<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مناسبات حاکم بر اشرف</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%b4%d8%b1%d9%81/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مناسبات-حاکم-بر-اشرف</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 27 Jun 2026 10:20:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مناسبات حاکم بر اشرف</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مناسبات-حاکم-بر-اشرف</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مسعود رجوی یا حسین زمان؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68970</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68970?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 10:20:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68970</guid>

					<description><![CDATA[<p>تا سال ۱۳۷۱ در پادگان اشرف عراق چیزی به نام مراسم عاشورا و تاسوعا وجود خارجی نداشت. نه خبری از سینه‌زنی بود، نه عزاداری، نه پرچم سیاه و نه اشک و آه. جالب اینجاست که در همان سال، تا شب قبل از عاشورا، همه چیز طبق روال همیشگی پیش می‌رفت. در سالن اجتماعات، نشست مسعود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68970">مسعود رجوی یا حسین زمان؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تا سال ۱۳۷۱ در پادگان اشرف عراق چیزی به نام مراسم عاشورا و تاسوعا وجود خارجی نداشت. نه خبری از سینه‌زنی بود، نه عزاداری، نه پرچم سیاه و نه اشک و آه.</p>
<p>جالب اینجاست که در همان سال، تا شب قبل از عاشورا، همه چیز طبق روال همیشگی پیش می‌رفت. در سالن اجتماعات، نشست مسعود رجوی برگزار شد؛ نشستی که مثل همیشه با کف زدن‌ها و ابراز احساسات پایان یافت و حتی یک کلمه هم درباره عزاداری و مراسم عاشورا گفته نشد.</p>
<p>اما ناگهان نیمه‌شب، درست حوالی ساعت ۱۲، بیدارباش زدند و دستور دادند همه فوراً به زمین صبحگاه بروند. انگار در عرض چند ساعت، الهامی آسمانی نازل شده بود یا کسی تازه یادش افتاده بود که امروز عاشورا بوده و امشب هم شام غریبان!</p>
<p>از آن شب به بعد، ورق کاملاً برگشت. همان کسانی که تا دیروز کوچک‌ترین اعتنایی به این مناسبت‌ها نداشتند، ناگهان نه تنها صاحب عزاداری‌های محرم شدند، بلکه خود را متولی انحصاری تمام اعتقادات مردم ایران نیز معرفی کردند.</p>
<p>در نشست‌ها، مسعود رجوی معمولاً سکوت می‌کرد و چیزی نمی‌گفت؛ البته حق هم داشت! وقتی هر روز القابی مانند &#8220;حسین زمان&#8221; نثارش می‌شد، چرا باید مزاحم این فضای دلنشین شود؟ ظاهراً شنیدن چنین تعاریفی برایش چندان هم ناخوشایند نبود.</p>
<p>کار به جایی رسید که در جلسات رسمی داخلی، افرادی مانند زهرا مریخی و مهوش سپهری صراحتاً می‌گفتند: &#8220;شما برای حسینِ ۱۴۰۰ سال پیش سینه می‌زنید، اما حسین زمانه ما مسعود رجوی است؛ چرا همان احساس را نسبت به او ندارید؟&#8221;</p>
<p>واقعاً آدم نمی‌داند به این مقایسه بخندد یا از شدت تعجب سکوت کند. انگار تاریخ، اعتقاد، مذهب و باورهای میلیون‌ها نفر را روی میز گذاشته بودند و با نهایت سادگی می‌خواستند جای همه چیز را با یک نفر عوض کنند.</p>
<p>در ایران اما ماجرا کاملاً متفاوت بود؛ نه کسی چنین ادعاهایی را جدی می‌گرفت و نه برای این تشبیه‌های عجیب و غریب اعتباری قائل بود. با این حال در فضای بسته تشکیلات، آن‌قدر این حرف‌ها تکرار می‌شد که گویی قرار است تاریخ از نو نوشته شود و هرچه بوده و هست، در نهایت به نام یک نفر تمام شود!</p>
<p>حمید آتابای</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68970">مسعود رجوی یا حسین زمان؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68970/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اشرف پادگان نبود؛ زندان بود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67166</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67166?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Nov 2025 09:28:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67166</guid>

					<description><![CDATA[<p>پادگان اشرف، پادگان نظامی نبود یک زندان بزرگ بود. سال 1375 از مقر ما یک نفر شبانه اقدام به فرار کرد. همان نیمه شب در مقر بیدار باش زدند و همه را در سالن غذا خوری جمع کردند. ما که آن زمان از چیزی خبر نداشتیم، فکر می کردیم جنگ شده و یا زلزله در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67166">اشرف پادگان نبود؛ زندان بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پادگان اشرف، پادگان نظامی نبود یک زندان بزرگ بود.</p>
<p>سال 1375 از مقر ما یک نفر شبانه اقدام به فرار کرد. همان نیمه شب در مقر بیدار باش زدند و همه را در سالن غذا خوری جمع کردند. ما که آن زمان از چیزی خبر نداشتیم، فکر می کردیم جنگ شده و یا زلزله در پادگان اشرف آمده است.</p>
<p>فرماندهان مقر به شدت به هم ریخته بودند. طبق معمول مسئول نشست میکروفن را بدست گرفت و شروع کرد به بد و بیراه گفتن به همه. در ادامه گفت همه شما خوابید و خبر ندارید چه اتفاقی افتاده! از مقر ما یک نفر اقدام به فرار کرده. برادر مسعود پیام داده و من پیام را برای شما می خوانم.</p>
<p>رجوی در پیامش گفته بود فردی که از مقر شما اقدام به فرار کرده، خائن و مزدور است. او را دستگیر کنید و حسابی حال او را جا بیاورید . اگر شده با خودرو تا مرز بروید و مزدور را دستگیر کنید. هر کسی او را دستگیر کند بزرگترین هدیه را به رهبری خودش داده.</p>
<p>بلافاصله بعد از اتمام نشست چند اکیپ با خودرو از پادگان اشرف خارج شدند.</p>
<p>رجوی تمام کدخداهای روستاهای اطراف اشرف را خریده بود و به آنها بی سیم داده بود. هر فردی از پادگان اشرف اقدام به فرار می کرد، سریع به آنها اطلاع می دادند. به این ترتیب امکان فرار از پادگان اشرف میسر نبود. دیر یا زود فرد فراری توسط روستائیان دستگیر می شد و به سران رجوی تحویل داده می شد.</p>
<p>در نشست ارکان مسئول ارکان گفت کسی که اقدام به فرار کند برادر مسعود بهم می ریزد. وقتی خبر فرار یک نفر را به او می دهند، پشت سر هم سیگار می کشد و می گوید آبرویم جلوی دوستان عراقی و شخص سید الرئیس ( صدام ) می رود.</p>
<p>رجوی هیچ گاه نخواست علت فرار اعضا را درک کند و شاید برایش مهم نبود. او زندانی برای سوء استفاده از افراد ساخته بود و در تلاش بود به هر نحو ممکن اینها را حفظ کند و در راه مقاصدش از آنها بهره برداری کند.</p>
<p>در نشست عمومی رجوی همان طور که روی سن قدم می زد، با حالت پرخاشگری و عصبی به کادرهایش ابلاغ کرد از این پس هر فردی اقدام به فرار کرد او را بکشید تردید نکنید! مسئولیتش با من.</p>
<p>اما خورشید هیچ وقت پشت ابر نمی ماند. رجوی فکرش را نمی کرد روزی اربابش صدام سرنگون شود و خورشید از پشت ابرها بیرون آید و روزنه ای در پادگان اشرف باز شود که موجب آزادی چندین نفر شود و به رجوی بگویند باش تا صبح دولتت بدمد.</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67166">اشرف پادگان نبود؛ زندان بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67166/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دست و پا زدن های رجوی برای ماندن در عراق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66861</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66861?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Oct 2025 05:48:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66861</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از سرنگونی صدام حسین و رژیم بعث، دولت جدید عراق به رجوی و سرانش ابلاغ کرد تا پادگان اشرف را تخلیه کنند. اینجا بود که رجوی ها قوه شیادی شان را به کار گرفتند؛ آنها پادگان اشرف را به چند قسمت تقسیم کردند و برای هر قسمت یک سند جعلی همراه با مهر جعلی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66861">دست و پا زدن های رجوی برای ماندن در عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از سرنگونی صدام حسین و رژیم بعث، دولت جدید عراق به رجوی و سرانش ابلاغ کرد تا پادگان اشرف را تخلیه کنند.</p>
<p>اینجا بود که رجوی ها قوه شیادی شان را به کار گرفتند؛ آنها پادگان اشرف را به چند قسمت تقسیم کردند و برای هر قسمت یک سند جعلی همراه با مهر جعلی دولت قبل درست کردند. به این ترتیب هر کدام از این اسناد مالکیت را به نام یکی از مسئولین و کادرها زدند. از آسایشگاه ها گرفته تا زمین های ورزش، سالن اجتماعات، زمین های صبحگاه، ژنراتورهای برق، پمپ بنزین و &#8230; .</p>
<p>سئوال اینجاست کادرها و مسئولین رجوی هزینه خرید قسمت های مختلف پادگان اشرف را از کجا آوردند؟!</p>
<p>من در ارکان کار می کردم، معمولاً نفراتی که در ارکان کار می کنند کم و بیش در جریان خبرها هستند. خبرها سریع به ارکان می رسید. در نشست ارکان نشسته بودیم، مسئولیت ارکان مقر بر عهده زنی بنام فیروزه بود. فیروزه در نشست گفت دولت جدید عراق به سازمان ابلاغ کرده پادگان اشرف متعلق به عراق و مردم عراق است و باید هر چه زودتر تخلیه شود.</p>
<p>او در ادامه تاکید کرد که خبرهایی که در نشست گفته می شود بیرون درز نکند: &#8220;اگر متوجه شده باشید یک سری نفرات مشغول متراژ کردن مقر هستند مقرهای دیگر هم همین کار را دارند می کنند .سازمان دارد برای اماکن و &#8230;. سند و مُهر دولت قبل را درست می کند. تمام پادگان اشرف به چندین قسمت تقسیم می شود و بنام مسئولین و کادرها می شود سازمان با این کار دهان دولت جدید عراق را با اسناد ارائه شده می بندد. &#8221;</p>
<p>یکی از نفرات در نشست سئوال کرد و گفت یعنی شما می گویید سازمان دارد سند و مُهر جعل می کند! فیروزه با لحن تند به آن نفر گفت به تو ربطی ندارد.</p>
<p>به هر ترتیب تمام پادگان اشرف را با اسناد جعلی و مُهرهای تقلبی بنام کادرها و مسئولینشان کردند. فکر کنم یک ماهی از این داستان گذشت با معاون ارکان نشست داشتیم. در نشست گفت:&#8221; یک هیئت عراقی چند روز پیش برای تعیین تکلیف به اشرف آمدند برادر رحمان، برادر احمد واقف و خواهر مژگان از آنها استقبال کردند. اسناد خریداری شده پادگان اشرف را به هیئت تحویل دادند و به آنها گفتند طبق این اسناد ما پادگان اشرف را از دولت قبل خریداری کردیم.&#8221;</p>
<p>رجوی می خواست پول هنگفتی بابت اشرف از دولت جدید عراق بگیرد. هیئت عراقی به سران رجوی گفته بودند در هیچ اسناد دولتی خرید پادگان اشرف از دولت قبل ثبت نشده اسناد و مُهرها دست ساز هستند و غیر قانونی. تمام امکاناتی که در پادگان اشرف وجود دارد متعلق به دولت عراق و مردم عراق است. رجوی و سرانش عقب نشینی کردند و حرفی برای گفتن نداشتند. دولت عراق به آنها ابلاغ کرد تمام امکانات از خودرو و لودرها، بُلدیزرها و امکانات سرمایه ای در اشرف باقی می ماند و حق جابجایی آنها را ندارند. دولت عراق در پادگان اشرف یک محوطه خیلی بزرگی را در نظر گرفت و دور تا دور محوطه را خاک ریز زد و تمام خودروهای سبک و سنگین را در محوطه جا داد و بنام مردم عراق ثبت شد.</p>
