<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مسعود دلیلی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مسعود-دلیلی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 05 Sep 2023 11:22:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مسعود دلیلی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مسعود-دلیلی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>آخرین کشتار اشرف &#8211; قتل مسعود دلیلی و رویا دَرّودی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Sep 2023 11:20:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[10 شهریور 1392]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رویا درودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56041</guid>

					<description><![CDATA[<p>داغ ترین روزهای شهریور این روزها یادآور دو رخداد مهم در تاریخ کشورمان است که هردو ارتباط مستقیم به فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود و مریم رجوی دارد. 8 شهریور 1360، مردم ایران شاهد تأسفبارترین اقدام تروریستی (پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی) بودند که در آن دفتر نخست وزیری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041">آخرین کشتار اشرف &#8211; قتل مسعود دلیلی و رویا دَرّودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>داغ ترین روزهای شهریور</h3>
<p>این روزها یادآور دو رخداد مهم در تاریخ کشورمان است که هردو ارتباط مستقیم به فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود و مریم رجوی دارد. 8 شهریور 1360، مردم ایران شاهد تأسفبارترین اقدام تروریستی (پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی) بودند که در آن دفتر نخست وزیری تخریب، و محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر (دو تن از عدالتجوترین مسئولین کشور) به همراه 3 نفر دیگر از مقامات و شهروندان ایرانی به شهادت رسیدند. این جنایت تروریستی به حدی نفرت انگیز بود که مسعود رجوی هیچگاه بطور رسمی به آن اعتراف نکرد و تنها در مناسبات داخلی با افتخار از آن یاد می کرد و اقتدار زبونانه خویش را به نمایش می گذاشت.</p>
<div id="attachment_56046" style="width: 633px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56046" class="size-full wp-image-56046" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13600608-1.jpg" alt="8 شهریور 1360" width="623" height="485" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13600608-1.jpg 623w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13600608-1-300x234.jpg 300w" sizes="(max-width: 623px) 100vw, 623px" /><p id="caption-attachment-56046" class="wp-caption-text">8 شهریور 1360</p></div>
<p>مسعود رجوی که کمتر از 2.5 ماه قبل از آن با توهم سرنگونی 6 ماهه هزاران نوجوان دانش آموز را ناخواسته وارد اقدامات تروریستی کرده بود، تصور می کرد با سوء استفاده از موقعیت جنگ ایران و عراق، و انجام چند عملیات ویرانگر انتحاری و ایجاد رعب و وحشت در جامعه (که نماد امروزین آن گروه تکفیری داعش است) قادر خواهد بود سرنگونی جمهوری اسلامی را رقم بزند، اما خیلی زود متوجه شد که پایگاه اجتماعی آیت الله خمینی بسیار گسترده تر از آن است که وی با ترور سران حکومت بتواند به براندازی نظام برسد. وی چندسال بعد اعتراف کرد که شناخت کافی نداشته و به همین خاطر طرح سرنگونی از طریق ترور سران نظام با شکست مواجه شده است. البته برای اینکه ابهت پوشالی اش با چنین اشتباه راهبردی خدشه دار نشود، آنرا به خشونت غیرقابل تصور بنیانگذار انقلاب اسلامی ارتباط داد تا خود را برهاند.</p>
<p>32 سال پس از این حادثه خونبار، در تاریخ 10 شهریور 1392، قرارگاه اشرف، که تا پیش از سقوط صدام، محلی برای قدرتنمایی مسعود و مریم شده بود، مورد حمله گروه های معارض عراقی که از حضور همکاران صدام حسین در آنجا و دخالت در امور داخلی کشورشان خشمگین بودند قرار گرفت (برای اطلاع جوانانی که از قضایا مطلع نیستند یادآوری کنم که گروه های مردمی عراق، با وجود پیگیری های مستمر برای اخراج مجاهدین از عراق، موفق به اخراج آنان نشده بودند. علت این بود که مسعود رجوی بخاطر حفظ جان و فراهم کردن شرایط برای خروج امن از عراق، حاضر به انتقال تشکیلات مجاهدین به کشور ثالث نبود و با شعار مزّورانه و فریبکارانه &#8220;اشرف حفظ شرف&#8221; و &#8220;چو اشرف نباشد تن من مباد&#8221;، مجاهدین را به درگیری با پلیس عراق تشویق می کرد. مریم قجرعضدانلو نیز از فرانسه پیام می داد که &#8220;خروج مجاهدین از عراق یک فاجعه است&#8221; و لذا بر آتش این بحران می افزود تا با خونریزی بیشتر و استفاده تبلیغی و حقوق بشری از آن بتواند به هدف مهم خود که انتقال مسعود به کشور امن بود برسد. همین قضیه باعث شد که در نهایت معارضین عراقی به صورت مستقل دست به اقدام بزنند و آن حادثه خونین بوقوع بپیوندد).</p>
<p>جنگ و درگیری مجاهدین با پلیس عراق از مرداد 1388 آغاز شده بود و تا فروردین 1390 در قرارگاه اشرف و آنگاه به شکل دیگری در کمپ لیبرتی ادامه داشت و طی آن دهها عضو مجاهدین کشته و صدها نفر مجروح شدند&#8230; اما شدیدترین ضربه به پیکر مجاهدین در تاریخ 10 شهریور 1392 وارد آمد که در این روز گروه های مردمی عراق با نفوذ به داخل اشرف، با یکصد نفر از فرماندهان و اعضای مجاهدین درگیر شدند که به کشته شدن 52 عضو مجاهدین در رده های مختلف منجر شد و همگی قربانی فرار امن مسعود به خارج عراق شدند و ضربه سختی به ستاد فرماندهی مجاهدین وارد آمد.</p>
<h3>قتل فجیع مسعود دلیلی به دستور رجوی</h3>
<p>در این رخداد خونین، یکی از کادرهای قدیمی مجاهدین (که چندی پیش از آن از تشکیلات گریخته و خود را تسلیم پلیس عراق کرده بود) نیز به طرز مشکوک و فجیعی شکنجه و به قتل رسید که جسدش را در وسط قرارگاه اشرف در حالی که با اسید سوزانده شده بود کشف کردند. وی &#8220;مسعود دلیلی&#8221; از فرماندهان بخش حفاظت مسعود و مریم رجوی بود که چند ماه پیش از آن، پس از فرار از اشرف و معرفی خود به دولت عراق، در هتلی در بغداد اسکان داشت اما به طرز مشکوکی مفقود گردید و جسد او حین حادثه خونین 10 شهریور در قرارگاه اشرف پیدا شد. آنچه قضیه را مشکوک جلوه می داد، شیطان سازی رسانه های مجاهدین از مسعود دلیلی بود که پی در پی او را لعن و نفرین می کردند و به صورت کاملاً غیر حرفه ای و عجولانه برایش سند و مدرک تولید می نمودند تا وی را به حکومت ایران مرتبط سازند. همین واکنش های عجولانه اثبات کرد که مجاهدین عامل شکنجه و قتل او هستند و مسعود دلیلی بجرم خیانت و فرار از قرارگاه اشرف به قتل رسیده تا از جنایت های مخفیانه رجوی ها پرده برندارد و افشاگری نکند.</p>
<p>در آخرین مطلبی که شهریور 1400 از سوی کمیسیون امنیت مجاهدین منتشر شد و چند روز قبل مجدداً در سایت این فرقه بازنشر پیدا کرد، می توان باز هم خشم و کینه مسعود و مریم علیه مسعود دلیلی (که سالهاست در این دنیا حضور ندارد تا از خود دفاع کند) را مشاهده کرد که او را به خیانت متهم کرده اند. آیا همین عقده گشایی ده ساله نشانگر نفرت بی پایان آنها از مسعود دلیلی، و سندی دالّ بر شکنجه و قتل او بدستور رجوی ها نیست؟</p>
<div id="attachment_56045" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56045" class="size-full wp-image-56045" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Dalili-1.jpg" alt="قتل مسعود دلیلی" width="700" height="697" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Dalili-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Dalili-1-150x150.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Masud-Dalili-1-300x300.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-56045" class="wp-caption-text">قتل مسعود دلیلی</p></div>
<p>در متن منتشره مجاهدین علیه مسعود دلیلی گفته شده: &#8220;نمونه دیگر، مسعود دلیلی است که همراه با مزدوران نیروی قدس در حمله 10 شهریور 1392 حضور داشت و آنها را به سمت محل استقرار اصلی مجاهدین مستقر در اشرف هدایت کرد. در این حمله 52 تن از مجاهدین شهید شده و 7تن نیز به گروگان گرفته شدند، در صورتی که این خائن در صحنه حضور نمیداشت، مطمئناً رژیم نمی توانست این قتل عام را در این ابعاد انجام دهد»&#8230; بکارگیری واژه خائن علیه کسی که حداقل ربع قرن محافظ شخصی مسعود و مریم رجوی بود و ده سال پیش بخاطر فهم خیانت هایشان از آنجا فرار کرد و بدستور خودشان به قتل رسید، نشان می دهد که سران این فرقه خطرناک و تروریستی کینه و نفرت عجیبی از عضو جداشده و منتقد دارند و اعضای سازمان تا زمانی برایشان ارزشمند هستند که جسم و جان و هستی شان را در خدمت مسعود رجوی قرار دهند و هیچ نپرسند.</p>
<h3>مرگ مشکوک رویا دَرّودی</h3>
<p>اما این هم پایان ماجرای تلخ کشتار اشرف نبود، حدود 3 ماه پس از به قتل رساندن مسعود دلیلی، خبر مرگ تأسفبار دختر دیگری به گوش رسید که بی ارتباط با قتل &#8220;دلیلی&#8221; نبود. خبر خیلی ساده در رسانه های مجاهدین منتشر شد تا چندان واکنشی بدنبال نداشته باشد. سخن از مرگ مشکوک &#8220;رویا دَرّودی&#8221; دختر نوجوانی بود که بخاطر مجاهد بودن پدر و مادرش، ناخواسته از مدرسه به مناسبات مجاهدین کشیده شد. وی تا قبل از عملیات فروغ جاویدان، در مدرسه اشرف تحصیل می کرد و پس از تعطیلی مدارس، به بخش نظامی منتقل و به همراه بسیاری دیگر به عملیات اعزام شد که در آنجا هم دچار جراحت گردید. رویا در جریان ازدواج های تشکیلاتی، وادار به ازدواج شده بود و یکسال و نیم بعد هم در جریان طلاق های اجباری، او را به شکل دیگری وادار به طلاق کردند و حوادث بیشمار دیگری سر راه او قرار گرفت.</p>
<p>بدین ترتیب، دختر نوجوانی که ناخواسته وارد تشکیلات شده بود، ناخواسته مدرسه را کنار گذاشته بود، ناخواسته به عملیات کشانیده شده و در آن مجروح شده بود، ناخواسته ازدواج کرده بود، ناخواسته طلاق گرفته بود و ناخواسته او را بدستور مریم رجوی مقطوع النسل کرده بودند، و در فروردین 1390 نیز ناخواسته او را به درگیری با پلیس عراق کشانده بودند تا دچار آسیب شود، و در شهریور 1392 نیز به اعتصاب غذا مجبور شده بود، بناگاه به بیماری مرموزی دچار شد و پس از انتقال به آلبانی درگذشت. از آنجا که عشق و علاقه رویا به مسعود دلیلی قابل کتمان نبود، برای مسئولین سازمان بهترین حالت، کشته شدن او پیش از دردسرهای بعدی بود. رویا که از دل انبوه فراز و نشیب ها جان سالم بدر برده بود (هرچند داغ مقطوع النسل شدن، و اینبار داغ کشته شدن مسعود دلیلی، بر وجودش سنگینی می کرد) به یک بیماری حاد و مشکوک دچار گردید و 3 ماه پس از قتل مسعود، به طرز مبهمی از دنیا رفت&#8230;</p>
<div id="attachment_56044" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56044" class="size-full wp-image-56044" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Roya-Darrudi-1.jpg" alt="مرگ مشکوک رویا دَرّودی" width="700" height="395" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Roya-Darrudi-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Roya-Darrudi-1-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Roya-Darrudi-1-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-56044" class="wp-caption-text">مرگ مشکوک رویا دَرّودی</p></div>
<p>من رویا را از سال 1367 که دختری نوجوان بود بخوبی می شناختم. تازه از مدرسه اشرف که مریم آنرا بخاطر عملیات تعطیل کرد به بخش نظامی منتقل شده بود. پس از عملیات فروغ هم او را در دفتر لشگر 91 مورد استفاده قرار دادند. زمستان 1368 رویا را وارد نشست های انقلاب ایدئولوژیک مریم کردند و پس از طی مراحل طلاق ایدئولوژیک، به بخش نگهبانی ستاد فرماندهی منتقل شد تا شور و هیجان جوانی اش مورد استفاده زوج رجوی قرار گیرد. بخشی از خاطرات خانم زهرا میرباقری در مورد مقطوع النسل کردن رویا درودی که بسیار دردآور و تکان دهنده است را در اینجا می آورم تا جوانان عزیز با جنایت رجوی بیشتر آشنا شوند:</p>
<div id="attachment_56043" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-56043" class="size-full wp-image-56043" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/zahra-mirbagheri-202309.jpg" alt="زهرا میرباقری" width="700" height="403" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/zahra-mirbagheri-202309.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/zahra-mirbagheri-202309-300x173.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-56043" class="wp-caption-text">زهرا میرباقری</p></div>
<p><em>(((از زمانی که من رویا دَرّودی را در اسارتگاه اشرف می شناختم خانمی جوان، زیبا، تندرست، پرتحرک و زبل بود ولی سازمان همیشه با رویا سر جنگ و دعوا داشت زیرا تا آن زمان رویا حرفهایش را می زد و سکوت نمی کرد. خدایا چه عاملی باعث مرگ این خانم جوان شد؟ آخر می دانید رویا نامش در لیست زنانی قرار دارد که مقطوع النسل شد. من که از تندرستی و زبلی رویا مطلع بودم این خبر مرا شوکه کرد… مسعود رجوی به رویا گفت تو اکنون بالای قله رفته ای! (این تکه کلام مسعود به زنانی بود که عمل جراحی زنان روی آنها انجام شده بود. مفهوم این کلام این بود از جنسیت رها شده اید).</em><br />
<em>سازمان مجاهدین&#8230; آنها را مجبور به عمل جراحی خارج کردن رحم و تخمدان کرد… رویا دَرّودی در سال ۷۳ در بغداد، نگهبان سالن بهارستان در مقر سعید محسن بود. در این ساختمان جلسات شورا برگزار می شد و مسعود و مریم رجوی در این محل رفت و آمد داشتند… روزی که مسعود رجوی برای آزمایش خون به بغداد آمده بود، در آخر فقط برای زنان نگهبان و محافظ شورا در همان محل جلسه ای برگزار کرد. از آنجا که رویا همیشه معترض بود، برای آرام کردن وی، مسعود رجوی گفت: &#8220;رویا صندلی خود را بیاورد نزدیک صندلی من&#8221;. و این شیوه ای بود که معمولا برای آرام کردن زنان معترض بکار می رفت… راستی اگر رویا بیمار بود چرا سازمان او را به نزد مادر و برادرش در کشورهای اروپایی نفرستاد و او را به زندان آلبانی فرستاد؟&#8230;. زهرا میرباقری 22 آذر 1392)))</em></p>
<p>به این ترتیب، علاوه بر قربانی شدن دهها عضو مجاهدین، رویا و مسعود نیز قربانی دسیسه های زوج رجوی شدند و حادثه مرگبار تابستان 1392 با مرگ مشکوک &#8220;مسعود دلیلی و رویا دَرّودی&#8221; به فرجام خود رسید و دوران جدیدی برای سایر اعضای تشکیلات آغاز شد. رخداد خونین 10 شهریور که ناشی از پافشاری مریم رجوی برای ماندگاری مجاهدین در اشرف بود، اگرچه پایان کار به حساب نمی آمد (و بدنبال آن یک اعتصاب غذای همگانی تشکیلاتی برگزار شد تا گروه دیگری هم به این شیوه، قربانی حیات زوج رجوی شوند)، اما راه را برای انتقال مجاهدین به آلبانی هموار کرد. این حوادث نشان داد که زوج رجوی نه تنها دشمن مردم ایران محسوب می شوند، بلکه کمترین ارزشی هم برای نیروهای خود قائل نبوده اند و هرکجا لازم باشد آنان را فدای خود می کنند. این واقعیت تلخ، بارها تکرار شده و نیازی به تجربه ندارد، همانطور که 30 خرداد امسال نیز مریم نیروهای خود را بی دفاع، برای قربانی کردن در زیر پای پلیس آلبانی تنها گذاشت و به پاریس گریخت. آیا با اینهمه پرونده سیاه، نباید زوج رجوی را به جرم خیانت و جنایت علیه بشریت محاکمه کرد؟</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041">آخرین کشتار اشرف &#8211; قتل مسعود دلیلی و رویا دَرّودی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56041/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سیمای آزادی و بازخوانی پرونده جنایت رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47102</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47102?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Oct 2021 08:59:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47102</guid>

					<description><![CDATA[<p>پرونده! اخیراً سیمای آزادی (شبکه ماهواره ای مجاهدین) دست به بازپخش یک برنامه از سلسله برنامه های «پرونده» زده تا یکی از جنایت های بزرگ مریم رجوی را بپوشاند. چندی قبل در یک مقاله اشاره ای مختصر به قتل یکی از اعضای گارد حفاظت نزدیک مسعود رجوی به نام «مسعود دلیلی» داشتم که چگونه به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47102">سیمای آزادی و بازخوانی پرونده جنایت رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h4>پرونده!</h4>
