<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مصطفی قائدی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%82%d8%a7%d8%b9%d8%af%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مصطفی-قاعدی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 26 Apr 2026 09:37:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مصطفی قائدی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مصطفی-قاعدی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68332</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68332?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Apr 2026 09:13:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68332</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی مادر سلام. حالت چطور است؟ وارد سال جدید شدیم. سالها گذشت و پسرم مصطفی یادی از مادرش نکرد. دریغ از یک تماس که سراغ مادرش را بگیرد . پسرم خبر ندارد که مادرش چه غصه ها کشیده است. چه رنج ها کشیده است. پسرم مصطفی در چه حالی؟ چکار می کنی؟ آنهم در غربت. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68332">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی مادر سلام. حالت چطور است؟</p>
<p>وارد سال جدید شدیم. سالها گذشت و پسرم مصطفی یادی از مادرش نکرد. دریغ از یک تماس که سراغ مادرش را بگیرد . پسرم خبر ندارد که مادرش چه غصه ها کشیده است. چه رنج ها کشیده است. پسرم مصطفی در چه حالی؟ چکار می کنی؟ آنهم در غربت. اطلاع دارم کجا هستی و کجا زندگی می کنی. این را هم می دانم که آزاد نیستی که اگر آزاد بودی تماسی با مادر چشم براهت می گرفتی. وقتی به عکس هایت نگاه می کنم به فکر می روم و خاطرات گذشته برایم زنده می شود. از دوری تو به اندازه کافی اشک ریختم. من که همه زمانها چشم انتظارم روزی به آغوش مادرت برگردی و همین را از خدا می خواهم. پسرم مصطفی کمی به فکر مادرت باش. مادرت به گردنت حق دارد. تا در قید حیات هستم دلم می خواهد شما را در آغوش بگیرم. مصطفی خودت را نجات بده . انشاالله در سال جدید شما را ببینم .</p>
<p>مادرت منتهی زهرایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68332">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68332/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68052</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68052?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Feb 2026 06:48:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68052</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68052">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟</p>
<p>مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه اش را تا زمانی که زنده است فراموش نمی کند.</p>
<p>مصطفی پسرم کسانی که در کمپ به شما امر و نهی می کنند با شما صادق نیستند. آنها بدنبال منافع خودشان هستند و شما قربانی آنها هستید. چشمانت را باز کن و اطرافت را نگاه کن و ببین کجا زندگی می کنی؟ خودت را در آن محل بسته زندانی کردی و ارتباطی با بیرون از کمپ نداری. مصطفی جان شما تحصیل کرده بودی. چرا فریب خوردی؟ چرا اجازه دادی شما را فریب دهند؟ مادرت سالها در حسرت دیدن توست. من مادر دلم می خواهد شما را در آغوش بگیرم. خودت را از چاه مجاهدین نجات بده و به دنیا آزاد قدم بگذار. دنیا به این قشنگی در کمپ خلاصه نمی شود .وقتی می گویم دنیا قشنگ است واقعا قشنگ است تجربه کن فرزندم .</p>
<p>مادرت منتهی زهرایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68052">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68052/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندانی ها هم حق ملاقات دارند اما پسر من از این حق محروم است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66819</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66819?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Oct 2025 08:02:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66819</guid>

					<description><![CDATA[<p>هفته گذشته، فؤاد بصری مسئول انجمن نجات استان مرکزی با خانم منتهی زهرایی، مادر چشم انتظار مصطفی قائدی دیدار و گفتگو کرد. مصطفی قائدی سالهاست که در اسارت عینی و ذهنی سازمان مجاهدین خلق به سر می برد و هیچ راهی به بیرون و هیچ وسیله ای برای ارتباط با خانواده در اختیار ندارد. مادر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66819">زندانی ها هم حق ملاقات دارند اما پسر من از این حق محروم است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هفته گذشته، فؤاد بصری مسئول انجمن نجات استان مرکزی با خانم منتهی زهرایی، مادر چشم انتظار مصطفی قائدی دیدار و گفتگو کرد.</p>