<p>رجوی ضربات متعددی در عراق خورد و از طرفی خیلی به خودش می بالید و از رو نمی رفت.</p>
<p>دولت عراق اشرف و تمامی امکانات را از رجوی گرفت. رجوی و سرانش و اسیران نگون بخت به محلی بنام لیبرتی در نزدیکی بغداد منتقل شدند. دولت عراق در لیبرتی هم رجوی را تحمل نکرد و کلاً آنها را از عراق بیرون کرد.</p>
<p>به این ترتیب رجوی راهی نداشت جز این که نیروها را بر اساس توافقات بین امریکاو سازمان ملل و .. به آلبانی منتفل کند.</p>
<p>امیدوارم ماهیت رجوی و سرانش برای دولت آلبانی روشن شود و از کشور آلبانی آنها را بیرون کنند و تمامی اسیران آزاد شوند و بدنبال زندگی خود بروند.</p>
<p>به امید آن روز</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66861">دست و پا زدن های رجوی برای ماندن در عراق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66861/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کمپ اشرف؛ زندان اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66849</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66849?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Oct 2025 06:09:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کمپ اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66849</guid>

					<description><![CDATA[<p>من محمدرضا گلی اسکاردی 24 سال از بهترین سالهای عمر خودم را به اجبار در تشکیلات رجوی گذراندم و به خوبی شاهد نحوه اداره امور و نحوه رفتار با اعضا بوده ام. زمانی که مریم رجوی کمپ اشرف را شهر اشرف می نامد و آن را آزادترین شهر جهان خطاب می کند، متعجب می شوم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66849">کمپ اشرف؛ زندان اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من محمدرضا گلی اسکاردی 24 سال از بهترین سالهای عمر خودم را به اجبار در تشکیلات رجوی گذراندم و به خوبی شاهد نحوه اداره امور و نحوه رفتار با اعضا بوده ام.</p>
<p>زمانی که مریم رجوی کمپ اشرف را شهر اشرف می نامد و آن را آزادترین شهر جهان خطاب می کند، متعجب می شوم که یک انسان تا چه حد می تواند فریبکار باشد و خلاف واقع حرف بزند!</p>
<p>من که 24 سال در این تشکیلات بودم و در قسمت های مختلف حضور داشتم و کار کردم شاهد بودم در قرارگاه اشرف افراد ناراضی را تنها به دلیل انتقاد به رهبری یا قبول نداشتن بندهای انقلاب و یا اوامر رهبری به چه شدت سرکوب می کردند. در نهایت اگر افراد ناراضی می خواستند جدا شوند چه بلاهایی سر افراد می آوردند؛ از حبس های طولانی انفرادی به همراه شکنجه های روحی و جسمی شنیع تا گرفتن اعترافات اجباری و در نهایت تهدید به اعدام و حتی حذف تشکیلاتی.</p>
<p>در قرارگاه اشرف چند تا زندان داشتیم. یکی در قسمت ضلع شرقی که به اسکان معروف بود. البته من هم مدتی در همان جا تحت فرماندهی ستاد تشکیلات سازمان ، بخش زندان کار می کردم اعضای سازمان به دلیل اعتراض به تشکیلات و یا فریبی که به آنها داده بودند یا نسبت به خط و استراتژی سازمان زاویه داشتند را به آن محل می آوردند. مسئولیت ما این بود که از آنها در آن محل نگهداری کنیم. زندانی حتی با اتاق بغل دستی که در آن زندانی دیگری حبس بود هم ارتباط نداشت. ناگفته نماند گروهی بودند از جانب اطلاعات سازمان به آن محل می آمدند و از زندانی بازجویی می کردند. همواره این باز جویی ها با تهدید و ارعاب و ضرب و شتم همراه بود حتی شاهد بودم یک زندانی در اثر فشارهایی که به او وارد کرده بودند، خود زنی کرده بود که او را به امداد بردند و معالجه کردند.</p>
<p>مورد دیگر در داخل کمپ اشرف افرادی که خواهان جدایی از سازمان بودند را در مقدمه بنگالی می کردند. یعنی در داخل همان مقر کانکس ( بنگال ) های گذاشته بودند. فرد مورد نظر را در بنگال حبس میکردند و اجازه نداشت در اجتماعات حضور داشته باشد یا حتی برای صرف غذا به سالن غذاخوری برود. در واقع در آن محل ایزوله می شد و برایش غذا می آوردند و وادارش می کردند که در مورد خطاهای خودش فکر کند و در نهایت به او می گفتند به خودش انتقاد کند و طی یک گزارشی ابراز ندامت کند، لازم است اشاره کنم بنگالی شدن برای افراد خیلی سخت بود اما سازمان این کار را می کرد تا روحیه افراد را بشکند و وانمود می کردند اشکال به افراد است نه تشکیلات !!!.</p>
<p>نوع دیگر زندان ها در قرارگاه اشرف، زندان های مخفی بود که همه خبر نداشتند و معمولاٌ افرادی که رده تشکیلاتی بالایی داشتند را بی سر و صدا در آن محل حبس میکردند.</p>
<p>این زندان ها بیشتر برای ناراضیان سیاسی و ایدئولوژیک استفاده می کردند.لازم است اشاره کنم بیشتر اعضای سازمان اطلاعی از وجود چنین زندانی نداشتند. در این زندان افراد را به مدت طولانی نگه می داشتند اگر بار اطلاعات آن فرد بالا بود چه بسا به نحوی او را سر به نیست هم می کردند.</p>
<p>در این زندان بعضی از زندانیان مانند قربانعلی ترابی که بچه کردکوی گلستان بود در اثر شکنجه در جلسه بازجویی کشته می شدند. بازجوها یک کاغذ جلوی زندانی می گذاشتند و می گفتند اعتراف کن که نفوذی ایران هستی!</p>
<p>قربانی دیگر پرویز احمدی بود که در اثر شکنجه در همین زندان به کما رفت و سپس فوت نمود. اگر فرد زندانی از موضع خودش کوتاه نمی آمد فرد را به مسئولین عراقی تحویل داده و به زندان ابوغریب منتقل می کردند. زندان ابوغریب زندان مخوفی بود که زبانزد عام و خاص است، مسعود رجوی هم در نشست ها بارها شاهد بودم اعضای خودش را می ترساند و می گفت اگر جدا شوید باید به جرم ورود غیر قانونی 8 الی 10 سال را در زندان ابوغریب سر کنید به دلیل این که اعضای سازمان از خودشان هویتی نداشتند هر فردی از هر جایی به عراق اعزام می شد و پاسپورت فرد و مدارکی که به همراه داشت را سازمان می گرفت دیگر به آن فرد تحویل نمی داد. به همین دلیل حضور فرد در خاک عراق رسمیت قانونی نداشت. رجوی هم عمداً اعضای خودش را با این حربه تهدید می کرد تا جلوی ریزش نیرو را بگیرد. البته خیلی هم تاثیر داشت زیرا خیلی از افراد به همین دلیل از مواضع خودشان کوتاه می آمدند و به تشکیلات بر می گشتند چرا که اگر به زندان ابوغریب منتقل می شدند سرنوشت نامعلومی داشتند و معلوم نبود زنده می مانند یا .. .</p>
<p>محمد رضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66849">کمپ اشرف؛ زندان اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66849/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جوانان مراقب وعده های دروغین عوامل مجاهدین باشند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66848</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66848?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 Oct 2025 06:04:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سعید فیروزی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66848</guid>

					<description><![CDATA[<p>سعید فیروزی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات اراک است. او هم یکی از هزاران نمونه ای از جوانان فریب خورده ای است که در دام عوامل مجاهدین خلق در ترکیه می افتد و چهار سال پر محنت به او تحمیل می شود. سعید فیروزی در ترکیه مشغول کار و فعالیت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66848">جوانان مراقب وعده های دروغین عوامل مجاهدین باشند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سعید فیروزی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات اراک است. او هم یکی از هزاران نمونه ای از جوانان فریب خورده ای است که در دام عوامل مجاهدین خلق در ترکیه می افتد و چهار سال پر محنت به او تحمیل می شود.<br />
سعید فیروزی در ترکیه مشغول کار و فعالیت بوده که فریب وعده های دروغین عوامل فرقه را می خورد و به این ترتیب از کمپ اشرف عراق سر در می آورد و به اجبار چهار سال را در پادگان اشرف و در شرایط تحقیر و توهین و سرکوب سپری می کند.</p>
<p>بصری &#8211; با سلام خدمت آقای سعید فیروزی. امیدوارم حال شما خوب بوده و در زندگی آزاد موفق باشید.</p>
<p>فیروزی &#8211; من هم خدمت شما سلام عرض می کنم.</p>
<p>بصری &#8211; آقای فیروزی با تجربه ای که من از فرقه دارم می دانم، من و شما و نفراتی که از فرقه رجوی جدا شده ایم سختیهای زیادی در فرقه رجوی متحمل شدیم. شما که در ترکیه کم کم داشتید جا می افتادید چرا از پادگان اشرف در عراق سر در آوردید؟</p>
<p>فیروزی – فرقه رجوی برای فریب دادن از زنان استفاده می کند. دقیقاً یک زن مرا فریب داد و راه مرا به پادگان اشرف باز کرد. این زن تمام حرفهایی که به من زد دروغ بود. ولی هرکسی به حرفهایش گوش می کرد فکر می کرد راست می گوید. فی المثل به من می گفت ما در عراق شرکت بزرگ داریم. شرکت ما کارهای اقتصادی می کند و ماهانه سود کلان به حساب شرکت واریز می شود. شرکت ما کمبود نیرو دارد و فقط ایرانی استخدام می کند! به نیروی عراقی و خارجی اعتماد نمی کند. او می گفت خیلی از ایرانی ها را خودش از ترکیه به عراق منتقل کرده و بعد از چند ماه کار کردن در شرکت آنها را به کشورهای اروپایی فرستاده. نزدیک به یک ماه در ترکیه روی من کار کردند من هم خام حرفهای آنها شدم و سر از پادگان اشرف در آوردم . روزگار سیاه من از همین جا شروع شد.</p>
<p>بصری –آقای فیروزی در پادگان اشرف چه گذشت؟</p>
<p>فیروزی –نگویید پادگان اشرف. بگویید زندان اشرف. در پادگان اشرف خیلی مرا اذیت کردند من نمی خواستم در پادگان اشرف بمانم هر موقع درخواست می کردم می خواهم بدنبال زندگی خودم بروم برای من نشست می گذاشتند و تا می توانستند مرا سرکوب می کردند. در نشست های جمعی به من می گفتند ما تو را از ترکیه با هزینه سازمان به پادگان اشرف آوردیم و تو را آدم کردیم اگر در ترکیه می ماندی الان در کانال ها می خوابیدی.</p>
<p>در یکی از نشست ها جوابشان را دادم و به آنها گفتم من در ترکیه داشتم سر و سامان می گرفتم شما مرا فریب دادید و به پادگان خودتان منتقل کردید. تمام مدارکم را هم گرفتید. از جان من چی می خواهید. می خواهم بروم بدنبال زندگی خودم.<br />
در نشست های جمعی خیلی اذیت می شدم. دنبال راهی بودم از زندان اشرف فرار کنم اما به هر دری می زدم راه بسته بود. چهار سال در مناسبات کثیف رجوی بودم. همش در خود بودم یک روز شادی را به چشم خودم ندیدم. آخرین نشستی که داشتم و مرا سوژه کرده بودند مسئول نشست فهیمه اروانی بود چند تا از کادرها را با خودش آورده بود که بیشتر مرا سرکوب و تحقیر کنند. در نشست فهیمه از من پرسید تو چه مرگت است در جواب به او گفتم می خواهم بدنبال زندگی خودم برم من نمی توانم در پادگان اشرف باشم. در جواب به من گفت تو بیجا می کنی گزارشات خیلی بدی از تو به من داده اند. گوش کن به تو چی می گویم. اگر بخواهی در مناسبات ما سم پاشی کنی تو را تحویل دولت عراق می دهیم و به دولت عراق می گوئیم این فرد را بیرون از پادگان اشرف دستگیر کردیم. آمده بود جاسوسی! مطمئن باش درجا تو را اعدام می کنند ولی ما دلمان نمی آید یک هم وطن خودمان به این شکل زیر اعدام ببریم پس کارت را انجام بده و غلط زیادی نکن .. زندگی و خانواده را فراموش کن!</p>