<p>اخیراً سیمای آزادی (شبکه ماهواره ای مجاهدین) دست به بازپخش یک برنامه از سلسله برنامه های «پرونده» زده تا یکی از جنایت های بزرگ مریم رجوی را بپوشاند. چندی قبل در یک مقاله اشاره ای مختصر به قتل یکی از اعضای گارد حفاظت نزدیک مسعود رجوی به نام «مسعود دلیلی» داشتم که چگونه به جرم فرار از تشکیلات مجاهدین در بغداد ربوده شد و آنگاه توسط نهادهای امنیتی سازمان در زیر شکنجه به قتل رسید. در سال های گذشته نیز پیرامون این قتل مطالبی منتشر شده بود که رسوایی زیادی برای رجوی به بار آورد. خوانندگان محترم می توانند به مقاله <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40998">«مسعود دلیلی، رویا دَرّودی و روزهای خونین 10 شهریور»</a> مراجعه کنند و بطور کامل پیرامون قتل مسعود دلیلی به اشراف برسند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47104 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili-Masud-1.jpg" alt="مسعود دلیلی" width="800" height="391" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili-Masud-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili-Masud-1-300x147.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili-Masud-1-768x375.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /><br />
این افشاگری ها که از سوی اعضای پیشین سازمان به گوش مردم می رسید، مریم رجوی را برآن داشت که به تولید برنامه برای لاپوشانی این جنایت شنیع دست بزند، اما بازپخش مداوم آن در شبکه ماهواره ای و تکرار توجیهات نخ نما شده پس از 8 سال، بیانگر اینست که او نتوانسته حتی اعضای خود را بخاطر چنین جنایتی قانع کند چه رسد به هواداران این فرقه که دسترسی به فضای آزاد دارند و مدام در معرض روشنگری هستند.</p>
<h4>لاپوشانی یک جنایت</h4>
<p>برنامه «پرونده» که مهمترین برنامه تلویزیونی مجاهدین در ارتباط با مسائل امنیتی است، اساساً در راستای مقابله با افشاگری جداشدگان و خانواده مجاهدین اسیر تولید می شود. یقیناً اگر روشنگری ها اثری نداشت و به تشکل مجاهدین بخصوص در زمینه «ریزش نیرو» ضربه سنگینی وارد نمی کرد، مجاهدین نیازی به تولید چنین برنامه هایی نداشتند. مجری برنامه پرونده فردی بنام همایون کُرزادی است که تا پیش از سقوط صدام در بخش نظامی سازمان به کار تعمیرات خودروهای زرهی اشتغال داشت و مدتی هم مسئولیت سرتیمی یکی از واحدهای عملیاتی را به وی سپرده بودند اما چند سال بعد بناگاه سر از برنامه تبلیغی «پرونده» و تحلیل و تفسیر پیرامون موضوعات امنیتی درآورد و علیه جداشدگان به فعالیت پرداخت، کاری که هیچ تخصصی پیرامون آن ندارد و صرفاً بازیگر سریال های نوشته شده از سوی کمیسیون امنیت فرقه است.</p>
<p>همایون یکی از اعضای مسئله دار و درخود مجاهدین بود و واضح است که بخاطر نگهداشتن وی در درون مناسبات، او را به این کار گمارده اند و اولین بار هم نیست که سازمان از چنین شگردی استفاده می کند. شورای رهبری مجاهدین، هرگاه افراد قدیمی را مسئله دار می دیدند، تلاش می کردند آنان را با یک مسئولیت پوشالی سرگرم و اینگونه وانمود کنند که گویی به آنها اعتماد دارند و برایشان اهمیت قائل هستند. خود من بارها با چنین برخوردهایی مواجه شده بودم. برای نمونه، با اینکه پس از سقوط صدام برخی از اعضای شورای رهبری نسبت به من مشکوک بودند، درخواست می کردند بلحاظ امنیتی مراقب برخی افراد تازه وارد باشم! در واقع تلاش داشتند تا در ذهن من اعتمادسازی کنند. اما به موازات آن، از فرماندهان دیگر هم مخفیانه می خواستند که مراقب من باشند و تصور می کردند که متوجه این امر نیستم. طبیعی است که امثال همایون را هم با این مسئولیت ها تحمیق کرده باشند تا دچار ریزش نشوند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47146 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/TV-Mko-14000710-1.jpg" alt="سیمای آزادی برنامه پرونده" width="800" height="533" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/TV-Mko-14000710-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/TV-Mko-14000710-1-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/TV-Mko-14000710-1-300x200.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/TV-Mko-14000710-1-768x512.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>در این برنامه «شهرام عالیوندی و علیرضا رضایی» تحت عنوان شاهدین کشتار اشرف به ذکر خاطره پرداختند اما با اندکی دقت می شد فهمید که هر دو عمدتاً از روی یک متن نوشته شده که روبروی آنها قرار دارد می خوانند که هیچ ربطی به دانسته ها و دیده های آنها ندارد. «شهرام» و برادرش فرزندان بهرام عالیوندی (نقاش) و ناهید همت آبادی (خواننده اپرا) می باشند. والدین آنها عضو شورای ملی مقاومت رجوی بودند اما پدرشان چند سال قبل از دنیا رفت. این دو بخاطر موقعیت والدین خود در شورا، هیچگاه مانند دیگران تحت فشارهای سخت روحی قرار نگرفتند و آنها نیز هر زمان از اروپا برای تفریح به عراق می آمدند تا در جلسه شورا شرکت کنند، هدایایی را با خود برایشان می آوردند. «علیرضا» نیز از زمره نیروهایی است که چندان قدمتی در سازمان ندارد و کمترین فشارهای تشکیلاتی را تجربه کرده است. می توان با این وضعیت درک کرد که چرا از این دو استفاده شده است. در هرحال چند نکته در این برنامه نمایشی به چشم می زند:</p>
<p>نکته اول نحوه اجرای مصاحبه است که در شات ها و محیط های جداگانه تهیه شده و از ابتدا تا انتها چیزهایی است که برایشان از قبل نوشته اند و روخوانی می کنند. با اینحال تلاش می کنند از روی نوشته ها طوری سخن بگویند که گویی سخنان خودشان است.<br />
نکته دوم ادبیات علیرضاست که در طول مصاحبه چندین بار از خانواده ها با لقب «الدنگ» یاد می کند که دقیقاً همان کلیدواژه مهوش سپهری و مسعود رجوی در مناسبات مجاهدین است. اینکه اعضای فرقه حتی در برابر دوربین فیلمبرداری هم کمترین حرمتی برای خانواده ها قائل نیستند، نشان می دهد که مجاهدین به رهبری مریم رجوی تا چه حد در گنداب بی اخلاقی فرورفته اند. سازمانی که مسئول اول آن در ابتدای انقلاب سخنرانی های خود را با جمله «به نام خلق قهرمان ایران» آغاز می کرد، و خاضعانه در برابر خانواده مجاهدین می ایستاد و احترام می گذاشت و از کمترین آسیب که به آنان می رسید با حدیث «یا للمسلمینِ» پیامبر ابراز احساسات می کرد، امروز به چنان فضیحتی رسیده که همان خانواده های خلق قهرمان را با بدترین عناوین مورد عتاب قرار می دهد. گویا فراموش کرده که اعضای سازمانی که او رهبری اش را بدست دارد از همین خانواده ها زاده شده اند و اگر کسی شایسته لقب «الدنگ بودن» باشد، آنکس جز رهبری خیانتکار مجاهدین نیست.</p>
<p><em>(مَن أصبَحَ لا یَهتَمُّ بِاُمورِ المُسلمینَ فَلَیسَ مِنهُم، و مَن سَمِعَ رَجلاً یُنادِی: یا لَلمسلمینَ! فَلَم یُجِبهُ فلَیسَ بمُسلِمٍ .هر که روز خود را آغاز کند و دغدغه امور -مشکلات- مسلمانان را نداشته باشد، از آنان نیست و هر که فریاد کمک خواهىِ مردى را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست.)</em></p>
<p>حال باید از مریم قجر عضدانلو پرسید: مگر این خانواده ها که برای دیدار عزیزان خود خون گریه می کنند مسلمان نیستند؟ مگر آن پدر پیر چشم انتظار، مسلمان نیست؟ مگر آن مادر داغدار مسلمان نیست؟ آیا آن دختری که در طول عمر خود پدر را ندیده و اجازه ملاقات نمی دهی ، مسلمان نیست؟ شرم بر شما که از یاد برده اید روزی که مسعود رجوی در امجدیه ریاکارانه «اشهد» می خواند و فریاد می زد که «مگر ما مسلمان نیستیم؟ و مگر علامت مسلمانی همین اشهد گفتن نیست؟» تا مزوّرانه اعلام کند مسلمان است و از مسلمانان کمک می خواهد&#8230; آیا امروز خانواده های مجاهدین، باید جلوی تو «اشهد» بگویند؟</p>
<p>نکته سوم تناقضگویی آشکار این دو نفر در مورد قتل «مسعود دلیلی» است. علیرضا مدعی است که حین جستجو برای یافتن کشته شدگان، از مقر سیمرغ به میدان 49 می رود و متوجه یک جسد می شود که با صورت روی زمین افتاده و در کنار او هم مقداری پول ایرانی روی زمین ریخته!. و بعد هم با دیدن یک سمعک آلمانی متوجه می شود که او یک خیانتکار است که قبلاً در اشرف بوده، چرا که این سمعک آلمانی را امداد قرارگاه اشرف به او داده است!!</p>
<p>در ادامه می گوید که چون مزدوران یک مسیر تو در تو را بسرعت طی کردند و به مقر فرماندهی رسیدند، حتماً باید یک خائن با آنها بوده باشد چرا که حتی عکس هوایی هم امکان پیشبرد چنین خطی نمی دهد!!</p>
<p>این سناریوی غیرحرفه ای به اندازه ای کودکانه تولید شده که هیچ شکی در انجام جنایت توسط سازمان باقی نمی گذارد. گویا سران فرقه عمد دارند به شعور خود توهین می کنند. آیا واقعاً برای اعضای مجاهدین این سوآل پیش نمی آید که «مسعود دلیلی» چرا در عراق به جای دینار و دلار، پول ایرانی در جیب گذاشته بود؟ آیا نمی پرسند که این پول چطور در لحظه کشته شدن از جیب او بیرون پریده؟ و یا چطور با دیدن یک سمعک چندین سال استفاده شده متوجه شده اند که ساخت آلمان است و از بهداری اشرف به درون گوش او فرو رفته است؟ آیا اگر فرضاً سمعک او آلمانی بوده باشد فقط در قرارگاه اشرف یافت می شود؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47103 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili-Masud.jpg" alt="مسعود دلیلی" width="800" height="437" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili-Masud.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili-Masud-300x164.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili-Masud-768x420.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /><br />
از آن طرف، سخنان شهرام چیز دیگری را نشان می دهد. وی می گوید: «روز 10 شهریور در صحنه قتل عام، من دوبار مسعود دلیلی مزدور و خودفروخته را همراه فرمانده مزدوران دیدم . در این دو صحنه چیزی که توجه مرا جلب کرد و بعد از دیدن جسد متوجه شدم او همان مسعود دلیلی خائن است اینکه او عیناً لباس فرم مزدوران را به تن داشت، همان جلیقه، همان شلوار نظامی، همان پوتین، اما موضوع قابل توجه برای من این بود که او سلاح نداشت. کنار دست فرمانده مزدوران بود و سلاح نداشت. وقتی فرمانده مزدوران با سلاح کمری به سر مهدی فتح الله نژاد شلیک کرد این مزدور خائن کنار دستش بود».</p>
<p>اینکه شهرام از آن فاصله دور چگونه کسی را شناخته که دوسال در اشرف نبوده و بعد هم بناگاه با لباس مبدل نظامی در کنار مهاجمان سر از اشرف در می آورد، مشخص نیست. آنهم در حالی که کل نفرات در شرایط جنگی قرار داشته اند و حتی یک عکس نتوانسته اند از نیروهای مهاجم در فاصله نزدیک بگیرند. وقتی سازمان مدعی است که پس از کشف جسد متوجه شده اند او چه کسی است، چطور ممکن است قبل از آن وی را در میان مهاجمان شناخته باشند و اطلاع نداده باشند؟ جز اینکه دقیقاً در جریان ربودن و قتل او باشند اما در تولید سناریو اشتباه کرده اند.</p>
<h4>در آشیانه سیمرغ!</h4>
<p>البته رسوایی این جنایت در حدی است که مسئولین سازمان چاره ای جز متوسل شدن به دروغ های کودکانه نداشته اند. با نگاهی به مقرهای 49 &#8211; 52 که مهمترین مقر فرماندهی مجاهدین (مقر سیمرغ) از نیمه دوم دهه 70 تا تخلیه کامل این پادگان می باشد، غیرحرفه ای بودن این سناریو آشکار می شود. طول و عرض این مقر کمتر از 600 متر و بخش مهمی از آن بیابانی و خالی از سازه می باشد. بازیگران برنامه پرونده ادعا داشتند که حتی با عکس هوایی هم نمی توان ده دقیقه ای از خاکریزها به محل فرماندهی رسید مگر اینکه یک خیانتکار آنها را به محل برده باشد!</p>
<p>همه اعضای مجاهدین بخوبی می دانند که این مقر بیش از دو سه خیابان فرعیِ باریک و چند پیاده راه ندارد و حتی ناآشناترین افراد هم می توانند در عرض چند دقیقه ساختمان ها را تشخیص دهند و به محل مورد نظر برسند چون اکثر سازه های موجود سوله ای یا پنلی هستند که مشخص است محل غذاخوری و تجمع است و نمی تواند مقر فرماندهی باشد و تنها یک ساختمان بزرگ بتونی در آنجا به چشم می خورد. پس اگر کسی قصد حمله داشته باشد، یقیناً نیازی به نقشه نظامی هم ندارد و کافی است روی یک کامیون برود یا حداکثر به گوگل مراجعه کند و محل را بخوبی شناسایی کند. این همه بازی برای لاپوشانی یک جنایت آشکار، و انداختن آن به گردن دولت عراق و شبه نظامیان آنجا، نشان از درماندگی رهبری است که با وجود داشتن هزاران پرونده ترور و شکنجه، می خواهد ادعاهای حقوق بشری هم بکند. طبعاً این کار شدنی نیست و به هذیان گویی مفرط دچار می شود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47105 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/simorgh-Ashraf.jpg" alt="مقر سیمرغ" width="800" height="330" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/simorgh-Ashraf.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/simorgh-Ashraf-300x124.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/simorgh-Ashraf-768x317.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>واقعیت این است که مریم پس از فرار یک عنصر کلیدی حفاظت نزدیک مسعود رجوی، قافیه را باخته بود و دوسال برنامه ریزی کرد تا او را به هرقیمت از بغداد برباید و سر به نیست کند. آنها که از درون قرارگاه اشرف فرماندهی بسیاری از آشوب های داخل عراق را (با هماهنگی سایر گروه ها تروریستی) برعهده داشتند، با کمک مزدوران اجاره ای موفق به ربودن مسعود دلیلی شدند، اما پس از حمله به اشرف، از آنجا که فرصتی برای پاکسازی نداشتند و یقین داشتند که بزودی خبرنگاران و نیروهای امنیتی عراق تمام مقرها را چک می کنند، برای اینکه آدمربایی آنها لو نرود، بلافاصله مسعود را که مدتها زیر شکنجه قرار داشت، به قتل رسانیدند و او را در کنار میدان گلهای اشرف که در همان مقر 49 قرار دارد رها کردند تا با یک توجیه عجولانه آنرا به دولت عراق و نیروهای جیش المختار نسبت دهند.</p>
<p>این واقعیت تلخی است که مریم سالهاست درصدد پوشاندن آن است. بازیگران این نمایش سخیف مدعی هستند که مسعود دلیلی را در کنار فرماندهان جیش المختار دیده اند که لباس آنها را بر تن داشته و با آنها همکاری می کرده است، آیا این نیروها آنقدر تازه کار بودند که یک همراه خودشان را در آن قرارگاه بکشند و بسوزانند و رها کنند تا از دست او خلاص شوند؟ آیا در عراق نابسامان آن روز، راحت تر نبود که در صدها کیلومتر بیابان اطراف اشرف او را بکشند و چال کنند و آتو دست مجاهدین ندهند؟ آیا نیازی به کشتن کسی که براحتی دارد همکاری می کند وجود دارد؟ آیا مسعود دلیلی در عراق از پول ایرانی استفاده می کرده است؟ یعنی حتی یک دینار یا دلار در جیب او پیدا نشده است؟</p>
<p>از اینها که بگذریم، مریم رجوی با پرونده ای سیاه (از هزاران ترور، صدها مورد زندانی کردن اعضای معترض و شکنجه دادن آنها، وادار کردن دهها نفر به خودسوزی و خودکشی، وادار کردن زنان به همخوابگی با مسعود رجوی و یا مقطوع النسل کردن آنها) بیش از هر کسی می تواند در مظان اتهام بی تجربه ترین نهاد امنیتی قرار گیرد. کشتن یک عضو فراری کمترین و ساده ترین کاری است که او می تواند انجام داده باشد.</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47102">سیمای آزادی و بازخوانی پرونده جنایت رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47102/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>صورتِ محافظ مسعود رجوی چرا کنده شد؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44536</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44536?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Apr 2021 07:28:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44536</guid>