<p>مصطفی قائدی سالهاست که در اسارت عینی و ذهنی سازمان مجاهدین خلق به سر می برد و هیچ راهی به بیرون و هیچ وسیله ای برای ارتباط با خانواده در اختیار ندارد.</p>
<p>مادر چشم به راه و دلشکسته مصطفی قائدی در زمان حضور فرقه در عراق، بارها در کنار دیگر خانواده ها به این کشور سفر کرد و به پشت درب های کمپ اشرف مراجعه کرد و درخواست کرد تا اجازه بدهند با فرزندش ملاقات کند اما متاسفانه سران سازمان هیچ گاه به او این اجازه را ندادند و این مادر را از دیدار جگرگوشه اش محروم کردند.</p>
<p>فؤاد بصری در این دیدار خبرهای مربوط به کمپ آلبانی را برای خانم زهرایی تشریح کرد.</p>
<p>خانم زهرایی در ادامه گفت از وضعیت فرزندم اطلاعی ندارم. نمی دانم  به لحاظ جسمی سالم است یا خیر. تماسی با من نمی گیرد. لااقل از وضعیتش با خبر شوم. پسرم در زندان بسر می برد. یک زندانی حق تماس با خانواده اش را دارد این حق را هم از پسرم گرفتند. من نگرانش هستم. مادر هیچ وقت فرزندش را فراموش نمی کند. اگر مصطفی این مطلب را می خواند به مصطفی می گویم مادرجان تا کی می خواهی خودت را اسیر کنی. بهترین جا برای شما آغوش خانواده است. تلاش کن خودت را نجات دهی و به آغوش خانواده ات برگردی.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66819">زندانی ها هم حق ملاقات دارند اما پسر من از این حق محروم است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66819/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه مادر مصطفی قائدی به فرزندش در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64809</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64809?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Apr 2025 06:58:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64809</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام پسرم امیدوارم امسال آخرین سالی باشد که در غربت بسر می بری. قرار بود بعد از اتمام تحصیلت در دانشگاه در کنار من باشی اما افسوس که فریبت دادند و چندین سال از من دور شدی. همیشه با خودم می گویم خدایا چه آرزوهایی برای فرزندم داشتم! آدمهای از خدا بی خبر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64809">نامه مادر مصطفی قائدی به فرزندش در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام</p>
<p>پسرم امیدوارم امسال آخرین سالی باشد که در غربت بسر می بری. قرار بود بعد از اتمام تحصیلت در دانشگاه در کنار من باشی اما افسوس که فریبت دادند و چندین سال از من دور شدی.</p>
<p>همیشه با خودم می گویم خدایا چه آرزوهایی برای فرزندم داشتم! آدمهای از خدا بی خبر فرزندم را ربودند و در دیار غربت او را به اسارت گرفتند و من مادر بایستی غصه دوری فرزندم را بخورم. نمی دانم چه وقت می توانم فرزندم را در آغوش بگیرم.</p>
<p>مصطفی دلم برات تنگ شده. زمانی که در عراق بودی با هر دردی که داشتم به عراق سفر می کردم. می آمدم کنار در کمپ اشرف تا شاید حتی اگر شده از دور تو را ببینم. اما افسوس که موفق نشدم.</p>
<p>حالا که دیگر به کشور دورتری رفته ای و امکان آمدن ندارم. پسرم خودت فکری به حال زندگی ات بکن. خودت را نجات بده. باور کن از آن جا که بیرون بیایی زیبایی زندگی را می بینی.</p>
<p>مادرت منتهی زهرایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64809">نامه مادر مصطفی قائدی به فرزندش در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64809/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مصطفی جان؛ اینهمه دلتنگی رمق زندگی کردن را از مادرت گرفته</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61385</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61385?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Aug 2024 04:49:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61385</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی جان، پسرم سلام. خوبی مادر؟ سلامتی؟ می خواهم بدانی که چقدر دوستت دارم و همیشه به یادت هستم. زمانی که پیش من بودی و دانشگاه می رفتی ثانیه شماری می کردم پیش من برگردی اما الان چندین سال است از من دوری و تصور کن که من چه می کشم! خودم را دل داری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61385">مصطفی جان؛ اینهمه دلتنگی رمق زندگی کردن را از مادرت گرفته</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی جان، پسرم سلام. خوبی مادر؟ سلامتی؟</p>