<p>بصری –آقای فیروزی بعدش به شما در پادگان اشرف چه گذشت؟</p>
<p>فیروزی –در نشست ها با فهیمه اروانی درگیر بودم. در یکی از نشست ها به من گفت در زمین های کشاورزی اشرف کاری می کنم شلغم بکاری. در آن زمان آمریکا صدام را تهدید به جنگ و سرنگونی می کرد و من دعا می کرم جنگ شروع شود و صدام سرنگون شود راه نجاتی برای من باز شود و خودم را از شر پادگان اشرف خلاص کنم.</p>
<p>همین هم شد جنگ شروع شد و صدام سرنگون شد. خیلی ها به آمریکائیها پناهنده شدند. نشست های سرکوب جمع شده بود من هم درخواست کردم که از فرقه رجوی جدا شوم با درخواستم موافقت شد. لباسهایم را جمع کردم یک پتو و یک بالشت به من دادند و مرا سوار خودرو کردند. به یک بنگالستان ( کانکس ) مرا منتقل کردند. کنار کانکسها دو خودروی آمریکایی مستقر شده بودند. داستان این کانکسها این بود هر کسی جدا می شد او را به کانکس منتقل می کردند که شاید فرد جدا شده مجدداً به مناسبات غیر انسانی رجوی برگردد.<br />
جالب این جاست در هر کانکسی یک تلویزیون بود به ماهواره وصل بود و صبح تا شب فقط فیلم سینمایی پخش می شد.</p>
<p>بعد از یک هفته اگر طرف جدا شده نمی خواست به مناسبات رجوی برگردد او را به تیف منتقل می کردند. یکی از فریب خوردگان در کانکسی که من بودم آنجا بود به زبان انگلیسی مسلط بود. زمانی که در کانکس بودیم با آن نفر که به زبان انگلیسی مسلط بود پیش آمریکائیها رفتیم به آنها گفتیم گول اینها را نخورید ما چند سال است در پادگان اشرف هستیم یک کانال عراقی را ندیدیم جلوی شما در کانکسها ماهواره نصب کرده اند که بگویند ما دمکراتیک هستیم . آمریکائیها می دانستند که رجوی و سرانش فریبکار هستند بعد از ده روز ما را تحویل آمریکائیها دادند. وقتی داشتم سوار خودروی آمریکائیها می شدم یکی از سران رجوی در آن محل بود به او گفتم به فهمیه اروانی بگو سعید فیروزی گفت من دارم به ایران می روم آنقدر اینجا بمان و شلغم بکار.<br />
آمریکائیها ما را به کمپ تیف بردند فکر کنم شش هفت ماهی درست حضور ذهن ندارم در تیف بودیم بعد از کارهای اداری زمان بازگشتم به ایران فرارسید. به این ترتیب بدترین دوران زندگی خودم را در پادگان اشرف پشت سر گذاشتم و توانستم دوباره آزادی را در وطن خودم نفس بکشم.</p>
<p>بصری – چه پیامی برای جوانها داری ؟</p>
<p>فیروزی – فرقه رجوی در فضای مجازی بسیار فعال است. درخواستم از جوانهایی که در فضای مجازی فعال هستند این است که خیلی مراقب باشند و آگاهی هایشان را افزایش بدهند و فریب وعده های دروغ افراد را نخورند و همه چیز را با تحقیق و بررسی بپذیرند و یا رد کنند.<br />
رجوی و سرانش فریب کار و دروغگو هستند. دشمنان مردم ایران هستند. رجوی مدعی آزادی و برابریست شعارهای پوشال می دهد. رجوی ضد آزادی و ضد برابریست. امیدوارم هیچ جوانی در دام رجوی اسیر نشود.</p>
<p>بصری – با تشکر از آقای فیروزی وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.</p>
<p>فیروزی &#8211; من هم از شما تشکر می کنم . موفق باشید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66848">جوانان مراقب وعده های دروغین عوامل مجاهدین باشند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66848/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی ، علیه سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Sep 2025 08:49:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا مبین]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66240</guid>

					<description><![CDATA[<p>انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، طی مجموعه گفتگوهایی، به بحث حول رای قطعی دادگاه 42 جداشده پرداخته است. در قسمت اول این گفتگو آقای محمدرضا مبین می گوید که 10 سال در این سازمان، تحت اقامت اجباری بوده است و در طی این دوران زندانی و شکنجه شده است، ایشان اظهار می دارد که نزدیک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240">رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی ، علیه سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، طی مجموعه گفتگوهایی، به بحث حول رای قطعی دادگاه 42 جداشده پرداخته است.</p>
<p>در قسمت اول این گفتگو آقای محمدرضا مبین می گوید که 10 سال در این سازمان، تحت اقامت اجباری بوده است و در طی این دوران زندانی و شکنجه شده است، ایشان اظهار می دارد که نزدیک به 70 درصد از کادرهای سازمان ، طی پروسه زندانی و شکنجه شدند، همه زندانیان در مورد این پروسه حق نداشتند اشاره کنند و باید می گفتند که &#8220;ماموریت&#8221; بودند.</p>
<p>نفرات تحت برخورد را به زندان می بردند و چشم بند و دست بند می زدند و &#8230;</p>
<p>اما سازمان تا کنون هرگز قبول نکرده است که اعضای سازمان را زندانی و شکنجه کرده است، جداشدگان در اسفند سال 1399 علیه رهبری سازمان مجاهدین خلق شکایت کردند و رای قطعی در این مورد صادر شده است، در ویدئوی پیش رو به قسمت اول این گفتگو می پردازیم.</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240">رای قطعی دادگاه ۴۲ نفر شاکی ، علیه سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66240/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عید فطر در کمپ مانز مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64635</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64635?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Apr 2025 06:27:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64635</guid>

					<description><![CDATA[<p>در کمپ مانز، به مناسبت عید فطر برنامه‌ای ترتیب داده بودند که همه اعضا باید با کت و شلوار در نماز عید شرکت کنند. برای این منظور بریف خاصی داده شد که همه باید طبق آن دستور عمل کنند. حتی دعای روز عید را چاپ کرده بودند تا همه بخوانند. اما نفرات با دیدن کت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64635">عید فطر در کمپ مانز مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در کمپ مانز، به مناسبت عید فطر برنامه‌ای ترتیب داده بودند که همه اعضا باید با کت و شلوار در نماز عید شرکت کنند. برای این منظور بریف خاصی داده شد که همه باید طبق آن دستور عمل کنند. حتی دعای روز عید را چاپ کرده بودند تا همه بخوانند. اما نفرات با دیدن کت وشلوارها، شروع به انتقاد کردند و گفتند این لباس‌ها برای نماز مناسب نیست.</p>
<p>بعد از این انتقادات، تصمیم به آمارگیری گرفتند تا برای افراد کت و شلوار تهیه کنند. این تصمیم به نظر می‌رسید که از روی سلیقه‌های شخصی افراد اتخاذ شده بود. نتیجه این بود که لباس‌های کهنه و از دور خارج را خریدند و همان‌ها تبدیل به سوژه‌ای برای خنده و شوخی میان اعضا شد. صحبت‌هایی رد و بدل می‌شد که چرا پول‌ها به کانون‌های شورشی ارسال می‌شود، در حالی که در اینجا، لباس‌های کهنه و مستعمل برای نماز عید تهیه می‌کنند.</p>
<p>این صحبت‌ها تا شروع نماز ادامه داشت. یک نفر حتی گفت: &#8220;نماز با اجبار درست نمی‌شود&#8221;، و برخی دیگر اعلام کردند که خودشان جدا نماز خواهند خواند. عده‌ای هم نگرانی داشتند که شاید دشمن از راه برسد و به همین دلیل راه‌های اطراف محل نماز را بسته بودند تا جلوی ورود فراد گرفته شود.</p>
<p>حتی شوخی می‌کردند که شاید عید فردا باشد و برخی می‌گفتند که &#8220;نه، با ایران عید را می‌گیرند&#8221;. به طور کلی، جو خاصی در آن لحظات حاکم بود. در حالی که آنها مدعی بودند که مسلمان‌ترین گروه هستند، خودشان از فرقه‌ای بودن می‌گفتند و همه را به گونه‌ای می‌ترساندند تا باور کنند که اسلام در فرقه فرق می‌کند. آنها به همه یادآوری می‌کردند که در آلبانی زندگی می‌کنند و اینجا که همه چیز تحت کنترل است، تنها چیزی که مهم است &#8220;بورژوازی&#8221; است.</p>
<p>در این بین، شخصی که در لیبرتی دچار بحران شد، به شوخی و طعنه گفت که نماز خواندن هیچ‌گونه مصیبت و دشواری ندارد. &#8220;این که اینجا نماز می‌خوانیم، برای این است که کشورهای دیگر بدانند ما هم نماز می‌خوانیم&#8221;. و البته او این‌طور ادامه داد: &#8220;آیا مردم بیکار هستند که بخواهند بدانند چه کسی نماز خوانده و چه کسی نخوانده؟ این فقط یک دکان است، مثل بقیه دکان‌های جامعه‌ بی‌طبقه توحیدی یا دموکراسی!&#8221;</p>
<p>در واقع، این برنامه‌های ظاهری و فرمایشی تنها برای تبلیغات دروغین و فریب دادن مردم بود. هیچ‌کسی جز خودشان نمی‌دانست که واقعیت چیست و چه اتفاقاتی در پشت این ظاهر می‌افتاد.</p>
<p>در این محیط، به وضوح می‌شد دید که این‌گونه برنامه‌ها بیشتر برای لاپوشانی کردن واقعیت‌های تلخ است، تا برای نشان دادن یک تصویر حقیقی از آنچه که درون تشکیلات می‌گذرد.</p>
<p>علی محمد رحیمی &#8211; تیرانا، آلبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64635">عید فطر در کمپ مانز مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64635/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نوروز در اسارتگاه اشرف &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64358</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64358?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Mar 2025 10:50:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64358</guid>

					<description><![CDATA[<p>به پرستو، به گل، به سبزه درود. به بهاری که می رسد از راه چند روز دیگر به ساز و سرود نوروز یکی از جشن های ایرانیان باستان و نمادی از زنده شدن طبیعت و آغاز زندگی دوباره است. این جشن که ریشه عمیق در فرهنگ و تاریخ ایران دارد، با آداب و رسوم خاص [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64358">نوروز در اسارتگاه اشرف &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به پرستو، به گل، به سبزه درود.<br />
به بهاری که می رسد از راه چند روز دیگر به ساز و سرود</p>
<p>نوروز یکی از جشن های ایرانیان باستان و نمادی از زنده شدن طبیعت و آغاز زندگی دوباره است.</p>
<p>این جشن که ریشه عمیق در فرهنگ و تاریخ ایران دارد، با آداب و رسوم خاص خود، جلوه ای از همبستگی، شادی و امید را به نمایش می گذارد. نوروز فرصتی برای تجدید با عزیزان، زدودن کینه ها و آغاز سالی نو با انرژی و امید بیشتر محسوب میشود. علاوه برا ین نوروز را می توان نمادی از پیروزی نور بر تاریکی، روشنایی بر ظلمت و زندگی بر مرگ دانست.</p>
<p>نوروز یاد آور این نکته است که پس از هر زمستان سرد و تاریک، بهاری سرسبز و پر از امید فرا می رسد. این دگرگونی نه تنها در جهان بیرون، بلکه در درون انسان نیز رخ می دهد وفرصتی برای نوشدن، تجدید عهد و پیمان با ارزش های نیکو و آغاز فصلی نو در زندگی فراهم می آورد. هفت سین یکی از معروف ترین نمادها ومراسم های نوروز است. اجزای سفره هفت سین به عنوان نماد سلامتی، باروری، بردباری، برکت، پیروزی و خرد ورزی شناخته می شوند.</p>