					<description><![CDATA[<p>«مسعود دلیلی» یکی از محافظان نزدیک مسعود رجوی بود که در جسارت، زبان زد اهالی اشرف بود. به یاد دارم در آموزش های تکاوری سال ۱۳۷۱ برخی افسران نیروهای ویژه ارتش عراق به اشرف آمدند. در بین افرادی که آموزش می دیدند «دلیلی» به چشم می آمد. به همین خاطر خیلی زود او دوره آموزشی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44536">صورتِ محافظ مسعود رجوی چرا کنده شد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>«مسعود دلیلی» یکی از محافظان نزدیک مسعود رجوی بود که در جسارت، زبان زد اهالی اشرف بود. به یاد دارم در آموزش های تکاوری سال ۱۳۷۱ برخی افسران نیروهای ویژه ارتش عراق به اشرف آمدند. در بین افرادی که آموزش می دیدند «دلیلی» به چشم می آمد. به همین خاطر خیلی زود او دوره آموزشی نیروهای مخصوص را گذراند و شروع به آموزش دادن برای سایر نفرات نمود.</p>
<p>شخصا هر وقت او را می دیدم می گفتم بی دلیل نیست که مسعود دلیلی شده است محافظ مسعود رجوی.</p>
<p>بنابر این وقتی می گوییم محافظ نزدیک مسعود رجوی یعنی که خیلی از کارهای مسعود رجوی را از نزدیک دیده است.</p>
<p>داستان مسعود دلیلی از زمانی شروع شد که در یکی از جلسات عمومی فرقه، مسعود رجوی در وسط حرفهایش ناگهان از فرار مسعود دلیلی سخن به میان آورد. فکر کنم کل نفراتی که در سالن حضور داشتند در بهت فرو رفتند. هر کسی نزد خود سوال می کرد، نزدیک ترین فرد و محافظ مسعود رجوی فرار کرده است؟</p>
<p>مطلقا باور کردنی نبود، چون همه می دانستند که محافظ رجوی کسی نیست که یک شبه و یکی دو ماهه انتخاب شده باشد. باید از موانع بسیاری در طول سالیان عبور می کرد که می شد محافظ رجوی. در تائید حرف های مسعود رجوی برخی از مسئولین رده بالای فرقه آمدند و دست گذاشتند روی اینکه اگر کسی وارد انقلاب خواهر مریم (انقلاب ایدئولوژیک رجوی) نشود، در هر مقام و منزلتی هم که باشد فرو می ریزد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-27375 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Masud_2.jpg" alt="مسعود دلیلی" width="400" height="238" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Masud_2.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Masud_2-300x179.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /></p>
<p>در همان نشست رجوی گفت که گویا مسعود دلیلی به هتل مهاجر در بغداد برده شده است. این ماجرا به همین شکل باقی ماند تا که ماجرای حمله به اشرف توسط نیروهایی از عراق که ماهیت آنان هیچگاه روشن نشد به وقوع پیوست.</p>
<p>بعد از جمع آوری جسد های کشته شدگان گفته شد که یک جسد دیگر وجود دارد که پوست صورتش کنده شده است. بعد از احراز هویت توسط افرادی که زنده در اشرف مانده بودند، گفته شد این جسد متعلق به مسعود دلیلی بود که ارتش و پلیس عراق در پایان حمله او که راه بلد عملیات بود را کشته و در صحنه رها کرده است.</p>
<p>کشته شدن ۵۲ نفر یک طرف، خبر کشته شدن مسعود دلیلی که نفر ۵۳ کشته شده ها محسوب می شد طرف دیگر. رجوی بعدها سر این موضوع خیلی تلاش کرد که همه را به این اقناع برساند که گویا مسعود دلیلی در این حمله نقش داشته و راهنمای نیروهای مهاجم به اشرف بوده است که در پایان کار او را نیز عراقی ها کشته و در صحنه رها کرده اند.</p>
<p>آن قدر این سناریو مسخره بود که فکر نکنم هیچ کسی در اشرف حرف های رجوی را باور کرده باشد. خیلی ها حدس می زدند که رجوی او را کشته است ولی کسی جرات نمی کرد که به زبان بیاورد.</p>
<p>بعدها معلوم خواهد شد که اصل ماجرا چه بود، زیرا هیچ خون ناحقی روی زمین نمی ماند. خیلی ها می گفتند که مسعود دلیلی در اشرف زندانی و فرار نکرده بود، بعد که این حمله انجام گرفت برای انتقام، رجوی او را ابتدا شکنجه و سپس کشت، در واقع او زیر شکنجه کشته شد.</p>
<p>اما چرا رجوی دست به این جنایت زد؟</p>
<p>در بالا خدمت شما عرض کردم که مسعود دلیلی اطلاعات زیادی از کثافت کاری های مسعود و مریم رجوی داشت. چون سالیان طولانی مسئول حفاظت آنان بود. مسعود دلیلی در تابستان ۱۳۹۲ مفقود شد و کسی نمی دانست وی کجا رفته است. در حقیقت مسعود دلیلی نه به دست نیروهای عراقی، بلکه قربانی کینه توزی مسعود رجوی شد و به فرمان وی به قتل رسید.</p>
<p>خبر کشته شدن مسعود دلیلی توسط نیروهای عراقی مطلقا غیرقابل باور بود. سناریویی پیچیده که گویا نیروهای مهاجم به اشرف او را به قتل رسانیده بودند. رجوی پس از انتشار اخبار کشته شدن مسعود دلیلی که خیلی مشکوک می زد دستگاه تبلیغاتی خود را به کار گرفت تا قتل او را به جمهوری اسلامی نسبت دهد. رجوی نمی دانست چگونه این ماجرا را جمع نماید. خیمه شب بازی های رجوی با نمایش های احمقانه همراه بود. اگر عکس هایی که بعدها منتشر گردید را نگاه کرده باشید عناصر قاتل رجوی در کنار جسد مسعود دلیلی مقداری اسکناس ایرانی ریخته و عکس گرفته بودند تا چنین وانمود نمایند که وی از ایران پول گرفته است.</p>
<p>در حالی که مسعود در عراق بود و پول ایرانی اصلا به دردش نمی خورد. پول رایج کشور عراق دینار عراقی بود و بعضا هم دلار برای معاملات خارجی. قطعا این گونه شبهات در آینده بیشتر برملا خواهد گردید و جواب داده خواهد شد.</p>
<p>در آخر این را بگویم که قتل های این چنینی در فرقه رجوی وجود دارد که بعضا افشا شده و بیرون زده و بعضا در هاله ای از ابهام قرار دارند.</p>
<p>این است حقیقت فرقه و فرقه گرایی که فقط با جان انسان ها بازی می کنند و برای پوشاندن کثافات خودشان، خون سایرین را به روی زمین می ریزند تا حقایق خود را مخفی نگاه دارند.</p>
<p>یادداشت از: بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44536">صورتِ محافظ مسعود رجوی چرا کنده شد؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44536/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود دلیلی، رویا درودی و روزهای خونین ۱۰ شهریور</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/40998</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/40998?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Aug 2020 09:47:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[رویا درودی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت اعضا در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=40998</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه چندی از سقوط صدام توسط ارتش آمریکا نگذشته بود که مسعود رجوی برنامه های مختلفی برای خروج از قرارگاه اشرف مهیا ساخت. در ابتدا گفت: «ما هیچگاه در بند عراق نبوده ایم که امروز بخواهیم در بند آن باشیم»، اما چند ماه بعد شعار «اشرف حفظ شرف» سر داد و پس از او نیز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40998">مسعود دلیلی، رویا درودی و روزهای خونین ۱۰ شهریور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>مقدمه</strong><br />
چندی از سقوط صدام توسط ارتش آمریکا نگذشته بود که مسعود رجوی برنامه های مختلفی برای خروج از قرارگاه اشرف مهیا ساخت. در ابتدا گفت: «<strong>ما هیچگاه در بند عراق نبوده ایم که امروز بخواهیم در بند آن باشیم</strong>»، اما چند ماه بعد شعار «<strong>اشرف حفظ شرف</strong>» سر داد و پس از او نیز مریم قجرعضدانلو در پاریس گفت: «<strong>خروج مجاهدین از عراق یک فاجعه است</strong>».<br />
اینکه چرا زوج رجوی از مرحله آمادگی برای تخلیه از قرارگاه اشرف به مرحله «چو اشرف نباشد تن من مباد» رسیدند، بحث دیگری است که پرداختن به آن در اینجا ضروری نیست، اما همین شعار بظاهر کودکانه، نشان می داد که خروج مجاهدین از عراق تا چه حد برای رجوی خطرناک و رسواکننده است. وی بخوبی می دانست در طی 2 دهه چه جنایت هایی در عراق علیه نیروهای خودش مرتکب شده و می دانست که آن «رازهای مگو» برای همیشه مخفی نخواهند ماند و با خروج مجاهدین از عراق، شیرازه تشکل مافیایی او از هم خواهد گسست. روشنگری و افشاگری های پی در پی جداشدگان از آنچه در مناسبات مجاهدین گذشته بود، تمامی مردم ایران را (که بخاطر همکاری با صدام از رجوی نفرت داشتند) در ابعاد دیگری دچار انزجار مضاعف نمود.</p>
<p>راهبرد ویرانگر رجوی برای «حضور در اشرف به هر قیمت» اگر چه خون های زیادی را بر زمین ریخت، اما برای حفظ زندگی اش ضروری و حیاتی بود. مسعود می دانست که خروج مرحله به مرحله آنان (بجز احتمال ریزش گسترده آنان در مواجهه با فضای آزاد که رسوایی بزرگی بود) تهدید بزرگتری برایش به همراه خواهد آورد و آن، دستگیری و محاکمه وی در نبود نیروهایی است که سپر گوشتی او شده بودند و از وی حفاظت می کردند. به همین دلیل به خروج آرام نیروها از عراق رضایت نداد و با به کشتن دادن آنان، راه را برای نمایش های حقوق بشری و زد و بند سیاسی برای خروج امن خودش از عراق هموار ساخت.</p>
<p>مسعود با اجرای چندین نمایش، صدها تن از نیروهای خود را با پلیس عراق درگیر کرد و به مسلخ فرستاد تا با ریخته شدن خونشان، مذاکره برای امنیت خود و سران اصلی مجاهدین را کلید بزند. آنچه در نوشته های پایین ذکر می شود، بخش دیگری از دروغ های مریم رجوی برای ادعاهای «حقوق بشری»اش را به نمایش می گذارد. زندان ها و شکنجه گاه های مسعود رجوی در اشرف، تنها یک زاویه از سرکوبگری های این زوج مافیایی بود، اما کشتارهای گروهی و به مسلخ فرستادن نیروها نیز بخش دیگری از گستره سرکوب ها در سازمان مجاهدین خلق است.</p>
<p><strong>روز خونین 10 شهریور 1392</strong><br />
مسعود رجوی هنگامی که یقین پیدا کرد باید اشرف را برای همیشه تخلیه کند، دست به ترفند جدیدی زد و با گرفتن چند دوجین وکیل اروپایی، نمایش جدید حفاظت از «اموال منقول و غیرمنقول» مجاهدین را به مبلغ حداقل 500 میلیون دلار مطرح کرد تا با این ترفند، بخش مهمی از نیروهای امنیتی اش را در این قرارگاه مستقر کند و از آنجا شبکه های تروریستی و آشوبگر عراق را فرماندهی و کنترل نماید (متذکر می شوم که مجاهدین در دهه 80 تعداد 300 جوان عراقی را در قرارگاه اشرف آموزش سیاسی، ایدئولوژیک و نظامی داده بودند تا از آنان در استان های دیاله و بغداد در راستای سازماندهی تظاهرات مسلحانه و آشوب استفاده کنند. این نیروها که چندسال تحت آموزش قرار داشتند و از مجاهدین حقوق دریافت می کردند، نقش کلیدی در جنگ های داخلی عراق ایفا کردند و زمینه ساز حمله داعش به عراق بودند. و به همین دلیل هم مریم رجوی از داعش تحت عنوان «عشایر غیور عراقی» یاد کرد. به تصور من، آنچه بعدها در سوریه و لبنان و حتی ایران، ونزوئلا و اوکراین گذشت و می گذرد، برگرفته از همان تجاربی است که مجاهدین در عراق داشتند و به آمریکایی ها مشاوره دادند تا با کمک گرفتن از گروه های مزدور، شهرها را دچار آشوب کنند. حداقل تجربه عراق نشان داد که مجاهدین بنیانگذار این روش بوده اند چون در دهه 60 نیز تجارب ذیقیمتی در آشوب های شهری داشتند). به این ترتیب، 100 تن از اعضای مجاهدین که بخشی از آنان را افسران بلند پایه اطلاعاتی/امنیتی تشکیل می دادند در قرارگاه اشرف مستقر شدند تا به ظاهر به امور اموال بازمانده مجاهدین در آنجا رسیدگی کنند اما در اصل، رابط بین رجوی و گروه های تروریستی باشند و به سازماندهی و طراحی آشوب ها در عراق علیه دولت قانونی نوری مالکی دست بزنند.</p>
<p>مردم عراق و نیروهای مردمی این کشور بارها هشدار داده بودند که مجاهدین به دلیل همکاری با صدام نمی توانند در عراق باقی بمانند و باید هرچه زودتر به کشور ثالث بروند اما رجوی کماکان حاضر به از دست دادن پادگان اشرف نبود. در سال 1390 دولت مالکی رسماً تذکر داد که زمین های کشاورزی واقع در اشرف باید به صاحبان آنان در روستاها عودت داده شود ولی رجوی نمی پذیرفت (باید دانست که قرارگاه اشرف، هنگامی که در سال 1365 به مجاهدین تحویل داده شد، محوطه ای به طول تقریبی 7 در 2 کیلومتر بود اما در سال 1366 بخش زیادی از زمین های کشاورزی اهالی محل توسط صدام حسین اشغال و به مسعود رجوی اهدا شد که مساحت این قرارگاه را به حدود 7 در 7 کیلومتر رسانید. بعد از دو دهه مردم عراق خواهان بازپسگیری زمین های خود شده بودند).</p>
<p>اوضاع عراق روز به روز بخاطر دخالت های بیگانه و بازماندگان صدام که در همکاری تنگاتنگ با مجاهدین قرار داشتند، بدتر می شد. در این میان مجاهدین هم در قرارگاه اشرف مشغول برنامه ریزی های گسترده برای اغتشاش بودند تا بتوانند هرچند سال که شده، خروج خود از عراق را به تعویق اندازند، آنها خواهان بازگشت مهره سوخته ای به نام «ایاد علاوی» به قدرت بودند تا مثل گذشته با وی به تفاهم برسند. اگرچه ایاد علاوی به دلیل شرکت در عملیات تروریستی تحت تعقیب بود اما رابطه وی با مجاهدین بسیار نزدیک و صمیمانه بود و پس از فرار از عراق نیز همچنان با مریم رجوی رابطه دوستانه برقرار می کرد. این دخالت ها بالاخره منجر به حمله گسترده نیروهای مردمی عراق به قرارگاه اشرف گردید که نتیجه آن کشته شدن تأسفبار دهها تن از مجاهدین بود. در این میان نه تنها طراحان عملیات های اغتشاشی و تروریستی، بلکه بسیاری از اعضای ساده مجاهدین نیز قربانی استراتژی ویرانگر مسعود رجوی برای ماندن در اشرف شدند. در این حمله 52 تن کشته و 7 نفر نیز مفقود شدند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-41004 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_6.jpg" alt="" width="690" height="391" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_6.jpg 690w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_6-300x170.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_6-390x220.jpg 390w" sizes="auto, (max-width: 690px) 100vw, 690px" /></p>
<p>مجاهدین از همان ابتدا روی این آمار تأکید داشتند، اما روز بعد جسد یک نفر دیگر نیز در قرارگاه اشرف پیدا شد که به طرز شنیعی شکنجه و سوزانیده شده بود. این فرد تنها کسی بود که مجاهدین از وی با نفرت یاد می کردند. این قربانی که بود؟</p>
<p><strong>آتشی در خانه!</strong><br />
تابستان 1369 که مأموریت یافتم به قرارگاه بدیع زادگان (مقر اصلی مسعود رجوی) بروم و نهایتاً در بخش حفاظت این مقر سازماندهی شدم، برای اولین بار جوانی را دیدم که به دلیل آشنایی به فنون رزمی، مسئولیت تمرینات ورزشی کادرهای حفاظت را برعهده داشت. وی «مسعود دلیلی»، دارای شخصیتی جدی اما در عین حال ساده و مهربان بود. پیش از آن او را دورادور می شناختم چون در نشست های عمومی، بعنوان کادر حفاظت نزدیک مسعود رجوی در برابر سن و یا پیرامون آن در محل بازرسی مستقر می شد. وی از زمره کسانی بود که در سال 1367 ازدواج کرد (عمده کادرهای حفاظت برای اینکه ذهنشان مشغول مسائل عاطفی و جنسی نباشد در همان سال اگر مجرد بودند مزدوج شدند، اما خیلی زود در جریان طلاق های اجباری «انقلاب ایدئولوژیک مریم» یکی یکی طلاق گرفتند و از سال 1370 دیگر هیچکدام از آنان متأهل نبودند و همسران جوان خود را طلاق دادند تا به اصطلاح به مسعود رجوی پیوند نزدیکتر داشته باشند).</p>
<p>پس از این دوران، دیگر خیلی کم او را می دیدم آنهم زمانی که نشست های مسعود رجوی برگزار می شد. اما تنها خاطره ای که پس از سال ها به یادم مانده، به نشست کوچکی برمی گردد که برای کادرهای مرکزیت در سال 1379 برگزار شده بود. در همان محلی که به آن «سالن ستاد» گفته می شد. اینبار مسعود دلیلی در هیبت یک محافظ به آنجا نیامده بود بلکه یکی از نفراتی بود که می بایست مثل همه کادرهای دیگر در نشست شرکت می کرد. آنتراکت شده بود و توی حیاط کوچک این سالن ایستاده بودم که مسعود را مشاهده کردم، با یک احوالپرسی کوتاه از هم جدا شدیم اما همینطور که توجهم به او بود ناگاه دختر دیگری به چشمم خورد که از سالیان دور می شناختم. دختری که پیش از عملیات «فروغ جاویدان» در مدرسه مجاهدین مشغول به تحصیل بود اما به خاطر آتش جنگی که مسعود رجوی پس از پذیرش «آتش بس» آغاز کرد، وارد بخش نظامی گردید و برای همیشه از تحصیل باز ماند.</p>