<p>می خواهم بدانی که چقدر دوستت دارم و همیشه به یادت هستم. زمانی که پیش من بودی و دانشگاه می رفتی ثانیه شماری می کردم پیش من برگردی اما الان چندین سال است از من دوری و تصور کن که من چه می کشم! خودم را دل داری می دهم و با خودم می گویم بالاخره فرزندم بر می گردد .</p>
<p>مادر چی شد که فریب خوردی؟ تو که جزء هیچ گروه و یا حزبی نبودی! آیا فکر کردی که در این چندین سال با خودت چکار کردی؟! چندین سال است از زندگی خودت را عقب انداختی. کمپی که در آن زندگی می کنی محل زندگی نیست. فقط زندگی را به خودت و به ما تلخ کردی و از زندگی و جامعه و خانواده دور افتادی. مصطفی جان از تو می خواهم کمپ را رها کنی و بدنبال زندگی آزاد بروی. من مادرتم و خوبی تو را می خواهم. خودت را آزاد کن و به آغوش مادرت برگرد. باور کن دیگر طاقت اینهمه دلتنگی و دوری از تو را ندارم.</p>
<p>مادرت منتهی زهرایی &#8211; خمین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61385">مصطفی جان؛ اینهمه دلتنگی رمق زندگی کردن را از مادرت گرفته</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61385/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام تبریک سال نو منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59250</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59250?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 Mar 2024 06:40:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59250</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی پسر عزیزم سلام سال نو را پیشاپیش به شما تبریک می گویم. پسر عزیزم در آخرین روزهای سال از خداوند می خواهم دلت را به سمت خانواده ات برگرداند و شما را یاد مادرت بیندازد. مادری که تو را به سختی بزرگ کرد و آرزوها برایت داشت. پسرم مصطفی عید من زمانی است که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59250">پیام تبریک سال نو منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی پسر عزیزم سلام</p>
<p>سال نو را پیشاپیش به شما تبریک می گویم.</p>
<p>پسر عزیزم در آخرین روزهای سال از خداوند می خواهم دلت را به سمت خانواده ات برگرداند و شما را یاد مادرت بیندازد. مادری که تو را به سختی بزرگ کرد و آرزوها برایت داشت. پسرم مصطفی عید من زمانی است که به آغوش من برگردی. آن روز بزرگترین عید من است. همیشه زمان سال تحویل احساس می کنم در کنار من هستی اما چه حیف که نیستی و من باید غم نبودنت را بخورم. عشق مادر دست خودم نیست من مادرم و جگر گوشه ام چندین سال است ازم دور است. تنها آرزوی من از خداوند این است خودت را از مردابی که در آن هستی نجات دهی. هنگام سال تحویل مثل هر سال برای شما دعا خواهم کرد.</p>
<p>مادرت منتهی زهرایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59250">پیام تبریک سال نو منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59250/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59068</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59068?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Mar 2024 07:30:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59068</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که در این چندین سال که در کنار من نبودی، بر من چگونه گذشت؟! بعضی شبها خواب تو را می بینم و تا چند روزی ذهنم درگیر شماست. مصطفی جان، من مادرت به تو نیاز دارم. فکر نمی کردم روزی مرا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59068">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام</p>
<p>امیدوارم حالت خوب باشد. بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که در این چندین سال که در کنار من نبودی، بر من چگونه گذشت؟! بعضی شبها خواب تو را می بینم و تا چند روزی ذهنم درگیر شماست. مصطفی جان، من مادرت به تو نیاز دارم. فکر نمی کردم روزی مرا تنها بگذاری. زمانی که پیش من بودی به خودم می بالیدم.</p>
<p>مصطفی جان کمی نصیحت مادرانه من را بشنو. در محلی که زندگی می کنی به هیچ چیز اطمینان نکن. هر چه را با چشمانت می بینی کذب است. شما آینده ای در آن محل ندارید. شما را خام کرده اند. آینده روشن برای شما زمانی میسر می شود که رها باشید. من تا زمانی که در قید حیات هستم به فکر شما خواهم بود و دلم می خواهد هر چه زودتر به آغوش من برگردی. پسرم بیشتر از این مرا چشم انتظار نگذار .</p>