<p>در حالیکه صدای پای بهار آرام آرام بگوش می رسد و رفته رفته خودمان را آماده جشن نوروز می کنیم در آخرین روزهای سال 1403 افکارم یکبار دیگر بسوی دوستانم در مقر اشرف سه در منطقه مانز آلبانی پر می کشد.<br />
بیست بهار زندگی و عمر و جوانی ام را در کنار آنها در پادگان اشرف و دیگر مقرها و قرارگاه ها در خاک عراق گذراندم. خاطرات تلخ و شیرینی که با آنها داشتم را طی این سالیان نتوانستم فراموش کنم. چرا که دردی مشترک با آنها داشته و دارم. و این درد مشترک من را برآن داشته که علیرغم جدایی فیزیکی نتوانم فراموش شان کنم. لحظه ای از یاد آنها غافل نباشم و با تمام وجودم برای رهایی آنها از زمستان سرد تشکیلات رجوی و تنفس در دنیای آزاد و نسیم باد نوروزی تلاش کنم.</p>
<p>درد مشترک ما از زندگی و یا اسارت مشترک در پادگان اشرف آغاز شد، آنجایی که بهترین روزها و سالهای جوانی را پشت سیاج ها و برج های بلند و بدون هیچ ارتباطی با دنیای خارج وخانوادهایمان گذراندیم. وهرسال در آستانه بهار و تحویل سال نو روح و اندیشه مان بسوی خانوادهایمان پر می کشید. وبار دیگر خاطرات سال تحویل در کنار خانواده برایمان تداعی میشد. برای لحظاتی خود را در آغوش آنها احساس می کردیم، سالها این چنین با حسرت برما گذشت. نه شوری، نه شوقی، واین چنین سالیان عمرمان در برهوت اشرف تلف شد. ما که تنها گناهمان طلب آزادی و حق انتخاب مسیر آینده مسیر زندگی بود. ما که دوست داشتیم برای خودمان آزاد ومستقل زندگی کنیم. این بزرگ ترین حرم ما بزعم رجوی بود.</p>
<p>دست تقدیر وسرنوشت در سال 82 برای من و صدها نفر دیگر که از شرایط اسارت بار و تلخ دوری از خانواده هایمان به تنگ آمده بودیم چنین رقم خورد که ذهنیت کاذب سالیان را شکسته و با اراده خودمان رهایی از این تشکیلات جهنمی و بازگشت به ایران و کنار خانواده و یا مهاجرت به خارج عراق را انتخاب کنیم. این عزم جزم برای جدایی خوشبختانه سال های بعد نیز ادامه پیدا کرد و تعداد بیشتری از اعضا توانستند به دنیای آزاد برگردند. ما همگی به شکرانه این آزادی تصمیم گرفتیم در کنار تلاش برای جبران گذشته و تشکیل زندگی جدید و تشکیل خانواده، تصمیم گرفتیم برای آزادی دیگر دوستانمان از اسارت ذهنی و فیزیکی دیگر دوستانمان تلاش کنیم تا آنها بتوانند با اتکا به درک وشناخت از واقعیت های زندگی که در تضاد مطلق با ضد ارزش های درون تشکیلات مجاهدین خلق است خودرا از باورهای صادقانه که درآن گرفتار شده اند رها سازند و بار دیگر عشق و احساس را در کنار خانواده تجربه کنند.کافی است تا تلنگری به ذهنیت آنها زده شود و در خلوت خود به دنیایی زیبا در کنار خانواده و دیگر عزیزانشان در آستانه نوروز 1404 فکر کنند.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64358">نوروز در اسارتگاه اشرف &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64358/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رجوی و دین و مذهب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63830</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63830?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Jan 2025 05:27:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63830</guid>

					<description><![CDATA[<p>اگر برگردیم به سالهای 1368و 1369 کسانیکه در مناسبات مجاهدین بودند خوب میدانند که بحث مراسم مذهبی اصلأ وجود نداشت. روز عاشورا فرمانده آن مقر مزبور می آمد و نشستی می‌گذاشت و می‌رفت. بعد از رفتن صدام حسین به کویت رجوی که دید اوضاع بی ریخت شده و هیچ دستاویز دیگری ندارد از سال 1370یک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63830">رجوی و دین و مذهب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اگر برگردیم به سالهای 1368و 1369 کسانیکه در مناسبات مجاهدین بودند خوب میدانند که بحث مراسم مذهبی اصلأ وجود نداشت.</p>
<p>روز عاشورا فرمانده آن مقر مزبور می آمد و نشستی می‌گذاشت و می‌رفت. بعد از رفتن صدام حسین به کویت رجوی که دید اوضاع بی ریخت شده و هیچ دستاویز دیگری ندارد از سال 1370یک مرتبه دیدیم دسته های عزاداری راه انداختند. حالا این چه تضادی حل میکرد خدا داند فقط اینکه در مجموع دو روز همه را مشغول میکرد و همه چیز به روال عادی برمیگشت.</p>
<p>رجوی در یک نشستی در جمع حاضر گفت ما مراسم عاشورا را از دست رژیم گرفتیم چون وارث حسین فقط مجاهدین هستند. همچنان که پرچم شیر و خورشید نشان را از دست سلطنت طلبها گرفتیم البته او هیچ اعتقادی به این چیزها نداشت ولی با نیرنگ برای فریب دادن اعضا می‌گفت تاریخ ما گره خورده با امام حسین و حضرت علی.</p>
<p>همه دوستان به یاد دارند چنان روز عاشورا را تشریح میکرد انگار حضرت عالی در آنجا حضور داشته!. پایه و اساس حرفهای رجوی فقط بر فریب و نیرنگ سوار بود فکر میکرد اگر دسته عزاداری براه بیندازد در ایران همه از این کار او استقبال میکنند و می تواند طرفدار جذب کند. رجوی میخواست با اینکارها جنایات خود را بپوشاند چون مردم ایران از او نفرت داشتند بدلیل همکاری با صدام در جنگ علیه ایران و کشتار جوانان ایران در جبهه های جنگ.</p>
<p>رجوی و تشکیلات او بعد از سرنگونی صدام حسین سعی کردند چهره به اصطلاح مذهبی از خود در عراق نشان بدهند. مسجد ساختن.د علمای شیعه و سنی را دعوت کردند. آخوند نداشتند مجید معینی را یک شبه آیت الله کردند و عمامه بر سرش گذاشتند! در ماه محرم هیئت های مذهبی دعوت کردند و پول خرج کردند و مراکز تعلیم برای جوانان عراقی در اشرف تاسیس کردند و به مقرها میآوردند که بقول خودشان در آینده پشتیبان سازمان باشند ولی همگان دیدند همان افراد که به نام (k) شناخته می‌شدند با چوب و چماق بر سر ما کوبیدند.</p>
<p>بله حماقت رجوی پایان ندارد از سال 1360شروع شده و پایانی ندارد.</p>
<p>علی هاجری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63830">رجوی و دین و مذهب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63830/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اسکان کمپ اشرف &#124; از اقامتگاه تا اسارتگاه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63593</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63593?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Jan 2025 10:12:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کمپ اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63593</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قرارگاه موسوم به &#8220;اشرف&#8221; در کشور عراق که زمانی مسعود رجوی آنجا را تبدیل به مکان مادام العمر جهت امپراطوری خودش کرده بود قسمتی در ضلع شرقی این قرارگاه وجود داشت تحت نام &#8220;اسکان&#8221;. اشرف تقریبا مساحتی در حدود شش کیلومتر در شش کیلومتر داشت که تقریبا یک ششم این مساحت در ضلع غرب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63593">اسکان کمپ اشرف | از اقامتگاه تا اسارتگاه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در قرارگاه موسوم به &#8220;اشرف&#8221; در کشور عراق که زمانی مسعود رجوی آنجا را تبدیل به مکان مادام العمر جهت امپراطوری خودش کرده بود قسمتی در ضلع شرقی این قرارگاه وجود داشت تحت نام &#8220;اسکان&#8221;. اشرف تقریبا مساحتی در حدود شش کیلومتر در شش کیلومتر داشت که تقریبا یک ششم این مساحت در ضلع غرب به مجموعه هایی اختصاص داشت که به آن اسکان گفته می شد. این مجموعه ها بیشتر شبیه به سوئیت هایی بود که در شهرها جهت زندگی موقت به مسافرین کرایه داده می شود، نمونه های آن را می شود در شهرهای شمالی ایران که مسافرین زیادی به آنجا رفت و آمد دارند، دید. شبیه به خانه های ویلایی کوچکی که مساحتی حدود چهل متر داشتند. اغلب دو اتاقه با یک آشپزخانه و سرویس بهداشتی کوچک. زمانی که قرارگاه اشرف در حال درست شدن بود مسعود رجوی مجبور شد تا برای جا دادن به کسانیکه بصورت خانوادگی به اشرف آمده بودند، خانه های کوچکی درست کند. تقریبا از سال 1366 شکل گرفت و تا سال 1372 خانواده ها در آنجا اسکان داده می شدند.</p>
<p>بعد از سال 1372 که نشست هایی تحت عنوان &#8220;نشست های انقلاب&#8221; با محتوای طلاق دادن همسران شروع شد این مجموعه ها کم کم شکل متروکه به خود گرفت. زیرا افراد بعد از طلاق دیگر نمی توانستند به آنجا تردد کنند و در اساس اسکان تبدیل به انبارهایی شده بود که وسایل در آنها جا داده می شد. هر زمانی که برای کارهای به اصطلاح جمعی به آنجا تردد داشتیم بخوبی می شد متروکه بودن آنجا را حس کرد.</p>
<p>این ماجرا ادامه داشت تا زمانی که در سال 1382 بعد از سقوط صدام حسین خانواده ها برای دیدار با فرزندانشان به قرارگاه اشرف تردد داشتند و مسعود رجوی مجبور بود که آن خانواده ها را در مکانی مستقر کند، لذا اسم اسکان تبدیل شد به &#8220;هتل ایران&#8221; !<br />
خانواده هایی برای ملاقات با عزیزانشان به اشرف تردد داشتند از جمله خانواده خودم که در دو نوبت به اشرف آمدند و من بهمراه آنان دو تا سه روز را در آنجا مستقر بودیم. ولی مسعود رجوی که مثل همیشه می دید در حال باختن قافیه است به ناگاه درب اشرف را به روی خانواده ها بست و دیگر اجازه ورود به هیچ کسی را نداد، بنابراین &#8221; هتل ایران &#8221; را جمع آوری کردند و درش را تخته کردند.</p>
<p>بعدها متوجه شدیم که قسمت هایی از این مجموعه فعال شده است و متوجه شدیم کسانیکه از اشرف به ایران بصورت قاچاقی فرستاده می شدند در این قسمت ها مستقر می شدند، البته کسی حق دیدار با آنان را نداشت بجز مسئولینی که کارشان توجیه آنان بود. یک بار اتفاقی من شاهد صحبت برخی از مسئولین فرقه با دو سه نفری بودم که از ایران آمده بودند و باید بعد از توجیه به ایران برمیگشتند. در همان صحنه متوجه شدم که توجیهات حول این میچرخد که آنها باید در داخل کشور افراد را جذب کنند و به اشرف بیاورند. یعنی جذب نیرو برای فرقه صحبت اصلی بین آنان بود.</p>
<p>اما یک جایی هم در ضلع شرقی ساخته شده بود که تقریبا در انتهای اسکان قرار داشت که اطراف آنرا دیواری با ارتفاع بیشتر از چهار متر کشیده بودند. بالای دیوارها هم سیم خاردار بود، دوربینهای مدار بسته کار گذاشته شده بود، درب بزرگ آهنی داشت که تمامی شواهد و قرائن حاکی از این بود که این مکان یک جای امنیتی است. اوائل که آنجا را دیدم گفتم شاید که محل اختفای مسعود رجوی باشد، و یا مکان نشست های مسعود رجوی است ، ولی کمی که بیشتر دقت کردم متوجه شدم شبیه به یک زندان است! هر جای دیگری برایم متصور بود الا زندان، زیرا مدام در سازمان از داشتن زندان کراهت نشان میدادند و میگفتند که مبارزه ما برای برچیدن زندان ها در ایران است. یعنی طوری برای مان جا افتاده بود که به هیچ وجه زندان قابل پذیرش نبود و میگفتیم که امکان ندارد زندان باشد، یعنی من تا زمانی که اشرف را ترک میکردم برایم باور کردنی نبود! تقریبا سه سال بعد که توسط کمیساریای عالی پناهندگان به آلبانی منتقل شدیم و از آنجا من تصمیمی که مدتها بود میخواستم اجرایی کنم را به اجرا گذاشته و از سازمان جدا شدم. در دنیای آزاد و بدون سانسور خبری بود که من دیدم صحبت از زندان قرارگاه اشرف به iمراه انبوهی خاطرات کسانی بود که مدتی را در آن زندان بسر برده بودند!</p>
