خدابنده، گفت: بله، دقیقاً. مثال دیگر آن سرهنگ واعظی است. از زمانی که رجوی و بنی‎صدر را وارد کرد تا زمانی که از دنیا رفت هیچ جا هیچ سنخیتی با سازمان مجاهدین نداشت. انجام این کار او را عضو سازمان می‌کند و نمی‌توانید به او بگویید که عضو سازمان نبودی، اما از لحاظ فکری با آن‌ها هم‌سو نبوده است. این دستگاه دستگاهی است که بدون پشتیبانی CIA و … نمی‌توانست کاری انجام دهد. سرهنگ واعظی، خلبان شاه به یکباره تصمیم نگرفته که رجوی و بنی‌صدر را به پاریس ببرد و قبل از آن خانواده او را به آمریکا بفرستند، چون الان دختر او مقیم آمریکاست. این‌ها به این معناست که سازمان مجاهدین در یک دستگاه بزرگ‌تری فعالیت می‌کند. اما از نظر عضویت در این سازمان به نظر من سرهنگ واعظی نمی‌تواند عضو این سازمان نباشد، اما هیچ‌وقت سنخیت تفکری با این سازمان نداشت.</p>
<p>قاضی: سیاست سازمان بیشتر این بود که جذب انجام دهد یا افراد را نفوذ دهد؟ سازمان بیشتر به چه سمتی بود؟</p>
<p>خدابنده: فکر می‌کنم که سیاست سازمان در رابطه با کلاهی این بود که کلاهی را وقتی که آنجا بوده، جذب کردند همانطور که بنی‎صدر را وقتی رئیس جمهور شد، جذب کردند. این فرد را به خاطر انجام یک عمل جذب کردند که آن عمل را نیز انجام داد.</p>
<p>قاضی: گفته بودید مسعود رجوی آقای کلاهی را معرفی کرده یا مهندس؟ شما چهره ایشان را دیده بودید؟</p>
<p>خدابنده: بله.</p>
<p>چرا نیاز به معرفی داشت که بگویند این مهندس کریم همان آقای کلاهی است؟ مگر شما او را نمی‌شناختید؟</p>
<p>خدابنده: من دو سال که در کردستان بودم عکس او را ندیده بودم، اما خود او را دیده بودم و نمی‌توانستم تفاوت آن را تشخیص دهم، چون عکس ممکن است با خود چهره تفاوت داشته باشد. من وقتی مدارک خود را تحویل دادم دو عدد کارت سلاح و سه عدد کارت اعتباری در جیب داشتم با این حال وقتی از این سازمان جدا شدم مدت‌ها طول کشید که فهمیدم صدام به ایران شیمیایی زده و نه ایران به صدام. حتی یک نفر در آلمان من را به بیمارستانی برد و بیماران ایرانی را به من نشان داد که صدام با آن‌ها شیمیایی زده بود.</p>
<p>وزیری در سوالی پرسید در پاکسازی که شما گفتید کلاهی را نیز در این پاکسازی ترور کردند آیا یک اقدام سیستماتیک بود با چه هدفی انجام و آغاز شد.</p>
<p>مسعود خدابنده اظهار کرد: تا زمانی که این عملیات اتفاق افتاد نمی‌دانستم کلاهی در هلند است، ولی این را می‌دانم که دولت و قوه قضاییه هلند تحت فشار بود که تحقیق نکند و نگذاشتند که تحقیق شود و صرفاً به سه نفری که قتل را انجام داده بودند بسنده کردند. اینکه امنیت هلند در اروپا می‌دانسته است کلاهی آنجاست قطعاً می‌دانسته، ولی اینکه خودش خواستار حمایت و امنیت نشده است مقصر خودش است حتی همسر کلاهی هم نمی‌دانست او چه کاره بوده است. او برای سازمان تهدید بود بنابراین تهدید‌ها را باید خنثی می‌کرد.</p>
<p>نماینده دادستان سوال کرد در اجرای عملیات‌های گروه تروریستی مجاهدین آیا اجتماعی از افراد بزهکار بود که هر کدام انفرادی و مستقل عملیات انجام می‌دادند یا تحت یک سیاست واحد توسط گروه این اقدامات را اجرا می‌کردند.</p>
<p>مسعود خدابنده یکی از اعضای جدا شده مجاهدین اظهار کرد: طراحی یک عملیات و یک عمل از قبل یک دلیل داشته است و آن به زمان عراق برنمی‌گردد بلکه قبل از آن حتی زمانی که به پاریس آمدند و داستان هفت روی هفت که سر راس رژیم را بزنیم یا تو خیابان پاسداران و مغازه داران را بکشیم با این دلیل که اگر هفت روز یک نفر را بکشیم تا چند هفته بعد آن دولت سقوط می‌کند. در نوار‌هایی که منتشر شده عراق دستور می‌داده چه کسی را بزنید و خودشان خود به خود کسی را نمی‌کشتند، ولی برخی صرفا برای کشتن مردم مثلاً در یک سطل اشغال جلوی درب دادسرا تهران بمب‌گذاری می‌شود تا در زمان شلوغ منفجر شود و بیشترین مردم کشته شوند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/62024">مسعود خدابنده در جلسه ۱۹ دادگاه سران مجاهدین خلق چه گفت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/62024/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