<p>مادرت منتهی زهرایی &#8211; خمین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59068">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59068/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58464</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58464?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jan 2024 05:30:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58464</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام حالت چطور است؟ می دانی چند سال است که منتظر تماسی از طرفت هستم؟ می دانی تا به حال چند نامه برایت نوشته ام؟ من همچنان منتظر هستم که جواب برادر نگران و چشم انتظارت را بدهی. من می دانم و محدودیت هایت را درک می کنم و بابتش خیلی متاسف هستم. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58464">نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام</p>
<p>حالت چطور است؟ می دانی چند سال است که منتظر تماسی از طرفت هستم؟ می دانی تا به حال چند نامه برایت نوشته ام؟ من همچنان منتظر هستم که جواب برادر نگران و چشم انتظارت را بدهی. من می دانم و محدودیت هایت را درک می کنم و بابتش خیلی متاسف هستم. این زندگی حق نیست. در شأن تو نیست. زندگی در کمپ بسته سازمان مجاهدین باعث شده هم خودت را فراموش کنی و هم خانواده ات را.</p>
<p>برادر جان می خواهم بدانی که من و تمام خانواده با تمام وجود دوستت داریم و منتظر آزادیت هستیم. منتظریم خودت را نجات بدهی و بیرون بیایی.</p>
<p>زمانی که پیش ما بودی در دانشگاه تحصیل می کردی و دلمان خوش بود بعد از اتمام تحصیلت به مملکت خودت خدمت می کنی. تحصیلاتت را رها کردی و خودت را اسیر گروهی کردی که هیچ آینده ای برای تو ندارد.</p>
<p>مصطفی جان همه نگرانت هستند، بخصوص مادر. هنوز هم دیر نشده برای رهایی، فکری به حال خودت بکُن و خودت را نجات بده و از این وضعیت اسفناک بیرون بیا. این خواسته من از شماست . ما منتظر آن لحظه هستیم.</p>
<p>برادرت &#8211; مرتضی قائدی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58464">نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58464/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه مادر مصطفی قائدی به نخست وزیر آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57080</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57080?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Nov 2023 08:26:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57080</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با سلام و احترام من منتهی زهرایی هستم؛ مادری که چندین سال در حسرت دیدن فرزندش است. فرزند من مصطفی قائدی 35 سال است در سازمانی به نام مجاهدین خلق اسیر است. سازمان مجاهدین خلق در کشور شما آلبانی مستقر است. نمی دانم از چه راهی می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57080">نامه مادر مصطفی قائدی به نخست وزیر آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی</p>
<p>با سلام و احترام</p>
<p>من منتهی زهرایی هستم؛ مادری که چندین سال در حسرت دیدن فرزندش است. فرزند من مصطفی قائدی 35 سال است در سازمانی به نام مجاهدین خلق اسیر است. سازمان مجاهدین خلق در کشور شما آلبانی مستقر است. نمی دانم از چه راهی می توانم در کشور شما آلبانی با فرزندم دیداری داشته باشم. سازمان مجاهدین خلق به رهبری مریم رجوی به فرزندم اجازه نمی دهد تماسی با مادرش بگیرد. در نبود فرزندم سختیها و دردها کشیدم. فرزندم زمانی که ایران بود در دانشگاه درس می خواند که سازمان مجاهدین خلق با فریب او را از ایران خارج کرد و به پادگانی بنام اشرف در عراق منتقل کرد و ارتباطش را با من که مادرش هستم قطع کرد. چه کسی درد مرا درک می کند؟! سازمان مجاهدین خلق فرزند مرا شستشوی مغزی می دهد و خانواده را در ذهن فرزندم به دشمن تبدیل کرده است. از شما درخواست دارم راه سفر به کشور آلبانی را باز کنید تا بتوانم سفری به کشور شما داشته باشم و از نزدیک با فرزندم دیدار داشته باشم. حرفهای من مادر داغ دیده را درک کنید .</p>
<p>اردتمند<br />
منتهی زهرایی &#8211; ایران &#8211; استان مرکزی &#8211; اراک</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57080">نامه مادر مصطفی قائدی به نخست وزیر آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57080/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57012</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57012?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Nov 2023 11:28:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57012</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرزند دلبندم مصطفی جان سلام این نامه را مادرت برایت می نویسد. مادری که چندین سال حسرت دیدن فرزندش را می کشد. نمی دانم از کجا شروع کنم و با چه کسی درد دل کنم. روزی که تو را برای ادامه تحصیل به شهرستان فرستادم چه آرزوهایی داشتم! در دلم می گفتم تحصیل مصطفی به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57012">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فرزند دلبندم مصطفی جان سلام</p>