<p>شاید اگر در و دیوار &#8220;اسکان&#8221; زبان باز میکرد می شد به حقایق بیشتری پی برد.</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63593">اسکان کمپ اشرف | از اقامتگاه تا اسارتگاه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63593/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مروری بر کارنامه پادگان اشرف در عراق &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61523</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61523?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Aug 2024 06:12:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61523</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل این سلسله مقالات موضوع کشتار کردها و شیعیان عراقی به دست مجاهدین بیان شد. همچنین به موضوع حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام پرداخته شد. از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میلادی حدود پنج سال نیروهای آمریکایی در قرارگاه اشرف مستقر بودند و درطی این مدت رهبران فرقه رجوی هیچکدام از مصوبات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61523">مروری بر کارنامه پادگان اشرف در عراق &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521"> قسمت قبل</a> این سلسله مقالات موضوع کشتار کردها و شیعیان عراقی به دست مجاهدین بیان شد. همچنین به موضوع حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام پرداخته شد.</p>
<p>از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میلادی حدود پنج سال نیروهای آمریکایی در قرارگاه اشرف مستقر بودند و درطی این مدت رهبران فرقه رجوی هیچکدام از مصوبات دولت عراق را اجرا نمی کردند و در عوض به ساخت و ساز مشغول شدند.</p>
<p>به دستور رجوی اقدامات گسترده ای نیز جهت گسترش و بازسازی اماکن مختلف اشرف انجام شد. آنها در مقابل هر بیانیه اخراج، ساخت و ساز جدیدی می نمودند. شاید بدین باور بودند که با توسعه پادگان اشرف در نهایت دولت عراق از خواسته مبنی بر اخراج صرف نظر نماید و آنها بتوانند با ادعای مالکیت و ادعاهایی چون صرف هزینه‌های سنگین و حضور ۲۵ ساله در عراق آنها را وادار به انصراف از خواسته خود کنند،اما نهایتاً این فعالیت ها نیز ثمری نداشت.</p>
<h3>رویدادهای سال ۱۳۸۸</h3>
<p>درسال ۲۰۰۷-۲۰۰۸ میلادی (۱۳۸۸خورشیدی) بخش های زیادی از نیروهای آمریکایی به دنبال تعدیل نیرو از عراق خارج شدند و کمپ اشرف را نیز تخلیه و به عراقی ها سپردند و کشمکش ها ابعاد گسترده تری یافت.</p>
<p>رهبران سازمان با ایزوله کردن بیشتر اعضا و القاء این مطلب که اشرف کانون استراتژیک نبرد است، با ایجاد جنگ و درگیری با ارتش عراق، حدود ۵۰ تن از ساکنان اشرف را به کام مرگ فرستادند و جان و روح سایر افراد را نیز در معرض خطر قرار دادند و همچنان بر ماندن در عراق اصرار می کردند.آنها به قوانین کشور عراق تن نمی دادند در حالیکه در بیرون اشرف و در کشورهای اروپایی مریم ادعا می کرد که خواهان صلح و حقوق دمکراتیک و راه حل سوم است ولی در عراق به هر قیمت با حفظ ماهیت نظامی و تشکیلاتی محصور همچنان می خواست نزدیک مرزهای ایران باقی بماند و  به دنبال رویای ابلهانه به دست آوردن مجدد سلاح و حملات نظامی به ایران بودند.مهمترین اهرمی که می توانست از ریزش نیروها و خروج آنها از سازمان جلوگیری کند یک ظرف تشکیلات مثل اشرف بود که به مثابه یک حصار و زندان فیزیکی و حتی ایدئولوژیک برای اعضاء عمل می کرد. رجوی به خوبی می دانست که با ازدست دادن اشرف شیرازه سازمانش از هم می پاشد.کما اینکه شاهد هستیم در آلبانی چند صد عضو ناراضی نهایتاً از فرقه جدا شدند و از ترس ریزش بیشتر نیرو باز هم قلعه ای در خارج شهر تیرانا ایجاد نمودند.</p>
<p>این اصلی ترین موضوعی بود که رجوی همواره از آن وحشت داشته و دارد. لذا او برای حفظ اشرف، از هیچ عمل ظالمانه ای کوتاهی نکرد او سعی کرد تا آنجا که ممکن بود توسط مریم قجر با صرف هزینه های میلیونی، تبلیغاتی به راه بیندازد که اشرف در عراق و حضور ارتش نظامی در آن امری قانونی است. در داخل نیز فضایی را ایجاد می کردند تا مبادا نیروها نسبت به کمپ اشرف و قدرت سران فرقه شک کنند و به همین خاطر هم  فشار به طور دوره ای در داخل مناسبات بالا و بالاتر می رفت. دسترسی نفرات به هرگونه کانال خبری و اطلاعات بیرونی در حالی که ازقبل هم ممنوع بود سخت تر و شرایط بدتر شد. در سال های قبل که حتی به یک میزانی افراد امکانات رفاهی داشتند همه این امکانات تحت عنوان اینکه شما غرق اپورتونیسیم شده اید جمع آوری و سخت گیری ها بیشتر شدند. ارتباطات و ترددهای افراد تحت کنترل قرار گرفت و به بهانه های مختلف هیچکس حق تردد تکی و آزادنه در سطح اشرف را نداشت. افراد حق ورزش و پیاده روی تکی، تفریح تکی و تنها بودن را نداشتند. روزنامه، تلویزیون، کانال ماهواره ای، تماس با دوستان یا خانواده چه در داخل اشرف و یا خارج از آن برای کسی امکان پذیر نبود. تلفن و اینترنت کماکان ممنوع بود و اساساً در اشرف کسی اطلاعی از تلفن موبایل نداشت و ارتباطات شخصی و دوستانه نیز همچنان ممنوع. شهر اشرف یعنی مکان عجیبی که برای ۲۵ سال ارتباطش با دنیای خارج قطع بوده و تنها کانال خبری که آنها از دنیا مطلع می شدند محدود به یک روزنامه داخلی چند صفحه ای بود که اخبار دست چین شده آن توسط سران فرقه تهیه می شد و آموزش های تئوری نظامی مجدداً برگزار می شدند. سران هم سعی می کردند در بین عشایر و مراجع دولتی نفوذ کرده تا حمایت هایی برای ماندن در عراق جذب کنند.</p>
<p>دو ستاد به عنوان ستاد اجتماعی عراق و روابط عراق در این رابطه تشکیل شد و صد ها نفر کار اصلی روزانه شان تماس با مردم عراق و جذب حمایت بود و صدها هزار دلار پول هزینه می شد. در حقیقت با صرف پول حمایت اقشار مختلف را می خریدند. پس از مدتی دیگر خط اصلی این شده بود که هر طور شده بایستی دولت عراق را سرنگون کرد و دولتی سرکار بیاید که از مجاهدین خلق حمایت کند و برای تحقق این خواسته فعالیت های گسترده تری جهت ایجاد اپوزیسیون و تظاهرات انجام می شد.</p>
<p>به دنبال توافق نیروهای آمریکایی با دولت عراق در سال ۲۰۰۸ میلادی مبنی بر خروج آنها از عراق طی یک دوره زمانی دو یا سه ساله، خروج نیروهای آمریکایی مستقر در اشرف نیز قطعی گردید و بدینوسیله طی مراسمی حفاظت اشرف به نیروهایی عراقی تحویل شد.  پس از آن دولت عراق طبق قوانین خودش می خواست یک ایستگاه پلیس در درون کمپ اشرف و در خیابان ۱۰۰ ایجاد کند که درگیری ها شروع شد. درحالیکه از سال ۲۰۰۳ تا پنج الی شش سال قبل از ترک نیروهای آمریکایی، تمام یگان های حفاظتی نظامی آمریکایی در درون کمپ مستقر بوده و در تمام خیابان های اشرف تردد داشته و هر جا که میل داشتند می رفتند و از هر خیابانی گذر می کردند.</p>
<p>پس از رفتن آنها سران فرقه برای زدن یک ایستگاه و بودن یک ماشین عراقی در یکی از خیابان های اشرف این اجازه را  به آنها ندادند.درگیری ها شروع شد.مشخصاً  یکی از دلایل وحشت رجوی از بودن یک ایستگاه پلیس در درون کمپ اشرف دسترسی نیروها به یک مرجع بیرونی و فرار بود. او می خواست که اعضا به موقعیت قانونی و قضایی و مرجع بیرونی دسترسی نداشته باشند و سرانجام لجاجت و مخالفت ها باعث شد که  نیروهای عراقی با زور وارد کمپ شوند و درنتیجه حمله متقابل و درگیری ۱۱ نفر را هم به کشتن داد. نه تنها این موضوع باعث تغییر روش و برخورد رجوی نشد بلکه سعی کرد با جلسات و پیام های مستمر، خط خود را پیش ببرد و بعد از آن درگیری گفت، ۱۱ نفر که هیچ، حتی به قیمت کشته شدن هزار نفر هم شده در کمپ اشرف می مانیم و دولت را تابع خود می کنیم که در عراق بمانیم و سلاح های خود را پس می گیریم. او در طی چند جلسه طولانی تحلیل کرد دیگر دولت عراق به ما حمله نمی کند و ما دولت عراق را عوض می کنیم. ایده اش این بود که بالاخره با فعالیت ها و کارهای خودمان دولت عراق را به زانو درمی آوریم و دولتی را که حامی ما باشد سرکار خواهیم آورد و مثل گذشته در عراق باقی مانده و به علت حضور ۲۵ ساله از امتیازات لازم از قبیل: گرفتن سلاح، پناهندگی، امکانات مالی و…  برخوردار خواهیم شد.</p>
<p>در حالی که بنا به گزارشات خود فرقه از سال۲۰۰۹ به بعد، مدار به مدارکمپ اشرف توسط نیروهای نظامی و امنیتی عراقی احاطه شد و  یک گردان از نیروهای حفاظتی واکنش سریع پلیس دیالی، در کنار اشرف مستقر شدند. به ‌طوری‌که کمپ را با استقرار دو حلقه از نیروهای نظامی محاصره نموده بودند. هم‌چنین نیروهای تیپ ۱۹ از لشکر پنج دیالی، در دروازهٴ شمالی در گریزلی (محل سابق آمریکاییان) مستقر شدند که یک کیلومتر با محل استقرار ساکنان فاصله داشت. با این حال رجوی و عواملش اصرار به ماندن در عراق به هر قیمت داشتند.</p>
<p>علیرغم اینکه سازمان مدعی بود که با نیروهای آمریکایی قراردادی را امضاء کردند که بر پایه‌ی آن توافق به ‌دلیل این‌که در طول جنگ سال ۲۰۰۳، بی‌طرفی خود را حفظ کردند، بعد از جنگ بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو موقعیت&#8221;اشخاص حفاظت‌شده&#8221;به آنها داده شد. بر اساس این کنوانسیون ساکنان اشرف افرادی هستند که از کلیه‌ی حقوق پناهندگی و حفاظت برخوردارند ولی با همه این تفاسیر آمریکایی ها آنها را به حال خود رها کرده و رفتند.</p>
<p>باز هم به گزارش فرقه  نهایت روز دهم شهریور ۱۳۹۲ (اول سپتامبر) ۲۰۱۳قرارگاه اشرف هدف یک تهاجم مسلحانه قرار گرفت که طی آن ۵۲ تن کشته و هفت تن به گروگان گرفته شدند و میلیون ها دلار از دارایی های کمپ اشرف تخریب و یا در محل رها شد.</p>
<p>با تخلیه پادگان اشرف و قطعی شدن اخراج سازمان مجاهدین خلق باز هم با هدف حفظ ساختار فرقه تلاش ‌کردند، تا آنجا که می توانند در مسیر انتقال به خارج از عراق مانع تراشی کنند و مانع اجرای توافق‌نامه سازمان ملل و دولت عراق شوند. آن‌ها حتی بعد از انتقال بیشتر اعضای خود به کمپ لیبرتی خواستار بازگشت آن‌ها به پادگان اشرف شدند، اما سرانجام حادثه دهم شهریور۹۲، باعث شد که به خود بیایند و شکست را بپذیرند و مریم رجوی، تحت فشار نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل، دستور تخلیه پادگان اشرف را اجرا کند و چنین بود که پرونده کمپ اشرف در سال ۱۳۹۲ بسته شد.</p>
<p>مریم سنجابی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61523">مروری بر کارنامه پادگان اشرف در عراق &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61523/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اینجا پادگان اشرف است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61527</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61527?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2024 11:18:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[کمپ اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61527</guid>