<p>این دختر جوان «رویا دَرّودی» نام داشت، دختری پرشور و پر تحرک که همانند هزاران میلیشیای مجاهد که در دهه 60 در گرداب خونین قدرت طلبی مسعود رجوی به قتلگاه فرستاده شدند، او نیز وارد جنگ بی حاصلی گردید که عاقبتی جز شکست نداشت. رویا در عملیات فروغ جاویدان دچار جراحت گردید اما پس از بهبودی به بخش دفتر لشگر 91 منتقل شد. در همان ایام، در کشاکش ازدواج های تشکیلاتی که مسعود و مریم رجوی براه انداخته بودند، او را نیز شوهر دادند ولی دیری نپایید که در بازی «انقلاب ایدئولوژیک» وادار به طلاق گردید. وی در زمستان 1368 (به همراه لایه چهارم) به نشست برده شد تا وارد مباحث طلاق اجباری شود (طلاق ها به ظاهر اختیاری بود، اما به گونه ای زمینه سازی می شد که گریز از آن ممکن نبود). آن زمان من متعجب شده بودم که چرا این دختر جوان «تازه به ارتش وارد شده» را قبل از بسیاری از نیروهای قدیمی به نشست برده اند، اما گویا حساب شده اینکار صورت گرفته بود. رویا، از آن پس در همه آتش هایی که رهبری مجاهدین برمی افروخت، هیزمی برای روشن ماندن چراغ عمر رجوی بود. از جمله در بهار 1390 که مسعود بسیاری از کادرهای معترض را به درگیری با پلیس عراق اعزام کرد تا با خون خود، امنیت او را حین خروج از عراق تضمین کنند! رویا باز هم قربانی این عمل ضدانسانی شده بود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-41002" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_4.jpg" alt="" width="700" height="395" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_4.jpg 1218w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_4-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_4-768x433.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_4-1024x578.jpg 1024w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_4-390x220.jpg 390w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>اینک، پس از سال ها «رویا دَرّودی و مسعود دلیلی» را روبروی هم در سالن نشست ستاد می دیدم. تا آن زمان نمی دانستم این دو همدیگر را می شناسند. اما شور و اشتیاقی که با دیدن یکدیگر از خود نشان دادند، توجه مرا جلب کرد، هردو با لبخند از یکدیگر احوالپرسی کردند ولی چند ثانیه بیشتر نتوانستند کنار هم باقی بمانند چون در میان جمع قرار داشتند، بناچار در حالی که نگاه شان پر از برق شادی بود از هم دور شدند. واضح بود که تمایلی به جدایی نداشتند اما هرگز نمی توانستند زمان بیشتری با هم باشند چون عملی ممنوعه و خارج از عرف انقلاب مریم بود. رویا از مدتی قبل به بخش حفاظت از مریم منتقل شده بود. اما او نیز در این نشست به عنوان یکی از کادرها در نشست شرکت می کرد و در آنجا نقش حفاظتی نداشت. این آخرین بار بود که آنها را می دیدم تا اینکه دهه 90 با همه فراز و نشیب ها فرارسید و کشتارهای پی در پی، اشرف و لیبرتی را در بر گرفته بود. روزی که قرارگاه اشرف مورد حمله نیروهای مردمی عراق که خواهان اخراج مجاهدین از عراق بودند قرار گرفت و دهها تن از مجاهدین کشته شدند.</p>
<p><strong>شکنجه و قتل مسعود دلیلی!</strong><br />
مسعود دلیلی نیز همچون صدها تن دیگر از مجاهدین، دوران جدید بعد از سقوط صدام را می دید و از اینکه مسعود رجوی نقاب از چهره برداشته و به هر جنایتی دست می زند دچار تناقض شده بود. تا روزی که بالاخره طاقت نیاورد و از قرارگاه اشرف گریخت و ضمن معرفی خود به نیروهای عراقی، در یک هتل در بغداد منتظر تعیین تکلیف بود. اما روزگار برای او سرنوشت دیگری رقم زده بود. نمی دانم در آنجا به چه چیزی می اندیشید، به یکی مثل رویا و یا به دنیای خونینی که مسعود رجوی برای یاران سابق او شکل داده بود و هر روز گروهی را به کشتن می داد!؟ مسعود دلیلی اطلاعات زیادی از مسعود و مریم رجوی داشت چون سالیان طولانی در خانه وی نقش حفاظت نزدیک داشت. مسعود رجوی نمی توانست براحتی از او بگذرد. از نظر رهبری مجاهدین او مرتکب بزرگترین خیانت شده بود و حکم او لاجرم مرگ بود. مسعود دلیلی در تابستان 1392 مفقود شد و کسی نمی دانست وی از هتل به کجا رفته است اما این مسئله چندان به طول نینجامید چون در تاریخ 10 شهریور همین سال، حمله گسترده ای به قرارگاه اشرف صورت گرفت که دهها نفر تلفات داشت. این حادثه دردناک، نام «مسعود دلیلی» را به طرز عجیبی برجسته کرد، چون درست یکروز پس از دادن آمار اولیه، گفته شد که یک نفر دیگر نیز در بین قربانیان است و او کسی جز مسعود دلیلی نبود. اما مسعود دلیلی نه به دست نیروهای عراقی، بلکه قربانی کینه توزی مسعود رجوی شده بود و به فرمان وی به قتل رسید.</p>
<p>بله، خبر بشدت بهت برانگیز و غیرقابل باور در بسیاری از خبرگزاری ها پیچید و آن شکنجه و قتل مسعود دلیلی، به شکل فجیع، در روزی بود که انبوهی از مجاهدین کشته شده بودند. سناریویی پیچیده و عجیب تا همگان او را هم در اعداد کسانی به شمار آورند که نیروهای مسلح در عراق به قتل رسانیده بودند. سازمان مجاهدین پس از انتشار این خبر، بلافاصله دستگاه تبلیغاتی خود را بکار گرفت تا قتل او را به جمهوری اسلامی نسبت دهد. اینکار با نمایش های سخیف و در عین حال خنده دار و غیرحرفه ای همراه بود. مجاهدین در کنار جسد مسعود مقداری اسکناس مچاله شده ایرانی قرار داده بودند تا وی را حقوق بگیر نظام جلوه دهند. این نمایش کودکانه در حالی انجام شد که همگان می دانستند در عراق تنها پول رایج «دلار و دینار» است. حال اینکه چرا مسعود دلیلی (که مثل همه مسئولین و بخصوص کادرهای حفاظت سازمان مقادیری دلار نزد خود داشت) باید در خاک عراق از جمهوری اسلامی «ریال» بگیرد و در جیب بگذارد اما حتی یک دلار در جیب او کشف نشود، از همان مقوله هایی است که فقط می توان از مریم رجوی پرسید.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-41001" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3.jpg" alt="" width="700" height="467" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3.jpg 811w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3-300x200.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3-768x512.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>از هر عضو جدا شده بپرسید، خواهد گفت که سازمان مجاهدین هیچگاه از مجاهدینی که به دست جمهوری اسلامی کشته شده باشند با چنین واژه های سخیفی یاد نمی کند و در بدترین حالت آنان را فریب خوردگانی می داند که قربانی اشتباه خود شده اند. اما اهانت بیشرمانه به جسد کسی که تمام عمر خود را در سازمان مجاهدین گذراند، نشان می دهد که سران این فرقه مافیایی تا چه حد از جدایی وی در خشم بوده اند که نه تنها او را شکنجه دادند، بلکه صورت او را نیز با اسید سوزانیدند و در نهایت با نمایشی سخیف، او را آماج اهانت های خود قرار دادند و فراموش کردند که وی دهها سال محافظ نزدیک مسعود رجوی، یعنی همان کسی که خود را جانشین خدا و پیامبر در روی کره زمین، و سمبل رحم، شفقت و حقوق بشر می انگاشت، بود.</p>
<p>با کشته شدن مسعود دلیلی، بسیاری از مسائل شخصی و رسوایی های اخلاقی مسعود رجوی و جنایت هایی که مرتکب شده بود موقتاً در دل خاک مدفون شد. به این ترتیب، زندگی یکی از نزدیکترین محافظان مسعود رجوی به انتها رسید، هرچند که مرگ او نیز رسوایی گسترده برای رجوی داشت و جنایتکار بودن او را در حد اعلا به نمایش گذاشت و نشان داد که او حتی به نزدیک ترین افراد خودش نیز رحم نخواهد کرد و هرگاه منافع شخصی ایجاب کند، همه را قربانی خواهد کرد.</p>
<p><strong>نمایش اعتصاب غذا و مرگ نابهنگام رویا دَرّودی</strong><br />
قتل رذیلانه مسعود دلیلی در هیاهوی کشتار 52 نفر دیگر در قرارگاه اشرف گم شد و همزمان به دستور مریم رجوی صدها نفر از نیروهای بازمانده مجاهدین در لیبرتی وارد اعتصاب غذا شدند. هدف رجوی، پوشاندن این فاجعه، و گرسنگی کشیدن نیروها برای از یاد بردن درد از دست دادن یاران، و مخفی ماندن وارفتگی آنها از سرنوشت مبهم در لیبرتی، بود. نمایش اعتصاب غذای جمعی در حالی صورت می گرفت که مریم رجوی در اروپا مدام در گشت و گذار بود و مجالس سورچرانی برگزار می کرد. وی خوشحال بود که با کشتار اشرف توجه مجامع جهانی به خروج امن مسعود رجوی و سران تبهکار سازمان از عراق جلب شده است، ضمن اینکه احتمال مرگ بسیاری از افراد متناقض و معترض در اعتصاب غذا، می توانست آینده رهبری مجاهدین را تا حد بیشتری تضمین کند و این نیز خبری بسیار مسرت بخش برای زوج رجوی بود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-41000" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_2.jpg" alt="" width="700" height="389" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_2.jpg 872w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_2-300x167.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_2-768x427.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>اما پس از قتل مسعود دلیلی، برای رویا دَرّودی هم سرنوشت دیگری رقم خورد. گویا «خشونت تحمیلی از سوی زوج رجوی» بخش مهمی از زندگی این دختر را از نوجوانی رقم زده بود: پرش از نیمکت های مدرسه به سوی عراده های توپ و تانک در عملیات فروغ جاویدان که منجر به زخمی شدن وی در آتشباری گردید، اجبار تشکیلاتی در تن دادن به ازدواج تحمیلی و آنگاه طلاق اجباری، پرش به آتشی که سال 1390 مسعود رجوی برای حفظ جان خود در قرارگاه اشرف بپا کرد و او را به همراه صدها نفر دیگر به مصاف با پلیس عراق کشانید تا با جان آنها راه گریز پیدا کند و بالاخره غرق شدن در رنج بیماری بزرگی که او را به پرتگاه مرگ کشانید&#8230; و این سلسله نمایش های خونین برای رویا همچنان ادامه داشت تا در نهایت بیماری مشکوک او به وخامت گرایید و او را به آلبانی منتقل کردند. رویا هنوز در سنین جوانی قرار داشت، پس چه عاملی باعث مرگ وی شد؟</p>
<p>آتشی که مریم رجوی به جان رویا افکنده بود، فقط آتش جنگ فروغ جاویدان و درگیری با پلیس عراق نبود. این آتش فقط جداکردن این دختر از مدرسه و کشانیدن او به میدان جنگ نظامی نبود، آتشی بود که عواطف و احساسات انسانی اش را نیز هدف قرار می داد! مگر نه اینکه او را به ازدواج و آنگاه طلاق اجباری کشانیدند؟ شعله ای که اینبار توسط مریم رجوی به جان رویا افکنده شد بسیار سهمگین تر از هر آتشی بود که رویا در آن سوخته بود. همان آتشی که جان صدها زن مجاهد را در برگرفته بود تا نیات شوم مریم را برآورده سازد. این چه آتشی بود؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-40999 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_1.jpg" alt="" width="624" height="304" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_1.jpg 624w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_1-300x146.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 624px) 100vw, 624px" /></p>
<p>درست 3 ماه پس از قتل «مسعود دلیلی»، خبر دیگری قلب ها را دچار غم و اندوه نمود: «رویا دَرّودی در آلبانی درگذشت!». خبر کوتاه بود اما داستان ها در خود داشت. بسیاری می پرسیدند که چرا رویا با آنهمه شور و هیجان به این راحتی درگذشت؟ چرا به کسی گفته نشد بیماری او چه بوده است و تنها یک سایت فرعی مجاهدین آنرا تومور مغزی اعلام کرد و یا مدعی شدند این دختر جوان مبتلا به سرطان بوده است؟ اصلا چرا این دختر و بسیاری دیگر در سنین جوانی دچار سرطان و ایست قلبی شدند؟ واقعیت این بود که رویا در آتش دیگری سوزانیده شد. آتشی که خانم «زهرا میرباقری» عضو سابق شورای رهبری مجاهدین در چند پاراگراف خلاصه کرده است. وی رویا دَرّودی را قربانی سیاست ضدبشری مریم رجوی در مقطوع النسل کردن بسیاری از زنان مجاهد دانست و گفت:</p>
<p><strong>(((از زمانی که من رویا دَرّودی را در اسارتگاه اشرف می شناختم خانمی جوان، زیبا، تندرست، پرتحرک و زبل بود ولی سازمان همیشه با رویا سر جنگ و دعوا داشت زیرا تا آن زمان رویا حرفهایش را می زد و سکوت نمی کرد. خدایا چه عاملی باعث مرگ این خانم جوان شد؟ آخر می دانید رویا نامش در لیست زنانی قرار دارد که مقطوع النسل شد. من که از تندرستی و زبلی رویا مطلع بودم این خبر مرا شوکه کرد&#8230;</strong><br />
<strong>مسعود رجوی به رویا گفت تو اکنون بالای قله رفته ای! (این تکه کلام مسعود به زنانی بود که عمل جراحی زنان روی آنها انجام شده بود. مفهوم این کلام این بود از جنسیت رها شده اید). </strong></p>
<p><strong>سازمان مجاهدین (شما بخوانید رهبری خودخوانده مسعود و مریم رجوی) آنها را مجبور به عمل جراحی خارج کردن رحم و تخمدان کرد&#8230; رویا دَرّودی در سال ۷۳ در بغداد نگهبان سالن بهارستان در مقر سعید محسن بود. در این ساختمان جلسات شورا برگزار می شد و مسعود و مریم رجوی در این محل رفت و آمد داشتند&#8230; روزی که مسعود رجوی برای آزمایش خون به بغداد آمده بود، در آخر فقط برای زنان نگهبان و محافظ شورا در همان محل جلسه ای برگزار کرد. از آنجا که رویا همیشه معترض بود، برای آرام کردن وی، مسعود رجوی گفت: «رویا صندلی خود را بیاورد نزدیک صندلی من». و این شیوه ای بود که معمولا برای آرام کردن زنان معترض بکار می رفت&#8230; راستی اگر رویا بیمار بود چرا سازمان او را به نزد مادر و برادرش در کشورهای اروپایی نفرستاد و او را به زندان آلبانی فرستاد؟</strong><br />
<strong>زهرا میرباقری 22 آذر 1392)))</strong></p>
<p>همانطور که شرح داده شده، رویا از زمره زنانی بود که به دستور مریم رجوی مقطوع النسل گردید تا تمامی احساسات زنانه اش از بین برود و تا آخر عمر از عواطف انسانی دور باشد. و این همان درد واقعی بود که رویا از آن رنج می برد. به هرحال رویا را به جای انتقال به آلمان جهت معالجه (که مادر و برادرانش در آنجا ساکن بودند) به آلبانی منتقل کردند تا به طرز مشکوک و مخفیانه بمیرد و هیچکس از علت آن مطلع نگردد. «رویا و مسعود» هر دو در بخش حفاظت بودند و هر دو در فاصله ای کوتاه از یکدیگر قربانی شدند. از 10 شهریور تا 10 آذر تنها سه گام فاصله بود تا عمق کینه توزی مریم رجوی نمایان شود. وقتی خیل انتقادات به سازمان مجاهدین در ارتباط با مرگ مشکوک رویا شدت گرفت، مریم رجوی به ترفند همیشگی سوء استفاده از خانواده روی آورد. کسی که مجاهدین را به امضای خون و نفس وادار می کرد تا دست خانواده ها را برای خونخواهی عزیزانشان ببندد (همینکه مورد افشاگری و نقد جداشدگان و منتقدان قرار می گرفت) از همان خانواده استفاده می کرد تا با چماق احساسات خانوادگی، مخالفان را سرکوب کند. یعنی درست در چنین مواقعی، خانواده برای مریم رجوی با اهمیت می شد.</p>
<p>خانواده رویا کجا بودند؟ پدرش جواد دَرّودی، مادرش فخری لگزیان، عمویش خسرو، برادرانش احمد و هادی همگی در سال 1370 از سازمان جدا شدند و به آلمان رفتند و فقط رویا و خواهرش سارا در عراق ماندند. چندی بعد، جواد دَرّودی را با سوء استفاده از احساسات پدری اش نسبت به رویا و سارا، به عراق بازگردانیدند (تشکیلات بشدت به جواد دَرّودی نیاز داشت چون تنها تعمیرکار حرفه ای خودروهای سبک بود و به همین خاطر او را برای بازگشت به عراق از هر طریق ممکن فریب دادند). بهرحال از این خانواده جز رویا و سارا کسی باقی نمانده بود و پدرش هم به اجبار به آنان ملحق شد. اما همانطور که «زهرا میرباقری» اشاره کرده و «عاطفه اقبال» نیز با زبان دیگری به آن مهر تأیید زد، رویا یک دختر معترض بود که نمی توانست عواطف و احساسات انسانی خود را مخفی کند و شور و هیجان او، تهدیدی برای آینده تشکیلاتی اش محسوب می شد. به همین خاطر در لیست سیاه مریم رجوی برای عمل اجباری زنانه قرار گرفته بود. در ماه های پایانی حیات اش (بخصوص که همچون مسعود دلیلی عضو تیم حفاظت بود و خروج مجاهدین از عراق نیز کلید خورده بود و این مسئله می توانست او را به سمت مادر و برادرانش در آلمان کانالیزه کند و تهدید جدی برای رهبری مجاهدین باشد) به جای اینکه به نزد خانواده اش در آلمان جهت معالجه اعزام شود، به آلبانی منتقل گردید تا در آنجا به صورت مشکوکی به پایان حیات برسد. بعد از مرگ رویا، مادر و برادرانش را برای سوء استفاده به آلبانی بردند تا از آنان علیه منتقدان (عاطفه اقبال) سوء استفاده نمایند و بیانیه صادر کنند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-41006" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_8.jpg" alt="" width="700" height="365" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_8.jpg 1230w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_8-300x157.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_8-768x401.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_8-1024x534.jpg 1024w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><br />