<p>این نامه را مادرت برایت می نویسد. مادری که چندین سال حسرت دیدن فرزندش را می کشد. نمی دانم از کجا شروع کنم و با چه کسی درد دل کنم. روزی که تو را برای ادامه تحصیل به شهرستان فرستادم چه آرزوهایی داشتم! در دلم می گفتم تحصیل مصطفی به اتمام می رسد و در کنار فرزندم به زندگی ادامه می دهم. باورش برای من سخت است که فرزندی که با کلی مشکلات او را بزرگ کردم چندین سال مادرش را رها کرده و تماسی با مادرش نمی گیرد.</p>
<p>زمانی که در عراق بودی با مشکلات جسمی که داشتم به عراق سفر کردم اما متاسفانه موفق نشدم تو را ببینم. انشاالله راهی باز شود بتوانم به کشور آلبانی سفر کنم و تو را از نزدیک ببینم . من از تو می خواهم خودت را نجات بدهی و به آغوش خانواده ات برگردی . من چشم انتظاری تو را می کشم .</p>
<p>مادرت منتهی زهرایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57012">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57012/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ملاقات مسئول انجمن نجات اراک با مادر مصطفی قائدی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56563</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56563?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Oct 2023 11:09:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات اراک]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56563</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز چهارشنبه 19 مهرماه، فؤاد بصری مسئول انجمن نجات اراک به دیدار خانم منتها زهرایی، مادر مصطفی قائدی رفت. این دیدار در شهرستان خمین و منزل خانم زهرایی انجام شد. مصطفی قائدی از افراد گرفتار در سازمان مجاهدین خلق است که سالهاست اجازه دیدار و یا تماس با خانواده را ندارد. مادر او، خانم زهرایی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56563">ملاقات مسئول انجمن نجات اراک با مادر مصطفی قائدی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز چهارشنبه 19 مهرماه، فؤاد بصری مسئول انجمن نجات اراک به دیدار خانم منتها زهرایی، مادر مصطفی قائدی رفت. این دیدار در شهرستان خمین و منزل خانم زهرایی انجام شد.</p>
<p>مصطفی قائدی از افراد گرفتار در سازمان مجاهدین خلق است که سالهاست اجازه دیدار و یا تماس با خانواده را ندارد. مادر او، خانم زهرایی در زمان حضور سازمان در عراق، چند بار به عراق و مقابل کمپ اشرف رفت تا شاید بتواند پسرش را بعد از سالها دوری و بیخبری ملاقات کند. اما متاسفانه سران فرقه، اجازه دیدار به ایشان ندادند و از خانم منتهایی و بقیه خانواده ها با بد و بیراه استقبال کردند.</p>
<p>مادر مصطفی قائدی در تمام این سالها پیگیر وضعیت فرزندش بوده است و همچنان در تلاش است تا به طریقی با او تماس بگیرد و او را از بند فرقه نجات دهد.</p>
<p>این مادر رنج کشیده، با شنیدن خبر تأسیس شعبه انجمن نجات در آلبانی، بسیار خوشحال شد و ابراز امیدواری کرد تا با راه اندازی انجمن نجات آلبانی راه برای خانواده ها باز شود و بتوانند به آلبانی سفر کنند. او گفت&#8221; امیدوارم با این اتفاقات جدید به زودی بتوانم با مصطفی دیدار کنم. دلم برای پسرم خیلی تنگ شده است.&#8221;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56563">ملاقات مسئول انجمن نجات اراک با مادر مصطفی قائدی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56563/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56147</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56147?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Sep 2023 06:31:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=56147</guid>

					<description><![CDATA[<p>برادرم سلام. حالت چطور است؟ امیدوارم که حالت خوب باشد. چندین سال است از تو بی خبریم. فقط می دانم در کمپی در آلبانی زندگی می کنی. نمی دانم به لحاظ جسمی سالم هستی یا خیر؟ متاسفانه تماسی با خانواده نمی گیری که از اوضاع و احوالت با خبر شویم. من هم که دسترسی به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56147">نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برادرم سلام. حالت چطور است؟</p>