					<description><![CDATA[<p>به تازگی یک شهروند ایرانی که برای زیارت و سیاحت به عراق سفر کرده بود، از بقایای پادگان اشرف دیدن کرده و مشاهدات خود را با مخاطبانش در فضای مجازی به اشتراک گذاشته است. این ویدئو در  حدود سه هزار بار لایک شده و افراد بسیاری آن را مشاهده کرده اند و درباره اش نظر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61527">اینجا پادگان اشرف است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به تازگی یک شهروند ایرانی که برای زیارت و سیاحت به عراق سفر کرده بود، از بقایای پادگان اشرف دیدن کرده و مشاهدات خود را با مخاطبانش در فضای مجازی به اشتراک گذاشته است. این ویدئو در  حدود سه هزار بار لایک شده و افراد بسیاری آن را مشاهده کرده اند و درباره اش نظر داده اند.</p>
<p>راوی در حین پخش تصاویر کمپ اشرف، نکته ای جالب و قابل تأمل بیان می کند: تنها پادگانی که در تمام دنیا سر نیزه ی سر دیوارها و حصارهاش، رو به بیرون نیست. رو به داخله!!! این مسئله نشون میده که هیچ کس از بیرون دلش نمی خواست بیاد اینجا .. ولی از داخل خیلی ها سوختن و ساختن و عمر و جوانی رو باختن و نتونستن ازش خارج بشن.</p>
<h3>توضیحاتی اجمالی درباره پادگان اشرف:</h3>
<p>بعد از عقد قرارداد همکاری میان مسعود رجوی و صدام حسین، نیروهای مجاهدین خلق به عراق منتقل شدند. دولت صدام حسین به دنبال استفاده حداکثری از ظرفیت های این گروه به عنوان یک گروه مخالف ایرانی بود چه به لحاظ ابزاری و چه اطلاعاتی. به این ترتیب صدام حسین دو الی سه پادگان نظامی از جمله کمپ اشرف را در اختیار مجاهدین خلق قرار داد.</p>
<p>پادگان اشرف در حقیقت بخشی از زمین های کشاورزی مردم استان دیالی بود که توسط نیروهای صدام به زور غصب و به پادگان نظامی تبدیل شده بود که به پاس مزدوری و خدمات رجوی در جنگ عراق علیه ایران به او هدیه داده شد. این پادگان که توسط عراقی ها “معسکر الخالص” نامیده می شد در استان دیاله و در بیست کیلومتری شمال‌ شرقی شهر الخالص و در ۶۰ کیلومتری مرز ایران قرار داشت. علاوه بر اشرف، بعدها اماکن نظامی متعددی در اختیار سازمان قرار گرفت و دهها کیلومتر اطراف کمپ اشرف نیز جهت مانورهای نظامی در تصرف سازمان مجاهدین قرار داشت.</p>
<p>پادگان اشرف به دلیل ویژگی‌ها و امکاناتی که داشت امکان کنترل حداکثری اعضا را برای رهبران گروه فراهم می کرد. در پادگان اشرف اعضا طوری محصور شده بودند که امکان خروج برای شان فراهم نبود و به شدت تحت کنترل بودند.</p>
<p>رجوی به مرور زندان هم در اشرف ساخت تا افراد ناراضی و منتقد را بیش از پیش بترساند و مجبورشان کند تا به محدودیت های فرقه ای تن بدهند. بعد از سرنگونی صدام حسین و حضور نیروهای امریکایی فرصتی فراهم شد تا برخی اعضای ناراضی خود را از تشکیلات مخوف رجوی نجات بدهند. این افراد داستان های هولناکی از مناسبات فرقه ای که رجوی ساخته بود روایت کرده اند. روایت هایی که همچنان ادامه دارد. ابعاد  نقض حقوق بشر در تشکیلات مجاهدین خلق آنچنان وسیع بوده و هست که هر روز نکته جدیدی افشا می شود.</p>
<p>روز چهارشنبه ۲۰ شهریور سال 1392، بعد از کش و قوس های  فراوان و توافقات میان دولت جدید عراق، سازمان ملل و سران مجاهدین خلق، این پادگان به طور کامل تخلیه شد و نیروها همگی به پادگان لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد منتقل شدند. با خروج آخرین گروه از اعضای سازمان مجاهدین خلق از کمپ اشرف در استان دیالی عراق این کمپ و زمین‌های اطراف آن به دولت عراق بازگردانده شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61527">اینجا پادگان اشرف است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61527/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2024 05:33:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[کمپ اشرف و استقرار پلیس عراق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61521</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل این سلسله مقالات مروری بر عملکرد مجاهدین از رفتن به عراق، عملیات فروغ جاویدان و انقلاب ایدئولوژیک داشتیم. رسیدن مسعود رجوی از موضع مسئول اولی به مقام رهبری عقیدتی آغازی بود بر یک مسیر طولانی و بی پایان تا هر کجا که مسعود رجوی خود بر آن پایانی بگذارد. تا پیش از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521">مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61520">قسمت قبل</a> این سلسله مقالات مروری بر عملکرد مجاهدین از رفتن به عراق، عملیات فروغ جاویدان و انقلاب ایدئولوژیک داشتیم.</p>
<p>رسیدن مسعود رجوی از موضع مسئول اولی به مقام رهبری عقیدتی آغازی بود بر یک مسیر طولانی و بی پایان تا هر کجا که مسعود رجوی خود بر آن پایانی بگذارد. تا پیش از آن، مسعود رجوی مثل تمامی رهبران سازمانها و احزاب سیاسی، مسئولیت سازمان مجاهدین خلق را برعهده داشت. پس از انقلاب درونی تمام اعضای رده بالا را خلع رده نمود و گفت یک بار دیگر هر فردی بایستی خود را در طی نشست های انقلاب اثبات و شایستگی عضویت در سازمان را پیدا کند. بدین ترتیب او با گامی فراتر تمامی شرکای سازمانی خویش را از میدان به در کرد و تنها مقام تصمیم گیرنده در سازمان مجاهدین خلق شد. در مباحث انقلاب ایدئولوژیکی که سال ها جریان داشت، خود مسعود رجوی بارها در وصف خویش می گفت که رهبر عقیدتی کسی است که تمام گناهان نفرات پیرو خود را بر دوش می کشد و در روز معاد نیز، خداوند هرگز از افراد نمی پرسد که تو کیستی؟ بلکه از انسانها سوال می کند که رهبر شما کیست و از چه کسی پیروی می کنید؟ و بر اساس آن بهشت و جهنم تعیین می شود. و صریح می گفت همۀ کسانی که پشت سر من  هستند در یک طیف قرار دارند و خداوند به گناهان فردی و شخصی  شما  کاری ندارد و بر اساس اینکه در پشت سر چه کسی قرار گرفته اید مؤاخذه خواهید شد. لذا من مسئول رستگاری تک تک شما هستم و شما بایستی تمام عیار مطیع من باشید. این جملات در بحث های مفصل و مبسوطی شرح داده می شد یعنی در میان انبوهی مقدمه و شرح از قرآن و تاریخ اسلام و بحث انقلاب درونی و اهمیت کار مریم قجر یعنی طلاق از شوهر سابقش و ازدواج با او که آن را رهایی زن تفسیر می نمود و… طی هفته ها و ماه ها بحث های مطول باصطلاح  انقلاب ایدئولوژیک بود تا خودش به عنوان رهبر عقیدتی بی رقیب در اذهان افراد محکم کند. وی در ادامه مغزشویی افراد بر این باور استوار بود  که نَفَس، یعنی لحظه به لحظه زندگی افراد به مریم قجر تعلق دارد و خون آنان متعلق به مسعود است. لذا تصمیم گیرنده برای زندگی و جان و مال حیات و ممات اعضا رهبر است.</p>
<h3>قتل‌عام شیعیان و کردهای عراق در سال ۱۹۹۱</h3>
<p>سرکوب قیام کردها در شمال و شیعیان در جنوب عراق در سال ۱۹۹۱ (۱۳۷۰ هجری شمسی) از دیگر اقدامات تروریستی مجاهدین خلق است. صدام حسین به خاطر جبران شکست در جنگ علیه ایران و توسعه‌طلبی هایش در سال ۱۳۷۰ به کویت حمله کرد و ظرف ۴۸ ساعت خاک این کشور را ضمیمه عراق و استان سیزدهم خود نامید. پس از آن، آمریکا و متحدان غربی بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل وارد جنگ با عراق شدند و در عرض کمتر از یک ماه ارتش عراق در این جنگ شکست خورد و مجبور شد از کویت عقب نشینی نماید. به خاطر ظلم ها و تبعیض های شدید دولت صدام علیه کردها و شیعیان، مدت‌ های مدیدی بود که آنان مخالف دولت صدام بودند، در فرصت پیش آمده، کردها در شمال و شیعیان در جنوب قیام کردند.ارتش عراق که در دو جنگ دچار فرسودگی ، ضعف و بهم ریختگی بود، توان کافی برای سرکوب قیام‌های شمال و جنوب را نداشت. در این زمان رجوی که منافع و هستی اش در عراق و در دولت صدام گره خورده بود به بهانه جلوگیری از ورود ایران به مرزهای عراق ارتش خود را برای سرکوب قیام‌ها گسیل کرد و نام آن کشتار را  عملیات مروارید نهاد. حتی در پیامی از طرف مریم قجر به نیروهای موجود در عملیات موسوم به مروارید توصیه شد کرد ها را در زیر  تانک ها له کنید و گلوله‌هایتان را برای دیگر عملیات‌ها نگه دارند. بدین ترتیب مجاهدین خلق در جریان این سرکوب، همراه با ارتش صدام در قتل عام نیروهای شورش کننده کرد سهیم شدند. پس از سقوط صدام دادگاهی در عراق در سال ۲۰۰۸ میلادی ۳۸ تن از رهبران فرقه مجاهدین خلق را به اتهام جنایت علیه بشریت محکوم کرد و تحت پیگیرد قرار داد. تعدادی از فرماندهان آن عملیات از جمله مهوش سپهری، حمیده شاهرخی، محمود عطایی و حسین ابریشم چی بودند.</p>
<p>سال۱۳۷۲ پس از اعلام مریم قجر بعنوان رئیس جمهور شورای مقاومت مسعود رجوی در طی یک سخنرانی که ادای لنین را در می آورد با تکیه به صدام و زندان های مخوف ابوغریب گفت، از این پس با هر کس که قصد خروج از سازمان را  داشته باشد با مشت آهنین برخورد خواهیم کرد و جدا شدن  را ممنوع اعلام نمود. در همان روزها بود که حکم معروف قتل فرار و جدایی را هم  داد و گفت، اولا که بریده نداریم و بایستی همه &#8220;مجاهد&#8221;شوند و هر کس که ببرد و بخواهد برود ابتدا باید دو سال در زندان های خودمان و بعد هم ۸ سال را در زندان ابوغریب عراق سپری کند و این چنین دهها نفرکه خواهان خروج بودند را سرکوب نمود. بسیاری فرار کردند که اغلب به دلیل شرایط به شدت امنیتی عراق دستگیر شده و تحویل زندان های مخوف ابوغریب داده می شدند و دهها تن نیز از فرط فشار دست به خودکشی زدند.</p>
<h3>جذب نیرو در دهه ۷۰</h3>
<p>در  همان اوان برای جذب نیروی بیشتر ستادی به نام ستاد داخله در سازمان گسترش پیدا کرد. افراد این ستاد به هر نحوه ممکن به ایران زنگ زده و تلاش می‌کردند افراد را جذب کنند. افرادی که دنبال کار یا ماجراجویی بودند یا اعتراضاتی نسبت به سیستم حکومتی ایران داشتند بیشتر جذب می‌شدند. به آنها می‌گفتند به ترکیه بیایند تا برای آنها پاسپورت تهیه کرده و با پشتیبانی مالی در یک کشور اروپایی بتوانند کار و زندگی کنند. به آنها می‌گفتند ما شما را پشتیبانی مالی می‌کنیم و فقط باید ۶ ماه در کمپ اشرف یک دوره آموزشی ببینید و پس از آن می‌توانید به کشورهای اروپایی بروید که این شش ماه را هم حتی در ایران به آنها نمی‌گفتند. وقتی طعمه‌ها به ترکیه می‌رفتند تازه می فهمیدند که باید شش ماه به عراق بروند.آنها در ترکیه که نگران سرنوشت و وضعیت خود بودند و قدرت تصمیم گیری درستی هم نداشتند به ناچار به عراق و کمپ اشرف می رفتند و به اجبار در آنجا ماندگار می‌شدند. افراد و زوج های جوانی که وارد اشرف می‌شدند دیگر اجازه ملاقات با یکدیگر را نداشتند و پس از آن در ریل قوانین فرقه قرار گرفته و همسران خود را طلاق می‌دادند.</p>
<p>سال ۷۳ نیز با بهانه ورود نفوذی به سازمان به دستور رجوی حدود ۵۰۰ تن از اعضای ناراضی در کمپ اشرف از مقرات مختلف بازداشت و در محل های مختلف و پرت کمپ زندانی شدند. پروسه ای دردناک و مخوف  که بین سه ماه تا دو سال طول کشید که تا پایان آن دهها نفر مورد شکنجه و فشارهای روحی های فراوان قرار گرفته و  حدود ۷ نفر به قتل رسیدند.</p>