همانطور که در اطلاعیه مشاهده می شود، خانواده رویا دَرّودی از جمله مادر و برادرانش «از آلبانی» علیه خانم «عاطفه اقبال» که مرگ رویا را نقد کرده بود اطلاعیه داده و او را با همان فرهنگ لمپنی مسعود رجوی مورد حمله قرار داده اند. اما این ترفندهای لو رفته و سخیف، چیزی از سوآل اصلی کم نمی کند که: چرا این دختر نوجوان را از مدرسه به جنگ کشانیدند و ازدواج تشکیلاتی دادند و طلاق اجباری کردند و در نهایت او را مقطوع النسل کردند و زمینه را برای مرگ وی مهیا ساختند، و اینکه علت مرگ این دختر چه بود که تنها در یک گوشه از یک خبر فرعی به «تومور مغزی» اشاره شده است؟ و چرا سالها بعد مریم رجوی تحت عنوان «سخنگوی مجاهدین» باز هم برای لاپوشانی علت مرگ رویا دَرّودی، با کینه توزی به قتل مسعود دلیلی اشاره می کند و او را مزدور و همراه سردار قاسم سلیمانی می خواند؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-41011" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610.jpg" alt="" width="700" height="418" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610.jpg 917w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610-300x179.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610-768x458.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p><strong>من و «رویا»ی بی پایان و خاموش!</strong><br />
کمتر از 21 سال داشتم که به پایگاه شفاهی کرکوک منتقل شدم تا به زنان مجاهدی که در این محل به کار آشپزی مشغول بودند کمک کنم. این پایگاه در واقع یک هتل اجاره ای بود که مجاهدین در طبقه همکف آن آشپزی می کردند تا از آنجا به سایر پایگاه ها غذا برسانند. زیرزمین این محل، هم سالن غذاخوری پرسنل محسوب می شد و هم پناهگاهی برای روزهای بمباران. در آنجا با زنی به نام «زهره» آشنا شدم که مادر 3 فرزند خردسال و نوجوان بود. وی به دلیل شباهتی که با برادر اعدام شده اش داشتم، مرا بسیار دوست داشت. همسرش مراد را یکسال بعد شناختم چون خانواده ها در یک محل زندگی نمی کردند و فقط هفتگی همدیگر را می دیدند. فرزند بزرگ زهره به نام «رویا» 15 سال داشت و به مدرسه می رفت. برای اولین بار او را در همان پایگاه دیدم.</p>
<p>پس از مدت کوتاهی جابجا شدم و به بغداد رفتم اما یکسال بعد از این ماجرا، همه ما در قرارگاه اشرف مستقر شده بودیم و معمولاً هر هفته برنامه های «شام یا نهار جمعی» برگزار می شد و در آن همدیگر را می دیدیم. با آنها بسیار صمیمی شده بودم و در واقع رابطه ما خانوادگی شده بود. من عاشق رویا شده بودم و رویا نیز مرا دوست داشت. اما حادثه ای دردناک همه چیز را درهم کوبید!. عملیات فروغ جاویدان با همه زشتی ها فرارسید و این خانواده را از داشتن مادر محروم کرد. زهره در عملیات جان باخت و قربانی سیاست مخرب رجوی شد. سخت ترین لحظه من زمانی بود که بعد از آن حادثه رویا را دیدم و به من گفت که مادرش «شهید» شده است. در چشمانش غمی عمیق مشاهده می شد. دیدن برادر 5 ساله او که بی مادر شده بود، دیدن پدرش که اینکه 3 فرزند بدون مادر داشت، بسیار تلخ و دردناک بود. رویای شیرین من به تلخی گراییده بود. با همه سختی ها، رابطه ام با این خانواده (که یک خاله با دو دختر هم داشتند) مستحکم تر شد. خانواده خاله اش هم مرا بسیار دوست داشتند. مراد روزگار سختی را می گذراند و دوست داشت ازدواج کند تا فرزندانش بی مادر نمانند. با یک خانم هم آشنا شد اما به مرحله ازدواج نرسید چون بحث های جدیدی در راه بود، همان مباحث «انقلاب ایدئولوژیک مریم» که راه به طلاق های اجباری می برد.</p>
<p>یکسال از عملیات فروغ جاویدان می گذشت و ازدواج های زیادی در سازمان به صورت تشکیلاتی شکل گرفته بود. همان دورانی که گفتم «رویا دَرّودی» نیز ازدواج کرده بود. در همان ایام من هم اشاره ای به علاقه ام نسبت به «رویا برسته» داشتم که در یک گزارش به فرمانده لشگر «کبری طهماسبی» با نام تشکیلاتی «هاجر» نوشته بودم. یکروز او مرا به دفترش صدا زد و مدتی با من صحبت کرد. آن زمان فرماندهان لشگر و معاونین شان وارد بحث های طلاق ایدئولوژیک شده بودند ولی لایه های پایین تر مطلقاً از آن خبر نداشتند. تلاش «خواهر هاجر» این بود که مرا به سمت مباحث انقلاب بکشاند. من سرم را پایین انداخته بودم و به حرفهایش گوش می دادم. «هاجر» حین صحبت هایش به علاقه من به رویا اشاره کرد و بناگاه گفت آیا خبر داری که «رویا» ازدواج کرده است؟ با این خبر احساس کردم تهی شده ام، انگار همه چیز برایم تمام شده باشد چون رویا در عمیق ترین نقطه قلبم جا داشت. باورم نمی شد چون تا مدتی قبل چنین چیزی نبود و البته چون دوسه ماه می شد او را ندیده بودم گفتم شاید در این مدت ازدواج کرده باشد. اما رویا هم مرا دوست داشت و باورم نمی شد که براحتی پذیرفته باشد با کسی دیگر ازدواج کند.</p>
<p>به هرحال سخن هاجر برایم تلخ بود اما چیزی نگفتم و جلسه هم تمام شد. تابستان 1369 به طور اتفاقی به ستادی منتقل شدم که رویا در آنجا کار می کرد و همکار شدیم (اما زمانی بود که من نیز وارد بحث های انقلاب ایدئولوژیک شده بودم. یعنی به مریم و مسعود امضای خون و نفس داده بودم که تا سرنگونی به دنبال ازدواج نباشم و در ذهنم هر عشقی را خط بطلان بکشم و در واقع متعهد شده بودم که دیگر به ازدواج با رویا تا زمان سرنگونی فکر نکنم). در محل جدید وقتی رویا را دیدم، حس کنجکاوی من باعث شد که به انگشتان او بنگرم که آیا حلقه در دست دارد یا خیر! اما چیزی ندیدم. با اینحال مردد بودم و یکروز از او پرسیدم که آیا ازدواج کرده؟ با تعجب گفت نه؟ گفتم یعنی قبلاً هم ازدواج نکرده بودی؟ گفت نه&#8230; احساس سبکی کردم و به او گفتم ولی خواهر هاجر به من گفت که تو ازدواج کرده ای؟ با حیرت گفت چه حرفهایی پشت سر آدم می زنند!. این سخن برایم آرامش بخش بود و به آینده امیدوار شدم ولی همانطور که گفتم به ازدواج کوتاه مدت نمی اندیشیدم چون به مریم و مسعود خود را متعهد می دانستم&#8230; بعد از این جریان، مدام متناقض بودم که چرا «هاجر» به من دروغ گفت و چه نیازی به این کار بود؟ در ذهنم تحلیل می کردم که شاید می خواسته واکنش مرا ببیند. اما بعد متوجه شدم که این مسئله علت دیگری داشته است. در واقع هاجر به دنبال فریب من نبود، بلکه «رویا برسته» را با «رویا دَرّودی» اشتباه گرفته و تصور کرده بود که من عاشق او که در همان جا کار می کرد شده ام.</p>
<p>بالاخره یکسال دیگر هم گذشت و سلسله عملیات های مروارید آغاز و آنگاه به پایان رسید. نشست های انقلاب مریم برای لایه های پایین کلید خورده بود و چندی بعد از آن، مراد به همراه «رویا» و دو پسر خردسال خود از عراق رفت. خاله رویا و دخترانش هم مدتی بعد رفتند (درست در همان ایامی که پدر و مادر و برادران «رویا دَرّودی» هم از تشکیلات سازمان جدا شدند و به خارج رفتند). من از رفتن مراد به خارج مطلع نبودم و یکی از روزها که برای مأموریت به مقر سابق رویا رفته بودم، هرچه گشتم او را ندیدم. از یک دختر جوان که از همکلاسی های سابق او بود پرسیدم که آیا رویا را می شناسد؟ گفت بله! وقتی سراغ اش را گرفتم گفت رویا رفته است!. اول تصور کردم از آن مقر رفته، اما خیلی زود فهمیدم که منظورش رفتن به «خارج» است. بهت زده گفتم با پدرش رفته؟ گفت بله!&#8230; با شنیدن این خبر به گونه ای جاخوردم و غمگین شدم که آن دختر جوان متوجه تغییر چهره ام شد و با حسرت مرا نگریست&#8230; دلشکسته از آنجا رفتم در حالی که رویای من به پایان رسیده بود&#8230; بجز کبری طهماسبی، تنها کسی که از عشق و علاقه من به رویا آگاهی داشت مریم رجوی بود که مدت ها قبل برایش این موضوع را نوشته بودم. البته بعدها یک نفر دیگر هم از این عشق مطلع گردید، کسی که یکسال بعد قربانی «عشق و نفرت» در دستگاه رجوی شد، این شخص «علینقی حداد» رئیس ستاد محور چهارم بود که یکروز به دلیل گزارشی که نوشته بودم مرا به دفترش صدا زد و کمی در مورد مباحث انقلاب صحبت کرد و از من نام دختری را پرسید که به وی علاقه مند بودم و من هم پاسخ او را دادم. اما وی هیچ نگفت و نام رویا را زمزمه کرد و در فکر فرو رفت و من متعجب شدم که چرا ساکت شد. بعدها فهمیدم که او همسر «زهره اخیانی» است. کسی که به جرم عشق ورزیدن به همسرش مورد غضب مسعود رجوی قرار گرفت و وادار به خودکشی گردید&#8230; به هرحال رویای من به پایان رسیده بود، مثل همه رویاهایی که ما در ذهن خود برای آینده ایران داشتیم و مسعود و مریم آنرا به تاراج بردند. همانطور که رویاهای شیرین «رویا دَرّودی» و «مسعود دلیلی» هم با خون به پایان رسید. چرا؟</p>
<p>بی شک این سوآلات و ابهامات نیز مثل همه پرسش هایی که از مسعود و مریم می شود، بی پاسخ می ماند. همانطور که قتل فجیع مسعود دلیلی نیز پاسخی جز اهانت مجاهدین به پیکر او نداشت. مریم رجوی آنقدر در تباهی فرو رفت که حتی حرمت پیکر کسی که دهها سال محافظ شخصی او و شوهرش بود را نگه نداشت. هم او را شکنجه کردند و به قتل رسانیدند، هم جسد اش را با اسید سوزانیدند و هم در نهایت انواع اهانت ها را به وی روا داشتند و او را با یک سناریوی کودکانه «خائن و مزدور» لقب دادند. و این ماهیت واقعی زنی است که همه روزه در اروپا خود را حافظ کرامت انسان و حقوق بشر جلوه می دهد و مدعی برپایی آزادی و دمکراسی در ایران فرداست و در همین روزها مشغول عزاداری برای قربانیان اعدام های 67 است!. آنچه واضح است اینکه هیچکدام از خون های برزمین ریخته شده چه در تشکیلات مجاهدین و چه در خاک ایران زمین، به هدر نخواهد رفت و پایمال نخواهد شد و سران این سازمان مافیایی اگر به مردگی عبرت انگیز جان ندهند، در دادگاه مردم ایران محاکمه خواهند شد.<br />
حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40998">مسعود دلیلی، رویا درودی و روزهای خونین ۱۰ شهریور</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/40998/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تشکیلات مافیایی رجوی جان مسعود دلیلی را گرفت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15348</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15348?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Sep 2018 04:38:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/01/05/%d8%aa%d8%b4%da%a9%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>شکی نمی ماند که متاسفانه مقتول مسعود دلیلی نگون بخت با وجود رهایی ازچنگال رجوی خام خیالانه مجددا فریب وعده و وعید دستگاه مافیایی رجوی را میخورد و سرازاشرف درمی آورد وبا یک طرح مشخص ازجانب رجوی وسران تشکیلات وقت اشرف درجریان درگیری دهم شهریورماه بطرز دلخراشی به قتل میرسد که گزارش و تصاویر فاجعه مذکور در سایت رسمی فرقه رجوی مشهود وقابل دسترس است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15348">تشکیلات مافیایی رجوی جان مسعود دلیلی را گرفت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تشکیلات مافیایی رجوی جان مسعود دلیلی عضو برجسته حفاظت فیزیکی و نورچشمی سابق رجوی را با صبعیت و شقاوت مافوق تصورگرفت و به قربانگاه فرستاد.  خبرش را ازسایت رسمی فرقه رجوی موسوم به مجاهدین خواندم ودرکنارش مطالب روشنگرانه مرتبط به آن از جداشدگان را نیز به دقت تمام مطالعه کردم و برآن شدم که خود نیز بواسطه سالیان آشنایی با مقتول مسعود دلیلی هرآنچه را که درسینه دارم بمنظور روشنگری و افشای چهره پلید و مافیایی شخص رجوی و تشکیلات تروریستی دست پروده اش رابه اطلاع مخاطبانم درسایت نجات و سایر وجدانهای آگاه بشری برسانم.<br />
ابتدا به ساکن باید اقرار کنم که به رغم حضور بیست واندی سال درتشکیلات جهنمی رجوی آنچنان که باید عمق خباثت و دناعت وبه وجوه گسترده تشکیلات مافیایی به سرکردگی شخص رجوی را درنیافته بودم و خام خیالانه و ساده لوحانه به جوالش رفته واغفال وفریفته شده بودم وانگارگذرزمان می باید پرده ازچهره پلید وضدانسانی رجوی بگشاید.<br />
آنچنانکه درانتشارت رجوی انعکاس داده شده وبه مخاطب خود القاء کرده گویا مقتول مسعود دلیلی پیشتر از بابت بریدگی وضعف درمبارزه! ازتشکیلات جدا شده وبه نیروهای عراقی پیوسته وبه هتل مهاجر دربغداد اقامت می گزیند وآنگاه درهمکاری با نیروهای عراقی به نقطه ای میرسد که آنانرا درتهاجم به اسارتگاه مضمحل شده اشرف و مقر سری فرماندهان جلوداری کرده وموجبات به قربانگاه فرستادن 52 تن ازاعضا خصوصا شماری ازعوامل سرکوب دستگاه رجوی میشود طوریکه شخص رجوی اذعان میدارد که اگرمسعود دلیلی نبود شمار کشته هایمان دراشرف چه بسا یک رقمی می بود وخصوصا مقرمخفی و سری 52 لونمی رفت و یا اصلا موجب فروپاشی اشرف نمی شد!!<br />
حول مرگ مقتول مسعود دلیلی نیزمطابق سناریوی گشتاپوی خود بسیارمضحک وابلهانه مدعی میشود که مسعود دلیلی  پاسدار و خائن! بعدازاتمام همکاری با عراقیها درحمله به اشرف در دهم شهریورماه 1392 بخاطراینکه دیگر وجود و زنده ماندن مسعود دلیلی بی اثربوده ؛ وی را درصحنه به قتل رسانیده وچونکه جسد شناخته ناشده باقی بماند ؛نیروهای عراقی صورتش را نیزبه آتش میکشند!!<br />
مطابق روشنگری عضوجداشده از رجوی ؛ مقتول مسعود دلیلی درهتل مهاجر بغداد دیده شده بود ومتعاقب آن به درخواست خود که سوال برانگیزمی نمود به هتل منصورمنتقل ومتعاقب آن دیگرکسی به وی دسترسی واطلاعی نداشته است.<br />
عطف به روشنگری عضوجداشده ازرجوی وهمچنین تجربه شخصی خودم که عرض خواهم کرد شکی نمی ماند که متاسفانه مقتول مسعود دلیلی نگون بخت با وجود رهایی ازچنگال رجوی خام خیالانه مجددا فریب وعده و وعید دستگاه مافیایی رجوی را میخورد و سرازاشرف درمی آورد وبا یک طرح مشخص ازجانب رجوی وسران تشکیلات وقت اشرف درجریان درگیری دهم شهریورماه بطرز دلخراشی به قتل میرسد که گزارش و تصاویر فاجعه مذکور در سایت رسمی فرقه رجوی مشهود وقابل دسترس است.<br />
قتل وجنایت درحق اعضای ناراضی در درون مناسبات مافیایی رجوی مسبوق به سابقه است وچندان امرجدیدی نبوده و نیست و درآینده هم نخواهد بود. مواردی بوده که شخص ناراضی را به بهانه شنا به رودخانه ای برده وهمانجا جانش را می گیرند وغرقش میکنند ویا اینکه درپست نگهبانی وگشت قرارگاه ناخواسته! گلنگدن سلاح کشیده شده و تیرغیب می آید ودرمقاطع مختلف جان کسان دیگری را میگیرد ویا اینکه شماری خسته ازمبارزه! بنزین به جانشان پاشیده وخود را به آتش کشیده وجان می بازند و&#8230; و چند تن نیز در زندان رفع ابهام دهه 1370 علنا زیرشکنجه رفته وبا ضرب وشتم فراوان عوامل سرکوب و شکنجه گر رجوی به قتل میرسند که البته پیشترازاین اندرباب آن بسا منتقدین وجداشدگان ازرجوی به روشنگری پرداختند که هم اینک دروبلاگها وسایتهای جداشدگان قابل دسترس است.<br />
لابد بخاطردارید که عضوسابق شورای رهبری فرقه رجوی خانم بتول سلطانی جداشده را با نیت سربه نیست کردن ازتیف تا شهر بعقوبه هم می کشانند که خوشبختانه هشیاری به موقع ایشان مانع ازتحقق سناریوی آدم کشان رجوی میشود وازآن معرکه مرگ جان سالم به درمی برد وچنین مواردی بسا فراوان است ازجمله مورد خودم که بقرارزیر به عرض میرسانم.</p>
<p>پس ازدرخواست خروج ازفرقه با من چه برخوردی کردند؟<br />
شخصا درپس بسا فراز و نشیبها وازسرگذراندن سختیها ومشکلات عدیده درتشکیلات مافیایی رجوی وقتی به ته خط رسیدم ومطلقا انگیزه ای برادامه حضوردرمناسبات فریب ونیرنگ ودغل ودروغ ومافیایی رجوی نداشتم درمورخه 12 خردادماه 1383 با نوشتن متنی کوتاه درخواست خروج ازفرقه را به مسئول وقت قرارگاه اشرف عذرا علوی طالقانی (سوسن) دادم ودرذیل متن درخواست خروج تاکید کردم چنانچه تا 48 ساعت آینده جواب نگیرم شخصا و بلاواسطه خود را به نیروهای امریکایی معرفی خواهم کرد. ازآن پس گرسنه و تشنه درآسایشگاه بست نشستم و بیرون نیامدم تا اینکه 36 ساعت بعدازدرخواستم فرهاد الفت (منوچهر) گماشته فرشته یگانه مسئول پرسنلی وقت فرقه رجوی به آسایشگاه آمد وبی آنکه مطلبی بگوید یکراست مرا به ستاد پرسنلی نزد فرشته یگانه هدایت کرد.<br />
فرشته یگانه برخلاف قبل که خیلی مهاجم و وحشی تشریف داشتند اینباربسیارمهربان وخاضع وبا روسری افتاده وخیلی خودمانی درمقابلم حاضرشد وانگارنه انگارکه بنده بقول خودشان عنصر&#8221; بریده&#8221; ام وقصد خروج دارم!<br />
فرشته یگانه بلافاصله به منشی خواهرشورای رهبری که البته سرآشپزمخصوص ایشان هم بودند وهم به منوچهرنهیب زدند که معطل چه هستند وزودی ازاتاق بیرون رفته وتنهایمان بگذارند. پیشاپیش هم میوه وشیرینی وآجیل جورواجور دراستقبال ازبنده ی بریده مهیا شده وبا دیزاین تحسین برانگیزی روی میزچیدمان کرده بودند.<br />
خودم که دروغ چرا سراپا دراسترس بودم ودرانتظارشنیدن افاضات خواهرفرشته! ایشان ضمن خوش وبش بسیارصمیمانه وبدون توجه به وضعیتم گفتند&#8221; والله ازصبح تا شب کارم شده برخورد با خواهران شورای رهبری وبرادران مسول که هی به زیردستان خود سیخ میزنند وبلد نیستند نیروداری کنند!. فقط بلدند آدمها را ازرهبری قطع کنند وازمناسبات ببرانند. شخصا که تورا میشناسم برادرقدیمی وبا سابقه ومسول ودلسوزبا بالاترین رده تشکیلاتی برادران که mo  باشد یعنی معاون آزمایشی ستاد. اصلا دلم نمی خواهد که برادر(رجوی) بویی ازاین ماجرا ببرد وبفهمد که توچنین درخواستی کرده ای چونکه خیلی ناراحت میشود ویقه من را میگیرد!. منهم موضوع را نشنیده میگیرم وزودی برو سرکارت و از فردا پرانرژی کار و مسولیتت را استارت بزن.&#8221;<br />