<p>امیدوارم که حالت خوب باشد. چندین سال است از تو بی خبریم. فقط می دانم در کمپی در آلبانی زندگی می کنی. نمی دانم به لحاظ جسمی سالم هستی یا خیر؟ متاسفانه تماسی با خانواده نمی گیری که از اوضاع و احوالت با خبر شویم. من هم که دسترسی به تو ندارم که باهات تماس بگیرم.واقعاً تاسف می خورم که در این عصر ارتباطات چطوری می شود شما به هیچ وسیله ارتباطی دسترسی نداشته باشید. در حدی که حداقل بتوانی با خانواده ات تماسی بگیری و از حال خودت خبر بدهی.</p>
<p>برادر جان &#8211; کمی به خودت بیا و خودت را از زندانی که چندین سال در آن محبوس مانده ای نجات بده. با این وضعیت خودت را از بین می بری. به چه دلیل؟ هر انسانی در کنار خانواده اش خوشبخت است. زندگی آزاد داشته باش. این حق شماست. در کمپی که زندگی می کنی هیچ آینده ای نداری. باور کن آینده لت بیرون از کمپ است.</p>
<p>برادرت &#8211; مرتضی قائدی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/56147">نامه مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/56147/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام تبریک سال نو مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53894</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53894?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Apr 2023 06:05:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تبریک نوروزی خانواده های انجمن نجات]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53894</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام سال نو را به شما تبریک می گویم. امیدوارم سال خوبی داشته باشی . برادر عزیزم چندین سال است از تو خبری ندارم . تنها می دانم که در کشور آلبانی و در کمپ سازمان مجاهدین خلق به سر می بری. نمی دانم در آنجا دقیقاً چه کاری انجام می دهی و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53894">پیام تبریک سال نو مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام<br />
سال نو را به شما تبریک می گویم. امیدوارم سال خوبی داشته باشی .<br />
برادر عزیزم چندین سال است از تو خبری ندارم . تنها می دانم که در کشور آلبانی و در کمپ سازمان مجاهدین خلق به سر می بری. نمی دانم در آنجا دقیقاً چه کاری انجام می دهی و نمی دانم چگونه است که هیچ خبری از خانواده نمی گیری و تماسی برقرار نمی کنی تا هم ما از احوال تو باخبر باشیم و تو از احوال ما.</p>
<p>می گویند کمپی که در آن زندگی می کنی کمپ بسته ای است که زندگی در آن محدودیت های زیادی دارد. آیا با خاطر همین محدودیت هاست که نمی توانی تماس بگیری؟ آیا تماس با خانواده ات سخت است؟<br />
براردم اگر امکانش را داری لطفا تماس بگیر و با مادر صحبت کن. مادر به شدت نگران شماست. مادر به گردن تو و همه ما حق دارد.</p>
<p>امیدوارم در سال جدید به نتیجه خوبی برسی. انشالله که در سال جدید خودت را رها کنی و مثل یک انسان آزاد زندگی کنی و دل ما را شاد کنی .</p>
<p>برادرت &#8211; مرتضی قائدی</p>
<div id="attachment_53895" style="width: 660px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53895" class="wp-image-53895 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ghaedi-Mostafa-Bro-1.jpg" alt="مرتضی قائدی برادر مصطفی قاعدی " width="650" height="365" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ghaedi-Mostafa-Bro-1.jpg 650w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ghaedi-Mostafa-Bro-1-300x168.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ghaedi-Mostafa-Bro-1-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /><p id="caption-attachment-53895" class="wp-caption-text">مرتضی قائدی برادر مصطفی قاعدی</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53894">پیام تبریک سال نو مرتضی قائدی به برادرش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53894/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی اسیر در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51833</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51833?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Oct 2022 11:16:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51833</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام مصطفی چرا جواب مادرت را نمی دهی؟ تماسی با من بگیر. باور کن دلم برایت پر می کشد. نمی دانم چکار کنم. نمیدانم دردم را به چه کسی بگویم! به چه کسی بگویم فرزند من اسیر یک سری خدا نشناس شده است و او را در کمپ زندانی کرده اند. به چه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51833">نامه منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی اسیر در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی جان سلام</p>