<h3>سال۷۶ تا۸۰</h3>
<p>از اوایل ۷۶ تا ۸۰ نیز رجوی با ترفند جدید دیگری با هدف ایجاد جنگ و درگیری بین ایران و عراق اقدام به عملیات های تروریستی جدیدی نمود. در این رابطه در هر یکان تیم ها و دسته های سه تا ۷ نفره موسوم به واحدهای راهگشا، تشکیل و تحت آموزش مختلف قرار می گرفتند و اکثریت سازمان بسیج  و سرگرم این کار بود. این تیم ها  پس از دوره های سه تا شش ماه جهت عملیات های محدود خمپاره زنی و ترور به داخل ایران فرستاده می شدند. طبق آمارهای دو طرف، تقریبا۸۰ درصد تیم ها و نیروهای ارسالی به ایران ضربه خورده و دستگیر شدند و این خط نیز با شکست کامل مواجه شد.</p>
<h3>سال ۱۳۸۲ – ۲۰۰۳ سقوط دولت صدام</h3>
<p>با سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ میلادی توسط  نیروهای آمریکایی، مجاهدین خلق حامی اصلی خویش را از دست دادند حال نوبت این بود که حامی دیگری پیدا کنند. نظامیان آمریکایی، پس از سقوط صدام و تسلط بر عراق وارد کمپ اشرف شدند و سازمان را خلع سلاح کردند رهبران فرقه هم اعلام کردند دیگر مسلح نیستند و تا مدتی هم  دستور بر این بود که افراد در داخل کمپ  لباس نظامی نپوشند و برنامه های نظامی نداشته باشند و در این راستا اسم قرارگاه اشرف هم  به شهر اشرف تبدیل شد با حذف عنوان &#8220;پادگان&#8221; رجوی می خواست در نزد نیروهای آمریکایی تلاش کند و نشان دهد که به فعالیت‌های مسالمت‌آمیز روی آورده اند. بر همین اساس با اصرار بر شهر نامیدن کمپ اشرف، ظاهراً جنبه نظامی کاسته شد. سازمان مجاهدین خلق که تا قبل از آن زیر چتر سیاسی و نظامی صدام حسین، روزگار خوشی را در عراق می گذراند، در معرض طوفان تغییرات قرار گرفت؛ شورای حکومتی تازه تأسیس عراق طی مصوبه ای آنان را تروریست اعلام کرده و حکم اخراج صادر نمود و سپس در دوره دولت موقت آقای علاوی منع فعالیت های سازمان اعلام گردید . این موضوع  در دوره انتقالی آقای دکتر ابراهیم جعفری نیز کماکان روی میز دولت عراق بود و دنبال می شد. پارلمان عراق نیز در همین ایام، طی بیانیه ای سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان تروریست معرفی نمود و بر منع فعالیت و اخراج آن از عراق تأکید نمود. در دو دوره نخست وزیری آقای مالکی، به کرات بر سر ممنوعیت حضور و فعالیت مجاهدین در عراق موضعگیری های رسمی شد و مصوباتی نیز برای اخراج در هیأت دولت به تصویب رسید. عراقی ها، دخالت در امور داخلی در طی سالهای بعد از سقوط صدام، ماهیت تروریسم و مخالفت رهبران فرقه با حاکمیت قوانین مدنی عراق در قرارگاه اشرف را دلائل اخراج مجاهدین خلق از خاک خود بیان می کردند ولی در تمام آن سالها مجاهدین خلق نه تنها به درخواستهای دولت عراق وقعی ننهادند، بلکه همواره سعی در مقابله و رویارویی داشتند و از هیچ کاری فروگذار نکردند. از دخالت در امور داخلی عراق گرفته تا ارتباط با برخی از سران عشایر و اقشار مختلف جامعه جهت جذب، آموزش و به کار گیری برای امور جاسوسی و حتی عضوگیری در درون تشکیلات و در فضای آشفته و متشنج علیه دولت عراق برنامه ریزی نموده و با صرف هزینه های هنگفت به دنبال جلب برخی عناصر معلوم الحال، برای حمایت و ماندگاری درعراق  بودند.</p>
<p>رجوی که احتمالا در سال ۸۲ در مرزهای اردن گیرکرده بوده و موفق به خروج از عراق نشده بود در طی ۸ سال برای حفظ جان خویش و جلوگیری از فروپاشی تشکیلات با علم به شرایط نا امن؛ از خروج اعضا از عراق جلوگیری می کرد. او نیروهای تشکیلات و اشرف را برای حفاظت خویش نیازداشت و می گفت، کوه زجا بجنبد اشرف زجا نجنبد و شعارهای دیگری همچون &#8220;اگر اشرف بایستد دنیا هم خواهد ایستاد&#8221; و  یا &#8220;سیاج (فنس) اشرف مرز سرخ است و کسی حق نزدیک شدن به آن را ندارد&#8221; را مستمر تکرار می کردند.</p>
<p>البته بعد از سرنگونی صدام در همان اوان  یعنی بین سال های ۸۲ تا ۸۴ حدود ۴۰۰الی ۷۰۰ تن بنا  به آمارهای منتشره از طرف خود سازمان در طی یکی دو سال از کمپ اشرف گریختند ولی بازهم نمی توانستند به راحتی به دنیای خارج برسند و با  تبانی سران کمپ با نیروهای آمریکایی به مدت چهار سال دیگر در محلی موسوم به تیف نزد آمریکایی ها محبوس ماندند.</p>
<p>اما دولت عراق براساس قانون خواستار خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق بود که طی ۲۵ سال در عراق همراه صدام به مردم عراق ظلم نمودند.همکاری مجاهدین خلق در کشتار شیعیان، تصرف زمین های مردم و دریافت میلیون ها دلار پول از قبل تجارت نفت عراق از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۲ که دولت عراق تحریم بود. موضوعاتی نبود که به این سادگی ها از آن چشم پوشی کنند.</p>
<p>پس از سقوط صدام اهالی دیالی هم برای برگرداندن اراضی‌شان تلاش می کردند. آن‌ها بارها در مقابل دادگستری استان دیاله تجمع کرده و خواستار اقدام عاجل در این خصوص بودند. زمین هایی که در تصرف مجاهدین خلق بود  اراضی بومیان استان دیاله بود. بنا به گزارشاتی: محلی‌ها این اراضی را &#8220;مروارید صحرا&#8221; می‌خوانند. دلیل این نام‌گذاری، فراوانی درختان، حاصل خیزی و  فضای سبز آن محل  بود. تا قبل از سقوط صدام کسی از بومیان و اهالی محل حق نداشتند جهت بازپس گیری زمین هایی که با زور تحت تملک مجاهدین خلق قرار گرفته بود اقدامی نمایند . قابل توجه است که بخش زیادی از شهدای مظلوم عراقی در دوره دیکتاتوری صدام حسین، کشاورزان استان دیاله بودند.و زمین هایشان توسط صدام غصب و به فرقه رجوی هدیه داده شده بود. در کنار یکی دیگر از پادگان های سرسبز تحت تصرف سازمان که در نزدیکی بغداد درختان ضاری قرار داشت قبرستانی در ضلع جنوبی آن بود که بخش های بزرگی از آن متعلق به گور های دسته جمعی بود. اعضایی از سازمان که شب ها در اطراف و برج های آن نگهبانی می دادند بارها شاهد کندن گورهای جمعی و دفن اعدامیان دوران صدام بودند. ظلم  و ستم هایی که به مردم عراق و شیعیان در زمان صدام شد، با سکوت مجامع بین المللی و خصوصاً مجاهدین خلق همراه بود.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>مریم سنجابی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521">مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61521/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61520</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61520?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2024 05:33:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61520</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم سنجابی، عضو جدا شده از فرقه رجوی در سلسله مطالبی به مناسبت تعطیلی مقر اشرف در شهریور ۱۳۹۲، مروری بر کارنامه پادگان اشرف داشته است: رجوی در سال ۱۳۶۰ با فرار از ایران به کشور فرانسه پناهنده شد. او که اموراتش با وابستگی به دول خارجی پیش می رفت سعی کرد با جلب نظر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61520">مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مریم سنجابی، عضو جدا شده از فرقه رجوی در سلسله مطالبی به مناسبت تعطیلی مقر اشرف در شهریور ۱۳۹۲، مروری بر کارنامه پادگان اشرف داشته است:</p>
<p>رجوی در سال ۱۳۶۰ با فرار از ایران به کشور فرانسه پناهنده شد. او که اموراتش با وابستگی به دول خارجی پیش می رفت سعی کرد با جلب نظر دولت فرانسه و تشکیل شورایی متشکل از نیروهای مخالف رهبری اپوزیسیون را به دست بگیرد و به موازات آن به عملیات تروریستی  در داخل ایران ادامه دهد.</p>
<p>اواخر سال ۶۲ با ضربه خوردن اکثر خانه های تیمی، ناگزیر شد باقیمانده نیروهایش را از ایران خارج و به کشورهای مختلف  فرا بخواند. به علت شکست های متعدد در طرح های سرنگونی، عملیات های تروریستی و خشونت آمیز و خود محوری های متعدد، در کمتر از یک سال اکثر اعضای اصلی شورا را هم از دست داد. در این مرحله او به دنبال اتحاد بیشتر و علنی با صدام حسین رفت. دولتی که علیه ایران می جنگید و به خاطر همین عدم مشروعیت حتی بنی صدر نیز نپذیرفت که با دولت صدام همکاری کند و با رجوی به عراق برود و در آوریل ۱۹۸۴ او هم از شورای رجوی خارج شد. با شکست سیاست های رجوی در جلب همکاری و نظر دولت مردان غربی و اخراجش از فرانسه بناچار تصمیم به اتحاد محکمتری با دولت عراق گرفت و با امضای صلحی فرمالیستی با معاون صدام از فرانسه به عراق رفت. در آن زمان فراخوان گسترده تری برای جمع آوری نیروهایش داد و گفت همه هواداران در هر کجا که هستند خود را به عراق برسانند. لذا در سال ۶۵ تجمع نیرویی مجدد مجاهدین خلق در عراق شکل گرفت و بیش از ۹۰ درصد بازمانده ها را در عراق جمع کرد تا باصطلاح خودش ارتشی نظامی تشکیل بدهد.</p>
<p>در طول حضور مجاهدین خلق در عراق دولت صدام  بدنبال استفاده حداکثر ابزاری و اطلاعاتی از آنها بود و همان سال صدام حسین دو الی سه پادگان از جمله  کمپ اشرف را به مساحتی حدود ۲۴ کیلومتر(۶ در۴کیلومتر) واقع در شهر خالص در اختیار آنان قرار داد.</p>
<p>پادگان اشرف در حقیقت بخشی از زمین های کشاورزی مردم استان دیالی بود که توسط نیروهای صدام به زور غصب و به پادگان نظامی تبدیل شده بود که به پاس مزدوری و خدمات رجوی در جنگ عراق علیه ایران  به او هدیه داده شد. این پادگان که توسط عراقی ها &#8220;معسکر الخالص&#8221; نامیده می شد در استان دیاله و  در بیست کیلومتری شمال‌ شرقی شهر الخالص و در ۶۰ کیلومتری مرز ایران قرار داشت. (علاوه بر اشرف، بعدها اماکن نظامی متعددی در اختیار سازمان قرار گرفت و دهها کیلومتر اطراف کمپ اشرف نیزجهت مانورهای نظامی در تصرف سازمان مجاهدین قرار داشت.)</p>
<p>رجوی با اعتقاد به روش‌های خشونت‌آمیز، مسلحانه و تروریستی اقدام به تشکیل نیروی نظامی متمرکز با اسم ارتش آزادیبخش در سال ۱۳۶۶  نمود و به عنوان جزئی از ارتش صدام، همه گونه پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی و تدارکاتی اعم از برخورداری از سوبسید های کشوری، از دولت صدام دریافت می کرد. تمامی این کمک ها جدا از دریافت های دلاری و میلیون ها دینار پول نقدی بود که هرماهه دریافت می کردند.</p>
<h3>وقایع ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸</h3>
<p>قبل از رفتن به عراق در سال ۱۳۶۴ اتفاق  دیگری افتاد، رجوی با  انحلال مرکزیت سازمان مجاهدین خلق و اعلام خویش به عنوان مسئول اول با برنامه ای به نام انقلاب ایدئولوژیک و رهایی زنان، مریم قجر عضدانلو همسرمهدی ابریشم چی را وادار به طلاق و ازدواج  با خویش نمود و او را به سطح جانشین خودش ارتقا داد. در ادامه کادر مرکزیت سازمان را تبدیل به هیئت اجرایی نمود. یعنی اینکه همه اعضای باسابقه و قدیمی سازمان، اعضای هیئتی شدند که فقط کارهای اجرایی را به عهده داشتند و خودش را به رهبر عالی و درجه یک ارتقا داد.</p>