درپاسخ خیلی کوتاه گفتم بحث اصلا اینها نیست من دیگرخسته شدم ومیخواهم بروم پی زندگیم.<br />
خواهرفرشته انگارکه پاسخ مرا نشنیده است درجواب گفت:&#8221; باشه مهم نیست اگرنمی خواهی دردستگاه خواهرسوسن بمانی وازوی دلخورهستی سازماندهی ات را عوض میکنم و برو در دستگاه امدادپزشکی خواهر زهره بنی جمالی و چفت برادرمحمود عضدانلو در کار روابط فعال باش. زودی بروکلاس عربی تا بتوانی مسلط برزبان عربی درکناربرادرمحمود در کار روابط مشغول شوی.&#8221;<br />
اما من که تصمیم نهایی خودم مبنی برخروج را گرفته بودم درجواب گفتم من اقامت سوئد را دارم میتوانم درقالب یک هوادارساده درخارجه کارکنم که موافقت کرد وگفت فعلا به ستاد امداد پزشکی برو ومشغول باش تا درفرصت مناسب  که سه ماه بیشترطول نمی کشد به خارجه اعزامت خواهیم کرد.<br />
حقیقت را بگویم خام شدم وپسندیدم با این شرط که تا هنگام اعزام به خارجه درهیچیک ازنشستها وجلسات جورواجور ازجمله جلسات عملیات جاری وغسل هفتگی شرکت نخواهم کرد که ازقضا فرشته یگانه این مرزسرخ رد کردنم را براحتی پذیرفت و قول مساعدت داد!<br />
یکماه از حضورم درتشکیلات امداد پزشکی نگذشته بود که ایشان صدایم زدند وخبرخوش دادند که با عمل جراحی فتق که سال پیش درخواستش را داده بودی موافقت شده است واین هفته برایت قرارعمل جراحی گرفتم که زیردست دکترخودی عمل بشوی!<br />
با شنیدن این خبرغیرمترقبه خیلی ترس ورم داشت که نکند توطئه ای درکار است ومیخواهند سربه نیستم بکنند که با این شک وتردید واشرافی که به موارد اینچنینی داشتم عجالتا جواب رد دادم وگفتم که فعلا مشکل من حاد نیست ونمی خواهم ازتشکیلات انرژِی وهزینه بگیرم. متعاقبا ازسرکنجکاوی وبا هشیاری تمام  قضیه را ازکارکنان امداد پزشکی پیگیرشدم که ازقضا یکی ازامدادگران آن قسمت که باهم چفت بودیم ومحفل داشتیم و اکنون هم درلیبرتی بسرمیبرد  به من رساند که مواظب خودت باش ومشخصا زیر بارعمل جراحی نرو خبرموثق دارم که کاسه ای زیرنیم کاسه است ومیخواهند جانت رابگیرند!<br />
شش ماه را کج دارومریز درآن قسمت سپری کردم ودیدم که مطلقا اعتمادی به من ندارند وحتی اجازه نمی دهند که درکادر روابط بعنوان حتی اسکورت به بغداد بروم لذا برآن شدم که از برای جلب اعتماد وعملی کردن طرح خودم تنظیم دیگری داشته باشم و براین اساس گزارشی نوشتم مبنی براینکه دیگرازموضع قبلی خود کوتاه آمدم ونه تنها درخواست خروج ندارم بلکه میخواهم بعنوان کادرمسول درتمامی جلسات عملیات جاری وهفتگی شرکت کنم که خوشبختانه موفق شدم ووضعیتم روال عادی پیدا کرد. نه اینکه پارگی فتق درگذرزمان زیاد شده بود وداشت اذیتم میکرد شرایط را مناسب دیدم ودرخواست عمل جراحی کردم وچنین شد ودرادامه پس ازبرخورداری ازسلامت کامل مجددا در اسفند 1383 درخواست خروج دادم. چندروزبعد به اتاق زهره بنی جمالی احضار شدم که دیدم فرشته یگانه حضوردارد وخیلی خشمگین است. در راهروی جانبی اتاق از بابت احتمال درگیری وبرخورد و کتکاری علیه من فرهاد الفت ومحمود عضدانلو وعلی فیضی وحمید آراسته وشماری دیگرازنوچه ها وعوامل سرکوب صف کشیده بودند. فرشته یگانه دیگرظاهرمهربان وخندرویی نداشت چونان خوک شده بود ومثل سگ پارس میکرد وبا فحش وناسزای چاربداری مدام پاچه مرا میگرفت ومی گفت:<br />
&#8221; بریده خائن. بخاطر روی آوردن به زن و زندگی عادی برادر(رجوی) را تنها گذاشتی وخیانت میکنی.اینهمه سال ازحق رهبری خوردی و پس ندادی. با وجود مشکلاتی که داشتیم هزینه عمل جراحی ات را پرداختیم  وخوب مارا فریب دادی وجان سالم دربردی درحالیکه حقت بود زیرعمل برای همیشه بیهوشت میکردیم وازدستت راحت می شدیم.<br />
حال هرچه من میگویم توبنویس وامضاء کن! درجواب گفتم من درخواست خروج نوشتم ودرجریان هستی. فرشته یگانه ضمن فحاشی شدید به من با سروصدای زیاد گماشته های خود که بیرون اتاق منتظرسرکوب بودند را به داخل اتاق کشاند وفحش و ناسزا و برخوردفیزیکی شروع شد و دقایقی بطول انجامید.<br />
نه اینکه صرفا خروج از مناسبات مدنظرم بود به خواسته فرشته یگانه تن دادم وگفتم احیانا اقرار و کاغذ پاره هایی که ازمن برای پرونده سازی خواهید گرفت مطلقا برایتان کاربردی نخواهد داشت ضمن اینکه پیشتر در دستگاه عملیات جاری و غسل هفتگی وسلسله نشستهای بازخوانی کم ازمن وامثال من پرونده سازی نکردید و درآرشیو دارید!<br />
فرشته یگانه با عصبانیت و فحاشی تمام گفت ازگنده تراز تو اقرارگرفتیم و تو خیلی خوش اقبال هستی که داری به کمپ امریکایی انتقال داده میشوی درحالیکه حقت بود همین قرارگاه دفنت میکردیم وقضیه تمام شده تلقی میشد(لازم به ذکراست که پیشتر به بهانه ورزش کردن به خیابان مزار مروارید که تیف درآنجا دایربود ومدام گشت امریکاییها حضور داشتند ؛ رفته بودم و اسم خودم را بعنوان عضو ناراضی و خواهان جدایی به گشت امریکاییها داده بودم که گویا این قضیه را امریکاییها روی میز مسولین فرقه رجوی گذاشته بودند و از این بابت دست فرشته یگانه بسته بود و بالاجبارمی بایست مرا تحویل امریکاییها درتیف میدادند)<br />
درآن جلسه چندبرگ ازمن اقرارنامه گرفتند وگفتند ومن نوشتم ازجمله اینکه&#8221; من هیچگاه درسازمان مجاهدین مسول نبودم ومسولیتی نداشتم وصرفا به کاراجرایی مشغول بودم و&#8230;&#8230; حالا هم ضمن خیانت به رهبری دارم پی زندگی ام میروم و&#8230;..&#8221;<br />
متعاقبا دوروزدرخروجی بودم ونهایتا بدون آنکه حتی وسایل فردی ام را به من بدهند با دست خالی به نزد امریکاییها درتیف رفتم.<br />
فرقه رجوی درخبرمنتشره حول مرگ مقتول مسعود دلیلی نابخردانه به این نکته اشاره کرد که نیروهای عراقی به دستور اطلاعات ایران  پاسدار! مربوطه را متعاقب استفاده درحمله به اشرف کشته وصورتش را به آتیش کشیدند و&#8230;&#8230;. درحالیکه همگان مطلعند که متعاقب سرنگونی صدام بالغ بر1400 تن ازاعضای سابق رجوی درسطوح مختلف جدا شدند وبه دنیای آزاد گام گذاشتند وجالب است که ازاین تعداد بالغ بر800 تن ازجمله خودم به اختیار گزینه ایران را انتخاب کردیم وسالیان است که متعاقب بازگشت به ایران چون سایرشهروندان خویش داریم درکنارخانواده زندگی میکنیم بدون آنکه کمترین مواخذه ای ازجانب دستگاه امنیتی ایران شده باشیم.</p>
<p>مختصری از بیوگرافی مقتول مسعود دلیلی<br />
اولین بارسال 1361 در زندان مالک اشتر لاهیجان وی را دیدم. وی با وجودیکه عضو تیم تروربود بواسطه گری یک نفوذی رجوی در زندان که درلباس زندانبان مشغول بود ؛ موفق به فراراز زندان میشود. متعاقب فراراززندان مجددا دست به ترور میزند وشماری را به شهادت میرساند و النهایه با پیک سازمان موفق به فرار از کشورشده و خود را به عراق و پایگاههای رجوی میرساند. ازآن پس بعنوان نورچشمی رجوی دردستگاه حفاظت نزدیک رجوی گماشته میشود و مطلقا درهیچ عملیاتی شرکت داده نمیشود! درسال 1365 درپایگاه ابراری سلیمانیه تیم جنگل به فرماندهی امرالله ضیایی تشکیل میشود که وی درآنجا به اعضای تیم جنگل آموزش کلت وقوانین چریک شهری میدهد که خودش درفرصتی به من میگوید که قرارنیست که من به داخل کشوراعزام بشوم چونکه درتیم حفاظت رجوی هستم و رجوی حتی اجازه نمیدهد که درعملیات مرزی شرکت کنم!<br />
شخصا درارتباط با وی هیچوقت نارضایتی ازوی درقبال تشکیلات ندیدم وهمواره عنصرمورد اعتماد تشکیلات وشخص رجوی بود. با وجودیکه شنیدم درسال 1390 ازفرقه رجوی جداشده وخودرا به نیروهای عراقی معرفی کرده است برایم تعجب برانگیزبود و باورنداشتم واحساس میکردم که حتما سناریویی از جانب تشکیلات مخوف ومافیایی رجوی باشد ومیخواهند از وی بعنوان نفوذی درجمع جداشدگان مورد بهره برداری قراربدهند لذا جدایی وی از رجوی را از موضع مسول انجمن نجات گیلان جدی نگرفتم وحتی پیام تبریک از بابت جدایی اش درسایت نجات انعکاس ندادم و با خانواده اش نیزارتباطی برقرارنکردم چراکه فرض محال هم چنانچه وی میخواست ازرجوی جدا بشود بواسطه عضویت در تیم ترور و داشتن شاکی خصوصی ازخانواده های ترور، امکان بازگشت به داخل کشور را نداشت وصرفا میتوانست جهت شروع یک زندگی جدید به خارجه برود.<br />
بالاخره مقتول مسعود دلیلی عضو تیم ترور و نورچشمی رجوی دریک سناریوی مشکوک و مرموزبه دستور شخص رجوی در درگیری دهم شهریورماه 1392 بطرز فجیعی به قربانگاه فرستاده شد و پرونده اش بسته شد.<br />
پوراحمد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15348">تشکیلات مافیایی رجوی جان مسعود دلیلی را گرفت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15348/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در خصوص کشته شدن مسعود دلیلی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18608</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18608?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Sep 2015 08:51:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2015/09/08/%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از اینکه خبر کشته شدن مسعود دلیلی را شنیدم٬حس کردم که چند نقطه در ذهنم٬به خطی تبدیل شدند که شاید جواب همان حس قدیمی ای بود که باو داشتم! دیده شدن گاه و بی گاه مسعود دلیلی شاید معنی اش این بوده که او بدلیل زاویه پیدا کردن با خطوط سازمان٬اساسا دیگر در تیم حفاظتی رجوی نبوده است و بعد از اینکه قرارگاه اشرف فرو پاشیده شد و خواه ناخواه سازمان دیگر آن کنترل قبلی را روی نیروها نداشت٬باعث شد او توسط خود سازمان بصورتی غیر عادی کشته شود</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18608">در خصوص کشته شدن مسعود دلیلی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سال گذشته در چنین روزهایی بود که خبر کشته شدن مسعود دلیلی٬از اعضاء حفاظت نزدیک مسعود رجوی را شنیدیم.خبر کشته شدن مسعود دلیلی برای شخص من بسیار تعجب آور بود! چراکه اورا از نزدیک میشناختم و خیلی بعید بنظر میرسید که بسادگی دم به تله بدهد و جایی گیر بیفتد.باید اعتراف کنم که کشته شدن مسعود دلیلی بدست ماموران رجوی٬ برای خود من ابعاد تازه ای از فرقه ای بودن سازمان مجاهدین و اینکه تا کجا افکار وحشیانه و ناجوانمردانه دارند را روشن کرد!</p>
<p>مسعود دلیلی٬در سالهای 59-60 از اعضاء تیم های ترور مجاهدین در شمال کشور و تهران بود. شخصی بود که کار با سلاح را بخوبی میدانست و خیلی مسلط بود و بجز اینکه شخصی سرسپرده به فرقه مجاهدین بود٬ بدلیل همین ویژگی هایش بود که به عضویت گارد حفاظتی مسعود رجوی درآمده بود! در تمامی ترددات رجوی٬مسعود دلیلی همواره در نزدیک ترین نقطه باو حاضر بودو بهمین دلیل هم بود که او از اطلاعات بکلی سری باخبر بود که فاش شدنش برای سازمان٬به هیچ عنوان خوشآیند نبود! مسعود دلیلی علارغم اینکه کاملا به فرقه رجوی سرسپردگیش را اثبات کرده بود٬اما هربار که اورا میدیدم حس میکردم که یک علامت سوال بزرگ و یک حرف نگفته جدی در درون او وجود دارد! او شخصیتا خیلی ساکت و آرام بود و همین خصلت او بود که این حس را در من شدت می بخشید! از بعد از سقوط رژیم صدام و از دور خارج شدن زورگویی ها و یکه تازی های مجاهدین درعراق٬ مسعود دلیلی که همیشه همراه خود رجوی بود٬بارها در قرارگاه اشرف دیده شده بود و این در حالی بود که از دیگر محافظان رجوی مانند علیرضا صدر یا  وحید و&#8230; خبری نبود و این باعث میشد که تصور کنیم که رجوی در گوشه ای از قرارگاه و در پناهگاه ویژه خودش است. ولی بعد از اینکه خبر کشته شدن مسعود دلیلی را شنیدم٬حس کردم که چند نقطه در ذهنم٬به خطی تبدیل شدند که شاید جواب همان حس قدیمی ای بود که باو داشتم! دیده شدن گاه و بی گاه مسعود دلیلی شاید معنی اش این بوده که او بدلیل زاویه پیدا کردن با خطوط سازمان٬اساسا دیگر در تیم حفاظتی رجوی نبوده است و بعد از اینکه قرارگاه اشرف فرو پاشیده شد و خواه ناخواه سازمان دیگر آن کنترل قبلی را روی نیروها نداشت٬باعث شد او توسط خود سازمان بصورتی غیر عادی کشته شود تا خیال همه از بابت فاش نشدن اطلاعات مسعود رجوی و دیگر سران فرقه راحت و آسوده شود! هرگاه چهره مسعود دلیلی به جلوی نظرم میآید٬علامت سوالی در چهره اش می بینم که اکنون و بعد از کشته شدنش میفهمم که این علامت سوال همان زاویه ای بوده که قطعا با سازمان داشته است!</p>
<p>فرقه تروریستی رجوی٬برای حفظ خود و برای پیشبرد اهداف خود٬از هیچ جنایتی و هیچ ناجوانمردی در حق نزدیک ترین نیروهای قسم خورده خود دریع نمیکندو این ذات و خصلت فرقه ها است که چنین باشند! مسعود دلیلی کسی بود که بارها و بارها از جان گذشتگی خودرا تمام و کمال ثابت کرده بود ولی مزدش٬ کشته شدن به بد ترین شکل ممکن بود!</p>
<p>همانطور هم که دیدیم همین معامله را بنوعی دیگر با دیگر فرمانده هان و مسئولین قدیمی سازمان با نگاه داشتنشان در قرارگاه اشرف انجام داد. تقریبا دو سال پیش بود که تعدادی نیروی مسلح٬شبانه وارد قرارگاه اشرف شدند و نزدیک به 55 تن از قدیمی ترین مسئولین سازمان را بطرز وحشتناکی کشتند! این درحالی بود که حفاظت قرارگاه اشرف از امریکایی ها به ارتش عراق سپرده شده بود که این یعنی قرارگاه بی دفاع و بدون حفاظت است و خود مجاهدین مستقر در قرارگاه هم هیچ سلاحی برای دفاع  از خود نداشتند! این هم یعنی گوشت را جلوی چشم گربه گذاشتن! بهترین شیوه تصفیه حساب درونی و اینکه از شر تعداد زیادی که آنها هم سری ترین اطلاعات را در اختیار دارند٬ راحت شدن! هر بچه ای میدانست که این&#8221; بهترین سوژه برای بدترین تیر انداز است!&#8221; آنها را به دلیل نگهداری از امکانات سازمان در قرارگاه اشرف نگه داشتند و عملا به کشتن دادند.باین کار هم از شر آنها راحت شد و هم سوژه تبلیغاتی خوبی برای دستگاه های تبلیغی خود درست کرد! باین میگویند زرنگی از نوع &#8221; مسعود رجوی&#8221;! زرنگی مدل خرمرد رندی و ناجوانمردی!</p>
<p>مراد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/18608">در خصوص کشته شدن مسعود دلیلی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/18608/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پشت پرده مرگ مسعود دلیلی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15371</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15371?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Jan 2014 09:08:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/01/08/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مشخص است که مسعود دلیلی پس از جدایی از سازمان توسط همین سازمان و به فرمان شخص رجوی مجددأ ربوده شده و به اشرف برگردانده شده و پس از تحمل شکنجه ها در نهایت نیز توسط فرقه کشته شده است  واین احتمال وجود دارد که برای رد گم کنی و نسبت دادن خود زنی دهم شهریور92 و نسبت دادن این واقعه به نیروی بیرونی و خارج از قرارگاه اشرف  مسعود دلیلی را هم در همان زمان به قتل رسانده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15371">پشت پرده مرگ مسعود دلیلی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرقه مخوف و مخرب رجوی اینبار نیز دست به یک شاهکار جدید زد و یکی از افراد معترض و ناراضی خود را به عنوان نفوذی و مامور وزارت اطلاعات جا زده و در یک صحنه سازی مضحک با نشان دادن جسد و صورت سوخته این بخت برگشته (مسعود دلیلی) و قرار دادن تعدادی اسکناس ایرانی در کنار جسد  طوری برنامه سازی می کند که انگار وی جزو افراد رده بالای سازمان و مورد اعتماد شخص رجوی نبوده و از همان ابتدا نیز به قصد نفوذ وارد مناسبات فرقه شده است.<br />
اطلاعیه و مستند سازی فرقه آنهم پس از گذشت 4 ماه از خود زنی فرقه در 10 شهریور92 در مورد مسعود دلیلی نشان از بی اعتمادی اعضا و کادرهای رده بالای این فرقه به شخص رجوی را به دنبال دارد. اگر مسعود دلیلی آنگونه که سران فرقه اعتراف می کنند  نفوذی و خائن بود پس چطور و چگونه در صف کادرهای رده بالای سازمان جا گرفته و سالها نیز از محافظین شخصی رجوی بود و گارد حفاظتی رجوی نیز زیر نظر وی و به فرمان وی بودند.<br />