<p>مصطفی چرا جواب مادرت را نمی دهی؟ تماسی با من بگیر. باور کن دلم برایت پر می کشد. نمی دانم چکار کنم. نمیدانم دردم را به چه کسی بگویم! به چه کسی بگویم فرزند من اسیر یک سری خدا نشناس شده است و او را در کمپ زندانی کرده اند. به چه کسی بگویم چندین سال است حسرت دیدن فرزندم به دلم مانده است. چرا به فکر مادرت نیستی؟</p>
<p>مصطفی جان من مادر تو هستم. تو را به دنیا آوردم. من تو را با سختی ها و مشکلات فراوان بزرگ نکردم که در خدمت این از خدا بیخبرها در بیایی. این حق من است مصطفی؟ می دانی با ماندن در کمپ مجاهدین بدون هیچ هدفی خودت را سر درگم کردی. تلاش کن و خودت را نجات بده و از این وضعیت اسفناک خودت را خلاص کن و دلم را شاد کن. آرزویم این است که روزی آزادیت را ببینم پسرم.</p>
<p>مادرت &#8211; منتهی زهرایی</p>
<div id="attachment_27936" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-27936" class="size-full wp-image-27936" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Qaedi_Mostafa_Mom.jpg" alt="منتهی زهرایی مادر مصطفی قاعدی" width="700" height="496" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Qaedi_Mostafa_Mom.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Qaedi_Mostafa_Mom-300x213.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-27936" class="wp-caption-text">منتهی زهرایی مادر مصطفی قاعدی</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51833">نامه منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی اسیر در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51833/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51250</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51250?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Aug 2022 08:30:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی قائدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51250</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی سلام فرزند عزیزتر از جانم چرا جواب نامه های مرا نمی دهی؟! من مادرت هستم. این همه برای تو زحمت کشیدم و بزرگت کردم. این حق من نیست که یک تماس با من بگیری؟! من نگران وضعیت جسمی شما هستم. نمی دانم در چه وضعیتی هستی. روزی با خودم فکر می کردم که در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51250">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصطفی سلام</p>
<p>فرزند عزیزتر از جانم چرا جواب نامه های مرا نمی دهی؟! من مادرت هستم. این همه برای تو زحمت کشیدم و بزرگت کردم. این حق من نیست که یک تماس با من بگیری؟! من نگران وضعیت جسمی شما هستم. نمی دانم در چه وضعیتی هستی. روزی با خودم فکر می کردم که در دوران پیری عصای دستم خواهی بود، خبر نداشتم که یک سری از خدا بی خبر شما را از من می گیرند و بایستی سالها حسرت دیدن شما را بخورم. مصطفی پسرم تا زنده ام می خواهم از نزدیک شما را ببینم و شما را در آغوشم بگیرم و شما می توانی این را برای من محقق کنی. من مادرت از شما درخواست می کنم خودت را از چاهی که سالها در آن افتاده ای نجات دهی. به خودت بیا و ببین طی این سالها چه با خودت کردی. من تا زنده ام انتظار شما را می کشم و دلم روشن است خودت را نجات می دهی و دل مادرت را خوشحال می کنی .</p>
<p>دوستدارت مادرت</p>
<div id="attachment_27936" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-27936" class="size-full wp-image-27936" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Qaedi_Mostafa_Mom.jpg" alt="منتهی زهرایی مادر مصطفی قاعدی" width="700" height="496" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Qaedi_Mostafa_Mom.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Qaedi_Mostafa_Mom-300x213.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-27936" class="wp-caption-text">منتهی زهرایی مادر مصطفی قاعدی</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51250">نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51250/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