<p>رجوی که در طی یکی دو فقره کودتای داخلی در سال ۶۴ و ۶۸ رقبایش را کنار زد خود را رهبر عقیدتی بلامنازع مجاهدین خلق و نماینده خدا در روی زمین می خواند. مریم رجوی در توصیف او  می گفت  مسعود رابطه اش با امامان.. هست و او رهبری است که  آنقدر خالص است که عملکردش بدون اشتباه و الهام شده از سوی خداست و به همین علت کسی نمی تواند و نباید فرامین او را مورد نقد و اعتراض قرار دهد مسعود فقط به خدای خودش پاسخگو است.</p>
<p>و برای  25 سال مسعود رجوی هزاران نفر را در بیابان های عراق  در کمپ اشرف محصور کرد و به اصطلاح  شهر آرمانی خویش را برپا کرده بود.  او که فرصتی  برای نمایش ایدئولوژی و عقایدش در اجرای قوانین شهر اشرف را  داشت. در این آزمایش بزرگ  به شدت رفوزه شد و به شهادت اغلب جداشدگان و فراریان، بیشتر از آنکه کمپ اشرف شهری آرمانی باشد قلعه و زندانی محصور و ایزوله از جهان بود  تمامی تحرکات افراد تحت کنترل و رصد سران فرقه بود و در طی سالها کم کم از دنیای بیرون قطع  و هر گونه ارتباط با خانواده، مجامع بین المللی، وکیل و هر ارگان خارج از کمپ اشرف جرم محسوب می شد.</p>
<p>پس از تشکیل ارتش نظامی، حدود ۵ هزار نفر به آموزش های نظامی سخت و فراگیری قوانین فرقه در طی شبانه روز مشغول بودند. و رجوی  هر سال را سال پیروزی و سرنگونی دولت ایران می نامید و در پایان سال نیز اعضا را بازخواست و مؤاخذه می کرد و می گفت دلیل عدم سرنگونی شمایید چرا که به قدر کافی مطیع نبودید و محدودیت های طاقت فرسای فیزیکی و روحی  را افزایش می دادند.</p>
<p>در آن سال ها  که جنگ ضد میهنی دولت صدام علیه ایران ادامه داشت فرقه مجاهدین خلق  همکاری اطلاعات زیادی  با ارتش عراق داشت. در مقابل، صدام حسین نیز امکانات لازم برای تشکیل ارتش آزادی‌بخش ملی را در اختیار رجوی می‌گذاشت. دولت عراق با تهیه امکانات و تسلیحات مورد نیاز و اماکن مختلف در نزدیکی های مرز ایران، امکان سازماندهی حملات تروریستی را برای آن‌ها فراهم می‌آورد. در عوض مجاهدین خلق نیز در جبهه‌های جنگ این کشور علیه ایران با ارتش بعث همکاری می‌کردند. این همکاری‌ در زمینه جمع‌آوری و انتقال اطلاعات اهمیت زیادی برای ارتش صدام داشت. استخبارات عراق (سازمان اطلاعات نظامی)، اطلاعاتی مورد نیاز خود به آنها سفارش می داد و ستاد اطلاعات نظامی سازمان  پیوسته در این راستا به رصد های اطلاعاتی نیروهای جنگی، شنود و تخلیه های تلفنی و… فعالیت مختلف جاسوسی اشتغال داشت و کمک های قابل توجهی را در اختیار دولت صدام می گذاشتند. اعضای اصلی پیشبرد این امور دهها نفر به سرکردگی  مهدی برایی، مهدی ابریشمچی، عباس داوری، حسن نظام الملکی، حسن  محصل و محسن سیاه‌کلاه و…  در بخش های اطلاعاتی بودند.</p>
<p>آنها  با انواع و اقسام روش ها حتی با استفاده از تماس با خانواده ها، کارکنان ادارات مختلف، دوائر نظامی، بیمارستان ها و کتابخانه ها، اطلاعات محرمانه نظامی را از داخل کشور گردآوری و به استخبارات عراق تحویل می دادند.</p>
<p>پس از آموزش ها و آمادگی های نظامی به ‌موازات حملات صدام، در اواخر جنگ، ارتش موسوم به آزادیبخش رجوی که از حمایت و پشتیبانی کامل ارتش بعث برخوردار بود وارد جنگ  نظامی شد و عملیات‌هایی متحرک موسوم به گردانی در جبهه های مختلف از سال ۶۶ شروع نمود و در سال ۶۷ با انتخاب مناطق بزرگتری با عملیات هایی موسوم به آفتاب در منطقه فکه و چلچراغ در شهر مهران ادامه داد  تا اینکه مهم‌ترین عملیات با بیش از ۹۰ درصد نیروها به  اسم فروغ جاویدان که  در ایران به عملیات مرصاد معروف است در سوم مرداد ماه ۱۳۶۷ روی داد. این عملیات با نیرویی بیش از شش الی هفت هزار نفر با تانک و زرهی های مختلف و با حمایت توپخانه و ارتش عراق به خاک ایران انجام شد، که پس از سه روز  با تحمل شکستی سنگین و بر جای گذاشتن حدود ۵ هزار کشته و زخمی مجبور به عقب‌نشینی از خاک ایران شدند.</p>
<h3>جمع بندی عملیات مرصاد منجر به انقلاب ایدئولوژیک</h3>
<p>تشکیلات سازمان، بعد از شکست سنگین در عملیات مرصاد، رفته‌رفته به سمت تبدیل شدن به یک فرقه تمام‌عیار حرکت کرد. مسعود رجوی که با این شکست، اعتبارش در میان اعضا در حال از بین رفتن بود و زمزمه خروج و مخالفت ها شروع شده بود.  بدون این ‌که مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد صحنه را به گونه ای دیگر رقم زد. او در میان حیرت همگان، اعضا را دلیل شکست معرفی کرد. او گفت آنچه که باعث شد نیروهای ارتش آزادی‌بخش ملی از تنگه چهارزبر (مرصاد) عبور نکنند و نتوانند خود را به کرمانشاه برسانند، وابستگی‌های عاطفی میان زنان و مردان بود که نتوانستند تمام نیروی خود را صرف نبرد کنند! در جلسه جمع بندی مریم قجر گفت شما اینقدر خالص نبوده اید که به خاطر مسعود بجگنید و به فکر زن و بچه و خانواده هایتان بودید و لذا حتی شهدای ما خالص و ایدئولوژیک نیستند و با انگیزه و انتقام های شخصی جنگیده اند. مسعود هر کاری می توانسته انجام داده، شما به اندازه کافی ایدئولوژیک نبودید و به خاطر ایدئولوژی مسعود نجنگیدید. فکر به همسران و خانواده در افکار شما جای داشتند. این تلقی، سرآغاز تغییرات شدید یا همان &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; شد. در راستای این تغییرات بنیادین و بر اساس نظریات رجوی برای رسیدن به اخلاص و درجه وفاداری بیشتر، افراد باید از همسران‌شان طلاق می گرفتند. خانواده های موجود از هم پاشیدند زوج ها طلاق گرفتند و  مناسبات فرقه ای با شدت بیشتری جاری شد و ۸۲۰  بچه موجود در کمپ  اشرف را هم در سال ۱۳۷۰ به سایر کشورها اروپایی فرستادند. پدران و مادران هم از ارتباط با فرزندان  منع شدند.</p>
<p>رجوی می گفت عشق اعضا به همسران‌شان حائلی است میان عشق آن‌ها به رهبر(رجوی) که سمبل ایدئولوژی فرقه است که آن‌ها را از انجام وظایف‌شان در برابر او باز می‌دارد. عشق و علاقه، تنها در رابطه فرد با  ایدئولوژی و رهبری معنا پیدا می‌کند، لذا اعضا باید تنها به رهبر فرقه عشق بورزند تا بتوانند، برای او فداکاری  نموده و از همه چیز خود بگذرند.</p>
<p>این وضعیت ادامه داشت در حالیکه  افراد از صبح تا شام به بیگاری مشغول بودند و دیگر چیزی نداشتند. رجوی با فاصله کمی در همان محل ها برای خویش کاخ ها و پناهگاه هایی عظیم برپا کرد. مسعود رجوی، مریم قجر عضدانلو را مسئول اول و خود را رهبر عقیدتی نامید.</p>
<p>و پس از آن مریم قجر در آموزش‌های فرقه می گفت مسعود رجوی سال‌های نوری با شما فاصله دارد! و برترین مقامی است که حتی کسی توان درک وی را ندارد. رجوی هم خطاب به اعضا می گفت درک شما از مسائل سیاسی ماکزیمم دوونیم درصد است! و برای اثبات این موضوع در بسیاری از مواقع بالاترین سران سازمان را مجبور به اعتراف و اظهار عقیده در جمع‌های عمومی می‌کرد که بگویند به هیچ عنوان فهم و درک رجوی را ندارند لذا او از همه برتر است. این یک حرکت آگاهانه و حساب شده بود که رجوی می‌خواست تمامی قدرت سازمان در دستان وی بوده و هیچ‌کس یارای مخالفت با وی را نداشته باشد.</p>
<p>هر کدام از مسئولان قدیمی و هم‌طراز رجوی کوچک‌ترین مخالفتی با  او می‌کردند، به‌سرعت از صحنه حذف شده و به پایین‌ترین مدارهای سازمانی منتقل می‌شدند. مهدی افتخاری، محمد حیاتی، حمید عطایی، زهرا طالقانی، ماندانا بیدرنگ، فهمیه اروانی و سپیده ابراهیمی نمونه‌هایی از این دست هستند.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>مریم سنجابی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61520">مروری بر کارنامه پادگان اشرف &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61520/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ما در بردگی مطلق بودیم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60645</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60645?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jun 2024 06:55:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبات حاکم بر اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی سلیمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60645</guid>

					<description><![CDATA[<p>با سلام به تمامی خانواده‌های عزیز، یادم هست که برای اولین بار، زمانی که خانواده‌ها برای دیدار فرزندانشان، یا پدر و مادرشان پشت درب کمپ اشرف آمدند، چه لحظه‌های خاصی بود. با تشکر فراوان از آقای ابراهیم خدابنده که انجمن نجات را راه‌اندازی کرد تا تک‌تک افراد برای آزادی از اسارت فرقه وطن‌فروش پناهگاهی پس [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60645">ما در بردگی مطلق بودیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به تمامی خانواده‌های عزیز،</p>
<p>یادم هست که برای اولین بار، زمانی که خانواده‌ها برای دیدار فرزندانشان، یا پدر و مادرشان پشت درب کمپ اشرف آمدند، چه لحظه‌های خاصی بود. با تشکر فراوان از آقای ابراهیم خدابنده که انجمن نجات را راه‌اندازی کرد تا تک‌تک افراد برای آزادی از اسارت فرقه وطن‌فروش پناهگاهی پس از خروج داشته باشند. این امر چنان تأثیرگذار بود که در نشست‌های بزرگ، مهمترین بحث، انجمن نجات بود.</p>
<p>همچنین تشکر ویژه‌ای دارم از خانم ثریا عبداللهی که به‌تنهایی در برابر خون‌آشام‌های مسعود و مریم رجوی ایستادگی کرد و با تمام سختی‌ها، ذره‌ای کوتاه نیامد. همچنین از خانم بتول سلطانی که ماجراهای پشت پرده این خون‌آشام‌ها را افشا کرد و موضوع رقص رهایی را از پشت بلندگوها بیان کرد، تشکر می‌کنم. از آن زمان، در محفل‌هایمان با دوستان همواره در این رابطه صحبت می‌کردیم. واقعاً چقدر پست و فرومایه است که مسعود رجوی چنین اعمالی را انجام می‌دهد.</p>
<p>از آن زمان، سه محور اصلی، یعنی تأسیس انجمن نجات توسط آقای خدابنده، تلاش شبانه‌روزی خانم عبداللهی، و افشاگری‌های خانم بتول سلطانی، باعث شد که تمامی اعضای فرقه از خواب زمستانی بیدار شوند. صحبت‌های آن‌ها را از پشت بلندگوها می‌شنیدیم و به‌تدریج از اسارت و بردگی رهایی یافتیم. شرایط آن‌قدر سخت و مغزشویی شدید بود که هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداشتیم و روز و شب حرف‌های تکراری می‌شنیدیم و فرصتی برای فکر کردن به چیزهای دیگر نداشتیم.</p>
<p>ما در بردگی مطلق بودیم و آن‌ها برایمان برنامه‌ریزی می‌کردند که چه زمانی خوشحال باشیم و بخندیم، چه وقت ناراحت باشیم یا چه زمانی وقت آزاد داشته باشیم. حتی تعیین می‌کردند که کی بخوریم، کی بخوابیم و بیدار شویم، چه لباسی بپوشیم و چه غذایی بخوریم. حتی زمان دوش گرفتن را هم برایمان مشخص می‌کردند.</p>
<p>این شرایط غیر انسانی و محدودیت‌های شدید باعث شد که بسیاری از ما در جستجوی راهی برای رهایی از این اسارت بی‌پایان باشیم. اکنون که آزاد شده‌ایم و می‌توانیم نفس بکشیم، از تمامی کسانی که در این راه به ما کمک کردند، از صمیم قلب تشکر می‌کنیم. امروز، با یادآوری آن روزهای تلخ و سخت، بیش از پیش قدردان آزادی و استقلالمان هستیم و به آینده‌ای روشن‌تر و بهتر امیدواریم.</p>
<p>مهدی سلیمانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60645">ما در بردگی مطلق بودیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60645/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