مشخص است که مسعود دلیلی پس از جدایی از سازمان توسط همین سازمان و به فرمان شخص رجوی مجددأ ربوده شده و به اشرف برگردانده شده و پس از تحمل شکنجه ها در نهایت نیز توسط فرقه کشته شده است  واین احتمال وجود دارد که برای رد گم کنی و نسبت دادن خود زنی دهم شهریور92 و نسبت دادن این واقعه به نیروی بیرونی و خارج از قرارگاه اشرف  مسعود دلیلی را هم در همان زمان به قتل رسانده و صورت وی را سوزانده تا به سختی شناسایی شود و فرقه رجوی دلیلی برای اذهان عمومی و کسانی که ناآگاهانه ازاین سازمان حمایت می کنند داشته باشد  و همچنین این فرد بریده در رأس سازمان را نیزکشته و به این ماجرا ربط داده باشد.<br />
اگر مجاهدین راست می گویند که دلیلی توسط رژیم کشته شده و با توجه به رد یابی نقطه به نقطه دلیلی از لحظه خروج از فرقه  پس چگونه رجوی از همان ابتدا اقدام به افشاء وی و سناریوی ساختگی کنونی نکرد؟<br />
و واقعأ چرا هنگام کشتن دلیلی او را از ناحیه صورت سوزانده اند؟ اگر به قول مجاهدین دلیلی قابل شناسایی نبود چگونه عکس جسد و عکس پرسنلی نامبرده توسط فرقه مطابقت داده شد و از روز اول برای خودشان قضیه روشن بوده؟<br />
اگر فرقه رجوی مسعود دلیلی (بهمن افرازه داخل) را با آدم ربایی به اشرف نبرده بود چگونه از یک جسدی که مثلا عراق و رژیم مشترکأ او را کشته بودند اعتراف گرفته که اگر او اطلاعات را به بیرون نمی داد به قول سازمان تعداد تلفات دهم شهریور تک رقمی می بود؟ (آنروی این حرف گرفتن اعتراف در زیر شکنجه از دلیلی توسط فرقه است).<br />
این سند سازی و سناریو سازی برای پوشاندن قتل عام درونی و کودتایی بوده که رجوی به وسیله آن سر مخالفین ارشد خود را زیر آب کرده و از این طریق همه چیز را در اذهان نیروهای ساده لوح خود مشروع و ماست مالی نموده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15371">پشت پرده مرگ مسعود دلیلی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15371/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود دلیلی و یاوه گویی های پوچ و بیهوده رهبری مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15339</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15339?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jan 2014 07:23:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/01/04/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d9%88-%db%8c%d8%a7%d9%88%d9%87-%da%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%da%86-%d9%88-%d8%a8%db%8c%d9%87%d9%88%d8%af%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از تخلیه اشرف و ماندگاری ۱۰۰ نفر آنهم در مقر کوچک فرماندهی اصلی اشرف نیاز به راهنما و یا هر هرکس دیگر نداشت اصلا فضا و مساحت مورد نظر برای هر نیروی نظامی مورد مداخله پیچیدگی خاصی را نمی توانست داشته باشد. ضمن اینکه تیم های نظامی ترور اعزامی سالهای ۷۸ تا ۸۰ که بارها بعد از عملیات و قبل از آن دستگیر شده بودند هم اکنون در جای جای کشور ایران آزادانه در مسیر زندگی خود قدم بر می دارند و مورد اذیت واقع نشده اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15339">مسعود دلیلی و یاوه گویی های پوچ و بیهوده رهبری مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز دوشنبه نهم دیماه، ناگهان شورای ملی مقاومت دستگاه رجوی، بیانیه ای را منتشر و اطلاع رسانی نمود که یکی از اعضای باسابقه سازمان بنام “مسعود دلیلی” که در سال ۱۳۹۰ از سازمان جدا شده بود به واسطه خدمت رسانی به نیروهای عراقی در شناسایی محل ستاد فرماندهی و اطلاعات سازمان در کمپ اشرف در حمله به اشرف در روز دهم شهریور امسال بعد از خاتمه عملیات برای پاکسازی و رد گم کنی توسط همان نیروها سربه نیست شده و حتی صورت اش سوزانده شده است!!!؟؟؟؟؟؟…………………………………</p>
<p>این صورت مسئله بسیار احمقانه و خنده آور دستگاه گشتاپوی رجوی بود که خواندید ولی شاید بتوان در فضایی منطقی به تمام پیرامون آن پرداخت:</p>
<p>۱- در مقدمه باید گفت اعلام دلائل فرضی جسدی با صورتی سوخته و منتسب به “مسعود دلیلی” آنهم با جیپ های پر از پول ایرانی!!! بسیار سخیف، نابکارانه و غیرحقوقی است و بعبارتی هیچ وجاهت قانونی ندارد. ضمن اینکه زنده ایشان آنهم با آن سوابقی که داشته شاید همواره به زنده بودن همیشگی اش می ارزید و نیازی نبود با چیدمان همان فرض سازمان حذف اورا توسط نیروهای نظامی مداخله گر قبول نمود.</p>
<p>۲- بعد از تخلیه اشرف و ماندگاری ۱۰۰ نفر آنهم در مقر کوچک فرماندهی اصلی اشرف نیاز به راهنما و یا هر هرکس دیگر نداشت اصلا فضا و مساحت مورد نظر برای هر نیروی نظامی مورد مداخله پیچیدگی خاصی را نمی توانست داشته باشد. ضمن اینکه تیم های نظامی ترور اعزامی سالهای ۷۸ تا ۸۰ که بارها بعد از عملیات و قبل از آن دستگیر شده بودند هم اکنون در جای جای کشور ایران آزادانه در مسیر زندگی خود قدم بر می دارند و مورد اذیت واقع نشده اند.</p>
<p>۳- بالغ بر ۱۴۰۰ نفر از سازمان بعد از سال ۱۳۸۲ جدا شده اند که بعضی ها داوطلبانه به ایران برگشته اند و خیلی ها هم با مساعدت سازمان ملل به اروپا عزیمت نموده اند. نفرات بسیار مهمتری از مسعود دلیلی در این میان بودند که حتی در ایران حضور دارند ولی حتی برای ده دقیقه بابت عملیات نظامی سنوات قبلی شان در داخل کشور مورد سوال و جواب هم قرار نگرفته اند که این موارد را سران سازمان با آن سیستم تبلیغی منگول بهتر می فهمند ولی چاره ای ندارند زیرا در فضای تعطیلی اعتصاب غذای تشکیلاتی و نه خودجوش و دهها سوال سیاسی اعضای بستوه آمده در لیبرتی به بن بست رسیده و نمی توانند آنان را مدیریت کنند. به لحاظ ملاحظات محرمانه از بیان بیش از شش مورد مثال قابل استناد که نفری که آگاهانه در عملیات داخل بوده و دولت ایران اشراف به نتایج شهید شدن سربازان ایرانی منتسب به او را دارد به جهت عفو رهبری و ملاحظات اسلامی از هر پیگیری جدا ممانعت نموده و حتی برای کار و زندگی و اخذ مدارک شخصی جدید و… او مساعدت نموده است. ولی گفتنی است همین گروه رجوی شنیع ترین رفتار را با فرد خواهان جدایی در سالهای قبل از ۸۲ و بعد از آن بعمل آورده و تلاش داشته حتی دست نوشته های جلسات مجاب سازی فکری یا همان غسل هفتگی او را بعنوان سند خیانت فلان یا بهمان عضو در سیمای ضد آزادی خود اطلاع رسانی کند تا به حیات نداشته سیاسی خود رمقی حقیرانه ببخشد.</p>
<p>۴- بنا به اظهار دوستان مسعود دلیلی، وی زمانی با آنها در هتل مهاجر بغداد بسر برده و سپس به جهت رفتار مشکوک و پنهان سازی های غیرعادی و بنابه درخواست خود آنجا را به مقصد هتلی دیگر ترک کرده است ضمن اینکه فریبکاری سازمان در پیگیری های بعدی با عضو جدا شده واصرار در مکالمات تلفنی با وی علی الخصوص آنهایی که هنوز به ایران نرفته اند بر کسی پوشیده نیست در این مورد مراجعات مکرر تلفنی مسئولین اول سازمان بعد از جدایی خانم سلطانی با وی بهترین مثال میتواند، باشد. یا در زمان موجودیت تیف سازمان با هزار پیغام و وعده به بعضی از افراد سعی در فریب مجدد آنها جهت بازگرداندن به اشرف را داشت. پس میتوان این چنین گفت: که آقای رجوی تیرتان خیلی راحت به سنگ خورده و سعی نکنید با استمرار جرم و جنایت بار سنگین خود را حجیم کنید، مطمئن باشید اعضای سابق و جداشده سازمان با انگیزه های بسیار قوی هر لحظه در کمین تو و برملا شدن دسایس و خیانت های تواند و برای فروپاشی سیستم سرکوبگر تشکیلات ات از هر تلاشی مضایقه نمی کنند. شاید فکر کنی با کشته شدن ۵۲ نفر خون به بانک رسیده و خرج مقاومت تو شود!!!؟؟؟ ولی واقعیت این است که به هر حال غائله لیبرتی هم زیاد به طول نخواهد کشید خود را برای هر حسابرسی عجیب و غیرقابل باور آماده کن.</p>
<p>۵- موضوع مهمتر اینکه سازمان در سراشیبی سقوط سیاسی و تشکیلاتی، اینک در نظر دارد با ابهام آفرینی برای اعضای حاضر در لیبرتی، سرابی خطرناک در پیش روی آنان بسازد تا بی آیندگی جدایی آنها را پر رنگ تر بکند و آنان را براحتی از جداشدن و فرارکردن بترساند تا برعمر ننگین سیاسی سازمان بیفزاید.</p>
<p>درخواست (جداشدگان مجاهدین و فعالین حقوق بشری و سیاسی) از آقای مسعود رجوی برای نجات جان مجاهدین مستقر در لیبرتی:شما بهتر از هرکس می دانید که در قبال جان آنان مسئولید. بجای ایجاد تنش و بحران و تلف کردن زمان، شهامت خود را با پذیرش یک گردهمائی با تمامی نیروهای جداشده و نشده و خانواده ها اعلام کنید.</p>
<p>نیما میهن دوست (عضو سابق مجاهدین خلق)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15339">مسعود دلیلی و یاوه گویی های پوچ و بیهوده رهبری مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15339/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گزارش ارتش آزادیبخش!! (اگر مسعود دلیلی فرار نمی کرد ما هنوز بودیم)</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15338</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15338?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jan 2014 07:13:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/01/04/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b4-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a7%da%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d9%81/</guid>

					<description><![CDATA[<p>رجوی برای درون تشکیلات نیاز به این گزارش داشت. نیاز داشت علت شکست در استراتژی بازگشت به اشرف و نگهداشتن اشرف به بهانه اموال و همینطور کشته شدن نوزدهم فروردین و هفتم مرداد را برای نگهداشتن ا شرف بود، جوری توجیه کند. شاید خانواده های کشته شدگان نوزدهم فروردین با خود خلوت می کنند و می گویند که چرا فرزند ما کشته شد اگر قرار بود اشرف تخلیه شود پس چرا زودتر این کار انجام نشد؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15338">گزارش ارتش آزادیبخش!! (اگر مسعود دلیلی فرار نمی کرد ما هنوز بودیم)</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>قریب به چهار ماه که از حادثه کشتار در اشرف می گذرد، مجاهدین خلق گزارشی منتشر کرده اند که به جزئیات و اتفاقاتی که در این روز به وقوع پیوست، می پردازد. در مورد محتوای گزارش هیچ نکته قابل توجهی نیست که به آن پرداخته شود. زیرا تنها و تنها به شیوه کار و نحوه عملکرد تیم عمل کننده پرداخته است. اما اگر بخواهیم اصلی ترین و مهمترین دلیل انتشار این گزارش را کنکاش کرد، چیزی نیست جز پرداختن به «مسعود دلیلی» که آنرا عامل اصلی حمله معرفی کرده است. بقیه گزارش مطول، تنها و تنها مقدمه و مؤخره ای برای این موضوع می باشد.</p>
<p>جناب رجوی از مخفیگاه خویش، برخی اطلاعیه ها را به نام «دبیرخانه شورای ملی مقاومت» منتشر می کند، برخی را بعنوان «کمیسیون قضایی»، برخی دیگر را بعنوان کمیسیون فلان و بهمان، برخی دیگر را بعنوان و اسامی مستعار و موهومی مثل «هاشم زاده ثابت»، «م. سروش» و الی آخر. شاید ده سال در مخفیگاه ماندن و قبل از آن چهل سال بدور از جامعه زندگی کردن، او را تبدیل به کسی کرده که با توهم زندگی کرده و با توهم گذران عمر می کند. این اطلاعیه اما از طرف «ارتش آزادیبخش» منتشر شده است. «ارتش آزادیبخش» قریب به بیست و پنج سال پیش وقتی که جنگ ایران و عراق به پایان یافت، دیگر وجود خارجی نداشته است. ارتش آزادیبخش دست ساز آقای رجوی، برآمده از جنگ ایران و عراق بود. او سعی می کرد با استفاده از جنگ ایران و عراق، استراتژی شکست خورده جنگ مسلحانه را ترمیم کند. اما با پایان جنگ، دیگر این توهم هم به پایان رسید و طبق تحلیلهای درون تشکیلاتی، از سال ۶۷ به بعد بدنبال «جرقه و جنگ» بوده است که این میان برای او هم کلاهی دوخته شود.</p>
<p>اطلاق کردن این گزارش به «ارتش آزادیبخش» خود قبل از هر چیز بیانگر در اوهام زندگی کردن فردی است که زندگی بیش از سه هزار نفر را در جهنم عراق نگهداشته تا به توهمات خود ادامه دهد.</p>
<p>از یک تا صد این گزارش، مصرف داخلی دارد. قطعا و منطقا باید برای هر عضو تشکیلات پیش آمده باشد که «طولانی کردن ماندن در اشرف و نگهداشتن صد نفر در آنجا چه ثمری داشته است؟»، «آیا هدف آن تنها وتنها به کشتن دادن پنجاه نفر بوده که بلافاصله پس از کشته شدن آنها اشرف با فاصله کوتاهی تخلیه شد؟»</p>
<p>یا سئوالاتی مثل اینکه «در اشرف می مانیم تا بمیریم» و «اگر اشرف بایستد جهان خواهد ایستاد» چه شد؟ با توجه به وضعیت تشکیلاتی و اختناق مطلقی که وجود دارد، ممکن است کسی بر زبان نیاورد ولی همه آنها این سئوال در ذهن و ضمیرشان می گذرد و رجوی نیز این را بخوبی می داند. پس بایستی برای این شعارهای پوشالی که همه بر باد رفته است، چاره ای اندیشید و توجیهی تولید کرد</p>
<p>در این گزارش به چند کد اشاره می کنم که به وضوح نشان می دهد بدنبال برآورده کردن این خواسته است:</p>
<p>ـ در چندین جای گزارش به کرات بیان شده که اگر خیانت مسعود دلیلی نبود تلفات ما تک رقمی بود.</p>
<p>ـ در جای دیگر گفته شده اگر همکاری مسعود دلیلی با استخبارات عراق نبود ما مجبور نبودیم اشرف را به این شکل تخلیه کنیم.</p>
<p>ـ فرماندهان و مسئولان دارای استحکامات و اتاقهای زیر زمینی امن بودند و اگر شبیخون زده نمی شد آنها فرصت می کردند به پناهگاه بروند.</p>
<p>ـ آمار ۱۰۱ نفر برای افراد اشرف که بطور ضمنی رجوی خودش را هم جزو نفرات اشرف جا می زند ولی قطعا همگان بخوبی می دانند که او یک هزارم درصد هم حاضر نیست روی جان خودش ریسک کند و همه ما که در تشکیلات بوده ایم بارها و بارها شنیده ایم که گفته می شد، «سازمان حتی به بهای جان تک تک نفرات، حاضر نیست یک درصد روی رهبری ریسک کند»</p>
<p>رجوی برای درون تشکیلات نیاز به این گزارش داشت. نیاز داشت علت شکست در استراتژی بازگشت به اشرف و نگهداشتن اشرف به بهانه اموال و همینطور کشته شدن نوزدهم فروردین و هفتم مرداد را برای نگهداشتن ا شرف بود، جوری توجیه کند. شاید خانواده های کشته شدگان نوزدهم فروردین با خود خلوت می کنند و می گویند که چرا فرزند ما کشته شد اگر قرار بود اشرف تخلیه شود پس چرا زودتر این کار انجام نشد؟ شاید خانم مهین نظری ازخود می پرسد چرا قبل از اینکه امیر من کشته شود، اشرف تخلیه نشد؟ و همینطور مادران و پدران دیگر.  این گزارش پاسخ به همین ابهامات و سئوالات است و هیچ مصرف دیگری ندارد.</p>
<p>محمد ب، وبلاگ باند رجوی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15338">گزارش ارتش آزادیبخش!! (اگر مسعود دلیلی فرار نمی کرد ما هنوز بودیم)</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15338/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود دلیلی کیست؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15333</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15333?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jan 2014 09:04:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/01/01/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از حمله و کشته شدن مسعود دلیلی توسط تیم عمل کننده آنهم در فاصله ی ۲۰۰ متری مقر فرماندهی جسد روی دست سازمان ماند و هیچ انعکاسی هم داده نشد و اعلام بیرونی نشد زیرا همان ساعت اول فهمیدند که وی مجاهد قهرمان مسعود دلیلی است ولی بعد از اینکه یواش یواش علنی شد که اجساد ۵۳ هستند و نه ۵۲ در یک صحنه سازی جدید حسن نظام الملک به صحنه آمده (دقت کنید نه همان روزی که جسد تحویل عراقیها داده شد بلکه بعد از ۱۰۷ روز در همان محل) با ادیت فیلم با اشاره به جسدی که ۱۰۷ روز پیش برده شده میگوید مزدور و</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15333">مسعود دلیلی کیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>(ز- م از نجات یافتگان از کمپ مجاهدین خلق در عراق از طرف ما فردی شناخته شده است و نام مستعار صرفا بخاطر مشکلات شخصی و قانونی است. انشاالله آن هم در آینده نزدیک برطرف خواهد شد. اگر چه تحلیل های ز – م الزاما منطبق با تحلیل ها و نظرات دست اندرکاران و دبیران ایران اینترلینک نیست ولی با شناختی که از وی داریم شهادتهای وی را مستند و فاکت های وی را قابل اتکا ارزبابی می کنیم. – ایران اینترلینک)<br />
——<br />
با سلام خدمت خوانندگان عزیز من یکی از جداشده های سازمان هستم که بدلایل شخصی قصد افشاگری نداشتم ولی از آنجا که زمانی که مسعود دلیلی باصطلاح فرار کرد و به هتل مهاجر آمد و من وی را یک لحظه ی کوتاه و اتفاقی دیدم و بعد از اینکه برنامه ی سیمای مقاومت را دیدم تصمیم گرفتم هموطنان خودم را مطلع کنم که داستان و واقعیت چه بوده است<br />
همینجا از هموطنان عزیز درخواست دارم تا بهر شکل که صلاح میدانند این مقاله ی من را منعکس کنند<br />
با تشکر</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-41001 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3.jpg" alt="" width="811" height="541" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3.jpg 811w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3-300x200.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Dalili_Darudi_990610_3-768x512.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 811px) 100vw, 811px" /></p>
<p>مسعود دلیلی کیست؟<br />
مسعود دلیلی نفوذی سازمان در دستگاه نیروی قدس بوده و ماموریتش فریب دادن رژیم بوده که رژیم را باهدف زدن رجوی به اشرف بکشاند و تیم عمل کننده هم بعد از خروج از صحنه وقتی گزارش میدهند که سوژه نبوده و به کاهدان زده اند متوجه میشوند که کلک خورده اند همانجا فرمان کشتن وی از بالا صادر میشود. وی پنجاه و سومین شهید قهرمان مجاهد خلق است و فیلم تبلیغی که سازمان در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۳ از سیما پخش کرده تماما در راستای پوشاندن این موضوع بوده و هست.</p>
<p>زیرا:<br />
۱. همه ی افرادی که زمانی درسازمان بودند و وی را میشناسند هیچگاه سابقه ی اعتراض و انتقاد و بریدگی و مسئله دار بودن نداشته و در همین اخبار هم از تعهد نامه ای که امضا کرده کاملا مشخص است که سر موضع بوده است<br />
۲٫ در این اخبار آمده است که وی در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ بریده و در تاریخ ۲۵ شهریور همان سال خودش را به نیروهای عراق معرفی کرد یعنی ۱۶۰ روز چرا زودتر نرفته بوده؟؟؟<br />
۳٫ تحویل دادن محمود و شهرام در روز بعد از فرار مسعود دلیلی دقیقا برای این بوده که وی را درمیان آنها بپوشانند زیرا شهرام و محمود مدتها قبل در خروجی منتظر خارج شدن بودند<br />
۴٫ بعد هم در هتل مهاجر با اینکه ما یعنی ۱۵ جدا شده ی دیگر بودیم و به وی پیام رساندیم که سلامت تو منوط به این است که به جمع ما بپیوندی تا کسی مزاحمت نشود و این پیام هم به دست وی رسید اما با جداشده ها رابطه ای برقرار نکرد.چون همه مائی که به هتل مهاجر میرفتیم اولین درخواستمان از مقامات عراقی این بود که میخواهیم با دوستان جداشده ی دیگر صحبت و دیدار داشته باشیم<br />
۵٫ از بعد از فرار مسعود دلیلی تا روز حمله نزدیک به دو سال گذشت و با وجود اینکه سازمان بخوبی میدانست و در این برنامه هم انکار نکرده که وی تسلط کافی به ساختمان فرماندهی داشته ولی باصطلاح اطلاعات او را نسوزاندند و همچنان فرماندهان قرارگاه در همان ساختمان معروف ۵۲ باقیماندند<br />
۶٫ حمله ی ۱۰ شهریور در اشرف انجام شد ولی جسد دلیلی دقیقا ۲۴ ساعت بعد پیدا شده است!!! در حالیکه در فیلم مشخص است که جسد در کنار میدان و وسط جاده ی آسفالت و در فاصله ای حدود ۲۰۰ متر از مقر فرماندهی قرار داشته است<br />
۷٫ از ۱۱ شهریور تا ۷ دی دقیقا ۱۰۷ روز طول کشیده که طبق گفتار فوق مجاهدین بعد از بررسی کارشناسی جسد و چهره و …. به این رسیدن که وی مسعود دلیلی است در صورتی که هر کس وی را میشناخته به سادگی برایش قابل شناسایی بود<br />
۸٫ بعد از حمله به اشرف مریم رجوی در سخنرانی که برای نفرات در لیبرتی داشته در جواب سئوالاتی که بچه ها داشتند و به سمع وی رسیده بود میگوید که ما برای فریب دشمن از اینکه به مخفیگاه اصلی رجوی نرسد این فریب را دادیم و این فرماندهان را آنجا گذاشتیم که رژیم را گول بزنیم که فکر کند مسعود آنجاست<br />
چند نکته در اینجا باید اشاره کرد<br />
• کسانی که به شیوه کار و پیشبرد بحث توسط رجوی اشراف دارند بخوبی میدانند که این برنامه کلمه به کلمه اش توسط شخص رجوی نگارش شده است<br />
• تنها قسمت درست این برنامه این است که وی یعنی مسعود دلیلی به جزئیات ساختمان ۵۲ یا همان مقر فرماندهی اشراف نداشته یعنی هیچگاه داخلش نرفته بود جهت اطلاع خوانندگان نه مسعود دلیلی و نه هیچکس از مردان سازمان از درون این ساختمان خبر نداشتند این ساختمان معروف به سیمرغ است یک تونل حدودا دو کیلومتری بسمت شرق و خارج از اشرف دارد و محل ملاقات مسیح یعنی رجوی با زنهای رده ی اول شورای رهبری بوده که افرادی که قرار بوده اینجا بیایند بعضا تلفنی و از طریق خانم رئیس جمهور برگزیده از فرانسه به آنها مستقیما گفته میشد که مثلا فلانی امشب برو سیمرغ مسیح با تو کار دارد!!!!<br />
• در این برنامه اشاره شده است که وی به هتل مهاجر که جای چنین آدمهایی است برده شد ولی یه گام بعد حرف خودش را ناشیانه رد میکند بعد از چند روز (که منهم که همان زمان در هتل مهاجر بودم تائید میکنم بعد از سه روز) به هتل دیگری منتقل شد. اگر هتل مهاجر جای این افراد بوده چرا به هتل دیگری برده شد و به زبان معکوس تاکید و تائید میکند که هتل مهاجر جای این افراد نیست بلکه هتل مهاجر تحت نظارت دولت عراق و صلیب سرخ و کمیساریای سازمان ملل است و افرادی که میخواهند به کشور ثالث بروند آنجا نگهداری میشود تا مسائل انتقالشان به کشور دلخواهشان مهیا شود همانطور که دیدم و سازمان هم تایید کرد که مسعود دلیلی که ماموریت دیگری داشت آنجا نگهداری نشد<br />
• سازمان با وجود اینکه بیشتر از این نیروی قدس نمیتوانست مسئولیت حمله را بعهده بگیرد بازهم در ادامه سیاست تنش و تضاد با دولت عراق اینجا میخواهد به زور مسعود دلیلی را به استخبارات عراق بچسباند ولی یک گاف بزرگ داده و دستش رو میشود که نیروی استخبارات عراق پول ایرانی برای چی نیاز دارد که در کنار جسد فیلمبرداری شد!!!!!<br />
• بعد از حمله و کشته شدن مسعود دلیلی توسط تیم عمل کننده آنهم در فاصله ی ۲۰۰ متری مقر فرماندهی جسد روی دست سازمان ماند و هیچ انعکاسی هم داده نشد و اعلام بیرونی نشد زیرا همان ساعت اول فهمیدند که وی مجاهد قهرمان مسعود دلیلی است ولی بعد از اینکه یواش یواش علنی شد که اجساد ۵۳ هستند و نه ۵۲ در یک صحنه سازی جدید حسن نظام الملک به صحنه آمده (دقت کنید نه همان روزی که جسد تحویل عراقیها داده شد بلکه بعد از ۱۰۷ روز در همان محل) با ادیت فیلم با اشاره به جسدی که ۱۰۷ روز پیش برده شده میگوید مزدور و …………..<br />
با تشکر ز – م</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15333">مسعود دلیلی کیست؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15333/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چه کسی مسعود دلیلی را کشت؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15332</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15332?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jan 2014 08:50:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وارونه نمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود دلیلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2014/01/01/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%9f/</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرقه رجوی مدعی است که نفرات عراقی مهاجم به پادگان اشرف که وابسته به رژیم ایران هستند و 7 نفر را هم با خود برده اند با همکاری مسعود دلیلی این کار را انجام داده و سپس او را همانجا همراه با سایر نفرات به قتل رسانده اند. این ادعا نه تنها کاملا غیر منطقی بلکه مضحک به نظر میرسد چرا که زنده او خیلی بیشتر از جسد بجا مانده او  در اشرف به درد ایران و عراق میخورد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15332">چه کسی مسعود دلیلی را کشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز گذشته سیمای سازمان مجاهدین خلق در بخش چهارم یک مستند دنباله دار در خصوص وقایع اول سپتامبر سال جاری که منجر به بسته شدن خونین پادگان اشرف در عراق گردید با نشان دادن تصاویری مدعی شد که مسعود دلیلی که مدت ها قبل از فرقه رجوی جدا شده و در بغداد سکونت داشت همراه با نیروهای مهاجم عراقی به منظور کمک به آنها وارد اشرف شده و سپس توسط همان نیروها و عوامل عراق و ایران کشته شده است. این مستند همچنین مدعی شد که وی نفوذی ایران در سازمان مجاهدین خلق بوده و قصد ترور رهبر این فرقه را داشته است. در همین مستند دست نوشته های دلیلی که در گذشته اظهار وفاداری به مسعود رجوی کرده بود نیز نشان داده شد. همچنین مقداری پول ایرانی پخش شده در کنار جسد او هم به نمایش گذاشته شد. این فیلم ها البته همان موقع توسط خود سازمان مجاهدین خلق گرفته شد. در این مستند از وی با عنوان &#8220;پاسدار دلیلی&#8221; یاد گردید.<br />
<img decoding="async" style="width: 280px; height: 210px; margin: 10px; float: left;" src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/Ashraf_Camp/Ashraf_2013/Camp_Ashraf_20130901_2.jpg" />لازم به ذکر است که مسعود دلیلی سالهای سال از محافظان ارشد شخص مسعود رجوی و از کادرها و فرماندهان با سابقه سازمان مجاهدین خلق بود که تمامی مراحل آمادگی های نظامی را در داخل سازمان گذرانده و در چندین عملیات در داخل کشور شرکت کرده و از نزدیکان رهبر فرقه به شمار میرفت که اطلاعات زیادی در خصوص شخص رجوی داشت. او در تابستان گذشته از سازمان مجاهدین خلق جدا شد و از اردوگاه فرقه فرار کرد و به نیروهای عراقی پناهنده گردید و در هتل مهاجر در بغداد و تحت کنترل نیروهای عراقی زندگی میکرد. او سپس به درخواست خودش به هتل منصور منتقل شد و بعد از مدتی دیگر کسی ردی و خبری از وی نداشت. همان زمان این حدس و گمان وجود داشت که وی به داخل سازمان بازگشته باشد.<br />
در جریان واقعه 1 سپتامبر پادگان اشرف، سازمان مجاهدین خلق بلافاصله اعلام نمود که 53 نفر کشته شدند اما تنها نام 52 نفر را اعلام نمود که الان مشخص گردیده که فرد نام برده نشده مسعود دلیلی بوده است. فرقه رجوی مدعی است که نفرات عراقی مهاجم به پادگان اشرف که وابسته به رژیم ایران هستند و 7 نفر را هم با خود برده اند با همکاری مسعود دلیلی این کار را انجام داده و سپس او را همانجا همراه با سایر نفرات به قتل رسانده اند. این ادعا نه تنها کاملا غیر منطقی بلکه مضحک به نظر میرسد چرا که زنده او خیلی بیشتر از جسد بجا مانده او  در اشرف به درد ایران و عراق میخورد. رژیم ایران که تیم های ترور مجاهدین خلق در داخل کشور را آزاد کرده است به چه دلیل باید برود یک جداشده فرقه را در عراق به قتل برساند. همچنین جای سؤال دارد که چرا فرقه رجوی کشته شدن او را تاکنون مسکوت گذاشته و حالا ادعا میکند که وی توسط نیروهای مهاجم به اشرف که به زعم فرقه وابسته به ایران هستند کشته شده است.<br />
احتمال بسیار قوی اینست که مسعود دلیلی قبلا توسط فرقه رجوی از بغداد ربوده شده و یا با فریب به پادگان اشرف کشانده شده است. این امر در فرقه رجوی به کرات در گذشته اتفاق افتاده است. خانم بتول سلطانی زمانی که در بغداد اقامت داشت در سلسله مصاحبه هائی با بنیاد خانواده سحر پرده از فریبکاری های فرقه رجوی و افرادی مانند مژگان پارسائی و فهیمه اروانی برداشت که قصد داشتند با واسطه قرار دادن برخی افراد عراقی و حتی نیروهای آمریکائی که توسط فرقه اجیر شده یا بدلایلی همکاری داشتند با وعده و وعید او را به درون فرقه بازگردانند. آنزمان خانم سلطانی افشا نمود که به وی قول پول زیاد و اقامت در اروپا و غیره را داده بودند و حتی مزدوران عراقی فرقه او را تا بعقوبه هم کشانده بودند و نیروهای آمریکائی ارتباط تلفنی او را با سران فرقه برقرار کرده بودند ولی خوشبختانه خانم سلطانی به فرقه اعتماد نکرد و فریب آنها را نخورد و از محل خود در بعقوبه گریخت. همچنین در گذشته در موارد بسیاری حتی شخص مسعود رجوی مستقیما با جداشدگان تماس گرفته و وعده هائی را به آنها داده و سعی کرده بود آنها را به درون سازمان بکشاند. لازم به ذکر است که کسانی که فریب مجدد فرقه را خورده و بازگشتند یا سربه نیست گردیدند یا زیر فشارهای روانی به مرز جنون کشانده شدند.<br />
قرار داشتن جسد مسعود دلیلی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده بوده است در میان کشته شدگان تهاجم به پادگان اشرف این حدس را قوت می بخشد که رجوی مابقی این افراد مانند زهره قائمی و گیتی گیوه چیان که احتمالا همگی مسئله دار و حتی جداشده بوده و در عین حال دارای اطلاعات ویژه مربوط به شخص رجوی بوده اند را هم برای کشته شدن و بعد سوء استفاده از خون آنان در اشرف باقی گذاشته بود. این سؤال در اردوگاه لیبرتی مدام مطرح میشود که &#8220;اگر میخواستیم اشرف را نگاه داریم چرا تمامی 3 هزار نفر در آنجا نماندیم و به لیبرتی آمدیم و اگر میخواستیم آنرا تحویل دهیم پس چرا این 100 نفر را این همه مدت در آنجا گذاشتیم تا به این شکل به خاک و خون کشیده شوند؟&#8221; اکنون مسعود رجوی برای فرار از پاسخ به این سؤال و کنترل موج مسئله داری در لیبرتی داستان نفوذی بودن مسعود دلیلی و سپس دست داشتن رژیم ایران در قتل او را علم کرده است.<br />
پر واضح است که سازمان مجاهدین خلق سلاح در اختیار داشته است. نفرات جداشده که آنزمان در TIPF بودند اظهار داشته اند که مکررا به نیروهای آمریکائی محل اختفای سلاح توسط فرقه رجوی در اشرف را گزارش کرده اند اما نیروهای آمریکائی هرگز ترتیب اثری نداده اند. یکی از جداشدگان میگفت که خودش به چشم دیده است که افسانه وطن خواه محافظ مژگان پارسائی در لیبرتی یک سلاح کمری کلت با خشاب 13 فشنگی داشته است. بنابراین این گمان که واقعه خونین اشرف با سلاح های خود فرقه رجوی و به منظور یک تصفیه حساب درونی صورت گرفته باشد دور از ذهن نیست. نمونه ها و اسناد و شواهد بسیاری وجود دارد که برخی اعضای سازمان مجاهدین خلق در جریان این سالها در عراق به دست خود سازمان به قتل رسیده اند و بعد اعلام شده که به دلیل شلیک ناخواسته یا خودکشی یا بمباران یا حتی توسط رژیم ایران کشته شده اند.<br />
آنچه موجب نگرانی است و می بایست توجه ارگان های بین المللی و مقامات امنیتی در غرب را به آن معطوف نمود اینست که خط حذف و ترور مخالفان و منتقدان و جداشدگان و بعد آنرا به گردن رژیم ایران انداختن توسط فرقه رجوی پیش گرفته شده و بعید نیست که افرادی را مثلا در پاریس ترور کنند و به گردن رژیم ایران بیندازند. ناگفته مشخص است که رژیم ایران نه تها تاکنون هیچگونه گزندی به جداشدگان فرقه رجوی وارد نکرده بلکه به اعتراف خود سازمان جهت استفاده اطلاعاتی و تبلیغی از آنان بالاترین حد مراقبت و رسیدگی را نسبت به آنها روا داشته است و لذا هر جداشده ای که به قتل برسد انگشت اتهام تنها متوجه شخص مسعود رجوی است که بارها دستور قتل به اصطلاح بریده ها را صادر کرده است. مسعود رجوی در یکی از نشست های خود به نفرات اینطور رهنمود داده بود که اگر در برابر یک پاسدار و یک جداشده قرار گرفتید اول باید به سمت جداشده شلیک کرده و او را از پای درآورید. همچنین مسعود رجوی در نشستی در لیبرتی بعد از واقعه خونین اشرف به صراحت مدعی شده بود که &#8220;مقصر اصلی تخلیه اشرف نه من بودم و نه شما بلکه کار یک نفوذی رژیم به اسم مسعود دلیلی بود&#8221;. لازم به ذکر است که رجوی اخیرا در نشستی در لیبرتی متذکر شده بود که می بایست میز مذاکره رژیم با غرب را برهم زد که این میتواند شامل فعالیت های تروریستی هم بشود. در جریان تحصن خانواده ها در مقابل دروازه اشرف هم رجوی گفته بود که &#8220;حق است که این خانواده ها را بکشید و خونشان را بخورید ولی ما فعلا این کار را نمیکنیم.&#8221;<br />
بنیاد خانواده سحر بار دیگر در برابر خط ترور جداشدگان توسط فرقه رجوی هشدار میدهد. همچنین جداشدگان فرقه رجوی در هر کجا که هستند لازم است نظر مقامات امنیتی محلی را نسبت به حفاظت از خودشان در برابر تهدیدات فرقه ای سازمان مجاهدین خلق جلب نمایند. همچنین مقامات عراقی و بین المللی مستقر در بغداد لازم است تحقیقات جامعی را در خصوص نحوه به قتل رسیدن مسعود دلیلی و اینکه سازمان مجاهدین خلق تنها طرفی بوده که از این موضوع اطلاع داشته و بعد از گذشته 4 ماه آنرا برملا نموده است به عمل آورند و مشخص نمایند که وی به چه صورت از هتل در بغداد ربوده شده و به پادگان اشرف برده شده است. قطعا برخی عناصر محلی هم در این امر نقش داشته اند که باید روشن گردد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/15332">چه کسی مسعود دلیلی را کشت؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/15332/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
